۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
مردم میگویند كه درد كشیدن آدم را شریف و پاك میكند؛ این یك دروغ است، درد فقط آدمی را بی رحم میكند.

📚 پیروزی عشق
👤 سامرست موام
دوست داشتن را؛
درچشمی بجوی
که حتی وقتی بسته است
رویای تو را ببیند...♡
آشتی های بعدِ قهرمون خیلی برام شیرین بود
آخه روزی نبود که ما پیشِ هم نباشیم
تقریبا کوچه به کوچه ی شهرمون خاطره ساخته بودیم
حداقل برای من تحملِ دوریش حتی واسه یکروز هم خیلی سخت بود
چه برسه به وقتایی که قهر میکردیم و انقدر مغرور بودیم که نه من میرفتم جلو نه اون میومد...
و آخر یه شب دلتنگی تا بیخِ گلومون میومد و
تله پاتیمون میکشوندمون سمت هم و آشتی میکردیم
و بلافاصله قرار میزاشتیم که همو ببینیم...
بعد هم که همیدیگرو میدیدیم حدود ده دقیقه فقط همو بغل میگرفتیم و
بهم دری وری میگفتیم که چرا این کاراتو میکنی آخه،
حیف نیست روزامون بدون هم بگذره و تلف بشه....!
تا اینکه آخرین قهرمون هرچقدر منتظرش موندم نیومد
حتی دیگه هیچ تله پاتی باهم نداشتیم،
باتموم وجودم بی تفاوتیشو حس میکردم...
گفتم بزار اینبار من پا پیش بزارم
دیگه نمیتونستم بیشتر ازین دوریشو طاقت بیارم...
درست حدس زده بودم!
انگار یه آدمِ دیگه تو دلش خونه کرده بود...
ده روز گذشته بود اما دلتنگم نشده بود
انگار توی همین ده روز جنسِ دلش عوض شده بود!
من و از خودش روند و تنهام گذاشت...
روزهای روز بود که تو یخبندون دلم لرزیدم اما خیالش هم نبود...
اما میدونستم یکروز برمیگرده و میفهمه کسی مثل من قدرِشو نمیدونه و دوستش نداره...
میدونستم آدم های این دوره زمونه دلشون یخی شده و یکی دو ماه بیشتر پای کسی نمیمونن...
آخرش هم همین شد
بعدِ این همه مدت به قولِ خودش دلش برام تنگ شده بود...
اما دیگه نتونستم بهش بگم منم مثل همون روزا دلتنگی تا بیخِ گلوم اومده و هر روز اشک میشه رو گونه هام!
نتونستم بگم از وقتی تو نیستی دنیام شب شده و خنده هام پیشه تو جا مونده...
نتونستم بگم هنوزم آرزوم تویی و هر لحظه توی رویاهام مثلِ اون روزا دمِ گوشم زمزمه میکنی...
" تو حصارِ بغلت
زندگی به کاممِ
همه چیت مالِ منه،
سندش به ناممِ ... "
نتونستم بگم هرشب جای تو بالشتمُ بغل میکنم و برای پیچیدن بوی عطرت توی بینیم دلم پر میزنه...
نتونستم بهش بگم چطور دلت اومد من رو که جرعه جرعه عشقت تو چشمام دیده میشد و برنجونی...
نتونستم حرفی بزنم و در برابر حرفاش سکوت کردم
دلم سوخت واسه اون همه دوستداشتنی که باید توی دلم دفنشون میکردم!
دلم سوخت واسه روزای خوبی که باهم داشتیم و میتونستیم بهترشو داشته باشیم...
یه چیزیم ته دلم میگفت همه چیزو فراموش کن و برگرد...ارزششو داره
ولی...
آدمی که بتونه بعدِ اون همه خاطره چند ماه نبینتت و دلش بی قرارت نشه
مطمئنا بازهم بهت پشت میکنه و میره...!

#المیرا_دهنوی
ايهام
يعنى يك بغض!
يك بغض كه نه گريه ميشود و نه خورده ميشود
نه خنده ميشود و نه اشك ميشود
نه دود ميشود و نه ميبارد
بغض، دردى ست بى انتها كه در گلويمان، هق هق ميزند
خودش را به هر درى ميزند كه ببارد
ايهام
يعنى سرد!
يعنى دست هايت كه گرمى دست هايم را پس ميزند
يعنى تو،
كه ميروى و جانم را به ناكجاآباد هاى سرزمين دلتنگى ميكشانَد
ايهام
يعنى تلخ!
يعنى دچار بودن به شيرين ترين اشتباهِ تلخِ زندگى
يعنى پاييز، بى تو بدونِ چتر، زير باران قدم بزنم
مثل تيرِ تلخى نگاهت كه تمامم را آب ميكند
ايهام
يعنى تو!
كه دوستت دارم و ندارَمَت

#طاها_رحيميان
يه روزايى ميگى ميخواى براى چند روز برى.
ميگى "به آرامش نياز دارى". همون روزايى كه يكى حالتو به هم ميريزه.
يه روزايى كه حرفايى كه ميزنى، دست خودت نيست. بس كه دلت رو شكوندن، حرفاى تلخى بهم ميزنى.
دوست دارم تو اين شرايط، باهام حرف بزنى. درد دل كنى. بگى چيشده كه اينطور، پريشون حالى.
ميدونى چيه؟
دوست دارم اون آرامشى كه ازش حرف ميزنى، من باشم.
من باشم كه آرومت كنم.
من باشم كه سنگ صبورت باشم.
من باشم كه همدمت باشم.
اصلاً من اومدم تو زندگيت كه همه ى اينا باشم. اومدم كه هم شاديات رو باهام تقسيم كنى، هم غصه هاتو.
اصلاً تو هرروز غم و غصه هاتو برا من بيار. من اگه غُر زدم، نامردم.
اصلاً فلسفه ى دوتايى شدن، همينه كه همه چيزِ طرف مقابلت، برا تو هم باشه.
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Photo
تو استوریم از اون وُت آ گذاشته بودم ،
خیلی ساده باید از بینِ لاور و لوزر یکیو انتخاب میکردی !
تنها دلیلِ گذاشتنش این بود که میخواستم بدونم تو ذهنه اون چجوریم‌...
از بینِ تمومِ اون ۱۲۹ نفری که رای دادن
فقط اون بود که زده بود لوزر !
فکر میکردم تنها کسیه که منو واقعا میشناسه و تنها کسیه که میزنه لاور ...
ولی کاملا برعکس بود یا اون دچارِ اشتباه شده بود تو شناختنم یا من تصورِ غلطیو از خودم داده بودم بهش ..
باید یجوری درستش میکردم
نباید میزاشتم ادامه پیدا کنه
باید اون آدمی که ازم تو ذهنش حک شده بود رو میکشتمش تا بتونم خودِ واقعیمو جایگزینش کنم ...
نباید ...
باید ...

.
اون لوزر هنوز که هنوزه طنینش توی گوشام تکرار میشه ... عینهو یه لوپ ، تا به خودم میام هعی دوباره هعی دوباره ...

#محیکس
-مهم نیست از آخرین باری که باهاش حرف زدی یه روز میگذره یا ده سال..
وقتی شماره ناشناس زنگ میزنه بهت ، اولین کسی که فکرت میره سمتش اونه..
ذهنم فلج می شود
وقتی میخوانمت!
و تو حتی نمیگویی...
هاااااااا؟
چه برسد به
"جانم" ؟

#بابک_شاملو
اینها را از یاد نبر اگر کنارش هستی :
تماشاکردنش ، وقتی که آرام خوابیده .
تماشاکردنش ، وقتی حواسش به تو نیست و دارد از ته دل می خندد .
تماشاکردنش ، وقتی با دقت نوشته ای را می خواند ، آن چین بین ابروهاش .
تماشاکردنش ، وقتی دارد لباس می پوشد و مهیای بیرون رفتن با تو می شود .
تماشاکردنش ، وقتی اسمت را با دلتنگی صدا می زند .
تماشاکردنش ، وقتی دارد از خواب بیدار می شود .
تماشاکردنش 💛
و تمام اینها را از یاد ببر ، اگر دیگر کنارش نیستی ! ترکیب بیخوابی و دلتنگی ، بلای جانسوزیست رفیق جان ....

#حمید_سلیمی
نگار : کی بیشتر عذاب می کشه امیر ؟ ... اونی که میره یا اونی که می مونه ؟ 
امیر : به نظر من اونی که می مونه ... اونی که میره ، میره دیگه ... 
نگار : حتا اگه مجبور باشه ؟ ... 
امیر : چه اجباری نگار ؟ ... حتما خواسته که بره ... دور می شه ... اما اونی که می مونه ، روزی هزار بار می میره .. با هربهانه مزخرفی ... با هر عکسی ... با هر عطری ... با هر آهنگی ... با هر حرفی ... با هر اسمی ... 
-مرا از دور تماشا کن
من از نزدیک غمگینم..
-گاه میپرسند ز من عاشقش هستی هنوز؟
بی تفاوت بودنم را گریه میریزد بهم ...
پارت ۱
💛