Lorn – Telegram
193 subscribers
599 photos
12 videos
2 files
114 links
you wanna talk?:
@hediyehbot
Download Telegram
بعد از یک جنگ واقعی، آدم باید به خانه‌اش بازگردد. مگر نه، خانه‌ی من؟

Weak Hero Class1(2022)
Christmas Kids
Roar
You'll change your name,
or change your mind,
And leave this fucked up place behind.
But I'll know, I'll know.
I'll know, I'll know.
I'll know, I'll know.
I'll know, I'll know.
Appearing unsightly,
with devils inside me.
Ultraviolet
Freya Ridings
Ein bisschen Pause im die liebe Bibliothek;
In Giesing wohnt das Leben!
(In Giesing lives even life.)

Suddenly these pics figured in her eyes.
Lorn
In the first half of this day, I'm tired out and pounded more than laborious, cumbersome and giant yesterday. And I dunno exactly because of what? Physically, mentally, or bold states of somethings' lack. And lack of what? Writing, reading, achieving, earning…
در میان آن شب، چشمم به چند دختری که کاملا پشتشان به من بود، خورد که جلوی صندوق خرید فروشگاهی در انتظار بودند. توانستم از نحوه‌ی ایستایی گردن، شانه‌ها، بازوان و پاهایشان به هویت‌شان پی ببرم. طرز در خود جمع شده، قوز کرده، خم‌شده و شکسته‌شان خبر از تمام آنچه می‌داد که نباید از بُعد صرفاً پشت شخصی، بر آید. با حرکت کردن ماشین و بیشتر شدن زاویه و در نتیجه هویدا شدن نیم‌رخشان، پلک‌هایم را هم‌زمان با سقوط قطرات درشت باران روی شیشه، بر این تلخیِ صحتِ بی‌هنگام، فرو بستم.
آن طور که لایقش هستند، باهاشان برخورد نمی‌کنم. به دلایلی. باید بسیار داغان‌تر از این باهاشان رفتار کرد. بسیار. بخاطر بیش از این قربانی نشدنِ عده‌ای دیگر زیر دستشان، سکوت و تیر های به خطا رفته‌ی نگاه‌های‌ من به وجود می‌آیند. به خیال خویش، این تنها راه حفاظت است و شاید هم به راستی هست. این‌بار اما، تفاوت در محدودیت زمانی، انتخاب‌ها و مقصود آنها مطرح است.
انسان، فراموش‌کاری قهار است. باید پایش بشکند تا برای هزاران راه‌ نرفته‌اش زانوی شکسته‌ی غمش را در بر گیرد و بنالد. باید روز هایش چپیده و پر از کار و بیگاری باشد تا برای ثانیه به ثانیه‌ی زمانش ارزش قائل باشد، حتی به قصد اتلاف. باید نیرویی را از دست بدهد، به هزار تکه تبدیل شود و به قصد بریدن گلوی خود در شبانگاه هق زند تا تصمیم بگیرد از زوایای دیگری بنگرد. باید خانه‌اش را در میان آتش و دود ببیند تا درِ همان خانه را با احترام بفشارد. اما خبر بدتر، باز هم موقتی بودنِ تمامی این درک‌های بر اساس تجربه است.
می‌پرسم، این چیزی‌ست که باید لنگرگاه من در دنیای مادی باشد؟ مکعب روبیک؟
می‌گوید، جسمش مهم نیست. عمل بازی کردن‌ است که مهم است، عملی که قابل تکرار است، به قدری پیچیده است که متمرکز نگهت دارد و در عین حال آن قدر ساده است که زیاد فکرت را مشغول نکند. فقط روی الگوی بازی تمرکز کن و این تو را به بازه‌ی زمانی همگانی‌ای که در جریان است، متصل نگه می دارد.
اَبیانه، ۱۴۰۳/۳/۲۵

مردم محلی ابیانه به این روستا «ویونا» می‌گویند؛ ویونا از دو کلمه‌ی وی به معنای بید و ویانه به معنای بیدستان تشکیل شده.