عاشق شدن مثل گوش دادن به صدای پیانو توی یک کافه شلوغ می مونه!
اگه بخوای به اون صدای قشنگ گوش کنی، باید چشمهات را ببندی و از همه صداها بگذری و نشنوی، بقیه صداها واست آزار دهنده میشه، صدا پچ پچ مردم، صدا خنده ها، گریه ها، صدا به هم خوردن فنجان ها، حتی صدای باد...
تو واسم اون صدای قشنگ بودی که من به خاطرش هیچ صدایی رو نشنیدم!
اگه بخوای به اون صدای قشنگ گوش کنی، باید چشمهات را ببندی و از همه صداها بگذری و نشنوی، بقیه صداها واست آزار دهنده میشه، صدا پچ پچ مردم، صدا خنده ها، گریه ها، صدا به هم خوردن فنجان ها، حتی صدای باد...
تو واسم اون صدای قشنگ بودی که من به خاطرش هیچ صدایی رو نشنیدم!
چه تحمل سختى ست
دوست داشتن كسى
كه هيچ وقت نداريش
و سخت تر از آن
حال خرابى ست
كه هيچ كس نمى فهمدش
#امير_وجود
دوست داشتن كسى
كه هيچ وقت نداريش
و سخت تر از آن
حال خرابى ست
كه هيچ كس نمى فهمدش
#امير_وجود
خوشبختی
لَم داده بر رویِ
منحنیِ كوچكِ لبخندت
ساناز یوسفی
لَم داده بر رویِ
منحنیِ كوچكِ لبخندت
ساناز یوسفی
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
💛💛💛💛💛
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرایندش را
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرایندش را
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
داشتم دیوونه میشدم
دلم قنچ میرفت حتی با هر نگاهش
مثِ مرفین میموند واسم
حتی اسمش باعث میشد قلبم از تپش بیفته
اینکه نداشتمت داشت از داخل منو میخورد
باید ظاهرِ بیرونیمو حفظ میکردم
باید حواسم به اون شخصیتی که تو ذهنش میساختم میبود
اون از آدمایِ ضعیف و احساسی بدش میومد ، باید تو محکم ترین حالتِ ممکنم میبودم
باید جوری رفتار میکردم که زده نشه ازم
باید خودمو بیشتر وابستش میکردم
باید توجهشو جلب میکردم
باید دلشو به دست میاوردم
باید از قانونِ جذب به بهترین شکلِ ممکن استفاده میکردم
باید با شخصیت و با وقار میبودم ؛ آخه بهم استایلِ مردونه میداد که عاشقش بود
باید کاری میکردمکه هر لحظه ناخودآگاه بهم فکر کنه
باید میشدم تمومِ زندگیش
باید حسامونو قوی تر میکردم
باید عمیق تر میشدم
اونقدر عمیق که حل شیم تو هم
مثِ یه مرجان که تو تهِ یه اقیانوسه دور افتاده داره هی میره پایین و پایین تر
باید ... باید ... باید ...
#محیکس
دلم قنچ میرفت حتی با هر نگاهش
مثِ مرفین میموند واسم
حتی اسمش باعث میشد قلبم از تپش بیفته
اینکه نداشتمت داشت از داخل منو میخورد
باید ظاهرِ بیرونیمو حفظ میکردم
باید حواسم به اون شخصیتی که تو ذهنش میساختم میبود
اون از آدمایِ ضعیف و احساسی بدش میومد ، باید تو محکم ترین حالتِ ممکنم میبودم
باید جوری رفتار میکردم که زده نشه ازم
باید خودمو بیشتر وابستش میکردم
باید توجهشو جلب میکردم
باید دلشو به دست میاوردم
باید از قانونِ جذب به بهترین شکلِ ممکن استفاده میکردم
باید با شخصیت و با وقار میبودم ؛ آخه بهم استایلِ مردونه میداد که عاشقش بود
باید کاری میکردمکه هر لحظه ناخودآگاه بهم فکر کنه
باید میشدم تمومِ زندگیش
باید حسامونو قوی تر میکردم
باید عمیق تر میشدم
اونقدر عمیق که حل شیم تو هم
مثِ یه مرجان که تو تهِ یه اقیانوسه دور افتاده داره هی میره پایین و پایین تر
باید ... باید ... باید ...
#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
هیچ وقت نگفت دوستت دارم
ولی همیشه
شالی را سر می کند
که می داند به او نمی آید
اما
من برایش گرفته ام …
ولی همیشه
شالی را سر می کند
که می داند به او نمی آید
اما
من برایش گرفته ام …
مردها به دو دسته تعصبی و اپن مایند تقسیم نمیشوند ؛
مردها یا دوستت دارند یا ندارند...
دوستت که داشته باشند حتی وقتی مهمانتان پسر ده سال از تو کوچک تر هم باشد حسودی میکنند،
هر یک قلب قرمز زیر عکسهایت میشود یک درد روی قلبش،
هر یک باری که اسم پسر غریبه جلویش بیاوری یک تار سفید میکند...
مردها که دوستت داشته باشند؛
به رنگ موهایت کار دارند،
به رژ قرمز و سرخی دستانت،
به شلوار تا زده و به مانتویی که به نظرشان کمی جذب است.
مردهایی که دلشان را به تو داده اند از ساعت نه آمدنت به خانه قلبشان مچاله میشود،
دوست معمولی و هم کلاسی همه را به یک چشم میرانند:
"خطر"
مردهایی که دوستت ندارند ولی؛
ساعت یک بروی خانه یا هشت شب برایشان فرقی ندارد،
اینکه هم کلاسی دانشگاهت تو را فلانی جان صدا میزند اخم هایشان را توی هم نمیکند،
رژت که پررنگ باشد برای پاک کردنش با حرص دستمال کاغذی روی لب هایت نمیکشند،
موهایت را نامرتب زیر روسریت نمیزنند
و اسم هزار تا پسر هم که روی گوشیت بیفتد عکس العمل نشان نمیدهد...
آنهایی که دوستت ندارند
با گفتن باید ازدواج کنم هم ته دلشان از حس رقیب داشتن نمیلرزد،
با هیچ حرفی حسادتشان تحریک نمیشود
و مدام فالوئر هایت را چک نمیکنند...
مردها یا متعصبند یا دوستت ندارند
از این دو حالت خارج نیست جانم...
مردها یا دوستت دارند یا ندارند...
دوستت که داشته باشند حتی وقتی مهمانتان پسر ده سال از تو کوچک تر هم باشد حسودی میکنند،
هر یک قلب قرمز زیر عکسهایت میشود یک درد روی قلبش،
هر یک باری که اسم پسر غریبه جلویش بیاوری یک تار سفید میکند...
مردها که دوستت داشته باشند؛
به رنگ موهایت کار دارند،
به رژ قرمز و سرخی دستانت،
به شلوار تا زده و به مانتویی که به نظرشان کمی جذب است.
مردهایی که دلشان را به تو داده اند از ساعت نه آمدنت به خانه قلبشان مچاله میشود،
دوست معمولی و هم کلاسی همه را به یک چشم میرانند:
"خطر"
مردهایی که دوستت ندارند ولی؛
ساعت یک بروی خانه یا هشت شب برایشان فرقی ندارد،
اینکه هم کلاسی دانشگاهت تو را فلانی جان صدا میزند اخم هایشان را توی هم نمیکند،
رژت که پررنگ باشد برای پاک کردنش با حرص دستمال کاغذی روی لب هایت نمیکشند،
موهایت را نامرتب زیر روسریت نمیزنند
و اسم هزار تا پسر هم که روی گوشیت بیفتد عکس العمل نشان نمیدهد...
آنهایی که دوستت ندارند
با گفتن باید ازدواج کنم هم ته دلشان از حس رقیب داشتن نمیلرزد،
با هیچ حرفی حسادتشان تحریک نمیشود
و مدام فالوئر هایت را چک نمیکنند...
مردها یا متعصبند یا دوستت ندارند
از این دو حالت خارج نیست جانم...
میگفت
گریه هات برا من
خنده هام برا تو
دلخوریت برا من
دلخوشیم همه تو
زالگیت برا من
زندگیم برا تو
شما بودین عاشقش نمیشدین ؟
گریه هات برا من
خنده هام برا تو
دلخوریت برا من
دلخوشیم همه تو
زالگیت برا من
زندگیم برا تو
شما بودین عاشقش نمیشدین ؟
نزارین عشقاتون سِر بشن
هیچی بدتر از سِر شدگی نیس
از قدیم گفتن تا تنور داغه نونو بچسبون
نزارین تنوری خاموش بشه
که شاید دیگه هیچوقت روشن نشه
نزارین امیدی از دست بره
شاید آخرین امید باشین
نزارین دلی ازتون بگیره
شاید تنها درمونش شما باشین
نزارین قلبی بخاطر شما شکسته شه
شاید آخرین تیکه ی سالمشو داده باشه دسته شما
#محیکس
هیچی بدتر از سِر شدگی نیس
از قدیم گفتن تا تنور داغه نونو بچسبون
نزارین تنوری خاموش بشه
که شاید دیگه هیچوقت روشن نشه
نزارین امیدی از دست بره
شاید آخرین امید باشین
نزارین دلی ازتون بگیره
شاید تنها درمونش شما باشین
نزارین قلبی بخاطر شما شکسته شه
شاید آخرین تیکه ی سالمشو داده باشه دسته شما
#محیکس
مرا عهدیست با شادی
که شادی آنِ من باشد
مرا قولیست با جانان
که جانان جانِ من باشد
مولانا
که شادی آنِ من باشد
مرا قولیست با جانان
که جانان جانِ من باشد
مولانا
عهد بستم
نفسم باشي و من باشم و تو
اي كه بي تو
نفسم تنگ و دلم تنگ تر است...
نفسم باشي و من باشم و تو
اي كه بي تو
نفسم تنگ و دلم تنگ تر است...
خیلی دردناکه!
که آدما رفتن رو انتخاب کنن؛
ولی هیچ کس جلو راهشون رو نگیره...
که آدما رفتن رو انتخاب کنن؛
ولی هیچ کس جلو راهشون رو نگیره...
گفت حرف بزن اروم میشی !
نمیدونست،اون نمیدونست
ادما از یه جایی به بعد
با حرف زدن فقط سنگین تر میشن
پر تر میشن ....
خفه تر ....
#عسل_سبزپور
نمیدونست،اون نمیدونست
ادما از یه جایی به بعد
با حرف زدن فقط سنگین تر میشن
پر تر میشن ....
خفه تر ....
#عسل_سبزپور
جایی میان قلب هاست ،
که هرگز پر نمیشود ،
و ما
در همان فضا ؛
انتظار میکشیم ،
انتظار میکشیم ....
#چارلز_بوکوفسکی
که هرگز پر نمیشود ،
و ما
در همان فضا ؛
انتظار میکشیم ،
انتظار میکشیم ....
#چارلز_بوکوفسکی
فراموشت کنم؟
این احمقانه ترین خواستهایِ که میشه از کسی داشت.
چطوری فراموشت کنم وقتی مدتها تلاش کردم تا تموم چیزایی و که بهت مربوط میشه رو مو به مو به خاطر بسپارم.
از واژه واژهی حرفات ، بمِ صدات ، عطرنفسات،
تا بودن و بودن و بودنات...
که اگه یه وقت ازم پرسیدی : یادته؟
بهتر از تو یادم باشه که اگه نباشه مجبورم بار غمِ سنگین نگات و به دوش بکشم!!!
نه جانم!
از من فراموشی نخواه.
خودتم خیلی سعی نکن.
توام آدم فراموشی نیستی.
میدونم که حتی بهتر از من همه چیز و یادت میمونه!
#دنیا_کاف
این احمقانه ترین خواستهایِ که میشه از کسی داشت.
چطوری فراموشت کنم وقتی مدتها تلاش کردم تا تموم چیزایی و که بهت مربوط میشه رو مو به مو به خاطر بسپارم.
از واژه واژهی حرفات ، بمِ صدات ، عطرنفسات،
تا بودن و بودن و بودنات...
که اگه یه وقت ازم پرسیدی : یادته؟
بهتر از تو یادم باشه که اگه نباشه مجبورم بار غمِ سنگین نگات و به دوش بکشم!!!
نه جانم!
از من فراموشی نخواه.
خودتم خیلی سعی نکن.
توام آدم فراموشی نیستی.
میدونم که حتی بهتر از من همه چیز و یادت میمونه!
#دنیا_کاف
براش نوشته بودم
من انقلاب توام
چمران نه
هفتِ تیر خورده ی توام
- ملتفت نشد
#سجاد_افشاريان / رادیو شرقی غمگین
من انقلاب توام
چمران نه
هفتِ تیر خورده ی توام
- ملتفت نشد
#سجاد_افشاريان / رادیو شرقی غمگین