چگونه بحث می کنیم؟ - 3
〽️⚠️〽️⚠️〽️⚠️〽️
🌻 از خودم سوال می کنم که انگیزه و داعی اکثر ما انسانها از شرکت در بحث با دیگران چیست؟
🌻 چه عاملی سبب می شود که ما درگیر بحث با افراد دیگر شویم؟
✅ این سوال در واقع مبتنی بر یک پیشفرض است:
اینکه افعال ارادی هر انسانی مسلما هدف خاصی را تعقیب می کند.
یعنی:
رفتار انسان معطوف به نتیجه است.
✅ بدین معنا که هر فعل ارادی برای دستیابی به نتیجه ی خاصی رخ می دهد، خواه در عمل ، فاعل به نتیجۀ دلخواهش دست پیدا کند یا نه.
✅ آنچه مسلم است که فاعل به هنگام اراده ی آن عمل ، بر این تشخیص است که برای دستیابی به نتیجه ی دلخواهش عمل مزبور تنها عمل مقدور یا بهترین عمل مقدور است و این باور متضمن این نکته است که از نظر او عمل مورد نظر قادر است وی را به نتیجه ی مطلوب برساند.
✔️ پس اگر بحث را به عنوان یک عمل اختیاری در نظر بگیریم ، کسی که وارد بحث با دیگری می شود لابد به دنبال کسب یک نتیجه است که آن نتیجه برای وی مهم است و چون تصور می کند که بحث می تواند او را به آن نتیجه برساند.
🔷 اما آن نتیجه ی مطلوب اکثر ما از ورود به بحث با دیگران چیست؟
🔸 - آیا هدف یادگیری چیزهایی در مورد موضوع بحث است؟
🔹 - آیا هدف یاد دادن چیزهایی به مخاطب یا حاضرین در مورد مطلب مورد بحث است؟
🔸 - آیا هدف نشان دادن ضعف گوینده و مخاطب در مورد مطلبی که مطرح کرده ، می باشد؟
🔹 - آیا هدف نشان دادن اقتدار خود در بحث یا توان علمی خود در مورد آن مساله است؟
🔸 - آیا هدف پر کردن وقت خود و از بین بردن حس تنهایی است؟
🔹- آیا هدف یافتن افراد همفکر برای خویشتن است؟
🔸- آیا هدف شناختن افراد حاضر در گروه از لحاظ نوع فکر، قدرت تفکر یا توانایی ها و مهارتهای ارتباطی و بحثی حاضرین است؟
🔹- آیا هدف شناساندن خود به حاضرین از لحاظ نوع تفکر و آمادگی های ذهنی و روانی خود است؟
🔸- آیا هدف شناختن ضعفهای مهارتی خود یا اشکالات علمی یا استنتاجی خود در مورد موضوع مطرح شده است؟
🔹- آیا هدف یافتن نقاط اشتراک و نقاط افتراق خود با دوستان حاضر یا مخاطب خویش است؟
🔸- آیا هدف یافتن حقیقت یا تقرب به آن به طور جمعی است؟ وبه عبارت دیگر هدف نزدیک کردن آرا و عقاید افراد حاضر در بحث و کم کردن موارد اختلاف و افتراق در باورهای خود و آنهاست؟
🔹- و دیگر اهداف احتمالی که از طریق بحث می توان به آنها دست یافت یا دست کم از نظر آن فرد چنین احتمالی وجود دارد.
🔴 یک نکته ی بسیار مهم را نباید از نظر دور داشت:
☑️ اینکه ضرورتا داعی و انگیزه ی فرد در طول بحث ثابت و یکسان نمی ماند.
✔️چه بسا یک فرد با انگیزهی خاصی مثل کنجکاوی وارد بحث شود اما در طول بحث بر اثر اتفاقات و رخدادها و واکنشهای افراد حاضر یا باحثین و بروز هیجانات یا انفعالات خاص در وجود فرد، انگیزه ی بحث کننده تغییر یابد و همین تغییر در انگیزه باعث تغییر در روش و رفتار وی شود.
☑️ هر یک از ما برای اینکه از نیروی انتخابگری خود بهره ببریم ضرورت دارد که مانند هر عمل دیگری، در بحث هم انگیزه های خود و نیز نتایجی را که از عمل خود می خواهیم بگیریم مرور کنیم و در طول بحث مراقبت کنیم که تحت تأثیر شرایط بیرونی از اهداف پیش بینی شده و نتایج مورد دلخواه خود و نیز روشی که از قبل تعیین کرده ایم تخطی نکنیم.
🔶🔹🔶 گرچه کاری است سخت و مشکل و طاقت فرسا اما عملی و قابل تحقق است و ممکن، بلکه همین جدیت در تمرکز بر اصلاح مسیر و استقامت است که ما را به آزادی واقعی و بهره برداری کامل از نیروی اراده ی خود موفق می سازد
〽️⚠️〽️⚠️〽️⚠️〽️
🌻 از خودم سوال می کنم که انگیزه و داعی اکثر ما انسانها از شرکت در بحث با دیگران چیست؟
🌻 چه عاملی سبب می شود که ما درگیر بحث با افراد دیگر شویم؟
✅ این سوال در واقع مبتنی بر یک پیشفرض است:
اینکه افعال ارادی هر انسانی مسلما هدف خاصی را تعقیب می کند.
یعنی:
رفتار انسان معطوف به نتیجه است.
✅ بدین معنا که هر فعل ارادی برای دستیابی به نتیجه ی خاصی رخ می دهد، خواه در عمل ، فاعل به نتیجۀ دلخواهش دست پیدا کند یا نه.
✅ آنچه مسلم است که فاعل به هنگام اراده ی آن عمل ، بر این تشخیص است که برای دستیابی به نتیجه ی دلخواهش عمل مزبور تنها عمل مقدور یا بهترین عمل مقدور است و این باور متضمن این نکته است که از نظر او عمل مورد نظر قادر است وی را به نتیجه ی مطلوب برساند.
✔️ پس اگر بحث را به عنوان یک عمل اختیاری در نظر بگیریم ، کسی که وارد بحث با دیگری می شود لابد به دنبال کسب یک نتیجه است که آن نتیجه برای وی مهم است و چون تصور می کند که بحث می تواند او را به آن نتیجه برساند.
🔷 اما آن نتیجه ی مطلوب اکثر ما از ورود به بحث با دیگران چیست؟
🔸 - آیا هدف یادگیری چیزهایی در مورد موضوع بحث است؟
🔹 - آیا هدف یاد دادن چیزهایی به مخاطب یا حاضرین در مورد مطلب مورد بحث است؟
🔸 - آیا هدف نشان دادن ضعف گوینده و مخاطب در مورد مطلبی که مطرح کرده ، می باشد؟
🔹 - آیا هدف نشان دادن اقتدار خود در بحث یا توان علمی خود در مورد آن مساله است؟
🔸 - آیا هدف پر کردن وقت خود و از بین بردن حس تنهایی است؟
🔹- آیا هدف یافتن افراد همفکر برای خویشتن است؟
🔸- آیا هدف شناختن افراد حاضر در گروه از لحاظ نوع فکر، قدرت تفکر یا توانایی ها و مهارتهای ارتباطی و بحثی حاضرین است؟
🔹- آیا هدف شناساندن خود به حاضرین از لحاظ نوع تفکر و آمادگی های ذهنی و روانی خود است؟
🔸- آیا هدف شناختن ضعفهای مهارتی خود یا اشکالات علمی یا استنتاجی خود در مورد موضوع مطرح شده است؟
🔹- آیا هدف یافتن نقاط اشتراک و نقاط افتراق خود با دوستان حاضر یا مخاطب خویش است؟
🔸- آیا هدف یافتن حقیقت یا تقرب به آن به طور جمعی است؟ وبه عبارت دیگر هدف نزدیک کردن آرا و عقاید افراد حاضر در بحث و کم کردن موارد اختلاف و افتراق در باورهای خود و آنهاست؟
🔹- و دیگر اهداف احتمالی که از طریق بحث می توان به آنها دست یافت یا دست کم از نظر آن فرد چنین احتمالی وجود دارد.
🔴 یک نکته ی بسیار مهم را نباید از نظر دور داشت:
☑️ اینکه ضرورتا داعی و انگیزه ی فرد در طول بحث ثابت و یکسان نمی ماند.
✔️چه بسا یک فرد با انگیزهی خاصی مثل کنجکاوی وارد بحث شود اما در طول بحث بر اثر اتفاقات و رخدادها و واکنشهای افراد حاضر یا باحثین و بروز هیجانات یا انفعالات خاص در وجود فرد، انگیزه ی بحث کننده تغییر یابد و همین تغییر در انگیزه باعث تغییر در روش و رفتار وی شود.
☑️ هر یک از ما برای اینکه از نیروی انتخابگری خود بهره ببریم ضرورت دارد که مانند هر عمل دیگری، در بحث هم انگیزه های خود و نیز نتایجی را که از عمل خود می خواهیم بگیریم مرور کنیم و در طول بحث مراقبت کنیم که تحت تأثیر شرایط بیرونی از اهداف پیش بینی شده و نتایج مورد دلخواه خود و نیز روشی که از قبل تعیین کرده ایم تخطی نکنیم.
🔶🔹🔶 گرچه کاری است سخت و مشکل و طاقت فرسا اما عملی و قابل تحقق است و ممکن، بلکه همین جدیت در تمرکز بر اصلاح مسیر و استقامت است که ما را به آزادی واقعی و بهره برداری کامل از نیروی اراده ی خود موفق می سازد
.
✍️ م . ناجیخرد سنجشگر pinned «چگونه بحث می کنیم؟ - 3 〽️⚠️〽️⚠️〽️⚠️〽️ 🌻 از خودم سوال می کنم که انگیزه و داعی اکثر ما انسانها از شرکت در بحث با دیگران چیست؟ 🌻 چه عاملی سبب می شود که ما درگیر بحث با افراد دیگر شویم؟ ✅ این سوال در واقع مبتنی بر یک پیشفرض است: اینکه افعال ارادی…»
⚫️⚫️⚫️ دختر آبی درگذشت ⚫️⚫️⚫️
بایّ ذنبٍ قتلت
مسئول این فاجعه انسانی کیست؟
قوانین ناعادلانه؟
عدالتخانه ی بی عدالت؟
یا مامورین بی مروت یا نامهربان؟
بیایید صدای زنان مظلوم کشور باشیم
https://www.youtube.com/watch?v=zsw18ySbXX8
بایّ ذنبٍ قتلت
مسئول این فاجعه انسانی کیست؟
قوانین ناعادلانه؟
عدالتخانه ی بی عدالت؟
یا مامورین بی مروت یا نامهربان؟
بیایید صدای زنان مظلوم کشور باشیم
https://www.youtube.com/watch?v=zsw18ySbXX8
Forwarded from مهدی حسین نیا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسکار خاص ترین و بی ریاترین عزاداری تاریخ بشریت هم به این بچه ها تعلق می گیرد! الهی درد و بلای شما توو فرق سر هرچی ریاکار مال مردم خور اختلاسگر است بخورد! با هم به تماشای این ناب ترین عزاداری بنشینیم و خاطرات کودکی مان را ورق بزنیم!
🖤مرثیه ای برای یک مگس🖤
🔲▫️🔲▫️🔲▫️🔲▫️🔲▫️🔲
همین چند دقیقه پیش بود،
مگسی که از روز عاشورا در اتاقم خانه کرده بود و برایم سرود جنگ می خواند و صدای هل من مبارزش گوشهایم را پر کرده بود، هر از گاهی بر گوشه ای از پوست تنم تیری می نواخت و گویی دارد بر سلسله اعصابم نیش می زند!
هی به او می گفتم امروز عاشوراست طوری نکن من هم شمر شوم و سرت را از تن جدا کنم؛ اما یا نمی شنید یا خود را به نشنیدن و نفهمیدن زده بود یا جسورتر از آن بود که با این تهدیدها از رو برود
تمام روز را اذیتم کرد اما به هر علتی دستم به او نرسید.
همین چند دقیقه پیش بود که در میان دستهای بیرحمم جان سپرد!
وقتی تن بی جانش کنار کیبرد کامپیوتر افتاد و من نعشش را به سطل آشغال انداختم ، داشتم بهش می گفتم که تقصیر خودت بود، خودت این سرنوشت را بر خود رقم زدی که صدایی از درونم بلند شد.
صدایی از نمیدانم کی!
می گفت اینقدر از خود و رفتارت مطمئن نباش.
با این حرفها نخواه که صدای وجدانت را خاموش کنی و خود را از دادگاه من حقیقی ات سربلند بیرون بکشی
گفتم اول او بود که به جنگ من برخاست!
پاسخ داد: جنگ؟ واقعا در این ادعایت جدی هستی؟ تو از کجا اینقدر مطمئنی که او با تو درجنگ بود؟
گفتم: من بارها به هر زبانی بهش فهماندم که من از رفتارش در اذیتم!
جواب داد: و واقعا مطمئن شدی که او پیام تو را گرفت و از رنج تو باخبر شد و آکاهانه و لجوجانه به آزارش ادامه داد؟
پاسخی نداشتم. زیرا واقعا نمی توانستم مطمئن شوم که او قدرت درک پیام مرا داشت و در عین فهم ناخشنودی و آزار من از رفتارش، قصد تخریب روانم را داشت.
تنها جوابی که وکیلی از دور به من یاد می داد این بود که بگو من حق دارم هرچه را که مرا ازار می دهد از زندگیم حذف کنم.
اما به نظر می رسید که این جواب قابل دفاع نبود.
زیرا اگر چنین حقی را به هر جانداری می دادم در واقع آب پاکی بر روی رفتار هر جنایتکاری ریخته بودم چون آنها هم می توانستند در مقام دفاع از رفتارهای خود همین کلام را به کارگیرند:
تو واقعا چقدر در خود این ظرفیت را می بینی که به خاطر حیات دیگران متحمل آزار و اذیت و رنج و زحمت شوی؟
یک باره گویی تمام عالم را در مقابل خود یافتم:
می دانستم که اگر یک جمله دیگر بخواهد بگوید آن جمله اش این خواهد بود:
حتی نه به اندازه تحمل یک خارش دست و بازو!؟!؟!؟
✍️ م . ناجی
🔲▫️🔲▫️🔲▫️🔲▫️🔲▫️🔲
همین چند دقیقه پیش بود،
مگسی که از روز عاشورا در اتاقم خانه کرده بود و برایم سرود جنگ می خواند و صدای هل من مبارزش گوشهایم را پر کرده بود، هر از گاهی بر گوشه ای از پوست تنم تیری می نواخت و گویی دارد بر سلسله اعصابم نیش می زند!
هی به او می گفتم امروز عاشوراست طوری نکن من هم شمر شوم و سرت را از تن جدا کنم؛ اما یا نمی شنید یا خود را به نشنیدن و نفهمیدن زده بود یا جسورتر از آن بود که با این تهدیدها از رو برود
تمام روز را اذیتم کرد اما به هر علتی دستم به او نرسید.
همین چند دقیقه پیش بود که در میان دستهای بیرحمم جان سپرد!
وقتی تن بی جانش کنار کیبرد کامپیوتر افتاد و من نعشش را به سطل آشغال انداختم ، داشتم بهش می گفتم که تقصیر خودت بود، خودت این سرنوشت را بر خود رقم زدی که صدایی از درونم بلند شد.
صدایی از نمیدانم کی!
می گفت اینقدر از خود و رفتارت مطمئن نباش.
با این حرفها نخواه که صدای وجدانت را خاموش کنی و خود را از دادگاه من حقیقی ات سربلند بیرون بکشی
گفتم اول او بود که به جنگ من برخاست!
پاسخ داد: جنگ؟ واقعا در این ادعایت جدی هستی؟ تو از کجا اینقدر مطمئنی که او با تو درجنگ بود؟
گفتم: من بارها به هر زبانی بهش فهماندم که من از رفتارش در اذیتم!
جواب داد: و واقعا مطمئن شدی که او پیام تو را گرفت و از رنج تو باخبر شد و آکاهانه و لجوجانه به آزارش ادامه داد؟
پاسخی نداشتم. زیرا واقعا نمی توانستم مطمئن شوم که او قدرت درک پیام مرا داشت و در عین فهم ناخشنودی و آزار من از رفتارش، قصد تخریب روانم را داشت.
تنها جوابی که وکیلی از دور به من یاد می داد این بود که بگو من حق دارم هرچه را که مرا ازار می دهد از زندگیم حذف کنم.
اما به نظر می رسید که این جواب قابل دفاع نبود.
زیرا اگر چنین حقی را به هر جانداری می دادم در واقع آب پاکی بر روی رفتار هر جنایتکاری ریخته بودم چون آنها هم می توانستند در مقام دفاع از رفتارهای خود همین کلام را به کارگیرند:
من به قصد حذف هرچه مرا می آزارد این کارها را می کردم.اینجا بود که همان اولی ادامه داد:
تو واقعا چقدر در خود این ظرفیت را می بینی که به خاطر حیات دیگران متحمل آزار و اذیت و رنج و زحمت شوی؟
یک باره گویی تمام عالم را در مقابل خود یافتم:
می دانستم که اگر یک جمله دیگر بخواهد بگوید آن جمله اش این خواهد بود:
حتی نه به اندازه تحمل یک خارش دست و بازو!؟!؟!؟
✍️ م . ناجی
خرد سنجشگر via @like
@Archivebooks
هرچه کنی بکن-شجریان
🌹 #موسیقی🎼🌹
هر چه کنی بکن ، مکن ترک من ای نگار من
هر چه بری ببر ، مبر سنگدلی به کار من
#محمدرضا_شجریان
@Archivebooks
هر چه کنی بکن ، مکن ترک من ای نگار من
هر چه بری ببر ، مبر سنگدلی به کار من
#محمدرضا_شجریان
@Archivebooks
Forwarded from اتچ بات
#مولانا غزل شماره 1372
این بار من یکبارگی در عاشقی پیچیدهام
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
اوج زندگی اگزیستانسیل در کلام مولانا
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
این بار من یکبارگی در عاشقی پیچیدهام
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
اوج زندگی اگزیستانسیل در کلام مولانا
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
Telegram
attach 📎
Forwarded from افشاگر(پلیس سوتزن) whistleblower
🔘 #افشاگر(پلیس سوت زن)
در جوامع مدنی، #پلیس_سوتزن(whistleblower) نقش مهمی در افشای مفاسد و تخلفات دارد و به کسی گفته میشود که افکار عمومی یا مقامات صلاحیتدار را از وجود فرد یا افراد نادرستکار یا فعالیتهای نادرستکارانه در بخش دولتی، عمومی و یا خصوصی آگاه میکند.
🔻فعالیتهای نادرستکارانه طیف گستردهای از کارهای غیرقانونی، زیر پا گذاشتن مقررات، و تهدید منافع عمومی یا خصوصی، مثل، تقلب و فساد مالی را در بر میگیرد.
🔻باتوجه به گسترش بیش از حد #فساد و به ویژه فسادهای سازمان یافته و ظلمی که در حق اقشار مختلف مردم و غالبا ناتوان صورت میگیرد، باتفاق جمعی از دوستان دلسوز مرکب از نمایندگان فعلی و سابق و فعالان سیاسی_اجتماعی، این کانال را ایجاد کردهایم تا پس از دریافت شکایات مردمی و گزارشهای مستند آنان درباره تخلفات و مفاسد مختلف در بخشهای عمومی و خصوصی، آنها را بررسی و جهت اطلاع افکار عمومی و دستگاههای مربوطه منتشر و مردم را از نتایج آن آگاه سازیم.
👈تا تشکیل کمیتههای تخصصی گزارشهای خود را به نشانی زیر ارسال نمایید که مستقیما به دست اکبر اعلمی خواهد رسید:
@Hamid953256
✅کانال افشاگر(پلیس سوتزن)
T.me/policesootzan
در جوامع مدنی، #پلیس_سوتزن(whistleblower) نقش مهمی در افشای مفاسد و تخلفات دارد و به کسی گفته میشود که افکار عمومی یا مقامات صلاحیتدار را از وجود فرد یا افراد نادرستکار یا فعالیتهای نادرستکارانه در بخش دولتی، عمومی و یا خصوصی آگاه میکند.
🔻فعالیتهای نادرستکارانه طیف گستردهای از کارهای غیرقانونی، زیر پا گذاشتن مقررات، و تهدید منافع عمومی یا خصوصی، مثل، تقلب و فساد مالی را در بر میگیرد.
🔻باتوجه به گسترش بیش از حد #فساد و به ویژه فسادهای سازمان یافته و ظلمی که در حق اقشار مختلف مردم و غالبا ناتوان صورت میگیرد، باتفاق جمعی از دوستان دلسوز مرکب از نمایندگان فعلی و سابق و فعالان سیاسی_اجتماعی، این کانال را ایجاد کردهایم تا پس از دریافت شکایات مردمی و گزارشهای مستند آنان درباره تخلفات و مفاسد مختلف در بخشهای عمومی و خصوصی، آنها را بررسی و جهت اطلاع افکار عمومی و دستگاههای مربوطه منتشر و مردم را از نتایج آن آگاه سازیم.
👈تا تشکیل کمیتههای تخصصی گزارشهای خود را به نشانی زیر ارسال نمایید که مستقیما به دست اکبر اعلمی خواهد رسید:
@Hamid953256
✅کانال افشاگر(پلیس سوتزن)
T.me/policesootzan
Telegram
افشاگر(پلیس سوتزن) whistleblower
باتوجه به گسترش بیش از حد #فساد و ظلمی که در حق اقشار مختلف مردم و غالبا ناتوان صورت میگیرد، این کانال برای دریافت شکایات مردمی و گزارشهای آنان درباره تخلفات و مفاسد مختلف و انتشار آن جهت اطلاع افکار عمومی و دستگاههای مربوطه ایجاد شده است.
Forwarded from My Perfection Journey
🌸 روان آزار کیست و چگونه می توان از بدجنسی هایش در امان ماند؟
بخش 1
بر اساس داده های روانشناسی موجود، 1 تا 4 درصد از جمعیت کل زمین به روان آزاری (سایکوپاتی) مبتلا هستند. نکته قابل توجه در این مورد این است که نشانه ها و تمایلات فرد به این بیماری می تواند کاملاً پنهانی باشد. به طوری که حتی خود فرد نیز متوجه اختلال شخصیت خود نباشد.
به همینخاطر شاید بد نباشد تا با برخی از نشانههای روانآزاری آشنا شوید و ببینید که آیا به آن مبتلا هستید یا خیر.
شناخت بیماری در مراحل اولیه این مزیت را دارد که فرد میتواند راهکارهای لازم برای رفع آن را به انجام رسانده و از تبعات منفی آن در آینده پیشگیری کند.
پیش از ورود به مطلب بد نیست توضیح دهیم که روانآزاری یا سایکوپاتی (Psychopathy)، نوعی اختلال شخصیت است. فرد مبتلا، رفتارهای تکانشی، فقدان ترس و بیاحتیاطی، بیقیدی و بیمسئولیتی و رفتارهای ضداجتماعی از خود نمایش میدهد.
۱- سایکوپاتها درکی از احساس ندارند
به گفته روانشناسی موسوم به «اسکات بون»، افرادی که به سایکوپاتی مبتلا هستند قادر به تشخیص ناراحتی در صورت افراد نیستند اما میتوانند پاسخهای احساسی را تقلید کنند. بهطور مثال، هنگام مواجهه با فرد غمگین، جملات مناسب بیان کنند یا او را در آغوش گرفته و دلداری دهند. اما هیچ کدام از این همدردیهایِ ظاهری را نمیتوان در چهره آنها مشاهده کرد.
مطالعات متعددی ثابت کردهاند که روانآزارها هیچ درک درستی از ناراحتی افراد ندارند.
دانشمندان در تحقیقات خود از یک زن قاتل وقتی در مورد احساس او هنگام انجام قتل سوال پرسیدند، وی پاسخ داد: «من مفهوم چهره قربانی خود را هنگام قتل درک نمیکنم، اما میدانم ناشی از حسی است که موقع ترس و مردن به انسان دست میدهد.»
یکی از راههای تشخیص یک سایکوپات این است که به واکنشهای او در مقابل مشکلات و مصائب دیگران توجه کنید.
۲- آنها بسیار کم میخوابند
برخی از مطالعات اخیر نشان داده افرادی که دارای ویژگیهای روانآزاری هستند بسیار کمتر از انسانهای نرمال میخوابند و استراحت میکنند. این افراد اغلب بین ۴ تا ۶ ساعت میخوابند. دلیل این امر هم این است که یک سایکوپات همیشه هیجانزده است و نمیتواند خیلی سریع آرام شده و سریعا بخوابد.
تفاوت روانآزار با فرد معمولی که دچار اختلال خواب است، در این خواهد بود که این سایکوپاتها پس از شببیداریهای مداوم احساس خستگی روحی ندارند و این مساله برایشان کاملا عادی است.
۳- فرد روانآزار از دادن حس گناه به دیگران لذت میبرد
شخصی که به روانآزاری مبتلاست هرگز گناهان و اشتباهات خود را گردن نمیگیرد. آنها شرایط را بهگونهای جلوه میدهند که دیگران خود را مقصر فرض کنند. بهطور مثال، آنها میتوانند شما را مجبور کنند که بر خلاف عرف و قانون رفتار کنید و سپس خیلی راحت، اعمال شما را زیر سوال برده و برای این رفتارها برچسبهای بدی به شما بزنند. یا حتی ممکن است مثلا بهطور علنی سعی در گول زدن نامزد شما داشته باشد و او را به سمت خود بکشد و در نهایت هم شما را متهم کند که کاری نمیکند و شما حسادت بیجا دارید!
افراد روانآزار به شدت تمایل دارند تا حرص آدمها را درآورند و به این ترتیب، روی دیگر آنها را به دیگران نشان دهند. دلیلش هم این است که از آزار دادن دیگران لذت میبرند.
۴- آنها بسیار کاریزماتیک هستند و دوست دارند همیشه در مرکز توجه باشند
فرد روانآزار، شخصیت جذابی دارد و از اینکه همیشه در مرکز توجهات قرار داشته باشد، لذت میبرد. این افراد همانند یک هنرپیشه دایماً در حال نقش بازی کردن هستند. به همین خاطر ممکن است این اشخاص را دوست خود بدانید و به آنها اعتماد کنید.
یک سایکوپات در برخورد اول طوری رفتار میکند که گویی وجوه مشترک بسیاری با شما دارد و در بسیاری موارد با هم تفاهم دارید. اما واقعیت غیر از این است.
آنها چنین رفتارهایی از خود نشان میدهند تا به شما نزدیک شده و در آینده بتوانند کنترل احساسات و رفتارهایتان را بدست بگیرند.
۵- سایکوپاتها بسیار خودشیفته هستند
سایکوپاتها همیشه سعی در خودنمایی کردن دارند. آنها در هر موقعیتی که حاضر شوند از هنرها و دستاوردهای خود سخن خواهند گفت و با مطرح کردن مشکلات و شکستهای بقیه، خودشان را مهم و بزرگ جلوه میدهند.
این رفتارها باعث میشود تا خودشان را بسیار بهتر و مهمتر از آنچه واقعا هستند نشان دهند و در نتیجه توجهات بیشتری را به خود جلب خواهند کرد.
@being_neda
ادامه 👇👇👇
بخش 1
بر اساس داده های روانشناسی موجود، 1 تا 4 درصد از جمعیت کل زمین به روان آزاری (سایکوپاتی) مبتلا هستند. نکته قابل توجه در این مورد این است که نشانه ها و تمایلات فرد به این بیماری می تواند کاملاً پنهانی باشد. به طوری که حتی خود فرد نیز متوجه اختلال شخصیت خود نباشد.
به همینخاطر شاید بد نباشد تا با برخی از نشانههای روانآزاری آشنا شوید و ببینید که آیا به آن مبتلا هستید یا خیر.
شناخت بیماری در مراحل اولیه این مزیت را دارد که فرد میتواند راهکارهای لازم برای رفع آن را به انجام رسانده و از تبعات منفی آن در آینده پیشگیری کند.
پیش از ورود به مطلب بد نیست توضیح دهیم که روانآزاری یا سایکوپاتی (Psychopathy)، نوعی اختلال شخصیت است. فرد مبتلا، رفتارهای تکانشی، فقدان ترس و بیاحتیاطی، بیقیدی و بیمسئولیتی و رفتارهای ضداجتماعی از خود نمایش میدهد.
۱- سایکوپاتها درکی از احساس ندارند
به گفته روانشناسی موسوم به «اسکات بون»، افرادی که به سایکوپاتی مبتلا هستند قادر به تشخیص ناراحتی در صورت افراد نیستند اما میتوانند پاسخهای احساسی را تقلید کنند. بهطور مثال، هنگام مواجهه با فرد غمگین، جملات مناسب بیان کنند یا او را در آغوش گرفته و دلداری دهند. اما هیچ کدام از این همدردیهایِ ظاهری را نمیتوان در چهره آنها مشاهده کرد.
مطالعات متعددی ثابت کردهاند که روانآزارها هیچ درک درستی از ناراحتی افراد ندارند.
دانشمندان در تحقیقات خود از یک زن قاتل وقتی در مورد احساس او هنگام انجام قتل سوال پرسیدند، وی پاسخ داد: «من مفهوم چهره قربانی خود را هنگام قتل درک نمیکنم، اما میدانم ناشی از حسی است که موقع ترس و مردن به انسان دست میدهد.»
یکی از راههای تشخیص یک سایکوپات این است که به واکنشهای او در مقابل مشکلات و مصائب دیگران توجه کنید.
۲- آنها بسیار کم میخوابند
برخی از مطالعات اخیر نشان داده افرادی که دارای ویژگیهای روانآزاری هستند بسیار کمتر از انسانهای نرمال میخوابند و استراحت میکنند. این افراد اغلب بین ۴ تا ۶ ساعت میخوابند. دلیل این امر هم این است که یک سایکوپات همیشه هیجانزده است و نمیتواند خیلی سریع آرام شده و سریعا بخوابد.
تفاوت روانآزار با فرد معمولی که دچار اختلال خواب است، در این خواهد بود که این سایکوپاتها پس از شببیداریهای مداوم احساس خستگی روحی ندارند و این مساله برایشان کاملا عادی است.
۳- فرد روانآزار از دادن حس گناه به دیگران لذت میبرد
شخصی که به روانآزاری مبتلاست هرگز گناهان و اشتباهات خود را گردن نمیگیرد. آنها شرایط را بهگونهای جلوه میدهند که دیگران خود را مقصر فرض کنند. بهطور مثال، آنها میتوانند شما را مجبور کنند که بر خلاف عرف و قانون رفتار کنید و سپس خیلی راحت، اعمال شما را زیر سوال برده و برای این رفتارها برچسبهای بدی به شما بزنند. یا حتی ممکن است مثلا بهطور علنی سعی در گول زدن نامزد شما داشته باشد و او را به سمت خود بکشد و در نهایت هم شما را متهم کند که کاری نمیکند و شما حسادت بیجا دارید!
افراد روانآزار به شدت تمایل دارند تا حرص آدمها را درآورند و به این ترتیب، روی دیگر آنها را به دیگران نشان دهند. دلیلش هم این است که از آزار دادن دیگران لذت میبرند.
۴- آنها بسیار کاریزماتیک هستند و دوست دارند همیشه در مرکز توجه باشند
فرد روانآزار، شخصیت جذابی دارد و از اینکه همیشه در مرکز توجهات قرار داشته باشد، لذت میبرد. این افراد همانند یک هنرپیشه دایماً در حال نقش بازی کردن هستند. به همین خاطر ممکن است این اشخاص را دوست خود بدانید و به آنها اعتماد کنید.
یک سایکوپات در برخورد اول طوری رفتار میکند که گویی وجوه مشترک بسیاری با شما دارد و در بسیاری موارد با هم تفاهم دارید. اما واقعیت غیر از این است.
آنها چنین رفتارهایی از خود نشان میدهند تا به شما نزدیک شده و در آینده بتوانند کنترل احساسات و رفتارهایتان را بدست بگیرند.
۵- سایکوپاتها بسیار خودشیفته هستند
سایکوپاتها همیشه سعی در خودنمایی کردن دارند. آنها در هر موقعیتی که حاضر شوند از هنرها و دستاوردهای خود سخن خواهند گفت و با مطرح کردن مشکلات و شکستهای بقیه، خودشان را مهم و بزرگ جلوه میدهند.
این رفتارها باعث میشود تا خودشان را بسیار بهتر و مهمتر از آنچه واقعا هستند نشان دهند و در نتیجه توجهات بیشتری را به خود جلب خواهند کرد.
@being_neda
ادامه 👇👇👇
Forwarded from My Perfection Journey
ادامه بخش 1 از بالا 👆👆👆
۶- آنها همیشه دروغ میگویند
یک فرد مبتلا به روانآزاری سعی میکند با مهارت کامل از زیر زبان افراد حرف بکشد و آنچه میخواهد را کشف کند. ولی اغلب بهانهای برای کمک کردن به دیگران میتراشد. آنها عادت دارند دیگران را سرزنش و خود را از هر اشتباهی مبرا کنند.
این افراد به دروغهای خود افتحار میکنند و برایشان هم مهم نیست که دیگران متوجه غیرواقعی بودن حرفهایشان بشوند. به این خاطر که با یک دروغ دیگر شرایط را دوباره به نفع خود تمام میکنند.
۷- مسئولیتپذیر نیستند
افراد مبتلا به روانآزاری از کارهای اشتباه خود ناراحت نمیشوند. آنها هرگونه مسئولیتی را از سر خود باز میکنند و برای این منظور از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند کرد.
این افراد خیلی سریع کسی را پیدا میکنند تا مسئولیت اشباهات خود را به گردن او بیندازند و واقعیتها را طور دیگری جلوه دهند.
۸- سایکوپاتها همیشه قانونشکن و بیملاحضه هستند
باید توجه داشته باشید که سایکوپات با خودشیفته کاملا متفاوت است. خودشیفتهها قانونشکنی میکنند زیرا خودشان را برتر از قانون میدانند. اما روانآزارها به این دلیل چنین کاری را انجام میدهند که زمینههای لازم را برای قربانیهای خود فراهم کنند.
مثلا از طریق حرف زدن با موبایل در محلی که این کار ممنوع اعلام شده، این شهامت را در دیگران ایجاد میکنند تا همین عمل را تکرار کنند و در نهایت، دیگران باشند که برای کار اشتباه مواخذه میشوند.
منبع: وبسایت بهداشت نیوز
@being_neda
۶- آنها همیشه دروغ میگویند
یک فرد مبتلا به روانآزاری سعی میکند با مهارت کامل از زیر زبان افراد حرف بکشد و آنچه میخواهد را کشف کند. ولی اغلب بهانهای برای کمک کردن به دیگران میتراشد. آنها عادت دارند دیگران را سرزنش و خود را از هر اشتباهی مبرا کنند.
این افراد به دروغهای خود افتحار میکنند و برایشان هم مهم نیست که دیگران متوجه غیرواقعی بودن حرفهایشان بشوند. به این خاطر که با یک دروغ دیگر شرایط را دوباره به نفع خود تمام میکنند.
۷- مسئولیتپذیر نیستند
افراد مبتلا به روانآزاری از کارهای اشتباه خود ناراحت نمیشوند. آنها هرگونه مسئولیتی را از سر خود باز میکنند و برای این منظور از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند کرد.
این افراد خیلی سریع کسی را پیدا میکنند تا مسئولیت اشباهات خود را به گردن او بیندازند و واقعیتها را طور دیگری جلوه دهند.
۸- سایکوپاتها همیشه قانونشکن و بیملاحضه هستند
باید توجه داشته باشید که سایکوپات با خودشیفته کاملا متفاوت است. خودشیفتهها قانونشکنی میکنند زیرا خودشان را برتر از قانون میدانند. اما روانآزارها به این دلیل چنین کاری را انجام میدهند که زمینههای لازم را برای قربانیهای خود فراهم کنند.
مثلا از طریق حرف زدن با موبایل در محلی که این کار ممنوع اعلام شده، این شهامت را در دیگران ایجاد میکنند تا همین عمل را تکرار کنند و در نهایت، دیگران باشند که برای کار اشتباه مواخذه میشوند.
منبع: وبسایت بهداشت نیوز
@being_neda
Forwarded from My Perfection Journey
🌺سایکوپات کیست و خطرات ارتباط عاطفی با یک روان آزار چیست؟
بخش 2
سایکوپات یک انسان کاملا بیمسئولیت، بیقید، بیترس است؛ کسی که هیچ احتیاطی در زندگی خود ندارد و رفتارهای ضداجتماعی از خود نمایش میدهد.
سایکوپات بسیار هم بیمنطق ظاهر میشود و هرگز حاضر نیست گناهان و اشتباهات خود را گردن بگیرد. این افراد با نهایت زیرکی شرایط را بهگونهای جلوه میدهند که دیگران خود را مقصر فرض کنند. حتی ممکن است به عمد کاری را انجام دهد که موجب رنجش شما شود، سپس با ادلههای نادرست خود مدعی شود که شما حساس شدهاید یا اشتباه میکنید و او کاملا بیگناه و بیتقصیر است.
البته که روانآزارها شخصیتهای جذابی هم دارند. آنها برای یافتن قربانیهای خود باید همیشه در مرکز توجه قرار داشته باشند. به همین خاطر همیشه در حال نقش بازی کردن هستند و همین باعث میشود که بیشتر مردم به آنها اعتماد کنند.
با اینکه افراد مبتلا به این اختلال شخصیتی ممکن است قاتل سریالی، متجاوز یا در بدترین شرایط آدمخوار شوند، اما باید بدانید که اغلب روانآزارها به فعالیتهای غیرعادی و مجرمانه نمیپردازند و همانند دیگران زندگیهای کاملا عادی دارند.
با اینکه ممکن است افراد گوناگون رفتارهای منحصر به خود را داشته باشند، اما دانشمندان و محققان متفقا بر این باور هستند که یک روانآزار دارای نشانههای زیر است:
• داشتن رفتارهای غیر اجتماعی
• بیباکی و گستاخی زیاد
• تغییر احساسات ناگهانی و آنی
• خساست و گدامنشی
• مودی بودن و رفتار کردن بدون فکر قبلی
• خودبینی و خودپرستی شدید
نخستین نشانه و رفتاری که در ملاقات با یک سایکوپات میتوانید متوجه شوید، «دروغگویی بیمارگونه» است.
افرادی که به این اختلال شخصیت مبتلا هستند بارها شریک عاطفی خود را فریب میدهند. آنها در مورد هر مساله یا موضوعی که بخواهد در مورد زندگی، اهداف یا شخصیت واقعیشان اطلاعاتی به شما بدهد دروغ میگویند. یعنی با دروغهای کوچک و بزرگ سعی میکنند شخصیت واقعی خود را از شریک عاطفیشان مخفی نگه دارند.
خبر بد این است که به ندرت میتوان دروغهای این افراد را تشخیص داد به این خاطر که با مهارت زیاد و کاملا استراتژیک به دغلبازی مبادرت میورزند.
این افراد اغلب دارای رفتارهای بسیار جذاب هستند که اطرافیان را درگیر خود میکنند. هدف اصلیشان هم همین است که طرف مقابل را اسیر و معتاد خود کنند تا بتوانند در آینده رفتارهای ناراحتکنندهشان را به انجام برسانند.
درصد خودپرستی و خودبزرگبینی این اشخاص بسیار بالاست. شما حتی اگر فردی بسیار موفق در شغل یا زندگی فردی خود باشید، از موقعیت اجتماعی بسیار خوبی برخوردار باشید و در زندگی خود همیشه قوی ظاهر شده باشید، در مواجهه با یک سایکوپات احساس بیارزشی و پوچی پیدا خواهید کرد. اگر این حس به شما دست ندهد، شک نکنید که فرد سایکوپات بسیار زیرکانه اعتماد به نفس شما را از میان خواهد برد تا بتواند در آینده از شما به عنوان قربانی استفاده کند.
تحقیقات علمی ثابت کردهاند که افراد مبتلا به اختلال شخصیتی سایکوپاتی اغلب از تکنیکی به نام «گَسلایتینگ» برای رسیدن به اهداف خود بهره میبرند. این تکنیک به این صورت است که بیمار به صورت تدریجی و با هدف قبلی سعی میکند با فریب، دروغ و ایجاد شک و تردید در دل و ذهن قربانی خود اعتماد به نفس و عقلانیت او را از بین ببرد به طوری که فرد همیشه تصور میکند که در حال اشتباه کردن است و ایراد از اوست، نه فرد روان آزار!
@being_neda
ادامه 👇👇👇
بخش 2
سایکوپات یک انسان کاملا بیمسئولیت، بیقید، بیترس است؛ کسی که هیچ احتیاطی در زندگی خود ندارد و رفتارهای ضداجتماعی از خود نمایش میدهد.
سایکوپات بسیار هم بیمنطق ظاهر میشود و هرگز حاضر نیست گناهان و اشتباهات خود را گردن بگیرد. این افراد با نهایت زیرکی شرایط را بهگونهای جلوه میدهند که دیگران خود را مقصر فرض کنند. حتی ممکن است به عمد کاری را انجام دهد که موجب رنجش شما شود، سپس با ادلههای نادرست خود مدعی شود که شما حساس شدهاید یا اشتباه میکنید و او کاملا بیگناه و بیتقصیر است.
البته که روانآزارها شخصیتهای جذابی هم دارند. آنها برای یافتن قربانیهای خود باید همیشه در مرکز توجه قرار داشته باشند. به همین خاطر همیشه در حال نقش بازی کردن هستند و همین باعث میشود که بیشتر مردم به آنها اعتماد کنند.
با اینکه افراد مبتلا به این اختلال شخصیتی ممکن است قاتل سریالی، متجاوز یا در بدترین شرایط آدمخوار شوند، اما باید بدانید که اغلب روانآزارها به فعالیتهای غیرعادی و مجرمانه نمیپردازند و همانند دیگران زندگیهای کاملا عادی دارند.
با اینکه ممکن است افراد گوناگون رفتارهای منحصر به خود را داشته باشند، اما دانشمندان و محققان متفقا بر این باور هستند که یک روانآزار دارای نشانههای زیر است:
• داشتن رفتارهای غیر اجتماعی
• بیباکی و گستاخی زیاد
• تغییر احساسات ناگهانی و آنی
• خساست و گدامنشی
• مودی بودن و رفتار کردن بدون فکر قبلی
• خودبینی و خودپرستی شدید
نخستین نشانه و رفتاری که در ملاقات با یک سایکوپات میتوانید متوجه شوید، «دروغگویی بیمارگونه» است.
افرادی که به این اختلال شخصیت مبتلا هستند بارها شریک عاطفی خود را فریب میدهند. آنها در مورد هر مساله یا موضوعی که بخواهد در مورد زندگی، اهداف یا شخصیت واقعیشان اطلاعاتی به شما بدهد دروغ میگویند. یعنی با دروغهای کوچک و بزرگ سعی میکنند شخصیت واقعی خود را از شریک عاطفیشان مخفی نگه دارند.
خبر بد این است که به ندرت میتوان دروغهای این افراد را تشخیص داد به این خاطر که با مهارت زیاد و کاملا استراتژیک به دغلبازی مبادرت میورزند.
این افراد اغلب دارای رفتارهای بسیار جذاب هستند که اطرافیان را درگیر خود میکنند. هدف اصلیشان هم همین است که طرف مقابل را اسیر و معتاد خود کنند تا بتوانند در آینده رفتارهای ناراحتکنندهشان را به انجام برسانند.
درصد خودپرستی و خودبزرگبینی این اشخاص بسیار بالاست. شما حتی اگر فردی بسیار موفق در شغل یا زندگی فردی خود باشید، از موقعیت اجتماعی بسیار خوبی برخوردار باشید و در زندگی خود همیشه قوی ظاهر شده باشید، در مواجهه با یک سایکوپات احساس بیارزشی و پوچی پیدا خواهید کرد. اگر این حس به شما دست ندهد، شک نکنید که فرد سایکوپات بسیار زیرکانه اعتماد به نفس شما را از میان خواهد برد تا بتواند در آینده از شما به عنوان قربانی استفاده کند.
تحقیقات علمی ثابت کردهاند که افراد مبتلا به اختلال شخصیتی سایکوپاتی اغلب از تکنیکی به نام «گَسلایتینگ» برای رسیدن به اهداف خود بهره میبرند. این تکنیک به این صورت است که بیمار به صورت تدریجی و با هدف قبلی سعی میکند با فریب، دروغ و ایجاد شک و تردید در دل و ذهن قربانی خود اعتماد به نفس و عقلانیت او را از بین ببرد به طوری که فرد همیشه تصور میکند که در حال اشتباه کردن است و ایراد از اوست، نه فرد روان آزار!
@being_neda
ادامه 👇👇👇
Forwarded from My Perfection Journey
ادامه بخش 2 از بالا 👆👆👆
دلیل موفقیت سایکوپاتها در این مسیر هدفمند این است که آنها توانایی خواندن افکار بقیه را دارند و با مهارت زیاد میتوانند نقاط ضعف قربانی را کشف کرده و از آن منفذ وارد ذهن و عقل او شده و اعتماد به نفسش را نابود کنند.
چرا این کار را میکنند؟ زیرا میخواهند کنترل همه چیز را به دست بگیرند. سایکوپاتها بشدت محتاج توجه دیگران هستند.
اگر بایک سایکوپات در ارتباط هستید و سعی میکنید که در مقابل فریبها و دغلکاریهایشان مقاومت کنید، این را بدانید که آنها سعی میکنند همانند یک کودک کجخلقی کرده و با عصبانیت، غر زدن یا تکرار کردن بخشهای از صحبتها با کمی چاشنی بغض و اشک کاری کنند که دلتان برایشان بسوزد و خود را برای داشتن چنین رفتاری با او سرزنش کنید. تا در نهایت همه چیز طبق خواسته او پیش برود.
نداشتن حس گناه و پیشمانی در این افراد بسیار غیرقابل تحمل است. اما انتظار نداشته باشید که یک سایکوپات رفتار خودش را تغییر بدهد.
به گفته روانشناسان، سیستم مغزی این افراد به همین منوال شکلگرفته و امکان تغییر دادن ندارد.
بر اساس جدیدترین مطالعهای که روی اسکن مغزی شماری از زندانیان صورت گرفته، افرادی که روانآزاری بیشتری نسبت به بقیه دارند، بیشتر مستعد کلاهبرداری، فریب دادن، خیانت کردن و دغلکاری هستند. این در حالیست که به هیچ عنوان هم حس پشیمانی یا گناه از کردهی خود ندارند.
دلیل این امر، کاهش فعالیت قشر مفاصل قدامی مغز است که گفته میشود در پایبندی به اخلاق، کنترل تکانشهای روحی و احساسات نقش مهمی دارد.
تحقیقات دیگری نیز ثابت کرده که ساختار و عملکرد بخشهایی از مغز سایکوپاتها با انسانهای عادی متفاوت است؛ از جمله میتوان به قشر جلومغزی اشاره کرد که در توسعه و برنامهریزی شخصیت افراد نقش اساسی دارد.
بدون شک در ارتباط بودن با یک سایکوپات بسیار فرساینده است؛ درک رفتار فردی که توانایی همدردی یا همدلی کردن ندارد به هیچ عنوان آسان نیست.
البته برخی از یافتههای علمی مدعی هستند این افراد توانایی همدردی کردن را دارند اما خودشان انتخاب میکنند که این کار را انجام ندهند. یعنی خیلی راحت روی احساسات خود سرپوش میگذارند و بعدها هم از انجام آن پشیمان نمیشوند.
همچنین گفته میشود یک سایکوپات به خوبی از رفتار اشتباه و رفتار منفی خود آگاه است اما در زمانهایی که نمیتواند روی رفتار خود کنترلی داشته باشد سعی میکند با بیاحساسی واکنش نشان دهد.
شریک عاطفی یک روانآزار خیلی زود متوجه خواهد شد که ادامه ارتباط با هیجانات و توقعات غیرواقعبینانهی او ممکن نیست.
یک سایکوپات ممکن است آبروی شریک عاطفی خود را در یک جمع ببرد، ممکن است با دوست یا همکار طرف مقابلش بدرفتاری داشته باشد و نمونههای مشابه به آن.
سایکوپاتها همچنین ممکن است خصلتهایی از رفتارهای اجتماعی و خودشیفتگی از خود نشان دهند که هر دو ویژگی در نهایت به خیانت مربوط میشود.
دانشمندان سعی کردن از تاثیر خصلتهای سایکوپاتی روی روابط عاشقانه اطلاعات کاملی بدست بیاورند. آنها در نتیجه تحقیقاتشان متوجه شدند دغلکاری و فریب دادن طرف مقابل برای برقراری رابطه جنسی یکی از روشهای مرسوم روانآزارهاست.
🌸 کنار آمدن با حس طرد شدگی
افرادی که پس از پایان بخشیدن به یک رابطه نادرست با سایکوپات احساس قدرت پیدا میکنند ممکن است متوجه شوند که طرف مقابل آنها احساس پشیمانی دارد. اما لطفا گول نخورید. یک روانآزار هرگز پشیمان نیست و این حس ناراحتی هم برای این است که دیگر شما را ندارد و نمیتواند روی رفتار، زندگی و عواطفتان کنترلی داشته باشد.
اگر فریب این رفتارهای غیرواقعی را بخورید و برگردید، دوباره پس از مدت کوتاهی همان مشکلات قبلی باز خواهند گشت و متوجه میشوید که هیچ چیزی تغییر نکرده است. به این خاطر که شریک عاطفی شما که اختلال شخصیتی دارد، اصلا توانایی همدردی و دلداری دادن ندارد و به هیچ عنوان هم حاضر نیست اشتباهات و گناهان خود را به گردن بگیرد.
باز این شما خواهید بود که مقصر شناخته میشوید و زیر باری از تهمتها و برچسبهای واهی کمر خم خواهید کرد.
این را بدانید که طرز فکر یک سایکوپات این است: «تو اگر مشکلی داری، اگر ناراحت هستی، اگر غمگینی مشکل توست و به من ارتباطی ندارد.»
به همین سادگی میتوانید غیرهمدل بودن یک سایکوپات را متوجه شوید.
@being_neda
ادامه 👇👇👇
دلیل موفقیت سایکوپاتها در این مسیر هدفمند این است که آنها توانایی خواندن افکار بقیه را دارند و با مهارت زیاد میتوانند نقاط ضعف قربانی را کشف کرده و از آن منفذ وارد ذهن و عقل او شده و اعتماد به نفسش را نابود کنند.
چرا این کار را میکنند؟ زیرا میخواهند کنترل همه چیز را به دست بگیرند. سایکوپاتها بشدت محتاج توجه دیگران هستند.
اگر بایک سایکوپات در ارتباط هستید و سعی میکنید که در مقابل فریبها و دغلکاریهایشان مقاومت کنید، این را بدانید که آنها سعی میکنند همانند یک کودک کجخلقی کرده و با عصبانیت، غر زدن یا تکرار کردن بخشهای از صحبتها با کمی چاشنی بغض و اشک کاری کنند که دلتان برایشان بسوزد و خود را برای داشتن چنین رفتاری با او سرزنش کنید. تا در نهایت همه چیز طبق خواسته او پیش برود.
نداشتن حس گناه و پیشمانی در این افراد بسیار غیرقابل تحمل است. اما انتظار نداشته باشید که یک سایکوپات رفتار خودش را تغییر بدهد.
به گفته روانشناسان، سیستم مغزی این افراد به همین منوال شکلگرفته و امکان تغییر دادن ندارد.
بر اساس جدیدترین مطالعهای که روی اسکن مغزی شماری از زندانیان صورت گرفته، افرادی که روانآزاری بیشتری نسبت به بقیه دارند، بیشتر مستعد کلاهبرداری، فریب دادن، خیانت کردن و دغلکاری هستند. این در حالیست که به هیچ عنوان هم حس پشیمانی یا گناه از کردهی خود ندارند.
دلیل این امر، کاهش فعالیت قشر مفاصل قدامی مغز است که گفته میشود در پایبندی به اخلاق، کنترل تکانشهای روحی و احساسات نقش مهمی دارد.
تحقیقات دیگری نیز ثابت کرده که ساختار و عملکرد بخشهایی از مغز سایکوپاتها با انسانهای عادی متفاوت است؛ از جمله میتوان به قشر جلومغزی اشاره کرد که در توسعه و برنامهریزی شخصیت افراد نقش اساسی دارد.
بدون شک در ارتباط بودن با یک سایکوپات بسیار فرساینده است؛ درک رفتار فردی که توانایی همدردی یا همدلی کردن ندارد به هیچ عنوان آسان نیست.
البته برخی از یافتههای علمی مدعی هستند این افراد توانایی همدردی کردن را دارند اما خودشان انتخاب میکنند که این کار را انجام ندهند. یعنی خیلی راحت روی احساسات خود سرپوش میگذارند و بعدها هم از انجام آن پشیمان نمیشوند.
همچنین گفته میشود یک سایکوپات به خوبی از رفتار اشتباه و رفتار منفی خود آگاه است اما در زمانهایی که نمیتواند روی رفتار خود کنترلی داشته باشد سعی میکند با بیاحساسی واکنش نشان دهد.
شریک عاطفی یک روانآزار خیلی زود متوجه خواهد شد که ادامه ارتباط با هیجانات و توقعات غیرواقعبینانهی او ممکن نیست.
یک سایکوپات ممکن است آبروی شریک عاطفی خود را در یک جمع ببرد، ممکن است با دوست یا همکار طرف مقابلش بدرفتاری داشته باشد و نمونههای مشابه به آن.
سایکوپاتها همچنین ممکن است خصلتهایی از رفتارهای اجتماعی و خودشیفتگی از خود نشان دهند که هر دو ویژگی در نهایت به خیانت مربوط میشود.
دانشمندان سعی کردن از تاثیر خصلتهای سایکوپاتی روی روابط عاشقانه اطلاعات کاملی بدست بیاورند. آنها در نتیجه تحقیقاتشان متوجه شدند دغلکاری و فریب دادن طرف مقابل برای برقراری رابطه جنسی یکی از روشهای مرسوم روانآزارهاست.
🌸 کنار آمدن با حس طرد شدگی
افرادی که پس از پایان بخشیدن به یک رابطه نادرست با سایکوپات احساس قدرت پیدا میکنند ممکن است متوجه شوند که طرف مقابل آنها احساس پشیمانی دارد. اما لطفا گول نخورید. یک روانآزار هرگز پشیمان نیست و این حس ناراحتی هم برای این است که دیگر شما را ندارد و نمیتواند روی رفتار، زندگی و عواطفتان کنترلی داشته باشد.
اگر فریب این رفتارهای غیرواقعی را بخورید و برگردید، دوباره پس از مدت کوتاهی همان مشکلات قبلی باز خواهند گشت و متوجه میشوید که هیچ چیزی تغییر نکرده است. به این خاطر که شریک عاطفی شما که اختلال شخصیتی دارد، اصلا توانایی همدردی و دلداری دادن ندارد و به هیچ عنوان هم حاضر نیست اشتباهات و گناهان خود را به گردن بگیرد.
باز این شما خواهید بود که مقصر شناخته میشوید و زیر باری از تهمتها و برچسبهای واهی کمر خم خواهید کرد.
این را بدانید که طرز فکر یک سایکوپات این است: «تو اگر مشکلی داری، اگر ناراحت هستی، اگر غمگینی مشکل توست و به من ارتباطی ندارد.»
به همین سادگی میتوانید غیرهمدل بودن یک سایکوپات را متوجه شوید.
@being_neda
ادامه 👇👇👇
Forwarded from My Perfection Journey
ادامه بخش 2 از بالا 👆👆👆
این افراد بشدت هم رفتار ناجانمردانه دارند. یعنی اگر شما سرانجام بر احساسات خود غلبه کرده و از رابطه خارج شوید، این فرد اگر نتواند قربانی مناسبی برای رابطه بعدی خود پیدا کند، دوباره به سراغ شما باز خواهد گشت. او برای کارهای اشتباهش عذرخواهی میکند و قول میدهد همیشه عاشقتان باشد. اما اینها فقط ترفندی برای ادامه روند آزار دادن شماست.
اما باز هم تاکید میکنیم که گول نخورید. سایکوپات همانند یک انگل زندگی میکند. او از احساسات شما تغذیه میکند و در عوض هیچ حس خوشایندی به شما نمیدهد. یعنی این افراد سعی میکنند از موقعیت، دوستان، زندگی و امکانات شما استفاده کنند و خودشان را بالا بکشند. در نهایت، وقتی بهرهای برایشان نداشتید، شما را ترک میکنند.
منبع: وبسایت ایرانیان انگلستان
@being_neda
این افراد بشدت هم رفتار ناجانمردانه دارند. یعنی اگر شما سرانجام بر احساسات خود غلبه کرده و از رابطه خارج شوید، این فرد اگر نتواند قربانی مناسبی برای رابطه بعدی خود پیدا کند، دوباره به سراغ شما باز خواهد گشت. او برای کارهای اشتباهش عذرخواهی میکند و قول میدهد همیشه عاشقتان باشد. اما اینها فقط ترفندی برای ادامه روند آزار دادن شماست.
اما باز هم تاکید میکنیم که گول نخورید. سایکوپات همانند یک انگل زندگی میکند. او از احساسات شما تغذیه میکند و در عوض هیچ حس خوشایندی به شما نمیدهد. یعنی این افراد سعی میکنند از موقعیت، دوستان، زندگی و امکانات شما استفاده کنند و خودشان را بالا بکشند. در نهایت، وقتی بهرهای برایشان نداشتید، شما را ترک میکنند.
منبع: وبسایت ایرانیان انگلستان
@being_neda
خرد سنجشگر pinned « #مولانا غزل شماره 1372 این بار من یکبارگی در عاشقی پیچیدهام 🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰 اوج زندگی اگزیستانسیل در کلام مولانا 🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰»
Forwarded from Mohammadreza Mokhtari
مرثیه ای برای خودم
پریشب که صدای ناله ای تا صبح در کوچه پیچیده بود و مرا از خواب شیرین بازداشت نزدیکی صبح قطع شد و من یک روز خودم را سرزنش کردم که چرا شیرینی خواب را به بررسی منشاء این ناله ترجیح دادم . دیشب دوباره همین صدا در کوچه پیچید .
نگران و هراسان از ندای وجدان ، از آنجا که شکم گرسنه ایمان ندارد بعد از صرف شام به کوچه شتافتم .
بچه گربه ای روی دیوار رفته بود و مادر و خواهر و برادرانش در پای دیوار مشغول خوردن شیری بودند که همسایه در بین شمشادهای کوچه نهاده بود .
این حیوان هم علیرغم لقب زبان بسته که بدانها داده ایم زبان به تظلم نهاده بود .
چند بار پیش پیش گفتم تا آرم شود و پایین بیاید و موثر واقع نشد .
فکر کردم نردبامی بیاورم و تا گربه از آن پایین بیاید یا من بالا بروم و پایین بیاورم چون از من نمی ترسید و در چشمان من زل زده بود و چهره بانمکش تا آخر عمر در ذهنم حک شد .
نردبام نداشتم و در آن وقت یازده شب مصلحت ندیدم که از همسایه ای بخواهم.
فکری به ذهنم خطور کرد که با این قد بلند پیش پیش کنان زیر دیوار بایستم بلکه گربه از شانه یا سر من استفاده کند و پایین بیاید .
چند دقیقه منتظر شدم و نشد .
خم شدم بلکه از پشتم که سطح مسطح طری نسبت به سرم دارد استفاده کند و در همان حال یادم رفت که یک سبحان ربی هم بگویم تا بلکه ثواب عبادتی هم کرده باشم و با یک تیر دو نشان زده باشم .
به هر جهت گربه ناله نکرد ولی بر پشت من هم نجست تا بر زمین بجهد و به زبان خودش چند میو کرد که عزیزم من به تو انسان اعتمادی ندارم .
قطعه یونولیتی تمیز در کوچه یافتم و بین درخت باغچه و دیوار قرار دادم و خود کنار رفتم . بعد از مدتی گربه از این سطح بی جان استفاده کرد و بر زمین جهید .
بر حال خود گریستم 😭که تو چه موجودی هستی که در نظر یک بچه گربه در حد یک یونولیت بی جان هم نیستی و حال انتظار داری اشرف مخلوقات بر پشت تو سوار شود و از بالای دیوار آزادگی بر زمین جلوس کند .
محمدرضا مختاری
مهر ماه ۹۸
پریشب که صدای ناله ای تا صبح در کوچه پیچیده بود و مرا از خواب شیرین بازداشت نزدیکی صبح قطع شد و من یک روز خودم را سرزنش کردم که چرا شیرینی خواب را به بررسی منشاء این ناله ترجیح دادم . دیشب دوباره همین صدا در کوچه پیچید .
نگران و هراسان از ندای وجدان ، از آنجا که شکم گرسنه ایمان ندارد بعد از صرف شام به کوچه شتافتم .
بچه گربه ای روی دیوار رفته بود و مادر و خواهر و برادرانش در پای دیوار مشغول خوردن شیری بودند که همسایه در بین شمشادهای کوچه نهاده بود .
این حیوان هم علیرغم لقب زبان بسته که بدانها داده ایم زبان به تظلم نهاده بود .
چند بار پیش پیش گفتم تا آرم شود و پایین بیاید و موثر واقع نشد .
فکر کردم نردبامی بیاورم و تا گربه از آن پایین بیاید یا من بالا بروم و پایین بیاورم چون از من نمی ترسید و در چشمان من زل زده بود و چهره بانمکش تا آخر عمر در ذهنم حک شد .
نردبام نداشتم و در آن وقت یازده شب مصلحت ندیدم که از همسایه ای بخواهم.
فکری به ذهنم خطور کرد که با این قد بلند پیش پیش کنان زیر دیوار بایستم بلکه گربه از شانه یا سر من استفاده کند و پایین بیاید .
چند دقیقه منتظر شدم و نشد .
خم شدم بلکه از پشتم که سطح مسطح طری نسبت به سرم دارد استفاده کند و در همان حال یادم رفت که یک سبحان ربی هم بگویم تا بلکه ثواب عبادتی هم کرده باشم و با یک تیر دو نشان زده باشم .
به هر جهت گربه ناله نکرد ولی بر پشت من هم نجست تا بر زمین بجهد و به زبان خودش چند میو کرد که عزیزم من به تو انسان اعتمادی ندارم .
قطعه یونولیتی تمیز در کوچه یافتم و بین درخت باغچه و دیوار قرار دادم و خود کنار رفتم . بعد از مدتی گربه از این سطح بی جان استفاده کرد و بر زمین جهید .
بر حال خود گریستم 😭که تو چه موجودی هستی که در نظر یک بچه گربه در حد یک یونولیت بی جان هم نیستی و حال انتظار داری اشرف مخلوقات بر پشت تو سوار شود و از بالای دیوار آزادگی بر زمین جلوس کند .
محمدرضا مختاری
مهر ماه ۹۸
خرد سنجشگر pinned «مرثیه ای برای خودم پریشب که صدای ناله ای تا صبح در کوچه پیچیده بود و مرا از خواب شیرین بازداشت نزدیکی صبح قطع شد و من یک روز خودم را سرزنش کردم که چرا شیرینی خواب را به بررسی منشاء این ناله ترجیح دادم . دیشب دوباره همین صدا در کوچه پیچید . نگران و هراسان…»