✳️ حوزه های علمیه ( دینی) و علوم جدید
✍️ محمدحسین ناجی
🔷 با توجه به بحثی که در مورد تبیین و دو نوع متمایز آن داشتیم و در آن اشاره کردیم که آنچه در تفکر حوزوی غلبه دارد تببین موجودات بر اساس هدف و غایت آنهاست و حوزه اهمیت چندانی به تببین نوع دوم نمی دهد و بلکه نحله ای از حوزویان به شدت با این نوع تبیین تنافر و جدایی حس می کنند .
نمونه شاخص این دسته مرحوم منیرالدین حسینی و پیروان او که شاید بخش بزرگی زیر حلقه مصباحیون یا جبهه پایداری گرد آمده اند، می باشند.
این نوشته می کوشد این مدعا را تشریح کرده و توضیح دهد.
گفتیم که ارسطو تلاش کرد موجودات را طبقه بندی کند و یک نظم ذهنی برای عالم خارج ایجاد کند.
تعلیمات او برای دیگر متفکران آنچنان خیره کننده بود که تا قرون وسطی نظریات او و معلمش افلاطون منبع تعالیم رسمی نه تنها در عالم مسیحیت بلکه در جهان اسلام هم شد.
ابن کندی و فارابی و بوعلی و نیز ابن رشد اندلسی فلسفه مشاء ارسطو را وارد جهان اسلام کردند و با تلفیق آن با هیات بطلمیوسی که زمین را ثابت و مرکز عالم می دانست و به افلاک نه گانه باور داشت مدعی شد که ده عقل وجود دارد که نه تای آن افلاک نه گانه را مدیریت می کنند و عقل دهم یا عقل فعال موجودات زنده روی زمین را.
تا اینجای کار می توان گفت که سیر رشد معرفت است اما اشکال اینجاست که از آن زمان صدها سال است که روشن شده است که زمین به دور خورشید می چرخد و جز اهل خرافه کسی به ثابت بودن زمین و کردش خورشید به گرد زمین باور ندارد . بشر توانسته است از مسیر حرکت زمین یا ماه اطلاعات دقیقی کسب کند و حتی از مدار سیارات دیگر هم. اما هنوز که هنوز است در حوزه های دینی ما همان حرفها تدریس می شود.
بیش از دو قرن است که تقریبا همه عناصر روی زمین را شناسایی و در جدول مندلیف ردیف کرده اند ولی هنوز تقسیمات ارسطو از تخت سلطنت پایین نیفتاده اند.
هنوز آنچه در حوزه تدریس می شود طبیعیات ارسطو است که طبق آن چهار عنصر وجود دارد . دو عنصر سبک: آتش و هوا
و دو عنصر سنگین یعنی آب و خاک
در حوزه ها هنوز افلاک نه گانه بطلمیوس و آسمانهای هفتگانه قرآن تدریس می شود و روحانیان نخواسته اند طرحی بیابند که متون دینی را با یافته های جدید بشر هماهنگ کنند.
هنوز علم هیئت یعنی علم نجومی که بر اساس افکار بطلمیوس و ایده زمین مرکزی تالیف شده است به رسمیت شناخته می شود.
اینها نشانه های روشنی است از اینکه روحانیت شیعی به وجهی غالب بر سنت و دانش نقلی تکیه کرده است حتی در مورد مباحث غیر دینی.
این شیوه نگرش مشکلات عدیده ای پیش می آورد که اینگونه نگرش سطحی به معرفت قادر به حل مشکل نیست.
در متون دینی و حتی قرآن مطالبی آمده است که بر اساس دانش مردم عربستان در زمان اعلام نبوت پیامبر بوده است.
برای مثال آسمانهای هفتگانه از جمله باورهایی بوده است که پیروان یهود داشتند و در کتاب تلمود مشروحا بیان شده است:
برای حل این دست مشکلات معرفتی یا باید تفسیری خاص در مورد کتاب مقدس برگزید
و یا اینکه علوم جدید را منکر شد .
منیرالدین حسینی راه دوم را برگزید. او ادعا داشت که ریاضیات هم اسلامی و غیراسلامی دارد!
اما اشخاص روشنفکری هم از قرنها پیش در حوزه اندیشه اسلامی وجود داشتند. از این دسته است ابن رشد اندلسی ( مغربی) که در قرن دوازده میلادی ( قرن ششن هجری ) می زیست.
او که در غرب بسیار مشهورتر است تا در میان مسلمانان و او را مهمترین مفسر ارسطو تلقی می کنند که غربیان تعالیم ارسطو را عمدتا از طریق وی فهمیده اند.. در قرون وسطی شعاری در مورد ایشان مشهور بود: «طبیعتِ تفسیر شده از سوی ارسطو و ارسطوی تفسیر شده از سوی ابنرشد»
او برای رفع این مشکل ( مغایرت بین دین و علم ) راه حلی داشت:
او معتقد بود که قرآن برای تربیت مردم نازل شده استو تربیت از میان مهارتهای پنجگانه زبان و اندیشه در حوزه خطابه قرار دارد.
در خطابه آنچه مهم است این است که در مخاطب خود اقناع روانی ایجاد کنی و او را به قبول آنچه کفته ایم واداریم . برای قبولاندن مطلب خود می توانیم از هر چیزی استفاده کنیم، می توانیم از یک داستان خیالی وه ساخته و پرداخته ذهن است استفاده کنیم و یا هرچیزی که مردم آن را درست می دانند حتی اگر قطعا نادرست بوده باشد.
پس آنچه در قران آمده است به این معنا نیست که حتما واقعی و درست هستند و می توان درستیشان را ثابت کرد. تنها بدین معناست که یا مردم و مخاطبین آنها را قبول داشتند ( مقبولات) یا آنها را درست می پنداشتند ( مسلمات) حتی اگر امروزه باطل بودن آنها روشن شده باشد.
البته نگرشها و راههای ی متفاوت دیگری هم برای آشتی دادن سنت دینی و کتاب مقدس یا معرفتهای نوین بشری وجود دارد .
از جمله مکتب تفکیک مرحوم محمدرضا حکیمی
یا مکتب سمبلیزم مرحوم دکتر شریعتی
یا هرمنوتیک یا علوم تفسیری پیشرفته و تلاش برای معقول و مقبول ساختن معارف دینی
✍️ محمدحسین ناجی
🔷 با توجه به بحثی که در مورد تبیین و دو نوع متمایز آن داشتیم و در آن اشاره کردیم که آنچه در تفکر حوزوی غلبه دارد تببین موجودات بر اساس هدف و غایت آنهاست و حوزه اهمیت چندانی به تببین نوع دوم نمی دهد و بلکه نحله ای از حوزویان به شدت با این نوع تبیین تنافر و جدایی حس می کنند .
نمونه شاخص این دسته مرحوم منیرالدین حسینی و پیروان او که شاید بخش بزرگی زیر حلقه مصباحیون یا جبهه پایداری گرد آمده اند، می باشند.
این نوشته می کوشد این مدعا را تشریح کرده و توضیح دهد.
گفتیم که ارسطو تلاش کرد موجودات را طبقه بندی کند و یک نظم ذهنی برای عالم خارج ایجاد کند.
تعلیمات او برای دیگر متفکران آنچنان خیره کننده بود که تا قرون وسطی نظریات او و معلمش افلاطون منبع تعالیم رسمی نه تنها در عالم مسیحیت بلکه در جهان اسلام هم شد.
ابن کندی و فارابی و بوعلی و نیز ابن رشد اندلسی فلسفه مشاء ارسطو را وارد جهان اسلام کردند و با تلفیق آن با هیات بطلمیوسی که زمین را ثابت و مرکز عالم می دانست و به افلاک نه گانه باور داشت مدعی شد که ده عقل وجود دارد که نه تای آن افلاک نه گانه را مدیریت می کنند و عقل دهم یا عقل فعال موجودات زنده روی زمین را.
تا اینجای کار می توان گفت که سیر رشد معرفت است اما اشکال اینجاست که از آن زمان صدها سال است که روشن شده است که زمین به دور خورشید می چرخد و جز اهل خرافه کسی به ثابت بودن زمین و کردش خورشید به گرد زمین باور ندارد . بشر توانسته است از مسیر حرکت زمین یا ماه اطلاعات دقیقی کسب کند و حتی از مدار سیارات دیگر هم. اما هنوز که هنوز است در حوزه های دینی ما همان حرفها تدریس می شود.
بیش از دو قرن است که تقریبا همه عناصر روی زمین را شناسایی و در جدول مندلیف ردیف کرده اند ولی هنوز تقسیمات ارسطو از تخت سلطنت پایین نیفتاده اند.
هنوز آنچه در حوزه تدریس می شود طبیعیات ارسطو است که طبق آن چهار عنصر وجود دارد . دو عنصر سبک: آتش و هوا
و دو عنصر سنگین یعنی آب و خاک
در حوزه ها هنوز افلاک نه گانه بطلمیوس و آسمانهای هفتگانه قرآن تدریس می شود و روحانیان نخواسته اند طرحی بیابند که متون دینی را با یافته های جدید بشر هماهنگ کنند.
هنوز علم هیئت یعنی علم نجومی که بر اساس افکار بطلمیوس و ایده زمین مرکزی تالیف شده است به رسمیت شناخته می شود.
اینها نشانه های روشنی است از اینکه روحانیت شیعی به وجهی غالب بر سنت و دانش نقلی تکیه کرده است حتی در مورد مباحث غیر دینی.
این شیوه نگرش مشکلات عدیده ای پیش می آورد که اینگونه نگرش سطحی به معرفت قادر به حل مشکل نیست.
در متون دینی و حتی قرآن مطالبی آمده است که بر اساس دانش مردم عربستان در زمان اعلام نبوت پیامبر بوده است.
برای مثال آسمانهای هفتگانه از جمله باورهایی بوده است که پیروان یهود داشتند و در کتاب تلمود مشروحا بیان شده است:
برای حل این دست مشکلات معرفتی یا باید تفسیری خاص در مورد کتاب مقدس برگزید
و یا اینکه علوم جدید را منکر شد .
منیرالدین حسینی راه دوم را برگزید. او ادعا داشت که ریاضیات هم اسلامی و غیراسلامی دارد!
اما اشخاص روشنفکری هم از قرنها پیش در حوزه اندیشه اسلامی وجود داشتند. از این دسته است ابن رشد اندلسی ( مغربی) که در قرن دوازده میلادی ( قرن ششن هجری ) می زیست.
او که در غرب بسیار مشهورتر است تا در میان مسلمانان و او را مهمترین مفسر ارسطو تلقی می کنند که غربیان تعالیم ارسطو را عمدتا از طریق وی فهمیده اند.. در قرون وسطی شعاری در مورد ایشان مشهور بود: «طبیعتِ تفسیر شده از سوی ارسطو و ارسطوی تفسیر شده از سوی ابنرشد»
او برای رفع این مشکل ( مغایرت بین دین و علم ) راه حلی داشت:
او معتقد بود که قرآن برای تربیت مردم نازل شده استو تربیت از میان مهارتهای پنجگانه زبان و اندیشه در حوزه خطابه قرار دارد.
در خطابه آنچه مهم است این است که در مخاطب خود اقناع روانی ایجاد کنی و او را به قبول آنچه کفته ایم واداریم . برای قبولاندن مطلب خود می توانیم از هر چیزی استفاده کنیم، می توانیم از یک داستان خیالی وه ساخته و پرداخته ذهن است استفاده کنیم و یا هرچیزی که مردم آن را درست می دانند حتی اگر قطعا نادرست بوده باشد.
پس آنچه در قران آمده است به این معنا نیست که حتما واقعی و درست هستند و می توان درستیشان را ثابت کرد. تنها بدین معناست که یا مردم و مخاطبین آنها را قبول داشتند ( مقبولات) یا آنها را درست می پنداشتند ( مسلمات) حتی اگر امروزه باطل بودن آنها روشن شده باشد.
البته نگرشها و راههای ی متفاوت دیگری هم برای آشتی دادن سنت دینی و کتاب مقدس یا معرفتهای نوین بشری وجود دارد .
از جمله مکتب تفکیک مرحوم محمدرضا حکیمی
یا مکتب سمبلیزم مرحوم دکتر شریعتی
یا هرمنوتیک یا علوم تفسیری پیشرفته و تلاش برای معقول و مقبول ساختن معارف دینی
👍1
✳️ کدهای کنش ارتباطی 1
✍️ محمدحسین ناجی
🔵 ارتباط انسانها با همدیگر بخشی از اعمال ارادی یا رفتار آنهاست که دروازه ی ورود انسانها به دنیای همدیگر است.
🟣 وقتی ما با انسانی دیگر آشنا می شویم و از او تاثیر می پذیریم در واقع او وارد دنیای ما شده است و به عبارت بهتر توانسته است که وارد دنیای ما شود و متقابلا اگر ما در برخورد با انسانی توانسته باشیم نقش پایی بر ذهن و روان فرد ایجاد کنیم وارد دنیای او شده ایم.
🟢 هر انسانی در زندگی اجتماعی خویش آن اندازه موفق است که توانسته باشد ورودی پیروزمندانه به دنیای انسانهای بیشتر و قویتری داشته باشد.
🟠 هرکس برای خویشتن دنیایی ذهنی- روانی دارد که تنها عناصر خاصی در آن وجود دارند .
( تعریف اگزیستانسیالیستی از جهان) عناصری که به نحوی در زندگی وی موثرند و در حیات فردی یا اجتماعی او نقش ایفا می کنند ، خواه به عنوان عناصر مفید و مثبت و حواه به عنوان عناصر تهدید و منفی
🟡 انسانهای موفق ، انسانهایی هستند که نقش مثبت و سازنده در دنیای دیگران ایفا کنند.
هنر مدیریت زندگی پاره های مختلفی دارد که یکی از مهمترین پاره های آنها توانایی ورود به دنیای دیگران است.
⚪️ مهمترین ابزار ما در این راه گفتار ما و قدرت ارتباطی عظیمی است که گفتار می تواند برای ما به بار آورد.
🟤 ازینرو باید بتوانیم تشخیص دهیم که چه سخنی و چگونه باید بگوییم .
باید معیارهایی روشن برای تشخیص سخن موثر و غیر موثر داشته باشیم
🔴 متاسفانه و هزار اسف که در سیستم تربیتی ما این نکات کاملا مورد غفلت قرار گرفته است و ازینرو جامعه ما اکثرا از انسانهای ضعیف و بی مهارتی تشکیل شده است.
در این میان نقش استدلال در این کنش ارتباطی به درستی تبیین نشده است و اکثر ما نمی دانیم که یکی از مهمترین خصیصه هایی که سخن موثر دارد مستدل بودن ( استدلالی بودن) آن است. استدلالی که مقدمات آن برای مخاطب قابل قبول باشد.
⚫️ یک استدلال خوب هم باید شرایط ویژه ای داشته باشد.
در این سری نوشته ها تلاش می شود دوازده کد و استاندارد و معیار را که پروفسور ادوارد دامر در کتاب ( ATTACKING FAULTY REASONING ) یا (حمله به استدلال نادرست) برای یک استدلال خوب معرفی کرده است را به اختصار معرفی کنم.
🟢 روشن است که یک رفتار وقتی قاعده مند و قابل کنترل می شود که ملاکهای مشخصی برای آن تعریف شده باشد و فرد به هنگام اقدام به رفتار تلاش کند که تمام قواعد را در رفتارش لحاظ کند و با آن قواعد سازگار کند.
ازینرو این اقدام پروفسور دامر در واقع گام بسیار قابل تقدیری است که جا دارد توسط متفکران مورد نقد قرار گرفته و قبض و بسط پذیرد.
✍️ محمدحسین ناجی
🔵 ارتباط انسانها با همدیگر بخشی از اعمال ارادی یا رفتار آنهاست که دروازه ی ورود انسانها به دنیای همدیگر است.
🟣 وقتی ما با انسانی دیگر آشنا می شویم و از او تاثیر می پذیریم در واقع او وارد دنیای ما شده است و به عبارت بهتر توانسته است که وارد دنیای ما شود و متقابلا اگر ما در برخورد با انسانی توانسته باشیم نقش پایی بر ذهن و روان فرد ایجاد کنیم وارد دنیای او شده ایم.
🟢 هر انسانی در زندگی اجتماعی خویش آن اندازه موفق است که توانسته باشد ورودی پیروزمندانه به دنیای انسانهای بیشتر و قویتری داشته باشد.
🟠 هرکس برای خویشتن دنیایی ذهنی- روانی دارد که تنها عناصر خاصی در آن وجود دارند .
( تعریف اگزیستانسیالیستی از جهان) عناصری که به نحوی در زندگی وی موثرند و در حیات فردی یا اجتماعی او نقش ایفا می کنند ، خواه به عنوان عناصر مفید و مثبت و حواه به عنوان عناصر تهدید و منفی
🟡 انسانهای موفق ، انسانهایی هستند که نقش مثبت و سازنده در دنیای دیگران ایفا کنند.
هنر مدیریت زندگی پاره های مختلفی دارد که یکی از مهمترین پاره های آنها توانایی ورود به دنیای دیگران است.
⚪️ مهمترین ابزار ما در این راه گفتار ما و قدرت ارتباطی عظیمی است که گفتار می تواند برای ما به بار آورد.
🟤 ازینرو باید بتوانیم تشخیص دهیم که چه سخنی و چگونه باید بگوییم .
باید معیارهایی روشن برای تشخیص سخن موثر و غیر موثر داشته باشیم
🔴 متاسفانه و هزار اسف که در سیستم تربیتی ما این نکات کاملا مورد غفلت قرار گرفته است و ازینرو جامعه ما اکثرا از انسانهای ضعیف و بی مهارتی تشکیل شده است.
در این میان نقش استدلال در این کنش ارتباطی به درستی تبیین نشده است و اکثر ما نمی دانیم که یکی از مهمترین خصیصه هایی که سخن موثر دارد مستدل بودن ( استدلالی بودن) آن است. استدلالی که مقدمات آن برای مخاطب قابل قبول باشد.
⚫️ یک استدلال خوب هم باید شرایط ویژه ای داشته باشد.
در این سری نوشته ها تلاش می شود دوازده کد و استاندارد و معیار را که پروفسور ادوارد دامر در کتاب ( ATTACKING FAULTY REASONING ) یا (حمله به استدلال نادرست) برای یک استدلال خوب معرفی کرده است را به اختصار معرفی کنم.
🟢 روشن است که یک رفتار وقتی قاعده مند و قابل کنترل می شود که ملاکهای مشخصی برای آن تعریف شده باشد و فرد به هنگام اقدام به رفتار تلاش کند که تمام قواعد را در رفتارش لحاظ کند و با آن قواعد سازگار کند.
ازینرو این اقدام پروفسور دامر در واقع گام بسیار قابل تقدیری است که جا دارد توسط متفکران مورد نقد قرار گرفته و قبض و بسط پذیرد.
👍3
خرد سنجشگر
✳️ کدهای کنش ارتباطی 1 ✍️ محمدحسین ناجی 🔵 ارتباط انسانها با همدیگر بخشی از اعمال ارادی یا رفتار آنهاست که دروازه ی ورود انسانها به دنیای همدیگر است. 🟣 وقتی ما با انسانی دیگر آشنا می شویم و از او تاثیر می پذیریم در واقع او وارد دنیای ما شده است و…
✳️ کدهای کنش ارتباطی 2
✍️ محمدحسین ناجی
🔷 کدهای کنش ارتباطی در نگاه سنتی
🟠 گفتیم که مراد از کنش ارتباطی ، تمام رفتارهای یک انسان است که در یک جامعه از افراد در مقابل افراد دیگر سر می زند.
🔹برای مثال مهمانی دادن، ازدواج ، دفن و کفن ، خرید و فروش هر کدام یک کنش ارتباطی اند.
🔸اما از سوی دیگر ، سخن گفتن ، تعلیم و تربیت ، نوشتن هم نوعی دیگر از کنش ارتباطی شمرده می شوند.
از لا به لای معلوماتی که از رفتار و کنشهای ارتباطی گذشتگان به دست ما رسیده است و از تعالیم و توصیه هایی که در متون مقدس و سخنان افرادی که نقش مرجعیت فکری و فرهنگی جوامع را عهده دار بودند می توان فهمید این است که :
نگرش غالب در تعیین و تنظیم کدهای کنش ارتباطی در تفکر سنتی، مبتنی بر اخلاق بوده است.
🟦 تمام تلاش مراجع فرهنگی بر این بود که تمام رفتار اجتماعی انسانها( یعنی کنش ارتباطی) را بر اساس باید و نباید های ارزشی و خوب و بد هایی که مبتنی بر آیینها و مناسک مقبول آن جامعه هستند تنظیم کنند و تمام اعضای یک جامعه از بدو تولد یاد بگیرند که آنها در یک فرهنگ خاص وارد زندگی شده اند و باید از همان ابتدا آن فرهنگ را به عنوان زیست محتوم و غیرقابل تغییر خود بپذیرند ، یاد بگیرند و از آن به خوبی حفاظت کنند و آن را به شکلی ثابت و بی نقص به نسلهای بعدی منتقل کنند.
🟤 این نگرش در واقع مبنای اصلی جوامع بسته تلقی می شد ، جوامعی که در آنها داد و ستد فرهنگی بین اینگونه جامعه ها تقریبا ناممکن و لااقل ناپسند تلقی می شد
⚫️ فرهنگ سنتی یعنی فرهنگی که از نسلهای قبلی به ارث رسیده است ،به عنوان سرنوشت غیرقابل تغییر افراد جامعه شناخته می شود و افراد با همان هویت و با همان نوع زندگی به دنیا می آیند و به همان شکل از دنیا می روند و دنیا را به همان شکلی که تحویل گرفته بودند تحویل نسل جدید می دهند مثل کاری که دیگر حیوانات می کنند .
🟡 یک میمون همان گونه زیست می کند که میمونهای دهها نسل پیش و میمونهای دهها نسل بعد هم مثل میمونهای امروزی باید زندگی کنند.
🟠 پس می توان گفت که در جوامع سنتی کدهای ارتباطی انسانها عمدتا کدهای اخلاقی و آیینی بودند.
🔺برای مثال در یک جامعه مسلمان، وقت خواب افراد طوری تنظیم می شد که با اوقات نماز سازگار باشد،
نوع تغذیه آنها و نوع پذیرایی از مهمانها هم بر اساس سنت اسلامی تنظیم می شد.
آداب معاشرت و آداب تجارت و آداب تعلیم و تعلم همه بر اساس سنت اسلامی تنظیم می شد.
اگر تمام این آداب را بررسی کنیم تقریبا همه آنها :
یا آدابی اخلاقی هستند مثل دعوت به پرهیز از دروغگویی یا دعوت به وفاداری
یا آدابی هستند از نوع مناسک مثل نماز و روزه
اگر به تمام کتابهایی که در زمینه کدهای کنش ارتباطی از قرون پیش به دست ما رسیده اند نگاه کنیم می توانیم در یابیم که غالبا از همین دست هستند یا در مورد اخلاق هستند و یا در مورد آیینها و مناسک.
✍️ محمدحسین ناجی
🔷 کدهای کنش ارتباطی در نگاه سنتی
🟠 گفتیم که مراد از کنش ارتباطی ، تمام رفتارهای یک انسان است که در یک جامعه از افراد در مقابل افراد دیگر سر می زند.
🔹برای مثال مهمانی دادن، ازدواج ، دفن و کفن ، خرید و فروش هر کدام یک کنش ارتباطی اند.
🔸اما از سوی دیگر ، سخن گفتن ، تعلیم و تربیت ، نوشتن هم نوعی دیگر از کنش ارتباطی شمرده می شوند.
از لا به لای معلوماتی که از رفتار و کنشهای ارتباطی گذشتگان به دست ما رسیده است و از تعالیم و توصیه هایی که در متون مقدس و سخنان افرادی که نقش مرجعیت فکری و فرهنگی جوامع را عهده دار بودند می توان فهمید این است که :
نگرش غالب در تعیین و تنظیم کدهای کنش ارتباطی در تفکر سنتی، مبتنی بر اخلاق بوده است.
🟦 تمام تلاش مراجع فرهنگی بر این بود که تمام رفتار اجتماعی انسانها( یعنی کنش ارتباطی) را بر اساس باید و نباید های ارزشی و خوب و بد هایی که مبتنی بر آیینها و مناسک مقبول آن جامعه هستند تنظیم کنند و تمام اعضای یک جامعه از بدو تولد یاد بگیرند که آنها در یک فرهنگ خاص وارد زندگی شده اند و باید از همان ابتدا آن فرهنگ را به عنوان زیست محتوم و غیرقابل تغییر خود بپذیرند ، یاد بگیرند و از آن به خوبی حفاظت کنند و آن را به شکلی ثابت و بی نقص به نسلهای بعدی منتقل کنند.
🟤 این نگرش در واقع مبنای اصلی جوامع بسته تلقی می شد ، جوامعی که در آنها داد و ستد فرهنگی بین اینگونه جامعه ها تقریبا ناممکن و لااقل ناپسند تلقی می شد
⚫️ فرهنگ سنتی یعنی فرهنگی که از نسلهای قبلی به ارث رسیده است ،به عنوان سرنوشت غیرقابل تغییر افراد جامعه شناخته می شود و افراد با همان هویت و با همان نوع زندگی به دنیا می آیند و به همان شکل از دنیا می روند و دنیا را به همان شکلی که تحویل گرفته بودند تحویل نسل جدید می دهند مثل کاری که دیگر حیوانات می کنند .
🟡 یک میمون همان گونه زیست می کند که میمونهای دهها نسل پیش و میمونهای دهها نسل بعد هم مثل میمونهای امروزی باید زندگی کنند.
🟠 پس می توان گفت که در جوامع سنتی کدهای ارتباطی انسانها عمدتا کدهای اخلاقی و آیینی بودند.
🔺برای مثال در یک جامعه مسلمان، وقت خواب افراد طوری تنظیم می شد که با اوقات نماز سازگار باشد،
نوع تغذیه آنها و نوع پذیرایی از مهمانها هم بر اساس سنت اسلامی تنظیم می شد.
آداب معاشرت و آداب تجارت و آداب تعلیم و تعلم همه بر اساس سنت اسلامی تنظیم می شد.
اگر تمام این آداب را بررسی کنیم تقریبا همه آنها :
یا آدابی اخلاقی هستند مثل دعوت به پرهیز از دروغگویی یا دعوت به وفاداری
یا آدابی هستند از نوع مناسک مثل نماز و روزه
اگر به تمام کتابهایی که در زمینه کدهای کنش ارتباطی از قرون پیش به دست ما رسیده اند نگاه کنیم می توانیم در یابیم که غالبا از همین دست هستند یا در مورد اخلاق هستند و یا در مورد آیینها و مناسک.
👍1
خرد سنجشگر
✳️ کدهای کنش ارتباطی 2 ✍️ محمدحسین ناجی 🔷 کدهای کنش ارتباطی در نگاه سنتی 🟠 گفتیم که مراد از کنش ارتباطی ، تمام رفتارهای یک انسان است که در یک جامعه از افراد در مقابل افراد دیگر سر می زند. 🔹برای مثال مهمانی دادن، ازدواج ، دفن و کفن ، خرید…
✳️ کدهای کنش ارتباطی 3
✍️ محمدحسین ناجی
❇️ کدهای معطوف به نتیجه
🔶 در جهان مدرن ما با کدهایی آشنا شده ایم و بلکه در حد زیادی با آنها انس گرفته ایم که به ما در نتیجه گیری بهتر از کارهایی که انجام می دهیم ، استفاده بهینه از دستگاههایی که در دسترس یا مورد نیاز ما هستند و .... یاری می رسانند , و دنتخاب رفتارهایی که زندگی را بهتر می کنند.
🔲 وقتی یک ماشین لباسشویی می خریم در کنار آن دفترچه ای در اختیار ما قرار می گیرد که کدهای بهره برداری از ماشین را به ما معرفی می کند.
پودر لباسشویی را در کدام بخش و در چه حدی باید ریخت؟
سرعت ماشین را چگونه تنظیم کنیم؟
تمام کدهایی که برای بهره برداری بهینه از دستگاه لازم است در کنار دستگاه در اختیار ما قرار داده می شود.
♦️به این نوع کدها ، کدهای معطوف به نتیجه می گوییم،
کدهایی که بهره برداری بهینه از اشیا یا سیستم ها ، انسانها ، گروهها و روابط موجود و ... را به ما معرفی می کنند.
♣️ این کدها ، دستورالعملهایی تجربی هستند که با شناخت خصوصیات ، صفات و اثرات اکثری موجودات به دست می آیند و در بهبود زندگی انسانها نقش بسیار موثری ایفا می کنند.
به عبارت دیگر می توان این کدها را معرفی زبان اشیا دانست. زبانی که به ما می آموزند که برای دریافت نتیجه ای مشخص از شیء مورد نظر چه رفتار خاصی را باید انتخاب کنیم.
🟥 با معرفی این کدها ، می توان ادعا کرد که:
هر جامعه ای که در آن کدهای معطوف به نتیجه بیشتر باشند ، آن جامعه راه پیشرفتش بازتر و فراهم تر است.
♠️ برای مثال دو کد متفاوت را مقایسه کنیم:
☑️ یکی از کدهای سنتی رایج در بین مسلمانان نحوه وضو گرفتن است.
آیا دست را از زانو تا نوک انگشتان شست یا برعکس
همین یک مورد دو فرقه اصلی مسلمانان را از هم متمایز می کند.
این یک کد رفتاری است.
اما آیا هیچ فرق مشخصی در نتیجه حاصل از دو نوع متفاوت شستشو بر آن مترتب است یا نه؟
جواب مشخصی نمی توان داد.
♥️ این هم یک کد دیگر:
می باش به عمر خود سحر خیز
وز خواب سحرگهان بپرهیز
✅ این هم یک کد رفتاری است اما نتیجه آن را در زندگی روزمره و از طریق مقایسه دو نوع زندگی می توان فهمید.
نتیجه کاملا روشن آن این است که سحر خیزان مسابقه روزانه زندگی را زودتر از بقیه شروع می کنند و هر روز چندین گام پیشروتر هستند.
پس با معرفی این نوع از کدهای رفتاری ، می توان تمام کدهای رفتاری را که در هر جامعه ای رایج هستند را دسته بندی کرد:
✅ آنهایی که آثار عملی در بهبود زندگی انسانها دارند
☑️ آنهایی که چنین آثاری را ندارند و تنها حاصل ژن سنت و بازمانده های زندگی گذشتگان ما در زندگی امروزین هستند.
❓ اما آیا بقایای زندگی گذشتگان فی حد ذاته دارای حرمت و ارزش هستند؟
❓ و این حرمت ذاتی را مدیون چه چیزی می توانند باشند؟
سوالات بسیار مهمی هستند که نسل جدید دنبال جوابی سرراست و معقول برای آن است.
بحث ادامه دارد.
لینک شماره پیشین:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4151
✍️ محمدحسین ناجی
❇️ کدهای معطوف به نتیجه
🔶 در جهان مدرن ما با کدهایی آشنا شده ایم و بلکه در حد زیادی با آنها انس گرفته ایم که به ما در نتیجه گیری بهتر از کارهایی که انجام می دهیم ، استفاده بهینه از دستگاههایی که در دسترس یا مورد نیاز ما هستند و .... یاری می رسانند , و دنتخاب رفتارهایی که زندگی را بهتر می کنند.
🔲 وقتی یک ماشین لباسشویی می خریم در کنار آن دفترچه ای در اختیار ما قرار می گیرد که کدهای بهره برداری از ماشین را به ما معرفی می کند.
پودر لباسشویی را در کدام بخش و در چه حدی باید ریخت؟
سرعت ماشین را چگونه تنظیم کنیم؟
تمام کدهایی که برای بهره برداری بهینه از دستگاه لازم است در کنار دستگاه در اختیار ما قرار داده می شود.
♦️به این نوع کدها ، کدهای معطوف به نتیجه می گوییم،
کدهایی که بهره برداری بهینه از اشیا یا سیستم ها ، انسانها ، گروهها و روابط موجود و ... را به ما معرفی می کنند.
♣️ این کدها ، دستورالعملهایی تجربی هستند که با شناخت خصوصیات ، صفات و اثرات اکثری موجودات به دست می آیند و در بهبود زندگی انسانها نقش بسیار موثری ایفا می کنند.
به عبارت دیگر می توان این کدها را معرفی زبان اشیا دانست. زبانی که به ما می آموزند که برای دریافت نتیجه ای مشخص از شیء مورد نظر چه رفتار خاصی را باید انتخاب کنیم.
🟥 با معرفی این کدها ، می توان ادعا کرد که:
هر جامعه ای که در آن کدهای معطوف به نتیجه بیشتر باشند ، آن جامعه راه پیشرفتش بازتر و فراهم تر است.
♠️ برای مثال دو کد متفاوت را مقایسه کنیم:
☑️ یکی از کدهای سنتی رایج در بین مسلمانان نحوه وضو گرفتن است.
آیا دست را از زانو تا نوک انگشتان شست یا برعکس
همین یک مورد دو فرقه اصلی مسلمانان را از هم متمایز می کند.
این یک کد رفتاری است.
اما آیا هیچ فرق مشخصی در نتیجه حاصل از دو نوع متفاوت شستشو بر آن مترتب است یا نه؟
جواب مشخصی نمی توان داد.
♥️ این هم یک کد دیگر:
می باش به عمر خود سحر خیز
وز خواب سحرگهان بپرهیز
✅ این هم یک کد رفتاری است اما نتیجه آن را در زندگی روزمره و از طریق مقایسه دو نوع زندگی می توان فهمید.
نتیجه کاملا روشن آن این است که سحر خیزان مسابقه روزانه زندگی را زودتر از بقیه شروع می کنند و هر روز چندین گام پیشروتر هستند.
پس با معرفی این نوع از کدهای رفتاری ، می توان تمام کدهای رفتاری را که در هر جامعه ای رایج هستند را دسته بندی کرد:
✅ آنهایی که آثار عملی در بهبود زندگی انسانها دارند
☑️ آنهایی که چنین آثاری را ندارند و تنها حاصل ژن سنت و بازمانده های زندگی گذشتگان ما در زندگی امروزین هستند.
❓ اما آیا بقایای زندگی گذشتگان فی حد ذاته دارای حرمت و ارزش هستند؟
❓ و این حرمت ذاتی را مدیون چه چیزی می توانند باشند؟
سوالات بسیار مهمی هستند که نسل جدید دنبال جوابی سرراست و معقول برای آن است.
بحث ادامه دارد.
لینک شماره پیشین:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4151
Telegram
خرد سنجشگر
✳️ کدهای کنش ارتباطی 2
✍️ محمدحسین ناجی
🔷 کدهای کنش ارتباطی در نگاه سنتی
🟠 گفتیم که مراد از کنش ارتباطی ، تمام رفتارهای یک انسان است که در یک جامعه از افراد در مقابل افراد دیگر سر می زند.
🔹برای مثال مهمانی دادن، ازدواج ، دفن و کفن ،…
✍️ محمدحسین ناجی
🔷 کدهای کنش ارتباطی در نگاه سنتی
🟠 گفتیم که مراد از کنش ارتباطی ، تمام رفتارهای یک انسان است که در یک جامعه از افراد در مقابل افراد دیگر سر می زند.
🔹برای مثال مهمانی دادن، ازدواج ، دفن و کفن ،…
🔸 محمد جواد ظریف با انتشار متنی گلایهآمیز از معاونت راهبردی دولت پزشکیان استعفا داد
@vaghtnews
@vaghtnews
*وفاق ملی یا وفاق حکومتی*
✍ محمدحسین ناجی
وفاق ملی وفاقیست که با رضایت نسبی همه اقشار ملت و طیفهای سیاسی حاصل شود.
یعنی شرایطی ایجاد شود که اکثریت ملت احساس کنند که این وضعیت بهترین وضعیت موجود میباشد .
🔵 اما وفاق حکومتی وفاق آنهایی است که دستی در قدرت دارند و بخشی از حاکمیت شمرده میشوند.
🔵 روشی که آقای پزشکیان وفاق ملی مینامند وفاق حکومتی است.
کمترین کاری که آقای پزشکیان برای تبدیل وضعیت موجود به وفاق ملی میتواند بکند همصحبتی با مردم است .
🔺اینکه بخشی از وقت خود را به صورت هفتگی به صحبت با مردم اختصاص دهد.
توضیح سیاستها و کارهایی که انجام شده و تصمیماتی که گرفته شده و مبانی آن به مردم از ضروریات دموکراسی است.
✅ این ویژگی لازمه دموکراسی و از ملزومات آن رایهاییست که از مردم اخذ کرده است.
✅ مسئولیت در قبال آرا کمترین وظیفه انتخاب شوندگان است
✍ محمدحسین ناجی
وفاق ملی وفاقیست که با رضایت نسبی همه اقشار ملت و طیفهای سیاسی حاصل شود.
یعنی شرایطی ایجاد شود که اکثریت ملت احساس کنند که این وضعیت بهترین وضعیت موجود میباشد .
🔵 اما وفاق حکومتی وفاق آنهایی است که دستی در قدرت دارند و بخشی از حاکمیت شمرده میشوند.
🔵 روشی که آقای پزشکیان وفاق ملی مینامند وفاق حکومتی است.
کمترین کاری که آقای پزشکیان برای تبدیل وضعیت موجود به وفاق ملی میتواند بکند همصحبتی با مردم است .
🔺اینکه بخشی از وقت خود را به صورت هفتگی به صحبت با مردم اختصاص دهد.
توضیح سیاستها و کارهایی که انجام شده و تصمیماتی که گرفته شده و مبانی آن به مردم از ضروریات دموکراسی است.
✅ این ویژگی لازمه دموکراسی و از ملزومات آن رایهاییست که از مردم اخذ کرده است.
✅ مسئولیت در قبال آرا کمترین وظیفه انتخاب شوندگان است
Forwarded from Naseradin Ghoreishi
*💃🎹 تبریز/آرامستان وادی رحمت.*
*⌛رنسانس اینگونه اتفاق میافتد!*
*💃عصر پنجشنبه بالباسی شاد رفته سر قبر بابا بزرگش میرقصد چون او رقصیدن نوهاش را خیلی دوست داشته.*
*👈این را نباید یک "شیرینکاری" صِرف در نظر گرفت. ما شاهد فزایندهی ورافتادن آئینهای سنتی و دینبنیادِ تولد و نامگذاری و ازدواج و مرگ هستیم.*
*👧🏻وقتی این دختر جوان بهجای خواندن قرآن و فاتحه بر خاک پدربزرگش برای او میرقصد، این بدان معناست که او از تصورهای دامنهدارِ برخاسته از معنای "مرگ" و قصههای "پس از مرگ" که دین، در ژرفایِ دلهای ایرانیان کاشته بود، بیرون شده است.‼️*
*🕌 فرهنگِ مسلمانی ایرانیان به سرعت در حال تحلیل رفتن است، رنسانس اینگونه اتفاق میافتد.‼️*
*⌛رنسانس اینگونه اتفاق میافتد!*
*💃عصر پنجشنبه بالباسی شاد رفته سر قبر بابا بزرگش میرقصد چون او رقصیدن نوهاش را خیلی دوست داشته.*
*👈این را نباید یک "شیرینکاری" صِرف در نظر گرفت. ما شاهد فزایندهی ورافتادن آئینهای سنتی و دینبنیادِ تولد و نامگذاری و ازدواج و مرگ هستیم.*
*👧🏻وقتی این دختر جوان بهجای خواندن قرآن و فاتحه بر خاک پدربزرگش برای او میرقصد، این بدان معناست که او از تصورهای دامنهدارِ برخاسته از معنای "مرگ" و قصههای "پس از مرگ" که دین، در ژرفایِ دلهای ایرانیان کاشته بود، بیرون شده است.‼️*
*🕌 فرهنگِ مسلمانی ایرانیان به سرعت در حال تحلیل رفتن است، رنسانس اینگونه اتفاق میافتد.‼️*
👍1
خرد سنجشگر
✳️ کدهای کنش ارتباطی 3 ✍️ محمدحسین ناجی ❇️ کدهای معطوف به نتیجه 🔶 در جهان مدرن ما با کدهایی آشنا شده ایم و بلکه در حد زیادی با آنها انس گرفته ایم که به ما در نتیجه گیری بهتر از کارهایی که انجام می دهیم ، استفاده بهینه از دستگاههایی که در…
✳️ کدهای کنش ارتباطی 4
✍️ محمدحسین ناجی
🟣 مکالمه و گفتگو هم یک کنش است.
🔺 در سخن مشهور نقل شده از زرتشت ، پندار و کردار و گفتار در مقابل هم و به تعبیر منطقی قسیم هم قرار داده شده اند. بدین معنا که افعال ارادی انسان را به سه قسم تقسیم کرده اند:
1️⃣) افعالی که در ذهن و خیال انسان تولید می شود ، به این قسم پندار گفته می شود
2️⃣) افعالی که توسط دهان و حنجره و اصوات و واژه ها ایجاد می شود و برای ایحاد رابطه با دیگر انسانها استفاده می شود. به این قسم گفتار اطلاق می شود
3️⃣ ) بقیه کارهایی که توسط اندام های دیگر انسان تولید می شود و به این قسم کردار نامیده می شود.
🔺 اگر کنش را به معنای هر فعل ارادی جوارحی(اعضای بیرونی انسان مثل دست و پا و دهان و دندان) بدانیم و آن را در مقابل افعال جوانحی یعنی اعمال درونی قرار دهیم طبیعتا معنایی اعم از کردار و گفتار خواهد داشت و گفتار انسان هم بخشی از کنشهای وی خواهد بود. و دقیقا به همین دلیل است که عنوان( کنش ارتباطی) عنوان نادرستی نیست.
🔺 اگر کنش صرفا به معنای کردار بود در آن صورت اصطلاح (کنش ارتباطی) صرفا برای رفتارهای غیرکلامی که برای ارتباط با دیگر انسانها تولید می شود به کار برده می شد مثلا تولید فیلم و موسیقی و نوشتار و ... چون در این تعریف از کنش ، گفتار را از مجموعه اعضای کردار بیرون نهاده ایم .
🔺 اما در این بحث تعریفی عامتر برای کنش اختیار شده است .
✳️ مراد از کنش هر کار ارادی انسان است که ظهور بیرونی دارد و اثرات مستقیم آن می تواند از خود فرد فراتر رود.
🔺 با این تعریف گفتار هم کنش محسوب می شود چون توسط دهان و دندان و حنجره تولید شده و می تواند به انسانهای دیگر برسد و در دنیای بیرون از انسان اثر بگذارد.
🔺اما تخیل کنش نیست زیرا کاری است که درونی که اثرات مستقیمی در بیرون ندارد اگرچه اثرات غیرمستقیم داشته باشد مثلا سبب شود که یاد کسی در ما زنده شود و ما را برانگیزد که به دیدارش برویم.
☑️ پس وقتی می گوییم کنش ارتباطی ، مجموعه افعالی از انسان را مدنظر داریم که برای ایجاد ارتباط با دیگر انسانها تولید می شود.
🔺 کنش ارتباطی شامل تمام گفتارها و نوشتارهای ما می شود ولی اختصاص به نوشتار و گفتار ندارد.
اگر ما در مواجهه با انسانی لبخند می زنیم یا با وی دست می دهیم این هم یک کنش ارتباطی است زیرا کاری است که ما آن را در خدمت ایجاد ارتباطی خاص با انسانی قرار داده ایم.
🔺 عمده کنشهای ارتباطی مبتنی بر اصولی توافقی بین آحاد یک جامعه است همانگونه که زبانها هم بر اساس توافق ایجاد می شوند و به تعبیر دیگر قراردادی هستند.
🔺 اگر در جامعه ای برای آن قطرات آبی که از آسمان می ریزد ( باران) گفته می شود و در جامعه ای دیگر ( یاغیش ) و در دیگری ( مطر) و در آن دیگری ( rain ) چون هر جامعه ای قراردادهای خاص خود را داشته است و این امر سبب تعدد زبانها شده است.
❇️ از شماره بعد اختصاصا راجع به کنشهای ارتباطی و کدهای آن بحث می کنیم
آدرس شماره قبل:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4152
✍️ محمدحسین ناجی
🟣 مکالمه و گفتگو هم یک کنش است.
🔺 در سخن مشهور نقل شده از زرتشت ، پندار و کردار و گفتار در مقابل هم و به تعبیر منطقی قسیم هم قرار داده شده اند. بدین معنا که افعال ارادی انسان را به سه قسم تقسیم کرده اند:
1️⃣) افعالی که در ذهن و خیال انسان تولید می شود ، به این قسم پندار گفته می شود
2️⃣) افعالی که توسط دهان و حنجره و اصوات و واژه ها ایجاد می شود و برای ایحاد رابطه با دیگر انسانها استفاده می شود. به این قسم گفتار اطلاق می شود
3️⃣ ) بقیه کارهایی که توسط اندام های دیگر انسان تولید می شود و به این قسم کردار نامیده می شود.
🔺 اگر کنش را به معنای هر فعل ارادی جوارحی(اعضای بیرونی انسان مثل دست و پا و دهان و دندان) بدانیم و آن را در مقابل افعال جوانحی یعنی اعمال درونی قرار دهیم طبیعتا معنایی اعم از کردار و گفتار خواهد داشت و گفتار انسان هم بخشی از کنشهای وی خواهد بود. و دقیقا به همین دلیل است که عنوان( کنش ارتباطی) عنوان نادرستی نیست.
🔺 اگر کنش صرفا به معنای کردار بود در آن صورت اصطلاح (کنش ارتباطی) صرفا برای رفتارهای غیرکلامی که برای ارتباط با دیگر انسانها تولید می شود به کار برده می شد مثلا تولید فیلم و موسیقی و نوشتار و ... چون در این تعریف از کنش ، گفتار را از مجموعه اعضای کردار بیرون نهاده ایم .
🔺 اما در این بحث تعریفی عامتر برای کنش اختیار شده است .
✳️ مراد از کنش هر کار ارادی انسان است که ظهور بیرونی دارد و اثرات مستقیم آن می تواند از خود فرد فراتر رود.
🔺 با این تعریف گفتار هم کنش محسوب می شود چون توسط دهان و دندان و حنجره تولید شده و می تواند به انسانهای دیگر برسد و در دنیای بیرون از انسان اثر بگذارد.
🔺اما تخیل کنش نیست زیرا کاری است که درونی که اثرات مستقیمی در بیرون ندارد اگرچه اثرات غیرمستقیم داشته باشد مثلا سبب شود که یاد کسی در ما زنده شود و ما را برانگیزد که به دیدارش برویم.
☑️ پس وقتی می گوییم کنش ارتباطی ، مجموعه افعالی از انسان را مدنظر داریم که برای ایجاد ارتباط با دیگر انسانها تولید می شود.
🔺 کنش ارتباطی شامل تمام گفتارها و نوشتارهای ما می شود ولی اختصاص به نوشتار و گفتار ندارد.
اگر ما در مواجهه با انسانی لبخند می زنیم یا با وی دست می دهیم این هم یک کنش ارتباطی است زیرا کاری است که ما آن را در خدمت ایجاد ارتباطی خاص با انسانی قرار داده ایم.
🔺 عمده کنشهای ارتباطی مبتنی بر اصولی توافقی بین آحاد یک جامعه است همانگونه که زبانها هم بر اساس توافق ایجاد می شوند و به تعبیر دیگر قراردادی هستند.
🔺 اگر در جامعه ای برای آن قطرات آبی که از آسمان می ریزد ( باران) گفته می شود و در جامعه ای دیگر ( یاغیش ) و در دیگری ( مطر) و در آن دیگری ( rain ) چون هر جامعه ای قراردادهای خاص خود را داشته است و این امر سبب تعدد زبانها شده است.
❇️ از شماره بعد اختصاصا راجع به کنشهای ارتباطی و کدهای آن بحث می کنیم
آدرس شماره قبل:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4152
Telegram
خرد سنجشگر
✳️ کدهای کنش ارتباطی 3
✍️ محمدحسین ناجی
❇️ کدهای معطوف به نتیجه
🔶 در جهان مدرن ما با کدهایی آشنا شده ایم و بلکه در حد زیادی با آنها انس گرفته ایم که به ما در نتیجه گیری بهتر از کارهایی که انجام می دهیم ، استفاده بهینه از دستگاههایی که در…
✍️ محمدحسین ناجی
❇️ کدهای معطوف به نتیجه
🔶 در جهان مدرن ما با کدهایی آشنا شده ایم و بلکه در حد زیادی با آنها انس گرفته ایم که به ما در نتیجه گیری بهتر از کارهایی که انجام می دهیم ، استفاده بهینه از دستگاههایی که در…
👍2
خرد سنجشگر
✳️ کدهای کنش ارتباطی 4 ✍️ محمدحسین ناجی 🟣 مکالمه و گفتگو هم یک کنش است. 🔺 در سخن مشهور نقل شده از زرتشت ، پندار و کردار و گفتار در مقابل هم و به تعبیر منطقی قسیم هم قرار داده شده اند. بدین معنا که افعال ارادی انسان را به سه قسم تقسیم کرده اند:…
✳️ کدهای کنش ارتباطی 5
✍️ محمدحسین ناجی
♦️ کدهای اخلاقی و کدهای رویه ای
قبلا هم توضیح دادیم که مراد از کد همان معیارها و ملاکهایی است که در جامعه برای افعال و رفتار انسان معرفی می شود.
🔹 توضیح دادیم که این کدها گاهی معطوف به نتیجه است و گاهی صرفا مرزبندی های فرهنگی که به تدریج در ژن های جامعه نفوذ و رسوخ کرده است را معرفی می کند.
🟣 ❓ کدها یا معیارهای رویه ای چیستند؟
انسان به تدریج در دوران رشد تاریخی خود چیزهایی یاد گرفته است که در جهت آسایش و رفاه بیشتر یاریگر او هستند.
🔺او یاد گرفته است که از گندم نان تولید کند و خوردن نان هم از خوردن گندم بسی راحتتر و لذتبشختر است. به تدریج یک دستورالعملی تجربی برای پختن نان به دست آورده است و این دستور العمل همان معیار یا کد رویه ای است.
🔺یاد گرفته که از سبزیجات و غلات آش بپزد و برایش دستورالعملی یافته است و معیاری رویه ای
🔺و به تدریج متناسب با رشد فهم تجربی اش از طبیعت توانسته است کدهای رویه ای فراوانی کسب کند که کاملترین وجوه آن را در تکنولوژیهای پیشرفته و نسل ماشینهای هوشمند می توان دید.
🔺🔺آخرین کدهای رویه ای چیزهایی هستند که هنوز جوانان ما از آن بی بهره اند مثلا کدهای ساخت موبایل ! چه می گویم !؟ کد رویه ای ساخت سوزن را هم نداریم.
پس
1️⃣ : کدهای رویه ای تجربی هستند.
مثلا برای یافتن بهترین دستورالعمل آش بارها ترکیب سبزیجات مختلف با غلات و حبوبات و دیگر مواد غذایی و افزودینیها را امتحان کرده و ازین راه هم آشهای مختلف و هم کدهای مختلف یافته اند که هریک از دیگری لذیذتر شده اند.
2️⃣ : این کدها معطوف به نتیجه خاصی طراحی می شوند
مثلا برای ساخت مداد یا تولید شربت پرتقال یا ماوس کامپیوتر
3️⃣ : این کدها چند و چندین مرحله ای هستند و معرفی کننده یک پروسه هستند.
حتی ممکن است مرکب از چندین پروسه باشند : مثلا ساخت اتومبیل از دهها پروسه مختلف تشکیل شده که هر یک هم از چندین پروسه ترکیب شده اند و ..
پروسه ساخت بدنه با پروسه ساخت موتور و ساخت سیستم ترمز و سیستم هدایت و سیستم روشنایی و وو
4️⃣ : این پیچیدگی موجب کشیدگی آن در طول زمان هم می شود و ممکن است پروسه ساخت یگ پل جندین سال طول بکشد.
5️⃣ : این پروسه ها ممکن است نیازمند مداخله انسانهای متعدد هم باشد و برای جمع تعریف شده باشد.
برای مثال تربیت یک خلبان یا اداره یک دانشگاه یا یک کشور
6️⃣ : این کدها اختصاصی به رابطه انسان با دیگر موجودات مثل آهن و خاک و .. یا سبزیجات و .. ندارد و شامل نتایج اجتماعی هم می شود.
برای مثال سیستم تربیتی یک کشور یا پروسه انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور
به عبارت دیگر مثلا کدها می توانند زمینه های اقتصادی ، ورزشی ، پرورشی و سیاسی را هم شامل شوند.
مثلا علم اقتصاد کلان دستورالعملهای اقتصاد بازار را معرفی می کند.
اما مشکل اینجاست که جوامع سنتی متاسفانه در برابر توسعه این نوع کدها در طول تاریخ مقاومتهایی داشته اند و آنها را نپذیرفته اند .
تنها ضرورتها توانسته اند تازگیها را بر آنها تحمیل کنند.
ادامه دارد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آدرس شماره قبل:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4157
✍️ محمدحسین ناجی
♦️ کدهای اخلاقی و کدهای رویه ای
قبلا هم توضیح دادیم که مراد از کد همان معیارها و ملاکهایی است که در جامعه برای افعال و رفتار انسان معرفی می شود.
🔹 توضیح دادیم که این کدها گاهی معطوف به نتیجه است و گاهی صرفا مرزبندی های فرهنگی که به تدریج در ژن های جامعه نفوذ و رسوخ کرده است را معرفی می کند.
🟣 ❓ کدها یا معیارهای رویه ای چیستند؟
انسان به تدریج در دوران رشد تاریخی خود چیزهایی یاد گرفته است که در جهت آسایش و رفاه بیشتر یاریگر او هستند.
🔺او یاد گرفته است که از گندم نان تولید کند و خوردن نان هم از خوردن گندم بسی راحتتر و لذتبشختر است. به تدریج یک دستورالعملی تجربی برای پختن نان به دست آورده است و این دستور العمل همان معیار یا کد رویه ای است.
🔺یاد گرفته که از سبزیجات و غلات آش بپزد و برایش دستورالعملی یافته است و معیاری رویه ای
🔺و به تدریج متناسب با رشد فهم تجربی اش از طبیعت توانسته است کدهای رویه ای فراوانی کسب کند که کاملترین وجوه آن را در تکنولوژیهای پیشرفته و نسل ماشینهای هوشمند می توان دید.
🔺🔺آخرین کدهای رویه ای چیزهایی هستند که هنوز جوانان ما از آن بی بهره اند مثلا کدهای ساخت موبایل ! چه می گویم !؟ کد رویه ای ساخت سوزن را هم نداریم.
پس
1️⃣ : کدهای رویه ای تجربی هستند.
مثلا برای یافتن بهترین دستورالعمل آش بارها ترکیب سبزیجات مختلف با غلات و حبوبات و دیگر مواد غذایی و افزودینیها را امتحان کرده و ازین راه هم آشهای مختلف و هم کدهای مختلف یافته اند که هریک از دیگری لذیذتر شده اند.
2️⃣ : این کدها معطوف به نتیجه خاصی طراحی می شوند
مثلا برای ساخت مداد یا تولید شربت پرتقال یا ماوس کامپیوتر
3️⃣ : این کدها چند و چندین مرحله ای هستند و معرفی کننده یک پروسه هستند.
حتی ممکن است مرکب از چندین پروسه باشند : مثلا ساخت اتومبیل از دهها پروسه مختلف تشکیل شده که هر یک هم از چندین پروسه ترکیب شده اند و ..
پروسه ساخت بدنه با پروسه ساخت موتور و ساخت سیستم ترمز و سیستم هدایت و سیستم روشنایی و وو
4️⃣ : این پیچیدگی موجب کشیدگی آن در طول زمان هم می شود و ممکن است پروسه ساخت یگ پل جندین سال طول بکشد.
5️⃣ : این پروسه ها ممکن است نیازمند مداخله انسانهای متعدد هم باشد و برای جمع تعریف شده باشد.
برای مثال تربیت یک خلبان یا اداره یک دانشگاه یا یک کشور
6️⃣ : این کدها اختصاصی به رابطه انسان با دیگر موجودات مثل آهن و خاک و .. یا سبزیجات و .. ندارد و شامل نتایج اجتماعی هم می شود.
برای مثال سیستم تربیتی یک کشور یا پروسه انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور
به عبارت دیگر مثلا کدها می توانند زمینه های اقتصادی ، ورزشی ، پرورشی و سیاسی را هم شامل شوند.
مثلا علم اقتصاد کلان دستورالعملهای اقتصاد بازار را معرفی می کند.
اما مشکل اینجاست که جوامع سنتی متاسفانه در برابر توسعه این نوع کدها در طول تاریخ مقاومتهایی داشته اند و آنها را نپذیرفته اند .
تنها ضرورتها توانسته اند تازگیها را بر آنها تحمیل کنند.
ادامه دارد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آدرس شماره قبل:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4157
Telegram
خرد سنجشگر
✳️ کدهای کنش ارتباطی 4
✍️ محمدحسین ناجی
🟣 مکالمه و گفتگو هم یک کنش است.
🔺 در سخن مشهور نقل شده از زرتشت ، پندار و کردار و گفتار در مقابل هم و به تعبیر منطقی قسیم هم قرار داده شده اند. بدین معنا که افعال ارادی انسان را به سه قسم تقسیم کرده اند:…
✍️ محمدحسین ناجی
🟣 مکالمه و گفتگو هم یک کنش است.
🔺 در سخن مشهور نقل شده از زرتشت ، پندار و کردار و گفتار در مقابل هم و به تعبیر منطقی قسیم هم قرار داده شده اند. بدین معنا که افعال ارادی انسان را به سه قسم تقسیم کرده اند:…
به انسانهای توسعه یافته نیاز داریم
انسان توسعه یافته کیست؟
✍ ح_ درویشی
– ” انسان توسعه یافته” انسانی است که به حقوق و تکالیف مدنی خود آگاه است. به وظایف خودعمل می کند و حقوق خود را مطالبه می نماید.
– “انسان توسعه یافته” اعتماد بنفس منطقی دارد . به توانایی های انسانی اش باور دارد ، خودش را محیط بر مسائل زندگیاش می داند و می فهمد که انسان موجودی خلاق و مبتکر و توانمند است . می داند که در درون انسان ، نیرویی وجود دارد که اگر اراده کند می تواند همۀ مشکلات را با تعقل و تدبیر ،حل و فصل کند.
– “انسان توسعه یافته” مهربان و آرام است. خوب گوش می کند. خوب فکر می کند. با عجله سخن نمی گوید وقتی با او برخورد می کنی، امواج آرام بخش و مهربانی، سراسر وجودتان را پر می کند.
– “انسان توسعه یافته” از نیاز به نمایش، عبور کرده است، در سخن گفتن اظهار فضل نمی کند و از چاپلوسی دیگران مشمئز می شود.
– “انسان توسعه یافته” روحیۀ مشارکت پذیری، هم فکری و همکاری با دیگران دارد. به تفکر جمعی و مشورت اعتقاد دارد، تقسیم کار را می فهمد، اصول مقدماتی مدیریت را بلد است و کاملاً باور دارد که عقل کل نیست.
– “انسان توسعه یافته” جو پذیر نیست، در مقابل تبلیغات زیانبار و یا کذب، روحیه پایداری و نگاه کارشناسی دارد. در گرداب تبلیغات سوء قرار نمی گیرد و هر نگرشی را در قالب عقل و تجربه و مشورت به تجزیه و تحلیل می گیرد و بعد تصمیم میگیرد.
– “انسان توسعه یافته” روحیۀ همزیستی مسالمت آمیز با جامعه دارد ، با خودش سازگار و با محیط زندگی اش هماهنگ است،محیط زندگی اش را تغییر می دهد ، اما با شرایط نمی جنگد.
– “انسان توسعه یافته” به تندرستی جسمی و سلامتی روحی و روانی خود اهمیت می دهد. ورزش می کند ، تفریح می کند و به واقع زندگی می کند. نوع لباس پوشیدنش ،روش گفتاری اش ،منش کرداری اش وحتی نوع نگاه وچهره اش بگونه ای است که مورد پذیرش اجتماع است و در همه امورات متعادل است.
– “انسان توسعه یافته” اجازه می دهد دیگران حرف خود را تمام کنند. یاد گرفته است بیشتر سکوت کند تا حرف بزند ، بیشتر بشنود تا بگوید.
– “انسان توسعه یافته” کتاب می خواند ، “انسان توسعه یافته” کتاب می خواند ، “انسان توسعه یافته” کتاب می خواند.
– “انسان توسعه یافته ” برای کل جامعه و آینده آن تلاش میکند و نه صرفا برای باند ،گروه ، همفکران ویا اقوامخود.
– “انسان توسعه یافته” مرعوب مقامات اداری و حکومتی نیست. میداند که این مقامات تنها در سازمان مطبوع خود صاحب مقام هستند و در عرصه اجتماع همگی خدمتگزار شهروندان هستند.
– “انسان توسعه یافته” با حیوانات مهربان است و به محیط زیست خود اهمیت می دهد.
– “انسان توسعه یافته” بخش مهمی از زندگی خود را برای به جای گذاشتن میراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی می کند، مسئولیت کاری را که در آن تخصص ندارد نمی پذیرد و مسئولیت کاری را به کسی که در آن کار تخصصی ندارد نمی سپارد و اگر خواست ثروتمند شود، نهادهای دولتی و حکومتی را ترک می کند.
– “انسان توسعه یافته” قانونمند است و به قانون احترام می گذارد. حتی در مواقعی که قانون را مطابق میل خود نمی داند نیز حاضر نیست قانون شکنی کند و قانون را زیر پا بگذارد……ولی برای تغییرآن روشنگری وتلاش میکند
انسان توسعه یافته کیست؟
✍ ح_ درویشی
– ” انسان توسعه یافته” انسانی است که به حقوق و تکالیف مدنی خود آگاه است. به وظایف خودعمل می کند و حقوق خود را مطالبه می نماید.
– “انسان توسعه یافته” اعتماد بنفس منطقی دارد . به توانایی های انسانی اش باور دارد ، خودش را محیط بر مسائل زندگیاش می داند و می فهمد که انسان موجودی خلاق و مبتکر و توانمند است . می داند که در درون انسان ، نیرویی وجود دارد که اگر اراده کند می تواند همۀ مشکلات را با تعقل و تدبیر ،حل و فصل کند.
– “انسان توسعه یافته” مهربان و آرام است. خوب گوش می کند. خوب فکر می کند. با عجله سخن نمی گوید وقتی با او برخورد می کنی، امواج آرام بخش و مهربانی، سراسر وجودتان را پر می کند.
– “انسان توسعه یافته” از نیاز به نمایش، عبور کرده است، در سخن گفتن اظهار فضل نمی کند و از چاپلوسی دیگران مشمئز می شود.
– “انسان توسعه یافته” روحیۀ مشارکت پذیری، هم فکری و همکاری با دیگران دارد. به تفکر جمعی و مشورت اعتقاد دارد، تقسیم کار را می فهمد، اصول مقدماتی مدیریت را بلد است و کاملاً باور دارد که عقل کل نیست.
– “انسان توسعه یافته” جو پذیر نیست، در مقابل تبلیغات زیانبار و یا کذب، روحیه پایداری و نگاه کارشناسی دارد. در گرداب تبلیغات سوء قرار نمی گیرد و هر نگرشی را در قالب عقل و تجربه و مشورت به تجزیه و تحلیل می گیرد و بعد تصمیم میگیرد.
– “انسان توسعه یافته” روحیۀ همزیستی مسالمت آمیز با جامعه دارد ، با خودش سازگار و با محیط زندگی اش هماهنگ است،محیط زندگی اش را تغییر می دهد ، اما با شرایط نمی جنگد.
– “انسان توسعه یافته” به تندرستی جسمی و سلامتی روحی و روانی خود اهمیت می دهد. ورزش می کند ، تفریح می کند و به واقع زندگی می کند. نوع لباس پوشیدنش ،روش گفتاری اش ،منش کرداری اش وحتی نوع نگاه وچهره اش بگونه ای است که مورد پذیرش اجتماع است و در همه امورات متعادل است.
– “انسان توسعه یافته” اجازه می دهد دیگران حرف خود را تمام کنند. یاد گرفته است بیشتر سکوت کند تا حرف بزند ، بیشتر بشنود تا بگوید.
– “انسان توسعه یافته” کتاب می خواند ، “انسان توسعه یافته” کتاب می خواند ، “انسان توسعه یافته” کتاب می خواند.
– “انسان توسعه یافته” مرعوب مقامات اداری و حکومتی نیست. میداند که این مقامات تنها در سازمان مطبوع خود صاحب مقام هستند و در عرصه اجتماع همگی خدمتگزار شهروندان هستند.
– “انسان توسعه یافته” با حیوانات مهربان است و به محیط زیست خود اهمیت می دهد.
– “انسان توسعه یافته” بخش مهمی از زندگی خود را برای به جای گذاشتن میراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی می کند، مسئولیت کاری را که در آن تخصص ندارد نمی پذیرد و مسئولیت کاری را به کسی که در آن کار تخصصی ندارد نمی سپارد و اگر خواست ثروتمند شود، نهادهای دولتی و حکومتی را ترک می کند.
– “انسان توسعه یافته” قانونمند است و به قانون احترام می گذارد. حتی در مواقعی که قانون را مطابق میل خود نمی داند نیز حاضر نیست قانون شکنی کند و قانون را زیر پا بگذارد……ولی برای تغییرآن روشنگری وتلاش میکند
👍1
🟪خلاصه تاریخ ایران از دیدگاه دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان :
✅خلاصه اینکه هم دون پایگان و هم بلندپایگان میدانستند که هر چیزی شدنی است و جامعه جامعه امکانات است.
✅ همچنان که اگر سلطان اراده میکرد میتوانست جان و مال وزیری را بگیرد همانطور نیز اگر میخواست میتوانست هر بی سر و پایی را به وزارت برگزیند
✅خلاصه اینکه هم دون پایگان و هم بلندپایگان میدانستند که هر چیزی شدنی است و جامعه جامعه امکانات است.
✅ همچنان که اگر سلطان اراده میکرد میتوانست جان و مال وزیری را بگیرد همانطور نیز اگر میخواست میتوانست هر بی سر و پایی را به وزارت برگزیند
👍1
🟠اینترنت و شبکه های اجتماعی ، فاخته ی جوامع بسته🟠
✍️ محمدحسین ناجی
فاخته ( Cuckoo) پرنده ای است که در طول تاریخ تحول خود یاد گرفته است که خود بچه داری نکند.
برای اینکار فنون زیادی یاد گرفته است که همه در جهت فریب دادن پرندگان دیگر و فریفتن آنها و جازدن تخم خود به جای تخم دیگر پرندگان و در نتیجه محول کردن وظیفه بچه داری به مادر ناتنی بوده است.
او در فرصت مناسبی تخم خود را به لانه پرنده ای که در مرحله تخمگذاری است قرار داده و در اغلب موارد حتی شکل ظاهری تخم را هم به شکل تخم پرنده هدف تنظیم می کند.
این شیوه در مراحل بعد هم از طریق ژنتیک تقویت می شود برخی از نوزادان فاخته چند روز بعد از بیرون آمدن از تخم که معمولا دو روز پیش از تخمهای اصلی است حتی قبل از اینکه چشمانشان به این دنیا گشوده شود به شکل عجیبی با کمک پاها و دم تخم های اصلی را از لانه بیرون می افکنند تا خود به تنهایی فرزند خانه محسوب شوند.
این وضعیت در شرایطی بسیار عجیبتر می شود. مثلا وقتی میزبان پرنده عسلی است قد و اندازه فاخته که خیلی بزرگتر است چند هفته بعد جوجه فاخته چندین برابر مادر خویش شده و حتی در سبد نمی گنجد و پرنده های میزبان جوجه را در بیرون از لانه با تلاش شبانه روزی و طاقت فرسا همچنان تغذیه می کنند
پدر و مادر در خانه خود جوجه ای تربیت می کنند اما جوجه ای نه از جنس خودشان.
✅ در جوامع بسته فرزند غالبا به شکل و شمایل پدر و مادر تربیت می شود و همانی از آب درمی اید که آنها توقع دارند.
اما از وقتی که اینترنت و موبایل هوشمند با شبکه های مجازی و بازیها و برنامه های متعدد وارد خانه می شود دیگر بچه ها همانی نیستند که پدر و مادرها توقع دارند.
ازینرو به سادگی می توان نتیجه گرفت که ظهور اینترنت و موبایل هوشمند با تمام ابزارهایش آغاز پایان جوامع بسته است و به تدریج رخت جامعه بسته از روی کره خاکی مان برچیده خواهد شد
✍️ محمدحسین ناجی
فاخته ( Cuckoo) پرنده ای است که در طول تاریخ تحول خود یاد گرفته است که خود بچه داری نکند.
برای اینکار فنون زیادی یاد گرفته است که همه در جهت فریب دادن پرندگان دیگر و فریفتن آنها و جازدن تخم خود به جای تخم دیگر پرندگان و در نتیجه محول کردن وظیفه بچه داری به مادر ناتنی بوده است.
او در فرصت مناسبی تخم خود را به لانه پرنده ای که در مرحله تخمگذاری است قرار داده و در اغلب موارد حتی شکل ظاهری تخم را هم به شکل تخم پرنده هدف تنظیم می کند.
این شیوه در مراحل بعد هم از طریق ژنتیک تقویت می شود برخی از نوزادان فاخته چند روز بعد از بیرون آمدن از تخم که معمولا دو روز پیش از تخمهای اصلی است حتی قبل از اینکه چشمانشان به این دنیا گشوده شود به شکل عجیبی با کمک پاها و دم تخم های اصلی را از لانه بیرون می افکنند تا خود به تنهایی فرزند خانه محسوب شوند.
این وضعیت در شرایطی بسیار عجیبتر می شود. مثلا وقتی میزبان پرنده عسلی است قد و اندازه فاخته که خیلی بزرگتر است چند هفته بعد جوجه فاخته چندین برابر مادر خویش شده و حتی در سبد نمی گنجد و پرنده های میزبان جوجه را در بیرون از لانه با تلاش شبانه روزی و طاقت فرسا همچنان تغذیه می کنند
پدر و مادر در خانه خود جوجه ای تربیت می کنند اما جوجه ای نه از جنس خودشان.
✅ در جوامع بسته فرزند غالبا به شکل و شمایل پدر و مادر تربیت می شود و همانی از آب درمی اید که آنها توقع دارند.
اما از وقتی که اینترنت و موبایل هوشمند با شبکه های مجازی و بازیها و برنامه های متعدد وارد خانه می شود دیگر بچه ها همانی نیستند که پدر و مادرها توقع دارند.
ازینرو به سادگی می توان نتیجه گرفت که ظهور اینترنت و موبایل هوشمند با تمام ابزارهایش آغاز پایان جوامع بسته است و به تدریج رخت جامعه بسته از روی کره خاکی مان برچیده خواهد شد
👍1
خرد سنجشگر
✳️ کدهای کنش ارتباطی 5 ✍️ محمدحسین ناجی ♦️ کدهای اخلاقی و کدهای رویه ای قبلا هم توضیح دادیم که مراد از کد همان معیارها و ملاکهایی است که در جامعه برای افعال و رفتار انسان معرفی می شود. 🔹 توضیح دادیم که این کدها گاهی معطوف به نتیجه است و گاهی…
✳️ کدهای کنش ارتباطی 6
✍️ محمدحسین ناجی
🟣ظهور دیالوگ
پیشتر در مورد کنش ارتباطی سخن گفتیم و نشان دادیم که مهمترین بخش کنشهای ارتباطی مربوط به ارتباط زبانی یعنی گفتگوست.
🔹 گفت و گو بین انسانها به تناسب اهدافی که از گفت و گو دارند انواع مختلفی دارد .مثل مذاکره ، تعلیم ، خطابه ، مناظره ، جدل ، نقد ، گپ و درد دل و ....
🔸هریک از این انواع هم به حسب اغراضی که از آنها مدنظر است برای خود قواعدی دارد که با رعایت آن قواعد مقصود بهتر حاصل می شود.
🔹یکی از مهمترین انواع گفت وگو دیالوگ است.
اهمیت یافتن این نوع ارتباط زبانی با رشد اجتماعی انسان مرتبط است.در جوامع مدرن که انسان تعریفی تازه یافته است و توقعات و انتظارات از افراد جامعه متناسب با تعریف نوین شکل گرفته است ، برای اینکه انسانها در جهت رشد و تعالی به همدیگر یاری کنند و به تبع بتوانند همکاری تنگاتنگی بین آحاد جامعه برای ساختن محیطی مطلوب و مطابق میل اکثریت ایجاد کنند ، نیاز به طراحی شکل نوینی از گفت و گو احساس شده است و نامش را دیالوگ یا گفت و گوی دیالکتیکی نهاده اند.
🔸در جامعه سنتی اکثر انسانها رعیت شمرده می شدند و نابالغ ؛ یعنی افرادی که خودشان قدرت تشخیص مصالح و مضار زندگی خویش را ندارند و بالطبع باید مطیع و فرمانبردار طبقه یا قشر خاصی از مردم باشند . افرادی که بسان چوپان یک گله وظیفه نگهداری و راهنمایی گله و محافظت آنها را عهده دار هستند.
🔹حکام و پادشاهان، جادوگران و روحانیان و ...یا ترکیبی از این اقشار متناسب با فرهنگ خاص هر جامعه ای متصدی چنین وظیفه یا مقامی بوده اند وعوام صرفا تکالیفی بر عهده داشته اند که در طول زندگی باید بر طبق آیینها و رسومات خاصی تکالیف تعیین شده را انجام دهند تا جامعه آنها را بپذیرد.
🟢 برای توضیح بیشتر:
در اوایل حیات اجتماعی انسان ، ما با دو گونه انسان مواجه بودیم:
آزاد و برده
🔸برده ها جزو اموال انسانهای آزاد شمرده می شدند ، حق و حقوقشان تقریبا مشابه حیوانات اهلی بود که انسانهای آزاد در مالکیت خویش داشتند.
همانگونه که یک فرد اسبش را تغذیه می کند و پناهگاهی برای دور ماندن از خطر برایش فراهم میکند ولی در مقابل باید برای صاحبش سواری دهد ، برده هم موظف بود تمام وقت در خدمت اربابش باشد و نیازهای او را برآورد. این دوره برده داری نام داشت.
🔹به تدریج این رسم برچیده شد و جایش را به شکل لطفیتر استثمار داد یعنی فئودالیته
در نظام فئودالی دهقانان اغلب با زمین کشاورزی و اسباب زراعت مملوک خانها بودند و به هنگام خرید و فروش روستا به ضمیمه روستا فروخته می شدند مازاد بر مصرف محصول تولیدی متعلق به خان می شد.
🔸با پیدایش صنعت جامعه دیگری هم ظهور یافت و مناسبات رایج در جامعه فئودالی در جوامع صنعتی برچیده شد . کارگران دیگر مملوک نبودند ولی مطابق خواست صاحبان کار باید عمل می کردند اما هنوز صاحبان سرمایه به شدت روی نوع زندگی و رفتار آنها موثر بودند.
🔹با گسترش ظلم صاحبان سرمایه و ابزار تولید ،مارکسیسم به یاری کارگران شتافت و به آنها جرأت داد که با اتحاد و همدستی روز به روز شرایط بهتری برای زندگی و کار خویش کسب کنند.
🔸به تدریج روشنفکران این ایده را پروردند که هیچ انسانی برتر از انسان دیگر نیست و همه از حقوق برابر برخوردارند و تمام حقوقی را خواص برای خود قائل بودند به تمام انسانها تسری دادند.
اگر خواص خود را دارای حق زندگی و حق انتخاب همسر و حق آزادی بیان و ....
با مجاهدت انسانهای آگاه و جسور روابط اجتماعی در اروپای بعد از رنسانس رو به بهبود نهاد.
🔹آنچه روشن است اینکه سیر رشد جوامع به سوی توسعه حقوق برابر برای همه انسانهاست علی الخصوص بعد از انقلاب تکنولوژیک در ابزار ارتباطات و ظهور اینترنت و تلفنهای هوشمند و شبکه های اجتماعی که زمینه ساز انحلال جوامع بسته شده است و می توان حدس زد که تا چند سال دیگر تمام انسانها در دورافتاده ترین روستاهای دورافتاده ترین کشورها هم خواهند توانست با تمام انسانهای دیگر در ارتباط باشند و از سبک زندگی و نوع نگرش و باورهای آنها آگاه شوند و از سلایق و علایق آنها مطلع شوند.
🔸این تحولات در واقع سبب خواهد شد که به تدریج علایق و سلایق انسانها به هم نزدیکتر شود ، انسانها از همدیگر بیاموزند و به همدیگر یاد بدهند و مطابق قانون سیالات متصل و به هم پیوسته به همسطحی و همرنگی و همسانی محتوایی نزدیکتر شوند.
این واقعیتها همه سبب شده است که برای تسهیل این روند نوع خاصی از گفت و شنود طراحی شود و انسانها هر روز به این واقعیت که ارتباط بیانی هم یک فن و مهارت است و قواعد خاص خود را دارد بیشتر واقف می شوند.
ادامه دارد...
آدرس شماره قبل:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4158
✍️ محمدحسین ناجی
🟣ظهور دیالوگ
پیشتر در مورد کنش ارتباطی سخن گفتیم و نشان دادیم که مهمترین بخش کنشهای ارتباطی مربوط به ارتباط زبانی یعنی گفتگوست.
🔹 گفت و گو بین انسانها به تناسب اهدافی که از گفت و گو دارند انواع مختلفی دارد .مثل مذاکره ، تعلیم ، خطابه ، مناظره ، جدل ، نقد ، گپ و درد دل و ....
🔸هریک از این انواع هم به حسب اغراضی که از آنها مدنظر است برای خود قواعدی دارد که با رعایت آن قواعد مقصود بهتر حاصل می شود.
🔹یکی از مهمترین انواع گفت وگو دیالوگ است.
اهمیت یافتن این نوع ارتباط زبانی با رشد اجتماعی انسان مرتبط است.در جوامع مدرن که انسان تعریفی تازه یافته است و توقعات و انتظارات از افراد جامعه متناسب با تعریف نوین شکل گرفته است ، برای اینکه انسانها در جهت رشد و تعالی به همدیگر یاری کنند و به تبع بتوانند همکاری تنگاتنگی بین آحاد جامعه برای ساختن محیطی مطلوب و مطابق میل اکثریت ایجاد کنند ، نیاز به طراحی شکل نوینی از گفت و گو احساس شده است و نامش را دیالوگ یا گفت و گوی دیالکتیکی نهاده اند.
🔸در جامعه سنتی اکثر انسانها رعیت شمرده می شدند و نابالغ ؛ یعنی افرادی که خودشان قدرت تشخیص مصالح و مضار زندگی خویش را ندارند و بالطبع باید مطیع و فرمانبردار طبقه یا قشر خاصی از مردم باشند . افرادی که بسان چوپان یک گله وظیفه نگهداری و راهنمایی گله و محافظت آنها را عهده دار هستند.
🔹حکام و پادشاهان، جادوگران و روحانیان و ...یا ترکیبی از این اقشار متناسب با فرهنگ خاص هر جامعه ای متصدی چنین وظیفه یا مقامی بوده اند وعوام صرفا تکالیفی بر عهده داشته اند که در طول زندگی باید بر طبق آیینها و رسومات خاصی تکالیف تعیین شده را انجام دهند تا جامعه آنها را بپذیرد.
🟢 برای توضیح بیشتر:
در اوایل حیات اجتماعی انسان ، ما با دو گونه انسان مواجه بودیم:
آزاد و برده
🔸برده ها جزو اموال انسانهای آزاد شمرده می شدند ، حق و حقوقشان تقریبا مشابه حیوانات اهلی بود که انسانهای آزاد در مالکیت خویش داشتند.
همانگونه که یک فرد اسبش را تغذیه می کند و پناهگاهی برای دور ماندن از خطر برایش فراهم میکند ولی در مقابل باید برای صاحبش سواری دهد ، برده هم موظف بود تمام وقت در خدمت اربابش باشد و نیازهای او را برآورد. این دوره برده داری نام داشت.
🔹به تدریج این رسم برچیده شد و جایش را به شکل لطفیتر استثمار داد یعنی فئودالیته
در نظام فئودالی دهقانان اغلب با زمین کشاورزی و اسباب زراعت مملوک خانها بودند و به هنگام خرید و فروش روستا به ضمیمه روستا فروخته می شدند مازاد بر مصرف محصول تولیدی متعلق به خان می شد.
🔸با پیدایش صنعت جامعه دیگری هم ظهور یافت و مناسبات رایج در جامعه فئودالی در جوامع صنعتی برچیده شد . کارگران دیگر مملوک نبودند ولی مطابق خواست صاحبان کار باید عمل می کردند اما هنوز صاحبان سرمایه به شدت روی نوع زندگی و رفتار آنها موثر بودند.
🔹با گسترش ظلم صاحبان سرمایه و ابزار تولید ،مارکسیسم به یاری کارگران شتافت و به آنها جرأت داد که با اتحاد و همدستی روز به روز شرایط بهتری برای زندگی و کار خویش کسب کنند.
🔸به تدریج روشنفکران این ایده را پروردند که هیچ انسانی برتر از انسان دیگر نیست و همه از حقوق برابر برخوردارند و تمام حقوقی را خواص برای خود قائل بودند به تمام انسانها تسری دادند.
اگر خواص خود را دارای حق زندگی و حق انتخاب همسر و حق آزادی بیان و ....
با مجاهدت انسانهای آگاه و جسور روابط اجتماعی در اروپای بعد از رنسانس رو به بهبود نهاد.
🔹آنچه روشن است اینکه سیر رشد جوامع به سوی توسعه حقوق برابر برای همه انسانهاست علی الخصوص بعد از انقلاب تکنولوژیک در ابزار ارتباطات و ظهور اینترنت و تلفنهای هوشمند و شبکه های اجتماعی که زمینه ساز انحلال جوامع بسته شده است و می توان حدس زد که تا چند سال دیگر تمام انسانها در دورافتاده ترین روستاهای دورافتاده ترین کشورها هم خواهند توانست با تمام انسانهای دیگر در ارتباط باشند و از سبک زندگی و نوع نگرش و باورهای آنها آگاه شوند و از سلایق و علایق آنها مطلع شوند.
🔸این تحولات در واقع سبب خواهد شد که به تدریج علایق و سلایق انسانها به هم نزدیکتر شود ، انسانها از همدیگر بیاموزند و به همدیگر یاد بدهند و مطابق قانون سیالات متصل و به هم پیوسته به همسطحی و همرنگی و همسانی محتوایی نزدیکتر شوند.
این واقعیتها همه سبب شده است که برای تسهیل این روند نوع خاصی از گفت و شنود طراحی شود و انسانها هر روز به این واقعیت که ارتباط بیانی هم یک فن و مهارت است و قواعد خاص خود را دارد بیشتر واقف می شوند.
ادامه دارد...
آدرس شماره قبل:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4158
Telegram
خرد سنجشگر
✳️ کدهای کنش ارتباطی 5
✍️ محمدحسین ناجی
♦️ کدهای اخلاقی و کدهای رویه ای
قبلا هم توضیح دادیم که مراد از کد همان معیارها و ملاکهایی است که در جامعه برای افعال و رفتار انسان معرفی می شود.
🔹 توضیح دادیم که این کدها گاهی معطوف به نتیجه است و گاهی…
✍️ محمدحسین ناجی
♦️ کدهای اخلاقی و کدهای رویه ای
قبلا هم توضیح دادیم که مراد از کد همان معیارها و ملاکهایی است که در جامعه برای افعال و رفتار انسان معرفی می شود.
🔹 توضیح دادیم که این کدها گاهی معطوف به نتیجه است و گاهی…
👍1
خرد سنجشگر
✳️ کدهای کنش ارتباطی 6 ✍️ محمدحسین ناجی 🟣ظهور دیالوگ پیشتر در مورد کنش ارتباطی سخن گفتیم و نشان دادیم که مهمترین بخش کنشهای ارتباطی مربوط به ارتباط زبانی یعنی گفتگوست. 🔹 گفت و گو بین انسانها به تناسب اهدافی که از گفت و گو دارند انواع مختلفی دارد…
✳️ کدهای کنش ارتباطی 7
✍️ محمدحسین ناجی
🟣موروثی بودن برخی کدهای رفتار
♦️کدهای کنش و رفتار هم در دراز مدت از طریق ژنتیک منتقل شده و به ارث می رسد.♦️
🔸با توجه به رشد ابزارهای ثبت و ضبط زندگی جانوران شواهد زیادی به دست آمده از اینکه برخی از رفتارهای ضروری جانوران تعلیمی نبوده و نوزادان برای یادگیری آنها هیچ تعلیم خاصی ندیده اند.
🔺نوزادان حیواناتی مثل آهو ، اسب و فیل بعد از بیرون آمدن از رحم می دانند که باید برپاخیزند و به دنبال پستان مادر روند.
🔺نوزاد انسان هم مکیدن را از پیش می داند گرچه ممکن است به واسطه کمکهای مادران به نشان دادن محل تغذیه ، دیگر جای پستان را نداند اما در بسیاری از حیوانات نوزاد حتی قبل از اینکه چشم باز کند بلافاصله به دنبال پستان می رود و شروع به تغذیه می کند.
🔺آنچه در مورد فاخته نوشتم یعنی بااینکه هرگز مادرش را نمی بیند اما می داند که باید تخمهای دیگر را از سبد بیرون اندازد و خودش را به عنوان فرزند جابزند ، نمونه روشنی از کدهای رفتاری است که از طریق ژنتیک به ارث می رسد.
بعضی از این جوجه ها اگر تخمی در قفس مانده باشد و جوجه شود دور از چشم مادر حتی گاهی در مقابل نگاههای متحیر مادر او را می کشد تا رقیبی در لانه نداشته باشد.
🔺جوجه های لاک پشت هرگز مادر خود را نمیبینند اما وقتی از تخم بیرون آمدند می دانند که باید از زیر خاکها بیرون آیند ( خصوصا در هنگام شب) و به سرعت خود را به دریا برسانند. آنها می دانند که هر کجا بروند حتی اگر صدها بلکه هزاران کیلومتر هم از زادگاه خود دور شوند باید در موعد مقرر به همین مکان برگردند و مثل مادری که هرگز او را ندیده اند با کندن چاله ای که هرگز تجربه ای از آن ندارند، در آن تخم گذاری کرده و رویش را با خاک بپوشانند و دور شوند.
شنا کردن را و حتی مقصدی را که باید طی کنند را از پیش می دانند.
🔺همه حیوانات می دانند که باید از راه دهان تغذیه کنند .
🔺🔺فیلمی مستند از دو خرس را دیدم که مادرشان کشته شده بود و فردی تربیت آنها را عهده دار شده بود و در عین حال با آزمایشهایی می خواست چیزهایی در موردشان یاد بگیرد.
روزی از روزها وقتی خرسها تقریبا دوساله شده بودند یک گراز اسباب بازی اما در اندازه طبیعی خود در مسیری تعبیه کرد و با آنها به طرف آنها حرکت کرد تا ناگهانی خرسها را با گراز مواجه سازد.
خرسها که قبلا با حیواناتی دیگر به همان اندازه حتی بزرگتر از آنها مثل گاو و اسب مواجه شده بودند اما رفتاری غیر عادی از خود نشان نداده بودند با دیدن گراز بناگهان مثل دیدن یک حادثه وحشتناک فرار کرده و در میان درختان و دور از چشم گراز قایم شدند و لی با دقت آن را زیر نظر داشتند.
مادر معنوی خرسها وفت و گراز را به روی زمین خواباند ، خرسها با احتیاط فوق العاده از پشت درختان بیرون آمدند و به مرد نزدیک شدند و وقتی مرد گراز را سرپا کرد باز با وحشت پا به فرار گذاشتند و قایم شدند.
روز بعد این کار را با حیوانهای اسباب بازی دیگری تکرار کرد ولی آنها هیچ ترس و واهمه نشان ندادند و به بازی با اسباب بازیها پرداختند.
☑️این مشاهده نشانه روشنی بود از اینکه امور مهم و حیاتی در زندگی موجودات زنده در طول زمان مدیدی به عنوان ارثیه ژنتیک به نوزادان منتقل می شود.
✅این نکته اگر در مورد انسان هم صادق باشد که به احتمال قوی چنین است لازم میآورد که بر آن باشیم که انسانهای جوامع مختلف به لحاظ ژنتیک مختلف باشند یعنی یک ایرانی با یک آمریکایی یا اروپایی در بدو تولد هم فرقهایی دارد و ارثیه ژنتیک متفاوتی را داراست.
🟦ازینرو پر بیراه نیست اگر برخی جامعه شناسان انسان شرقی و انسان غربی را دو گونه متفاوت می دانند.👍
ادامه دارد
✍️ محمدحسین ناجی
🟣موروثی بودن برخی کدهای رفتار
♦️کدهای کنش و رفتار هم در دراز مدت از طریق ژنتیک منتقل شده و به ارث می رسد.♦️
🔸با توجه به رشد ابزارهای ثبت و ضبط زندگی جانوران شواهد زیادی به دست آمده از اینکه برخی از رفتارهای ضروری جانوران تعلیمی نبوده و نوزادان برای یادگیری آنها هیچ تعلیم خاصی ندیده اند.
🔺نوزادان حیواناتی مثل آهو ، اسب و فیل بعد از بیرون آمدن از رحم می دانند که باید برپاخیزند و به دنبال پستان مادر روند.
🔺نوزاد انسان هم مکیدن را از پیش می داند گرچه ممکن است به واسطه کمکهای مادران به نشان دادن محل تغذیه ، دیگر جای پستان را نداند اما در بسیاری از حیوانات نوزاد حتی قبل از اینکه چشم باز کند بلافاصله به دنبال پستان می رود و شروع به تغذیه می کند.
🔺آنچه در مورد فاخته نوشتم یعنی بااینکه هرگز مادرش را نمی بیند اما می داند که باید تخمهای دیگر را از سبد بیرون اندازد و خودش را به عنوان فرزند جابزند ، نمونه روشنی از کدهای رفتاری است که از طریق ژنتیک به ارث می رسد.
بعضی از این جوجه ها اگر تخمی در قفس مانده باشد و جوجه شود دور از چشم مادر حتی گاهی در مقابل نگاههای متحیر مادر او را می کشد تا رقیبی در لانه نداشته باشد.
🔺جوجه های لاک پشت هرگز مادر خود را نمیبینند اما وقتی از تخم بیرون آمدند می دانند که باید از زیر خاکها بیرون آیند ( خصوصا در هنگام شب) و به سرعت خود را به دریا برسانند. آنها می دانند که هر کجا بروند حتی اگر صدها بلکه هزاران کیلومتر هم از زادگاه خود دور شوند باید در موعد مقرر به همین مکان برگردند و مثل مادری که هرگز او را ندیده اند با کندن چاله ای که هرگز تجربه ای از آن ندارند، در آن تخم گذاری کرده و رویش را با خاک بپوشانند و دور شوند.
شنا کردن را و حتی مقصدی را که باید طی کنند را از پیش می دانند.
🔺همه حیوانات می دانند که باید از راه دهان تغذیه کنند .
🔺🔺فیلمی مستند از دو خرس را دیدم که مادرشان کشته شده بود و فردی تربیت آنها را عهده دار شده بود و در عین حال با آزمایشهایی می خواست چیزهایی در موردشان یاد بگیرد.
روزی از روزها وقتی خرسها تقریبا دوساله شده بودند یک گراز اسباب بازی اما در اندازه طبیعی خود در مسیری تعبیه کرد و با آنها به طرف آنها حرکت کرد تا ناگهانی خرسها را با گراز مواجه سازد.
خرسها که قبلا با حیواناتی دیگر به همان اندازه حتی بزرگتر از آنها مثل گاو و اسب مواجه شده بودند اما رفتاری غیر عادی از خود نشان نداده بودند با دیدن گراز بناگهان مثل دیدن یک حادثه وحشتناک فرار کرده و در میان درختان و دور از چشم گراز قایم شدند و لی با دقت آن را زیر نظر داشتند.
مادر معنوی خرسها وفت و گراز را به روی زمین خواباند ، خرسها با احتیاط فوق العاده از پشت درختان بیرون آمدند و به مرد نزدیک شدند و وقتی مرد گراز را سرپا کرد باز با وحشت پا به فرار گذاشتند و قایم شدند.
روز بعد این کار را با حیوانهای اسباب بازی دیگری تکرار کرد ولی آنها هیچ ترس و واهمه نشان ندادند و به بازی با اسباب بازیها پرداختند.
☑️این مشاهده نشانه روشنی بود از اینکه امور مهم و حیاتی در زندگی موجودات زنده در طول زمان مدیدی به عنوان ارثیه ژنتیک به نوزادان منتقل می شود.
✅این نکته اگر در مورد انسان هم صادق باشد که به احتمال قوی چنین است لازم میآورد که بر آن باشیم که انسانهای جوامع مختلف به لحاظ ژنتیک مختلف باشند یعنی یک ایرانی با یک آمریکایی یا اروپایی در بدو تولد هم فرقهایی دارد و ارثیه ژنتیک متفاوتی را داراست.
🟦ازینرو پر بیراه نیست اگر برخی جامعه شناسان انسان شرقی و انسان غربی را دو گونه متفاوت می دانند.👍
ادامه دارد
👍2
خرد سنجشگر
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -یک ✍🏼 محمدحسین ناجی بخشی از وجود هر انسانی مملو است از پاره هایی که ما نام باور یا عقیده به آن داده ایم. البته باور به دو معنا به کار برده می شود: 💠باور به معنای عام: مراد از این واژه هر گزاره ای است که فرد می تواند آن را پس از عبارت(…
a principle or set of principles laid down by an authority as incontrovertibly true.
"the dogmas of faith"
تعریف دگما که همان باور به معنای خاص است
"the dogmas of faith"
تعریف دگما که همان باور به معنای خاص است
VID-20241016-WA0005.mp4
1.7 MB
👍 شاهکار ایلان ماسک 👍
هرکسی ازتون پرسید مشتق و انتگرال کجا بدرد میخوره این ویدیو رو نشونش بدید بزرگواران.
هنر مهندسی یعنی یه جسم ۳۵۰۰ تنی رو با سرعت ۶ هزار کیلومتر به سمت زمین برگردونی و اینجوری بگیری بغلت.
زنده باد علم...
برای درک عظمت این اتفاق تاریخی تصور کنید:
یک استوانه به جرم ۲۷۰ تن و ارتفاع ۷۰ متر و قطر ۹ متر ( معادل یک ساختمون ۲۰ طبقه) با سرعت ۴۰۰۰ کیلومتر حدود ۱۱۰ متر بر ثانیه (۴ برابر سرعت صوت) دارد از آسمان میفتد و شما آن را در بغل بگیرید!
این کاری است که امروز #ایلانماسک در #اسپیسایکس انجام داد.غ
هرکسی ازتون پرسید مشتق و انتگرال کجا بدرد میخوره این ویدیو رو نشونش بدید بزرگواران.
هنر مهندسی یعنی یه جسم ۳۵۰۰ تنی رو با سرعت ۶ هزار کیلومتر به سمت زمین برگردونی و اینجوری بگیری بغلت.
زنده باد علم...
برای درک عظمت این اتفاق تاریخی تصور کنید:
یک استوانه به جرم ۲۷۰ تن و ارتفاع ۷۰ متر و قطر ۹ متر ( معادل یک ساختمون ۲۰ طبقه) با سرعت ۴۰۰۰ کیلومتر حدود ۱۱۰ متر بر ثانیه (۴ برابر سرعت صوت) دارد از آسمان میفتد و شما آن را در بغل بگیرید!
این کاری است که امروز #ایلانماسک در #اسپیسایکس انجام داد.غ
👍5
درود بی پایان
چیزهای زیادی میتوان از یهودیان فرا گرفت!
اخیرا" توفیقی دست داد که سفری داشته باشم به یکی از کشورهای غربی، برای زیارت خواهرم.
خواستم خاطره ای کوتاه از این سفر را با دوستان باشتراک بگزارم.
یک روز صبح به روال همیشگی با خواهرم مشغول صرف صبحانه بودیم که زنگ در بصدا درآمد، با تعجب پرسیدم، چه کسی میتواند باشد این وقت صبح!؟
گفت حتما"مریم خانمه، برای نظافت خونه اومده.
خانمی بود تقریبا" شصت ساله،با بنیه ای قوی و روئی گشاده با مانتوئی ساده.
وارد شد و سلام و علیکی با من کرد و شروع کرد به جابجائی وسایل شخصی و در آوردن لباس بیرون و در این حین خواهرم مشغول معرفی من بود و اینکه بتازگی از ایران آمده ام و ...
هرسه نشستیم پای سفره و صحبت از ایران و اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران.
پرسیم چند ساله که از ایران خارج شده اید، گفت سی وپنج ساله. کدوم شهر زندگی میکردین؟ جواب داد قم!
گفتم میتونم بپرسم انگیزه مهاجرتتان چه بود، فکر میکردم لابد آدم مذهبیی هست. لبخندی زد و گفت. انگیزه منگیزه حالیم نبود، مجبور شدم.
گفتم سیاسی بودید، گفت، نه آقا، یهودی بودم، آب دهنم خشک شد، تا بحال از این فاصله اندک، یهودیی ندیده بودم.
گفتم چطور ممکنه! اسمتون مریمه و اهل قم هستید، نمیدونستم تو قم یهودی هم داریم!
جرعه ای از چائیش خورد و گفت: پدرم از بازاریهای مومن قم بود و با مادم که یهودی بود ازدواج کرد و حاصلش شد پنج تا پسر و دختر که من یکی از اونهام.
با تعجب پرسیدم چطور ممکنه!؟ مرد مومن مسلمان با زن یهودی؟
گفت، اتفاقا" گرفتن زن یهودی در اسلام مستحب است! همچی چیزی نشنیده بودم ،راستش الان هم مطمئن نیستم.
حین صحبت دنبال علامتی، نشانه ای، مهری میگشتم که نشانگر یهودیت باشد!
هیچ نیافتم.
زنی معمولی، ساده، بدون آرایش، با موهای کوتاه با ترکیبی از جوگندمی و احتمالا" رنگ موئی که ششماه قبل به موهایش گذاشته بود.
شهامتم را جمع کردم، پرسیدم با این اوصاف شما یهودی هستین یا مسلمان؟ گفت: چه فرقی میکند؟ یه چیزی مثل آدمیم دیگه! و خندید، من یهودی هستم و بچه های من هم یهودیند.
برایم جالب بود، فکر نمیکردم یک زن یهودی کارش نظافت منزل باشد، در مورد هسرش پرسیدم و فهمیدم که شوهرش هم راننده هست و ایرانی.
من که تازه کنجکاویم گل کرده بود، در مورد چیزهائی از قبیل جدا بودن آشپزخانه و ظرف و ظروف پخت و پز گوشت و سبزی و ...که قبلا" شنیده بودم سوالاتی کردم و جوابهای مختصری گرفتم.
پرسیدم شما جمعیتتون در کل دنیا اندازه تهران هم نیست! چطوری تا این حد تونستین منسجم و قوی بمانید؟
در جواب گفت: ما که ته! ولی آدمایی هستند که حامی ضعیفایی مثل ما هستند، آنها کمکمان میکنند که بچه هامون در مسیر درست قرار بگیرند، کار یاد بگیرن و درس بخونن، ما وظیفه دارم نصف هر آنچه بدست میاوریم را سرمایه گذاری کنیم، اقلا" ده درصد از درآمدمان را باید دونیت کنیم برای یهودیان ضعیفتر از خودمان.
گفتم چطوری سرمایه گذاری میکنید، دانشش را دارید؟
گفت: نه با با، ما را چه به اقتصاد؟!
پرسیم پس چطوری؟ گفت: کسایی را داریم که پولهامونو میدیم بهشون که باهاش کار کنن و سود مارا هم بدن.
به روال ایران پرسیدم در مقابل چه سند و مدرکی پولتان را در اختیار این آدم قرار میدین؟ گفت: سند برای چه؟ گفتم اگر زمانی پولتونو خورد چکار میکنید؟
با تعجب پرسید؟ پولتونو خورد یعنی چه؟ مگر پولو میشه خورد؟
با خنده گفتم، اتفاقا" خوشمزه ترین خوردنیها پول مردمه! مسئولای ما رو ببین چقدر قشنگ نوش جان میکنند؟!
گفت، یک یهودی هرگز پول یهودی دیگه رو بقول شما نمیخوره! اصلا" یکچنین لغتی نداریم!!!
دلم میخواست بیشتر صحبت کنیم، بیشتر بدانم ولی صبحانه تمام شده بود و وقت کار بود.
پیش خودم فکر میکردم، چقدر خوب بود اگر ما انسانها را جدا از عقیده و دین و مذهبشان، فقط بعنوان انسان میدیدیم.
درست عین ما بود شکل خواهر مادر و عمه وخاله ام!
چرا باید باور ها اینگونه تفرقه بیندازند میان انسانها؟
تا کی باید سربازهای بی جیره مواجب عده ای دغلکار و قدرت طلب زراندوز باشیم ؟
نسبت ما با خالقمان آیا متفاوت از نسبت یک خاخام یا پاپ یا یک آخوند با پروردگارش است؟
آیا آنها با از مجرای دیگری با مهر وی آی پی ،قدم به دنیا میگذارند؟ آیا جوهر انسانیت آنها پررنگتر از ماست؟ آیا ما زاده شده ایم تا در خدمت آنها باشیم، آیا ما باید زحمت بکشیم که آنها بی زحمت و رنج، آقائی کنند ، آیا خداوند ما را خلق کرده که همیشه در جنگ باشیم، همیشه عزادار باشیم، چشممان را بروی لذتهای دنیا ببندیم تا این راهبران خودخوانده پای سفره ای بی همسفره بنشینند؟
✍ حکایتی از یک دوست قدیمی
چیزهای زیادی میتوان از یهودیان فرا گرفت!
اخیرا" توفیقی دست داد که سفری داشته باشم به یکی از کشورهای غربی، برای زیارت خواهرم.
خواستم خاطره ای کوتاه از این سفر را با دوستان باشتراک بگزارم.
یک روز صبح به روال همیشگی با خواهرم مشغول صرف صبحانه بودیم که زنگ در بصدا درآمد، با تعجب پرسیدم، چه کسی میتواند باشد این وقت صبح!؟
گفت حتما"مریم خانمه، برای نظافت خونه اومده.
خانمی بود تقریبا" شصت ساله،با بنیه ای قوی و روئی گشاده با مانتوئی ساده.
وارد شد و سلام و علیکی با من کرد و شروع کرد به جابجائی وسایل شخصی و در آوردن لباس بیرون و در این حین خواهرم مشغول معرفی من بود و اینکه بتازگی از ایران آمده ام و ...
هرسه نشستیم پای سفره و صحبت از ایران و اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران.
پرسیم چند ساله که از ایران خارج شده اید، گفت سی وپنج ساله. کدوم شهر زندگی میکردین؟ جواب داد قم!
گفتم میتونم بپرسم انگیزه مهاجرتتان چه بود، فکر میکردم لابد آدم مذهبیی هست. لبخندی زد و گفت. انگیزه منگیزه حالیم نبود، مجبور شدم.
گفتم سیاسی بودید، گفت، نه آقا، یهودی بودم، آب دهنم خشک شد، تا بحال از این فاصله اندک، یهودیی ندیده بودم.
گفتم چطور ممکنه! اسمتون مریمه و اهل قم هستید، نمیدونستم تو قم یهودی هم داریم!
جرعه ای از چائیش خورد و گفت: پدرم از بازاریهای مومن قم بود و با مادم که یهودی بود ازدواج کرد و حاصلش شد پنج تا پسر و دختر که من یکی از اونهام.
با تعجب پرسیدم چطور ممکنه!؟ مرد مومن مسلمان با زن یهودی؟
گفت، اتفاقا" گرفتن زن یهودی در اسلام مستحب است! همچی چیزی نشنیده بودم ،راستش الان هم مطمئن نیستم.
حین صحبت دنبال علامتی، نشانه ای، مهری میگشتم که نشانگر یهودیت باشد!
هیچ نیافتم.
زنی معمولی، ساده، بدون آرایش، با موهای کوتاه با ترکیبی از جوگندمی و احتمالا" رنگ موئی که ششماه قبل به موهایش گذاشته بود.
شهامتم را جمع کردم، پرسیدم با این اوصاف شما یهودی هستین یا مسلمان؟ گفت: چه فرقی میکند؟ یه چیزی مثل آدمیم دیگه! و خندید، من یهودی هستم و بچه های من هم یهودیند.
برایم جالب بود، فکر نمیکردم یک زن یهودی کارش نظافت منزل باشد، در مورد هسرش پرسیدم و فهمیدم که شوهرش هم راننده هست و ایرانی.
من که تازه کنجکاویم گل کرده بود، در مورد چیزهائی از قبیل جدا بودن آشپزخانه و ظرف و ظروف پخت و پز گوشت و سبزی و ...که قبلا" شنیده بودم سوالاتی کردم و جوابهای مختصری گرفتم.
پرسیدم شما جمعیتتون در کل دنیا اندازه تهران هم نیست! چطوری تا این حد تونستین منسجم و قوی بمانید؟
در جواب گفت: ما که ته! ولی آدمایی هستند که حامی ضعیفایی مثل ما هستند، آنها کمکمان میکنند که بچه هامون در مسیر درست قرار بگیرند، کار یاد بگیرن و درس بخونن، ما وظیفه دارم نصف هر آنچه بدست میاوریم را سرمایه گذاری کنیم، اقلا" ده درصد از درآمدمان را باید دونیت کنیم برای یهودیان ضعیفتر از خودمان.
گفتم چطوری سرمایه گذاری میکنید، دانشش را دارید؟
گفت: نه با با، ما را چه به اقتصاد؟!
پرسیم پس چطوری؟ گفت: کسایی را داریم که پولهامونو میدیم بهشون که باهاش کار کنن و سود مارا هم بدن.
به روال ایران پرسیدم در مقابل چه سند و مدرکی پولتان را در اختیار این آدم قرار میدین؟ گفت: سند برای چه؟ گفتم اگر زمانی پولتونو خورد چکار میکنید؟
با تعجب پرسید؟ پولتونو خورد یعنی چه؟ مگر پولو میشه خورد؟
با خنده گفتم، اتفاقا" خوشمزه ترین خوردنیها پول مردمه! مسئولای ما رو ببین چقدر قشنگ نوش جان میکنند؟!
گفت، یک یهودی هرگز پول یهودی دیگه رو بقول شما نمیخوره! اصلا" یکچنین لغتی نداریم!!!
دلم میخواست بیشتر صحبت کنیم، بیشتر بدانم ولی صبحانه تمام شده بود و وقت کار بود.
پیش خودم فکر میکردم، چقدر خوب بود اگر ما انسانها را جدا از عقیده و دین و مذهبشان، فقط بعنوان انسان میدیدیم.
درست عین ما بود شکل خواهر مادر و عمه وخاله ام!
چرا باید باور ها اینگونه تفرقه بیندازند میان انسانها؟
تا کی باید سربازهای بی جیره مواجب عده ای دغلکار و قدرت طلب زراندوز باشیم ؟
نسبت ما با خالقمان آیا متفاوت از نسبت یک خاخام یا پاپ یا یک آخوند با پروردگارش است؟
آیا آنها با از مجرای دیگری با مهر وی آی پی ،قدم به دنیا میگذارند؟ آیا جوهر انسانیت آنها پررنگتر از ماست؟ آیا ما زاده شده ایم تا در خدمت آنها باشیم، آیا ما باید زحمت بکشیم که آنها بی زحمت و رنج، آقائی کنند ، آیا خداوند ما را خلق کرده که همیشه در جنگ باشیم، همیشه عزادار باشیم، چشممان را بروی لذتهای دنیا ببندیم تا این راهبران خودخوانده پای سفره ای بی همسفره بنشینند؟
✍ حکایتی از یک دوست قدیمی
👍1
دولت پزشکیان و شب اول عروسی
ابراهیم نبوی
در طول زندگی شانس رفاقت با آدمهای بزرگ را داشتهام، احسان نراقی یکی از آنها بود. یکی از تخصصهای نراقی این بود که هر مشکل بزرگ یا موضوع مهمی را با داستانهای عامیانه کاشان چنان توضیح میداد که کاملا برای آدم جا میافتاد.
یکی از این موضوعات داستان همیشگی زندگی ما ایرانیان در ابعاد خرد و کلان زندگی است. اینکه در زندگی همزمان هم میخواهیم در رشته مورد علاقهمان درس بخوانیم، هم میلیونر شویم، هم برویم خارج، هم به مملکتمان خدمت کنیم.
و همین موضوع در ابعاد بزرگتر در حکومت هم وجود دارد، دولت هم میخواهد سرمایهگذاری خارجی را جذب کند، هم با استکبار مبارزه کند، هم نظر عامه مردم را جلب کند، هم با مشت محکم توی دهان عوامل استکبار که همان عامه مردم باشد بزند.
نراقی تعریف میکرد که یک داماد قد کوتاه کاشانی با یک عروس قد بلند ازدواج کرده بود. در شب اول ازدواج عروس و داماد برای نخستین بار مشغول اقدامات اساسی شده بودند. اما داماد به دلیل کوتاهی قد هر وقت میخواست عروس را ببوسد، نمیتوانست به اقدامات اساسی بپردازد و هر وقت میخواست مشغول امور درازمدت و اساسی شود نمیتوانست عروس را ببوسد و به اقدامات سریع و کوتاه مدت بپردازد. از همین رو داماد هی میرفت بالا و یکی دو اقدام سریع و کوتاه مدت میکرد و عروس را میبوسید، اما فورا یادش میآمد که باید اقدامات مهمتری انجام بدهد، دوباره میرفت پایین تا کارهای اساسی را صورت بدهد. بالاخره داماد اینقدر بالا و پایین رفت که عروس خسته شد و گفت: آقا دوماد! اول یک کار رو تموم بکن، بعد برو سراغ کار بعدی.
حالا حکایت ماست. این دولت پزشکیان از یک طرف میخواهد اقدامات سریع و کوتاه مدتی مثل ماجرای فیلترینگ و دانشگاهیان اخراجی و حجاب و مواردی از این دست را انجام دهد، یک دفعه آقای پزشکیان یادش میآید که نیاز به اقدامات اساسی وجود دارد.
یک دفعه رئیس جمهور یادش میآید که باید پایتخت را منتقل کند به نزدیک دریای عمان و خلیج فارس، بعد به دولت تذکر داده میشود که فلان زندانی در بازداشت کشته شد یا فلان استاد دانشگاه اخراج شده و رئیس جمهور دستوراتی صادر میکند در باب اساتید و دانشجویان اخراجی، که یک باره آقای پزشکیان یادش میافتد که کشورهای اسلامی باید مثل اتحادیه اروپا بدون ویزا و سایر موانع با همدیگر رابطه داشته باشند و در واقع در مدت دو ماه باید یک اتحادیه اروپا در همین وسط خاورمیانه که سگ میزند گربه میرقصد داشته باشیم.
از یک طرف مشکل چای دبش و بورس دبش و بانک دبش را داریم، تا قرار میشود به این موارد پرداخته شود، رئیس جمهور یک دفعه اعلام میکند که ایران نیاز به ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی دارد. و اصلا بی خیال اف.ای.تی.اف.
به نظرم اگر استاد اول این عروس بدبخت را ماچ کند، هم اقدام سریعی انجام میگیرد و کلا آدمی که عروس را ماچ کرده باشد، خیلی بهتر اقدامات اساسی دولت را صورت میدهد.
ابراهیم نبوی
در طول زندگی شانس رفاقت با آدمهای بزرگ را داشتهام، احسان نراقی یکی از آنها بود. یکی از تخصصهای نراقی این بود که هر مشکل بزرگ یا موضوع مهمی را با داستانهای عامیانه کاشان چنان توضیح میداد که کاملا برای آدم جا میافتاد.
یکی از این موضوعات داستان همیشگی زندگی ما ایرانیان در ابعاد خرد و کلان زندگی است. اینکه در زندگی همزمان هم میخواهیم در رشته مورد علاقهمان درس بخوانیم، هم میلیونر شویم، هم برویم خارج، هم به مملکتمان خدمت کنیم.
و همین موضوع در ابعاد بزرگتر در حکومت هم وجود دارد، دولت هم میخواهد سرمایهگذاری خارجی را جذب کند، هم با استکبار مبارزه کند، هم نظر عامه مردم را جلب کند، هم با مشت محکم توی دهان عوامل استکبار که همان عامه مردم باشد بزند.
نراقی تعریف میکرد که یک داماد قد کوتاه کاشانی با یک عروس قد بلند ازدواج کرده بود. در شب اول ازدواج عروس و داماد برای نخستین بار مشغول اقدامات اساسی شده بودند. اما داماد به دلیل کوتاهی قد هر وقت میخواست عروس را ببوسد، نمیتوانست به اقدامات اساسی بپردازد و هر وقت میخواست مشغول امور درازمدت و اساسی شود نمیتوانست عروس را ببوسد و به اقدامات سریع و کوتاه مدت بپردازد. از همین رو داماد هی میرفت بالا و یکی دو اقدام سریع و کوتاه مدت میکرد و عروس را میبوسید، اما فورا یادش میآمد که باید اقدامات مهمتری انجام بدهد، دوباره میرفت پایین تا کارهای اساسی را صورت بدهد. بالاخره داماد اینقدر بالا و پایین رفت که عروس خسته شد و گفت: آقا دوماد! اول یک کار رو تموم بکن، بعد برو سراغ کار بعدی.
حالا حکایت ماست. این دولت پزشکیان از یک طرف میخواهد اقدامات سریع و کوتاه مدتی مثل ماجرای فیلترینگ و دانشگاهیان اخراجی و حجاب و مواردی از این دست را انجام دهد، یک دفعه آقای پزشکیان یادش میآید که نیاز به اقدامات اساسی وجود دارد.
یک دفعه رئیس جمهور یادش میآید که باید پایتخت را منتقل کند به نزدیک دریای عمان و خلیج فارس، بعد به دولت تذکر داده میشود که فلان زندانی در بازداشت کشته شد یا فلان استاد دانشگاه اخراج شده و رئیس جمهور دستوراتی صادر میکند در باب اساتید و دانشجویان اخراجی، که یک باره آقای پزشکیان یادش میافتد که کشورهای اسلامی باید مثل اتحادیه اروپا بدون ویزا و سایر موانع با همدیگر رابطه داشته باشند و در واقع در مدت دو ماه باید یک اتحادیه اروپا در همین وسط خاورمیانه که سگ میزند گربه میرقصد داشته باشیم.
از یک طرف مشکل چای دبش و بورس دبش و بانک دبش را داریم، تا قرار میشود به این موارد پرداخته شود، رئیس جمهور یک دفعه اعلام میکند که ایران نیاز به ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی دارد. و اصلا بی خیال اف.ای.تی.اف.
به نظرم اگر استاد اول این عروس بدبخت را ماچ کند، هم اقدام سریعی انجام میگیرد و کلا آدمی که عروس را ماچ کرده باشد، خیلی بهتر اقدامات اساسی دولت را صورت میدهد.
👍3
✍️ پزشک نژاد.
*آیا برخورد دولت اقای پزشکیان با لایحه حجاب همچون برخورد دولت آقای دیوید کامرون با برگزیت خردورزانه خواهد بود؟*
آقای دیوید کامرون نخست وزیر جوان انگلستان در دوره این پست را دارا بود که برون رفت این کشور از اتحادیه اروپا یا برگزیت به رای گذاشته شد. او جوان بود و توانایی قانونی اش در مدیریت کشور و حتی جهان بسیار بالاتر از رییس جمهور ایران بود. از دیدگاه مادی ماندن چنین جوانی در کاخ نخست وزیری انگلستان بسیار وسوسه انگیز است. او نه ادعای دینداری داشت و نه نماز شب و قرآن خواندن و داناییش از دین را به رخ کسی کشیده بود.
آقای کامرون برون رفت انگلستان از اتحادیه اروپا را به سود کشورش نمیدانست. در این راه او کوشش نمود تا مردم کشورش رای به ماندن در این اتحادیه بدهند. ناهمساز با خواست او، برون رفت از اتحادیه اروپا با اختلاف اندکی رای آورد و نخست وزیر باید آنرا اجرا مینمود. هیچ بازدارنده قانونی در کار نبود و نخست وزیر میتوانست آنرا به سادگی اجرا نماید.
بزرگی آقای کامرون آنجا بود که گفت من به برگزیت رای منفی دادم و حالا که مردم خواهان آن هستند، بهتر است کسی آنرا اجرا کند که به آن باور داشته باشد و در همه پرسی رای مثبت داده باشد. ناسازگار با پیمان آقای رییس جمهور با مردم، دیوید کامرون او هیچ پیمانی با مردم یا حزبش نبسته بود که اگر بنا بر اجرای برگزیت شد من استعفا میدهم. با این همه، او خردمندانه گفت که به سود مردم کشورم است اگر من کنار بروم و یک باورمند به برگزیت نخست وزیر انگلستان شود. به همین سادگی استعفا داد و دست زن و فرزندش را گرفت و با افتخار و سربلندی از ماه نخست وزیری بیرون آمد.
حالا پرسش آن است که آقای دکتر پزشکیان درباره طرح حجاب چه خواهد کرد؟
*جایگاه اجتماعی قانون حجاب*
پیش از راهگشایی برای درگیر نشدن به اجرای این قانون نوشته شده از سوی چند تن، باید یادآور شد که باورمندان آن این طرح حتی در مجلس آن اندازه اندک است. آن اندازه این طرح نابجا است که نتوانستند آنرا به صحن اصلی بیاورند. چند نماینده پایداری آنرا نوشتند و به گواهی شورای نگهبان رساندند. این طرح اگر به آرای عمومی مردم گذاشته شود شاید به همان اندازه رای منفی بیاورد که جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ رای مثبت آورد یعنی بالای ۹۸ درصد. از دیدگاه بسیاری از بزرگان شیعه و سنی در ایران و بیرون از کشور، این لایحه پیوندی با اسلام ندارد و کاربردش بیشتر اسلام زدایی است. افزون براین، این طرح برای به شکست رساندن دولت پزشکیان به اجرا در میاید. شاید بتوان گفت رو کردن این قانون، جنگی است که دستگاه دیوانی علیه مردم بیچاره راه انداخته است زیرا بسیاری از خودی ها پیش از این، فرزندانشان را از ایران بیرون برده آند.
از دیدگاه بسیاری از کشورهای بزرگ جهان از چین و روسیه و آمریکا و اروپا گرفته تا اعضای پیمانهای بریکس و شانگهای و آسیای میانه و قفقاز و اتحادیه عرب و سازمان ملل متحد، این قانون پایه انسانی ندارد.
*آقای پزشکیان چه رفتار مدنی انجام دهد؟*
بهترین راه کار مدنی برای آقای پزشکیان آن است که در گام نخست درخواست رفراندم کند. اگر این درخواست پذیرفته شد که بسیار خوب. بیشتر مردم ایران پیرو قانون و نتیجه رفراندم خواهند بود.
اگر درخواست رفراندم پذیرفته نشد و کسی به چند نماینده نهیبی نزد، آقای دکتر پزشکیان با افتخار دست دختر و پسرش را بگیرد و از کاخ رییس جمهوری بیرون بیاید.
همانند آقای کامرون به همه بگوید برای اجرای یک قانون، رییس جمهور باید باورمند به ان باشد و من این قانون را نه تنها در راستای سربلندی کشورم نمیدانم که آنرا مخالف اسلام و بر هم زننده یکپارچگی ایران میدانم. پیرو پیمانی که با مردم بسته ام بنده این پست را بدرود میگویم، کسی از باورمندان را بیاورید تا قانون اجرا کند.
*آیا برخورد دولت اقای پزشکیان با لایحه حجاب همچون برخورد دولت آقای دیوید کامرون با برگزیت خردورزانه خواهد بود؟*
آقای دیوید کامرون نخست وزیر جوان انگلستان در دوره این پست را دارا بود که برون رفت این کشور از اتحادیه اروپا یا برگزیت به رای گذاشته شد. او جوان بود و توانایی قانونی اش در مدیریت کشور و حتی جهان بسیار بالاتر از رییس جمهور ایران بود. از دیدگاه مادی ماندن چنین جوانی در کاخ نخست وزیری انگلستان بسیار وسوسه انگیز است. او نه ادعای دینداری داشت و نه نماز شب و قرآن خواندن و داناییش از دین را به رخ کسی کشیده بود.
آقای کامرون برون رفت انگلستان از اتحادیه اروپا را به سود کشورش نمیدانست. در این راه او کوشش نمود تا مردم کشورش رای به ماندن در این اتحادیه بدهند. ناهمساز با خواست او، برون رفت از اتحادیه اروپا با اختلاف اندکی رای آورد و نخست وزیر باید آنرا اجرا مینمود. هیچ بازدارنده قانونی در کار نبود و نخست وزیر میتوانست آنرا به سادگی اجرا نماید.
بزرگی آقای کامرون آنجا بود که گفت من به برگزیت رای منفی دادم و حالا که مردم خواهان آن هستند، بهتر است کسی آنرا اجرا کند که به آن باور داشته باشد و در همه پرسی رای مثبت داده باشد. ناسازگار با پیمان آقای رییس جمهور با مردم، دیوید کامرون او هیچ پیمانی با مردم یا حزبش نبسته بود که اگر بنا بر اجرای برگزیت شد من استعفا میدهم. با این همه، او خردمندانه گفت که به سود مردم کشورم است اگر من کنار بروم و یک باورمند به برگزیت نخست وزیر انگلستان شود. به همین سادگی استعفا داد و دست زن و فرزندش را گرفت و با افتخار و سربلندی از ماه نخست وزیری بیرون آمد.
حالا پرسش آن است که آقای دکتر پزشکیان درباره طرح حجاب چه خواهد کرد؟
*جایگاه اجتماعی قانون حجاب*
پیش از راهگشایی برای درگیر نشدن به اجرای این قانون نوشته شده از سوی چند تن، باید یادآور شد که باورمندان آن این طرح حتی در مجلس آن اندازه اندک است. آن اندازه این طرح نابجا است که نتوانستند آنرا به صحن اصلی بیاورند. چند نماینده پایداری آنرا نوشتند و به گواهی شورای نگهبان رساندند. این طرح اگر به آرای عمومی مردم گذاشته شود شاید به همان اندازه رای منفی بیاورد که جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ رای مثبت آورد یعنی بالای ۹۸ درصد. از دیدگاه بسیاری از بزرگان شیعه و سنی در ایران و بیرون از کشور، این لایحه پیوندی با اسلام ندارد و کاربردش بیشتر اسلام زدایی است. افزون براین، این طرح برای به شکست رساندن دولت پزشکیان به اجرا در میاید. شاید بتوان گفت رو کردن این قانون، جنگی است که دستگاه دیوانی علیه مردم بیچاره راه انداخته است زیرا بسیاری از خودی ها پیش از این، فرزندانشان را از ایران بیرون برده آند.
از دیدگاه بسیاری از کشورهای بزرگ جهان از چین و روسیه و آمریکا و اروپا گرفته تا اعضای پیمانهای بریکس و شانگهای و آسیای میانه و قفقاز و اتحادیه عرب و سازمان ملل متحد، این قانون پایه انسانی ندارد.
*آقای پزشکیان چه رفتار مدنی انجام دهد؟*
بهترین راه کار مدنی برای آقای پزشکیان آن است که در گام نخست درخواست رفراندم کند. اگر این درخواست پذیرفته شد که بسیار خوب. بیشتر مردم ایران پیرو قانون و نتیجه رفراندم خواهند بود.
اگر درخواست رفراندم پذیرفته نشد و کسی به چند نماینده نهیبی نزد، آقای دکتر پزشکیان با افتخار دست دختر و پسرش را بگیرد و از کاخ رییس جمهوری بیرون بیاید.
همانند آقای کامرون به همه بگوید برای اجرای یک قانون، رییس جمهور باید باورمند به ان باشد و من این قانون را نه تنها در راستای سربلندی کشورم نمیدانم که آنرا مخالف اسلام و بر هم زننده یکپارچگی ایران میدانم. پیرو پیمانی که با مردم بسته ام بنده این پست را بدرود میگویم، کسی از باورمندان را بیاورید تا قانون اجرا کند.
بسمالله...
✍️ رحیم قمیشی
قرار شده آقای قالیباف مصوبه کمیسیون فرعی مجلس، با عنوان حجاب و عفاف، در خصوص جریمه سنگین نقدی بیحجابها را، در صورت عدم ابلاغ از سوی رئیس دولت، بزودی شخصاً ابلاغ کند.
و از آن پس ماموریت اصلی نیروی انتظامی بشود شناسایی بیحجابها، جریمه آنها، دستگیریشان، رسیدگی به دعواهای میان آمرین به معروف با زنان، و رسیدگی به تذکراتی که مهاجرین قانونی به دختران ما داده و احیانا آنها نپذیرفتهاند! (مطابق قانون جدید یک پاکستانی، عراقی یا افغان، حق دارد پسر یا دختر ایرانی را در سایه حمایت آن قانون، امر بمعروف کند!).
من چقدر منتظرم زودتر ۲۳ آذر ماه شود.
زودتر رئیس مجلس آن سند را ابلاغ کند.
زودتر نیروی انتظامی دست به کار شود.
زودتر قوه قضائیه احکامش را صادر کند!
اولین دستور تخلیه حساب دختران ما بدلیل پرداخت نشدن جریمه صادر شود.
تا مشخص شود، قدرت در دست کیست!
شما را به خدا اینقدر نظام را نترسانید از عواقب اجرای مصوبهاش.
نگذارید با دستور حاکمیتی قانون معلق بماند.
مرگ یکبار، شیون هم یکبار.
اگر زورتان به دختران ما رسید، شما حق دارید تا ابد بر ایران حکمرانی کنید.
اگر توانستید ۲۰-۳۰ میلیون که نه، همان ۵ میلیون تومان حداقل جریمه را بگیرید، شما واقعا استحقاق سروری در ایران را دارید.
اما اگر نه...
که نمیتوانید
خودتان را آماده کنید برای عقب رفتن!
برای اینکه اعتراف کنید ایران را نشناختید
و زورتان به مردم هرگز نمیرسد!
اجرای مصوبه حجاب و عفاف، تکلیف خیلی چیزها را روشن میکند.
ما اشتباه میکردهایم؟
یا شما!
آیا با زور و تهدید میشود در ایران حکم راند؟
آنهم بر نسل جدید
اگر میشود
بسمالله...
یادتان نرود دختران، پدر و مادر دارند
پدر بزرگ و مادر بزرگ دارند
برادر و خواهر دارند
دایی و عمو دارند
خاله و عمه دارند
و مردم ایران منتظرند
تا دست از پا خطا کنید!
اگر مرد این میدان هستید
بسمالله...
✍️ رحیم قمیشی
قرار شده آقای قالیباف مصوبه کمیسیون فرعی مجلس، با عنوان حجاب و عفاف، در خصوص جریمه سنگین نقدی بیحجابها را، در صورت عدم ابلاغ از سوی رئیس دولت، بزودی شخصاً ابلاغ کند.
و از آن پس ماموریت اصلی نیروی انتظامی بشود شناسایی بیحجابها، جریمه آنها، دستگیریشان، رسیدگی به دعواهای میان آمرین به معروف با زنان، و رسیدگی به تذکراتی که مهاجرین قانونی به دختران ما داده و احیانا آنها نپذیرفتهاند! (مطابق قانون جدید یک پاکستانی، عراقی یا افغان، حق دارد پسر یا دختر ایرانی را در سایه حمایت آن قانون، امر بمعروف کند!).
من چقدر منتظرم زودتر ۲۳ آذر ماه شود.
زودتر رئیس مجلس آن سند را ابلاغ کند.
زودتر نیروی انتظامی دست به کار شود.
زودتر قوه قضائیه احکامش را صادر کند!
اولین دستور تخلیه حساب دختران ما بدلیل پرداخت نشدن جریمه صادر شود.
تا مشخص شود، قدرت در دست کیست!
شما را به خدا اینقدر نظام را نترسانید از عواقب اجرای مصوبهاش.
نگذارید با دستور حاکمیتی قانون معلق بماند.
مرگ یکبار، شیون هم یکبار.
اگر زورتان به دختران ما رسید، شما حق دارید تا ابد بر ایران حکمرانی کنید.
اگر توانستید ۲۰-۳۰ میلیون که نه، همان ۵ میلیون تومان حداقل جریمه را بگیرید، شما واقعا استحقاق سروری در ایران را دارید.
اما اگر نه...
که نمیتوانید
خودتان را آماده کنید برای عقب رفتن!
برای اینکه اعتراف کنید ایران را نشناختید
و زورتان به مردم هرگز نمیرسد!
اجرای مصوبه حجاب و عفاف، تکلیف خیلی چیزها را روشن میکند.
ما اشتباه میکردهایم؟
یا شما!
آیا با زور و تهدید میشود در ایران حکم راند؟
آنهم بر نسل جدید
اگر میشود
بسمالله...
یادتان نرود دختران، پدر و مادر دارند
پدر بزرگ و مادر بزرگ دارند
برادر و خواهر دارند
دایی و عمو دارند
خاله و عمه دارند
و مردم ایران منتظرند
تا دست از پا خطا کنید!
اگر مرد این میدان هستید
بسمالله...