8 فایل مربوط به کارگاه #تفکر_نقاد مدرس دکتر #سرگلزایی 👆👆
تفکر نقاد
سرگلزایی
🌺🌺🌺🌺🌺
با سپاس از جناب آقای اکبری به خاطر لطف کردن این فایلها
تفکر نقاد
سرگلزایی
🌺🌺🌺🌺🌺
با سپاس از جناب آقای اکبری به خاطر لطف کردن این فایلها
چگونه بحث کنیم؟ -25
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥
❇️ تعریف بازی
❇️ مواد اولیه دیالوگ
❇️ تعریف اجمالی معرفت
❇️ دو بازیگر عمده دیالوگ
✏️ اگر دیالوگ را یک بازی همکارانۀ برد- برد برای تبادل معرفت در نظر بگیریم، از همین تعریف مشخص است که مواد اولیۀ این بازی معرفت خواهند بود.
برای روشنی بیشتر ابتدا بازی را تعریف می کنیم:
❇️
🖍 هرگاه سود یک موجودیت تنها در گرو رفتار خود او نبوده و متاثر از رفتار یک یا چند موجودیت دیگر باشد، و تصمیمات دیگر تاثیر مثبت و منفی بر روی سود او داشته باشند، یک بازی میان دو یا چند موجودیت یاد شده شکل گرفته است.
(عبدلی قهرمان: «نظریه بازیها و کاربردهای آن»)
📝 توضیح تعریف:
برای روشنتر شدن تعریف، نیاز به توضیح است که مراد از موجودیت، عامل یا عوامل انسانی است.
علت اینگونه تعبیر، این است که این عامل گاهی یک نفر است و گاهی یک تیم ، سازمان، نهاد یا مجموعه مشخصی از انسانها یا حتی یک کشور یا یک حکومت و ...
برای اینکه تعریف هر دو قسم را شامل شود از تعبیر( موجودیت) بهره برده شده است.
📝 به تعبیر ساده اگر یک فرد درگیر کاری است که سودش از آن کار تنها در گرو تصمیم و رفتار خود او نیست بلکه تصمیم و رفتار فرد دیگری در میزان سود و زیان وی اثر گذار است، آن عمل نوعی بازی محسوب می شود.
🖌🖌 این معنا از بازی ، تا حدودی متفاوت از معنای دیگر بازی است که در علوم تربیتی مدنظر است، و بیشتر در مورد کودکان از آن بحث می شود.
📝 بازی با این معنا بسیاری از کارهای جمعی ما را شامل می شود.
برای مثال
📍 درس خواندن یک دانش آموز در دبستان در واقع یک بازی است زیرا نتیجه کار او غیر از فعالیت فردی وی به رفتار دانش آموزان دیگر، رفتار آموزگاران و رفتار عوامل مدیریت مدرسه و.. بستگی دارد.
📍 دیوار کشی برای یک بنا یک بازی برد- برد و همکارانه بین بنا و کارگر است زیرا نتیجه و سود و زیان عمل او به غیر از فعالیت شخصی اش ، به عمل و رفتار کارگر هم بستگی دارد.
📌📌📌 اگر در این بازی مواد و مصالح بازی را آجر و گچ و آهک و سیمان و آب و شن و... بدانیم در بازی دیالوگ هم مواد و مصالح بازی، معرفت خواهد بود زیرا هدف از این بازی تبادل معرفت است.
حال باید به این سوالها پاسخ دهیم که:
❇️
چگونه حاصل می شود؟
📝 بحث در مورد معرفت بسی گسترده دامن است، اما در اینجا نه نیازی به تمام آن بحثهاست و نه فرصتی.
🖍 به ساده ترین بیان ممکن، معرفت عبارت است از هر باوری از ما که ما برای درستی اش دلیل موجه داریم.
🖍 از زمان سقراط و افلاطون و ارسطو ، آن باورهایی که دلیلی بر درستی شان نداریم را معرفت ندانسته اند.
📌📌 پس تنها به آن بخش از باورها که دلیلی بر درستی اش داریم، می توانیم بگوییم معرفت
🖍🖍 الان معلوم می شود که چرا از ابتدا شرط می شود که ادعای صرف را نمی توان در دیالوگ استفاده کرد. چرا؟
📍📍 چون وقتی دلیلش در کنارش نباشد نمی توانیم مدعی شویم که معرفت است.
📌📌 پس وقتی یک نفر مدعایی را همراه با دلیل یا دلایلش به فرد دیگری بیان می کند ، خواه این بیان شفاهی باشد یا مکتوب، تلاش کرده است معرفتی را به طرف مقابل اعطا کند و به بیان دیگر اقدام به تبادل معرفت کرده است و اینکار می تواند بخشی از بازی دیالوگ تلقی شود.
🖌🖌 از همین نقطه ما می توانیم اولین حرکت اولین بازیگر دیالوگ را مشخص کنیم.
✏️ مضمون کلام وی باید یک مدعای اصلی و تنها یک مدعای اصلی باشد
✏️ به همراه دلیل یا دلایلی که از ادعای او پشتیبانی کند.
✔️ طبیعی است که این دلیل یا دلایل بایدمتناسب با دانش و معلومات و سطح معرفت مخاطب یعنی دومین بازیگر باشد.
✔️✔️
☑️ مجموع قسمت اول و دوم با هم استدلال نامیده می شود.
نکته ای که باید متذکر شد، معمولا در یک استدلال وقتی مدعا بعد از دلیل ذکر شود، گاهی به آن نتیجه هم گفته می شود زیرا به حسب فرض ما مدعا منطقا از دلیل یا دلایل استنتاج می شود.
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥
❇️ تعریف بازی
❇️ مواد اولیه دیالوگ
❇️ تعریف اجمالی معرفت
❇️ دو بازیگر عمده دیالوگ
✏️ اگر دیالوگ را یک بازی همکارانۀ برد- برد برای تبادل معرفت در نظر بگیریم، از همین تعریف مشخص است که مواد اولیۀ این بازی معرفت خواهند بود.
برای روشنی بیشتر ابتدا بازی را تعریف می کنیم:
❇️
تعریف بازی:🖍 هرگاه سود یک موجودیت تنها در گرو رفتار خود او نبوده و متاثر از رفتار یک یا چند موجودیت دیگر باشد، و تصمیمات دیگر تاثیر مثبت و منفی بر روی سود او داشته باشند، یک بازی میان دو یا چند موجودیت یاد شده شکل گرفته است.
(عبدلی قهرمان: «نظریه بازیها و کاربردهای آن»)
📝 توضیح تعریف:
برای روشنتر شدن تعریف، نیاز به توضیح است که مراد از موجودیت، عامل یا عوامل انسانی است.
علت اینگونه تعبیر، این است که این عامل گاهی یک نفر است و گاهی یک تیم ، سازمان، نهاد یا مجموعه مشخصی از انسانها یا حتی یک کشور یا یک حکومت و ...
برای اینکه تعریف هر دو قسم را شامل شود از تعبیر( موجودیت) بهره برده شده است.
📝 به تعبیر ساده اگر یک فرد درگیر کاری است که سودش از آن کار تنها در گرو تصمیم و رفتار خود او نیست بلکه تصمیم و رفتار فرد دیگری در میزان سود و زیان وی اثر گذار است، آن عمل نوعی بازی محسوب می شود.
🖌🖌 این معنا از بازی ، تا حدودی متفاوت از معنای دیگر بازی است که در علوم تربیتی مدنظر است، و بیشتر در مورد کودکان از آن بحث می شود.
📝 بازی با این معنا بسیاری از کارهای جمعی ما را شامل می شود.
برای مثال
📍 درس خواندن یک دانش آموز در دبستان در واقع یک بازی است زیرا نتیجه کار او غیر از فعالیت فردی وی به رفتار دانش آموزان دیگر، رفتار آموزگاران و رفتار عوامل مدیریت مدرسه و.. بستگی دارد.
📍 دیوار کشی برای یک بنا یک بازی برد- برد و همکارانه بین بنا و کارگر است زیرا نتیجه و سود و زیان عمل او به غیر از فعالیت شخصی اش ، به عمل و رفتار کارگر هم بستگی دارد.
📌📌📌 اگر در این بازی مواد و مصالح بازی را آجر و گچ و آهک و سیمان و آب و شن و... بدانیم در بازی دیالوگ هم مواد و مصالح بازی، معرفت خواهد بود زیرا هدف از این بازی تبادل معرفت است.
حال باید به این سوالها پاسخ دهیم که:
❇️
معرفت چیست؟
تبادل معرفت به چه معناست ؟چگونه حاصل می شود؟
📝 بحث در مورد معرفت بسی گسترده دامن است، اما در اینجا نه نیازی به تمام آن بحثهاست و نه فرصتی.
🖍 به ساده ترین بیان ممکن، معرفت عبارت است از هر باوری از ما که ما برای درستی اش دلیل موجه داریم.
🖍 از زمان سقراط و افلاطون و ارسطو ، آن باورهایی که دلیلی بر درستی شان نداریم را معرفت ندانسته اند.
📌📌 پس تنها به آن بخش از باورها که دلیلی بر درستی اش داریم، می توانیم بگوییم معرفت
🖍🖍 الان معلوم می شود که چرا از ابتدا شرط می شود که ادعای صرف را نمی توان در دیالوگ استفاده کرد. چرا؟
📍📍 چون وقتی دلیلش در کنارش نباشد نمی توانیم مدعی شویم که معرفت است.
تنها در صورتی که مدعای ما به همراه دلیل ذکر شود ،می توان گفت که این مدعا یک معرفت است. گرچه حتی بعدا ثابت شود که دلیل نادرست یا ناقص بوده استزیرا وقتی که بیان می کردیم برای ما یک معرفت بود.
📌📌 پس وقتی یک نفر مدعایی را همراه با دلیل یا دلایلش به فرد دیگری بیان می کند ، خواه این بیان شفاهی باشد یا مکتوب، تلاش کرده است معرفتی را به طرف مقابل اعطا کند و به بیان دیگر اقدام به تبادل معرفت کرده است و اینکار می تواند بخشی از بازی دیالوگ تلقی شود.
🖌🖌 از همین نقطه ما می توانیم اولین حرکت اولین بازیگر دیالوگ را مشخص کنیم.
هر کدام از دو بازیگر می تواند شروع کننده بازی باشد.ازینرو که شروع کننده در مقام ادعای معرفت بودن آن چیزی است که القا میکند ، مدعی نامیده می شود.
✏️ مضمون کلام وی باید یک مدعای اصلی و تنها یک مدعای اصلی باشد
✏️ به همراه دلیل یا دلایلی که از ادعای او پشتیبانی کند.
✔️ طبیعی است که این دلیل یا دلایل بایدمتناسب با دانش و معلومات و سطح معرفت مخاطب یعنی دومین بازیگر باشد.
✔️✔️
پس کلام مدعی ضرورتا باید از دو قسمت کاملا مجزا تشکیل شده باشد:
قسمت اول: مدعا که از روی تسامح ادعا هم نامیده می شود.
قسمت دوم: دلیل یا دلایل ☑️ مجموع قسمت اول و دوم با هم استدلال نامیده می شود.
پس یک استدلال شامل مدعاست و دلیلی که از درستی آن پشتیبانی می کند.✔️✔️✔️گاهی به مدعا، نتیجه هم گفته می شود.
نکته ای که باید متذکر شد، معمولا در یک استدلال وقتی مدعا بعد از دلیل ذکر شود، گاهی به آن نتیجه هم گفته می شود زیرا به حسب فرض ما مدعا منطقا از دلیل یا دلایل استنتاج می شود.
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
زبان پیامکی
(به انگلیسی: SMS language) به اصطلاحات اختصاری استفاده شده در پیامکها و چت رومها و شبکههای مجازی اجتماعی اطلاق میشود.
اهمیت
اهمیت زبان پیامکی در نوشتن واژهها با کمترین تعداد نویسه برای رساندن مفهوم است. بخاطر همین در این گونه زبانی از رعایت اصول نوشتن از جمله نقطه گذاری، با حروف بزرگ نوشتن، و رعایت کامل دستور زبان پرهیز میشود.
در یک نگاه زبان پیامکی را میتوان گویشی نو زاد در زبان دانست که واژگان و اعداد را در هم آمیخته تا مختصرترین واژگان را برا بیان مقصود بسازد.
پیدایش
پیدایش زبان پیامکی به دوره استفاده از تلگراف بر میگردد. زمانی که واژگانی نظیر TEXT را برای سریع نوشتن بصورت txt مینوشتند. بغیر از حذف واکههای واژه با ترکیب اعداد و حروف نیز باز هم میشد واژگان کوتاه تری نوشت برای مثال برای واژه انگلیسی later میتوان از عبارت سه کاراکتری l8r استفاده کرد.
استفاده از ابزارهای چت رشد زبان پیامکی را سرعت بخشید.افراد چت کننده برای سرعت بخشیدن به کار کم کم واژههای اختصاری ای را برای عبارات بزرگ ساختند. بطور مثال برای عبارت انگلیسی be right back از عبارت BRB که از ترکیب حرف اول این واژهها ساخته شده بود استفاده کردند.
ساختار
ساخت واژههای زبان پیامکی، فرمولهای سادهای دارند. اولین فرمول همان نشان اختصاری است که از ترکیب حروف اول کلمات بدست میآید. مانند موارد زیر
brb = be right back = برمیگردم
dc = disconnect = قطع ارتباط شبکه
on= online = آنلاین
off = offline = آفلاین
lol= laugh out loudly = خندیدن با صدای بلند
np= no problem = ایرادی ندارد
wb= welcome back= خوش برگشتی
asl= age/ sexuality/ locationسن/جنسیت/محل زندگی
ty= thank you = متشکرم
so so= نه زیاد خوب نه زیاد بد
glhf = good luck have fun = وقت خوبی داشته باشید و شاد باشی
bb = bye bye = خداحافظ
روش دیگر استفاده از نام حروف و اعداد است که شبیه یک واژه هستند. مانند موارد زیر:
you = U = شما
your = UR = برای شما
c u= see you = میبینمت
s2a=send too all=ارسال برای همه
nf = net freind= دوست اینترنتی
ir3l=irancell=ایرانسل
w8=wait=انتظار
در چت به زبان فارسی با حروف انگلیسی (فینگلیش)از این روش بصورت محلی بسیار استفاده میشود. مانند نمونههای زیر:
@sa = ساعت
mer۳۰ = مرسی
30nama=سینما
در برخی موارد هم حروف صدادار یک واژه حذف میشوند:
tnx = thanks = ممنون
BA=بیا
در برخی موارد هم از ترکیب چند روش استفاده میشود:
uw = you're welcome = خواهش میکنم
پدیا
(به انگلیسی: SMS language) به اصطلاحات اختصاری استفاده شده در پیامکها و چت رومها و شبکههای مجازی اجتماعی اطلاق میشود.
اهمیت
اهمیت زبان پیامکی در نوشتن واژهها با کمترین تعداد نویسه برای رساندن مفهوم است. بخاطر همین در این گونه زبانی از رعایت اصول نوشتن از جمله نقطه گذاری، با حروف بزرگ نوشتن، و رعایت کامل دستور زبان پرهیز میشود.
در یک نگاه زبان پیامکی را میتوان گویشی نو زاد در زبان دانست که واژگان و اعداد را در هم آمیخته تا مختصرترین واژگان را برا بیان مقصود بسازد.
پیدایش
پیدایش زبان پیامکی به دوره استفاده از تلگراف بر میگردد. زمانی که واژگانی نظیر TEXT را برای سریع نوشتن بصورت txt مینوشتند. بغیر از حذف واکههای واژه با ترکیب اعداد و حروف نیز باز هم میشد واژگان کوتاه تری نوشت برای مثال برای واژه انگلیسی later میتوان از عبارت سه کاراکتری l8r استفاده کرد.
استفاده از ابزارهای چت رشد زبان پیامکی را سرعت بخشید.افراد چت کننده برای سرعت بخشیدن به کار کم کم واژههای اختصاری ای را برای عبارات بزرگ ساختند. بطور مثال برای عبارت انگلیسی be right back از عبارت BRB که از ترکیب حرف اول این واژهها ساخته شده بود استفاده کردند.
ساختار
ساخت واژههای زبان پیامکی، فرمولهای سادهای دارند. اولین فرمول همان نشان اختصاری است که از ترکیب حروف اول کلمات بدست میآید. مانند موارد زیر
brb = be right back = برمیگردم
dc = disconnect = قطع ارتباط شبکه
on= online = آنلاین
off = offline = آفلاین
lol= laugh out loudly = خندیدن با صدای بلند
np= no problem = ایرادی ندارد
wb= welcome back= خوش برگشتی
asl= age/ sexuality/ locationسن/جنسیت/محل زندگی
ty= thank you = متشکرم
so so= نه زیاد خوب نه زیاد بد
glhf = good luck have fun = وقت خوبی داشته باشید و شاد باشی
bb = bye bye = خداحافظ
روش دیگر استفاده از نام حروف و اعداد است که شبیه یک واژه هستند. مانند موارد زیر:
you = U = شما
your = UR = برای شما
c u= see you = میبینمت
s2a=send too all=ارسال برای همه
nf = net freind= دوست اینترنتی
ir3l=irancell=ایرانسل
w8=wait=انتظار
در چت به زبان فارسی با حروف انگلیسی (فینگلیش)از این روش بصورت محلی بسیار استفاده میشود. مانند نمونههای زیر:
@sa = ساعت
mer۳۰ = مرسی
30nama=سینما
در برخی موارد هم حروف صدادار یک واژه حذف میشوند:
tnx = thanks = ممنون
BA=بیا
در برخی موارد هم از ترکیب چند روش استفاده میشود:
uw = you're welcome = خواهش میکنم
پدیا
🌺❌🌺❌⭕️🔴❌
✅✅ "تفکر خارج از چارچوب"✅✅
بخش مهمی از قدرت تفکر و اندیشه ورزی، یافتن لوازم قریب و بعید یک مدعاست، هرکس بتواند به لوازم بعیدتری از یک گزاره دست یابد از توان بیشتری در تفکر بهره مند است.
به این داستان توجه کنید:
سئوال ریاضی به ظاهر غیر قابل حل در چین باعث شگفتی دانشآموزان و کاربران شبکههای اجتماعی شده است.
دانشآموزان یک مدرسه ابتدایی در منطقه شونکینگ در شهر نانچونگ با این سئوال در ورقه امتحانی روبهرو شدند "اگر در یک کشتی ۲۶ گوسفند و ۱۰ بز باشند، ناخدای کشتی چند ساله است؟"
این سئوال اخیرا در امتحان کلاس پنجم این مدرسه مطرح شد. دانشآموزان این مقطع غالبا یازده ساله هستند.
تصاویری از این سئوال به همراه پاسخهای دانشآموزان در شبکههای اجتماعی چین منتشر شدند که باعث بروز بحثهایی شد.
مقامهای آموزشی چین گفتهاند سئوال مطرح شده غلط نیست و هدف آن تاکید بر "آگاهی نقادانه" بوده است.
یک دانشآموز در پاسخ نوشت: "ناخدای کشتی باید حداقل ۱۸ ساله باشد، برای این که برای راندن کشتی باید بالغ باشد."
یک دانشآموز دیگر نوشت: "ناخدای کشتی باید ۳۶ ساله باشد. جمع ۲۶ و ۱۰ میشود ۳۶."
اما دانشآموز دیگری دست از حل مساله برداشت و نوشت: "سن ناخدا؟ نمیدانم. نمیتوانم این مساله را حل کنم."
در اینترنت اما واکنشها متفاوت بود.
یک کاربر چینی در شبکه اجتماعی ویبو نوشت "این سئوال هیچ منطقی ندارد. خود معلم، جوابش را میداند؟"
یک کاربر دیگر نوشت "اگر مدرسهای ۲۶ معلم داشته باشد و ۱۰ نفر از آنها فکر نمیکردند، مدیر مدرسه چند سال دارد؟"
اما شماری از کاربران از این مدرسه که نامش اعلام نشده، حمایت کردهاند و گفتهاند طرح چنین سئوالهایی باعث آگاهی نقادانه میان دانشآموزان میشود.
یک کاربر گفته است تمام هدف این سئوال این است که دانشآموزان را وادار به تفکر کنند و این سئوال این کار را کرده است.
یک کاربر دیگر گفت: "این سئوال دانشآموزان را وادار کرده که افکارشان را توضیح دهند و به آنها امکان آن را داده تا خلاق باشند. باید سئوالهای بیشتری از این دست پرسید."
این بیانیه خاطرنشان میکرد برخی نظرسنجیها در چین نشان میدهد که دانشآموزان مدارس ابتدایی کشور فاقد هوشیاری و آگاهی نقادانه در حل مسایل ریاضی هستند.
روش سنتی آموزش در چین عمدتا بر یادداشتبرداری و تکرار متمرکز است. منتقدان میگویند این روش مانع از نوآوری و خلاقیت میشود.
این اداره گفت سئوالهایی از این دست به دانشآموزان این امکان را میدهد تا مرزها را به چالش بکشند و خارج از چارچوب فکر کنند.
و مثل همه جا، معمولا یک نفر جواب برای تمامی سئوالها دارد.
🔴
🔵
🔴یک کاربر ویبو که محبوبترین شبکه اجتماعی چین است نوشت:
❓❗️‼️❗️❓
😟😟😟به نظر شما هم امّایی هست؟
✅✅ "تفکر خارج از چارچوب"✅✅
بخش مهمی از قدرت تفکر و اندیشه ورزی، یافتن لوازم قریب و بعید یک مدعاست، هرکس بتواند به لوازم بعیدتری از یک گزاره دست یابد از توان بیشتری در تفکر بهره مند است.
به این داستان توجه کنید:
سئوال ریاضی به ظاهر غیر قابل حل در چین باعث شگفتی دانشآموزان و کاربران شبکههای اجتماعی شده است.
دانشآموزان یک مدرسه ابتدایی در منطقه شونکینگ در شهر نانچونگ با این سئوال در ورقه امتحانی روبهرو شدند "اگر در یک کشتی ۲۶ گوسفند و ۱۰ بز باشند، ناخدای کشتی چند ساله است؟"
این سئوال اخیرا در امتحان کلاس پنجم این مدرسه مطرح شد. دانشآموزان این مقطع غالبا یازده ساله هستند.
تصاویری از این سئوال به همراه پاسخهای دانشآموزان در شبکههای اجتماعی چین منتشر شدند که باعث بروز بحثهایی شد.
مقامهای آموزشی چین گفتهاند سئوال مطرح شده غلط نیست و هدف آن تاکید بر "آگاهی نقادانه" بوده است.
یک دانشآموز در پاسخ نوشت: "ناخدای کشتی باید حداقل ۱۸ ساله باشد، برای این که برای راندن کشتی باید بالغ باشد."
یک دانشآموز دیگر نوشت: "ناخدای کشتی باید ۳۶ ساله باشد. جمع ۲۶ و ۱۰ میشود ۳۶."
اما دانشآموز دیگری دست از حل مساله برداشت و نوشت: "سن ناخدا؟ نمیدانم. نمیتوانم این مساله را حل کنم."
در اینترنت اما واکنشها متفاوت بود.
یک کاربر چینی در شبکه اجتماعی ویبو نوشت "این سئوال هیچ منطقی ندارد. خود معلم، جوابش را میداند؟"
یک کاربر دیگر نوشت "اگر مدرسهای ۲۶ معلم داشته باشد و ۱۰ نفر از آنها فکر نمیکردند، مدیر مدرسه چند سال دارد؟"
اما شماری از کاربران از این مدرسه که نامش اعلام نشده، حمایت کردهاند و گفتهاند طرح چنین سئوالهایی باعث آگاهی نقادانه میان دانشآموزان میشود.
یک کاربر گفته است تمام هدف این سئوال این است که دانشآموزان را وادار به تفکر کنند و این سئوال این کار را کرده است.
یک کاربر دیگر گفت: "این سئوال دانشآموزان را وادار کرده که افکارشان را توضیح دهند و به آنها امکان آن را داده تا خلاق باشند. باید سئوالهای بیشتری از این دست پرسید."
⚪️اداره آموزش شونکینگ چند روز پیش در بیانیهای گفت هدف از این سئوال بررسی آگاهی نقادانه دانشآموزان و قابلیت تفکر مستقلانه آنها بوده است.
🔴
⚫️"تفکر خارج از چارچوب"
این بیانیه خاطرنشان میکرد برخی نظرسنجیها در چین نشان میدهد که دانشآموزان مدارس ابتدایی کشور فاقد هوشیاری و آگاهی نقادانه در حل مسایل ریاضی هستند.
روش سنتی آموزش در چین عمدتا بر یادداشتبرداری و تکرار متمرکز است. منتقدان میگویند این روش مانع از نوآوری و خلاقیت میشود.
این اداره گفت سئوالهایی از این دست به دانشآموزان این امکان را میدهد تا مرزها را به چالش بکشند و خارج از چارچوب فکر کنند.
و مثل همه جا، معمولا یک نفر جواب برای تمامی سئوالها دارد.
🔴
🔵
🔴یک کاربر ویبو که محبوبترین شبکه اجتماعی چین است نوشت:
"وزن کل ۲۶ گوسفند و ۱۰ بز بر اساس وزن تقریبی هر حیوان نزدیک به ۷۷۰۰ کیلوگرم است."اما............................
در چین برای هدایت کشتی که وزن محمولهاش بیش از ۵ هزار کیلوگرم باشد، باید گواهینامهای با بیش از ۵ سال سابقه داشت. حداقل سن برای دریافت گواهینامه کشتیرانی ۲۳ سال است پس ناخدای این کشتی باید حداقل ۲۸ سال داشته باشد.
❓❗️‼️❗️❓
😟😟😟به نظر شما هم امّایی هست؟
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinkerچگونه بحث کنیم؟ -26
🌸🔆🌸🔆🌸🔆🌸🔆🔆
☘️ - گفتیم که مواد اولیه ما در بازی دیالوگ، معرفت است.
☘️ - اجمالا دریافتیم که معرفت همان باورهایی از ما هستند که پشتیبان دارند. یعنی درستی شان از ناحیۀ معرفت های دیگر حمایت می شود. به تعبیر دیگر
🌸 آیا ما مستقیما به این معرفتها دسترسی داریم؟
و مهمتر از آن، اینکه
🌸 آیا ما خود این معرفتها را بدون نیاز به امر دیگری و کمک گرفتن از ابزار خاصی می توانیم به فرد دیگر القا کنیم و در اختیار افراد دیگر قرار دهیم؟
🔳 در پاسخ این سؤال است که ما به یک عامل مهم بر میخوریم که نقش بسیار برجسته ای در این بازی به عهده دارد.
🔶 زبان!
☘️ در همان قدم اول در می یابیم که معرفتها به کمک ابزار دیگری صید می شوند و به یاری آن منتقل می شوند.
🔆 به کمک واژه ها و کلمات و عبارتها و جملات
🔴 اگر من بخواهم مطلبی را به فرد دیگری بازگویم، چیزی از او بخواهم یا خبری به او بدهم، آسانترین راه و در مواردی تنها راهی که در اختیار داریم، ابزار زبان است،
🔵 اینکه پیام خودم را در قالب کلمات و واژه هایی که برای مخاطبم هم آشناست بریزم سپس از طریق سخن گفتن یا نوشتن،پیام را به ایشان پست کنم و طرف مقابل با دریافت این بستۀ پستی و شنیدن یا خواندن آن و کدخوانی و کشف رمز کلمات و جملات از معنای مورد نظر من خبردار شود.
✅ پس تا حال به این نتیجه رسیدیم که:
🔆 این بازی در واقع یک بازی زبانی است،
🔆 بازی است که مهره های آن کلمات و جمله ها و عبارات هستند.
‼️ اتفاقا این نامگذاری مطابق است با آنچه که ویتگنشتاین در دومین مرحله زندگی فلسفی خود، برای تئوریش در مورد زبان انتخاب کرده بود: نظریه بازیهای زبانی!
حال با سؤالی دیگر مواجهیم:
🌸 آیا ما از تمام پیامهایی که زبان قادر به انتقال آن است می توانیم استفاده کنیم؟
جواب منفی است.
🔴 زبان کارکردهای متنوعی دارد که دانستن آن به جای خود جالب و مفید است اما آنچه ما در این نوشتار به آن نیاز داریم فقط یک نوع از آن است.
✅ آن پیامهایی که خبری هستند.
✅ آن پیامهایی که توسط جمله های خبری قابل انتقال هستند.
✅ آن معناهایی که جنبه حکایتگری دارند.
و به تعبیری واضحتر
✅ آن پیامهایی که راست و دروغ بردار هستند:
✅ پیامهایی که در موردشان می توان گفت راست است یا دروغ است.
✅☘️
مفاد هر جملۀخبری در اصطلاح تفکر نقادانه یک ادعا یا مدعا ( Clame ) شمرده می شود.
☑️ مثلا جمله ی( ارسطو یونانی بود ) یک مدعاست.
☑️ (شتر و شیر گیاهخوارند) نیز مدعاست.
☑️ (تناقض یک اصطلاح منطقی است) هم یک مدعاست.
☑️ (صد هزار سال بعد قمری از ماه متولد خواهد شد) هم یک مدعاست.
🔵 حال ممکن است سوال شود که بین اصطلاح جملۀ خبری ( Declaretive sentence ) و مدعا چه فرقی است؟
باید پاسخ دهیم که:
🔶 به لحاظ مفهومی و مفاد و معنا هیچ تفاوتی وجود ندارد.
🔷 تنها فرقشان این است که جملۀ خبری یک اصطلاح( Term ) نحوی و گرامری و دستور زبانی است و مدعا یک اصطلاح مربوط به تفکر نقادانه
همانطور که از مثالهای بالا می توان حدس زد،
🔶🔹🔶
🔹 مدعا احتمال دارد نسبت به فردی درست باشد و نسبت به فردی دیگر نادرست و نسبت به فرد دیگری مشکوک یعنی نه درست و نه نادرست
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🌸🔆🌸🔆🌸🔆🌸🔆🔆
☘️ - گفتیم که مواد اولیه ما در بازی دیالوگ، معرفت است.
☘️ - اجمالا دریافتیم که معرفت همان باورهایی از ما هستند که پشتیبان دارند. یعنی درستی شان از ناحیۀ معرفت های دیگر حمایت می شود. به تعبیر دیگر
آن باورهایی که در ذهنمان دلیلی بر درستی آنها می توانیم بیابیم.
☘️ - حال سؤال مهم این است که🌸 آیا ما مستقیما به این معرفتها دسترسی داریم؟
و مهمتر از آن، اینکه
🌸 آیا ما خود این معرفتها را بدون نیاز به امر دیگری و کمک گرفتن از ابزار خاصی می توانیم به فرد دیگر القا کنیم و در اختیار افراد دیگر قرار دهیم؟
🔳 در پاسخ این سؤال است که ما به یک عامل مهم بر میخوریم که نقش بسیار برجسته ای در این بازی به عهده دارد.
🔶 زبان!
☘️ در همان قدم اول در می یابیم که معرفتها به کمک ابزار دیگری صید می شوند و به یاری آن منتقل می شوند.
🔆 به کمک واژه ها و کلمات و عبارتها و جملات
🔴 اگر من بخواهم مطلبی را به فرد دیگری بازگویم، چیزی از او بخواهم یا خبری به او بدهم، آسانترین راه و در مواردی تنها راهی که در اختیار داریم، ابزار زبان است،
🔵 اینکه پیام خودم را در قالب کلمات و واژه هایی که برای مخاطبم هم آشناست بریزم سپس از طریق سخن گفتن یا نوشتن،پیام را به ایشان پست کنم و طرف مقابل با دریافت این بستۀ پستی و شنیدن یا خواندن آن و کدخوانی و کشف رمز کلمات و جملات از معنای مورد نظر من خبردار شود.
✅ پس تا حال به این نتیجه رسیدیم که:
🔆 این بازی در واقع یک بازی زبانی است،
🔆 بازی است که مهره های آن کلمات و جمله ها و عبارات هستند.
‼️ اتفاقا این نامگذاری مطابق است با آنچه که ویتگنشتاین در دومین مرحله زندگی فلسفی خود، برای تئوریش در مورد زبان انتخاب کرده بود: نظریه بازیهای زبانی!
حال با سؤالی دیگر مواجهیم:
🌸 آیا ما از تمام پیامهایی که زبان قادر به انتقال آن است می توانیم استفاده کنیم؟
جواب منفی است.
🔴 زبان کارکردهای متنوعی دارد که دانستن آن به جای خود جالب و مفید است اما آنچه ما در این نوشتار به آن نیاز داریم فقط یک نوع از آن است.
✅ آن پیامهایی که خبری هستند.
✅ آن پیامهایی که توسط جمله های خبری قابل انتقال هستند.
✅ آن معناهایی که جنبه حکایتگری دارند.
و به تعبیری واضحتر
✅ آن پیامهایی که راست و دروغ بردار هستند:
✅ پیامهایی که در موردشان می توان گفت راست است یا دروغ است.
✅☘️
به آن پیامهایی کلامی که قابلیت صدق و کذب را دارند قضیه گفته می شود.
✔️✔️ پس تمام استدلالها و پیامهایی که در این بازی مورد استفاده قرار می گیرد باید از جنس قضیه باشند.مفاد هر جملۀخبری در اصطلاح تفکر نقادانه یک ادعا یا مدعا ( Clame ) شمرده می شود.
☑️ مثلا جمله ی( ارسطو یونانی بود ) یک مدعاست.
☑️ (شتر و شیر گیاهخوارند) نیز مدعاست.
☑️ (تناقض یک اصطلاح منطقی است) هم یک مدعاست.
☑️ (صد هزار سال بعد قمری از ماه متولد خواهد شد) هم یک مدعاست.
🔵 حال ممکن است سوال شود که بین اصطلاح جملۀ خبری ( Declaretive sentence ) و مدعا چه فرقی است؟
باید پاسخ دهیم که:
🔶 به لحاظ مفهومی و مفاد و معنا هیچ تفاوتی وجود ندارد.
🔷 تنها فرقشان این است که جملۀ خبری یک اصطلاح( Term ) نحوی و گرامری و دستور زبانی است و مدعا یک اصطلاح مربوط به تفکر نقادانه
همانطور که از مثالهای بالا می توان حدس زد،
🔶🔹🔶
درست بودن مضمون مدعا در تعریف مدعا لحاظ نشده است
🔸 و یک مدعا ممکن است درست یا نادرست باشد.🔹 مدعا احتمال دارد نسبت به فردی درست باشد و نسبت به فردی دیگر نادرست و نسبت به فرد دیگری مشکوک یعنی نه درست و نه نادرست
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -26 🌸🔆🌸🔆🌸🔆🌸🔆🔆 ☘️ - گفتیم که مواد اولیه ما در بازی دیالوگ، معرفت است. ☘️ - اجمالا دریافتیم که معرفت همان باورهایی از ما هستند که پشتیبان دارند. یعنی درستی شان از ناحیۀ معرفت های دیگر حمایت می شود. به تعبیر دیگر آن باورهایی که در ذهنمان…»
چگونه بحث کنیم؟ -27
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
✅ یک تفاوت بسیار مهم دیالوگ با دیگر انواع بحث
🔶 حال که با اصطلاح مدعا و دلیل آشنا شدیم بد نیست که بدانیم که وقتی مدعا به تنهایی و بی همراهی دلیل اظهار می شود به آن نظر صرف ( Opinion ) گفته می شود.
🔆 برای اینکه تا حدودی نوع گفتگو در دیالوگ با بحثهای رایج روشنتر شود به یکی از فرقهای مهم آن اشاره می شود.
✔️ اگر به بحثهای رایج و روزمره در گروهای تلگرامی دقیق شویم اکثرا بحث روی مدعاهاست.
🔳 مثلا فردی اظهار می کند که:
🔹ترامپ عقده ی شخصیتی دارد و تمام تلاشش بر این است که نشان دهد برتر از هر رییس جمهور دیگر امریکاست.
🔸بلافاصله دیگری پاسخ می دهد که :
نه اینطوری نیست ترامپ یک مغز متفکر اقتصادی است و به دنبال جذب منافع امریکایی هاست
🔹و ممکن است فرد سومی بگوید:
بابا این یه دیوونه است!
و هکذا!
🔳 یا برای مثال یکی بنویسد که
🔹کی روش خودش خواست که تیم ایران حذف شود!
🔸دیگری فوری مخالفت کند که
نه اصلا هم اینطور نیست کی روش واقعا ایران را دوست داشت و مشکلات سازمانی بود که باعث این شکست شد
و الی آخر
🔴 تنها امری که مشترک بین طرفهای گفتگوست
☑️ اولین ویژگی این روش این است که :
هیچ تمایلی از هیچ کس برای فهمیدن زمینه ی ذهنی مدعی و اینکه چه دلایلی منتهی شده است به نتیجه گیری خاص او وجود ندارد
☑️ دومین ویژگی آن اینکه
هیچگونه تمایلی به همگرایی و وفاق در اینگونه بحث ملاحظه نمی شود.
✔️✔️در پس این گفتگوها میل زائدالوصف افراد به بحث و تبادل نظر را می توان دید ولی متاسفانه چون این مهارت در هیچ بخش از جامعه و در هیچ رده سنی به ماها تعلیم داده نشده، عملا نمی توانند این پروسه را به خوبی پیش ببرند و بحثها معمولا عقیم یا با دلخوری پایان می یابد.
🔶 فرق اساسی دیالوگ به شیوۀ تفکر نقادانه با دیگر شیوه ها این است که:
🔻 به هیچرو با مدعای گوینده کاری نداریم بلکه هدف ارزیابی دلیلی است که وی برای مدعای خود بیان کرده است.
🔻 بنابراین حتی اگر ناقد ثابت کند که دلیل مدعی برای مدعای خودش نادرست است، این اثبات هرگز به معنای این نیست که مدعای وی باطل است!
✔️✔️ چه بسا همین نقادی باعث شود که مدعی دلیل بهتر و قدرتمندتری برای مدعای خویش پیدا کند و در مراحل بعدی بحث مدعایش را ثابت کند.
✅ این اصل بسیار مهمی است که معمولا از نظرها غایب می ماند:
✔️✔️ پس وقتی بحث را از مدعا به بحث روی دلایل منتقل می کنیم در حد زیادی آن را از تلاقی و تضاد نظرات اشخاص دور می کنیم و همین امر می تواند زمینه روانی مناسبتری به بحث ببخشد و تلاشهای عقلانی انسانها برای دفاع از نظراتشان را تقویت کند.
☑️ وقتی کسی مدعی می شود که:
ترامپ عقده ی شخصیتی دارد و تمام تلاشش بر این است که نشان دهد برتر از هر رییس جمهور دیگر امریکاست.
☑️ قاعده دیالوگ اقتضا می کند که چنین با وی مواجه شویم:
🗨 این نگاه روانشناسانه ای است به یک شخصیت سیاسی
آیا این امکان هست که دلایل و شواهدی که شما را به این نگرش سوق داده است را بدانیم؟
🔹🔸🔹 اینکار گوینده و مدعی را مجبور به تامل و تفکر و یافتن دلایلی میکند که ممکن است حتی قبلا در خودآگاهش جمع نکرده است و این در واقع کمک بزرگی به اوست از این جهت که به وی فرصت تفکر متاملانه و بازنگرانه می دهد.
باید به مدعی فرصت کافی داد که دلایل و مستنداتش را جمع آوری نموده و در گروه ارائه کند، اینکار هم به مخاطبان یاری خواهد کرد که جنبه هایی را که ممکن است ندیده باشند، ملاحظه کنند و هم به مدعی کمک خواهد کرد که تمرین تفکر کند.
🔚 م . ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
✅ یک تفاوت بسیار مهم دیالوگ با دیگر انواع بحث
🔶 حال که با اصطلاح مدعا و دلیل آشنا شدیم بد نیست که بدانیم که وقتی مدعا به تنهایی و بی همراهی دلیل اظهار می شود به آن نظر صرف ( Opinion ) گفته می شود.
🔆 برای اینکه تا حدودی نوع گفتگو در دیالوگ با بحثهای رایج روشنتر شود به یکی از فرقهای مهم آن اشاره می شود.
✔️ اگر به بحثهای رایج و روزمره در گروهای تلگرامی دقیق شویم اکثرا بحث روی مدعاهاست.
🔳 مثلا فردی اظهار می کند که:
🔹ترامپ عقده ی شخصیتی دارد و تمام تلاشش بر این است که نشان دهد برتر از هر رییس جمهور دیگر امریکاست.
🔸بلافاصله دیگری پاسخ می دهد که :
نه اینطوری نیست ترامپ یک مغز متفکر اقتصادی است و به دنبال جذب منافع امریکایی هاست
🔹و ممکن است فرد سومی بگوید:
بابا این یه دیوونه است!
و هکذا!
🔳 یا برای مثال یکی بنویسد که
🔹کی روش خودش خواست که تیم ایران حذف شود!
🔸دیگری فوری مخالفت کند که
نه اصلا هم اینطور نیست کی روش واقعا ایران را دوست داشت و مشکلات سازمانی بود که باعث این شکست شد
و الی آخر
اگر دقت کنیم در این دو نمونه بحثها متمرکز بر روی نظرهای صرف است و در واقع تقابل نظرهای مختلف است و نه بیشتر
🔴 تنها امری که مشترک بین طرفهای گفتگوست
داشتن موضوع واحد است. یعنی هر دو یا چند طرف گفتگو نظرهای خود را در موضوع واحد مقابل هم می چینند.☑️ اولین ویژگی این روش این است که :
هیچ تمایلی از هیچ کس برای فهمیدن زمینه ی ذهنی مدعی و اینکه چه دلایلی منتهی شده است به نتیجه گیری خاص او وجود ندارد
☑️ دومین ویژگی آن اینکه
هیچگونه تمایلی به همگرایی و وفاق در اینگونه بحث ملاحظه نمی شود.
✔️✔️در پس این گفتگوها میل زائدالوصف افراد به بحث و تبادل نظر را می توان دید ولی متاسفانه چون این مهارت در هیچ بخش از جامعه و در هیچ رده سنی به ماها تعلیم داده نشده، عملا نمی توانند این پروسه را به خوبی پیش ببرند و بحثها معمولا عقیم یا با دلخوری پایان می یابد.
آنچه در این گفتگوها غایب است دلیل است و طلب دلیل.
🔶 فرق اساسی دیالوگ به شیوۀ تفکر نقادانه با دیگر شیوه ها این است که:
در دیالوگ تمام بحثها متوجه بررسی و ارزیابی دلیل یا دلایل است و نه مدعا
🔻 به هیچرو با مدعای گوینده کاری نداریم بلکه هدف ارزیابی دلیلی است که وی برای مدعای خود بیان کرده است.
🔻 بنابراین حتی اگر ناقد ثابت کند که دلیل مدعی برای مدعای خودش نادرست است، این اثبات هرگز به معنای این نیست که مدعای وی باطل است!
✔️✔️ چه بسا همین نقادی باعث شود که مدعی دلیل بهتر و قدرتمندتری برای مدعای خویش پیدا کند و در مراحل بعدی بحث مدعایش را ثابت کند.
✅ این اصل بسیار مهمی است که معمولا از نظرها غایب می ماند:
اینکه درستی دلیل ، ضرورتا و به یقین درستی مدعا را ایجاب می کند
ولی نادرستی دلیل هرگز نشان نادرستی مدعا نیست!
✔️✔️ پس وقتی بحث را از مدعا به بحث روی دلایل منتقل می کنیم در حد زیادی آن را از تلاقی و تضاد نظرات اشخاص دور می کنیم و همین امر می تواند زمینه روانی مناسبتری به بحث ببخشد و تلاشهای عقلانی انسانها برای دفاع از نظراتشان را تقویت کند.
به همین دلیل باید زاویه بحث از اول تغییر کند.
☑️ وقتی کسی مدعی می شود که:
ترامپ عقده ی شخصیتی دارد و تمام تلاشش بر این است که نشان دهد برتر از هر رییس جمهور دیگر امریکاست.
☑️ قاعده دیالوگ اقتضا می کند که چنین با وی مواجه شویم:
🗨 این نگاه روانشناسانه ای است به یک شخصیت سیاسی
آیا این امکان هست که دلایل و شواهدی که شما را به این نگرش سوق داده است را بدانیم؟
این در واقع تنبه گوینده به اصل اول دیالوگ است که اظهارنظر صرف موقوف!
🔹🔸🔹 اینکار گوینده و مدعی را مجبور به تامل و تفکر و یافتن دلایلی میکند که ممکن است حتی قبلا در خودآگاهش جمع نکرده است و این در واقع کمک بزرگی به اوست از این جهت که به وی فرصت تفکر متاملانه و بازنگرانه می دهد.
همین نشانگر مفید بودن این مواجهه با اظهارات است.
باید به مدعی فرصت کافی داد که دلایل و مستنداتش را جمع آوری نموده و در گروه ارائه کند، اینکار هم به مخاطبان یاری خواهد کرد که جنبه هایی را که ممکن است ندیده باشند، ملاحظه کنند و هم به مدعی کمک خواهد کرد که تمرین تفکر کند.
بیایید تصمیم بگیریم که:
هرگز با مدعاها مخالفت نکنیم و همیشه روی دلایل تمرکز کنیم.
🔚 م . ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -27 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 ✅ یک تفاوت بسیار مهم دیالوگ با دیگر انواع بحث 🔶 حال که با اصطلاح مدعا و دلیل آشنا شدیم بد نیست که بدانیم که وقتی مدعا به تنهایی و بی همراهی دلیل اظهار می شود به آن نظر صرف ( Opinion ) گفته می شود. 🔆 برای اینکه تا…»
Forwarded from نشر نایش
❇️ آیا آینشتاین هم ممکن است اشتباه کند؟
یکی از مفاهیم منفی در سنجشگرانهاندیشی (تفکر نقادانه) «همهچیزدانی» است. همهچیزدانی (universal expertise) یعنی اینکه خبره بودن در یک زمینه را نشانهی خبره بودن در یک زمینهی نامربوط بدانیم. کسانی که در یک زمینه تبحر دارند، بسیاری اوقات، بااطمینان، دربارهی زمینههای دیگری که در آنها آگاهی بسیار کمتری دارند اظهار نظر میکنند.
افراد ناآگاه جامعه ممکن است به این انگاشته (پیشفرض) اتکاناپذیر تکیه کنند که چون کسی در یک حوزهی خاص چهرهی شناخته شده و مرجع است، حتماً قادر است با همان مرجعیت دربارهی هر موضوع دیگری صحبت کند. اما این انگاشته که کسی میتواند در همهی زمینهها کارشناس باشد مطمئناً نادرست است؛ این انگاشته نیز غالباً نادرست است که فردی که در یک زمینه کارشناس است، در زمینههای نامربوطِ دیگر نیز مرجع است. تنها دلیل برای اعتماد به کارشناسان این است که آنان در زمینهای که اظهار نظر میکنند تخصص دارند.
برای نمونه، تردیدی نیست که آلبرت آینشتاین یک فیزیکدان بزرگ بود. باید اظهارنظرهای او را در مورد فیزیک و البته در مورد موضوعات مرتبط با فیزیک بسیار جدی بگیریم. اما دلیلی ندارد که فکر کنیم چون او یک فیزیکدان نابغه بوده، باید اظهارنظرهای او را در مورد ماهیت جامعه نیز موثق بدانیم. هیچ ارتباط آشکاری بین مطالعهی فیزیک و مطالعهی جامعهی انسانی وجود ندارد. مسلماً او انسان بسیار باهوشی بوده است، اما عمر هر انسانی کوتاه است و در نتیجه بسیاری از افرادی که بسیار باهوشند در طیف وسیعی از موضوعات اطلاعات نسبتاً اندکی دارند. این سخن بیش از همه زمانی صادق است که زمینهی مورد نظر، بیش از کاربردِ مهارتهای عمومی اندیشیدن، به دانش گسترده نیاز داشته باشد. به هیچ وجه امکان ندارد که کسی در همهی موضوعات کارشناس باشد.
◀️ برگرفته از کتاب اندیشیدن، نوشتهی نایجل واربرتون، ترجمهی مهدی خسروانی
◀️ نوشتهی پشت جلد کتاب و لینک تهیهی اینترنتی کتاب:
https://news.1rj.ru/str/sanjeshgaraneh/663
◀️ کانال سنجشگرانهاندیشی (تفکر نقادانه):
@sanjeshgaraneh
یکی از مفاهیم منفی در سنجشگرانهاندیشی (تفکر نقادانه) «همهچیزدانی» است. همهچیزدانی (universal expertise) یعنی اینکه خبره بودن در یک زمینه را نشانهی خبره بودن در یک زمینهی نامربوط بدانیم. کسانی که در یک زمینه تبحر دارند، بسیاری اوقات، بااطمینان، دربارهی زمینههای دیگری که در آنها آگاهی بسیار کمتری دارند اظهار نظر میکنند.
افراد ناآگاه جامعه ممکن است به این انگاشته (پیشفرض) اتکاناپذیر تکیه کنند که چون کسی در یک حوزهی خاص چهرهی شناخته شده و مرجع است، حتماً قادر است با همان مرجعیت دربارهی هر موضوع دیگری صحبت کند. اما این انگاشته که کسی میتواند در همهی زمینهها کارشناس باشد مطمئناً نادرست است؛ این انگاشته نیز غالباً نادرست است که فردی که در یک زمینه کارشناس است، در زمینههای نامربوطِ دیگر نیز مرجع است. تنها دلیل برای اعتماد به کارشناسان این است که آنان در زمینهای که اظهار نظر میکنند تخصص دارند.
برای نمونه، تردیدی نیست که آلبرت آینشتاین یک فیزیکدان بزرگ بود. باید اظهارنظرهای او را در مورد فیزیک و البته در مورد موضوعات مرتبط با فیزیک بسیار جدی بگیریم. اما دلیلی ندارد که فکر کنیم چون او یک فیزیکدان نابغه بوده، باید اظهارنظرهای او را در مورد ماهیت جامعه نیز موثق بدانیم. هیچ ارتباط آشکاری بین مطالعهی فیزیک و مطالعهی جامعهی انسانی وجود ندارد. مسلماً او انسان بسیار باهوشی بوده است، اما عمر هر انسانی کوتاه است و در نتیجه بسیاری از افرادی که بسیار باهوشند در طیف وسیعی از موضوعات اطلاعات نسبتاً اندکی دارند. این سخن بیش از همه زمانی صادق است که زمینهی مورد نظر، بیش از کاربردِ مهارتهای عمومی اندیشیدن، به دانش گسترده نیاز داشته باشد. به هیچ وجه امکان ندارد که کسی در همهی موضوعات کارشناس باشد.
◀️ برگرفته از کتاب اندیشیدن، نوشتهی نایجل واربرتون، ترجمهی مهدی خسروانی
◀️ نوشتهی پشت جلد کتاب و لینک تهیهی اینترنتی کتاب:
https://news.1rj.ru/str/sanjeshgaraneh/663
◀️ کانال سنجشگرانهاندیشی (تفکر نقادانه):
@sanjeshgaraneh
Telegram
سنجشگرانه اندیشی - تفکر نقادانه
چگونه است که سیاستمداران، حتی وقتی حق با آنها نیست، حرف خود را به کرسی مینشانند؟ یکی از ترفندهایشان این است که بخشی از حقیقت را میگویند. بخش توریهگویی این کتاب دربارة همین موضوع است.
«من و آرش در یک مدرسه درس خواندیم. آرش فرد موفقی شد، پس من هم موفق خواهم…
«من و آرش در یک مدرسه درس خواندیم. آرش فرد موفقی شد، پس من هم موفق خواهم…
با مصاحبه شونده ها کاری نداشته باشین
اونا قربانی اند
به مجرم اصلی توجه کنید که سیستم آموزش و پرورش این مملکته
😞😞😞😞😞😞😞😞👇👇👇👇👇
اونا قربانی اند
به مجرم اصلی توجه کنید که سیستم آموزش و پرورش این مملکته
😞😞😞😞😞😞😞😞👇👇👇👇👇
Forwarded from رسول آقایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا درب دانشگاه تهران است...!
من سکوت میکنم😑
من سکوت میکنم😑
چگونه بحث کنیم؟ -28
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥
✅ ضرورت دریافت دقیق پیام طرف مقابل ، همانگونه که او می خواهد به ما برساند
🌐 هر یک از ما دنیایی داریم مخصوص خودمان، آمال و آرزوهایی در سر داریم که به وسع خود آبیاری شان می کنیم و می پرورانیم و مصممیم که روزی آنها را عملی کنیم و به خواسته هامان برسیم
🌐 از چیزهایی خوشمان می آید و از چیزهایی متنفریم، از تیپ های خاصی از آدما، از یه سبک موسیقی ، از یه نوع ورزش ، از هنر خاصی ، از سرگرمی های خاصی ، غذا و خوردنی و نوشیدنی و پوشیدنی و ...
🌐 دیدگاه ویژه ای به جهان داریم ، حس هایی که در وجودمان موج می زنند ، باورهایمان ، زاویه ی نگاهمان و...همه و همه ما را انسانی منحصر به فرد میکنه که با تمام ویژگیهای خودش به عنوان یک فرد با تمام عالم مواجه می شود ، موضع میگیرد و عمل میکند.
☸️ اما مراد ما از گفتن این همه ، چیست؟
☸️ ما در باره دیالوگ حرف می زنیم و اینکه چگونه باید هم اندیشانه همسخنی کرد؟
💮 در دیالوگ دو انسان در مقابل هم قرار گرفته اند، یکی در مقام بیان است و می خواهد نظرش را در مورد خاصی که هر دو طرف مشتاق سخن گفتن از آن هستند بیان کند و سپس دلایلی را که او را به پذیرش آن رأی سوق داده است را برای مخاطبش بیان کند.
💢 اگر ناظر سومی از آن بالا به رفتار متقابل این دو انسان نگاه کند، چه می بیند؟ و چه قضاوتی می تواند در باره ی این رابطه داشته باشد؟
🙏 لطفا شما هم در این مورد تأمل کنید و از موضع ناظر بیرونی داوری کنید.
اگر می توانیم پاسخهای متعددی به این پرسش بدهیم، از چه حکایت می کند؟
📚 مگر نه از اینکه عوالم انسانها و دنیای درونی آنها می تواند کاملا متفاوت از همدیگر باشد؟
📚 بله ، حق با شماست ، هرکس از زاویه خاص و پرسپکتیو ویژه ی خود با جهان مواجه می شود.
☑️ ا
❓ چرا؟
☑️ چون در فهم پیامهای دریافتی از دیگران هم ، از همین زاویه دید خاص پیامها را می گیریم!
☑️ و در واقع این ویژگی ذاتی ما سبب می شود که پیامی را که برایمان فرستاده شده است را با همان ویژگیها دریافت نکنیم و در کدگشایی و کشف رمز آن دچار خطا شویم!
☑️ چون با ویژگیهای شخصی خود آن را کشف رمز کرده ایم و نه با ویژگیهای مخاطب!
☑️ و حتی همینکه در این نوع گفتمان ، تاکید بر توجه به دلایل می شود و نه بر مدعاها؛ یکی از مهمترین دلایلش این است که ایستادن بر یک موضع فکری می تواند مبتنی بر علل و عوامل و دلیل یا شواهد کاملا متفاوتی باشد و صرفا از روی مدعا نمی توان فردی را شناخت و نسبت به وی قضاوت کرد.
✔️✔️ چنین نتیجه بگیریم که این گفتمان چنان هم که در نگاه اول به نظر می رسد ساده نیست و ما صرفا با چند واژه و جمله مواجه نیستیم
🔴
✔️☑️✔️ با این زاویه دید است که دیالوگ
🔴⚪️🔴 اما مهمترین چیزی که امید به توفیق در این همفکری و هم اندیشی را افزایش می دهد، شوق ورود به دنیایی نو، دنیایی که متفاوت از آن چیزی است که او در آن زندگی میکند، رمز و رازهای متفاوتی دارد و چه بسا زیبایی داشته باشد که او هنوز نمی شناسد
🔶🔹🔶 ما باید یک مهارت بس شگرف ، زیبا اما سخت را که معمولا بلد نیستیم در این میان بیاموزیم؛
⚪️
، قدرت درک دنیای دیگران و زیستن در یک دنیای نو و متعلق به دیگری با کمک قوۀ خیال
🔚 م . ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥
✅ ضرورت دریافت دقیق پیام طرف مقابل ، همانگونه که او می خواهد به ما برساند
🌐 هر یک از ما دنیایی داریم مخصوص خودمان، آمال و آرزوهایی در سر داریم که به وسع خود آبیاری شان می کنیم و می پرورانیم و مصممیم که روزی آنها را عملی کنیم و به خواسته هامان برسیم
🌐 از چیزهایی خوشمان می آید و از چیزهایی متنفریم، از تیپ های خاصی از آدما، از یه سبک موسیقی ، از یه نوع ورزش ، از هنر خاصی ، از سرگرمی های خاصی ، غذا و خوردنی و نوشیدنی و پوشیدنی و ...
🌐 دیدگاه ویژه ای به جهان داریم ، حس هایی که در وجودمان موج می زنند ، باورهایمان ، زاویه ی نگاهمان و...همه و همه ما را انسانی منحصر به فرد میکنه که با تمام ویژگیهای خودش به عنوان یک فرد با تمام عالم مواجه می شود ، موضع میگیرد و عمل میکند.
☸️ اما مراد ما از گفتن این همه ، چیست؟
☸️ ما در باره دیالوگ حرف می زنیم و اینکه چگونه باید هم اندیشانه همسخنی کرد؟
💮 در دیالوگ دو انسان در مقابل هم قرار گرفته اند، یکی در مقام بیان است و می خواهد نظرش را در مورد خاصی که هر دو طرف مشتاق سخن گفتن از آن هستند بیان کند و سپس دلایلی را که او را به پذیرش آن رأی سوق داده است را برای مخاطبش بیان کند.
💢 اگر ناظر سومی از آن بالا به رفتار متقابل این دو انسان نگاه کند، چه می بیند؟ و چه قضاوتی می تواند در باره ی این رابطه داشته باشد؟
🙏 لطفا شما هم در این مورد تأمل کنید و از موضع ناظر بیرونی داوری کنید.
اگر می توانیم پاسخهای متعددی به این پرسش بدهیم، از چه حکایت می کند؟
📚 مگر نه از اینکه عوالم انسانها و دنیای درونی آنها می تواند کاملا متفاوت از همدیگر باشد؟
📚 بله ، حق با شماست ، هرکس از زاویه خاص و پرسپکتیو ویژه ی خود با جهان مواجه می شود.
☑️ ا
ما همین ویژگی ، از بعدی دیگر مانع بزرگی در برقراری ارتباط با دیگر انسانهاست.❓ چرا؟
☑️ چون در فهم پیامهای دریافتی از دیگران هم ، از همین زاویه دید خاص پیامها را می گیریم!
☑️ و در واقع این ویژگی ذاتی ما سبب می شود که پیامی را که برایمان فرستاده شده است را با همان ویژگیها دریافت نکنیم و در کدگشایی و کشف رمز آن دچار خطا شویم!
☑️ چون با ویژگیهای شخصی خود آن را کشف رمز کرده ایم و نه با ویژگیهای مخاطب!
☑️ و حتی همینکه در این نوع گفتمان ، تاکید بر توجه به دلایل می شود و نه بر مدعاها؛ یکی از مهمترین دلایلش این است که ایستادن بر یک موضع فکری می تواند مبتنی بر علل و عوامل و دلیل یا شواهد کاملا متفاوتی باشد و صرفا از روی مدعا نمی توان فردی را شناخت و نسبت به وی قضاوت کرد.
✔️✔️ چنین نتیجه بگیریم که این گفتمان چنان هم که در نگاه اول به نظر می رسد ساده نیست و ما صرفا با چند واژه و جمله مواجه نیستیم
🔴
بلکه با دو دنیای متفاوت و بس پیچیده نشسته روبروی هم مواجهیم که تلاش دارند همدیگر را از پس کلماتی که رد و بدل می شود بشناسانند و بشناسند!✔️☑️✔️ با این زاویه دید است که دیالوگ
عظمت و شکوه و اهمیت خود را نشان می دهد و به طرفین هشدار می دهد که تا می توانید زود قضاوت نکنید، تا می توانید از طرف مقابلتان برای شناختن وی کمک بگیرید و تا می توانید شفافتر و روشنتر و با ابهام کمتری به معرفی خود و افکار خود بپردازید، چون زمینه برای سوء تفاهم بسیار مساعد است و هرکس ممکن است کد نادرستی از طرف مقابل دریافت کند.🔴⚪️🔴 اما مهمترین چیزی که امید به توفیق در این همفکری و هم اندیشی را افزایش می دهد، شوق ورود به دنیایی نو، دنیایی که متفاوت از آن چیزی است که او در آن زندگی میکند، رمز و رازهای متفاوتی دارد و چه بسا زیبایی داشته باشد که او هنوز نمی شناسد
🔶🔹🔶 ما باید یک مهارت بس شگرف ، زیبا اما سخت را که معمولا بلد نیستیم در این میان بیاموزیم؛
⚪️
همدلی یا امپاتی ⚪️، قدرت درک دنیای دیگران و زیستن در یک دنیای نو و متعلق به دیگری با کمک قوۀ خیال
همدلی از همزبانی خوشتر استراستی امپاتی چیست و چه اهمیتی دارد و میزان تاثیرش در فرآیند دیالوگ و هم اندیشی چقدر است؟
🔚 م . ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -28 🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥 ✅ ضرورت دریافت دقیق پیام طرف مقابل ، همانگونه که او می خواهد به ما برساند 🌐 هر یک از ما دنیایی داریم مخصوص خودمان، آمال و آرزوهایی در سر داریم که به وسع خود آبیاری شان می کنیم و می پرورانیم و مصممیم که روزی آنها را عملی کنیم…»
🔴 گفتگو را دوست داریم اما بلد نیستیم !
🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯
🖊 مصطفی صفدری رنجبر (دانش آموخته دکتری مدیریت فناوری دانشگاه علامه طباطبائی)
❇️ این روزها همه از ضرورت گفتگو صحبت می کنند. گویا شدت و فراگیری مشکلات و مسائل مختلف به حدی رسیده است که دیگر راهی جز گفتگو پیش روی ما نیست.
❇️ قبلا هم در نوشته ای تحت عنوان "برای حل مشکلاتمان دعا کنیم یا گفتگو" به ضرورت گفتگو اشاره کرده بودم.
❇️ تا اینجای قضیه که خوب است و فهمیده ایم که گره کور مشکلات و چالش های پیش روی کشور در گفتگو است.
❇️ اما قسمت بد قضیه آنجاست که ما گفتگو بلد نیستیم ! می پرسید چرا ؟
♻️♻️♻️ دلایلش را در ادامه عرض خواهم کرد:
🔴✔️ 1️⃣ پرسشگر نیستیم:
☑️ همه ما خوب می دانیم که گفتگو زمانی آغاز می شود که پرسشی اصیل و واقعی وجود داشته باشد.
☑️ یعنی ما در مواجهه با جهان پیرامون خود و موضوعات مختلف به حیرت و تردید واداشته شویم.
☑️ این حیرت و تردید است که موجب روشنگری و سپس افزایش بصیرت ما نسبت به مسائل می شود.
☑️ از طریق همین پرسشگری است که سطح فهم ما از موضوعات و مسائل ارتقا می یابد.
☑️ اما متاسفانه ذهن ایرانیان در طول تاریخ خصلت پرسشگری خود را از دست داده است.
☑️ عواملی چون تداوم و تکرار حکومت های استبدادی که به دنبال به بن بست کشاندن پرسشگری هستند؛
☑️ سبک زندگی ما که عبارت است از ادغام شدن در زندگی روزمره و غوطه ور شدن در عادات، آداب و سنن اجتماعی و فرهنگی؛ غلبه کلام، تصوف و عرفان، تقدیرگرایی و شریعت ایجابی بر خردگرایی و تفکر فلسفی به عنوان موانع پرسشگری در جامعه ما برشمرده شده اند.
🔴✔️2️⃣ تک گو هستیم:
☑️تک گویی در مقابل گفتگو قرار دارد.
☑️ تک گویی یعنی به دنبال ابلاغ، القا و تحمیل نظر و اراده خود به مخاطبانمان هستیم؛
☑️ تک گویی یعنی به جای روشنگری و رسیدن به درک مشترک از موضوع به دنبال توجیه و تحمیل نظرمان حتی از طریق روزگویی هستیم؛
☑️ تک گویی یعنی طرف مقابل را به حساب نمی آوریم و او را ابزاری برای برآورده ساختن اهداف و مقاصد خودمان می دانیم؛
☑️ تک گویی یعنی ارتباط یک سویه که مبتنی بر سلطه و تجویز است؛
☑️ تک گویی یعنی حقیقت هر موضوعی را امری از پیش تعیین شده، قطعی و مطلق می دانیم که آن هم در اختیار ما است؛
☑️ تک گویی یعنی خودمان را مالک حقیقت می دانیم نه مشتاق و طالب حقیقت؛
☑️ تک گویی یعنی انتظار سکوت از مخاطبان داشتن (حال این سکوت از سر ترس باشد یا رضایت مهم نیست)؛
☑️ تک گویی یعنی ارتباط و تعاملی نابرابر و غیردموکراتیک که در آن ما حرف و کلام آخر را می زنیم؛
☑️ تک گویی یعنی تحمیل کردن، دستکاری کردن، غلبه یافتن، مبهوت کردن، فریب دادن و استثمار کردن.
🔴✔️3️⃣ دگم و جزم اندیش هستیم:
☑️ دگماتیسم یا جزم اندیشی یعنی دارای گرایش به اندیشه های قطعی و تغییرناپذیر بودن و بر عادات، باورها و عقاید از پیش پذیرفته شده پافشاری کردن و بی اعتنا بودن به دلایلی که نادرستی آنها را اثبات می کند.
☑️ جزم اندیشی همان صفت مضمومی است که "امانوئل کانت" آن را بزرگترین محدود کننده خیر بشری می نامد و جزم گرا را دشمن قطعی خردورزان.
☑️ هیچ اسلحه ای خطرناک تر از باور اشباع شده غلط نیست.
🔘 البته این خصلت چیز جدیدی نیست و ریشه تاریخی دارد. آورده اند که سربازان حسن صباح که از آن به عنوان خداوند الموت یاد می کنند با اشاره ای از سمت او خود را از بالای دیوار مرتفع قلعه به پایین می انداختند.
✔️4️⃣ مشکل تشخیص و توافق داریم:
☑️ اصولا در تشخیص نقطه عزیمت از وضع موجود و توافق بر راه حل برون رفت از وضع موجود دچار مشکل هستیم.
☑️ در تشخیص دچار مشکل هستیم، زیرا زمانی که تصمیم می گیریم در مورد مسئله ای با هم گفتگو کنیم، در تشخیص و کشف مصداق های آن مسئله دچار مشکل می شویم.
☑️ بخشی از این مشکل به تنوع و تکثر دغدغه ها و مساله ها، پیچیدگی های مرکب و پویایی های غیرخطی موضوعات و مسائل کلان و اجتماعی برمی گردد. اما بخشی از آن ریشه در این واقعیت دارد که ما به جای کندوکاو در ریشه های مسائل به علائم و نشانه های آن اکتفا می کنیم.
☑️ از سوی دیگر، چالش توافق ناشی از این واقعیت است که میدان نیرو و منافع ذینفعان مختلف بر روی رسیدن به اجماع در مورد یک راه حل سایه می افکند و دستاوردهای کوتاه مدت بر دستاوردهای بلندمدت ترجیح داده می شود.
🔴📚🔴 در نوشتن این متن از کتاب های ارزشمند استبداد در ایران و شوق گفتگو (حسن قاضی مرادی)، پی نکته هایی بر جامعه شناسی خودمانی (حسن نراقی) و عقلانیت های پایه در گذار به آینده (حمیدرضا فرتوک زاده) بهره برده ام.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯
🖊 مصطفی صفدری رنجبر (دانش آموخته دکتری مدیریت فناوری دانشگاه علامه طباطبائی)
❇️ این روزها همه از ضرورت گفتگو صحبت می کنند. گویا شدت و فراگیری مشکلات و مسائل مختلف به حدی رسیده است که دیگر راهی جز گفتگو پیش روی ما نیست.
❇️ قبلا هم در نوشته ای تحت عنوان "برای حل مشکلاتمان دعا کنیم یا گفتگو" به ضرورت گفتگو اشاره کرده بودم.
❇️ تا اینجای قضیه که خوب است و فهمیده ایم که گره کور مشکلات و چالش های پیش روی کشور در گفتگو است.
❇️ اما قسمت بد قضیه آنجاست که ما گفتگو بلد نیستیم ! می پرسید چرا ؟
♻️♻️♻️ دلایلش را در ادامه عرض خواهم کرد:
🔴✔️ 1️⃣ پرسشگر نیستیم:
☑️ همه ما خوب می دانیم که گفتگو زمانی آغاز می شود که پرسشی اصیل و واقعی وجود داشته باشد.
☑️ یعنی ما در مواجهه با جهان پیرامون خود و موضوعات مختلف به حیرت و تردید واداشته شویم.
☑️ این حیرت و تردید است که موجب روشنگری و سپس افزایش بصیرت ما نسبت به مسائل می شود.
☑️ از طریق همین پرسشگری است که سطح فهم ما از موضوعات و مسائل ارتقا می یابد.
☑️ اما متاسفانه ذهن ایرانیان در طول تاریخ خصلت پرسشگری خود را از دست داده است.
☑️ عواملی چون تداوم و تکرار حکومت های استبدادی که به دنبال به بن بست کشاندن پرسشگری هستند؛
☑️ سبک زندگی ما که عبارت است از ادغام شدن در زندگی روزمره و غوطه ور شدن در عادات، آداب و سنن اجتماعی و فرهنگی؛ غلبه کلام، تصوف و عرفان، تقدیرگرایی و شریعت ایجابی بر خردگرایی و تفکر فلسفی به عنوان موانع پرسشگری در جامعه ما برشمرده شده اند.
🔴✔️2️⃣ تک گو هستیم:
☑️تک گویی در مقابل گفتگو قرار دارد.
☑️ تک گویی یعنی به دنبال ابلاغ، القا و تحمیل نظر و اراده خود به مخاطبانمان هستیم؛
☑️ تک گویی یعنی به جای روشنگری و رسیدن به درک مشترک از موضوع به دنبال توجیه و تحمیل نظرمان حتی از طریق روزگویی هستیم؛
☑️ تک گویی یعنی طرف مقابل را به حساب نمی آوریم و او را ابزاری برای برآورده ساختن اهداف و مقاصد خودمان می دانیم؛
☑️ تک گویی یعنی ارتباط یک سویه که مبتنی بر سلطه و تجویز است؛
☑️ تک گویی یعنی حقیقت هر موضوعی را امری از پیش تعیین شده، قطعی و مطلق می دانیم که آن هم در اختیار ما است؛
☑️ تک گویی یعنی خودمان را مالک حقیقت می دانیم نه مشتاق و طالب حقیقت؛
☑️ تک گویی یعنی انتظار سکوت از مخاطبان داشتن (حال این سکوت از سر ترس باشد یا رضایت مهم نیست)؛
☑️ تک گویی یعنی ارتباط و تعاملی نابرابر و غیردموکراتیک که در آن ما حرف و کلام آخر را می زنیم؛
☑️ تک گویی یعنی تحمیل کردن، دستکاری کردن، غلبه یافتن، مبهوت کردن، فریب دادن و استثمار کردن.
🔴✔️3️⃣ دگم و جزم اندیش هستیم:
☑️ دگماتیسم یا جزم اندیشی یعنی دارای گرایش به اندیشه های قطعی و تغییرناپذیر بودن و بر عادات، باورها و عقاید از پیش پذیرفته شده پافشاری کردن و بی اعتنا بودن به دلایلی که نادرستی آنها را اثبات می کند.
☑️ جزم اندیشی همان صفت مضمومی است که "امانوئل کانت" آن را بزرگترین محدود کننده خیر بشری می نامد و جزم گرا را دشمن قطعی خردورزان.
☑️ هیچ اسلحه ای خطرناک تر از باور اشباع شده غلط نیست.
🔘 البته این خصلت چیز جدیدی نیست و ریشه تاریخی دارد. آورده اند که سربازان حسن صباح که از آن به عنوان خداوند الموت یاد می کنند با اشاره ای از سمت او خود را از بالای دیوار مرتفع قلعه به پایین می انداختند.
✔️4️⃣ مشکل تشخیص و توافق داریم:
☑️ اصولا در تشخیص نقطه عزیمت از وضع موجود و توافق بر راه حل برون رفت از وضع موجود دچار مشکل هستیم.
☑️ در تشخیص دچار مشکل هستیم، زیرا زمانی که تصمیم می گیریم در مورد مسئله ای با هم گفتگو کنیم، در تشخیص و کشف مصداق های آن مسئله دچار مشکل می شویم.
☑️ بخشی از این مشکل به تنوع و تکثر دغدغه ها و مساله ها، پیچیدگی های مرکب و پویایی های غیرخطی موضوعات و مسائل کلان و اجتماعی برمی گردد. اما بخشی از آن ریشه در این واقعیت دارد که ما به جای کندوکاو در ریشه های مسائل به علائم و نشانه های آن اکتفا می کنیم.
☑️ از سوی دیگر، چالش توافق ناشی از این واقعیت است که میدان نیرو و منافع ذینفعان مختلف بر روی رسیدن به اجماع در مورد یک راه حل سایه می افکند و دستاوردهای کوتاه مدت بر دستاوردهای بلندمدت ترجیح داده می شود.
🔴📚🔴 در نوشتن این متن از کتاب های ارزشمند استبداد در ایران و شوق گفتگو (حسن قاضی مرادی)، پی نکته هایی بر جامعه شناسی خودمانی (حسن نراقی) و عقلانیت های پایه در گذار به آینده (حمیدرضا فرتوک زاده) بهره برده ام.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بالاخره یک کار شیک و تمیز هم توو ایران اجرا شد! کلیپ خلاقانه خوانندگی دانشجویان و همخوانی زیبای مردم در فرودگاه مهرآباد به صورت اتفاقی که قشنگ حال همه رو خوب کرد! چنین حرکتی برای اولین بار است که در ایران اجرا می شود و اینگونه زن و مرد در کنار یکدیگر آواز می خوانند!👍
خرد سنجشگر
چگونه بحث کنیم(4) ✍️✍️✍️تمرینها✍️✍️✍️ کوچکترین واحد سخن در بحث را استدلال نامیدیم که مرکب بود از مدعا+ دلیل یا دلیل + مدعا کدامیک از عبارتهای زیر استدلال نیستند؟ 3-توانا بود هرکه دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود ✅پاسخ تمرین این تمرین نیز شعری است که…
✅ اگر علامتها و معرف های مدعا و دلیل مفقود باشد و از آنها استفاده نشده باشد،( که در اینجا هم به ضرورت شعری حذف شده اند) تشخیص مدعا و دلیل فقط از طریق بررسی احتمالات مختلف ممکن خواهد شد.
✅ اگر استدلال باشد طبیعتا یکی از دو مصراع مدعا و دیگری دلیل خواهد بود:
1️⃣ احتمال اول:
مدعا: توانا بود هر که دانا بود
دلیل: ز دانش دل پیر برنا بود.
💠 در اینصورت مراد چنین خواهد بود:
✔️ هر کسی که از دانایی بهره مند باشد ، توانا هم خواهد بود یعنی دانایی موجب توانایی است. دلیلش هم این است که مشاهده می کنیم افراد پیری که از دانایی بهره برده اند، دلشان همچنان جوان مانده است و جوانی نشانۀ توانایی است پس دانش آنها را توانا ساخته است.
⬅️ مشخص می شود که همین احتمال از نظر معنایی مناسبتر است زیرا مصرع دوم یک تجربۀ بصری و مستقیم است که درستی اش از طریق مشاهدهدات مکرر برای ما ثابت است و می تواند دلیل قرار بگیرد.
🔴 برخلاف مصرع اول که نیازمند دلیل است و نمی تواند دلیل مصرع دوم قرار بگیرد.
✔️☑️✔️
✅ اگر استدلال باشد طبیعتا یکی از دو مصراع مدعا و دیگری دلیل خواهد بود:
1️⃣ احتمال اول:
مدعا: توانا بود هر که دانا بود
دلیل: ز دانش دل پیر برنا بود.
💠 در اینصورت مراد چنین خواهد بود:
✔️ هر کسی که از دانایی بهره مند باشد ، توانا هم خواهد بود یعنی دانایی موجب توانایی است. دلیلش هم این است که مشاهده می کنیم افراد پیری که از دانایی بهره برده اند، دلشان همچنان جوان مانده است و جوانی نشانۀ توانایی است پس دانش آنها را توانا ساخته است.
⬅️ مشخص می شود که همین احتمال از نظر معنایی مناسبتر است زیرا مصرع دوم یک تجربۀ بصری و مستقیم است که درستی اش از طریق مشاهدهدات مکرر برای ما ثابت است و می تواند دلیل قرار بگیرد.
🔴 برخلاف مصرع اول که نیازمند دلیل است و نمی تواند دلیل مصرع دوم قرار بگیرد.
✔️☑️✔️
آنچه در این تمرین باید مورد توجه قرار بگیرد اینکه برخی از مقدمات استدلال ممکن است ذکر نشده باشند و دریافت آن به قراین و ذکاء مخاطب واگذار شده باشد.