خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
492 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
😳🙃🙃🙃🙃😳

کمیته ی حقیقت یاب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حقیقت که برای شما مثل روز روشن است.😉

نظریه ی آشکارگی حقیقت گویا کلا به باد فنا رفته

چیزی بگم ناراحت نمی شی ؟
پررویی هم حدی داره
⚫️🔘🔘🔘🔘⚫️
سی وشش خبرنگار زندانی

⚫️🔘🔘🔘🔘⚫️

آقایان حکومت

جناب خامنه ای

آقای رئیس جمهور رئیسی

خبرنگاری جرم نیست
✋🏼من یک وسط بازم‌!

✍🏼 تهمورث بشیریه
رئیس هیات مدیره انجمن علمی حقوق‌شناسی


این روزها اصطلاحی توسط برخی از معترضان خلق شده تحت عنوان "وسط‌باز" که مفهوم آن سال‌هاست توسط حکومت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

به نظر می‌رسد استفاده از چنین لفظی، دال بر تفکر استبدادآلودی است که هیچ حق مخالفتی را برای کسی که در قسمتی با خواسته‌اش موافقت دارد، به رسمیت نمی‌شناسد.

در این دیدگاه، یا باید طابق‌النعل‌بالنعل، تابع دیدگاه‌های من باشی یا در رده دشمنی قرار می‌گیری که باید به هر طریق که از من برمی‌آید بکوبمت و در تحقیر و تخویف و سرکوبت، ذره‌ای دریغ نکنم!

این شیوه‌ای است که سال‌هاست برخی از رسانه‌های تندروی داخلی دنبال کرده‌اند و امروز برخی از معترضان که قبله آنان یک شبکه خارجی است به بازتولید آن مشغولند.

هر دوی این‌ها در یک نقطه اشتراک جالبی دارند و آن، ایجاد فشار حداکثری برای له کردن همه کسانی است که حتی اندکی با اندیشه‌ها و رفتار آنان زاویه دارند. احتمالا این استبدادخواهی، ناشی از زمینه‌های فرهنگی در کشوری است که در آن آزاداندیشی و آزادی‌خواهی برای همگان، ریشه‌دار نیست و سرکوب هر نوع مخالفتی، پیشه دیرینه در آن بوده است.

فرهنگی که مدام بر طبل "بر من یا با من بودن مطلق" می‌کوبد و گوشش برای شنیدن هر صدای دیگری، اگر نگوییم ناشنوا، بسیار سنگین است. تا چنین فرهنگی اصلاح نشود، هر نوع جایگزینی، تنها جانشین کردن اقتدارگرایی جدید با اقتدارگرایی پیشین است. پس باید به دیوارهای بتونی این فرهنگ، رخنه کرد و این مشی را تغییر داد.

در این رابطه سال‌هاست که تکلیف حکومت با شیوه اتخاذی شورای نگهبان کاملا روشن است به نحوی‌که در حذف، سنگ‌تمام گذاشته و مخالفت که هیچ، بلکه حتی اندکی عدم موافقت را برنتافته است؛ اما خوب است که معترضان بکوشند در راه اعتراض به چنین طریقی، متوسل نشوند و مصلحت ایران که خانه همه ماست را از یاد نبرند.

بر این پایه، فکر می‌کنم معترضان دو دسته‌اند:

"آنان که تغییر را می‌خواهند به هر قیمتی"
و
"آنان که تغییر را می‌خواهند اما نه به هر قیمتی".

دسته اول، دسته دوم را وسط‌ باز می‌نامند.

من هم از آنانم که طالب تغییرند اما نه به قیمتی که خونی از دماغ "هیچ انسانی" بریزد و نه اینکه سلولی از "جانمان یعنی ایرانمان" به یغما رود.
آری! من یک وسط بازم‌!



پ.ن: ضمن اینکه باید خود را برای اهانت‌های جدید هر دو طرف آماده سازم، باید خود از افتادن به ورطه استبداد، اجتناب کنم!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃🌹🪷🪸☘️برای آزادی☘️🪸🪷🌹🍃
🟧🔺انسان و سرنوشت 🔺🟧 سه

✳️ مراد از شروع سفر زندگی

🔸شکی در این نیست که هر یک از ما به عنوان یک موجود و یک ارگانیسم واحد دقیقا از زمان تشکیل نطفه پا به عرصه ی هستی می گذاریم و این موجودیت لااقل تا لحظه ی مرگ تداوم دارد.
حال بعد از آن این موجود با همان تشخص به شکلی دیگر ادامه حیات می دهد یا نه؟ سوالی است که حداقل با گیرنده های موجود بشری اعم از گیرنده های غیرمسلح و مسلح یارای یافتن پاسخش را نداریم و چه بسا روزهایی فرا رسد که پاسخش روشنتر شود.

🟡 مراد از گیرنده های غیر مسلح:
یعنی حواس ما بی یاری گرفتن از ابزارهای کمکی مثلا درک ابعاد ، رنگ و بو و مزه در اشیای پیرامون خود

🟡 مراد از گیرنده های مسلح:
حواس با به خدمت گرفتن ابزارهای مبتکرانه ای که ما را قادر می سازد جهان اطراف را از زاویه هایی خاصی بنگریم که قبلا نمی توانستیم مثلا یافتن موجوداتی که قبلا نمی توانستیم وجودشان را تصدیق کنیم مثل میکروبها و ویروسها یا جریان الکتریسیته یا امواج رادیویی و ...

🔷 اما وقتی ما از سیر و سفر سخن می گوییم اشاره به آن بخش از هستی انسان داریم که در آن خودآگاه دخیل است.

▪️یعنی آن مرحله از حیات فردی که شخص به خودش آگاه شده است و بلکه خودش را به رسمیت شناخته است و کم کم این حس در وی بیدار می شود که خود را به عنوان موجودی مستقل و مختار ، دارای احساساتی مخصوص به خود و تمایلاتی ویژه که برایش مهم هستند و دوست دارد که در جهت ارضای آنها گام بردارد و موانع پیش رویش را کنار بزند و در مقابل اراده هایی که از بیرون بر وی تحمیل می شود بایستد و مقاومت کند.

🔶 چنین به نظر می رسد که برای تمام افراد نمی توان روز و ماه و سال مشخص و مشابهی معین کرد که نقطه ی شروع فرایند خودآگاهی باشد ولی به راحتی می توان گفت که با رشد فرهنگ و تکنولوژی خصوصا تکنولوژیهای ارتباطی زمان شروع این فرایند تسریع می شود.

🔷 می توان حدس زد که در زمانه برده داری چه بسان انسانهایی که به سن بلوغ جسمی رسیده بودند ولی همچنان در دوران کودکی شخصیت باقی مانده بودند و با احساس هویت فردی کاملا بیگانه.

🔲 آنچه تلاش می شود به عنوان مبدأ سیر و سلوک فردی تعریف شود در واقع ارتباط مستقیم دارد با تحقق و ظهور و توسعه ی درون بینی افراد ؛

🔸بدین معنا که تحقق یک رفتار در انسان در واقع حاصل یک ترکیب خاص از یک نیاز (یا ترکیبی از چند نیاز) و یک سری باورها و معلومات در مورد محیط پیرامون در مورد چگونگی پاسخگویی به این نیاز است.

🔹 این فرایند لااقل در حیوانات دارای سلسله عصبی متمرکز مثل چارپایان شبیه انسانهاست.

🔳 شما یک بره را در نظر بگیرید. وقتی گرسنه یا تشنه است به سراغ مادرش می رود و دهانش را پستان مادر می رساند و با مکیدن آن از شیر متمتع می شود.

این رفتار در واقع ترکیبی از نیاز به ماده غذایی که در وی به صورت یک میل ظاهر می شود و او را به تلاش وامی دارد و یک سری دانسته ها از جمله شناختن مادر و شناختن اینکه غذا در کدام عضو ذخیره است و اینکه غذای وی را مادر باید بدهد و اینکه با دهان تغذیه ممکن می شود و اینکه باید با مکیدن شیر را به معده بفرستد و ...

🟧 به یک نکته باید دقت کنیم:
اینکه دانستن چیزی مستلزم علم به دانستن نیست.
ما الان وقتی غذا می خوریم هم غذا را می شناسیم و هم می دانیم که غذا را می شناسیم ولی یک کودک شیرخواره پستان مادر را می شناسد ولی نمی داند که پستان مادر را می شناسد. زیرا دانستن از سنخ دوم نیاز به مسلح شدن به زبان و واژه ها و تصور معانی واژه ها دارد که هنوز در کودک حاصل نشده است.این سنخ دوم همانی است که آن را خودآگاهی می نامیم.
تفکیک این دو نوع از آگاهی نیاز به کمی تامل و درون بینی دارد.

✍🏼 محمدحسین ناجی

آدرس شماره پیشین:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3692
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👩🏻تاریخ مصائب دخترکان جنگ👩🏻
از طراوت نیکی
📡💡نسل (زد) یا نسل اینترنت

اصطلاحی نوین در حوزه ی جامعه شناسی پدید آمده به نام نسل زد (Z)

🟧مراد از آن نسل متاخری است که امروزه دوره جوانی و حتی نوجوانی خویش را تجربه می کند.
این نسل به طور بارز واجد ویژگیهایی متمایز و بلکه متغایر از دو نسل پیش از خود است به طوری که اغلب تصریح می شود که نه آنها زبان ما را می فهمند و نه ما زبان آنها را می فهمیم.
پیشتر هم به مناسبتهای مختلف به مبنای این بیگانگی اشاره شده است ولی در این نوشته هم ضرورت دارد دوباره نگاهی بر آن وجه بیفکنیم چون آینده فرهنگی با این خصیصه شناخته خواهد شد.
جوامع را به دو دسته باز و بسته تعریف می کنند.
مراد از جامعه باز جامعه ای است که به شکل گسترده ای با دیگر جوامع داد و ستد فرهنگی ، علمی ، هنری دارد و جامعه بسته جامعه ای که در حد زیادی از حیث فرهنگ ایزوله است و مثل یک ظرف در بسته می تواند محتویات فرهنگی خود را بی تغییر نگهدارد.
جامعه ایرانی ما را تا زمان قاجار می توانستیم جزو جوامع بسته بنامیم ازینرو یک جامعه شناس می توانست خصوصیات مشترکی را برای عمر هزار ساله ی آن بیابد و توصیف کند و همین خصیصه سبب میشد که متصدیان فرهنگی جامعه یعنی روحانیون هرگز نیازی به تلاش برای شناخت جامعه خود نداشته باشند چون این مختصات برای آنها از طریق نسل پیشین به تکمیل منتقل می شد.
اما با انقلاب سوم صنعتی یعنی انقلاب دیجیتال و توسعه ی معجزه وار ارتباطات یک باره گویی مرزهای فرهنگی هم مثل دیوار برلین درهم شکست و در همه خانه ها به روی هم باز شد .
کودک از وقتی چشم باز کرد اسباب بازی در دست پدر و مادر دید که هرگز بر زمین نمی گذارد (موبایل)و همین کافی بود که برایش به عنوان جذابترین اسباب بازی جلوه کند و بیش از هر اسباب بازی مشتاق بازی با آن شود و این آغاز راه رفتن کودک شد بی آنکه هنوز پایش به زمین رسیده باشد.
این همان نسل زد است ، نسلی که از روز اول با فرهنگهای مختلف جهان آشنا شده و از هر دهن واژه ای و از هر گلی رایحه ای گرفته و گل هزار باغ میتوانش نامیداین چنین شخصی به یک تعبیر دیگر فرهنگ ندارد یعنی نمی شود او را به فرهنگ خاصی منسوب کرد به حسب تجربه های شخصیش برخی ایده ها برایش جذابتر آمده و برخی در سایه مانده و همین ایجاب می کند که حتی اشتراکات بین افراد این نسل هم چندان زیاد نباشد و مهمترین ویژگی مشترک در اینها این است که تکثر را در خود درونی کرده است و پلورالیزم نام دیگر اوست.


🟣🔸🟣 این همه را مقدمه ای دانستم برای اشاره به نظر سنجی که اخیرا انجمن فارغ التحصیلان جامعه شناس در ترکیه در مورد این نسل انجام داده است.
افراد نظرخواهی شده جوانانی هستند که 18 تا 35 سال سن دارند و نصف آنها دختر و نصف دیگر پسر انتخاب شده اند.
بنده چون بر آنم که این نسل جهانی هستند یعنی ویژگیهای اینها در اکثر کشورها شبیه هم است خصوصا جوانان ایرانی با جوانان اهل ترکیه بسیار به هم شبیهند حس کردم گزارش چند مورد از این نظر سنجی برای همه ما آموختنی و عبرتزا باشد.
🔴 الف) در پاسخ به اینکه احزاب سیاسی موجود قادر به درک بیان و حل مشکلات شما هستند یا نه
95.5 درصد پاسخ خیر دادند و احزاب موجود را فاقد قدرت درک و حل مسائل و دغدغه های آنها می دانند.

🟠 ب) 96.3 درصد از آنها احساس خوشبختی از وضعیت موجود ندارند.

🟡 ج) در برابر این سوال که اگر قدرت تغییر یک مولفه از زندگی خود را داشتید چه چیزی را تغییر می دادید(عوض می کردید) بیشترین پاسخ واقعا مبهوت کننده بود:

کشورم را!

✍🏼محمدحسین ناجی
🟩با دکتر توسلی همدل و همنظریم

از هموطنان آزاده و آزادیخواه و وطندوست و شرف کیش خویش خصوصا جوانان پاک آیین توقع داریم که :

هم برای دور نگهداشتن خواستهای قانونی و انسانی و به حق خویش از اتهام بازی خوردگی

و هم گرفتن بهانه ی قلع و قمع از جناح خشونتورز و سرکوبگر حاکمیت

در شعارها و اعتراضات خود بر استقلال حرکتی خویش تأکید کنند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسئولان عالیرتبه ی نظام جمهوری اسلامی


من از روی عشق و علاقه ای که به ایران عزیزم دارم به طور جدی از اینگونه مدیریت کشورم بیمناکم و شما را به تجدید نظر در انتخاب مدیران میانی فرا می خوانم.

آرزو می کنم که حکایت این سردار حکایت مشت نمونه ی خروار نباشد.
می فرمایند:

آمریکاییها ۵۵ هزار میلیارد دلار برای شبکه‌های تلویزیونی علیه نظام هزینه کرده‌اند.

نمی دانم ایشان اصلا از دلار و میلیارد با خبرند یا نه

اما کاش یکی به ایشان گوشزد می کرد که بوجه نظامی امریکا سالانه حدود 770 میلیارد دلار است.

اگر فرض بگیریم که آنها خود را به دیوانگی زدند و دو سوم بودجه نظامی شان را صرف همین شبکه های مورد ادعای ایشان کردند باز می شود یک صدم مبلغ ادعایی این سردار!

حالا شما باز هم اصرار خواهید داشت که ما به شنیده هایمان اعتماد کنیم؟😳🥺🙃☹️
Forwarded from ندای آزادی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥مروری گذرا بر ۴۳ سال هشدارهایی که حکومت نشنید!

🛑 راه حل نجات ایران از فروپاشی چیست؟

#مهسا_امینی
#نه_به_خشونت
#زن_زندگی_آزادی

https://youtu.be/m3Ndr-E8Ke8

http://www.nedayeazadi.net/1401/09/42268

🆔@sitenedayeazadi | سایت ندای آزادی
🟢ضرورت رفراندوم اصلاح قانون اساسی؛ بیانیه نهضت آزادی ایران

📌مطالبات اساسی انقلاب اسلامی که در نخستین میثاق ملی جمهوری اسلامی ایران تبلور یافت، ریشه‌ در آگاهی‌های بشر در دوران تحولات و روندهای عصر جدید داشت که با طرح و فراگیر ساختن «نهضت قانون اساسی» هدفی جز محدود ساختن «قدرت مطلقه» و تمکین هیات‌های حاکمه به «اراده ملت» نداشت. این فرآیند در ایران معاصر، از انقلاب مشروطه آغاز می‌شود، در نهضت ملی ایران ادامه می‌یابد و نهایتاً در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به ثمر می‌رسد.

📌نهضت آزادی ایران به رغم برخی ایرادات بنیادین که به بعضی از اصول قانون اساسی از جمله اصول ۴ و ۵ و ۱۱۰ آن دارد که معطوف به اختیارات گسترده ولایت فقیه و شورای نگهبان و پیامد آن نقض حقوق و حاکمیت ملت است، مبارزه قانونی، مسالمت‌آمیز و اصلاح‌طلبانه در چارچوب ظرفیت‌های دموکراتیک قانون اساسی را تنها راه‌حل واقع‌بینانه، خشونت‌پرهیز و کم‌هزینه‌ای می‌داند که متضمن رشد جنبش درون‌زای اجتماعی و حفظ تمامیت ارضی ایران خواهد بود و از این رو، هم به حاکمیت و هم خطاب به ملت توصیه می‌کند که از این میثاق ملی که میراث انقلابی مردمی است، به نحو جامع پاسداری کنند و بدان ملتزم باشند.

📌نهضت آزادی ایران اعلام می‌دارد که نفس اصلاح و بازنگری در قانون اساسی، امری طبیعی، ضروری و مسبوق به سابقه‌ای تاریخی در سال ۱۳۶۸ است که مستقل از ماهیت و ارزیابی وارد بر این تغییرات، واجد بیش از پنجاه اصلاح جزیی و کلی بود. از این رو، سازوکاری در چارچوب قانون و فاقد ابعاد براندازانه یا اقدام علیه امنیت ملی است که بر اساس ضرورت و مطالبه عمومی می‌تواند صورت پذیرد و البته بدیهی است که این مطالبه تنها زمانی باید محقق شود که به افزایش ظرفیت‌های دموکراتیک قانون اساسی و توزیع عادلانه قدرت منجر شود و نه آن که زمینه تصلب و تجمیع بیشتر قدرت‌ را فراهم آورد.

📌نهضت آزادی ایران در راستای گذار سالم و واقع‌بینانه به دموکراسی و تامین امنیت ملی راستین و همه‌جانبه و پایدار، خواستار برگزاری رفراندوم در چارچوب اصول قانون اساسی با محوریت «جداسازی نهاد دین از نهاد حکومت» و پاسخ‌گو کردن بدون استثنای مقامات سیاسی و رسمی کشور به خواست ملت است. چنین راه‌حلی، منطبق با منافع ملی و موثر بر برون‌رفت از بحران‌های ساختاری کنونی و شامل تمام مصادیق پیچیده‌ای مانند برجام و نظارت استصوابی و نظایر آن به شمار می‌رود که در حوزه سیاست خارجی و مدیریت داخلی و در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، دامن‌گیر ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران و مانع از گردش قدرت و مشارکت ملی در حل مسایل بنیادین ملی شده است.

📌نهضت آزادی ایران امیدوار است که تا فرصت باقی است، مقامات ارشد کشور با بازگشت به مردم، شنیدن مطالبات آنان، تحقق حقوق و حاکمیت ملت، رعایت حقوق زنان، پذیرش تنوع در سبک زندگی و گسترش زمینه‌های رشد و ارتقای نهادهای جامعه مدنی مانند احزاب، سندیکاها و مطبوعات مستقل و دموکراسی‌خواه، سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی و شاخص‌های امید اجتماعی و اعتماد عمومی را افزایش دهند تا کشور و ملت ایران بتواند از گردنه‌های صعب عقب‌ماندگی و خودکامگی به افق روشن توسعه، دموکراسی و تبلور کرامت انسانی و حقوق شهروندی نائل آید.
🟧🔺انسان و سرنوشت 🔺🟧 چهار

انواع آگاهی در انسان

این بحث هم به مناسبتهای مختلف در کانال مطرح شده ولی ضرورت دارد در اینجا دوباره به آن اشاره کنیم:

✳️ 1- آگاهی بسیط


آگاهی هایی که بی نیاز به زبان محقق می شوند:
وقتی نوزاد پا به عرصه ی خاک می گذارد ، از همان ابتدا بخشی از مسئولیت زندگی بر دوش وی می افتد.
در این بحث نیازی نیست که به نحوه ی وجود جنین در رحم بپردازیم . همین که نظری به زندگی نوزاد بکنیم برای فهم مدعای ما کافی است: اینکه برخی آگاهیها مستقل از زبان در ما محقق می شوند.
وظیفه ی رفع تشنگی و گرسنگی ، اعلام خطر در وضعیت تهدید و نیز تلاش برای شناخت محیط اطراف و ... به عهده نوزاد گذاشته شده است.
وقتی پا از رحم بی بیرون می نهد ، در همان ابتدا متوجه تغییر محیط می شود . این یعنی آگاه شدن از تغییر وضعیت سابق
همین تغییر وضعیت چون او را به محیطی کشانده است که برای وی ناآشناست و قبلا آن را تجربه نکرده است.
این ناآشنایی در واقع سبب می شود که احساس امنیت در وی خدشه بردارد . یعنی احساس ناامنی مبتنی بر آگاهی خاصی است که دریافت کرده است: آگاهی از ورود به محیطی نو و تجربه نشده . همین آگاهی سبب می شود که ماشه ی فرایندی خاص در وجود وی کشیده شود و آژیر خطر ( گریه) به صدا درآید.
احساس سرما در محیط را به خوبی ادراک می کند و واکنش نشان می دهد. وقتی گرسنه یا تشنه می شود از این گرسنگی و تشنگی آگاه می شود و غذا طلب می کند یا برای یافتن آن تقلا می کند. .
تمام این رفتارها بر اساس آگاهی هایی اتفاق می افتد که فرد از وجود خود و نیز از محیط کسب می کند.
هم گرسنگی و هم تهدید و هم سیری و هم گرمای آغوش مادر آگاهی هایی هستند که برای وی بدون نیاز به واژه ها و مفاهیم حاصل می شود.
چهره مادر را به تدریج می شناسد و به خاطر می سپارد و صدایش را و گرمی تنش را و حتی احتمالا امواجی را که از مادر دریافت می کند ، همه و همه را بی نیاز به واژه ها و الفاظ کسب می کند.
این نوع از آگاهی مختص به انسان نیست و در حیوانات هم وجود دارد .
تنظیم رفتار حیوانات در محیط هم بر اساس همین نوع از آگاهی حاصل می شود.

🟩 به بیانی دیگر:

برای اینکه یک موجود زنده بتواند به حیات خود ادامه دهد نیازمند رفتارهایی است معطوف به حفظ شرایط بقای خودش
اگر برای زنده ماندن باید به مواد غذایی خاصی برسد باید رفتارهایی را انجام دهد تا بر اساس آن رفتارها نیازهای غذاییش تأمین شود ، اگر برای بقای وی گریختن از شرایط خطر لازم باشد باید رفتارهایی چنین از وی صادر شود و روشن است چنین رفتارهایی زمانی می تواند اثرات مورد انتظار را برآورد که بر یک سری دانسته ها از خود و محیط مبتنی باشد
تمام جانوران از جمله انسانها ارگانیسمشان طوری است که توانایی دریافت چنین آگاهی هایی را دارند و دقیقا علت ماندگاریشان در صحنه ی حیات واجد بودن همین توانایی های ادراکی و رفتاری است.
برای همین است که اگر حیوانی ناقص الخلقه به دنیا بیاید به احتمال قوی به واسطه ی ناتوانیش در آگاهی از لوازم حیات یا روشهای اکتساب آنها یا نقص در اعضایی که باید در تهیه و جذب مواد لازم برای بقا زودتر از موعد باید صحنه ی زندگی را ترک گوید.

اما این نوع آگاهی ضرورتا از جنس خودآگاهی نیست.
یعنی حیوانی می تواند واجد این نوع از آگاهی باشد بی آنکه به آگاهیهای خود آگاه باشد
آگاهی از آگاهی های خود یک توانایی متفاوت از آگاهی است که برای بقای حیوان ضروری است.

ادامه دارد

✍🏼 محمدحسین ناجی


آدرس شماره پیشین:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3742
زاویه نگاهی که ما را مدیون زنان قهرمان این کشور می کند



کسانی که کم و بیش با نقشه ی راه خاورمیانه ی امپریالیسم و صهیونیزم آشنا هستند می دانند که بخش عمده ای از آن معطوف به تکه تکه کردن جغرافیای کشورها و راه انداختن جنگهای قومیتی بود.
برای بنده که ساکن تبریزم مشاهده ظهور و بروز و تقویت این جریان چندان مشکل نبود گرچه شاید مرکز نشینان به آن توجهی نداشتند یا اهمیتی نمی دادند حتی گاهی این حس در برخی از ناظران پیش می آمد که حکومت تمامیت گرا هم چندان از ظهور این جریانات تفرقه گرا ناخشنود نیست زیرا هرچه باشد اولا هر بخشی از کشور دلمشغول تعصبات قومی خود است که نسبت به هر منطقه متفاوت است و بسان همان نگاه تفرقه بینداز هرچه تعدد گرایشها در مخالفان بیشتر باشد احتمال اینکه در کنار هم قرار بگیرند کمتر خواهد شد . ثانیا می توان با کوچکترین شیطنتی اقوام مختلف را در مقابل هم نشاند و به جان هم انداخت و من گوشه هایی از این تفرقه ها را از نزدیک شاهد بوده ام حتی ظهور و بروز محافلی که بر قومیت فارس تاکید ورزیده و دیگر قومیت ها را در مرتبه دوم قرار می دادند را دقیقا در راستای این وحدت شکنی می دانستم و می دانم.

در چنین شرایطی و با شکست سیاسی آن دسته که نام اعتدال و اصلاح را یدک می کشیدند ، افق سیاسی ایران به شدت تیره و تاریک بود و در چنین شرایطی بود که زنان قهرمان کشورم شوکی بر پهنه ی سیاسی جامعه در افکندند و تمام کسانی را که نیم نگاهی هم به سیاست داشتند از گیجی و منگی بیرون کشیده ، آنها را بر این نکته ی اساسی و بنیادی متوجه کردند که مشکلات تمام قومها و بلکه تمام مردم ایران مشترک است و ترک و کرد و بلوچ و لر و عرب و فارس و ترکمن و ....در یک جبهه قرار دارند و فقط در صورتی که در کنار هم باشند و دست در دست هم داشته باشند می توانند به حل مشکلات فائق آیند.

حتی حاکمان فعلی هم اگر خوب بنگرند و دقیق مصالح خویش را بشناسند باید دست و بازوی این قهرمانان زن را ببوسند .

از جان و دل شکرگزار زنان آزادیخواه و حیات پناه کشورم هستم

✍🏼 محمدحسین ناجی
عبارت سال در نظرخواهی آکسفورد

حالت اجنه ای یا همان جن زدگی


به نظر شما آیا این حالت بیانگر روح نوپیدای اینترنتی نیست؟
🟧🔺انسان و سرنوشت 🔺🟧 پنج

بحث انسان و سرنوشت را ما با این دیدگاه آغاز کردیم که خود را به عنوان فردی از انسانها می یافتیم که شخصیتی جدا از دیگران داریم و سرنوشتی مختص خود.
در یک نگاه اجمالی به اطراف خود می توانستیم دریابیم که هر انسانی در شرایط ویژه ای به دنیا آمده که این شرایط از جهات مختلف با دیگران متفاوت بوده و همین تفاوت شرایط هم در شکل گیری شخصیت و سرنوشت وی موثر بوده و آثار مثبت یا منفی در آینده افراد به جای می گذارد.
برخی انسانها فرصت یافته اند که تا آخرین مراحل ممکن ادامه ی حیات دهند و برخی دیگر به علل مختلف در کودکی یا نوجوانی یا ..... شانس بهره مندی از حیات را از دست داده اند؛( خواهری داشتم بزرگتر از خودم به نام محبوبه که اولین فرزند خانواده بود و در اولین سال حیاتش به دلیل بیماری ، حیات را ترک گفته و از بین ما رفته است) برخی بر اثر سوانح یا مصائبی خارج از اراده فردی خود آسیبها دیده اند و برخی به مواهبی دست یافته اند که حاصل کوشش خود آنها نبوده است.
همه ی این عوامل و چه بسا عوامل دیگر این سوال را پیش می آورد که آیا ما از همان ابتدا با سرنوشتی از پیش تعیین شده متولد می شویم و درست بسان معنای لغوی سرنوشت، آنچه پیش رو خواهیم داشت بر جبین ما حک شده است و تلاش و تدبیر ما هیچ تاثیری در بهتر ساختن آینده ای که پیش رو داریم ،ندارد و نمی تواند داشته باشد، یا اینکه اینگونه نیست و انسان می تواند با یادگیری و به کارگیری مکانیزمهای خاصی آینده ی زندگیش را در جهتی که می خواهد تغییر دهد.

اما یک نکته کاملا روشن است:
اگر ما بخواهیم زندگی را بسان یک سیر و سفر ببینیم و آن را عملی آزادانه و دارای قابلیت انعطاف بدانیم ، ابتدا یا باید ثابت کنیم که انسان دارای اراده ی آزاد است و قدرت انتخاب دارد یا لااقل نشان دهیم که نقیضش درست نیست و راهی برای درک جبر یا اختیار عمل انسان وجود ندارد و ازینرو ما مجازیم اراده آزاد را به عنوان اصل موضوع اختیار کنیم (یعنی پذیرش پارایم آزادی عمل انسان خلاف حکم عقل نیست). چون انسان در ساحتهای گوناگون وقتی معیار مطابقت با جهان واقع کارگر نمی افتد با معیارهای دیگری چون سودمندی اصولی را وارد عرصه ی حیات علمی خود کرده است.

🟧 انسان و فاعلیت بالاراده

با توضیحاتی که از نقش آگاهی در رفتار حیوانات و از جمله انسان در شماره پیش دادیم تا حدودی مکانیزم رفتار آنها قابل استنباط بود.
در این موجودات امیالی وجود دارند که بقا و رشد و تکثیر و تحقق آنها را هدف گرفته است.
این امیال به طور اتوماتیک در زمانهای لازم فعال می شوند و موجود زنده با درک این امیال در جهت رفتارهای خاصی برانگیخته می شود.
مثلا اگر ارگانیسم کمبود آب داشته باشد حس تشنگی در وی ظاهر می شود و فرد با درک این نیاز و برای پاسخگویی به حرکت در می اید
در این راستا بخش دیگری از ارگانیسم فعال می شود : بخش پاسخیابی
ذهن فرد درگیر یافتن راه حل می شود و به حسب تجارب پیشین یا برخی دانسته هایی که به طور ارثی از والدین گرفته راه حل را تخمین زده وبعد از این مرحله مکانیزم دیگری فعال می شود:

عزم و اراده عمل:

دستوری به ارگانها و اعضای خاصی صادر می شود و اعضا با یک مشارکت جمعی و همکاری یکدیگر رفتاری را به اجرا می گذارند
و در گام بعد میزان توفیق در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده یا شکست در این عملیات بررسی می شود. در صورت توفیق کامل ،برنامه تمام می شود و در صورت شکست ، نقشه ای دیگر طراحی شده و به اجرا گذاشته می شود.
همانطور که ملاحظه می کنیم در کنشها و واکنشهای این جانداران بیش از یک عامل مدخلیت دارد و به این سیستم از کنش و تاثیر، فاعلیت بالاراده گفته می شود.

ادامه دارد

✍🏼 : محمدحسین ناجی


آدرس شماره پیش:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3749
🚫🚫🚫🚫🚫🚫🚫🚫🚫

فأین تذهبون؟

کجا می روید؟

یکی از بزرگترین مشکلات نظام کنونی بلبشوی حاکم بر آن است.

هرکسی خود را مجاز می داند در هر مساله ای اظهار نظر کند.
نمی دانم یک نماینده ی مجلس چه حقی دارد که غیرمسئولانه مطلبی را بیان کند که هنوز هیچ مصوبه قانونی در موردش اعلام نشده است و اساسا چنین کاری به هیچ عنوان نمی تواند بر مخیله ی یک انسان عاقل بگذرد.

اگر قرار باشد اموال شهروندان به هر مناسبتی در خطر تجاوز و تعدی قرار گیرد پس وظیفه ی حکومت چیست؟ آن هم حکومتی که خود را نماینده ی یک آیین پاک و انساندوست می نامد.

آقایان مسئولین نظام

لطفا سر و سامانی به سیستم بدهید.
وضعیت به شدت نگران کننده است.
قوانین حاکم بر حرکتهای اجتماعی و ضرورت درک و رعایت آنها

✍🏼 محمدحسین ناجی


میراث بسیار ارزشمند و تحول آفرین عقلانیت مدرن به جامعه بشری را اگر بخواهیم تنها در یک اصل خلاصه کنیم از دیدگاه بنده این خواهد بود:

زندگی و حیات انسان را می توان بهبود بخشید و ارتقا داد به یک شرط:
مطالعه تجربی اشیا و موجودات پیرامون خود و تلاش برای درک زبان تغییر آنها و بهره گیری از آن زبان برای به کارگیری اشیا و موجودات و حتی جانداران و انسانها در جهت جذب منفعت برای خود و دفع آسیب ها و ضررهای محتمل

با همین اصل بود که علم تجربی سمت و سوی جدیدی یافت و بشر توانست با سرعت و شتاب فوق العاده ای برای بهبود زندگی فردی و اجتماعی گام بردارد.

در این میان برای مدتی دانشمندان در اینکه آیا خود انسان هم می تواند مورد مطالعه تجربی به معنای جدیدش قرار گیرد یا نه ، سردر گم بودند و در تردید،
اما به تدریج بر تعداد اندیشمندانی که انسان را قابل مطالعه تجربی می دانستند بیشتر شد و روانشناسی مدرن و جامعه شناسی رو به گسترش نهادند.

شاید برای کسانی که هنوز افکار سنتی را پیشوا و مقتدای خود می دانند این حرفها یاوه بنماید ، اما در واقع بین تحولات مختلف اجتماعی و رفتارهای انسانهای تشکیل دهنده جوامع و نیز بین رابطه ی انسان و محیط همان قطعیت نیوتنی و رابطه ی وثیق علت و معلولی حاکم است با این تفاوت که تحولات انسانی و اجتماعی به سادگی پارامترهای دخیل در تغییر( لااقل در شرایط فعلی)کمیت پذیر نیستند و نیز استقرا و استقصای پارامترها هم به اندازه ی آزمایشگاهای شیمی کامل و شامل نیست ازینرو پیش بینی اتفاقات آینده و سمت و سوی تحولات معمولا با اگر و اما و نیز با شاید و باید همراه است.

همین تمایز متاسفانه و صد متاسفانه سبب می شود که امر محاسبه در بین کنشگران اجتماعی و فعالان حوزه ی سیاست و جامعه بی ارزش و بلکه ناشناخته بماند و اصول اخلاقی و ایدئولوژیک فضای حاصل از این خلاء را به نحو کامل پر کند و هیچ کس جایی خالی در این میان و میدان حس نکند و معدود افرادی که هر از گاه یک حرکت اجتماعی را از حیث اثراتی که بر جای خواهد گذاشت و خطراتی که خواهد زایید بررسی می کنند و مضار و منافع ، الزامات آن و اصول و قواعد تغییر را یاد آوری می کنند ، به سرعت با اتهامهای ایدئولوژیک و اخلاقی روبرو می شوند.

به خاطر دارم نیمه اول دهه هفتاد که اقای خامنه ای مساله تهاجم فرهنگی را مطرح کرده بودند و چون دانشگاه ما ، دانشگاه تربیت معلم بود مسئولین تلاش می کردند که چادر را در دانشگاه اجباری کنند. در این حال و هوا من در صحبتی که با برخی روحانیون دانشگاه داشتم جمله ای گفتم:
گفتم من پیش بینی می کنم که حجاب آینده ی کشور چادر نخواهد بود زیرا اساسا به لحاظ شکل برای یک خانمی که در صحنه ی جامعه حضور دارد و هویتی اجتماعی دارد طراحی نشده است و مثال یک خانم پزشک را مطرح کردم
پاسخ یکی از دوستان روحانی چنین بود:
با لبخندی محو گفت: پس معلوم میشه شما هم از عوامل تهاجم فرهنگی هستید!!!
و من فقط توانستم به ایشان بگویم که دوست عزیز
شما اشتباه می کنید. من نگفتم آرزو می کنم؛ گفتم پیش بینی می کنم!

اینها را گفتم تا مقدمه ای باشد برای بررسی علمی و جامعه شناسانه ی خیزش اخیر ، و نه بررسی ایدئولوژیک و ارزشی آن گرچه من یک جامعه شناس نیستم!
شیمی درمانی برای سرطان وطن
مجتبی لشکربلوکی


سرطان گرفته اما بیش از آنکه نگران سرطان بدن باشد، نگران سرطان وطن است. می‌گوید چیزی که می‌تواند سرطان وطن را با همه سختی‌ها به سمت بهبود ببرد، گشودن راهی به سمت گفتگوست. گفتگو درمانی را می‌توان معادل شیمی‌درمانی گرفت؛ سخت، دردآور و در عین حال، لازم و شفابخش.
او معتقد است که نه تنها حاکمیت با جامعه مشکل گفتگو دارد. بلکه خود جامعه نیز توانایی گفتگو با هم را ندارند. به این خاطره نگران کننده دقت کنید: زمانی سردبیر نشریه آیین ‌بودم. یکی از شماره‌هایش درباره این بود که «مسأله ایران چیست؟» و برای آن ‌نشست، ۱۱نفر از سرآمدان ‌حوزه‌‌های مختلف دعوت‌ کردیم؛ در حوزه علم دکتر منصوری، در سینما ناصر تقوایی، در فلسفه آقای ملکیان، در اقتصاد دکتر ستاری‌فر، در سیاست آقای رضا خاتمی، از حوزه آیت‌الله ایازی، در ادبیات محمود دولت‌آبادی و…. جالب است‌که این‌۱۱‌نفر که همه دغدغه ایران را داشتند، برخی برای اولین‌بار همدیگر را می‌دیدند و با اسامی هم‌آشنا نبودند.
این‌ها نکاتی است که دکتر خانیکی استاد ارتباطات می‌گوید.
شاید بگویید غیر از او، مسئولین و دیگران هم می‌گویند گفتگو کنیم. اما خانیکی برای گفتگو شروط و الزاماتی دارد که شنیدنی است. او هر مکالمه‌ای را گفتگو نمی‌داند؛ از جمله مکالمه زندانبان با زندانی و صحبت بیمار با پزشک. سخنرانی مقامات گفتگو نیست. حتی جلسات دیدار با مسئولین گفتگو نیست. این‌ها «شبه گفتگو» است و ما سخت از این گفتگوهای نمایشی غیرواقعی زجر می‌کشیم. تعیین تکلیف کردن و نصیحت کردن، تهدید کردن نه تنها گفتگوست که مانع گفتگوست‌. ‏او معتقد است که سخت باید در جستجوی گفتگوی اصیل بود بدون آنکه مفهوم آن را به ابتذال بکشیم. برخی نکات را با هم مرور کنیم:

۱) گفتگو به رسمیت شناختن واقعی و عملی طرف مقابل است. پس اگر من تو را به رسمیت نشناسم، این گفتگو نیست. به گفته مارتین‌بوبر، گفتگو تبدیل کردن رابطه من و او، به رابطه من و تو است. و اگر خوب عمل کنیم من و او به «ما»
۲) گفتگو در شرایط برابر است. اگر من بتوانم هر حرفی بزنم، و تو نتوانی به خاطر ترس، حیا، شرم حرف هایت را بزنی این گفتگو نیست.
۳) لازمه گفتگو بالا بردن توان ارتباطی ما و پذیرش تفاوت‌ها و تکثرهاست. قرار نیست در گفتگو من آنچه را دوست دارم از زبان تو بشنوم. اصلا گفتگو هست تا تو متفاوت از من حرف بزنی.
۴) در گفتگو می‌پذیریم که حقیقیت نه نزد من است و نه نزد تو بلکه می‌تواند در تعامل من و تو حقیقت زاده شود. به گفته سقراط، دیالوگ کاری است از جنس کار قابله؛ یعنی سالم به دنیا آوردن کودک. به همین دلیل‌ سقراط می‌گفت من از شاگردان ‌بیشتر می‌آموزم ‌تا آنها از من‌.
۵) لازمه گفتگو عبور از باورهای خودم به سمت باورهای توست. اگر من با این فرض که می روم گفتگو کنم که حرفم را به کرسی بنشانم. این گفتگو نیست. یک‌ هنرمند هلندی ترک‌تبار گفته بود «بیایید توافق کنیم که با من موافق باشید!»
۶) گفتگو نیازمند مکان و امکان ‌است. کجا گفتگو کنیم؟ الان می‌گویند در دانشگاه گفتگو کنیم. کجای دانشگاه و چگونه؟ و آن وقت حاصل این گفتگو چگونه تأثیرگذار خواهد بود؟

تجویز راهبردی:
برخی چیزها از جنس دانش‌اند. یعنی با خواندن بدست می‌آیند. مثلا چرایی شکست نور در آب یا تاریخ مشروطه یا دلایل تورم ساختاری. اما برخی امور از جنس مهارتند. هیچ کسی با کتاب رانندگی، راننده نشده است. یا مایکل جردن با کتاب چگونه بسکتبالیست شویم، بازیگر نشده. کریستیانو رونالدو زندگی اش را در کتابخانه سپری نکرده. مهارت با تمرین و تکرار به دست می‌آید.
مساله کلیدی اینجاست که گفتگو (برخلاف بسکتبال که یک مهارت فردی است) یک مهارت جمعی است. یعنی یک جامعه باید به مهارت دست پیدا کند. بنابراین نه تنها خودمان باید تمرین کنیم که دیگران را نیز به تمرین فرابخوانیم.

گفتگو یعنی تعامل بر اساس هم پذیری و هم شنوی در شرایط آزاد و برابر. یعنی شنیدن و گفتن بر اساس ادب، مدارا، عقلانیت و حوصله. اکنون شرایط آستانه ای برای گفتگوی مردم-حکومت فراهم نیست، باشد! ولی برای گفتگوی مردم با مردم چه؟ ما مهارت جمعی گفتگو را نداریم.

◾️در سطح جامعه؛ از خانه مان شروع کنیم. در اداره مان ادامه دهیم، به محله مان گسترش دهیم.

◾️در سطح جامعه و حاکمیت هر دو: گفتگو را با موعظه، نصیحت، هدایت، توجیه،بگومگو و سخنرانی، مونولوگ و تبلیغات اشتباه نگیریم. مثلا من اگر فکر کنم که تو فریب خورده ای، این مکالمه دیگر گفتگو نیست، موعظه است.

◾️در سطح حاکمیت؛ بپذیریم برخلاف تصور گفتگو اصلا امر آسانی نیست. اصلا! همانگونه که خانیکی گفته: گفت‌وگودرمانی، شیمی‌درمانی حکمرانی است؛ سخت، دردآور ولی شفابخش.
توسعه زاده اجماع است و اجماع محصول گفتگو و گفتگو نتیجه تحمل درد!
به نام خدا
شانزدهم آذرماه را باید در متن آنچه در بیش از یک قرن بر این مرز و بوم رفته است و سیر و صیرورتی که ملت شریف ایران داشته است، دید و ارزیابی کرد.

مدار حرکت ملّت: نفی استبداد، نفی استعمار و نفی عقب ماندگی، تبعیض و فساد و متناظر آن مطالبه آزادی، استقلال، پیشرفت و عدالت و در یک کلام دستیابی به “زندگی” متناسب با شأن انسان و اقتضائات زمان بوده است.

ولی پاره ای از حادثه ها و ایام جنبه نمادین پیدا کرده است؛ از جمله شانزده آذر که نمایانگر جایگاه والای دانشگاه و پیشتازی دانشجو در تحولات اجتماع روبه آینده است.
با وجود درد و داغی که از خونهای ریخته شده و آسیب هائی که مردم در عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی به خصوص اخلاقی دیده و می بینند، بر دل داریم، جای خوشوقتی است که پس از انفعال تحمیل شده بر دانشگاه، اینک شاهد حضور و ابراز وجود دانشجویان در جریان های اخیر هستیم و خوشوقتی بیشتر اینکه همدلی و هم سخنی بخش مهمی از استادان را با دانشجویان می بینیم.
از سوی دیگر آنچه موجب تأسف فراوان است، بازداشت گسترده دانشجویان و ایجاد محدودیت های آموزشی، صنفی و سیاسی برای آنان و اخراج و اعمال فشار بر استادان است؛ امری که نه با مبانی و موازین آزادی و حقوق انسانی سازگار است و نه در نهایت امنیّت پایدار دانشگاه و جامعه را تأمین می کند.

از دانشگاه بخصوص انتظار می رود که توجه داشته باشد که همچنانکه آزادی یک نیاز مبرم و مطالبه مهم است، امنیت نیز برای کشور اهمیت دارد و مراد، از آزادی، آزادی ملّت و از امنیّت، امنیّت میهن است.

نباید گذاشت تا آزادی و امنیت در برابر هم قرار گیرند و در نتیجه آزادی به بهانه حفظ امنیّت، پایمال شود یا امنیّت که شرط استقرار سامان و نظم خوب در جامعه است به نام آزادی نادیده انگاشته شود.

اینک که جامعه با شعار زیبای زن زندگی آزادی حرکت خود را به سوی آینده بهتر نشان می دهد، بگونه ای کم سابقه و شاید بی سابقه فرهیختگان، استادان، نخبگان و دانشجویان را در اصل حرکت حاضر می بینیم.

به مسئولان توصیه می کنم که این حضور را قدر بدانند و بجای برخورد ناروا با آن، دست یاری به سوی آنان دراز کنند و با کمک آنان وجوه ناصواب حکمرانی را بدرستی بشناسند و پیش از آنکه دیر شود به سوی حکمرانی خوب حرکت کنند.

امید، که به لطف حضرت پروردگار و توجه به خواستهای بحق جامعه، در همه زمینه ها گشایش موثرتر پدید آید.

سیّد محمّد خاتمی
آذرماه ١۴٠١