ExDa – Telegram
ExDa
1.02K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
Forwarded from ناپیرو
این‌که توقع دارید با آغوش باز پاسخ‌گوی مسیج‌های شما دوستان عزیزی که عکس پروفایل‌تون گل و بوته و باغ و بوستان و سوسمار و تکست‌هایی نظیر چرا رفتی چرا من بی‌قرارم و ای داد باز شب شد دل تنگ شد یار نیومد و من خاصم چون خودم خواسم و تصاویر سلبرتی‌هایی هم‌چون نیوشا ضیغمی و حامد پهلان و کیتاروویچه، و اسم‌تون رو با حروف اسکاندیناویایی تایپ کردین باشم، منطقی نیست حقیقتاً! یه نکته‌ی خیلی واضح و مبرهنی که ظاهراً شما واقف نیستید بهش اینه که رابطه‌ی من با شما کاملاً یک طرفه‌ست؛ شما به واسطه‌ی خوندن نوشته‌های بنده احساس نزدیکی می‌کنید با من، چون خب در جریان امور روزمره‌ی زندگیم و افکارم قرار می‌گیرین کم و بیش و یه شناخت اگر چه به درد نخور، ولی نسبی دارید ازم، ولی من چی؟! من هیچی عزیزانم! من هیچی! هیچ حس و شناخت و زهرماری نسبت به، و از شما ندارم! از این گذشته، اصلاً راحت نیست هم‌کلام شدن با آدمی که نه تنها نمی‌شناسی‌ش، بلکه ابتدایی‌ترین آیتم‌‌های اولیه و حیاتی شناخت رو هم ازت دریغ کرده، مثه اسم و چهره! بنابراین نه! من اصلاً آدم فرندلی و مهربونی نیستم وقتی با یه هویت نامشخص و با یه دلیل نامشخص تشریف میارین پی‌وی! در ادامه باید عرض کنم که بنده در آستانه‌ی سی ساله‌گی هستم و اصول آداب و معاشرتی که باهاش بزرگ شدم بسیار فاصله داره با فضای ذهنی اکثرتون؛ دوم شخص جمع برای من بسیار کاربرد داره هنوز من باب مثال، و استفاده می‌کنم از پس‌وند آقا و خانم! احساس صمیمت دکمه نیست که با فشار ایجاد شه، نیازمند معاشرت بلندمدت و حضوریه به عقیده‌ی حقیر! خواهش می‌کنم، قبل از ارتباط برقرار کردن با هر آدمی، در نظر داشته باشید که احتمال داره اولاً، نخواد باهاتون ارتباط برقرار کنه طرف، دوماً، نحوه‌ی ارتباط برقرار کردن‌ش با نحوه‌ی ارتباط برقرار کردن شما متفاوت باشه خیلی! یه مساله‌ی دیگه رو هم مطرح کنم حالا که سر بحث بازه، من کفتر نامه‌بر نیستم یک، دو، ارغوان و نیما و دوستان دیگر بنده که کانال هم دارن از قضا و آی‌دی نه، اگر می‌خواستن آی‌دی‌شون رو در اختیار شما قرار بدن، می‌دادن؛ خسته‌م از سوراخ ارتباطی شما با باقی دوستان بودن!
این پست اگر حمل بر خودستایی بشه، می‌ذارم‌ش به حساب ذهن ناپخته‌تون و آشنا نبودن با کانسپتی به اسم حریم شخصی! خسته‌م کرده این حجم از مراعات نکردن و بی‌ملاحظه‌گی!
بعضی وقتا یادم می‌ره چی می‌خواستم بشم و‌حسرت چیزهایی رو می‌خورم که اصلا هیچ‌وقت نمی‌خواستمشون.
والا همونقدری که استوری های زیاد از ماه گرفتگی اذیت کنندست، این حجم از استوری های حاوی نقد زیرکانه و طنازی خاصتون من باب «چقدر استوری از ماه می‌ذارید و بسه» هم اذیت کنندست.
ولی من ناراحت شدنم اینجوریه که می‌ذارم می‌رم.
واینمیسم بجنگم برای چیزی که ناراحتم کرده. ولش می‌کنم.

که چی؟ هیچی.
Forwarded from ExDa
آدمی حرف از برگشتن می‌زنه که رفته باشه. وقتی یکی سر جاش وایساده نمی‌تونی بهش بگی برگرد پیشم. می‌تونی برگردی پیشش.
یه سریالی بود که اسمش مسافری از هند بود که خب مهم نیست. سریال قشنگی نبود، صرفا یه جا توی تیتراژ فیلم می‌خوند که «دلخوش به فانوسم مکن، اینجا مگر خورشید نیست؟».
یکیتون داوطلب بشه برام‌غذا بپزه، کمرم زیر بار هزینه خرید غذا شکست.
این سایت هایی هم که کد تخفیف می‌ذارن واسه غذا دیگه تا می‌رم توشون زبون باز می‌کنن می‌گن داداش بخدا نداریم، تموم شد، همشونو استفاده کردی، ولمون کن.
گفته بهش تجاوز در فضای مجازی شده. مثلا بهت بگن بیا سکس کنیم، بگی باشه، فرداش بری شکایت کنی بهم تجاوز شده.
خنده دار نیستا. اگر می‌خندیم چون چاره ای نداریم. چون که اگر نخندیم یادمون نمی‌ره کجاییم، یادمون نمی‌ره حالمون رو.
راه فرار کجاست؟
آدم تو حوضِ با عمق ۲ سانت می‌ره شنا کنه؟ نمی‌ره.
که چی؟ که هیچی، عمقمون ۲ سانته.
«یه وجب خاک مال من، هرچی می‌کارم مال تو»
ولی زندگی داره ۲۰ درصدِ لذت رو می‌بره. ۸۰ درصدش مال خودمونه.
من راجب اعلام نتایج فقط یک خاطره دارم.
پدرم می‌گفت شوخی بسه، رتبه واقعیت رو بگو! باورش نمی‌شد رتبه‌ منو.
Forwarded from . آن دیگری .
اینقدر که قصه بافتیم، یادمون رفته کدوم اون قصه ها قصه های واقعیمون بودن.
مثلا بعضی وقتا یه چیزی رو میبی‌نی یکی نوشته، می‌گی کاش من اینو نوشته بودم. مثلا چی؟ مثلا همین پست بالایی.
یه دفترچه خریدم که توش باید و‌نباید هایی که برای زندگیمون تعیین کردید رو بنویسم، کم اومد.
مطمئنم درخواست ها به تعداد کافی بوده که یک روز بزارن برای گوه نخوردن ولی نمی‌دونم چرا هنوز نذاشتنش.