👍👍👍ضرورت تحول در زبان نوشتاری👍👍👍
حسی
در درونم ایجاد شده
برای ضرورت تحول در سیستم نوشتاری.
🍁
به نظرم
این روش سطری و پاراگرافی نوشتار
🌼 ساده ترین و
🌼ابتدایی ترین
راه بهره گیری از حرف
برای فهماندن مقصود و مافی الضمیر است
🍁
اینگونه نوشتار
هزینه های زیادی را
برای خواننده
تحمیل می کند تا
از مافی الضمیر نویسنده خبردار شود.
🍁
این روش
یک کپی ساده از گفتار است
🍁
و ضعفهای ذاتی گفتار را هم
ناخواسته
در خویش پذیرفته است
🍁
در حالی که
نوشتار مجبور نیست که
به تمامی قواعد گفتار طابق النعل بالنعل
تن دهد
🍁
گشایش زیادی برای نوشتار وجود دارد،
مجبور هم نیست که
محدودیت های گفتار را تحمل کند
و
خود را
در سلول کلمات گفتاری
محدود کند
🍁
در عین حال که
در نوشتار
برخی از توانایی های گفتار را هم
در کنارش ندارد
🍁
از جمله لحن ها،
تاکید های آوایی
معمولا غایبند
🍁
این مساله
وقتی اهمیتش بیشتر می شود که
نوشته های الکترونیکی
به ما
🌼فضایی نامحدود
و🌼 مجانی
🌼با امکانات گرافیکی فوق العاده زیاد
اهدا میکند
م.ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
حسی
در درونم ایجاد شده
برای ضرورت تحول در سیستم نوشتاری.
🍁
به نظرم
این روش سطری و پاراگرافی نوشتار
🌼 ساده ترین و
🌼ابتدایی ترین
راه بهره گیری از حرف
برای فهماندن مقصود و مافی الضمیر است
🍁
اینگونه نوشتار
هزینه های زیادی را
برای خواننده
تحمیل می کند تا
از مافی الضمیر نویسنده خبردار شود.
🍁
این روش
یک کپی ساده از گفتار است
🍁
و ضعفهای ذاتی گفتار را هم
ناخواسته
در خویش پذیرفته است
🍁
در حالی که
نوشتار مجبور نیست که
به تمامی قواعد گفتار طابق النعل بالنعل
تن دهد
🍁
گشایش زیادی برای نوشتار وجود دارد،
مجبور هم نیست که
محدودیت های گفتار را تحمل کند
و
خود را
در سلول کلمات گفتاری
محدود کند
🍁
در عین حال که
در نوشتار
برخی از توانایی های گفتار را هم
در کنارش ندارد
🍁
از جمله لحن ها،
تاکید های آوایی
معمولا غایبند
🍁
این مساله
وقتی اهمیتش بیشتر می شود که
نوشته های الکترونیکی
به ما
🌼فضایی نامحدود
و🌼 مجانی
🌼با امکانات گرافیکی فوق العاده زیاد
اهدا میکند
م.ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
❓🔆❓سوالاتی در باره ی زبان❓🔆❓
به نظر شما زبان گفتاری و زبان نوشتاری از چه جهت با همدیگر متفاوتند؟
هر کدام چه نقاط قوتی نسبت به زبان دیگر دارند؟
نقاط قوت زبان گفتاری؟؟؟
نقاط قوت زبان نوشتاری؟
نقاط ضعف زبان گفتاری؟
نقاط ضعف زبان نوشتاری؟
با ظهور دنیای مجازی و اینترنت، چه تغییراتی در مقایسه ی با این دو زبان ایجاد شده است؟
به نظر شما زبان منحصر در این دو زبان است؟
زبانهای دیگری غیری از زبان نوشتار و زبان گفتار وجود دارد؟ یا ممکن است بعدا به وجود آید؟
به نظر شما زبان گفتاری و زبان نوشتاری از چه جهت با همدیگر متفاوتند؟
هر کدام چه نقاط قوتی نسبت به زبان دیگر دارند؟
نقاط قوت زبان گفتاری؟؟؟
نقاط قوت زبان نوشتاری؟
نقاط ضعف زبان گفتاری؟
نقاط ضعف زبان نوشتاری؟
با ظهور دنیای مجازی و اینترنت، چه تغییراتی در مقایسه ی با این دو زبان ایجاد شده است؟
به نظر شما زبان منحصر در این دو زبان است؟
زبانهای دیگری غیری از زبان نوشتار و زبان گفتار وجود دارد؟ یا ممکن است بعدا به وجود آید؟
➖➖➖در باب حرف مفت➖➖➖
به نظر شما در مورد این عبارت غیر از ‼️حرف مفت‼️ چه می توان گفت؟
سنجشگری فرمالیستی به خرد راه ندارد. مکانیکی است و فن سالاری کلام و این دو بازتولید کننده خشونت زبان.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
به نظر شما در مورد این عبارت غیر از ‼️حرف مفت‼️ چه می توان گفت؟
سنجشگری فرمالیستی به خرد راه ندارد. مکانیکی است و فن سالاری کلام و این دو بازتولید کننده خشونت زبان.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
➖➖➖در باب حرف مفت➖➖➖
به نظر شما در مورد این عبارت غیر از ‼️حرف مفت‼️ چه می توان گفت؟
سنجشگری فرمالیستی به خرد راه ندارد.
مکانیکی است و فن سالاری کلام و
این دو بازتولید کننده خشونت زبان.
‼️➖‼️➖‼️➖‼️➖‼️
دیشب با اینکه به شدت مریض بودم و بی حال ، برای اینکه از وقتم استفاده کنم و هم کتاب در باب حرف مفت را خوانده باشم و هم آن را به دست آن دسته از دوستان که دسترسی به خود کتاب ندارند، تقدیم کرده باشم، شروع به خوانش کتاب کردم.
اما فقط توانستم تا شروع بخش اصلی کتاب بخوانم.
در همان حال و هوا بودم که مواجه با پیام دوستی شدم.دوست به معنای عامترین عنوان و نه بیشتر
فردی که هم نگاه جدلی اش به بحثها را می شناختم و هم فرار چند باره اش از توضیح دادن مدعا و دلیل هایش
و مطلبی که اگر قرار می شد با هم نقادانه گفتگو کنیم به زودی سستی تار و پودش نمایان می شد.
و به سرعت در ذهنم این سوال پدیدار شد که آیا این را می توان به عنوان مصداقی از از حرف مفت قلمداد کرد؟
و همان را نوشتم و به عنوان یک پست پرسشی در کانال قرار دادم.
اما باید صادق بود که از همان لحظه ی به اشتراک گذاشتن پست، سوالی غریب اما مصر مرا در خود پیچید.
( آیا این اولین انحراف از اصول تفکر نقادانه نیست؟)
آیا می توان سخنی را که مدعایی دارد و دلیلی ، بی بررسی و بدون تلاش برای فهم مضمون، اعم از مدعا و دلیل، با عنوانی به همان اندازه مبهم متصف نمود؟
آیا جاری ساختن فرهنگ انگ زنی به حرف مفت در عمل به شمشیری دو سر نیست؟
آیا در واقع تسلیم شدن به همان فرهنگی نیست که نویسنده با تلاش خود ، در ظاهر می کوشد آن را محکوم کند؟
آیا مگر می توان بدون بررسی مدعا و دلیلی در دادگاه عقل و منطق، او را محکوم به اعدام کرد؟
اگر چنین روالی به قاعده تبدیل شود، خود عملا باعث رواج حرف مفت نخواهد شد؟
و نهایتا اینکه
می خواهم عرض کنم که
با اینکه پست قبلی من تنها طرح یک سوال بود. اما اگر سوال من، یکی از پیشفرضهایش این باشد که بدون بررسی نقادانه مضمون و محتوای حرف مفت، می توان به حرف مفت بودن سخنی فتوا داد، این پیشفرض نادرست و قابل نقد است.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
به نظر شما در مورد این عبارت غیر از ‼️حرف مفت‼️ چه می توان گفت؟
سنجشگری فرمالیستی به خرد راه ندارد.
مکانیکی است و فن سالاری کلام و
این دو بازتولید کننده خشونت زبان.
‼️➖‼️➖‼️➖‼️➖‼️
دیشب با اینکه به شدت مریض بودم و بی حال ، برای اینکه از وقتم استفاده کنم و هم کتاب در باب حرف مفت را خوانده باشم و هم آن را به دست آن دسته از دوستان که دسترسی به خود کتاب ندارند، تقدیم کرده باشم، شروع به خوانش کتاب کردم.
اما فقط توانستم تا شروع بخش اصلی کتاب بخوانم.
در همان حال و هوا بودم که مواجه با پیام دوستی شدم.دوست به معنای عامترین عنوان و نه بیشتر
فردی که هم نگاه جدلی اش به بحثها را می شناختم و هم فرار چند باره اش از توضیح دادن مدعا و دلیل هایش
و مطلبی که اگر قرار می شد با هم نقادانه گفتگو کنیم به زودی سستی تار و پودش نمایان می شد.
و به سرعت در ذهنم این سوال پدیدار شد که آیا این را می توان به عنوان مصداقی از از حرف مفت قلمداد کرد؟
و همان را نوشتم و به عنوان یک پست پرسشی در کانال قرار دادم.
اما باید صادق بود که از همان لحظه ی به اشتراک گذاشتن پست، سوالی غریب اما مصر مرا در خود پیچید.
( آیا این اولین انحراف از اصول تفکر نقادانه نیست؟)
آیا می توان سخنی را که مدعایی دارد و دلیلی ، بی بررسی و بدون تلاش برای فهم مضمون، اعم از مدعا و دلیل، با عنوانی به همان اندازه مبهم متصف نمود؟
آیا جاری ساختن فرهنگ انگ زنی به حرف مفت در عمل به شمشیری دو سر نیست؟
آیا در واقع تسلیم شدن به همان فرهنگی نیست که نویسنده با تلاش خود ، در ظاهر می کوشد آن را محکوم کند؟
آیا مگر می توان بدون بررسی مدعا و دلیلی در دادگاه عقل و منطق، او را محکوم به اعدام کرد؟
اگر چنین روالی به قاعده تبدیل شود، خود عملا باعث رواج حرف مفت نخواهد شد؟
و نهایتا اینکه
می خواهم عرض کنم که
با اینکه پست قبلی من تنها طرح یک سوال بود. اما اگر سوال من، یکی از پیشفرضهایش این باشد که بدون بررسی نقادانه مضمون و محتوای حرف مفت، می توان به حرف مفت بودن سخنی فتوا داد، این پیشفرض نادرست و قابل نقد است.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
🗝🗝🗝🗝در باب حرف مفت🗝🗝🗝🗝
با سلام
من نوشته ی شما را کمی زیر ذره بین قرار می دهم.
حرف مفت یعنی
یاوه گویی
یا حرفهای چرت و پرت و بی ربط
حرف مفت پدیده ای نو پا نیست
زیرا در هر برهه ای انسان دنبال اینه ابراز وجود کنه
و از عزت نفس برخودار نیست
و علت رواج آن:
علاوه بر موارد ذکر شده
۱.بعضا مجبور کردن اظهار نظر راجع به مواردی که اطلاعاتی نداریم
۲. دفاع از عقاید قومی و طایفه ای
و نتیجه مضر آن عدم اعتماد افراد به یکدیگر
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
به نظر می رسد ابتدا باید بر روی تعریف سخن یاوه( حرف مفت) متمرکز شویم.
بعد از توافق بر این مساله که ما در واقع می خواهیم در مورد یک معنای عام غیرمختص به فرهنگ و زبان خودمان که در انگلیسی از آن تعبیر به (بول شیت) می شود بحث کنیم.
گرچه شخصا تردید دارم که بتوان مطمئن بود که واژۀ یاوه یا حرف مفت در زبان فارسی به دقت کامل، تمام خصیصه هایی را حمل می کند که بول شیت در انگلیسی . چون این واژه ای فرهنگی است و ممکن است در بستر هر فرهنگ متناسب با آن فرهنگ رشد و نمو کرده باشد.
ازاینرو اگر بخواهیم تخقیقی مستقل در زبان فارسی و در فرهنگ خودمان داشته باشیم ، نباید خود را محدود به ترجمه ی مطالب و تحقیقاتی که در زبان و فرهنگ انگلیسی در مورد بول شیت یا دیگر واژه های هم افق وجود دارد، کنیم. بلکه باید به یک مطالعه میدانی در کار برد این واژه و مصادیق آن بپردازیم و به بررسی صفات و ویژگی های مشترکی که در آن مصادیق می توانیم بیابیم. اقدام کنیم.
باید توجه داشت که ترجمه ی واژه به واژه دردی را دوا نمی کند. اینکه حرف مفت را به یاوه گویی و آن را به چرت و پرت و آن را با الکی سخن گفتن و آن را به چرند و پرند معنی کنیم فقط جایگزین کردن واژه ای به جای واژه ی دیگر است بدون اینکه گامی به معنای آن نزدیک شده باشیم.
با سلام
من نوشته ی شما را کمی زیر ذره بین قرار می دهم.
حرف مفت یعنی
یاوه گویی
یا حرفهای چرت و پرت و بی ربط
حرف مفت پدیده ای نو پا نیست
زیرا در هر برهه ای انسان دنبال اینه ابراز وجود کنه
و از عزت نفس برخودار نیست
و علت رواج آن:
علاوه بر موارد ذکر شده
۱.بعضا مجبور کردن اظهار نظر راجع به مواردی که اطلاعاتی نداریم
۲. دفاع از عقاید قومی و طایفه ای
و نتیجه مضر آن عدم اعتماد افراد به یکدیگر
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
به نظر می رسد ابتدا باید بر روی تعریف سخن یاوه( حرف مفت) متمرکز شویم.
بعد از توافق بر این مساله که ما در واقع می خواهیم در مورد یک معنای عام غیرمختص به فرهنگ و زبان خودمان که در انگلیسی از آن تعبیر به (بول شیت) می شود بحث کنیم.
گرچه شخصا تردید دارم که بتوان مطمئن بود که واژۀ یاوه یا حرف مفت در زبان فارسی به دقت کامل، تمام خصیصه هایی را حمل می کند که بول شیت در انگلیسی . چون این واژه ای فرهنگی است و ممکن است در بستر هر فرهنگ متناسب با آن فرهنگ رشد و نمو کرده باشد.
ازاینرو اگر بخواهیم تخقیقی مستقل در زبان فارسی و در فرهنگ خودمان داشته باشیم ، نباید خود را محدود به ترجمه ی مطالب و تحقیقاتی که در زبان و فرهنگ انگلیسی در مورد بول شیت یا دیگر واژه های هم افق وجود دارد، کنیم. بلکه باید به یک مطالعه میدانی در کار برد این واژه و مصادیق آن بپردازیم و به بررسی صفات و ویژگی های مشترکی که در آن مصادیق می توانیم بیابیم. اقدام کنیم.
باید توجه داشت که ترجمه ی واژه به واژه دردی را دوا نمی کند. اینکه حرف مفت را به یاوه گویی و آن را به چرت و پرت و آن را با الکی سخن گفتن و آن را به چرند و پرند معنی کنیم فقط جایگزین کردن واژه ای به جای واژه ی دیگر است بدون اینکه گامی به معنای آن نزدیک شده باشیم.
Forwarded from اتچ بات
مشوق باش !
دنیا به اندازه ی کافی ، منتقد دارد.
این جمله را در ترجمه ی عبارت بالا آورده اند.
که در واقع تعریضی است بر منتقد بودن، آن را عیب می انگارد و تعییر می کند و از آن پرهیز می دهد.
به مناسبت به اشتراک گذاشته شدنش در گروه، نتوانستم بی اظهار نظر و ارزیابی بگذرم.
به نظر می رسد که منتقد در این نوشته به معنایی به کار برده شده است که نقادانه اندیشان و طرفداران این نگرش ، به شدت از اینگونه تفسیر شدن می هراسند و در هر موقعیتی از فرصت بهره می گیرند تا از این نوع نگرش تبری جویند .
مقابل قرار دادن منتقد بودن با مشوق بودن ، نشانگر این است که گوینده معنایی از انتقاد در ذهن خود پرورده است که متناقض و منافی با تشویق است و اگر کسی منتقد به این معنا باشد در واقع کاری خلاف تشویق انجام داده است .
و این در واقع به کار بردن انتقاد به معنای خرده گیری و عیبجویی و تخریب است.که هرگز مراد نقادانه اندیشان از نقد نبوده و نیست.
یکی از عللی که ما سنجشگری را بر تفکر نقادانه ترجیح دادیم همین بود که از این بدفهمی خود را رهانده باشیم.
نقاد بودن با منتقد بودن به معنای عیبجوبودن متفاوت است. نقاد به فکر عیبجویی و تخریب دیگران نیست. اولا نقاد به فکر نقد سخن است و نه گوینده ی سخن و ثانیا مرادش از نقد سخن ارزیابی آن است و مشخص کردن وجوه قوت و ضعف آن و نه سست بازنمودن آن
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
دنیا به اندازه ی کافی ، منتقد دارد.
این جمله را در ترجمه ی عبارت بالا آورده اند.
که در واقع تعریضی است بر منتقد بودن، آن را عیب می انگارد و تعییر می کند و از آن پرهیز می دهد.
به مناسبت به اشتراک گذاشته شدنش در گروه، نتوانستم بی اظهار نظر و ارزیابی بگذرم.
به نظر می رسد که منتقد در این نوشته به معنایی به کار برده شده است که نقادانه اندیشان و طرفداران این نگرش ، به شدت از اینگونه تفسیر شدن می هراسند و در هر موقعیتی از فرصت بهره می گیرند تا از این نوع نگرش تبری جویند .
مقابل قرار دادن منتقد بودن با مشوق بودن ، نشانگر این است که گوینده معنایی از انتقاد در ذهن خود پرورده است که متناقض و منافی با تشویق است و اگر کسی منتقد به این معنا باشد در واقع کاری خلاف تشویق انجام داده است .
و این در واقع به کار بردن انتقاد به معنای خرده گیری و عیبجویی و تخریب است.که هرگز مراد نقادانه اندیشان از نقد نبوده و نیست.
یکی از عللی که ما سنجشگری را بر تفکر نقادانه ترجیح دادیم همین بود که از این بدفهمی خود را رهانده باشیم.
نقاد بودن با منتقد بودن به معنای عیبجوبودن متفاوت است. نقاد به فکر عیبجویی و تخریب دیگران نیست. اولا نقاد به فکر نقد سخن است و نه گوینده ی سخن و ثانیا مرادش از نقد سخن ارزیابی آن است و مشخص کردن وجوه قوت و ضعف آن و نه سست بازنمودن آن
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
attach 📎
Audio
#کتاب_صوتی
#در_باب_حرف_مفت
#کانال_خرد_سنجشگر
#بخش_ششم
#م_ناجی
کتاب (در باب حرف مفت)- بخش ششم
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
#در_باب_حرف_مفت
#کانال_خرد_سنجشگر
#بخش_ششم
#م_ناجی
کتاب (در باب حرف مفت)- بخش ششم
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from اتچ بات
🔆🔆🔆سنجشگری🔆🔆🔆
=======================
مساله چیست؟
ایا اظهارات خبرگزاریها از برخورد بسیار مثبت و امیدوارانه مردم با این اخبار معانی روانشناسانه ی اجتماعی خاصی دارد؟
چه چیزی باعث شده است که این رفتار برای مردم چنین عجیب و در عین حال بسیار باشکوه و درخور تحسین بنماید؟
بیایید این خبر را هم سنجشگرانه بررسی کنیم.
متن خبر چنین است:
به گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، با دستور حجتالاسلام سیدمحمدعلی آلهاشم نماینده ولیفقیه در آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز نردههایی که در داخل مصلی صف "مسئولان" را از "مردم" در نماز جمعه جدا میکرد برداشته شد.
رویکرد و رفتار مردمی حجتالاسلام آلهاشم بارها در 6 ماهه اخیر پس از انتصاب مورد توجه مردم و رسانهها بوده که سوار شدن به اتوبوس BRT و تاکسی به همراه مردم و حضور سرزده در بازی تراکتورسازی و استقلال در ورزشگاه یادگار امام تبریز از رفتارهایی است که به شدت مورد استقبال قرار گرفت.
حضور سرزده در ادارات، شرکت در تمامی مراسمات خانوادههای شهدا، رفتارهای مردمی و آسان سازی ارتباط امام جمعه و مردم از دیگر اقدامات حجتالاسلام آلهاشم در مدت انتخاب مقام معظم رهبری به نمایندگی خود در آذربایجان شرقی است.
=======================
مساله چیست؟
ایا اظهارات خبرگزاریها از برخورد بسیار مثبت و امیدوارانه مردم با این اخبار معانی روانشناسانه ی اجتماعی خاصی دارد؟
چه چیزی باعث شده است که این رفتار برای مردم چنین عجیب و در عین حال بسیار باشکوه و درخور تحسین بنماید؟
بیایید این خبر را هم سنجشگرانه بررسی کنیم.
متن خبر چنین است:
به گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، با دستور حجتالاسلام سیدمحمدعلی آلهاشم نماینده ولیفقیه در آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز نردههایی که در داخل مصلی صف "مسئولان" را از "مردم" در نماز جمعه جدا میکرد برداشته شد.
رویکرد و رفتار مردمی حجتالاسلام آلهاشم بارها در 6 ماهه اخیر پس از انتصاب مورد توجه مردم و رسانهها بوده که سوار شدن به اتوبوس BRT و تاکسی به همراه مردم و حضور سرزده در بازی تراکتورسازی و استقلال در ورزشگاه یادگار امام تبریز از رفتارهایی است که به شدت مورد استقبال قرار گرفت.
حضور سرزده در ادارات، شرکت در تمامی مراسمات خانوادههای شهدا، رفتارهای مردمی و آسان سازی ارتباط امام جمعه و مردم از دیگر اقدامات حجتالاسلام آلهاشم در مدت انتخاب مقام معظم رهبری به نمایندگی خود در آذربایجان شرقی است.
Telegram
attach 📎
اتچ بات
🔆🔆🔆سنجشگری🔆🔆🔆 ======================= مساله چیست؟ ایا اظهارات خبرگزاریها از برخورد بسیار مثبت و امیدوارانه مردم با این اخبار معانی روانشناسانه ی اجتماعی خاصی دارد؟ چه چیزی باعث شده است که این رفتار برای مردم چنین عجیب و در عین حال بسیار باشکوه و درخور…
وارونگی فرهنگی هم پدیده ای همچون وارونگی هوا می تواند باشد.
گاهی تغییراتی تدریجی در فرهنگ یک ملت پدید می آید که اگر فرض کنیم فردی در زمان الف چون اصحاف کهف به خواب فرو رود و در زمان ب چشم بگشاید گمان خواهد کرد که گویی مردم وارونه راه می روند یعنی سرهایشان به طرف پایین و پاهایشان جانب هواست.
این مساله هم از آن موارد است.
یعنی از مواردی است که قاعده جای استثنا نشسته و استثنا چون قاعده رفتار می کند.
قبل از انقلاب ، نماز جمعه در ایران رسمیت نداشت . بعد از انقلاب بود که چنانکه گفته می شود به پیشنهاد مرحوم طالقانی این رسم به این کشور و جامعه برگشت و با وجود امام جمعه ای مثل آیت الله طالقانی و منتظری و قاضی ومدنی و ... رونق گرفت.
اما با اعلام جنگ مسلحانه توسط گروههایی که امروزه ذات خائنانه حرکتشان اظهر من الشمس شده است امنیت عالمان واقعا مردمی و مردمدوست و متقی و شریف به خطر افتاد و کم کم کار دست عوض کرد و آنها که مردمیتر بودند در سایه قرار گرفتند.
ونهاد روحانیت(و نه همه ی روحانیان) منبر و محراب را به دنیا فروخت و دین را هم از مردم به جفا ستاند.
تا جایی که امروزه ظهور فردی در قامت امام جمعه که پشت بر وجوه دنیوی این مسند کند و سعی در کسب دل مردم و تحفه دادن معنویت برای آنها باشد بسی عجیب و باورنکردنی می نماید.
این مرد شریف را تنها نگذاریم و گرنه به زودی این پروژه ناتمام خواهد ماند زیرا که خار راه بسیار کسان خواهد شد.
گاهی تغییراتی تدریجی در فرهنگ یک ملت پدید می آید که اگر فرض کنیم فردی در زمان الف چون اصحاف کهف به خواب فرو رود و در زمان ب چشم بگشاید گمان خواهد کرد که گویی مردم وارونه راه می روند یعنی سرهایشان به طرف پایین و پاهایشان جانب هواست.
این مساله هم از آن موارد است.
یعنی از مواردی است که قاعده جای استثنا نشسته و استثنا چون قاعده رفتار می کند.
قبل از انقلاب ، نماز جمعه در ایران رسمیت نداشت . بعد از انقلاب بود که چنانکه گفته می شود به پیشنهاد مرحوم طالقانی این رسم به این کشور و جامعه برگشت و با وجود امام جمعه ای مثل آیت الله طالقانی و منتظری و قاضی ومدنی و ... رونق گرفت.
اما با اعلام جنگ مسلحانه توسط گروههایی که امروزه ذات خائنانه حرکتشان اظهر من الشمس شده است امنیت عالمان واقعا مردمی و مردمدوست و متقی و شریف به خطر افتاد و کم کم کار دست عوض کرد و آنها که مردمیتر بودند در سایه قرار گرفتند.
ونهاد روحانیت(و نه همه ی روحانیان) منبر و محراب را به دنیا فروخت و دین را هم از مردم به جفا ستاند.
تا جایی که امروزه ظهور فردی در قامت امام جمعه که پشت بر وجوه دنیوی این مسند کند و سعی در کسب دل مردم و تحفه دادن معنویت برای آنها باشد بسی عجیب و باورنکردنی می نماید.
این مرد شریف را تنها نگذاریم و گرنه به زودی این پروژه ناتمام خواهد ماند زیرا که خار راه بسیار کسان خواهد شد.