ExDa – Telegram
ExDa
1.02K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
از جای قدم هاش غم شکوفه می‌کرد.
در کمد رو باز کردم دیدم کتابام سرشونو از زیر پتو بیرون آوردن، به سقف نگاه می‌کنن، بعد از مدتی یکیشون سکوت رو شکست و گفت یعنی بعد کنکور هم مارو می‌خواد؟ خودش زود جواب داد نمی‌دونم.

یه سرفه کردم بدونن منم اونجام، خودشون رو به خواب زدن. پتوی روشون رو صاف کردم سردشون نشه. چراغ رو خاموش کردم و اومدم بیرون‌.
یکی بود یکی نبود. اونی که نبود من بودم پس اطلاعی ندارم که چی شد.
عدد سنمون بالا رفته متاسفانه. اتفاقای دورِ ناراحت کننده حالا شدن نزدیک آدم.
صبح بعضیاتون به‌خیر.
پسر آینده‌م نیستی که ببینی پدرت چه شوقی برای دختردار شدن داره اما با توجه به شناخت شانس خودش برای پسر آینده‌ش نامه می‌نویسه.
غمگینم می‌کنن آدم هایی که خودشون رو ارزون می‌فروشن.
خودم رو نمی‌تونم جمع کنم. انگار که هزار تکه شدم و هر تکه یه گوشه این دنیا دفن‌ شده.
غم که نه. یعنی غم بود اما فراموش شد. الان چی هست؟ یه کم امید داشتیم که نیست برای همین تا دلتون بخواد ناامیدی هست، تا دلتون بخواد نخواستن هست، تا دلتون بخواد میل نداشتن هست.
شایدم هیچ چیز نیست که اینا هستن.
برای بقیه قلب قرمز، برای ما شاخ و برگ درخت.
ّببینید عزیزان من در حالت عادی می‌تونم یه ساعت دیگه از خواب بیدار بشم برم‌سر کار اما الان شرایط فرق داره و پلک روی پلک‌نمی‌شه گذاشت. چرا که کنترل کولر گم شده، نمی‌شه خاموشش کرد و هوا بس ناجوانمردانه سرد است.
دارم هیزم جمع می‌کنم. تا الان جاکفشی و تخت رو انداختم وسط خونه آتیش بزنم. هم یه سیب زمینی کبابی بخوریم هم هوا گرم بشه.
عزیزان من، دنیا زیباست. شما زشتید.
[من فعلا دارم خودمو قاطی اونایی که زشت نیستن می‌کنم. اگر نفهمیدن که ادامه می‌دم]
کسی برای راه خونه ندونستن هست؟
Makoto aida Azemichi (a path between the fielsa), 1991
منتقد است. عینکش گرد است. مخالف همه و نتوان یافت موافق چه کسی. توییت هایش تیز است اما بی بازخورد، استوریشان می‌کند. سیاسی نیست، مردم را امر و نهی می‌کند.

گوسفندی که از گله رها شد و فکر کرد چوپان است.
دوستی رو توصیه کردیم با ترس هات زندگی کن. صبحش دیدم ارتفاع داره براش چایی دم می‌کنه، تاریکی داره پرده های اتاق رو عوض می‌کنه. خواستم برم سمت اتاق خواب که بهم گفت بهتره نری اونجا. هیچوقت نذاشت بفهمیم ترس دیگه‌ش چی بوده.
چی رو باختیم که ارزش بردن داشته باشه؟ هیچ. غصه نخورید.
گربه مُربه چخبر؟