دارم هی پا به پای نرفتن صبوری میکنم
صبوری میکنم
تا تمام کلمات عاقل شوند
صبوری میکنم
تا ترنم نام تو در ترانه کاملتر شود
صبوری میکنم
تا طلوع صبح،
تا سهم سایه،
تا سراغِ همسایه،
صبوری میکنم
تا مَدار، مُدارا، مرگ
تا مرگ،
خسته از دَقُ البابِ نوبتم
آهسته زیر لب چیزی، حرفی، سخنی بگوید
مثلن وقت بسیار است و
دوباره باز خواهم گشت..
#سید_علی_صالحی
صبوری میکنم
تا تمام کلمات عاقل شوند
صبوری میکنم
تا ترنم نام تو در ترانه کاملتر شود
صبوری میکنم
تا طلوع صبح،
تا سهم سایه،
تا سراغِ همسایه،
صبوری میکنم
تا مَدار، مُدارا، مرگ
تا مرگ،
خسته از دَقُ البابِ نوبتم
آهسته زیر لب چیزی، حرفی، سخنی بگوید
مثلن وقت بسیار است و
دوباره باز خواهم گشت..
#سید_علی_صالحی
-A good woman is not interested in your money or your status. What she wants from you is yoir time, loyalty, love and commitment.
یه زن خوب به پول و جایگاهت علاقهای نداره، بلکه از تو وقتتو، و فاداریتو، عشقتو و تعهدت رو میخواد.
یه زن خوب به پول و جایگاهت علاقهای نداره، بلکه از تو وقتتو، و فاداریتو، عشقتو و تعهدت رو میخواد.
حرکتی هست در تکواندو - اگر اشتباه نکنم به نام «داچیمسه» - که طرفی از مبارزه که پیاپی در حال ضربه خوردن است و دیگر نمیتواند کاری بکند، خودش را به حریف میچسباند. اینجور بگویم: خودش را در آغوش حریف میاندازد. آنقدر به او نزدیک میشود و او را در بغل میگیرد که حریف دیگر نمیتواند - و طبق قوانین، نباید - به او ضربهای بزند. داور جداشان میکند و مبارزه از سر گرفته میشود.
گاهی، آن که خودش را به تو چسبانده، یاری که خودش را به تو نزدیک کرده و در بغل گرفته، نه از سر محبت، که از بیپناهی به آغوش تو افتاده است. شاید آنقدر به او ضربه زدهای و آنقدر آزارش دادهای که جز این راهی برایش نمانده است: خیلی دور، خیلی نزدیک.
گاهی، آن که خودش را به تو چسبانده، یاری که خودش را به تو نزدیک کرده و در بغل گرفته، نه از سر محبت، که از بیپناهی به آغوش تو افتاده است. شاید آنقدر به او ضربه زدهای و آنقدر آزارش دادهای که جز این راهی برایش نمانده است: خیلی دور، خیلی نزدیک.
-چرا آدما گریه میکنن؟ تو نمیدونی؟ تو هیچوقت گریه نکردی؟
+فقط یه بار خیلی وقت پیش.
-وقتی که اونا ولت کردن رفتن؟
+مردم به دلایل مختلفی گریه میکنن. وقتی کسی میمیره، وقتی تنها میشن، وقتی که دیگه تحمل ندارن..
-تحمل چیو؟
+تحمل زندگی کردنو، وقتی که درد میکشن.
-میشه بر درد غلبه کرد؟
+یه بار مارتین دندون درد داشت، اتو رو زد به برق و صبر کرد، بعد اونو گذاشت روی شونش و دندون دردشو فراموش کرد..
#کریستوف_کیشلوفسکی
+فقط یه بار خیلی وقت پیش.
-وقتی که اونا ولت کردن رفتن؟
+مردم به دلایل مختلفی گریه میکنن. وقتی کسی میمیره، وقتی تنها میشن، وقتی که دیگه تحمل ندارن..
-تحمل چیو؟
+تحمل زندگی کردنو، وقتی که درد میکشن.
-میشه بر درد غلبه کرد؟
+یه بار مارتین دندون درد داشت، اتو رو زد به برق و صبر کرد، بعد اونو گذاشت روی شونش و دندون دردشو فراموش کرد..
#کریستوف_کیشلوفسکی
باختم!
صادقانه میگویم،
شرمم رابه چشمهایش،
قلبم رابه حرفهایش
و عمرم رابه وعده هایش
اوکه ترکم کرد ناگهان خودم راهم باختم
منِ مال باخته ی دلباخته ی خودباخته،
شایدباورتان نشود،
دوستش دارم هنوز...
#لیلا_فرهمند
صادقانه میگویم،
شرمم رابه چشمهایش،
قلبم رابه حرفهایش
و عمرم رابه وعده هایش
اوکه ترکم کرد ناگهان خودم راهم باختم
منِ مال باخته ی دلباخته ی خودباخته،
شایدباورتان نشود،
دوستش دارم هنوز...
#لیلا_فرهمند
جواب ما به آیندگان دربارهی این روزگار، این حرفهای شاملو هست:
«فقط سعی کردیم سرمون رو از توی این باتلاق بیرون بیاریم که بتونیم نفس بکشیم و نفس بکشیم برای اینکه بتونیم بجنگیم و بجنگیم برای اینکه بتونیم نفس بکشیم...»
«فقط سعی کردیم سرمون رو از توی این باتلاق بیرون بیاریم که بتونیم نفس بکشیم و نفس بکشیم برای اینکه بتونیم بجنگیم و بجنگیم برای اینکه بتونیم نفس بکشیم...»
خدا نکنه ک این کله رو بدنت بخاد همه دنیا رو درک کنه
چون عذاب کشیدنش بیشتر از حجم این دنیاس
چون عذاب کشیدنش بیشتر از حجم این دنیاس