ExDa
Stereophonics – Graffiti On The Train
کمتر از چیزی که باید قدر این آهنگ رو دونستید. با ریپلای کردنش بهتون فرصت مجدد دادم تا از دست ندیدش.
خودمو میشناسم دیگه. شانس بارچهارم و پنجم هم بیاد در خونه رو بزنه بازم قرار نیست در رو باز کنم.
آبدارچی قبلی به رئیس شرکت گفته بود من به اینا چایی نمیدم، اینا یه مشت جوونن که صبح و شب پای کامپیوترن و معلوم نیست چیکار میکنن. اصلا کاری نمیکنن.
احساس غریبگی دارم. نمیدونم چقدر حس کردید غربت رو. شاید بیشتر از من شایدم کمتر.
ولی میای بمونی حس تعلق نداری، میای بری جایی برای رفتن نیست. یعنی میری ولی هیچ جایی نداری. میمونی هم که همون درده. میخوای حرف بزنی میبینی کسی که بتونی و بخوای باهاش حرف بزنی نیست. میخوای ساکت بمونی هم که خب تحملش راحت نیست. شایدم هست.
ولی خونه کجاست؟ شاید هرجایی که حس تعلق داری بهش.
ولی میای بمونی حس تعلق نداری، میای بری جایی برای رفتن نیست. یعنی میری ولی هیچ جایی نداری. میمونی هم که همون درده. میخوای حرف بزنی میبینی کسی که بتونی و بخوای باهاش حرف بزنی نیست. میخوای ساکت بمونی هم که خب تحملش راحت نیست. شایدم هست.
ولی خونه کجاست؟ شاید هرجایی که حس تعلق داری بهش.
فکر میکنن آدم رو میشناسن در صورتیکه نهایتا میتونن حدس بزنن حلیم رو با شکر میخوری یا نمک.
بدون اینکه بدونن تو اصلا حلیم رو با فلفل میخوری.
بدون اینکه بدونن تو اصلا حلیم رو با فلفل میخوری.
میدونم خیلی پیام دادید، دیدم ولی نمیتونم جواب بدم. خواستم از این تریبون ازتون معذرت خواهی کنم. الان روی مود خوبی نیستم که بتونم جوابی بدم یا حرفی بزنم. بهتر شدم جواب میدم.
👍1