خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
491 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
Forwarded from Hosein
اصل حمل بر احسن از نگاه جناب مصطفی ملکیان

☀️💧☀️💧☀️💧☀️💧☀️💧☀️💧☀️💧

گزارش ایکنا از خراسان رضوی،

مصطفی ملکیان، این پژوهشگر و استاد حوزه اخلاق، شامگاه گذشته، ۲۸ فروردین ماه، در دوره دوم درس گفتارهای اخلاق کاربردی تحت عنوان «اخلاق کفت و گو» که در مجتمع ساپکو مشهد برگزار شد،

«اصل چریتی» در دین مسیحیت به معنای محبت، عشق است. عشقی که انسان به خدا دارد که همچنین به معنای هرگونه صدقه و امر خیریه است که انسان برای خدا انجام می‌دهد اما با گذشت زمان این موضوع تطورات معنایی پیدا کرد، اما در فلسفه زبان «اصل چریتی» به «اصل حمل به احسن» تلقی می‌شود. این اصل به این معناست که اگر سخنی گفته می‌شود، در رتبه اول به بهترین معنایی که می‌توان، آن را حمل کرد.

وی تصریح کرد: در ادامه اگر مشاهده شد با پس و پیش کردن سخن، معنای نخست نمی‌تواند مراد ما باشد، به معنای دوم و چندم حمل شود که عقلانیت کمتری نسبت به معنای نخست دارد. پیش فرض «اصل چریتی» این است که مخاطب ما از عقلانیت برخوردار است و به همین دلیل سخن یاوه، بی‌معنا و بی منطق نمی‌گوید. بنابراین همیشه طرف مقابل باید در اوج عقلانیت فرض و تصور شود با یک انسان کاملا خردمند سروکار داریم و سنجیده و پخته سخن می‌گوید.

ملکیان خاطرنشان کرد: از آنجا که انتظار داریم هرکسی ما را عاقل فرض کند، بنابراین ما نیز باید هرکسی را عاقل فرض کنیم که این امر مصداقی از مصادیق قاعده زرین در اخلاق است. اصل حمل به احسن در کردار نیز وارد و به این معنا است که در کردار نیز آدمی اگر بخواهد اخلاقی انجام دهد، در گام نخست باید این تلقی وجود داشته باشد که این کار را برای خیر، شفقت، عشقی که به فرد دارد انجام شده است. در ادامه اگر فعل دیگری از شخص صادر شد که با خیرخواهی ما برای فرد ناسازگار بود، باید به معنای بعدی وارد شویم.

این پژوهشگر حوزه اخلاق با بیان اینکه انتظاری که از مخاطب خود داریم این است که سخن ما را به بهترین، پذیرفته‎ترین و دلپذیرترین معنا تفسیر کند، اما سخنان خود را بی‌وجه تفسیر می‎کنیم، افزود: به این معنا که مغالطه‌ای را مرتکب می‌شویم که در منطق تحت عنوان مغالطه «پهلوان پنبه» نامیده می‌شود. این مغالطه به این معناست که «سخن قوی را از مخاطب خود ضعیف کن، بنیه و صلابت سخن را بکاه» و در این صورت است که سخن رقیق شده، به راحتی قابل رد کردن و این موضوع بر خلاف اصل حمل بر احسن است. انسان اخلاقی، انسانی است که هر نوشته و گفته را حتی از دشمن خود نیز که می‌تواند معنای موجهی داشته باشد، بپذیرد.

وی افزود: به عنوان مثال «الله نور السماوات و الارض» است، این مورد را می‎توان بسیار دست کم گرفت که اگر خداوند نور آسمان‌ها و زمین است، اولا غیر از آسمان‌ها و زمین است، چرا که نور یک چیز غیر از خود آن چیز و اگر نور است، نهایت نور، انرژی است و بنابراین خداوند هم چیزی از سنخ ماده را شامل می‌شود. وقتی این سخن گفته شود، عقلانیت گوینده سخن بسیار کم فرض شده است.

ملکیان خاطرنشان کرد: بنابراین وقتی عنوان می‌شود خداوند نور آسمان‌ها و زمین است شاید مراد از نور واقعا نور لامپ‌ها نیست و باید معنای دیگری را فرض کنیم که این عیب به آن وارد نباشد که آسمان‌ها و زمین خدا نیستند و خداوند تنها نور آسمان‌ها و زمین است. این ایراد نیز به آن وارد نباشد که نور انرژی است. بنابراین خداوند هم یک انرژی است و اگر می‌توان معنای بهتری پیدا کرد، باید معنای دومی را تصور کنیم. نخست آن معنا به جمله نسبت داده شود، مگر آنکه قبل و بعد از جمله جملاتی دیگر آورده شود که مشخص شود منظور گوینده وقتی می‎گوید خداوند نور آسمان‎ها و زمین است چیست. در اینجا در عین اینکه می‎خواهیم قواعد زبان را رعایت کنیم اما می‎خواهیم بهترین معنا را نیز به سخن گوینده نسبت دهیم.
Forwarded from Hosein
Forwarded from Hosein
دیالوگ


نه نبرد اندیشه ورزان است


نه نبرد اندیشه ها


دیالوگ تعامل اندیشه ها و اندیشه ورزان است

برای اصلاح و تکامل
Forwarded from Hosein
دیالوگ به معنای نوین آن بر این مبناست که من میدانم شما نظری خاص در این موضوع دارید و نظرتان برای من محترم است اما برای قبول نظر شما نیازمند دلیلی هستم که بتوانم آن را بپذیرم.

لطفا در این مورد مرا یاری کنید و دلایل خود را بر من عرضه کنید شاید بتوانم بپذیرم.
Forwarded from Hosein
Forwarded from Hosein
📕 تفکر تند و تفکر کند 📕


می دونید دو دو تا چندتا؟

یا

پنج پنج تا؟

یا هشت یازده تا؟

احتمالا به سرعت پاسخ درست را بر زبان می آورید.

اما حالا

12*21=

ممکنه بعضی با همان سرعت قبلی پاسخ دهند و برخی نه


اما در مورد این مثال نظرتان چیست؟

8759*426839.458=

در بین ما آدمهای معمولی کمتر کسی می تواند پاسخ درستش را فی الفور بگوید.

باید تأمل کند، محاسبه کند یا از ماشین حساب استفاده کند.

این دو نوع متفاوت از تفکر است.

انسانها بر اثر تمرین و تدریب و ممارست می توانند قوای ذهنی خود را تقویت کنند به طوری که برخی محاسبات را به سرعت در پس زمینه ی ذهن و در ناخودآگاه انجام داده و به سرعت واکنش نشان دهند.

برخوردهای روزمره ما مملو است از این نوع تفکر

اما همه ی آنها مثل مسائل ریاضی نیستند که درست یا غلط بودن این محاسبات به سادگی قابل اثبات یا نمایش باشد و برای همین ما، اکثر ما وبلکه همه ی ما از محاسبات خود مطمئنیم و از تصمیمات و داوریهای خود به شدت دفاع می کنیم.

اما آیا می توانیم درستی داوری های خودمان را به خودمان یا به دیگران ثابت کنیم؟

تفکر نقادانه برای این منظور طراحی شده است.
برای ارزیابی نتایج حاصل از تفکر تند

✍️م. ناجی

🌺🙏🌺
معنای غالبی باب تفاعل در زبان عربی، مشارکت دو طرف در یک کار است.
تضارب آرا



بارها و بارها این اصطلاح و عبارت به گوشمان خورده است.

مراد از آن دقیقا چیست؟

چه منافعی بر آن مترتب است؟

جایگاهش در روابط اجتماعی ما انسانها کجاست؟

💠 تضارب از مادۀ ضرب است در باب تفاعل.

💠 معنای غالبی باب تفاعل ؛ یعنی معنایی که در اکثر موارد بدان منظور به کار برده می شود، رساندن اشتراک عمل و اقدام متقابل در عمل مورد افادۀ مادۀ فعل.

🔅مثلا اگر مادۀ عون به معنای یاری است، تعاون معنای همیاری خواهد داد یعنی به همدیگر کمک کردن، یا کمک کردن متقابل

🔅یا اگر لقاء به معنای دیدار باشد تلاقی یعنی به هم رسیدن، یعنی لقای متقابل

🔅از همینروست تضارب

معنای اصلی ضرب زدن است ازینرو معنای تضارب زدن متقابل خواهد بود.

آراء هم جمع رأی است به معنای نقطه نظر، باوری که یک فرد در مورد خاصی دارد.

رآی شما چیست یکی از معنانی اش این است که نظر شما چیست.

💠 ازینرو با کمک گرفتن از معانی لغوی تضارب و آراء می توان معنای این عبارت را حدس زد:

تضارب آراء یعنی به هم زدن نظریات خویش در زمینه ی خاصی به همدیگر

🔅یعنی مطرح کردن متقابل نظرها و دیدگاههای خود در بارۀ مساله یا موضوعی خاص.

☑️ آنچه از بحث کردن و گفتگوی سازنده در ذهن اکثر مردم تداعی می شود همین تضارب آراء می باشد.

🔴 وقتی می گوییم که بیایید در مورد نقش تحریمها در باره ی آینده ی اقتصادی ایران سخن بگوییم آنچه اکثر ماها از این عبارت می فهمیم این است که بیایید نظرات خود را در این مورد به هم بگوییم و اگر معنایی فراتر از این هم به ذهنها خطور کند این است که علاوه بر بیان نظر خود، اگر مطلبی در رد نظر یکی دیگر داشتیم آن را هم اظهار کنیم.

🔵 اگر به بحثهایی که در این چند مدت در گروه ما هم اتفاق افتاده نظر کنیم، می توانیم بگوییم که آنچه رخ داده است چیزی غیر از تضارب آراء به این معنا نیست.

⁉️ اما آیا گونه ای دیگر از مکالمه سازنده قابل تصور است یا نه؟

اگر دوستان در این مورد مرا یاری کنند ممنون خواهم شد.

✍️ م.ناجی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔆
خدمه کشتی تحقیقاتی اسکاتلند موفق به کشف آبشار بی نظیری از ابر شدند که از آسمان به دریای مدیترانه سرازیر می شد !👌
🔆

یک مورد تمرین مناسب برای تفکیک بین فکت و تفسیر

از این گزارش تصویری چه نتیجه ای می توان گرفت؟

بر این اساس مطلب انضمامی را تحلیل و ارزیابی کنید.


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
مجموعه تلاوتهای بسیار زیبای مرحوم استاد سعید مسلم
سعید مسلم
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤


تقدیم به ارواح شهدا و روح تازه کوچیدۀ پدرم



🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖤🖤🖤🖤🖤🖤

تلاوت الرحمن توسط استاد شجریان در سوگ پدر

تقدیم به ارواح شهدا و روح تازه کوچیده ی پدرم

🖤🖤🖤🖤🖤🖤
«کسی نمی‌تواند نحوهٔ خرد ورزیدن در تنهایی را یاد بگیرد؛ خردوَرزی، از دلِ ارتباط و رویاروی شدن با انسانهای دیگر پدید می‌آید: خردورزی به تمامی و از بنیاد، نوعی گفت‌وگو است. ...
«گفت‌وگو کردن» مثلِ گوش دادن به سخنرانیها یا شنیدن فرمانهای نظامی نیست. آدم فقط می‌تواند با آدمی برابر گفت‌وگو کند، و مهم‌تر آنکه بخصوص فقط می‌تواند با آدمی برابر مباحثه کند. به این دلیل است که خردورزیِ فلسفی در یونان، همان زمان ولادت یافت که نهادهای سیاسی دموکراسی استقرار یافتند.»

پرسش_های زندگی /فرناندو_سوتر


بیاییم در این گروه خرد و اندیشه خود را بر ترازوی داوری خویش بنشانیم.

بر باورهای خود، دلایل خود را اقامه کنیم و اجازه دهیم با چاقوی جراحی نقد مواجه شوند، و تا می توانیم با روشهای منطقی در مقابل نقدها پاسخگو باشیم تا جایی که یا مخاطب به ضعف نقدش پی برد یا ما به خطایی در دلایل و بالنتیجه در باور خود

🌺🙏🌺
Forwarded from خرد سنجشگر
📕کار جمعی در این دیار بسیار سخت است اگر نه ناممکن.
سختی کار در این است که جامعه مدنی نوبنیاد ما تا آن حد از تجربه کار جمعی ندارد که فواید آن را با گوشت و پوست و استخوان درک کرده باشد.
میتوان گفت که مدنیت نوین با ظهور جنبش مشروطه خواهی در ایران نضج گرفت.
اما در آن زمان جامعه ایران جامعه ای بود که زیر نفوذ دول خارجی زندگی میکرد . شاهان عادتا بی عرضه و غیرملی قاجار مملکت را ملک طلق خود می دانستند و برای گذران عیش و معیشت خود هر از گاه بخشی از ثروت ملی را به دولتی می فروختند و گذران زندگی می کردند.
ازینرو تا حد زیادی دست دول خارجی در بالاترین مناصب حکومتی هم باز بود تا جایی که بعدها معلوم شد که وزیر خارجه محمدعلی شاه رسما کارمند دولت پادشاهی انگلیس بوده است و بیست و پنج سال از آنها حقوق می گرفته است.
در این میان مشخص است که یک نهضت ملی هم چقدر می تواند مصون از نفوذ این دول و بی تاثیر از خواستهای آنها به وجود اید و ادامه مسیر دهد.
اما خلاصه کنم که هرچه باشد باید نخبگان این جامعه زودتر از دیگران ضرورت کار جمعی با اهداف جمعی را درک کرده باشند و در عمل به مقتضیات آن توجه کرده باشند.
بزرگترین مانع کارجمعی تفرد در امیال و درخواستها و بی توجه بودن به این نکته است که هیچکس بی کمک دیگران به آنچه مشتاق است برسد نخواهد رسید.
یعنی یک جمع وقتی با هم نیستند هرکدام به عنوان یک مانع در برابر حرکت محسوب می شوند و وقتی با همند یک اهرم کمک !
و مشخص است که فرق معامله چقدر خواهد بود.
در همین حرکت تفکر نقادانه ، گرچه ظاهر است که اهدافی جمعی دارد اما روح جمعی حتی برای پیشبرد کار حس نمی شود .
و مشخص است نهایت کار ملتی که چنین بی اعتنا به اهداف جمعی نظر می کنند چه خواهد بود.
جمعیت سرهای بی کلاه.
📙📙📙📙📙



تفکر نقادانه در یک نگاه



📕📕📕📕📕
Forwarded from Deleted Account
[ارسال از کانال روانشناسی ومشاوره زندگی]
#یک_دقیقه_مطالعه

جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی عروس دریایی بنام "مدوز" و انواع حلزون های دریایی است. هر از گاهی این عروس دریایی حلزونهای کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد. اما پوسته سخت حلزون از او محافظت می کند و مانع هضم آن می شود. حلزون به دیواره مجرای هاضمه ی عروس دریایی می چسبد و آرام آرام شروع به خوردن عروس دریایی از درون به بیرون می کند. زمانی که حلزون به رشد کامل خود می رسد، دیگر خبری از عروس دریایی نیست، چون حلزون به تدریج آن را از درون خورده است.

بعضی از ما همانند عروس دریایی هستیم که حلزون درونمان، ما را آرام آرام از درون می خورد.
حلزون درون ما می تواند: "عصبانيت، دلواپسی، فکر و خیال بیهوده، غرور، حسادت، افسردگی، خشم، نگرانی، طمع، حرص و زیاده خواهی" و... باشد. این حلزونها آرام آرام در وجود ما رشد می کنند و با دندانهای خود، وجود ما را می جوند آرامتر از آنچه که فکر می کنیم... حال زمان آن است که به خود بیاییم و متوجه شویم چه اتفاقی در درونمان رخ داده است. کمی بیشتر برای شناخت درون خود وقت بگذاریم.

رابرت_استرنبرگ
Forwarded from Hosein
با سلام و عرض وقت به خیر

جناب کاردان

به وضوح اشعار داشتید که متن از شما نیست.

اما برای اینکه سوالم را مطرح کنم ابتدا موظفم بپرسم که این متن برای شما قابل دفاع هست یا نه؟

اما شاید برای شما این سؤال پیش بیاید که چرا من اینقدر سؤال میکنم؟

چون بنده به دنبال تمرین دیالوگ هستم و تفکر نقادانه

یعنی فکر میکنم که این یک نقص عمومی در همه ی ماهاست و بسی خوشحال می شوم که از مخاطبم بیاموزم.

بنده نشخوار کردن افکار دیگران را شایسته ی خود نمی دانم و در طول زندگی همیشه و هر روز سعی کرده ام که چیزی بر خود بیفزایم.
برای همین باید سوالاتم را بپرسم و به ابهام هایم پاسخ یابم.

اگر از کسی سوالی بپرسم نشان از جدی گرفتن ایشان و پیام ارسالی هست.

با سپاس

🌺🙏🌺
😢😢😢😢😢😢😢




کس نخارد پشت من



جز ناخن انگشت من!



🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆


اولین پیشفرضی که ما و مردم ما برای حل مشکلات جمعی خود باید اصلاح کنند

این است که:

باید به این اصل ایمان بیاوریم که:

اگر مشکلات مال من است کسی جز من آن را حل نخواهد کرد!


این پیشفرض در تعارض با پیشفرضهایی چند است که هر یک به گونه ای در بخشی از آحاد جامعه من نفوذ دارد.


الف- قول به تقدیر و جباریت الاهی

تفسیر بخش بزرگی از مسلمانان از جباریت و قدرت لایتناهی خداوند اینگونه است که آن را به افعال تمامی انسانها سرایت می دهند و ازینرو تمام اتفاقات را به خواست خدا نسبت می دهند.

با این وصف اگر امروز ما در وضعیت اسفبار اقتصادی هستیم این خواست خداست .
لازمه ی این نوع باور را هم رضای به قضای الاهی می دانند و راه و روش مومنانه را در عدم اعتراض یا حتی در عدم تلاش برای تغییر آن

این نوع تفکر را در اوایل ظهور اسلام معاویه به شدت ترویج می کرد و خلافت خود را نشان خواست خدا می دانست.

پادشاهان ایران هم از این فرضیه سود فراوان برده اند و واقعا در درون خود مطمئن بودند که این مملکت ملک طلق آنان است و هر کاری با ملک خود بکنند رواست.
همین نوع نگرش را هم توسط روحانیان بر اعماق ذهن مردم کاشته بودند و مردم حق هیچ تلاشی را برای تغییر اوضاع برای خود قائل نبودند و به نظر بنده به همین علت است که همچنان فرهنگ نق زنی و شکایت در بین ملت ما مرسوم است . گویی آنها تنها حقی که در مورد اوضاع جاری برای خود قائلند شکایت بی ضرر یعنی نق زنی است.

ب- قول به جبر تاریخ هم از همین مقوله است و بن بست ساز و مایه ی صبر و سکونت مردم و انتظار

و برداشت عده کثیری از انتظار فرج هم بر این رویه و سویه است.

ج - برداشت نادرست از حکومتداری مدرن مبنی بر این که وظیفه ی اداره جامعه صرفا به عهده مدیرانی است که بر سر قدرت هستند ( یعنی نظام) از افکاری است که موجب رخوت و بی تحرکی عامه می شود.

علل ذهنی و روانی دیگری نیز در این امر دخیلند از جمله حس منفعت طلبی حریصانه

اینکه منتظر بمانیم دیگران مشکل را حل کنند و ما فقط بر سر سفره ی غنایم بنشینیم.

✍️ م. ناجی
Forwarded from Seyedi
سلام و سپاس جناب آقای ناجی عزیز
با تایید آنچه نگاشته و فرستاده اید، پرسش شگفت و مهم این است که این جبرگرایی و ... در دیگر ادیان و ملت ها هم بود. اما چرا آنان خود را از زنجیر جبرگرایی فلسفی و تاریخی و مذهبی رهانیدند و ما نه؟ فراوان عوامل اثر گذار در این عقب ماندگی مزمن و کهنه شده، نقش آفرین اند.
Forwarded from Hosein
سلام
بله، منتظر منجی نشستن کاری عبث و بیهوده است.
نهایت تلاش برای پیشبرد اهداف باید از سوی تک تک افراد جامعه صورت گیرد.
اما آیا همین امر باعث رخوت و بی‌مسئولیتی حاکمیت نمی‌شود؟
اموری که وظیفه‌ی ذاتی دولت و حاکمیت است، اگر به درستی انجام ندهد، چرا باید بارش به دوش مردم بیفتد؟
از دوست گرامی جناب چمنی