فلسفه دیزاین – Telegram
فلسفه دیزاین
6.93K subscribers
68 photos
12 videos
1 file
1.21K links
این کانال چکیده‌ای از مقالات روز، نمونه‌های موفق، ابزارهایی‌ست که ما در DeXign Studio با آن برخورد داشته و معرفی‌شان می‌کنیم.

ارتباط با کانال:
@mohsenissapour

منابع و ابزارهای دیزاین:
DexignResources.com

دسخط:
https://daskhat.dexignresources.com
Download Telegram
چطور در طراحی بار شناختی را کاهش دهیم؟

به طور روزمره در دنیای دیجیتال با اطلاعات زیادی مواجه می‌شویم. باید در طراحی سعی کنیم تا محصول ما کمک کند مخاطب به صورت متمرکز کاری که می‌خواهد را انجام دهد. محتواها و محصولات دیجیتال شامل پیچیدگی‌های زیادی در اجزای خود هستند مانند انواع عکس و فونت و انیمیشن و ... تلاشی که ذهن مخاطب می‌کند تا این پیچیدگی‌ها را متوجه شود را بار شناختی می‌گویند.

قانون میلر می‌گوید که انسان عادی در یک لحظه تنها می‌تواند بین ۵ تا ۹ قطعه از اطلاعات را درک کند. تعداد زیادی این قانون را اشتباه فهمیده‌اند و می‌گویند باید منوها در طراحی به ۷ عدد کاهش پیدا کند.

میلر در مقاله خود این قانون را مطرح می‌کند که ذهن انسان در حافظه کوتاه مدت خود می‌تواند ۷ به علاوه یا کمتر از ۲ عدد محتوا را نگهداری کند. نویسنده در ادامه به این می‌پردازد که چطور از این قانون به صورت درست استفاده کنیم؟

بخش کردن محتوا
بهتر است برای استفاده راحت‌تر مخاطب از محتوا در صورت طولانی بودن اجزا آن را به بخش‌های کوچک‌تری که در مجاورت هم هستند تقسیم کنیم. مانند نوشتن یک شماره تلفن که به جای یازده رقم می‌توان آن را به بخش‌های کوچک‌تر ۳ و ۴ تایی تقسیم کرد. استفاده از فضای سفید مناسب برای اینکار می‌تواند مفید باشد همچنین افراد ترجیح می‌دهند تا اسکرول کنند تا اینکه به صفحه بعدی بروند. و اینکه باید مطمئن شویم اسکن کردن محتوا برای مخاطب راحت باشد.

گروه‌ها معنا ایجاد می‌کنند
گروه‌بندی کردن چند محتوا و نمایش آن‌ها در کنار یکدیگر به مخاطب کمک می‌کند تا بفهمد چه چیزهایی به همدیگر مرتبط هستند و به راحتی آن‌ها را اسکن کند. اینکه محتوا را به گروه‌های مختلف تقسیم کنیم باعث می‌شود تا راحت‌تر تمرکز کند.

https://bit.ly/dxgn936

(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)

نویسنده: محمدرضا عباسی

#تجربه_کاربری #UX #روانشناسی #بار_شناختی

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
👍3🔥1
۸ سایت خوب برای تمرین UX

دیزاینر بودن به معنای قرار داشتن در مسیری بدون پایان است که در طول آن همیشه باید مهارت‌های فردی‌تان را توسعه بدهید، ذهنتان را باز کنید و هر روز جنبه‌های جدیدی از دیزاین را کشف کنید.
خوشبختانه برای طراحان تجربه کاربری، منابع فوق‌العاده‌ای برای آموزش و تمرین وجود دارد. در ادامه‌ی مقاله تعدادی از بهترین‌ها را به شما معرفی می‌کنم.

https://uxtools.co/
در این سایت با مثال‌های واقعی تمرین می‌کنید و مهارت‌ها و ابزارهای ضروری را یاد می‌گیرید. پروژه‌هایی که انجام می‌دهید، می‌توانند در پورتفولیتان استفاده شوند. این سایت هم برای تازه‌کاران و هم برای حرفه‌ای‌ها مفید است.

https://sharpen.design/
این سایت پروژه‌هایی برای شما تعریف می‌کند که می‌توانید آن را بسط دهید و همه مراحل طراحی تجربه کاربری را روی آن طی کنید.

https://fakeclients.com/
برای تمرین طراحی لوگو، طراحی تجربه کاربری، طراحی وب، طراحی گرافیک و ایلاستریشن می‌توانید از پروژه‌هایی که این سایت در اختیار شما قرار می‌دهد، استفاده کنید.

https://goodbrief.io/
در این سایت، زمینه‌ دیزاین (از جمله طراحی لوگو، بسته بندی، وب سایت و ...) و صنعت (مثلا ورزش، غذا، فشن و ...) مورد نظرتان را انتخاب می‌کنید و بریف نسبتا مفصلی از یک پروژه می‌گیرید که می‌توانید روی آن کار کنید.

http://www.uxchallenge.co/
با چالش‌های مطرح شده در این سایت، هم مهارت حل مسائل UX را تمرین می‌کنید و هم کیس استادی برای پورتفولیوتان می‌سازید.

https://sketchingforux.com/
این سایت به مدت ۱۰۰ روز، هر روز موضوعات مرتبط با UX برای شما ارسال می‌کند که یک اسکچ برای آن بزنید. هر چالش ۵ تا ۱۰ دقیقه طول می‌کشد. اگر بخواهید می‌توانید نتیجه کارتان را در سایت قرار دهید. جذابیت این چالش‌ها در این است که انواع مهارت‌های ضروری برای یک طراح تجربه کاربری در آن لحاظ شده است، از جمله طراحی بصری، اقتصاد رفتاری، روانشناسی شناختی و ...

https://productdesigninterview.com/
اهمیت مصاحبه برای گرفتن شغل UX Designer کمتر از داشتن نمونه کار و پورتفولیوی خوب نیست. این سایت شما را برای مصاحبه‌های کاری آماده می‌کند.

برای مطالعه اصلی مقاله، از این لینک استفاده کنید:

https://bit.ly/dxgn937

(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)

نویسنده: عاطفه صفری

#طراحی_تجربه_کاربری #پورتفولیو #کیس_استادی #تمرین

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
👍101
راهنمای کامل معماری اطلاعات

ما خیلی وقت‌ها مقاله‌ها و مطالبی درباره معماری اطلاعات می‌خوانیم که محتوای بسیار مفیدی هم برای ما دارند اما اگر تازه کار باشیم و تجربه‌ای در این مورد نداشته باشیم نمی‌دانیم از کجا باید شروع کرد. این سردرگمی در بین طراحان تازه‌کار که طراح ارشد و یا تجربه‌ای ندارند، بسیار دیده می‌شود.

این مقاله چک‌لیستی از مجموعه مقالات و ویدیوهایی که در گروه نلسون نورمن منتشر شده است را به مانند یک نقشه راه و به ترتیب معرفی کرده است که از چیستی معماری اطلاعات و تفاوتش با نویگیشن‌ها شروع کرده،‌ با چگونگی درک نحوه جستجوی اطلاعات توسط کاربر،‌ شیوه‌های دسته‌بندی و اشتباهات رایج ادامه داده و با چگونگی استفاده از اطلاعات بدست آمده و طراحی نویگیشن تمام کرده است.

به شما پیشنهاد می‌کنم که حتما از لینک زیر به این چک لیست مراجعه کنید و در پروژه‌هایتان برای رقم زدن یک تجربه کاربری راحت و عالی برای کاربران خود از آن‌ استفاده کنید.

https://bit.ly/dxgn938

نویسنده: فروزان فاضلی

#طراحی_تجربه_کاربر #معماری_اطلاعات #نویگیشن

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
🤩1
نه به یکپارچگی و یکنواختی محض، آری به قابل استفاده بودن!

یکپارچگی یا همان consistency اغلب ابتکاری قابل قبول در طراحی است که بسیاری از افراد آن را درست می‌دانند بدون اینکه از خود بپرسند یکپارچگی با چه چیزی؟
این مقاله ویژگی یکپارچگی را مورد بررسی قرار می‌دهد و به ما یادآوری می‌کند که هیچ چیز مطلقاً خوب یا بد نیست.

یکپارچگی چیست؟
اساساً یکپارچگی بیشتر از این که به کاربران و نیازهای آن‌ها مربوط باشد، درباره‌ی هویت سازمان‌ها است. برای ذی‌نفعان و تصمیم‌گیران راحت‌تر است که در تصمیم‌گیری، بدون توجه به آنچه برای کاربران بهتر است، از یکپارچگی پیروی کنند.

معایب یکپارچگی بیش از اندازه چیست؟

بیایید با یک مثال شروع کنیم:
در برهه‌ای از زمان در کشور انگلیس، وبسایت دادگاه رسیدگی به شکایات مربوط به بیمه، از نظر طراحی با وبسایت‌های ادارات دولتی بسیار یکپارچه بود. یعنی همان اداراتی که کاربران قصد شکایت از آن‌ها را داشتند. طبیعتاً این باعث می‌شد کاربران برای ثبت شکایات خود به آن وبسایت اعتماد نکنند. طراحان بعد از تحقیق روی کاربران متوجه این موضوع شدند و مجبور شدند یادداشتی به قسمت بالای وبسایت اضافه و اعلام کنند که دادگاه مستقل از دولت است.

یکپارچگی زیاد باعث می‌شود سرویس‌های یک سازمان از یکدیگر قابل تشخیص نباشند. به سرویس‌های مختلف گوگل بعد از آخرین بازطراحی‌اش فکر کنید. آن‌ها به طرز گیج‌کننده‌ای یکپارچه‌اند! چند بار برایتان پیش آمده که به جای گوگل درایو، به اشتباه گوگل کلندر را باز کرده باشید؟

در واقع می‌توانیم به سوال «یکپارچگی با چه چیزی؟» که در ابتدای این مطلب پرسیده شد اینطور پاسخ دهیم پاسخ دهیم: با مدل ذهنی کاربران.

برای داشتن طرحی قابل استفاده، ابتدا باید اطمینان حاصل کنیم که خدمات ما واقعاً مورد نیاز کاربران است. سپس باید مدل‌های ذهنی افراد را درک کنیم و مطمئن شویم که طرح‌های ما با آن مدل‌های ذهنی مطابقت دارد.

لینک مقاله:

https://bit.ly/dxgn939

(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)

نویسنده: نیلوفر موجودی

#تجربه_کاربر #قابلیت_استفاده #یکپارچگی #تجربه_کاربری #رابط_کاربری

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
👍61
کاهش استرس در طراحی

دنیایی که امروز در آن زندگی می‌کنیم پر از عوامل استرس‌زا است و تعامل کاربران ما با محصولاتی که طراحی می‌کنیم اگر با استرس باشد تجربه‌ی خوبی به آن‌ها منتقل نمی‌کند. عوامل مختلفی برای استرس در تعامل با محصول وجود دارد. حضور یک عامل استرس‌زا مانند بیماری در زندگی فرد، یا استفاده از محصول برای یک تصمیم استرس‌زا همچون خرید یک محصول گران‌قیمت مثل لپ‌تاپ و موارد مشابه. همچنین استرس باعث تاثیرات بیولوژیکی در بدن ما می‌شود که در متن اصلی به طور کامل توضیح داده شده است.

اثرات شناختی و رفتار آنلاین

اثرات شناختی مختلف باعث می‌شود تا کاربر رفتارهای متفاوتی در فضای آنلاین نشان دهد. مانند کلیک‌های ممتد در صورت وجود خطای سیستم و موارد دیگر که باعث می‌شود ما رفتارهای متفاوتی را از خود نشان دهیم.

طراحی برای کم کردن استرس

- کاهش بار شناختی
با کم کردن پیچیدگی‌های طراحی و تبدیل آن به بخش‌های کوچک‌تر قابل فهم و استفاده از یکپارچگی در طراحی باعث می‌شویم تا اطلاعاتی که به مغز مخاطب وارد می‌شود کمتر باشد و در نهایت بار شناختی که برای فهم بخشی از محصول به کاربر تحمیل می‌شود کمتر باشد.

- تقویت کنترل ادراکی
با کم کردن مراحل که کاربر باید آن‌ها را کنترل کند می‌توانیم به او حس مثبت دهیم که به راحتی بخشی را کامل کرده است. این کار باعث می‌شود کاربر احساس بهتری داشته باشد.

- کاهش ابهام
با واضح‌تر کردن المان‌های طراحی می‌توانیم باعث شویم تا کاربر درگیر ابهام نشود.

- ارزش دادن به زمان کاربر
می‌توان با کاهش مواردی که نیاز است کاربر انجام دهد به کمترین حالت مورد نیاز کاربر به زمان او احترام بگذاریم.

- انسانی بودن
هر چه میزان همدلی و لحن خود را انسانی‌تر در نظر بگیریم باعث می‌شویم تا برای کاربر احساس استرس کمتری ایجاد شود.

https://bit.ly/dxgn940

(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)

نویسنده: محمدرضا عباسی

#تجربه_کاربری #UX #روانشناسی #استرس

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
👍3🔥1
هوش مصنوعی قابل توضیح و ارتباط آن با تجربه کاربری

هوش مصنوعی قابل توضیح (XAI: Explainable AI) یک زمینه تحقیقاتی است که اولین بار در سال ٢٠٠۴ مطرح شد. XAI بررسی می‌کند که چگونه تصمیمات هوش مصنوعی و داده‌هایی که منجر به این تصمیمات می‌شوند را می‌توان برای مردم توضیح داد.
این توضیح باعث شفافیت بیشتر و در نتیجه‌ی آن، اعتماد بیشتر مردم به هوش مصنوعی می‌شود.

بنابراین ما به عنوان یک طراح، باید به بعد انسانی هوش مصنوعی توجه کنیم. باید یاد بگیریم که چگونه یک سیستم هوش مصنوعی را برای بهبود تجربه کاربر، برای او توضیح دهیم.

در این باره، امروز می‌خواهیم وبسایت UXAI را به شما معرفی کنیم که برای علاقه‌مندان این حوزه توضیحات بسیار مفیدی ارائه می‌دهد.

این وبسایت شامل ۵ بخش کلی است:
١. مبانی هوش مصنوعی
٢. هوش مصنوعی قابل توضیح
٣. استراتژی‌ طراحی
۴. ابزارها
۵. واژه‌نامه

استراتژی طراحی که در بخش سوم گفته می‌شود، شامل چهار مرحله‌ی شناسایی کاربر، شناسایی زمینه، ارائه روش‌ها و در نهایت ارزیابی است.

در مرحله اول بررسی می‌کنیم که کاربر کیست و چرا برای این هوش مصنوعی به توضیح نیاز دارد؟ در مرحله دوم به این سوال پاسخ می‌دهیم که چه زمانی کاربر به توضیح نیاز پیدا می‌کند؟ در مرحله سوم به دنبال بهترین نوع توضیح می‌گردیم و نهایتاً در مرحله چهارم توضیحاتی که آماده کرده‌ایم را در سه سطح کاربردی، انسانی و عملکردی ارزیابی می‌کنیم.

https://bit.ly/dxgn941

اگر به این موضوع علاقه‌مندید، منابع زیر نیز برای شما مفید خواهند بود:

کتاب راهنمای Google PAIR

بخش طراحی برای هوش مصنوعی وبسایت IBM

دستورالعمل‌های مایکروسافت برای تعامل انسان و هوش‌ مصنوعی

نویسنده: نیلوفر موجودی

#هوش_مصنوعی #تجربه_کاربر

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
2👍1🔥1🤩1
مسیر یادگیری و پیشرفت در طراحی تجربه کاربر (UX)

سال‌ها قبل به دلیل محدود بدون دسترسی‌ها و منابع یادگیری هر چیزی بسیار راحتتر، واضح و شفاف بود اما پس از بیماری کرونا و قرنطینه‌‌‌های طولانی،‌ تغییرات در تمام زمینه‌‌ها از جمله آموزش نیز به وجود آمد و تعداد منابع و دسترسی افراد به آن‌ها بی‌نهایت شد و این موضوع باعث شده است که افراد در مرحله یادگیری و ورود به یک رشته جدید و یا افرادی که در سطح تازه‌کار و جونیور قرار دارند با مقدار زیادی اطلاعات روبرو شوند و این امر باعث گمراهی بسیار زیادی می‌شود. به همین دلیل تصمیم گرفتم که این مقاله را به شما معرفی کنم. این مقاله نقشه راهی از ویدیو‌ها و مقالات nng است که در سه بخش تقسیم بندی شده است.

بخش اول: مناسب افرادیست که در دوراهی یا چندراهی ورود به این رشته اند، ۱۶ مقاله درباره شغل طراحی تجربه کاربر،‌ توصیه‌های کلی، نمونه‌کارها و روند حقوقی و شرح شغل به ترتیب آورده است.

بخش دوم: مناسب افرادیست که تازه‌کار هستند، ۸ مقاله درباره مهارت‌‌های موردنیاز، چگونگی استفاده کردن از دوره کارآموزی و گرفتن منتور و ایجاد مسیری برای رسیدن به مراحل بالاتر

بخش سوم: مناسب افرادیست که در سطح متوسط و پیشرفته هستند: ۶ مقاله درباره نحوه مدیریت،‌ تبدیل شدن به یک لیدر و تقویت تجربه کاربر در سازمان‌ها آورده شده است.

شما می‌توانید از لینک زیر در هر بخش سری مقالات مربوطه را مطالعه کنید.

https://bit.ly/dxgn942

(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)

نویسنده: فروزان فاضلی

#تجربه_کاربر #شغل #پیشرفت #مسیر_یادگیری

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
👍41
چرا طراحان باید از px به rem مهاجرت کنند؟

احتمالا تا قبل از خواندن این مطلب، با خیال راحت از واحد px در فیگما و اسکچ استفاده می‌کردید و نهایتا درباره اینکه از اعداد صحیح استفاده کنید دغدغه داشتید. حالا ما می‌خواهیم نظر شما را عوض کنیم.

چه مشکلی در استفاده از px وجود دارد؟

همانطور که می‌دانید پیکسل یک واحد اندازه‌گیری مطلق است. به این معنی که ۱ پیکسل با یک اندازه فیزیکی ثابت مطابقت دارد. به نظر می‌رسد که همه چیز عالی‌ست اما استفاده از واحدهای مطلق در طراحی، مشکلات جدی برای دسترسی‌پذیری به وجود می‌آورد! چطور؟
قضیه این است که در مرورگرها یک اندازه فونت پیش‌فرض وجود دارد که معمولا ۱۶ پیکسل است. کاربران -به خصوص کاربرانی که مشکلات بینایی دارند- می‌توانند از طریق تنظیمات مرورگر، این اندازه را تغییر دهند.

بر اساس قوانین WCAG، کاربران باید بتوانند بدون استفاده از وسایل کمکی، اندازه‌ها را تا ۲۰۰ درصد تغییر دهند بدون اینکه هیچ محتوایی را از دست بدهند.

بنابراین ما -چون انسان‌های خوبی هستیم که در جای پارک معلولین پارک نمی‌کنیم فقط به این دلیل که راحت‌تر است- برای رعایت این قانون، به یک واحد اندازه‌گیری نسبی نیاز داریم که همان rem است. rem در واقع ضریبی از اندازه فونت مرورگر است. مثلا اگر اندازه فونت مرورگری ۱۶ px باشد، ۱ rem معادل ۱۶ px و rem ۲ معادل ۳۲ px است.

خبر بد این است که در حال حاضر حتی در قوی‌ترین ابزارهای طراحی مثل فیگما هم این واحد را نداریم. ولی خبر خوب این است که باز هم راه‌هایی برای به سمت rem رفتن وجود دارد.

راه‌حل اول: طراحی را با px ادامه دهید و تبدیل آن به rem را به توسعه‌دهنده‌ها واگذار کنید و مطمئن شوید که کل تیم نسبت به این موضوع آگاه است.

شاید خنده‌دار به نظر بیاید اما اتفاقا راه‌حل بدی نیست. چون اگر تیم فنی خوبی داشته باشید، آن‌ها جدیدترین نیازمندی‌های دسترسی‌پذیری را می‌دانند که فراتر از rem است و حتی اگر مجبور به تبدیل px به rem شوند، ابزارهای کارآمدی برای این کار دارند.

راه‌حل دوم: از ابزارهای handoff مثل زپلین استفاده کنید.

اگرچه قابلیت‌های جدید فیگما ما را بی‌نیاز از زپلین کرده، اما در تبدیل px به rem راه خیلی آسانی در زپلین وجود دارد که در این مقاله به صورت تصویری آموزش داده شده است.

راه‌حل سوم: در stylesheet، مقادیر px و rem را تعریف کنید.

این راه‌حل بهتر از دو راه قبلی است. وقتی به وضوح در راهنمای استایل خود مقادیر rem را می‌نویسید، اهمیت آن برای توسعه‌دهنده‌ها شفاف‌تر می‌شود. برای تبدیل px به rem می‌توانید از پلاگین hand over یا ابزارهای تبدیل آنلاین استفاده کنید.

لینک مقاله:

https://bit.ly/dxgn943

(زمان حدودی مطالعه: ١٣ دقیقه)

نویسنده: نیلوفر موجودی

#رابط_کاربر #تجربه_کاربر #دسترسی_پذیری

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
👍12👎2🤔1
تاثیر اسکرول بر تجربه کاربر

یکی از جنبه‌هایی که اغلب دست کم گرفته می‌شود اما در تجربه کاربری تاثیر زیادی دارد اسکرول است. در این مقاله بهترین روش‌هایی که از طریق اسکرول کارآمد می‌توانیم کاربران را درگیر نگه داریم گفته می‌شود.

آیا اسکرول کردن یک افسانه است؟
برخی از طراحان وب باور دارند که افراد اسکرول نمی‌کنند، به همین دلیل دوست دارند محتوای وب‌سایت را در صفحات جداگانه تجزیه کنند تا این عمل به حداقل برسد.

اما این باور درستی نیست. تحلیل‌گران داده با بررسی و تجزیه‌وتحلیل بیش از دو میلیارد بازدید از وب‌سایت‌های مختلف به این نتیجه رسیده‌اند که ۶۶ درصد از توجه در یک صفحه‌ی وب معمولی، پایین‌تر از اسکرول اول است. و بله کاربران برای رسیدن به آن‌جا اسکرول می‌کنند!
درست است که مطالعات ردیابی چشم نشان می‌دهد که مردم تمایل دارند در بالای صفحه تمرکز کنند، اما همچنان اسکرول می‌کنند، به خصوص زمانی که صفحه از قراردادهای خاصی استفاده می‌کند که اسکرول کردن را آسان کند.

برای ترغیب کاربران به اسکرول و درگیر نگه‌ داشتن آن‌ها تا انتها، نکات زیر را در نظر بگیرید.

-قوی شروع کنید.
-حقیقت‌هایی مرتبط با محتوای خود ارائه کنید
-از تصاویر استفاده کنید.
-مراقب پدیده «false buttom» باشید. این پدیده زمانی اتفاق می‌افتد که طراحی شما کاربران را فریب می‌دهد که هیچ محتوای دیگری در پایین صفحه وجود ندارد.
- از فلش‌ها یا متن‌های «اسکرول به پایین» استفاده کنید.

برای خواندن نکات تکمیلی در این باره، از لینک زیر می‌توانید مقاله را مطالعه کنید:

https://bit.ly/dxgn944

(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)

نویسنده: نیلوفر موجودی

#تجربه_کاربر #رابط_کاربر #اسکرول

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
👍9
بهترین سایت‌ها برای گرفتن کار ریموت UI/UX

امروزه سایت‌ها و اپلیکیشن‌های بسیاری مانند لینکدین، indeed و ZipRecruiter برای پیدا کردن کار ریموت وجود دارد اما تعداد کمی از آگهی‌ها امکان کار ریموت دارند و گشتن در تعداد زیاد آگهی‌‌ها با شرایط ریموت بسیار کار طاقت‌فرسایی است. به همین دلیل این نوشته لیستی از سایت‌ها که امکان پیدا کردن کار ریموت بسیار زیاد است، پرداخته است.

۱- سایت Dribbble: یکی از پررنق ترین سایت‌ها برای پرزنت نمونه کار‌ است که امکان شبکه سازی با طراحان دیگر و ارتباط با کارفرمایان وجود دارد.

۲- سایت UX Jobs Board : این وبسایت منبعی برای جستجوی شغل UX/UI که امکان اشتراک هفتگی ایمیل برای ارسال رزومه نیز دارد.

۳- سایت WeWorkRemotely: لیستی از شرکت‌های خوب و راه دور که فرصت‌های شغلی متفاوتی را که به صورت ریموت هستند آورده است.

۴- سایت Remote.co : این وبسایت نسبت به دو سایت قبلی که به آن اشاره کردیم تعداد فرصت‌های شغلی کمتری را در خود جای داده است اما اطلاعات و خدمات جانبی مانند مقاله‌هاییی درباره کار ریموت و یا مشاوره های آنلاین شغلی و دوره‌هایی برای گرفتن شغل ریموت ارائه کرده است.

۵- سایت Authentic Jobs : این سایت لیستی از آگهی‌های شغلی مختلف آورده است و ویژگی متمایز آن نسبت به دیگر سایت‌ها آن است که میتوان براساس مکان و فرصت‌های شغلی نزدیک آن را مشاهده کرد.

۶- سایت Remote OK: این وبسایت لیستی از مشاغل جدید دارد و بسیار userfriendly است به طوری که بدون نیاز به کلیک کردن روی هر آگهی،‌ نکات برجسته آورده شده است،‌ همچنین محدوده دستمزد ارائه شده توسط کارفرما را نشان می‌دهد.

۷- سایت Remotive : به صورت تخصصی لیستی از آگهی‌های شغلی مربوط به طراحی را ارائه می‌دهد و دارای حجم بسیار زیادی از آگهی‌های شغلی است. همچنین گروهی در اسلک دارند که با دریافت مبلغی پول شما را در این گروه عضو کرده و این امکان را برای شما ایجاد می‌کند تا با سایر کارکنان از راه دور ارتباط برقرار کنید و در مورد فرصت‌های بازی که در شرکتشان وجود دارد صحبت کنید.

۸- سایت JustRemote : این وبسایت نیز مانند سایر وبسایت‌ها لیستی از فرصت‌های شغلی در پوزیشن‌های مختلف دارد اما سرویس ایمیلی دارد که با عضویت در آن شما را از جدیدترین مشاغل و یا نکات برجسته در مشاغل موجود آگاه می‌کند.

۹- سایت AngelList Talent : این وبسایت لیستی از فرصت‌های شغلی که در استارت‌آپ‌ها وجود دارد را ارائه می‌دهد،‌ اگر به دنبال کسب تجربه و یک حقوق رقابتی هستید این وبسایت و فرصت‌های شغلی مناسب شماست اما نقطه ضعفش این است که تنها درصد کمی از استارت‌آپ‌ها تبدیل به شرکت‌های بزرگ یا سودآور می‌شود بنابراین طول عمر موقعیت شما هرگز تضمین شده نخواهد بود.

۱۰- سایت FlexJobs : این وبسایت علاوه بر ارائه فرصت‌های شغلی مختلف،‌ وبینارهایی در زمینه رزومه نویسی،‌ مصاحبه و شبکه سازی به صورت رایگان پرداخته است.

شما می‌توانید از لینک زیر به صورت مستقیم درباره این سایت‌ها مطالعه کنید:

https://bit.ly/dxgn945

نویسنده: فروزان فاضلی

(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)

#شغل #استخدام #remote

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
👍5🔥4
درنگ کردن: مهمترین ابزار برای مدیران محصول

کار کردن در شرکت‌های تکنولوژیک به عنوان یک مدیر محصول، کار چالش برانگیزی است. تقریبا همه کارها اورژانسی هستند و باید خیلی سریع انجام شوند. ممکن است در میان انبوه ایمیل‌ها، چارت‌ها و اسلایدها حس کنید زمانی برای نفس کشیدن ندارید. این لحظات زمان‌هایی هستند که شما باید چند دقیقه درنگ کنید. یک قدم به عقب بردارید و چند برای دقیقه کاری را که انجام می‌دادید متوقف کنید.
در ادامه، در این مورد صحبت می‌کنیم که درنگ کردن چطور به شما برای تحویل محصول بهتر کمک می‌کند.

درنگی برای اولویت‌بندی مجدد

معمولا ذی‌نفعان می‌خواهند همه کارها همزمان انجام شود. این رویکرد باعث می‌شود همه کارها همیشه اورژانسی و در اولویت بالا باشند. اما وقتی همه چیز اولویت بالایی دارد، هیچ چیز در اولویت نیست. در این موقعیت لازم است درنگ کنید.
شما به عنوان مدیر محصول بهتر از هرکس دیگری از تاثیرات هر کار و منابع لازم برای آن آگاه هستید. پس درنگ کنید و با ذهن باز اولویت‌بندی را مشخص کنید. سپس نتیجه را شفاف و کامل، به اطلاع ذی‌نفعان برسانید.

درنگی برای هماهنگی مجدد با گروه

برای جواب دادن عجله نکنید. وقتی از سمت ذی‌نفعان سوالی از شما پرسیده می‌شود، درنگ کنید و با گروه‌های مختلفِ مشغول در پروژه هماهنگ شوید، اطلاعات را دسته بندی کنید و پس از آن جواب بدهید.

درنگی برای بررسی

به عنوان مدیر محصول شما با انبوهی از مسئولیت‌های مختلف درگیر هستید. مراقب باشید در میان این بحبوحه کاربر را از یاد نبرید. همیشه زمانی را برای درنگ کردن در کارهای جاری، و تمرکز روی کاربران اختصاص دهید. این زمان را باید به بررسی عمیق نیاز کاربران، فیدبک‌های آن‌ها، رفتار و پیشنهاداتشان سپری کنید. البته که برای پروژه رودمپ طراحی شده که شما موظف هستید بر اساس آن پیش بروید، ولی فراموش نکنید کاربر از همه چیز مهم‌تر است.


درنگی برای تجلیل کردن

دستاوردهایتان را دست کم نگیرید. در بین کارهایتان اندکی درنگ کنید و از مسیری که آمده‌اید و اهداف پروژه که به آن دست پیدا کرده‌اید لذت ببرید. با تجلیل از دستاوردهایتان، برای خودتان و تیم انرژی بیشتری برای ادامه مسیر فراهم می‌کنید.

در محیط‌های کاری پرسرعت این روزها، فشار زیادی به مدیران پروژه وارد می‌شود. احساس گیر افتادن در یک چرخه بی پایان و خسته کننده آسان است. پس فراموش نکیند که گاهی درنگ کنید و انرژی لازم برای ادامه کار را کسب کنید.

مقاله کامل را در لینک زیر مطالعه کنید:

https://bit.ly/dxgn946

(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)

نویسنده: عاطفه صفری

#مدیر_محصول #PM

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
👍52
📽 اگه دوست دارید مسیر دیزاینر شدن رو بشناسید، در لایو اینستاگرامی آکادمی دیزاین که برگزار می‌شه شرکت کنید.

چهارشنبه ۲۲ تیر
ساعت ۲۰ الی ۲۱:۳۰

📱 برای اطلاعات بیشتر، صفحه‌ی اینستاگرام آکادمی دیزاین رو دنبال کنید:

https://instagram.com/dexignacademy

⁠⁣
@Dexign فلسفه دیزاین

___
🔥31
اندازه‌گیری موفقیت تجربه‌ی کاربری یک محصول - KPI‌های تجربه‌ی کاربر

ما به عنوان یک طراح محصول می‌خواهیم محصولی که طراحی کنیم که برای کاربر رضایت‌بخش باشد. در واقع میزان موفقیت محصول با رضایت کاربر و کارکرد آن سنجیده می‌شود. در این مقاله به اهمیت استراتژی تجربه‌ی کاربر اشاره می‌شود و توضیح می‌دهد که چرا باید به این موضوع در پروژه‌های خود اهمیت دهیم. سنجه‌های تجربه‌ی کاربر یکی از مواردیست که با توجه به آن می‌توانیم میزان موفقیت استراتژی که برای محصول انتخاب و طراحی کرده‌ایم را بسنجیم. در ادامه سنجه‌های مطرح را بررسی می‌کنیم.

- موفقیت یک تسک
به عنوان یکی از متداول‌ترین سنجه‌ها در کاربردپذیری محصول استفاده می‌شود. آیا کاربر موفق به انجام یک تسک در محصول ما می‌شود یا خیر؟ یا انجام تسک را رها می‌کند یا خروجی اشتباه به دست می‌آید و ...

- زمان صرف شده برای تسک
در این سنجه میزان زمانی که کاربر برای انجام یک تسک صرف می‌کند اهمیت دارد و سنجیده می‌شود.

- تعداد خطاهای رخ‌داده
تعداد خطاهایی که کاربر با آن مواجه می‌شود و با توجه به تعداد کاربر، تعداد تسک و موارد دیگر رتبه‌ی موفقیت در این مورد سنجیده می‌شود.

- نرخ جذب
این سنجه به تعداد کاربران جدیدی که در یک دوره‌ی زمانی به محصول ما اضافه شده‌اند اشاره دارد.

- نرخ بازگشت
این سنجه به تعداد بازگشت‌‌هایی که کاربران به سرویس ما داشته‌اند نسبت به اولین باری که محصول را دانلود کرده‌اند، اشاره دارد.

- ارزیابی اکتشافی
در این مورد که میزان کاربردپذیری محصول سنجیده می‌شود تعداد خطای تعریف شده در سرویس بررسی می‌شود و نسبت به میزان وجود آن‌ها این سنجه دچار افت می‌شود.

https://bit.ly/dxgn947

(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)

نویسنده: محمدرضا عباسی

#تجربه_کاربر #تست #کاربرد_پذیری

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
🔥3👍2
ببخشید، ولی شما مدیر محصول نیستید!

بعضی از مدیرها ادعا می‌کنند مدیر محصول هستند ولی در واقع با کانسپت مدیریت محصول آشنایی ندارند. در این مقاله مواردی ذکر شده که اگر در مورد شما صدق می‌کند، نشان می‌دهد شما یک مدیر محصول نیستید.

۱. اگر اجازه می‌دهید ذی‌نفعان کسب و کار به شما دیکته کنند که فیچر چطور ساخته شود.

در مسیر پروژه‌هایتان به ذی‌نفعانی برمی‌خورید که تلاش می‌کنند شما را مجبور کنند یا حداقل پیشنهاد دهند که محصول چطور باید ساخته شود. این پیشنهادات معمولا با سوگیری همراه است و پشتوانه اطلاعاتی ندارند. به عنوان یک مدیر محصول شما باید از ذی‌نفع در مورد چرایی مشکل سوال کنید. آنقدر به پرسیدن این چرا ادامه بدهید تا مشکلی که باید حل شود، به وضوح مشخص شود.

۲. اگر راه حل را بیشتر از مشکل دوست دارید.

به عنوان یک مدیر محصول باید بتوانید مشکلات کاربر یا ذی‌نفعان را حل کنید. برای این که بتوانید راه حل درست را پیدا کنید، لازم است عمیقا مشکل را بشناسید. برای شناخت عمیق مشکل از ریسرچ، مصاحبه با کاربر، تحلیل دیتا، پیش‌بینی دیتا و ... استفاده می‌کنید. وقتی که مشکل را با جزئیات فهمیدید وقت آن است که انتخاب کنید چه راه حلی، بهترین است. به یاد داشته باشید که یک راه حل ممکن است در یک موقعیت بهترین باشد و در موقعیت دیگر نه. یکی از اساتید این حوزه می‌گوید: عاشق مشکل باشید نه راه حل!

۳. اگر از دیتا برای تصمیم گیری استفاده نمی‌کنید.

یک مدیر محصول نباید زیاد تصمیمات شهودی بگیرد. در مورد هر تصمیم، از خودتان سوال کنید چرا و در صورتی که یک پاسخ دیتامحور ندارید، به تحقیق ادامه بدهید. حتی گاهی باید در مورد دیتا پارانویید باشید!

۴. اگر نمی‌توانید حداقل یک وایرفریم لوفیدیلیتی بسازید.

درست است که در پروژه طراحانی وجود دارند که مسئولیت طراحی محصول به عهده آن‌هاست. اما بهترین کسی که محصول را می‌فهمد شما هستید و باید بتوانید یک وایرفریم حداقلی بسازید تا هرجایی که لازم شد برای بهتر منتقل کردن منظورتان از آن استفاده کنید. نرم‌افزار بالزامیک گزینه مناسبی برای تازه‌کارهاست.

۵. اگر برای تعریف معیارهای موفقیت تا بعد از لانچ محصول صبر می‌کنید.

به عنوان یک مدیر محصول باید در ابتدا تحقیقات لازم را انجام دهید و همه پارامترها را بررسی کرده و معیارهایی را تعریف کنید که نشان‌دهنده موفقیت محصول هستند. نه این‌که پیش بروید تا ببینید چه پیش می‌آید. تیم‌های دیگر مثل تیم مارکتینگ هم می‌توانند از معیارهایی که شما تعریف کرده‌اید استفاده کنند.

در ادامه این مقاله موارد دیگری آورده شده است. اگر در حال حاضر مدیر محصول هستید یا به مدیریت محصول علاقه‌مندید پیشنهاد می‌کنیم از لینک زیر مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید:

https://bit.ly/dxgn948

(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)

نویسنده: عاطفه صفری

#مدیر_محصول #PM

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
👍15🔥3
مشکل پرسوناها در طراحی تجربه کاربر

بسیاری از ما در روند طراحی، پرسوناهایی را تعریف می‌کنیم که صرفا مرحله‌ای را که در چارچوب‌‌ها تعریف شده انجام داده باشیم. در دورهمی اخیری که همراه تعدادی از طراحان فعال و توانمند، شرکت کرده بودم نیز به این مورد اشاره شد بنابراین تصمیم گرفتم تا امروز مقاله‌ای در این مورد معرفی کنم.

عموما در پرسوناهایی که نوشته می‌شود افراد براساس موقعیت جغرافیا، جنسیت، شخصیت و ویژگی‌های اخلاقی دسته بندی شده‌اند و در ادامه طراحی محصول اصولا توجهی به پرسونا نمی‌شود. در صحبت‌هایی که انجام شد من سه نکته اساسی را برداشت کردم:

نکته اول:
در محصولات بسیار بزرگ و یا محصولاتی که برای عموم افراد هستند، عملا تعریف پرسونا بی‌معنی بوده و باید کاربرها را سگمنت بندی کرد و این سگمنت‌ها به شناخت بهترِ نیاز‌ها و مدل عملکرد افراد کمک می‌کند.

نکته دوم:
پرسوناهایی که صرفا نام، موقعیت جغرافیایی،‌ ویژگی اخلاقی، میزان تحصیلات و اطلاعاتی از این درست را دارد به جز دادن ِدید کلی از کاربران چیز دیگری به ما اضافه نمی‌کند ولی داستان محور کردن پرسونا‌ها می‌تواند در روند طراحی بسیار موثر و کمک کننده باشد.

نکته آخر:
نکته جالبی که یکی از طراحان مطرح کرد و من هیچ‌وقت از این دید به آن نگاه نکرده بودم را با این فرض شروع کرد که فکر کنید شما محصولی را با تعریف یک یا چند پرسونا طراحی کرده باشید،‌ اگر پرسونای متفاوت از پرسوناهای شما، ارائه دهند،‌محصولی که طراحی کرده‌اید چه تغییری می‌کند؟ داشتن این سوال در پس ذهنمان هنگام تعریف پرسونا و طراحی برای آن دسته از افراد، می‌تواند تاثیر بسیار خوبی در طراحی تجربه کاربر محصول بگذارد.

ما خوشحال می‌شویم تا درباره تجربه‌هاتون در نحوه نوشتن پرسونا، استفاده آن در طراحی محصول و یا مشکلاتی که در این باره داشتید برایمان بنویسید تا هم ما و هم دوستان دیگر از تجربیاتتان استفاده کنیم. همچنین در اینصورت گفتگویی هم می‌تواند بین ما شکل بگیرد.

این مقاله نیز از زاویه دیگری به مشکل پرسونا و نحوه تعریف متفاوت آن پرداخته است.که به شما توصیه می‌کنم آن را از دست ندهید.

https://bit.ly/dxgn949

نویسنده: فروزان فاضلی

(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)

#تجربه_کاربر #پرسونا

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
👍76
آیا همیشه باید به بازخوردهای کاربران گوش کنیم؟

طراحان محصول هر روز با سیلی از بازخوردها مواجه می‌شوند. از درخواست‌های مستقیم مشتریان درباره فیچرهای محصول گرفته، تا ارائه ایده‌های نمایندگان فروش تیم، از شکایت از طریق ایمیل گرفته تا بازخوردهای گفته شده در رسانه‌های اجتماعی و موارد دیگر.

بازخورد کاربران همیشه منبع اطلاعاتی ارزشمندی است. اما اگر طراحان محصول مراقب نباشند، این بازخوردها می‌تواند به‌سرعت به فهرستی از وظایف تبدیل شود که توسط افرادی که تخصصی ندارند اما صدایشان بلند است سازماندهی شده‌اند. این نه تنها خطر کشاندن یک تیم محصول به ده‌ها جهت مختلف را به همراه دارد، بلکه می‌تواند محصولی را ایجاد کند که به‌جای دید واضح و تجربه کاربری خوب، مبهم طراحی شده است.

پادزهر مغلوب شدن توسط بازخورد کاربران، توانایی طراح محصول برای تشخیص بینش‌های کاربران است که در دریای بازخوردها پنهان شده‌اند.

یکی از راه‌های تشخیص بینش کاربران، ملاقات و مصاحبه با آن‌ها است. نه تنها با کاربران فعلی، بلکه با کاربران قبلی خود مصاحبه کنید و ببینید چرا محصول شما را ترک کرده‌اند. به کارهایی که مردم انجام می‌دهند توجه کنید، نه چیزهایی که می‌گویند.

چه زمانی نباید به بازخورد کاربران گوش کنیم؟

وقتی شرکت شما در تلاش است تا کاری واقعاً نوآورانه و متفاوت از آنچه مردم به آن عادت کرده‌اند انجام دهد، اگر از مردم بپرسید که آیا به طور فرضی آن محصول را می‌خواهند یا نه، بسیاری از مردم احتمالاً «نه» خواهند گفت. چرا که تغییر رفتار بسیار سخت است و انجام کاری واقعا متفاوت همیشه رفتار را تغییر می‌دهد.
در این مواقع باید به نمودار چرخه عمر فناوری نگاهی داشته باشید. هنگام راه‌اندازی چیزی جدید و متفاوت، درک مشخصات افرادی که به شما بازخورد می‌دهند -و نه خود بازخوردها- می‌تواند برای استخراج بینش معنادار ضروری باشد.

برای مطالعه متن کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:

https://bit.ly/dxgn950

(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)

نویسنده: نیلوفر موجودی

#بازخورد #مصاحبه #تجربه_کاربر

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
👍5🔥1
حفاظت از داده‌ها در مقابل الگوهای تاریک

الگوهای تاریک (dark patterns) ترفندهایی هستند که در وب‌سایت‌ها و برنامه‌ها استفاده و باعث می‌شوند تا کاربران کارهایی را انجام دهند که قصد انجام آن را نداشته‌اند، مانند خرید یا ثبت نام برای چیزی. الگوهای تاریک همه‌جا هستند و برای اهداف متفاوتی به کار گرفته می‌شوند.

هدف برخی از الگوهای تاریک جمع‌آوری داده‌های شخصی و حساس‌تر شما است. برای ملموس شدن بیشتر موضوع به دو مثال زیر توجه کنید:

- در اپلیکیشن تیک‌تاک پیغامی به کاربران نشان داده می‌شود: «تایید کنید که بالای ١٨ سال دارید و با تبلیغات شخصی‌سازی شده موافقید». زیر این پیغام دو دکمه «بله» و «خیر» وجود دارد که مشخص نیست مربوط به قسمت اول سوال است یا قسمت دوم آن. این یک نمونه از الگوهای تاریک برای جمع‌آوری داده‌های شخصی است.

- در بخش تنظیمات اپلیکیشن لینکدین با صفحه‌ای مواجه می‌شویم که بخش‌های زیادی دارد و هر کدام از آن‌ها -برخلاف استنباطی که از عنوان‌شان می‌شود- حاوی گزینه‌هایی مربوط به حفاظت از داده‌ها است. این الگوی تاریکی‌ست که با اضافه کردن تعداد زیادی انتخاب، توانایی کاربر برای انتخاب ترجیحات واقعی خود را کم می‌کند.

هدف نویسنده از نوشتن این مقاله آگاه‌ کردن کاربران به این موضوع است که پلتفرم‌های آنلاین مورد علاقه‌‌ ما مثل فیسبوک و توییتر و اسپاتیفای و غیره «خنثی» نیستند. هدف اصلی‌شان خیرخواهی مردم جهان نیست و برای سودآوری هرچه بیشتر کار می‌کنند. یک ورودی مهم برای کسب درآمد آن‌ها، داده‌های شخصی ما است و به همین دلیل مهم است که ما از آن‌چه در پس طراحی‌های آن‌ها اتفاق می‌افتد باخبر باشیم.

لینک مقاله:

https://bit.ly/dxgn951-1

لینک مقاله اصلی نویسنده در این موضوع:

https://bit.ly/dxgn951-2

همچنین اگر به این موضوع علاقه‌منید، این پست‌های کانال فلسفه دیزاین نیز برای شما جالب خواهد بود:

-خرده جرائم UX

-الگوی سیاه

(زمان حدودی مطالعه مقاله: ۵ دقیقه)

نویسنده: نیلوفر موجودی

#تجربه_کاربر #الگوی_تاریک

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
👏3👍1🔥1
سه مورد که به من کمک کرد درآمدم را به عنوان UI/ Ux Designer دو برابر کنم.


سال گذشته ۳ تغییر در قراردادهایم ایجاد کردم که باعث شد درآمدم دو برابر شود. در این مقاله تجربه‌ام را با شما به اشتراک می‌گذارم.

۱. داشتن پس انداز

وقتی به اندازه ۶ ماه یا حداقل ۳ ماه پیش رو هزینه‌های جاری زندگی‌تان را پس انداز کرده باشید، موقع مذاکره اعتماد به نفس بیشتری دارید. حتی شاید این حس خودآگاه نباشد اما قطعا در لحن صحبتتان هم اثرگذار است. زمانی که خیالتان راحت است تا چند ماه پیش رو به مشکل حاد مالی نمی‌خورید، مجبور نیستید هر پروژه‌ای را قبول کنید.

۲. قانون مشتری جدید

مشتری جدید، قیمت جدید.
من به مدت دو سال برای همه مشتری‌هایم قیمت ثابت پیشنهاد می‌دادم که اشتباه بود. برای مشتری جدید قیمت را بالا ببرید. قیمت جدید را اعلام کنید و در عین حال یک قیمت پایین‌تر هم مد نظر داشته باشید که اگر مشتری کمتر از آن را پیشنهاد کرد بگویید با کمتر از این قیمت کار نمیکنم. هزینه‌ای که برای هر پروژه می‌گیرید باید از پروژه قبل بالاتر باشد.

۳. قانون اندازه پروژه

پروژه‌های کوچک را قبول نکنید. "فقط دو تا صفحه" "چند تغییر کوچک" "چند ساعت بیشتر زمان نمی‌برد"
اگر به فکر افزایش درآمدتان هستید فقط پروژه‌های چندماهه را قبول کنید. پروژه‌های کوچک تمرکز شما را به هم می‌زند و درآمدتان را پایین می‌آورد. به خاطر دارم زمانی بود که من در طول یک روز روی ۷ پروژه مختلف کار می‌کردم، به خاطر این‌که نمی‌توانستم نه بگویم.

این‌ موارد تجربه نویسنده برای کارکردن به عنوان یک طراح تجربه کاربر فریلنس است. مقاله اصلی را در لینک زیر مطالعه کنید.

https://bit.ly/dxgn952

(زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۲ دقیقه)

نویسنده: عاطفه صفری

#طراح_تجربه_کاربر #شغل #فریلنس

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
👍22🔥4
چیزهایی که آرزو داشتم قبل از اولین شغل‌ام به عنوان طراح تجربه کاربر به من گفته می‌شد

زمانی که طراحان وارد یک شغل می‌شوند به دنبال راه‌حل‌های حقیقی و حل مشکلات واقعی کاربران هستند. به محض ورود به دنیای روزمره‌ی کار طراح درگیر ددلاین‌ها و تحویل پروژه و بودجه و مابقی موارد می‌شود که باعث دور شدن از واقعیت می‌گردد.

طراح دیگر مستقیما به حل مشکل فکر نمی‌کند. گاهی اوقات تصمیمات یک کسب و کار به قدری در پروسه طراحی وارد می‌شود که می‌توان مسیر طراحی را به جای انسان-محور، کسب‌وکار-محور نامید. ن

کته‌ای که نویسنده این متن می‌خواهد بگوید این است که گاهی به عنوان طراح تصور می‌کنیم می‌بایست تمام آموزش‌هایی که دیده‌ایم را در مسیر کاری نیز مشاهده کنیم اما در واقعیت علاوه بر نیازهای کاربر، نیازها و مسائل دیگری مانند نیازهای کسب و کار،‌ هزینه‌ها و موقعیت‌های مختلف نیز وجود دارد.

گاهی اوقات لازم است به این نکته توجه کنیم که اولویت دادن به بعضی از نیازها و مسائل به هیچ وجه اشکالی ندارد که حتی ضروری نیز هست. این کار باعث نمی‌شود تا شما طراح تجربه‌ی کاربر بدی باشید بلکه باعث می‌شود کسی باشید که دیدگاه‌های موجود را با اینکه حتی متضاد یکدیگر نیستند با هم تطبیق دهد و نیاز کاربر و کسب و کار را همسو و هم‌مسیر کند.

https://bit.ly/dxgn953

(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)

نویسنده: محمدرضا عباسی

#تجربه_کاربر #شغل #طراحی_انسان‌محور

@Dexign فلسفه دیزاین

_______
🔥7
مهارت‌های مورد نیاز یک طراح UX

اصولا در دوره‌های آموزشی، پروسه طراحی یک محصول دیجیتال بررسی و آموزش داده می‌شود، اما برای تبدیل شدن به یک طراح تجربه کاربر لازم است تا مهارت‌های نرم و سخت دیگری نیز داشته باشیم که در این مقاله به آنها می‌پردازیم.

مهارت‌های نرم:
۱- مهارت‌های بین‌فردی،‌ مشارکتی و ارتباطی
۲- همدلی
۳- کنجکاوی و یادگیری مستمر
۴- تفكر نقادانه

مهارت‌های طراحی
۵- وایرفریم و پروتوتایپ
۶- تجربه نویسی
۷- رابط کاربری و ارتباطات بصری
۸- تست کاربر

مهارت‌های تکمیلی
۹- علم کسب و کار
۱۱- خدمات مشتری
۱۲- کدنویسی و توسعه

اما چگونه می‌توانیم این مهارت‌ها را در خود ارتقا دهم؟
خوب قطعا اولين و مهترین راه پیدا کردن تجربه است. شما می‌توانید با انجام پروژه‌های آموزشی،‌ شخصی،‌ داوطلبانه، فریلنس یا استخدام در شرکت‌ها برای خود تجربه بسازید.
درباره UX و UI مطالعه کنید و خودتان را به روز نگه دارید ، کتاب بخوانید، وبلاگ‌ها و مقاله‌ها را مطالعه کنید و به پادکست‌های فعال در این حوزه گوش دهید.

ببینید و بشنوید! برای اینکه یک طراح خوب و قوی شوید نگاهتان را تقویت کنید،‌ نحوه تعامل افراد را با سایت‌ها،‌ اپ‌ها و محصولات دیجیتال مختلف ببینید و گوش‌ دادن فعال را در خود پرورش دهید تا احساس و افکار آنها را بشنوید.

یک دفترچه همراه خود داشته باشید و هرجا که ایده، فکر و مشکلی به ذهنتان رسید یادداشت کنید، شما طراح هستید و یکی از مهم‌ترین وظایف یک طراح حل مسئله است.

توصیه می‌کنم این مقاله را از دست ندهید! شما می‌توانید در این مقاله درباره هر مهارت، نحوه ارتقا مهارت‌های نرم و چگونگی اپلای برای شغل مطالعه کنید.

https://indeedhi.re/3vv9B7E

https://bit.ly/dxgn955

نویسنده: فروزان فاضلی

(مطالعه حدودی مقاله: مقاله اول ۶ دقیقه و مقاله دوم ۹ دقیقه)

#شغل #مهارت #پیشرفت

@Dexign فلسفه دیزاین

_______