منطق چیست؟🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠
✅
معنای لغوی:منطق در اصل واژه ای عربی است .
معنای مصدری دارد و به اصطلاح گرامری، مصدر میمی به معنای نطق است ،
مصدر میمی مصدری خاص در عربی است که با حرف م شروع می شود و مطابق قاعده خاصی از ریشه های فعل ساخته می شود.☑️مترادف فارسی آن سخن گفتن است.
اما این صرفا معنای معجمی و لغتنامه ای آن است.
✅
معنای منطق در فارسی:منطق غیر از معنای واژگانی عربی اش، در زبان فارسی هم در میان عرف عام یعنی فرهنگ عموم مردم کاربردهایی دارد.
یکی از کاربردهای واژۀ منطق، به معنای شیوه ی سخن گفتن یک فرد از حیث قوت و ضعف معنایی آن است.
به این بیت سعدی توجه کنید:
منطق سعدی شنید حاسد و حیران بماند
چارۀ او خامشی است یا سخن آموختن.
معنای بیت چنین است:
حسود تا شیوۀ سخن گفتن سعدی را شنید، مبهوت و حیرتزده شد. ازینرو تنها دو راه پیش روی اوست: یا باید خاموشی برگزیند یا باید سخنوری بیاموزد.
با توجه به این معنا از منطق است که:
✔️ بی منطق به فردی اطلاق می شودکه سخنان سست پایه و غیرقابل دفاع بر زبان می راند.
✔️ و منطقی به فردی گفته می شود که سخنانش از استحکام کافی برخوردار است.
✅
معنای اصطلاحی منطق:منطق به غیر از معنای لغوی ( اعم از عربی و فارسی) معنای اصطلاحی خاصی در علوم معقول دارد.
سابقا علم را به دو دسته معقول و منقول تقسیم می کردند.
علوم منقول به علوم دینی و برگرفته از دین گفته میشد. علومی مانند علم فقه، ، علم تفسیر ، علم الحدیث، و ...و
علوم معقول به علومی اطلاق می شود که از توان و استعداد عام عقل انسانها برای فهم و یادگیری نشأت گرفته و منتسب به پیامهای نازل شده از سوی خداوند نیست.🔷 با این تقسیم بندی اصطلاح منطق مربوط به حوزۀ علوم معقول می شود.
✅ در این حوزۀ کاربرد، منطق نام یک علم است همچنانکه فیزیک و شیمی و حساب و نجوم و هیئت هر کدام نام علمی خاص هستند.
🔴 منطق نام علمی است که کارش بررسی استدلال و استانداردهای لازم برای تشخیص درست و نادرست است.✅ یک نکتۀ بسیار مهم:
گرچه منطق نام یک علم(1) است و گرچه نام علمی است که وظیفۀ اصلی اش تشخیص استدلال درست از استدلال نادرست است، اما باید مواظب بود تا دچار این سوء تفاهم نشویم که دانستن قواعد منطق ، خود به خود و اتوماتیک وار سبب می شود که خطا از عالم ذهن و فکر ما بکوچد .
علم منطق فاقد چنین قدرت معجزآسایی است. علم منطق در حالت ایده آل خود تنها می تواند راههای پرهیز از خطا را نشان دهد اما صرف دانستن راههای پرهیز از خطا به معنای تسلط عملی بر آن اسلوبها و رعایت دقیق آنها در طول زندگی نیست.
علم منطق مثل دفترچه تعلیم خط نستعلیق است یا دفترچه آموزش ویولن نوازی
خواندن کتاب به تنهایی ما را یک ویولن زن قهار و ورزیده نمی کند بلکه روزها و ماهها و سالها تمرین و ممارست و آزمون و خطا می طلبد تا انسان به اجرای مو به موی قواعد تسلط پیدا کند.
______________________
(1) علم ، خود دارای معانی لغوی و اصطلاحی متعددی است. یکی از معانی رایج علم ، مترادفdiscipline است. یعنی یک رشته تحصیلی و آکادمیک اعم از اینکه آن رشته از علوم تجربی بوده باشد یا غیر تجربی ، فلسفی یا دینی یا ادبی یا تاریخی یا از نوع حرفه و مهارت یا تکنولوژی یا هنر و...
به این معنا از علم هم منطق و هم فلسفه هم شیمی هم موسیقی و هم برق علم محسوب می شوند. در فارسی و در دانشگاههای ما این معنا تقریبا با عنوان رشته شناخته می شود
مراد ما از علم در اینجا همین معنای از علم است و نه به معنای science (علم تجربی)
✍️ م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «منطق چیست؟ 🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠 ✅معنای لغوی: منطق در اصل واژه ای عربی است . معنای مصدری دارد و به اصطلاح گرامری، مصدر میمی به معنای نطق است ، مصدر میمی مصدری خاص در عربی است که با حرف م شروع می شود و مطابق قاعده خاصی از ریشه های فعل ساخته می شود. ☑️مترادف فارسی…»
Forwarded from سه نقطه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ فیلم/ هاشمي رفسنجاني: سفير ايران در امريكا آمد گفت امريكا دنبال نفت برابر غذاست رهبري نگران شد دستور مذاكره داد دولت عمان واسطه شد
احمدي نژاد كه آمد آسماني فكر مي كرد و خود را نماينده امام زمان مي دانست
@noghteh3
احمدي نژاد كه آمد آسماني فكر مي كرد و خود را نماينده امام زمان مي دانست
@noghteh3
Forwarded from تست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔘این فایل که مربوط به دیدار #پوتین و #نتانیاهو می باشد، دیدنی است و از نظر عرف و تشریفات دیپلماتیک بسیار عجیب است!
↩البته باتوجه به انگشت اشاره پوتین و نتانیاهو به پای نخست وزیر رژیم صهیونیستی، این احتمال وجود دارد که در هنگام دیدار ایندو، پای#نتانیاهو دچار آسیب دیدگی شده باشد که در این صورت هم قبول چنین دیداری با نتانیاهو در چنین شرایطی، از سوی پوتین کمی عجیب است.
@akbaralami
↩البته باتوجه به انگشت اشاره پوتین و نتانیاهو به پای نخست وزیر رژیم صهیونیستی، این احتمال وجود دارد که در هنگام دیدار ایندو، پای#نتانیاهو دچار آسیب دیدگی شده باشد که در این صورت هم قبول چنین دیداری با نتانیاهو در چنین شرایطی، از سوی پوتین کمی عجیب است.
@akbaralami
در معادلاتی که ضریب ریسک بالاست، خصوصا در عالم سیاست، گاهی آنچه را که بخشی از راه حل موقت یا نهایی یک مساله است ، به صورت مشکل جلوه می دهند، این کار هم خودش در واقع بخشی از راه حل مساله ی بزرگتری است.
همیشه باید کلان نگر بود که ایا:
آنچه که به صورت مشکل نمایانده می شود، واقعا مشکل است یا بخشی از یک راه حل!
همیشه باید کلان نگر بود که ایا:
آنچه که به صورت مشکل نمایانده می شود، واقعا مشکل است یا بخشی از یک راه حل!
🔴 تفکر نقادانه چیست؟
چند نمونه از تعریفهای سنجشگرانه اندیشی (تفکر نقادانه) از کتاب "مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه":
▫️ سنجشگرانهاندیشی مفهومی فلسفیست و لذا، مثل هر مفهوم فلسفی دیگر،
تعریفهای گوناگونی از آن عرضه شده است؛ گرچه، اشتراکاتی میان این تعریفها مشاهده میشود. در این مطلب برخی از مهمترین تعریفهای سنجشگرانهاندیشی از صاحبنظران گوناگون این حوزه را میآوریم.
✔️ جان دیوئی:
بررسیِ فعالانه، مُجِدّانه[1]، و دقیقِ یک باور یا شکلِ مفروضی از معرفت، با توجه به مبانیای که پشتوانهی آن هستند و نتایجی که در پی دارد اندیشهی تأملگرانه را تشکیل میدهد. (Dewey, 1910, 6)
✔️ ادوارد گلیزر:
تواناییِ اندیشیدنِ سنجشگرانه، [آن گونه که در این کتاب فهمیده شده است]، شامل سه چیز میشود: (1) این نگرش که آماده باشیم مسئلهها و موضوعهایی را که در دامنهی تجربهی ما قرار می گیرند به نحو جدی و عمیق بررسی کنیم؛ (2) به روشهای استدلال و تحقیق منطقی شناخت داشته باشیم؛ و (3) در به کار بستنِ آن روشها مهارت داشته باشیم.
✔️ هروی سیگل:
هروی سیگل تصور خودش از سنجشگرانهاندیشی را در قالبِ ویژگیهای فردِ سنجشگرانهاندیش بیان میکند. وی این ویژگیها را در دو حیطه میگنجاند: حیطهی مهارتها و حیطهی ملکهها (آمادگیها). حیطهی مهارتها شاملِ «مؤلفهی ارزیابی دلیل» میشود و حیطهی ملکهها شاملِ «مولفهی نگرشِ سنجشگرانه». در خصوصِ «مؤلفهی ارزیابی دلیل» میگوید:
شخص سنجشگرانهاندیش باید بتواند دلیلها و قابلیتِ آنها برای توجیه باورها، مدعاها، و اعمال را به درستی ارزیابی کند. بنابراین، فردِ سنجشگرانهاندیش باید از اصول حاکم بر ارزیابی دلیل (هم اصولی که مختص یک موضوع خاص هستند و هم اصولی که ربطی به موضوع ندارند (اصول منطقی)) فهم خوبی داشته باشد و بتواند از فهم خودش بهره بگیرد. (Siegel, 1990, 38)
در خصوصِ «مؤلفهی نگرشِ سنجشگرانه» میگوید:
کسی که نگرش سنجشگرانه دارد، علاوه بر داشتن پارهای مهارتها، منشِ خاصی هم دارد: منشی که در پیِ دلیل است و در پی آن است که داوری و عمل را بر دلیل استوار سازد؛ منشی که بخشینگری و داوریِ دلبخواهی را رد میکند؛ منشی که به ارزشگذاری عینی شواهدِ ربطدار متعهد است و برای جنبههایی از سنجشگرانهاندیشی همچون صداقت فکری، ادای حق شواهد، ملاحظهی همدلانه و بیطرفانهی علائق و منافع، عینیت، و بیطرفی ارزش قائل است. (Ibid, 39)
✔️ریچارد پُل (تعریف اول):
سنجشگرانهاندیشی آن طرزِ اندیشیدن دربارهی هر موضوع، محتوا، یا مسئله است که در آن فرد اندیشنده با زمامداریِ ماهرانهی ساختارهایی که جزء ذاتیِ اندیشیدن هستند و اعمال سنجههای فکری[2] بر آنها کیفیتِ اندیشیدنِ خودش را ارتقا میدهد. (Fisher, 2001, 5)
✔️ ریچارد پل (تعریف دوم و کلیتر):
اندیشیدن دربارهی اندیشیدن، به قصد ارتقای اندیشیدن
✔️ رابرت انیس:
سنجشگرانهاندیشی اندیشیدنِ معقول و بازتابی است که متمرکز است بر تصمیمگیری در این مورد که چه کاری را بکنیم یا چه چیزی را باور کنیم. (Ennis, 1996, xvii)
✔️ اسکرایون:
سنجشگرانهاندیشی عبارت است از ارزشگذاری و تفسیرِ ماهرانه و فعالانهی مشاهدات و ارتباطات ، اطلاعات و استدلالها. (Fisher, 2001, 10)
✔️ الک فیشر:
سنجشگرانهاندیشی نوعی اندیشیدن ارزشگذارانه است که هم سنجشگری و هم تفکر خلاقانه را شامل میشود و به طور خاص با کیفیتِ استدلالی که برای پشتیبانی یک باور یا عمل عرضه شده است سر و کار دارد. (Fisher, 2001, 13)
💠 سنجشگرانهاندیشی (تفکر نقادانه):
چند نمونه از تعریفهای سنجشگرانه اندیشی (تفکر نقادانه) از کتاب "مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه":
▫️ سنجشگرانهاندیشی مفهومی فلسفیست و لذا، مثل هر مفهوم فلسفی دیگر،
تعریفهای گوناگونی از آن عرضه شده است؛ گرچه، اشتراکاتی میان این تعریفها مشاهده میشود. در این مطلب برخی از مهمترین تعریفهای سنجشگرانهاندیشی از صاحبنظران گوناگون این حوزه را میآوریم.
✔️ جان دیوئی:
بررسیِ فعالانه، مُجِدّانه[1]، و دقیقِ یک باور یا شکلِ مفروضی از معرفت، با توجه به مبانیای که پشتوانهی آن هستند و نتایجی که در پی دارد اندیشهی تأملگرانه را تشکیل میدهد. (Dewey, 1910, 6)
✔️ ادوارد گلیزر:
تواناییِ اندیشیدنِ سنجشگرانه، [آن گونه که در این کتاب فهمیده شده است]، شامل سه چیز میشود: (1) این نگرش که آماده باشیم مسئلهها و موضوعهایی را که در دامنهی تجربهی ما قرار می گیرند به نحو جدی و عمیق بررسی کنیم؛ (2) به روشهای استدلال و تحقیق منطقی شناخت داشته باشیم؛ و (3) در به کار بستنِ آن روشها مهارت داشته باشیم.
✔️ هروی سیگل:
هروی سیگل تصور خودش از سنجشگرانهاندیشی را در قالبِ ویژگیهای فردِ سنجشگرانهاندیش بیان میکند. وی این ویژگیها را در دو حیطه میگنجاند: حیطهی مهارتها و حیطهی ملکهها (آمادگیها). حیطهی مهارتها شاملِ «مؤلفهی ارزیابی دلیل» میشود و حیطهی ملکهها شاملِ «مولفهی نگرشِ سنجشگرانه». در خصوصِ «مؤلفهی ارزیابی دلیل» میگوید:
شخص سنجشگرانهاندیش باید بتواند دلیلها و قابلیتِ آنها برای توجیه باورها، مدعاها، و اعمال را به درستی ارزیابی کند. بنابراین، فردِ سنجشگرانهاندیش باید از اصول حاکم بر ارزیابی دلیل (هم اصولی که مختص یک موضوع خاص هستند و هم اصولی که ربطی به موضوع ندارند (اصول منطقی)) فهم خوبی داشته باشد و بتواند از فهم خودش بهره بگیرد. (Siegel, 1990, 38)
در خصوصِ «مؤلفهی نگرشِ سنجشگرانه» میگوید:
کسی که نگرش سنجشگرانه دارد، علاوه بر داشتن پارهای مهارتها، منشِ خاصی هم دارد: منشی که در پیِ دلیل است و در پی آن است که داوری و عمل را بر دلیل استوار سازد؛ منشی که بخشینگری و داوریِ دلبخواهی را رد میکند؛ منشی که به ارزشگذاری عینی شواهدِ ربطدار متعهد است و برای جنبههایی از سنجشگرانهاندیشی همچون صداقت فکری، ادای حق شواهد، ملاحظهی همدلانه و بیطرفانهی علائق و منافع، عینیت، و بیطرفی ارزش قائل است. (Ibid, 39)
✔️ریچارد پُل (تعریف اول):
سنجشگرانهاندیشی آن طرزِ اندیشیدن دربارهی هر موضوع، محتوا، یا مسئله است که در آن فرد اندیشنده با زمامداریِ ماهرانهی ساختارهایی که جزء ذاتیِ اندیشیدن هستند و اعمال سنجههای فکری[2] بر آنها کیفیتِ اندیشیدنِ خودش را ارتقا میدهد. (Fisher, 2001, 5)
✔️ ریچارد پل (تعریف دوم و کلیتر):
اندیشیدن دربارهی اندیشیدن، به قصد ارتقای اندیشیدن
✔️ رابرت انیس:
سنجشگرانهاندیشی اندیشیدنِ معقول و بازتابی است که متمرکز است بر تصمیمگیری در این مورد که چه کاری را بکنیم یا چه چیزی را باور کنیم. (Ennis, 1996, xvii)
✔️ اسکرایون:
سنجشگرانهاندیشی عبارت است از ارزشگذاری و تفسیرِ ماهرانه و فعالانهی مشاهدات و ارتباطات ، اطلاعات و استدلالها. (Fisher, 2001, 10)
✔️ الک فیشر:
سنجشگرانهاندیشی نوعی اندیشیدن ارزشگذارانه است که هم سنجشگری و هم تفکر خلاقانه را شامل میشود و به طور خاص با کیفیتِ استدلالی که برای پشتیبانی یک باور یا عمل عرضه شده است سر و کار دارد. (Fisher, 2001, 13)
💠 سنجشگرانهاندیشی (تفکر نقادانه):
Forwarded from cj vialpando
سواد از طریق خواندن بدست نمیآید بلکه بر اثر اندیشیدن به آنچه مطالعه کردهایم حاصل میشود.
کارل هیلتی
کارل هیلتی
Forwarded from Hosein
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راستی میدونید چرا هیچ نظامی و هیچ حکومتی مایل نیست مردم متفکر و نقاد تربیت شوند؟
#تفکر_نقادانه
#کانال_خرد_سنجشگر
#دوستان
#تفکر_نقادانه
#کانال_خرد_سنجشگر
#دوستان
Forwarded from TED PSYCHOLOGY
استیون پینکر و ربکا نیوبرگر گلدنشتاین:
تواناییهای فراگیر استدلال
دانلود با زیرنویس فارسی
https://goo.gl/PdMo9I
@TEDPSYCHOLOGY
تواناییهای فراگیر استدلال
دانلود با زیرنویس فارسی
https://goo.gl/PdMo9I
@TEDPSYCHOLOGY
Forwarded from خرد سنجشگر
🔵 هنر تبادل نظر 🔵
هیچ اظهار نظری در عالم مرا دچار حیرت نمیکند، هیچ اعتقادی هر اندازه که با اعتقاد من معارض باشد آزرده ام نمی سازد و هیچ اندیشهای هرچه هم بی مغز و عجیب و غریب باشد به نظرم چنان نمی نماید که با فرآورده عقل انسانی جور نباشد
پس، از داوری های متضاد نه یکه میخورم نه برمی آشوبم. تنها مرا بیدار می کنند و ورزش می دهند.(....)
✔️چون راه مخالفت با من در پیش گیرند، دقّت مرا بر می انگیزند، نه خشم مرا.
من به کسی که با من مخالفت کند و به من چیز بیاموزد نزدیک می شوم. من حقیقت را با آغوش باز پذیرا میشوم و آن را در دست هر که باشد می نوازم و از هر اندازه دورجای او را ببینم که به من نزدیک می شود، شادمانه به سوی او می شتابم و سلاحهای شکست خورده خود را به پایش می افکم ، به شرط آنکه قیافه زیاده آمرانه و تحکم آمیز به خود نگیرند.
از انتقادهایی که به نوشتهام میشود پشتیبانی میکنم. این نوشته ها را بارها بیشتر از سر ادب که به خاطر اصلاح تغییر دادهام، چون خوش دارم با آسان تسلیم شدن حتی به زیان خود با آزادی کسانی که اندرزم می دهند روی موافق نشان دهم و آن را تشویق کنم
تتبعات، مونتنی...32-131
هیچ اظهار نظری در عالم مرا دچار حیرت نمیکند، هیچ اعتقادی هر اندازه که با اعتقاد من معارض باشد آزرده ام نمی سازد و هیچ اندیشهای هرچه هم بی مغز و عجیب و غریب باشد به نظرم چنان نمی نماید که با فرآورده عقل انسانی جور نباشد
پس، از داوری های متضاد نه یکه میخورم نه برمی آشوبم. تنها مرا بیدار می کنند و ورزش می دهند.(....)
✔️چون راه مخالفت با من در پیش گیرند، دقّت مرا بر می انگیزند، نه خشم مرا.
من به کسی که با من مخالفت کند و به من چیز بیاموزد نزدیک می شوم. من حقیقت را با آغوش باز پذیرا میشوم و آن را در دست هر که باشد می نوازم و از هر اندازه دورجای او را ببینم که به من نزدیک می شود، شادمانه به سوی او می شتابم و سلاحهای شکست خورده خود را به پایش می افکم ، به شرط آنکه قیافه زیاده آمرانه و تحکم آمیز به خود نگیرند.
از انتقادهایی که به نوشتهام میشود پشتیبانی میکنم. این نوشته ها را بارها بیشتر از سر ادب که به خاطر اصلاح تغییر دادهام، چون خوش دارم با آسان تسلیم شدن حتی به زیان خود با آزادی کسانی که اندرزم می دهند روی موافق نشان دهم و آن را تشویق کنم
تتبعات، مونتنی...32-131
Forwarded from خرد سنجشگر
جان لاک: آزادی انسان در لوای یک دولت یعنی داشتن یک قانون پایدار برای زندگی که برای همه افراد آن جامعه برقرار است و توسط قانونگذاران با تضمین قدرت اجرایی تتظیم شده است، چنانچه آزادی در پیگیری خواستههای یک شخص در همه مواردی که قانون آن را نفعی کرده است، مشمول بیثباتی، عدم قطعیت، ناشناختگی و قابلیت تفسیر به رای شخص دیگر نباشد. همانطور که آزادی طبعیت نباید به چیزی محدود باشد مگر قوانین طبعیت.
استیون: جقدر این کلمات آشنا هستند. قبلا آنها را کجا خواندهام؟ آهان... بله.
"ماری استل" :اگر حق حاکمیت مطلق در یک کشور ضروری نباشد، چگونه است که باید در خانواده ضروری باشد؟ به عبارت دیگر اگر برای خانوده ضروری است چرا برای کشور نیست. به خاطر اینکه نمیتوان برای یکی دلیلی آورد که برای دیگری هم به همان قوت صدق نکند. اگر همه انسانها آزاد بدنیا میآیند، چگونه است که همه زنها برده بدنیا میآیند، انگار که حتما باید برده باشند، اگر مورد بیثباتی، عدم قطعیت ابهام و قابلیت تفسیر به رای شخصی بودن شرط کامل بردگی باشد؟
ربکا: همهی این همفکریها در وظایف اصلی استدلال جای میگیرند. جنبشی برای گسترش حقوق الهام بخش جنبش دیگری میشود، چون منطق هر دو یکی است، و وقتی که چیزی بر اثر تکرار زیاد جا افتاد، بسیار سخت میشود که ناسازگاریها را نادیده گرفت. در دهه ۶۰ میلادی، جنبش حقوق مدنی الهام بخش جنبشهای حقوق زنان، حقوق کودکان، حقوق همجنسگرایان و حتا حقوق حیوانات شد. اما دقیقا دو قرن پیش، متفکر جنبش روشنفکری "جرمی بنتام" غیرقابل دفاع بودن اعمالی مانند رفتار بیرحمانه با حیوانات را بیان کرده بود.
جرمی بنتام: سوال این نیست که آیا آنها میتوانند بفهمند یا سخن بگویند؟ بلکه آیا میتوانند رنج بکشند؟
ربکا: و محکوم کردن همجنسگرایان.
بنتام: مثل هر شیطنت کودکانهای مشخصا این عمل آسیبی به کسی نمیرساند. در عوض به تولید لذت میانجامد. هر دو شخص مایل هستند. اگر یکی از آنها تمایلی نداشته باشد، آنوقت عملی متجاوزانه خواهد بود که بطور کلی از لحاظ ذات تاثیراتش با اولی متفاوت است. در وافع یک آسیب شخصی و یک نوع تجاوز جنسی است. مانند همه خطرات منحصر به درد خطری هم اگر وجود داشته باشد، بیشتر در گسترش انجام عمل است. ولی گسترش انجام عمل در این مثال چیست؟ اینکه دیگران را هم به چنین کاری دعوت بشوند. ولی چنین کاری هم باعث اینجاد هیچگونه دردی در هیچکس نخواهد شد.
استیون: با این حال، در همه موارد به نظر می رسد که حداقل یک قرن طول کشیده است تا مباحث استدلالی این متفکران بزرگ در کل جامعه رسوخ کنند. چیزی که ما را به تفکر در مورد زمان خودمان وا میدارد. آیا هیچ کاری هست که مباحث استدلالی در رد آن در دسترس همه باشد، ولی ما هنوز انجامش میدهیم؟
ربکا: وقتی که نوادگان ما برگردند و به ما نگاه کنند آیا چیزی هست آنها را منزجر کند مثل وفتی که ما به بردهداری، مرتدسوزی، همسرآزاری و ضدیت-با-همجنسگراییِ اجداد خود نگاه میکنیم.
استوین: مطمئنم که هر کس میتواند مثالی در این مرود پیدا کند.
ربکا: من رفتار بد با حیوانات در مزارع صنعتی را انتخاب میکنم.
استیون: زندانی کردن برای جرمهای جزئی مواد مخدر و بیتفاوتی نسبت به تجاوزهای جنسی در زندانهای کشور.
ربکا: مضایقه در خرج کردن صدقههای مردمی برای مسائل حیاطی در کشورهای در حال توسعه.
استیون: نگهداری بمبهای هستهای.
ربکا: ارجاع به مذهب برای توجیه چیزهای اساسا غیر قابل توجیه، مانند ممنوعیت استفاده از روشهای پیشگیری از باردادی.
استیون: اصلا در مورد ایمان مذهبی چطور؟
ربکا: به این مورد چندان امیدوار نیستم.
استیون: با این وجود، من قانع شدم که استدلال همان فرشتهی بهتر است که برای پیشرفت اخلاقیای که گونهی ما از آن بهرهمند شده است و منبع امید برای ادامه آن در آینده هم هست، لیاقت بالاترین اعتبار را دارد.
ربکا: و شما دوستان اگر در این مجادله نقصی پیدا کردید، به خاطر داشته باشید که فقط برای اشاره به آن فقط به استدلال وابسته خواهید بود.
با تشکر. استیون: با تشکر.
💏💏💏💏💏💏💏💏💏💏💏💏💏💏💏
استیون: جقدر این کلمات آشنا هستند. قبلا آنها را کجا خواندهام؟ آهان... بله.
"ماری استل" :اگر حق حاکمیت مطلق در یک کشور ضروری نباشد، چگونه است که باید در خانواده ضروری باشد؟ به عبارت دیگر اگر برای خانوده ضروری است چرا برای کشور نیست. به خاطر اینکه نمیتوان برای یکی دلیلی آورد که برای دیگری هم به همان قوت صدق نکند. اگر همه انسانها آزاد بدنیا میآیند، چگونه است که همه زنها برده بدنیا میآیند، انگار که حتما باید برده باشند، اگر مورد بیثباتی، عدم قطعیت ابهام و قابلیت تفسیر به رای شخصی بودن شرط کامل بردگی باشد؟
ربکا: همهی این همفکریها در وظایف اصلی استدلال جای میگیرند. جنبشی برای گسترش حقوق الهام بخش جنبش دیگری میشود، چون منطق هر دو یکی است، و وقتی که چیزی بر اثر تکرار زیاد جا افتاد، بسیار سخت میشود که ناسازگاریها را نادیده گرفت. در دهه ۶۰ میلادی، جنبش حقوق مدنی الهام بخش جنبشهای حقوق زنان، حقوق کودکان، حقوق همجنسگرایان و حتا حقوق حیوانات شد. اما دقیقا دو قرن پیش، متفکر جنبش روشنفکری "جرمی بنتام" غیرقابل دفاع بودن اعمالی مانند رفتار بیرحمانه با حیوانات را بیان کرده بود.
جرمی بنتام: سوال این نیست که آیا آنها میتوانند بفهمند یا سخن بگویند؟ بلکه آیا میتوانند رنج بکشند؟
ربکا: و محکوم کردن همجنسگرایان.
بنتام: مثل هر شیطنت کودکانهای مشخصا این عمل آسیبی به کسی نمیرساند. در عوض به تولید لذت میانجامد. هر دو شخص مایل هستند. اگر یکی از آنها تمایلی نداشته باشد، آنوقت عملی متجاوزانه خواهد بود که بطور کلی از لحاظ ذات تاثیراتش با اولی متفاوت است. در وافع یک آسیب شخصی و یک نوع تجاوز جنسی است. مانند همه خطرات منحصر به درد خطری هم اگر وجود داشته باشد، بیشتر در گسترش انجام عمل است. ولی گسترش انجام عمل در این مثال چیست؟ اینکه دیگران را هم به چنین کاری دعوت بشوند. ولی چنین کاری هم باعث اینجاد هیچگونه دردی در هیچکس نخواهد شد.
استیون: با این حال، در همه موارد به نظر می رسد که حداقل یک قرن طول کشیده است تا مباحث استدلالی این متفکران بزرگ در کل جامعه رسوخ کنند. چیزی که ما را به تفکر در مورد زمان خودمان وا میدارد. آیا هیچ کاری هست که مباحث استدلالی در رد آن در دسترس همه باشد، ولی ما هنوز انجامش میدهیم؟
ربکا: وقتی که نوادگان ما برگردند و به ما نگاه کنند آیا چیزی هست آنها را منزجر کند مثل وفتی که ما به بردهداری، مرتدسوزی، همسرآزاری و ضدیت-با-همجنسگراییِ اجداد خود نگاه میکنیم.
استوین: مطمئنم که هر کس میتواند مثالی در این مرود پیدا کند.
ربکا: من رفتار بد با حیوانات در مزارع صنعتی را انتخاب میکنم.
استیون: زندانی کردن برای جرمهای جزئی مواد مخدر و بیتفاوتی نسبت به تجاوزهای جنسی در زندانهای کشور.
ربکا: مضایقه در خرج کردن صدقههای مردمی برای مسائل حیاطی در کشورهای در حال توسعه.
استیون: نگهداری بمبهای هستهای.
ربکا: ارجاع به مذهب برای توجیه چیزهای اساسا غیر قابل توجیه، مانند ممنوعیت استفاده از روشهای پیشگیری از باردادی.
استیون: اصلا در مورد ایمان مذهبی چطور؟
ربکا: به این مورد چندان امیدوار نیستم.
استیون: با این وجود، من قانع شدم که استدلال همان فرشتهی بهتر است که برای پیشرفت اخلاقیای که گونهی ما از آن بهرهمند شده است و منبع امید برای ادامه آن در آینده هم هست، لیاقت بالاترین اعتبار را دارد.
ربکا: و شما دوستان اگر در این مجادله نقصی پیدا کردید، به خاطر داشته باشید که فقط برای اشاره به آن فقط به استدلال وابسته خواهید بود.
با تشکر. استیون: با تشکر.
💏💏💏💏💏💏💏💏💏💏💏💏💏💏💏
برهه حساسِ «پس چی؟»
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ مقامات ارشد کشور اعلام کردهاند که به دنبال جنگ با آمریکا نیستند (که راهبرد درست و عاقلانهای است)، آمریکاییها هم گفتهاند دنبال درگیری نظامی نیستند (به استثنای حداقل جان بولتون)؛ و مذاکرهای هم با آمریکا صورت نمیگیرد (که بسیاری از منتقدان سیاست خارجی کشور و طرفداران مذاکرات برجام هم در شرایط فعلی، مذاکره با آمریکای ترامپ، بدون دستورکاری برای مذاکره و تضمینی برای پایبندی به نتیجه، و موضع تحقیرآمیز دولت آمریکا مذاکره را درست نمیدانند.)
✅ مسأله این نیست که راهبرد نه جنگ و نه مذاکره در شرایط فعلی درست هست یا نیست، بلکه به شرط درستی، باز هم کفایت نمیکند. «نه جنگ» و «نه مذاکره» هر دو با «نه» شروع میشوند و به معنای بیکنشی یا فقدان کنش فعال هستند. فقدان کنش فعال در چنین وضعیتی که بدون هر گونه اقدام تنشآمیز دیگری از سوی آمریکا، تنش افزایش مییابد، به معنای عدم کفایت این موضع به تنهایی است.
✅ آمریکاییها تحریمها را افزایش میدهند و حتی اگر منازعه نظامی بر اثر رخدادی اتفاقی یا توطئهای شبیه به آنچه گفته میشود به شکل ساختگی آغازگر جنگ ویتنام شد، رخ ندهد؛ جنگ اقتصادی ادامه مییابد. کشوری که هزینه جاری دولت آن از میانه دهه 1380 تا میانه دهه 1390 به شدت افزایش یافته، بر اثر بیش از یکونیم دهه رشد اقتصادی نامناسب و نرخ پایین تشکیل سرمایه، فرار سرمایه و بیثباتی اقتصادی نرخ بیکاری در آن افزایش یافته، و در کنار همه اینها فساد و نابرابری اقتصادی و اجتماعی به حد بالایی رسیده است، خود به خود در معرض تنش اقتصادی و تبدیل آن به مسائل اجتماعی، سیاسی و نهایتاً امنیتی قرار میگیرد.
✅ آخرین آمارها و گزارشی از مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهند فقر عمیقتر و گستردهتر میشود و سخن از زوال بین یک تا دو میلیون شغل بر اثر تعطیلی کارگاهها در میان است. همه اینها نشان میدهند که راهبرد «نه جنگ نه مذاکره» برای ممانعت از بدتر شدن شرایط کفایت نمیکند. نکته مهمتر این است که راهبردهایی که در گذشته – حتی در شرایط غیرتحریمی و عادی اعمال شدهاند - نتوانستهاند مسبب رشد اقتصادی کافی، توسعه اشتغال، ممانعت از تخریب محیطزیست، ارتقای عدالت اجتماعی و مقابله با فساد شوند. بدیهی است آن راهبردها در شرایط تحریمی، رکود تورمی و نارضایتی اجتماعی و تضعیف سرمایه اجتماعی، نتایج بدتری به بار میآورند.
✅ من قبلاً نوشتهام که کشور دچار «ساخت برهه حساس» در چهل سال گذشته بوده است، اما گفتمان «برهه حساس» دیگر به کار این شرایط نمیآید. «ما مقاومت میکنیم» اسم رمز متداول در «ساخت برهه حساس» بوده و هست؛ و مقامات ارشد اکنون نیز همین عبارت را تکرار میکنند. مسأله اما این است که «برهه حساس» برای توصیف این وضعیت کفایت نمیکند و مردم و نخبگان میپرسند «نه جنگ، نه مذاکره!؟ پس چی؟» گفتمان «پس چی؟» سر بر آورده است.
✅ گفتمان «نه جنگ نه مذاکره» بدون هیچ تغییر رویهای، یعنی نشستن به انتظار بسته شدن تک تک منفذهای تنفس اقتصاد و در نهایت جامعه، عین آبپز شدن قورباغهای که در درون آب در حال گرم شدن و جوش آمدن است، بیتحرک. عبارت «ما مقاومت میکنیم» هم حداقل دو مشکل دارد. اول، «ما» کیست؟ «مقاومت» چیست، یعنی چه کار میکنیم که اسماش مقاومت است؟
✅ کاربرد واژه ما، یعنی جمعی که چیز مشترکی دارند، و مقاومت کردن هم اغلب به معنای تحمل فشار یا هزینهای است. آیا «ما مقاومت میکنیم» یعنی «ما ایرانیان اعم از فقیر و غنی، رئیس و مرئوس، بالادست و فرودست، هزینههایی را بین خودمان تقسیم میکنیم و هر کس مسئولیت و قدرت بیشتری دارد، مسئولیت بیشتری میپذیرد؟» یا اینکه عدهای حرف میزنند و بقیه تحمل میکنند؟
✅ گفتمان «پس چی؟» میپرسد «ما کیست؟»، «مقاومت به چه معناست؟»، «فشار مقاومت چگونه بین ماها توزیع میشود؟»، «مقاومت ماها چه ویژگیای دارد که نتیجهاش مثبت باشد نه له شدن زیر فشار؟»، «مسئولیت عواقب این مقاومت ماها را چه کسی و چگونه میپذیرد؟»، «نقشه راه مقاومت را چه کسانی، از چه طریقی و با چه کیفیتی طراحی کردهاند؟»، «شاخص ارزیابی موفقیت در مقاومت چیست؟»، «چشمانداز موفقیت چند سال و با چه هزینهای است؟» و «آخرش چی میشه؟»
✅ اینها سؤالاتی است که مردم منتظرند پاسخ آنها را بشنوند. مردمانی رنجیده از فشار اقتصادی و تیرگی چشمانداز، برای تحمل کردن، به پاسخ این سؤالات نیازمندند. باز هم ما و برهه حساس کنونی، اما برهه حساس «پس چی؟»
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ مقامات ارشد کشور اعلام کردهاند که به دنبال جنگ با آمریکا نیستند (که راهبرد درست و عاقلانهای است)، آمریکاییها هم گفتهاند دنبال درگیری نظامی نیستند (به استثنای حداقل جان بولتون)؛ و مذاکرهای هم با آمریکا صورت نمیگیرد (که بسیاری از منتقدان سیاست خارجی کشور و طرفداران مذاکرات برجام هم در شرایط فعلی، مذاکره با آمریکای ترامپ، بدون دستورکاری برای مذاکره و تضمینی برای پایبندی به نتیجه، و موضع تحقیرآمیز دولت آمریکا مذاکره را درست نمیدانند.)
✅ مسأله این نیست که راهبرد نه جنگ و نه مذاکره در شرایط فعلی درست هست یا نیست، بلکه به شرط درستی، باز هم کفایت نمیکند. «نه جنگ» و «نه مذاکره» هر دو با «نه» شروع میشوند و به معنای بیکنشی یا فقدان کنش فعال هستند. فقدان کنش فعال در چنین وضعیتی که بدون هر گونه اقدام تنشآمیز دیگری از سوی آمریکا، تنش افزایش مییابد، به معنای عدم کفایت این موضع به تنهایی است.
✅ آمریکاییها تحریمها را افزایش میدهند و حتی اگر منازعه نظامی بر اثر رخدادی اتفاقی یا توطئهای شبیه به آنچه گفته میشود به شکل ساختگی آغازگر جنگ ویتنام شد، رخ ندهد؛ جنگ اقتصادی ادامه مییابد. کشوری که هزینه جاری دولت آن از میانه دهه 1380 تا میانه دهه 1390 به شدت افزایش یافته، بر اثر بیش از یکونیم دهه رشد اقتصادی نامناسب و نرخ پایین تشکیل سرمایه، فرار سرمایه و بیثباتی اقتصادی نرخ بیکاری در آن افزایش یافته، و در کنار همه اینها فساد و نابرابری اقتصادی و اجتماعی به حد بالایی رسیده است، خود به خود در معرض تنش اقتصادی و تبدیل آن به مسائل اجتماعی، سیاسی و نهایتاً امنیتی قرار میگیرد.
✅ آخرین آمارها و گزارشی از مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهند فقر عمیقتر و گستردهتر میشود و سخن از زوال بین یک تا دو میلیون شغل بر اثر تعطیلی کارگاهها در میان است. همه اینها نشان میدهند که راهبرد «نه جنگ نه مذاکره» برای ممانعت از بدتر شدن شرایط کفایت نمیکند. نکته مهمتر این است که راهبردهایی که در گذشته – حتی در شرایط غیرتحریمی و عادی اعمال شدهاند - نتوانستهاند مسبب رشد اقتصادی کافی، توسعه اشتغال، ممانعت از تخریب محیطزیست، ارتقای عدالت اجتماعی و مقابله با فساد شوند. بدیهی است آن راهبردها در شرایط تحریمی، رکود تورمی و نارضایتی اجتماعی و تضعیف سرمایه اجتماعی، نتایج بدتری به بار میآورند.
✅ من قبلاً نوشتهام که کشور دچار «ساخت برهه حساس» در چهل سال گذشته بوده است، اما گفتمان «برهه حساس» دیگر به کار این شرایط نمیآید. «ما مقاومت میکنیم» اسم رمز متداول در «ساخت برهه حساس» بوده و هست؛ و مقامات ارشد اکنون نیز همین عبارت را تکرار میکنند. مسأله اما این است که «برهه حساس» برای توصیف این وضعیت کفایت نمیکند و مردم و نخبگان میپرسند «نه جنگ، نه مذاکره!؟ پس چی؟» گفتمان «پس چی؟» سر بر آورده است.
✅ گفتمان «نه جنگ نه مذاکره» بدون هیچ تغییر رویهای، یعنی نشستن به انتظار بسته شدن تک تک منفذهای تنفس اقتصاد و در نهایت جامعه، عین آبپز شدن قورباغهای که در درون آب در حال گرم شدن و جوش آمدن است، بیتحرک. عبارت «ما مقاومت میکنیم» هم حداقل دو مشکل دارد. اول، «ما» کیست؟ «مقاومت» چیست، یعنی چه کار میکنیم که اسماش مقاومت است؟
✅ کاربرد واژه ما، یعنی جمعی که چیز مشترکی دارند، و مقاومت کردن هم اغلب به معنای تحمل فشار یا هزینهای است. آیا «ما مقاومت میکنیم» یعنی «ما ایرانیان اعم از فقیر و غنی، رئیس و مرئوس، بالادست و فرودست، هزینههایی را بین خودمان تقسیم میکنیم و هر کس مسئولیت و قدرت بیشتری دارد، مسئولیت بیشتری میپذیرد؟» یا اینکه عدهای حرف میزنند و بقیه تحمل میکنند؟
✅ گفتمان «پس چی؟» میپرسد «ما کیست؟»، «مقاومت به چه معناست؟»، «فشار مقاومت چگونه بین ماها توزیع میشود؟»، «مقاومت ماها چه ویژگیای دارد که نتیجهاش مثبت باشد نه له شدن زیر فشار؟»، «مسئولیت عواقب این مقاومت ماها را چه کسی و چگونه میپذیرد؟»، «نقشه راه مقاومت را چه کسانی، از چه طریقی و با چه کیفیتی طراحی کردهاند؟»، «شاخص ارزیابی موفقیت در مقاومت چیست؟»، «چشمانداز موفقیت چند سال و با چه هزینهای است؟» و «آخرش چی میشه؟»
✅ اینها سؤالاتی است که مردم منتظرند پاسخ آنها را بشنوند. مردمانی رنجیده از فشار اقتصادی و تیرگی چشمانداز، برای تحمل کردن، به پاسخ این سؤالات نیازمندند. باز هم ما و برهه حساس کنونی، اما برهه حساس «پس چی؟»
باهم اندیشیدن راز گفت وگو.pdf
8.9 MB
📕باهم اندیشیدن، راز گفتگو📙
مترجم: فاطمه صدرعاملی (طباطبایی)
نویسنده: مارتینا و یوهانس هارتکه مایر، ل. فریمن دوریتی
(به امید اینکه صاحبان حقوق راضی باشند)
رویکرد جدید فرهیختگان و درد آشنایان جهان به گفتگو (دیالوگ) از درون فرهنگی گرفته تا بین تمدنی، همه حکایتی است از نیاز کنونی انسان معاصر به تفاهم و همفکری و بل همدلی. بشر عصر حاضر از رو در رویی با مسائل و مشکلات مختلف، از بحرانها و تاریکیها، از تفرقهها و دشمنیها، از خودخواهیها و برتری طلبیها خسته و افسرده گشته، در پی یافتن راه حل است؛ امروزه انسان متمدن به این نتیجه رسیده است که راه رسیدن به «مقصود» در «گفتگو» نهفته است.
رهایی از بحرانها با گفتگو میسر خواهد شد و نیز تبیین و تشریح و تصحیح راه و مقصد در گفتگو و از طریق آن صورت خواهد گرفت.
با وجود آنکه در دنیای نوین، وسایل و ابزار ارتباط جمعی پیشرفت زیادی کرده، ولی هیچکدام از آنها باعث تفاهم بیشتر بین انسانها نشده است.
این امر نشان میدهد که تنها با رد و بدل کردن اطلاعات بین انسانها، تفاهم و همدلی بین آنها حاصل نمیگردد، بلکه این مهم به لوازم دیگری نیازمند است.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
مترجم: فاطمه صدرعاملی (طباطبایی)
نویسنده: مارتینا و یوهانس هارتکه مایر، ل. فریمن دوریتی
(به امید اینکه صاحبان حقوق راضی باشند)
رویکرد جدید فرهیختگان و درد آشنایان جهان به گفتگو (دیالوگ) از درون فرهنگی گرفته تا بین تمدنی، همه حکایتی است از نیاز کنونی انسان معاصر به تفاهم و همفکری و بل همدلی. بشر عصر حاضر از رو در رویی با مسائل و مشکلات مختلف، از بحرانها و تاریکیها، از تفرقهها و دشمنیها، از خودخواهیها و برتری طلبیها خسته و افسرده گشته، در پی یافتن راه حل است؛ امروزه انسان متمدن به این نتیجه رسیده است که راه رسیدن به «مقصود» در «گفتگو» نهفته است.
رهایی از بحرانها با گفتگو میسر خواهد شد و نیز تبیین و تشریح و تصحیح راه و مقصد در گفتگو و از طریق آن صورت خواهد گرفت.
با وجود آنکه در دنیای نوین، وسایل و ابزار ارتباط جمعی پیشرفت زیادی کرده، ولی هیچکدام از آنها باعث تفاهم بیشتر بین انسانها نشده است.
این امر نشان میدهد که تنها با رد و بدل کردن اطلاعات بین انسانها، تفاهم و همدلی بین آنها حاصل نمیگردد، بلکه این مهم به لوازم دیگری نیازمند است.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker