Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
تا حالا پشت پنجره موندی ؟
اونقدری که هوا کم کم روشن شه ؟
اونقدری که یادت بره چرا پشت پنجره وایستادی ، یادت بره از کی پشت پنجره وایستادی ...
تا حالا شده ، تا حالا شده صدات کنن، به اسمه خودت اما نفهمی ؟ نکه نشنویا نه ، اینکه ، اینکه نفهمی وقتی میگن محمد ، صدام میکنن محمد ، قراره جواب بدی بله ، تا حالا شده اسمه خودتو نشناسی ؟تا حالا شده غریبه شی ؟ تا حالا شده بیشتر از سلام از بقیه بشنوی چن وقته خودت نیستی ؟ من خودم نیستم ، نباس اینجوری باشه ، من هنوز هستم تو رو جا نذاشتم ، هنوز همینجام ، خودمو جا نذاشتم ، من هنوز هستم
مگه میشه آدم جایی نره ولی گم شه ؟ مگه میشه آدم وسط اتاقه خودش با همه غریبه شه ؟مگه میشه آدم یهو خودشو ، اسمشو ، زندگیشو ، همه چیشو گم کنه و تبدیل شه به هیچی ؟؟
عاشق شدن دل میخواد جنم میخواد وجود میخواد جربزه میخواد ماله بچه سوسولا نیس میشنوی ؟ نه نمیشنوی !
عاشق زندگیشو دارو ندارشو میگیره تو مشتشو میذاره تو مشتت
وقتی کل روزش بیتابه و درگیره اینه که چجوری غافلگیرت کنه ، با یه شاخه گل ؟ با یه جمله ؟ با یه آهنگی که دوس داری ؟
تا حالا رو یه دیوار واسه کسی یادگاری نوشتی ؟؟؟ =)))
#محیکس
اونقدری که هوا کم کم روشن شه ؟
اونقدری که یادت بره چرا پشت پنجره وایستادی ، یادت بره از کی پشت پنجره وایستادی ...
تا حالا شده ، تا حالا شده صدات کنن، به اسمه خودت اما نفهمی ؟ نکه نشنویا نه ، اینکه ، اینکه نفهمی وقتی میگن محمد ، صدام میکنن محمد ، قراره جواب بدی بله ، تا حالا شده اسمه خودتو نشناسی ؟تا حالا شده غریبه شی ؟ تا حالا شده بیشتر از سلام از بقیه بشنوی چن وقته خودت نیستی ؟ من خودم نیستم ، نباس اینجوری باشه ، من هنوز هستم تو رو جا نذاشتم ، هنوز همینجام ، خودمو جا نذاشتم ، من هنوز هستم
مگه میشه آدم جایی نره ولی گم شه ؟ مگه میشه آدم وسط اتاقه خودش با همه غریبه شه ؟مگه میشه آدم یهو خودشو ، اسمشو ، زندگیشو ، همه چیشو گم کنه و تبدیل شه به هیچی ؟؟
عاشق شدن دل میخواد جنم میخواد وجود میخواد جربزه میخواد ماله بچه سوسولا نیس میشنوی ؟ نه نمیشنوی !
عاشق زندگیشو دارو ندارشو میگیره تو مشتشو میذاره تو مشتت
وقتی کل روزش بیتابه و درگیره اینه که چجوری غافلگیرت کنه ، با یه شاخه گل ؟ با یه جمله ؟ با یه آهنگی که دوس داری ؟
تا حالا رو یه دیوار واسه کسی یادگاری نوشتی ؟؟؟ =)))
#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
۰تو نباشی نفسم بند و دلم تنگ و جهانم همه یکرنگ و سرم پر زتو آونگ و همه وهله سیاه است و سیاه است و سیاه است و سیاه ۰
#محیکس
#محیکس
-سعدیام مثل امروز من انقدر دلتنگ دلبر و در حسرت آغوشش بوده که گفته:
رنجور عشق بِه نشود جز به بوی یار...
رنجور عشق بِه نشود جز به بوی یار...
وسط داد و بیداد و دعوا یهو میگفت:
"منم!"
راستش اونقدری سرم گرم گله و لجبازی بود که توجه نمی کردم توی جواب اون همه حرف فقط نوشته منم! حواسم نبود بپرسم اصلا یعنی چی منم؟! منم چی؟! فحشه، بد و بیراهه؟! چیه این منم! بدتر حرصی می شدم و آتیش معرکه بالا می گرفت و کار می رسید به اونجایی که نباید!
یه بار اما وقتی گفت منم، دیگه سکوت نکرد، داد زد:
" منم!
اینی که داری باهاش می جنگی منم!
دشمن نیست، غریبه نیست، رهگذر کوچه و خیابونم نیست، منم!
نه شمشیر دستمه، نه سنگر گرفتم جلوت، نه قراره باهات بجنگم، ببین دستام بالاست؟! تسلیمم، نه از ترس و نه بخاطر ناحق بودنم، فقط به حرمت عشقی که تو از یادت می بریش گاهی!
یه وقتایی اگه سکوت می کنم دربرابرت برای این نیست که حرفی واسه گفتن ندارم یا نمی تونم جواب حرفاتو بدم، فقط برای اینه که حالیمه قرار نیست خراب کنیم چیزیو، اگه بحثیم هست برای بهتر شدنمونه، یادم نمیره اینی که جلوم وایساده تویی، ولی تو انگار یادت میره اینی که داری زخم رو زخمش می زنی منم، میفهمی؟! منم!"
بعد اون تلنگر انگار بزرگ تر شدم، بزرگ تر شدیم جفتمون، حالا اونم خبط و خطایی اگه کنه بهش میگم ببین فهمیدما، هرچند از نظر من درست نبود این کارت ولی چون تویی اشکال نداره، فدای سرت! فقط دیگه تکرار نشه که کلاهمون میره توو هم...
"منم!"
راستش اونقدری سرم گرم گله و لجبازی بود که توجه نمی کردم توی جواب اون همه حرف فقط نوشته منم! حواسم نبود بپرسم اصلا یعنی چی منم؟! منم چی؟! فحشه، بد و بیراهه؟! چیه این منم! بدتر حرصی می شدم و آتیش معرکه بالا می گرفت و کار می رسید به اونجایی که نباید!
یه بار اما وقتی گفت منم، دیگه سکوت نکرد، داد زد:
" منم!
اینی که داری باهاش می جنگی منم!
دشمن نیست، غریبه نیست، رهگذر کوچه و خیابونم نیست، منم!
نه شمشیر دستمه، نه سنگر گرفتم جلوت، نه قراره باهات بجنگم، ببین دستام بالاست؟! تسلیمم، نه از ترس و نه بخاطر ناحق بودنم، فقط به حرمت عشقی که تو از یادت می بریش گاهی!
یه وقتایی اگه سکوت می کنم دربرابرت برای این نیست که حرفی واسه گفتن ندارم یا نمی تونم جواب حرفاتو بدم، فقط برای اینه که حالیمه قرار نیست خراب کنیم چیزیو، اگه بحثیم هست برای بهتر شدنمونه، یادم نمیره اینی که جلوم وایساده تویی، ولی تو انگار یادت میره اینی که داری زخم رو زخمش می زنی منم، میفهمی؟! منم!"
بعد اون تلنگر انگار بزرگ تر شدم، بزرگ تر شدیم جفتمون، حالا اونم خبط و خطایی اگه کنه بهش میگم ببین فهمیدما، هرچند از نظر من درست نبود این کارت ولی چون تویی اشکال نداره، فدای سرت! فقط دیگه تکرار نشه که کلاهمون میره توو هم...
من موهای منیژ را بیشتر از هر چیزی توی این دنیا دوست دارم.یعنی اول موهای منیژ را دوست دارم،بعد مادرم را،بعد...نه،اول مادرم را دوست دارم،بعد موهای منیژ را،بعد خود منیژ را،بعد ستاره ها را.
بعضی وقت ها منیژ چند گل یاس از باغچه می چیند و می گذارد لای موهاش.یک بار گفتمش:"منیژ،کاش من یاس بودم.خوش به حال یاس ها."
#مصطفی_مستور
تهران در بعد از ظهر
بعضی وقت ها منیژ چند گل یاس از باغچه می چیند و می گذارد لای موهاش.یک بار گفتمش:"منیژ،کاش من یاس بودم.خوش به حال یاس ها."
#مصطفی_مستور
تهران در بعد از ظهر
-گفت هرچیم که من بدونم، ولی تو بازم بگو، دل من به همین گفتن تو خوشه، به همین دوستت دارم گفتنت و لبخند بعدش
-عکسا قابای کوچیکی از دلتنگیهای بزرگی هستن که هیچ وقت دیگه خوب نمیشن
-گفت ما همیشه دیر بودیم،دیر میخوابیم، دیر بیدار میشیم،دیر شروع کردیم به زندگی کردن، دیر رسیدیم بهش، دیر رسید به من، دیر شده بود دیگه، دیر بود واسه هرکاری کردن، دیر بود واسه زندگی کردن، واسه همین بیخیالش شدیم دیگه، تموم بود، فقط رسیده بودیم به تیتراژ آخر فیلم، چراغا روشن شدن، هوا هم...
-نصف حرفامونو حوصله نداریم بزنیم، نصف بقیهش رو هم حوصله ندارن که بزنیم، لذا فقط سکوت میمونه و سکوت
- یه بیست و چهار ساعت فوق العاده میتونه طولانی و زجرکش باشه وقتی تو ذهنت لشکر لشکر از افکار قطاری رد میشن و تو امیدوار باشی به اینکه دیگه آخراشه ...
آه از این لعنتی هایِ مغمومِ جذابِ دوس داشتنی
#محیکس
آه از این لعنتی هایِ مغمومِ جذابِ دوس داشتنی
#محیکس
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
اگه قرار بود کسی بزنه روی شونهت ، دوستداشتی وقتی برگشتي کیو ببیني؟ 👇 @MOHIX @MOHIX
سلام
میدونی اولش میخاستم بگم هیچکس ، ینی برگردم ببینم پشت سرم هیچ ادمی نیست
انگار جلو روم پر از ادمه ، همه ی ادمای دنیا جلو رومن ، ولی پشت سرم هیچ کس نیست ، تنهام
بعدش به سمت پشت سرم حرکت کنم ، دنیای بدون ادما رو امتحان کنم
ولی بعدش فک کردم این جواب ممکنه درست نباشه ، به هر حال یکی زده رو شونم ، پس یکی اون پشت هست
ترجیح میدم یکی از ادمایی باشه که خیلی وقته ندیدمش و دلم براش تنگ شده ، وقتی دیگه امیدی ندارم که ببینمش ، بزنه رو شونم، برگردم ببینم اونه ، فک کنم حس خوبی باشه
-Mynã
میدونی اولش میخاستم بگم هیچکس ، ینی برگردم ببینم پشت سرم هیچ ادمی نیست
انگار جلو روم پر از ادمه ، همه ی ادمای دنیا جلو رومن ، ولی پشت سرم هیچ کس نیست ، تنهام
بعدش به سمت پشت سرم حرکت کنم ، دنیای بدون ادما رو امتحان کنم
ولی بعدش فک کردم این جواب ممکنه درست نباشه ، به هر حال یکی زده رو شونم ، پس یکی اون پشت هست
ترجیح میدم یکی از ادمایی باشه که خیلی وقته ندیدمش و دلم براش تنگ شده ، وقتی دیگه امیدی ندارم که ببینمش ، بزنه رو شونم، برگردم ببینم اونه ، فک کنم حس خوبی باشه
-Mynã