اخلاق باور
گفته متداول «عقیده هرکس محترم است» معنایی جز این ندارد که هرکس حق دارد هرچه را میخواهد باور کند.
ولی آیا واقعا این درست است؟
آیا حد و مرزی برای آنچه که باور داریم نیست؟
یا همانند اعمالمان برخی باورها غیر اخلاقیاند؟
شاید جالب باشد که افراد بسیاری استدلال کردهاند که همانطور که ما وظیفه اخلاقی داریم که برخی کارهای خاصی را انجام ندهیم، وظیفه اخلاقی داریم که از برخی باورهای خاص دوری گزینیم. هیچکس همچون ریاضیدان برجسته دبلیو. کلیفورد این دیدگاه را با قوت بیان نکرده است:
«باور داشتن چیزی بدون مدرک کافی در هر حال، در هر جا، و برای هر کسی اشتباه است.»
این نظر از سوی دیگرانی با همان آوازه تکرار شده است. مثلاً تامس هنری هاکسلی زیست شناس اظهار داشت:
«اشتباه است اگر کسی بگوید که از حقیقت عینی گزارهای یقین دارد بدون آن که مدرکی ارائه نماید که منطقا آن یقین را توجیه کند.»
و برند بلانشارد چنین بیان می دارد:
«هنگامی که خیر و شر عظیم انسانی در میان است، گمراه نمودن باور یا هرگونه عامل اجتناب پذیر غیر اخلاقی است، و هرچه غیر اخلاقی تر سهم آن بیشتر. »
این مردان می اندیشند که پیش افتادن باور از مدرک اشتباه است، زیرا باورهای مایند که اعمالمان را هدایت میکنند، و اگر باور هایمان اشتباه باشد، اعمال مان می توانند به بیراهه روند. همانگونه که بلانشارد مشخص کرده، هر چه تصمیم مهم تر باشد وظیفه ما برای همراستاسازی باورهایمان با مدرک سنگین تر می شود، و اگر چنین نکنیم دست به جنایتی سنگینتر زده ایم.
شاید فکر کنیم هنگامی که چنین باری بر دوش باور نیست، چندان مهم نباشد که هر کس چه باوری دارد. اما کلیفورد ادعا میکند که حتی در امور پیش پا افتاده نیز موظفیم باورمان را با مدرک هماهنگ کنیم:
هرگاه به خود اجازه دهیم که بدون دلایل ارزشمند چیزی را باور کنیم، توانایی خود را برای بررسی خویشتن دارانه، تردید آمیز، بیطرفانه و منصفانهی مدرک تضعیف کردهایم. همگی ما حد کافی از داشتن و پافشاری بر باورهای نادرست و اعمال مصیبت بار ناشی از آنها زیان دیدهایم…. با این حال هنگامی که سرشتی ساده لوحانه مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرد، هنگامی که عادت باور کردن با دلایل بی ارزش ترویج شود و ریشه دواند، بلایی عظیم تر و گسترده تر سر بر می آورد.
به نظر کلیفورد باور کردن مسئولانه مهارتی است که تنها با تمرین مستمر میتواند کسب شود. و از آن آنجا که باور کردن مسئولانه پیشتاز عمل کردن مسئولانه است، وظیفه داریم که این مهارت را پرورش دهیم.
~ برشی از کتاب چگونه دربارهی چیزهای عجیب بیندیشیم از تئودور شیک و لوئیس ون
گفته متداول «عقیده هرکس محترم است» معنایی جز این ندارد که هرکس حق دارد هرچه را میخواهد باور کند.
ولی آیا واقعا این درست است؟
آیا حد و مرزی برای آنچه که باور داریم نیست؟
یا همانند اعمالمان برخی باورها غیر اخلاقیاند؟
شاید جالب باشد که افراد بسیاری استدلال کردهاند که همانطور که ما وظیفه اخلاقی داریم که برخی کارهای خاصی را انجام ندهیم، وظیفه اخلاقی داریم که از برخی باورهای خاص دوری گزینیم. هیچکس همچون ریاضیدان برجسته دبلیو. کلیفورد این دیدگاه را با قوت بیان نکرده است:
«باور داشتن چیزی بدون مدرک کافی در هر حال، در هر جا، و برای هر کسی اشتباه است.»
این نظر از سوی دیگرانی با همان آوازه تکرار شده است. مثلاً تامس هنری هاکسلی زیست شناس اظهار داشت:
«اشتباه است اگر کسی بگوید که از حقیقت عینی گزارهای یقین دارد بدون آن که مدرکی ارائه نماید که منطقا آن یقین را توجیه کند.»
و برند بلانشارد چنین بیان می دارد:
«هنگامی که خیر و شر عظیم انسانی در میان است، گمراه نمودن باور یا هرگونه عامل اجتناب پذیر غیر اخلاقی است، و هرچه غیر اخلاقی تر سهم آن بیشتر. »
این مردان می اندیشند که پیش افتادن باور از مدرک اشتباه است، زیرا باورهای مایند که اعمالمان را هدایت میکنند، و اگر باور هایمان اشتباه باشد، اعمال مان می توانند به بیراهه روند. همانگونه که بلانشارد مشخص کرده، هر چه تصمیم مهم تر باشد وظیفه ما برای همراستاسازی باورهایمان با مدرک سنگین تر می شود، و اگر چنین نکنیم دست به جنایتی سنگینتر زده ایم.
شاید فکر کنیم هنگامی که چنین باری بر دوش باور نیست، چندان مهم نباشد که هر کس چه باوری دارد. اما کلیفورد ادعا میکند که حتی در امور پیش پا افتاده نیز موظفیم باورمان را با مدرک هماهنگ کنیم:
هرگاه به خود اجازه دهیم که بدون دلایل ارزشمند چیزی را باور کنیم، توانایی خود را برای بررسی خویشتن دارانه، تردید آمیز، بیطرفانه و منصفانهی مدرک تضعیف کردهایم. همگی ما حد کافی از داشتن و پافشاری بر باورهای نادرست و اعمال مصیبت بار ناشی از آنها زیان دیدهایم…. با این حال هنگامی که سرشتی ساده لوحانه مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرد، هنگامی که عادت باور کردن با دلایل بی ارزش ترویج شود و ریشه دواند، بلایی عظیم تر و گسترده تر سر بر می آورد.
به نظر کلیفورد باور کردن مسئولانه مهارتی است که تنها با تمرین مستمر میتواند کسب شود. و از آن آنجا که باور کردن مسئولانه پیشتاز عمل کردن مسئولانه است، وظیفه داریم که این مهارت را پرورش دهیم.
~ برشی از کتاب چگونه دربارهی چیزهای عجیب بیندیشیم از تئودور شیک و لوئیس ون
⁉️چگونه بحث می کنیم؟⁉️
〽️⚠️〽️⚠️〽️⚠️〽️
❕ تا به حال به بحثهایی که خودتان با اطرافیان می کنید دقت کردید؟
❕ در بحثها به دنبال چه هستید؟
🔅 منظورم سوال و جوابهایی که در سر کلاس با استاد دارید نیست.
🔅 منظورم صحبتهای روزمره ای است که با دیگران دارید؛ دیگرانی که آنها را همسطح خود می دانید و موضوع بحث را امری که در موردش نظر دارید، می دانید.
🔵 اگر دقت نکرده اید از این پس کمی در موردش تامل و درنگ کنید، خواه در همان حال بحث و یا اگر ممکن نشد بعد از بحث و در یک بازنگری به آن
🔶 آنچه به تجربه ملاحظه می شود این است که افراد معمولا در موضوع مورد بحث نظری دارند که در پی بیان آن و ایضاح مطلب خویش و در صورت توان و ظرفیت فکری در پی دفاع مستدل از منظر خویش و در غیر اینصورت دفاع جدلی از خویش و تلاش برای نیفتادن به موضع مغلوب هستند.
🔷 در این نحوه از بحث ، هیچ جایگاهی برای شنیدن و منتفع شدن از این فرصت برای بهبود اندیشه و تفکر خویش و یافتن نقاط ضعف و منافذ سست در اندیشه خویش دیده نمی شود.
🔴 با توجه به این نکته می توان پیش بینی کرد که این نوع بحث نتیجه قابل توجهی برای بحث کنندگان ندارد جز تمرینی برای بحث جدلی و یاد گرفتن راههای بیشتری برای غلبه بر دیگران در بحث .
❕❓❕ اما سوال این است که ایا این نوع بحث می تواند روشی مناسب برای تقریب و نزدیک ساختن افکار انسانهایی که داخل در بحث هستند باشد؟
⚫️ من حدس می زنم که در این نوع بحث بیشترین بهره را ساکتین بحث خواهند برد یعنی کسانی که به دور از دغدغه های جدلی و حس های برافروخته ی برد و باخت و نزاع گونه به دلایل دو طرف نظر می کنند و سعی در تشخیص میزان قوت و ضعف استدلالها دارند؛البته اگر از قبل طرف غالب را تعیین نکرده باشند!!! ولباس طرفداری از یکی از دو طرف را به تن نکرده باشد.
این لباس چنان قوتی دارد که می تواند ذهن را سمت و سوی خاصی ببخشد ، خطاهای تیم محبوب خود را هرگز نبیند و تیم مقابل را سراسر به رنگ عیب و خطا نقاشی کند . در چنین وضعیتی او هم گرچه در ظاهر ساکت است و مستمع ولی در واقع بازیگری از این مبارزه ی جدلی است و تمام دلش در گرو پیروزی طرف محبوبش است.
✍️ م . ناجی
〽️⚠️〽️⚠️〽️⚠️〽️
❕ تا به حال به بحثهایی که خودتان با اطرافیان می کنید دقت کردید؟
❕ در بحثها به دنبال چه هستید؟
🔅 منظورم سوال و جوابهایی که در سر کلاس با استاد دارید نیست.
🔅 منظورم صحبتهای روزمره ای است که با دیگران دارید؛ دیگرانی که آنها را همسطح خود می دانید و موضوع بحث را امری که در موردش نظر دارید، می دانید.
🔵 اگر دقت نکرده اید از این پس کمی در موردش تامل و درنگ کنید، خواه در همان حال بحث و یا اگر ممکن نشد بعد از بحث و در یک بازنگری به آن
🔶 آنچه به تجربه ملاحظه می شود این است که افراد معمولا در موضوع مورد بحث نظری دارند که در پی بیان آن و ایضاح مطلب خویش و در صورت توان و ظرفیت فکری در پی دفاع مستدل از منظر خویش و در غیر اینصورت دفاع جدلی از خویش و تلاش برای نیفتادن به موضع مغلوب هستند.
🔷 در این نحوه از بحث ، هیچ جایگاهی برای شنیدن و منتفع شدن از این فرصت برای بهبود اندیشه و تفکر خویش و یافتن نقاط ضعف و منافذ سست در اندیشه خویش دیده نمی شود.
🔴 با توجه به این نکته می توان پیش بینی کرد که این نوع بحث نتیجه قابل توجهی برای بحث کنندگان ندارد جز تمرینی برای بحث جدلی و یاد گرفتن راههای بیشتری برای غلبه بر دیگران در بحث .
❕❓❕ اما سوال این است که ایا این نوع بحث می تواند روشی مناسب برای تقریب و نزدیک ساختن افکار انسانهایی که داخل در بحث هستند باشد؟
⚫️ من حدس می زنم که در این نوع بحث بیشترین بهره را ساکتین بحث خواهند برد یعنی کسانی که به دور از دغدغه های جدلی و حس های برافروخته ی برد و باخت و نزاع گونه به دلایل دو طرف نظر می کنند و سعی در تشخیص میزان قوت و ضعف استدلالها دارند؛البته اگر از قبل طرف غالب را تعیین نکرده باشند!!! ولباس طرفداری از یکی از دو طرف را به تن نکرده باشد.
این لباس چنان قوتی دارد که می تواند ذهن را سمت و سوی خاصی ببخشد ، خطاهای تیم محبوب خود را هرگز نبیند و تیم مقابل را سراسر به رنگ عیب و خطا نقاشی کند . در چنین وضعیتی او هم گرچه در ظاهر ساکت است و مستمع ولی در واقع بازیگری از این مبارزه ی جدلی است و تمام دلش در گرو پیروزی طرف محبوبش است.
✍️ م . ناجی
چهار اشتباه مهم ما در روابطمان با ديگران (اجتماعى، سياسى و ...)!!
از جناب دکتر ظریف
👇👇👇
از جناب دکتر ظریف
👇👇👇
Forwarded from Jalil Shoarinejad
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چگونه بحث می کنیم؟ -2
〽️⚠️〽️⚠️〽️⚠️〽️
❇️ اگر به بحثهای جاری در اطرافمان دقت کنیم یکی از روشهای مرسوم بحث چنین است:
یکی از حاضرین نظر خویش را در موردی بیان می کند. سپس در توضیح نظر خویش می کوشد و سپس به حد وسع خویش شواهد و قراین یا دلایل و یا دست کم مثالهایی را که موید مدعای خویش است ذکر می کند.
ممکن است افرادی هم در تایید آن مدعا مطالبی بازگویند.
اما بحث از زمانی آغاز می شود که فردی در جمع بخواهد با سخنان گوینده مخالفت کند.
❇️ فرد مخالف مستقیما سراغ مدعای مخاطب می رود و مخالفت خود را با مدعای گوینده مطرح کرده و به ذکر دلایلی در مخالفت با آن نظر می پردازد.
مرادم این است که اساسا به دلایلی که مدعی برای درستی مدعایش مطرح کرده نظر نمی کند و اهمیتی نمی دهد که فرد برای درست نشان دادن مدعایش چه پشتیبانهایی در نوشته یا گفته اش ذکر کرده است و تمام توجهش به مدعای اوست و چون با مدعا مخالف است به ابراز مخالفتش با مدعا اکتفا می کند.
از بحثهای رایج در شبکه های اجتماعی مثالی می آورم:
🟩H Z:
از نظر اسلام مرد به شرط میتواند 2 یا 3 ویا4 همسر اختیار کند که بتواند بین همسران خود با عدالت رفتار کند وگرنه همان یک همسر کافیست
🟪 [In reply to H Z]
نظر اسلام هیچ اهمیت نداره..دین بربریت و تحجر
🔔 ( این یک مثال فرضی نیست بلکه بخشی از گفتگوی دو نفر در گروهی تلگرامی است)
❇️در مثال فوق مخاطب نه تنها علاقه ای از خود به فهم مدعا و دلایل گوینده نشان نمی دهد ، بلکه به سرعت با مبنای کلی مدعای گوینده که ظاهرا دفاع از نگاه اسلام نسبت به چندهمسری و در نتیجه دفاع از اسلام به عنوان یک دین مخالفت میکند و در همین مخالفت خود هم به صرف ادعا قناعت می کند و نیازی نمی بیند که سخن خود را با دلیل قرین سازد.
⁉️ به نظر شما این نحوه برخورد با مخاطب می تواند به او در توجه به نقص دلایلش و اصلاح آنها و در نتیجه فراهم شدن فرصت تآمل دوباره در درستی مدعایش کمک کند؟
✅ به نظر می رسد پاسخ منفی است و جریان طبیعی این بحث ، به نزاع بین دو هویت و دو شخصیت و دو فرد تبدیل خواهد شد و نه تنازع اندیشه ها و دلایل
این مواجهه با اندیشه ، در واقع راه همکاری انسانها را در یافتن حقیقت و اصلاح مسیر خواهد بست و بلکه هرکس را در اندیشه فعلی وی استقرار بیشتری خواهد بخشید و فقدان عواملی که پیشفرض های وی در باورهایش را به چالش بکشد، او را بیشتر به درستی باورهایش متقاعد خواهد کرد.
✍️ م . ناجی
〽️⚠️〽️⚠️〽️⚠️〽️
❇️ اگر به بحثهای جاری در اطرافمان دقت کنیم یکی از روشهای مرسوم بحث چنین است:
یکی از حاضرین نظر خویش را در موردی بیان می کند. سپس در توضیح نظر خویش می کوشد و سپس به حد وسع خویش شواهد و قراین یا دلایل و یا دست کم مثالهایی را که موید مدعای خویش است ذکر می کند.
ممکن است افرادی هم در تایید آن مدعا مطالبی بازگویند.
اما بحث از زمانی آغاز می شود که فردی در جمع بخواهد با سخنان گوینده مخالفت کند.
❇️ فرد مخالف مستقیما سراغ مدعای مخاطب می رود و مخالفت خود را با مدعای گوینده مطرح کرده و به ذکر دلایلی در مخالفت با آن نظر می پردازد.
مرادم این است که اساسا به دلایلی که مدعی برای درستی مدعایش مطرح کرده نظر نمی کند و اهمیتی نمی دهد که فرد برای درست نشان دادن مدعایش چه پشتیبانهایی در نوشته یا گفته اش ذکر کرده است و تمام توجهش به مدعای اوست و چون با مدعا مخالف است به ابراز مخالفتش با مدعا اکتفا می کند.
از بحثهای رایج در شبکه های اجتماعی مثالی می آورم:
🟩H Z:
از نظر اسلام مرد به شرط میتواند 2 یا 3 ویا4 همسر اختیار کند که بتواند بین همسران خود با عدالت رفتار کند وگرنه همان یک همسر کافیست
🟪 [In reply to H Z]
نظر اسلام هیچ اهمیت نداره..دین بربریت و تحجر
🔔 ( این یک مثال فرضی نیست بلکه بخشی از گفتگوی دو نفر در گروهی تلگرامی است)
❇️در مثال فوق مخاطب نه تنها علاقه ای از خود به فهم مدعا و دلایل گوینده نشان نمی دهد ، بلکه به سرعت با مبنای کلی مدعای گوینده که ظاهرا دفاع از نگاه اسلام نسبت به چندهمسری و در نتیجه دفاع از اسلام به عنوان یک دین مخالفت میکند و در همین مخالفت خود هم به صرف ادعا قناعت می کند و نیازی نمی بیند که سخن خود را با دلیل قرین سازد.
⁉️ به نظر شما این نحوه برخورد با مخاطب می تواند به او در توجه به نقص دلایلش و اصلاح آنها و در نتیجه فراهم شدن فرصت تآمل دوباره در درستی مدعایش کمک کند؟
✅ به نظر می رسد پاسخ منفی است و جریان طبیعی این بحث ، به نزاع بین دو هویت و دو شخصیت و دو فرد تبدیل خواهد شد و نه تنازع اندیشه ها و دلایل
این مواجهه با اندیشه ، در واقع راه همکاری انسانها را در یافتن حقیقت و اصلاح مسیر خواهد بست و بلکه هرکس را در اندیشه فعلی وی استقرار بیشتری خواهد بخشید و فقدان عواملی که پیشفرض های وی در باورهایش را به چالش بکشد، او را بیشتر به درستی باورهایش متقاعد خواهد کرد.
✍️ م . ناجی
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث می کنیم؟ -2 〽️⚠️〽️⚠️〽️⚠️〽️ ❇️ اگر به بحثهای جاری در اطرافمان دقت کنیم یکی از روشهای مرسوم بحث چنین است: یکی از حاضرین نظر خویش را در موردی بیان می کند. سپس در توضیح نظر خویش می کوشد و سپس به حد وسع خویش شواهد و قراین یا دلایل و یا دست کم مثالهایی…»
🔸۴۴ روش کثیف برای برنده شدن در بحثها
۱. اگر طرف مقابل شما را متهم به چیزی کرد. شما نیز همان اتهام (یا بدتر از آن) را به او وارد کنید.
۲. طرف مقابل را متهم کنید که دارد رویّهای نادرست پایهگذاری میکند.
۳. به آتوریتهها متوسل شوید.
۴. به تجربه متوسل شوید.
۵. به ترس متوسل شوید.
۶. به دلسوزی متوسل شوید.
۷. به هیجانهای عوامانه متوسل شوید.
۸. به سنت متوسل شوید.
۹. قیافه حق به جانب بگیرید.
۱۰. به شخص حمله کنید.
۱۱. مصادره به مطلوب کنید.
۱۲. کمال طلبی کنید.
۱۳. دو راهی کاذب ایجاد کنید.
۱۴. برای پیشتیبانی از دیدگاهتان، از تمثیل و استعاره استفاده کنید.
۱۵. نتیجهگیریهای طرف مقابل را زیر سوال ببرید.
۱۶. بدگمانی ایجاد کنید.
۱۷. از حریفتان پهلوان پنبه بسازید.
۱۸. ناسازگاریها را انکار یا از آنها دفاع کنید.
۱۹. خودتان را پاک رقیب را پلید جلوه دهید.
۲۰. با ظرافت از پرسشها طفره بروید.
۲۱. چاپلوسی مخاطب را بکنید.
۲۲. دور حرفتان حفاظ بکشید.
۲۳. شواهد را نادیده بگیرید.
۲۴. موضوع اصلی را نادیده بگیرید.
۲۵. به شواهدی که مدّعای شما را تضعیف میکنند حمله کنید.
۲۶. با صدای بلند بر نکتههای کم اهمیت تاکید کنید.
۲۷. از استدلال «دنیای خشن» استفاده کنید.
۲۸. دست به تعمیمهای فراگیر و خیرهکننده بزنید.
۲۹. ناسازگاریهای دیدگاه طرف مقابل را بزرگ کنید.
۳۰. طرف مقابل را به سخره بگیرید.
۳۱. موضوع را بیش از حد ساده کنید.
۳۲. فقط مخالفت کنید.
۳۳. تاریخ را هرطور که میخواهید بازنویسی کنید.
۳۴. در پی منافع شخصی و گروهیتان باشید.
۳۵. زمینه بحث را عوض کنید.
۳۶. بار اثبات را بر دوش طرف مقابل بیندازید.
۳۷. از «پیچش» غفلت نکنید.
۳۸. کلیگویی کنید.
۳۹. از گفتار دوگانه استفاده کنید.
۴۰. دروغ بزرگ بگویید.
۴۱. با واژهها و نمادهای انتزاعی به گونهای برخورد کنید که گویی اشیای واقعیاند.
۴۲. نعل وارونه بزنید.
۴۳. آمار پراکنی کنید.
۴۴. از معیارهای دوگانه استفاده کنید.
📕 مغالطههای_پر_کاربرد ریچاردپل_و_لیندا_الدر
✍️ مهدی_خسروانی
۱. اگر طرف مقابل شما را متهم به چیزی کرد. شما نیز همان اتهام (یا بدتر از آن) را به او وارد کنید.
۲. طرف مقابل را متهم کنید که دارد رویّهای نادرست پایهگذاری میکند.
۳. به آتوریتهها متوسل شوید.
۴. به تجربه متوسل شوید.
۵. به ترس متوسل شوید.
۶. به دلسوزی متوسل شوید.
۷. به هیجانهای عوامانه متوسل شوید.
۸. به سنت متوسل شوید.
۹. قیافه حق به جانب بگیرید.
۱۰. به شخص حمله کنید.
۱۱. مصادره به مطلوب کنید.
۱۲. کمال طلبی کنید.
۱۳. دو راهی کاذب ایجاد کنید.
۱۴. برای پیشتیبانی از دیدگاهتان، از تمثیل و استعاره استفاده کنید.
۱۵. نتیجهگیریهای طرف مقابل را زیر سوال ببرید.
۱۶. بدگمانی ایجاد کنید.
۱۷. از حریفتان پهلوان پنبه بسازید.
۱۸. ناسازگاریها را انکار یا از آنها دفاع کنید.
۱۹. خودتان را پاک رقیب را پلید جلوه دهید.
۲۰. با ظرافت از پرسشها طفره بروید.
۲۱. چاپلوسی مخاطب را بکنید.
۲۲. دور حرفتان حفاظ بکشید.
۲۳. شواهد را نادیده بگیرید.
۲۴. موضوع اصلی را نادیده بگیرید.
۲۵. به شواهدی که مدّعای شما را تضعیف میکنند حمله کنید.
۲۶. با صدای بلند بر نکتههای کم اهمیت تاکید کنید.
۲۷. از استدلال «دنیای خشن» استفاده کنید.
۲۸. دست به تعمیمهای فراگیر و خیرهکننده بزنید.
۲۹. ناسازگاریهای دیدگاه طرف مقابل را بزرگ کنید.
۳۰. طرف مقابل را به سخره بگیرید.
۳۱. موضوع را بیش از حد ساده کنید.
۳۲. فقط مخالفت کنید.
۳۳. تاریخ را هرطور که میخواهید بازنویسی کنید.
۳۴. در پی منافع شخصی و گروهیتان باشید.
۳۵. زمینه بحث را عوض کنید.
۳۶. بار اثبات را بر دوش طرف مقابل بیندازید.
۳۷. از «پیچش» غفلت نکنید.
۳۸. کلیگویی کنید.
۳۹. از گفتار دوگانه استفاده کنید.
۴۰. دروغ بزرگ بگویید.
۴۱. با واژهها و نمادهای انتزاعی به گونهای برخورد کنید که گویی اشیای واقعیاند.
۴۲. نعل وارونه بزنید.
۴۳. آمار پراکنی کنید.
۴۴. از معیارهای دوگانه استفاده کنید.
📕 مغالطههای_پر_کاربرد ریچاردپل_و_لیندا_الدر
✍️ مهدی_خسروانی
Forwarded from Jalil Shoarinejad
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ورامین پرس (،)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارش نذر گل سرخ هندوها
گزارش جذاب حسن عبدالملکی خبرنگار صدا و سیما در هند
اخبار ورامین،قرچک،پیشوا
کانال👇
https://telegram.me/joinchat/CxrWnz-WCS5pD30-nhs2HA
گزارش جذاب حسن عبدالملکی خبرنگار صدا و سیما در هند
اخبار ورامین،قرچک،پیشوا
کانال👇
https://telegram.me/joinchat/CxrWnz-WCS5pD30-nhs2HA
کاروان کربلا
استاد شهریار- حاج سلیم موذنزاده
کاروان کربلا - شعر و صدای محمدحسین شهریار و نوای حاج سلیم موذنزاده
@qadahha
@qadahha
Ah o Vaveyla Koo Akbare Man
Bakhshoo - Jahanbakhsh Kordizadeh
لیلا بگفتا ای شه لبتشنهکامان - نوحه از بخشو - از روی این نوحه بعدها قطعه "ممد نبودی ببینی" ساخته شده است
@qadahha
@qadahha
❇️یک نکته در مورد عاشورا
گیرم که عاشورا از بیخ و بن اسطوره است و چنین واقعه ای در تاریخ بشر نیست.
اما مگر بشر می تواند فارغ از اسطوره باشد؟
مگر همه ی مردم و همه ما با منطق زندگی می کنند؟
مگر اسطوره نمی تواند در خدمت آرمانهای جمعی بشر باشد؟
این سخن را در پاسخ به سوال مقدر و مفروض دوستانی نوشتم که شاید سوال کنند که خرد سنجشگر را با عزا و حماسه چکار؟!
گیرم که عاشورا از بیخ و بن اسطوره است و چنین واقعه ای در تاریخ بشر نیست.
اما مگر بشر می تواند فارغ از اسطوره باشد؟
مگر همه ی مردم و همه ما با منطق زندگی می کنند؟
مگر اسطوره نمی تواند در خدمت آرمانهای جمعی بشر باشد؟
این سخن را در پاسخ به سوال مقدر و مفروض دوستانی نوشتم که شاید سوال کنند که خرد سنجشگر را با عزا و حماسه چکار؟!
چگونه بحث می کنیم؟ - 3
〽️⚠️〽️⚠️〽️⚠️〽️
🌻 از خودم سوال می کنم که انگیزه و داعی اکثر ما انسانها از شرکت در بحث با دیگران چیست؟
🌻 چه عاملی سبب می شود که ما درگیر بحث با افراد دیگر شویم؟
✅ این سوال در واقع مبتنی بر یک پیشفرض است:
اینکه افعال ارادی هر انسانی مسلما هدف خاصی را تعقیب می کند.
یعنی:
رفتار انسان معطوف به نتیجه است.
✅ بدین معنا که هر فعل ارادی برای دستیابی به نتیجه ی خاصی رخ می دهد، خواه در عمل ، فاعل به نتیجۀ دلخواهش دست پیدا کند یا نه.
✅ آنچه مسلم است که فاعل به هنگام اراده ی آن عمل ، بر این تشخیص است که برای دستیابی به نتیجه ی دلخواهش عمل مزبور تنها عمل مقدور یا بهترین عمل مقدور است و این باور متضمن این نکته است که از نظر او عمل مورد نظر قادر است وی را به نتیجه ی مطلوب برساند.
✔️ پس اگر بحث را به عنوان یک عمل اختیاری در نظر بگیریم ، کسی که وارد بحث با دیگری می شود لابد به دنبال کسب یک نتیجه است که آن نتیجه برای وی مهم است و چون تصور می کند که بحث می تواند او را به آن نتیجه برساند.
🔷 اما آن نتیجه ی مطلوب اکثر ما از ورود به بحث با دیگران چیست؟
🔸 - آیا هدف یادگیری چیزهایی در مورد موضوع بحث است؟
🔹 - آیا هدف یاد دادن چیزهایی به مخاطب یا حاضرین در مورد مطلب مورد بحث است؟
🔸 - آیا هدف نشان دادن ضعف گوینده و مخاطب در مورد مطلبی که مطرح کرده ، می باشد؟
🔹 - آیا هدف نشان دادن اقتدار خود در بحث یا توان علمی خود در مورد آن مساله است؟
🔸 - آیا هدف پر کردن وقت خود و از بین بردن حس تنهایی است؟
🔹- آیا هدف یافتن افراد همفکر برای خویشتن است؟
🔸- آیا هدف شناختن افراد حاضر در گروه از لحاظ نوع فکر، قدرت تفکر یا توانایی ها و مهارتهای ارتباطی و بحثی حاضرین است؟
🔹- آیا هدف شناساندن خود به حاضرین از لحاظ نوع تفکر و آمادگی های ذهنی و روانی خود است؟
🔸- آیا هدف شناختن ضعفهای مهارتی خود یا اشکالات علمی یا استنتاجی خود در مورد موضوع مطرح شده است؟
🔹- آیا هدف یافتن نقاط اشتراک و نقاط افتراق خود با دوستان حاضر یا مخاطب خویش است؟
🔸- آیا هدف یافتن حقیقت یا تقرب به آن به طور جمعی است؟ وبه عبارت دیگر هدف نزدیک کردن آرا و عقاید افراد حاضر در بحث و کم کردن موارد اختلاف و افتراق در باورهای خود و آنهاست؟
🔹- و دیگر اهداف احتمالی که از طریق بحث می توان به آنها دست یافت یا دست کم از نظر آن فرد چنین احتمالی وجود دارد.
🔴 یک نکته ی بسیار مهم را نباید از نظر دور داشت:
☑️ اینکه ضرورتا داعی و انگیزه ی فرد در طول بحث ثابت و یکسان نمی ماند.
✔️چه بسا یک فرد با انگیزهی خاصی مثل کنجکاوی وارد بحث شود اما در طول بحث بر اثر اتفاقات و رخدادها و واکنشهای افراد حاضر یا باحثین و بروز هیجانات یا انفعالات خاص در وجود فرد، انگیزه ی بحث کننده تغییر یابد و همین تغییر در انگیزه باعث تغییر در روش و رفتار وی شود.
☑️ هر یک از ما برای اینکه از نیروی انتخابگری خود بهره ببریم ضرورت دارد که مانند هر عمل دیگری، در بحث هم انگیزه های خود و نیز نتایجی را که از عمل خود می خواهیم بگیریم مرور کنیم و در طول بحث مراقبت کنیم که تحت تأثیر شرایط بیرونی از اهداف پیش بینی شده و نتایج مورد دلخواه خود و نیز روشی که از قبل تعیین کرده ایم تخطی نکنیم.
🔶🔹🔶 گرچه کاری است سخت و مشکل و طاقت فرسا اما عملی و قابل تحقق است و ممکن، بلکه همین جدیت در تمرکز بر اصلاح مسیر و استقامت است که ما را به آزادی واقعی و بهره برداری کامل از نیروی اراده ی خود موفق می سازد
〽️⚠️〽️⚠️〽️⚠️〽️
🌻 از خودم سوال می کنم که انگیزه و داعی اکثر ما انسانها از شرکت در بحث با دیگران چیست؟
🌻 چه عاملی سبب می شود که ما درگیر بحث با افراد دیگر شویم؟
✅ این سوال در واقع مبتنی بر یک پیشفرض است:
اینکه افعال ارادی هر انسانی مسلما هدف خاصی را تعقیب می کند.
یعنی:
رفتار انسان معطوف به نتیجه است.
✅ بدین معنا که هر فعل ارادی برای دستیابی به نتیجه ی خاصی رخ می دهد، خواه در عمل ، فاعل به نتیجۀ دلخواهش دست پیدا کند یا نه.
✅ آنچه مسلم است که فاعل به هنگام اراده ی آن عمل ، بر این تشخیص است که برای دستیابی به نتیجه ی دلخواهش عمل مزبور تنها عمل مقدور یا بهترین عمل مقدور است و این باور متضمن این نکته است که از نظر او عمل مورد نظر قادر است وی را به نتیجه ی مطلوب برساند.
✔️ پس اگر بحث را به عنوان یک عمل اختیاری در نظر بگیریم ، کسی که وارد بحث با دیگری می شود لابد به دنبال کسب یک نتیجه است که آن نتیجه برای وی مهم است و چون تصور می کند که بحث می تواند او را به آن نتیجه برساند.
🔷 اما آن نتیجه ی مطلوب اکثر ما از ورود به بحث با دیگران چیست؟
🔸 - آیا هدف یادگیری چیزهایی در مورد موضوع بحث است؟
🔹 - آیا هدف یاد دادن چیزهایی به مخاطب یا حاضرین در مورد مطلب مورد بحث است؟
🔸 - آیا هدف نشان دادن ضعف گوینده و مخاطب در مورد مطلبی که مطرح کرده ، می باشد؟
🔹 - آیا هدف نشان دادن اقتدار خود در بحث یا توان علمی خود در مورد آن مساله است؟
🔸 - آیا هدف پر کردن وقت خود و از بین بردن حس تنهایی است؟
🔹- آیا هدف یافتن افراد همفکر برای خویشتن است؟
🔸- آیا هدف شناختن افراد حاضر در گروه از لحاظ نوع فکر، قدرت تفکر یا توانایی ها و مهارتهای ارتباطی و بحثی حاضرین است؟
🔹- آیا هدف شناساندن خود به حاضرین از لحاظ نوع تفکر و آمادگی های ذهنی و روانی خود است؟
🔸- آیا هدف شناختن ضعفهای مهارتی خود یا اشکالات علمی یا استنتاجی خود در مورد موضوع مطرح شده است؟
🔹- آیا هدف یافتن نقاط اشتراک و نقاط افتراق خود با دوستان حاضر یا مخاطب خویش است؟
🔸- آیا هدف یافتن حقیقت یا تقرب به آن به طور جمعی است؟ وبه عبارت دیگر هدف نزدیک کردن آرا و عقاید افراد حاضر در بحث و کم کردن موارد اختلاف و افتراق در باورهای خود و آنهاست؟
🔹- و دیگر اهداف احتمالی که از طریق بحث می توان به آنها دست یافت یا دست کم از نظر آن فرد چنین احتمالی وجود دارد.
🔴 یک نکته ی بسیار مهم را نباید از نظر دور داشت:
☑️ اینکه ضرورتا داعی و انگیزه ی فرد در طول بحث ثابت و یکسان نمی ماند.
✔️چه بسا یک فرد با انگیزهی خاصی مثل کنجکاوی وارد بحث شود اما در طول بحث بر اثر اتفاقات و رخدادها و واکنشهای افراد حاضر یا باحثین و بروز هیجانات یا انفعالات خاص در وجود فرد، انگیزه ی بحث کننده تغییر یابد و همین تغییر در انگیزه باعث تغییر در روش و رفتار وی شود.
☑️ هر یک از ما برای اینکه از نیروی انتخابگری خود بهره ببریم ضرورت دارد که مانند هر عمل دیگری، در بحث هم انگیزه های خود و نیز نتایجی را که از عمل خود می خواهیم بگیریم مرور کنیم و در طول بحث مراقبت کنیم که تحت تأثیر شرایط بیرونی از اهداف پیش بینی شده و نتایج مورد دلخواه خود و نیز روشی که از قبل تعیین کرده ایم تخطی نکنیم.
🔶🔹🔶 گرچه کاری است سخت و مشکل و طاقت فرسا اما عملی و قابل تحقق است و ممکن، بلکه همین جدیت در تمرکز بر اصلاح مسیر و استقامت است که ما را به آزادی واقعی و بهره برداری کامل از نیروی اراده ی خود موفق می سازد
.
✍️ م . ناجیخرد سنجشگر pinned «چگونه بحث می کنیم؟ - 3 〽️⚠️〽️⚠️〽️⚠️〽️ 🌻 از خودم سوال می کنم که انگیزه و داعی اکثر ما انسانها از شرکت در بحث با دیگران چیست؟ 🌻 چه عاملی سبب می شود که ما درگیر بحث با افراد دیگر شویم؟ ✅ این سوال در واقع مبتنی بر یک پیشفرض است: اینکه افعال ارادی…»
⚫️⚫️⚫️ دختر آبی درگذشت ⚫️⚫️⚫️
بایّ ذنبٍ قتلت
مسئول این فاجعه انسانی کیست؟
قوانین ناعادلانه؟
عدالتخانه ی بی عدالت؟
یا مامورین بی مروت یا نامهربان؟
بیایید صدای زنان مظلوم کشور باشیم
https://www.youtube.com/watch?v=zsw18ySbXX8
بایّ ذنبٍ قتلت
مسئول این فاجعه انسانی کیست؟
قوانین ناعادلانه؟
عدالتخانه ی بی عدالت؟
یا مامورین بی مروت یا نامهربان؟
بیایید صدای زنان مظلوم کشور باشیم
https://www.youtube.com/watch?v=zsw18ySbXX8
Forwarded from مهدی حسین نیا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسکار خاص ترین و بی ریاترین عزاداری تاریخ بشریت هم به این بچه ها تعلق می گیرد! الهی درد و بلای شما توو فرق سر هرچی ریاکار مال مردم خور اختلاسگر است بخورد! با هم به تماشای این ناب ترین عزاداری بنشینیم و خاطرات کودکی مان را ورق بزنیم!