👁🗨 هفت گروهی که در شبکههای اجتماعی آرامشمان را بههممیزنند
💠 بخش ششم
✍️ رابرت گرین
🚹 ممکن است در هر بحث آنلاینی دربارۀ سیاست یا یک موضوع فرهنگی حساس شرکت کنیم و یا خبری شخصی را در حلقۀ دوستانمان پخش کنیم. ناگهان صدایی با نظر یا تصویری فتوشاپشده دخالت میکند که ظاهراً مخصوصاً برای غافلگیری و توهین به ما طراحی شده است. با احساس آزردگی از این مزاحمت و کاملاً عصبانی، غریزۀ طبیعیمان این است که بهنوعی جوابش را بدهیم: تشر بزنیم، خجالتش بدهیم و توهینهای خودمان را فریاد بزنیم.
🚹 فردی که اینجا با آن روبهرو هستیم یک ترول معمولی نیست، اما شاید مخربترین نوع در خانوادۀ ترولها باشد.
🚹 ترول پوچانگار شبیه به روحیهای است که در مردان بزرگسال مشخصی میبینیم، که در عمق وجودشان احساس حقارت و تشویش میکنند و برای جبرانش دنبال آسیبزدن به افراد و تخریب هر چیز ارزشمندی هستند. این شیوۀ آنهاست تا جلبتوجه کرده و احساس کنند بزرگتر هستند. این تنها شکل قدرتی است که میتوانند داشته باشند و از اینکه دیگران را کفری کنند و حتی باعث ایجاد تنفر در آنها بشوند، هیجان مفرطی کسب میکنند و در همین کار ماهر میشوند.
🚹 در زندگی واقعی، افراد بالغی که با نظرات و کارهایشان باعث این نوع آسیبهای احساسی میشوند، عموماً تاوان کارشان را بهطور واقعی و دردناکی میپردازند. پس باید بهاندازۀ کافی گستاخی و وقاحت داشت تا اینطور رفتار کرد، وقتی فرد میداند که این کار باعث چه خطراتی میشود. اما اجرای این مدل بازی بهشکل آنلاین هیچ جرئتی نمیخواهد. حتی فردی با خجالتیترین روحیه، با امنیت ناشی از ناشناسبودن، میتواند از برونریزی چنین تمایلات بچگانهای برای شورش و دریدگی لذت ببرد. و به همین دلیل، دنیای آنلاین مثل آهنربا این افراد پر از نفرت و سرکوبشده را به خود جذب میکند.
🚹 ترول پوچگرا شاید تظاهر کند در خدمت یک آرمان یا رهبر است، اما گولش را نخورید. دلایل و احتمالاً باورهای قوی آنها صرفاً راهی برای توجیه و تأمین سرپوشی برای رفتار آزاردهندهشان است. آنها دوست دارند بر روی افرادی تمرکز کنند که شاید آنها را زیادی جدی میگیرند یا دربارۀ مسائل مشخصی حساسیت نشان میدهند که هدفهای مستعد برای بلوای آنها به شمار میآیند. این مدل افراد با این احساس که بهشدت برتر از افرادی هستند که هدف قرار میدهند، خودشان را در مقابل هرگونه فشار همدلی یا احساس گناه آماده میکنند.
🚹 شاید ادعا کنند که این کار را برای «خنده و تفریح» انجام میدهند و افرادی که دلخور شدهاند صرفاً اهل شوخی نیستند و همیشه ذهنشان درگیر بینقصبودن است. این حرف کاملاً کنایهآمیز است: پشت ماسک مجازی چنین ترولهایی، لایههایی از تشویش عمیق وجود دارد و اگر کسی با فاشکردن نقصهایشان دست بالا را بگیرد، از کوره درمیروند. یادتان باشد، پشت آن ظاهر مردانه، روحی لرزان و ترسو قرار دارد که فقط میتواند بهطور ناشناس پرورش پیدا کند.
🚹 همگی با عبارت «بهانهای دست ترولها ندهید» آشنا هستیم. اما حتی بااینکه این را میدانیم، عموماً نمیتوانیم در برابر تشر به آنها و نصیحتشان و اعتراض به بقیه یا جوابدادن به توهینهایشان مقاومت کنیم. بهجایش باید مثل آنها افراطی باشیم و با سکوت مطلق با توهینهایشان روبهرو شویم و حضورشان را کاملاً نادیده بگیریم.
🚹 کمترین نشانهای از آزردگی یا ناراحتی نشانشان ندهید (سعی کنید به بقیه هم پیام بدهید که همین کار را کنند). این کار شاید ترولها را تشویق کند تا، با نظرات و تصاویر بیشتر، همچنان پیش بروند. باز هم با سکوت به حملاتشان جواب بدهید. خیلی زود، غرغرکنان زیر لب، یواشکی فرار میکنند. آنها با بالارفتن و قدرتداشتن بر روی احساسات شما رشد میکنند و این کار باعث میشود احساس بزرگی کنند. در مقابل، به آنها نشان دادهاید آنقدر کوچک هستند که حتی ارزش ندارند خودتان را به خاطرشان به دردسر بیندازید؛ به این ترتیب عمیقترین تشویشهایشان را تحریک میکنید.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻
* اوباش اینترنتی یا ترول (به انگلیسی: Troll) در گفتمان اینترنتی به افرادی گفته میشود که با رفتار مخرب در فضای وب به دنبال جلب نظر کاربران، ایجاد تشنج و بیان مطالب محرک و توهینآمیز هستند.
&&&&&&&&&&&&&&&&&
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
اطلاعات کتابشناختی:
Greene, Robert. The Laws of Human Nature. Viking, 2018
💠 بخش ششم
✍️ رابرت گرین
۷. ترول* پوچانگار
🚹 ممکن است در هر بحث آنلاینی دربارۀ سیاست یا یک موضوع فرهنگی حساس شرکت کنیم و یا خبری شخصی را در حلقۀ دوستانمان پخش کنیم. ناگهان صدایی با نظر یا تصویری فتوشاپشده دخالت میکند که ظاهراً مخصوصاً برای غافلگیری و توهین به ما طراحی شده است. با احساس آزردگی از این مزاحمت و کاملاً عصبانی، غریزۀ طبیعیمان این است که بهنوعی جوابش را بدهیم: تشر بزنیم، خجالتش بدهیم و توهینهای خودمان را فریاد بزنیم.
🚹 فردی که اینجا با آن روبهرو هستیم یک ترول معمولی نیست، اما شاید مخربترین نوع در خانوادۀ ترولها باشد.
🚹 ترول پوچانگار شبیه به روحیهای است که در مردان بزرگسال مشخصی میبینیم، که در عمق وجودشان احساس حقارت و تشویش میکنند و برای جبرانش دنبال آسیبزدن به افراد و تخریب هر چیز ارزشمندی هستند. این شیوۀ آنهاست تا جلبتوجه کرده و احساس کنند بزرگتر هستند. این تنها شکل قدرتی است که میتوانند داشته باشند و از اینکه دیگران را کفری کنند و حتی باعث ایجاد تنفر در آنها بشوند، هیجان مفرطی کسب میکنند و در همین کار ماهر میشوند.
🚹 در زندگی واقعی، افراد بالغی که با نظرات و کارهایشان باعث این نوع آسیبهای احساسی میشوند، عموماً تاوان کارشان را بهطور واقعی و دردناکی میپردازند. پس باید بهاندازۀ کافی گستاخی و وقاحت داشت تا اینطور رفتار کرد، وقتی فرد میداند که این کار باعث چه خطراتی میشود. اما اجرای این مدل بازی بهشکل آنلاین هیچ جرئتی نمیخواهد. حتی فردی با خجالتیترین روحیه، با امنیت ناشی از ناشناسبودن، میتواند از برونریزی چنین تمایلات بچگانهای برای شورش و دریدگی لذت ببرد. و به همین دلیل، دنیای آنلاین مثل آهنربا این افراد پر از نفرت و سرکوبشده را به خود جذب میکند.
🚹 ترول پوچگرا شاید تظاهر کند در خدمت یک آرمان یا رهبر است، اما گولش را نخورید. دلایل و احتمالاً باورهای قوی آنها صرفاً راهی برای توجیه و تأمین سرپوشی برای رفتار آزاردهندهشان است. آنها دوست دارند بر روی افرادی تمرکز کنند که شاید آنها را زیادی جدی میگیرند یا دربارۀ مسائل مشخصی حساسیت نشان میدهند که هدفهای مستعد برای بلوای آنها به شمار میآیند. این مدل افراد با این احساس که بهشدت برتر از افرادی هستند که هدف قرار میدهند، خودشان را در مقابل هرگونه فشار همدلی یا احساس گناه آماده میکنند.
🚹 شاید ادعا کنند که این کار را برای «خنده و تفریح» انجام میدهند و افرادی که دلخور شدهاند صرفاً اهل شوخی نیستند و همیشه ذهنشان درگیر بینقصبودن است. این حرف کاملاً کنایهآمیز است: پشت ماسک مجازی چنین ترولهایی، لایههایی از تشویش عمیق وجود دارد و اگر کسی با فاشکردن نقصهایشان دست بالا را بگیرد، از کوره درمیروند. یادتان باشد، پشت آن ظاهر مردانه، روحی لرزان و ترسو قرار دارد که فقط میتواند بهطور ناشناس پرورش پیدا کند.
🚹 همگی با عبارت «بهانهای دست ترولها ندهید» آشنا هستیم. اما حتی بااینکه این را میدانیم، عموماً نمیتوانیم در برابر تشر به آنها و نصیحتشان و اعتراض به بقیه یا جوابدادن به توهینهایشان مقاومت کنیم. بهجایش باید مثل آنها افراطی باشیم و با سکوت مطلق با توهینهایشان روبهرو شویم و حضورشان را کاملاً نادیده بگیریم.
🚹 کمترین نشانهای از آزردگی یا ناراحتی نشانشان ندهید (سعی کنید به بقیه هم پیام بدهید که همین کار را کنند). این کار شاید ترولها را تشویق کند تا، با نظرات و تصاویر بیشتر، همچنان پیش بروند. باز هم با سکوت به حملاتشان جواب بدهید. خیلی زود، غرغرکنان زیر لب، یواشکی فرار میکنند. آنها با بالارفتن و قدرتداشتن بر روی احساسات شما رشد میکنند و این کار باعث میشود احساس بزرگی کنند. در مقابل، به آنها نشان دادهاید آنقدر کوچک هستند که حتی ارزش ندارند خودتان را به خاطرشان به دردسر بیندازید؛ به این ترتیب عمیقترین تشویشهایشان را تحریک میکنید.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻
* اوباش اینترنتی یا ترول (به انگلیسی: Troll) در گفتمان اینترنتی به افرادی گفته میشود که با رفتار مخرب در فضای وب به دنبال جلب نظر کاربران، ایجاد تشنج و بیان مطالب محرک و توهینآمیز هستند.
&&&&&&&&&&&&&&&&&
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
اطلاعات کتابشناختی:
Greene, Robert. The Laws of Human Nature. Viking, 2018
Forwarded from Hosein
Forwarded from Hosein
👬👬👬👬👬👬
😄 یک لبخند😄
📕 نگاه نقادانه و راستیآزمایی
👨⚕️ من دوستت دارم
👩🏻⚕️ شواهدى هم دارى كه از اين حرفت پشتيبانى كنه؟
😄 یک لبخند😄
📕 نگاه نقادانه و راستیآزمایی
👨⚕️ من دوستت دارم
👩🏻⚕️ شواهدى هم دارى كه از اين حرفت پشتيبانى كنه؟
Forwarded from خرد سنجشگر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خر هم که باشی می توانی از فکر و توانایی های ذهنی خودت بهره ببری
Forwarded from Hosein
گفتگو از همان ابتدای ظهور فلسفه ، خود را به عنوان یک مهارت بر انسانها تحمیل کرده است.
برای روشمند ساختن آن و سامان دادن به گفتگوها از همان زمان ارسطو بحث صناعات خمس یعنی مهارتهای پنجگانه گفتار در پایان کتاب منطق مطرح شده است.
قبل از ارسطو هم استادشان سقراط شکل بدیعی از گفتگو را به عنوان طریقه ای برای تفکر و خودکاوی در عمل به اطرافیان خود معرفی کرده بود.
اما در عصر نوین و با ظهور اما و اگرهای زیادی در امکان نیل به حقیقت و دریافت ضعفهای عمده انسان در فهم خود و جهان و خصوصا بعد از عصر انفجار اطلاعات، نیاز انسانها به یاری گرفتن از یکدیگر برای نزدیکی و تقرب به حقیقت بیش از پیش فزونی گرفت و همین سبب شد که دانشمندانی که دغدغه فهم حقیقت دارند و نیز متوجه اهمیت یاری گرفتن انسانها از هم برای کسب مهارت اندیشیدن و ارزیابی دقیق ارا داشتند به طراحی نوع خاصی از گفتگو که قبلا چنان مطرح نبود اقدام کنند؛ دیالوگ به معنای هم اندیشی، اندیشیدن با هم و به یاری همدیگر ، مهارتی که برخی ترچیح داده اند اسم شکفتار را بر آن نهند اسمی مرکب از شنفتن و گفتار و شکوفایی
برای روشمند ساختن آن و سامان دادن به گفتگوها از همان زمان ارسطو بحث صناعات خمس یعنی مهارتهای پنجگانه گفتار در پایان کتاب منطق مطرح شده است.
قبل از ارسطو هم استادشان سقراط شکل بدیعی از گفتگو را به عنوان طریقه ای برای تفکر و خودکاوی در عمل به اطرافیان خود معرفی کرده بود.
اما در عصر نوین و با ظهور اما و اگرهای زیادی در امکان نیل به حقیقت و دریافت ضعفهای عمده انسان در فهم خود و جهان و خصوصا بعد از عصر انفجار اطلاعات، نیاز انسانها به یاری گرفتن از یکدیگر برای نزدیکی و تقرب به حقیقت بیش از پیش فزونی گرفت و همین سبب شد که دانشمندانی که دغدغه فهم حقیقت دارند و نیز متوجه اهمیت یاری گرفتن انسانها از هم برای کسب مهارت اندیشیدن و ارزیابی دقیق ارا داشتند به طراحی نوع خاصی از گفتگو که قبلا چنان مطرح نبود اقدام کنند؛ دیالوگ به معنای هم اندیشی، اندیشیدن با هم و به یاری همدیگر ، مهارتی که برخی ترچیح داده اند اسم شکفتار را بر آن نهند اسمی مرکب از شنفتن و گفتار و شکوفایی
Forwarded from خرد سنجشگر
نوشته ای که نشانگر مرز بین عوام بودن و خواص( روشنفکر) بودن است:
📔 الإشارات و التنبیهات
نمط دهم، فصل ۳۱
✳️ نصیحةٌ:
إیّاکَ أن یکونَ تَکَیُّسُک و تَبرُّؤُک عن العامّةِ هو أن تَنبریَ مُنکراً لکُلّ شیءٍ فذلک طیشٌ و عجزٌ
⬅️ مبادا زیرکی تو و دوری گزیدنت از عامّهٔ مردم به این باشد که رو بیاوری به اینکه منکر همهچیز بشوی؛ این کار سَبُکی و ناتوانی است.
🔸(توضیح: مبادا هر چیزی را بهخاطر اینکه عوام میگویند و قبول دارند، رد کنی و این کار را زیرکی بدانی.)
✳️ و لیسَ الخُرقُ فی تکذیبِک ما لم یَستبِنْ لک بعد جلیَّتِه دون الخرق فی تصدیقِک بما لمتَقُم بینَ یدیک بیّنتُه
⬅️ اینکه چیزی را رد کنی که هنوز برایت روشن نیست، حماقتش کمتر از این نیست که چیزی را بپذیری که دلیلی برایش نداری.
🔸(توضیح: کسی که بدون دلیل رد میکند، حماقتش کمتر از کسی که بیدلیل میپذیرد، نیست.)
✳️ بل علیک الاعتصامُ بحَبلِ التوقّف و إن أزْعَجَکَ استنکارُ ما یوعاهُ سَمعُکَ ما لم تُبَرهَن إستحالَتُه لک
⬅️ بر تو لازم است که به ریسمان «توقف» چنگ بزنی در هنگامی که چیزی میشنوی که از طرفی ندانستنش تو را سرگردان و پریشان کرده و از طرف دیگر، برهانی بر محال بودنش نداری.
🔸(توضیح: تعجب+نداشتن برهان بر محال بودن= توقف)
✳️ فالصوابُ لک أن تسرح أمثال ذلک إلی بُقعَةِ الإمکانِ ما لم یَردکَ عنها قائمُ البرهان
⬅️ برای تو بهتر است که امثال این چیزها را به جایگاه امکان، واگذار کنی تا وقتی که اقامهٔ برهانی تو را از حالت امکان، خارج کند.
🔸(توضیح: تا وقتی بر ضرورت عقلی یا امتناع عقلی چیزی برهان نداشته باشیم، باید آن را ممکن فرض کنیم. ممکن یعنی شدنی بودنش یا نشدنی بودنش پنجاهپنجاه است.)
✳️ واعلم أنَّ فی الطبیعة عجائبَ و للقُوی العالیةِ الفعّالةِ و القوی السافلةِ المنفعلةِ اجتماعاتٍ علی غرائبَ
⬅️ و بدان که در طبیعت، چیزهای عجیبی هست و همچنین در قوای برتر اثرگذار و قوای فروتر اثرپذیر، مجموعی از چیزهای عجیب هست.
📔 الإشارات و التنبیهات
نمط دهم، فصل ۳۱
✳️ نصیحةٌ:
إیّاکَ أن یکونَ تَکَیُّسُک و تَبرُّؤُک عن العامّةِ هو أن تَنبریَ مُنکراً لکُلّ شیءٍ فذلک طیشٌ و عجزٌ
⬅️ مبادا زیرکی تو و دوری گزیدنت از عامّهٔ مردم به این باشد که رو بیاوری به اینکه منکر همهچیز بشوی؛ این کار سَبُکی و ناتوانی است.
🔸(توضیح: مبادا هر چیزی را بهخاطر اینکه عوام میگویند و قبول دارند، رد کنی و این کار را زیرکی بدانی.)
✳️ و لیسَ الخُرقُ فی تکذیبِک ما لم یَستبِنْ لک بعد جلیَّتِه دون الخرق فی تصدیقِک بما لمتَقُم بینَ یدیک بیّنتُه
⬅️ اینکه چیزی را رد کنی که هنوز برایت روشن نیست، حماقتش کمتر از این نیست که چیزی را بپذیری که دلیلی برایش نداری.
🔸(توضیح: کسی که بدون دلیل رد میکند، حماقتش کمتر از کسی که بیدلیل میپذیرد، نیست.)
✳️ بل علیک الاعتصامُ بحَبلِ التوقّف و إن أزْعَجَکَ استنکارُ ما یوعاهُ سَمعُکَ ما لم تُبَرهَن إستحالَتُه لک
⬅️ بر تو لازم است که به ریسمان «توقف» چنگ بزنی در هنگامی که چیزی میشنوی که از طرفی ندانستنش تو را سرگردان و پریشان کرده و از طرف دیگر، برهانی بر محال بودنش نداری.
🔸(توضیح: تعجب+نداشتن برهان بر محال بودن= توقف)
✳️ فالصوابُ لک أن تسرح أمثال ذلک إلی بُقعَةِ الإمکانِ ما لم یَردکَ عنها قائمُ البرهان
⬅️ برای تو بهتر است که امثال این چیزها را به جایگاه امکان، واگذار کنی تا وقتی که اقامهٔ برهانی تو را از حالت امکان، خارج کند.
🔸(توضیح: تا وقتی بر ضرورت عقلی یا امتناع عقلی چیزی برهان نداشته باشیم، باید آن را ممکن فرض کنیم. ممکن یعنی شدنی بودنش یا نشدنی بودنش پنجاهپنجاه است.)
✳️ واعلم أنَّ فی الطبیعة عجائبَ و للقُوی العالیةِ الفعّالةِ و القوی السافلةِ المنفعلةِ اجتماعاتٍ علی غرائبَ
⬅️ و بدان که در طبیعت، چیزهای عجیبی هست و همچنین در قوای برتر اثرگذار و قوای فروتر اثرپذیر، مجموعی از چیزهای عجیب هست.
🤡
در یک مدرسه کار می کردم و چند سالی بود که مدیر شده بودم. چند دقیقه مانده به زنگ تفریح، مردی با ظاهری آراسته وارد دفتر مدرسه شد و گفت: با خانم... دبیر کلاس دوم کار دارم و میخواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال کنم.
از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت: من گاو هستم! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو آمده. ایشان متوجه می شوند چه کسی آمده. تعجب کردم و موضوع را به خانم دبیر گفتم.
یکه خورد و گفت: ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمیفهمم! از او خواستم پیش پدر این دانش آموز برود. با اکراه پذیرفت. مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: من گاو هستم!
معلم پاسخ داد خواهش میکنم، ولی ...
مرد ادامه داد شما بنده را به خوبی می شناسید. من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید... دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: آخه، میدونید ...
بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق میدهم. ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان میگذاشتید. قطعاً من هم میتوانستم اندکی به شما کمک کنم. خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم گفتگو کردند.
آن آقا، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و رفت. وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم روی آن نوشته شده بود: دکتر فلانی عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه ...
خشونت آن گونه كه ما فکر می کنیم فقط محدود به خشونت فيزيكي و بدني نيست. واقعیت آنست که دامنة خشونت حوزه های گسترده تري دارد از جمله خشونت زبانی.
وقتی توهین می کنیم، قومی را مسخره می کنیم. صاحبان یک عقیده را تحقیر می کنیم. وقتی تهمت یا برچسب می زنیم یا تهدید می کنیم همه این ها خشونت است؛ منتها خشونت زبانی. بدون خون و خونریزی است. خشونت زبانی از درون می کُشد. تا حالا هیچ کس را دیده اید که به دلیل اینکه مسخره شده و یا فحش خورده باشد به اورژانس مراجعه کند؟ یا به پلیس شکایت کند؟ قربانیان خشونت زبانی، اثری از جای زخم بر بدنشان یا مدرک دیگری ندارند.
خشونت ابتدا در ذهن شكل مي گيرد بعد خود را در زبان نشان می دهد و سپس زمینه ساز خشونت فیزیکی می شود.
وقتی راننده کناری را یابو، مشتری را گاو، دانش آموزم را خنگ و فرد قانون مدار را اُسکُل خطاب می کنم ، همه این ها خشونت های زبانی یعنی آمادگی برای خشونت رفتاری در آینده.
✍️مجتبی لشکربلوکی
من آقای گاو هستم 🤡در یک مدرسه کار می کردم و چند سالی بود که مدیر شده بودم. چند دقیقه مانده به زنگ تفریح، مردی با ظاهری آراسته وارد دفتر مدرسه شد و گفت: با خانم... دبیر کلاس دوم کار دارم و میخواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال کنم.
از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت: من گاو هستم! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو آمده. ایشان متوجه می شوند چه کسی آمده. تعجب کردم و موضوع را به خانم دبیر گفتم.
یکه خورد و گفت: ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمیفهمم! از او خواستم پیش پدر این دانش آموز برود. با اکراه پذیرفت. مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: من گاو هستم!
معلم پاسخ داد خواهش میکنم، ولی ...
مرد ادامه داد شما بنده را به خوبی می شناسید. من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید... دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: آخه، میدونید ...
بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق میدهم. ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان میگذاشتید. قطعاً من هم میتوانستم اندکی به شما کمک کنم. خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم گفتگو کردند.
آن آقا، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و رفت. وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم روی آن نوشته شده بود: دکتر فلانی عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه ...
خشونت آن گونه كه ما فکر می کنیم فقط محدود به خشونت فيزيكي و بدني نيست. واقعیت آنست که دامنة خشونت حوزه های گسترده تري دارد از جمله خشونت زبانی.
وقتی توهین می کنیم، قومی را مسخره می کنیم. صاحبان یک عقیده را تحقیر می کنیم. وقتی تهمت یا برچسب می زنیم یا تهدید می کنیم همه این ها خشونت است؛ منتها خشونت زبانی. بدون خون و خونریزی است. خشونت زبانی از درون می کُشد. تا حالا هیچ کس را دیده اید که به دلیل اینکه مسخره شده و یا فحش خورده باشد به اورژانس مراجعه کند؟ یا به پلیس شکایت کند؟ قربانیان خشونت زبانی، اثری از جای زخم بر بدنشان یا مدرک دیگری ندارند.
خشونت ابتدا در ذهن شكل مي گيرد بعد خود را در زبان نشان می دهد و سپس زمینه ساز خشونت فیزیکی می شود.
وقتی راننده کناری را یابو، مشتری را گاو، دانش آموزم را خنگ و فرد قانون مدار را اُسکُل خطاب می کنم ، همه این ها خشونت های زبانی یعنی آمادگی برای خشونت رفتاری در آینده.
🔅💧🔅 مهارت گفتگو را بیاموزیم. فقدان مهارتهای گفتوگو باعث می شود افراد نتوانند آنچه که مدنظر دارند را بهزبان روشن بیان کنند و ایده و احساس خود را در یک کلام خشن و تند تخلیه می کنند. تمرین گفتگو تمرین تخلیه ذهن و قلب به شیوه ای غیرخشونت آمیز است.به خودمان بارها و بارها یادآوری کنیم کشتن آدم ها فقط به فرو کردن چاقو در سینه آنان نیست. دختر یا پسر، زن یا مردی که شخصیت اش تخریب شده، شرافت اش لکه دار شده، عزت نفس اش لگدمال شده دیگر زندگی نرمال نخواهد داشت. به خودم یادآوری کنم که جریان رقیب من، طرفداران تیم مقابل، صاحبان دین و مذهب و اندیشه متفاوت از من، نه بی شعور هستند نه فاسد نه احمق نه فریب خورده نه ... آن ها فقط انسان هستند درست و دقیقا مانند من آنگاه یاد خواهم گرفت کلمه گاو را فقط و فقط برای خود گاو بکار بگیرم نه کمتر و نه بیشتر.
✍️مجتبی لشکربلوکی
با سلام و صبح به خیر خدمت دوستان گروه خصوصا جناب ......
خوشحالم از اینکه به صرف آمدن نوشته ای بر روی نت، آن را درست تلقی نکردید و از صحت و سقم آن سوال کردید.
اگر این رویه توسعه یابد، ضریب عقلانیت و نگرش نقادانه روز به روز در جامعه بالاتر خواهد رفت.
باید همین روند را در مورد هر پستی پی گرفت و از منتشر کننده پست از دلایل و شواهد سوال کرد تا کم کم ذهن همه ی ما یاد بگیرد که هیچ مدعایی را بدون دلیل و مدرک و شواهد نپذیرد حتی اگر از مطالبی باشد که بسیار از آن لذت می برد.
چون یکی از عوامل انحراف فکر، دخالت تمایلات در باورهاست که سعی میکنند آنچه را که خوششان می آید در ذهن ما موجه نشان دهند و باور بسازند.
🌺🙏🌺
خوشحالم از اینکه به صرف آمدن نوشته ای بر روی نت، آن را درست تلقی نکردید و از صحت و سقم آن سوال کردید.
اگر این رویه توسعه یابد، ضریب عقلانیت و نگرش نقادانه روز به روز در جامعه بالاتر خواهد رفت.
باید همین روند را در مورد هر پستی پی گرفت و از منتشر کننده پست از دلایل و شواهد سوال کرد تا کم کم ذهن همه ی ما یاد بگیرد که هیچ مدعایی را بدون دلیل و مدرک و شواهد نپذیرد حتی اگر از مطالبی باشد که بسیار از آن لذت می برد.
چون یکی از عوامل انحراف فکر، دخالت تمایلات در باورهاست که سعی میکنند آنچه را که خوششان می آید در ذهن ما موجه نشان دهند و باور بسازند.
🌺🙏🌺
معرفی دیالوگ به معنای اخص یعنی( شکفتار ) در چند سطر🌺🌴🌺🌴🌺🌴🌺🌴
💠 دیالوگ به معنای جدید بعد از ظهور انسان مدرن موضوعیت یافت
💠 انسانی که نمی خواست برده ی فکری دیگران باشد و می خواست برای خود هویت مستقلی داشته باشد
💠 ازینرو تلاش می کرد هیچ گزاره ای را از هیچ کس بدون دلیل نپذیرد
پس در مواجهه با دیگران بیش از آنکه برایش مهم باشد که فرد مقابل چه نظری دارد ، مهم بود که به چه دلیلی!
💠 پس تضارب آرا و شنیدن صرفنظرات دیگران به تنهایی برایش سود چندانی نداشت و صرفا موجب مجادله و درگیری و تفرقه میشد و کمکی به یافتن نظر درست و نزدیکی به حقیقت نمی کرد.
💠 ااز سوی دیگر آنچه برای هر جامعه ای اهمیت دارد تلاش برای جمعیت و یگانگی است و نه تفرقه و تباعد انسانها از هم
💠 لذا این یکی از دلایلی بود که احساس می شد باید روشی طراحی شود که موجب تقریب افکار انسانها شود و آنها را به هم نزدیکتر کند و هر یک از دیگری برای اصلاح فکرش کمک گیرد
💠 زیرا می توان گفت هرکس در عمر خود لااقل بارها شده است که دریافته است که باورهای قبلی اش اشتباه بوده است و همین مقدار به لحاظ منطقی کافی است که اعتمادش را به باورهای فعلی اش هم متزلزل کند زیرا باورها از قبل نادرستی خود را اطلاع نمی دهند.
💠 پس به لحاظ منطقی هر فرد که به درستی باورهایش اهمیت می دهد نیاز دارد که درستی آنها را همیشه چک کند و این یک پروسه پایان ناپذیر است که با مرگ پایان می یابد
💠 تنها همین دلیل کافی است که ما روشی از دیالوگ را طراحی کنیم که همه ی ما به همه ی ما در اصلاح افکارش کمک کنند.
💠 زیرا راهی برای اصلاح فکر جز نهادن در بوته ی آزمایش داوری دیگران نداریم
البته این تنها دلیل نیست. دلایل دیگری هم مطرح است که من در آن سلسله نوشتار به آن اشاره کرده ام
💠 مثلا اینکه همکاری جمعی برای حل مشکلات جمعی اجتناب ناپذیر است و شرط لازم همکاری جمعی، توافق جمعی در روشها و نوع مدیریت و نحوه ی اداره جامعه و گزینش افراد و ...ست
💠 پیشنهادم این است که مدیران گروه یک بار دیگر به مساله روش توجه کنند .
💠 خصوصا دوستانی که با علم آشنایند و می خواهند علمی کار کنند باید بدانند که کار روشمند از شرایط اولیه کار علمی است.
💠 این روشمندی را در همه تکنیکها می توان ملاحظه کرد.
💠 تکنیک بحث هم یکی از اموری است که باید با توجه به اهداف طراحی شود. و در مقام عمل هر روز اشکالاتش بررسی شده و روش کاملتر شود.💠 مهمترین تغییری که باید ایجاد شود باید بحث از بازی مجموع صفر به بازی برد- برد تغییر داده شود.
🧿🧲🧿
دیالوگ به معنای مدرن از بازیهایی است که تنها در صورتی برنده دارد که هر دو طرف برنده شوند.
🧿🧲🧿
✍️ م. ناجی💠
⁉️مراد از منطق دو ارزشی چیست؟
✳️ وقتی می خواهیم گزاره( مفاد یک جمله ی خبری) ای را بسنجیم تنها دو صفت برای سنجیدن وجود دارد:
الف- درست
ب- غلط
✅ به این دو وصف در مورد یک گزاره، ارزش خبری آن و به اختصار ارزش آن گزاره گفته می شود.
⬅️ با این مبنا یک گزاره یک ارزش و تنها یک ارزش می تواند داشته باشد.
✳️ وقتی می خواهیم گزاره( مفاد یک جمله ی خبری) ای را بسنجیم تنها دو صفت برای سنجیدن وجود دارد:
الف- درست
ب- غلط
✅ به این دو وصف در مورد یک گزاره، ارزش خبری آن و به اختصار ارزش آن گزاره گفته می شود.
⬅️ با این مبنا یک گزاره یک ارزش و تنها یک ارزش می تواند داشته باشد.
لوازم این سخن این است که
الف- یک گزاره نمی تواند نه درست و نه نادرست باشد
ب- یک گزاره نمی تواند هم درست و هم نادرست باشد
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinkerمبانی منطق دو ارزشی♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀
🔘 این منطق در واقع از فهم عمومی مردم در باره درستی گزاره هایی که به طور روزمره به کار برده می شوند گرفته شده است.
🔘 وقتی به این فکر می کنیم که آیا میوه ای ناشناخته مثلا به اسم آپانتلوس شیرین است یا نه؛ بیش از دو احتمال متصور نیست: پاسخ یا مثبت است یا منفی یعنی همیشه پاسخ چنین است که از دو حال خارج نیست. یا شیرین است و یا شیرین نیست.
🔘 به تعبیری مبسوطتر گزاره هایی که ما به کار می بریم غالبا یکی از سه نوع هستند.
🔸 الف- در مورد وجود داشتن یا وجود نداشتن چیزی سخن می گویند.
مثلا اینکه آیا شانس وجود دارد یا نه؟
آیا خدا وجود دارد یا نه؟
آیا جن وجود دارد یا نه؟
آیا رستم وجود داشت یا نه
آیا دو میلیون سال بعد انسانی روی زمین باقی خواهد ماند یا نه؟
پاسخها یقینا یکی از دو پاسخ بله یا خیر است و به طور حتمی باید یکی از دو پاسخ بله یا خیر بوده باشد.
نمی شود هم بله درست باشد و هم خیر
و نمی شود نه بله درست باشد و نه خیر
🔹 ب- در باره ی ثبوت یا عدم ثبوت صفتی برای چیزی
مثلا اینکه رخش سفید بود یا نه
رستم چاق بود یا نه
عسل کوههای آلپ شیرین است یا نه
تفکر ذاتی انسان است یا نه
در این نوع گزاره ها هم پاسخ مثل نوع قبلی است و فقط یکی از دو پاسخ بله یا خیر است
🔸 ج- در مورد رابطه و نسبت بین دو چیز
مثلا اینکه آیا بین شیرینی یک هندوانه و وزن آن رابطه و نسبتی هست یا نه
و اینکه این رابطه معکوس است یا مستقیم
اینکه بین گرم شدن کره ی زمین و پاره شدن لایه ی ازن رابطه ای هست یا نه
و باز این رابطه مستقیم است یا معکوس
آیا بین خسوف و زلزله رابطه ای هست یا نه
و...
در همه ی اینها پاسخ دایر مدار بله و خیر است یعنی بیش از دو پاسخ وجود ندارد.🔘⚪️🔘 بله گاهی به نظر می رسد که نمی شود بین بله و خیر یکی را برگزید، اینگونه موارد مربوط به عدم دقت کافی مفاهیم برای نشان دادن شیء یا وصف یا نسبت مورد نظر است و اگر مفاهیم و واژه ها و به تعبیر بهتر مفاهیم و معانی مورد نظر را به طور دقیق مشخص کنیم جواب به صورت واضحتری بله یا نه خواهد بود.
زیرا امر واقع متعین و متشخص و کاملا لایتغیر است و اگر مفاهیم ما دقت کافی در بازنمایی واقعیت داشته باشند حکم به همان مقدار خود واقعیت قطعی خواهند بود.✍️م . ناجی
مبانی منطق دو ارزشی(2)♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀
💎 نوبت قبل در مورد منشاء انتزاع منطق دو ارزشی تا حدودی توضیح دادم.
برای روشنی بیشتر اجازه دهید مطلبی را اضافه کنم.
✅ اساسا منطق چیزی نیست جز کشف و ساماندهی علمی قواعدی که بر ذهن و فکر انسانها حاکم است.
✅ یعنی قواعد منطق اموری نیستند که ما بخواهیم و بتوانیم بر ذهن و فکر خود تحمیل کنیم.
✅ ذهن همانند هر وجود دیگری برای تغییرات و پروسه ی تحولات خود مکانیزمی دارد که بر اساس آن عمل می کند و از کسی جز طبیعت و ساختار ذاتی خود فرمان نمی گیرد.
✅ درست بسان مواد شیمیایی یا گیاهان یا حیوانات که هر کدام بر اساس فرمت های خاص خود در قبال محیط واکنش نشان می دهند و تنها راه تعامل موفق با آنها شناختن آن قواعد و سخن گفتن و تراکنش با آنها بر اساس همان قواعد است و علم یعنی مجموعه دریافتهای انسان از این قواعد
✔️ اگر ما موفق شده ایم که کبریت بسازیم و از آن برای روشن کردن آتش بهره ببریم یعنی توانسته ایم زبان گوگرد و چوب و ... بفهمیم و با سخن گفتن متناسب با زبانشان و ترکیب آن قواعد ابزاری برای وصول به هدف خود یعنی روشن کردن آتش استفاده کنیم.
اگر چندین هزار سال قبل بشر قادر به این کار نبوده است یعنی زبان این مواد را خوب نمی دانسته است.
❇️🔅❇️ منطق هم در واقع حاصل کشف قواعد حاکم بر پروسه ی تفکر انسان است و نه دستوراتی که خارج از اقتضای ذاتی ذهن بر آن تحمیل شده باشد.
⬅️ پس منطق یک سری قانون گذاری برای ذهن نیست
⬅️ بلکه کشف قوانین و قواعدی است که ذهن بر طبق آن عمل می کند و برای همین است که مورد اختلاف بین انسانها نیست.
با کمی تأمل در مورد منطق دو ارزشی می توان دریافت که این منطق بر اساس یک قانون و قاعده حاکم بر ذهن ما تأسیس شده است.
کدام قاعده و اصل؟
🔴 اصل امتناع اجتماع نقیضین☑️ قاعده ای بر ذهن ما حاکم است که طبق آن:
🔴 و اصل امتناع ارتفاع نقیضین
🔷 یک گزاره نمی تواند هم درست باشد و هم نادرست
( اصل امتناع اجتماع نقیضین)
🔶 و همچنین نمی تواند نه درست باشد و نه نادرست( اصل امتناع ارتفاع نقیضین)
این تفسیر از اصل تناقض ، تفسیر منطقی آن است.✅ تفسیر دیگری هم از این اصل وجود دارد که تفسیری انتولوژیک و هستی شناختی است.
🔵 آن تفسیر این است که :
🔶یک شیء نمی تواند در آن واحد هم موجود باشد و هم معدوم( اصل امتناع اجتماع نقیضین)
🔷 و یک شیء نمی تواند نه موجود باشد و نه معدوم( اصل امتناع ارتفاع نقیضین)
به نظر می رسد که منطق ارسطویی( منطق دو ارزشی) بر طبق مفاد تفسیر منطقی از این اصل بنا شده است با تفصیلی که در شماره های قبل توضیح دادم.✍️ م. ناجی
3 چگونه منطق دو ارزشی در ذهن ما تحکیم می شود؟
♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀
📕 کاوش در مورد اینکه چگونه منطق دو ارزشی جایگاه خود را در تفکر بشر در طول هزاران سال تثبیت کرده است، نیاز به حوصله و تأمل فراوان دارد و در حوصله ی بحث ما نیست اما به حسب ضرورت باید به صورت اجمالی و گذرا هم شده به این نکته بپردازیم که چگونه این منطق جایگاه خود را در ذهن هر یک از ما به عنوان انسانهایی که دوست داریم درست بیندیشیم و هرگز اشتباه نکنیم تحکیم می کند و ازینرو به عنوان یک ویروس همیشه ما را به خطاهایی می افکند که به سختی متوجه آنها می شویم یا هرگز نمی شویم.
💎 در بخش های بعدی سعی خواهد شد که به طور مستوفا و مفصل به این خطاها پرداخته شود.
برای یافتن پاسخی به این سؤال ابتدا مقدمه ای عرض میکنم.
✅
🔴 همچنانکه می دانید ریاضیات یک علم انتزاعی است. مفاهیم ریاضی ساخته و پرداخته ی ذهن و خیال انسان هستند و یافتن مصادیق واقعی برای آنها شاید ناممکن است.
©️ نقطه یعنی یک شیء بی بعد!
©️ خط شیئی که تنها یک بعد دارد!
©️ سطح شیئی که تنها دو بعد دارد!
⚪️ مگر می شود در عالم حسیات شما چیزی بیابید که بعد نداشته باشد؟ هرگز
قوای ادراکی ما از عالم خارج( حواس) قادر به درک اشیای بی بعد نیست.
پس نقطه به تعریف ریاضی آن فقط در ذهن ما می تواند موجود باشد .
🔵 اگر یک دستگاه ریاضی را بخواهیم تعریف کنیم می توانیم آن را یک سری تعاریف فرضی به همراه چندین اصل موضوع و قراردادی بدانیم و همینهاست که دستگاه ریاضی را علمی انتزاعی میکند.
☑️ پس هر مدعای ریاضی درستی و نادرستی اش بستگی دارد به سازگاری یا ناسازگاری اش با این دستگاه.
🔘 و اگر یک شرط دیگر لازم باشد اضافه شود این است که:
✔️ این مدعا قابل استحصال و استنتاج از این دستگاه باشد.
🔸 یعنی این شرط را اضافه میکنیم که برای نادرستی یک مدعا ضرورت ندارد که نادرستی اش اثبات شود بلکه اگر نتوانستیم درستی اش را اثبات کنیم پس از نظر این دستگاه نادرست است.
🔶 در این صورت منطق دو ارزشی حاکمیت خود را بر این سیستم به طور مطلق اعلام میکند و می گوید هرچیزی که بنا براین سیستم قابل اثبات نباشد نادرست است. پس هر مدعایی ضرورتا یا درست است یا نادرست و احتمال سومی وجود ندارد.
✅ جایگاه ریاضی در سیستم آموزشی ما
حال شما بیایید و آموزشهایی را که هر تحصیلکرده در طول زندگی علمی خود میبیند را ملاحظه کنید:
⚫️ سهم ریاضیات به طور عام ( یعنی اعم از حساب و هندسه و جبر و مثلثات و دیفرانسیل و انتگرال و ....) در آموزشهای ما چقدر است؟
❓ چرا این درصد در همه ی رشته اعم از مربوط یا نامربوط تا این حد زیاد است؟
همین آموزشهای زیاد ریاضی چه تاثیری در ذهن ما باقی می گذارد؟
اعم از افرادی که از ریاضی خوششان می آمد یا نه و اعم از افرادی که آن را یاد می گرفتند یا نه!
برای همین می توان مدعی شد که اکثریت مطلق ما انسانهای تحصیلکرده با همین منطق دو ارزشی فکر میکنیم
🔶🔹🔶 شاید برای همین بر سر در آکادمی افلاطون نوشته بود که هر که ریاضی نمی داند وارد نشود.
🔷🔸🔷 و شاید برای همین مولانا تلاش میکرد شاگردان خاص خود را از عوام و تحصیل نکرده ها برگزیند!
✍️ م . ناجی
♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀
📕 کاوش در مورد اینکه چگونه منطق دو ارزشی جایگاه خود را در تفکر بشر در طول هزاران سال تثبیت کرده است، نیاز به حوصله و تأمل فراوان دارد و در حوصله ی بحث ما نیست اما به حسب ضرورت باید به صورت اجمالی و گذرا هم شده به این نکته بپردازیم که چگونه این منطق جایگاه خود را در ذهن هر یک از ما به عنوان انسانهایی که دوست داریم درست بیندیشیم و هرگز اشتباه نکنیم تحکیم می کند و ازینرو به عنوان یک ویروس همیشه ما را به خطاهایی می افکند که به سختی متوجه آنها می شویم یا هرگز نمی شویم.
💎 در بخش های بعدی سعی خواهد شد که به طور مستوفا و مفصل به این خطاها پرداخته شود.
برای یافتن پاسخی به این سؤال ابتدا مقدمه ای عرض میکنم.
✅
مهمترین عرصۀ حاکمیت منطق دو ارزشی
✔️ یکی از قلمروهایی که به طور مطلق زیر تسلط و حاکمیت منطق دو ارزشی قرار دارد حوزۀ ریاضیات است.🔴 همچنانکه می دانید ریاضیات یک علم انتزاعی است. مفاهیم ریاضی ساخته و پرداخته ی ذهن و خیال انسان هستند و یافتن مصادیق واقعی برای آنها شاید ناممکن است.
©️ نقطه یعنی یک شیء بی بعد!
©️ خط شیئی که تنها یک بعد دارد!
©️ سطح شیئی که تنها دو بعد دارد!
⚪️ مگر می شود در عالم حسیات شما چیزی بیابید که بعد نداشته باشد؟ هرگز
قوای ادراکی ما از عالم خارج( حواس) قادر به درک اشیای بی بعد نیست.
پس نقطه به تعریف ریاضی آن فقط در ذهن ما می تواند موجود باشد .
🔵 اگر یک دستگاه ریاضی را بخواهیم تعریف کنیم می توانیم آن را یک سری تعاریف فرضی به همراه چندین اصل موضوع و قراردادی بدانیم و همینهاست که دستگاه ریاضی را علمی انتزاعی میکند.
☑️ پس هر مدعای ریاضی درستی و نادرستی اش بستگی دارد به سازگاری یا ناسازگاری اش با این دستگاه.
🔘 و اگر یک شرط دیگر لازم باشد اضافه شود این است که:
✔️ این مدعا قابل استحصال و استنتاج از این دستگاه باشد.
🔸 یعنی این شرط را اضافه میکنیم که برای نادرستی یک مدعا ضرورت ندارد که نادرستی اش اثبات شود بلکه اگر نتوانستیم درستی اش را اثبات کنیم پس از نظر این دستگاه نادرست است.
🔶 در این صورت منطق دو ارزشی حاکمیت خود را بر این سیستم به طور مطلق اعلام میکند و می گوید هرچیزی که بنا براین سیستم قابل اثبات نباشد نادرست است. پس هر مدعایی ضرورتا یا درست است یا نادرست و احتمال سومی وجود ندارد.
✅ جایگاه ریاضی در سیستم آموزشی ما
حال شما بیایید و آموزشهایی را که هر تحصیلکرده در طول زندگی علمی خود میبیند را ملاحظه کنید:
⚫️ سهم ریاضیات به طور عام ( یعنی اعم از حساب و هندسه و جبر و مثلثات و دیفرانسیل و انتگرال و ....) در آموزشهای ما چقدر است؟
❓ چرا این درصد در همه ی رشته اعم از مربوط یا نامربوط تا این حد زیاد است؟
همین آموزشهای زیاد ریاضی چه تاثیری در ذهن ما باقی می گذارد؟
اعم از افرادی که از ریاضی خوششان می آمد یا نه و اعم از افرادی که آن را یاد می گرفتند یا نه!
جاانداخته شدن برخی اصول اولی این رشته بی آنکه اسمی از آنها برده شود از جمله همین منطق دو ارزشی✅⚠️✅
برای همین می توان مدعی شد که اکثریت مطلق ما انسانهای تحصیلکرده با همین منطق دو ارزشی فکر میکنیم
🔶🔹🔶 شاید برای همین بر سر در آکادمی افلاطون نوشته بود که هر که ریاضی نمی داند وارد نشود.
🔷🔸🔷 و شاید برای همین مولانا تلاش میکرد شاگردان خاص خود را از عوام و تحصیل نکرده ها برگزیند!
✍️ م . ناجی
4. منطق دو ارزشی با ذهن ما چه میکند؟
♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀
✅ منطق دو ارزشی یک فرض اساسی دارد:
برای یک گزاره بیش از دو حکم وجود ندارد:
⚪️ درست
⚫️ نادرست
ازینرو یک گزاره فقط در یکی از دو فولدر می تواند قرار بگیرد:
⚪️ فولدر گزاره های صادق
⚫️ فولدر گزاره های کاذب
*****************
🔵 اساسی ترین کاری که این منطق و این نوع نگرش در ساختار ذهن ما می کند این است که دو فولدر بسیار بزرگ باز میکند روی یکی می نویسد:
(باورهای صادق)
و روی دیگری می نویسد:
( باورهای کاذب)
🔶 هر گزاره ای که از در و دروازه ی ذهن ما عبور کند لزوما باید به یکی از این دو پوشه الصاق شود.
☑️ ذهن هر فرد با توجه به ظرفیتهایی که در آن موقعیت دارد اعم از معلومات سابق خویش، توان پردازش اطلاعات، احساسات و عواطف درگیر و... به طور اتوماتیک تصمیم می گیرد که این فایل به کدام فولدر منتقل شود.
✔️ اگر این فرد مهارت تأمل و تفکر متأملانه نداشته باشد همه ی این پروسه به طور اتوماتیک انجام می شود خواه فرد قادر باشد به این پروسه ناظر باشد یا حتی بی نظارت و بی توجه خودآگاه ما صورت گرفته باشد.
🔷 شما می توانید برای هر یک از این نوع فرآیندها مثالهایی از تجربیات فردی خویش پیدا کنید.
🔲 مثلا شما مشغول به صحبت و بحث جدی با فردی در موردی مهم هستید و در همان حال تلویزیون تصویری را نشان می دهد که می تواند برای شما پیامی داشته باشد و چشم و گوش شما با آن پیام مواجه است.
در عین حال که شما به گفتگوی خود ادامه می دهید آن پیام به طور اتوماتیک وارد ذهن شما شده و پردازش می شود و در در فولدر مربوط قرار می گیرد بی آنکه خودآگاه شما دخالتی در این فرآیند داشته باشد.
⬜️ از اینگونه فرآیندهای جانبی دهها مورد می توان در زندگی روزانه سراغ گرفت، هنگام راندن اتومبیل، پیاده روی در خیابان، در سر کلاس درس، در سینما و.....
🔶🔹🔶
🔻 بخواهیم یا نخواهیم تفکر امری است جدانشدنی از ما و به احتمال قوی حتی در خواب هم متوقف نمی شود و به شکلی ادامه می یابد.
🔻 آنچه به اشتباه در بین برخی از ماها به نام تفکر شناخته می شود در واقع نوع پیشرفته تری از تفکر است به نام تأمل
با حاکمیت منطق دو ارزشی هر ورودی ادراکی به صورت اتوماتیک به یکی از دو پوشه ی بزرگ
راستها
و ناراستها!
وارد شده و در آن بایگانی می شوند.
هیچ پرونده بلاتکلیفی بر روی میز کار ما باقی نمی ماند و ما وقتی به بایگانی مراجعه می کنیم و دنبال یک فایل می گردیم آنها را لامحاله یا در فولدر راستها می یابیم و یا در فولدر ناراستها
♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀
✅ منطق دو ارزشی یک فرض اساسی دارد:
برای یک گزاره بیش از دو حکم وجود ندارد:
⚪️ درست
⚫️ نادرست
ازینرو یک گزاره فقط در یکی از دو فولدر می تواند قرار بگیرد:
⚪️ فولدر گزاره های صادق
⚫️ فولدر گزاره های کاذب
*****************
🔵 اساسی ترین کاری که این منطق و این نوع نگرش در ساختار ذهن ما می کند این است که دو فولدر بسیار بزرگ باز میکند روی یکی می نویسد:
(باورهای صادق)
و روی دیگری می نویسد:
( باورهای کاذب)
🔶 هر گزاره ای که از در و دروازه ی ذهن ما عبور کند لزوما باید به یکی از این دو پوشه الصاق شود.
☑️ ذهن هر فرد با توجه به ظرفیتهایی که در آن موقعیت دارد اعم از معلومات سابق خویش، توان پردازش اطلاعات، احساسات و عواطف درگیر و... به طور اتوماتیک تصمیم می گیرد که این فایل به کدام فولدر منتقل شود.
✔️ اگر این فرد مهارت تأمل و تفکر متأملانه نداشته باشد همه ی این پروسه به طور اتوماتیک انجام می شود خواه فرد قادر باشد به این پروسه ناظر باشد یا حتی بی نظارت و بی توجه خودآگاه ما صورت گرفته باشد.
🔷 شما می توانید برای هر یک از این نوع فرآیندها مثالهایی از تجربیات فردی خویش پیدا کنید.
🔲 مثلا شما مشغول به صحبت و بحث جدی با فردی در موردی مهم هستید و در همان حال تلویزیون تصویری را نشان می دهد که می تواند برای شما پیامی داشته باشد و چشم و گوش شما با آن پیام مواجه است.
در عین حال که شما به گفتگوی خود ادامه می دهید آن پیام به طور اتوماتیک وارد ذهن شما شده و پردازش می شود و در در فولدر مربوط قرار می گیرد بی آنکه خودآگاه شما دخالتی در این فرآیند داشته باشد.
⬜️ از اینگونه فرآیندهای جانبی دهها مورد می توان در زندگی روزانه سراغ گرفت، هنگام راندن اتومبیل، پیاده روی در خیابان، در سر کلاس درس، در سینما و.....
🔶🔹🔶
علت اصلی قضیه این است که تفکر در هر یک از ما از نوع فعالیتهای اتوماتیک و بی نیاز به اراده ی آگاهانه ماست.
🔷🔸🔷 هر یک از ما از بدو تولد درست مثل تنفس و ضربان قلب با این فرآیند همراهیم.🔻 بخواهیم یا نخواهیم تفکر امری است جدانشدنی از ما و به احتمال قوی حتی در خواب هم متوقف نمی شود و به شکلی ادامه می یابد.
🔻 آنچه به اشتباه در بین برخی از ماها به نام تفکر شناخته می شود در واقع نوع پیشرفته تری از تفکر است به نام تأمل
یعنی تفکر خودآگاهانه و ارادی و غالبا بازنگرانهیا
تفکر کُند( در مقابل تفکر تند که همان تفکر اتوماتیک است)
با حاکمیت منطق دو ارزشی هر ورودی ادراکی به صورت اتوماتیک به یکی از دو پوشه ی بزرگ
راستها
و ناراستها!
وارد شده و در آن بایگانی می شوند.
هیچ پرونده بلاتکلیفی بر روی میز کار ما باقی نمی ماند و ما وقتی به بایگانی مراجعه می کنیم و دنبال یک فایل می گردیم آنها را لامحاله یا در فولدر راستها می یابیم و یا در فولدر ناراستها
و اگر در مورد آن فایل بحثی درگیرد ذهن ما از همانی دفاع خواهد کرد که قبلا فایل را در آن پوشه دیده است.
✍️ م. ناجی5. سبب اصلی که حاکمیت منطق دو ارزشی بر ذهن انسانها و بخصوص متفکران را موجه ساخت
♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀
✴️ به نظر می رسد که برای حاکمیت یافتن یک سیستم بر مجموعه ای باید زمینه های لازم برای پذیرش آن سیستم در مجموعه وجود داشته باشد.
🔅 نمونه واضح این مدعا را می توانیم در حاکمیت یک نظام سیاسی خاص بر کشوری ببینیم.
اگر بر فرض امروز بر جامعه ای نوع خاصی از کشورداری چیره است و بی هیچ مشکل اساسی استمرار دارد این بدین معناست که شرایط عینی و ذهنی لازم برای آن حکومت موجود بوده است.
✴️ حاکمیت منطق دو ارزشی بر ذهن اکثریت انسانها حداقل تا دو سه قرن اخیر و بلکه تاکنون نشانگر وجود زمینه ی ذهنی لازم برای تسلط این منطق است.
⚠️ مراد از حاکمیت، مقبولیت عام آن در نظامهای آموزشی و تدریس و تعلیم آن به طور گسترده است.
🔰 به غیر از ریاضیات ، -اگر در جامعه خودمان صحبت کنیم- همین امروز منطقی که در دبیرستانها تدریس می شود منطق دوارزشی است.
✴️ باید در مورد اینکه این عوامل چه ها هستند تأمل زیادی کرد اما در این نوشته ی مختصر اجمالا می توان به
✅
🔻 برای مثال جدول ارزش یک گزاره شرطی در منطق دو ارزشی به شکل زیر است.
یعنی حالات مختلف این گزاره به حسب درستی و نادرستی پ و کیو نشان داده شده است.
حال اگر ارزش بیش از دو ( صادق و کاذب) باشد جدول ارزش به مراتب پیچیده تر خواهد شد.
(متاسفانه جدول مورد نظر در قالب فرمت تلگرام قرار نگرفت یا بنده بلد نبودم!)
✔️ اگر دانشمندان از ابتدا متوجه نقص این منطق شده بودند و منطق های چند ارزشی تاسیس کرده بودند امروزه شاید با یک انسان بس هوشمندتر و دارای قدرت پردازش بسیار نیرومندتر مواجه بودیم.
✅
🔅 اینکه قوه ی شناسایی و عاقله انسان قادر است همه چیز را بشناسد و تمام عالم را آنگونه که هست در ذهن خود مدلسازی کند.
🔻 به همین دلیل است که هدف فلسفه در سنت اسلامی چنین تعریف شده است:
کون الانسان عالما ذهنیا مضاهیا للعالم العینی
🔹 هدف فلسفه این است که انسان را به عالمی ذهنی بدل کند دقیقا مشابه عالم واقعی
✅ پیشفرض این نگرش این است که انسان قادر به رسیدن به این هدف است.
🌀 پس ما با هر گزاره ای در مورد عالم و آدم مواجه شویم می توانیم آن را راستی آزمایی کنیم و نهایتا می فهمیم که درست است یا نه .
⬅️ اگر درست بود در فولدر گزاره های صادق جای می دهیم و اگر نادرست بود در فولدر گزاره های نادرست.
♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀♻️🌀
✴️ به نظر می رسد که برای حاکمیت یافتن یک سیستم بر مجموعه ای باید زمینه های لازم برای پذیرش آن سیستم در مجموعه وجود داشته باشد.
🔅 نمونه واضح این مدعا را می توانیم در حاکمیت یک نظام سیاسی خاص بر کشوری ببینیم.
اگر بر فرض امروز بر جامعه ای نوع خاصی از کشورداری چیره است و بی هیچ مشکل اساسی استمرار دارد این بدین معناست که شرایط عینی و ذهنی لازم برای آن حکومت موجود بوده است.
✴️ حاکمیت منطق دو ارزشی بر ذهن اکثریت انسانها حداقل تا دو سه قرن اخیر و بلکه تاکنون نشانگر وجود زمینه ی ذهنی لازم برای تسلط این منطق است.
⚠️ مراد از حاکمیت، مقبولیت عام آن در نظامهای آموزشی و تدریس و تعلیم آن به طور گسترده است.
🔰 به غیر از ریاضیات ، -اگر در جامعه خودمان صحبت کنیم- همین امروز منطقی که در دبیرستانها تدریس می شود منطق دوارزشی است.
✴️ باید در مورد اینکه این عوامل چه ها هستند تأمل زیادی کرد اما در این نوشته ی مختصر اجمالا می توان به
دو عامل اشاره کرد.✅
عامل اول ساده بودن این منطق است.
🔘 وقتی ما برای یک گزاره بیش از دو ارزش نداریم، در ارزیابی گزاره های مرکب ، عبارت هایی که از چند گزاره ترکیب شده اند، کار بس آسانتری داریم تا وقتی که یک گزاره سه یا بیش از سه ارزش ارزش محتمل داشته باشد.🔻 برای مثال جدول ارزش یک گزاره شرطی در منطق دو ارزشی به شکل زیر است.
یعنی حالات مختلف این گزاره به حسب درستی و نادرستی پ و کیو نشان داده شده است.
حال اگر ارزش بیش از دو ( صادق و کاذب) باشد جدول ارزش به مراتب پیچیده تر خواهد شد.
(متاسفانه جدول مورد نظر در قالب فرمت تلگرام قرار نگرفت یا بنده بلد نبودم!)
✔️ اگر دانشمندان از ابتدا متوجه نقص این منطق شده بودند و منطق های چند ارزشی تاسیس کرده بودند امروزه شاید با یک انسان بس هوشمندتر و دارای قدرت پردازش بسیار نیرومندتر مواجه بودیم.
✅
عامل دوم: یک اصل مهم و بنیادی است که از زمان افلاطون و ارسطو بر اذهان خواص و عوام حکومت دارد.
❓ آن اصل چیست؟🔅 اینکه قوه ی شناسایی و عاقله انسان قادر است همه چیز را بشناسد و تمام عالم را آنگونه که هست در ذهن خود مدلسازی کند.
🔻 به همین دلیل است که هدف فلسفه در سنت اسلامی چنین تعریف شده است:
کون الانسان عالما ذهنیا مضاهیا للعالم العینی
🔹 هدف فلسفه این است که انسان را به عالمی ذهنی بدل کند دقیقا مشابه عالم واقعی
✅ پیشفرض این نگرش این است که انسان قادر به رسیدن به این هدف است.
🌀 پس ما با هر گزاره ای در مورد عالم و آدم مواجه شویم می توانیم آن را راستی آزمایی کنیم و نهایتا می فهمیم که درست است یا نه .
⬅️ اگر درست بود در فولدر گزاره های صادق جای می دهیم و اگر نادرست بود در فولدر گزاره های نادرست.
پس با این پیشفرض برای نوع انسان هیچ گزاره ای وجود ندارد که تکلیفش نامعین باشد و انسان قادر نباشد از درستی یا نادرستی آن مطلع شود و در مورد آن داوری کند.
✍️ م . ناجی