She was strong because she was afraid. Her hard fear of losingness is what made her fight so hard.
از نوشتن دست کشیدهام و آن ساختارهای اکتشافی نوپا هم از من. از آنِ من بودهاند و به من باز نمیگردند. -شاید هم میگردند، این را باید گذر زمان بنمایاند.- بنابراین شاید دیگر از آن سبک خبری نباشد، چرا که دیگر نمیتوانم زمان لازمه را هرچند ملزوم، اختصاص دهم. همهچیز درهم و بیساختار، یا باید خود به یک سبک بدل شود و یا درهم و بیساختار بماند و من اهمیتی نمیدهم. علاوهبر آن، دست از بسیاری چیزها کشیدهام، مثل احساسکردنِ هرچه عمیقتر و عمیقتر شکستهای پیاپی ناجوانمردانهای که سیطره بر پیکرهی سراسر عمرم دارد. از به یادآوردن فقدانهای نهچندان ظریف و باریکی که سالهاست به رسم عادت، شکرگزار وجودشانند. از آنچه حقیقی نیست و پادزهری برایم در دستانش ندارد، برحذرم و آن، ابتداییترین مقصودِ در تضاد با ضعف انسانیام بود: نوشتن.
میگویند جسمم را در حال عمل میبینند اما، منی در آن پوسته، نه. من، شاید همان پوستهام که نمیدانم من، به راستی باز هم کجا رفته و این پوستهی ماشینخو را به کاری دیگر گماشته. در حال گرفتن تاکسیست و یا وسایل کولهپشتیاش را در اتوبوس سه صبح به سوی مقصدی دیگر بررسی میکند. حصارهای زمینی را از نو تعبیه و یا تیشه بر ریشه و بنیان سازهای مینهد. سقفی را مرمت و یا دری را میشکند بر پاشنه. پوتینهای آهنینی را به پا و یا میخهای سابق را میکند. به من صرفاً کارهایی را میسپارد که باید پیوسته به انجام رسند، چراکه نیاز است به هر رو انجام شوند و در نتیجه کمتر زمانی باقی میماند برای نشخوارکردن افکار و احساسات و نوشتن آنچه ملموس نیست، اما به بیشترین میزان ممکن در هوا معلق است. تنها هنگام تناول و یا خواب جای حجمهی خالی چیزی را حس میکنم و با جزء به جزء به سویی کشانده میشوم و قابلپیشبینانه مقاومت میکنم در برابر آنچه که میدانم چیست. در این زمانها، ترسهایم را به تنهایی قورت میدهم و منتظر میمانم تا من بازگردد. تنها رویکردش هم سفت و سخت کردنِ حصارها، مشتها و کفشهاست؛ که به سختی درصدد مبارزهاند، و ترمیم. ترمیم ضربت آن شبها که گمان نمیکنی طلوعی انتظارشان را کشدُ درعینحال، با تصور وقوعش میغلتیدی درون چرخهٔ بلعندهای رعشهزا.
The Song That Sparked a Movement in Afghanistan | Nila Ibrahimi | TED
YouTube
The Song That Sparked a Movement in Afghanistan | Nila Ibrahimi | TED
Afghan activist Nila Ibrahimi shares her experience using song to protest — and ultimately reverse — oppressive laws in Afghanistan just before the Taliban took back control of the country. In a brief Q&A with Head of TED Chris Anderson, Ibrahimi sends a…
پس از دوهزار قدم تا نخستین قله، اینطور نبود که بدانم دقیقاً در حال ثبت چگونه منظرهایام، اما چندباری تلاش کردم و ثابت ماندم. ثابت ماندن دشوار است زمانی که قصد رفتن داری و ایمان بصری، نه. بنابراین گمان کردم فقط با چشم سر و حافظه قادر به تماشا کردن خواهم بود.
جالب اینجاست که تصاویر از مناظر قابلدیدِ یک قله ثبت شده. جنوبیْ گرم و خورشیدی، و شمالیْ ابری و یخزده.
جالب اینجاست که تصاویر از مناظر قابلدیدِ یک قله ثبت شده. جنوبیْ گرم و خورشیدی، و شمالیْ ابری و یخزده.
انسان، انسان است و مقدار کمی منطق که یک نفر ممکن است داشته باشد در هنگامی که اشتیاق به انسان هجوم میآورد و حدود ذاتی نوع بشر او را تحت فشار قرار میدهند به ندرت میتواند به حساب بیاید و یا اصلا بیتاثیر خواهد بود….
رنجهای ورتر جوان، گوته
رنجهای ورتر جوان، گوته