🔴 گفتگو را دوست داریم اما بلد نیستیم !
🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯
🖊 مصطفی صفدری رنجبر (دانش آموخته دکتری مدیریت فناوری دانشگاه علامه طباطبائی)
❇️ این روزها همه از ضرورت گفتگو صحبت می کنند. گویا شدت و فراگیری مشکلات و مسائل مختلف به حدی رسیده است که دیگر راهی جز گفتگو پیش روی ما نیست.
❇️ قبلا هم در نوشته ای تحت عنوان "برای حل مشکلاتمان دعا کنیم یا گفتگو" به ضرورت گفتگو اشاره کرده بودم.
❇️ تا اینجای قضیه که خوب است و فهمیده ایم که گره کور مشکلات و چالش های پیش روی کشور در گفتگو است.
❇️ اما قسمت بد قضیه آنجاست که ما گفتگو بلد نیستیم ! می پرسید چرا ؟
♻️♻️♻️ دلایلش را در ادامه عرض خواهم کرد:
🔴✔️ 1️⃣ پرسشگر نیستیم:
☑️ همه ما خوب می دانیم که گفتگو زمانی آغاز می شود که پرسشی اصیل و واقعی وجود داشته باشد.
☑️ یعنی ما در مواجهه با جهان پیرامون خود و موضوعات مختلف به حیرت و تردید واداشته شویم.
☑️ این حیرت و تردید است که موجب روشنگری و سپس افزایش بصیرت ما نسبت به مسائل می شود.
☑️ از طریق همین پرسشگری است که سطح فهم ما از موضوعات و مسائل ارتقا می یابد.
☑️ اما متاسفانه ذهن ایرانیان در طول تاریخ خصلت پرسشگری خود را از دست داده است.
☑️ عواملی چون تداوم و تکرار حکومت های استبدادی که به دنبال به بن بست کشاندن پرسشگری هستند؛
☑️ سبک زندگی ما که عبارت است از ادغام شدن در زندگی روزمره و غوطه ور شدن در عادات، آداب و سنن اجتماعی و فرهنگی؛ غلبه کلام، تصوف و عرفان، تقدیرگرایی و شریعت ایجابی بر خردگرایی و تفکر فلسفی به عنوان موانع پرسشگری در جامعه ما برشمرده شده اند.
🔴✔️2️⃣ تک گو هستیم:
☑️تک گویی در مقابل گفتگو قرار دارد.
☑️ تک گویی یعنی به دنبال ابلاغ، القا و تحمیل نظر و اراده خود به مخاطبانمان هستیم؛
☑️ تک گویی یعنی به جای روشنگری و رسیدن به درک مشترک از موضوع به دنبال توجیه و تحمیل نظرمان حتی از طریق روزگویی هستیم؛
☑️ تک گویی یعنی طرف مقابل را به حساب نمی آوریم و او را ابزاری برای برآورده ساختن اهداف و مقاصد خودمان می دانیم؛
☑️ تک گویی یعنی ارتباط یک سویه که مبتنی بر سلطه و تجویز است؛
☑️ تک گویی یعنی حقیقت هر موضوعی را امری از پیش تعیین شده، قطعی و مطلق می دانیم که آن هم در اختیار ما است؛
☑️ تک گویی یعنی خودمان را مالک حقیقت می دانیم نه مشتاق و طالب حقیقت؛
☑️ تک گویی یعنی انتظار سکوت از مخاطبان داشتن (حال این سکوت از سر ترس باشد یا رضایت مهم نیست)؛
☑️ تک گویی یعنی ارتباط و تعاملی نابرابر و غیردموکراتیک که در آن ما حرف و کلام آخر را می زنیم؛
☑️ تک گویی یعنی تحمیل کردن، دستکاری کردن، غلبه یافتن، مبهوت کردن، فریب دادن و استثمار کردن.
🔴✔️3️⃣ دگم و جزم اندیش هستیم:
☑️ دگماتیسم یا جزم اندیشی یعنی دارای گرایش به اندیشه های قطعی و تغییرناپذیر بودن و بر عادات، باورها و عقاید از پیش پذیرفته شده پافشاری کردن و بی اعتنا بودن به دلایلی که نادرستی آنها را اثبات می کند.
☑️ جزم اندیشی همان صفت مضمومی است که "امانوئل کانت" آن را بزرگترین محدود کننده خیر بشری می نامد و جزم گرا را دشمن قطعی خردورزان.
☑️ هیچ اسلحه ای خطرناک تر از باور اشباع شده غلط نیست.
🔘 البته این خصلت چیز جدیدی نیست و ریشه تاریخی دارد. آورده اند که سربازان حسن صباح که از آن به عنوان خداوند الموت یاد می کنند با اشاره ای از سمت او خود را از بالای دیوار مرتفع قلعه به پایین می انداختند.
✔️4️⃣ مشکل تشخیص و توافق داریم:
☑️ اصولا در تشخیص نقطه عزیمت از وضع موجود و توافق بر راه حل برون رفت از وضع موجود دچار مشکل هستیم.
☑️ در تشخیص دچار مشکل هستیم، زیرا زمانی که تصمیم می گیریم در مورد مسئله ای با هم گفتگو کنیم، در تشخیص و کشف مصداق های آن مسئله دچار مشکل می شویم.
☑️ بخشی از این مشکل به تنوع و تکثر دغدغه ها و مساله ها، پیچیدگی های مرکب و پویایی های غیرخطی موضوعات و مسائل کلان و اجتماعی برمی گردد. اما بخشی از آن ریشه در این واقعیت دارد که ما به جای کندوکاو در ریشه های مسائل به علائم و نشانه های آن اکتفا می کنیم.
☑️ از سوی دیگر، چالش توافق ناشی از این واقعیت است که میدان نیرو و منافع ذینفعان مختلف بر روی رسیدن به اجماع در مورد یک راه حل سایه می افکند و دستاوردهای کوتاه مدت بر دستاوردهای بلندمدت ترجیح داده می شود.
🔴📚🔴 در نوشتن این متن از کتاب های ارزشمند استبداد در ایران و شوق گفتگو (حسن قاضی مرادی)، پی نکته هایی بر جامعه شناسی خودمانی (حسن نراقی) و عقلانیت های پایه در گذار به آینده (حمیدرضا فرتوک زاده) بهره برده ام.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯🗯
🖊 مصطفی صفدری رنجبر (دانش آموخته دکتری مدیریت فناوری دانشگاه علامه طباطبائی)
❇️ این روزها همه از ضرورت گفتگو صحبت می کنند. گویا شدت و فراگیری مشکلات و مسائل مختلف به حدی رسیده است که دیگر راهی جز گفتگو پیش روی ما نیست.
❇️ قبلا هم در نوشته ای تحت عنوان "برای حل مشکلاتمان دعا کنیم یا گفتگو" به ضرورت گفتگو اشاره کرده بودم.
❇️ تا اینجای قضیه که خوب است و فهمیده ایم که گره کور مشکلات و چالش های پیش روی کشور در گفتگو است.
❇️ اما قسمت بد قضیه آنجاست که ما گفتگو بلد نیستیم ! می پرسید چرا ؟
♻️♻️♻️ دلایلش را در ادامه عرض خواهم کرد:
🔴✔️ 1️⃣ پرسشگر نیستیم:
☑️ همه ما خوب می دانیم که گفتگو زمانی آغاز می شود که پرسشی اصیل و واقعی وجود داشته باشد.
☑️ یعنی ما در مواجهه با جهان پیرامون خود و موضوعات مختلف به حیرت و تردید واداشته شویم.
☑️ این حیرت و تردید است که موجب روشنگری و سپس افزایش بصیرت ما نسبت به مسائل می شود.
☑️ از طریق همین پرسشگری است که سطح فهم ما از موضوعات و مسائل ارتقا می یابد.
☑️ اما متاسفانه ذهن ایرانیان در طول تاریخ خصلت پرسشگری خود را از دست داده است.
☑️ عواملی چون تداوم و تکرار حکومت های استبدادی که به دنبال به بن بست کشاندن پرسشگری هستند؛
☑️ سبک زندگی ما که عبارت است از ادغام شدن در زندگی روزمره و غوطه ور شدن در عادات، آداب و سنن اجتماعی و فرهنگی؛ غلبه کلام، تصوف و عرفان، تقدیرگرایی و شریعت ایجابی بر خردگرایی و تفکر فلسفی به عنوان موانع پرسشگری در جامعه ما برشمرده شده اند.
🔴✔️2️⃣ تک گو هستیم:
☑️تک گویی در مقابل گفتگو قرار دارد.
☑️ تک گویی یعنی به دنبال ابلاغ، القا و تحمیل نظر و اراده خود به مخاطبانمان هستیم؛
☑️ تک گویی یعنی به جای روشنگری و رسیدن به درک مشترک از موضوع به دنبال توجیه و تحمیل نظرمان حتی از طریق روزگویی هستیم؛
☑️ تک گویی یعنی طرف مقابل را به حساب نمی آوریم و او را ابزاری برای برآورده ساختن اهداف و مقاصد خودمان می دانیم؛
☑️ تک گویی یعنی ارتباط یک سویه که مبتنی بر سلطه و تجویز است؛
☑️ تک گویی یعنی حقیقت هر موضوعی را امری از پیش تعیین شده، قطعی و مطلق می دانیم که آن هم در اختیار ما است؛
☑️ تک گویی یعنی خودمان را مالک حقیقت می دانیم نه مشتاق و طالب حقیقت؛
☑️ تک گویی یعنی انتظار سکوت از مخاطبان داشتن (حال این سکوت از سر ترس باشد یا رضایت مهم نیست)؛
☑️ تک گویی یعنی ارتباط و تعاملی نابرابر و غیردموکراتیک که در آن ما حرف و کلام آخر را می زنیم؛
☑️ تک گویی یعنی تحمیل کردن، دستکاری کردن، غلبه یافتن، مبهوت کردن، فریب دادن و استثمار کردن.
🔴✔️3️⃣ دگم و جزم اندیش هستیم:
☑️ دگماتیسم یا جزم اندیشی یعنی دارای گرایش به اندیشه های قطعی و تغییرناپذیر بودن و بر عادات، باورها و عقاید از پیش پذیرفته شده پافشاری کردن و بی اعتنا بودن به دلایلی که نادرستی آنها را اثبات می کند.
☑️ جزم اندیشی همان صفت مضمومی است که "امانوئل کانت" آن را بزرگترین محدود کننده خیر بشری می نامد و جزم گرا را دشمن قطعی خردورزان.
☑️ هیچ اسلحه ای خطرناک تر از باور اشباع شده غلط نیست.
🔘 البته این خصلت چیز جدیدی نیست و ریشه تاریخی دارد. آورده اند که سربازان حسن صباح که از آن به عنوان خداوند الموت یاد می کنند با اشاره ای از سمت او خود را از بالای دیوار مرتفع قلعه به پایین می انداختند.
✔️4️⃣ مشکل تشخیص و توافق داریم:
☑️ اصولا در تشخیص نقطه عزیمت از وضع موجود و توافق بر راه حل برون رفت از وضع موجود دچار مشکل هستیم.
☑️ در تشخیص دچار مشکل هستیم، زیرا زمانی که تصمیم می گیریم در مورد مسئله ای با هم گفتگو کنیم، در تشخیص و کشف مصداق های آن مسئله دچار مشکل می شویم.
☑️ بخشی از این مشکل به تنوع و تکثر دغدغه ها و مساله ها، پیچیدگی های مرکب و پویایی های غیرخطی موضوعات و مسائل کلان و اجتماعی برمی گردد. اما بخشی از آن ریشه در این واقعیت دارد که ما به جای کندوکاو در ریشه های مسائل به علائم و نشانه های آن اکتفا می کنیم.
☑️ از سوی دیگر، چالش توافق ناشی از این واقعیت است که میدان نیرو و منافع ذینفعان مختلف بر روی رسیدن به اجماع در مورد یک راه حل سایه می افکند و دستاوردهای کوتاه مدت بر دستاوردهای بلندمدت ترجیح داده می شود.
🔴📚🔴 در نوشتن این متن از کتاب های ارزشمند استبداد در ایران و شوق گفتگو (حسن قاضی مرادی)، پی نکته هایی بر جامعه شناسی خودمانی (حسن نراقی) و عقلانیت های پایه در گذار به آینده (حمیدرضا فرتوک زاده) بهره برده ام.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بالاخره یک کار شیک و تمیز هم توو ایران اجرا شد! کلیپ خلاقانه خوانندگی دانشجویان و همخوانی زیبای مردم در فرودگاه مهرآباد به صورت اتفاقی که قشنگ حال همه رو خوب کرد! چنین حرکتی برای اولین بار است که در ایران اجرا می شود و اینگونه زن و مرد در کنار یکدیگر آواز می خوانند!👍
خرد سنجشگر
چگونه بحث کنیم(4) ✍️✍️✍️تمرینها✍️✍️✍️ کوچکترین واحد سخن در بحث را استدلال نامیدیم که مرکب بود از مدعا+ دلیل یا دلیل + مدعا کدامیک از عبارتهای زیر استدلال نیستند؟ 3-توانا بود هرکه دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود ✅پاسخ تمرین این تمرین نیز شعری است که…
✅ اگر علامتها و معرف های مدعا و دلیل مفقود باشد و از آنها استفاده نشده باشد،( که در اینجا هم به ضرورت شعری حذف شده اند) تشخیص مدعا و دلیل فقط از طریق بررسی احتمالات مختلف ممکن خواهد شد.
✅ اگر استدلال باشد طبیعتا یکی از دو مصراع مدعا و دیگری دلیل خواهد بود:
1️⃣ احتمال اول:
مدعا: توانا بود هر که دانا بود
دلیل: ز دانش دل پیر برنا بود.
💠 در اینصورت مراد چنین خواهد بود:
✔️ هر کسی که از دانایی بهره مند باشد ، توانا هم خواهد بود یعنی دانایی موجب توانایی است. دلیلش هم این است که مشاهده می کنیم افراد پیری که از دانایی بهره برده اند، دلشان همچنان جوان مانده است و جوانی نشانۀ توانایی است پس دانش آنها را توانا ساخته است.
⬅️ مشخص می شود که همین احتمال از نظر معنایی مناسبتر است زیرا مصرع دوم یک تجربۀ بصری و مستقیم است که درستی اش از طریق مشاهدهدات مکرر برای ما ثابت است و می تواند دلیل قرار بگیرد.
🔴 برخلاف مصرع اول که نیازمند دلیل است و نمی تواند دلیل مصرع دوم قرار بگیرد.
✔️☑️✔️
✅ اگر استدلال باشد طبیعتا یکی از دو مصراع مدعا و دیگری دلیل خواهد بود:
1️⃣ احتمال اول:
مدعا: توانا بود هر که دانا بود
دلیل: ز دانش دل پیر برنا بود.
💠 در اینصورت مراد چنین خواهد بود:
✔️ هر کسی که از دانایی بهره مند باشد ، توانا هم خواهد بود یعنی دانایی موجب توانایی است. دلیلش هم این است که مشاهده می کنیم افراد پیری که از دانایی بهره برده اند، دلشان همچنان جوان مانده است و جوانی نشانۀ توانایی است پس دانش آنها را توانا ساخته است.
⬅️ مشخص می شود که همین احتمال از نظر معنایی مناسبتر است زیرا مصرع دوم یک تجربۀ بصری و مستقیم است که درستی اش از طریق مشاهدهدات مکرر برای ما ثابت است و می تواند دلیل قرار بگیرد.
🔴 برخلاف مصرع اول که نیازمند دلیل است و نمی تواند دلیل مصرع دوم قرار بگیرد.
✔️☑️✔️
آنچه در این تمرین باید مورد توجه قرار بگیرد اینکه برخی از مقدمات استدلال ممکن است ذکر نشده باشند و دریافت آن به قراین و ذکاء مخاطب واگذار شده باشد.Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴🔵🔴
👁🗨مهارت زاییده به کارگیری مستمر استعدادهای ذاتی نهفته در جان است👁🗨
🔸🔹🔸نمونه ای از این مهارتها که شانه به شانه ی اعجاز می ساید🔹🔸🔹
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔴🔵🔴
👁🗨مهارت زاییده به کارگیری مستمر استعدادهای ذاتی نهفته در جان است👁🗨
🔸🔹🔸نمونه ای از این مهارتها که شانه به شانه ی اعجاز می ساید🔹🔸🔹
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔴🔵🔴
چگونه بحث کنیم؟ -29
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥
✅یک نمونه استدلال بسازیم
💠 بیایید برای آشنایی عینی تر با دیالوگ سعی کنیم یک استدلال بسازیم.
🔘 گفتیم که استدلال از دو بخش تشکیل می شود:
🔺1️⃣ آن چیزی که می خواهیم درستی اش را به مخاطب اظهار کنیم یا بقبولانیم
☑️ که همان مدعای ماست و امری که از دلایل نتیجه گرفته می شود.
🔺2️⃣ آن بخش از کلام ما که در پشتیبانی و حمایت از درستی مدعا بیان می کنیم.
☑️ یعنی اموری هستند که منطقا حکایت از درستی مدعا می کنند
☑️ و به ما کمک خواهند کرد که به مخاطبین بقبولانیم که مدعای ما درست است.
🔶 فرض کنید که عموی شما قصد دارد فردا صبح با ماشین شخصی اش برای انجام یک کار فوری عازم شهری دیگر شود.
🔹 اما شما حس می کنید که فردا برف شدیدی خواهد بارید و به احتمال زیاد راهها بسته خواهد بود و عمویتان در صورت اقدام به مسافرت با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.
🔸 قصد دارید عمویتان را از این مسافرت باز دارید.چکار باید بکنید؟
🔸🔻🔸 اگر به عمویتان زنگ بزنید و بگویید که فردا برف خواهد بارید و شما به مسافرت نروید، عمو این مدعا را به صرف ادعای شما نخواهد پذیرفت.
⬆️ شما ممکن است راههای متعددی داشته باشید برای اینکه عمو را از سفر بازدارید مثلا از طریق تحریک زن عمو!
⬆️ و یا حتی متقاعد کنید که به سفر نرود! چطور؟
⚫️⚪️⚫️ مثلا : می دانید که اگر او را به روح پدر بزرگ قسم بدهید که فردا به مسافرت نرو ، او قبول خواهد کرد که مسافرتش را کنسل کند،
🚫 اما این متقاعد شدن از طریق استدلال نیست و شما تصمیم گرفته اید که او را صرفا با استدلال قانع کنید.
⬅️ باید به دنبال دلیل مناسبی برای این مدعای خود باشید .
با کمی تأمل ناگهان فکری به ذهنتان خطور می کند.
گوشی تلفن را برداشته و با پلیس راه تماس می گیرید و وضعیت راههای مورد نظر را در طی شبانه روز آینده سؤال میکنید.
❇️ خوشبختانه آنها حس باطنی و حدس شما را تأیید میکنند.
✅ الان به سادگی و با خیال راحت می توانید عمویتان را قانع کنید که مسافرتش را کنسل کند.
🔵⚪️🔵 زیرا الان برای این مدعا که فردا وضعیت راههای بین شهری بسیار نامناسب خواهد بود دلیل قانع کننده ای دارید. پیش بینی وضعیت راهها توسط کارشناس مربوطه یعنی پلیس راه محلی
✅ این یک نمونه ساده از یک استدلال است:
❇️ و قسمت دوم، قسمتی که بعد از کلمۀ زیرا قرار گرفته است دلیل درستی مدعا می باشد
❇️ و کل کلام در مجموع یک استدلال می باشد.
✔️ پس وقتی ما قصد داریم استدلالی بسازیم اول باید از خودمان بپرسیم که من می خواهم چه چیزی را برای مخاطبم ثابت کنم یا نشان دهم؟
✔️ همان چیز را وقتی به صورت یک جملۀ واضح و روشن و دور از ابهام و غموض درآوریم می شود مدعا.
سپس باز از خود می پرسیم که برای قانع کردن مخاطب ، چه راهی مناسبتر است؟
✔️ از چه مقدماتی استفاده کنم تا مخاطبم راحتتر درستی مدعای مرا بپذیرد.
✔️ ممکن است برای نشان دادن درستی یک مدعا دلایل متفاوتی وجود داشته باشد، آن دلیلی برای اظهار مناسبتر است که در مورد این مخاطب تأثیر مطلوبتری داشته باشد.
☑️ مثلا اگر قرار است حادثه ای را که دیشب در مورد دوچرخۀ او اتفاق افتاده است بیان کنم و چند نفر مختلف شاهد ماجرا بوده اند، نام بردن از فردی که بیشتر مورد اعتماد اوست و حرف او را راحتتر می پذیرد به عنوان دلیل مناسبتر است.
✔️🔴✔️ یکی از مهمترین نکاتی که باید در چینش استدلال رعایت کنیم استفاده از نشانواژه ها ی خاص دلیل و نتیجه (که همان مدعاست) می باشد تا مخاطب در تشخیص مدعا و دلیل دچار مشکل نشود و براحتی آنها را از هم تشخیص دهد.
🔴کلماتی مانند زیرا، چون ، چونکه، به دلیل اینکه، بنا به این دلیل که ، به سبب اینکه ، از آنرو که و .... نشانواژه های دلیل اند
🔵 و کلماتی مانند پس، در نتیجه ، نتیجه می شود که و .... نشانواژه های نتیجه یا همان مدعا هستند.
✔️✔️ پس می توانیم این را یک اصل تلقی بکنیم که:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥
✅یک نمونه استدلال بسازیم
💠 بیایید برای آشنایی عینی تر با دیالوگ سعی کنیم یک استدلال بسازیم.
🔘 گفتیم که استدلال از دو بخش تشکیل می شود:
🔺1️⃣ آن چیزی که می خواهیم درستی اش را به مخاطب اظهار کنیم یا بقبولانیم
☑️ که همان مدعای ماست و امری که از دلایل نتیجه گرفته می شود.
🔺2️⃣ آن بخش از کلام ما که در پشتیبانی و حمایت از درستی مدعا بیان می کنیم.
☑️ یعنی اموری هستند که منطقا حکایت از درستی مدعا می کنند
☑️ و به ما کمک خواهند کرد که به مخاطبین بقبولانیم که مدعای ما درست است.
🔶 فرض کنید که عموی شما قصد دارد فردا صبح با ماشین شخصی اش برای انجام یک کار فوری عازم شهری دیگر شود.
🔹 اما شما حس می کنید که فردا برف شدیدی خواهد بارید و به احتمال زیاد راهها بسته خواهد بود و عمویتان در صورت اقدام به مسافرت با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.
🔸 قصد دارید عمویتان را از این مسافرت باز دارید.چکار باید بکنید؟
🔸🔻🔸 اگر به عمویتان زنگ بزنید و بگویید که فردا برف خواهد بارید و شما به مسافرت نروید، عمو این مدعا را به صرف ادعای شما نخواهد پذیرفت.
⬆️ شما ممکن است راههای متعددی داشته باشید برای اینکه عمو را از سفر بازدارید مثلا از طریق تحریک زن عمو!
⬆️ و یا حتی متقاعد کنید که به سفر نرود! چطور؟
⚫️⚪️⚫️ مثلا : می دانید که اگر او را به روح پدر بزرگ قسم بدهید که فردا به مسافرت نرو ، او قبول خواهد کرد که مسافرتش را کنسل کند،
🚫 اما این متقاعد شدن از طریق استدلال نیست و شما تصمیم گرفته اید که او را صرفا با استدلال قانع کنید.
⬅️ باید به دنبال دلیل مناسبی برای این مدعای خود باشید .
با کمی تأمل ناگهان فکری به ذهنتان خطور می کند.
گوشی تلفن را برداشته و با پلیس راه تماس می گیرید و وضعیت راههای مورد نظر را در طی شبانه روز آینده سؤال میکنید.
❇️ خوشبختانه آنها حس باطنی و حدس شما را تأیید میکنند.
✅ الان به سادگی و با خیال راحت می توانید عمویتان را قانع کنید که مسافرتش را کنسل کند.
🔵⚪️🔵 زیرا الان برای این مدعا که فردا وضعیت راههای بین شهری بسیار نامناسب خواهد بود دلیل قانع کننده ای دارید. پیش بینی وضعیت راهها توسط کارشناس مربوطه یعنی پلیس راه محلی
✅ این یک نمونه ساده از یک استدلال است:
فردا راههای بین شهری بسته یا نامناسب خواهند بود❇️ قسمت اول کلام مدعاست
زیرا پلیس راه چنین اعلام کرده است
و اعلام پلیس راه دلیل معتبر و قابل اعتنایی است بر اینکه فردا وضعیت راههای بین شهری نامساعد خواهد بود.
❇️ و قسمت دوم، قسمتی که بعد از کلمۀ زیرا قرار گرفته است دلیل درستی مدعا می باشد
❇️ و کل کلام در مجموع یک استدلال می باشد.
✔️ پس وقتی ما قصد داریم استدلالی بسازیم اول باید از خودمان بپرسیم که من می خواهم چه چیزی را برای مخاطبم ثابت کنم یا نشان دهم؟
✔️ همان چیز را وقتی به صورت یک جملۀ واضح و روشن و دور از ابهام و غموض درآوریم می شود مدعا.
سپس باز از خود می پرسیم که برای قانع کردن مخاطب ، چه راهی مناسبتر است؟
✔️ از چه مقدماتی استفاده کنم تا مخاطبم راحتتر درستی مدعای مرا بپذیرد.
✔️ ممکن است برای نشان دادن درستی یک مدعا دلایل متفاوتی وجود داشته باشد، آن دلیلی برای اظهار مناسبتر است که در مورد این مخاطب تأثیر مطلوبتری داشته باشد.
☑️ مثلا اگر قرار است حادثه ای را که دیشب در مورد دوچرخۀ او اتفاق افتاده است بیان کنم و چند نفر مختلف شاهد ماجرا بوده اند، نام بردن از فردی که بیشتر مورد اعتماد اوست و حرف او را راحتتر می پذیرد به عنوان دلیل مناسبتر است.
✔️🔴✔️ یکی از مهمترین نکاتی که باید در چینش استدلال رعایت کنیم استفاده از نشانواژه ها ی خاص دلیل و نتیجه (که همان مدعاست) می باشد تا مخاطب در تشخیص مدعا و دلیل دچار مشکل نشود و براحتی آنها را از هم تشخیص دهد.
🔴کلماتی مانند زیرا، چون ، چونکه، به دلیل اینکه، بنا به این دلیل که ، به سبب اینکه ، از آنرو که و .... نشانواژه های دلیل اند
🔵 و کلماتی مانند پس، در نتیجه ، نتیجه می شود که و .... نشانواژه های نتیجه یا همان مدعا هستند.
✔️✔️ پس می توانیم این را یک اصل تلقی بکنیم که:
حتی المقدور باید شکل و ساختار کلی استدلال محفوظ بماند و دلایل و مدعا( نتیجه) به راحتی قابل تمییز باشند.
( اصل ضرورت ابقای ساختار استدلال)
🔚 م. ناجیhttps://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -29 🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥 ✅یک نمونه استدلال بسازیم 💠 بیایید برای آشنایی عینی تر با دیالوگ سعی کنیم یک استدلال بسازیم. 🔘 گفتیم که استدلال از دو بخش تشکیل می شود: 🔺1️⃣ آن چیزی که می خواهیم درستی اش را به مخاطب اظهار کنیم یا بقبولانیم ☑️ که…»
📣 سخنرانی روز:
📕📗📘📓📔📒📕📗📘
"در برابر سقوط دانشگاه سکوت نکنیم"
📕📗📘📓📔📒📕📗📘
👈 سخنان
در برنامه نكوداشت دكتر محمود مهرمحمدی
که سیزدهم بهمن ماه برگزار شد:
🔹اگرچه امروز روز نکوداشت است و روز نق زدن و نقد کردن نیست، اما من میخواهم از خودم و از استادانی که اینجا نشستهاند، انتقاد کنم.
🔹 دکتر باقری گفتند که اوضاع معلمان و استادان دانشگاه خوب نیست. اوضاع بدتر از آنی است که ایشان به آرامی خواستند بگویند. ایشان به شوخی گفتند که نسل آقای دکتر مهرمحمدی در حال منسوخ شدن است، اما اجازه دهید که بر اساس تحقیقات نشان دهم که این گفته شوخی نیست.
🔹در کتاب "مطالعه دگرگونی فرهنگی در سه نسل دانشگاهی" سه نسل از اساتید دانشگاههایی مثل تهران، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، تربیت مدرس و مانند آن مطالعه شدهاند.
🔹 خلاصه این پژوهش این است که هر چقدر به امروز نزدیک میشویم، جنبههای منشی و اخلاقی استادان از جهات گوناگون بدتر میشود. میزان سرمایههای فرهنگی، اخلاقی و منشی استادان روزبهروز در حال کاهش است.
🔹استادان جوانتر از لحاظ شناختی وضعشان بهتر است. بیشتر زبان انگلیسی میدانند، بیشتر نرمافزار میشناسند، بیشتر به قوانین و قواعد و فوتوفنهای استاد شدن آشنا هستند. روزمههای بزرگ دارند! پر از کتاب و مقاله! آتوآشغالها را ریختهاند در رزومههایشان! رزومهای دارد به طول پنجاه متر، پانصد مقاله دارد، هفتصد مقاله دارد و هنوز چهل و پنج سالش نشده استاد تمام میشود.
✍️ خیلی از شاگردان من استاد شدهاند؛ درحالیکه من پنج سال است دانشیار شدهام! این فاجعه است! این ابتذال است! باید گریه کنیم! صادقانه میگویم باید گریه کنیم!
🔹دیروز گزارش فرهنگی سال از خانم فاطمه جواهری، به نام "سیاست فرهنگی در وزارت علوم" به دستم رسید. اوضاع دانشگاهها بخصوص استادان و دانشجویان بهویژه تحصیلات تکمیلی، به لحاظ منش، قابلیتها و عادتهای تفکر انتقادی، گوش دادن، شنیدن، صحبت کردن، صداقت، و ارزشهای وجودی که انسان دانشگاهی باید داشته باشد، بسیار اسفبار است. بسیار اسفبار!
🔹 امیدوارم این کتاب منتشر شود تا اساتید بدانند در دانشگاهها و آموزش عالی کشور چه اتفاقی افتاده است.
🔹مقالهای خودم نوشتهام که بهزودی منتشر میشود در زمینه "سواد آکادمیک". متاسفانه باید بگویم که بیش از ۵۰درصد از اساتید ما سواد خواندن و نوشتن ندارند. این طبیعی است.
🔹 وقتی آزمون بینالمللی پرلز نشان میدهد که در "درک مطلب" ما از افغانستان نیز عقبتریم، همینها کرور کرور دکترا میگیرند. از ۵۰کشور در ۲۰۱۶ ما چهل و پنجمی هستیم.
🔹چرا لقب استاد و دکتر را رایگان به این و آن اهدا میکنیم؟ این ظلم به مقام علم و دانش است که به بسیاری از اساتید دانشگاه میگوییم استاد و دکتر. این بیاحترامی و ظلم است به ناموس علم و اخلاق و بشریت.
🔹آنهایی که این القاب را گرفتهاند، مقصر نیستند. سیستمی باید پاسخگو باشد که کرور کرور دکتر و استاد تربیت نمیکند. آییننامه ارتقاء، سیستم پاداشدهی و نظام کنترل کیفیت باید پاسخگو باشد! سیستم سیاسی و مدیریتی باید پاسخگو باشد!
🔹دانشگاه فقط متن نیست، منش هم هست! کتاب "دانشگاه به سوی فضیلت" جان نیکسون را بخوانید. استدعا میکنم بخوانید! گزارش خانم دکتر جواهری را بخوانید تا ببینید چه اتفاقی در دانشگاههای کشور افتاده است.
🔹 دزدی کردن هنجار دانشگاه است! استثمار دانشجو هنجار دانشگاه است! قانون است! استادی که هیچ سهمی در نوشتن مقاله ندارد، در نهایت بیشرمی نام خودش را بر روی مقاله و کتاب میآورد! هزار نوع ناهنجاری در دانشگاهها به نام قانون اعمال میشود!
🔹"اصالت" حلقه گمشده آموزش عالی ما شده است. چرا همه ما ساکتیم؟ منش مهمتر از متن است، مهمتر از مقاله است. این چه سیستمی است که به انسانیت انسان احترام نمیگذارد؛ اما به مقاله احترام میگذارد؟
🔹طبیعی است که آدمها عصبی باشند. من نسبت به آن آدمی که خیلی خونسرد است، تردید دارم که چطور این همه بحران، این همه تعارض، این همه نابرابری را میبیند، ولی خیلی آرام و متین و شیک راه میرود تا به ایشان بگویند آقای دکتر!
🔹خاک بر سر آن استاد دانشگاهی که ظلم و نابرابری را میبیند، فساد را میبیند و دلش خوش است که به موقع ارتقاء گرفته و چهل سال نشده استاد تمام شده است.
🔹 خاک بر سر آن استاد دانشگاه که رزومه آن لاین گذاشته است با ۲۰۰، ۳۰۰، ۴۰۰ مقاله و خاک بر سر آن سیستم دانشگاهی! شاد باشید!
🔅
📕📗📘📓📔📒📕📗📘
"در برابر سقوط دانشگاه سکوت نکنیم"
📕📗📘📓📔📒📕📗📘
👈 سخنان
دکتر نعمتالله فاضلی،
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی،در برنامه نكوداشت دكتر محمود مهرمحمدی
که سیزدهم بهمن ماه برگزار شد:
🔹اگرچه امروز روز نکوداشت است و روز نق زدن و نقد کردن نیست، اما من میخواهم از خودم و از استادانی که اینجا نشستهاند، انتقاد کنم.
🔹 دکتر باقری گفتند که اوضاع معلمان و استادان دانشگاه خوب نیست. اوضاع بدتر از آنی است که ایشان به آرامی خواستند بگویند. ایشان به شوخی گفتند که نسل آقای دکتر مهرمحمدی در حال منسوخ شدن است، اما اجازه دهید که بر اساس تحقیقات نشان دهم که این گفته شوخی نیست.
🔹در کتاب "مطالعه دگرگونی فرهنگی در سه نسل دانشگاهی" سه نسل از اساتید دانشگاههایی مثل تهران، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، تربیت مدرس و مانند آن مطالعه شدهاند.
🔹 خلاصه این پژوهش این است که هر چقدر به امروز نزدیک میشویم، جنبههای منشی و اخلاقی استادان از جهات گوناگون بدتر میشود. میزان سرمایههای فرهنگی، اخلاقی و منشی استادان روزبهروز در حال کاهش است.
🔹استادان جوانتر از لحاظ شناختی وضعشان بهتر است. بیشتر زبان انگلیسی میدانند، بیشتر نرمافزار میشناسند، بیشتر به قوانین و قواعد و فوتوفنهای استاد شدن آشنا هستند. روزمههای بزرگ دارند! پر از کتاب و مقاله! آتوآشغالها را ریختهاند در رزومههایشان! رزومهای دارد به طول پنجاه متر، پانصد مقاله دارد، هفتصد مقاله دارد و هنوز چهل و پنج سالش نشده استاد تمام میشود.
✍️ خیلی از شاگردان من استاد شدهاند؛ درحالیکه من پنج سال است دانشیار شدهام! این فاجعه است! این ابتذال است! باید گریه کنیم! صادقانه میگویم باید گریه کنیم!
🔹دیروز گزارش فرهنگی سال از خانم فاطمه جواهری، به نام "سیاست فرهنگی در وزارت علوم" به دستم رسید. اوضاع دانشگاهها بخصوص استادان و دانشجویان بهویژه تحصیلات تکمیلی، به لحاظ منش، قابلیتها و عادتهای تفکر انتقادی، گوش دادن، شنیدن، صحبت کردن، صداقت، و ارزشهای وجودی که انسان دانشگاهی باید داشته باشد، بسیار اسفبار است. بسیار اسفبار!
🔹 امیدوارم این کتاب منتشر شود تا اساتید بدانند در دانشگاهها و آموزش عالی کشور چه اتفاقی افتاده است.
🔹مقالهای خودم نوشتهام که بهزودی منتشر میشود در زمینه "سواد آکادمیک". متاسفانه باید بگویم که بیش از ۵۰درصد از اساتید ما سواد خواندن و نوشتن ندارند. این طبیعی است.
🔹 وقتی آزمون بینالمللی پرلز نشان میدهد که در "درک مطلب" ما از افغانستان نیز عقبتریم، همینها کرور کرور دکترا میگیرند. از ۵۰کشور در ۲۰۱۶ ما چهل و پنجمی هستیم.
🔹چرا لقب استاد و دکتر را رایگان به این و آن اهدا میکنیم؟ این ظلم به مقام علم و دانش است که به بسیاری از اساتید دانشگاه میگوییم استاد و دکتر. این بیاحترامی و ظلم است به ناموس علم و اخلاق و بشریت.
🔹آنهایی که این القاب را گرفتهاند، مقصر نیستند. سیستمی باید پاسخگو باشد که کرور کرور دکتر و استاد تربیت نمیکند. آییننامه ارتقاء، سیستم پاداشدهی و نظام کنترل کیفیت باید پاسخگو باشد! سیستم سیاسی و مدیریتی باید پاسخگو باشد!
🔹دانشگاه فقط متن نیست، منش هم هست! کتاب "دانشگاه به سوی فضیلت" جان نیکسون را بخوانید. استدعا میکنم بخوانید! گزارش خانم دکتر جواهری را بخوانید تا ببینید چه اتفاقی در دانشگاههای کشور افتاده است.
🔹 دزدی کردن هنجار دانشگاه است! استثمار دانشجو هنجار دانشگاه است! قانون است! استادی که هیچ سهمی در نوشتن مقاله ندارد، در نهایت بیشرمی نام خودش را بر روی مقاله و کتاب میآورد! هزار نوع ناهنجاری در دانشگاهها به نام قانون اعمال میشود!
🔹"اصالت" حلقه گمشده آموزش عالی ما شده است. چرا همه ما ساکتیم؟ منش مهمتر از متن است، مهمتر از مقاله است. این چه سیستمی است که به انسانیت انسان احترام نمیگذارد؛ اما به مقاله احترام میگذارد؟
🔹طبیعی است که آدمها عصبی باشند. من نسبت به آن آدمی که خیلی خونسرد است، تردید دارم که چطور این همه بحران، این همه تعارض، این همه نابرابری را میبیند، ولی خیلی آرام و متین و شیک راه میرود تا به ایشان بگویند آقای دکتر!
🔹خاک بر سر آن استاد دانشگاهی که ظلم و نابرابری را میبیند، فساد را میبیند و دلش خوش است که به موقع ارتقاء گرفته و چهل سال نشده استاد تمام شده است.
🔹 خاک بر سر آن استاد دانشگاه که رزومه آن لاین گذاشته است با ۲۰۰، ۳۰۰، ۴۰۰ مقاله و خاک بر سر آن سیستم دانشگاهی! شاد باشید!
🔅
تلخیص و پیاده سازی: پویش ملی "دوباره دانشگاه".چگونه بحث کنیم؟ - 30 (آخرین نوشته این سری)
📘📗📕📒📔📓📙📓📔📒📕📗📘
🗂 در اهمیت گوش دادن
✅ این سری نوشته ها، با این شماره به پایان می رسد در حالی که ما هنوز در اول بحث مانده ایم.
✅ این شماره را اختصاص می دهیم به اهمیت شنیدن و گوش دادن در دیالوگ.
⚠️ به نظر می رسد اساس سخن روشنتر و واضحتر از آن است که بخواهیم بر آن پای فشاریم.
✅ دیالوگ همچنان که گفتیم یک بازی بیانی دوجانبه برد- برد و همکارانه است که دو طرف به نوبت بازی را ادامه می دهند و مهمتر اینکه :
💢
🔰
✅ مطمئنا هر یک از خوانندگان این نوشته تجربیاتی از این گفتگوها دارند، یا خودشان درگیر این بحث ها شده اند یا شاهد بحث دیگران بوده اند،
مخاطب سؤالم تک تک مخاطبان هستند:
❇️❓ آیا تا به حال در جریان این بحثها، شاهد بوده اید که یکی از بحث کنندگان در ادامه صحبت فرد قبلی، مدعا و دلیل یا دلایل وی را منظمتر و کلاسه بندی شده و استاندارد شده ، مجددا تکرار کرده و از فرد قبلی بخواهد که صحت و درستی فهمش را از مطالب و اظهاراتش تایید کند و اگر نقص یا اشکالی داشت آن را اصلاح کند؟
❎🔶❎ من که تا به امروز حتی یک مورد ندیده ام که یک نفر قبل از اقدام به پاسخگویی به چک کردن درستی فهمش از گفتار رقیب بپردازد،
🔸 گویی پیشفرض اولیه همه بحث کنندگان این است که فهم سخن مخاطب کاری بس آسان است
🔸 و نیازی نیست که وقت خویش را در بیان دوباره آن تلف کنیم.
🔸هیچ کس نیازی به استاندارد کردن دلایل مدعی حس نمی کند،
🔸🔹🔸 هیچ کس نیازی نمی بیند که اگر استدلال مدعی دارای مقدمات نهان و غیر مذکور بوده است آنها را به رشتۀ تحریر در آورد و از سایه بیرون کشد و زیر نور وضوح کلام و گفتار روشنی بخشد.
🔹🔸🔹 هیچ کس نیازی نمی بیند که قبل از بررسی دلایل رقیب، ابتدا از فهم درست و کامل خویش نسبت به مدعا و دلایل مدعی یقین حاصل کند.
🔸🔷🔸 همین تعلل و کوتاهی در این قدم مهم از بحث، سبب می شود که جریان بحث برخلاف میل طرفین بحث، به سرعت منحرف شده و هر دو طرف از اینکه درست فهمیده نشده اند و نتوانسته اند مقصود خود را به طور کامل و روشن به طرف مقابل برسانند احساس دلخوری کنند،
🔹🔶🔹 در اکثر موارد هم گناه را بر گردن طرف مقابل می اندازند حتی اگر به زبان نیاورند،
🔷🔸🔷 در دل حکم می کنند به اینکه :
🔘 طرف اصلا بحث کردن بلد نیست
🔘 یا اهل مغالطه است
🔘 یا صرفا می خواست با او مخالفت کند
🔘 و از این قبیل پیش داوریها
🔶🔷🔶
🔔 استخراج مدعای مدعی
🔔 و تفکیک همه مقدمات دلیل یا دلایلی که بیان شده است
🔔 و افزودن مقدمات غیرمذکور و بیان نشده
🔔 و استاندارد کردن دلایل
🔔 و عرضه آنها به مخاطب
🔔 و درخواست تایید یا اصلاح و تکمیل آنها
🔶✔️🔶 حال اگر مدعی هم مدعا و هم دلایل را تایید کرد و بر درستی فهم ما صحه گذاشت، مرحله بررسی و ارزیابی دلایل فرا می رسد.
📘📗📕📒📔📓📙📓📔📒📕📗📘
با تعطیلی موقت این سری نوشته ها، تلاش خواهم کرد که در نوشته های کوتاه و همراه با مثال هر بار اصطلاحی یا قاعده ای را معرفی کنم تا به تدریج در جهت معرفی کامل دیالوگ و هم اندیشی گام برداریم.
✔️🔺✔️ فقط یادمان باشد:
✅🔆✅ رواج دیالوگ به این معنی خاص در جامعه مان، در واقع یکی از نشانه های بهبود فرهنگ ارتباطی جامعه و میل همکاری جمعی است.
🌺🙏🌺
🔚 م . ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
📘📗📕📒📔📓📙📓📔📒📕📗📘
🗂 در اهمیت گوش دادن
✅ این سری نوشته ها، با این شماره به پایان می رسد در حالی که ما هنوز در اول بحث مانده ایم.
✅ این شماره را اختصاص می دهیم به اهمیت شنیدن و گوش دادن در دیالوگ.
⚠️ به نظر می رسد اساس سخن روشنتر و واضحتر از آن است که بخواهیم بر آن پای فشاریم.
✅ دیالوگ همچنان که گفتیم یک بازی بیانی دوجانبه برد- برد و همکارانه است که دو طرف به نوبت بازی را ادامه می دهند و مهمتر اینکه :
💢
هر بازیگر ، بازی را از نقطه ای که طرف مقابل در آن قرار داشته است باید ادامه دهد و نه از نقطه ای دیگر✅ به طوری که اگر خط سیر موضوعی بحث را به صورت نمودار بکشیم خطی متصل و بدون انفصال مشاهده خواهیم کرد
🔰
هر انفصال و جدایی جریان بازی و به تعبیر دیگر تغییر موضوع بحث توسط یکی از بازیگرها به عنوان خطایی در بازی تلقی می شود.
✅ آنچه در این فرصت کوتاه به آن اشاره می شود ، توجه دادن به بحث ها و مکالمات جاری در شبکه های اجتماعی مثلا در گروه های تلگرامی است.✅ مطمئنا هر یک از خوانندگان این نوشته تجربیاتی از این گفتگوها دارند، یا خودشان درگیر این بحث ها شده اند یا شاهد بحث دیگران بوده اند،
مخاطب سؤالم تک تک مخاطبان هستند:
❇️❓ آیا تا به حال در جریان این بحثها، شاهد بوده اید که یکی از بحث کنندگان در ادامه صحبت فرد قبلی، مدعا و دلیل یا دلایل وی را منظمتر و کلاسه بندی شده و استاندارد شده ، مجددا تکرار کرده و از فرد قبلی بخواهد که صحت و درستی فهمش را از مطالب و اظهاراتش تایید کند و اگر نقص یا اشکالی داشت آن را اصلاح کند؟
❎🔶❎ من که تا به امروز حتی یک مورد ندیده ام که یک نفر قبل از اقدام به پاسخگویی به چک کردن درستی فهمش از گفتار رقیب بپردازد،
🔸 گویی پیشفرض اولیه همه بحث کنندگان این است که فهم سخن مخاطب کاری بس آسان است
🔸 و نیازی نیست که وقت خویش را در بیان دوباره آن تلف کنیم.
🔸هیچ کس نیازی به استاندارد کردن دلایل مدعی حس نمی کند،
🔸🔹🔸 هیچ کس نیازی نمی بیند که اگر استدلال مدعی دارای مقدمات نهان و غیر مذکور بوده است آنها را به رشتۀ تحریر در آورد و از سایه بیرون کشد و زیر نور وضوح کلام و گفتار روشنی بخشد.
🔹🔸🔹 هیچ کس نیازی نمی بیند که قبل از بررسی دلایل رقیب، ابتدا از فهم درست و کامل خویش نسبت به مدعا و دلایل مدعی یقین حاصل کند.
🔸🔷🔸 همین تعلل و کوتاهی در این قدم مهم از بحث، سبب می شود که جریان بحث برخلاف میل طرفین بحث، به سرعت منحرف شده و هر دو طرف از اینکه درست فهمیده نشده اند و نتوانسته اند مقصود خود را به طور کامل و روشن به طرف مقابل برسانند احساس دلخوری کنند،
🔹🔶🔹 در اکثر موارد هم گناه را بر گردن طرف مقابل می اندازند حتی اگر به زبان نیاورند،
🔷🔸🔷 در دل حکم می کنند به اینکه :
🔘 طرف اصلا بحث کردن بلد نیست
🔘 یا اهل مغالطه است
🔘 یا صرفا می خواست با او مخالفت کند
🔘 و از این قبیل پیش داوریها
🔶🔷🔶
به نظر می رسد یکی از مهمترین آفات بحث های رایج، عدم توجه کافی به اهمیت گوش دادن فعال و حتی ضعف در مهارت گوش دادن است.
✔️🔶✔️ باید سعی کنیم ازین پس ، قبل از اقدام به پاسخ گویی مرحله ای را با ظرافت طی کنیم:🔔 استخراج مدعای مدعی
🔔 و تفکیک همه مقدمات دلیل یا دلایلی که بیان شده است
🔔 و افزودن مقدمات غیرمذکور و بیان نشده
🔔 و استاندارد کردن دلایل
🔔 و عرضه آنها به مخاطب
🔔 و درخواست تایید یا اصلاح و تکمیل آنها
🔶✔️🔶 حال اگر مدعی هم مدعا و هم دلایل را تایید کرد و بر درستی فهم ما صحه گذاشت، مرحله بررسی و ارزیابی دلایل فرا می رسد.
📘📗📕📒📔📓📙📓📔📒📕📗📘
با تعطیلی موقت این سری نوشته ها، تلاش خواهم کرد که در نوشته های کوتاه و همراه با مثال هر بار اصطلاحی یا قاعده ای را معرفی کنم تا به تدریج در جهت معرفی کامل دیالوگ و هم اندیشی گام برداریم.
✔️🔺✔️ فقط یادمان باشد:
✅🔆✅ رواج دیالوگ به این معنی خاص در جامعه مان، در واقع یکی از نشانه های بهبود فرهنگ ارتباطی جامعه و میل همکاری جمعی است.
🌺🙏🌺
بیایید دست به دست هم دهیم
و در اصلاح فرهنگ گفتگو در میان مردم
و در تمام فضاهای حقیقی و مجازی بکوشیم.
🌺🙏🌺🔚 م . ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
چگونه بحث کنیم؟ - از شماره 21 تا 30.pdf
1 MB
📘📗📕📒📔📙📔📒📕📗📘
مجموعه یادداشتهای تلگرامی دربارۀ:
چرا باید بحث کنیم و چگونه؟
مقدمه ای برای طرح یک الگوی نوین گفتگو
به عنوان ❇️ هم اندیشی ❇️
◀️ از بخش 21 تا پایان بخش 30 ▶️
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
📘📗📕📒📔📙📔📒📕📗📘
مجموعه یادداشتهای تلگرامی دربارۀ:
چرا باید بحث کنیم و چگونه؟
مقدمه ای برای طرح یک الگوی نوین گفتگو
به عنوان ❇️ هم اندیشی ❇️
◀️ از بخش 21 تا پایان بخش 30 ▶️
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
📘📗📕📒📔📙📔📒📕📗📘
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
چگونه بحث کنیم- بخش یک تا بخش بیست.pdf
1.4 MB
☘️☘️☘️☘️
مجموعه یادداشتهای تلگرامی دربارۀ:
چرا باید بحث کنیم و چگونه
مقدمه ای برای طرح یک الگوی نوین گفتگو به عنوان هم اندیشی
👨👨👦👦👩👩👧👧👨👩👧👦👨👩👦👦👩👩👧👧👨👨👧👦
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
مجموعه یادداشتهای تلگرامی دربارۀ:
چرا باید بحث کنیم و چگونه
مقدمه ای برای طرح یک الگوی نوین گفتگو به عنوان هم اندیشی
👨👨👦👦👩👩👧👧👨👩👧👦👨👩👦👦👩👩👧👧👨👨👧👦
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرار مغزها در کودکی اتفاق می افتذ!
#مدل_ذهنی
🔸"مدل های ذهنی" از همان کودکی شکل می گیرند. کتاب های ترجمه با تصاویر غیر بومی، انیمیشن های خارجی، تبلیغات ماهواره ای و .... داده هایی در اختیار بچه ها می گذارند که اغلب غیر بومی بوده و گاه بر خلاف سنت ها و آداب و رسوم ایرانی و دینی هستند.
"پس چه باید کرد؟"
یکی از بهترین راه ها ایجاد انس با ضرب المثل ها و افسانه های بومی در بچه هاست. فرهنگ ایرانی یکی از شیرین ترین فرهنگ هاست و گنجینه ای سرشار از زیبایی و لطافت است.
خواندن و روایت قصه ها و تمثیل های شبانه در جمع خانواده بسیار به این کار کمک می کند. بچه ها باید در کنار مصرف محصولات غربی، با صنایع دستی و آداب و رسوم ایرانی هم آشنا بشوند.
به جای اصرار برای استفاده از بازی های کامپیوتری، می توان آنها را در معرض فعالیت های سنتی خودمان قرار داد. خاطره سازی برای بچه ها بسیار مهم است. بچه ها باید بیشتر از ظاهر، به هویت پدیده ها توجه کنند.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
#مدل_ذهنی
🔸"مدل های ذهنی" از همان کودکی شکل می گیرند. کتاب های ترجمه با تصاویر غیر بومی، انیمیشن های خارجی، تبلیغات ماهواره ای و .... داده هایی در اختیار بچه ها می گذارند که اغلب غیر بومی بوده و گاه بر خلاف سنت ها و آداب و رسوم ایرانی و دینی هستند.
"پس چه باید کرد؟"
یکی از بهترین راه ها ایجاد انس با ضرب المثل ها و افسانه های بومی در بچه هاست. فرهنگ ایرانی یکی از شیرین ترین فرهنگ هاست و گنجینه ای سرشار از زیبایی و لطافت است.
خواندن و روایت قصه ها و تمثیل های شبانه در جمع خانواده بسیار به این کار کمک می کند. بچه ها باید در کنار مصرف محصولات غربی، با صنایع دستی و آداب و رسوم ایرانی هم آشنا بشوند.
به جای اصرار برای استفاده از بازی های کامپیوتری، می توان آنها را در معرض فعالیت های سنتی خودمان قرار داد. خاطره سازی برای بچه ها بسیار مهم است. بچه ها باید بیشتر از ظاهر، به هویت پدیده ها توجه کنند.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
📕 جرعه ای تآمل
دوستم شکل بالا را نشانم می دهد و می گوید یک رنگ و یگ شکل را انتخاب کن. انتخاب میکنم.
می گوید در مورد شکلی از تو سوال میکنم اگر یکی از رنگهای انتخابی تو یا یکی از شکلهای انتخابی تو یا هر دو بود بله بگو و گرنه رد کن
میگوید مثلث آبی
می گویم بله
پاسخم در مورد شکلهای دیگر چه خواهد بود؟
می توانید پاسخ مرا در مورد دیگر اشکال تشخیص دهید؟
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
دوستم شکل بالا را نشانم می دهد و می گوید یک رنگ و یگ شکل را انتخاب کن. انتخاب میکنم.
می گوید در مورد شکلی از تو سوال میکنم اگر یکی از رنگهای انتخابی تو یا یکی از شکلهای انتخابی تو یا هر دو بود بله بگو و گرنه رد کن
میگوید مثلث آبی
می گویم بله
پاسخم در مورد شکلهای دیگر چه خواهد بود؟
می توانید پاسخ مرا در مورد دیگر اشکال تشخیص دهید؟
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔶🔹در گفتگو با دیگران افکارتان را محک بزنید🔹🔶
هر قدر هم مهارت #تفکر_نقادانه شما پیشرفته باشد، باز یک فرد هستید با تفکری شخصی و انفرادی.
دانش و چشم انداز شما ممکن است به نحوی محدود باشد که خودتان از آن آگاه نباشید.
با سنجیدن باورهای خود با دیگران، بیشتر احتمال دارد بتوانید نقاط ضعف تفکرتان را برطرف نماید.
اجماع در مورد ادعای خاص، اینکه نشان دهنده واقعیت باشد محتمل تر است تا ادعایی که نتیجه روندی انفرادی باشد.
اجماع هم ممکن است به شیوهای نظام مند سوگیرانه باشد.
ولی حداقل به طور موقت بر محدودیتهای دانش خود غلبه کردهاید.
📖ذهن فریبکار شما؛ استیون نوولا، ص۲۳، نشر
هر قدر هم مهارت #تفکر_نقادانه شما پیشرفته باشد، باز یک فرد هستید با تفکری شخصی و انفرادی.
دانش و چشم انداز شما ممکن است به نحوی محدود باشد که خودتان از آن آگاه نباشید.
با سنجیدن باورهای خود با دیگران، بیشتر احتمال دارد بتوانید نقاط ضعف تفکرتان را برطرف نماید.
اجماع در مورد ادعای خاص، اینکه نشان دهنده واقعیت باشد محتمل تر است تا ادعایی که نتیجه روندی انفرادی باشد.
اجماع هم ممکن است به شیوهای نظام مند سوگیرانه باشد.
ولی حداقل به طور موقت بر محدودیتهای دانش خود غلبه کردهاید.
📖ذهن فریبکار شما؛ استیون نوولا، ص۲۳، نشر
متدلوژی دیالوگ-1
📘اصل( بار اثبات مدعا) 📘
یا به طور خلاصه:
📘 بار اثبات
The Burden of Proof
❇️ قرنهاست که یک اصل عقلایی در محاکم قضایی جاری است که به صورت یک قانون غیرقابل انکار درآمده و حتی در آیین دادرسی اسلام هم به رسمیت شناخته شده است که تعبیر عربی آن به این شکل است:
❇️🔸 همین اصل در مورد بحث دو فرد یا دو گروه یا دو هویت حقوقی حاکم است.
🔸 هر کس در روند گفتگو ادعایی مطرح کرد ، بنا براین اصل مؤظف است که کلامش را مقرون به دلیلی مناسب برای اثبات مدعایش کند،
🔸 یعنی صرف ادعا در مقام بحث و دیالوگ ناروا و نادرست است.
✅ در واقع قواعد عرفی و اخلاق گفتگو رعایت این اصل را می طلبد،
☑️ طبیعی است که پذیرش این اصل فرع بر این است که افرادی که با هم بحث می کنند خود را مؤظف به رعایت اصول و قواعد و روشهایی بدانند که برای وصول به اهداف گفتگو طراحی شده است.
✅✔️ طبیعی است که این استدلال ممکن است از نظر مخاطب یا هرکس دیگر ناقص یا نادرست بوده باشد.
✔️ لذا نادرست یا ناقص بودن دلیل و به تعبیر دیگر بد بودن آن ، منافاتی با استدلالی بودن کلام ندارد.
✅🔹 در یک استدلال، مدعا همان نتیجۀ استدلال( conclusion ) است و دلیل یا دلایل مقدمات استدلال( premise ).
✔️✔️ بنابر همین اصل است که
🔴 تعریف :
مغالطهای است که در آن شخص ادعا میکند که یک گزاره درست است به این دلیل که نقیض آن ثابت نشدهاست.
🔴✔️ یعنی مدعی به جای اینکه برای درستی مدعایش دلیل اقامه کند، از مخاطب می خواهد که اگر مدعی نادرستی آن است دلیل بیاورد!
✔️ مثلا می گوید:
🖍اگه فکر میکنی درست نیست ثابت کن🖍
یا:
🖍کسی تا به حال نتونسته ثابت کنه که این سخن درست نیست.🖍
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
📘اصل( بار اثبات مدعا) 📘
یا به طور خلاصه:
📘 بار اثبات
The Burden of Proof
❇️ قرنهاست که یک اصل عقلایی در محاکم قضایی جاری است که به صورت یک قانون غیرقابل انکار درآمده و حتی در آیین دادرسی اسلام هم به رسمیت شناخته شده است که تعبیر عربی آن به این شکل است:
البینه للمدعی
(یا علی المدعی)
❇️ مضمون آن این است که هرکس ادعایی یا شکایتی بر علیه فردی دیگر مطرح کند ، همو مؤظف است که برای مدعای خود دلیل یا سند و شواهد کافی ارائه کند.❇️🔸 همین اصل در مورد بحث دو فرد یا دو گروه یا دو هویت حقوقی حاکم است.
🔸 هر کس در روند گفتگو ادعایی مطرح کرد ، بنا براین اصل مؤظف است که کلامش را مقرون به دلیلی مناسب برای اثبات مدعایش کند،
🔸 یعنی صرف ادعا در مقام بحث و دیالوگ ناروا و نادرست است.
✅ در واقع قواعد عرفی و اخلاق گفتگو رعایت این اصل را می طلبد،
☑️ طبیعی است که پذیرش این اصل فرع بر این است که افرادی که با هم بحث می کنند خود را مؤظف به رعایت اصول و قواعد و روشهایی بدانند که برای وصول به اهداف گفتگو طراحی شده است.
بر مبنای همین اصل است که در آداب دیالوگ شرط است که مدعی باید کلامش را با استدلال آغاز کند.✅ به این معنا که به همراه مدعای خود دلیلی هم ضمیمه کند که از نظر وی برای توجیه و موجه ساختن مدعایش پیش مخاطب یا اثبات مدعا برای وی مناسب است.
✅✔️ طبیعی است که این استدلال ممکن است از نظر مخاطب یا هرکس دیگر ناقص یا نادرست بوده باشد.
✔️ لذا نادرست یا ناقص بودن دلیل و به تعبیر دیگر بد بودن آن ، منافاتی با استدلالی بودن کلام ندارد.
یک استدلال بد، در هر حال استدلال است.✅🔹 در یک استدلال، مدعا همان نتیجۀ استدلال( conclusion ) است و دلیل یا دلایل مقدمات استدلال( premise ).
✔️✔️ بنابر همین اصل است که
استدلال از طریق توسل به نادانی ( argument from ignorance )نوعی مغالطه شمرده می شود.🔴 تعریف :
مغالطهای است که در آن شخص ادعا میکند که یک گزاره درست است به این دلیل که نقیض آن ثابت نشدهاست.
🔴✔️ یعنی مدعی به جای اینکه برای درستی مدعایش دلیل اقامه کند، از مخاطب می خواهد که اگر مدعی نادرستی آن است دلیل بیاورد!
✔️ مثلا می گوید:
🖍اگه فکر میکنی درست نیست ثابت کن🖍
یا:
🖍کسی تا به حال نتونسته ثابت کنه که این سخن درست نیست.🖍
در واقع با این روش تلاش کرده از زیر بار اثبات مدعا شانه خالی کند.🔚 م .ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Forwarded from خرد سنجشگر
⚫️🔴⚫️سوالی برای سنجشگری⚫️🔴⚫️
سام و سما تصمیم به یک بازی می گیرند.
مقداری توپ بیلیارد سیاه رنگ و یک توپ بیلیارد قرمز را در داخل یک جعبه سربسته می ریزند.
قرارشان بر این است که هرکدام به نوبت و متناوبا یک توپ را بدن آنکه بفهمند رنگش چیست از داخل جعبه بردارند، کسی برنده بازی است که توپ قرمز رنگ را از جعبه بیرون آورد.
سام تصمیم به بازی جوانمردانه می گیرد و به سما فرصت انتخاب می دهد که شروع کننده بازی را انتخاب کند. اینکه خودش بازی را آغاز می کند یا این فرصت را به سام می دهد.
سما به فکر فرو میرود:
اگر خودم بازی را شروع کنم این شانس را دارم که در همان حرکت اول توپ قرمز را از جعبه خارج کنم ، در حالی که اگر سام شروع کند این فرصت به او داده می شود.
اما اگر در حرکت اول من توپ سیاه رنگ از جعبه خارج کنم،در واقع شانس سام را برای بیرون آوردن توپ قرمز بیشتر کرده ام زیرا یکی از توپهای سیاه در جعبه کمتر شده است.
به نظر شما، سما برای اینکه شانس پیروزی خود را بیشتر کند چه تصمیمی بگیرد بهتر است؟
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
سام و سما تصمیم به یک بازی می گیرند.
مقداری توپ بیلیارد سیاه رنگ و یک توپ بیلیارد قرمز را در داخل یک جعبه سربسته می ریزند.
قرارشان بر این است که هرکدام به نوبت و متناوبا یک توپ را بدن آنکه بفهمند رنگش چیست از داخل جعبه بردارند، کسی برنده بازی است که توپ قرمز رنگ را از جعبه بیرون آورد.
سام تصمیم به بازی جوانمردانه می گیرد و به سما فرصت انتخاب می دهد که شروع کننده بازی را انتخاب کند. اینکه خودش بازی را آغاز می کند یا این فرصت را به سام می دهد.
سما به فکر فرو میرود:
اگر خودم بازی را شروع کنم این شانس را دارم که در همان حرکت اول توپ قرمز را از جعبه خارج کنم ، در حالی که اگر سام شروع کند این فرصت به او داده می شود.
اما اگر در حرکت اول من توپ سیاه رنگ از جعبه خارج کنم،در واقع شانس سام را برای بیرون آوردن توپ قرمز بیشتر کرده ام زیرا یکی از توپهای سیاه در جعبه کمتر شده است.
به نظر شما، سما برای اینکه شانس پیروزی خود را بیشتر کند چه تصمیمی بگیرد بهتر است؟
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
قبل از این سوال، باید از کسی که می خواهد این سوال را پاسخ دهد سوالی مهمتر پرسید:
ایا توانایی های ذهنی انسان، به او امکان پاسخ به این سوالات را می دهد؟
چرا قواعد دیالوگ به ما اجازه این سوال را می دهد؟
❇️ زیرا سوالات فوق ، در واقع پیشفرضی را با خود دارد، پیشفرضی که به عنوان یک مدعای بدون دلیل در بطن آن سوالات خفته است.
این پیشفرض که:
✅ما می توانیم و صلاحیت ادراکی کافی داریم که پاسخ این سوال را دریابیم و بازگو کنیم.
✅✔️✅ازینرو حق داریم مثل هر مدعای دیگری از دلیل آن جویا شویم
ایا توانایی های ذهنی انسان، به او امکان پاسخ به این سوالات را می دهد؟
چرا قواعد دیالوگ به ما اجازه این سوال را می دهد؟
❇️ زیرا سوالات فوق ، در واقع پیشفرضی را با خود دارد، پیشفرضی که به عنوان یک مدعای بدون دلیل در بطن آن سوالات خفته است.
این پیشفرض که:
✅ما می توانیم و صلاحیت ادراکی کافی داریم که پاسخ این سوال را دریابیم و بازگو کنیم.
✅✔️✅ازینرو حق داریم مثل هر مدعای دیگری از دلیل آن جویا شویم