🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 - دو
✍🏼 محمدحسین ناجی
در شماره پیش گفتیم که در این سری بحثها مراد ما از باور معنای عام آن است یعنی هر گزاره ای که آن را درست و قابل اعتماد می دانیم.
✔️ وقتی فردی می گوید که من به نحس بودن عدد سیزده باور دارم یعنی از درستی گزاره ی ( سیزده نحس است) مطمئن هستم و اعمالم را بر طبق درستی این گزاره تنظیم می کنم.
و بر عکس وقتی می گوید به نحس بودن عدد سیزده باور ندارم یعنی از درستی گزاره ( سیزده نحس است) مطمئن نیستم و در رفتار خویش به درستی گزاره ( سیزده نحس است) ترتیب اثر نمی دهم.
✔️ یا وقتی کسی می گوید که من به اثرات مثبت روانی موسیقی باور دارم مرادش این است که من می دانم که گزارۀ ( موسیقی بر روان انسان اثر مثبت دارد) درست است و در زندگی خود از این گزاره الهام می گیرم.
حال که مراد ما از این واژه روشن شد ، لازم است در مورد چیستی آن و نقش آن در وجود انسان تا حدودی آگاه شویم.
✅ تمام موجودات زنده و از جمله انسان از همان ابتدای تولد در یک رابطه متقابل و دیالکتیکی با محیط اطراف خود هستند.
بدین معنا که حیات شکلی از هستی است که در آن زنده بودن و زنده ماندن نیازمند یک رابطۀ فعال با دیگر موجودات است.
✔️برای زنده ماندن مجبوریم نفس بکشیم به عبارت دیگر با فعل دم و بازدم اکسیژن مورد نیاز بدن را تأمین کنیم،
✔️مجبوریم چیزهایی را که انرژی مورد نیاز بدن را تأمین می کند بیابیم و با عمل خوردن و آشامیدن آنها را در اختیار تن خویش قرار دهیم و ....
اما هرچیز موجود در خارج قابلیت آن را ندارد که نیازهای ما را برآورد و ما باید یاد بگیریم که چه چیزهایی به درد ما می خورد و چه چیزهایی نه؛ ازینرو برای تأمین این احتیاجات باید چیزهایی را در مورد خودمان و دنیای بیرون یاد بگیریم و بدانیم
✔️🟢✔️ این آموخته ها و دانسته های ما مجموعۀ باورهای ما را تشکیل می دهند.
به بیان دیگر ما برای ادامه ی حیات ضرورتا باید چیزهای زیادی را یاد بگیریم و این یادگرفته های ما به شکل باور در وجودمان ذخیره می شوند. جایگاه ذخیره ی این باورها ذهن ما و آن قسمت از ذهن که به آن حافظه می نامیم است.
پس تا حال می توانیم بگوییم که:
1️⃣ -هیچ انسانی بی نیاز از باور نیست و تمام انسانها در طول حیات خود در حال کسب باورها یا اصلاح آنها هستند.
2️⃣- هیچ رفتار انسانی بی نیاز از باورها نیست
3️⃣: باورها در تعیین نوع رفتار اعم از کنش و واکنش دخالت دارند و نوع باورهای ما ، یکی از عوامل تعیین کننده نوع رفتار ما هستند.
✍🏼 محمدحسین ناجی
در شماره پیش گفتیم که در این سری بحثها مراد ما از باور معنای عام آن است یعنی هر گزاره ای که آن را درست و قابل اعتماد می دانیم.
✔️ وقتی فردی می گوید که من به نحس بودن عدد سیزده باور دارم یعنی از درستی گزاره ی ( سیزده نحس است) مطمئن هستم و اعمالم را بر طبق درستی این گزاره تنظیم می کنم.
و بر عکس وقتی می گوید به نحس بودن عدد سیزده باور ندارم یعنی از درستی گزاره ( سیزده نحس است) مطمئن نیستم و در رفتار خویش به درستی گزاره ( سیزده نحس است) ترتیب اثر نمی دهم.
✔️ یا وقتی کسی می گوید که من به اثرات مثبت روانی موسیقی باور دارم مرادش این است که من می دانم که گزارۀ ( موسیقی بر روان انسان اثر مثبت دارد) درست است و در زندگی خود از این گزاره الهام می گیرم.
حال که مراد ما از این واژه روشن شد ، لازم است در مورد چیستی آن و نقش آن در وجود انسان تا حدودی آگاه شویم.
✅ تمام موجودات زنده و از جمله انسان از همان ابتدای تولد در یک رابطه متقابل و دیالکتیکی با محیط اطراف خود هستند.
بدین معنا که حیات شکلی از هستی است که در آن زنده بودن و زنده ماندن نیازمند یک رابطۀ فعال با دیگر موجودات است.
✔️برای زنده ماندن مجبوریم نفس بکشیم به عبارت دیگر با فعل دم و بازدم اکسیژن مورد نیاز بدن را تأمین کنیم،
✔️مجبوریم چیزهایی را که انرژی مورد نیاز بدن را تأمین می کند بیابیم و با عمل خوردن و آشامیدن آنها را در اختیار تن خویش قرار دهیم و ....
اما هرچیز موجود در خارج قابلیت آن را ندارد که نیازهای ما را برآورد و ما باید یاد بگیریم که چه چیزهایی به درد ما می خورد و چه چیزهایی نه؛ ازینرو برای تأمین این احتیاجات باید چیزهایی را در مورد خودمان و دنیای بیرون یاد بگیریم و بدانیم
✔️🟢✔️ این آموخته ها و دانسته های ما مجموعۀ باورهای ما را تشکیل می دهند.
به بیان دیگر ما برای ادامه ی حیات ضرورتا باید چیزهای زیادی را یاد بگیریم و این یادگرفته های ما به شکل باور در وجودمان ذخیره می شوند. جایگاه ذخیره ی این باورها ذهن ما و آن قسمت از ذهن که به آن حافظه می نامیم است.
پس تا حال می توانیم بگوییم که:
1️⃣ -هیچ انسانی بی نیاز از باور نیست و تمام انسانها در طول حیات خود در حال کسب باورها یا اصلاح آنها هستند.
2️⃣- هیچ رفتار انسانی بی نیاز از باورها نیست
3️⃣: باورها در تعیین نوع رفتار اعم از کنش و واکنش دخالت دارند و نوع باورهای ما ، یکی از عوامل تعیین کننده نوع رفتار ما هستند.
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -سه
✍🏼 محمدحسین ناجی
✅ گفتیم که باورها هم متأثر از رفتارهای انسان در طول زندگیش شکل می گیرند و هم در نوع کنشها و رفتارهای فرد در طول زندگی عاملی تعیین کننده هستند.
📌 ازینرو اگر به این نکته توجه کنیم که کل شخصیت ما و عاقبت و آینده ی ما در گرو رفتارهای ما هستند می توانیم نتیجه بگیریم که برای بهبود سرنوشت خود باید به باورهای خود و درستی و نادرستی آنها حساس بوده و در اصلاح آنها بلکه به روز کردن آنها برنامه ای جدی داشته باشیم.
📌 خصوصا در این دوره و زمانه که تولید اطلاعات سرعت سرسام آور و گیج کننده به خود گرفته و هر دقیقه و ثانیه صدها هزار مطلب تازه از طریق شبکه های اجتماعی و سایتها و کانالها منتشر می شود و به نقل از مدیر سابق گوگل می توان گفت که بیش از کل معلوماتی که بشر از زمان پیدایش خود تا سال 2003 کسب کرده بود در هر دو روز در جهان امروز تولید و منتشر می شود.
✅ اما حقیقت باور چیست و ما از آن چه می دانیم؟
گفتیم که موجودات زنده حیاتشان در تعامل و داد و ستد با دنیای بیرون دوام می یابد ، لازمه ی این تعامل این است که وجود ما در نسبت با موجودات بیرونی و اثراتی که از آنها می گیرد یا ممکن است بگیرد حالتهای مختلفی را حس کند این حالتها در روان ما شکل می گیرند و از آنرو که این حالتها نشانگر نسبتی با عالم خارج است (حیث التفاتی ) نامیده می شود که به معنای نسبت خاص روان ما با آن شیء خارجی است
📌 برخی از این حالات به یک شیء تعلق می گیرد
مثل دوست داشتن که مثلا به پدر یا مادر یا فلان غذای خاص تعلق می گیرد
📌 و برخی از آنها به یک گزاره تعلق می گیرد
مثل آرزو داشتن در جمله ی ( او آرزو دارد که درکنکور دکتری پذیرفته شود) و آرزو به ( در کنکور دکتری پذیرفته خواهم شد) تعلق گرفته است ؛ حیث التفاتی آرزو یک حالت ذهنی و روانی معطوف به( میل به تحقق ) است یعنی مایلم که آن گزاره محقق شود.
از جمله حیث های التفاتی که به گزاره تعلق می گیرد یکی هم باور است و این حیث التفاتی ، حالتی معطوف به صدق است یعنی نشانگر این است که ذهن ما مضمون گزاره را درست می داند.
یعنی وقتی کسی می گوید که باور دارم که فردا باران می آید منظورش این است که در ذهن من گزاره ی ( فردا باران می آید) درست است و محقق خواهد شد.
✍🏼 محمدحسین ناجی
✅ گفتیم که باورها هم متأثر از رفتارهای انسان در طول زندگیش شکل می گیرند و هم در نوع کنشها و رفتارهای فرد در طول زندگی عاملی تعیین کننده هستند.
📌 ازینرو اگر به این نکته توجه کنیم که کل شخصیت ما و عاقبت و آینده ی ما در گرو رفتارهای ما هستند می توانیم نتیجه بگیریم که برای بهبود سرنوشت خود باید به باورهای خود و درستی و نادرستی آنها حساس بوده و در اصلاح آنها بلکه به روز کردن آنها برنامه ای جدی داشته باشیم.
📌 خصوصا در این دوره و زمانه که تولید اطلاعات سرعت سرسام آور و گیج کننده به خود گرفته و هر دقیقه و ثانیه صدها هزار مطلب تازه از طریق شبکه های اجتماعی و سایتها و کانالها منتشر می شود و به نقل از مدیر سابق گوگل می توان گفت که بیش از کل معلوماتی که بشر از زمان پیدایش خود تا سال 2003 کسب کرده بود در هر دو روز در جهان امروز تولید و منتشر می شود.
✅ اما حقیقت باور چیست و ما از آن چه می دانیم؟
گفتیم که موجودات زنده حیاتشان در تعامل و داد و ستد با دنیای بیرون دوام می یابد ، لازمه ی این تعامل این است که وجود ما در نسبت با موجودات بیرونی و اثراتی که از آنها می گیرد یا ممکن است بگیرد حالتهای مختلفی را حس کند این حالتها در روان ما شکل می گیرند و از آنرو که این حالتها نشانگر نسبتی با عالم خارج است (حیث التفاتی ) نامیده می شود که به معنای نسبت خاص روان ما با آن شیء خارجی است
📌 برخی از این حالات به یک شیء تعلق می گیرد
مثل دوست داشتن که مثلا به پدر یا مادر یا فلان غذای خاص تعلق می گیرد
📌 و برخی از آنها به یک گزاره تعلق می گیرد
مثل آرزو داشتن در جمله ی ( او آرزو دارد که درکنکور دکتری پذیرفته شود) و آرزو به ( در کنکور دکتری پذیرفته خواهم شد) تعلق گرفته است ؛ حیث التفاتی آرزو یک حالت ذهنی و روانی معطوف به( میل به تحقق ) است یعنی مایلم که آن گزاره محقق شود.
از جمله حیث های التفاتی که به گزاره تعلق می گیرد یکی هم باور است و این حیث التفاتی ، حالتی معطوف به صدق است یعنی نشانگر این است که ذهن ما مضمون گزاره را درست می داند.
یعنی وقتی کسی می گوید که باور دارم که فردا باران می آید منظورش این است که در ذهن من گزاره ی ( فردا باران می آید) درست است و محقق خواهد شد.
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 - چهار
✍🏼 محمدحسین ناجی
🔴 چرا در عصر روشنگری روشنفکران به ضدیت با باورهای خاص برآمدند؟
گفتیم باور به دو معنا به کار می رود.
معنای خاص باور به آن دسته از دانسته ها و معلومات فرد اطلاق می شود که با مبانی عام انسانی راهی برای موجه سازی آنها وجود ندارد
مثل این گزاره که: ( رعد و برق حاصل خشم خدایان است)
یا اینکه ( قحطی حاصل گناهان انسانهاست )
این گزاره ها گزاره هایی نیستند که بتوان نادرستی آنها را اثبات کرد اما با مبانی عام انسانی- یعنی راههایی که فهم درستی آن به روی همه انسانهای عادی باز باشد – قابل موجه سازی نیستند یعنی نمی شود شواهد قطعی برای آنها نشان داد.
با توجه به مقدمه ای که در شماره قبل بیان شد:
(اینکه باورهای ما در جهت دهی رفتار ما دخیل هستند) ، این نوع گزاره ها چه بسا ممکن است راه را برای ضررهای فردی و جمعی بزرگی باز نمایند.
برای مثال باور به قضا و قدر و اینکه ( هرچه اتفاق می افتد با خواست خدا روی می دهد) چه بسا افراد زیادی در یک جامعه صرفا به دلیل همین باور به یک حکومت ظالم و ستمگر تن دهند تا مبادا با خواست خدا مخالفت کرده باشند.
یعنی وجود یک باور سبب عقب ماندگی یک جامعه و ضایع شدن حقوق افراد زیادی شود، همین نگرانی متفکران اجتماعی و آنهایی که دغدغه رشد خود و فرزندانشان و دیگر هموطنان را داشتند برانگیخت و آنها را واداشت که در جهت روشنگری گام بردارند و اهمیت بازبینی و بررسی دوباره باورها را به مردم خویش گوشزد کنند.
اما کسانی که با این روشنگری و بیداری مردم منافعشان در خطر بود ، برای بستن راه این اقدام آنها را به بی دینی و مخالفت با مقدسات و جنگ با خدا متهم کردند
✍🏼 محمدحسین ناجی
🔴 چرا در عصر روشنگری روشنفکران به ضدیت با باورهای خاص برآمدند؟
گفتیم باور به دو معنا به کار می رود.
معنای خاص باور به آن دسته از دانسته ها و معلومات فرد اطلاق می شود که با مبانی عام انسانی راهی برای موجه سازی آنها وجود ندارد
مثل این گزاره که: ( رعد و برق حاصل خشم خدایان است)
یا اینکه ( قحطی حاصل گناهان انسانهاست )
این گزاره ها گزاره هایی نیستند که بتوان نادرستی آنها را اثبات کرد اما با مبانی عام انسانی- یعنی راههایی که فهم درستی آن به روی همه انسانهای عادی باز باشد – قابل موجه سازی نیستند یعنی نمی شود شواهد قطعی برای آنها نشان داد.
با توجه به مقدمه ای که در شماره قبل بیان شد:
(اینکه باورهای ما در جهت دهی رفتار ما دخیل هستند) ، این نوع گزاره ها چه بسا ممکن است راه را برای ضررهای فردی و جمعی بزرگی باز نمایند.
برای مثال باور به قضا و قدر و اینکه ( هرچه اتفاق می افتد با خواست خدا روی می دهد) چه بسا افراد زیادی در یک جامعه صرفا به دلیل همین باور به یک حکومت ظالم و ستمگر تن دهند تا مبادا با خواست خدا مخالفت کرده باشند.
یعنی وجود یک باور سبب عقب ماندگی یک جامعه و ضایع شدن حقوق افراد زیادی شود، همین نگرانی متفکران اجتماعی و آنهایی که دغدغه رشد خود و فرزندانشان و دیگر هموطنان را داشتند برانگیخت و آنها را واداشت که در جهت روشنگری گام بردارند و اهمیت بازبینی و بررسی دوباره باورها را به مردم خویش گوشزد کنند.
اما کسانی که با این روشنگری و بیداری مردم منافعشان در خطر بود ، برای بستن راه این اقدام آنها را به بی دینی و مخالفت با مقدسات و جنگ با خدا متهم کردند
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -پنج
✍🏼 محمدحسین ناجی
✳️باورها در ذهن انسان چگونه شکل می گیرند؟
✅ گفتیم که باورها در وجود انسان واسطه ی بین رفتار انسان و موقعیت موجود وی هستند.
ساختار وجودی جانداران به گونه ای است که برای بقا نیازمند به رفتار هستند
در هر لحظه متناسب با امیال و نیازهای خود از یک سو و متناسب با درک لحظه ای خویش از موقعیت و وضعیت خویش از سوی دیگر رفتاری را برمی گزینند.
✔️مراد ما از رفتار در این جمله حتی بی عملی در لحظه را هم شامل می شود
یعنی در زندگی لحظه هایی است که انسان سکون ، خواب یا دراز کشیدن یا نشستن و منتظر ماندن را برمی گزیند و این هم نوعی رفتار است. با این تفسیر از رفتار هیچ لحظه انسان خالی از رفتار نیست و هر موجود زنده در هر لحظه مجبور به انتخاب رفتاری است الا اینکه خودآگاه وی تعطیل شده باشد یعنی انسان در خواب باشد یا بیهوش شده باشد یا غش کرده باشد
✅ در این رفتارها فاهمه انسان از یک سو با ادراک وضعیت درونی خویش اعم از امیال و نیازها و عواطف و احساسات و از سوی دیگر با ادراکش از محیط، امکانات یا تهدیدها و فرصتها با توسل به مهارتهای ذهنی خود بهترین تصمیم را برای آن لحظه برمی گزیند.
✔️ در این میان تمام باورهای موجود در حافظه را هم به کمک می گیرد.
🔳 نکته اینجاست که اگر این تصمیم از طریق سیستم یک یا همان تفکر اتوماتیک گرفته شود تنها آن دسته باورها که به قدر کافی در لایه های رویین حافظه هستند در گرفتن تصمیم لحاظ می شوند و مواردی که در آن لحظه از یاد دور مانده باشند دخالت داده نمی شوند و همین ممکن است سبب خطا در تصمیم گیری شوند خطاهایی که اگر ذهن فرصت بیشتری برای درنگ داشت می توانست از آنها بپرهیزد.
✅ هر ادراکی از انسان در رفتار بعدی وی لحاظ می شود. برای نمونه یک نوزاد چه بسا برای گرفتن نوک پستان برای اولین بار نیاز به راهنمایی و کمک داشته باشد ولی بعد از اینکه آن را تجربه کرد در دفعات بعد با کمک تجربه های پیشین راحتتر آن کار را انجام می دهد.
🟢یکی از منابع باور در انسان یافته های حسی اوست.
از همان بدو تولد ، تمام تلاشش را برای شناخت محیط به کار می گیرد و آشناترین راه تجربه محیط برایش دهان وی است، ازینرو کودک شیرخواره هر چیزی را گیر می آورد به دهان می برد تا آن را تجربه کند چون مهمترین نیاز وی تغذیه است.
کم کم چشمها و گوشها هم به کار می افتند و به کمک چشایی و لامسه می آیند. چون به دهان بردن تجربه ای مشترک بین لامسه و چشایی است.
این تجربیات ادامه می یابد تا زمانی که فرد با زبان آشنایی یابد و بتواند از طریق زبان با اطرافیان تماس برقرار کند.
✍🏼 محمدحسین ناجی
✳️باورها در ذهن انسان چگونه شکل می گیرند؟
✅ گفتیم که باورها در وجود انسان واسطه ی بین رفتار انسان و موقعیت موجود وی هستند.
ساختار وجودی جانداران به گونه ای است که برای بقا نیازمند به رفتار هستند
در هر لحظه متناسب با امیال و نیازهای خود از یک سو و متناسب با درک لحظه ای خویش از موقعیت و وضعیت خویش از سوی دیگر رفتاری را برمی گزینند.
✔️مراد ما از رفتار در این جمله حتی بی عملی در لحظه را هم شامل می شود
یعنی در زندگی لحظه هایی است که انسان سکون ، خواب یا دراز کشیدن یا نشستن و منتظر ماندن را برمی گزیند و این هم نوعی رفتار است. با این تفسیر از رفتار هیچ لحظه انسان خالی از رفتار نیست و هر موجود زنده در هر لحظه مجبور به انتخاب رفتاری است الا اینکه خودآگاه وی تعطیل شده باشد یعنی انسان در خواب باشد یا بیهوش شده باشد یا غش کرده باشد
✅ در این رفتارها فاهمه انسان از یک سو با ادراک وضعیت درونی خویش اعم از امیال و نیازها و عواطف و احساسات و از سوی دیگر با ادراکش از محیط، امکانات یا تهدیدها و فرصتها با توسل به مهارتهای ذهنی خود بهترین تصمیم را برای آن لحظه برمی گزیند.
✔️ در این میان تمام باورهای موجود در حافظه را هم به کمک می گیرد.
🔳 نکته اینجاست که اگر این تصمیم از طریق سیستم یک یا همان تفکر اتوماتیک گرفته شود تنها آن دسته باورها که به قدر کافی در لایه های رویین حافظه هستند در گرفتن تصمیم لحاظ می شوند و مواردی که در آن لحظه از یاد دور مانده باشند دخالت داده نمی شوند و همین ممکن است سبب خطا در تصمیم گیری شوند خطاهایی که اگر ذهن فرصت بیشتری برای درنگ داشت می توانست از آنها بپرهیزد.
✅ هر ادراکی از انسان در رفتار بعدی وی لحاظ می شود. برای نمونه یک نوزاد چه بسا برای گرفتن نوک پستان برای اولین بار نیاز به راهنمایی و کمک داشته باشد ولی بعد از اینکه آن را تجربه کرد در دفعات بعد با کمک تجربه های پیشین راحتتر آن کار را انجام می دهد.
🟢یکی از منابع باور در انسان یافته های حسی اوست.
از همان بدو تولد ، تمام تلاشش را برای شناخت محیط به کار می گیرد و آشناترین راه تجربه محیط برایش دهان وی است، ازینرو کودک شیرخواره هر چیزی را گیر می آورد به دهان می برد تا آن را تجربه کند چون مهمترین نیاز وی تغذیه است.
کم کم چشمها و گوشها هم به کار می افتند و به کمک چشایی و لامسه می آیند. چون به دهان بردن تجربه ای مشترک بین لامسه و چشایی است.
این تجربیات ادامه می یابد تا زمانی که فرد با زبان آشنایی یابد و بتواند از طریق زبان با اطرافیان تماس برقرار کند.
شطحیات
🔴درگیری با خود🟢
با خودم درگیرم
هی خودم را چارمیخ می کشم که شاید به خطاهایم اعتراف کنم و راهی را برگزینم که زبانی در خور نسل نو باشد و بتوانم با آنها دیالوگ برقرار کنم
از ته دل باور دارم که انرژی کافی برای تغییر تنها در نسل حوان و نوجوان فراهم است ، تنها آنان هستند که می توانند دگمۀ تغییر آینده را فشار دهند و تنها کلید آنان بر قفل هزارتوی مشکلات اجتماعی امید گشایش دارد
ما فسیلهای بازمانده از اعصار قبل اینترنت امروز تنها در صورتی می توانیم در خدمت آینده ی کشور باشیم که بتوانیم زبان نسل نو را ادراک کنیم و پا به پای آنها روان شویم.
اما این حرفها بدین معنا نیست که نسل نو راه چاره را می داند ، نه اینگونه نیست
نسل نو چشم به دنیایی گشوده است که شباهتی به آنچه سالخورده های مرز و بومش می دانند و می گویند ندارد ، ازینروست که نمی تواند آنها را جدی بگیرد
اما خودش هم در این دنیای نوین سرگشته و بهتزده است هنوز نتوانسته است یک تصویر واضح و جامع از این دنیا ترسیم کند و راه را از چاه بازشناسد ، شاید خودشان اینگونه گمان نمی کنند و شاید برداشت من هم جزو هذیان فسیلها باشد
🔴درگیری با خود🟢
با خودم درگیرم
هی خودم را چارمیخ می کشم که شاید به خطاهایم اعتراف کنم و راهی را برگزینم که زبانی در خور نسل نو باشد و بتوانم با آنها دیالوگ برقرار کنم
از ته دل باور دارم که انرژی کافی برای تغییر تنها در نسل حوان و نوجوان فراهم است ، تنها آنان هستند که می توانند دگمۀ تغییر آینده را فشار دهند و تنها کلید آنان بر قفل هزارتوی مشکلات اجتماعی امید گشایش دارد
ما فسیلهای بازمانده از اعصار قبل اینترنت امروز تنها در صورتی می توانیم در خدمت آینده ی کشور باشیم که بتوانیم زبان نسل نو را ادراک کنیم و پا به پای آنها روان شویم.
اما این حرفها بدین معنا نیست که نسل نو راه چاره را می داند ، نه اینگونه نیست
نسل نو چشم به دنیایی گشوده است که شباهتی به آنچه سالخورده های مرز و بومش می دانند و می گویند ندارد ، ازینروست که نمی تواند آنها را جدی بگیرد
اما خودش هم در این دنیای نوین سرگشته و بهتزده است هنوز نتوانسته است یک تصویر واضح و جامع از این دنیا ترسیم کند و راه را از چاه بازشناسد ، شاید خودشان اینگونه گمان نمی کنند و شاید برداشت من هم جزو هذیان فسیلها باشد
👍1
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -شش
✍🏼 محمدحسین ناجی
گفتیم که اولین تجربیات انسان در دوران کودکی به دو مرحله تقسیم می شود:
📌دوره ی قبل از آشنایی با زبان
📌دوره ی بعد از آشنایی با زبان
✔️ فصل زبان هم دوره ی رشد و گسترش ابعاد وجودی انسان است و هم آغاز انحراف وی از طبیعت اولیه اش
✔️ در دوره پیش از آشنایی با زبان بیشتر تجربیات کودک شخصی است و یادگیری اش بر اساس همان اندک تجربه هایی است که می تواند با محیط خویش داشته باشد.
نحوه ی برخورد والدین و دیگر افراد دور وبرش هم کم و بیش تجربه هایی عاطفی و احساسی ایجاد می کند تجربه هایی مبهم اما عمیق همانند نقشهایی که یک کودک با مدادی مشکی بر روی صفحه سفیدی خط خطی می کند. این نقشها اولین عاملهایی بیرونی در شکل گیری شخصیت کودک و باورهایش هستند.
باورهای انسان همه از جنس گزاره های مربوط به عالم خارج مانند (آهن خوردنی نیست) نیستند بلکه گزاره های سابجکتیو و نیز نرماتیو و ارزشی هم بخشی از باورهای انسان هستند چه بسا گزاره ای مانند( از دیگران متنفرم) همانروزها شکل گرفته باشد. ترسو بودن فردی یا متهور بودنش هم می تواند عامل ژنتیک داشته باشد و هم می تواند از آثار همان دوره ابتدایی زندگی باشد.
✔️ دوره بعد از آشنایی با زبان ، دوره ای است که فرد این قابلیت را می یابد که از تجربیات انسانهای دیگر بهره مند شود ،به طور مستقیم از تجربیات انسانهایی که در اطرافش هستند و به طور غیرمستقیم از تجربیات تمام بشریت از ابتدا تا کنون.
و صد متاسفانه که این تجربیات مشحون است از گزاره های صادق و کاذب ، راست و دروغ ، فریبکارانه یا صادقانه ، به قصد نفع یا ضرر ، به منظور کمک یا با هدف استثمار و بهره کشی
✅ چون انسانها موجودات بهره کش و طمعکاری هستند و به هر ابژه ای به عنوان یک طعمه می نگرند.
ازینرو باید شنیده ها و مسموعات را جزو نامطمئن ترین یافته ها پنداشت و تا زمانی که شواهدی محکم بر درستی آن نیست ، آنها را جزو گزاره های احتمالا کاذب قرار داد و نه جزو گزاره های احتمالا صادق
این دو عنوان گرچه تقریبا ملازم و حتی هم معنا هستند اما اثر روانی هر یک با همدیگر متفاوت است
وقتی می گوییم گزاره های احتمالا صادق گویا ذهن ما تمایل می یابد که آنها را صادق بشمرد اما اگر بگوییم گزاره های احتمالا کاذب آنها را نامطمئن قلمداد کرده ایم و گویی به ذهن هشدار می دهیم که بر آنها تکیه نکند.
✍🏼 محمدحسین ناجی
گفتیم که اولین تجربیات انسان در دوران کودکی به دو مرحله تقسیم می شود:
📌دوره ی قبل از آشنایی با زبان
📌دوره ی بعد از آشنایی با زبان
✔️ فصل زبان هم دوره ی رشد و گسترش ابعاد وجودی انسان است و هم آغاز انحراف وی از طبیعت اولیه اش
✔️ در دوره پیش از آشنایی با زبان بیشتر تجربیات کودک شخصی است و یادگیری اش بر اساس همان اندک تجربه هایی است که می تواند با محیط خویش داشته باشد.
نحوه ی برخورد والدین و دیگر افراد دور وبرش هم کم و بیش تجربه هایی عاطفی و احساسی ایجاد می کند تجربه هایی مبهم اما عمیق همانند نقشهایی که یک کودک با مدادی مشکی بر روی صفحه سفیدی خط خطی می کند. این نقشها اولین عاملهایی بیرونی در شکل گیری شخصیت کودک و باورهایش هستند.
باورهای انسان همه از جنس گزاره های مربوط به عالم خارج مانند (آهن خوردنی نیست) نیستند بلکه گزاره های سابجکتیو و نیز نرماتیو و ارزشی هم بخشی از باورهای انسان هستند چه بسا گزاره ای مانند( از دیگران متنفرم) همانروزها شکل گرفته باشد. ترسو بودن فردی یا متهور بودنش هم می تواند عامل ژنتیک داشته باشد و هم می تواند از آثار همان دوره ابتدایی زندگی باشد.
✔️ دوره بعد از آشنایی با زبان ، دوره ای است که فرد این قابلیت را می یابد که از تجربیات انسانهای دیگر بهره مند شود ،به طور مستقیم از تجربیات انسانهایی که در اطرافش هستند و به طور غیرمستقیم از تجربیات تمام بشریت از ابتدا تا کنون.
و صد متاسفانه که این تجربیات مشحون است از گزاره های صادق و کاذب ، راست و دروغ ، فریبکارانه یا صادقانه ، به قصد نفع یا ضرر ، به منظور کمک یا با هدف استثمار و بهره کشی
✅ چون انسانها موجودات بهره کش و طمعکاری هستند و به هر ابژه ای به عنوان یک طعمه می نگرند.
ازینرو باید شنیده ها و مسموعات را جزو نامطمئن ترین یافته ها پنداشت و تا زمانی که شواهدی محکم بر درستی آن نیست ، آنها را جزو گزاره های احتمالا کاذب قرار داد و نه جزو گزاره های احتمالا صادق
این دو عنوان گرچه تقریبا ملازم و حتی هم معنا هستند اما اثر روانی هر یک با همدیگر متفاوت است
وقتی می گوییم گزاره های احتمالا صادق گویا ذهن ما تمایل می یابد که آنها را صادق بشمرد اما اگر بگوییم گزاره های احتمالا کاذب آنها را نامطمئن قلمداد کرده ایم و گویی به ذهن هشدار می دهیم که بر آنها تکیه نکند.
خرد سنجشگر pinned «🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -شش ✍🏼 محمدحسین ناجی گفتیم که اولین تجربیات انسان در دوران کودکی به دو مرحله تقسیم می شود: 📌دوره ی قبل از آشنایی با زبان 📌دوره ی بعد از آشنایی با زبان ✔️ فصل زبان هم دوره ی رشد و گسترش ابعاد وجودی انسان است و هم آغاز انحراف وی از…»
🔳سرخوردگی و یأس اجتماعی🔳
جوامع هم مثل انسانها حیات دارند و نفس می کشند و تلاش می کنند و گاهی هم شکست می خورند
روشن است که مراد از این سخن این نیست که حیاتی مستقل از انسانها ی عضو دارند و برای خود وجودی جدا و متفاوت دارند
اما هر جامعه ای از آن حیث که در معرض اتفاقات واحدی قرار می گیرند و مثلا اگر جنگی بین آن جامعه و کشوری دیگر درگیرد همه افراد آن جامعه در معرض آثار و تبعات آن جنگ قرار می گیرند ، اثرات مشابهی از آن واقعه در جان انسانهای عضو ظاهر می شود و از آن حیث می توان آن جامعه را به عنوان یک کل حقیقی مورد بررسی قرار داد
به نظر می رسد که خیزش سال پیش نسل نو در اعتراض به محدودیت های اجتماعی که در کشورمان اعمال می شود و از نظر اکثر جوانان و نوجوانان ناموجه است و خلاف موازین پذیرفته شده حقوق بشر ، و برخورد خشن و غیرقابل پذیرش جناح تندرو حاکمیت و آسیبهای جسمی و روانی زیادی که از این برخوردها حاصل شد سبب نوعی سرخوردگی عمیق بین اکثر نیروهای فعال مدنی شده است و کل جامعه از این شرایط دچار آسیبهای غیرقابل ترمیم خواهد شد.
متأسفانه حاکمیت گمان می کند که می تواند به هر قیمتی خواستهای خود را به یک ملت تحمیل کند و نمی داند که زور و تحمیل حتی اگر برای مدتی بتواند مردم را رام کند اما در درازمدت آنچه پیروز نبرد اجتماعی است خواست اکثریت است.
جوامع هم مثل انسانها حیات دارند و نفس می کشند و تلاش می کنند و گاهی هم شکست می خورند
روشن است که مراد از این سخن این نیست که حیاتی مستقل از انسانها ی عضو دارند و برای خود وجودی جدا و متفاوت دارند
اما هر جامعه ای از آن حیث که در معرض اتفاقات واحدی قرار می گیرند و مثلا اگر جنگی بین آن جامعه و کشوری دیگر درگیرد همه افراد آن جامعه در معرض آثار و تبعات آن جنگ قرار می گیرند ، اثرات مشابهی از آن واقعه در جان انسانهای عضو ظاهر می شود و از آن حیث می توان آن جامعه را به عنوان یک کل حقیقی مورد بررسی قرار داد
به نظر می رسد که خیزش سال پیش نسل نو در اعتراض به محدودیت های اجتماعی که در کشورمان اعمال می شود و از نظر اکثر جوانان و نوجوانان ناموجه است و خلاف موازین پذیرفته شده حقوق بشر ، و برخورد خشن و غیرقابل پذیرش جناح تندرو حاکمیت و آسیبهای جسمی و روانی زیادی که از این برخوردها حاصل شد سبب نوعی سرخوردگی عمیق بین اکثر نیروهای فعال مدنی شده است و کل جامعه از این شرایط دچار آسیبهای غیرقابل ترمیم خواهد شد.
متأسفانه حاکمیت گمان می کند که می تواند به هر قیمتی خواستهای خود را به یک ملت تحمیل کند و نمی داند که زور و تحمیل حتی اگر برای مدتی بتواند مردم را رام کند اما در درازمدت آنچه پیروز نبرد اجتماعی است خواست اکثریت است.
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -هفت
✍🏼 محمدحسین ناجی
✅ تکرار به عنوان یک عامل غیرمعرفتی تولید باور
🔰 تا به حال از خودتان سوال کرده اید که چرا بنگاههای تولیدی این همه پول خرج می کنند تا کالایشان در رسانه ها تبلیغ شود؟ ان هم نه یک بار و دو بار بلکه به صورت تکرار های مکرر
📌 به لحاظ معرفتی معرفی کالا شرط لازم فروش کالاست. برای اینکه انسانها کالایی را بخرند طبیعی است که باید از وجود چنین کالایی باخبر شوند اما وقتی این کالا در ویترین فروشگاهها قرار گیرد خریدار خواهی نخواهی در مراجعه به فروشگاه آن را خواهد دید پس برای نمایش مکرر آن در رسانه ها اعم از تلویزیون و سایتها و شبکه های اجتماعی عامل موثر دیگری لازم است.
🟢آن عامل همان تکرار است.
📌نکته اساسی در این مساله این است که باورها شدت و ضعف می پذیرند یعنی هر باوری نسبت به باور دیگر می تواند قویتر یا ضعیفتر باشد و یکی از عوامل قویتر شدن یک باور تکرار آن است.
هر باری که یک باور از طریق شنوایی یا بینایی تکرار می شود در ذهن ما ریشه دارتر می شود و اثرات عملی اش بیشتر می شود
📌 به هنگام مراجعه خریدار به فروشگاه و مشاهده انواع کالاها ، کالایی که بارها و بارها در تلویزیون تبلیغ شده است ، در ذهن خریدار بولد می شود و گویی چراغ چشمک زنی بر روی آن نصب شده است، خریدار ناخودآگاه دستش به طرف آن کالا می رود و آن را انتخاب می کند.
حال آنکه از لحاظ معرفت شناسی تکرار یک گزاره هرگز به درست بودنش چیزی نمی افزاید.
❇️ مساله تکرار یکی از مهمترین عوامل غیرمعرفتی دخیل در معرفت است و دقیقا بر این اساس است که یکی از بخشهای مهم هر حکومتی بخش ارشاد و رسانه آن است.
آنها دریافته اند که با تکرار یک مطلب حتی نادرست و بلکه دروغ می توان آن را در ذهن اکثریت کاشت
پس وقتی می گوییم که فرهنگ جامعه یکی از جبرهای غیرقابل حذف و غیرقابل اجتناب هر انسانی است و شخصیت اولیه هر فرد به طور جبری حاصل می شود ، یکی از علل آن همین عامل تکرار است.
🟢 انسانها از همان آغاز آشنایی با زبان هر روزه در معرض هزاران گزاره هستند که در محیط زندگی تکرار می شود و این گزاره های تکراری به عنوان حقیقت در ذهن کودک کاشته می شود و تا به مرز خودآگاهی می رسد از فردیت خود آن را می یابد که محیطش به او تحمیل کرده است.
✍🏼 محمدحسین ناجی
✅ تکرار به عنوان یک عامل غیرمعرفتی تولید باور
🔰 تا به حال از خودتان سوال کرده اید که چرا بنگاههای تولیدی این همه پول خرج می کنند تا کالایشان در رسانه ها تبلیغ شود؟ ان هم نه یک بار و دو بار بلکه به صورت تکرار های مکرر
📌 به لحاظ معرفتی معرفی کالا شرط لازم فروش کالاست. برای اینکه انسانها کالایی را بخرند طبیعی است که باید از وجود چنین کالایی باخبر شوند اما وقتی این کالا در ویترین فروشگاهها قرار گیرد خریدار خواهی نخواهی در مراجعه به فروشگاه آن را خواهد دید پس برای نمایش مکرر آن در رسانه ها اعم از تلویزیون و سایتها و شبکه های اجتماعی عامل موثر دیگری لازم است.
🟢آن عامل همان تکرار است.
📌نکته اساسی در این مساله این است که باورها شدت و ضعف می پذیرند یعنی هر باوری نسبت به باور دیگر می تواند قویتر یا ضعیفتر باشد و یکی از عوامل قویتر شدن یک باور تکرار آن است.
هر باری که یک باور از طریق شنوایی یا بینایی تکرار می شود در ذهن ما ریشه دارتر می شود و اثرات عملی اش بیشتر می شود
📌 به هنگام مراجعه خریدار به فروشگاه و مشاهده انواع کالاها ، کالایی که بارها و بارها در تلویزیون تبلیغ شده است ، در ذهن خریدار بولد می شود و گویی چراغ چشمک زنی بر روی آن نصب شده است، خریدار ناخودآگاه دستش به طرف آن کالا می رود و آن را انتخاب می کند.
حال آنکه از لحاظ معرفت شناسی تکرار یک گزاره هرگز به درست بودنش چیزی نمی افزاید.
❇️ مساله تکرار یکی از مهمترین عوامل غیرمعرفتی دخیل در معرفت است و دقیقا بر این اساس است که یکی از بخشهای مهم هر حکومتی بخش ارشاد و رسانه آن است.
آنها دریافته اند که با تکرار یک مطلب حتی نادرست و بلکه دروغ می توان آن را در ذهن اکثریت کاشت
پس وقتی می گوییم که فرهنگ جامعه یکی از جبرهای غیرقابل حذف و غیرقابل اجتناب هر انسانی است و شخصیت اولیه هر فرد به طور جبری حاصل می شود ، یکی از علل آن همین عامل تکرار است.
🟢 انسانها از همان آغاز آشنایی با زبان هر روزه در معرض هزاران گزاره هستند که در محیط زندگی تکرار می شود و این گزاره های تکراری به عنوان حقیقت در ذهن کودک کاشته می شود و تا به مرز خودآگاهی می رسد از فردیت خود آن را می یابد که محیطش به او تحمیل کرده است.
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -هشت
✍🏼 محمدحسین ناجی
✳️اثر تأیید: روی دیگر سکۀ تکرار
📌 گفتیم که تکرار یک گزاره هم در پیدایش یک باور به آن گزاره و هم در تقویت و ریشه دار شدن آن سببیت دارد .
📌روی اصلی سکۀ تکرار نقش غیر معرفتی آن در تشکیل باور است و صرفا با ساختار روانی ما ارتباط دارد.
📌 اما یک جنبه ی معرفتی هم می توان برای آن در نظر گرفت و آن وقتی است که گزاره از سوی افراد متفاوت تکرار شود.
وقتی کسی سخنی را از فردی می شنود درجه ای از احتمال درستی در ذهن وی حاصل می شود، وقتی فرد دیگری همان گزاره را بر زبان آورد این احتمال کمی بیشتر می شود و با بیشتر و بیشتر شدن افرادی که بر درستی یک گزاره صراحتا یا به طور ضمنی اذعان می کنند این احتمال بیشتر و بیشتر می شود و باور فرد به درستی یک گزاره تشدید می شود به طوری که بعد از این مرحله می تواند هر فردی که خلاف آن را مدعی شد خطاکار بداند.
این رویه ی تکرار را می توان اثر تأیید نامید.
✳️ اثر تأیید در مورد گزاره های مشاهدتی هم وجود دارد.
📌 تجربه هایی وجود دارد که خود فرد به دلایل متعددی نمی تواند در مشاهده ی یک واقعه شرکت کند، برای مثال بسیاری از گزارشهایی که در مورد رفتار الکترونها یا اتمها نوشته یا بیان می شود نیازمند آزمایشگاهها و دستگاههای الکترونیکی خاصی است و هر کسی نمی تواند آنها را مشاهده کند ، ازینرو در مورد آن گزاره ها هم اثر تأیید وجود دارد هرچه این گزارشها از سوی افراد بیشتری نقل شود باور انسان به درستی گزاره بیشتر می شود و همین امر راه را برای برخی فراواقعیتها باز می کند یعنی به لحاظ نظری این امکان وجود دارد که چیزی را نیست از طریق یک سیستم رسانه ای قدرتمند به عنوان واقعیت به دیگران قالب کرد.
✳️ این امر در مورد گزاره های تاریخی هم صادق است.
گزاره های تاریخی گزاره هایی هستند که از یک حادثۀ مشخص که تکرار آن ممکن نیست و در مورد انسانهای خاص و زمان و مکان خاص گزارش می دهند ؛
📌 دیگر انسانهایی که در یک حادثه حضور نداشته اند دیگر راهی برای تجربه ی حضوری آن ندارند و تنها می توانند آن را از روایت دیگران بشنوند یا ببینند ( در مواردی که عکس یا فیلمی از آن وجود دارد)
📌 روشن است که روایت دیگران هرچقدر هم دقیق باشد و صادقانه بیان شده باشد از پرسپکتیو و زاویه ی نگرش خاصی روایت می شود در تمام گزاره های تاریخی، هم در مورد صحت گزاره و هم دقتش قاعده ی اثر تأیید دخیل است و هرچه تعداد افراد بیشتر شود ذهن انسان به سمت و سوی قبول آن خبر میل می کند.
✍🏼 محمدحسین ناجی
✳️اثر تأیید: روی دیگر سکۀ تکرار
📌 گفتیم که تکرار یک گزاره هم در پیدایش یک باور به آن گزاره و هم در تقویت و ریشه دار شدن آن سببیت دارد .
📌روی اصلی سکۀ تکرار نقش غیر معرفتی آن در تشکیل باور است و صرفا با ساختار روانی ما ارتباط دارد.
📌 اما یک جنبه ی معرفتی هم می توان برای آن در نظر گرفت و آن وقتی است که گزاره از سوی افراد متفاوت تکرار شود.
وقتی کسی سخنی را از فردی می شنود درجه ای از احتمال درستی در ذهن وی حاصل می شود، وقتی فرد دیگری همان گزاره را بر زبان آورد این احتمال کمی بیشتر می شود و با بیشتر و بیشتر شدن افرادی که بر درستی یک گزاره صراحتا یا به طور ضمنی اذعان می کنند این احتمال بیشتر و بیشتر می شود و باور فرد به درستی یک گزاره تشدید می شود به طوری که بعد از این مرحله می تواند هر فردی که خلاف آن را مدعی شد خطاکار بداند.
این رویه ی تکرار را می توان اثر تأیید نامید.
✳️ اثر تأیید در مورد گزاره های مشاهدتی هم وجود دارد.
📌 تجربه هایی وجود دارد که خود فرد به دلایل متعددی نمی تواند در مشاهده ی یک واقعه شرکت کند، برای مثال بسیاری از گزارشهایی که در مورد رفتار الکترونها یا اتمها نوشته یا بیان می شود نیازمند آزمایشگاهها و دستگاههای الکترونیکی خاصی است و هر کسی نمی تواند آنها را مشاهده کند ، ازینرو در مورد آن گزاره ها هم اثر تأیید وجود دارد هرچه این گزارشها از سوی افراد بیشتری نقل شود باور انسان به درستی گزاره بیشتر می شود و همین امر راه را برای برخی فراواقعیتها باز می کند یعنی به لحاظ نظری این امکان وجود دارد که چیزی را نیست از طریق یک سیستم رسانه ای قدرتمند به عنوان واقعیت به دیگران قالب کرد.
✳️ این امر در مورد گزاره های تاریخی هم صادق است.
گزاره های تاریخی گزاره هایی هستند که از یک حادثۀ مشخص که تکرار آن ممکن نیست و در مورد انسانهای خاص و زمان و مکان خاص گزارش می دهند ؛
📌 دیگر انسانهایی که در یک حادثه حضور نداشته اند دیگر راهی برای تجربه ی حضوری آن ندارند و تنها می توانند آن را از روایت دیگران بشنوند یا ببینند ( در مواردی که عکس یا فیلمی از آن وجود دارد)
📌 روشن است که روایت دیگران هرچقدر هم دقیق باشد و صادقانه بیان شده باشد از پرسپکتیو و زاویه ی نگرش خاصی روایت می شود در تمام گزاره های تاریخی، هم در مورد صحت گزاره و هم دقتش قاعده ی اثر تأیید دخیل است و هرچه تعداد افراد بیشتر شود ذهن انسان به سمت و سوی قبول آن خبر میل می کند.
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -نه
✍🏼 محمدحسین ناجی
🔳بررسی اثر مناسک و مراسم محرم در باورسازی
✔️ یکی از مهمترین عوامل غیرمعرفتی( روانی) شکل گیری باور مراسم سنتی و آیینی است که در یک جامعه ( بویژه جامعه های بسته) به طور مرتب برگزار می شود.
✔️ به مناسبت این روزها بد نیست این مطلب را در مورد مراسم عزاداری که در دهه محرم بخصوص روزهای تاسوعا و عاشورا در اکثر شهرها و روستاهای کشورمان برگزار می شود بررسی کنیم.
✔️ این دو روز سالهای مدید است که تعطیل رسمی اعلام شده اند.
✔️ در این روزها کشور مملو است از عزاداری به شکلهای مختلف اعم از نوحی خوانی ، سینه زنی ، زنجیر زنی ، قمه زنی خصوصا به شکلی منحصر به فرد تا دیروقت شب ؛ به طوری که این کار نظیر ندارد و اگر در شبی معمولی صدایی به شکلی غیرمعمول بلند شود پلیس و مامورین انتظامی فورا پیگیری کرده و عاملش را بازداشت و صدا را ساکت می کنند ولی در این شبها تا نیمه های شب آنقدر صداها بلند و غیرمتعارف است که امکان ندارد کسی آن را نشنود بگذریم از اینکه از حیث قوت صدا در حد زیادی آزاردهنده هم می تواند باشد.
✔️این حد از تمایز برای هر انسانی جالب توجه است و حتی می توان گفت که چه بسا ناخواسته در ذهن شیرخواران هم حک می شود.
✔️✔️ این تمایز عامل تأثیرگذاری است برای برجسته کردن نقش این روزها و اهمیتش در ذهن تمام انسانهای حاضر و شاهد و نشانگر واقعه ی بسیار مهمی است که این روزها را از روزهای دیگر متمایز می کند و ذهن هر فردی خواهی نخواهی دنبال علت تمایز است.
✔️در این روزها همه حتی کودکان متوجه یک تغییر رویه در رفتار مردم می شوند، پوشیدن لباس مشگی ، گریه و زاری انبوهی از مردم، شربتها ، نوشیدنیها و خوراکیهایی که مفت و مجانی تقدیم رهگذران و حاضران می شود ، صبحانه و ناهار و شامی که بی توقع به دیگران و حتی غریبه ها تقدیم می شود
✔️ یک کودک هم از بچگی به عظمت این روزها برای عموم مردم آشنا می شود و همین زمینه ساز یک باور عمیق در ذهن و روانش در مورد این روزها و اتفاقاتی که در مورد این روز نقل می کنند می شود.
به عبارت دیگر علت باور شکل گرفته در این موارد همین آیینها و مناسک است حتی اگر یک جمله در مورد واقعی بودن این اتفاقات از کسی نشنیده باشد.
این کودک وقتی بزرگ می شود خود را مومن به این وقایع و لوازمش می یابد حتی اگر به دنبال یافتن دلایلی باشد که این باور را معقولیت ببخشد.
🔳 معقول ساختن یک باور امری متفاوت است با رسیدن باور از طریق یک دلیل معقول
در دومی ابتدا باوری وجود ندارد و فرد با ادعایی مواجه می شود که از نظر وی ممکن است درست باشد و ممکن است نادرست مثلا کسی مدعی می شود که: ایندیرا گاندی دختر مهاتما گاندی نیست
و پس از شنیدن دلایل مدعی و ارزیابی دلیل از نظر ذهنی قانع می شود که آن گزاره درست است و باور می کند.
اما در اولی به درستی گزاره باور دارد مثلا باور دارد که:
➕امام حسین نوه پیامبر بود
➕ایشان امام سوم شیعیان است
➕یزید دستور قتل ظالمانه او را صادر کرده بود.
➕ایشان و 72 نفر از نزدیکانش در این روز بیرحمانه به قتل رسیده اند
➕عزاداری در این روزها اجر و ثواب اخروی و بهبودی دنیوی دارد
اما دلیل درست اش چه بسا نمی داند .
🔳 از مهمترین عوامل شکل گیری این باورها همین مناسک و آیینهایی است که به شکلهای مختلف و در روزهای متعدد سال شاهدش بوده یا در آنها شرکت کرده است و ...
یا به عبارت دیگر برای درستی آن گزاره دلیلی ندارد و نمی تواند آن را موجه سازی کند ازینرو به دنبال دلیل می رود و به دلیلی دست می یابد که می تواند آن را به عنوان توجیه عرضه کند.
✔️✔️✔️ بخش بزرگی از باورهای سنتی بدین نحوه در ذهن باورمندان حاصل می شوند.
✍🏼 محمدحسین ناجی
🔳بررسی اثر مناسک و مراسم محرم در باورسازی
✔️ یکی از مهمترین عوامل غیرمعرفتی( روانی) شکل گیری باور مراسم سنتی و آیینی است که در یک جامعه ( بویژه جامعه های بسته) به طور مرتب برگزار می شود.
✔️ به مناسبت این روزها بد نیست این مطلب را در مورد مراسم عزاداری که در دهه محرم بخصوص روزهای تاسوعا و عاشورا در اکثر شهرها و روستاهای کشورمان برگزار می شود بررسی کنیم.
✔️ این دو روز سالهای مدید است که تعطیل رسمی اعلام شده اند.
✔️ در این روزها کشور مملو است از عزاداری به شکلهای مختلف اعم از نوحی خوانی ، سینه زنی ، زنجیر زنی ، قمه زنی خصوصا به شکلی منحصر به فرد تا دیروقت شب ؛ به طوری که این کار نظیر ندارد و اگر در شبی معمولی صدایی به شکلی غیرمعمول بلند شود پلیس و مامورین انتظامی فورا پیگیری کرده و عاملش را بازداشت و صدا را ساکت می کنند ولی در این شبها تا نیمه های شب آنقدر صداها بلند و غیرمتعارف است که امکان ندارد کسی آن را نشنود بگذریم از اینکه از حیث قوت صدا در حد زیادی آزاردهنده هم می تواند باشد.
✔️این حد از تمایز برای هر انسانی جالب توجه است و حتی می توان گفت که چه بسا ناخواسته در ذهن شیرخواران هم حک می شود.
✔️✔️ این تمایز عامل تأثیرگذاری است برای برجسته کردن نقش این روزها و اهمیتش در ذهن تمام انسانهای حاضر و شاهد و نشانگر واقعه ی بسیار مهمی است که این روزها را از روزهای دیگر متمایز می کند و ذهن هر فردی خواهی نخواهی دنبال علت تمایز است.
✔️در این روزها همه حتی کودکان متوجه یک تغییر رویه در رفتار مردم می شوند، پوشیدن لباس مشگی ، گریه و زاری انبوهی از مردم، شربتها ، نوشیدنیها و خوراکیهایی که مفت و مجانی تقدیم رهگذران و حاضران می شود ، صبحانه و ناهار و شامی که بی توقع به دیگران و حتی غریبه ها تقدیم می شود
✔️ یک کودک هم از بچگی به عظمت این روزها برای عموم مردم آشنا می شود و همین زمینه ساز یک باور عمیق در ذهن و روانش در مورد این روزها و اتفاقاتی که در مورد این روز نقل می کنند می شود.
به عبارت دیگر علت باور شکل گرفته در این موارد همین آیینها و مناسک است حتی اگر یک جمله در مورد واقعی بودن این اتفاقات از کسی نشنیده باشد.
این کودک وقتی بزرگ می شود خود را مومن به این وقایع و لوازمش می یابد حتی اگر به دنبال یافتن دلایلی باشد که این باور را معقولیت ببخشد.
🔳 معقول ساختن یک باور امری متفاوت است با رسیدن باور از طریق یک دلیل معقول
در دومی ابتدا باوری وجود ندارد و فرد با ادعایی مواجه می شود که از نظر وی ممکن است درست باشد و ممکن است نادرست مثلا کسی مدعی می شود که: ایندیرا گاندی دختر مهاتما گاندی نیست
و پس از شنیدن دلایل مدعی و ارزیابی دلیل از نظر ذهنی قانع می شود که آن گزاره درست است و باور می کند.
اما در اولی به درستی گزاره باور دارد مثلا باور دارد که:
➕امام حسین نوه پیامبر بود
➕ایشان امام سوم شیعیان است
➕یزید دستور قتل ظالمانه او را صادر کرده بود.
➕ایشان و 72 نفر از نزدیکانش در این روز بیرحمانه به قتل رسیده اند
➕عزاداری در این روزها اجر و ثواب اخروی و بهبودی دنیوی دارد
اما دلیل درست اش چه بسا نمی داند .
🔳 از مهمترین عوامل شکل گیری این باورها همین مناسک و آیینهایی است که به شکلهای مختلف و در روزهای متعدد سال شاهدش بوده یا در آنها شرکت کرده است و ...
یا به عبارت دیگر برای درستی آن گزاره دلیلی ندارد و نمی تواند آن را موجه سازی کند ازینرو به دنبال دلیل می رود و به دلیلی دست می یابد که می تواند آن را به عنوان توجیه عرضه کند.
✔️✔️✔️ بخش بزرگی از باورهای سنتی بدین نحوه در ذهن باورمندان حاصل می شوند.
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -ده
✍🏼 محمدحسین ناجی
💠 باورها بسان ریشه های یک درخت
📌 می توان گفت که باورها نقش ریشه های درخت را در زندگی انسان بازی می کنند و از جهات بسیاری شباهت دارند.
📌ریشه های درخت وقتی از هسته خارج می شوند بسیار ظریف و نحیفند و به راحتی ریشه کن می شوند و چه بسا ریشه های جدیدی جایگزین می شوند، باورهای دوران کودکی هم چنین حالتی دارند ؛ می توانن به سرعت شکل بگیرند و به همان سرعت و سادگی هم قطع شوند
📌 اما هرچه زمان می گذرد ریشه ها قویتر می شوند و شاخ و برگ می یابند در خاک نفوذ می کنند تا حدی که سرنوشت خویش را با سرنوشت درخت گره می زنند و اگر کسی بخواهد درخت را از مکانی که در آن ریشه دوانده جدا کند و به مکان دیگری منتقل کند چه بسا حکم به مرگ درخت داده است.
📌 باورهای انسان هم چنین حالتی دارند اگر سالهای سال وجود خویش را در انسانی تثبیت کرده باشند بعد از مدتی احتمال تغییر آن باورها در وجود آن انسان به صفر میل می کند و به حداقل ممکن می رسد؛ برای چنان انسانی وجود دنیایی خارج از چارچوب آن باورها تقریبا ناممکن است و ذهن این قدرت را دارد که هر یافته جدیدی را در چارچوب همان باورها جای دهد و تفسیر کند.
اگر بخواهیم سالی برای تغییرات انسان لحاظ کنیم به طور قطع می توان گفت باورهایی که پنجاه سال دوام آورده باشند دیگر شانس تغییر برای آنها ممکن نیست .
📌برای آنهایی که کمتر از سی و پنج سال دوام داشته باشند احتمال تغییر ممکن است
✔️ اگر یک قاعده ای برای این مورد بخواهم پیشنهاد کنم می گویم باورها برای تغییر به معنای اکثری اش یعنی رسیدن به باور نقیض زمانی مشابه زمان دوامشان لازم دارند.
📌یعنی اگر باوری بیست یال در وجود شخصی ماندگار بوده برای تغییرش نیز بیست سال لازم است اما این امر مربوط است به تغییراتی که در ناخودآگاه فرد اتفاق می افتد . اگر خودآگاه فرد فعال شود چه بسا فرایند تغییرات خیلی سریعتر شود.
✳️ برای همین ضرورت زندگی اجتماعی ایجاب می کند که انسانها به تدریج مهارت زندگی در کنار افکار متضاد و ناهمگون را کسب کنند ، بتوانند همدیگر را تحمل کنند و به توافق های عملی در چارچوب منافع مشترک راضی باشند.
✅چه بسا که هر دو طرف باید این ظرفیت را در خود ایجاد کنند که در هر مورد بخشی از منافع مطلوب خود را فدا کنند و یاد بگیرند که همیشه رسیدن به همه ی امر دلخواه ممکن نیست.
✍🏼 محمدحسین ناجی
💠 باورها بسان ریشه های یک درخت
📌 می توان گفت که باورها نقش ریشه های درخت را در زندگی انسان بازی می کنند و از جهات بسیاری شباهت دارند.
📌ریشه های درخت وقتی از هسته خارج می شوند بسیار ظریف و نحیفند و به راحتی ریشه کن می شوند و چه بسا ریشه های جدیدی جایگزین می شوند، باورهای دوران کودکی هم چنین حالتی دارند ؛ می توانن به سرعت شکل بگیرند و به همان سرعت و سادگی هم قطع شوند
📌 اما هرچه زمان می گذرد ریشه ها قویتر می شوند و شاخ و برگ می یابند در خاک نفوذ می کنند تا حدی که سرنوشت خویش را با سرنوشت درخت گره می زنند و اگر کسی بخواهد درخت را از مکانی که در آن ریشه دوانده جدا کند و به مکان دیگری منتقل کند چه بسا حکم به مرگ درخت داده است.
📌 باورهای انسان هم چنین حالتی دارند اگر سالهای سال وجود خویش را در انسانی تثبیت کرده باشند بعد از مدتی احتمال تغییر آن باورها در وجود آن انسان به صفر میل می کند و به حداقل ممکن می رسد؛ برای چنان انسانی وجود دنیایی خارج از چارچوب آن باورها تقریبا ناممکن است و ذهن این قدرت را دارد که هر یافته جدیدی را در چارچوب همان باورها جای دهد و تفسیر کند.
اگر بخواهیم سالی برای تغییرات انسان لحاظ کنیم به طور قطع می توان گفت باورهایی که پنجاه سال دوام آورده باشند دیگر شانس تغییر برای آنها ممکن نیست .
📌برای آنهایی که کمتر از سی و پنج سال دوام داشته باشند احتمال تغییر ممکن است
✔️ اگر یک قاعده ای برای این مورد بخواهم پیشنهاد کنم می گویم باورها برای تغییر به معنای اکثری اش یعنی رسیدن به باور نقیض زمانی مشابه زمان دوامشان لازم دارند.
📌یعنی اگر باوری بیست یال در وجود شخصی ماندگار بوده برای تغییرش نیز بیست سال لازم است اما این امر مربوط است به تغییراتی که در ناخودآگاه فرد اتفاق می افتد . اگر خودآگاه فرد فعال شود چه بسا فرایند تغییرات خیلی سریعتر شود.
✳️ برای همین ضرورت زندگی اجتماعی ایجاب می کند که انسانها به تدریج مهارت زندگی در کنار افکار متضاد و ناهمگون را کسب کنند ، بتوانند همدیگر را تحمل کنند و به توافق های عملی در چارچوب منافع مشترک راضی باشند.
✅چه بسا که هر دو طرف باید این ظرفیت را در خود ایجاد کنند که در هر مورد بخشی از منافع مطلوب خود را فدا کنند و یاد بگیرند که همیشه رسیدن به همه ی امر دلخواه ممکن نیست.
Forwarded from F R
موبایل و نیایش
✍🏼 بیونگ-چول هان
هر حکومتی ابژههای نیایشی خود را تولید میکند و از آنها برای تحت انقیاد درآوردن استفاده میکند. ابژههای نیایشی باعث ایجاد عادتشدگی و ثبات حکومت میشود. امر نیایشی به معنای تسلیم شدن است. گوشی هوشمند ابژهی دیجیتالی نیایشی است. در واقع اصلیترین ابژهی نیایشی دیجیتالیسازی است. به عنوان دستگاهی برای انقیاد، این گوشیها همچون تسبیح عمل میکنند. تسبیح از منظر قدرتِ در دست بودناش، نوعی تلفن همراه است. در نهایت هر دو برای کنترل و نظارتاند. لایک کردن یعنی ذکرگویی دیجیتال. وقتی دکمهی لایک را فشار میدهیم، خود را در زمینهی تحتسلطه بودن قرار میدهیم.
گوشی هوشمند نه تنها یک دستگاه کارآمد نظارتی است یا اردوگاه کار همهجا حاضر، بلکه یه دستگاه همهجا حاضر برای اعتراف است. اعتراف کردن یکی از تکنیکهای پرکاربرد حاکمیتی است. ما هنوز هم به اعتراف ادامه میدهیم، داوطلبانه. خودمان و زندگی خصوصیمان را در معرض نمایش میگذاریم. با شور و حال و ارادهی آزاد چنین میکنیم. در این روند خواستار بخشودگی نیستیم بلکه توجه میخواهیم.
در ضمن امروز بیشتر از قبل تحت سلطهی فرایندهای الگوریتمی هستیم. رفتار ما بیشتر از قبل تحت کنترل و مورد بازیای قرار دارد که در سطح پیش از آگاهی ما است. ما امروزه در میان ساختارهایی زیست میکنیم که باعث میشود تفکر به شدت دشوار شود، یا حتی تقریبا امکانناپذیر. ما بیشتر از همیشه تحت فرمان فرایندهای خودکار هستیم. از این رو بیشتر از هر روزگاری در تاریخ، این روزها آزادی ما در خطر است.
امروزه ما فکر نمیکنیم. فقط مصرف میکنیم و ارتباط میگیریم. مصرفکنندگان کنش ندارند. پست میگذاریم، لایک میکنیم، به اشتراک میگذاریم، ارتباط میگیریم. جنون ارتباطگیری ما را مسموم میکند ولی مطلقا کنشی نداریم. در صورتی که ما فقط زمانی آزاد هستیم که بتوانیم فکر کنیم و کنش داشته باشیم.
پیش از این که خیلی دیر شود، پیش از این که نتوانیم کاری کنیم، پیش از این که در مقابل فاجعههای پیشرو غرق شویم، باید دست به کنش بزنیم. یعنی جرئت داشته باشیم امر تازه را شروع کنیم.
فراموشمان نشود، کنش، نیازمند تفکر است.
برگرفته از سخنرانی "بیونگ-چول هان" در دانشگاه MOME مجارستان
مترجم: آراز بارسقیان
✍🏼 بیونگ-چول هان
هر حکومتی ابژههای نیایشی خود را تولید میکند و از آنها برای تحت انقیاد درآوردن استفاده میکند. ابژههای نیایشی باعث ایجاد عادتشدگی و ثبات حکومت میشود. امر نیایشی به معنای تسلیم شدن است. گوشی هوشمند ابژهی دیجیتالی نیایشی است. در واقع اصلیترین ابژهی نیایشی دیجیتالیسازی است. به عنوان دستگاهی برای انقیاد، این گوشیها همچون تسبیح عمل میکنند. تسبیح از منظر قدرتِ در دست بودناش، نوعی تلفن همراه است. در نهایت هر دو برای کنترل و نظارتاند. لایک کردن یعنی ذکرگویی دیجیتال. وقتی دکمهی لایک را فشار میدهیم، خود را در زمینهی تحتسلطه بودن قرار میدهیم.
گوشی هوشمند نه تنها یک دستگاه کارآمد نظارتی است یا اردوگاه کار همهجا حاضر، بلکه یه دستگاه همهجا حاضر برای اعتراف است. اعتراف کردن یکی از تکنیکهای پرکاربرد حاکمیتی است. ما هنوز هم به اعتراف ادامه میدهیم، داوطلبانه. خودمان و زندگی خصوصیمان را در معرض نمایش میگذاریم. با شور و حال و ارادهی آزاد چنین میکنیم. در این روند خواستار بخشودگی نیستیم بلکه توجه میخواهیم.
در ضمن امروز بیشتر از قبل تحت سلطهی فرایندهای الگوریتمی هستیم. رفتار ما بیشتر از قبل تحت کنترل و مورد بازیای قرار دارد که در سطح پیش از آگاهی ما است. ما امروزه در میان ساختارهایی زیست میکنیم که باعث میشود تفکر به شدت دشوار شود، یا حتی تقریبا امکانناپذیر. ما بیشتر از همیشه تحت فرمان فرایندهای خودکار هستیم. از این رو بیشتر از هر روزگاری در تاریخ، این روزها آزادی ما در خطر است.
امروزه ما فکر نمیکنیم. فقط مصرف میکنیم و ارتباط میگیریم. مصرفکنندگان کنش ندارند. پست میگذاریم، لایک میکنیم، به اشتراک میگذاریم، ارتباط میگیریم. جنون ارتباطگیری ما را مسموم میکند ولی مطلقا کنشی نداریم. در صورتی که ما فقط زمانی آزاد هستیم که بتوانیم فکر کنیم و کنش داشته باشیم.
پیش از این که خیلی دیر شود، پیش از این که نتوانیم کاری کنیم، پیش از این که در مقابل فاجعههای پیشرو غرق شویم، باید دست به کنش بزنیم. یعنی جرئت داشته باشیم امر تازه را شروع کنیم.
فراموشمان نشود، کنش، نیازمند تفکر است.
برگرفته از سخنرانی "بیونگ-چول هان" در دانشگاه MOME مجارستان
مترجم: آراز بارسقیان
احتضار دریاچه
✍️ محمدحسین ناجی
بزرگترین درس مدنیت جدید این است که برای یک زندگی خوب باید تفکر علمی را پیشه خود ساخت
تفکر علمی یعنی؟
اینکه تا جایی که ممکن است اثرات افعال و کرده های خود را پیشاپیش دید و رفتار خود را بر اساس نتایج و عواقب قابل پیش بینی انتخاب کرد.
مشکل از آنجا آغاز می شود که زنجیره رفتارهای متراکم نتایجی می تواند به بار آورد که به اسانی قابل رؤیت و پیش بینی نیست و فهمیدن آنها نیاز به دانشهای تخصصی زیادی دارد.
مشکل بزرگی که امروز آذربایجان با احتضار عزیزترینش روبرو شده است چیزی نیست که بتوان فکر کرد حتی یک نفر در این کشور آن را آرزو بکند.
این پیشامد فقط از تبعات سیاستگذاری های غیر علمی و بی توجهی به تبعات درازمدت سیاستهایی است که با نیت حل مشکلات روزمره یا صرفا برای عقب نماندن از رقابتهای محلی و ... اعمال شده است
فلانی یک چاه عمیق زده و درآمدش بالا رفته ، من هم مجوز حفر چاه عمیق بگیرم یا اگر مجوز ندادند قاچاقی چاهی بکنم و با رشوه یه جورایی حل و فصلش کنم
در فلان شهرستان سدی زدند ما چرا نباید سد داشته باشیم ما هم مدعی شویم و سدی بزنیم
حکومت هم که برای جلب اعتماد مردم راضی است که سهم ما را بدهد
روزی چشم باز می کنیم و میبینیم دخل و خرج دریاچه اصلا با هم نمی خواند آب رفته به جو باز نمی گردد
حالا بیا و پیدا کن پرتقال فروش را
روزگاری بندر شرفخانه ساحل دریاچه بود ، دیروز با مهندس نیک آیینی به طور اتفاقی هم صحبت شدیم، مهندس شهرسازی بود و از فیلمهایی که از مزارع اطراف شرفخانه و از نسیمی که گندمزارها را به رقص می آورد گرفته بود سخن می گفت دریاچه ای که نسیم مرطوبش هم به تنهایی حیات می آورد.
این بشر قصد جان خودش کرده ، یک قاتل بالفطره شده است که چشمش جز منافع امروزش را نمی بیند و به فردای زمین مادر خویش بی اعتناست.
دریاچه تنها گوشه ناچیزی از جنایتهای اوست، این امر را به فرد یا گروه خاصی تقلیل ندهیم ؛ همه مان شریک این جنایتیم
✍️ محمدحسین ناجی
بزرگترین درس مدنیت جدید این است که برای یک زندگی خوب باید تفکر علمی را پیشه خود ساخت
تفکر علمی یعنی؟
اینکه تا جایی که ممکن است اثرات افعال و کرده های خود را پیشاپیش دید و رفتار خود را بر اساس نتایج و عواقب قابل پیش بینی انتخاب کرد.
مشکل از آنجا آغاز می شود که زنجیره رفتارهای متراکم نتایجی می تواند به بار آورد که به اسانی قابل رؤیت و پیش بینی نیست و فهمیدن آنها نیاز به دانشهای تخصصی زیادی دارد.
مشکل بزرگی که امروز آذربایجان با احتضار عزیزترینش روبرو شده است چیزی نیست که بتوان فکر کرد حتی یک نفر در این کشور آن را آرزو بکند.
این پیشامد فقط از تبعات سیاستگذاری های غیر علمی و بی توجهی به تبعات درازمدت سیاستهایی است که با نیت حل مشکلات روزمره یا صرفا برای عقب نماندن از رقابتهای محلی و ... اعمال شده است
فلانی یک چاه عمیق زده و درآمدش بالا رفته ، من هم مجوز حفر چاه عمیق بگیرم یا اگر مجوز ندادند قاچاقی چاهی بکنم و با رشوه یه جورایی حل و فصلش کنم
در فلان شهرستان سدی زدند ما چرا نباید سد داشته باشیم ما هم مدعی شویم و سدی بزنیم
حکومت هم که برای جلب اعتماد مردم راضی است که سهم ما را بدهد
روزی چشم باز می کنیم و میبینیم دخل و خرج دریاچه اصلا با هم نمی خواند آب رفته به جو باز نمی گردد
حالا بیا و پیدا کن پرتقال فروش را
روزگاری بندر شرفخانه ساحل دریاچه بود ، دیروز با مهندس نیک آیینی به طور اتفاقی هم صحبت شدیم، مهندس شهرسازی بود و از فیلمهایی که از مزارع اطراف شرفخانه و از نسیمی که گندمزارها را به رقص می آورد گرفته بود سخن می گفت دریاچه ای که نسیم مرطوبش هم به تنهایی حیات می آورد.
این بشر قصد جان خودش کرده ، یک قاتل بالفطره شده است که چشمش جز منافع امروزش را نمی بیند و به فردای زمین مادر خویش بی اعتناست.
دریاچه تنها گوشه ناچیزی از جنایتهای اوست، این امر را به فرد یا گروه خاصی تقلیل ندهیم ؛ همه مان شریک این جنایتیم
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -یازده
✍️محمدحسین ناجی
🔵 عامل مهم معرفتی باور: تجربه های شخصی
📌 پیشتر گفتیم که ما باور را معمولا یک حالت ذهنی معطوف به صدق می دانیم که متعلقش گزاره ها (و اظهارها و قضیه ها) هستند.
📌 در این شماره می خواهیم باور را کمی بیشتر گسترش دهیم و متعلق آن را فقط گزاره ها ندانیم.
مفاد و معنای این ادعا چنین خواهد بود که باورها حتی می توانند بدون وجود زبان هم محقق شوند.
⭕️ شما انسانی را تصور کنید که به واسطه ی ناشنوا بودن لال هم شده است یعنی از شنیدن کلمات و فهمیدن معنای آنها عاجز بوده و نمی تواند با دیگر انسانها رابطه کلامی برقرار کند.
اما این انسان می داند که مثلا نمک شور است ، آب موجب خیسی می شود و خوردن نان او را سیر می کند.
🔅 طبق تعریف باور می توانیم بگوییم که چون این فرد می داند که نمک شور است پس او به شور بودن نمک باور دارد. و باور دارد که خوردن نان سیرش می کند و خوردن آب سیرابش .
✅ پس باور حتی بدون وجود الفاظ و کلمات می تواند بی واسطه بین معانی ایجاد شود .
💠 این فرد با دیدن مکرر آب و نان معنایی خیالی از آب و نان در ذهنش حاصل می شود و همچنان معنایی از گرسنگی و سیری و تشنگی و سیرابی و بر اثر تجربیات شخصی خودش پیوندی بین خوردن آب و سیرابی و خوردن نان و سیری ایجاد می شود و به درستی این رابطه باور می رساند.
💠 معلومات حیوانات ( قدرمتیقن حیوانات دارای سیستم عصبی متمرکز)هم از این نوع است . گربه هم چنین باورهایی در مورد خوردن گوشت و آب دارد .
✅ پس می توان نتیجه گرفت که بدون وجود الفاظ و واژه ها انسان می تواند همچنان دارای باور باشد.
🔰 گرچه همچنان می توان ادعا کرد که هر باوری این قابلیت را دارد که توسط گزاره ها بیان و نقل شود یعنی هر باوری می تواند به یک گزاره ترجمه و تبدیل شود اکر در اصل یک گزاره نبوده باشد.
🔆 نکته ی مهمتر این است که اینگونه باورها ضرورتا باورهای شخصی و جزئی نیستند یعنی صرفا در مورد یک چیز مشخص نیستند.
♦️ یعنی وقتی گربه پس از چندین تجربه شخصی یا به تقلید از مادر آب خورد و اثرش را در وجودش تجربه کرد باورش صرف در مورد آبی نیست که خورده است بلکه مثل ما انسانها می تواند باوری داشته باشد در مورد هرچیزی با مشخصات ظاهری آب
به این معنا که وقتی تشنه شد در برخورد با اولین چیزی که به شکل آبی بود که قبلا خورده بود ، بر اساس تجربه قبلی اثدام به خوردنش می کند یعنی باورش به اینکه آب سیراب می کند شامل تمام آبهایی می شود که تاکنون تجربه نکرده است.
🔵پس می توانیم نتیجه بگیریم که یکی دیگر از عواملی که در وجود انسان باور می سازد ، تجربه هایی است که با اشیا و موجودات دیگر از طریق حواسش کسب می کند.🔵
✍️محمدحسین ناجی
🔵 عامل مهم معرفتی باور: تجربه های شخصی
📌 پیشتر گفتیم که ما باور را معمولا یک حالت ذهنی معطوف به صدق می دانیم که متعلقش گزاره ها (و اظهارها و قضیه ها) هستند.
📌 در این شماره می خواهیم باور را کمی بیشتر گسترش دهیم و متعلق آن را فقط گزاره ها ندانیم.
مفاد و معنای این ادعا چنین خواهد بود که باورها حتی می توانند بدون وجود زبان هم محقق شوند.
⭕️ شما انسانی را تصور کنید که به واسطه ی ناشنوا بودن لال هم شده است یعنی از شنیدن کلمات و فهمیدن معنای آنها عاجز بوده و نمی تواند با دیگر انسانها رابطه کلامی برقرار کند.
اما این انسان می داند که مثلا نمک شور است ، آب موجب خیسی می شود و خوردن نان او را سیر می کند.
🔅 طبق تعریف باور می توانیم بگوییم که چون این فرد می داند که نمک شور است پس او به شور بودن نمک باور دارد. و باور دارد که خوردن نان سیرش می کند و خوردن آب سیرابش .
✅ پس باور حتی بدون وجود الفاظ و کلمات می تواند بی واسطه بین معانی ایجاد شود .
💠 این فرد با دیدن مکرر آب و نان معنایی خیالی از آب و نان در ذهنش حاصل می شود و همچنان معنایی از گرسنگی و سیری و تشنگی و سیرابی و بر اثر تجربیات شخصی خودش پیوندی بین خوردن آب و سیرابی و خوردن نان و سیری ایجاد می شود و به درستی این رابطه باور می رساند.
💠 معلومات حیوانات ( قدرمتیقن حیوانات دارای سیستم عصبی متمرکز)هم از این نوع است . گربه هم چنین باورهایی در مورد خوردن گوشت و آب دارد .
✅ پس می توان نتیجه گرفت که بدون وجود الفاظ و واژه ها انسان می تواند همچنان دارای باور باشد.
🔰 گرچه همچنان می توان ادعا کرد که هر باوری این قابلیت را دارد که توسط گزاره ها بیان و نقل شود یعنی هر باوری می تواند به یک گزاره ترجمه و تبدیل شود اکر در اصل یک گزاره نبوده باشد.
🔆 نکته ی مهمتر این است که اینگونه باورها ضرورتا باورهای شخصی و جزئی نیستند یعنی صرفا در مورد یک چیز مشخص نیستند.
♦️ یعنی وقتی گربه پس از چندین تجربه شخصی یا به تقلید از مادر آب خورد و اثرش را در وجودش تجربه کرد باورش صرف در مورد آبی نیست که خورده است بلکه مثل ما انسانها می تواند باوری داشته باشد در مورد هرچیزی با مشخصات ظاهری آب
به این معنا که وقتی تشنه شد در برخورد با اولین چیزی که به شکل آبی بود که قبلا خورده بود ، بر اساس تجربه قبلی اثدام به خوردنش می کند یعنی باورش به اینکه آب سیراب می کند شامل تمام آبهایی می شود که تاکنون تجربه نکرده است.
🔵پس می توانیم نتیجه بگیریم که یکی دیگر از عواملی که در وجود انسان باور می سازد ، تجربه هایی است که با اشیا و موجودات دیگر از طریق حواسش کسب می کند.🔵
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -دوازده
✍️ محمدحسین ناجی
⭕️ باورهای غیرگزاره ای
💠 از جمله مهمترین باورهایی که به شکل غیرگزاره ای در ما تشکیل می شوند مهارتها هستند.
📌معرفت شناسان به وقت تعریف معرفت سه نوع معرفت را از هم تفکیک می کنند.
می گویند :
♠️ دانسته های انسان یا از جنس گزاره هستند ؛ همانهایی که می توان آنها را در قالب جملات خبری بیان کرد. آنهایی که بعد از عبارت (می دانم که:...) گفته می شوند.
مثل می دانم که: زاده ی تبریزم
♥️ یا از جنس معرفت از راه آشنایی هستند؛ آنهایی که ما وقتی از آنها صحبت می کنیم ، آن موارد را پس از فعل( شناختن ) ذکر می کنیم.
مثلا می گوییم که: من دریاچه ارومیه را می شناسم
☑️اینها گرچه به وقت توضیح تفصیلی می توانند به شکل گزاره هایی در قالب جملات خبری بیان شوند اما خودشان از جنس گزاره نیستند.
🔵 اینها هم بخشی از باورهای ما هستند که در مسیر عمل و رفتار قرار می گیرند .
برای مثال وقتی شما کلید ساز سر کوچه را می شناسید ، اگر نیاز به تکثیر کلیدی داشتید بلافاصله آن باور شما را به مسیر آن کلید ساز می کشاند یعنی باور دارید که فردی مغازه ای سر کوچۀ شما دارد که می تواند نیاز به تکثیر کلید را برآورد.
🟣 این نوع معرفت یکی از پیچیده ترین مکانیزمهایی است که ذهن ما برای برآوردن نیازهای فردی و گروهی خویش به دست آورده است.
📌 برخی از دانشمندان بر این باورند که این نوع معرفت به شکل نقشه هایی شبیه نقشه های جغرافیایی در ذهن انسان و حیوانات شکل می گیرد بسان نقشه هایی که فن آوری جی پی اس برای انسان فراهم کرده است هر چیزی در موقعیت جغرافیایی خودش در ذهن حیوانات درج می شود و برای همین است که پیدا کردن مسیر برای حیوانات کار چندان سختی نیست.
حیوان می داند که کدام گیاه در کدام نقطه فراوان یافت می شود و کدام صید در کجا لانه کرده است و در کجا خطری در کمینش می تواند باشد.
♣️ دسته سوم از معرفت مهارتها هستند آنهایی که ما آنها را با عنوان ( بلد هستم ) می شناسیم.
🟤 این دسته از معرفت پیچیده ترین شکلهای معرفت هستند که به طرز خارق العاده ای در جهت حل مشکلات تمام حیوانات از جمله انسان کار برد دارد.
🟢 اگر یک بار با سلوموشن و حرکت آهسته لحظه شکار شیر را تماشا کنید خواهید دید که چه محاسبات ریاضی دقیقی از سرعت و واکنشهای گوزن مورد شکارش دارد و می داند که در چه فاصله ای از او باید اقدام به حمله کند که بتواند با توجه به سرعت اولیه اش مانع از فرار گوزن شود ، از کجای بدن او باید در چه زاویه ای چنگ زند که او را بر زمین زند و از کدام نقطه ی گلویش باید فشار دهد که آن را در کمترین زمان خفه کند.
اگر به محاسبات ریاضی که حتی یک مگس در پروازش و فرار از چنگ شما دارد دقت کنید پیچیدگی این نوع معرفت بیشتر آشکار خواهد شد.
همه این محاسبات گرچه به شکل گزاره های ریاضی در ذهن شیر حاصل نمی شوند اما مطمئنا قابل تحویل و تحلیل به گزاره ها هستند.
🔴 اگر شما از مسی یا رونالدو سوال کنید که وقت دریبل زدن حرکت فریب دهنده ی بدن با چه زاویه ای انجام می دهی که هم فریبنده باشد و هم تعادلت حفظ شود ممکن است نتواند پاسخ گزاره ای بدهد اما ناخودآگاه به شکل کاملا پیچیده ای این معادلات را خوب می داند. دلیلش این است که این معادلات در ذهن وی به شکل گزاره ای نیست.
اما یک مربی با تحلیل رفتار مسی می تواند تمام این جزئیات را تشریح کند و از همینجاست که تمریناتش را انتخاب می کند و به تقویت عضلات حاصی از بدن بازیکنانش می پردازد.
یعنی این فرصت را داشته است که آن دانسته ها را به شکل گزاره ای تحویل و تحلیل کند.
✍️ محمدحسین ناجی
⭕️ باورهای غیرگزاره ای
💠 از جمله مهمترین باورهایی که به شکل غیرگزاره ای در ما تشکیل می شوند مهارتها هستند.
📌معرفت شناسان به وقت تعریف معرفت سه نوع معرفت را از هم تفکیک می کنند.
می گویند :
♠️ دانسته های انسان یا از جنس گزاره هستند ؛ همانهایی که می توان آنها را در قالب جملات خبری بیان کرد. آنهایی که بعد از عبارت (می دانم که:...) گفته می شوند.
مثل می دانم که: زاده ی تبریزم
♥️ یا از جنس معرفت از راه آشنایی هستند؛ آنهایی که ما وقتی از آنها صحبت می کنیم ، آن موارد را پس از فعل( شناختن ) ذکر می کنیم.
مثلا می گوییم که: من دریاچه ارومیه را می شناسم
☑️اینها گرچه به وقت توضیح تفصیلی می توانند به شکل گزاره هایی در قالب جملات خبری بیان شوند اما خودشان از جنس گزاره نیستند.
🔵 اینها هم بخشی از باورهای ما هستند که در مسیر عمل و رفتار قرار می گیرند .
برای مثال وقتی شما کلید ساز سر کوچه را می شناسید ، اگر نیاز به تکثیر کلیدی داشتید بلافاصله آن باور شما را به مسیر آن کلید ساز می کشاند یعنی باور دارید که فردی مغازه ای سر کوچۀ شما دارد که می تواند نیاز به تکثیر کلید را برآورد.
🟣 این نوع معرفت یکی از پیچیده ترین مکانیزمهایی است که ذهن ما برای برآوردن نیازهای فردی و گروهی خویش به دست آورده است.
📌 برخی از دانشمندان بر این باورند که این نوع معرفت به شکل نقشه هایی شبیه نقشه های جغرافیایی در ذهن انسان و حیوانات شکل می گیرد بسان نقشه هایی که فن آوری جی پی اس برای انسان فراهم کرده است هر چیزی در موقعیت جغرافیایی خودش در ذهن حیوانات درج می شود و برای همین است که پیدا کردن مسیر برای حیوانات کار چندان سختی نیست.
حیوان می داند که کدام گیاه در کدام نقطه فراوان یافت می شود و کدام صید در کجا لانه کرده است و در کجا خطری در کمینش می تواند باشد.
♣️ دسته سوم از معرفت مهارتها هستند آنهایی که ما آنها را با عنوان ( بلد هستم ) می شناسیم.
🟤 این دسته از معرفت پیچیده ترین شکلهای معرفت هستند که به طرز خارق العاده ای در جهت حل مشکلات تمام حیوانات از جمله انسان کار برد دارد.
🟢 اگر یک بار با سلوموشن و حرکت آهسته لحظه شکار شیر را تماشا کنید خواهید دید که چه محاسبات ریاضی دقیقی از سرعت و واکنشهای گوزن مورد شکارش دارد و می داند که در چه فاصله ای از او باید اقدام به حمله کند که بتواند با توجه به سرعت اولیه اش مانع از فرار گوزن شود ، از کجای بدن او باید در چه زاویه ای چنگ زند که او را بر زمین زند و از کدام نقطه ی گلویش باید فشار دهد که آن را در کمترین زمان خفه کند.
اگر به محاسبات ریاضی که حتی یک مگس در پروازش و فرار از چنگ شما دارد دقت کنید پیچیدگی این نوع معرفت بیشتر آشکار خواهد شد.
همه این محاسبات گرچه به شکل گزاره های ریاضی در ذهن شیر حاصل نمی شوند اما مطمئنا قابل تحویل و تحلیل به گزاره ها هستند.
🔴 اگر شما از مسی یا رونالدو سوال کنید که وقت دریبل زدن حرکت فریب دهنده ی بدن با چه زاویه ای انجام می دهی که هم فریبنده باشد و هم تعادلت حفظ شود ممکن است نتواند پاسخ گزاره ای بدهد اما ناخودآگاه به شکل کاملا پیچیده ای این معادلات را خوب می داند. دلیلش این است که این معادلات در ذهن وی به شکل گزاره ای نیست.
اما یک مربی با تحلیل رفتار مسی می تواند تمام این جزئیات را تشریح کند و از همینجاست که تمریناتش را انتخاب می کند و به تقویت عضلات حاصی از بدن بازیکنانش می پردازد.
یعنی این فرصت را داشته است که آن دانسته ها را به شکل گزاره ای تحویل و تحلیل کند.
☘️🌺🍀🌸🌲
117 سال (3*13*3 سال ) از انقلاب مشروطیت روز تولد حاکمیت قانون در ایران گذشت.
به امید آنکه این کشور حق خویش را در حاکمیت قانون عرفی به دست آورد.
☘️🌺🍀🌸🌲
117 سال (3*13*3 سال ) از انقلاب مشروطیت روز تولد حاکمیت قانون در ایران گذشت.
به امید آنکه این کشور حق خویش را در حاکمیت قانون عرفی به دست آورد.
☘️🌺🍀🌸🌲
🔹 چرا انقلاب مشروطه از انقلاب اسلامی مهم تر است؟
✍️ مهران صولتی
☘️ چهاردهم مرداد ماه هر سال یادمان پیروزی انقلاب مشروطه است. اینک اما با گذشت یکصد و هفده سال از آن رویداد سترگ به نظر می رسد که زمان برای سنجش ابعاد گوناگون آن بیش از هر زمان دیگری مناسب باشد. انقلابی که اگر چه از منظر سیاسی ناکام ماند و نتوانست تداوم خود را با حفظ اهداف اولیه سپری کند ولی تاثیراتی ماندگار بر فرهنگ و سیاست ایران زمین در روزگار مدرن به جای گذاشت. از همین رو می توان در افق امروز و چهاردهه پس از پیروزی بدیل اش؛ انقلاب اسلامی، دستاوردهای آن را به داوری نشست. مقایسه ای که می تواند برای نگریستن دقیق تر نسبت به مسیری که پیموده ایم مفید باشد:
✅ نگاه واقع بینانه به مولفه های پیشرفت: روشنفکران مشروطه خواه از همان ابتدا درد و درمان را خوب شناختند. اینکه راز عقب ماندگی تاریخی کشور در فقدان حاکمیت " یک کلمه" یا همان قانون نهفته است. روشن بود که با بی نظمی ناشی از رفتار استبدادی و پیش بینی ناپذیر پادشاه هرگز نمی توان در مسیر پیشرفت حرکت کرد. بنابراین در ابتدا باید توافقی عام به نام قانون وجود داشته باشد که بتوان از آن به مثابه چارچوبی برای نظم پذیر کردن رفتار حاکمان بهره برد. این در حالی است که مساله اصلی در شکل گیری انقلاب اسلامی، سودای آفرینش نظمی جدید به جای تلاش برای حاکمیت قانون بود.
✅ ضرورت محدود شدن اختیارات حکومت: به روایتی سیاست مدرن زمانی شکل گرفت که پرسش بنیادین؛ چه کسی باید حکومت کند؟ به پرسش اساسی؛ چگونه باید حکومت کرد؟ تبدیل شد. مطالعات مشروطه پژوهان هم نشان می دهد که دغدغه مهم در پیدایش مشروطیت کندوکاو در چگونگی حکومت بود فارغ از اینکه چه کسی باید حکومت کند. حال آنکه در انقلاب اسلامی که حدود هفتاد سال بعد اتفاق افتاد مجددا روشنفکران از این امر پرسش می کردند که چه کسی باید حکومت کند؟ بنابراین آشکارا دغدغه توزیع دموکراتیک قدرت به حاشیه رفت و حکمرانی جنبه ای متمرکز و رویایی یافت.
✅ چیرگی فرهنگ بر سیاست: انقلاب مشروطه محصول تلاش ده ها ساله روشنفکران در اثبات حقوق بشر، مزایای تجدد و حاکمیت قانون بود. به طور مثال روشنفکری مانند طالبوف برداشتی ژرف از مبانی تجدد داشت و حقوق را مبنای قانون می دانست. همچنین آزادی را هدف می پنداشت نه ابزار! از این منظر انقلاب مشروطه کاملا به جنبش روشنگری در اروپا شبیه است. اما در انقلاب اسلامی بر خلاف فرهنگ، شاهد سیطره سیاست بر افکار عمومی بودیم. گفتمان حقوق بشر توسط روشنفکران چپ، بورژوایی و مردود شمرده شد و طراحی جامعه ایده آل با درونمایه خوانش مارکسیستی از اسلام به سکه رایج جامعه تبدیل شد.
✅ شناخت واقعی از مسائل زمانه: روشنفکران عصر مشروطه برداشتی واقع بینانه از مسائل و مشکلات عدیده دوران خود داشتند؛ فقر، ناکارآمدی، استبداد، فقدان حاکمیت قانون، تمرکز قدرت و ... در زمره علل عقب ماندگی تلقی می شدند. همین امر هم موجب جدی انگاشتن اصلاحاتی شد که خود را نهایتا در قامت انقلاب به نمایش گذاشت. اما روشنفکران نیمه دوم دوره پهلوی با تسلیم شدن به سودای" بومی گرایی" به دنبال ایجاد جامعه ای مستقل و بدون کمترین وابستگی بودند. استقلالی که در سال های بعد به انزوا ترجمه شد. بنابراین مسائل اصلی جامعه همچون توسعه نامتوازن، پیامدهای اصلاحات ارضی، افزایش سهم نفت در اقتصاد، و فرمایشی شدن نهادهای مشروطه به حاشیه رانده شده و جای خود را به مسائلی همچون چگونگی رقابت با رشد مارکسیسم در دانشگاه ها و مقابله با افزایش مصرف گرایی شهری و تبلیغات باستان گرایانه دادند.
🔹 نکته پایانی: ایرانیان از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی راهی طولانی را پیموده اند. مسیری پر فراز و فرود از مشروطه طلبی تا جمهوری خواهی! مقایسه دوره هایی از این دست در بستر نوعی جامعه شناسی تاریخی می تواند به سهم خود در خروج از بن بست های سیاسی کنونی مهم تلقی شود. بدون تردید بازخوانی گذشته در افق مسائل امروز می تواند آینده ای بهتر را به ارمغان آورد.
✍️ مهران صولتی
☘️ چهاردهم مرداد ماه هر سال یادمان پیروزی انقلاب مشروطه است. اینک اما با گذشت یکصد و هفده سال از آن رویداد سترگ به نظر می رسد که زمان برای سنجش ابعاد گوناگون آن بیش از هر زمان دیگری مناسب باشد. انقلابی که اگر چه از منظر سیاسی ناکام ماند و نتوانست تداوم خود را با حفظ اهداف اولیه سپری کند ولی تاثیراتی ماندگار بر فرهنگ و سیاست ایران زمین در روزگار مدرن به جای گذاشت. از همین رو می توان در افق امروز و چهاردهه پس از پیروزی بدیل اش؛ انقلاب اسلامی، دستاوردهای آن را به داوری نشست. مقایسه ای که می تواند برای نگریستن دقیق تر نسبت به مسیری که پیموده ایم مفید باشد:
✅ نگاه واقع بینانه به مولفه های پیشرفت: روشنفکران مشروطه خواه از همان ابتدا درد و درمان را خوب شناختند. اینکه راز عقب ماندگی تاریخی کشور در فقدان حاکمیت " یک کلمه" یا همان قانون نهفته است. روشن بود که با بی نظمی ناشی از رفتار استبدادی و پیش بینی ناپذیر پادشاه هرگز نمی توان در مسیر پیشرفت حرکت کرد. بنابراین در ابتدا باید توافقی عام به نام قانون وجود داشته باشد که بتوان از آن به مثابه چارچوبی برای نظم پذیر کردن رفتار حاکمان بهره برد. این در حالی است که مساله اصلی در شکل گیری انقلاب اسلامی، سودای آفرینش نظمی جدید به جای تلاش برای حاکمیت قانون بود.
✅ ضرورت محدود شدن اختیارات حکومت: به روایتی سیاست مدرن زمانی شکل گرفت که پرسش بنیادین؛ چه کسی باید حکومت کند؟ به پرسش اساسی؛ چگونه باید حکومت کرد؟ تبدیل شد. مطالعات مشروطه پژوهان هم نشان می دهد که دغدغه مهم در پیدایش مشروطیت کندوکاو در چگونگی حکومت بود فارغ از اینکه چه کسی باید حکومت کند. حال آنکه در انقلاب اسلامی که حدود هفتاد سال بعد اتفاق افتاد مجددا روشنفکران از این امر پرسش می کردند که چه کسی باید حکومت کند؟ بنابراین آشکارا دغدغه توزیع دموکراتیک قدرت به حاشیه رفت و حکمرانی جنبه ای متمرکز و رویایی یافت.
✅ چیرگی فرهنگ بر سیاست: انقلاب مشروطه محصول تلاش ده ها ساله روشنفکران در اثبات حقوق بشر، مزایای تجدد و حاکمیت قانون بود. به طور مثال روشنفکری مانند طالبوف برداشتی ژرف از مبانی تجدد داشت و حقوق را مبنای قانون می دانست. همچنین آزادی را هدف می پنداشت نه ابزار! از این منظر انقلاب مشروطه کاملا به جنبش روشنگری در اروپا شبیه است. اما در انقلاب اسلامی بر خلاف فرهنگ، شاهد سیطره سیاست بر افکار عمومی بودیم. گفتمان حقوق بشر توسط روشنفکران چپ، بورژوایی و مردود شمرده شد و طراحی جامعه ایده آل با درونمایه خوانش مارکسیستی از اسلام به سکه رایج جامعه تبدیل شد.
✅ شناخت واقعی از مسائل زمانه: روشنفکران عصر مشروطه برداشتی واقع بینانه از مسائل و مشکلات عدیده دوران خود داشتند؛ فقر، ناکارآمدی، استبداد، فقدان حاکمیت قانون، تمرکز قدرت و ... در زمره علل عقب ماندگی تلقی می شدند. همین امر هم موجب جدی انگاشتن اصلاحاتی شد که خود را نهایتا در قامت انقلاب به نمایش گذاشت. اما روشنفکران نیمه دوم دوره پهلوی با تسلیم شدن به سودای" بومی گرایی" به دنبال ایجاد جامعه ای مستقل و بدون کمترین وابستگی بودند. استقلالی که در سال های بعد به انزوا ترجمه شد. بنابراین مسائل اصلی جامعه همچون توسعه نامتوازن، پیامدهای اصلاحات ارضی، افزایش سهم نفت در اقتصاد، و فرمایشی شدن نهادهای مشروطه به حاشیه رانده شده و جای خود را به مسائلی همچون چگونگی رقابت با رشد مارکسیسم در دانشگاه ها و مقابله با افزایش مصرف گرایی شهری و تبلیغات باستان گرایانه دادند.
🔹 نکته پایانی: ایرانیان از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی راهی طولانی را پیموده اند. مسیری پر فراز و فرود از مشروطه طلبی تا جمهوری خواهی! مقایسه دوره هایی از این دست در بستر نوعی جامعه شناسی تاریخی می تواند به سهم خود در خروج از بن بست های سیاسی کنونی مهم تلقی شود. بدون تردید بازخوانی گذشته در افق مسائل امروز می تواند آینده ای بهتر را به ارمغان آورد.
Forwarded from دوستان لطفاً لفت ندین بزودی مشکل حل میشه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#همایون_شجریان
نام قطعه: #بیدار_شو
این قطعه با حمایت پی پاد تقدیم دوستداران می شود
آواز: همایون شجریان
آهنگساز : علی قمصری
شعر : مولانا
تار : علی قمصری
سازهای کوبه ای : مصباح قمصری
ویلنسل : مهرداد عالمی
دف : حسین رضایی نیا
هم آوایان :
مریم ابراهیم پور
سهیل رجب
محمدرضا صفی
شهرام رکوعی
صابر جعفری
جمیله پولادیها
فریبا اسدی
شیما حکیمی
ضبط سازها و کر : مصباح قمصری
ضبط آواز : استودیو صبا ، رضا عابدینی و غلامرضا صادقی
میکس و مسترینگ : غلامرضا صادقی
عکس و طراح کاور : الکت استودیو
✅ @HomayonShajarian
نام قطعه: #بیدار_شو
این قطعه با حمایت پی پاد تقدیم دوستداران می شود
آواز: همایون شجریان
آهنگساز : علی قمصری
شعر : مولانا
تار : علی قمصری
سازهای کوبه ای : مصباح قمصری
ویلنسل : مهرداد عالمی
دف : حسین رضایی نیا
هم آوایان :
مریم ابراهیم پور
سهیل رجب
محمدرضا صفی
شهرام رکوعی
صابر جعفری
جمیله پولادیها
فریبا اسدی
شیما حکیمی
ضبط سازها و کر : مصباح قمصری
ضبط آواز : استودیو صبا ، رضا عابدینی و غلامرضا صادقی
میکس و مسترینگ : غلامرضا صادقی
عکس و طراح کاور : الکت استودیو
✅ @HomayonShajarian