bitrait
Voice message
And it's been a while now, but I finally realize how
Much reality sucks,
چند مدتی میشه ولی بالاخره فهمیدم که چققد واقعیت مزخرفه،
but it's just something about our love
I'm still in denial now, dealing with the finality of it
ولی این یه چیزی راجب عشقمونه، من هنوزم انکارش میکنمو درگیر اینم که تهش چی میشه،
And it's making me crazy thinking of the days we, spent
And how I'll never hold you again
And there ain't shit I can do about
Now my head is overcrowded
With these clouded memories and I can't seem to get you out it
و فکر کردن به روزایی که گذروندیم دیوونم میکنه و اینکه چطور دیگه هیچوقت بغلت نمیکنم و هیچ کاریام بابتش نمیتونم بکنم.
حالا ابرای خاطرات تموم مغزمو پر کرده و به نظر نمیاد که بتونم بندازمت بیرون
And how the fuck do you sleep comfortably
Knowing what you done did to me, huh?
Did it even occur to you that I loved you, humbly
Completely, madly, head over heels for you
Was you and me, wants us to be together forever
It was supposed to be us, but you crushed the dream
We was supposed to die together, and it's killing me so much
When I sleep I wake up dead,
با دونستن اینکه چه بلایی سرم آوردی چطوری میتونی اروم بخوابی؟ ها؟
عصن فهمیدی چطور ساده، سر به زیرو کامل و دیوونه وار دوسِت داشتم؟
منو تو بودیم که میخواستیم تا ابد باهم باشیم ولی تو اون رویا رو له کردی، ما قرار بود باهم بمیریم و این داره منو میکشه؛
وقتی میخوابم و مرده بیدار میشم.
must be why I
چرا باید من؟
Saw two white coffins in my dreams last night
دیشب توی خواب دوتا تابوت سفید دیدم
I saw my Lord Jesus with his hands pointing toward the light
سرورم مسیح رو دیدم که با دستش به سمت نور اشاره میکرد
Saw my old sweetheart she said, "honey, I'm back"
عزیز دلمو میدیدم که میگفت"عزیزم، من برگشتم"
Just so you don't die alone, just so you don't die alone
فقط واسه اینکه تنها نمیری، فقط واسه اینکه تنها نمیری.
#Eminem - Die Alone
#ValentineDay
@Deep_Mo✨
Much reality sucks,
چند مدتی میشه ولی بالاخره فهمیدم که چققد واقعیت مزخرفه،
but it's just something about our love
I'm still in denial now, dealing with the finality of it
ولی این یه چیزی راجب عشقمونه، من هنوزم انکارش میکنمو درگیر اینم که تهش چی میشه،
And it's making me crazy thinking of the days we, spent
And how I'll never hold you again
And there ain't shit I can do about
Now my head is overcrowded
With these clouded memories and I can't seem to get you out it
و فکر کردن به روزایی که گذروندیم دیوونم میکنه و اینکه چطور دیگه هیچوقت بغلت نمیکنم و هیچ کاریام بابتش نمیتونم بکنم.
حالا ابرای خاطرات تموم مغزمو پر کرده و به نظر نمیاد که بتونم بندازمت بیرون
And how the fuck do you sleep comfortably
Knowing what you done did to me, huh?
Did it even occur to you that I loved you, humbly
Completely, madly, head over heels for you
Was you and me, wants us to be together forever
It was supposed to be us, but you crushed the dream
We was supposed to die together, and it's killing me so much
When I sleep I wake up dead,
با دونستن اینکه چه بلایی سرم آوردی چطوری میتونی اروم بخوابی؟ ها؟
عصن فهمیدی چطور ساده، سر به زیرو کامل و دیوونه وار دوسِت داشتم؟
منو تو بودیم که میخواستیم تا ابد باهم باشیم ولی تو اون رویا رو له کردی، ما قرار بود باهم بمیریم و این داره منو میکشه؛
وقتی میخوابم و مرده بیدار میشم.
must be why I
چرا باید من؟
Saw two white coffins in my dreams last night
دیشب توی خواب دوتا تابوت سفید دیدم
I saw my Lord Jesus with his hands pointing toward the light
سرورم مسیح رو دیدم که با دستش به سمت نور اشاره میکرد
Saw my old sweetheart she said, "honey, I'm back"
عزیز دلمو میدیدم که میگفت"عزیزم، من برگشتم"
Just so you don't die alone, just so you don't die alone
فقط واسه اینکه تنها نمیری، فقط واسه اینکه تنها نمیری.
#Eminem - Die Alone
#ValentineDay
@Deep_Mo✨
هر چند که هرگز نرسیدم به وصالت
عمری که حرام تو شد ای عشق حلالت!
طاووسی و حُسنت قفس پرزدن توست
ای مرغ گرفتار! چه سود از پر و بالت
زیبایی امروز تو گنجی ابدی نیست
بیچاره تو و دلخوشی رو به زوالت
مانند اناری که سر شاخه بخشکد
افسوس که هرگز نرسیدی به کمالت!
پرسیدیام از عشق و جوابی نشنیدی
بشنو که سزاوار سکوت است سؤالت
یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل
این بار اگر اصرار کنی، وای به حالت!
#فاضل_نظری
عمری که حرام تو شد ای عشق حلالت!
طاووسی و حُسنت قفس پرزدن توست
ای مرغ گرفتار! چه سود از پر و بالت
زیبایی امروز تو گنجی ابدی نیست
بیچاره تو و دلخوشی رو به زوالت
مانند اناری که سر شاخه بخشکد
افسوس که هرگز نرسیدی به کمالت!
پرسیدیام از عشق و جوابی نشنیدی
بشنو که سزاوار سکوت است سؤالت
یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل
این بار اگر اصرار کنی، وای به حالت!
#فاضل_نظری
گاهی سنگینی پلک چپت پس از خواب ظهر امانت را میبُرد،
گاهی ردِ کشِ جوراب روی پای چپت،
گاهی مگسی که داخل ماشین حبس شده و راه خروجی نمییابد،
گاهی هم موهای فری که پیشانیات را پوشانده،
گاهی فشارِ مضاعفِ ناشی از تغییرات خودخواسته،
گاهی بی اعتناییِ بی موردِ سرشار از ناگفته...
همهی این ها حساسترت میکنند،
بیقرارتر؛
زودرنجتر؛
دیوانهتر؛
و تمام "تر" هایی که دیگر خواستگاهی نمییابد، برای "ترین" شدن.
#محیکس
گاهی ردِ کشِ جوراب روی پای چپت،
گاهی مگسی که داخل ماشین حبس شده و راه خروجی نمییابد،
گاهی هم موهای فری که پیشانیات را پوشانده،
گاهی فشارِ مضاعفِ ناشی از تغییرات خودخواسته،
گاهی بی اعتناییِ بی موردِ سرشار از ناگفته...
همهی این ها حساسترت میکنند،
بیقرارتر؛
زودرنجتر؛
دیوانهتر؛
و تمام "تر" هایی که دیگر خواستگاهی نمییابد، برای "ترین" شدن.
#محیکس
Forwarded from bitrait
Put your lips next to mine, dear
Won't you kiss me once, baby?
Just a kiss goodnight, maybe
You and I will fall in love (you and I will fall in love)
Put your head on my shoulder
Hold me in your arms, baby
Squeeze me oh-so-tight
Tell me, tell me that you love me too (tell me that you love me too)
@Deep_Mo🐊
Won't you kiss me once, baby?
Just a kiss goodnight, maybe
You and I will fall in love (you and I will fall in love)
Put your head on my shoulder
Hold me in your arms, baby
Squeeze me oh-so-tight
Tell me, tell me that you love me too (tell me that you love me too)
@Deep_Mo🐊
قربون صدقههای تکراری رو بذارید کنار و بجای اینکه دائم بگید دوسِت دارم، تو چشاش زل بزنید، دستاشو بگیرید و بگید «تو همون نیمهی وجودمی، که خارج از کالبدِ من نفس میکشه»
Ghalbe Saati
Ehsan Khajehamiri
جز منه ساده بگو کی برات تب کرده بود
واسه تو اتاقشو کی مرتب کرده بود؟
واسه تو اتاقشو کی مرتب کرده بود؟
من مشکلی با آدمهای نصفه نیمه ندارم که به نظرم همهی آدمها یکجوری بالاخره نصفه نیمه هستند و شدهاند و یک جاهایی و وقتهایی، یک تکههایی از خودشان را جاگذاشتهاند و جاگذاشته شدهاند و ماندهاند و مانده شدند و رفتهاند و تمام چیزی که از آنها حالا مانده است، همین ناکاملی محض مداوم تکرار شونده است.
اونقد رقیقت میکنم که کرختیای قلبت مثه سیاهیای لباس چرکا بپاچه تو محفظه ماشین لباسشویی، هعی چرخ بخوره، هعی چرخ بخوره.
و آخرش بفهمی که اشتباهی رخت مشکیا رو با سفیدا انداخته بودیو رنگ پس داده.
اون سفیده مال من بود، که حالا شده سیاه... سیاهتر از غلیظترین گوشهی قلبت.
[و تکرر توی تکرار سیکلهای تکراریای که هیچوقت خسته نمیشیم ازشون]
#محیکس
و آخرش بفهمی که اشتباهی رخت مشکیا رو با سفیدا انداخته بودیو رنگ پس داده.
اون سفیده مال من بود، که حالا شده سیاه... سیاهتر از غلیظترین گوشهی قلبت.
[و تکرر توی تکرار سیکلهای تکراریای که هیچوقت خسته نمیشیم ازشون]
#محیکس
که ما که خستهتر از اون بودیم که دیگه بخوایم کسی رو بفهمیم و دیگه واقعبینتر از اون بودیم که بخوایم که کسی بفهمدمون و نفهمیده و فهمیده نشده ادامه میدادیم تا برسیم به جایی که خودمون هم نمیدونستیم کجاس.