کاش میتونستم احساساتمو برای همیشه از بین ببرم، ترجیح میدادم نسبت به همه چیز بیحس باشم تا اینکه این چیزارو احساس و تجربه کنم
—⏳⁰⁴⁷ ищу потерянный﹗
از دلتنگیت کجا فرار کنم؟ باید کجا بروم که صدای آمدنت را بشنوم؟ کجا بچرخم که در آغوش تو پیدا شوم؟ کجا بخوابم که صدای نفس هایت بیاید؟ کجا بمیرم که با بوسه هایِ تو چشم باز کنم؟
از دلتنگیت کجا فرار کنم؟ باید کجا بروم که صدای آمدنت را بشنوم؟ کجا بچرخم که در آغوش تو پیدا شوم؟ کجا بخوابم که صدای نفس هایت بیاید؟ کجا بمیرم که با بوسه هایِ تو چشم باز کنم؟
No one notices your sadness until it turns into anger, and then you're the bad person
𝖲𝗈𝗆𝖾𝗍𝗂𝗆𝖾𝗌 𝖺𝗅𝗅 𝗒𝗈𝗎 𝖼𝖺𝗇 𝖽𝗈 𝗂𝗌 𝗅𝗂𝖾 𝗂𝗇 𝖻𝖾𝖽 𝖺𝗇𝖽 𝗁𝗈𝗉𝖾 𝗍𝗈 𝖿𝖺𝗅𝗅 𝖺𝗌𝗅𝖾𝖾𝗉 𝖻𝖾𝖿𝗈𝗋𝖾 𝗒𝗈𝗎 𝖿𝖺𝗅𝗅 𝖺𝗉𝖺𝗋𝗍.
روان پزشکم بهم گفت "برای افرادی که ازشون متنفری نامه بنویس و بعد بسوزونشون" منم انجام دادم ولی حالا نمیدونم باید با نامه ها چکار کنم
فرقی نداره برام چه جایگاهی داری، نمیخوام داشته باشمت اگر برای بقیه هم مثل منی
درسته؛ اینطوری نیست که بخوام بمیرم یا فکر خودکشی داشته باشم، اما میل به زندگی کردن هم ندارم، انگار محکوم شدم به زنده بودن و تحمل کردن تا بلاخره به نهایت برسم، اما دلیل همه اینها چی بود؟
'زندگی کردن نادرترین اتفاق جهان هستی است، بیشتر مردم فقط وجود دارند، همین'
'بیاید زنده بمونیم و یه روز دوباره همو ببینیم، روزی که همه اینا تموم شده باشه و اون بچه های ولگرد قدیم نباشیم'