خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
491 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
Forwarded from اتچ بات
#مولانا غزل شماره 1372
این بار من یکبارگی در عاشقی پیچیده‌ام


🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰


اوج زندگی اگزیستانسیل در کلام مولانا


🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
متدلوژی دیالوگ -8
(اصلاحشده)
🌺🔥🔥🔥🌺

❇️ کارکردهای استدلال


💠 تا حدودی با استدلال آشنا شدیم.

سوالی در مورد استدلال وجود دارد که شایسته تامل است:

🔺آیا استدلال کارکرد واحدی دارد؟
🔺 آیا استدلال برای رسیدن به هدف واحدی به کار می رود یا ممکن است کارکردهای متعددی داشته باشد؟

📕 اگر به حرفهایی که در مورد استدلال گفته شد توجه کنیم

📘 و به مثالهای مربوط با دقت نگاه کنیم

✔️ در همه ی آنها استدلال برای اثبات درستی مدعا به کار گرفته شده بود.


✔️ این نکته بدین معناست که کارکرد استدلال برای اثبات درستی یک باور است،
باوری که توسط گوینده درستی اش ادعا شده است.

🔆 به این امر در اصطلاح معرفت شناسی توجیه یا موجه سازی گفته می شود.( Justification )

✳️ اگر یادمان باشد در تعریف معرفت گفتیم که تعریف رایج معرفت از دیدگاه معرفت شناسان چنین است:

🔅♻️🔅 باور صادق موجه

یعنی:

🔅Justified true belief🔅

🔆 این همان معنا از توجیه است که در استدلال هم به کار می بریم

❇️ ازینرو می توانیم بگوییم که:

مهمترین کاربرد استدلال این است که نشان دهیم باوری که در این عبارت یا متن اظهار می کنیم یک معرفت است.

چرا؟

برای اینکه دلیل درستی آن باور را به ضمیمه اش بیان و اظهار کرده ایم و می توان آن را یک باور صادق موجه نامید.

⚠️ حال برای اینکه مفهوم توجیه کاملا در ذهنمان عینیت بیابد مثالی می زنیم:

🔰 دو نفر در مورد اینکه یازده سپتامبر 2001 چه روزی بوده اختلاف دارند، یکی مدعی است که یازده سپتامبر روز سه شنبه بود ولی دیگری آن را رد میکند یا در درستی اش تردید دارد.

ازینرو نفر اول به هرحال اگر بخواهد درستی حرفش را نشان دهد باید دلیل ارائه کند.
این کار وی همان توجیه یا موجه سازی باور خویش است.

⁉️ حال چکار باید بکند؟

☑️ ممکن است که تقویم سال 2001 را پیدا کند و روز یازده سپتامبر را در آن به دوستش نشان دهد و به این طریق یعنی ارائه سند مدعایش را ثابت (توجیه)کند یعنی موجه سازد.

☑️ حال ممکن است که تقویم سال 2001 یافت نشود اما از خوش شانسی تقویم سال 2002 را گیر بیاورد.

✔️حال سعی میکند که با بهره گیری از این تقویم مدعایش را توجیه کند:

یازده سپتامبر سال 2002 روز چهارشنبه است.
سال 2002 ، کبیسه نیست
〰️ (زیرا 2002 قابل قسمت بر 4 نیست)
سالهای غیر کبیسه 365 روزند.
〰️یعنی سالی است متشکل از 52 هفته و یک روز

☑️🔘 پس اگر یازده سپتامبر در سال 2001 شنبه باشد در سال 2002 یک شنبه خواهد بود

🔘 و برعکس اگر در سال 2002 یک شنبه باشد نتیجتا در سال2001 شنبه بوده است

از این مقدمات می توان نتیجه گرفت که:

🔘⬅️ چون یازده سپتامبر در سال 2002 چهارشنبه است پس در سال 2001 باید سه شنبه باشد.

✔️🔴✔️ با این استدلال درستی ادعایش را به دوستش مدلل و مستدل نموده

✔️ یعنی آن را توجیه کرده است

✔️✔️ و نشان داده است که مدعایش یک معرفت است

✔️🔴✔️ یعنی باوری است صادق و موجه(مستدل)



حال کمی به این کارکرد استدلال بپردازیم:

شخص استدلال کننده هدفش از استدلال چه بود؟

🔰 اینکه باور دوستش را در موردی خاص تغییر دهد؟

برای اینکار او روشهای دیگری هم می توانست انتخاب کند:
⚠️ مثلا از طریق هیپنوتیزم
⚠️ یا مثلا با نشان دادن یک تقویم جعلی
⚠️ یا مثلا قسم خوردن و جلب اطمینان خاطر او به هر طریق ممکن

〽️ اما او چیز بیشتری می خواست:

🔆🔆 الف-او می خواست هم باوری در طرف مقابل ایجاد کند یا باور قبلی اش را تغییر دهد
🔆🔆 ب- و می خواست که باور دوستش موجه باشد یعنی دوستش از طریق دلیل درست و معتبر به این باور برسد

🔆🌐🔆 و این همان کارکردی است که استدلال در موجه سازی انجام می دهد.


این کارکرد از مهمترین کارکردهای استدلال است و ما در دیالوگ به دنبال این کارکرد استدلال هستیم.

🔴⚪️🔴 اما نکته ی حائز اهمیت این است که استدلال همیشه درستی مدعا را ثابت نمی کند.

⚪️ برخی مواقع کارکردهای دیگری هم دارد که باید آنها را بشناسیم و هنگام مواجهه با یک استدلال دقت کنیم که دلایل برای اثبات درستی مدعا به کار رفته باشد.

🔵 اما کارکردهای دیگر استدلال چیست و برای چه اهداف دیگری کاربرد دارد در شماره بعد به آن می پردازیم.


✍️ م. ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
متدلوژی دیالوگ -9
🌷☘️☘️☘️🌷

🌸 در شماره قبل در موردمهمترین کارکرد استدلال یعنی توجیه سخن گفتیم.

🔷یک معنای عرفی و عامیانۀ توجیه

✔️ لازم به توضیح است که در اصطلاح عامیانه توجیه معنای دیگری دارد متفاوت.

چنانکه در فرهنگ معین آمده است:
3 –(عامیانه) سعی در موجّه جلوه دادن کار یا حرف نابجا

🔆 در اصطلاح عوام توجیه به این گفته می شود که یک فرد بخواهد برای کاری یا عقیده ای که از نظر دیگری نادرست و نارواست دلیل تراشی کند و آن را درست و روا جلوه دهد.

🔳 مراد ما در این بحث این معنای توجیه نیست و باید مواظب بود که این اشتراک لفظ ما را به دام مغالطه نیفکند.

قرار بود این شماره در مورد کارکرد دیگری از استدلال سخن بگوییم اما حس می شود که نباید بدون توضیحات تکمیلی در مورد توجیه ، از این بحث عبور کرد.

✔️ مورد مشخص و بسیار مهمی از توجیه را در شماره قبل بیان کردیم.

🔴 اینکه ما بخواهیم مخاطب ما به مورد خاصی باور کند یا باورقبلی اش را تغییر دهد و این کار از طریق دلیل آوری انجام دهیم و نه روشهای اقناعی سایکولوژیک یا ...

🔵 این نوع دلیل آوری ممکن است دو حالت داشته باشد که یکی از آنها بسیار حائز اهمیت است و باید شناخته شود:

🔰🔆 توجیه هنجاری غیرشخصی( impersonal normative justification )

✳️ گاهی دلایل ما برای توجیه یک مدعا به گونه ای است که:

1️⃣ سعی شده دلایل به گونه ای باشد که بتواند از محک نقد سرفراز بیرون آید و به بیان ساده تر می توان گفت که هدف گوینده یافتن دلیل خوب است.( normative )

2️⃣ این دلایل به گونه ای هستند که اختصاص به مخاطب خاصی ندارند و هر انسانی که خود را مخاطب استدلال قرار دهد و به خوبی معنا و مفاد آن را بفهمد به درستی آن تصدیق کند و مدعا را بپذیرد یا باید بپذیرد ( impersonal )

🔶 هدف گوینده این است که دلایلی بیان کند که بی توجه به اینکه مخاطب چه کسی است و چه خصوصیات ذهنی- روانی دارد ، برایش دلیل خوبی محسوب شود.

✔️✔️✔️ مثل تمام بحثهای ما در این سلسله مباحث که قطع نظر از اینکه مخاطب چه کسی است بیان شده است و تلاش شده به گونه ای باشد که مخاطب را از هر سنخ فکری که باشد توجیه کند.

🔷 به اینگونه توجیه ، موجه سازی هنجاری ( چون دلیل خوبی برای مدعاست) و غیرشخصی ( چون اختصاص به افراد خاصی ندارد) اطلاق می شود.

🔸 اینگونه استدلالها اختصاص به زمان و مکان خاصی ندارد و حتی نیاز به رودر رو شدن گوینده و مخاطب ندارد و هرکسی در هر موقعیتی با چنین استدلالهایی مواجه شود می تواند مخاطب آن باشد.

🔰🔅🔅 توجیه شخصی( personal justification )

🔺اما گاهی توجیه به گونه ای است که برای مخاطب یا مخاطبان خاصی قابل عرضه است و برای افراد دیگر با مشخصات روحی، روانی ، ذهنی، فکری یا ذوقی دیگر نمی تواند موجه باشد و سبب تغییر باورش شود.

🔺بدین معنی که مقدماتش متکی بر اموری است که می تواند در افراد مختلف به گونه های دیگر باشد.

🔴⚪️🔴 معمولا در زندگی روزمره پیش می آید که ما در تعامل با فردی نیاز داشته باشیم که او را به پذیرش باور خاصی یا عمل به کار خاصی ملزم کنیم و بخواهیم این کار را از طریق توجیه انجام دهیم

⚠️ ( لطفا از توجیه معنای خاص این بحث را بفهمید )

💬 برای مثال، اگر بنده فردی آنارشیست و ناملتزم به قانون اخلاق باشم ، اما بدانم که همسایه دیوار به دیوارم انسانی ملتزم به اخلاق و قانون است و همان همسایه در شبی که بنده نیاز شدید به آرامش و استراحت دارم، یک مهمانی پرسرو صدا ترتیب داده و تا نصفه های شب صدای مویسیقی و هیاهوی مهمانها بلند است به طوری که مانع استراحت من می شوند، من برای حل مشکل به ایشان مراجعه کرده و استدلال می کنم که این رفتار شما با اخلاق و قانون منافات دارد و شما باید از ایجاد مزاحمت صوتی بپرهیزید.

☑️♦️ این دلیل آوری من هم نوعی توجیه است، اما توجیهی که از طریق استدلالی تحقق می یابد که خودم به مقدماتش نه باور دارم و نه التزام،

♦️ اما با علم به اینکه مخاطبم به آن مقدمات باور دارد تلاش میکنم ایشان را به نتایج حاصل از استدلال ملتزم سازم.

☑️☑️ گاهی هم مساله برعکس است، بنده برای نشان دادن به اینکه عمل من بر اساس باور موجه است یا اینکه باور من باوری موجه است استدلال می کنم در عین حال که می دانم مخاطبم مقدماتی را که در استدلال به کار برده ام، باور ندارد و نمی پذیرد.

💬 مثلا من برای باورم در مورد وجود زندگی پس از مرگ به کلام قرآن استناد میکنم و می گویم چون قرآن زندگی پس از مرگ را تأیید و تصدیق کرده است و قرآن کلام بی چون و چرای خداست پس زندگی با مرگ پایان نمی پذیرد، در حالی که می دانم مخاطبم یک خداناباور و اتئیست است، این نوع از توجیه هم صرفا برای این است که به مخاطبم نشان دهم که من برای باور خویش دلیل دارم یعنی باور من موجه است و معرفت محسوب می شود.


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from سخنرانی‌ها
🔊فایل صوتی

#کتاب_صوتی

#راهنمای #تفکر_نقادانه: #پرسیدن #سوال های #به_جا

ترجمه: #کوروش_کامیاب

حجم فایل حدود 70 مگ
زمان حدود 5 ساعت
درباره کتاب:


اثر شایسته قدردانی بیست و ششمین جایزه کتاب فصل

نویسنده اصلی این کتاب «نیل براون» یک کره ای الاصل آمریکایی تبار محسوب می شود که سال هاست تفکر نقادانه را در دانشگاه های آمریکا تدریس می کند. این کتاب جزو آثار کلاسیک آمریکا به شمار می رود. تفکر نقادانه نیز به عنوان یک مبحث میان رشته ای در دانشگاه های مختلف جهان تدریس می شود.


رویکرد نویسنده در تفکر نقادانه پرسیدن سوال است، به این ترتیب که نویسنده کتاب 11 سوال را برای سنجش صحت و سقم یک استدلال مطرح می کند. مخاطب کتاب نیز با پرسیدن نوبتی این سوالات می تواند صحت یک استدلال را سنجش کند. هر یک از سوالات در قالب یک فصل جداگانه شرح داده شده اند و در فصل پایانی کتاب نیز استدلالی آورده شده و بر اساس این 11 سوال سنجش شده است. سوالات تفکر نقادانه با تشخیص ادعای استدلال آغاز می شود و به ترتیب تشخیص فرض های نویسنده، تشخیص شواهد و قرائنی که نویسنده آورده است و ... پیش می رود.


🆑کانال سخنرانی ها👇
🆔 https://telegram.me/joinchat/CY-w0jvwyDYIn6eR5eAaAw
🌹
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
این فایلها در ابتدای کار ما در مورد تفکر نقادانه در شبکه اجتماعی تلگرام، توسط بنده بازخوانی شد که البته ناتمام ماند، اگر دوستانش خوانش بنده را موفق ارزیابی کنند، می توانند به بنده پیام دهند تا بقیه کتاب را هم به تمام برسانم.
با احترام
محمدحسین ناجی
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این آزمایش نشان میدهد که انتقال پیام در طول زمان تا چه اندازه توام با تغییر ماهیت است.

گاهی باید به گفته ها و شنیده ها شک کرد!!
تا آخر ببنید. این فقط یه آزمایش ساده است که این تغییرات را بخوبی نشان میدهد
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
متدلوژی دیالوگ - 8و9
🔺🔺🔺🔺🔺🔺
🔴⚪️🔴 تمریناتی مربوط به ساختن استدلالات توجیهی

🗯🔔🗯🔔🗯🔔🗯🔔


🖍 برای هر یک از مدعاهای زیر استدلال کوتاه و مختصر ولی کاملی برای موجه سازی هنجاری غیرشخصی( impersonal normative justification ) بنویسید:

1️⃣- 9 عدد اول نیست.

2️⃣- 7 عدد اول است.

3️⃣- مولکول آب دارای سه اتم است.

4️⃣- آب همواره در صد درجه نمی جوشد.

5️⃣- رییس جمهور ایران در تهران زندگی می کند.

6️⃣- کره زمین مسطح نیست.

7️⃣- انسان بر روی ماه راه رفته است.

8️⃣- اکثر حیوانات بیش از دو پا دارند.

9️⃣- همه حیوانات بیش از دو پا ندارند.

🔟- هر انسانی جایزالخطاست.


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
🌺💧🌺روز جهانی زن گرامی🌺💧🌺
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
نخستین مراسم روز زن در ۲۸ فوریهٔ سال ۱۹۰۹ در نیویورک برگزار شد. این مراسم توسط حزب سوسیالیست آمریکا، برای یادبود اعتصاب «اتحادیه جهانی زنان کارگر صنایع پوشاک» در سال ۱۹۰۸ سازمان یافت.[۸] با وجود ادعاهای بعدی، اعتصاب خاصی در ۸ مارس اتفاق نیفتاده بود.[۹]

در ماه اوت ۱۹۱۰، کنفرانس جهانی زنان قبل از جلسه عمومی سوسیالیست‌های بین‌الملل دوم در کپنهاگ دانمارک برگزار شد.[۷] با الهام از سوسیالیست‌های آمریکایی، لوییس زیتس سوسیالیست آلمانی پیشنهاد تأسیس سالانه روز بین‌المللی زن را داد و کلارا زتکین سوسیالیست پیشرو که بعدها یک رهبر کمونیست شد از او حمایت کرد، البته در آن کنفرانس روز خاصی مشخص نشد.[۴][۵] نمایندگان که مجموعه‌ای از ۱۰۰ زن از ۱۷ کشور بودند، با این ایده برای ترویج حقوق برابر، شامل حق رای برای زنان، موافقت کردند.[۱۰] سال بعد در ۱۹ مارس ۱۹۱۱ روز بین‌المللی زن برای میلیون‌ها نفر در اتریش، دانمارک، آلمان و سوییس برای اولین بار شناخته شده بود.[۸] فقط در امپراطوری اتریش-مجارستان، ۳۰۰ تظاهرات برگزار شد.[۴] در وین، زنها در رینگ‌اشتراسه رژه می‌رفتند و بنرهایی به افتخار شهدای کمون پاریس حمل می‌کردند.[۴] زنان خواستار حق رای و مناصب عمومی بودند. آن‌ها همچنین نسبت به تبعیض جنسیتی در استخدام اعتراض داشتند.[۳] آمریکایی‌ها در آخرین یکشنبه فوریه روز ملی زن را به پا داشتند.[۴]

در ۱۹۱۳ زنان روسی اولین روزِ جهانیِ زن را در آخرین شنبهٔ فوریه (برپایهٔ گاه‌شماری ژولینی) برپا داشتند.[۹]

همچنین تا سال ۱۹۱۴، اعتصاباتی به رهبری زنان، راهپیمایی‌ها و تظاهرات دیگری وجود داشت که هیچ‌کدام از آن‌ها در ۸ مارس اتفاق نیفتاد.[۹] در ۱۹۱۴ روز جهانی زنان در ۸ مارس برگزار شد، احتمالاً به این دلیل که آن روز یکشنبه بود و در حال حاضر این روز در همه کشورها در ۸ مارس برگزار می‌شود.[۹] در سال ۱۹۱۴ برگزاری روز زن در آلمان به حق رای زنان اختصاص داده شد که البته زنان آلمانی تا سال ۱۹۱۸ این حق را به دست نیاوردند.[۹][۱۱]

در ۸ مارس ۱۹۱۴ در لندن راهپیمایی از میدان بو تا ترافالگار در حمایت از حق رای زنان برگزار شد. سیلویا پنکهرست در راه میدان ترافالگار برای سخنرانی، جلوی ایستگاه چارلز کراس دستگیر شد.[۱۲]

در ۱۹۱۷ تظاهراتی تحت عنوان روز بین‌المللی زن در سنت پترزبورگ در آخرین پنجشنبهٔ فوریه (مصادف با ۸ مارس در گاه‌شماری میلادی) برپا شد که سرآغاز انقلاب فوریه بود.[۳] در این روز، زنان در سنت پترزبورگ برای «نان و صلح» در اعتصابات شرکت کردند و خواستار پایان دادن به جنگ جهانی اول، کمبود مواد غذایی روسیه و حکومت استبدادی مطلقه شدند.[۹] لئون تروتسکی می‌نویسد: «۲۳ فوریه (۸ مارس) روز بین‌المللی زن بود و جلسات و اقدامات پیش‌بینی شده بود ولی ما تصور نمی‌کردیم که این روز زن، انقلاب به پا می‌کند. اقدامات انقلابی پیش‌بینی می‌شدند اما زمان آن‌ها مشخص نبود. برخلاف دستورها، کارگران نساجی در چندین کارخانه کارشان را رها کرده و نمایندگانشان را برای حمایت از تظاهرات فرستادند… که منجر به اعتصاب توده‌ها شد… همه به خیابان‌ها ریختند.»[۹][۱۳]

پس از انقلاب اکتبر انقلابی بلشویک الکساندرا کولونتای و ولادمیر لنین، این روز را در اتحاد جماهیر شوروی مناسبتی رسمی اعلام کردند. اما تا ۱۹۶۵ یک روز غیر تعطیل بود. در ۸ می ۱۹۶۵ شورای عالی ریاست اتحاد جماهیر شوروی روز بین‌المللی زنان را یک روز تعطیل در اتحاد جماهیر شوروی اعلام کرد. «برای یادبود مقاومت و ایستادگی زنان شوروی در ساختار کمونیست، در دفاع از سرزمین مادری در جنگ بزرگ وطن، در قهرمانی و از خودگذشتگی در جلو و عقب (جبهه‌ها) و همچنین نشان دادن مشارکت عظیم زنان برای تقویت دوستی در بین مردم و تلاش برای صلح، روز زن باید مانند دیگر وقایع برپا شود.»

پس از رسمی شدن این روز در روسیه، بعد از انقلاب شوروی در ۱۹۱۷ این مراسم عمدتاً در کشورهای کمونیستی و سوسیالیستی برگزار شده‌است. در چین از سال ۱۹۲۲ و در اسپانیا از سال ۱۹۳۶ توسط کمونیستها برگزار شد.[۱۴] پس از تأسیس جمهوری خلق چین در اول اکتبر ۱۹۴۹، در تاریخ ۲۳ دسامبر، شورای دولتی اعلام کرد که روز ۸ مارس مناسبتی رسمی است و به زنان در چین نصف روز مرخصی داده خواهد شد.[۱۵]

در غرب، روز بین‌المللی زنان اولین بار بعد از سال ۱۹۷۷ مشاهده شد که در این تاریخ مجمع عمومی سازمان ملل دول عضو را دعوت کرد تا روز ۸ مارس را به عنوان روز سازمان ملل متحد برای حقوق زنان و صلح جهانی بنامند؛[۱۶] ولی زنان اروپای شرقی که در آمریکای شمالی ساکن بودند، روز جهانی زن را دهه‌ها پیش از این برگزار می‌کردند.[۱۷] در طول جنگ جهانی دوم بعضی از کشورهای غربی، بر این روز به عنوان مشارکت زنان در جنگ و شکست فاشیسم تأکید کردند.[۱۸] النور روزولت بزرگداشت وحدت جهانی زنان را در ستونِ «روز من» در سال ۱۹۴۴ ستایش کرد.[۱۹]
از ویکی پدیا

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from درج زیرنویس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 بخش جذابی از مستند «زن‌بودن در ایران» با زیرنویس اختصاصی

⭕️ در این مستند گفت‌وگو‌محور که چند ماه بعد از انقلاب ساخته شده تأثیر انقلاب بر زندگی زن‌ها و احتمال اجباری‌شدن حجاب بررسی می‌شود. زهرا رهنورد، هما ناطق و نسرین فقیه از چهره‌هایی‌اند که در این مستند با آنها گفت‌وگو شده است.
Audio
🌹🌹 . روز جهانی زن سالهاست که بر نیمی از زنان جهان و تمامی زنان ایران نامبارک و بغض آلود و پیچیده در پیله ی خفقان ،سکوت و نابرابری می گذرد. به امید روزی که زنان جهان هشت مارس را با آزادی و شادمانی فارغ از وحشت و تجاوز و بغض با تفکر برای جهانی زیباتر به جشن بنشینند🌹🌹
.
.
گیس کمند مرا ،
بخت بلند مرا ،
در شب و شولای ترس
بسته نخواهید دید

میوه ی فریاد را
از سر این شاخه باز،
آی کلاغان شوم
ساده نخواهید چید


🔥مهدخت ناظمی🔥 .۸ مارچ ۲۰۱۹

🖍
انتخاب و ارسال از دوست گرامی جناب دکتر مظاهری
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
دیوار نوشته ای جالب و هنرمندانه؛
«اگر ما بیشتر از پادگان‌ها، مدارس #موسیقی داشتیم، می‌توانستیم گیتارهای بیشتری از سلاح‌ها و هنرمندان بیشتری از قاتلان داشته باشیم!!!!!»

#زندگی_میخواهیم

انتخاب و ارسال دوست گرانقدرم جناب دکتر سیدی
Forwarded from خرد سنجشگر
🌿مقام گفتار و اقسام آن🌿
ــــــــــــــــــــــــــــ

اگر انسان را موجودی مختار و صاحب اختیار بدانیم ، در واقع این بدان معنی خواهد بود که انسان این توانایی را دارد که لااقل در شرایط خاصی –فی الجمله- برخی از افعالی را که از وی سر می زند تحت کنترل خود داشته باشد و در نحوۀ شکل گیری آن و نوع عملی که از وی سر می زند دخالت کند و آن را در جهت خاصی که می پسندد سامان دهد.
به عبارت دیگر انسان در مورد کارهایی که در حوزۀ اختیار وی قرار دارد، حق انتخاب دارد و عملا بیش از یک گزینه برای آن کار پیش روی او قرار دارد و می تواند از بین آن گزینه های متعدد یکی را برگزیده ، اراده کند و به منصه ی ظهور و تحقق برساند.
همین توانایی انتخاب و ترجیح، مبنای مسوولیتی است که در او به خاطر انتخابهایش به او متوجه می شود.
به تعبیر دیگر اگر انسان فاقد قوۀ اختیار بود، دیگر پرسش و بازخواست از وی در مقابل کارهایی که از وی سر می زد فاقد وجاهت عقلانی بود و معنا و مبنای قابل قبولی نداشت که او را به خاطر کاری که از وی سر زده تحسین یا تقبیح کرد.
از لوازم عقلانی قبول قدرت اختیار در انسان ، این است که هر انسان یا جامعه انسانی در پی یافتن ملاک و معیارهایی باشد که به لحاظ مصالح فردی یا اجتماعی انسانها باید برای هر نوع عمل ارادی که ممکن است در شرایط و موقعیتهای گوناگون از وی سر بزند .
یکی از مهمترین اعمال ارادی که از انسان به نحو گسترده ای از انسان سر می زند فعل سخن گفتن یا گفتار است.
این کار به لحاظ گستردگی و وفور کارکرد و نیز اهمیت نقشی که در زندگی اجتماعی وی دارد آنچنان تعیین کننده است که به تدریج به عنوان قسیم بقیه ی رفتارهایی که از انسان سر می زند قرار گرفته و اعمال ارادی انسان در همان ابتدا به دو بخش مهم کردار و گفتار تقسیم شده است گرچه در نگاه عمیق به مساله گفتار ، خود قسمی از کردار محسوب می شد اما برای مشخص شدن اهمیت آن و گشودن بخشی مستقل برای بررسی آن ، گفتار را نه به عنوان قسمی از کردار بلکه به عنوان قسیم کردار مطرح کرده اند.
برای بررسی آداب گفتار تقسیمهای مختلفی برای وی می توان در نظر گرفت که بعد از مشخص کردن هر یک از اقسام نسبت به بررسی جزئیات هر یک به صورت مستقل اقدام شود.
از مهمترین تقسیماتی که برای گفتار لحاظ شده است تقسیم گفتار به لحاظ مقام و موقعیتی است که فرد در مقام یک سخنگو در آن قرار می گیرد و آن مقام موجب تعین اهداف خاصی می شود که در آن وضعیت ، باید فرد گوینده به دنبال تحقق آن اهداف و کسب نتایج تعریف شده باشد. که بنده از این تقسیم به عنوان مقامهای تخاطب یاد می کنم.
مقامهای مختلفی برای سخن گفتن و تخاطب مطرح کرده اند.
استاد ملکیان در درس تحلیل فلسفی مقام هایی را که برای گوینده بیان کرده اند عبارتند از:
ا- تدریس
2- مذاکره
3- مباحثه
4-اطلاع رسانی
5- نقد
و سپس به تعریف هرکدام از آنها پرداخته و پیشفرضهایی را که فرد گوینده در هر کدام از مقامها در سخن گفتن دارند یا باید داشته باشند را بیان کرده اند.
به نظر می رسد که مقام تخاطب منحصر به این 5 نوع نباشد و بتوان قسم های دیگری هم در کنار این 5 قسم پیدا کرد.
روشن است که حصر تقسیم در این تقسیم بندی حصر عقلی نیست ، بلکه حصر استقرایی است و این مقامها از جست و جو در میان گفتارهای گوناگونی که در زمانهای مختلف و در جوامع گوناگون بین انسانها رخ داده یا می دهد یافت شده است و ازینرو ممکن است با آشنا شدن انسان با جوامع جدید یا موقعیتهای جدید و سبک گفتگوهای متفاوت تعداد اقسام تغییر یابد.چه بسا که در زمانهای آتی انواع نوینی بر آن اضافه شود.
از دیگر مقامهایی که ممکن است در کنار 5 قسم ذکر شده ، مطرح شوند و احکام و خصوصیاتشان مورد بررسی قرار بگیرد عباتند از:
- مقام گپ زدن
-مقام مصاحبه
-مقام مجادله
-مقام سخنرانی و خطابه
- مقام مناظره
-مقام دیالوگ
-مقام مدافعه(قضایی)
-مقام بازجویی
-مقام وعظ و نصیحت
-مقام هزل، طنز، شوخی یا تمسخر
-.................
که البته ممکن است به حسب تغییر در تعریف بتوان برخی از آنها را مندرج در دیگری کرده یا برعکس بین صور مختلف آن جدایی افکند.

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from خرد سنجشگر
🎃🎃🎃نظریه پیشفرضها🎃🎃🎃


بنده اذعان دارم که خیلی چیزها را نمی دانم و شکی در این گزاره ندارم.
اما در عین حال اذعان دارم که ندانستن خیلی از چیزها هرگز نمی تواند دلیلی باشد که در مورد چیزهایی که می دانم تردید کنم.
مطلبی را که می خواهم بنویسم در جایی نخوانده ام و ازینرو با اطمینان کامل می توان گفت که تقلیدی نیست.
در عین حال به دلیل اینکه امری است مربوط به احوال درونی انسان یعنی اموری که نمی توان آنها را با حواس ظاهری مورد رصد قرار داد و به تعبیر دیگر از اموری نیست که آن را بسان سوم شخص و ناظر خارجی گزارش کرد و ازینرو در قلمرو علوم تجربی نمی گنجد.
اما خوشبختانه بر خلاف پوزیتیویستهای اوایل قرن بیستم، امروزه روانشناسان، روانکاوان، معرفت شناسان و حتی دانشمندان علوم تجربی که در حوزۀ عملکردهای مغز انسان کار میکنند یعنی نوروبیولوژیستها به این نتیجه رسیده اند که برای نتیجه گرفتن از مطالعات خویش باید چشم سوم انسان را به رسمیت بشناسند و به مشاهدات آن اعتماد کنند.
عمده ی کار خودشناسی معرفتی و حتی خودشناسی اخلاقی مبتنی بر پذیرش اصالت داده های شهودی و اطلاعاتی است که از طریق چشم سوم به هر فرد می رسد.
البته فرقی که چشم سوم با دو چشم دیگر انسان دارد این است که چشم سوم چون از ابتدا و بسان چشم بیرونی به کار گرفته نشده است ضعیف مانده و برای قوت و دقت گرفتنش نیاز به تمرینات مکرر دارد و از این حیث ممکن است بین قدرت دید انسانها تفاوت زیادی وجود داشته باشد.
اما در این مقال سخن بر بیان یک فرضیه است و آن اینکه:
تمام عواملی که در رفتار یک فرد موثرند و جزو علل مُعِدّه(اعدادی) آن رفتار به حساب می آیند به صورت باورهای پیشفرض در ذهن فرد منعکس می شوند و ازینرو اگر کسی در پی شناخت خود و ناخودآگاه خود باشد می تواند با تحلیل رفتار خود و استخراج و بیرون کشیدن پیشفرضهایی که منجر به صدور آن رفتار می شود می تواند شخصیت خود را به خوبی بشناسد و به لایه های ناخودآگاه خویش نیز پی ببرد.
همچنانکه اگر بخواهد به آن بخش از باورهای خود که در لایه ناخودآگاه قرار دارند و در سایه زندگی میکنند پی ببرد کافی است که به استخراج پیشفرض هایی که در پشت باورهای اظهارشده اش می باشد همت گمارد.
این نظریه ، خودش مبتنی بر پیشفرضهایی است که می توان گفت به عنوان اصل موضوع در این نظریه محسوب می شوند.
یکی از مهمترین پیشفرضهای این نظریه، این است که یک انسان بی آنکه خودش بخواهد و انتخاب کند یا حق تصمیم گیری در این مورد داشته باشد به عنوان یک واحد حقیقی عمل می کند.
به تعبیر دیگر همچنانکه بدن انسان و مجموعه ی اجزای وی به عنوان یک ارگانیسم عمل می کنند یعنی وحدت ارگانیکی دارند و همه ی اجزا در ارتباط با هم و متاثر از همند و تحت مدیریت واحد اداره می شوند، ذهن و روان انسان هم یک واحد حقیقی هستند و به عنوان یک سیستم واحد و سازگار عمل میکند.
یکی از مهمترین نتایج این وحدت حقیقی سازگاری درونی همه ی باورهای وی و نیز سازگاری درونی بین ساحتهای مختلف وجودی وی از جمله سازگاری ساحت باورها و عقاید با ساحت رفتار وی است.
یعنی اولا در هر ساحتی از ساحات وجودی انسان ، بین اجزای مختلف آن سازگاری و هماهنگی وجود دارد و حتی اگر مواردی مشاهده شود که به ظاهر متناقض یا متعارض می نمایند می توان در تحلیلی عمیقتر به ناسازگاری آنها پی برد.
و ثانیا بین آن ساحت و ساحات دیگر وجودی اش نه تنها ارتباط وجود دارد بلکه سازگاری هم وجود دارد.
و باز یکی از مهمترین نتایج این سازگاری این است که هر تغییری که در یکی از ساحات وجودی وی رخ دهد موجب تغییر در دیگر ساحات وجودی وی می گردد.
از آنجا که ذهن انسان و اجزای ذهنی وی را می توان یکی از بخشهایی دانست که به سهولت و البته با تمرین و ممارست می توان به آن دست یافت ازینرو سهل الوصولترین بخش برای درک وجود یک انسان و شناخت شخصیت وی و ابعاد مختلف شخصیتی اش دانست.
با مطالعه روی پیشفرضهای گفتار و رفتار فرد می توان به درون وی و به اعماق وجود وی نقب زد و به تدریج پرده از رازهای درون وی برداشت و حتی به عمیقترین لایه های ناخودآگاه وی نفوذ کرد.

امیدوارم این نظریه مورد تجربه و نیز نقد و بررسی دوستان قرار گیرد.
م.ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from خرد سنجشگر
👍👍👍ضرورت تحول در زبان نوشتاری👍👍👍


حسی
در درونم ایجاد شده
برای ضرورت تحول در سیستم نوشتاری.
🍁

به نظرم
این روش سطری و پاراگرافی نوشتار

🌼 ساده ترین و
🌼ابتدایی ترین
راه بهره گیری از حرف
برای فهماندن مقصود و مافی الضمیر است
🍁

اینگونه نوشتار
هزینه های زیادی را
برای خواننده
تحمیل می کند تا
از مافی الضمیر نویسنده خبردار شود.
🍁

این روش
یک کپی ساده از گفتار است

🍁

و ضعفهای ذاتی گفتار را هم
ناخواسته
در خویش پذیرفته است

🍁
در حالی که
نوشتار مجبور نیست که
خود را
به تمامی قواعد گفتار طابق النعل بالنعل
تن دهد

🍁

گشایش زیادی برای نوشتار وجود دارد،

مجور نیست که
محدودیت های گفتار را تحمل کند

و
خود را
در سلول کلمات گفتاری
محدود کند

🍁
در عین حال که
در نوشتار
برخی از توانایی های گفتار را هم
در کنارش ندارد

🍁


از جمله لحن ها،
تاکید های آوایی

معمولا غایبند

🍁
این مساله
وقتی اهمیتش بیشتر می شود که
نوشته های الکترونیکی
به ما
🌼فضایی نامحدود
و🌼 مجانی
🌼با امکانات گرافیکی فوق العاده زیاد

اهدا میکند

م.ناجی


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
متدلوژی دیالوگ -10

🔸🔥🔸

🔅تبیین
( Explanation)

📗 قراربود که به انواع دیگر استدلال هم بپردازیم،
انواعی متفاوت از استدلال توجیهی و موجه ساز، استدلالی که به هدف ایجاد باور نسبت به صدق مدعا ساخته و پرداخته و اظهار می شود.

📒 نوع دیگری از استدلال که به لحاظ وسعت کاربرد و نیز اهمیت ، دست کم از استدلال توجیهی ندارد و با برای اینکه هم در مقام اظهار و هم در مقام تحلیل استدلالهای اظهار شده دچار خلط بین دو نوع نشویم و در واقع از افتادن در دام تله های زبانی خود را محافظت کنیم ،باید این نوع استدلال را هم به خوبی بشناسم و با روشهای تشخیص آنها از هم اشنا شویم.

✔️ زیرا یکی از مهمترین خطاهای رایج در مقام دیالوگ و هم سخنی برای درک متقابل افکار و ایده های هم و کاستن از اختلاف نظر ها رخ می دهد از همین فقدان شناخت و ناتوانی در تشخیص فرق این دو نوع استدلال و خلط بین آن دو و سرایت احکام هر کدام به دیگری نشأت می گیرد.

استدلالی که در مقابل استدلال توجیهی و موجه ساز به معنای خاص آن در دیالوگ ، مطرح می شود، استدلال تبیینی است،
🔺 یعنی استدلالی که برای تبیین کردن یک واقعه یا ظهور یک حالت و پاسخ به چرایی این وقوع یا تغییر و یا چگونگی آن بیان می شود.

🔺طبیعی است که این استدلال هم در واقع در پاسخ به سوال چرا یا به چه صورت یا چگونه اقامه می شود.

💠برای روشن شدن مطلب با مثالی شروع میکنیم:

📓شما مدعی می شود که آب در صد درجه سانتی گراد می جوشد.

مخاطب شما طبیعتا منتظر دلیل ادعای شماست و اگر شما فاصله ای بین ادعا و دلیل ایجاد کنید طبیعتا از شما سوال خواهد کرد: چرا؟

⚠️اما شما وقتی این سوال (چرا ؟ ) را از مخاطب می شنوید چه می فهمید؟

🅿️ اگر ذهنتان با استدلال توجیهی مآنوستر باشد یا نشانه ها و قراین خاصی از وضعیت ذهنی مخاطب دراختیار داشته باشید ، مثلا از میزان اطلاعات ضعیف وی نسبت به آب و واکنش آن در قبال تغییرات مختلف در شرایط و خصوصیاتی که آب درآن قرار دارد، اطلاع داشته باشید ،برداشت و فهم شما از سوال( چرا؟) این خواهدبود که مخاطب دنبال دلیلی است که بتواند به درستی مدعای شما پی ببرد،
🔸یعنی او هنوز به درستی این ادعا که آب با افزایش دما تا صد درجه سانتیگراد خواهد جوشید، شک دارد و به آن باور ندارد. و شما در پاسخ سؤال او باید شواهد و نمونه هایی مستند از این نحوه تغییر آب به او نشان دهید تا او به گزاره ی مدعایی شما باور برساند و به این باور برسد که آب در صد درجه سانتی گراد می جوشدیا مثلا آزمایشی ترتیب دهید.

🔹اما در شرایطی دیگر ممکن است برداشت شما از این سوال چیز دیگر باشد.
🔺شما از قبل می دانید که مخاطب به اینکه آب در صد درجه سانتی گراد می جوشد باور دارد و قبلا این را در آزمایشهای مختلف تجربه کرده است.

✔️در این فرض، سوال (چرا؟) معنای سابق را برای شما نخواهد داشت.

⁉️پس این سوال چه معنایی دارد که وی دوباره در مقابل ادعای شما می پرسد چرا؟

🔆 معلوم می شود سوال ( چرا؟) می تواند برای منظور دیگری هم به کار گرفته شود.
اما آن چیست؟

کدام سؤال است و کدام امر ناشناخته برای مخاطب است که با این سؤال می خواهد برای آن پاسخی درخور پیدا کند؟

آن سوال این است:
چه علت و عواملی باعث می شود که آب در صد درجه سانتی گراد بجوشد؟
چرا این اتفاق در دماهای پایینتری نمی افتد، در این درجه چه خصوصیتی وجود دارد که باعث شکل فیزیکی متفاوتی در آب می شود.

♻️در واقع ذهن سؤال کننده بر اساس پیشفرضهای ذهنی خود باور دارد که هر تغییری در اشیا علتی دارد مخصوص به خود،او مطمئن است که هر تغییر فیزیکی و شیمیایی در شیئی، مسبوق به علتی خاص برای این تغییر است و با این چرا دنبال یافتن علت این تغییر است.

✔️🔰 طبیعی است که پاسخ هر یک از چراها کاملا با پاسخ چرای دیگر متفاوت است.
🔅❗️پاسخی که شما باید به سوال اول می دادید فراهم آوردن زمینه یک آزمایش که نشان بدهد آب در صد درجه سانتی گراد به جوش می آید.

🔅اما پاسخ چرای دوم هرگز آن پاسخ نیست. بلکه تلاش در بیان علل خاصی است که تجربیات سابق بشر برای تبیین این رخداد فیزیکی ساخته و پرداخته است.
برای مثال استدلالی به این شکل:
حرارت باعث سرعت حرکت مولکولهای آبی می شود که مورد آزمایش ماست و هرچه سرعت حرکت مولکولها بیشتر می شود فاصله ی مولکولهای آب از هم بیشتر و بیشتر می شوند و همین امر موجب ازدیاد حجم آب می گردد و با ازدیاد دمای آب حرکت مولکولها به حدی سریع می شود که بر نیروی جاذبه بین مولکولی غلبه کرده و میل همبستگی مولکولها کاهش یافته و جوشیدن در واقع ظهور ضعیف شدن جاذبهی بین مولکولی است به طوری که اگر کمی دیگر حرارت بیشتر شود مولکولها به کلی از هم دور می شوند و به شکل بخار در می آیند.

این پاسخ، درست یا نادرست، در واقع پاسخ به سوالی غیر از سوال اول است، و به این نوع استدلال استدلال تبیینی گفته می شود.

✍️ م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from درج زیرنویس
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این هم نوعی سنجشگری و گزیدن متن هنری اصلح است!!!

🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬


😳😐ظنز جدی__ زبان حال 🤫اسم تازه اش یادم رفته، قبلا سانسورچی می گفتند! _ یک آهنگ در حال تولد است


لطفا لحظه های زایمان را به دقت بنگرید!!


🖍✂️🗡 🖍✂️🗡 🖍✂️🗡

انتخاب و ارسال از دوست گرانقدرم مهندس جلیل شعارینژاد


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker