ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
«تکیه بده به دیوار، همه تن دیوار می‌شم».
من کمم، ولی خب همین کم رو می‌ذارم برات. تو چی؟ صبر می‌کنی تا ببینی من چقدرم.
یکی گفت «عاشقم من؟»،گفتم ولمون کن، برچسب نچسبون، زندگیت رو بکن، اگه خوبه ادامه بده، اگه بده ول کن.
ما خاطره رو باهم و برای هم می‌سازیم نه که یکیو با همه تکرار کنیم.
می‌تونید قیافه مورد علاقتون رو توصیف کنید؟ می‌تونید اخلاق مورد علاقتون رو بگید چیه؟ خوشبحالتون، من فقط می‌تونم بگم کی از نظرم خوبه، مثلا وقتی می‌گم هلیا رو دوست دارم، بنظرم معیار خوبی برای من اونه، می‌تونم جای اینکه بهت بگم چون بد اخلاقی ازت خوشم‌ نمیاد بگم که چون هلیا نیستی ازت خوشم نمیاد.
«مجازاتمان کن، چرا که از ایمان می‌گوییم و باز نومیدیم»
یجوری از ارتفاع نمی‌ترسید که من ازتون می‌ترسم.
زندگی کوتاه تر از این حرفاست که یکبار کم‌تر دیدنت به چشم نیاد!
شاید اشتباه متوجه شدید، ببینید اشتباه هاتون رو وقتی می‌گن قبول کنید منظورشون این نیست که بهش افتخار کنید، اینکه قبول کنید و وقتی تونستید درستش کنید، درستشم نکردید براش بهونه و دلیل و اینا نیارید.
Forwarded from ExDa
درد که یکی دو تا نیست که. حداقل ۳تاست‌.
هوای ما کاردانی هارو هم داشته باشید. ما هم دل داریم.
صرفا اینکه اگه خواستید دنیا رو با نگاه دیگه ای ببینید:

@mrsnappi
آدم خودش خودشو ضعیف جلوه می‌ده جلوی بقیه وگرنه که باور کنید تو لحظه اول همه آدم ها برای هم احترام قائلن وقتی هنوز همدیگه رو نمی‌شناسن.
«تنها به جرعه های فراموشی دلخوشم».
گویا تا خفه نشیم نمی‌فهمیم داریم غرق می‌شیم.
اگر یه جواب مناسب برای جمله «مزه کردیش؟» پیدا می‌کردم، قطعا در جواب اکثر حرف ها و شوخی ها می‌گفتم «بانمک شدیا!».
اگه حال داشتم دلیل نهایی کار هام رو توضیح بدم، احتمالا بیش‌تر نه می‌شنیدم.
Forwarded from دال
در فکر تدارک دیدن كتاب بی‌انتهایی با عنوان مكالمات خيالی من و من هستم.
باور کنید یا نکنید، بیش‌تر از چند صفحه هی نوشتم و هی پاک کردم. که چرا که هربار که می‌رسیدم به ته جمله، یا دلم به حال خودم می‌سوخت یا به حالِ گوش های شما که چرا باید بشنون.
ExDa
باور کنید یا نکنید، بیش‌تر از چند صفحه هی نوشتم و هی پاک کردم. که چرا که هربار که می‌رسیدم به ته جمله، یا دلم به حال خودم می‌سوخت یا به حالِ گوش های شما که چرا باید بشنون.
گیر ندید که چرا گفتم گوش، که چرا که هنوز کنار نیومدم با اینکه من حرف بزنم و شما بخونین، هنوزم اون ته ذهنم فکر می‌کنم کنارم نشستید، دارم باهاتون حرف می‌‌زنم.