Forwarded from Yousef
میدانم: I know it
میشناسم: I can identify it.
بلدم: I know how to do it/ I understand how it works
معناشون میشه این بنظرم.
چون 《بلدم》رو در مواردی استفاده میکنیم که یه چیزی تو جمله باشه.
《میدانم》وقتی استفاده میشه که داشتن دانش (بدون در نظر گرفتن رزولوشون خاصی مطرح باشه(حالا تو فارسی دنبال رزولوشن هم میشه بگردید)) مطرح باشه.
《میشناسم》توانایی تمیز دادن چیزی از چیز دیگست که بازم تو فارسی هم یه چیزی همراهش هست که به اون اشاره داره.
خلاصش اینکه 《دانستن》 صرفا بدون رزولوشن خاصی اشاره به داشتن یه اطلاعاتی میکنه. برا بقیش کلمه هست.
در ضمن زبان های انسانی Formal نیستن و یک به یک Map نمیشن. برای همین غیرقطعی هستن.
غیرقطعی بودن هم بد نیست! کمک میکنه که ماها همه چیو بتونیم با همون زبان توصیف کنیم ولی به شکل غیر دقیق! که تا وقتی کار رو راه بندازه اکیه.
اگه دنبال موشکافی دقیق کلماتی باید زبانت رو بکنی زبان ریاضی.
میشناسم: I can identify it.
بلدم: I know how to do it/ I understand how it works
معناشون میشه این بنظرم.
چون 《بلدم》رو در مواردی استفاده میکنیم که یه چیزی تو جمله باشه.
《میدانم》وقتی استفاده میشه که داشتن دانش (بدون در نظر گرفتن رزولوشون خاصی مطرح باشه(حالا تو فارسی دنبال رزولوشن هم میشه بگردید)) مطرح باشه.
《میشناسم》توانایی تمیز دادن چیزی از چیز دیگست که بازم تو فارسی هم یه چیزی همراهش هست که به اون اشاره داره.
خلاصش اینکه 《دانستن》 صرفا بدون رزولوشن خاصی اشاره به داشتن یه اطلاعاتی میکنه. برا بقیش کلمه هست.
در ضمن زبان های انسانی Formal نیستن و یک به یک Map نمیشن. برای همین غیرقطعی هستن.
غیرقطعی بودن هم بد نیست! کمک میکنه که ماها همه چیو بتونیم با همون زبان توصیف کنیم ولی به شکل غیر دقیق! که تا وقتی کار رو راه بندازه اکیه.
اگه دنبال موشکافی دقیق کلماتی باید زبانت رو بکنی زبان ریاضی.
Forwarded from Seyedi
سلام بر دوست عزیز جناب ناجی
برای شناخت واژه ها از راه نقیض آنها، به نظر می رسد که مشکل، دو برابر و راه دورتر می شود.( گر چه در پایان میوه شیرین دهد پر منفعت)
در همین واژه معرفت، اگر از نقیض " جهل"، بهره بریم؛ آنگاه فراوانی بحث در باره مفهوم جهل باید تا جهل دانسته شود.
پبشنهاد می شود دستکم چارچوب مفهوم جهل بیان شود تا خواننده بداند معرفت را نقیض کدامین معنی جهل بنهد
برای شناخت واژه ها از راه نقیض آنها، به نظر می رسد که مشکل، دو برابر و راه دورتر می شود.( گر چه در پایان میوه شیرین دهد پر منفعت)
در همین واژه معرفت، اگر از نقیض " جهل"، بهره بریم؛ آنگاه فراوانی بحث در باره مفهوم جهل باید تا جهل دانسته شود.
پبشنهاد می شود دستکم چارچوب مفهوم جهل بیان شود تا خواننده بداند معرفت را نقیض کدامین معنی جهل بنهد
Forwarded from Hosein
سلام خدمت دوست نازنینم دکتر سیدی و سپاس از نکته نغزی که فرمودید
چشم حتما در این باره می نویسم.
من فرموده شما را چنین فهمیدم که جهل هم به تبع علم می تواند مفهومی مبهم باشد و یا چندمعنایی
اما به نظر من درست مثل تاریکی می توان تاریکی مطلق را بهتر از نور مطلق تصور کرد.
چشم حتما در این باره می نویسم.
من فرموده شما را چنین فهمیدم که جهل هم به تبع علم می تواند مفهومی مبهم باشد و یا چندمعنایی
اما به نظر من درست مثل تاریکی می توان تاریکی مطلق را بهتر از نور مطلق تصور کرد.
Minnet Eylemem
Ahmet Aslan
منت ایلمم
شعر از عمادالدین نسیمی
خواننده: احمد اصلان
شعر از عمادالدین نسیمی
خواننده: احمد اصلان
Lovers Plight
Kayhan Kalhor and M.R.Shajarian
تصنیف زیبای "ای عاشقان"، با صدای بی همتای استاد
#محمدرضا_شجریان
آهنگ: #کیهان_کلهر
شعر: #هوشنگ_ابتهاج
ای عاشقان ای عاشقان
پیمانه ها پر خون کنید
@zemesstaaan
#محمدرضا_شجریان
آهنگ: #کیهان_کلهر
شعر: #هوشنگ_ابتهاج
ای عاشقان ای عاشقان
پیمانه ها پر خون کنید
@zemesstaaan
روش ساده روانشناس دانشگاه هاروارد، برای کنار آمدن با لحظات سخت زندگی
ترجمه و تلخیص:
علی فیضی
ممکن است به نظرتان فرد ظالمی به نظر برسم چرا که وقتی دوستانم برای کنار آمدن با وضعیتهای پراسترس کاریشان با من تماس میگیرند، از این تماسها خوشحال میشوم.
البته اینطور نیست که از ناراحت بودن و درد کشیدن دیگران لذت ببرم، بلکه ترسی که در وجود آنهاست، باعث میشود فرصت آن را پیدا کنم که منطق و تواناییهایی را که در حل مشکلات دارم، نشان بدهم.
از وقتی که سوزان دیوید، روانشناس دانشگاه علوم پزشکی هاروارد و نویسنده کتاب «چابکی هیجانی» (Emotional Agility) را ملاقات کردم، اتفاقات ناخوشایندی را که در زندگیام اتفاق میافتد به عنوان چیزی برداشت میکنم که ممکن است برای هر فرد دیگری هم پیش بیاید. او بر این باور است که برای انسان بسیار دشوار است که خود را از افکار و احساساتش جدا کند. همین امر سبب میشود که معمولا افراد نتوانند خودشان را از استرس و نگرانی نجات دهند.
اما سوزان، که مشاور مراکزی چون، ارنست و یانگ (Ernst and Young) و نیز مشاور سازمان ملل هم است، یک راه حل خوب برای دور ماندن از افکار و احساسات به شما پیشنهاد میدهد.
قدم اول: به کسی فکر کنید که برایش احترام زیادی قائل هستید. ممکن است آن فرد رئیس یا یکی از همکارانتان باشد.
قدم دوم: اگر آن فرد در وضعیت پرتنش فعلی شما قرار میگرفت، چه توصیهای به او میکردید؟
همهاش همین.
شاید این کار خیلی ساده به نظر برسد اما چگونگی انجام آن است که بسیار اهمیت دارد. زمانی که چیزی برای من پیش آمده است و شما به من میگویید که چه کاری باید انجام دهم، من تقریبا در وضعیت نداشتن ایده به سر میبرم. اما وقتی مشکل برای فرد دیگری است، مثلا کسی به نام جک، و همین اتفاق برای جک افتاده و از شما میپرسند که توصیه شما به او چیست، با این پرسش، ناگهان فرد خودش را از همه چیز رها میکند و با این روش بهتر با قضیه کنار میآید. در این حالت تنها چیزی که اتفاق افتاده، آن است که شخص دیدگاه خود را تغییر داده است.
یکی از راههای مشابه دیگری که سوزان پیشنهاد میدهد و برای مراجعانش از این راهکار استفاده میکند این است که میگوید خودتان را در جایگاه سوم شخص قرار دهید. این ایدهٔ دیگری برای دور ماندن از افکار و احساساتتان است که این تشخیص را به شما میدهد که ممکن است این افکار و احساسات چندان هم درست نباشند.
مثلا زمانی که میگویید "من استرس دارم"، سوزان میگوید، تو اکنون با احساساتت یکی شده ای و این یعنی هنوز از احساساتت فاصله نگرفتهای.
اما بیایید و بگویید اگر سوزان در این موقعیت در جای من بود و این استرس را تجربه میکرد، با آن چطور برخورد میکرد. احتمالا به خود میگفت، باید بیشتر روی خودم کار کنم یا میگفت جلسهای دارم و میان شرکتکنندگان این جلسه دوستانی پیدا خواهم کرد که خواهم توانست با آنها صحبت و ارتباط برقرار کنم.
سوزان میگوید وقتی این کار را میکنید، از دیدگاهی که تنها از افکار و احساس خودتان نشات گرفته است، به دیدگاهی دیگر منتقل میشوید. و آنگاه وقایع را طوری میبینید که به واقعیت نزدیکتر است.
نظرات سوزان ریشه در توجهآگاهی (mindfulness) دارد، یا توانایی توجه به افکار، احساسات عاطفی و احساسات جسمانی، بدون قضاوت کردن.
دکتر سوزان دیوید در کتاب خود توضیح میدهد که یکی از سودمندیهای توجهآگاهی دیدن جهان از دیدگاههای گوناگون (نه فقط از دیدگاه خودِ شخص) است. کافی است از مسیر افکار و احساسات خود خارج شوید تا قادر به دیدن مسئله از منظری دیگر باشید.
ترجمه و تلخیص:
علی فیضی
ممکن است به نظرتان فرد ظالمی به نظر برسم چرا که وقتی دوستانم برای کنار آمدن با وضعیتهای پراسترس کاریشان با من تماس میگیرند، از این تماسها خوشحال میشوم.
البته اینطور نیست که از ناراحت بودن و درد کشیدن دیگران لذت ببرم، بلکه ترسی که در وجود آنهاست، باعث میشود فرصت آن را پیدا کنم که منطق و تواناییهایی را که در حل مشکلات دارم، نشان بدهم.
از وقتی که سوزان دیوید، روانشناس دانشگاه علوم پزشکی هاروارد و نویسنده کتاب «چابکی هیجانی» (Emotional Agility) را ملاقات کردم، اتفاقات ناخوشایندی را که در زندگیام اتفاق میافتد به عنوان چیزی برداشت میکنم که ممکن است برای هر فرد دیگری هم پیش بیاید. او بر این باور است که برای انسان بسیار دشوار است که خود را از افکار و احساساتش جدا کند. همین امر سبب میشود که معمولا افراد نتوانند خودشان را از استرس و نگرانی نجات دهند.
اما سوزان، که مشاور مراکزی چون، ارنست و یانگ (Ernst and Young) و نیز مشاور سازمان ملل هم است، یک راه حل خوب برای دور ماندن از افکار و احساسات به شما پیشنهاد میدهد.
قدم اول: به کسی فکر کنید که برایش احترام زیادی قائل هستید. ممکن است آن فرد رئیس یا یکی از همکارانتان باشد.
قدم دوم: اگر آن فرد در وضعیت پرتنش فعلی شما قرار میگرفت، چه توصیهای به او میکردید؟
همهاش همین.
شاید این کار خیلی ساده به نظر برسد اما چگونگی انجام آن است که بسیار اهمیت دارد. زمانی که چیزی برای من پیش آمده است و شما به من میگویید که چه کاری باید انجام دهم، من تقریبا در وضعیت نداشتن ایده به سر میبرم. اما وقتی مشکل برای فرد دیگری است، مثلا کسی به نام جک، و همین اتفاق برای جک افتاده و از شما میپرسند که توصیه شما به او چیست، با این پرسش، ناگهان فرد خودش را از همه چیز رها میکند و با این روش بهتر با قضیه کنار میآید. در این حالت تنها چیزی که اتفاق افتاده، آن است که شخص دیدگاه خود را تغییر داده است.
یکی از راههای مشابه دیگری که سوزان پیشنهاد میدهد و برای مراجعانش از این راهکار استفاده میکند این است که میگوید خودتان را در جایگاه سوم شخص قرار دهید. این ایدهٔ دیگری برای دور ماندن از افکار و احساساتتان است که این تشخیص را به شما میدهد که ممکن است این افکار و احساسات چندان هم درست نباشند.
مثلا زمانی که میگویید "من استرس دارم"، سوزان میگوید، تو اکنون با احساساتت یکی شده ای و این یعنی هنوز از احساساتت فاصله نگرفتهای.
اما بیایید و بگویید اگر سوزان در این موقعیت در جای من بود و این استرس را تجربه میکرد، با آن چطور برخورد میکرد. احتمالا به خود میگفت، باید بیشتر روی خودم کار کنم یا میگفت جلسهای دارم و میان شرکتکنندگان این جلسه دوستانی پیدا خواهم کرد که خواهم توانست با آنها صحبت و ارتباط برقرار کنم.
سوزان میگوید وقتی این کار را میکنید، از دیدگاهی که تنها از افکار و احساس خودتان نشات گرفته است، به دیدگاهی دیگر منتقل میشوید. و آنگاه وقایع را طوری میبینید که به واقعیت نزدیکتر است.
نظرات سوزان ریشه در توجهآگاهی (mindfulness) دارد، یا توانایی توجه به افکار، احساسات عاطفی و احساسات جسمانی، بدون قضاوت کردن.
دکتر سوزان دیوید در کتاب خود توضیح میدهد که یکی از سودمندیهای توجهآگاهی دیدن جهان از دیدگاههای گوناگون (نه فقط از دیدگاه خودِ شخص) است. کافی است از مسیر افکار و احساسات خود خارج شوید تا قادر به دیدن مسئله از منظری دیگر باشید.
مقدمه ای بر دیالوگ (1)💧🌻💧🌻💧🌻💧🌻💧
💠 نظر (opinion) -
💠 مدعا(ادعا) (claim)
✅ سیستم تصمیم گیری و عمل انسانها به گونه ای است که متکی بر دانسته هایی خاص در مورد آن عمل خاص است.
🔸 وقتی ما می خواهیم برای رفع گرسنگی مثلا هویج بخوریم به هر طریق می دانیم یا احتمال می دهیم که خوردن هویج گرسنگی را رفع می کند و نیز می دانیم که خوردن آن کشنده نیست و حتی اینکه برای ما ضرر داشته باشد از نظر ما احتمالش کم است یا محتمل نیست.
🔹 به همین دلیل هر یک از ما در مورد مسائل مبتلابه روزمره دارای نظر هستیم یعنی باور خاصی در مورد آن مسائل و موضوعات داریم.
☑️ برای تمرین هم که شده می توانیم در مورد هر عملی که انجام می دهیم ، باورهایی را که لازمۀ آن عمل است استخراج کرده ردیف کنیم.
🔷 پس می توان گفت که:
نظر همان باورهایی است که ما در مورد موضوعات مختلف داریم.
🔻مثلا باور داریم که در کره ی زمین زندگی می کنیم، 🔻 بدون تنفس می میریم،
🔻برای زنده ماندن باید تغذیه کنیم،
🔻 هر انسانی دارای پدر و مادری است ،
🔻 آب از حیاتی ترین نیازهای بشر است و ....
یا حتی باورهای ارزشی و هنجاری یا توصیه ای مثل اینکه
🔻 باید مواظب سلامت خود باشیم،
🔻 باید از خانه یا خانواده خود دفاع کنیم
🔻یا نباید به دیگران ظلم کرد،
🔻 یا نباید دروغ گفت و ...
پس نظرات ما در واقع باورهایی هستند که ما در ذهن و ضمیر خود نسبت به امور مختلف دارا هستیم.
➕➖➕➖➕➖➕➖➕➖➕
✅ ادعا یا مدعا چیست؟
وقتی فردی در تخاطب و مواجهه با دیگر انسانها
✔️چه به صورت مستقیم – برای مثال : در گفت و گو یا بحث
✔️ و جه به صورت غیر مستقیم – برای مثال در یک مقاله یا کتاب یا نامه –
نظر خود را ابراز می دارد به آن اظهار نظر یا مدعا گفته می شود .
⚪️ البته آنچه بیشتر از مدعا در بین ما رایج است واژۀ (ادعا) می باشد.
🔴
پس مدعا یا ادعا ( claim) در واقع بیان و اظهار نظرو باوری است که ما در موردی خاص داریم.
🔶 اگر من در ذهن و ضمیرم باور دارم که:فردا باران خواهد بارید ⬅️ یعنی نظرم این است که فردا باران خواهد بارید.
🔹 اما اگر این جمله را به فرد دیگری بیان کردم و گفتم که :
فردا باران خواهد بارید ⬅️ من ادعا کرده ام که فردا باران خواهد بارید یعنی نظرم را بیان کرده ام.
به این گفتار من می گویند اظهارنظر یا ادعا
پس نظر کاملا جنبه ی شخصی و فردی دارد اما اظهار نظر یا ادعا یک عمل بین الاثنینی و جمعی است.
✍️ م . ناجی 📡 کانال خرد سنجشگر
Forwarded from Hosein
از دفتر خاطرات خانلری - تنگدستی.pdf
179.9 KB
وضعیت مالی ناتل خانلری را بخوانید و مقایسه کنید با امروز
شعر عقاب با صدای پرویز خانلری
پرویز ناتل خانلری
شعر عقاب اثر زیبای دکتر خانلری با صدای خودش
مقدمه ای بر دیالوگ (2)💧🌻💧🌻💧🌻💧🌻💧
✅ نظر و دلیل
Ⓜ️ در شماره پیشین نوشتیم که ما و ذهن ما برای اینکه بتواند شرایط را برای افعال اختیاری فراهم کند، ناگزیر از این است که نسبت به شرایط و زمینه های کاری که می خواهد انجام دهد و خود کار و نتایج آن نظر داشته باشد.
البته میزان گستردگی و دقت نظرات ربط مستقیمی دارد به توانایی و مهارتهایی که ذهن کسب کرده است.☑️ برای مثال وقتی ما می خواهیم برای رفع گرسنگی خود اقدامی بکنیم ، به سوی یخچال خانه میرویم و نه ماشین لباسشویی و نه گنجه های لباس و نه میز آرایش
و به سراغ سوپر مارکت یا ساندویچی یا چلوکبابی می رویم و نه تراشکاری ونه مغازه نجاری یا تعمیرگاه اتومبیل یا فروشگاه لوازم ساختمان
🔶 اینها همه بر اساس نظرهایی است که در مورد گرسنگی و نحوه ی سد جوع و رفع گرسنگی داریم.
🔷 اما اگر فاقد این نظرها و باورهای خاص بودیم اجبارا باید ابتدا به دنبال فهم برخی مسائل بودیم تابتوانیم عملی موثر برای کسب نتیجه مطلوب خود انجام دهیم.
🔴 در این شماره می خواهیم بگوییم که :
❇️ این نظرات خود به خودی در ذهن ما حاصل نمی شوند ومانند تمام پدیده های عینی نیازمند اسباب و علل خاص خود هستند.
🔆 یعنی همچنانکه ذهن ما یاد گرفته است که وقتی مشاهده می کند که در خانه باز شده است، دنبال علت باز شدن آن می گردد و تلاش می کند دریابد که چه کسی یا چه عاملی باعث شده است که در خانه باز شود ، ما هم باید به این نکته دقت کنیم که اگر با ظهور نظری در ذهن خود مواجهیم و مثلا حس می کنیم که فردا باران خواهد بارید باید بدانیم که این نظر حاصل علل و اسبابی است که ممکن است به صورت آشکار و هویدا در خودآگاه ما در مونیتور ذهن ما خود را ننماید
🔅 و ما برای دریافت آن علل نیازمند باشیم که کمی درنگ و تأمل کنیم و کوچه پس کوچه های ذهن خود را بگردیم و تلاش کنیم آن سبب یا اسباب را شناسایی کنیم.
🔹🔶🔹 اسم آن سبب یا اسبابی که باعث می شود ما نظری در مورد خاصی داشته باشیم چیست؟
د
➕ل
➕ی
➕ل
یعنی
دلیل
آن اموری را که سبب می شوند نظری در ذهن ما پدید آید، دلیل آن نظر می گویند.
✍️ م . ناجی📡 کانال خرد سنجشگر
مقدمه ای بر دیالوگ (3)
💧🌻💧🌻💧🌻💧🌻💧
❇️
اما در این نوبت تلاش می کنیم این علل را کمی بیشتر تشریح کنیم.
✅قبل از پرداختن به آن مساله ، به یک نکته اشاره می شود که می توان آن را به حوزة روانشناسی معرفتی مرتبط دانست:
🔷 نظرهای ما در هر موردی بی شک در حوزة خودآگاه ما قرار دارند.
🔸 یعنی اگر در مورد خاصی نظری داشته باشیم این نظر بی شک برای ما هویدا و آشکار است به طوری که اگر کسی از ما در مورد آن سوال کند به سرعت آن نظر در مونیتور ذهن ما آشکار می شود.
🔻 اگردوستی شما را به شام دعوت کند و بگوید برای شام قورمه سبزی داریم و شما از قورمه سبزی بدتان بیاید یا عاشقش باشید بلافاصله نظرتان در آن مورد در صفحه ذهن آشکار می شود وحتی ممکن است حسی که از خوردن آن پیدا می کنید برایتان تداعی شود.
🔶 اما علل و اسباب نظرها و دلایل آن همیشه اینگونه نیستند.
علل و اسباب نظرها ممکن است به کلی از ما مخفی باشند و یا برای یافتن آن نیاز به تأمل و تلاشی فکری داشته باشیم.
▪️اگر شما از قورمه سبزی خوشتان نیاید و خطاب به دوستتان بگویید که لطفا برای شام غذای دیگری تهیه کن چون من قورمه سبزی را دوست ندارم و دوستتان بلافاصله از شما بپرسد چرا؟
شما ممکن است نتوانید به سادگی به سوال وی پاسخ دهید و باید کلی زحمت بکشید و به خاطرات گذشته خود مراجعه کنید و یا حتی مجبور شوید برای یافتن پاسخ از مادر خود کمک بخواهید تا بتوانید علت آن نظر یا نگرش خود را پیدا کنید و شاید هم هرگز موفق به این کار نشوید.
▫️ یا نظرتان در مورد نوع فیلم هایی که دوست دارید؛ برای خودتان به روشنی مشخص است که مثلا از فیلمهای اکشن خوشتان می آید اما ممکن است علت این نظر چندان مشخص نباشد و نتوانید به سادگی معین کنید که چه عللی باعث این نظر شده است.
🔴 در یک تقسیم کلی می توان علل ایجادی نظر را دو قسم دانست:
🔹علل روانی
🔸علل معرفتی
علل روانی علتهایی هستند که ریشه در شخصیت فردی ما با تمام ابعادش دارند؛اعم از:
♠️ نیازهای فعلیت یافته ی ما ،
♦️ خلق و خویی که بر اثر تربیت خانوادگی یا محیطی در طول زندگی کسب کرده ایم
♣️ خصوصیات ژنتیکی مان
♥️ آسیب های جسمی یا روانی که در زندگی متحمل شده ایم
♠️ ویژگیهای حواس خود
♦️ و ...
🔲 این علل غالبا اختصاصی هستند یا لااقل نمی توان ادعا کرد که بین تمام انسانها مشترک هستند.
🔘 از آن جمله است :
➕ نظرهای زیبایی شناسانه حسی ( منظور حس های مشهور پنجگانه است) ، چیزهایی که دوست داریم یا دوست نداریم .
➕ حتی شاید نظرهای مربوط برخی زیبایی های معنوی را هم جزو این دسته بدانیم.
🔻 برای مثال شاید حس پرستش را بتوان از این نوع دانست و ریشة اختلاف انسانها در گرایش به دین و پرستش را در تفاوت ساختاری روان آنها دانست. حال این اختلاف ساختاری را ذاتی بدانیم یا ناشی از نوع تربیت و پرورش روان در طی مراحل رشد.
☑️ برخی ها واژة دلیل را در مورد این نوع علل ( علل روانی) به کار نمی برند و آن را صرفا در مواردی که یک نظر دارای علل معرفتی باشد استعمال می کنند.
📡 کانال خرد سنجشگر
💧🌻💧🌻💧🌻💧🌻💧
❇️
علت ایجادی نظر و رأی✅ در شمارة پیشین گفتیم که به علل ایجادی نظر دلیل می گوییم.
اما در این نوبت تلاش می کنیم این علل را کمی بیشتر تشریح کنیم.
✅قبل از پرداختن به آن مساله ، به یک نکته اشاره می شود که می توان آن را به حوزة روانشناسی معرفتی مرتبط دانست:
🔷 نظرهای ما در هر موردی بی شک در حوزة خودآگاه ما قرار دارند.
🔸 یعنی اگر در مورد خاصی نظری داشته باشیم این نظر بی شک برای ما هویدا و آشکار است به طوری که اگر کسی از ما در مورد آن سوال کند به سرعت آن نظر در مونیتور ذهن ما آشکار می شود.
🔻 اگردوستی شما را به شام دعوت کند و بگوید برای شام قورمه سبزی داریم و شما از قورمه سبزی بدتان بیاید یا عاشقش باشید بلافاصله نظرتان در آن مورد در صفحه ذهن آشکار می شود وحتی ممکن است حسی که از خوردن آن پیدا می کنید برایتان تداعی شود.
🔶 اما علل و اسباب نظرها و دلایل آن همیشه اینگونه نیستند.
علل و اسباب نظرها ممکن است به کلی از ما مخفی باشند و یا برای یافتن آن نیاز به تأمل و تلاشی فکری داشته باشیم.
▪️اگر شما از قورمه سبزی خوشتان نیاید و خطاب به دوستتان بگویید که لطفا برای شام غذای دیگری تهیه کن چون من قورمه سبزی را دوست ندارم و دوستتان بلافاصله از شما بپرسد چرا؟
شما ممکن است نتوانید به سادگی به سوال وی پاسخ دهید و باید کلی زحمت بکشید و به خاطرات گذشته خود مراجعه کنید و یا حتی مجبور شوید برای یافتن پاسخ از مادر خود کمک بخواهید تا بتوانید علت آن نظر یا نگرش خود را پیدا کنید و شاید هم هرگز موفق به این کار نشوید.
▫️ یا نظرتان در مورد نوع فیلم هایی که دوست دارید؛ برای خودتان به روشنی مشخص است که مثلا از فیلمهای اکشن خوشتان می آید اما ممکن است علت این نظر چندان مشخص نباشد و نتوانید به سادگی معین کنید که چه عللی باعث این نظر شده است.
🔴 در یک تقسیم کلی می توان علل ایجادی نظر را دو قسم دانست:
🔹علل روانی
🔸علل معرفتی
علل روانی علتهایی هستند که ریشه در شخصیت فردی ما با تمام ابعادش دارند؛اعم از:
♠️ نیازهای فعلیت یافته ی ما ،
♦️ خلق و خویی که بر اثر تربیت خانوادگی یا محیطی در طول زندگی کسب کرده ایم
♣️ خصوصیات ژنتیکی مان
♥️ آسیب های جسمی یا روانی که در زندگی متحمل شده ایم
♠️ ویژگیهای حواس خود
♦️ و ...
🔲 این علل غالبا اختصاصی هستند یا لااقل نمی توان ادعا کرد که بین تمام انسانها مشترک هستند.
🔘 از آن جمله است :
➕ نظرهای زیبایی شناسانه حسی ( منظور حس های مشهور پنجگانه است) ، چیزهایی که دوست داریم یا دوست نداریم .
➕ حتی شاید نظرهای مربوط برخی زیبایی های معنوی را هم جزو این دسته بدانیم.
🔻 برای مثال شاید حس پرستش را بتوان از این نوع دانست و ریشة اختلاف انسانها در گرایش به دین و پرستش را در تفاوت ساختاری روان آنها دانست. حال این اختلاف ساختاری را ذاتی بدانیم یا ناشی از نوع تربیت و پرورش روان در طی مراحل رشد.
☑️ برخی ها واژة دلیل را در مورد این نوع علل ( علل روانی) به کار نمی برند و آن را صرفا در مواردی که یک نظر دارای علل معرفتی باشد استعمال می کنند.
به نظر شما نظرهایی که منشاءشان تقلید است جزو کدام دسته ازعلل ایجادی نظر هستند؟
✍️ م . ناجی 📡 کانال خرد سنجشگر
خرد سنجشگر pinned «مقدمه ای بر دیالوگ (3) 💧🌻💧🌻💧🌻💧🌻💧 ❇️ علت ایجادی نظر و رأی ✅ در شمارة پیشین گفتیم که به علل ایجادی نظر دلیل می گوییم. اما در این نوبت تلاش می کنیم این علل را کمی بیشتر تشریح کنیم. ✅قبل از پرداختن به آن مساله ، به یک نکته اشاره می شود که می توان…»
Forwarded from Hosein
سوال:
خود این اصل را چگونه می پذیریم؟
کدام دلیل برای پذیرش این کافی است؟
خود این اصل از شمول حکم خود مستثناست؟
این یک حکم پارادوکسیکال نیست؟
کافی بودن دلیل به چه معناست؟ و چگونه تشخیص داده می شود؟
آیا پذیرفتن ونپذیرفتن از افعال اختیاری ماست؟ و اراده ی ما در پذیرفتن و نپذیرفتن دخیل است؟
خود این اصل را چگونه می پذیریم؟
کدام دلیل برای پذیرش این کافی است؟
خود این اصل از شمول حکم خود مستثناست؟
این یک حکم پارادوکسیکال نیست؟
کافی بودن دلیل به چه معناست؟ و چگونه تشخیص داده می شود؟
آیا پذیرفتن ونپذیرفتن از افعال اختیاری ماست؟ و اراده ی ما در پذیرفتن و نپذیرفتن دخیل است؟
اخلاق باور
گفته متداول «عقیده هرکس محترم است» معنایی جز این ندارد که هرکس حق دارد هرچه را میخواهد باور کند.
ولی آیا واقعا این درست است؟
آیا حد و مرزی برای آنچه که باور داریم نیست؟
یا همانند اعمالمان برخی باورها غیر اخلاقیاند؟
شاید جالب باشد که افراد بسیاری استدلال کردهاند که همانطور که ما وظیفه اخلاقی داریم که برخی کارهای خاصی را انجام ندهیم، وظیفه اخلاقی داریم که از برخی باورهای خاص دوری گزینیم. هیچکس همچون ریاضیدان برجسته دبلیو. کلیفورد این دیدگاه را با قوت بیان نکرده است:
«باور داشتن چیزی بدون مدرک کافی در هر حال، در هر جا، و برای هر کسی اشتباه است.»
این نظر از سوی دیگرانی با همان آوازه تکرار شده است. مثلاً تامس هنری هاکسلی زیست شناس اظهار داشت:
«اشتباه است اگر کسی بگوید که از حقیقت عینی گزارهای یقین دارد بدون آن که مدرکی ارائه نماید که منطقا آن یقین را توجیه کند.»
و برند بلانشارد چنین بیان می دارد:
«هنگامی که خیر و شر عظیم انسانی در میان است، گمراه نمودن باور یا هرگونه عامل اجتناب پذیر غیر اخلاقی است، و هرچه غیر اخلاقی تر سهم آن بیشتر. »
این مردان می اندیشند که پیش افتادن باور از مدرک اشتباه است، زیرا باورهای مایند که اعمالمان را هدایت میکنند، و اگر باور هایمان اشتباه باشد، اعمال مان می توانند به بیراهه روند. همانگونه که بلانشارد مشخص کرده، هر چه تصمیم مهم تر باشد وظیفه ما برای همراستاسازی باورهایمان با مدرک سنگین تر می شود، و اگر چنین نکنیم دست به جنایتی سنگینتر زده ایم.
شاید فکر کنیم هنگامی که چنین باری بر دوش باور نیست، چندان مهم نباشد که هر کس چه باوری دارد. اما کلیفورد ادعا میکند که حتی در امور پیش پا افتاده نیز موظفیم باورمان را با مدرک هماهنگ کنیم:
هرگاه به خود اجازه دهیم که بدون دلایل ارزشمند چیزی را باور کنیم، توانایی خود را برای بررسی خویشتن دارانه، تردید آمیز، بیطرفانه و منصفانهی مدرک تضعیف کردهایم. همگی ما حد کافی از داشتن و پافشاری بر باورهای نادرست و اعمال مصیبت بار ناشی از آنها زیان دیدهایم…. با این حال هنگامی که سرشتی ساده لوحانه مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرد، هنگامی که عادت باور کردن با دلایل بی ارزش ترویج شود و ریشه دواند، بلایی عظیم تر و گسترده تر سر بر می آورد.
به نظر کلیفورد باور کردن مسئولانه مهارتی است که تنها با تمرین مستمر میتواند کسب شود. و از آن آنجا که باور کردن مسئولانه پیشتاز عمل کردن مسئولانه است، وظیفه داریم که این مهارت را پرورش دهیم.
~ برشی از کتاب چگونه دربارهی چیزهای عجیب بیندیشیم از تئودور شیک و لوئیس ون
گفته متداول «عقیده هرکس محترم است» معنایی جز این ندارد که هرکس حق دارد هرچه را میخواهد باور کند.
ولی آیا واقعا این درست است؟
آیا حد و مرزی برای آنچه که باور داریم نیست؟
یا همانند اعمالمان برخی باورها غیر اخلاقیاند؟
شاید جالب باشد که افراد بسیاری استدلال کردهاند که همانطور که ما وظیفه اخلاقی داریم که برخی کارهای خاصی را انجام ندهیم، وظیفه اخلاقی داریم که از برخی باورهای خاص دوری گزینیم. هیچکس همچون ریاضیدان برجسته دبلیو. کلیفورد این دیدگاه را با قوت بیان نکرده است:
«باور داشتن چیزی بدون مدرک کافی در هر حال، در هر جا، و برای هر کسی اشتباه است.»
این نظر از سوی دیگرانی با همان آوازه تکرار شده است. مثلاً تامس هنری هاکسلی زیست شناس اظهار داشت:
«اشتباه است اگر کسی بگوید که از حقیقت عینی گزارهای یقین دارد بدون آن که مدرکی ارائه نماید که منطقا آن یقین را توجیه کند.»
و برند بلانشارد چنین بیان می دارد:
«هنگامی که خیر و شر عظیم انسانی در میان است، گمراه نمودن باور یا هرگونه عامل اجتناب پذیر غیر اخلاقی است، و هرچه غیر اخلاقی تر سهم آن بیشتر. »
این مردان می اندیشند که پیش افتادن باور از مدرک اشتباه است، زیرا باورهای مایند که اعمالمان را هدایت میکنند، و اگر باور هایمان اشتباه باشد، اعمال مان می توانند به بیراهه روند. همانگونه که بلانشارد مشخص کرده، هر چه تصمیم مهم تر باشد وظیفه ما برای همراستاسازی باورهایمان با مدرک سنگین تر می شود، و اگر چنین نکنیم دست به جنایتی سنگینتر زده ایم.
شاید فکر کنیم هنگامی که چنین باری بر دوش باور نیست، چندان مهم نباشد که هر کس چه باوری دارد. اما کلیفورد ادعا میکند که حتی در امور پیش پا افتاده نیز موظفیم باورمان را با مدرک هماهنگ کنیم:
هرگاه به خود اجازه دهیم که بدون دلایل ارزشمند چیزی را باور کنیم، توانایی خود را برای بررسی خویشتن دارانه، تردید آمیز، بیطرفانه و منصفانهی مدرک تضعیف کردهایم. همگی ما حد کافی از داشتن و پافشاری بر باورهای نادرست و اعمال مصیبت بار ناشی از آنها زیان دیدهایم…. با این حال هنگامی که سرشتی ساده لوحانه مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرد، هنگامی که عادت باور کردن با دلایل بی ارزش ترویج شود و ریشه دواند، بلایی عظیم تر و گسترده تر سر بر می آورد.
به نظر کلیفورد باور کردن مسئولانه مهارتی است که تنها با تمرین مستمر میتواند کسب شود. و از آن آنجا که باور کردن مسئولانه پیشتاز عمل کردن مسئولانه است، وظیفه داریم که این مهارت را پرورش دهیم.
~ برشی از کتاب چگونه دربارهی چیزهای عجیب بیندیشیم از تئودور شیک و لوئیس ون
⁉️چگونه بحث می کنیم؟⁉️
〽️⚠️〽️⚠️〽️⚠️〽️
❕ تا به حال به بحثهایی که خودتان با اطرافیان می کنید دقت کردید؟
❕ در بحثها به دنبال چه هستید؟
🔅 منظورم سوال و جوابهایی که در سر کلاس با استاد دارید نیست.
🔅 منظورم صحبتهای روزمره ای است که با دیگران دارید؛ دیگرانی که آنها را همسطح خود می دانید و موضوع بحث را امری که در موردش نظر دارید، می دانید.
🔵 اگر دقت نکرده اید از این پس کمی در موردش تامل و درنگ کنید، خواه در همان حال بحث و یا اگر ممکن نشد بعد از بحث و در یک بازنگری به آن
🔶 آنچه به تجربه ملاحظه می شود این است که افراد معمولا در موضوع مورد بحث نظری دارند که در پی بیان آن و ایضاح مطلب خویش و در صورت توان و ظرفیت فکری در پی دفاع مستدل از منظر خویش و در غیر اینصورت دفاع جدلی از خویش و تلاش برای نیفتادن به موضع مغلوب هستند.
🔷 در این نحوه از بحث ، هیچ جایگاهی برای شنیدن و منتفع شدن از این فرصت برای بهبود اندیشه و تفکر خویش و یافتن نقاط ضعف و منافذ سست در اندیشه خویش دیده نمی شود.
🔴 با توجه به این نکته می توان پیش بینی کرد که این نوع بحث نتیجه قابل توجهی برای بحث کنندگان ندارد جز تمرینی برای بحث جدلی و یاد گرفتن راههای بیشتری برای غلبه بر دیگران در بحث .
❕❓❕ اما سوال این است که ایا این نوع بحث می تواند روشی مناسب برای تقریب و نزدیک ساختن افکار انسانهایی که داخل در بحث هستند باشد؟
⚫️ من حدس می زنم که در این نوع بحث بیشترین بهره را ساکتین بحث خواهند برد یعنی کسانی که به دور از دغدغه های جدلی و حس های برافروخته ی برد و باخت و نزاع گونه به دلایل دو طرف نظر می کنند و سعی در تشخیص میزان قوت و ضعف استدلالها دارند؛البته اگر از قبل طرف غالب را تعیین نکرده باشند!!! ولباس طرفداری از یکی از دو طرف را به تن نکرده باشد.
این لباس چنان قوتی دارد که می تواند ذهن را سمت و سوی خاصی ببخشد ، خطاهای تیم محبوب خود را هرگز نبیند و تیم مقابل را سراسر به رنگ عیب و خطا نقاشی کند . در چنین وضعیتی او هم گرچه در ظاهر ساکت است و مستمع ولی در واقع بازیگری از این مبارزه ی جدلی است و تمام دلش در گرو پیروزی طرف محبوبش است.
✍️ م . ناجی
〽️⚠️〽️⚠️〽️⚠️〽️
❕ تا به حال به بحثهایی که خودتان با اطرافیان می کنید دقت کردید؟
❕ در بحثها به دنبال چه هستید؟
🔅 منظورم سوال و جوابهایی که در سر کلاس با استاد دارید نیست.
🔅 منظورم صحبتهای روزمره ای است که با دیگران دارید؛ دیگرانی که آنها را همسطح خود می دانید و موضوع بحث را امری که در موردش نظر دارید، می دانید.
🔵 اگر دقت نکرده اید از این پس کمی در موردش تامل و درنگ کنید، خواه در همان حال بحث و یا اگر ممکن نشد بعد از بحث و در یک بازنگری به آن
🔶 آنچه به تجربه ملاحظه می شود این است که افراد معمولا در موضوع مورد بحث نظری دارند که در پی بیان آن و ایضاح مطلب خویش و در صورت توان و ظرفیت فکری در پی دفاع مستدل از منظر خویش و در غیر اینصورت دفاع جدلی از خویش و تلاش برای نیفتادن به موضع مغلوب هستند.
🔷 در این نحوه از بحث ، هیچ جایگاهی برای شنیدن و منتفع شدن از این فرصت برای بهبود اندیشه و تفکر خویش و یافتن نقاط ضعف و منافذ سست در اندیشه خویش دیده نمی شود.
🔴 با توجه به این نکته می توان پیش بینی کرد که این نوع بحث نتیجه قابل توجهی برای بحث کنندگان ندارد جز تمرینی برای بحث جدلی و یاد گرفتن راههای بیشتری برای غلبه بر دیگران در بحث .
❕❓❕ اما سوال این است که ایا این نوع بحث می تواند روشی مناسب برای تقریب و نزدیک ساختن افکار انسانهایی که داخل در بحث هستند باشد؟
⚫️ من حدس می زنم که در این نوع بحث بیشترین بهره را ساکتین بحث خواهند برد یعنی کسانی که به دور از دغدغه های جدلی و حس های برافروخته ی برد و باخت و نزاع گونه به دلایل دو طرف نظر می کنند و سعی در تشخیص میزان قوت و ضعف استدلالها دارند؛البته اگر از قبل طرف غالب را تعیین نکرده باشند!!! ولباس طرفداری از یکی از دو طرف را به تن نکرده باشد.
این لباس چنان قوتی دارد که می تواند ذهن را سمت و سوی خاصی ببخشد ، خطاهای تیم محبوب خود را هرگز نبیند و تیم مقابل را سراسر به رنگ عیب و خطا نقاشی کند . در چنین وضعیتی او هم گرچه در ظاهر ساکت است و مستمع ولی در واقع بازیگری از این مبارزه ی جدلی است و تمام دلش در گرو پیروزی طرف محبوبش است.
✍️ م . ناجی
چهار اشتباه مهم ما در روابطمان با ديگران (اجتماعى، سياسى و ...)!!
از جناب دکتر ظریف
👇👇👇
از جناب دکتر ظریف
👇👇👇