خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
491 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
تضارب آرا



بارها و بارها این اصطلاح و عبارت به گوشمان خورده است.

مراد از آن دقیقا چیست؟

چه منافعی بر آن مترتب است؟

جایگاهش در روابط اجتماعی ما انسانها کجاست؟

💠 تضارب از مادۀ ضرب است در باب تفاعل.

💠 معنای غالبی باب تفاعل ؛ یعنی معنایی که در اکثر موارد بدان منظور به کار برده می شود، رساندن اشتراک عمل و اقدام متقابل در عمل مورد افادۀ مادۀ فعل.

🔅مثلا اگر مادۀ عون به معنای یاری است، تعاون معنای همیاری خواهد داد یعنی به همدیگر کمک کردن، یا کمک کردن متقابل

🔅یا اگر لقاء به معنای دیدار باشد تلاقی یعنی به هم رسیدن، یعنی لقای متقابل

🔅از همینروست تضارب

معنای اصلی ضرب زدن است ازینرو معنای تضارب زدن متقابل خواهد بود.

آراء هم جمع رأی است به معنای نقطه نظر، باوری که یک فرد در مورد خاصی دارد.

رآی شما چیست یکی از معنانی اش این است که نظر شما چیست.

💠 ازینرو با کمک گرفتن از معانی لغوی تضارب و آراء می توان معنای این عبارت را حدس زد:

تضارب آراء یعنی به هم زدن نظریات خویش در زمینه ی خاصی به همدیگر

🔅یعنی مطرح کردن متقابل نظرها و دیدگاههای خود در بارۀ مساله یا موضوعی خاص.

☑️ آنچه از بحث کردن و گفتگوی سازنده در ذهن اکثر مردم تداعی می شود همین تضارب آراء می باشد.

🔴 وقتی می گوییم که بیایید در مورد نقش تحریمها در باره ی آینده ی اقتصادی ایران سخن بگوییم آنچه اکثر ماها از این عبارت می فهمیم این است که بیایید نظرات خود را در این مورد به هم بگوییم و اگر معنایی فراتر از این هم به ذهنها خطور کند این است که علاوه بر بیان نظر خود، اگر مطلبی در رد نظر یکی دیگر داشتیم آن را هم اظهار کنیم.

🔵 اگر به بحثهایی که در این چند مدت در گروه ما هم اتفاق افتاده نظر کنیم، می توانیم بگوییم که آنچه رخ داده است چیزی غیر از تضارب آراء به این معنا نیست.

⁉️ اما آیا گونه ای دیگر از مکالمه سازنده قابل تصور است یا نه؟

اگر دوستان در این مورد مرا یاری کنند ممنون خواهم شد.

✍️ م.ناجی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔆
خدمه کشتی تحقیقاتی اسکاتلند موفق به کشف آبشار بی نظیری از ابر شدند که از آسمان به دریای مدیترانه سرازیر می شد !👌
🔆

یک مورد تمرین مناسب برای تفکیک بین فکت و تفسیر

از این گزارش تصویری چه نتیجه ای می توان گرفت؟

بر این اساس مطلب انضمامی را تحلیل و ارزیابی کنید.


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
مجموعه تلاوتهای بسیار زیبای مرحوم استاد سعید مسلم
سعید مسلم
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤


تقدیم به ارواح شهدا و روح تازه کوچیدۀ پدرم



🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖤🖤🖤🖤🖤🖤

تلاوت الرحمن توسط استاد شجریان در سوگ پدر

تقدیم به ارواح شهدا و روح تازه کوچیده ی پدرم

🖤🖤🖤🖤🖤🖤
«کسی نمی‌تواند نحوهٔ خرد ورزیدن در تنهایی را یاد بگیرد؛ خردوَرزی، از دلِ ارتباط و رویاروی شدن با انسانهای دیگر پدید می‌آید: خردورزی به تمامی و از بنیاد، نوعی گفت‌وگو است. ...
«گفت‌وگو کردن» مثلِ گوش دادن به سخنرانیها یا شنیدن فرمانهای نظامی نیست. آدم فقط می‌تواند با آدمی برابر گفت‌وگو کند، و مهم‌تر آنکه بخصوص فقط می‌تواند با آدمی برابر مباحثه کند. به این دلیل است که خردورزیِ فلسفی در یونان، همان زمان ولادت یافت که نهادهای سیاسی دموکراسی استقرار یافتند.»

پرسش_های زندگی /فرناندو_سوتر


بیاییم در این گروه خرد و اندیشه خود را بر ترازوی داوری خویش بنشانیم.

بر باورهای خود، دلایل خود را اقامه کنیم و اجازه دهیم با چاقوی جراحی نقد مواجه شوند، و تا می توانیم با روشهای منطقی در مقابل نقدها پاسخگو باشیم تا جایی که یا مخاطب به ضعف نقدش پی برد یا ما به خطایی در دلایل و بالنتیجه در باور خود

🌺🙏🌺
Forwarded from خرد سنجشگر
📕کار جمعی در این دیار بسیار سخت است اگر نه ناممکن.
سختی کار در این است که جامعه مدنی نوبنیاد ما تا آن حد از تجربه کار جمعی ندارد که فواید آن را با گوشت و پوست و استخوان درک کرده باشد.
میتوان گفت که مدنیت نوین با ظهور جنبش مشروطه خواهی در ایران نضج گرفت.
اما در آن زمان جامعه ایران جامعه ای بود که زیر نفوذ دول خارجی زندگی میکرد . شاهان عادتا بی عرضه و غیرملی قاجار مملکت را ملک طلق خود می دانستند و برای گذران عیش و معیشت خود هر از گاه بخشی از ثروت ملی را به دولتی می فروختند و گذران زندگی می کردند.
ازینرو تا حد زیادی دست دول خارجی در بالاترین مناصب حکومتی هم باز بود تا جایی که بعدها معلوم شد که وزیر خارجه محمدعلی شاه رسما کارمند دولت پادشاهی انگلیس بوده است و بیست و پنج سال از آنها حقوق می گرفته است.
در این میان مشخص است که یک نهضت ملی هم چقدر می تواند مصون از نفوذ این دول و بی تاثیر از خواستهای آنها به وجود اید و ادامه مسیر دهد.
اما خلاصه کنم که هرچه باشد باید نخبگان این جامعه زودتر از دیگران ضرورت کار جمعی با اهداف جمعی را درک کرده باشند و در عمل به مقتضیات آن توجه کرده باشند.
بزرگترین مانع کارجمعی تفرد در امیال و درخواستها و بی توجه بودن به این نکته است که هیچکس بی کمک دیگران به آنچه مشتاق است برسد نخواهد رسید.
یعنی یک جمع وقتی با هم نیستند هرکدام به عنوان یک مانع در برابر حرکت محسوب می شوند و وقتی با همند یک اهرم کمک !
و مشخص است که فرق معامله چقدر خواهد بود.
در همین حرکت تفکر نقادانه ، گرچه ظاهر است که اهدافی جمعی دارد اما روح جمعی حتی برای پیشبرد کار حس نمی شود .
و مشخص است نهایت کار ملتی که چنین بی اعتنا به اهداف جمعی نظر می کنند چه خواهد بود.
جمعیت سرهای بی کلاه.
📙📙📙📙📙



تفکر نقادانه در یک نگاه



📕📕📕📕📕
Forwarded from Deleted Account
[ارسال از کانال روانشناسی ومشاوره زندگی]
#یک_دقیقه_مطالعه

جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی عروس دریایی بنام "مدوز" و انواع حلزون های دریایی است. هر از گاهی این عروس دریایی حلزونهای کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد. اما پوسته سخت حلزون از او محافظت می کند و مانع هضم آن می شود. حلزون به دیواره مجرای هاضمه ی عروس دریایی می چسبد و آرام آرام شروع به خوردن عروس دریایی از درون به بیرون می کند. زمانی که حلزون به رشد کامل خود می رسد، دیگر خبری از عروس دریایی نیست، چون حلزون به تدریج آن را از درون خورده است.

بعضی از ما همانند عروس دریایی هستیم که حلزون درونمان، ما را آرام آرام از درون می خورد.
حلزون درون ما می تواند: "عصبانيت، دلواپسی، فکر و خیال بیهوده، غرور، حسادت، افسردگی، خشم، نگرانی، طمع، حرص و زیاده خواهی" و... باشد. این حلزونها آرام آرام در وجود ما رشد می کنند و با دندانهای خود، وجود ما را می جوند آرامتر از آنچه که فکر می کنیم... حال زمان آن است که به خود بیاییم و متوجه شویم چه اتفاقی در درونمان رخ داده است. کمی بیشتر برای شناخت درون خود وقت بگذاریم.

رابرت_استرنبرگ
Forwarded from Hosein
با سلام و عرض وقت به خیر

جناب کاردان

به وضوح اشعار داشتید که متن از شما نیست.

اما برای اینکه سوالم را مطرح کنم ابتدا موظفم بپرسم که این متن برای شما قابل دفاع هست یا نه؟

اما شاید برای شما این سؤال پیش بیاید که چرا من اینقدر سؤال میکنم؟

چون بنده به دنبال تمرین دیالوگ هستم و تفکر نقادانه

یعنی فکر میکنم که این یک نقص عمومی در همه ی ماهاست و بسی خوشحال می شوم که از مخاطبم بیاموزم.

بنده نشخوار کردن افکار دیگران را شایسته ی خود نمی دانم و در طول زندگی همیشه و هر روز سعی کرده ام که چیزی بر خود بیفزایم.
برای همین باید سوالاتم را بپرسم و به ابهام هایم پاسخ یابم.

اگر از کسی سوالی بپرسم نشان از جدی گرفتن ایشان و پیام ارسالی هست.

با سپاس

🌺🙏🌺
😢😢😢😢😢😢😢




کس نخارد پشت من



جز ناخن انگشت من!



🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆


اولین پیشفرضی که ما و مردم ما برای حل مشکلات جمعی خود باید اصلاح کنند

این است که:

باید به این اصل ایمان بیاوریم که:

اگر مشکلات مال من است کسی جز من آن را حل نخواهد کرد!


این پیشفرض در تعارض با پیشفرضهایی چند است که هر یک به گونه ای در بخشی از آحاد جامعه من نفوذ دارد.


الف- قول به تقدیر و جباریت الاهی

تفسیر بخش بزرگی از مسلمانان از جباریت و قدرت لایتناهی خداوند اینگونه است که آن را به افعال تمامی انسانها سرایت می دهند و ازینرو تمام اتفاقات را به خواست خدا نسبت می دهند.

با این وصف اگر امروز ما در وضعیت اسفبار اقتصادی هستیم این خواست خداست .
لازمه ی این نوع باور را هم رضای به قضای الاهی می دانند و راه و روش مومنانه را در عدم اعتراض یا حتی در عدم تلاش برای تغییر آن

این نوع تفکر را در اوایل ظهور اسلام معاویه به شدت ترویج می کرد و خلافت خود را نشان خواست خدا می دانست.

پادشاهان ایران هم از این فرضیه سود فراوان برده اند و واقعا در درون خود مطمئن بودند که این مملکت ملک طلق آنان است و هر کاری با ملک خود بکنند رواست.
همین نوع نگرش را هم توسط روحانیان بر اعماق ذهن مردم کاشته بودند و مردم حق هیچ تلاشی را برای تغییر اوضاع برای خود قائل نبودند و به نظر بنده به همین علت است که همچنان فرهنگ نق زنی و شکایت در بین ملت ما مرسوم است . گویی آنها تنها حقی که در مورد اوضاع جاری برای خود قائلند شکایت بی ضرر یعنی نق زنی است.

ب- قول به جبر تاریخ هم از همین مقوله است و بن بست ساز و مایه ی صبر و سکونت مردم و انتظار

و برداشت عده کثیری از انتظار فرج هم بر این رویه و سویه است.

ج - برداشت نادرست از حکومتداری مدرن مبنی بر این که وظیفه ی اداره جامعه صرفا به عهده مدیرانی است که بر سر قدرت هستند ( یعنی نظام) از افکاری است که موجب رخوت و بی تحرکی عامه می شود.

علل ذهنی و روانی دیگری نیز در این امر دخیلند از جمله حس منفعت طلبی حریصانه

اینکه منتظر بمانیم دیگران مشکل را حل کنند و ما فقط بر سر سفره ی غنایم بنشینیم.

✍️ م. ناجی
Forwarded from Seyedi
سلام و سپاس جناب آقای ناجی عزیز
با تایید آنچه نگاشته و فرستاده اید، پرسش شگفت و مهم این است که این جبرگرایی و ... در دیگر ادیان و ملت ها هم بود. اما چرا آنان خود را از زنجیر جبرگرایی فلسفی و تاریخی و مذهبی رهانیدند و ما نه؟ فراوان عوامل اثر گذار در این عقب ماندگی مزمن و کهنه شده، نقش آفرین اند.
Forwarded from Hosein
سلام
بله، منتظر منجی نشستن کاری عبث و بیهوده است.
نهایت تلاش برای پیشبرد اهداف باید از سوی تک تک افراد جامعه صورت گیرد.
اما آیا همین امر باعث رخوت و بی‌مسئولیتی حاکمیت نمی‌شود؟
اموری که وظیفه‌ی ذاتی دولت و حاکمیت است، اگر به درستی انجام ندهد، چرا باید بارش به دوش مردم بیفتد؟
از دوست گرامی جناب چمنی
Forwarded from Hosein
با سلام

واکنش در کل دو گونه می تواند باشد:

واکنش انفعالی
واکنش فعال

واکنش انفعالی واکنشی است مشترک بین غیرجانداران و برخی از افعال جانداران

این نوع واکنش واکنشی است که تمام عوامل دخیل در آن ، بیرونی و محیطی است.

مثل فریادی غیر ارادی که وقتی آب داغ بر دست و روی کسی می ریزد.
و مثل جوشیدن آب در مجاورت آتش

واکنش فعال واکنشی است که یکی از عوامل دخیل در آن تدبیر شخص عامل مرید و صاحب اختیار باشد.
مثل حرکت دست ما وقتی که شیئی به سوی ما پرتاب می شود و ما برای دفع خطرآن اقدام می کنیم.

واکنشهای انفعالی را نمی توان به عنوان سیاست شخص عامل تلقی کرد ازینرو به باور من ، این تغییرات در دیه و برابر کردن دیه مرد و زن را نمی توان به عنوان تغییری در سیاست نظام تلقی کرد بلکه فقط واکنشی مجبورانه و انفعالی در برابر فشارهای اجتماعی و سیاسی است که از داخل و خارج بر نظام اعمال می شود.

🌺🙏🌺
خرد سنجشگر
😢😢😢😢😢😢😢 کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من! 🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆 اولین پیشفرضی که ما و مردم ما برای حل مشکلات جمعی خود باید اصلاح کنند این است که: باید به این اصل ایمان بیاوریم که: اگر مشکلات مال من است کسی جز من آن را حل نخواهد کرد! این پیشفرض در تعارض…
[In reply to M.Hosein Naji]
سلام. ضمن تایید نوشته شما

آگاهی معمولا منجر به دانایی شده،
دانایی منجر به مسئولیت پذیری،
مسئولیت پذیری منجر به ضرورت اقدام یعنی باید کاری کرد.
اینجاست که جهل خودخواسته اتفاق میفته و فرد ترجیح میده بشینه و نگاه کنه تا اینکه خودش رو از تنبلی فکری رها کنه و این همان تحقق هدف حکومت اسلامی است.


☀️☀️☀️☀️☀️☀️

[In reply to علی]
با سلام

می توانم دلیل شما بر مقدمه دوم

یعنی اینکه:

دانایی بالضروره منجر به مسوولیت پذیری می شود

را یاد بگیرم؟

💎💎💎💎💎💎

وقتی فردی نسبت به موضوعی دانایی پیدا میکنه ، آگاهی ناشی از دانایی (به شرط مجهز بودن به عنصر شعور انسانی) اون فرد رو ملزم میکنه نسبت به اون پدیده ، خودش رو مورد سوال قرار بده ، و اینجاست که ضرور مسئولیت پذیری معنا پیدا میکنه.


☀️☀️☀️☀️☀️☀️

[In reply to علی]
اولا اینکه شما شرطی را بر گزاره بار کردید خود نشان این است که گزاره بدون آن شرط کلیت ندارد.

بنده هم با شما هم عقیده ام که آگاهی شرط لازم مسوولیت پذیری است و محل اختلاف بنده و شما در این است که آیا آگاهی شرط کافی هم هست یا نه

شما خود نیز با قید آن شرط نشان دادید که به شرط کافی بودن آن باور ندارید

💎💎💎💎💎💎

من لذت میبرم وقتی کسی مثل شما، موشکافانه حرفهای منو بررسی میکنه.
این عالیه👍
Forwarded from Tirdad
سلام جناب ناجی گرامی
جمله ای در این پست نوسته اید که

بنده نسخوار کردن افکار دیگران را شایسته ی خود نمیدانم

اما این کار مقدماتی دارد و یکی از آنها این است که بدون مصالح کافی نمبتوان چیزی ساخت و بدون استفاده از تفکر دیگران هم نمیتوان فکر جدیدی تولید کرد

هر چند که این امر که شما فرمودید کاری است کارستان که خودمان در کار تولید اندیشه باشیم

اما این را هم در نظر بگیرید که در این گروه همه ما در یک سطح نیستیم و همه توان نوشتن مانند شما را نداریم یا نمی وانیم درونیاتمان را مثل شما به نگارش درآوریم


مثلا خودم را مثال میزنم از بس تمرین نوشتن نکرده ام برایم بسیار مشکل است که اندیشه ام را به صورتی نظام مند بنویسم

من معتقدم تا مدتی باید نوشته های دیگران را بخوانیم و با استفاده از اندیشه های دیگران و سپس حک و اصلاح آنها کم کم خودمان هم بتوانیم اندیشه ای تولید کنیم بدون گذر از این مرحله تولید اندیشه و استفاده از نظر دیگران شاید نتوانیم به این مرحله ای م که سما میفرمایید برسیم

با سپاس
Forwarded from Hosein
با سلام و صبح به خیر و خیرمقدم دوباره


دوست گرامی جناب اکبری

در اینکه تفکر نیازمند مصالح و مواد اولیه است شکی نیست.
درست به همین دلیل است که ما در اوان کودکی ذهن چندان فعالی نداریم.

اما به نظر می رسد شما از یک چیز غافلید:
تفکر تند

هیچکس فارغ از تفکر نیست. هر تصمیمی و هر انتخابی حاصل یک فرآیند تفکر است.

اما نکته مهم این است که تفکر مستلزم آگاهی به تفکر نیست.
یعنی همه انسانها فکر میکنند بی آنکه بدانند فکر میکنند.

و از میان آنها انسانهایی که مهارت تفکر متاملانه( تامل) را آموخته اند می توانند تفکرات خود را مشاهده کنند و حتی به داوری بنشانند.

اولین گام تمرین روزمره تامل است و هرچه پیشتر رویم توان کنترل افکارمان بیشتر خواهد شد
📕📕چگونه بحث کنیم📕📕(6)


🧿 -محتوای بحث

گفتیم که بحث در واقع تبادل معرفت است. یعنی دو یا چند انسان با هدف اینکه از هم چیزی یاد بگیرند!!!
لطفا به این عبارت دقت کنید
 با هدف اینکه از هم چیزی یاد بگیرند و نه اینکه به هم چیزی یاد بدهند!

صد متاسفانه فراوانی مواجهه انسانها با داده های اطلاعاتی یک اشباع و سیری کاذب در همه ما ایجاد کرده است که معمولا همه فکر می کنند زیاد می دانند و همین تصور غلط از خود، ماها را به هوس یاد دادن می اندازد و دغدغه ندانستن در ما کم می شود یا گم می شود و دیده نمی شود.

❇️ آن چیزهایی که در رادیو تلویزیون، در روزنامه ها و مجلات و در شبکه های اجتماعی در اینترنت به صورت گسترده در راه همه ریخته شده است همه به عنوان علم و دانسته تلقی شده و همه را به حساب دانسته های خود می گذاریم و این حس در ما ایجاد می شود که ما برای ادامه ی زندگانی بر طبق دانسته های خود به حد کافی معلومات داریم!

و این اول گمراهی است و سوء تفاهم.

می گویید نه؟

کافی است که هر موردی که منکرید یک سوال چرا فکر می کنی این درست است؟

یا از کجا فهمیدی این گزاره قابل اعتماد است؟

و این سوال را تا رسیدن به نقطه ای قابل اتکا ادامه دهید.

اگر به نقطه ای رسیدید که دیگر زیرپایتان را محکم و سخت و تزلزل ناپذیر یافتید به شما تبریک می گویم شما انسان مستقیم القامه ای هستید که روی پای خودتان ایستاده اید.

بله، صحبت بر سر این بود که بحث با هدف یادگیری متقابل تحقق می یابد و نه یاددهی متقابل

❇️ مطمئن باشید که وقتی هدف ، یاددهی متقابل باشید هیچ طرف چیزی یاد نخواهد گرفت و بحث صرفا تنازع حس قدرت طلبی و چیرگی در انسانهاست و نوعی آزمایش قدرت .

البته این قاعده شامل خود من نیز می شود.

و اگر از من می شنوید هرچه زودتر به بحث خاتمه دهید اثرات تخریبی اش و ویرانی اش کمتر است.

وقتی دو طرف به قصد اینکه چیزی از هم یاد بگیرند با هم گفتگو کنند این نوع ورود به بحث محدودیت هایی برای آنچه در بحث رد و بدل می شود، ایجاد می شود.
یعنی قصد اولیه ، خود به عنوان فیلتری عمل می کند که طرفین را از ذکر برخی گفتارها منع میکند.

❇️ چه چیزهایی در بحث نمی توان گفت؟

- صرف ادعا یا ادعای بی دلیل:

ذکر ادعاهای بی دلیل الا در شرایط خاص مغایر هدف بحث است.

قبلا اشاره کردیم که از نظر انسان مدرن ادعاها از گویندۀ خود اعتبار نمی گیرند

مگر اینکه قراین خاصی حاکی از این باشد که بیان این جمله از طرف این شخص ادعای صرف نیست.

🔆 مثلا اگر منجم شهیری در جریان یک گفتگو بگوید که غیر از ماه ، قمرهای کوچکی هم به دور زمین می گردند که با چشم غیرمسلح دیده نمی شوند.

به دلیل تخصص این فرد نمی توان به صرف اینکه این گزاره بدون دلیل ذکر شده است آن را ادعای صرف نامیده شود، چون لااقل این احتمال چندان ضعیف نیست که این فرد شواهدی بر این سخن خود داشته باشد که به وقتش می تواند عرضه کند.

- نقل اخبار غیرموثق:

از یک نکته روانشناسانه هرگز نباید غافل بود. اینکه نقل یک خبر معلوم الکذب هم به قوت گرفتن صدق آن یاری می کند.

شما وقتی خبری را که می دانید به یقین نادرست است و با ذکر نادرستی آن نقل می کنید در واقع ناخواسته گامی برداشته اید در جهت پخش آن و حرکت آن خبر به سوی تصدیق و گواهی گرفتن از دیگران.

امروزه مافیای رسانه و دستهای مسلط بر خبرگزاریها از این شگرد برای تثبیت دروغهای خود به نام خبر استفاده می کنند.

اگر شک دارید بعد از این کمی با دقت اخبار را پیگیری کنید.

ابتدا به نقل از یک منبع ناشناس خبری را عنوان می کنند.

لازم به ذکر نیست که منبع ناشناس عبارت دیگری برای خبر غیرموثق است!!

این خبر در نقل قول های بعدی توسط منابع دیگر کم کم به سمتی می رود که منبع ناشناس از اول گزارش حذف می شود و کم کم به صورت خبری که اکثر مردم یا لااقل رسانه ها آن را مقبول جلوه می دهند دست به دست می گردد و مدتی بعد پایه ای برای تحلیل ها و داوریها می گردد.
ازین رو نقل اخبار غیرموثق کمکی است برای اینکه دروغ لباس حقیقت بپوشد.

✍️ م.ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔘خلاصه ای از روشی که در کتاب تفکر نقادانه ، پرسیدن سوالهای به جا پیگیری شده است

🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸

هنگامی که کسی استدلال‌هایی را مطرح می‌کند که باورهای ما را تهدید می‌کند باید بتوانیم احساساتمان را به پس برانیم و فقط به استدلال‌های او گوش بدهیم، به‌این‌معنا که، بپذیریم، اگر مخالفتی هست، حمله به خود ما نیست، تنها باورهای ماست که نقد می‌شود.

نکته‌ی مهم دیگر این است که پیش از نقد کردن از خودتان بپرسید این مسئله ارزش نقد کردن دارد یا ندارد؟ برای‌نمونه، انرژی خود را صرف این کنیم که آیا بیشتر مدیران از رنگ آبی خوششان می‌آید یا نه؟ کاری بیهوده است.

تقسیم‌بندی دیگری در تفکر نقادانه وجود دارد و آن تفکر حداقلی و حداکثری است. تفکر حداقلی دفاع از عقاید پیشین است، حال آنکه تفکر حداکثری برای ارزیابی و تجدید نظر در آنها است.

فهرستی از پرسش‌های به‌جا و مناسب عبارت‌اند از:

۱- مسئله چیست و نتیجه کدام است؟

۲- دلایل استدلال کدام‌اند؟

۳- کدام واژه‌ها یا عبارت‌ها مبهم هستند؟

۴- تضادهای ارزشی و فرض‌های ارزشی کدام‌اند؟

۵- فرض‌های توصیفی کدام‌اند؟

۶- آیا مغالطه‌ای در کار است؟

۷- شواهد چقدر محکم‌اند؟

۸- آیا علت‌ها‌ی بدیل در کار نیستند؟

۹- آیا آمارهای عرضه شده فریب‌دهنده نیست؟

۱۰ چه اطلاعات مهمی بیان نشده است؟

۱۱- چه مدعاهای معقول دیگری می‌توان مطرح کرد؟

اگر بخواهیم درباره‌ مسئله و نتیجه یا مدعای یک متن پرسش کنیم نخست باید بدانیم مسئله یا مدعا چیست؟ پیدا کردن مسئله نیاز به تمرین دارد. تمرین بسیار!
مسئله، پرسش یا اختلاف نظری است که باعث گفت‌وگو می‌شود و محرک گفت‌وگو است. دو نوع مسئله داریم.
💠 مسائل توصیفی: که درباره‌ی صحت و سقم توصیف‌های ما از گذشته، حال و آینده پرسش مطرح می‌کند: علت فشار خون بالا چیست؟
💠مسائل تجویزی یا توصیه ای :شبیه اینکه جهان چگونه باید باشد؟ آیا مجازات اعدام باید باشد؟ مسائل اخلاقی از این دست است.
پیدا کردن مسئله در هر متنی اولین گام است. گاهی نویسنده خود، آشکارا بیانش کرده است، گاهی می‌توان از سوابق نویسنده واکنش او را به موضوعی خاص متوجه شد. اگر پرسشی را که کل نوشته یا سخنرانی به آن می‌پردازد را پیدا کردید و توانستید پیوند آن پرسش و متن نوشتاری یا گفتاری را نشان دهید، مسئله را یافته‌اید.
مدعا یا نتیجه، پیامی است که گوینده یا نویسنده می‌خواهد شما آن را بپذیرید.

برای پیدا کردن مدعا می‌توانیم دو پرسش از خودمان بپرسیم، هر پاسخی به این پرسش‌ها داده شود مدعا یا نتیجه است:
❇️ نویسنده یا گوینده چه چیزی را می‌خواهد ثابت کند؟
❇️ لب کلام نویسنده یا گوینده چیست؟
ساختار برهان «این به آن دلیل» است.
مدعا باید پشتوانه داشته باشد نمی‌شود گفت این به آن دلیل بدون پشتوانه! در این صورت تنها یک نظر ساده است.
درک کردن اینکه مدعا چیست گامی اساسی به‌سوی خواندن و درک کردن نقادانه است.

وقتی مدعا را پیدا کردید از آن به‌عنوان کانون ارزیابی استفاده کنید،
چون مدعا همان است که نویسنده می‌خواهد شما آن را بپذیرید.
🌴سرنخ‌هایی برای یافتن مدعا:
در نتیجه، بنابراین، دال بر این است که، پس نتیجه می‌شود که، نشان می‌دهد که، معلوم می‌کند که، حاکی از این است که، ازاین‌رو، نتیجه می‌گیریم که، مطلبی که می‌خواهم ثابت کنم این است که، احتمالش خیلی زیاد است که، ثابت می‌کند که، حقیقت امر این است که و...واژگانی شبیه اینها.
توجه داشته باشید که مثال‌ها، آمارها، تمرین‌ها، سوابق تحصیلی و شغلی نویسنده، شواهد و قرائن مدعا نیستند.
📕حال باید ببینیم دلایل استدلال کدام‌اند؟
🖍 دلایل عبارت‌اند از توضیح و توجیه‌هایی که به ما می‌گویند چرا باید درستی مدعا را بپذیریم.
اگر شما از دلایل پرسیدید و او گفت چون من این طور فکر می‌کنم، این فقط تکرار مدعا است.
📍اولین پرسشی که برای پیدا کردن دلیل می‌پرسید با چرا؟ شروع می‌شود. چرا نویسنده یا گوینده این مدعا را قبول دارد؟
📒 واژه‌هایی که دلایل را مشخص می‌کنند بدین قراراند:
به علت اینکه، به خاطر اینکه، به این دلیل که، به این سبب که، مبتنی بر این است که و ... واژه‌هایی از این دست.
🔗 اگر از کسی دلیل خواستید و او آشفته و حیرت‌زده و عصبانی شد، رفتارش احتمالا ناشی از تفکر نقادانه‌ی حداقلی است. به این‌معنا که دلبستگی به باورهای قبلی مانع از گوش کردن و یاد گرفتن می‌شود.
گفتیم که تشخیص مدعا یا نتیجه، گامی اساسی است
✂️ اما پس از آن باید معنی دقیق اجزا استدلال را بررسی کنیم. درواقع، باید از خود بپرسیم کدام واژه‌ها یا عبارت‌ها مبهم هستند؟
📐 اینجاست که پای ریزه‌کاری‌های زبان به میان می‌آید. به این معنا که باید معنی دقیق واژه‌ها و عبارات کلیدی را بفهمیم تا اگر موضع خاصی در برابر نظر می‌گیریم مطمئن باشیم باور نویسنده یا گوینده را متوجه شده‌ایم.