درنگ کردن: مهمترین ابزار برای مدیران محصول
کار کردن در شرکتهای تکنولوژیک به عنوان یک مدیر محصول، کار چالش برانگیزی است. تقریبا همه کارها اورژانسی هستند و باید خیلی سریع انجام شوند. ممکن است در میان انبوه ایمیلها، چارتها و اسلایدها حس کنید زمانی برای نفس کشیدن ندارید. این لحظات زمانهایی هستند که شما باید چند دقیقه درنگ کنید. یک قدم به عقب بردارید و چند برای دقیقه کاری را که انجام میدادید متوقف کنید.
در ادامه، در این مورد صحبت میکنیم که درنگ کردن چطور به شما برای تحویل محصول بهتر کمک میکند.
درنگی برای اولویتبندی مجدد
معمولا ذینفعان میخواهند همه کارها همزمان انجام شود. این رویکرد باعث میشود همه کارها همیشه اورژانسی و در اولویت بالا باشند. اما وقتی همه چیز اولویت بالایی دارد، هیچ چیز در اولویت نیست. در این موقعیت لازم است درنگ کنید.
شما به عنوان مدیر محصول بهتر از هرکس دیگری از تاثیرات هر کار و منابع لازم برای آن آگاه هستید. پس درنگ کنید و با ذهن باز اولویتبندی را مشخص کنید. سپس نتیجه را شفاف و کامل، به اطلاع ذینفعان برسانید.
درنگی برای هماهنگی مجدد با گروه
برای جواب دادن عجله نکنید. وقتی از سمت ذینفعان سوالی از شما پرسیده میشود، درنگ کنید و با گروههای مختلفِ مشغول در پروژه هماهنگ شوید، اطلاعات را دسته بندی کنید و پس از آن جواب بدهید.
درنگی برای بررسی
به عنوان مدیر محصول شما با انبوهی از مسئولیتهای مختلف درگیر هستید. مراقب باشید در میان این بحبوحه کاربر را از یاد نبرید. همیشه زمانی را برای درنگ کردن در کارهای جاری، و تمرکز روی کاربران اختصاص دهید. این زمان را باید به بررسی عمیق نیاز کاربران، فیدبکهای آنها، رفتار و پیشنهاداتشان سپری کنید. البته که برای پروژه رودمپ طراحی شده که شما موظف هستید بر اساس آن پیش بروید، ولی فراموش نکنید کاربر از همه چیز مهمتر است.
درنگی برای تجلیل کردن
دستاوردهایتان را دست کم نگیرید. در بین کارهایتان اندکی درنگ کنید و از مسیری که آمدهاید و اهداف پروژه که به آن دست پیدا کردهاید لذت ببرید. با تجلیل از دستاوردهایتان، برای خودتان و تیم انرژی بیشتری برای ادامه مسیر فراهم میکنید.
در محیطهای کاری پرسرعت این روزها، فشار زیادی به مدیران پروژه وارد میشود. احساس گیر افتادن در یک چرخه بی پایان و خسته کننده آسان است. پس فراموش نکیند که گاهی درنگ کنید و انرژی لازم برای ادامه کار را کسب کنید.
مقاله کامل را در لینک زیر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn946
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: عاطفه صفری
#مدیر_محصول #PM
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
کار کردن در شرکتهای تکنولوژیک به عنوان یک مدیر محصول، کار چالش برانگیزی است. تقریبا همه کارها اورژانسی هستند و باید خیلی سریع انجام شوند. ممکن است در میان انبوه ایمیلها، چارتها و اسلایدها حس کنید زمانی برای نفس کشیدن ندارید. این لحظات زمانهایی هستند که شما باید چند دقیقه درنگ کنید. یک قدم به عقب بردارید و چند برای دقیقه کاری را که انجام میدادید متوقف کنید.
در ادامه، در این مورد صحبت میکنیم که درنگ کردن چطور به شما برای تحویل محصول بهتر کمک میکند.
درنگی برای اولویتبندی مجدد
معمولا ذینفعان میخواهند همه کارها همزمان انجام شود. این رویکرد باعث میشود همه کارها همیشه اورژانسی و در اولویت بالا باشند. اما وقتی همه چیز اولویت بالایی دارد، هیچ چیز در اولویت نیست. در این موقعیت لازم است درنگ کنید.
شما به عنوان مدیر محصول بهتر از هرکس دیگری از تاثیرات هر کار و منابع لازم برای آن آگاه هستید. پس درنگ کنید و با ذهن باز اولویتبندی را مشخص کنید. سپس نتیجه را شفاف و کامل، به اطلاع ذینفعان برسانید.
درنگی برای هماهنگی مجدد با گروه
برای جواب دادن عجله نکنید. وقتی از سمت ذینفعان سوالی از شما پرسیده میشود، درنگ کنید و با گروههای مختلفِ مشغول در پروژه هماهنگ شوید، اطلاعات را دسته بندی کنید و پس از آن جواب بدهید.
درنگی برای بررسی
به عنوان مدیر محصول شما با انبوهی از مسئولیتهای مختلف درگیر هستید. مراقب باشید در میان این بحبوحه کاربر را از یاد نبرید. همیشه زمانی را برای درنگ کردن در کارهای جاری، و تمرکز روی کاربران اختصاص دهید. این زمان را باید به بررسی عمیق نیاز کاربران، فیدبکهای آنها، رفتار و پیشنهاداتشان سپری کنید. البته که برای پروژه رودمپ طراحی شده که شما موظف هستید بر اساس آن پیش بروید، ولی فراموش نکنید کاربر از همه چیز مهمتر است.
درنگی برای تجلیل کردن
دستاوردهایتان را دست کم نگیرید. در بین کارهایتان اندکی درنگ کنید و از مسیری که آمدهاید و اهداف پروژه که به آن دست پیدا کردهاید لذت ببرید. با تجلیل از دستاوردهایتان، برای خودتان و تیم انرژی بیشتری برای ادامه مسیر فراهم میکنید.
در محیطهای کاری پرسرعت این روزها، فشار زیادی به مدیران پروژه وارد میشود. احساس گیر افتادن در یک چرخه بی پایان و خسته کننده آسان است. پس فراموش نکیند که گاهی درنگ کنید و انرژی لازم برای ادامه کار را کسب کنید.
مقاله کامل را در لینک زیر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn946
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: عاطفه صفری
#مدیر_محصول #PM
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Pause: The Most Important Tool for Product Manager
Taking a step back and pausing could actually be your strongest tool as a Product Manager.
👍5❤2
📽 اگه دوست دارید مسیر دیزاینر شدن رو بشناسید، در لایو اینستاگرامی آکادمی دیزاین که برگزار میشه شرکت کنید.
چهارشنبه ۲۲ تیر
ساعت ۲۰ الی ۲۱:۳۰
📱 برای اطلاعات بیشتر، صفحهی اینستاگرام آکادمی دیزاین رو دنبال کنید:
https://instagram.com/dexignacademy
@Dexign فلسفه دیزاین
___
چهارشنبه ۲۲ تیر
ساعت ۲۰ الی ۲۱:۳۰
📱 برای اطلاعات بیشتر، صفحهی اینستاگرام آکادمی دیزاین رو دنبال کنید:
https://instagram.com/dexignacademy
@Dexign فلسفه دیزاین
___
🔥3❤1
اندازهگیری موفقیت تجربهی کاربری یک محصول - KPIهای تجربهی کاربر
ما به عنوان یک طراح محصول میخواهیم محصولی که طراحی کنیم که برای کاربر رضایتبخش باشد. در واقع میزان موفقیت محصول با رضایت کاربر و کارکرد آن سنجیده میشود. در این مقاله به اهمیت استراتژی تجربهی کاربر اشاره میشود و توضیح میدهد که چرا باید به این موضوع در پروژههای خود اهمیت دهیم. سنجههای تجربهی کاربر یکی از مواردیست که با توجه به آن میتوانیم میزان موفقیت استراتژی که برای محصول انتخاب و طراحی کردهایم را بسنجیم. در ادامه سنجههای مطرح را بررسی میکنیم.
- موفقیت یک تسک
به عنوان یکی از متداولترین سنجهها در کاربردپذیری محصول استفاده میشود. آیا کاربر موفق به انجام یک تسک در محصول ما میشود یا خیر؟ یا انجام تسک را رها میکند یا خروجی اشتباه به دست میآید و ...
- زمان صرف شده برای تسک
در این سنجه میزان زمانی که کاربر برای انجام یک تسک صرف میکند اهمیت دارد و سنجیده میشود.
- تعداد خطاهای رخداده
تعداد خطاهایی که کاربر با آن مواجه میشود و با توجه به تعداد کاربر، تعداد تسک و موارد دیگر رتبهی موفقیت در این مورد سنجیده میشود.
- نرخ جذب
این سنجه به تعداد کاربران جدیدی که در یک دورهی زمانی به محصول ما اضافه شدهاند اشاره دارد.
- نرخ بازگشت
این سنجه به تعداد بازگشتهایی که کاربران به سرویس ما داشتهاند نسبت به اولین باری که محصول را دانلود کردهاند، اشاره دارد.
- ارزیابی اکتشافی
در این مورد که میزان کاربردپذیری محصول سنجیده میشود تعداد خطای تعریف شده در سرویس بررسی میشود و نسبت به میزان وجود آنها این سنجه دچار افت میشود.
https://bit.ly/dxgn947
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا عباسی
#تجربه_کاربر #تست #کاربرد_پذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
ما به عنوان یک طراح محصول میخواهیم محصولی که طراحی کنیم که برای کاربر رضایتبخش باشد. در واقع میزان موفقیت محصول با رضایت کاربر و کارکرد آن سنجیده میشود. در این مقاله به اهمیت استراتژی تجربهی کاربر اشاره میشود و توضیح میدهد که چرا باید به این موضوع در پروژههای خود اهمیت دهیم. سنجههای تجربهی کاربر یکی از مواردیست که با توجه به آن میتوانیم میزان موفقیت استراتژی که برای محصول انتخاب و طراحی کردهایم را بسنجیم. در ادامه سنجههای مطرح را بررسی میکنیم.
- موفقیت یک تسک
به عنوان یکی از متداولترین سنجهها در کاربردپذیری محصول استفاده میشود. آیا کاربر موفق به انجام یک تسک در محصول ما میشود یا خیر؟ یا انجام تسک را رها میکند یا خروجی اشتباه به دست میآید و ...
- زمان صرف شده برای تسک
در این سنجه میزان زمانی که کاربر برای انجام یک تسک صرف میکند اهمیت دارد و سنجیده میشود.
- تعداد خطاهای رخداده
تعداد خطاهایی که کاربر با آن مواجه میشود و با توجه به تعداد کاربر، تعداد تسک و موارد دیگر رتبهی موفقیت در این مورد سنجیده میشود.
- نرخ جذب
این سنجه به تعداد کاربران جدیدی که در یک دورهی زمانی به محصول ما اضافه شدهاند اشاره دارد.
- نرخ بازگشت
این سنجه به تعداد بازگشتهایی که کاربران به سرویس ما داشتهاند نسبت به اولین باری که محصول را دانلود کردهاند، اشاره دارد.
- ارزیابی اکتشافی
در این مورد که میزان کاربردپذیری محصول سنجیده میشود تعداد خطای تعریف شده در سرویس بررسی میشود و نسبت به میزان وجود آنها این سنجه دچار افت میشود.
https://bit.ly/dxgn947
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا عباسی
#تجربه_کاربر #تست #کاربرد_پذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
UX KPIs — Measuring The Success Of A Product’s User Experience
When products do not accomplish users’ wanted end goal, they become dissatisfied and look for other products that will make them satisfied…
🔥3👍2
ببخشید، ولی شما مدیر محصول نیستید!
بعضی از مدیرها ادعا میکنند مدیر محصول هستند ولی در واقع با کانسپت مدیریت محصول آشنایی ندارند. در این مقاله مواردی ذکر شده که اگر در مورد شما صدق میکند، نشان میدهد شما یک مدیر محصول نیستید.
۱. اگر اجازه میدهید ذینفعان کسب و کار به شما دیکته کنند که فیچر چطور ساخته شود.
در مسیر پروژههایتان به ذینفعانی برمیخورید که تلاش میکنند شما را مجبور کنند یا حداقل پیشنهاد دهند که محصول چطور باید ساخته شود. این پیشنهادات معمولا با سوگیری همراه است و پشتوانه اطلاعاتی ندارند. به عنوان یک مدیر محصول شما باید از ذینفع در مورد چرایی مشکل سوال کنید. آنقدر به پرسیدن این چرا ادامه بدهید تا مشکلی که باید حل شود، به وضوح مشخص شود.
۲. اگر راه حل را بیشتر از مشکل دوست دارید.
به عنوان یک مدیر محصول باید بتوانید مشکلات کاربر یا ذینفعان را حل کنید. برای این که بتوانید راه حل درست را پیدا کنید، لازم است عمیقا مشکل را بشناسید. برای شناخت عمیق مشکل از ریسرچ، مصاحبه با کاربر، تحلیل دیتا، پیشبینی دیتا و ... استفاده میکنید. وقتی که مشکل را با جزئیات فهمیدید وقت آن است که انتخاب کنید چه راه حلی، بهترین است. به یاد داشته باشید که یک راه حل ممکن است در یک موقعیت بهترین باشد و در موقعیت دیگر نه. یکی از اساتید این حوزه میگوید: عاشق مشکل باشید نه راه حل!
۳. اگر از دیتا برای تصمیم گیری استفاده نمیکنید.
یک مدیر محصول نباید زیاد تصمیمات شهودی بگیرد. در مورد هر تصمیم، از خودتان سوال کنید چرا و در صورتی که یک پاسخ دیتامحور ندارید، به تحقیق ادامه بدهید. حتی گاهی باید در مورد دیتا پارانویید باشید!
۴. اگر نمیتوانید حداقل یک وایرفریم لوفیدیلیتی بسازید.
درست است که در پروژه طراحانی وجود دارند که مسئولیت طراحی محصول به عهده آنهاست. اما بهترین کسی که محصول را میفهمد شما هستید و باید بتوانید یک وایرفریم حداقلی بسازید تا هرجایی که لازم شد برای بهتر منتقل کردن منظورتان از آن استفاده کنید. نرمافزار بالزامیک گزینه مناسبی برای تازهکارهاست.
۵. اگر برای تعریف معیارهای موفقیت تا بعد از لانچ محصول صبر میکنید.
به عنوان یک مدیر محصول باید در ابتدا تحقیقات لازم را انجام دهید و همه پارامترها را بررسی کرده و معیارهایی را تعریف کنید که نشاندهنده موفقیت محصول هستند. نه اینکه پیش بروید تا ببینید چه پیش میآید. تیمهای دیگر مثل تیم مارکتینگ هم میتوانند از معیارهایی که شما تعریف کردهاید استفاده کنند.
در ادامه این مقاله موارد دیگری آورده شده است. اگر در حال حاضر مدیر محصول هستید یا به مدیریت محصول علاقهمندید پیشنهاد میکنیم از لینک زیر مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn948
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: عاطفه صفری
#مدیر_محصول #PM
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
بعضی از مدیرها ادعا میکنند مدیر محصول هستند ولی در واقع با کانسپت مدیریت محصول آشنایی ندارند. در این مقاله مواردی ذکر شده که اگر در مورد شما صدق میکند، نشان میدهد شما یک مدیر محصول نیستید.
۱. اگر اجازه میدهید ذینفعان کسب و کار به شما دیکته کنند که فیچر چطور ساخته شود.
در مسیر پروژههایتان به ذینفعانی برمیخورید که تلاش میکنند شما را مجبور کنند یا حداقل پیشنهاد دهند که محصول چطور باید ساخته شود. این پیشنهادات معمولا با سوگیری همراه است و پشتوانه اطلاعاتی ندارند. به عنوان یک مدیر محصول شما باید از ذینفع در مورد چرایی مشکل سوال کنید. آنقدر به پرسیدن این چرا ادامه بدهید تا مشکلی که باید حل شود، به وضوح مشخص شود.
۲. اگر راه حل را بیشتر از مشکل دوست دارید.
به عنوان یک مدیر محصول باید بتوانید مشکلات کاربر یا ذینفعان را حل کنید. برای این که بتوانید راه حل درست را پیدا کنید، لازم است عمیقا مشکل را بشناسید. برای شناخت عمیق مشکل از ریسرچ، مصاحبه با کاربر، تحلیل دیتا، پیشبینی دیتا و ... استفاده میکنید. وقتی که مشکل را با جزئیات فهمیدید وقت آن است که انتخاب کنید چه راه حلی، بهترین است. به یاد داشته باشید که یک راه حل ممکن است در یک موقعیت بهترین باشد و در موقعیت دیگر نه. یکی از اساتید این حوزه میگوید: عاشق مشکل باشید نه راه حل!
۳. اگر از دیتا برای تصمیم گیری استفاده نمیکنید.
یک مدیر محصول نباید زیاد تصمیمات شهودی بگیرد. در مورد هر تصمیم، از خودتان سوال کنید چرا و در صورتی که یک پاسخ دیتامحور ندارید، به تحقیق ادامه بدهید. حتی گاهی باید در مورد دیتا پارانویید باشید!
۴. اگر نمیتوانید حداقل یک وایرفریم لوفیدیلیتی بسازید.
درست است که در پروژه طراحانی وجود دارند که مسئولیت طراحی محصول به عهده آنهاست. اما بهترین کسی که محصول را میفهمد شما هستید و باید بتوانید یک وایرفریم حداقلی بسازید تا هرجایی که لازم شد برای بهتر منتقل کردن منظورتان از آن استفاده کنید. نرمافزار بالزامیک گزینه مناسبی برای تازهکارهاست.
۵. اگر برای تعریف معیارهای موفقیت تا بعد از لانچ محصول صبر میکنید.
به عنوان یک مدیر محصول باید در ابتدا تحقیقات لازم را انجام دهید و همه پارامترها را بررسی کرده و معیارهایی را تعریف کنید که نشاندهنده موفقیت محصول هستند. نه اینکه پیش بروید تا ببینید چه پیش میآید. تیمهای دیگر مثل تیم مارکتینگ هم میتوانند از معیارهایی که شما تعریف کردهاید استفاده کنند.
در ادامه این مقاله موارد دیگری آورده شده است. اگر در حال حاضر مدیر محصول هستید یا به مدیریت محصول علاقهمندید پیشنهاد میکنیم از لینک زیر مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn948
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: عاطفه صفری
#مدیر_محصول #PM
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Sorry but you are not a Product Manager
There are a number of managers who claim to master product but eventually do not understand Product concepts in detail. I was this person…
👍15🔥3
مشکل پرسوناها در طراحی تجربه کاربر
بسیاری از ما در روند طراحی، پرسوناهایی را تعریف میکنیم که صرفا مرحلهای را که در چارچوبها تعریف شده انجام داده باشیم. در دورهمی اخیری که همراه تعدادی از طراحان فعال و توانمند، شرکت کرده بودم نیز به این مورد اشاره شد بنابراین تصمیم گرفتم تا امروز مقالهای در این مورد معرفی کنم.
عموما در پرسوناهایی که نوشته میشود افراد براساس موقعیت جغرافیا، جنسیت، شخصیت و ویژگیهای اخلاقی دسته بندی شدهاند و در ادامه طراحی محصول اصولا توجهی به پرسونا نمیشود. در صحبتهایی که انجام شد من سه نکته اساسی را برداشت کردم:
نکته اول:
در محصولات بسیار بزرگ و یا محصولاتی که برای عموم افراد هستند، عملا تعریف پرسونا بیمعنی بوده و باید کاربرها را سگمنت بندی کرد و این سگمنتها به شناخت بهترِ نیازها و مدل عملکرد افراد کمک میکند.
نکته دوم:
پرسوناهایی که صرفا نام، موقعیت جغرافیایی، ویژگی اخلاقی، میزان تحصیلات و اطلاعاتی از این درست را دارد به جز دادن ِدید کلی از کاربران چیز دیگری به ما اضافه نمیکند ولی داستان محور کردن پرسوناها میتواند در روند طراحی بسیار موثر و کمک کننده باشد.
نکته آخر:
نکته جالبی که یکی از طراحان مطرح کرد و من هیچوقت از این دید به آن نگاه نکرده بودم را با این فرض شروع کرد که فکر کنید شما محصولی را با تعریف یک یا چند پرسونا طراحی کرده باشید، اگر پرسونای متفاوت از پرسوناهای شما، ارائه دهند،محصولی که طراحی کردهاید چه تغییری میکند؟ داشتن این سوال در پس ذهنمان هنگام تعریف پرسونا و طراحی برای آن دسته از افراد، میتواند تاثیر بسیار خوبی در طراحی تجربه کاربر محصول بگذارد.
ما خوشحال میشویم تا درباره تجربههاتون در نحوه نوشتن پرسونا، استفاده آن در طراحی محصول و یا مشکلاتی که در این باره داشتید برایمان بنویسید تا هم ما و هم دوستان دیگر از تجربیاتتان استفاده کنیم. همچنین در اینصورت گفتگویی هم میتواند بین ما شکل بگیرد.
این مقاله نیز از زاویه دیگری به مشکل پرسونا و نحوه تعریف متفاوت آن پرداخته است.که به شما توصیه میکنم آن را از دست ندهید.
https://bit.ly/dxgn949
نویسنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
#تجربه_کاربر #پرسونا
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
بسیاری از ما در روند طراحی، پرسوناهایی را تعریف میکنیم که صرفا مرحلهای را که در چارچوبها تعریف شده انجام داده باشیم. در دورهمی اخیری که همراه تعدادی از طراحان فعال و توانمند، شرکت کرده بودم نیز به این مورد اشاره شد بنابراین تصمیم گرفتم تا امروز مقالهای در این مورد معرفی کنم.
عموما در پرسوناهایی که نوشته میشود افراد براساس موقعیت جغرافیا، جنسیت، شخصیت و ویژگیهای اخلاقی دسته بندی شدهاند و در ادامه طراحی محصول اصولا توجهی به پرسونا نمیشود. در صحبتهایی که انجام شد من سه نکته اساسی را برداشت کردم:
نکته اول:
در محصولات بسیار بزرگ و یا محصولاتی که برای عموم افراد هستند، عملا تعریف پرسونا بیمعنی بوده و باید کاربرها را سگمنت بندی کرد و این سگمنتها به شناخت بهترِ نیازها و مدل عملکرد افراد کمک میکند.
نکته دوم:
پرسوناهایی که صرفا نام، موقعیت جغرافیایی، ویژگی اخلاقی، میزان تحصیلات و اطلاعاتی از این درست را دارد به جز دادن ِدید کلی از کاربران چیز دیگری به ما اضافه نمیکند ولی داستان محور کردن پرسوناها میتواند در روند طراحی بسیار موثر و کمک کننده باشد.
نکته آخر:
نکته جالبی که یکی از طراحان مطرح کرد و من هیچوقت از این دید به آن نگاه نکرده بودم را با این فرض شروع کرد که فکر کنید شما محصولی را با تعریف یک یا چند پرسونا طراحی کرده باشید، اگر پرسونای متفاوت از پرسوناهای شما، ارائه دهند،محصولی که طراحی کردهاید چه تغییری میکند؟ داشتن این سوال در پس ذهنمان هنگام تعریف پرسونا و طراحی برای آن دسته از افراد، میتواند تاثیر بسیار خوبی در طراحی تجربه کاربر محصول بگذارد.
ما خوشحال میشویم تا درباره تجربههاتون در نحوه نوشتن پرسونا، استفاده آن در طراحی محصول و یا مشکلاتی که در این باره داشتید برایمان بنویسید تا هم ما و هم دوستان دیگر از تجربیاتتان استفاده کنیم. همچنین در اینصورت گفتگویی هم میتواند بین ما شکل بگیرد.
این مقاله نیز از زاویه دیگری به مشکل پرسونا و نحوه تعریف متفاوت آن پرداخته است.که به شما توصیه میکنم آن را از دست ندهید.
https://bit.ly/dxgn949
نویسنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
#تجربه_کاربر #پرسونا
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
UI/UX Design: The Problem with Personas
The problem I have with personas, what I recommend instead, and how you can actually use them together to articulate user information more…
👍7❤6
آیا همیشه باید به بازخوردهای کاربران گوش کنیم؟
طراحان محصول هر روز با سیلی از بازخوردها مواجه میشوند. از درخواستهای مستقیم مشتریان درباره فیچرهای محصول گرفته، تا ارائه ایدههای نمایندگان فروش تیم، از شکایت از طریق ایمیل گرفته تا بازخوردهای گفته شده در رسانههای اجتماعی و موارد دیگر.
بازخورد کاربران همیشه منبع اطلاعاتی ارزشمندی است. اما اگر طراحان محصول مراقب نباشند، این بازخوردها میتواند بهسرعت به فهرستی از وظایف تبدیل شود که توسط افرادی که تخصصی ندارند اما صدایشان بلند است سازماندهی شدهاند. این نه تنها خطر کشاندن یک تیم محصول به دهها جهت مختلف را به همراه دارد، بلکه میتواند محصولی را ایجاد کند که بهجای دید واضح و تجربه کاربری خوب، مبهم طراحی شده است.
پادزهر مغلوب شدن توسط بازخورد کاربران، توانایی طراح محصول برای تشخیص بینشهای کاربران است که در دریای بازخوردها پنهان شدهاند.
یکی از راههای تشخیص بینش کاربران، ملاقات و مصاحبه با آنها است. نه تنها با کاربران فعلی، بلکه با کاربران قبلی خود مصاحبه کنید و ببینید چرا محصول شما را ترک کردهاند. به کارهایی که مردم انجام میدهند توجه کنید، نه چیزهایی که میگویند.
چه زمانی نباید به بازخورد کاربران گوش کنیم؟
وقتی شرکت شما در تلاش است تا کاری واقعاً نوآورانه و متفاوت از آنچه مردم به آن عادت کردهاند انجام دهد، اگر از مردم بپرسید که آیا به طور فرضی آن محصول را میخواهند یا نه، بسیاری از مردم احتمالاً «نه» خواهند گفت. چرا که تغییر رفتار بسیار سخت است و انجام کاری واقعا متفاوت همیشه رفتار را تغییر میدهد.
در این مواقع باید به نمودار چرخه عمر فناوری نگاهی داشته باشید. هنگام راهاندازی چیزی جدید و متفاوت، درک مشخصات افرادی که به شما بازخورد میدهند -و نه خود بازخوردها- میتواند برای استخراج بینش معنادار ضروری باشد.
برای مطالعه متن کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn950
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#بازخورد #مصاحبه #تجربه_کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
طراحان محصول هر روز با سیلی از بازخوردها مواجه میشوند. از درخواستهای مستقیم مشتریان درباره فیچرهای محصول گرفته، تا ارائه ایدههای نمایندگان فروش تیم، از شکایت از طریق ایمیل گرفته تا بازخوردهای گفته شده در رسانههای اجتماعی و موارد دیگر.
بازخورد کاربران همیشه منبع اطلاعاتی ارزشمندی است. اما اگر طراحان محصول مراقب نباشند، این بازخوردها میتواند بهسرعت به فهرستی از وظایف تبدیل شود که توسط افرادی که تخصصی ندارند اما صدایشان بلند است سازماندهی شدهاند. این نه تنها خطر کشاندن یک تیم محصول به دهها جهت مختلف را به همراه دارد، بلکه میتواند محصولی را ایجاد کند که بهجای دید واضح و تجربه کاربری خوب، مبهم طراحی شده است.
پادزهر مغلوب شدن توسط بازخورد کاربران، توانایی طراح محصول برای تشخیص بینشهای کاربران است که در دریای بازخوردها پنهان شدهاند.
یکی از راههای تشخیص بینش کاربران، ملاقات و مصاحبه با آنها است. نه تنها با کاربران فعلی، بلکه با کاربران قبلی خود مصاحبه کنید و ببینید چرا محصول شما را ترک کردهاند. به کارهایی که مردم انجام میدهند توجه کنید، نه چیزهایی که میگویند.
چه زمانی نباید به بازخورد کاربران گوش کنیم؟
وقتی شرکت شما در تلاش است تا کاری واقعاً نوآورانه و متفاوت از آنچه مردم به آن عادت کردهاند انجام دهد، اگر از مردم بپرسید که آیا به طور فرضی آن محصول را میخواهند یا نه، بسیاری از مردم احتمالاً «نه» خواهند گفت. چرا که تغییر رفتار بسیار سخت است و انجام کاری واقعا متفاوت همیشه رفتار را تغییر میدهد.
در این مواقع باید به نمودار چرخه عمر فناوری نگاهی داشته باشید. هنگام راهاندازی چیزی جدید و متفاوت، درک مشخصات افرادی که به شما بازخورد میدهند -و نه خود بازخوردها- میتواند برای استخراج بینش معنادار ضروری باشد.
برای مطالعه متن کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn950
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#بازخورد #مصاحبه #تجربه_کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Should you ever NOT listen to user feedback?
The Betty Crocker phenomenon, and the difference between user feedback and user insights.
👍5🔥1
حفاظت از دادهها در مقابل الگوهای تاریک
الگوهای تاریک (dark patterns) ترفندهایی هستند که در وبسایتها و برنامهها استفاده و باعث میشوند تا کاربران کارهایی را انجام دهند که قصد انجام آن را نداشتهاند، مانند خرید یا ثبت نام برای چیزی. الگوهای تاریک همهجا هستند و برای اهداف متفاوتی به کار گرفته میشوند.
هدف برخی از الگوهای تاریک جمعآوری دادههای شخصی و حساستر شما است. برای ملموس شدن بیشتر موضوع به دو مثال زیر توجه کنید:
- در اپلیکیشن تیکتاک پیغامی به کاربران نشان داده میشود: «تایید کنید که بالای ١٨ سال دارید و با تبلیغات شخصیسازی شده موافقید». زیر این پیغام دو دکمه «بله» و «خیر» وجود دارد که مشخص نیست مربوط به قسمت اول سوال است یا قسمت دوم آن. این یک نمونه از الگوهای تاریک برای جمعآوری دادههای شخصی است.
- در بخش تنظیمات اپلیکیشن لینکدین با صفحهای مواجه میشویم که بخشهای زیادی دارد و هر کدام از آنها -برخلاف استنباطی که از عنوانشان میشود- حاوی گزینههایی مربوط به حفاظت از دادهها است. این الگوی تاریکیست که با اضافه کردن تعداد زیادی انتخاب، توانایی کاربر برای انتخاب ترجیحات واقعی خود را کم میکند.
هدف نویسنده از نوشتن این مقاله آگاه کردن کاربران به این موضوع است که پلتفرمهای آنلاین مورد علاقه ما مثل فیسبوک و توییتر و اسپاتیفای و غیره «خنثی» نیستند. هدف اصلیشان خیرخواهی مردم جهان نیست و برای سودآوری هرچه بیشتر کار میکنند. یک ورودی مهم برای کسب درآمد آنها، دادههای شخصی ما است و به همین دلیل مهم است که ما از آنچه در پس طراحیهای آنها اتفاق میافتد باخبر باشیم.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn951-1
لینک مقاله اصلی نویسنده در این موضوع:
https://bit.ly/dxgn951-2
همچنین اگر به این موضوع علاقهمنید، این پستهای کانال فلسفه دیزاین نیز برای شما جالب خواهد بود:
-خرده جرائم UX
-الگوی سیاه
(زمان حدودی مطالعه مقاله: ۵ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#تجربه_کاربر #الگوی_تاریک
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
الگوهای تاریک (dark patterns) ترفندهایی هستند که در وبسایتها و برنامهها استفاده و باعث میشوند تا کاربران کارهایی را انجام دهند که قصد انجام آن را نداشتهاند، مانند خرید یا ثبت نام برای چیزی. الگوهای تاریک همهجا هستند و برای اهداف متفاوتی به کار گرفته میشوند.
هدف برخی از الگوهای تاریک جمعآوری دادههای شخصی و حساستر شما است. برای ملموس شدن بیشتر موضوع به دو مثال زیر توجه کنید:
- در اپلیکیشن تیکتاک پیغامی به کاربران نشان داده میشود: «تایید کنید که بالای ١٨ سال دارید و با تبلیغات شخصیسازی شده موافقید». زیر این پیغام دو دکمه «بله» و «خیر» وجود دارد که مشخص نیست مربوط به قسمت اول سوال است یا قسمت دوم آن. این یک نمونه از الگوهای تاریک برای جمعآوری دادههای شخصی است.
- در بخش تنظیمات اپلیکیشن لینکدین با صفحهای مواجه میشویم که بخشهای زیادی دارد و هر کدام از آنها -برخلاف استنباطی که از عنوانشان میشود- حاوی گزینههایی مربوط به حفاظت از دادهها است. این الگوی تاریکیست که با اضافه کردن تعداد زیادی انتخاب، توانایی کاربر برای انتخاب ترجیحات واقعی خود را کم میکند.
هدف نویسنده از نوشتن این مقاله آگاه کردن کاربران به این موضوع است که پلتفرمهای آنلاین مورد علاقه ما مثل فیسبوک و توییتر و اسپاتیفای و غیره «خنثی» نیستند. هدف اصلیشان خیرخواهی مردم جهان نیست و برای سودآوری هرچه بیشتر کار میکنند. یک ورودی مهم برای کسب درآمد آنها، دادههای شخصی ما است و به همین دلیل مهم است که ما از آنچه در پس طراحیهای آنها اتفاق میافتد باخبر باشیم.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn951-1
لینک مقاله اصلی نویسنده در این موضوع:
https://bit.ly/dxgn951-2
همچنین اگر به این موضوع علاقهمنید، این پستهای کانال فلسفه دیزاین نیز برای شما جالب خواهد بود:
-خرده جرائم UX
-الگوی سیاه
(زمان حدودی مطالعه مقاله: ۵ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#تجربه_کاربر #الگوی_تاریک
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Dark Patterns (Deceptive Design) in Data Protection
Learn how to identify and stop them from dictating your online choices
👏3👍1🔥1
سه مورد که به من کمک کرد درآمدم را به عنوان UI/ Ux Designer دو برابر کنم.
سال گذشته ۳ تغییر در قراردادهایم ایجاد کردم که باعث شد درآمدم دو برابر شود. در این مقاله تجربهام را با شما به اشتراک میگذارم.
۱. داشتن پس انداز
وقتی به اندازه ۶ ماه یا حداقل ۳ ماه پیش رو هزینههای جاری زندگیتان را پس انداز کرده باشید، موقع مذاکره اعتماد به نفس بیشتری دارید. حتی شاید این حس خودآگاه نباشد اما قطعا در لحن صحبتتان هم اثرگذار است. زمانی که خیالتان راحت است تا چند ماه پیش رو به مشکل حاد مالی نمیخورید، مجبور نیستید هر پروژهای را قبول کنید.
۲. قانون مشتری جدید
مشتری جدید، قیمت جدید.
من به مدت دو سال برای همه مشتریهایم قیمت ثابت پیشنهاد میدادم که اشتباه بود. برای مشتری جدید قیمت را بالا ببرید. قیمت جدید را اعلام کنید و در عین حال یک قیمت پایینتر هم مد نظر داشته باشید که اگر مشتری کمتر از آن را پیشنهاد کرد بگویید با کمتر از این قیمت کار نمیکنم. هزینهای که برای هر پروژه میگیرید باید از پروژه قبل بالاتر باشد.
۳. قانون اندازه پروژه
پروژههای کوچک را قبول نکنید. "فقط دو تا صفحه" "چند تغییر کوچک" "چند ساعت بیشتر زمان نمیبرد"
اگر به فکر افزایش درآمدتان هستید فقط پروژههای چندماهه را قبول کنید. پروژههای کوچک تمرکز شما را به هم میزند و درآمدتان را پایین میآورد. به خاطر دارم زمانی بود که من در طول یک روز روی ۷ پروژه مختلف کار میکردم، به خاطر اینکه نمیتوانستم نه بگویم.
این موارد تجربه نویسنده برای کارکردن به عنوان یک طراح تجربه کاربر فریلنس است. مقاله اصلی را در لینک زیر مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn952
(زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۲ دقیقه)
نویسنده: عاطفه صفری
#طراح_تجربه_کاربر #شغل #فریلنس
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
سال گذشته ۳ تغییر در قراردادهایم ایجاد کردم که باعث شد درآمدم دو برابر شود. در این مقاله تجربهام را با شما به اشتراک میگذارم.
۱. داشتن پس انداز
وقتی به اندازه ۶ ماه یا حداقل ۳ ماه پیش رو هزینههای جاری زندگیتان را پس انداز کرده باشید، موقع مذاکره اعتماد به نفس بیشتری دارید. حتی شاید این حس خودآگاه نباشد اما قطعا در لحن صحبتتان هم اثرگذار است. زمانی که خیالتان راحت است تا چند ماه پیش رو به مشکل حاد مالی نمیخورید، مجبور نیستید هر پروژهای را قبول کنید.
۲. قانون مشتری جدید
مشتری جدید، قیمت جدید.
من به مدت دو سال برای همه مشتریهایم قیمت ثابت پیشنهاد میدادم که اشتباه بود. برای مشتری جدید قیمت را بالا ببرید. قیمت جدید را اعلام کنید و در عین حال یک قیمت پایینتر هم مد نظر داشته باشید که اگر مشتری کمتر از آن را پیشنهاد کرد بگویید با کمتر از این قیمت کار نمیکنم. هزینهای که برای هر پروژه میگیرید باید از پروژه قبل بالاتر باشد.
۳. قانون اندازه پروژه
پروژههای کوچک را قبول نکنید. "فقط دو تا صفحه" "چند تغییر کوچک" "چند ساعت بیشتر زمان نمیبرد"
اگر به فکر افزایش درآمدتان هستید فقط پروژههای چندماهه را قبول کنید. پروژههای کوچک تمرکز شما را به هم میزند و درآمدتان را پایین میآورد. به خاطر دارم زمانی بود که من در طول یک روز روی ۷ پروژه مختلف کار میکردم، به خاطر اینکه نمیتوانستم نه بگویم.
این موارد تجربه نویسنده برای کارکردن به عنوان یک طراح تجربه کاربر فریلنس است. مقاله اصلی را در لینک زیر مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn952
(زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۲ دقیقه)
نویسنده: عاطفه صفری
#طراح_تجربه_کاربر #شغل #فریلنس
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
3 things that helped me double my income last year as a UI/UX contractor
Things that I have known for years that I needed to do but always postponed because it’s easier this way. Things that if you make the effort to even merely do, will have a significant positive impact…
👍22🔥4
چیزهایی که آرزو داشتم قبل از اولین شغلام به عنوان طراح تجربه کاربر به من گفته میشد
زمانی که طراحان وارد یک شغل میشوند به دنبال راهحلهای حقیقی و حل مشکلات واقعی کاربران هستند. به محض ورود به دنیای روزمرهی کار طراح درگیر ددلاینها و تحویل پروژه و بودجه و مابقی موارد میشود که باعث دور شدن از واقعیت میگردد.
طراح دیگر مستقیما به حل مشکل فکر نمیکند. گاهی اوقات تصمیمات یک کسب و کار به قدری در پروسه طراحی وارد میشود که میتوان مسیر طراحی را به جای انسان-محور، کسبوکار-محور نامید. ن
کتهای که نویسنده این متن میخواهد بگوید این است که گاهی به عنوان طراح تصور میکنیم میبایست تمام آموزشهایی که دیدهایم را در مسیر کاری نیز مشاهده کنیم اما در واقعیت علاوه بر نیازهای کاربر، نیازها و مسائل دیگری مانند نیازهای کسب و کار، هزینهها و موقعیتهای مختلف نیز وجود دارد.
گاهی اوقات لازم است به این نکته توجه کنیم که اولویت دادن به بعضی از نیازها و مسائل به هیچ وجه اشکالی ندارد که حتی ضروری نیز هست. این کار باعث نمیشود تا شما طراح تجربهی کاربر بدی باشید بلکه باعث میشود کسی باشید که دیدگاههای موجود را با اینکه حتی متضاد یکدیگر نیستند با هم تطبیق دهد و نیاز کاربر و کسب و کار را همسو و هممسیر کند.
https://bit.ly/dxgn953
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا عباسی
#تجربه_کاربر #شغل #طراحی_انسانمحور
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
زمانی که طراحان وارد یک شغل میشوند به دنبال راهحلهای حقیقی و حل مشکلات واقعی کاربران هستند. به محض ورود به دنیای روزمرهی کار طراح درگیر ددلاینها و تحویل پروژه و بودجه و مابقی موارد میشود که باعث دور شدن از واقعیت میگردد.
طراح دیگر مستقیما به حل مشکل فکر نمیکند. گاهی اوقات تصمیمات یک کسب و کار به قدری در پروسه طراحی وارد میشود که میتوان مسیر طراحی را به جای انسان-محور، کسبوکار-محور نامید. ن
کتهای که نویسنده این متن میخواهد بگوید این است که گاهی به عنوان طراح تصور میکنیم میبایست تمام آموزشهایی که دیدهایم را در مسیر کاری نیز مشاهده کنیم اما در واقعیت علاوه بر نیازهای کاربر، نیازها و مسائل دیگری مانند نیازهای کسب و کار، هزینهها و موقعیتهای مختلف نیز وجود دارد.
گاهی اوقات لازم است به این نکته توجه کنیم که اولویت دادن به بعضی از نیازها و مسائل به هیچ وجه اشکالی ندارد که حتی ضروری نیز هست. این کار باعث نمیشود تا شما طراح تجربهی کاربر بدی باشید بلکه باعث میشود کسی باشید که دیدگاههای موجود را با اینکه حتی متضاد یکدیگر نیستند با هم تطبیق دهد و نیاز کاربر و کسب و کار را همسو و هممسیر کند.
https://bit.ly/dxgn953
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا عباسی
#تجربه_کاربر #شغل #طراحی_انسانمحور
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
What I’ve wished someone had told me about UX before I got my first job
When I first started studying UX, it was presented to me as this mythical framework where true change is designed and created. A field…
🔥7
مهارتهای مورد نیاز یک طراح UX
اصولا در دورههای آموزشی، پروسه طراحی یک محصول دیجیتال بررسی و آموزش داده میشود، اما برای تبدیل شدن به یک طراح تجربه کاربر لازم است تا مهارتهای نرم و سخت دیگری نیز داشته باشیم که در این مقاله به آنها میپردازیم.
مهارتهای نرم:
۱- مهارتهای بینفردی، مشارکتی و ارتباطی
۲- همدلی
۳- کنجکاوی و یادگیری مستمر
۴- تفكر نقادانه
مهارتهای طراحی
۵- وایرفریم و پروتوتایپ
۶- تجربه نویسی
۷- رابط کاربری و ارتباطات بصری
۸- تست کاربر
مهارتهای تکمیلی
۹- علم کسب و کار
۱۱- خدمات مشتری
۱۲- کدنویسی و توسعه
اما چگونه میتوانیم این مهارتها را در خود ارتقا دهم؟
خوب قطعا اولين و مهترین راه پیدا کردن تجربه است. شما میتوانید با انجام پروژههای آموزشی، شخصی، داوطلبانه، فریلنس یا استخدام در شرکتها برای خود تجربه بسازید.
درباره UX و UI مطالعه کنید و خودتان را به روز نگه دارید ، کتاب بخوانید، وبلاگها و مقالهها را مطالعه کنید و به پادکستهای فعال در این حوزه گوش دهید.
ببینید و بشنوید! برای اینکه یک طراح خوب و قوی شوید نگاهتان را تقویت کنید، نحوه تعامل افراد را با سایتها، اپها و محصولات دیجیتال مختلف ببینید و گوش دادن فعال را در خود پرورش دهید تا احساس و افکار آنها را بشنوید.
یک دفترچه همراه خود داشته باشید و هرجا که ایده، فکر و مشکلی به ذهنتان رسید یادداشت کنید، شما طراح هستید و یکی از مهمترین وظایف یک طراح حل مسئله است.
توصیه میکنم این مقاله را از دست ندهید! شما میتوانید در این مقاله درباره هر مهارت، نحوه ارتقا مهارتهای نرم و چگونگی اپلای برای شغل مطالعه کنید.
https://indeedhi.re/3vv9B7E
https://bit.ly/dxgn955
نویسنده: فروزان فاضلی
(مطالعه حدودی مقاله: مقاله اول ۶ دقیقه و مقاله دوم ۹ دقیقه)
#شغل #مهارت #پیشرفت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
اصولا در دورههای آموزشی، پروسه طراحی یک محصول دیجیتال بررسی و آموزش داده میشود، اما برای تبدیل شدن به یک طراح تجربه کاربر لازم است تا مهارتهای نرم و سخت دیگری نیز داشته باشیم که در این مقاله به آنها میپردازیم.
مهارتهای نرم:
۱- مهارتهای بینفردی، مشارکتی و ارتباطی
۲- همدلی
۳- کنجکاوی و یادگیری مستمر
۴- تفكر نقادانه
مهارتهای طراحی
۵- وایرفریم و پروتوتایپ
۶- تجربه نویسی
۷- رابط کاربری و ارتباطات بصری
۸- تست کاربر
مهارتهای تکمیلی
۹- علم کسب و کار
۱۱- خدمات مشتری
۱۲- کدنویسی و توسعه
اما چگونه میتوانیم این مهارتها را در خود ارتقا دهم؟
خوب قطعا اولين و مهترین راه پیدا کردن تجربه است. شما میتوانید با انجام پروژههای آموزشی، شخصی، داوطلبانه، فریلنس یا استخدام در شرکتها برای خود تجربه بسازید.
درباره UX و UI مطالعه کنید و خودتان را به روز نگه دارید ، کتاب بخوانید، وبلاگها و مقالهها را مطالعه کنید و به پادکستهای فعال در این حوزه گوش دهید.
ببینید و بشنوید! برای اینکه یک طراح خوب و قوی شوید نگاهتان را تقویت کنید، نحوه تعامل افراد را با سایتها، اپها و محصولات دیجیتال مختلف ببینید و گوش دادن فعال را در خود پرورش دهید تا احساس و افکار آنها را بشنوید.
یک دفترچه همراه خود داشته باشید و هرجا که ایده، فکر و مشکلی به ذهنتان رسید یادداشت کنید، شما طراح هستید و یکی از مهمترین وظایف یک طراح حل مسئله است.
توصیه میکنم این مقاله را از دست ندهید! شما میتوانید در این مقاله درباره هر مهارت، نحوه ارتقا مهارتهای نرم و چگونگی اپلای برای شغل مطالعه کنید.
https://indeedhi.re/3vv9B7E
https://bit.ly/dxgn955
نویسنده: فروزان فاضلی
(مطالعه حدودی مقاله: مقاله اول ۶ دقیقه و مقاله دوم ۹ دقیقه)
#شغل #مهارت #پیشرفت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Indeed Career Guide
Essential Skills for UX Designers (With Tips for Improving)
Learn about the most important UX designer skills, how to develop them, how to use them in the workplace and how to demonstrate them to potential employers.
٣٠ میلیون دلار ضرر، نتیجهی یک بازطراحی!
در ژانویه ٢٠٠٨، یک برند معروف آبمیوه در سراسر جهان (Tropicana) بستهبندی جدیدی را برای پرفروش ترین محصول خود با درآمد حدود ٧٠٠ میلیون دلار در سال عرضه کرد.
مصرفکنندگان از این طرح استقبال نکردند و باعث شد که فروش آن در دو ماه بعد ٢٠ درصد کاهش یابد، یعنی تقریباً ٣٠ میلیون دلار ضرر! در نهایت، این شرکت مجبور شد به نسخه اصلی برگردد.
اما چرا شکست خورد؟
یکی از دلایل اصلی تغییر برند یا بازطراحی این است که برندها دوباره با مصرفکنندگان فعلی ارتباط برقرار کنند و همزمان به مشتریان جدید دسترسی پیدا کنند.
طراحی مجدد Tropicana شامل جایگزینی تصویر پرتقال محبوب با نی، باعث شد آب پرتقال Tropicana خاص بودن خود را در نظر مشتریان از دست بدهد و مشتریان دیگر با آن ارتباط برقرار نکنند.
تغییر برند نتوانست پیوند عاطفی عمیق مشتریان را با بستهبندی اصلی تقویت کند و این ماجرا به وضوح اهمیت هویت بصری یک برند را مشخص میکند.
اما چرا طراحی چنین نقش مهمی دارد؟
بستهبندی محصول، آخرین نقطه ارتباط یک شرکت با مصرفکنندگان خود در فرآیند تصمیمگیری خرید است. بنابراین طراحی و محتوای آن این قدرت را دارد که بر مصرفکننده تأثیر بگذارد تا در آخرین لحظه روی یک محصول سرمایه گذاری کند یا نکند.
هنگام انجام یک بازطراحی، باید در نظر داشت که ویژگیهای ذاتی که قبلاً مشتریان را با برند ارتباط میداد حفظ شوند.
لینک مقاله برای مطالعه متن کامل و دیدن تصاویر آن:
https://bit.ly/dxgn956
(زمان حدودی مطالعه: ٣ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#باز_طراحی #rebranding
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
در ژانویه ٢٠٠٨، یک برند معروف آبمیوه در سراسر جهان (Tropicana) بستهبندی جدیدی را برای پرفروش ترین محصول خود با درآمد حدود ٧٠٠ میلیون دلار در سال عرضه کرد.
مصرفکنندگان از این طرح استقبال نکردند و باعث شد که فروش آن در دو ماه بعد ٢٠ درصد کاهش یابد، یعنی تقریباً ٣٠ میلیون دلار ضرر! در نهایت، این شرکت مجبور شد به نسخه اصلی برگردد.
اما چرا شکست خورد؟
یکی از دلایل اصلی تغییر برند یا بازطراحی این است که برندها دوباره با مصرفکنندگان فعلی ارتباط برقرار کنند و همزمان به مشتریان جدید دسترسی پیدا کنند.
طراحی مجدد Tropicana شامل جایگزینی تصویر پرتقال محبوب با نی، باعث شد آب پرتقال Tropicana خاص بودن خود را در نظر مشتریان از دست بدهد و مشتریان دیگر با آن ارتباط برقرار نکنند.
تغییر برند نتوانست پیوند عاطفی عمیق مشتریان را با بستهبندی اصلی تقویت کند و این ماجرا به وضوح اهمیت هویت بصری یک برند را مشخص میکند.
اما چرا طراحی چنین نقش مهمی دارد؟
بستهبندی محصول، آخرین نقطه ارتباط یک شرکت با مصرفکنندگان خود در فرآیند تصمیمگیری خرید است. بنابراین طراحی و محتوای آن این قدرت را دارد که بر مصرفکننده تأثیر بگذارد تا در آخرین لحظه روی یک محصول سرمایه گذاری کند یا نکند.
هنگام انجام یک بازطراحی، باید در نظر داشت که ویژگیهای ذاتی که قبلاً مشتریان را با برند ارتباط میداد حفظ شوند.
لینک مقاله برای مطالعه متن کامل و دیدن تصاویر آن:
https://bit.ly/dxgn956
(زمان حدودی مطالعه: ٣ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#باز_طراحی #rebranding
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
How did Tropicana lose $30 million in a packaging redesign?
Have you ever stopped to think about how important a brand’s visual identity is? The Tropicana rebranding disaster demonstrates its power…
👍14👏1
۱۰ اشتباه رایج در طراحی رابط کاربر (UI)
خیلی از ما دیزاینرها نقشه راه مشابهی داریم، در دورههایی از UX و UI شرکت میکنیم، آنجا قوانینی که آموختیم را به کار میبریم و سپس به صورت فریلنس یا در شرکتی مشغول به کار میشویم ولی بدست اوردن فنهای کوزهگری و تجربه زمان بسیاری میطلبد. امروز مقالاتی در سطح اینترنت وجود دارد که به بعضی از این نکات اشاره میکند و یا گاها به صورت بازی به نمایش گذاشته میشود. مقاله امروز نیز به ۱۰ اشتباه رایج در طراحی رابط کاربر پرداخته است که شما میتوانید به صورت تصویری این نکات را از لینک زیر مشاهده کنید.
https://bit.ly/dxgn957
اما این نکات چیست؟
من به صورت خلاصه به آن اشاره میکنم اما توصیه میکنم که حداقل تصاویر مقاله را مشاهده کنید:
۱- برای استفاده از نوشته خاکستری روی پسزمینه رنگی بیشتر فکر کنید.
۲-نقش فضاهای سفید را دست کم نگیرید و به طرحتان اجازه نفس کشیدن دهید.
۳- روی فیچر آپلود تصویر و محتوا توسط کاربران بیشتر مطالعه و فکر کنید.
۴-استایلی برای حالت خالی صفحات داشته باشید.
۵- روی انتخاب فونت زمان بیشتری بگذارید.
۶-از آیکونها و کلمات درست در دکمهها استفاده کنید و محدودیتی برای آنها قرار ندهید.
۷-در طراحی بعضی محصولات به این نکته توجه کنید که «افراد برای انتخاب یک محصول به دنبال تایید و پیشنهاد کاربران و مردم دیگر هستند.»
۸- برای استفاده از متنهای طولانی راهحلی بیابید به عنوان مثال از عکس نوشته استفاده کنید.
۹- استفاده از نوگیشنهای زیاد تنها باعث سردرگمی کاربرتان میشود.
۱۰- از فاصله و پدینگهای مختلف استفاده نکنید.
مطالعه حدودی مقاله: (۵ دقیقه)
نویسنده: فروزان فاضلی
#رابط_کاربر #طراحی_بصری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
خیلی از ما دیزاینرها نقشه راه مشابهی داریم، در دورههایی از UX و UI شرکت میکنیم، آنجا قوانینی که آموختیم را به کار میبریم و سپس به صورت فریلنس یا در شرکتی مشغول به کار میشویم ولی بدست اوردن فنهای کوزهگری و تجربه زمان بسیاری میطلبد. امروز مقالاتی در سطح اینترنت وجود دارد که به بعضی از این نکات اشاره میکند و یا گاها به صورت بازی به نمایش گذاشته میشود. مقاله امروز نیز به ۱۰ اشتباه رایج در طراحی رابط کاربر پرداخته است که شما میتوانید به صورت تصویری این نکات را از لینک زیر مشاهده کنید.
https://bit.ly/dxgn957
اما این نکات چیست؟
من به صورت خلاصه به آن اشاره میکنم اما توصیه میکنم که حداقل تصاویر مقاله را مشاهده کنید:
۱- برای استفاده از نوشته خاکستری روی پسزمینه رنگی بیشتر فکر کنید.
۲-نقش فضاهای سفید را دست کم نگیرید و به طرحتان اجازه نفس کشیدن دهید.
۳- روی فیچر آپلود تصویر و محتوا توسط کاربران بیشتر مطالعه و فکر کنید.
۴-استایلی برای حالت خالی صفحات داشته باشید.
۵- روی انتخاب فونت زمان بیشتری بگذارید.
۶-از آیکونها و کلمات درست در دکمهها استفاده کنید و محدودیتی برای آنها قرار ندهید.
۷-در طراحی بعضی محصولات به این نکته توجه کنید که «افراد برای انتخاب یک محصول به دنبال تایید و پیشنهاد کاربران و مردم دیگر هستند.»
۸- برای استفاده از متنهای طولانی راهحلی بیابید به عنوان مثال از عکس نوشته استفاده کنید.
۹- استفاده از نوگیشنهای زیاد تنها باعث سردرگمی کاربرتان میشود.
۱۰- از فاصله و پدینگهای مختلف استفاده نکنید.
مطالعه حدودی مقاله: (۵ دقیقه)
نویسنده: فروزان فاضلی
#رابط_کاربر #طراحی_بصری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Bad Bad UI: 10 Common Mistakes in User Interfaces
We all learn from mistakes, and this rule applies to web designers as well. In this article, we will tell you what mistakes many of them…
👍12
طراحی برای افراد دارای ADHD (بیشفعالی) محصول را برای همه کاربران بهبود میدهد!
محصولات دیجیتالی که تولید میشوند به دلیل انتخابهای زیادی که سر راه کاربر قرار میدهند، میتواند برای افرادی که اختلال توجه دارند یک کابوس باشند. تصور کنید زمانی که میخواهید یک بلیط هواپیما بخرید. با حجم زیادی از انتخابها مواجه میشوید که نیاز به تمرکز زیادی دارد و اگر راهحلی پیدا کنید تا فشار کمتری برای مدیریت توجه را تحمیل کند قطعا به آن سمت خواهید رفت و محصول فعلی را رها میکنید. حال تصور کنید این فشار برای فردی که دارای ADHD است به چه میزانی سخت خواهد بود.
تعداد افرادی که با این اختلال درگیری دارند کم نیست. به طور مثال در ۱۰ درصد از کودکان آمریکا این مسئله تشخیص داده شده است. مسئله تمرکز و توجه برای این دسته از افراد سخت است و طراحی محصولی که مناسب باشد به راحتی میتواند برای تمام کاربران مفید باشد تا با راحتی بیشتری از محصولی که طراحی شده استفاده کنند. اینکه به کاربر تنها چیزی را نشان دهیم که به آن نیاز دارد باعث میشود تا در توجهای که خرج میکند صرفهجویی شود.
طراحی برای کاربران دارای ADHD
- از کابران قبل از طراحی آن چیزی را که میخواهند دقیق بپرسیم تا تنها چیزی را که نیاز دارند به آنها نمایش دهیم.
-گزینههای قابل انتخاب را کاهش دهیم و به کاربر کمک کنیم تا به هدف خود متمرکز باقی بماند.
- سعی کنیم تا از کاربران دارای ADHD در فرآیند پژوهش کاربر خود نیز استفاده کنیم تا نمونه کاملتری از جامعه داشته باشیم.
- اضطراب را کاهش دهیم. مواردی مانند آخرین شانس و پیامها و کمپینهای اضطرابآور را به این دسته از مخاطب نمایش ندهیم.
- از کاربر نخواهیم تا اطلاعات را در حین استفاده از سرویس به خاطر بسپارند.
میتوان با کمک به کاربرانی که دارای ADHD هستند به دیگر کاربران خود نیز کمک کنیم تا با آرامش بیشتری از محصول ما استفاده کنند.
https://bit.ly/dxgn958
(زمان حدودی مطالعه:۴ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا عباسی
#تجربه_کاربر #دسترسی_پذیری #اختلال_توجه #بیش_فعالی
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
محصولات دیجیتالی که تولید میشوند به دلیل انتخابهای زیادی که سر راه کاربر قرار میدهند، میتواند برای افرادی که اختلال توجه دارند یک کابوس باشند. تصور کنید زمانی که میخواهید یک بلیط هواپیما بخرید. با حجم زیادی از انتخابها مواجه میشوید که نیاز به تمرکز زیادی دارد و اگر راهحلی پیدا کنید تا فشار کمتری برای مدیریت توجه را تحمیل کند قطعا به آن سمت خواهید رفت و محصول فعلی را رها میکنید. حال تصور کنید این فشار برای فردی که دارای ADHD است به چه میزانی سخت خواهد بود.
تعداد افرادی که با این اختلال درگیری دارند کم نیست. به طور مثال در ۱۰ درصد از کودکان آمریکا این مسئله تشخیص داده شده است. مسئله تمرکز و توجه برای این دسته از افراد سخت است و طراحی محصولی که مناسب باشد به راحتی میتواند برای تمام کاربران مفید باشد تا با راحتی بیشتری از محصولی که طراحی شده استفاده کنند. اینکه به کاربر تنها چیزی را نشان دهیم که به آن نیاز دارد باعث میشود تا در توجهای که خرج میکند صرفهجویی شود.
طراحی برای کاربران دارای ADHD
- از کابران قبل از طراحی آن چیزی را که میخواهند دقیق بپرسیم تا تنها چیزی را که نیاز دارند به آنها نمایش دهیم.
-گزینههای قابل انتخاب را کاهش دهیم و به کاربر کمک کنیم تا به هدف خود متمرکز باقی بماند.
- سعی کنیم تا از کاربران دارای ADHD در فرآیند پژوهش کاربر خود نیز استفاده کنیم تا نمونه کاملتری از جامعه داشته باشیم.
- اضطراب را کاهش دهیم. مواردی مانند آخرین شانس و پیامها و کمپینهای اضطرابآور را به این دسته از مخاطب نمایش ندهیم.
- از کاربر نخواهیم تا اطلاعات را در حین استفاده از سرویس به خاطر بسپارند.
میتوان با کمک به کاربرانی که دارای ADHD هستند به دیگر کاربران خود نیز کمک کنیم تا با آرامش بیشتری از محصول ما استفاده کنند.
https://bit.ly/dxgn958
(زمان حدودی مطالعه:۴ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا عباسی
#تجربه_کاربر #دسترسی_پذیری #اختلال_توجه #بیش_فعالی
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Building for ADHD will make your product better for everyone
Users with ADHD often suffer from an extreme lack of focus that can uncover hidden product issues.
👍16👏3😢1🤩1
معرفی چند کتاب نامرتبط با محصول برای طراحان محصول
در مسابقات دومیدانی، گاهی بهتر است به جای تمرکز روی عضلات خاص ورزش، تمرینات متقابل انجام دهید. به عنوان مثال، معمولا دوندههایی که برای جلوگیری از آسیبدیدگی، روتین ورزشی خود را برای کار بر روی قسمت بالایی بدن یا عضلات مخالف خود تغییر میدهند، عملکرد بهتری دارند.
به همین شکل، وقتی نوبت به طراحی محصول میرسد نگاهی به کتابهای غیرمحصولی میتواند مفید باشد. این مطالعه را نباید جزئی از اوقات فراغت حساب کنیم. مثل کتابهای درسی باید آنها را یادداشتبرداری و مرور کرد و به طور عملی به کار گرفت.
در این مقاله نویسنده چند نمونه از این کتابها معرفی میکند:
۱. یک میلیارد افکار شیطانی، نوشته اوگی اوگاس
در این کتاب دو عصب شناس، یک میلیارد جستجوی اینترنتی ناشناس و وبسایتها را برای درک رفتار جنسی مخفی بیش از صد میلیون مرد و زن تجزیه و تحلیل میکنند. یافتههای پیشگامانه آنها عمیقاً طرز فکر ما را در مورد روابط جنسی زنان و مردان تغییر خواهد داد.
این کتاب به درک اینکه چگونه دانشمندان از دادهها برای به دست آوردن بینش رفتاری استفاده میکنند کمک میکند. این که ببینیم آنها از چه کلمات کلیدی برای تحلیل فرضیه خود استفاده کردهاند میتواند بسیار جالب باشد.
۲.خواستن: قدرت تقلید میل، اثر لوک بورگیس
از آنجایی که ما در دنیای بسیار پیچیدهای زندگی میکنیم، مغز ما تمایل دارد برای تصمیمگیری از راههای کوتاهتر استفاده کند. بنابراین، مغزمان در امیال خود از دیگران تقلید میکند و ما آنچه را که دیگران میخواهند میخواهیم. این واقعیت بر نحوه انتخاب شرکا، دوستان، مشاغل و تقریباً همه چیز در زندگی ما تأثیر میگذارد.
برای درک اینکه چه چیزی باعث انگیزه کاربران ما میشود این کتاب به ما کمک میکند. با استفاده از نظریه تقلیدی کتاب میتوانیم داستان محصول بهتری برای کاربران خود بسازیم.
۳. نه تمدنی و نه کارمندی: داستان فیلیپ یئو، اثر فوک کوانگ هان
این کتاب در مورد دستاوردهای فیلیپ یئو، یکی از ماهرترین مقامات سنگاپور است، که بیش از نیم قرن در خدمات ملکی این کشور فعالیت میکرد. او بسیار صریح و مستقیم بود و از به چالش کشیدن وضعیت موجود نمیترسید.
این کتاب به ما میآموزد که در هر مانعی، درسی برای آموختن وجود دارد.
ارزشها و اصول فیلیپ به ما نشان میدهد که حتی در یک مکان به شدت بوروکراسی مانند دولت، برای تولید و نوآوری میتوان از خط قرمزها عبور کرد. کافیست به کاری که انجام میدهیم ایمان داشته باشیم.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn959
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
در مسابقات دومیدانی، گاهی بهتر است به جای تمرکز روی عضلات خاص ورزش، تمرینات متقابل انجام دهید. به عنوان مثال، معمولا دوندههایی که برای جلوگیری از آسیبدیدگی، روتین ورزشی خود را برای کار بر روی قسمت بالایی بدن یا عضلات مخالف خود تغییر میدهند، عملکرد بهتری دارند.
به همین شکل، وقتی نوبت به طراحی محصول میرسد نگاهی به کتابهای غیرمحصولی میتواند مفید باشد. این مطالعه را نباید جزئی از اوقات فراغت حساب کنیم. مثل کتابهای درسی باید آنها را یادداشتبرداری و مرور کرد و به طور عملی به کار گرفت.
در این مقاله نویسنده چند نمونه از این کتابها معرفی میکند:
۱. یک میلیارد افکار شیطانی، نوشته اوگی اوگاس
در این کتاب دو عصب شناس، یک میلیارد جستجوی اینترنتی ناشناس و وبسایتها را برای درک رفتار جنسی مخفی بیش از صد میلیون مرد و زن تجزیه و تحلیل میکنند. یافتههای پیشگامانه آنها عمیقاً طرز فکر ما را در مورد روابط جنسی زنان و مردان تغییر خواهد داد.
این کتاب به درک اینکه چگونه دانشمندان از دادهها برای به دست آوردن بینش رفتاری استفاده میکنند کمک میکند. این که ببینیم آنها از چه کلمات کلیدی برای تحلیل فرضیه خود استفاده کردهاند میتواند بسیار جالب باشد.
۲.خواستن: قدرت تقلید میل، اثر لوک بورگیس
از آنجایی که ما در دنیای بسیار پیچیدهای زندگی میکنیم، مغز ما تمایل دارد برای تصمیمگیری از راههای کوتاهتر استفاده کند. بنابراین، مغزمان در امیال خود از دیگران تقلید میکند و ما آنچه را که دیگران میخواهند میخواهیم. این واقعیت بر نحوه انتخاب شرکا، دوستان، مشاغل و تقریباً همه چیز در زندگی ما تأثیر میگذارد.
برای درک اینکه چه چیزی باعث انگیزه کاربران ما میشود این کتاب به ما کمک میکند. با استفاده از نظریه تقلیدی کتاب میتوانیم داستان محصول بهتری برای کاربران خود بسازیم.
۳. نه تمدنی و نه کارمندی: داستان فیلیپ یئو، اثر فوک کوانگ هان
این کتاب در مورد دستاوردهای فیلیپ یئو، یکی از ماهرترین مقامات سنگاپور است، که بیش از نیم قرن در خدمات ملکی این کشور فعالیت میکرد. او بسیار صریح و مستقیم بود و از به چالش کشیدن وضعیت موجود نمیترسید.
این کتاب به ما میآموزد که در هر مانعی، درسی برای آموختن وجود دارد.
ارزشها و اصول فیلیپ به ما نشان میدهد که حتی در یک مکان به شدت بوروکراسی مانند دولت، برای تولید و نوآوری میتوان از خط قرمزها عبور کرد. کافیست به کاری که انجام میدهیم ایمان داشته باشیم.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn959
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
3 Non-Product Books for Product Persons
“In theory, theory and practice are the same. In practice, they are not.” — Dr. Albert Einstein
👍7❤2🤔2
نکاتی برای طراحی تجربهای خوب در نویگیشنها
یکی از حیاتیترین جنبههای طراحی محصول، نویگیشنها هستند. مردم برای یافتن محتوای مورد نظر و رسیدن به هدف خود به نویگیشنها وابستهاند. کمک به مردم برای رسیدن به هدف و محتوای مورد نظرشان باید از اولویتهای اصلی یک محصول باشد. محصولی که نویگیشن خوبی نداشته باشد و مردم نتوانند چیزی که میخواهند را پیدا کنند، هرچقدر هم که محتوای خوب و یا طراحی بصری عالی و سرگرم کنندهای داشته باشد، بیفایده بوده و کاربر دیگر به محصول باز نخواهد گشت. بنابراین برای طراحی یک تجربه خوب برای کاربران و جذب، بازگشت کاربر و سوددهی بیشتر برای بیزینس، لازم است به این نکات توجه کنید:
۱- نویگیشنی طراحی کنید که با مدلهای ذهنی کاربر مطابقت داشته باشد: نویگیشنها را با کاربران تست کنید، تقسیمبندیهای محتوایی که انجام دادید را ارزیابی کنید تا ناهماهنگی بین تصور افراد با محتواها وجود نداشته باشد.
۲- جوري طراحی کنید که قابلیت واکاوی و کشف خوبی داشته باشد: منو را پنهان نکنید، یا جایی نگذارید که کاربر کل سایت را برای پیدا کردن آنها بگردد. به طور خلاصه استفاده از حافظه کاربر را به حداقل برسانید.
۳-کاربران را تحت کنترل قرار دهید: بگذارید کاربر بداند کجاست و از کجا آمده، نویگیشن را طوری طراحی کنید که کاربر بفهمد این یک نویگیشن است. این روزها تعداد کاربران مبتدی در استفاده از محصولات دیجیتال زیاد شده است.
۴- اسكنِ سريعِ محتوا بسیار مهم است پس حین طراحی، محتوا را قابل اسكن قرار دهید: از فرمهای اسكن چشم استفاده کنید، مراقب تعداد گزینههای نویگیشن خود باشید و از حد استاندارد نگذرید، همچنین از فونت مناسب برای خوانایی بالا استفاده کنید.
۵- تا حد امکان نویگیشنها را ساده نگه دارید، باور کنید بهترین مکان برای انیمیشن در نویگیشنها نیست و تنها باعث حواس پرتی کاربر میشود.
توصیه میکنم در لینک زیر به صورت تصویری مثالهای هر مورد را مشاهده کنید تا با این نوشته همسوتر شوید.
https://bit.ly/dxgn960
مطالعه حدودی مقاله: (۶ دقیقه)
نویسنده: فروزان فاضلی
#رابط_کاربری #نویگیشن #معماری_اطلاعات
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
یکی از حیاتیترین جنبههای طراحی محصول، نویگیشنها هستند. مردم برای یافتن محتوای مورد نظر و رسیدن به هدف خود به نویگیشنها وابستهاند. کمک به مردم برای رسیدن به هدف و محتوای مورد نظرشان باید از اولویتهای اصلی یک محصول باشد. محصولی که نویگیشن خوبی نداشته باشد و مردم نتوانند چیزی که میخواهند را پیدا کنند، هرچقدر هم که محتوای خوب و یا طراحی بصری عالی و سرگرم کنندهای داشته باشد، بیفایده بوده و کاربر دیگر به محصول باز نخواهد گشت. بنابراین برای طراحی یک تجربه خوب برای کاربران و جذب، بازگشت کاربر و سوددهی بیشتر برای بیزینس، لازم است به این نکات توجه کنید:
۱- نویگیشنی طراحی کنید که با مدلهای ذهنی کاربر مطابقت داشته باشد: نویگیشنها را با کاربران تست کنید، تقسیمبندیهای محتوایی که انجام دادید را ارزیابی کنید تا ناهماهنگی بین تصور افراد با محتواها وجود نداشته باشد.
۲- جوري طراحی کنید که قابلیت واکاوی و کشف خوبی داشته باشد: منو را پنهان نکنید، یا جایی نگذارید که کاربر کل سایت را برای پیدا کردن آنها بگردد. به طور خلاصه استفاده از حافظه کاربر را به حداقل برسانید.
۳-کاربران را تحت کنترل قرار دهید: بگذارید کاربر بداند کجاست و از کجا آمده، نویگیشن را طوری طراحی کنید که کاربر بفهمد این یک نویگیشن است. این روزها تعداد کاربران مبتدی در استفاده از محصولات دیجیتال زیاد شده است.
۴- اسكنِ سريعِ محتوا بسیار مهم است پس حین طراحی، محتوا را قابل اسكن قرار دهید: از فرمهای اسكن چشم استفاده کنید، مراقب تعداد گزینههای نویگیشن خود باشید و از حد استاندارد نگذرید، همچنین از فونت مناسب برای خوانایی بالا استفاده کنید.
۵- تا حد امکان نویگیشنها را ساده نگه دارید، باور کنید بهترین مکان برای انیمیشن در نویگیشنها نیست و تنها باعث حواس پرتی کاربر میشود.
توصیه میکنم در لینک زیر به صورت تصویری مثالهای هر مورد را مشاهده کنید تا با این نوشته همسوتر شوید.
https://bit.ly/dxgn960
مطالعه حدودی مقاله: (۶ دقیقه)
نویسنده: فروزان فاضلی
#رابط_کاربری #نویگیشن #معماری_اطلاعات
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Practical Tips for Creating Smooth Website Navigation Experience
Explore 5 key areas for improvement
👍8
درباره مهندسی تجربه کاربری (UX Engineering)
قبلاً در این مقاله، مسیرهای شغلی متداول در طراحی تجربه کاربری را معرفی کردیم. امروز میخواهیم درباره یک مسیر شغلی دیگر در این حوزه صحبت کنیم: مهندسی تجربه کاربر.
یک مهندس تجربه کاربر، محصولات دیجیتالی مانند وبسایتها و برنامهها را با استفاده از اصول UX طراحی میکند و میسازد. مهندسان UX عموماً با قسمت فرانتاند محصولات سر و کار دارند یعنی قسمتهایی که روبهروی کاربر هستند، مانند دکمهها، طرحبندیها و ... .
آنها ممکن است در هر دو تیم مهندسی و تیم طراحی کار کنند یا اینکه به عنوان رابط بین این دو عمل کنند.
پس میتوان گفت مشخصهای که مهندسان UX را از طراحان UX متمایز میکند توانایی کدنویسی است. یک مهندس UX از زبان های برنامه نویسی فرانتاند مانند HTML، CSS یا جاوا اسکریپت برای ساختن طرحها با استفاده از اصول UX استفاده میکند.
آنچه برای تبدیل به شدن به یک مهندسUX باید آموخت:
١. زبانهای برنامهنویسی فرانتاند: HTML، CSS و JavaScript مهمترین زبانهای برنامهنویسی فرانتاند هستند. دورههای آموزشی آنلاین زیادی برای یادگیری این زبانها وجود دارند.
٢. مفاهیم UX: دانستن اینکه UX چیست و چگونه میتوان آن شیوهها را در کار خود پیاده کرد، چیزی است که مهندسان UX را از مهندسان فرانتاند متمایز میکند. اگر از قبل آشنایی ندارید، دانستن معنای طراحی کاربر محور، نحوه یافتن نقاط درد (Pain Point ها)، نحوه نمونهسازی و توانایی انجام تحقیقات کاربر باید در اولویت باشد.
٣. حس طراحی و ابزارهای آن: داشتن حس طراحی لزوماً چیزی نیست که هنرمندان با آن متولد شوند، بلکه بسیاری از مفاهیم را میتوان آموخت. درک خوب از متدهای طراحی علاوه بر اینکه شما را به یک مهندس UX بهتر تبدیل میکند، به شما کمک میکند تا با طراحان UI تیم خود ارتباط بهتری برقرار کنید.
در ادامه، نویسنده به ساختن پرتفولیو برای این جایگاه شغلی، درآمد متوسط آن در آمریکا و نحوه آشنایی بیشتر با اصطلاحات و فضای کلی آن پرداخته است.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn961
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#مسیر_شغلی #تجربه_کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
قبلاً در این مقاله، مسیرهای شغلی متداول در طراحی تجربه کاربری را معرفی کردیم. امروز میخواهیم درباره یک مسیر شغلی دیگر در این حوزه صحبت کنیم: مهندسی تجربه کاربر.
یک مهندس تجربه کاربر، محصولات دیجیتالی مانند وبسایتها و برنامهها را با استفاده از اصول UX طراحی میکند و میسازد. مهندسان UX عموماً با قسمت فرانتاند محصولات سر و کار دارند یعنی قسمتهایی که روبهروی کاربر هستند، مانند دکمهها، طرحبندیها و ... .
آنها ممکن است در هر دو تیم مهندسی و تیم طراحی کار کنند یا اینکه به عنوان رابط بین این دو عمل کنند.
پس میتوان گفت مشخصهای که مهندسان UX را از طراحان UX متمایز میکند توانایی کدنویسی است. یک مهندس UX از زبان های برنامه نویسی فرانتاند مانند HTML، CSS یا جاوا اسکریپت برای ساختن طرحها با استفاده از اصول UX استفاده میکند.
آنچه برای تبدیل به شدن به یک مهندسUX باید آموخت:
١. زبانهای برنامهنویسی فرانتاند: HTML، CSS و JavaScript مهمترین زبانهای برنامهنویسی فرانتاند هستند. دورههای آموزشی آنلاین زیادی برای یادگیری این زبانها وجود دارند.
٢. مفاهیم UX: دانستن اینکه UX چیست و چگونه میتوان آن شیوهها را در کار خود پیاده کرد، چیزی است که مهندسان UX را از مهندسان فرانتاند متمایز میکند. اگر از قبل آشنایی ندارید، دانستن معنای طراحی کاربر محور، نحوه یافتن نقاط درد (Pain Point ها)، نحوه نمونهسازی و توانایی انجام تحقیقات کاربر باید در اولویت باشد.
٣. حس طراحی و ابزارهای آن: داشتن حس طراحی لزوماً چیزی نیست که هنرمندان با آن متولد شوند، بلکه بسیاری از مفاهیم را میتوان آموخت. درک خوب از متدهای طراحی علاوه بر اینکه شما را به یک مهندس UX بهتر تبدیل میکند، به شما کمک میکند تا با طراحان UI تیم خود ارتباط بهتری برقرار کنید.
در ادامه، نویسنده به ساختن پرتفولیو برای این جایگاه شغلی، درآمد متوسط آن در آمریکا و نحوه آشنایی بیشتر با اصطلاحات و فضای کلی آن پرداخته است.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn961
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#مسیر_شغلی #تجربه_کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Coursera
What Is a UX Engineer? And How to Become One
User experience (UX) engineers combine front-end ...
👍11
سه الگوی طراحی برای نویگیشنها
نویسنده در مقاله به این موضوع اشاره میکند که طی سالهایی که طراحی انجام داده متوجه شده است که همبرگر منوها نویگیشنهایی بدردنخور هستند و سادهترین و کم تلاشترین رویکرد در ساختار نویگیشن به حساب میآیند و استفاده صرف از این نوع نویگیشن (همبرگر منوها) نه تنها نشانه تنبلی است بلکه باعث کاهش حرکت و حضور کاربر در سایت میشود.
در این مقاله به سه مدل از جفت نویگیشنهایی که میتوان با یکدیگر در طراحی از آنها استفاده کرد، اشاره شده است.بهتر است برای استفاده از نویگیشنهای مختلف به سلسله مراتب اطلاعات توجه کنیم و اطلاعات را در جای درست به کار ببریم، پیشنهاد میکنم حتما به مقاله سر بزنید تا این مدلها را به همراه تصویر و توضيحات مطالعه کنید.
در ادامه باید توجه داشته باشد که استفاده از همبرگر منوها بسیار ساده بوده و جایگذاری اطلاعات در آن نیز به راحتی صورت میگیرد اما استفاده از این الگوهای نویگیشن چالشهای بسیاری دارد،اما مطمئن باشید که این چالشها نتیجه بخش خواهد بود و تجربه کاربری بهتر و راحتتری را برای کاربران به ارمغان میآورد.
از لینک زیر میتوانید به این مقاله نگاهی بیاندازید.
https://bit.ly/dxgn962
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: فروزان فاضلی
#رابط_کاربری #نویگیشن
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
نویسنده در مقاله به این موضوع اشاره میکند که طی سالهایی که طراحی انجام داده متوجه شده است که همبرگر منوها نویگیشنهایی بدردنخور هستند و سادهترین و کم تلاشترین رویکرد در ساختار نویگیشن به حساب میآیند و استفاده صرف از این نوع نویگیشن (همبرگر منوها) نه تنها نشانه تنبلی است بلکه باعث کاهش حرکت و حضور کاربر در سایت میشود.
در این مقاله به سه مدل از جفت نویگیشنهایی که میتوان با یکدیگر در طراحی از آنها استفاده کرد، اشاره شده است.بهتر است برای استفاده از نویگیشنهای مختلف به سلسله مراتب اطلاعات توجه کنیم و اطلاعات را در جای درست به کار ببریم، پیشنهاد میکنم حتما به مقاله سر بزنید تا این مدلها را به همراه تصویر و توضيحات مطالعه کنید.
در ادامه باید توجه داشته باشد که استفاده از همبرگر منوها بسیار ساده بوده و جایگذاری اطلاعات در آن نیز به راحتی صورت میگیرد اما استفاده از این الگوهای نویگیشن چالشهای بسیاری دارد،اما مطمئن باشید که این چالشها نتیجه بخش خواهد بود و تجربه کاربری بهتر و راحتتری را برای کاربران به ارمغان میآورد.
از لینک زیر میتوانید به این مقاله نگاهی بیاندازید.
https://bit.ly/dxgn962
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: فروزان فاضلی
#رابط_کاربری #نویگیشن
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
3 design patterns for navigation that are better than hamburger menus
Hamburger menus often end up as a navigation dead end
👍2
چگونه در اولین شغل UX موفق شویم؟
حالا که اولین شغلتان را پیدا کردهاید، هدف بعدی آن است که مهارتهای خود را ارتقاء دهید، در این مقاله به ۵ نکته که به ما در این مورد کمک میکند اشاره شده است.
۱- همیشه درحال آموزش باشید. موضوعاتی که بهتر است با آنها آموزش را جلو ببرید و سطح خود را ارتقا دهید عبارتند از:
- اصول طراحی انسان محور: خواندن کتابهای "don't make me think" و "design everyday think" که به فارسی با نامهای «وادارم نکن فکر کنم» و «طراحی اشیا روزمره» ترجمه شده است توصیه میشود.
⁃ دانستن رفتار و افکار انسانها به ما کمک میکند تا تا محصولاتی طراحی کنیم که به آنها و رفتارشان نزدیکتر باشد و کتابهای «قلاب یا hooked» و «۱۰۰ نکته که هر طراح باید درباره انسان بداند» در این زمینه کمک میکند.
⁃ دستورالعملهایی برای طراحی وجود دارند که مارا در طراحی بصری و تعاملی پلتفرمها و اکوسیستمهای متفاوت راهنمایی میکند و وبسایتهای material design و human interface guidelines در این راه ما را کمک میکنند.
⁃ ما باید فرآیندی را بیاموزیم که در دستیابی به نتایج خوب کمک کند، نویسنده lean ux را پیشنهاد میکند که میتوانید کتاب Lean UX: Designing Great Products with Agile Teams را مطالعه کنید.
⁃ به روز بودن با ترندهای طراحی بسیار مهم است. میتوانید از دریبل و بیهنس خود را به روز نگه دارید.
۲- تسلط بر ابزارها: تسلط داشتن بر ابزارهای مورد استفاده میتواند برای شما یک مزیت رقابتی باشد. علاوه برا اسکچ، اکس دی و فیگما باید ابزارهایی که برای دریافت داده و تحلیل مانند hotjar, uselytics و Dscout را هم یاد بگیرید.
۳- یاد بگیرید که با راهحلهایتان در دام عاشقی نیوفتید، برای جلوگیری از این اتفاق، آگاه بودن به خطاهای تایید میتواند تا حد خوبی به ما کمک کند تا آگاهانهتر به راهحلها بپردازیم.
۴- همانقدر که مهارتهای عملی و سختافزاری مهم است داشتن مهارتهای نرم و ارتباطات نیز بسیار مهم است. سعی کنید در گروهها و با افراد مختلف در این زمینه و زمینههای دیگر در ارتباط باشید این کار به شما در افزایش دانش و زاویه دیدهای متفاوت کمک بسیاری میکند.
۵- یاد بگیرید که چگونه راهحلهای خود را بفروشید
اینکه یادبگیرید چگونه خود را پرزنت کنید و راه حل را به کارفرما و دیگر افراد نشان دهید بسیار مهم است مثلا همیشه با داده و اعداد و ارقام صحبت کنید، نگویید که من فکر میکنم کاربر چنین چیزی میخواهد، بگویید تحقیقات نشان میدهد که از هر ۱۰ کاربر ۸ نفر این چیز را میخواهند. یا اینکه سعی کنید راه حل خود را به صورت بصری و از طریق پروتوتایپ نشان دهید تا قابل لمستر و فهمتر باشد و در آخر با مخاطب خود در طول ارائه ارتباط برقرار کنید، ارائه شما نباید مونولوگ باشد بلکه باید به صورت دیالوگ و تعاملی جلو برود.
شما میتوانید به صورت کامل این موارد را در لینک زیر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn963
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: فروزان فاضلی
#شغل #پیشرفت #مهارت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
حالا که اولین شغلتان را پیدا کردهاید، هدف بعدی آن است که مهارتهای خود را ارتقاء دهید، در این مقاله به ۵ نکته که به ما در این مورد کمک میکند اشاره شده است.
۱- همیشه درحال آموزش باشید. موضوعاتی که بهتر است با آنها آموزش را جلو ببرید و سطح خود را ارتقا دهید عبارتند از:
- اصول طراحی انسان محور: خواندن کتابهای "don't make me think" و "design everyday think" که به فارسی با نامهای «وادارم نکن فکر کنم» و «طراحی اشیا روزمره» ترجمه شده است توصیه میشود.
⁃ دانستن رفتار و افکار انسانها به ما کمک میکند تا تا محصولاتی طراحی کنیم که به آنها و رفتارشان نزدیکتر باشد و کتابهای «قلاب یا hooked» و «۱۰۰ نکته که هر طراح باید درباره انسان بداند» در این زمینه کمک میکند.
⁃ دستورالعملهایی برای طراحی وجود دارند که مارا در طراحی بصری و تعاملی پلتفرمها و اکوسیستمهای متفاوت راهنمایی میکند و وبسایتهای material design و human interface guidelines در این راه ما را کمک میکنند.
⁃ ما باید فرآیندی را بیاموزیم که در دستیابی به نتایج خوب کمک کند، نویسنده lean ux را پیشنهاد میکند که میتوانید کتاب Lean UX: Designing Great Products with Agile Teams را مطالعه کنید.
⁃ به روز بودن با ترندهای طراحی بسیار مهم است. میتوانید از دریبل و بیهنس خود را به روز نگه دارید.
۲- تسلط بر ابزارها: تسلط داشتن بر ابزارهای مورد استفاده میتواند برای شما یک مزیت رقابتی باشد. علاوه برا اسکچ، اکس دی و فیگما باید ابزارهایی که برای دریافت داده و تحلیل مانند hotjar, uselytics و Dscout را هم یاد بگیرید.
۳- یاد بگیرید که با راهحلهایتان در دام عاشقی نیوفتید، برای جلوگیری از این اتفاق، آگاه بودن به خطاهای تایید میتواند تا حد خوبی به ما کمک کند تا آگاهانهتر به راهحلها بپردازیم.
۴- همانقدر که مهارتهای عملی و سختافزاری مهم است داشتن مهارتهای نرم و ارتباطات نیز بسیار مهم است. سعی کنید در گروهها و با افراد مختلف در این زمینه و زمینههای دیگر در ارتباط باشید این کار به شما در افزایش دانش و زاویه دیدهای متفاوت کمک بسیاری میکند.
۵- یاد بگیرید که چگونه راهحلهای خود را بفروشید
اینکه یادبگیرید چگونه خود را پرزنت کنید و راه حل را به کارفرما و دیگر افراد نشان دهید بسیار مهم است مثلا همیشه با داده و اعداد و ارقام صحبت کنید، نگویید که من فکر میکنم کاربر چنین چیزی میخواهد، بگویید تحقیقات نشان میدهد که از هر ۱۰ کاربر ۸ نفر این چیز را میخواهند. یا اینکه سعی کنید راه حل خود را به صورت بصری و از طریق پروتوتایپ نشان دهید تا قابل لمستر و فهمتر باشد و در آخر با مخاطب خود در طول ارائه ارتباط برقرار کنید، ارائه شما نباید مونولوگ باشد بلکه باید به صورت دیالوگ و تعاملی جلو برود.
شما میتوانید به صورت کامل این موارد را در لینک زیر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn963
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: فروزان فاضلی
#شغل #پیشرفت #مهارت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Material Design
Build beautiful, usable products faster. Material Design is an adaptable system—backed by open-source code—that helps teams build high quality digital experiences.
👍10
معرفی یک کتاب کوچک؛ «اخلاق در پژوهش دیزاین»
برای طراحی انسانمحور، چیزی با اهمیتتر از این وجود ندارد که چه چیزهایی برای افراد ناخوشایند است، چه چیزهایی باعث غم و اندوه آنها میشود و چه چیزهایی اشتیاق آنها را برمیانگیزد. به همین دلیل است که IDEO جزئیات ظریف و اغلب ناگفتهی زندگی روزمره را مطالعه میکند: عادتها، شرایط، افکار، احساسات و واکنشها. ما طراحها برای پژوهشهایمان به خود محافظت نشدهی مردم تکیه میکنیم و باید بدانیم که اعتماد آنها ارزشمند است و با مسئولیت همراه است.
چگونه میتوانیم بینشهایی درباره زندگی مردم به روشی اخلاقی جستجو کنیم و به اشتراک بگذاریم؟
این کتاب به ما پاسخ میدهد.
کتاب کوچک اخلاق در پژوهش دیزاین، یک راهنمای عملی همراه با ابزار و نمونههایی از کار در این بستر است.
اگرچه این کتاب در ابتدا برای طراحان شرکت IDEO ایجاد شد، اما راهنماییهای کاربردی برای طیف گستردهای از مشاغل ارائه میدهد که در آنها ایجاد روابط اعتمادزا بسیار مهم است.
این کتاب هستهی اصلی اخلاق را شامل سه عنصر احترام، صداقت و مسئولیتپذیری میداند اما این را هم میداند که اینها مفاهیم انتزاعی بزرگی هستند که فقط تا وقتی واضحند که از ما خواسته میشود تعریفشان کنیم و سختتر از آن، در موقعیتهای پیچیده و بههمریختهی زندگی واقعی به کارشان ببریم.
از این رو، کتاب در جهت ساختن یک زبان مشترک، دستورالعملهایی ارائه کرده است که این سه مفهوم انتزاعی را در دل خود دارند. برای نشان دادن این اصول در عمل، در این کتاب مجموعهای داستانهای واقعی درباره مشکلاتی که IDEO با آنها مواجه شده و درسهایی که از آنها گرفتهاند وجود دارد.
فایل pdf نسخه زبان اصلی این کتاب و توضیحاتی درباره کتاب در وبسایت IDEO از لینک زیر قابل دانلود است:
https://bit.ly/dxgn964
همچنین این کتاب توسط انتشارات افزون ترجمه شده است.
نویسنده: نیلوفر موجودی
#معرفی_کتاب #پژوهش_دیزاین #UX_Research
@Dexign فلسفه دیزاین
___
برای طراحی انسانمحور، چیزی با اهمیتتر از این وجود ندارد که چه چیزهایی برای افراد ناخوشایند است، چه چیزهایی باعث غم و اندوه آنها میشود و چه چیزهایی اشتیاق آنها را برمیانگیزد. به همین دلیل است که IDEO جزئیات ظریف و اغلب ناگفتهی زندگی روزمره را مطالعه میکند: عادتها، شرایط، افکار، احساسات و واکنشها. ما طراحها برای پژوهشهایمان به خود محافظت نشدهی مردم تکیه میکنیم و باید بدانیم که اعتماد آنها ارزشمند است و با مسئولیت همراه است.
چگونه میتوانیم بینشهایی درباره زندگی مردم به روشی اخلاقی جستجو کنیم و به اشتراک بگذاریم؟
این کتاب به ما پاسخ میدهد.
کتاب کوچک اخلاق در پژوهش دیزاین، یک راهنمای عملی همراه با ابزار و نمونههایی از کار در این بستر است.
اگرچه این کتاب در ابتدا برای طراحان شرکت IDEO ایجاد شد، اما راهنماییهای کاربردی برای طیف گستردهای از مشاغل ارائه میدهد که در آنها ایجاد روابط اعتمادزا بسیار مهم است.
این کتاب هستهی اصلی اخلاق را شامل سه عنصر احترام، صداقت و مسئولیتپذیری میداند اما این را هم میداند که اینها مفاهیم انتزاعی بزرگی هستند که فقط تا وقتی واضحند که از ما خواسته میشود تعریفشان کنیم و سختتر از آن، در موقعیتهای پیچیده و بههمریختهی زندگی واقعی به کارشان ببریم.
از این رو، کتاب در جهت ساختن یک زبان مشترک، دستورالعملهایی ارائه کرده است که این سه مفهوم انتزاعی را در دل خود دارند. برای نشان دادن این اصول در عمل، در این کتاب مجموعهای داستانهای واقعی درباره مشکلاتی که IDEO با آنها مواجه شده و درسهایی که از آنها گرفتهاند وجود دارد.
فایل pdf نسخه زبان اصلی این کتاب و توضیحاتی درباره کتاب در وبسایت IDEO از لینک زیر قابل دانلود است:
https://bit.ly/dxgn964
همچنین این کتاب توسط انتشارات افزون ترجمه شده است.
نویسنده: نیلوفر موجودی
#معرفی_کتاب #پژوهش_دیزاین #UX_Research
@Dexign فلسفه دیزاین
___
book.icfi.ir
نمایشگاه مجازی - اخلاق در پژوهش دیزاین
👍8👏1
چگونه مهارتهای طراحی رابط کاربری خود را به روش سریع (اما نه آسان) بهبود بخشیم؟
طراحی رابط کاربری (UI) به طرز فریبندهای ساده بهنظر میرسد، به خصوص زمانی که بهدرستی انجام شود. با اینکه درک مفاهیم اولیهی آن آسان است، اما ماهر شدن در آن سخت است.
در این مقاله به ۱۰ کاری که نویسنده انجام داده و احساس میکند در اثر آنها طراح بهتری شده است میپردازیم.
۱. کپی کردن محصولات موفق
با کپی کردن کارهای نرمافزاری موفق از سالها تکرار و چرخش در طراحی آنها درس میآموزیم. این کار شهود ما را توسعه میدهد و باعث میشود متوجه عناصری شویم که چندان آشکار نیستند.
۲. ثابتقدم بودن
برای ساختن چیزهای عالی، باید بارها و بارها چیزاهای بد بسازیم. چیزهای خیلی بد.
یکی از راههای ثابتقدم شدن، شرکت در چالشهایی مثل #Daily_UI است.
۳. خواندن داکیومنتهای طراحی
در فرایند طراحی باید به داکیومنتهای طراحی مطرح دنیا مراجعه کنیم تا مطمئن شویم طراحیمان با پلتفرمهای سختافزاری و روشهای طراحی مورد استفاده در شرکتهای بزرگ یکپارچه است.
داکیومنتهای متریال دیزاین، اپل و IBM نمونههای عالی برای شروعند.
۴. نوشتن دربارهی طرحها
ما به همان اندازه طراح خوبی هستیم که بتوانیم طرحهای خود را به اشتراک بگذاریم. همانطور که بیشتر مینویسیم، در ارائهی کارها، بیان منطق و روند فکری خود بهتر میشویم.
۵. تهیهی داکیومنت برای طراحیهای خود
ایجاد مصنوعات طراحی، مفروضات طراحی را به چالش میکشد، دستور کار را روشن و اغلب زمینه های جدیدی را در طراحی کشف میکند.
۶. درک ترندهای طراحی
پیروی کورکورانه از ترندها آسان است چون ظاهر جالبی دارند. اما عمیقتر کنکاش کنید و درک کنید که چرا استفاده از گرادیانتها برای مدتی ترند شد و دوباره طرحهای مسطح (flat) به میدان برگشتند؟
۷. دنبال کردن اخبار UI و UX
هر روز اطلاعات جدید دریافت کنید چون آنچه دریافت میکنیم به اندازهی آنچه خلق میکنیم مهم است. همیشه پذیرای اطلاعات جدید باشید و تفکرات خود را به چالش بکشید.
۸. یادگیری جهتهای هنری
طراحی UI نوعی از هنر است. پس داشتن نگاه هنری و زیباییشناسی طرحهامان را ارتقا میدهد و آنها را جذاب میکند.
۹. این را یادتان باشد که «ما در سفر هستیم»
سفر ما در طراح UI شدن، دوی ماراتن است نه دوی سرعت. حتی زمانی که دلتان نمیخواهد، به حرکت ادامه دهید.
۱۰. هیچ محدودیت سرعتی وجود ندارد
مانند هر صنعت دیگری، افرادی وجود دارند که به ما میگویند: «به X سال نیاز دارید تا به سطح خاصی برسید». در حالی که این ممکن است یک معیار مفید باشد، پیشرفت ما نباید تابع این استانداردها باشد.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn965
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#رابط_کاربری #مهارت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
طراحی رابط کاربری (UI) به طرز فریبندهای ساده بهنظر میرسد، به خصوص زمانی که بهدرستی انجام شود. با اینکه درک مفاهیم اولیهی آن آسان است، اما ماهر شدن در آن سخت است.
در این مقاله به ۱۰ کاری که نویسنده انجام داده و احساس میکند در اثر آنها طراح بهتری شده است میپردازیم.
۱. کپی کردن محصولات موفق
با کپی کردن کارهای نرمافزاری موفق از سالها تکرار و چرخش در طراحی آنها درس میآموزیم. این کار شهود ما را توسعه میدهد و باعث میشود متوجه عناصری شویم که چندان آشکار نیستند.
۲. ثابتقدم بودن
برای ساختن چیزهای عالی، باید بارها و بارها چیزاهای بد بسازیم. چیزهای خیلی بد.
یکی از راههای ثابتقدم شدن، شرکت در چالشهایی مثل #Daily_UI است.
۳. خواندن داکیومنتهای طراحی
در فرایند طراحی باید به داکیومنتهای طراحی مطرح دنیا مراجعه کنیم تا مطمئن شویم طراحیمان با پلتفرمهای سختافزاری و روشهای طراحی مورد استفاده در شرکتهای بزرگ یکپارچه است.
داکیومنتهای متریال دیزاین، اپل و IBM نمونههای عالی برای شروعند.
۴. نوشتن دربارهی طرحها
ما به همان اندازه طراح خوبی هستیم که بتوانیم طرحهای خود را به اشتراک بگذاریم. همانطور که بیشتر مینویسیم، در ارائهی کارها، بیان منطق و روند فکری خود بهتر میشویم.
۵. تهیهی داکیومنت برای طراحیهای خود
ایجاد مصنوعات طراحی، مفروضات طراحی را به چالش میکشد، دستور کار را روشن و اغلب زمینه های جدیدی را در طراحی کشف میکند.
۶. درک ترندهای طراحی
پیروی کورکورانه از ترندها آسان است چون ظاهر جالبی دارند. اما عمیقتر کنکاش کنید و درک کنید که چرا استفاده از گرادیانتها برای مدتی ترند شد و دوباره طرحهای مسطح (flat) به میدان برگشتند؟
۷. دنبال کردن اخبار UI و UX
هر روز اطلاعات جدید دریافت کنید چون آنچه دریافت میکنیم به اندازهی آنچه خلق میکنیم مهم است. همیشه پذیرای اطلاعات جدید باشید و تفکرات خود را به چالش بکشید.
۸. یادگیری جهتهای هنری
طراحی UI نوعی از هنر است. پس داشتن نگاه هنری و زیباییشناسی طرحهامان را ارتقا میدهد و آنها را جذاب میکند.
۹. این را یادتان باشد که «ما در سفر هستیم»
سفر ما در طراح UI شدن، دوی ماراتن است نه دوی سرعت. حتی زمانی که دلتان نمیخواهد، به حرکت ادامه دهید.
۱۰. هیچ محدودیت سرعتی وجود ندارد
مانند هر صنعت دیگری، افرادی وجود دارند که به ما میگویند: «به X سال نیاز دارید تا به سطح خاصی برسید». در حالی که این ممکن است یک معیار مفید باشد، پیشرفت ما نباید تابع این استانداردها باشد.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn965
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#رابط_کاربری #مهارت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
How to grow as a UI designer the quick (but not the easy) way
There is no speed limit.
👍6🔥3👏3