خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -26 🌸🔆🌸🔆🌸🔆🌸🔆🔆 ☘️ - گفتیم که مواد اولیه ما در بازی دیالوگ، معرفت است. ☘️ - اجمالا دریافتیم که معرفت همان باورهایی از ما هستند که پشتیبان دارند. یعنی درستی شان از ناحیۀ معرفت های دیگر حمایت می شود. به تعبیر دیگر آن باورهایی که در ذهنمان…»
چگونه بحث کنیم؟ -27
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
✅ یک تفاوت بسیار مهم دیالوگ با دیگر انواع بحث
🔶 حال که با اصطلاح مدعا و دلیل آشنا شدیم بد نیست که بدانیم که وقتی مدعا به تنهایی و بی همراهی دلیل اظهار می شود به آن نظر صرف ( Opinion ) گفته می شود.
🔆 برای اینکه تا حدودی نوع گفتگو در دیالوگ با بحثهای رایج روشنتر شود به یکی از فرقهای مهم آن اشاره می شود.
✔️ اگر به بحثهای رایج و روزمره در گروهای تلگرامی دقیق شویم اکثرا بحث روی مدعاهاست.
🔳 مثلا فردی اظهار می کند که:
🔹ترامپ عقده ی شخصیتی دارد و تمام تلاشش بر این است که نشان دهد برتر از هر رییس جمهور دیگر امریکاست.
🔸بلافاصله دیگری پاسخ می دهد که :
نه اینطوری نیست ترامپ یک مغز متفکر اقتصادی است و به دنبال جذب منافع امریکایی هاست
🔹و ممکن است فرد سومی بگوید:
بابا این یه دیوونه است!
و هکذا!
🔳 یا برای مثال یکی بنویسد که
🔹کی روش خودش خواست که تیم ایران حذف شود!
🔸دیگری فوری مخالفت کند که
نه اصلا هم اینطور نیست کی روش واقعا ایران را دوست داشت و مشکلات سازمانی بود که باعث این شکست شد
و الی آخر
🔴 تنها امری که مشترک بین طرفهای گفتگوست
☑️ اولین ویژگی این روش این است که :
هیچ تمایلی از هیچ کس برای فهمیدن زمینه ی ذهنی مدعی و اینکه چه دلایلی منتهی شده است به نتیجه گیری خاص او وجود ندارد
☑️ دومین ویژگی آن اینکه
هیچگونه تمایلی به همگرایی و وفاق در اینگونه بحث ملاحظه نمی شود.
✔️✔️در پس این گفتگوها میل زائدالوصف افراد به بحث و تبادل نظر را می توان دید ولی متاسفانه چون این مهارت در هیچ بخش از جامعه و در هیچ رده سنی به ماها تعلیم داده نشده، عملا نمی توانند این پروسه را به خوبی پیش ببرند و بحثها معمولا عقیم یا با دلخوری پایان می یابد.
🔶 فرق اساسی دیالوگ به شیوۀ تفکر نقادانه با دیگر شیوه ها این است که:
🔻 به هیچرو با مدعای گوینده کاری نداریم بلکه هدف ارزیابی دلیلی است که وی برای مدعای خود بیان کرده است.
🔻 بنابراین حتی اگر ناقد ثابت کند که دلیل مدعی برای مدعای خودش نادرست است، این اثبات هرگز به معنای این نیست که مدعای وی باطل است!
✔️✔️ چه بسا همین نقادی باعث شود که مدعی دلیل بهتر و قدرتمندتری برای مدعای خویش پیدا کند و در مراحل بعدی بحث مدعایش را ثابت کند.
✅ این اصل بسیار مهمی است که معمولا از نظرها غایب می ماند:
✔️✔️ پس وقتی بحث را از مدعا به بحث روی دلایل منتقل می کنیم در حد زیادی آن را از تلاقی و تضاد نظرات اشخاص دور می کنیم و همین امر می تواند زمینه روانی مناسبتری به بحث ببخشد و تلاشهای عقلانی انسانها برای دفاع از نظراتشان را تقویت کند.
☑️ وقتی کسی مدعی می شود که:
ترامپ عقده ی شخصیتی دارد و تمام تلاشش بر این است که نشان دهد برتر از هر رییس جمهور دیگر امریکاست.
☑️ قاعده دیالوگ اقتضا می کند که چنین با وی مواجه شویم:
🗨 این نگاه روانشناسانه ای است به یک شخصیت سیاسی
آیا این امکان هست که دلایل و شواهدی که شما را به این نگرش سوق داده است را بدانیم؟
🔹🔸🔹 اینکار گوینده و مدعی را مجبور به تامل و تفکر و یافتن دلایلی میکند که ممکن است حتی قبلا در خودآگاهش جمع نکرده است و این در واقع کمک بزرگی به اوست از این جهت که به وی فرصت تفکر متاملانه و بازنگرانه می دهد.
باید به مدعی فرصت کافی داد که دلایل و مستنداتش را جمع آوری نموده و در گروه ارائه کند، اینکار هم به مخاطبان یاری خواهد کرد که جنبه هایی را که ممکن است ندیده باشند، ملاحظه کنند و هم به مدعی کمک خواهد کرد که تمرین تفکر کند.
🔚 م . ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
✅ یک تفاوت بسیار مهم دیالوگ با دیگر انواع بحث
🔶 حال که با اصطلاح مدعا و دلیل آشنا شدیم بد نیست که بدانیم که وقتی مدعا به تنهایی و بی همراهی دلیل اظهار می شود به آن نظر صرف ( Opinion ) گفته می شود.
🔆 برای اینکه تا حدودی نوع گفتگو در دیالوگ با بحثهای رایج روشنتر شود به یکی از فرقهای مهم آن اشاره می شود.
✔️ اگر به بحثهای رایج و روزمره در گروهای تلگرامی دقیق شویم اکثرا بحث روی مدعاهاست.
🔳 مثلا فردی اظهار می کند که:
🔹ترامپ عقده ی شخصیتی دارد و تمام تلاشش بر این است که نشان دهد برتر از هر رییس جمهور دیگر امریکاست.
🔸بلافاصله دیگری پاسخ می دهد که :
نه اینطوری نیست ترامپ یک مغز متفکر اقتصادی است و به دنبال جذب منافع امریکایی هاست
🔹و ممکن است فرد سومی بگوید:
بابا این یه دیوونه است!
و هکذا!
🔳 یا برای مثال یکی بنویسد که
🔹کی روش خودش خواست که تیم ایران حذف شود!
🔸دیگری فوری مخالفت کند که
نه اصلا هم اینطور نیست کی روش واقعا ایران را دوست داشت و مشکلات سازمانی بود که باعث این شکست شد
و الی آخر
اگر دقت کنیم در این دو نمونه بحثها متمرکز بر روی نظرهای صرف است و در واقع تقابل نظرهای مختلف است و نه بیشتر
🔴 تنها امری که مشترک بین طرفهای گفتگوست
داشتن موضوع واحد است. یعنی هر دو یا چند طرف گفتگو نظرهای خود را در موضوع واحد مقابل هم می چینند.☑️ اولین ویژگی این روش این است که :
هیچ تمایلی از هیچ کس برای فهمیدن زمینه ی ذهنی مدعی و اینکه چه دلایلی منتهی شده است به نتیجه گیری خاص او وجود ندارد
☑️ دومین ویژگی آن اینکه
هیچگونه تمایلی به همگرایی و وفاق در اینگونه بحث ملاحظه نمی شود.
✔️✔️در پس این گفتگوها میل زائدالوصف افراد به بحث و تبادل نظر را می توان دید ولی متاسفانه چون این مهارت در هیچ بخش از جامعه و در هیچ رده سنی به ماها تعلیم داده نشده، عملا نمی توانند این پروسه را به خوبی پیش ببرند و بحثها معمولا عقیم یا با دلخوری پایان می یابد.
آنچه در این گفتگوها غایب است دلیل است و طلب دلیل.
🔶 فرق اساسی دیالوگ به شیوۀ تفکر نقادانه با دیگر شیوه ها این است که:
در دیالوگ تمام بحثها متوجه بررسی و ارزیابی دلیل یا دلایل است و نه مدعا
🔻 به هیچرو با مدعای گوینده کاری نداریم بلکه هدف ارزیابی دلیلی است که وی برای مدعای خود بیان کرده است.
🔻 بنابراین حتی اگر ناقد ثابت کند که دلیل مدعی برای مدعای خودش نادرست است، این اثبات هرگز به معنای این نیست که مدعای وی باطل است!
✔️✔️ چه بسا همین نقادی باعث شود که مدعی دلیل بهتر و قدرتمندتری برای مدعای خویش پیدا کند و در مراحل بعدی بحث مدعایش را ثابت کند.
✅ این اصل بسیار مهمی است که معمولا از نظرها غایب می ماند:
اینکه درستی دلیل ، ضرورتا و به یقین درستی مدعا را ایجاب می کند
ولی نادرستی دلیل هرگز نشان نادرستی مدعا نیست!
✔️✔️ پس وقتی بحث را از مدعا به بحث روی دلایل منتقل می کنیم در حد زیادی آن را از تلاقی و تضاد نظرات اشخاص دور می کنیم و همین امر می تواند زمینه روانی مناسبتری به بحث ببخشد و تلاشهای عقلانی انسانها برای دفاع از نظراتشان را تقویت کند.
به همین دلیل باید زاویه بحث از اول تغییر کند.
☑️ وقتی کسی مدعی می شود که:
ترامپ عقده ی شخصیتی دارد و تمام تلاشش بر این است که نشان دهد برتر از هر رییس جمهور دیگر امریکاست.
☑️ قاعده دیالوگ اقتضا می کند که چنین با وی مواجه شویم:
🗨 این نگاه روانشناسانه ای است به یک شخصیت سیاسی
آیا این امکان هست که دلایل و شواهدی که شما را به این نگرش سوق داده است را بدانیم؟
این در واقع تنبه گوینده به اصل اول دیالوگ است که اظهارنظر صرف موقوف!
🔹🔸🔹 اینکار گوینده و مدعی را مجبور به تامل و تفکر و یافتن دلایلی میکند که ممکن است حتی قبلا در خودآگاهش جمع نکرده است و این در واقع کمک بزرگی به اوست از این جهت که به وی فرصت تفکر متاملانه و بازنگرانه می دهد.
همین نشانگر مفید بودن این مواجهه با اظهارات است.
باید به مدعی فرصت کافی داد که دلایل و مستنداتش را جمع آوری نموده و در گروه ارائه کند، اینکار هم به مخاطبان یاری خواهد کرد که جنبه هایی را که ممکن است ندیده باشند، ملاحظه کنند و هم به مدعی کمک خواهد کرد که تمرین تفکر کند.
بیایید تصمیم بگیریم که:
هرگز با مدعاها مخالفت نکنیم و همیشه روی دلایل تمرکز کنیم.
🔚 م . ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -27 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 ✅ یک تفاوت بسیار مهم دیالوگ با دیگر انواع بحث 🔶 حال که با اصطلاح مدعا و دلیل آشنا شدیم بد نیست که بدانیم که وقتی مدعا به تنهایی و بی همراهی دلیل اظهار می شود به آن نظر صرف ( Opinion ) گفته می شود. 🔆 برای اینکه تا…»
Forwarded from نشر نایش
❇️ آیا آینشتاین هم ممکن است اشتباه کند؟
یکی از مفاهیم منفی در سنجشگرانهاندیشی (تفکر نقادانه) «همهچیزدانی» است. همهچیزدانی (universal expertise) یعنی اینکه خبره بودن در یک زمینه را نشانهی خبره بودن در یک زمینهی نامربوط بدانیم. کسانی که در یک زمینه تبحر دارند، بسیاری اوقات، بااطمینان، دربارهی زمینههای دیگری که در آنها آگاهی بسیار کمتری دارند اظهار نظر میکنند.
افراد ناآگاه جامعه ممکن است به این انگاشته (پیشفرض) اتکاناپذیر تکیه کنند که چون کسی در یک حوزهی خاص چهرهی شناخته شده و مرجع است، حتماً قادر است با همان مرجعیت دربارهی هر موضوع دیگری صحبت کند. اما این انگاشته که کسی میتواند در همهی زمینهها کارشناس باشد مطمئناً نادرست است؛ این انگاشته نیز غالباً نادرست است که فردی که در یک زمینه کارشناس است، در زمینههای نامربوطِ دیگر نیز مرجع است. تنها دلیل برای اعتماد به کارشناسان این است که آنان در زمینهای که اظهار نظر میکنند تخصص دارند.
برای نمونه، تردیدی نیست که آلبرت آینشتاین یک فیزیکدان بزرگ بود. باید اظهارنظرهای او را در مورد فیزیک و البته در مورد موضوعات مرتبط با فیزیک بسیار جدی بگیریم. اما دلیلی ندارد که فکر کنیم چون او یک فیزیکدان نابغه بوده، باید اظهارنظرهای او را در مورد ماهیت جامعه نیز موثق بدانیم. هیچ ارتباط آشکاری بین مطالعهی فیزیک و مطالعهی جامعهی انسانی وجود ندارد. مسلماً او انسان بسیار باهوشی بوده است، اما عمر هر انسانی کوتاه است و در نتیجه بسیاری از افرادی که بسیار باهوشند در طیف وسیعی از موضوعات اطلاعات نسبتاً اندکی دارند. این سخن بیش از همه زمانی صادق است که زمینهی مورد نظر، بیش از کاربردِ مهارتهای عمومی اندیشیدن، به دانش گسترده نیاز داشته باشد. به هیچ وجه امکان ندارد که کسی در همهی موضوعات کارشناس باشد.
◀️ برگرفته از کتاب اندیشیدن، نوشتهی نایجل واربرتون، ترجمهی مهدی خسروانی
◀️ نوشتهی پشت جلد کتاب و لینک تهیهی اینترنتی کتاب:
https://news.1rj.ru/str/sanjeshgaraneh/663
◀️ کانال سنجشگرانهاندیشی (تفکر نقادانه):
@sanjeshgaraneh
یکی از مفاهیم منفی در سنجشگرانهاندیشی (تفکر نقادانه) «همهچیزدانی» است. همهچیزدانی (universal expertise) یعنی اینکه خبره بودن در یک زمینه را نشانهی خبره بودن در یک زمینهی نامربوط بدانیم. کسانی که در یک زمینه تبحر دارند، بسیاری اوقات، بااطمینان، دربارهی زمینههای دیگری که در آنها آگاهی بسیار کمتری دارند اظهار نظر میکنند.
افراد ناآگاه جامعه ممکن است به این انگاشته (پیشفرض) اتکاناپذیر تکیه کنند که چون کسی در یک حوزهی خاص چهرهی شناخته شده و مرجع است، حتماً قادر است با همان مرجعیت دربارهی هر موضوع دیگری صحبت کند. اما این انگاشته که کسی میتواند در همهی زمینهها کارشناس باشد مطمئناً نادرست است؛ این انگاشته نیز غالباً نادرست است که فردی که در یک زمینه کارشناس است، در زمینههای نامربوطِ دیگر نیز مرجع است. تنها دلیل برای اعتماد به کارشناسان این است که آنان در زمینهای که اظهار نظر میکنند تخصص دارند.
برای نمونه، تردیدی نیست که آلبرت آینشتاین یک فیزیکدان بزرگ بود. باید اظهارنظرهای او را در مورد فیزیک و البته در مورد موضوعات مرتبط با فیزیک بسیار جدی بگیریم. اما دلیلی ندارد که فکر کنیم چون او یک فیزیکدان نابغه بوده، باید اظهارنظرهای او را در مورد ماهیت جامعه نیز موثق بدانیم. هیچ ارتباط آشکاری بین مطالعهی فیزیک و مطالعهی جامعهی انسانی وجود ندارد. مسلماً او انسان بسیار باهوشی بوده است، اما عمر هر انسانی کوتاه است و در نتیجه بسیاری از افرادی که بسیار باهوشند در طیف وسیعی از موضوعات اطلاعات نسبتاً اندکی دارند. این سخن بیش از همه زمانی صادق است که زمینهی مورد نظر، بیش از کاربردِ مهارتهای عمومی اندیشیدن، به دانش گسترده نیاز داشته باشد. به هیچ وجه امکان ندارد که کسی در همهی موضوعات کارشناس باشد.
◀️ برگرفته از کتاب اندیشیدن، نوشتهی نایجل واربرتون، ترجمهی مهدی خسروانی
◀️ نوشتهی پشت جلد کتاب و لینک تهیهی اینترنتی کتاب:
https://news.1rj.ru/str/sanjeshgaraneh/663
◀️ کانال سنجشگرانهاندیشی (تفکر نقادانه):
@sanjeshgaraneh
Telegram
سنجشگرانه اندیشی - تفکر نقادانه
چگونه است که سیاستمداران، حتی وقتی حق با آنها نیست، حرف خود را به کرسی مینشانند؟ یکی از ترفندهایشان این است که بخشی از حقیقت را میگویند. بخش توریهگویی این کتاب دربارة همین موضوع است.
«من و آرش در یک مدرسه درس خواندیم. آرش فرد موفقی شد، پس من هم موفق خواهم…
«من و آرش در یک مدرسه درس خواندیم. آرش فرد موفقی شد، پس من هم موفق خواهم…
با مصاحبه شونده ها کاری نداشته باشین
اونا قربانی اند
به مجرم اصلی توجه کنید که سیستم آموزش و پرورش این مملکته
😞😞😞😞😞😞😞😞👇👇👇👇👇
اونا قربانی اند
به مجرم اصلی توجه کنید که سیستم آموزش و پرورش این مملکته
😞😞😞😞😞😞😞😞👇👇👇👇👇
Forwarded from رسول آقایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا درب دانشگاه تهران است...!
من سکوت میکنم😑
من سکوت میکنم😑
چگونه بحث کنیم؟ -28
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥
✅ ضرورت دریافت دقیق پیام طرف مقابل ، همانگونه که او می خواهد به ما برساند
🌐 هر یک از ما دنیایی داریم مخصوص خودمان، آمال و آرزوهایی در سر داریم که به وسع خود آبیاری شان می کنیم و می پرورانیم و مصممیم که روزی آنها را عملی کنیم و به خواسته هامان برسیم
🌐 از چیزهایی خوشمان می آید و از چیزهایی متنفریم، از تیپ های خاصی از آدما، از یه سبک موسیقی ، از یه نوع ورزش ، از هنر خاصی ، از سرگرمی های خاصی ، غذا و خوردنی و نوشیدنی و پوشیدنی و ...
🌐 دیدگاه ویژه ای به جهان داریم ، حس هایی که در وجودمان موج می زنند ، باورهایمان ، زاویه ی نگاهمان و...همه و همه ما را انسانی منحصر به فرد میکنه که با تمام ویژگیهای خودش به عنوان یک فرد با تمام عالم مواجه می شود ، موضع میگیرد و عمل میکند.
☸️ اما مراد ما از گفتن این همه ، چیست؟
☸️ ما در باره دیالوگ حرف می زنیم و اینکه چگونه باید هم اندیشانه همسخنی کرد؟
💮 در دیالوگ دو انسان در مقابل هم قرار گرفته اند، یکی در مقام بیان است و می خواهد نظرش را در مورد خاصی که هر دو طرف مشتاق سخن گفتن از آن هستند بیان کند و سپس دلایلی را که او را به پذیرش آن رأی سوق داده است را برای مخاطبش بیان کند.
💢 اگر ناظر سومی از آن بالا به رفتار متقابل این دو انسان نگاه کند، چه می بیند؟ و چه قضاوتی می تواند در باره ی این رابطه داشته باشد؟
🙏 لطفا شما هم در این مورد تأمل کنید و از موضع ناظر بیرونی داوری کنید.
اگر می توانیم پاسخهای متعددی به این پرسش بدهیم، از چه حکایت می کند؟
📚 مگر نه از اینکه عوالم انسانها و دنیای درونی آنها می تواند کاملا متفاوت از همدیگر باشد؟
📚 بله ، حق با شماست ، هرکس از زاویه خاص و پرسپکتیو ویژه ی خود با جهان مواجه می شود.
☑️ ا
❓ چرا؟
☑️ چون در فهم پیامهای دریافتی از دیگران هم ، از همین زاویه دید خاص پیامها را می گیریم!
☑️ و در واقع این ویژگی ذاتی ما سبب می شود که پیامی را که برایمان فرستاده شده است را با همان ویژگیها دریافت نکنیم و در کدگشایی و کشف رمز آن دچار خطا شویم!
☑️ چون با ویژگیهای شخصی خود آن را کشف رمز کرده ایم و نه با ویژگیهای مخاطب!
☑️ و حتی همینکه در این نوع گفتمان ، تاکید بر توجه به دلایل می شود و نه بر مدعاها؛ یکی از مهمترین دلایلش این است که ایستادن بر یک موضع فکری می تواند مبتنی بر علل و عوامل و دلیل یا شواهد کاملا متفاوتی باشد و صرفا از روی مدعا نمی توان فردی را شناخت و نسبت به وی قضاوت کرد.
✔️✔️ چنین نتیجه بگیریم که این گفتمان چنان هم که در نگاه اول به نظر می رسد ساده نیست و ما صرفا با چند واژه و جمله مواجه نیستیم
🔴
✔️☑️✔️ با این زاویه دید است که دیالوگ
🔴⚪️🔴 اما مهمترین چیزی که امید به توفیق در این همفکری و هم اندیشی را افزایش می دهد، شوق ورود به دنیایی نو، دنیایی که متفاوت از آن چیزی است که او در آن زندگی میکند، رمز و رازهای متفاوتی دارد و چه بسا زیبایی داشته باشد که او هنوز نمی شناسد
🔶🔹🔶 ما باید یک مهارت بس شگرف ، زیبا اما سخت را که معمولا بلد نیستیم در این میان بیاموزیم؛
⚪️
، قدرت درک دنیای دیگران و زیستن در یک دنیای نو و متعلق به دیگری با کمک قوۀ خیال
🔚 م . ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥
✅ ضرورت دریافت دقیق پیام طرف مقابل ، همانگونه که او می خواهد به ما برساند
🌐 هر یک از ما دنیایی داریم مخصوص خودمان، آمال و آرزوهایی در سر داریم که به وسع خود آبیاری شان می کنیم و می پرورانیم و مصممیم که روزی آنها را عملی کنیم و به خواسته هامان برسیم
🌐 از چیزهایی خوشمان می آید و از چیزهایی متنفریم، از تیپ های خاصی از آدما، از یه سبک موسیقی ، از یه نوع ورزش ، از هنر خاصی ، از سرگرمی های خاصی ، غذا و خوردنی و نوشیدنی و پوشیدنی و ...
🌐 دیدگاه ویژه ای به جهان داریم ، حس هایی که در وجودمان موج می زنند ، باورهایمان ، زاویه ی نگاهمان و...همه و همه ما را انسانی منحصر به فرد میکنه که با تمام ویژگیهای خودش به عنوان یک فرد با تمام عالم مواجه می شود ، موضع میگیرد و عمل میکند.
☸️ اما مراد ما از گفتن این همه ، چیست؟
☸️ ما در باره دیالوگ حرف می زنیم و اینکه چگونه باید هم اندیشانه همسخنی کرد؟
💮 در دیالوگ دو انسان در مقابل هم قرار گرفته اند، یکی در مقام بیان است و می خواهد نظرش را در مورد خاصی که هر دو طرف مشتاق سخن گفتن از آن هستند بیان کند و سپس دلایلی را که او را به پذیرش آن رأی سوق داده است را برای مخاطبش بیان کند.
💢 اگر ناظر سومی از آن بالا به رفتار متقابل این دو انسان نگاه کند، چه می بیند؟ و چه قضاوتی می تواند در باره ی این رابطه داشته باشد؟
🙏 لطفا شما هم در این مورد تأمل کنید و از موضع ناظر بیرونی داوری کنید.
اگر می توانیم پاسخهای متعددی به این پرسش بدهیم، از چه حکایت می کند؟
📚 مگر نه از اینکه عوالم انسانها و دنیای درونی آنها می تواند کاملا متفاوت از همدیگر باشد؟
📚 بله ، حق با شماست ، هرکس از زاویه خاص و پرسپکتیو ویژه ی خود با جهان مواجه می شود.
☑️ ا
ما همین ویژگی ، از بعدی دیگر مانع بزرگی در برقراری ارتباط با دیگر انسانهاست.❓ چرا؟
☑️ چون در فهم پیامهای دریافتی از دیگران هم ، از همین زاویه دید خاص پیامها را می گیریم!
☑️ و در واقع این ویژگی ذاتی ما سبب می شود که پیامی را که برایمان فرستاده شده است را با همان ویژگیها دریافت نکنیم و در کدگشایی و کشف رمز آن دچار خطا شویم!
☑️ چون با ویژگیهای شخصی خود آن را کشف رمز کرده ایم و نه با ویژگیهای مخاطب!
☑️ و حتی همینکه در این نوع گفتمان ، تاکید بر توجه به دلایل می شود و نه بر مدعاها؛ یکی از مهمترین دلایلش این است که ایستادن بر یک موضع فکری می تواند مبتنی بر علل و عوامل و دلیل یا شواهد کاملا متفاوتی باشد و صرفا از روی مدعا نمی توان فردی را شناخت و نسبت به وی قضاوت کرد.
✔️✔️ چنین نتیجه بگیریم که این گفتمان چنان هم که در نگاه اول به نظر می رسد ساده نیست و ما صرفا با چند واژه و جمله مواجه نیستیم
🔴
بلکه با دو دنیای متفاوت و بس پیچیده نشسته روبروی هم مواجهیم که تلاش دارند همدیگر را از پس کلماتی که رد و بدل می شود بشناسانند و بشناسند!✔️☑️✔️ با این زاویه دید است که دیالوگ
عظمت و شکوه و اهمیت خود را نشان می دهد و به طرفین هشدار می دهد که تا می توانید زود قضاوت نکنید، تا می توانید از طرف مقابلتان برای شناختن وی کمک بگیرید و تا می توانید شفافتر و روشنتر و با ابهام کمتری به معرفی خود و افکار خود بپردازید، چون زمینه برای سوء تفاهم بسیار مساعد است و هرکس ممکن است کد نادرستی از طرف مقابل دریافت کند.🔴⚪️🔴 اما مهمترین چیزی که امید به توفیق در این همفکری و هم اندیشی را افزایش می دهد، شوق ورود به دنیایی نو، دنیایی که متفاوت از آن چیزی است که او در آن زندگی میکند، رمز و رازهای متفاوتی دارد و چه بسا زیبایی داشته باشد که او هنوز نمی شناسد
🔶🔹🔶 ما باید یک مهارت بس شگرف ، زیبا اما سخت را که معمولا بلد نیستیم در این میان بیاموزیم؛
⚪️
همدلی یا امپاتی ⚪️، قدرت درک دنیای دیگران و زیستن در یک دنیای نو و متعلق به دیگری با کمک قوۀ خیال
همدلی از همزبانی خوشتر استراستی امپاتی چیست و چه اهمیتی دارد و میزان تاثیرش در فرآیند دیالوگ و هم اندیشی چقدر است؟
🔚 م . ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -28 🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥 ✅ ضرورت دریافت دقیق پیام طرف مقابل ، همانگونه که او می خواهد به ما برساند 🌐 هر یک از ما دنیایی داریم مخصوص خودمان، آمال و آرزوهایی در سر داریم که به وسع خود آبیاری شان می کنیم و می پرورانیم و مصممیم که روزی آنها را عملی کنیم…»
🔴 گفتگو را دوست داریم اما بلد نیستیم !
🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯
🖊 مصطفی صفدری رنجبر (دانش آموخته دکتری مدیریت فناوری دانشگاه علامه طباطبائی)
❇️ این روزها همه از ضرورت گفتگو صحبت می کنند. گویا شدت و فراگیری مشکلات و مسائل مختلف به حدی رسیده است که دیگر راهی جز گفتگو پیش روی ما نیست.
❇️ قبلا هم در نوشته ای تحت عنوان "برای حل مشکلاتمان دعا کنیم یا گفتگو" به ضرورت گفتگو اشاره کرده بودم.
❇️ تا اینجای قضیه که خوب است و فهمیده ایم که گره کور مشکلات و چالش های پیش روی کشور در گفتگو است.
❇️ اما قسمت بد قضیه آنجاست که ما گفتگو بلد نیستیم ! می پرسید چرا ؟
♻️♻️♻️ دلایلش را در ادامه عرض خواهم کرد:
🔴✔️ 1️⃣ پرسشگر نیستیم:
☑️ همه ما خوب می دانیم که گفتگو زمانی آغاز می شود که پرسشی اصیل و واقعی وجود داشته باشد.
☑️ یعنی ما در مواجهه با جهان پیرامون خود و موضوعات مختلف به حیرت و تردید واداشته شویم.
☑️ این حیرت و تردید است که موجب روشنگری و سپس افزایش بصیرت ما نسبت به مسائل می شود.
☑️ از طریق همین پرسشگری است که سطح فهم ما از موضوعات و مسائل ارتقا می یابد.
☑️ اما متاسفانه ذهن ایرانیان در طول تاریخ خصلت پرسشگری خود را از دست داده است.
☑️ عواملی چون تداوم و تکرار حکومت های استبدادی که به دنبال به بن بست کشاندن پرسشگری هستند؛
☑️ سبک زندگی ما که عبارت است از ادغام شدن در زندگی روزمره و غوطه ور شدن در عادات، آداب و سنن اجتماعی و فرهنگی؛ غلبه کلام، تصوف و عرفان، تقدیرگرایی و شریعت ایجابی بر خردگرایی و تفکر فلسفی به عنوان موانع پرسشگری در جامعه ما برشمرده شده اند.
🔴✔️2️⃣ تک گو هستیم:
☑️تک گویی در مقابل گفتگو قرار دارد.
☑️ تک گویی یعنی به دنبال ابلاغ، القا و تحمیل نظر و اراده خود به مخاطبانمان هستیم؛
☑️ تک گویی یعنی به جای روشنگری و رسیدن به درک مشترک از موضوع به دنبال توجیه و تحمیل نظرمان حتی از طریق روزگویی هستیم؛
☑️ تک گویی یعنی طرف مقابل را به حساب نمی آوریم و او را ابزاری برای برآورده ساختن اهداف و مقاصد خودمان می دانیم؛
☑️ تک گویی یعنی ارتباط یک سویه که مبتنی بر سلطه و تجویز است؛
☑️ تک گویی یعنی حقیقت هر موضوعی را امری از پیش تعیین شده، قطعی و مطلق می دانیم که آن هم در اختیار ما است؛
☑️ تک گویی یعنی خودمان را مالک حقیقت می دانیم نه مشتاق و طالب حقیقت؛
☑️ تک گویی یعنی انتظار سکوت از مخاطبان داشتن (حال این سکوت از سر ترس باشد یا رضایت مهم نیست)؛
☑️ تک گویی یعنی ارتباط و تعاملی نابرابر و غیردموکراتیک که در آن ما حرف و کلام آخر را می زنیم؛
☑️ تک گویی یعنی تحمیل کردن، دستکاری کردن، غلبه یافتن، مبهوت کردن، فریب دادن و استثمار کردن.
🔴✔️3️⃣ دگم و جزم اندیش هستیم:
☑️ دگماتیسم یا جزم اندیشی یعنی دارای گرایش به اندیشه های قطعی و تغییرناپذیر بودن و بر عادات، باورها و عقاید از پیش پذیرفته شده پافشاری کردن و بی اعتنا بودن به دلایلی که نادرستی آنها را اثبات می کند.
☑️ جزم اندیشی همان صفت مضمومی است که "امانوئل کانت" آن را بزرگترین محدود کننده خیر بشری می نامد و جزم گرا را دشمن قطعی خردورزان.
☑️ هیچ اسلحه ای خطرناک تر از باور اشباع شده غلط نیست.
🔘 البته این خصلت چیز جدیدی نیست و ریشه تاریخی دارد. آورده اند که سربازان حسن صباح که از آن به عنوان خداوند الموت یاد می کنند با اشاره ای از سمت او خود را از بالای دیوار مرتفع قلعه به پایین می انداختند.
✔️4️⃣ مشکل تشخیص و توافق داریم:
☑️ اصولا در تشخیص نقطه عزیمت از وضع موجود و توافق بر راه حل برون رفت از وضع موجود دچار مشکل هستیم.
☑️ در تشخیص دچار مشکل هستیم، زیرا زمانی که تصمیم می گیریم در مورد مسئله ای با هم گفتگو کنیم، در تشخیص و کشف مصداق های آن مسئله دچار مشکل می شویم.
☑️ بخشی از این مشکل به تنوع و تکثر دغدغه ها و مساله ها، پیچیدگی های مرکب و پویایی های غیرخطی موضوعات و مسائل کلان و اجتماعی برمی گردد. اما بخشی از آن ریشه در این واقعیت دارد که ما به جای کندوکاو در ریشه های مسائل به علائم و نشانه های آن اکتفا می کنیم.
☑️ از سوی دیگر، چالش توافق ناشی از این واقعیت است که میدان نیرو و منافع ذینفعان مختلف بر روی رسیدن به اجماع در مورد یک راه حل سایه می افکند و دستاوردهای کوتاه مدت بر دستاوردهای بلندمدت ترجیح داده می شود.
🔴📚🔴 در نوشتن این متن از کتاب های ارزشمند استبداد در ایران و شوق گفتگو (حسن قاضی مرادی)، پی نکته هایی بر جامعه شناسی خودمانی (حسن نراقی) و عقلانیت های پایه در گذار به آینده (حمیدرضا فرتوک زاده) بهره برده ام.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯
🖊 مصطفی صفدری رنجبر (دانش آموخته دکتری مدیریت فناوری دانشگاه علامه طباطبائی)
❇️ این روزها همه از ضرورت گفتگو صحبت می کنند. گویا شدت و فراگیری مشکلات و مسائل مختلف به حدی رسیده است که دیگر راهی جز گفتگو پیش روی ما نیست.
❇️ قبلا هم در نوشته ای تحت عنوان "برای حل مشکلاتمان دعا کنیم یا گفتگو" به ضرورت گفتگو اشاره کرده بودم.
❇️ تا اینجای قضیه که خوب است و فهمیده ایم که گره کور مشکلات و چالش های پیش روی کشور در گفتگو است.
❇️ اما قسمت بد قضیه آنجاست که ما گفتگو بلد نیستیم ! می پرسید چرا ؟
♻️♻️♻️ دلایلش را در ادامه عرض خواهم کرد:
🔴✔️ 1️⃣ پرسشگر نیستیم:
☑️ همه ما خوب می دانیم که گفتگو زمانی آغاز می شود که پرسشی اصیل و واقعی وجود داشته باشد.
☑️ یعنی ما در مواجهه با جهان پیرامون خود و موضوعات مختلف به حیرت و تردید واداشته شویم.
☑️ این حیرت و تردید است که موجب روشنگری و سپس افزایش بصیرت ما نسبت به مسائل می شود.
☑️ از طریق همین پرسشگری است که سطح فهم ما از موضوعات و مسائل ارتقا می یابد.
☑️ اما متاسفانه ذهن ایرانیان در طول تاریخ خصلت پرسشگری خود را از دست داده است.
☑️ عواملی چون تداوم و تکرار حکومت های استبدادی که به دنبال به بن بست کشاندن پرسشگری هستند؛
☑️ سبک زندگی ما که عبارت است از ادغام شدن در زندگی روزمره و غوطه ور شدن در عادات، آداب و سنن اجتماعی و فرهنگی؛ غلبه کلام، تصوف و عرفان، تقدیرگرایی و شریعت ایجابی بر خردگرایی و تفکر فلسفی به عنوان موانع پرسشگری در جامعه ما برشمرده شده اند.
🔴✔️2️⃣ تک گو هستیم:
☑️تک گویی در مقابل گفتگو قرار دارد.
☑️ تک گویی یعنی به دنبال ابلاغ، القا و تحمیل نظر و اراده خود به مخاطبانمان هستیم؛
☑️ تک گویی یعنی به جای روشنگری و رسیدن به درک مشترک از موضوع به دنبال توجیه و تحمیل نظرمان حتی از طریق روزگویی هستیم؛
☑️ تک گویی یعنی طرف مقابل را به حساب نمی آوریم و او را ابزاری برای برآورده ساختن اهداف و مقاصد خودمان می دانیم؛
☑️ تک گویی یعنی ارتباط یک سویه که مبتنی بر سلطه و تجویز است؛
☑️ تک گویی یعنی حقیقت هر موضوعی را امری از پیش تعیین شده، قطعی و مطلق می دانیم که آن هم در اختیار ما است؛
☑️ تک گویی یعنی خودمان را مالک حقیقت می دانیم نه مشتاق و طالب حقیقت؛
☑️ تک گویی یعنی انتظار سکوت از مخاطبان داشتن (حال این سکوت از سر ترس باشد یا رضایت مهم نیست)؛
☑️ تک گویی یعنی ارتباط و تعاملی نابرابر و غیردموکراتیک که در آن ما حرف و کلام آخر را می زنیم؛
☑️ تک گویی یعنی تحمیل کردن، دستکاری کردن، غلبه یافتن، مبهوت کردن، فریب دادن و استثمار کردن.
🔴✔️3️⃣ دگم و جزم اندیش هستیم:
☑️ دگماتیسم یا جزم اندیشی یعنی دارای گرایش به اندیشه های قطعی و تغییرناپذیر بودن و بر عادات، باورها و عقاید از پیش پذیرفته شده پافشاری کردن و بی اعتنا بودن به دلایلی که نادرستی آنها را اثبات می کند.
☑️ جزم اندیشی همان صفت مضمومی است که "امانوئل کانت" آن را بزرگترین محدود کننده خیر بشری می نامد و جزم گرا را دشمن قطعی خردورزان.
☑️ هیچ اسلحه ای خطرناک تر از باور اشباع شده غلط نیست.
🔘 البته این خصلت چیز جدیدی نیست و ریشه تاریخی دارد. آورده اند که سربازان حسن صباح که از آن به عنوان خداوند الموت یاد می کنند با اشاره ای از سمت او خود را از بالای دیوار مرتفع قلعه به پایین می انداختند.
✔️4️⃣ مشکل تشخیص و توافق داریم:
☑️ اصولا در تشخیص نقطه عزیمت از وضع موجود و توافق بر راه حل برون رفت از وضع موجود دچار مشکل هستیم.
☑️ در تشخیص دچار مشکل هستیم، زیرا زمانی که تصمیم می گیریم در مورد مسئله ای با هم گفتگو کنیم، در تشخیص و کشف مصداق های آن مسئله دچار مشکل می شویم.
☑️ بخشی از این مشکل به تنوع و تکثر دغدغه ها و مساله ها، پیچیدگی های مرکب و پویایی های غیرخطی موضوعات و مسائل کلان و اجتماعی برمی گردد. اما بخشی از آن ریشه در این واقعیت دارد که ما به جای کندوکاو در ریشه های مسائل به علائم و نشانه های آن اکتفا می کنیم.
☑️ از سوی دیگر، چالش توافق ناشی از این واقعیت است که میدان نیرو و منافع ذینفعان مختلف بر روی رسیدن به اجماع در مورد یک راه حل سایه می افکند و دستاوردهای کوتاه مدت بر دستاوردهای بلندمدت ترجیح داده می شود.
🔴📚🔴 در نوشتن این متن از کتاب های ارزشمند استبداد در ایران و شوق گفتگو (حسن قاضی مرادی)، پی نکته هایی بر جامعه شناسی خودمانی (حسن نراقی) و عقلانیت های پایه در گذار به آینده (حمیدرضا فرتوک زاده) بهره برده ام.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بالاخره یک کار شیک و تمیز هم توو ایران اجرا شد! کلیپ خلاقانه خوانندگی دانشجویان و همخوانی زیبای مردم در فرودگاه مهرآباد به صورت اتفاقی که قشنگ حال همه رو خوب کرد! چنین حرکتی برای اولین بار است که در ایران اجرا می شود و اینگونه زن و مرد در کنار یکدیگر آواز می خوانند!👍
خرد سنجشگر
چگونه بحث کنیم(4) ✍️✍️✍️تمرینها✍️✍️✍️ کوچکترین واحد سخن در بحث را استدلال نامیدیم که مرکب بود از مدعا+ دلیل یا دلیل + مدعا کدامیک از عبارتهای زیر استدلال نیستند؟ 3-توانا بود هرکه دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود ✅پاسخ تمرین این تمرین نیز شعری است که…
✅ اگر علامتها و معرف های مدعا و دلیل مفقود باشد و از آنها استفاده نشده باشد،( که در اینجا هم به ضرورت شعری حذف شده اند) تشخیص مدعا و دلیل فقط از طریق بررسی احتمالات مختلف ممکن خواهد شد.
✅ اگر استدلال باشد طبیعتا یکی از دو مصراع مدعا و دیگری دلیل خواهد بود:
1️⃣ احتمال اول:
مدعا: توانا بود هر که دانا بود
دلیل: ز دانش دل پیر برنا بود.
💠 در اینصورت مراد چنین خواهد بود:
✔️ هر کسی که از دانایی بهره مند باشد ، توانا هم خواهد بود یعنی دانایی موجب توانایی است. دلیلش هم این است که مشاهده می کنیم افراد پیری که از دانایی بهره برده اند، دلشان همچنان جوان مانده است و جوانی نشانۀ توانایی است پس دانش آنها را توانا ساخته است.
⬅️ مشخص می شود که همین احتمال از نظر معنایی مناسبتر است زیرا مصرع دوم یک تجربۀ بصری و مستقیم است که درستی اش از طریق مشاهدهدات مکرر برای ما ثابت است و می تواند دلیل قرار بگیرد.
🔴 برخلاف مصرع اول که نیازمند دلیل است و نمی تواند دلیل مصرع دوم قرار بگیرد.
✔️☑️✔️
✅ اگر استدلال باشد طبیعتا یکی از دو مصراع مدعا و دیگری دلیل خواهد بود:
1️⃣ احتمال اول:
مدعا: توانا بود هر که دانا بود
دلیل: ز دانش دل پیر برنا بود.
💠 در اینصورت مراد چنین خواهد بود:
✔️ هر کسی که از دانایی بهره مند باشد ، توانا هم خواهد بود یعنی دانایی موجب توانایی است. دلیلش هم این است که مشاهده می کنیم افراد پیری که از دانایی بهره برده اند، دلشان همچنان جوان مانده است و جوانی نشانۀ توانایی است پس دانش آنها را توانا ساخته است.
⬅️ مشخص می شود که همین احتمال از نظر معنایی مناسبتر است زیرا مصرع دوم یک تجربۀ بصری و مستقیم است که درستی اش از طریق مشاهدهدات مکرر برای ما ثابت است و می تواند دلیل قرار بگیرد.
🔴 برخلاف مصرع اول که نیازمند دلیل است و نمی تواند دلیل مصرع دوم قرار بگیرد.
✔️☑️✔️
آنچه در این تمرین باید مورد توجه قرار بگیرد اینکه برخی از مقدمات استدلال ممکن است ذکر نشده باشند و دریافت آن به قراین و ذکاء مخاطب واگذار شده باشد.Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴🔵🔴
👁🗨مهارت زاییده به کارگیری مستمر استعدادهای ذاتی نهفته در جان است👁🗨
🔸🔹🔸نمونه ای از این مهارتها که شانه به شانه ی اعجاز می ساید🔹🔸🔹
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔴🔵🔴
👁🗨مهارت زاییده به کارگیری مستمر استعدادهای ذاتی نهفته در جان است👁🗨
🔸🔹🔸نمونه ای از این مهارتها که شانه به شانه ی اعجاز می ساید🔹🔸🔹
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔴🔵🔴
چگونه بحث کنیم؟ -29
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥
✅یک نمونه استدلال بسازیم
💠 بیایید برای آشنایی عینی تر با دیالوگ سعی کنیم یک استدلال بسازیم.
🔘 گفتیم که استدلال از دو بخش تشکیل می شود:
🔺1️⃣ آن چیزی که می خواهیم درستی اش را به مخاطب اظهار کنیم یا بقبولانیم
☑️ که همان مدعای ماست و امری که از دلایل نتیجه گرفته می شود.
🔺2️⃣ آن بخش از کلام ما که در پشتیبانی و حمایت از درستی مدعا بیان می کنیم.
☑️ یعنی اموری هستند که منطقا حکایت از درستی مدعا می کنند
☑️ و به ما کمک خواهند کرد که به مخاطبین بقبولانیم که مدعای ما درست است.
🔶 فرض کنید که عموی شما قصد دارد فردا صبح با ماشین شخصی اش برای انجام یک کار فوری عازم شهری دیگر شود.
🔹 اما شما حس می کنید که فردا برف شدیدی خواهد بارید و به احتمال زیاد راهها بسته خواهد بود و عمویتان در صورت اقدام به مسافرت با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.
🔸 قصد دارید عمویتان را از این مسافرت باز دارید.چکار باید بکنید؟
🔸🔻🔸 اگر به عمویتان زنگ بزنید و بگویید که فردا برف خواهد بارید و شما به مسافرت نروید، عمو این مدعا را به صرف ادعای شما نخواهد پذیرفت.
⬆️ شما ممکن است راههای متعددی داشته باشید برای اینکه عمو را از سفر بازدارید مثلا از طریق تحریک زن عمو!
⬆️ و یا حتی متقاعد کنید که به سفر نرود! چطور؟
⚫️⚪️⚫️ مثلا : می دانید که اگر او را به روح پدر بزرگ قسم بدهید که فردا به مسافرت نرو ، او قبول خواهد کرد که مسافرتش را کنسل کند،
🚫 اما این متقاعد شدن از طریق استدلال نیست و شما تصمیم گرفته اید که او را صرفا با استدلال قانع کنید.
⬅️ باید به دنبال دلیل مناسبی برای این مدعای خود باشید .
با کمی تأمل ناگهان فکری به ذهنتان خطور می کند.
گوشی تلفن را برداشته و با پلیس راه تماس می گیرید و وضعیت راههای مورد نظر را در طی شبانه روز آینده سؤال میکنید.
❇️ خوشبختانه آنها حس باطنی و حدس شما را تأیید میکنند.
✅ الان به سادگی و با خیال راحت می توانید عمویتان را قانع کنید که مسافرتش را کنسل کند.
🔵⚪️🔵 زیرا الان برای این مدعا که فردا وضعیت راههای بین شهری بسیار نامناسب خواهد بود دلیل قانع کننده ای دارید. پیش بینی وضعیت راهها توسط کارشناس مربوطه یعنی پلیس راه محلی
✅ این یک نمونه ساده از یک استدلال است:
❇️ و قسمت دوم، قسمتی که بعد از کلمۀ زیرا قرار گرفته است دلیل درستی مدعا می باشد
❇️ و کل کلام در مجموع یک استدلال می باشد.
✔️ پس وقتی ما قصد داریم استدلالی بسازیم اول باید از خودمان بپرسیم که من می خواهم چه چیزی را برای مخاطبم ثابت کنم یا نشان دهم؟
✔️ همان چیز را وقتی به صورت یک جملۀ واضح و روشن و دور از ابهام و غموض درآوریم می شود مدعا.
سپس باز از خود می پرسیم که برای قانع کردن مخاطب ، چه راهی مناسبتر است؟
✔️ از چه مقدماتی استفاده کنم تا مخاطبم راحتتر درستی مدعای مرا بپذیرد.
✔️ ممکن است برای نشان دادن درستی یک مدعا دلایل متفاوتی وجود داشته باشد، آن دلیلی برای اظهار مناسبتر است که در مورد این مخاطب تأثیر مطلوبتری داشته باشد.
☑️ مثلا اگر قرار است حادثه ای را که دیشب در مورد دوچرخۀ او اتفاق افتاده است بیان کنم و چند نفر مختلف شاهد ماجرا بوده اند، نام بردن از فردی که بیشتر مورد اعتماد اوست و حرف او را راحتتر می پذیرد به عنوان دلیل مناسبتر است.
✔️🔴✔️ یکی از مهمترین نکاتی که باید در چینش استدلال رعایت کنیم استفاده از نشانواژه ها ی خاص دلیل و نتیجه (که همان مدعاست) می باشد تا مخاطب در تشخیص مدعا و دلیل دچار مشکل نشود و براحتی آنها را از هم تشخیص دهد.
🔴کلماتی مانند زیرا، چون ، چونکه، به دلیل اینکه، بنا به این دلیل که ، به سبب اینکه ، از آنرو که و .... نشانواژه های دلیل اند
🔵 و کلماتی مانند پس، در نتیجه ، نتیجه می شود که و .... نشانواژه های نتیجه یا همان مدعا هستند.
✔️✔️ پس می توانیم این را یک اصل تلقی بکنیم که:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥
✅یک نمونه استدلال بسازیم
💠 بیایید برای آشنایی عینی تر با دیالوگ سعی کنیم یک استدلال بسازیم.
🔘 گفتیم که استدلال از دو بخش تشکیل می شود:
🔺1️⃣ آن چیزی که می خواهیم درستی اش را به مخاطب اظهار کنیم یا بقبولانیم
☑️ که همان مدعای ماست و امری که از دلایل نتیجه گرفته می شود.
🔺2️⃣ آن بخش از کلام ما که در پشتیبانی و حمایت از درستی مدعا بیان می کنیم.
☑️ یعنی اموری هستند که منطقا حکایت از درستی مدعا می کنند
☑️ و به ما کمک خواهند کرد که به مخاطبین بقبولانیم که مدعای ما درست است.
🔶 فرض کنید که عموی شما قصد دارد فردا صبح با ماشین شخصی اش برای انجام یک کار فوری عازم شهری دیگر شود.
🔹 اما شما حس می کنید که فردا برف شدیدی خواهد بارید و به احتمال زیاد راهها بسته خواهد بود و عمویتان در صورت اقدام به مسافرت با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.
🔸 قصد دارید عمویتان را از این مسافرت باز دارید.چکار باید بکنید؟
🔸🔻🔸 اگر به عمویتان زنگ بزنید و بگویید که فردا برف خواهد بارید و شما به مسافرت نروید، عمو این مدعا را به صرف ادعای شما نخواهد پذیرفت.
⬆️ شما ممکن است راههای متعددی داشته باشید برای اینکه عمو را از سفر بازدارید مثلا از طریق تحریک زن عمو!
⬆️ و یا حتی متقاعد کنید که به سفر نرود! چطور؟
⚫️⚪️⚫️ مثلا : می دانید که اگر او را به روح پدر بزرگ قسم بدهید که فردا به مسافرت نرو ، او قبول خواهد کرد که مسافرتش را کنسل کند،
🚫 اما این متقاعد شدن از طریق استدلال نیست و شما تصمیم گرفته اید که او را صرفا با استدلال قانع کنید.
⬅️ باید به دنبال دلیل مناسبی برای این مدعای خود باشید .
با کمی تأمل ناگهان فکری به ذهنتان خطور می کند.
گوشی تلفن را برداشته و با پلیس راه تماس می گیرید و وضعیت راههای مورد نظر را در طی شبانه روز آینده سؤال میکنید.
❇️ خوشبختانه آنها حس باطنی و حدس شما را تأیید میکنند.
✅ الان به سادگی و با خیال راحت می توانید عمویتان را قانع کنید که مسافرتش را کنسل کند.
🔵⚪️🔵 زیرا الان برای این مدعا که فردا وضعیت راههای بین شهری بسیار نامناسب خواهد بود دلیل قانع کننده ای دارید. پیش بینی وضعیت راهها توسط کارشناس مربوطه یعنی پلیس راه محلی
✅ این یک نمونه ساده از یک استدلال است:
فردا راههای بین شهری بسته یا نامناسب خواهند بود❇️ قسمت اول کلام مدعاست
زیرا پلیس راه چنین اعلام کرده است
و اعلام پلیس راه دلیل معتبر و قابل اعتنایی است بر اینکه فردا وضعیت راههای بین شهری نامساعد خواهد بود.
❇️ و قسمت دوم، قسمتی که بعد از کلمۀ زیرا قرار گرفته است دلیل درستی مدعا می باشد
❇️ و کل کلام در مجموع یک استدلال می باشد.
✔️ پس وقتی ما قصد داریم استدلالی بسازیم اول باید از خودمان بپرسیم که من می خواهم چه چیزی را برای مخاطبم ثابت کنم یا نشان دهم؟
✔️ همان چیز را وقتی به صورت یک جملۀ واضح و روشن و دور از ابهام و غموض درآوریم می شود مدعا.
سپس باز از خود می پرسیم که برای قانع کردن مخاطب ، چه راهی مناسبتر است؟
✔️ از چه مقدماتی استفاده کنم تا مخاطبم راحتتر درستی مدعای مرا بپذیرد.
✔️ ممکن است برای نشان دادن درستی یک مدعا دلایل متفاوتی وجود داشته باشد، آن دلیلی برای اظهار مناسبتر است که در مورد این مخاطب تأثیر مطلوبتری داشته باشد.
☑️ مثلا اگر قرار است حادثه ای را که دیشب در مورد دوچرخۀ او اتفاق افتاده است بیان کنم و چند نفر مختلف شاهد ماجرا بوده اند، نام بردن از فردی که بیشتر مورد اعتماد اوست و حرف او را راحتتر می پذیرد به عنوان دلیل مناسبتر است.
✔️🔴✔️ یکی از مهمترین نکاتی که باید در چینش استدلال رعایت کنیم استفاده از نشانواژه ها ی خاص دلیل و نتیجه (که همان مدعاست) می باشد تا مخاطب در تشخیص مدعا و دلیل دچار مشکل نشود و براحتی آنها را از هم تشخیص دهد.
🔴کلماتی مانند زیرا، چون ، چونکه، به دلیل اینکه، بنا به این دلیل که ، به سبب اینکه ، از آنرو که و .... نشانواژه های دلیل اند
🔵 و کلماتی مانند پس، در نتیجه ، نتیجه می شود که و .... نشانواژه های نتیجه یا همان مدعا هستند.
✔️✔️ پس می توانیم این را یک اصل تلقی بکنیم که:
حتی المقدور باید شکل و ساختار کلی استدلال محفوظ بماند و دلایل و مدعا( نتیجه) به راحتی قابل تمییز باشند.
( اصل ضرورت ابقای ساختار استدلال)
🔚 م. ناجیhttps://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -29 🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥 ✅یک نمونه استدلال بسازیم 💠 بیایید برای آشنایی عینی تر با دیالوگ سعی کنیم یک استدلال بسازیم. 🔘 گفتیم که استدلال از دو بخش تشکیل می شود: 🔺1️⃣ آن چیزی که می خواهیم درستی اش را به مخاطب اظهار کنیم یا بقبولانیم ☑️ که…»
📣 سخنرانی روز:
📕📗📘📓📔📒📕📗📘
"در برابر سقوط دانشگاه سکوت نکنیم"
📕📗📘📓📔📒📕📗📘
👈 سخنان
در برنامه نكوداشت دكتر محمود مهرمحمدی
که سیزدهم بهمن ماه برگزار شد:
🔹اگرچه امروز روز نکوداشت است و روز نق زدن و نقد کردن نیست، اما من میخواهم از خودم و از استادانی که اینجا نشستهاند، انتقاد کنم.
🔹 دکتر باقری گفتند که اوضاع معلمان و استادان دانشگاه خوب نیست. اوضاع بدتر از آنی است که ایشان به آرامی خواستند بگویند. ایشان به شوخی گفتند که نسل آقای دکتر مهرمحمدی در حال منسوخ شدن است، اما اجازه دهید که بر اساس تحقیقات نشان دهم که این گفته شوخی نیست.
🔹در کتاب "مطالعه دگرگونی فرهنگی در سه نسل دانشگاهی" سه نسل از اساتید دانشگاههایی مثل تهران، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، تربیت مدرس و مانند آن مطالعه شدهاند.
🔹 خلاصه این پژوهش این است که هر چقدر به امروز نزدیک میشویم، جنبههای منشی و اخلاقی استادان از جهات گوناگون بدتر میشود. میزان سرمایههای فرهنگی، اخلاقی و منشی استادان روزبهروز در حال کاهش است.
🔹استادان جوانتر از لحاظ شناختی وضعشان بهتر است. بیشتر زبان انگلیسی میدانند، بیشتر نرمافزار میشناسند، بیشتر به قوانین و قواعد و فوتوفنهای استاد شدن آشنا هستند. روزمههای بزرگ دارند! پر از کتاب و مقاله! آتوآشغالها را ریختهاند در رزومههایشان! رزومهای دارد به طول پنجاه متر، پانصد مقاله دارد، هفتصد مقاله دارد و هنوز چهل و پنج سالش نشده استاد تمام میشود.
✍️ خیلی از شاگردان من استاد شدهاند؛ درحالیکه من پنج سال است دانشیار شدهام! این فاجعه است! این ابتذال است! باید گریه کنیم! صادقانه میگویم باید گریه کنیم!
🔹دیروز گزارش فرهنگی سال از خانم فاطمه جواهری، به نام "سیاست فرهنگی در وزارت علوم" به دستم رسید. اوضاع دانشگاهها بخصوص استادان و دانشجویان بهویژه تحصیلات تکمیلی، به لحاظ منش، قابلیتها و عادتهای تفکر انتقادی، گوش دادن، شنیدن، صحبت کردن، صداقت، و ارزشهای وجودی که انسان دانشگاهی باید داشته باشد، بسیار اسفبار است. بسیار اسفبار!
🔹 امیدوارم این کتاب منتشر شود تا اساتید بدانند در دانشگاهها و آموزش عالی کشور چه اتفاقی افتاده است.
🔹مقالهای خودم نوشتهام که بهزودی منتشر میشود در زمینه "سواد آکادمیک". متاسفانه باید بگویم که بیش از ۵۰درصد از اساتید ما سواد خواندن و نوشتن ندارند. این طبیعی است.
🔹 وقتی آزمون بینالمللی پرلز نشان میدهد که در "درک مطلب" ما از افغانستان نیز عقبتریم، همینها کرور کرور دکترا میگیرند. از ۵۰کشور در ۲۰۱۶ ما چهل و پنجمی هستیم.
🔹چرا لقب استاد و دکتر را رایگان به این و آن اهدا میکنیم؟ این ظلم به مقام علم و دانش است که به بسیاری از اساتید دانشگاه میگوییم استاد و دکتر. این بیاحترامی و ظلم است به ناموس علم و اخلاق و بشریت.
🔹آنهایی که این القاب را گرفتهاند، مقصر نیستند. سیستمی باید پاسخگو باشد که کرور کرور دکتر و استاد تربیت نمیکند. آییننامه ارتقاء، سیستم پاداشدهی و نظام کنترل کیفیت باید پاسخگو باشد! سیستم سیاسی و مدیریتی باید پاسخگو باشد!
🔹دانشگاه فقط متن نیست، منش هم هست! کتاب "دانشگاه به سوی فضیلت" جان نیکسون را بخوانید. استدعا میکنم بخوانید! گزارش خانم دکتر جواهری را بخوانید تا ببینید چه اتفاقی در دانشگاههای کشور افتاده است.
🔹 دزدی کردن هنجار دانشگاه است! استثمار دانشجو هنجار دانشگاه است! قانون است! استادی که هیچ سهمی در نوشتن مقاله ندارد، در نهایت بیشرمی نام خودش را بر روی مقاله و کتاب میآورد! هزار نوع ناهنجاری در دانشگاهها به نام قانون اعمال میشود!
🔹"اصالت" حلقه گمشده آموزش عالی ما شده است. چرا همه ما ساکتیم؟ منش مهمتر از متن است، مهمتر از مقاله است. این چه سیستمی است که به انسانیت انسان احترام نمیگذارد؛ اما به مقاله احترام میگذارد؟
🔹طبیعی است که آدمها عصبی باشند. من نسبت به آن آدمی که خیلی خونسرد است، تردید دارم که چطور این همه بحران، این همه تعارض، این همه نابرابری را میبیند، ولی خیلی آرام و متین و شیک راه میرود تا به ایشان بگویند آقای دکتر!
🔹خاک بر سر آن استاد دانشگاهی که ظلم و نابرابری را میبیند، فساد را میبیند و دلش خوش است که به موقع ارتقاء گرفته و چهل سال نشده استاد تمام شده است.
🔹 خاک بر سر آن استاد دانشگاه که رزومه آن لاین گذاشته است با ۲۰۰، ۳۰۰، ۴۰۰ مقاله و خاک بر سر آن سیستم دانشگاهی! شاد باشید!
🔅
📕📗📘📓📔📒📕📗📘
"در برابر سقوط دانشگاه سکوت نکنیم"
📕📗📘📓📔📒📕📗📘
👈 سخنان
دکتر نعمتالله فاضلی،
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی،در برنامه نكوداشت دكتر محمود مهرمحمدی
که سیزدهم بهمن ماه برگزار شد:
🔹اگرچه امروز روز نکوداشت است و روز نق زدن و نقد کردن نیست، اما من میخواهم از خودم و از استادانی که اینجا نشستهاند، انتقاد کنم.
🔹 دکتر باقری گفتند که اوضاع معلمان و استادان دانشگاه خوب نیست. اوضاع بدتر از آنی است که ایشان به آرامی خواستند بگویند. ایشان به شوخی گفتند که نسل آقای دکتر مهرمحمدی در حال منسوخ شدن است، اما اجازه دهید که بر اساس تحقیقات نشان دهم که این گفته شوخی نیست.
🔹در کتاب "مطالعه دگرگونی فرهنگی در سه نسل دانشگاهی" سه نسل از اساتید دانشگاههایی مثل تهران، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، تربیت مدرس و مانند آن مطالعه شدهاند.
🔹 خلاصه این پژوهش این است که هر چقدر به امروز نزدیک میشویم، جنبههای منشی و اخلاقی استادان از جهات گوناگون بدتر میشود. میزان سرمایههای فرهنگی، اخلاقی و منشی استادان روزبهروز در حال کاهش است.
🔹استادان جوانتر از لحاظ شناختی وضعشان بهتر است. بیشتر زبان انگلیسی میدانند، بیشتر نرمافزار میشناسند، بیشتر به قوانین و قواعد و فوتوفنهای استاد شدن آشنا هستند. روزمههای بزرگ دارند! پر از کتاب و مقاله! آتوآشغالها را ریختهاند در رزومههایشان! رزومهای دارد به طول پنجاه متر، پانصد مقاله دارد، هفتصد مقاله دارد و هنوز چهل و پنج سالش نشده استاد تمام میشود.
✍️ خیلی از شاگردان من استاد شدهاند؛ درحالیکه من پنج سال است دانشیار شدهام! این فاجعه است! این ابتذال است! باید گریه کنیم! صادقانه میگویم باید گریه کنیم!
🔹دیروز گزارش فرهنگی سال از خانم فاطمه جواهری، به نام "سیاست فرهنگی در وزارت علوم" به دستم رسید. اوضاع دانشگاهها بخصوص استادان و دانشجویان بهویژه تحصیلات تکمیلی، به لحاظ منش، قابلیتها و عادتهای تفکر انتقادی، گوش دادن، شنیدن، صحبت کردن، صداقت، و ارزشهای وجودی که انسان دانشگاهی باید داشته باشد، بسیار اسفبار است. بسیار اسفبار!
🔹 امیدوارم این کتاب منتشر شود تا اساتید بدانند در دانشگاهها و آموزش عالی کشور چه اتفاقی افتاده است.
🔹مقالهای خودم نوشتهام که بهزودی منتشر میشود در زمینه "سواد آکادمیک". متاسفانه باید بگویم که بیش از ۵۰درصد از اساتید ما سواد خواندن و نوشتن ندارند. این طبیعی است.
🔹 وقتی آزمون بینالمللی پرلز نشان میدهد که در "درک مطلب" ما از افغانستان نیز عقبتریم، همینها کرور کرور دکترا میگیرند. از ۵۰کشور در ۲۰۱۶ ما چهل و پنجمی هستیم.
🔹چرا لقب استاد و دکتر را رایگان به این و آن اهدا میکنیم؟ این ظلم به مقام علم و دانش است که به بسیاری از اساتید دانشگاه میگوییم استاد و دکتر. این بیاحترامی و ظلم است به ناموس علم و اخلاق و بشریت.
🔹آنهایی که این القاب را گرفتهاند، مقصر نیستند. سیستمی باید پاسخگو باشد که کرور کرور دکتر و استاد تربیت نمیکند. آییننامه ارتقاء، سیستم پاداشدهی و نظام کنترل کیفیت باید پاسخگو باشد! سیستم سیاسی و مدیریتی باید پاسخگو باشد!
🔹دانشگاه فقط متن نیست، منش هم هست! کتاب "دانشگاه به سوی فضیلت" جان نیکسون را بخوانید. استدعا میکنم بخوانید! گزارش خانم دکتر جواهری را بخوانید تا ببینید چه اتفاقی در دانشگاههای کشور افتاده است.
🔹 دزدی کردن هنجار دانشگاه است! استثمار دانشجو هنجار دانشگاه است! قانون است! استادی که هیچ سهمی در نوشتن مقاله ندارد، در نهایت بیشرمی نام خودش را بر روی مقاله و کتاب میآورد! هزار نوع ناهنجاری در دانشگاهها به نام قانون اعمال میشود!
🔹"اصالت" حلقه گمشده آموزش عالی ما شده است. چرا همه ما ساکتیم؟ منش مهمتر از متن است، مهمتر از مقاله است. این چه سیستمی است که به انسانیت انسان احترام نمیگذارد؛ اما به مقاله احترام میگذارد؟
🔹طبیعی است که آدمها عصبی باشند. من نسبت به آن آدمی که خیلی خونسرد است، تردید دارم که چطور این همه بحران، این همه تعارض، این همه نابرابری را میبیند، ولی خیلی آرام و متین و شیک راه میرود تا به ایشان بگویند آقای دکتر!
🔹خاک بر سر آن استاد دانشگاهی که ظلم و نابرابری را میبیند، فساد را میبیند و دلش خوش است که به موقع ارتقاء گرفته و چهل سال نشده استاد تمام شده است.
🔹 خاک بر سر آن استاد دانشگاه که رزومه آن لاین گذاشته است با ۲۰۰، ۳۰۰، ۴۰۰ مقاله و خاک بر سر آن سیستم دانشگاهی! شاد باشید!
🔅
تلخیص و پیاده سازی: پویش ملی "دوباره دانشگاه".