آدم هایی که تو حوزه کاریم خفن بودن، دستگیر شدن.
شرکت هایی که دوست داشتمشون، تعطیل شدن.
بعد منِ کسخل هنوز میگم میخوام ایران بمونم کار کنم.
شرکت هایی که دوست داشتمشون، تعطیل شدن.
بعد منِ کسخل هنوز میگم میخوام ایران بمونم کار کنم.
راستش زندگی کاری ای که دوست دارم:
مشاوره به یک خبرگزاری تخصصی،
تدریس ریاضی و سیستم عامل،
راه اندازی یک محصول ابری (شما مثل ابر اروان درنظر بگیر ولی متفاوت)،
بلاگ نویسی.
فعلا اما با تخمام بازی میکنم.
مشاوره به یک خبرگزاری تخصصی،
تدریس ریاضی و سیستم عامل،
راه اندازی یک محصول ابری (شما مثل ابر اروان درنظر بگیر ولی متفاوت)،
بلاگ نویسی.
فعلا اما با تخمام بازی میکنم.
Forwarded from برنامه ناشناس
کاش منم تخم داشتم حداقل تو این زندگی گوه باهاش بازی میکردم
کاش منم تخم داشتم حداقل تو این زندگی گوه باهاش بازی میکردم
🍌3
ExDa
کاش منم تخم داشتم حداقل تو این زندگی گوه باهاش بازی میکردم
بلاکم کردی. اونجا نمیتونم جواب بدم.
خواستم بگم اگه تخم نداری، احتمال اینکه ممه داشته باشی زیاده. اونم دوتاست. باهاش بازی کن.
خواستم بگم اگه تخم نداری، احتمال اینکه ممه داشته باشی زیاده. اونم دوتاست. باهاش بازی کن.
🍌4
در واقع آدمی که دچار غرور میشه، با سر نمیخوره زمین، زمین میخوره تو سرش.
رو هوا نمیگما. کف زمین پخشم که اینو میگم.
رو هوا نمیگما. کف زمین پخشم که اینو میگم.
🍌3
راستش حس میکنم خودم رو دوست ندارم اما زندگی رو دوست دارم.
این نشون میده اون وسطای زندگی، یه راهی رو اشتباه رفتم.
این نشون میده اون وسطای زندگی، یه راهی رو اشتباه رفتم.
🍌7
ExDa
کدومتون کرجه و میخواد گل بیاره بریم بکشیم؟
جدی بعد ۴ روز دلم واسه تهران تنگ شد. کیر تو اینجا.
دو روزه هر دقیقه ایمیلم رو چک میکنم و هر صدای sms ای که میاد از جام میپرم و میخونمش.
انتظار خسته کنندست، وابسته بودن خسته کنندست. اما زندگی بدون اینا نمیشه.
مشکل اینه که نمیدونم چی خستگی رو از تنم در میاره.
انتظار خسته کنندست، وابسته بودن خسته کنندست. اما زندگی بدون اینا نمیشه.
مشکل اینه که نمیدونم چی خستگی رو از تنم در میاره.
من انقدر محکم لگد به بختم میزنم که تهش میخوره به یه دیواری چیزی، برمیگرده پیش خودم.
سحرخیز واقعی اونی بود که صبح بیدار شد، صبحانش رو خورد، پاشد رفت فرودگاه، هواپیما رو برداشت کوبوند تو برج های دوقلو.
ExDa
جدی جدی این نخه رو بکشم و دیگه کار کار کار.
پسر من واقعا از همون بهمنی میکشم که پدرم سال ۵۷ روشن کرد. خاموش نمیشه.
🍌2