خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
492 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
Forwarded from خرد سنجشگر
دانستن، شناسایی و معرفت چیست؟
Forwarded from خرد سنجشگر
فرق معرفت و غیر معرفت
Forwarded from خرد سنجشگر
⭐️معرفت⭐️

معرفت شناسان معرفت را باور صادق موجه تعریف کرده اند.

تا به حال هیچ نقد جدی به ساختار این تعریف نشده است. مشهورترین نقد بر این تعریف را گتیه کرده است که با آب و تاب به صورتهای گوناگون نقل می شود و مورد بررسی قرار می گیرد.
اما آن نقد هم نقد ساختاری نیست بلکه صرفا به جامع و مانع نبودن تعریف اشکالی آورده است
اما باور چیست؟
می گویند باور یکی از گرایش های گزاره ای در انسان است.
اما این گفته چه معنی دارد؟
متن زیر کوششی از یک دوست است برای تبیین و تعریف باور:

باور نامیست که ما به ابزار حیاتی از مغز خود داده ایم که برای مباحثه و افزایش کارکرد تشخیص خطر توسط حس های ما طراحی شده. باورها دامنه حس های ما را افزایش می دهند به طوری که می توانیم خطر را بهتر تشخیص دهیم و بدین ترتیب احتمال بقاء خود را هنگامی که به محیط های نااشنا داخل می شویم بهبود بخشیم.

باورها در اصل به عنوان «کاشف خطر با دامنه ی وسیع مغز» عمل می کنند.

از نظر کار کردی مغزهای ما باورها را به عنوان «نقشه های» درونی ان بخش های جهان در نظر می گیرند که با انها تماس حسی بدون واسطه نداریم. هنگامی که در اتاق پذیرایی نشسته ام قادر به دیدن اتوموبیلم نیستم.

با وجودیکه انرا در مدت کوتاهی پیش از این در کنار منزل پارک کرده ام، اما با توجه به داده های حسی در زمان حال نمی دانم که ایا اتوموبیلم هنوز هم انجا هست یا نه.

من برای یافتن اتوموبیل خود با هر درجه از کارایی مغز باید داده های حسی جاری را نادیده بگیرم. مغز من باید به نقشه ی درونی خودش از موقعیت مکانی اتومبیل بازگردد.

این همان باور من است که اتوموبیل من هنوز هم جلوی منزل من قرار دارد، یعنی جایی که من انرا چندی پیش پارک کرده و از ان جدا شدم.

مغز من در مراجعه به باور من و نه در بازگشت به داده های حسی ام است که می تواند درباره ی جهانی که با ان ارتباط مستقیم حسی ندارم چیزی بداند. این عمل دانش مغز مرا از جهان خارج «گسترش می دهد» و ارتباط مرا با این جهان «ارتقاء می بخشد».

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from خرد سنجشگر
🔴مقاله ای راجع به چیستی دانش یا معرفت🔴




معرفت چيست؟

طالبى *

1ـ تعريف شناخت

اولين بار واژه «شناخت» در فلسفه سقراط به روايت افلاطون به كار برده شد به طورى كه فيلسوفان پس از او تحت تأثير افكارش قرار گرفته و آن را به «باور صادق موجّه» (True Justified belief) تعريف نمودند.1 اما جان لاك در كتاب رساله اى درباره فهم انسان به جاى كلمه «شناخت» (Knowledge)ازواژه«فهم» (Understanding)استفاده كرده و به اين لحاظ، معرفت را به معنايى وسيع تر از باور صادق موجه دانسته است; زيرا اصطلاح «فهم» هم تصورات و هم تصديقات را در برمى گيرد در حالى كه واژه «شناخت» طبق تعريف مذكور شامل تصورات نمى باشد. سقراط و افلاطون كلمه علم و شناخت را به معناى مختلف به كار برده اند به طورى كه گاهى آن را درمقابل اصطلاحِ «جهل» و گاهى «خطا» و گاهى «ظن» قرار داده اند.

الف. علم و جهل

افلاطون در كتاب «جمهورى» وجود يك مفهوم را در ذهن، علم و آگاهى و عدم آن را در ذهن، جهل و نادانى دانسته است.2

ب. علم و خطا

سقراط به روايت افلاطون معتقد بود كه اگر مفهوم موجود در ذهن مطابق با واقعيت خارجى از ذهن باشد، آن مفهوم، علم ناميده مى شود وگرنه خطاست.3 در اين جا علم به معناى صدق (truth) و خطا به معناى كذب (untruth) مى باشد.

تفاوت بين اين دو مورد استعمال، دو چيز است: 1. معناى علم در اين اصطلاح، محدودتر از معناى علم در اصطلاح پيشين است. 2ـ در اصطلاح سابق به جنبه حكايت گرىِ مفهوم يعنى وجود ذهنى اش توجه نشده بلكه به جنبه وجودش در ذهن نظر شده است. در حالى كه اين امر در اصطلاح دوم علم، برعكس است.

ج. علم و پندار

افلاطون در كتاب «منون» و نيز «تئاتتوس» از قول سقراط مى گويد: اگر مفهوم در ذهن، ثابت باشد، علم ناميده مى شود. در غير اين صورت، پندار است. ولى تفاوت ميان علم و پندار را چنين توضيح مى دهد كه اگر اعتقاد داراى دليل محكم باشد، علم است وگرنه پندار خواهد بود; چه اين كه دليل محكم سبب ثبات اعتقاد و فقدان آن موجب سستى و عدم ثبات آن ـ پندار ـ در ذهن مى باشد.4 از اين رو، علم با تشكيك از بين نمى رود در حالى كه پندار با تشكيك متزلزل مى گردد. مثلاً، وقتى كسى به پشتوانه براهين هندسى اعتقاد دارد كه مجموع زواياى يك مثلث180 درجه است مى گوييم اوبه اين مطلب علم دارد، امّا وقتى او اين براهين را نداند، صرف دانستن تساوى مجموع زواياى يك مثلث با 180 درجه، نوعى ظن محسوب مى شود.

اهميت تفكيك بين علم و پندار و شناخت دقيق حقيقت آن دو از زمان سقراط تاكنون ذهن معرفت شناسان را به خود مشغول نموده است. هر چند تعبير آن ها از علم و پندار متفاوت مى باشد. جان لاك به جاى واژه پندار از كلمه «حكم» (judgement)استفاده كرده و به دنبال تفكيك ميان علم و حكم بوده است. اين جايگزين در آثار كانت نيز به چشم مى خورد. گروهى از فيلسوفان لغت «باور» را به جاى پندار و حكم قرار داده و تفكيك ميان علم و باور را دنبال كرده اند. اين جايگزينى سبب شده است تادرعلم معرفتـ شناسى بحث از تساوى يا تفاوت پندار و باور پديد آيد. اسپينوزا از علم به «علم كافى» و از پندار به «علم ناكافى» تعبير نموده است. ويليام جيمز در آثار خود از علم به «علم يقينى» و از پندار به «علم محتمل» ياد مى كند.

به هر حال تعريف علم و معرفت به «پندار (باور) صادق موجّه» در كلمات سقراط به روايت افلاطون وجود دارد، گرچه او از پذيرش اين تعريف، سر باز مى زند5، اما اين امر سبب شده است تا معرفت شناسان معاصر غرب شناخت را به «باور صادق موجّه» تعريف نمايند.

2ـ تحليل اجزاى تعريف معرفت

چون موضوع علم معرفت شناسى، معرفت و شناخت است و معرفت شناسان مغرب زمين آن را به «باور صادق موجّه» تعريف مى كنند6 اين بخش از اين نوشتار به تحليل اجزاى تعريف مزبور مى پردازد.

الف. باور

اولين عنصر اساسى در تعريف شناخت، باور است.7 باور به اعتقادى گفته مى شود كه قطعى و جزمى باشد. به بيان ديگر، آن حالت عميقِ روانى كه در عقيده انسان نسبت به امرى پيدا مى شود، به طورى كه احتمال مخالف آن را كاملاً نادرست و بى اساس بداند، باور نام دارد. پس در هر باور دو ركن وجود دارد:

1. اعتقاد به صادق بودن متعلَّق باور; يعنى اعتقاد به مطابق بودن آن با واقعيت خارجى;8
2. قطعى بودن اين اعتقاد; نه ظنّى بودن يا مشكوك بودن آن.9

ب. صادق

چون ممكن است متعلّق باور ناصحيح و مخالف باشد، گو اين كه شخص صاحب باور، اعتقاد به درستى آن دارد، معرفت شناسان گفته اند كه متعلّق باور در يك معرفت بايد در واقع نيز صادق باشد. مفهوم صدق در تعريف معرفت به معناى مطابق بودن يك گزاره خبرى با واقعيت خارجى است. اگر گزاره اى خبرى با واقعيت خارجى مطابق نباشدآن گزاره صادق نيست.
Forwarded from خرد سنجشگر
پس هميشه صدق و كذب در حوزه معرفت، صفت گزارش دادنِ از عالَم واقعيت قرار مى گيرد.10 از اين رو، چون فقط گزاره خبرى توان گزارش دادن از واقعيت دارد، صادق و كاذب بودن، صفتِ معرفتى كه به شكل گزاره نباشد ـ يعنى مفرد باشد ـ واقع نمى شود; زيرا مفرد، توان گزارش دادن از وقوع يا عدم وقوعِ امور ندارد.

همچنين گزاره هاى انشايى نيز نمى توانند متصف به صدق و كذب شوند; چون صلاحيت گزارش دادن و حكايت نمودن از واقعيت را ندارند.11

بنابر آنچه كه گذشت صادق بودن يك معرفت داراى دو شرط است:

1.آن معرفت به صورت گزاره باشدنه مفرد;
2. آن گزاره اخبارى باشد نه انشايى.

ج. موجّه

ممكن است باور صادق در ذهن صاحب باور، با دليل و برهان همراه نباشد. اين امر باعث ناپايدارى و بى ثباتى ِ باور مى شود.12به اين دليل معرفت شناسان گفته اند كه معرفت بايد در ذهن ثابت و پايدار بماند. پس بايد با دليل و برهان همراه باشد; يعنى اعتقاد جازم به يك گزاره صادق بايد از دليل صدق آن گزاره ناشى شود. از اين رو ايشان قيد «توجيه» (justification) را در تعريف معرفت وارد كرده اند.

ويتگنشتاين در اين باره مى نويسد: «كسى مى تواند بگويد "من مى دانم" كه بتواند دليل اثبات آن معلوم را ارائه كند. كسى كه نسبت به چيزى متقاعد مى شود بايد بتواند آن را با دليل و برهان براى ديگران روشن سازد.»13
این سه واژه حاوی سه معنای متفاوت است که در زبان انگلیسی هر سه با واژۀ ( I know ) بیان می شوند.
💠❇️معرفت چیست؟❇️💠



سوالی از دوستان پرسیده بودم:

سه واژه ی (می دانم) ، (می شناسم) و (بلدم)  چه مشترکات و چه تفاوتهایی دارند؟


آیا هیچ وجه مشترکی بین این سه معنا وجود ندارد؟ و اینکه در زبان انگلیسی برای هر سه از واژه ی ( knowing ) استفاده می شود، صرفا از باب اشتراک لفظ است؟

🔆 یعنی مثل کار برد لفظ شیر در فارسی به سه معنای مختلف شیرخوراکی و شیر سلطان جنگل و شیر دستشویی است

🔆 یا نه و این سه معنا اشتراکاتی با هم دارند و کاربردی شبیه کاربرد لفظ حیوان به گربه و موش و انسان دارد یعنی از نوع کاربرد لفظ در معنای عامی است که هر سه معنای دانستن و شناختن و بلد بودن را شامل می شود؟

این سوال مهمی است و می تواند مانع اشتباهات زیادی شود.

مساله این است که معرفت شناسان ، معرفت را فقط شامل معنای دانستن می دانند و دو معنای دیگر را معرفت نمی دانند.

آیا حق با آنهاست؟

آیا معرفتی که معرفت شناسان در پی تعریف آن برآمده اند مفهومی است که نقیضش جهل است ؟
به تعبیر دیگر هرچیزی که عنوان معرفت بر آن صدق نکند و بار نشود لزوما عنوان جهل بر آن بار می شود؟ یا نه ؟

اگر پاسخ منفی بود نقیض مفهوم معرفت چیست؟ درمقابل این معنای خاص از دانایی چه عنوانی را باید به کار بریم؟


اگر نقیض معرفت جهل باشد آیا شناختن و بلد بودن که خارج از حوزه ی صدق معرفت هستند از مصادیق جهل هستند؟

احازه دهید سوال را طور دیگری هم مطرح کنم.

آن معنایی که نقیض جهل مطلق است چیست؟ کدامین معناست که می تواند در مقابل جهل قرار گیرد؟


دوست دارم که در مورد این سوالات فکر کنید و سپس روی آنها بحث کنیم.

✍️ م . ناجی
خرد سنجشگر pinned «💠❇️معرفت چیست؟❇️💠 سوالی از دوستان پرسیده بودم: سه واژه ی (می دانم) ، (می شناسم) و (بلدم) چه مشترکات و چه تفاوتهایی دارند؟ آیا هیچ وجه مشترکی بین این سه معنا وجود ندارد؟ و اینکه در زبان انگلیسی برای هر سه از واژه ی ( knowing ) استفاده می شود،…»
خرد سنجشگر
💠❇️معرفت چیست؟❇️💠 سوالی از دوستان پرسیده بودم: سه واژه ی (می دانم) ، (می شناسم) و (بلدم) چه مشترکات و چه تفاوتهایی دارند؟ آیا هیچ وجه مشترکی بین این سه معنا وجود ندارد؟ و اینکه در زبان انگلیسی برای هر سه از واژه ی ( knowing ) استفاده می شود،…
یک دوست:

پرسش شما:
سه واژه ی (می دانم) ، (می شناسم) و (بلدم) چه مشترکات و چه تفاوتهایی دارند؟

تفاوت دارند و مشترکات دارند، ولی مگر می شود تفاوتها و مشترکاتشان را گفت؟! اصلاً خود هر کلمه ای در جاهای مختلف تفاوتهای ظریف معنایی با خودش در جاهای دیگر دارد. "می دانم" با "می دانم" یکی است و یکی نیست!

خیلی سر به سر واژه ها نگذاریم بهتر است.

🌱🌺🌱🌺🌱

م.ن

با سلام تجزیه و تحلیل یعنی همین تلاش برای کالبدشکافی مفاهیم.


می توانم دلیل این مدعای شما را بپرسم؟

خیلی سر به سر واژه ها نگذاریم بهتر است.

🌱🌺🌱🌺🌱


دوست:
ولی تلاش شما خیلی اوقات به سمت کالبدشکافی کلمات می رود.

و اگر با مفاهیم هم خیلی کشتی بگیریم مندرس و نخ نما می شوند


🌱🌺🌱🌺🌱

م.ن

دوست نازنین

توجه بفرمایید که ما صرفا از طریق کلمات به مفاهیم دسترسی داریم.

اگر چنین نیست شما فقط یک مورد برای من از مفهومی سخن بگویید بدون استفاده از کلمات!

روش اتخاذی بنده ، روش عمده ی فلسفه تحلیلی است.

🌱🌺🌱🌺🌱

دوست:
درست است. ولی به قول حضرت بودا (علیه و علی نبینا السلام) که فرمود:
"وقتی به ماه اشاره می کنم، به ماه نگاه کن، نه به انگشت من!"

کلمات اشاراتند، نه معانی.

🌱🌺🌱🌺🌱

م.ن:

از نظر شما من وقتی از کلمات سخن می گویم به انگشت نگاه می کنم؟
به چه دلیلی این ادعا را مطرح می فرمایید؟

در کجای کلام من شما خواندید که کلمات معانی هستند؟

🌱🌺🌱🌺🌱

دوست:

چنین تدقیقاتی در مورد تشابهات و تفاوتهای کلمات و ظرافت های آنها چه را نشان می دهد؟ به خصوص وقتی هر کسی کلمات را به معنی متفاوتی به کار می برد؟ خود "دانستن" هزار و یک تفاوت معنایی ظریف با خودش دارد.

🌱🌺🌱🌺🌱

م.ن:

دوست نازنینم

کلمات دو نحوه وجود دارند مثل آینه

یکی وجودی برای خود و دیگری وجودی به نمایندگی از دیگری(معنا)

وقتی شما به آینه نگاه کنید و قد و بالای آن و میزان صیقل بودنش را ببینید به خود آینه نگاه می کنید و وقتی به اینه نگاه می کنید و تصویر خود را می بینید وجود دوم آن را می بینید.

وقتی به خود کلمه ی ملخ نگاه کنید جز م و ل و خ نخواهید دید اما اگر به وجود مرآتی آن نگاه کنید مدلولش را خواهید دید یعنی یک حشره ی خاص را.

( و این است مفاد کلامی که از بودا نقل کردید)
Forwarded from Yousef
میدانم: I know it
میشناسم: I can identify it.
بلدم: I know how to do it/ I understand how it works
معناشون میشه این بنظرم.
چون 《بلدم》رو در مواردی استفاده میکنیم که یه چیزی تو جمله باشه.
《میدانم》وقتی استفاده میشه که داشتن دانش (بدون در نظر گرفتن رزولوشون خاصی مطرح باشه(حالا تو فارسی دنبال رزولوشن هم میشه بگردید)) مطرح باشه.
《میشناسم》توانایی تمیز دادن چیزی از چیز دیگست که بازم تو فارسی هم یه چیزی همراهش هست که به اون اشاره داره.
خلاصش اینکه 《دانستن》 صرفا بدون رزولوشن خاصی اشاره به داشتن یه اطلاعاتی میکنه. برا بقیش کلمه هست.
در ضمن زبان های انسانی Formal نیستن و یک به یک Map نمیشن. برای همین غیرقطعی هستن.
غیرقطعی بودن هم بد نیست! کمک میکنه که ماها همه چیو بتونیم با همون زبان توصیف کنیم ولی به شکل غیر دقیق! که تا وقتی کار رو راه بندازه اکیه.
اگه دنبال موشکافی دقیق کلماتی باید زبانت رو بکنی زبان ریاضی.
Forwarded from Seyedi
سلام بر دوست عزیز جناب ناجی
برای شناخت واژه ها از راه نقیض آنها، به نظر می رسد که مشکل، دو برابر و راه دورتر می شود.( گر چه در پایان میوه شیرین دهد پر منفعت)
در همین واژه معرفت، اگر از نقیض " جهل"، بهره بریم؛ آنگاه فراوانی بحث در باره مفهوم جهل باید تا جهل دانسته شود.
پبشنهاد می شود دستکم چارچوب مفهوم جهل بیان شود تا خواننده بداند معرفت را نقیض کدامین معنی جهل بنهد
Forwarded from Hosein
سلام خدمت دوست نازنینم دکتر سیدی و سپاس از نکته نغزی که فرمودید

چشم حتما در این باره می نویسم.

من فرموده شما را چنین فهمیدم که جهل هم به تبع علم می تواند مفهومی مبهم باشد و یا چندمعنایی

اما به نظر من درست مثل تاریکی می توان تاریکی مطلق را بهتر از نور مطلق تصور کرد.
Minnet Eylemem
Ahmet Aslan
منت ایلمم

شعر از عمادالدین نسیمی

خواننده: احمد اصلان
Forwarded from Hosein
Lovers Plight
Kayhan Kalhor and M.R.Shajarian
تصنیف زیبای "ای عاشقان"، با صدای بی همتای استاد
#محمدرضا_شجریان
آهنگ: #کیهان_کلهر
شعر: #هوشنگ_ابتهاج

ای عاشقان ای عاشقان
پیمانه ها پر خون کنید

@zemesstaaan
Haq Ali Ali Haq - Album: Devotional Songs
Nusrat Fateh Ali Khan
قطعه قوالی حق علی علی حق (شاه مردان)
استاد نصرت فتح علی خان
@qadahha
روش ساده روانشناس دانشگاه هاروارد، برای کنار آمدن با لحظات سخت زندگی

ترجمه و تلخیص:
علی فیضی

ممکن است به نظرتان فرد ظالمی به نظر برسم چرا که وقتی دوستانم برای کنار آمدن با وضعیت‌های پراسترس کاری‌شان با من تماس می‌گیرند، از این تماس‌ها خوشحال می‌شوم.
البته این‌طور نیست که از ناراحت بودن و درد کشیدن دیگران لذت ببرم، بلکه ترسی که در وجود آنهاست، باعث می‌شود فرصت آن‌ را پیدا کنم که منطق و توانایی‌هایی را که در حل مشکلات دارم، نشان بدهم.

از وقتی که سوزان دیوید، روانشناس دانشگاه علوم پزشکی هاروارد و نویسنده کتاب «چابکی هیجانی» (Emotional Agility) را ملاقات کردم، اتفاقات ناخوشایندی را که در زندگی‌ام اتفاق می‌افتد به عنوان چیزی برداشت می‌کنم که ممکن است برای هر فرد دیگری هم پیش بیاید. او بر این باور است که برای انسان بسیار دشوار است که خود را از افکار و احساساتش جدا کند. همین امر سبب می‌شود که معمولا افراد نتوانند خودشان را از استرس و نگرانی نجات دهند.

اما سوزان، که مشاور مراکزی چون، ارنست و یانگ (Ernst and Young) و نیز مشاور سازمان ملل هم است، یک راه حل خوب برای دور ماندن از افکار و احساسات به شما پیشنهاد می‌دهد.
قدم اول: به کسی فکر کنید که برایش احترام زیادی قائل هستید. ممکن است آن فرد رئیس یا یکی از همکاران‌تان باشد.
قدم دوم: اگر آن فرد در وضعیت پرتنش فعلی شما قرار می‌گرفت، چه توصیه‌ای به او می‌کردید؟
همه‌اش همین.

شاید این کار خیلی ساده به نظر برسد اما چگونگی انجام آن است که بسیار اهمیت دارد. زمانی که چیزی برای من پیش آمده است و شما به من می‌گویید که چه کاری باید انجام دهم، من تقریبا در وضعیت نداشتن ایده به سر می‌برم. اما وقتی مشکل برای فرد دیگری است، مثلا کسی به نام جک، و همین اتفاق برای جک افتاده و از شما می‌پرسند که توصیه شما به او چیست، با این پرسش، ناگهان فرد خودش را از همه چیز رها می‌کند و با این روش بهتر با قضیه کنار می‌آید. در این حالت تنها چیزی که اتفاق افتاده، آن است که شخص دیدگاه خود را تغییر داده است.

یکی از راه‌های مشابه دیگری که سوزان پیشنهاد می‌دهد و برای مراجعانش از این راهکار استفاده می‌کند این است که می‌گوید خودتان را در جایگاه سوم شخص قرار دهید. این ایدهٔ دیگری برای دور ماندن از افکار و احساسات‌تان است که این تشخیص را به شما می‌دهد که ممکن است این افکار و احساسات چندان هم درست نباشند.
مثلا زمانی که می‌گویید "من استرس دارم"، سوزان می‌گوید، تو اکنون با احساساتت یکی شده ای و این یعنی هنوز از احساساتت فاصله نگرفته‌ای.
اما بیایید و بگویید اگر سوزان در این موقعیت در جای من بود و این استرس را تجربه می‌کرد، با آن چطور برخورد می‌کرد. احتمالا به خود می‌گفت، باید بیشتر روی خودم کار کنم یا میگفت جلسه‌ای دارم و میان شرکت‌کنندگان این جلسه دوستانی پیدا خواهم کرد که خواهم توانست با آنها صحبت و ارتباط برقرار کنم.

سوزان می‌گوید وقتی این کار را می‌کنید، از دیدگاهی که تنها از افکار و احساس خودتان نشات ‌گرفته است، به دیدگاهی دیگر منتقل می‌شوید. و آنگاه وقایع را طوری می‌بینید که به واقعیت نزدیک‌تر است.

نظرات سوزان ریشه در توجه‌آگاهی (mindfulness) دارد، یا توانایی توجه به افکار، احساسات عاطفی و احساسات جسمانی، بدون قضاوت کردن.

دکتر سوزان دیوید در کتاب خود توضیح می‌دهد که یکی از سودمندی‌های توجه‌آگاهی دیدن جهان از دیدگاه‌های گوناگون (نه فقط از دیدگاه خودِ شخص) است. کافی است از مسیر افکار و احساسات خود خارج شوید تا قادر به دیدن مسئله از منظری دیگر باشید.
مقدمه ای بر دیالوگ  (1)

💧🌻💧🌻💧🌻💧🌻💧

💠 نظر (opinion) -

💠 مدعا(ادعا) (claim)


سیستم تصمیم گیری و عمل انسانها به گونه ای است که متکی بر دانسته هایی خاص در مورد آن عمل خاص است.


🔸 وقتی ما می خواهیم برای رفع گرسنگی مثلا هویج بخوریم به هر طریق می دانیم یا احتمال می دهیم که خوردن هویج گرسنگی را رفع می کند و نیز می دانیم که خوردن آن کشنده نیست و حتی اینکه برای ما ضرر داشته باشد از نظر ما احتمالش کم است یا محتمل نیست.

🔹 به همین دلیل هر یک از ما در مورد مسائل مبتلابه روزمره دارای نظر هستیم یعنی باور خاصی در مورد آن مسائل و موضوعات داریم.

☑️ برای تمرین هم که شده می توانیم در مورد هر عملی که انجام می دهیم ، باورهایی را که لازمۀ آن عمل است استخراج کرده ردیف کنیم.

🔷 پس می توان گفت که:

نظر همان باورهایی است که ما در مورد موضوعات مختلف داریم.

🔻مثلا باور داریم که در کره ی زمین زندگی می کنیم،

🔻 بدون تنفس می میریم،

🔻برای زنده ماندن باید تغذیه کنیم،

🔻 هر انسانی دارای پدر و مادری است ،

🔻 آب از حیاتی ترین نیازهای بشر است و ....

یا حتی باورهای ارزشی و هنجاری یا توصیه ای مثل اینکه

🔻 باید مواظب سلامت خود باشیم،

🔻 باید از خانه یا خانواده خود دفاع کنیم

🔻یا نباید به دیگران ظلم کرد،

🔻 یا نباید دروغ گفت و ...


پس نظرات ما در واقع باورهایی هستند که ما در ذهن و ضمیر خود نسبت به امور مختلف دارا هستیم.



ادعا یا مدعا چیست؟

وقتی فردی در تخاطب و مواجهه با دیگر انسانها

✔️چه به صورت مستقیم – برای مثال : در گفت و گو یا بحث

✔️ و جه به صورت غیر مستقیم – برای مثال در یک مقاله یا کتاب یا نامه –

نظر خود را ابراز می دارد به آن اظهار نظر یا مدعا گفته می شود .

⚪️ البته آنچه بیشتر از مدعا در بین ما رایج است واژۀ (ادعا) می باشد.


🔴 پس مدعا یا ادعا ( claim) در واقع بیان و اظهار نظرو باوری است که ما در موردی خاص داریم.

🔶 اگر من در ذهن و ضمیرم باور دارم که:

فردا باران خواهد بارید ⬅️ یعنی نظرم این است که فردا باران خواهد بارید.


🔹 اما اگر این جمله را به فرد دیگری بیان کردم و گفتم که :

فردا باران خواهد بارید ⬅️ من ادعا کرده ام که فردا باران خواهد بارید یعنی نظرم را بیان کرده ام.


به این گفتار من می گویند اظهارنظر یا ادعا

پس نظر کاملا جنبه ی شخصی و فردی دارد اما اظهار نظر یا ادعا یک عمل بین الاثنینی و جمعی است.

✍️ م . ناجی

📡 کانال خرد سنجشگر
Forwarded from Hosein
از دفتر خاطرات خانلری - تنگدستی.pdf
179.9 KB
وضعیت مالی ناتل خانلری را بخوانید و مقایسه کنید با امروز
Forwarded from Hosein
شعر عقاب با صدای پرویز خانلری
پرویز ناتل خانلری
شعر عقاب اثر زیبای دکتر خانلری با صدای خودش