خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
494 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
خرد سنجشگر pinned «🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -شش ✍🏼 محمدحسین ناجی گفتیم که اولین تجربیات انسان در دوران کودکی به دو مرحله تقسیم می شود: 📌دوره ی قبل از آشنایی با زبان 📌دوره ی بعد از آشنایی با زبان ✔️ فصل زبان هم دوره ی رشد و گسترش ابعاد وجودی انسان است و هم آغاز انحراف وی از…»
🔳سرخوردگی و یأس اجتماعی🔳

جوامع هم مثل انسانها حیات دارند و نفس می کشند و تلاش می کنند و گاهی هم شکست می خورند

روشن است که مراد از این سخن این نیست که حیاتی مستقل از انسانها ی عضو دارند و برای خود وجودی جدا و متفاوت دارند

اما هر جامعه ای از آن حیث که در معرض اتفاقات واحدی قرار می گیرند و مثلا اگر جنگی بین آن جامعه و کشوری دیگر درگیرد همه افراد آن جامعه در معرض آثار و تبعات آن جنگ قرار می گیرند ، اثرات مشابهی از آن واقعه در جان انسانهای عضو ظاهر می شود و از آن حیث می توان آن جامعه را به عنوان یک کل حقیقی مورد بررسی قرار داد

به نظر می رسد که خیزش سال پیش نسل نو در اعتراض به محدودیت های اجتماعی که در کشورمان اعمال می شود و از نظر اکثر جوانان و نوجوانان ناموجه است و خلاف موازین پذیرفته شده حقوق بشر ، و برخورد خشن و غیرقابل پذیرش جناح تندرو حاکمیت و آسیبهای جسمی و روانی زیادی که از این برخوردها حاصل شد سبب نوعی سرخوردگی عمیق بین اکثر نیروهای فعال مدنی شده است و کل جامعه از این شرایط دچار آسیبهای غیرقابل ترمیم خواهد شد.

متأسفانه حاکمیت گمان می کند که می تواند به هر قیمتی خواستهای خود را به یک ملت تحمیل کند و نمی داند که زور و تحمیل حتی اگر برای مدتی بتواند مردم را رام کند اما در درازمدت آنچه پیروز نبرد اجتماعی است خواست اکثریت است.
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -هفت

✍🏼 محمدحسین ناجی

تکرار به عنوان یک عامل غیرمعرفتی تولید باور

🔰 تا به حال از خودتان سوال کرده اید که چرا بنگاههای تولیدی این همه پول خرج می کنند تا کالایشان در رسانه ها تبلیغ شود؟ ان هم نه یک بار و دو بار بلکه به صورت تکرار های مکرر

📌 به لحاظ معرفتی معرفی کالا شرط لازم فروش کالاست. برای اینکه انسانها کالایی را بخرند طبیعی است که باید از وجود چنین کالایی باخبر شوند اما وقتی این کالا در ویترین فروشگاهها قرار گیرد خریدار خواهی نخواهی در مراجعه به فروشگاه آن را خواهد دید پس برای نمایش مکرر آن در رسانه ها اعم از تلویزیون و سایتها و شبکه های اجتماعی عامل موثر دیگری لازم است.

🟢آن عامل همان تکرار است.

📌نکته اساسی در این مساله این است که باورها شدت و ضعف می پذیرند یعنی هر باوری نسبت به باور دیگر می تواند قویتر یا ضعیفتر باشد و یکی از عوامل قویتر شدن یک باور تکرار آن است.

هر باری که یک باور از طریق شنوایی یا بینایی تکرار می شود در ذهن ما ریشه دارتر می شود و اثرات عملی اش بیشتر می شود

📌 به هنگام مراجعه خریدار به فروشگاه و مشاهده انواع کالاها ، کالایی که بارها و بارها در تلویزیون تبلیغ شده است ، در ذهن خریدار بولد می شود و گویی چراغ چشمک زنی بر روی آن نصب شده است، خریدار ناخودآگاه دستش به طرف آن کالا می رود و آن را انتخاب می کند.
حال آنکه از لحاظ معرفت شناسی تکرار یک گزاره هرگز به درست بودنش چیزی نمی افزاید.

❇️ مساله تکرار یکی از مهمترین عوامل غیرمعرفتی دخیل در معرفت است و دقیقا بر این اساس است که یکی از بخشهای مهم هر حکومتی بخش ارشاد و رسانه آن است.
آنها دریافته اند که با تکرار یک مطلب حتی نادرست و بلکه دروغ می توان آن را در ذهن اکثریت کاشت
پس وقتی می گوییم که فرهنگ جامعه یکی از جبرهای غیرقابل حذف و غیرقابل اجتناب هر انسانی است و شخصیت اولیه هر فرد به طور جبری حاصل می شود ، یکی از علل آن همین عامل تکرار است.

🟢 انسانها از همان آغاز آشنایی با زبان هر روزه در معرض هزاران گزاره هستند که در محیط زندگی تکرار می شود و این گزاره های تکراری به عنوان حقیقت در ذهن کودک کاشته می شود و تا به مرز خودآگاهی می رسد از فردیت خود آن را می یابد که محیطش به او تحمیل کرده است.
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -هشت

✍🏼 محمدحسین ناجی

✳️اثر تأیید: روی دیگر سکۀ تکرار

📌 گفتیم که تکرار یک گزاره هم در پیدایش یک باور به آن گزاره و هم در تقویت و ریشه دار شدن آن سببیت دارد .
📌روی اصلی سکۀ تکرار نقش غیر معرفتی آن در تشکیل باور است و صرفا با ساختار روانی ما ارتباط دارد.

📌 اما یک جنبه ی معرفتی هم می توان برای آن در نظر گرفت و آن وقتی است که گزاره از سوی افراد متفاوت تکرار شود.
وقتی کسی سخنی را از فردی می شنود درجه ای از احتمال درستی در ذهن وی حاصل می شود، وقتی فرد دیگری همان گزاره را بر زبان آورد این احتمال کمی بیشتر می شود و با بیشتر و بیشتر شدن افرادی که بر درستی یک گزاره صراحتا یا به طور ضمنی اذعان می کنند این احتمال بیشتر و بیشتر می شود و باور فرد به درستی یک گزاره تشدید می شود به طوری که بعد از این مرحله می تواند هر فردی که خلاف آن را مدعی شد خطاکار بداند.
این رویه ی تکرار را می توان اثر تأیید نامید.

✳️ اثر تأیید در مورد گزاره های مشاهدتی هم وجود دارد.

📌 تجربه هایی وجود دارد که خود فرد به دلایل متعددی نمی تواند در مشاهده ی یک واقعه شرکت کند، برای مثال بسیاری از گزارشهایی که در مورد رفتار الکترونها یا اتمها نوشته یا بیان می شود نیازمند آزمایشگاهها و دستگاههای الکترونیکی خاصی است و هر کسی نمی تواند آنها را مشاهده کند ، ازینرو در مورد آن گزاره ها هم اثر تأیید وجود دارد هرچه این گزارشها از سوی افراد بیشتری نقل شود باور انسان به درستی گزاره بیشتر می شود و همین امر راه را برای برخی فراواقعیتها باز می کند یعنی به لحاظ نظری این امکان وجود دارد که چیزی را نیست از طریق یک سیستم رسانه ای قدرتمند به عنوان واقعیت به دیگران قالب کرد.

✳️ این امر در مورد گزاره های تاریخی هم صادق است.

گزاره های تاریخی گزاره هایی هستند که از یک حادثۀ مشخص که تکرار آن ممکن نیست و در مورد انسانهای خاص و زمان و مکان خاص گزارش می دهند ؛
📌 دیگر انسانهایی که در یک حادثه حضور نداشته اند دیگر راهی برای تجربه ی حضوری آن ندارند و تنها می توانند آن را از روایت دیگران بشنوند یا ببینند ( در مواردی که عکس یا فیلمی از آن وجود دارد)

📌 روشن است که روایت دیگران هرچقدر هم دقیق باشد و صادقانه بیان شده باشد از پرسپکتیو و زاویه ی نگرش خاصی روایت می شود در تمام گزاره های تاریخی، هم در مورد صحت گزاره و هم دقتش قاعده ی اثر تأیید دخیل است و هرچه تعداد افراد بیشتر شود ذهن انسان به سمت و سوی قبول آن خبر میل می کند.
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -نه

✍🏼 محمدحسین ناجی

🔳بررسی اثر مناسک و مراسم محرم در باورسازی

✔️ یکی از مهمترین عوامل غیرمعرفتی( روانی) شکل گیری باور مراسم سنتی و آیینی است که در یک جامعه ( بویژه جامعه های بسته) به طور مرتب برگزار می شود.

✔️ به مناسبت این روزها بد نیست این مطلب را در مورد مراسم عزاداری که در دهه محرم بخصوص روزهای تاسوعا و عاشورا در اکثر شهرها و روستاهای کشورمان برگزار می شود بررسی کنیم.

✔️ این دو روز سالهای مدید است که تعطیل رسمی اعلام شده اند.

✔️ در این روزها کشور مملو است از عزاداری به شکلهای مختلف اعم از نوحی خوانی ، سینه زنی ، زنجیر زنی ، قمه زنی خصوصا به شکلی منحصر به فرد تا دیروقت شب ؛ به طوری که این کار نظیر ندارد و اگر در شبی معمولی صدایی به شکلی غیرمعمول بلند شود پلیس و مامورین انتظامی فورا پیگیری کرده و عاملش را بازداشت و صدا را ساکت می کنند ولی در این شبها تا نیمه های شب آنقدر صداها بلند و غیرمتعارف است که امکان ندارد کسی آن را نشنود بگذریم از اینکه از حیث قوت صدا در حد زیادی آزاردهنده هم می تواند باشد.

✔️این حد از تمایز برای هر انسانی جالب توجه است و حتی می توان گفت که چه بسا ناخواسته در ذهن شیرخواران هم حک می شود.

✔️✔️ این تمایز عامل تأثیرگذاری است برای برجسته کردن نقش این روزها و اهمیتش در ذهن تمام انسانهای حاضر و شاهد و نشانگر واقعه ی بسیار مهمی است که این روزها را از روزهای دیگر متمایز می کند و ذهن هر فردی خواهی نخواهی دنبال علت تمایز است.

✔️در این روزها همه حتی کودکان متوجه یک تغییر رویه در رفتار مردم می شوند، پوشیدن لباس مشگی ، گریه و زاری انبوهی از مردم، شربتها ، نوشیدنیها و خوراکیهایی که مفت و مجانی تقدیم رهگذران و حاضران می شود ، صبحانه و ناهار و شامی که بی توقع به دیگران و حتی غریبه ها تقدیم می شود

✔️ یک کودک هم از بچگی به عظمت این روزها برای عموم مردم آشنا می شود و همین زمینه ساز یک باور عمیق در ذهن و روانش در مورد این روزها و اتفاقاتی که در مورد این روز نقل می کنند می شود.
به عبارت دیگر علت باور شکل گرفته در این موارد همین آیینها و مناسک است حتی اگر یک جمله در مورد واقعی بودن این اتفاقات از کسی نشنیده باشد.

این کودک وقتی بزرگ می شود خود را مومن به این وقایع و لوازمش می یابد حتی اگر به دنبال یافتن دلایلی باشد که این باور را معقولیت ببخشد.

🔳 معقول ساختن یک باور امری متفاوت است با رسیدن باور از طریق یک دلیل معقول

در دومی ابتدا باوری وجود ندارد و فرد با ادعایی مواجه می شود که از نظر وی ممکن است درست باشد و ممکن است نادرست مثلا کسی مدعی می شود که: ایندیرا گاندی دختر مهاتما گاندی نیست
و پس از شنیدن دلایل مدعی و ارزیابی دلیل از نظر ذهنی قانع می شود که آن گزاره درست است و باور می کند.

اما در اولی به درستی گزاره باور دارد مثلا باور دارد که:
امام حسین نوه پیامبر بود
ایشان امام سوم شیعیان است
یزید دستور قتل ظالمانه او را صادر کرده بود.
ایشان و 72 نفر از نزدیکانش در این روز بیرحمانه به قتل رسیده اند
عزاداری در این روزها اجر و ثواب اخروی و بهبودی دنیوی دارد

اما دلیل درست اش چه بسا نمی داند .

🔳 از مهمترین عوامل شکل گیری این باورها همین مناسک و آیینهایی است که به شکلهای مختلف و در روزهای متعدد سال شاهدش بوده یا در آنها شرکت کرده است و ...
یا به عبارت دیگر برای درستی آن گزاره دلیلی ندارد و نمی تواند آن را موجه سازی کند ازینرو به دنبال دلیل می رود و به دلیلی دست می یابد که می تواند آن را به عنوان توجیه عرضه کند.

✔️✔️✔️ بخش بزرگی از باورهای سنتی بدین نحوه در ذهن باورمندان حاصل می شوند.
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -ده

✍🏼 محمدحسین ناجی

💠 باورها بسان ریشه های یک درخت

📌 می توان گفت که باورها نقش ریشه های درخت را در زندگی انسان بازی می کنند و از جهات بسیاری شباهت دارند.

📌ریشه های درخت وقتی از هسته خارج می شوند بسیار ظریف و نحیفند و به راحتی ریشه کن می شوند و چه بسا ریشه های جدیدی جایگزین می شوند، باورهای دوران کودکی هم چنین حالتی دارند ؛ می توانن به سرعت شکل بگیرند و به همان سرعت و سادگی هم قطع شوند

📌 اما هرچه زمان می گذرد ریشه ها قویتر می شوند و شاخ و برگ می یابند در خاک نفوذ می کنند تا حدی که سرنوشت خویش را با سرنوشت درخت گره می زنند و اگر کسی بخواهد درخت را از مکانی که در آن ریشه دوانده جدا کند و به مکان دیگری منتقل کند چه بسا حکم به مرگ درخت داده است.

📌 باورهای انسان هم چنین حالتی دارند اگر سالهای سال وجود خویش را در انسانی تثبیت کرده باشند بعد از مدتی احتمال تغییر آن باورها در وجود آن انسان به صفر میل می کند و به حداقل ممکن می رسد؛ برای چنان انسانی وجود دنیایی خارج از چارچوب آن باورها تقریبا ناممکن است و ذهن این قدرت را دارد که هر یافته جدیدی را در چارچوب همان باورها جای دهد و تفسیر کند.

اگر بخواهیم سالی برای تغییرات انسان لحاظ کنیم به طور قطع می توان گفت باورهایی که پنجاه سال دوام آورده باشند دیگر شانس تغییر برای آنها ممکن نیست .

📌برای آنهایی که کمتر از سی و پنج سال دوام داشته باشند احتمال تغییر ممکن است

✔️ اگر یک قاعده ای برای این مورد بخواهم پیشنهاد کنم می گویم باورها برای تغییر به معنای اکثری اش یعنی رسیدن به باور نقیض زمانی مشابه زمان دوامشان لازم دارند.

📌یعنی اگر باوری بیست یال در وجود شخصی ماندگار بوده برای تغییرش نیز بیست سال لازم است اما این امر مربوط است به تغییراتی که در ناخودآگاه فرد اتفاق می افتد . اگر خودآگاه فرد فعال شود چه بسا فرایند تغییرات خیلی سریعتر شود.

✳️ برای همین ضرورت زندگی اجتماعی ایجاب می کند که انسانها به تدریج مهارت زندگی در کنار افکار متضاد و ناهمگون را کسب کنند ، بتوانند همدیگر را تحمل کنند و به توافق های عملی در چارچوب منافع مشترک راضی باشند.

چه بسا که هر دو طرف باید این ظرفیت را در خود ایجاد کنند که در هر مورد بخشی از منافع مطلوب خود را فدا کنند و یاد بگیرند که همیشه رسیدن به همه ی امر دلخواه ممکن نیست.
Forwarded from F R
موبایل و نیایش

✍🏼 بیونگ‌-چول هان


هر حکومتی ابژه‌های نیایشی خود را تولید می‌کند و از آن‌ها برای تحت انقیاد درآوردن استفاده می‌کند. ابژه‌های نیایشی باعث ایجاد عادت‌شدگی و ثبات حکومت می‌شود. امر نیایشی به معنای تسلیم شدن است. گوشی هوشمند ابژه‌ی دیجیتالی نیایشی است. در واقع اصلی‌ترین ابژه‌ی نیایشی دیجیتالی‌سازی است. به عنوان دستگاهی برای انقیاد، این گوشی‌ها هم‌چون تسبیح عمل می‌کنند. تسبیح از منظر قدرتِ در دست بودن‌اش، نوعی تلفن همراه است. در نهایت هر دو برای کنترل و نظارت‌اند. لایک کردن یعنی ذکرگویی دیجیتال. وقتی دکمه‌ی لایک را فشار می‌دهیم، خود را در زمینه‌ی تحت‌سلطه بودن قرار می‌دهیم.

گوشی هوشمند نه تنها یک دستگاه کارآمد نظارتی است یا اردوگاه کار همه‌جا حاضر، بلکه یه دستگاه همه‌جا حاضر برای اعتراف است. اعتراف کردن یکی از تکنیک‌های پرکاربرد حاکمیتی است. ما هنوز هم به اعتراف ادامه می‌دهیم، داوطلبانه. خودمان و زندگی خصوصی‌مان را در معرض نمایش می‌گذاریم. با شور و حال و اراده‌ی آزاد چنین می‌کنیم. در این روند خواستار بخشودگی نیستیم بلکه توجه می‌خواهیم.

در ضمن امروز بیشتر از قبل تحت سلطه‌ی فرایندهای الگوریتمی هستیم. رفتار ما بیش‌تر از قبل تحت کنترل و مورد بازی‌ای قرار دارد که در سطح پیش از آگاهی ما است. ما امروزه در میان ساختارهایی زیست می‌کنیم که باعث می‌شود تفکر به شدت دشوار شود، یا حتی تقریبا امکان‌‌ناپذیر. ما بیش‌تر از همیشه تحت فرمان فرایندهای خودکار هستیم. از این رو بیش‌تر از هر روزگاری در تاریخ، این روزها آزادی ما در خطر است.

امروزه ما فکر نمی‌کنیم. فقط مصرف می‌کنیم و ارتباط می‌گیریم. مصرف‌کنندگان کنش ندارند‌. پست می‌گذاریم، لایک می‌کنیم، به اشتراک می‌گذاریم، ارتباط می‌گیریم. جنون ارتباط‌گیری ما را مسموم می‌کند ولی مطلقا کنشی نداریم. در صورتی که ما فقط زمانی آزاد هستیم که بتوانیم فکر کنیم و کنش داشته باشیم.

پیش از این که خیلی دیر شود، پیش از این که نتوانیم کاری کنیم، پیش از این که در مقابل فاجعه‌های پیش‌رو غرق شویم، باید دست به کنش بزنیم. یعنی جرئت داشته باشیم امر تازه را شروع کنیم.
فراموش‌مان نشود، کنش، نیازمند تفکر است.


برگرفته از سخنرانی "بیونگ-چول هان" در دانشگاه MOME مجارستان

مترجم: آراز بارسقیان
احتضار دریاچه

✍️ محمدحسین ناجی

بزرگترین درس مدنیت جدید این است که برای یک زندگی خوب باید تفکر علمی را پیشه خود ساخت
تفکر علمی یعنی؟
اینکه تا جایی که ممکن است اثرات افعال و کرده های خود را پیشاپیش دید و رفتار خود را بر اساس نتایج و عواقب قابل پیش بینی انتخاب کرد.
مشکل از آنجا آغاز می شود که زنجیره رفتارهای متراکم نتایجی می تواند به بار آورد که به اسانی قابل رؤیت و پیش بینی نیست و فهمیدن آنها نیاز به دانشهای تخصصی زیادی دارد.

مشکل بزرگی که امروز آذربایجان با احتضار عزیزترینش روبرو شده است چیزی نیست که بتوان فکر کرد حتی یک نفر در این کشور آن را آرزو بکند.

این پیشامد فقط از تبعات سیاستگذاری های غیر علمی و بی توجهی به تبعات درازمدت سیاستهایی است که با نیت حل مشکلات روزمره یا صرفا برای عقب نماندن از رقابتهای محلی و ... اعمال شده است

فلانی یک چاه عمیق زده و درآمدش بالا رفته ، من هم مجوز حفر چاه عمیق بگیرم یا اگر مجوز ندادند قاچاقی چاهی بکنم و با رشوه یه جورایی حل و فصلش کنم

در فلان شهرستان سدی زدند ما چرا نباید سد داشته باشیم ما هم مدعی شویم و سدی بزنیم
حکومت هم که برای جلب اعتماد مردم راضی است که سهم ما را بدهد

روزی چشم باز می کنیم و میبینیم دخل و خرج دریاچه اصلا با هم نمی خواند آب رفته به جو باز نمی گردد
حالا بیا و پیدا کن پرتقال فروش را

روزگاری بندر شرفخانه ساحل دریاچه بود ، دیروز با مهندس نیک آیینی به طور اتفاقی هم صحبت شدیم، مهندس شهرسازی بود و از فیلمهایی که از مزارع اطراف شرفخانه و از نسیمی که گندمزارها را به رقص می آورد گرفته بود سخن می گفت دریاچه ای که نسیم مرطوبش هم به تنهایی حیات می آورد.

این بشر قصد جان خودش کرده ، یک قاتل بالفطره شده است که چشمش جز منافع امروزش را نمی بیند و به فردای زمین مادر خویش بی اعتناست.

دریاچه تنها گوشه ناچیزی از جنایتهای اوست، این امر را به فرد یا گروه خاصی تقلیل ندهیم ؛ همه مان شریک این جنایتیم
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -یازده

✍️محمدحسین ناجی

🔵 عامل مهم معرفتی باور: تجربه های شخصی

📌 پیشتر گفتیم که ما باور را معمولا یک حالت ذهنی معطوف به صدق می دانیم که متعلقش گزاره ها (و اظهارها و قضیه ها) هستند.

📌 در این شماره می خواهیم باور را کمی بیشتر گسترش دهیم و متعلق آن را فقط گزاره ها ندانیم.

مفاد و معنای این ادعا چنین خواهد بود که باورها حتی می توانند بدون وجود زبان هم محقق شوند.

⭕️ شما انسانی را تصور کنید که به واسطه ی ناشنوا بودن لال هم شده است یعنی از شنیدن کلمات و فهمیدن معنای آنها عاجز بوده و نمی تواند با دیگر انسانها رابطه کلامی برقرار کند.
اما این انسان می داند که مثلا نمک شور است ، آب موجب خیسی می شود و خوردن نان او را سیر می کند.

🔅 طبق تعریف باور می توانیم بگوییم که چون این فرد می داند که نمک شور است پس او به شور بودن نمک باور دارد. و باور دارد که خوردن نان سیرش می کند و خوردن آب سیرابش .

پس باور حتی بدون وجود الفاظ و کلمات می تواند بی واسطه بین معانی ایجاد شود .

💠 این فرد با دیدن مکرر آب و نان معنایی خیالی از آب و نان در ذهنش حاصل می شود و همچنان معنایی از گرسنگی و سیری و تشنگی و سیرابی و بر اثر تجربیات شخصی خودش پیوندی بین خوردن آب و سیرابی و خوردن نان و سیری ایجاد می شود و به درستی این رابطه باور می رساند.

💠 معلومات حیوانات ( قدرمتیقن حیوانات دارای سیستم عصبی متمرکز)هم از این نوع است . گربه هم چنین باورهایی در مورد خوردن گوشت و آب دارد .

پس می توان نتیجه گرفت که بدون وجود الفاظ و واژه ها انسان می تواند همچنان دارای باور باشد.

🔰 گرچه همچنان می توان ادعا کرد که هر باوری این قابلیت را دارد که توسط گزاره ها بیان و نقل شود یعنی هر باوری می تواند به یک گزاره ترجمه و تبدیل شود اکر در اصل یک گزاره نبوده باشد.

🔆 نکته ی مهمتر این است که اینگونه باورها ضرورتا باورهای شخصی و جزئی نیستند یعنی صرفا در مورد یک چیز مشخص نیستند.

♦️ یعنی وقتی گربه پس از چندین تجربه شخصی یا به تقلید از مادر آب خورد و اثرش را در وجودش تجربه کرد باورش صرف در مورد آبی نیست که خورده است بلکه مثل ما انسانها می تواند باوری داشته باشد در مورد هرچیزی با مشخصات ظاهری آب

به این معنا که وقتی تشنه شد در برخورد با اولین چیزی که به شکل آبی بود که قبلا خورده بود ، بر اساس تجربه قبلی اثدام به خوردنش می کند یعنی باورش به اینکه آب سیراب می کند شامل تمام آبهایی می شود که تاکنون تجربه نکرده است.

🔵پس می توانیم نتیجه بگیریم که یکی دیگر از عواملی که در وجود انسان باور می سازد ، تجربه هایی است که با اشیا و موجودات دیگر از طریق حواسش کسب می کند.🔵
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -دوازده

✍️ محمدحسین ناجی

⭕️ باورهای غیرگزاره ای

💠 از جمله مهمترین باورهایی که به شکل غیرگزاره ای در ما تشکیل می شوند مهارتها هستند.

📌معرفت شناسان به وقت تعریف معرفت سه نوع معرفت را از هم تفکیک می کنند.

می گویند :

♠️ دانسته های انسان یا از جنس گزاره هستند ؛ همانهایی که می توان آنها را در قالب جملات خبری بیان کرد. آنهایی که بعد از عبارت (می دانم که:...) گفته می شوند.
مثل می دانم که: زاده ی تبریزم

♥️ یا از جنس معرفت از راه آشنایی هستند؛ آنهایی که ما وقتی از آنها صحبت می کنیم ، آن موارد را پس از فعل( شناختن ) ذکر می کنیم.

مثلا می گوییم که: من دریاچه ارومیه را می شناسم

☑️اینها گرچه به وقت توضیح تفصیلی می توانند به شکل گزاره هایی در قالب جملات خبری بیان شوند اما خودشان از جنس گزاره نیستند.

🔵 اینها هم بخشی از باورهای ما هستند که در مسیر عمل و رفتار قرار می گیرند .

برای مثال وقتی شما کلید ساز سر کوچه را می شناسید ، اگر نیاز به تکثیر کلیدی داشتید بلافاصله آن باور شما را به مسیر آن کلید ساز می کشاند یعنی باور دارید که فردی مغازه ای سر کوچۀ شما دارد که می تواند نیاز به تکثیر کلید را برآورد.

🟣 این نوع معرفت یکی از پیچیده ترین مکانیزمهایی است که ذهن ما برای برآوردن نیازهای فردی و گروهی خویش به دست آورده است.

📌 برخی از دانشمندان بر این باورند که این نوع معرفت به شکل نقشه هایی شبیه نقشه های جغرافیایی در ذهن انسان و حیوانات شکل می گیرد بسان نقشه هایی که فن آوری جی پی اس برای انسان فراهم کرده است هر چیزی در موقعیت جغرافیایی خودش در ذهن حیوانات درج می شود و برای همین است که پیدا کردن مسیر برای حیوانات کار چندان سختی نیست.
حیوان می داند که کدام گیاه در کدام نقطه فراوان یافت می شود و کدام صید در کجا لانه کرده است و در کجا خطری در کمینش می تواند باشد.

♣️ دسته سوم از معرفت مهارتها هستند آنهایی که ما آنها را با عنوان ( بلد هستم ) می شناسیم.

🟤 این دسته از معرفت پیچیده ترین شکلهای معرفت هستند که به طرز خارق العاده ای در جهت حل مشکلات تمام حیوانات از جمله انسان کار برد دارد.

🟢 اگر یک بار با سلوموشن و حرکت آهسته لحظه شکار شیر را تماشا کنید خواهید دید که چه محاسبات ریاضی دقیقی از سرعت و واکنشهای گوزن مورد شکارش دارد و می داند که در چه فاصله ای از او باید اقدام به حمله کند که بتواند با توجه به سرعت اولیه اش مانع از فرار گوزن شود ، از کجای بدن او باید در چه زاویه ای چنگ زند که او را بر زمین زند و از کدام نقطه ی گلویش باید فشار دهد که آن را در کمترین زمان خفه کند.
اگر به محاسبات ریاضی که حتی یک مگس در پروازش و فرار از چنگ شما دارد دقت کنید پیچیدگی این نوع معرفت بیشتر آشکار خواهد شد.

همه این محاسبات گرچه به شکل گزاره های ریاضی در ذهن شیر حاصل نمی شوند اما مطمئنا قابل تحویل و تحلیل به گزاره ها هستند.

🔴 اگر شما از مسی یا رونالدو سوال کنید که وقت دریبل زدن حرکت فریب دهنده ی بدن با چه زاویه ای انجام می دهی که هم فریبنده باشد و هم تعادلت حفظ شود ممکن است نتواند پاسخ گزاره ای بدهد اما ناخودآگاه به شکل کاملا پیچیده ای این معادلات را خوب می داند. دلیلش این است که این معادلات در ذهن وی به شکل گزاره ای نیست.
اما یک مربی با تحلیل رفتار مسی می تواند تمام این جزئیات را تشریح کند و از همینجاست که تمریناتش را انتخاب می کند و به تقویت عضلات حاصی از بدن بازیکنانش می پردازد.
یعنی این فرصت را داشته است که آن دانسته ها را به شکل گزاره ای تحویل و تحلیل کند.
☘️🌺🍀🌸🌲

117 سال (3*13*3 سال ) از انقلاب مشروطیت روز تولد حاکمیت قانون در ایران گذشت.
به امید آنکه این کشور حق خویش را در حاکمیت قانون عرفی به دست آورد.

☘️🌺🍀🌸🌲
🔹 چرا انقلاب مشروطه از انقلاب اسلامی مهم تر است؟



✍️ مهران صولتی


☘️ چهاردهم مرداد ماه هر سال یادمان پیروزی انقلاب مشروطه است. اینک اما با گذشت یکصد و هفده سال از آن رویداد سترگ به نظر می رسد که زمان برای سنجش ابعاد گوناگون آن بیش از هر زمان دیگری مناسب باشد. انقلابی که اگر چه از منظر سیاسی ناکام ماند و نتوانست تداوم خود را با حفظ اهداف اولیه سپری کند ولی تاثیراتی ماندگار بر فرهنگ و سیاست ایران زمین در روزگار مدرن به جای گذاشت. از همین رو می توان در افق امروز و چهاردهه پس از پیروزی بدیل اش؛ انقلاب اسلامی، دستاوردهای آن را به داوری نشست. مقایسه ای که می تواند برای نگریستن دقیق تر نسبت به مسیری که پیموده ایم مفید باشد:

نگاه واقع بینانه به مولفه های پیشرفت: روشنفکران مشروطه خواه از همان ابتدا درد و درمان را خوب شناختند. اینکه راز عقب ماندگی تاریخی کشور در فقدان حاکمیت " یک کلمه" یا همان قانون نهفته است. روشن بود که با بی نظمی ناشی از رفتار استبدادی و پیش بینی ناپذیر پادشاه هرگز نمی توان در مسیر پیشرفت حرکت کرد. بنابراین در ابتدا باید توافقی عام به نام قانون وجود داشته باشد که بتوان از آن به مثابه چارچوبی برای نظم پذیر کردن رفتار حاکمان بهره برد. این در حالی است که مساله اصلی در شکل گیری انقلاب اسلامی، سودای آفرینش نظمی جدید به جای تلاش برای حاکمیت قانون بود.

ضرورت محدود شدن اختیارات حکومت: به روایتی سیاست مدرن زمانی شکل گرفت که پرسش بنیادین؛ چه کسی باید حکومت کند؟ به پرسش اساسی؛ چگونه باید حکومت کرد؟ تبدیل شد. مطالعات مشروطه پژوهان هم نشان می دهد که دغدغه مهم در پیدایش مشروطیت کندوکاو در چگونگی حکومت بود فارغ از اینکه چه کسی باید حکومت کند. حال آنکه در انقلاب اسلامی که حدود هفتاد سال بعد اتفاق افتاد مجددا روشنفکران  از این امر پرسش می کردند که چه کسی باید حکومت کند؟ بنابراین آشکارا دغدغه توزیع دموکراتیک قدرت به حاشیه رفت و حکمرانی جنبه ای متمرکز و رویایی یافت.

چیرگی فرهنگ بر سیاست: انقلاب مشروطه محصول تلاش ده ها ساله روشنفکران در اثبات حقوق بشر، مزایای تجدد و حاکمیت قانون بود. به طور مثال روشنفکری مانند طالبوف برداشتی ژرف از مبانی تجدد داشت و حقوق را مبنای قانون می دانست. همچنین آزادی را هدف می پنداشت نه ابزار! از این منظر انقلاب مشروطه کاملا به جنبش روشنگری در اروپا شبیه است. اما در انقلاب اسلامی بر خلاف فرهنگ، شاهد سیطره سیاست بر افکار عمومی بودیم. گفتمان حقوق بشر توسط روشنفکران چپ، بورژوایی و مردود شمرده شد و طراحی جامعه ایده آل با درونمایه خوانش مارکسیستی از اسلام به سکه رایج جامعه تبدیل شد.

شناخت واقعی از مسائل زمانه: روشنفکران عصر مشروطه برداشتی واقع بینانه از مسائل و مشکلات عدیده دوران خود داشتند؛ فقر، ناکارآمدی، استبداد، فقدان حاکمیت قانون، تمرکز قدرت و ... در زمره علل عقب ماندگی تلقی می شدند. همین امر هم موجب جدی انگاشتن اصلاحاتی شد که خود را نهایتا در قامت انقلاب به نمایش گذاشت. اما روشنفکران نیمه دوم دوره پهلوی با تسلیم شدن به سودای" بومی گرایی" به دنبال  ایجاد جامعه ای مستقل و بدون کمترین وابستگی بودند. استقلالی که در سال های بعد به انزوا ترجمه شد. بنابراین مسائل اصلی جامعه همچون توسعه نامتوازن، پیامدهای اصلاحات ارضی، افزایش سهم نفت در اقتصاد، و فرمایشی شدن نهادهای مشروطه به حاشیه رانده شده و جای خود را به مسائلی همچون چگونگی رقابت با رشد مارکسیسم در دانشگاه ها و مقابله با افزایش مصرف گرایی شهری و تبلیغات باستان گرایانه دادند.

🔹 نکته پایانی: ایرانیان از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی راهی طولانی را پیموده اند. مسیری پر فراز و فرود از مشروطه طلبی تا جمهوری خواهی! مقایسه دوره هایی از این دست در بستر نوعی جامعه شناسی تاریخی می تواند به سهم خود در خروج از بن بست های سیاسی کنونی مهم تلقی شود. بدون تردید بازخوانی گذشته در افق مسائل امروز می تواند آینده ای بهتر را به ارمغان آورد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#همایون_شجریان
نام قطعه: #بیدار_شو
این قطعه با حمایت پی پاد تقدیم دوستداران می شود

آواز: همایون شجریان
آهنگساز : علی قمصری
شعر : مولانا

تار : علی قمصری
سازهای کوبه ای : مصباح قمصری
ویلنسل : مهرداد عالمی
دف : حسین رضایی نیا

هم آوایان :
مریم ابراهیم پور
سهیل رجب
محمدرضا صفی
شهرام رکوعی
صابر جعفری
جمیله پولادیها
فریبا اسدی
شیما حکیمی

ضبط سازها و کر : مصباح قمصری
ضبط آواز : استودیو صبا ، رضا عابدینی و غلامرضا صادقی
میکس و مسترینگ : غلامرضا صادقی
عکس و طراح کاور : الکت استودیو
@HomayonShajarian
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -سیزده

✍️ محمدحسین ناجی

🟢 دو نوع باور متفاوت


📌در طول این مباحث آنچه از باور مقصود ماست ، تمام آن چیزهایی است که یک فرد می داند ، خواه این دانستن تفصیلی باشد یعنی با تمام جزئیاتش در خودآگاه وی و سطح هوشیاریش حضور داشته باشد ، و چه آنهایی که چنین نباشند اما از راههای بتوان فهمید که فرد آنها را می داند.

📌 برای روشن شدن فرق بین این دو می توان از دو نوع سوال امتحانی کمک گرفت، دو نوع متفاوت که هر دانش آموزی به نحوی با آنها مواجه شده اند.

اولی سوالهایی که پاسخ تفصیلی می طلبدند و مثلا از دانش آموز می پرسند که:
تعریف باور چیست؟
در پاسخ این سوال می توان فهمید که پاسخ آیا به صورت روشن و به شکل گزاره ای در خودآگاه دانش آموز موجود است یا نه

نوع دوم سوال سوالهای تستی است و در آن برای فهمیدن اینکه آیا دانش آموز در مورد باور چیزی می داند یا نه چهار پاسخ متفاوت که تنها یکی از آنها صحیح است در برابر وی نهاده می شود ، در این صورت اگر دانش آموز به طور تصادفی پاسخ درست را علامت نزده باشد ، می توان فهمید که او پاسخ را می داند اما نمی توان مطمئن شد که دانش او از سنخ مورد پیشین است .
چه بسا اگر از وی پرسیده می شد که تعریف باور چیست نمی توانست آن را به درستی بیان کند ، اما روش تستی این فرصت را به دانش آموز می دهد که بتواند برخی دانسته های خود را که زیر گرد و غبار فراموشی قرار گرفته اند بیرون بکشد و به یاد بیاورد.
این روش حتی کمک می کند که برخی دانسته ها که حالت استنتاجی دارد را ذهن دوباره تولید کرده و بازسازی کند و به آگاهی بالفعل برسد .
اینها را هم می توان جزو دانسته های فرد قرار داد.

در این شماره می خواهیم یک تقسیم جدید در باورها را معرفی کنیم:
باورها دو دسته اند:

1️⃣ شخصی (فردی) یا سابجکتیو

2️⃣ عینی یا ابجکتیو

📌 برای فهم این تقسیم بندی باید نوع هستی و وجود یک موجود زنده را به یاد بیاوریم:

حیات در واقع حاصل دیالکتیک و تعامل موجود زنده با محیط پیرامون ( واقعیت) است.
فرق یک موجود زنده با دیگر موجودات در این است که موجود زنده در تمام زنده بودنش بایدرفتاری برگزیند که مناسب بقای اوست.

📌 این بدین معناست که در هر لحظه از زندگی وی او با گزینه هایی مواجه است که برخی بقای او را تأمین می کند و برخی بقای او را می تواند به خطر اندازد و تهدیدزا باشد.

همین وضعیت ایجاب می کند که او همواره درک درستی از وضعیت خویش و وضعیت محیط پیرامون داشته باشد.

⭕️ چند روز پیش فیلمی مستند از حیات وحش دیدم که در دشتی دو گوزن شاخ به شاخ شده بودند و در بازی قدرت به جنگ مشغول بودند و شیری از دور به سوی آنها حمله ور بود و هر لحظه به آنها نزدیک می شد.
گوزنها و آهوانی که از دور نظاره گر این نبرد بودند با درک وضعیت به تدریج همه فرار را برگزیدند و از صحنه دور شدند اما ایندو هنوز به جنگ با یکدیگر مشغول.
تنها لحظه ای متوجه خطر بیخ گوش شدند که دیگر دیر شده بود و دندانهای نیش شیر بر گردن یکی از گوزنها نشسته بود و آن دیگری پیروز مبارزه ی حیات شد و تا خطری دیگر فرصت بقا یافت.
زندگی زنده ها این شکل از بقاست و برای بقا باید در هر لحظه درک درستی از وضعیت خویش و شرایط محیطی داشت.

📌 همین سبب می شود که باورها به دو بخش جدا شوند:

♥️باورهای مربوط به درک موجود زنده از خویشتن

♠️ باورهای مربوط به درک موجود زنده از محیط و موقعیت محیطی

♥️ باورهای نوع اول فقط مختص به آن موجود زنده ی خاص است و تنها در مورد اوست و لزومی ندارد که با دیگر موجودات همسان باشد
♠️ باورهای نوع دوم باورهایی است که مربوط به محیط است و درستی آن مربوط به روایت دقیقش از واقعیت است و منطقا می تواند مورد توافق بین زنده هایی باشد که ابزار فهم و زبان مشترک دارند.
♥️ باورهای نوع اول سابجکتیو یعنی مربوط به شخص شناسنده و وضعیت هستی او

♠️ و باورهای نوع دوم ابجکتیو یعنی مربوط به واقعیت پیرامون و وضعیت هستی محیط پیرامون
Forwarded from Hosein
پیش رویم کتابی است به نام:

How to Think about Weird Things
Critical Thinking for a New Age

چگونه در باره امور عجیب و غریب یا مرموز بیندیشیم؟
تفکر نقادانه برای عصر جدید

کتابی است پر استقبال که از سال 2004 هشت بار ویرایش شده و بازنشر یافته است.
به نظر شما خواندن این کتاب در گروه و تحلیل آن به درد خواهد خورد؟
Hosein
How_to_Think_About_Weird_Things_Critical_Thinking_for_a_New_Age.pdf
کتاب:

How to Think about Weird Things
Critical Thinking for a New Age

به زبان انگلیسی در کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4001
کتاب ( خطاهای ساختاری در اندیشه ) کتاب ارزشمندی است که توسط دکتر علی نسیمی تألیف شده است.

کتابی است که ارزش مطالعه چندباره دارد و باید مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

در فرصتهای مناسب به تحلیل و ارزیابی برخی از مدعیات کتاب می پردازیم.
خرد سنجشگر
کتاب ( خطاهای ساختاری در اندیشه ) کتاب ارزشمندی است که توسط دکتر علی نسیمی تألیف شده است. کتابی است که ارزش مطالعه چندباره دارد و باید مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. در فرصتهای مناسب به تحلیل و ارزیابی برخی از مدعیات کتاب می پردازیم.
🟢🍀🟢

در مقدمه کتاب ( خطاهای ساختاری اندیشه ) آمده است:


- چه چیز اسف انگیزتر از آن است که عمری را در خدمت باور یا نظر بی پایه
و غلطی تلف کنیم
- چرا ما در شواهد و اطلاعات آن چیزی را مشاهده می کنیم که مایلیم ببینیم.
- چرا گمان می کنیم اکثر مردم شبیه ما فکر می کنند.
- چرا خود را از نظر فکری و مهارتهای روزمره، برتر از متوسط جامعه
می پنداریم.
- چرا رفتار خود را عاقلانه تر و عادلانه تر از دیگران می پنداریم.
-چرا ضعفهای خود را به عوامل محیطی نسبت می دهیم و موفقیتهایمان
را مرهون توانایی ذاتی خود می پنداریم.
· -چرا مداحی از خودمان را می پدیریم
-چرا هرکه به نحوی با ما مربوط باشد (دوست/ خویشاوند) درستتر است.
-چرا باورهای ما، برترین باورهایند.
-چرا افراد همفکر سیاسی ما همیشه درستترند.
-چرا غیرخودیها، همیشه جاهلتر، غیرمعقولتر و غیرعادلانه ترند.
-چرا بخش اعظم باورها، درکها و سنت و رفتارهایمان را بی چون و چرا، از
اجتماع می گیر یم.
-چرا سعی می کنیم همرنگ جماعت شویم.
-چرا فشار جامعه (موافقت و یا عدم موافقت جمع کثیری از افراد) ما را
به طور اتوماتیک به سمت بازبینی و تجدیدنظر در اندیشه هایمان سوق
می دهد.
-چرا بی محابا و بدون تامل اطاعت می کنیم (اطاعت کورکورانه)
-چرا در توده جمعیت، چون پر کاهی بی فکر و بی اراده می شویم.
-چرا باورهای ما موجب انحراف وسیع درک ما از واقعیتها و شواهد
می شوند.
-چرا پیشداوریها و انتظارات قبلی ما، بر تفسیر و درک شواهد موثرند.
-چرا شواهد و اطلاعات مخالف باورهایمان را آنچنان ماساژ می دهیم، کم و
زیاد می کنیم، و تفسیر می کنیم که با باورهایمان سازگار درآید.
-چرا سانسور، موجب خطای وسیع ادراکی در مساثل اجتماعی می شود.
-چرا بر اساس اطلاعات ناقص و یکطرفه قضاوت می کنیم.
اینها و دهها مورد دیگر، خطاهای ساختاری سیستم ادراکی ما مستند، که
دستگاه عصبی ما بدون توجه ما و به طور اتوماتیک مرتکب می شود. بخش
اعظم این خطاها بر اساس آخرین یافته های روانشناسی و نوروفیزیولوژی در
این کتاب جمع آوری شدماند.
فهم خطاهای ساختاری هم ضروری است و هم ارزشمند.
شاید به همان اندازه که اندیشه ارزشمند است، درک خطاهای ساختاری اندیشه هم
ارزشمند باشد. چون بدون درک خطاها، امکان پرهیز از آنان وجود ندارد.
گوشه ای از کتاب بسیار خواندنی جان سرل به نام:

📗 ذهن ، مغز ، علم
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 - چهارده

🟤باورهای سابجکتیو ، شخصی اند

📌 گفتیم که باورهای گزاره ای بر دو قسمند:

🌲 باورهای ابجکتیو

🌲 باورهای سابجکتیو یا شخصی یا سلیقه ای

📌 و گفتیم که باورهای ابجکتیو آن دسته از باورهای انسان است که معطوف به شناخت محیط پیرامون است

📌 و باورهای سابجکتیو آن دسته از باورها و دانسته های انسان است که به نوعی فردیت وی و احساسات و عواطف و نیازها و امیال او در مضمون آن دخالت دارد . این دسته از باورها می تواند در انسانهای مختلف به حسب تفاوتهای حسی ، عاطفی ، ترکیب و شدت و ضعف امیال متفاوت و حتی متضاد بوده باشد.

📍 مطمئنا تا به حال با انسانی مواجه شده اید که ذهنیت تاریکی نسبت به انسان و زندگی دارد و نوعی تنفر یا دلزدگی در داوریهایش نسبت به رفتار و احساسات مخاطبین موج می زند و در مقابل فردی را دیده اید که دنیا را مثل نور روشن می بیند و با خوش بینی خاصی به افراد نگاه می کند، وقتی با هر یک از آنها هم صحبت می شوید برای درستی باور خود چیزهایی برای گفتن دارند اما وقتی هر دوی آنها با رفتار فرد مشترکی مواجه می شوند و دو تفسیر متضاد از رفتار او را از دو فرد می شنوید ، حس می کنید که چیزی غیر از آنچه حواس هر دو از واقعیت به آنها خبر می دهد ، در درونشان جریان دارد که بر تفسیر خاص آنها از یک رویداد مشترک اثر می گذارد. این همان چیزی است که در کل می توان آن را پرسپکتیو و زاویه ی نگاه هر فرد نامید.

📍📍همین تجارب نکته ی دیگری را هم به ما گوشزد می کند؛ اینکه همیشه اینگونه نیست که شناخت افراد از واقعیتها کاملا عینی و آینه وار بوده باشد، تمایلات ، نیازها ، حب و بغضها و عواطف و هیجانات افراد در اموری که به نحوی با زندگی وی پیوند دارد ، اثرگذار است و به آن شکل و جهت می بخشد یا می تواند ببخشد.

📍📍📍ازینرو هر یک از ما در مورد باورهای خویش و داوریهای خویش این نکته را در ذهن داشته باشیم و در نگاه تأملی و ارزیابی مجدد داوری خویش از تعلقات خاطر محتمل خویش به مورد ارزیابی، پرسش کنیم و بررسی کنیم که آیا چنین تأثیری وجود داشته یا نه
و حتی اگر مورد چیزی باشد که نقش حیاتی در زندگی ما دارد از نگاه کسانی که در این ماجرا سود و زیان محتملی ندارند کمک بگیریم.

🎈 در زندگی عینی خویش یا در فیلمها و سریالها بارها دیده ایم که جوان وقتی عاشق کسی می شود جز خوبی و زیبایی از وی نمی بیند و هر رفتار او را با نیتی خوش تفسیر می کند و علیرغم تذکر دیگران که تو در داوری خویش عجله می کنی و بسیاری از چیزها را نمی بینی یا نمی خواهی ببینی ، آنها را متهم می کند که شما او را نمی شناسید.

این موضعگیری هم از مصادیق روشن این اثرگذاری عواطف بر قوای ادراکی فرد است.