ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
کبکی که سرش زیر برفه و قهقهه می‌زنه می‌گه کبک های کسخل سرشون رو می‌کنن توی برف و فکر می‌کنن کسی نمی‌بینتشون.
وقتی به زبون‌فرانسه/آلمانی/ژاپنی و... که دارید یه کتاب می‌خونید به تیکه های قشنگش که رسیدید یه عکس بگیرید ازش و به اشتراک بذارید. می‌دونید، که همه مسلطن به اون زبان ها و می‌تونن بخونن.
بیرون که بودیم وقتی ساکت شدم و حرفی نمی‌زدم گفت اینجا تلگرام نیست که بتونی آهنگ برام بفرستی.
فکرامو کردم. راه حل مناسب برای برون‌رفت رو پیدا کردم. فقط به همفکری نیاز دارم یه مقدار. ایده برای دزدی چی دارید؟
گوش هام کر شده، چشمامم بهشون اعتماد ندارم. چشم معتمد دارید یه دو روز بدید دست من؟ نه، شما هم ندارید. اگه ندارید، گوش شنوا چی؟دارید؟ البته که چه اهمیتی داره. من بعید می‌دونم شما هم داشته باشید.
راستشو بخواید اون قدیم تر ها حداقلش این بود که می‌گفتم اون ته دلم. الان چی؟ خودم توی هر تپش قلب حس می‌کنم خرده شیشه هارو.
آدم حتی روش نمی‌شه بخنده و شاد باشه. شوخی کردن هم که جای خود داره. آدم خجالت می‌کشه.
با راننده اسنپ نشسته بودم توی ماشین. یکسره از همه چیز داشت حدف می‌زد، از خوب بود وینستون عقابی های قدیم که روشون طلایی بوده و بوی خوبی داشتن تا اینکه دانشگاه به هیچ دردی نمی‌خوره و با پدرش اختلاف عقیده داره و... تا اینکه یجایی گفت خداروشکر پسر بودی، خدا خدا می‌کنم زن سوار نشه. گفتم چرا؟ گفت آخه همش ادا دارن، و هی با تلفن حرف می‌زنن، شما فکر کن یکی کنار گوشت بیست دقیقه فقط حرف بزنه، سردرد نمی‌گیری؟ یه نگاهی به بیست دقیقه اخیر کردم و گفتم چرا می شم، اذیت کنندست. ولی خب فهمید، یه مقدار رفت توی فکر و دیگه تا آخر مسیر حرف نزد.
قدیم تر ها دنبال گوش بودیم برای شنیدن. الان دنبال چشم برای خوندن.
می‌دونی؟ آدم باید یاد بگیره انتخاب هاش یه نتیجه ای دارن. اگر اشتباهی می‌کنه شاید بشه بخشید اما پس کی یاد بگیره انتخاب هاش نتیجه ای دادن، بدونه کارهایی که می‌کنه یه بهایی دارن برا پرداخت؟ مگه gta داریم بازی می‌کنیم که هرکار آدم بخواد بتونه بکنه و بعدش هیچی نشه
خوشبختانه راه درست فقط یکی نیست. اونی که شما رفتی هم خوبه ها ولی خب بکشید بیرون. تنها کار درست چیزی نبوده که شما تجربش کردید و نتیجش خوب بوده. بذارید آدما راه زندگیشون رو خودشون انتخاب کنن.
شما دوست داشتن رو از تو فیلم های عاشقانه یاد گرفتید. بعیده کار درستی باشه.
خوشحالی هام بزرگ تر از در هایی هستن که ساختید. ازشون رد نمی‌شن بتونم ببرمشون با خودم.
«Why is that distance so close to me?»
Below
Leprous
Forwarded from هزار قناری خاموش
ای پیش چو تو مستی
افسون من افسانه
چیه این همه چیز گردن آدم. دلم می‌خواد تمام وابستگی هامو بردارم بندازم تو جوب. شایدم توی شومینه. آره همین شومینه. اینجوری با کلاس تره. ولی خب نمی‌شه. نمی‌شه که آدم هارو هم باهاشون اینکارو کرد، احتمالا بعدا برام مشکلات قانونی ایجاد کنه. ولی خب خلاصه که دلم رها شدن می‌خواد.
شنیدید می‌گن سرعت و دقت باهم در تضادن؟ یعنی به یه جایی می‌رسه بخوای سرعت رو زیاد کنی دقت کم می‌شه و بخوای دقت رو زیاد کنی سرعتت کم می‌شه.
بین یه مشت مشکل گیر کردم که همچین چیزین نسبت به همدیگه. هر کدوم رو بخوام حل کنم اون یکی وضع بدتری پیدا می‌کنه. خلاصه که اوضاع خوبی نیست. دیگه نمی‌فهمم که الان ناامیدم‌ یا ناراحت یا عصبی یا صرفا یه آدم گشاد که غر می‌زنه.

بگذریم، حالتون چطوره؟ البته که غالبا حالمون یکیه. فکر کنم تنها بخشی از زندگی که آسمون همه جا یه رنگه همین داشتن مشکل ها باشه.

ولی خب نه راهِ رفتن هست نه پای رفتن.