📌 حکایت برن و لوتین پارت ششم و پایانی
پارت های قبلی:
P1 | P2 | P3 | P4 | P5
📆 سال 469
برن و لوتین به منه گروث بازگشتند، و لمس لوتین سرمای دل پدرش را درمان کرد. ولی ملیان وقتی به دخترش نگاه انداخت تقدیری که روی پیشانی اش نوشته شده بود را خواند، و رویش را برگرداند، زیرا که میدانست جدایی تا فراسوی پایان دنیا میانشان آمده، و هیچ اندوه فقدانی سنگین تر از قلب ملیان مایا در آن هنگام نبوده است (مگر غم جدایی الروند و آروون).
برن و لوتین در اوسیریاند سکونت گزیدند، در سرزمینی که الف ها آن را "سرزمین مردگانی که زندگانی می کنند" نام گذاری کردند. و از آن به بعد برن با هیچ انسانی سخن نگفت.
📆 سال 470
دیور زیبا، پسر برن و لوتین، در تول گالن بدنیا آمد.
📆 سال 497
در این سال دیور با نیملوث ازدواج کرد. نیملوث برادرزاده پرنس کلبورن (معشوقه بانو گالادریل) بود.
📆 سال 500
برن و لوتین در این سال پدربزرگ و مادربزرگ شدند، نوه هایشان دوقلو بودند و نامشان الورد و الورین بود.
📆 سال 502
به دستور تینگول، دورف ها سیلماریل را درون گردنبندی گذاشتند، ولی تینگول مزد و غرامتی که قول داده بود را به آن ها پرداخت نکرد. زیرا که بسی حریص شده بود.
📆 سال 503
دورف های نوگرود به دوریاث هجوم اوردند، و پادشاه تینگول را کشتند، و قلمرویش را ویران کردند، ملیان جان سالم بدر برد, و سپس از سرزمین میانه وداع گفت و به والینور بازگشت. خبر به تول گالن رسید، و برن به سوی نبرد تاخت. در نبرد 'رود سارن اثراد'، برن و سپاه الف های سبز و انت ها، با دورف های قاتل جنگیدند و از دم نابودشان کردند. برن شخصا فرمانده دورف های نوگرود را کشت، و گردنبند-سیلماریل را از او بازستاند و نزد لوتین برد.
وقتی که لوتین گردنبند و جواهر را پوشید، برای مدتی سرزمین مردگانی که زندگانی می کنند شبیه سرزمین مقدس والینور شد، آنجا برای مدتی زیباترین و پربار ترین و شکوهمندترین مکان در کل تاریخ سرزمین میانه شد. ولی وقتی که پسران فئانور اخبار را شنیدند، جرات نکردند به لوتین حمله کنند تا جواهری که پدرشان ساخته بود را از او بگیرند.
الوینگ دختر دیور بدنیا آمد، و سپس دیور از اوسیریاند عزیمت کرد و بهمراه همسر و فرزندانش به دوریاث رفت، و وارث تینگول شد، او پادشاه جدید دوریاث شد، و قلمرو را اهیا و بازسازی کرد.
در پاییز، پیغام رسانی به دوریاث آمد، یکی از لرد های الف های سبز بود، و او به دیور گردنبند سیلماریل را تحویل داد. و دیور دانست که پدرش برن یک-دست و مادرش لوتین بلبل دار فانی را وداع گفته اند و رفته اند به فراسوی مرزهای جهان. دیور به سیلماریل نگاهش قفل شده بود، جواهری که پدر و مادرش بدست اورده بودند، فراسوی امید، از درون دهشت مورگوت. و اندوهش بسیار سنگین بود، زیرا که مرگ زودهنگام سراغ پدر و مادرش آمده بود. سیلماریل مرگ آنان را به شتاب انداخته بود، زیراکه وقتی لوتین آن را پوشید شعله زیباییش برای سرزمین فانیان بیش از حد فروزان شد.
عاقبت به سر آمد، که، لوتین، کسی که عشقش دو نژاد را به هم پیوند داد، تنها الفی شد که به راستین مرد، و جهان را ترک گفت، و الف ها تا ابد لوتین عزیزشان را به یاد دارند، عزیزی که از دست داده اند.
راهی دراز سرنوشت آن دو را حمل نمود
میان کوهستان و دره و تالارهای وحشت آلود
آنک دریا میانشان انداخت جدایی
اما باز به هم رسیدند و خواندند دوتایی
و مدت ها پیش آن دو عاشق در اغوش هم جان سپردند
درحالی که در جنگل بی غم ترانه می سرودند
📆 سال 1971 از دوران میلادی
در این سال ادیث، همسر تالکین از دنیا رفت.
📆 سال 1972
تالکین به پسرش کریستوفر نامه نوشت: «من هیچوقت ادیث را لوتین صدا نزدم - ولی او منبع آن داستانی بود که با گذر زمان تبدیل به قاب اصلی سیلماریلیون شد. .... در آن روزها موهایش مشکی براق بود، پوستش شفاف، چشمانش درخشان تر از آنکه دیده باشی. و او میتوانست بخواند و برقصد. ولی داستان کج و نادرست شده، و من باقی مانده متروکه شده ام، و من نمیتوانم دربرابر ماندوس سنگدل التماس و لابه کنم.»
📆 سال 1973
در این سال، زندگی پرفسور تالکین خالق سرزمین میانه، به سر انجام رسید، کسی که داستان برن و لوتین را با الهام از داستان عاشقانه زندگی خود نوشته بود، و اکنون به فراسوی چرخه های دنیا مهاجرت کرد، و دوباره با ادیث متحد شد.
🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍
روی سنگ قبر مشترک ایشان اسمشان بدینگونه نوشته شده:
ادیث مری تالکین لوتین
جان رونالد روئل تالکین برن
💖 | #Beren & #Luthien
📖 | #Lore
🗺 | Middle Earth
پارت های قبلی:
P1 | P2 | P3 | P4 | P5
📆 سال 469
برن و لوتین به منه گروث بازگشتند، و لمس لوتین سرمای دل پدرش را درمان کرد. ولی ملیان وقتی به دخترش نگاه انداخت تقدیری که روی پیشانی اش نوشته شده بود را خواند، و رویش را برگرداند، زیرا که میدانست جدایی تا فراسوی پایان دنیا میانشان آمده، و هیچ اندوه فقدانی سنگین تر از قلب ملیان مایا در آن هنگام نبوده است (مگر غم جدایی الروند و آروون).
برن و لوتین در اوسیریاند سکونت گزیدند، در سرزمینی که الف ها آن را "سرزمین مردگانی که زندگانی می کنند" نام گذاری کردند. و از آن به بعد برن با هیچ انسانی سخن نگفت.
📆 سال 470
دیور زیبا، پسر برن و لوتین، در تول گالن بدنیا آمد.
📆 سال 497
در این سال دیور با نیملوث ازدواج کرد. نیملوث برادرزاده پرنس کلبورن (معشوقه بانو گالادریل) بود.
📆 سال 500
برن و لوتین در این سال پدربزرگ و مادربزرگ شدند، نوه هایشان دوقلو بودند و نامشان الورد و الورین بود.
📆 سال 502
به دستور تینگول، دورف ها سیلماریل را درون گردنبندی گذاشتند، ولی تینگول مزد و غرامتی که قول داده بود را به آن ها پرداخت نکرد. زیرا که بسی حریص شده بود.
📆 سال 503
دورف های نوگرود به دوریاث هجوم اوردند، و پادشاه تینگول را کشتند، و قلمرویش را ویران کردند، ملیان جان سالم بدر برد, و سپس از سرزمین میانه وداع گفت و به والینور بازگشت. خبر به تول گالن رسید، و برن به سوی نبرد تاخت. در نبرد 'رود سارن اثراد'، برن و سپاه الف های سبز و انت ها، با دورف های قاتل جنگیدند و از دم نابودشان کردند. برن شخصا فرمانده دورف های نوگرود را کشت، و گردنبند-سیلماریل را از او بازستاند و نزد لوتین برد.
وقتی که لوتین گردنبند و جواهر را پوشید، برای مدتی سرزمین مردگانی که زندگانی می کنند شبیه سرزمین مقدس والینور شد، آنجا برای مدتی زیباترین و پربار ترین و شکوهمندترین مکان در کل تاریخ سرزمین میانه شد. ولی وقتی که پسران فئانور اخبار را شنیدند، جرات نکردند به لوتین حمله کنند تا جواهری که پدرشان ساخته بود را از او بگیرند.
الوینگ دختر دیور بدنیا آمد، و سپس دیور از اوسیریاند عزیمت کرد و بهمراه همسر و فرزندانش به دوریاث رفت، و وارث تینگول شد، او پادشاه جدید دوریاث شد، و قلمرو را اهیا و بازسازی کرد.
در پاییز، پیغام رسانی به دوریاث آمد، یکی از لرد های الف های سبز بود، و او به دیور گردنبند سیلماریل را تحویل داد. و دیور دانست که پدرش برن یک-دست و مادرش لوتین بلبل دار فانی را وداع گفته اند و رفته اند به فراسوی مرزهای جهان. دیور به سیلماریل نگاهش قفل شده بود، جواهری که پدر و مادرش بدست اورده بودند، فراسوی امید، از درون دهشت مورگوت. و اندوهش بسیار سنگین بود، زیرا که مرگ زودهنگام سراغ پدر و مادرش آمده بود. سیلماریل مرگ آنان را به شتاب انداخته بود، زیراکه وقتی لوتین آن را پوشید شعله زیباییش برای سرزمین فانیان بیش از حد فروزان شد.
عاقبت به سر آمد، که، لوتین، کسی که عشقش دو نژاد را به هم پیوند داد، تنها الفی شد که به راستین مرد، و جهان را ترک گفت، و الف ها تا ابد لوتین عزیزشان را به یاد دارند، عزیزی که از دست داده اند.
راهی دراز سرنوشت آن دو را حمل نمود
میان کوهستان و دره و تالارهای وحشت آلود
آنک دریا میانشان انداخت جدایی
اما باز به هم رسیدند و خواندند دوتایی
و مدت ها پیش آن دو عاشق در اغوش هم جان سپردند
درحالی که در جنگل بی غم ترانه می سرودند
📆 سال 1971 از دوران میلادی
در این سال ادیث، همسر تالکین از دنیا رفت.
📆 سال 1972
تالکین به پسرش کریستوفر نامه نوشت: «من هیچوقت ادیث را لوتین صدا نزدم - ولی او منبع آن داستانی بود که با گذر زمان تبدیل به قاب اصلی سیلماریلیون شد. .... در آن روزها موهایش مشکی براق بود، پوستش شفاف، چشمانش درخشان تر از آنکه دیده باشی. و او میتوانست بخواند و برقصد. ولی داستان کج و نادرست شده، و من باقی مانده متروکه شده ام، و من نمیتوانم دربرابر ماندوس سنگدل التماس و لابه کنم.»
📆 سال 1973
در این سال، زندگی پرفسور تالکین خالق سرزمین میانه، به سر انجام رسید، کسی که داستان برن و لوتین را با الهام از داستان عاشقانه زندگی خود نوشته بود، و اکنون به فراسوی چرخه های دنیا مهاجرت کرد، و دوباره با ادیث متحد شد.
🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍
روی سنگ قبر مشترک ایشان اسمشان بدینگونه نوشته شده:
ادیث مری تالکین لوتین
جان رونالد روئل تالکین برن
💖 | #Beren & #Luthien
📖 | #Lore
🗺 | Middle Earth
❤18😢4👍3
👍8❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 مت اسمیت بازیگر نقش دیمون تارگرین در سریال خاندان اژدها، در مصاحبه با ورایتی راجع به سریال حلقه های قدرت میگوید:
🎙 "من واقعا برای آن هیجان زدهام؛ مورفید کلارک رفیق من، که نقش گالادریل را بازی میکنه یک بازیگر فوق العادهست."
🎙 | #Interview
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🎙 "من واقعا برای آن هیجان زدهام؛ مورفید کلارک رفیق من، که نقش گالادریل را بازی میکنه یک بازیگر فوق العادهست."
🎙 | #Interview
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍19👎2❤🔥1👏1
❄️ سرانجام الف های نولدور به شمال کره زمین رسیدند، و نخستین دندان های یخ را دیدند که در دریا شناور بود، و دانستند که به هلکاراکسه نزدیک می شوند. آنجا میان سرزمین میانه و سرزمین های نامیرا تنگه ای باریک بود، و از میان آن آب های یخ زده دریای پیرامون و موج های دریاهای جداافکن آمیخته به هم جاری می گشت، و آنجا میغ و مهی سرد و مهلک، و جریان های دریایی، آکنده از تپه های به هم برخورنده یخ و یخ آسیاب های شناور در آب های عمیق بود. هر لحظه ممکن بود تپه یخی زیر پایت صعود کند. هر لحظه ممکن بود یخ زیر پایت بشکند. مه های سرد و تاریکی و تغییر دائم یخ ها مسیر یابی را غیرممکن میکرد. چنین بود هلکاراکسه، و هیچکس تا به آن هنگام جرات گذشتن از آن را به خود نداده بود، بجز والار و اونگلیانت.
🌊 بدین ترتیب، با رهبری فینگولفین و پسرانش، و فینرود و گالادریل دلیر و زیبا، آن ها جرات کردند که از شمال پیموده نشدنی بگذرند، و آنگاه که راهی دیگر نیافتند بلخره زجر و تاب گذشتن از جهنم یخی را به جان خریدند. پس از آن فقط اندکی از اعمال نولدور از گذار از هلکاراکسه پیشی گرفت چه در سخت تابی چه در پریشانی.
❄️ النووه همسر تورگون پسر فینگولفین از بین رفت، و تورگون خودش به لب مرگ نزدیک شد وقتی که درون آب های ناگوار شیرجه زد تا همسرش النووه و دخترش ایدریل را نجات دهد، کسانی که شکستن یخ های خیانتکار آنان را به درون دریای بی رحم انداخته بود، ایدریل را نجات داد، ولی جسد النووه زیر یخ های سقوط کرده دفن شده بود.
🌙 بسیاری دیگر نیز از بین رفتند، و با سپاه کاهش یافته ای بود که فینگولفین بلخره پا به شمال غرب سرزمین میانه گذاشت، ذره ای عشق برای فئانور و پسرانش در در دل آنان که بلخره پشت سرش به راه افتاده بودند، نبود، و در اولین طلوع ماه شیپورهایشان را در سرزمین میانه به صدا در آوردند.
📖 | #Lore
🗺 | Middle Earth
🌊 بدین ترتیب، با رهبری فینگولفین و پسرانش، و فینرود و گالادریل دلیر و زیبا، آن ها جرات کردند که از شمال پیموده نشدنی بگذرند، و آنگاه که راهی دیگر نیافتند بلخره زجر و تاب گذشتن از جهنم یخی را به جان خریدند. پس از آن فقط اندکی از اعمال نولدور از گذار از هلکاراکسه پیشی گرفت چه در سخت تابی چه در پریشانی.
❄️ النووه همسر تورگون پسر فینگولفین از بین رفت، و تورگون خودش به لب مرگ نزدیک شد وقتی که درون آب های ناگوار شیرجه زد تا همسرش النووه و دخترش ایدریل را نجات دهد، کسانی که شکستن یخ های خیانتکار آنان را به درون دریای بی رحم انداخته بود، ایدریل را نجات داد، ولی جسد النووه زیر یخ های سقوط کرده دفن شده بود.
🌙 بسیاری دیگر نیز از بین رفتند، و با سپاه کاهش یافته ای بود که فینگولفین بلخره پا به شمال غرب سرزمین میانه گذاشت، ذره ای عشق برای فئانور و پسرانش در در دل آنان که بلخره پشت سرش به راه افتاده بودند، نبود، و در اولین طلوع ماه شیپورهایشان را در سرزمین میانه به صدا در آوردند.
📖 | #Lore
🗺 | Middle Earth
👍13🤣1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
THE SILMARILLION AESTHETIC🔥
💯 میکسی جذاب از دنیای تالکین
👨💻 Edited by THIRTEENOMENS
🎞 | #VideoEdit
🗺 | Middle Earth
💯 میکسی جذاب از دنیای تالکین
👨💻 Edited by THIRTEENOMENS
🎞 | #VideoEdit
🗺 | Middle Earth
🔥11👍5
⚫️سائرون هیچ وقت مثل ملکور به آن درجه از دیووانگی پوچ گرایی نرسید. سائرون یک اتئیست واقعی نبود، ولی اتئیسم را موعظه می کرد. زیرا که قدرت مقاومت در برابر خود را اینگونه کاهش می داد. و او دست کشیده بود از ترسیدن از اعمال خدا در جهان.
🧛 | #Sauron
📖 | #Lore
🗺 | Middle Earth
🧛 | #Sauron
📖 | #Lore
🗺 | Middle Earth
🔥14❤2👍2
⚔ بعد از مرگ پدر و برادرش در نبرد حصار بندی رود گلیون-اسکار ، بانو هالث رییس قبیله هالادین شد، و روزها با اورک ها جنگید، تا بلخره کارانتیر پسر فئانور از راه رسید و با کمک الف ها آنان اورک ها را نابود کردند.
🛡هالث که ترجیح می داد مستقل باشد، پیشنهاد کارانتیر را برای حکمرانی بر یکی از زمین هایش رد کرد، و بجایش از سایه های کوهستان دهشت گذشت تا بلخره به جنگل برثیل رسید.
⚔ تینگول گفت که فقط به یک شرط حاضر است برثیل را بعنوان قلمرویی مستقل به هالث هدیه دهد: باید که از مرزها دفاع کند و اجازه ورود هیچ اورکی را ندهد.
🛡هالث پاسخ داد: پدر و برادرم کجایند ؟ اگر که شاه از رفاقت میان هالث و آنان که خویشانش را بلعیدند بیم دارد، پس که افکار الف ها برای ادمیان عجیب و غریب است.
⚔ قوم سوم اداین به قوم هالث معروف شدند، و آنان در برثیل سکونت گزیدند، و در هنرهای جنگی جنگلی پیشی گرفتند.
🛡 بسیاری از جنگجویانشان زن بودند، و رییسشان هالث جنگجوی امازونی مشهوری بود بهمراه بادیگاردهای برگزیده زن.
⚔ تا اخر عمر ازدواج نکرد، و سرانجام برترین جنگجوی زن آدمیان در 79 سالگی از دنیا رفت.
👩🏼 | #Haleth – #Men – #Edain
📖 | #Lore – #Silmarillion
🗺 | Middle Earth
🛡هالث که ترجیح می داد مستقل باشد، پیشنهاد کارانتیر را برای حکمرانی بر یکی از زمین هایش رد کرد، و بجایش از سایه های کوهستان دهشت گذشت تا بلخره به جنگل برثیل رسید.
⚔ تینگول گفت که فقط به یک شرط حاضر است برثیل را بعنوان قلمرویی مستقل به هالث هدیه دهد: باید که از مرزها دفاع کند و اجازه ورود هیچ اورکی را ندهد.
🛡هالث پاسخ داد: پدر و برادرم کجایند ؟ اگر که شاه از رفاقت میان هالث و آنان که خویشانش را بلعیدند بیم دارد، پس که افکار الف ها برای ادمیان عجیب و غریب است.
⚔ قوم سوم اداین به قوم هالث معروف شدند، و آنان در برثیل سکونت گزیدند، و در هنرهای جنگی جنگلی پیشی گرفتند.
🛡 بسیاری از جنگجویانشان زن بودند، و رییسشان هالث جنگجوی امازونی مشهوری بود بهمراه بادیگاردهای برگزیده زن.
⚔ تا اخر عمر ازدواج نکرد، و سرانجام برترین جنگجوی زن آدمیان در 79 سالگی از دنیا رفت.
👩🏼 | #Haleth – #Men – #Edain
📖 | #Lore – #Silmarillion
🗺 | Middle Earth
❤12👏3👍2
🔸 بخشی از سخن های هورین ثابت قدم و مورگوت ارباب تاریکی
مورگوت گفت: تو میگویی، من پادشاه ارشدم: ملکور، نخستین و تواناترین همه والار، کسی که قبل از جهان بوده و آن را ساخته. و سایه هدف من برروی آردا ارامیده و هرچیزی که درونش هست قطعا و به ارامی بر زیر اراده من خم می شود.
ولی هورین پاسخ داد: ایا یادت رفته با چه کسی سخن میگویی؟ همچین چیزهایی را مدت ها پیش به پدرانمان گفتی ، ولی ما از سایه ات گریختیم. و ما از تو اگاهیم اکنون زیرا که بر روی انانی نگاه انداخته ایم که روشنایی را دیده اند و صدای انانی را شنیده ایم که با مانوه سخن گفته اند. قبل از آردا تو وجود داشتی، ولی بقیه نیز وجود داشتند. و تو آن را خلق نکردی. تو تواناترین هم نیستی، زیرا که قدرتت را بر روی خودت خرج کرده ای و در پوچی خودت تلفش کرده ای. حالا چیزی بیش از زندانی فرار کرده والار نیستی، و زنجیرهای آن ها هنوز هم در انتظارت است.
✏️ | #Quote
💬 | #Dialogue
🗺 | Middle Earth
مورگوت گفت: تو میگویی، من پادشاه ارشدم: ملکور، نخستین و تواناترین همه والار، کسی که قبل از جهان بوده و آن را ساخته. و سایه هدف من برروی آردا ارامیده و هرچیزی که درونش هست قطعا و به ارامی بر زیر اراده من خم می شود.
ولی هورین پاسخ داد: ایا یادت رفته با چه کسی سخن میگویی؟ همچین چیزهایی را مدت ها پیش به پدرانمان گفتی ، ولی ما از سایه ات گریختیم. و ما از تو اگاهیم اکنون زیرا که بر روی انانی نگاه انداخته ایم که روشنایی را دیده اند و صدای انانی را شنیده ایم که با مانوه سخن گفته اند. قبل از آردا تو وجود داشتی، ولی بقیه نیز وجود داشتند. و تو آن را خلق نکردی. تو تواناترین هم نیستی، زیرا که قدرتت را بر روی خودت خرج کرده ای و در پوچی خودت تلفش کرده ای. حالا چیزی بیش از زندانی فرار کرده والار نیستی، و زنجیرهای آن ها هنوز هم در انتظارت است.
✏️ | #Quote
💬 | #Dialogue
🗺 | Middle Earth
🔥21👍6👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موزیک ویدیو "آخرین وداع" تیتراژ پایانی هابیت: نبرد پنج سپاه، توسط بیلی بوید بازیگر نقش پرهگرین توک در سه گانه لوتر❤️🔥
🎧 | #Music
🗺 | Middle Earth
🎧 | #Music
🗺 | Middle Earth
❤14🤩5🔥2👍1
«زیرا که الف ها تا ابد دلاوری انسان ها را به یاد خواهند داشت همانا که روزگاران به درازا کشد، در حیرت این که انسان ها زندگی خود را سخاوتمندانه فدا کردند، زندگیی که از آن فقط سهم کوچیکی روی زمین داشتند. ولی تنها برای دلاوریت نیست که تو را میفرستم، بلکه تا به دنیا بیاوری امیدی فراسوی قدرت بیناییت، و یک روشنایی که به تاریکی رسوخ خواهد کرد.» — سخنان اولمو به تور پسر هور
✏️ | #Quote
💬 | #Dialogue
🗺 | Middle Earth
✏️ | #Quote
💬 | #Dialogue
🗺 | Middle Earth
👍17🤔4🔥3
مهم ترین وقایع نیمه اول دوران دوم
🗓 سال 1
بنیانگذاری بندرگاه های خاکستری و لیندون. در لیندون در جنوب خلیج لون کلبورن و گالادریل برای مدتی اقامت داشتند. در لیندون در شمال خلیج لون گیل گالاد اخرین پادشاه برین الف های نولدور اقامت داشت. دست راست او الروند نیم-الف بود.
🗓 سال 32
الروس برادر الروند، ستاره پدرش ائارندیل را دنبال کرد و به نومه نور رسید و شکوهمندترین پادشاهی در شرق سرزمین های نامیرا را بنیانگذاری کرد.
🗓 سال 442
مرگ الروس تار-مینیاتور
🗓 سال 500
سائرون دوباره به درون پلیدی سقوط کرد و شروع به جنبش کرد. بزودی الف ها جنبش اهریمن بی نام را دریافتند.
🗓 سال 750
دسته هایی بسیاری از الف ها از لیندون مهاجرت کردند و در فراسوی کوهستان ها قلمروهای نو بنیانگذاری کردند. امدیر در جنگل لورین، اروفر بهمراه پسرش تراندویل در سبز بیشه، کلبریمبور و گالادریل و کلبورن در قلمرویی که انجا را ارگیون نامیدند. نولدوره ارگیون با دورف های خازاد-دوم دوستان صمیمی شدند.
الداریون از نومه نور، انجمن ماجراجویان را بنیانگذاری کرد و کمی بعد بندرگاه وینالونده را در دهانه رود گواثلو بنا نهاد. الداریون بهترین دوست الف ها در آن روزگاران بود و با آنها اتحاد محکمی ایجاد کرد.
🗓 سال 1000
سائرون که توسط قدرت افزونگرای نومه نور مضطرب شده بود، سرزمین موردور را بعنوان سنگر خود انتخاب کرد، و ساخت باراد-دور برج تاریک را اغاز کرد.
🗓 سال 1075
تار-آنکالیمه دختر الداریون، تبدیل به اولین ملکه حکمفرمای نومه نور شد. ولی او به الف ها هیچ کمکی نرساند و سیاست انزواگرایی را به دست گرفت.
🗓 سال 1200
بلخره سائرون خود را با زیباترین ظاهری که میتوانست آراسته کرد، و به سراغ اغوا کردن الدار رفت. گیل گالاد و الروند او را نپذیرفتند و اجازه ورود به لیندون را به او ندادند. ولی سائرون شانس بهتری با نولدور ارگیون داشت، مخصوصا با کلبریمبور، که در دلش ارزومند بود که با شهرت و استعداد پدربزرگش فئانور رقابت کند. سائرون توسط کلبورن و گالادریل مورد پذیرش قرار نگرفت، ولی کلبریمبور و تقریبا همه ارگیون او را پذیرفتند و برعلیه قدرت گالادریل و کلبورن در ارگیون کودتا اجرا کردند.
🗓 سال 1500
آهنگران الفی ارگیون با معلمی سائرون به اوج استعداد خود رسیدند. آنها ساخت حلقه های قدرت را اغاز کردند.
🗓 سال 1590
کلبریمبور مخفیانه خودش تنها با اموخته هایی که از سائرون یاد گرفته بود، حلقه های سگانه الفی را تکمیل کرد.
🗓 سال 1600
سائرون مخفیانه در کوهستان آتش حلقه حکمفرما را ساخت، و وقتی آن را بدست کرد او می توانست به درون ذهن هرکه حلقه های دیگر را به دست کرده بود نفوذ کند و افکار آنان را بخواند و کنترل کند. کلبریمبور از خیانت سائرون آگاه شد، از دور شنید که سائرون شعار حلقه را می سراید. سائرون ساخت و ساز برج تاریک را تکمیل کرد. وقتی که از توبه کلبریمبور اگاه شد، خشمش جاری شد و ظاهر پنهانش سقوط کرد، و ساخت ارتشی بزرگ را اغاز کرد. والار جادوگران آبی را برای مقابله با قدرت سائرون در شرق فرستادند، و بهمراه آنها گلورفیندل برای کمک به الروند آمد.
🗓 سال 1693
جنگ الف ها و سائرون اغاز شد. حلقه های سگانه مخفی بودند. کلبریمبور آنان را به گالادریل و گیل گالاد سپرده بود.
🗓 سال 1695
سائرون به اریادور هجوم اورد، گیل گالاد سپاهی از لیندون را تحت فرمان الروند به کمک ارگیون فرستاد. گیل گالاد نومه نور را به یاری الف ها فراخواند.
🗓 سال 1697
ارگیون ویران شد. سائرون حلقه های نهگانه را در کارگاه کلبریمبور یافت. سائرون از زبان کلبریمبور جای حلقه های هفتگانه را در آورد، ولی هرچقدر او را شکنجه کرد حاضر نبود که مکان های مخفی حلقه های سگانه را افشا کند، و درنهایت سائرون او را کشت. بازماندگان ارگیون توسط دورف ها و الف های لورین نجات یافتند. الروند عقب نشینی کرد و ریوندل را بنا گذاری کرد. گالادریل و کلبورن از درون موریا به لورین عقب نشینی کردند.
🗓 سال 1699
سائرون کل اریادور را تسخیر کرد، بجز ریوندل که محاصره شده بود.
🗓 سال 1700
گیل گالاد عاجزانه داشت خلیج لون را برای دفاع از بندرگاه های خاکستری نگه میداشت، و سائرون نزدیک شده بود به پیروزی برعلیه پادشاه برین، که دقیقا سر وقت ناوگان تار-میناستیر نومه نوری، تحت فرمان دریاسالار کیریاتور، از راه رسید و سائرون بدجور شکست خورد و به عقب رانده شد. در نبرد رود گواثلو دشمن کاملا از بین رفت.
🗓 سال 1701
اریادور از دشمن پاکسازی شده بود. و در این جنگ سائرون به سختی فقط با یک بادیگارد توانست جان سالم بدر ببرد و سرانجام به موردور برگشت، و از انجا که در هم شکسته و تحقیر شده بود، قسم خورد که از نومه نور انتقام بگیرد.
نیمه دوم دوران دوم: (خوندن پست)
📖 | #Lore
🗺 | Middle Earth
🗓 سال 1
بنیانگذاری بندرگاه های خاکستری و لیندون. در لیندون در جنوب خلیج لون کلبورن و گالادریل برای مدتی اقامت داشتند. در لیندون در شمال خلیج لون گیل گالاد اخرین پادشاه برین الف های نولدور اقامت داشت. دست راست او الروند نیم-الف بود.
🗓 سال 32
الروس برادر الروند، ستاره پدرش ائارندیل را دنبال کرد و به نومه نور رسید و شکوهمندترین پادشاهی در شرق سرزمین های نامیرا را بنیانگذاری کرد.
🗓 سال 442
مرگ الروس تار-مینیاتور
🗓 سال 500
سائرون دوباره به درون پلیدی سقوط کرد و شروع به جنبش کرد. بزودی الف ها جنبش اهریمن بی نام را دریافتند.
🗓 سال 750
دسته هایی بسیاری از الف ها از لیندون مهاجرت کردند و در فراسوی کوهستان ها قلمروهای نو بنیانگذاری کردند. امدیر در جنگل لورین، اروفر بهمراه پسرش تراندویل در سبز بیشه، کلبریمبور و گالادریل و کلبورن در قلمرویی که انجا را ارگیون نامیدند. نولدوره ارگیون با دورف های خازاد-دوم دوستان صمیمی شدند.
الداریون از نومه نور، انجمن ماجراجویان را بنیانگذاری کرد و کمی بعد بندرگاه وینالونده را در دهانه رود گواثلو بنا نهاد. الداریون بهترین دوست الف ها در آن روزگاران بود و با آنها اتحاد محکمی ایجاد کرد.
🗓 سال 1000
سائرون که توسط قدرت افزونگرای نومه نور مضطرب شده بود، سرزمین موردور را بعنوان سنگر خود انتخاب کرد، و ساخت باراد-دور برج تاریک را اغاز کرد.
🗓 سال 1075
تار-آنکالیمه دختر الداریون، تبدیل به اولین ملکه حکمفرمای نومه نور شد. ولی او به الف ها هیچ کمکی نرساند و سیاست انزواگرایی را به دست گرفت.
🗓 سال 1200
بلخره سائرون خود را با زیباترین ظاهری که میتوانست آراسته کرد، و به سراغ اغوا کردن الدار رفت. گیل گالاد و الروند او را نپذیرفتند و اجازه ورود به لیندون را به او ندادند. ولی سائرون شانس بهتری با نولدور ارگیون داشت، مخصوصا با کلبریمبور، که در دلش ارزومند بود که با شهرت و استعداد پدربزرگش فئانور رقابت کند. سائرون توسط کلبورن و گالادریل مورد پذیرش قرار نگرفت، ولی کلبریمبور و تقریبا همه ارگیون او را پذیرفتند و برعلیه قدرت گالادریل و کلبورن در ارگیون کودتا اجرا کردند.
🗓 سال 1500
آهنگران الفی ارگیون با معلمی سائرون به اوج استعداد خود رسیدند. آنها ساخت حلقه های قدرت را اغاز کردند.
🗓 سال 1590
کلبریمبور مخفیانه خودش تنها با اموخته هایی که از سائرون یاد گرفته بود، حلقه های سگانه الفی را تکمیل کرد.
🗓 سال 1600
سائرون مخفیانه در کوهستان آتش حلقه حکمفرما را ساخت، و وقتی آن را بدست کرد او می توانست به درون ذهن هرکه حلقه های دیگر را به دست کرده بود نفوذ کند و افکار آنان را بخواند و کنترل کند. کلبریمبور از خیانت سائرون آگاه شد، از دور شنید که سائرون شعار حلقه را می سراید. سائرون ساخت و ساز برج تاریک را تکمیل کرد. وقتی که از توبه کلبریمبور اگاه شد، خشمش جاری شد و ظاهر پنهانش سقوط کرد، و ساخت ارتشی بزرگ را اغاز کرد. والار جادوگران آبی را برای مقابله با قدرت سائرون در شرق فرستادند، و بهمراه آنها گلورفیندل برای کمک به الروند آمد.
🗓 سال 1693
جنگ الف ها و سائرون اغاز شد. حلقه های سگانه مخفی بودند. کلبریمبور آنان را به گالادریل و گیل گالاد سپرده بود.
🗓 سال 1695
سائرون به اریادور هجوم اورد، گیل گالاد سپاهی از لیندون را تحت فرمان الروند به کمک ارگیون فرستاد. گیل گالاد نومه نور را به یاری الف ها فراخواند.
🗓 سال 1697
ارگیون ویران شد. سائرون حلقه های نهگانه را در کارگاه کلبریمبور یافت. سائرون از زبان کلبریمبور جای حلقه های هفتگانه را در آورد، ولی هرچقدر او را شکنجه کرد حاضر نبود که مکان های مخفی حلقه های سگانه را افشا کند، و درنهایت سائرون او را کشت. بازماندگان ارگیون توسط دورف ها و الف های لورین نجات یافتند. الروند عقب نشینی کرد و ریوندل را بنا گذاری کرد. گالادریل و کلبورن از درون موریا به لورین عقب نشینی کردند.
🗓 سال 1699
سائرون کل اریادور را تسخیر کرد، بجز ریوندل که محاصره شده بود.
🗓 سال 1700
گیل گالاد عاجزانه داشت خلیج لون را برای دفاع از بندرگاه های خاکستری نگه میداشت، و سائرون نزدیک شده بود به پیروزی برعلیه پادشاه برین، که دقیقا سر وقت ناوگان تار-میناستیر نومه نوری، تحت فرمان دریاسالار کیریاتور، از راه رسید و سائرون بدجور شکست خورد و به عقب رانده شد. در نبرد رود گواثلو دشمن کاملا از بین رفت.
🗓 سال 1701
اریادور از دشمن پاکسازی شده بود. و در این جنگ سائرون به سختی فقط با یک بادیگارد توانست جان سالم بدر ببرد و سرانجام به موردور برگشت، و از انجا که در هم شکسته و تحقیر شده بود، قسم خورد که از نومه نور انتقام بگیرد.
نیمه دوم دوران دوم: (خوندن پست)
📖 | #Lore
🗺 | Middle Earth
👍22❤3👏1🕊1
👑 فرزندان ارودرث، فیندویلاس و ارتانارو رودنور که بعدا گیل گالاد نامیده شد، بودند. مادرشان بانوی سینداری شمالی بود.
❤️🔥 او پسرش را گیل گالاد نامید. رودنور گیل گالاد از سقوط نارگوتروند جان سالم بدر برد و سرانجام آمد به دهانه سیریون و آنجا پادشاه نولدور شد.
🏰 پس از نابودی بلریاند در نبرد خشم، او قلمرو پادشاهی خود را در لیندون در شمال غربی سرزمین میانه تاسیس کرد. بین کوهستان های آبی و دریای بزرگ. در آنجا او و مردمش پیشرفت های بسیاری کردند تا زمانی که سائرون بازگشت و جنگ های زیادی میان او و الف ها درگرفت.
📸 | #Shot
📌 | #Pic
🖼 | #Profile
🗺 | Middle Earth
❤️🔥 او پسرش را گیل گالاد نامید. رودنور گیل گالاد از سقوط نارگوتروند جان سالم بدر برد و سرانجام آمد به دهانه سیریون و آنجا پادشاه نولدور شد.
🏰 پس از نابودی بلریاند در نبرد خشم، او قلمرو پادشاهی خود را در لیندون در شمال غربی سرزمین میانه تاسیس کرد. بین کوهستان های آبی و دریای بزرگ. در آنجا او و مردمش پیشرفت های بسیاری کردند تا زمانی که سائرون بازگشت و جنگ های زیادی میان او و الف ها درگرفت.
📸 | #Shot
📌 | #Pic
🖼 | #Profile
🗺 | Middle Earth
❤15👍7