Forwarded from روانآزمون
روانآزمون
در یک جلسه روانکاوی، بیمار با سرکوب شدید تمایل خصمانهای نسبت به همکارش مراجعه میکند. روانکاو مشاهده میکند که بیمار به جای ابراز خشم، رفتار زیادی مودبانه و تا حدی تحقیرآمیز در قبال آن همکار دارد، در حالی که در بیخبری کامل به نظر میرسد. این برخورد بیمار،…
کدام یک از گزینههای زیر بهترین تحلیل روانکاوانه برای رفتار بیمار ارائه میدهد؟
Anonymous Quiz
52%
الف. مقابله وارونه (Reaction Formation): تبدیل هیجانات ناخوشایند به عکس آنها به شکلی اغراقشده
21%
ب. جابهجایی (Displacement): انتقال احساس یا رفتار از فرد یا شیء اصلی به هدفی کمتر تهدیدآمیز
13%
ج. انکار (Denial): امتناع از پذیرش واقعیتی ناراحتکننده
14%
د. فرافکنی (Projection): نسبت دادن احساسات خود به دیگری
Forwarded from فروشگاه روانشناسی
طنز ابزاری روانشناختی و اجتماعی است برای نقد، تخلیه هیجانی و آشکار کردن تناقضها. طنز به موضوع حمله میکند نه به هویت، هدفش اصلاح و آگاهی است، نه تحقیر. توهین، مکانیزمی است که عزتنفس فرد یا جمع را نشانه میگیرد. در سطح روانشناختی، توهین نوعی خشونت نمادین است، یعنی ضربه زدن به ارزشها و باورهایی که هویت افراد بر آن بنا شده.
مرز طنز و توهین دقیق و روشن است: طنز میسازد و نقد میکند، توهین میشکند و تحقیر میکند.
برنامههایی که به هویت فرهنگی و نمادهای تاریخی حمله میکنند، نه طنز بلکه خشونت روانی علیه یک ملتاند.
#فردوسی #طنز #شاهنامه #روانشناسی #جامعهشناسی
@psymedia
مرز طنز و توهین دقیق و روشن است: طنز میسازد و نقد میکند، توهین میشکند و تحقیر میکند.
برنامههایی که به هویت فرهنگی و نمادهای تاریخی حمله میکنند، نه طنز بلکه خشونت روانی علیه یک ملتاند.
#فردوسی #طنز #شاهنامه #روانشناسی #جامعهشناسی
@psymedia
❤3💔1
250915_2136
My Recording
ارایه مقاله بسیار مهم "سوگواری و ملانکولیا"
Mourning and melancholia 1917
"When the shadow of object fell upon the Ego"
فروید تفاوت بارز ملانکولیا با سوگ را در از دست رفتن حس خودارزشمندی در فرد ملانکولیک برمیشمارد و به ما توضیح میدهد که این اتفاق چگونه رخ میدهد (گویی فرد نمیداند با از دست دادن ابژه چه چیزی را از دست داده).
او با زیرکی خاص خودش و با عینک ته استکانی نشان میدهد که خودسرزنش گری های فرد ملانکولیک رد و پای اخلاقی دارد و از این بابت که شرمی از آنها ندارد با پدیده حسرت و پشیمانی متفاوت است.
همچنین او اشاره میکند که اگرچه تا حدی قبل از درک پدیده ملانکولیا ما میدانستیم که خودکشی همواره یک دیگر کشی است اما نحوه ایجاد شدن ملانکولیا به درک ما از خودکشی هم کمک میکند.
از صفحه دکتر محمد غضنفری
#سوگواری #ملانکولیا
@freuddism
Mourning and melancholia 1917
"When the shadow of object fell upon the Ego"
فروید تفاوت بارز ملانکولیا با سوگ را در از دست رفتن حس خودارزشمندی در فرد ملانکولیک برمیشمارد و به ما توضیح میدهد که این اتفاق چگونه رخ میدهد (گویی فرد نمیداند با از دست دادن ابژه چه چیزی را از دست داده).
او با زیرکی خاص خودش و با عینک ته استکانی نشان میدهد که خودسرزنش گری های فرد ملانکولیک رد و پای اخلاقی دارد و از این بابت که شرمی از آنها ندارد با پدیده حسرت و پشیمانی متفاوت است.
همچنین او اشاره میکند که اگرچه تا حدی قبل از درک پدیده ملانکولیا ما میدانستیم که خودکشی همواره یک دیگر کشی است اما نحوه ایجاد شدن ملانکولیا به درک ما از خودکشی هم کمک میکند.
از صفحه دکتر محمد غضنفری
#سوگواری #ملانکولیا
@freuddism
خواب و جادوی گذشته، چرا ذهن ما در خواب در گذشته سیر میکند؟
خواب یکی از پیچیدهترین و شگفتانگیزترین عملکردهای ذهن انسان است. یکی از ویژگیهای جالب خواب، تمایل ذهن به نمایش مکانهایی است که پیشتر تجربه شدهاند و اجتناب از خلق مکانهای کاملاً جدید. این پدیده نشاندهنده پیوند عمیق میان حافظه، احساسات و تجربههای فردی است.
ذهن انسان هنگام خواب، خاطرات بلندمدت و احساسات مرتبط با مکانهای قدیمی را بازسازی میکند. این مکانها، حتی اگر در واقعیت تغییر کرده یا دیگر وجود نداشته باشند، در خواب به شکل نسخهای ایدهآل و آرامشبخش ظاهر میشوند. مشاهده چنین فضاهایی موجب ایجاد حس امنیت، آرامش و تعلق خاطر میشود و ذهن از این تجربه برای کاهش استرس و ارتقای رفاه روانی بهره میبرد.
این پدیده همچنین بیانگر نقش حافظه عاطفی در خواب است. مکانهای قدیمی که با خاطرات شادی، امنیت یا تجربههای عمیق پیوند خوردهاند، به نوعی به نمادهای روانی تبدیل میشوند. ذهن با تمرکز بر این مکانها، تجربهای امن و آشنا خلق میکند و از خلق فضاهای ناشناخته که ممکن است اضطرابآور باشند اجتناب مینماید.
مشاهده مکانهای گذشته در خواب نه تنها بازتابی از حافظه و خاطرات است، بلکه نشاندهنده تلاش ذهن برای ایجاد تجربهای آرامشبخش و ایمن است. این تجربه، جادوی مکانهای گذشته را در دنیای خواب انسان آشکار میسازد و توضیح میدهد که چرا ذهن ما اغلب ترجیح میدهد گذشته را نشان دهد و مکانهای تازه و ناشناخته را بازسازی نکند.
#خواب #ناخودآگاه #حافظه #فرویدیسم
@freuddism
خواب یکی از پیچیدهترین و شگفتانگیزترین عملکردهای ذهن انسان است. یکی از ویژگیهای جالب خواب، تمایل ذهن به نمایش مکانهایی است که پیشتر تجربه شدهاند و اجتناب از خلق مکانهای کاملاً جدید. این پدیده نشاندهنده پیوند عمیق میان حافظه، احساسات و تجربههای فردی است.
ذهن انسان هنگام خواب، خاطرات بلندمدت و احساسات مرتبط با مکانهای قدیمی را بازسازی میکند. این مکانها، حتی اگر در واقعیت تغییر کرده یا دیگر وجود نداشته باشند، در خواب به شکل نسخهای ایدهآل و آرامشبخش ظاهر میشوند. مشاهده چنین فضاهایی موجب ایجاد حس امنیت، آرامش و تعلق خاطر میشود و ذهن از این تجربه برای کاهش استرس و ارتقای رفاه روانی بهره میبرد.
این پدیده همچنین بیانگر نقش حافظه عاطفی در خواب است. مکانهای قدیمی که با خاطرات شادی، امنیت یا تجربههای عمیق پیوند خوردهاند، به نوعی به نمادهای روانی تبدیل میشوند. ذهن با تمرکز بر این مکانها، تجربهای امن و آشنا خلق میکند و از خلق فضاهای ناشناخته که ممکن است اضطرابآور باشند اجتناب مینماید.
مشاهده مکانهای گذشته در خواب نه تنها بازتابی از حافظه و خاطرات است، بلکه نشاندهنده تلاش ذهن برای ایجاد تجربهای آرامشبخش و ایمن است. این تجربه، جادوی مکانهای گذشته را در دنیای خواب انسان آشکار میسازد و توضیح میدهد که چرا ذهن ما اغلب ترجیح میدهد گذشته را نشان دهد و مکانهای تازه و ناشناخته را بازسازی نکند.
#خواب #ناخودآگاه #حافظه #فرویدیسم
@freuddism
💔2
Forwarded from ADS
لکان: ناخودآگاه، آینهای از زبان و فقدان
۱. ناخودآگاه به مثابه زبان
از دیدگاه لکان، ناخودآگاه فقط انباشتهای از خاطرات و امیال سرکوبشده نیست، بلکه یک سیستم نمادین است که با قوانین زبان کار میکند. هر لغزش زبانی، هر اشتباه، هر رویا یا هر نشانهای، یک حرف یا یک کلمه در این زبان است که فقط در چارچوب یک شبکه نمادین قابل خواندن و تفسیر است، نه صرفاً به عنوان یک میل سرکوبشده.
۲. فقدان بنیادین:
محرک اصلی میل در هسته نظریه لکان، فقدان بنیادین قرار دارد. این فقدان، یک خلأ است که با هیچ شیء، تجربه یا رابطهای پر نمیشود. در واقع، این خلأ همان موتور اصلی میل (desire) ماست. انسان به دلیل همین فقدان است که همیشه در جستجو، حرکت و تلاش است. میل انسان نه برای دستیابی به یک شیء خاص، بلکه برای پُر کردن این خلأ ناتمام است که هیچگاه به طور کامل پر نمیشود.
۳. مرحله آینهای و تولد من
ایگو یا همان من، یک واقعیت جسمی نیست، بلکه یک تصویر است. لکان معتقد است که من در مرحله آینهای متولد میشود. در این مرحله، کودک با دیدن تصویر یکپارچه خود در آینه (یا در نگاه دیگری)، فکر میکند که یک بدن واحد و کامل دارد، در حالی که در واقع، بدن او هنوز هماهنگ و یکپارچه نیست. این تناقض میان بدنِ تکهتکه و تصویرِ یکپارچه، اساساً باعث میشود که من از همان ابتدا با یک حس بیگانگی و جدایی همراه باشد.
۴. سه نظم روان:
واقعی، خیالی، نمادین لکان ساختار روان را با سه نظم توضیح میدهد که همگی با هم مرتبط هستند:
نظم خیالی (Imaginary): این نظم مربوط به تصاویر، فانتزیها و رابطههای دو نفره است. در این نظم، "من" یک تصویر از خودش میسازد و خود را کامل و یکپارچه میبیند.
نظم نمادین (Symbolic): این نظم همان جهان زبان، فرهنگ، قوانین و هنجارهای اجتماعی است که خواستهها و امیال فرد را شکل میدهد و محدود میکند. رواندرمانی در این دیدگاه، بیشتر به آشکارسازی جایگاه فرد در این نظم نمادین میپردازد.
نظم واقعی (Real): این نظم غیرقابل نمادینسازی است و به چیزی اشاره دارد که نمیتوان آن را به زبان آورد یا تصویرش را ساخت. نظم واقعی، همان چیزی است که همیشه به ما فقدان بنیادین را یادآوری میکند و از دسترس ما خارج است.
از دیدگاه لکان، رواندرمانی به دنبال حل محتویات سرکوبشده نیست، بلکه هدف آن کمک به فرد برای درک و پذیرش جایگاهش در نظم نمادین و کنار آمدن با فقدان بنیادین زندگی است.
#فرویدیسم #لکان
@freuddism
۱. ناخودآگاه به مثابه زبان
از دیدگاه لکان، ناخودآگاه فقط انباشتهای از خاطرات و امیال سرکوبشده نیست، بلکه یک سیستم نمادین است که با قوانین زبان کار میکند. هر لغزش زبانی، هر اشتباه، هر رویا یا هر نشانهای، یک حرف یا یک کلمه در این زبان است که فقط در چارچوب یک شبکه نمادین قابل خواندن و تفسیر است، نه صرفاً به عنوان یک میل سرکوبشده.
۲. فقدان بنیادین:
محرک اصلی میل در هسته نظریه لکان، فقدان بنیادین قرار دارد. این فقدان، یک خلأ است که با هیچ شیء، تجربه یا رابطهای پر نمیشود. در واقع، این خلأ همان موتور اصلی میل (desire) ماست. انسان به دلیل همین فقدان است که همیشه در جستجو، حرکت و تلاش است. میل انسان نه برای دستیابی به یک شیء خاص، بلکه برای پُر کردن این خلأ ناتمام است که هیچگاه به طور کامل پر نمیشود.
۳. مرحله آینهای و تولد من
ایگو یا همان من، یک واقعیت جسمی نیست، بلکه یک تصویر است. لکان معتقد است که من در مرحله آینهای متولد میشود. در این مرحله، کودک با دیدن تصویر یکپارچه خود در آینه (یا در نگاه دیگری)، فکر میکند که یک بدن واحد و کامل دارد، در حالی که در واقع، بدن او هنوز هماهنگ و یکپارچه نیست. این تناقض میان بدنِ تکهتکه و تصویرِ یکپارچه، اساساً باعث میشود که من از همان ابتدا با یک حس بیگانگی و جدایی همراه باشد.
۴. سه نظم روان:
واقعی، خیالی، نمادین لکان ساختار روان را با سه نظم توضیح میدهد که همگی با هم مرتبط هستند:
نظم خیالی (Imaginary): این نظم مربوط به تصاویر، فانتزیها و رابطههای دو نفره است. در این نظم، "من" یک تصویر از خودش میسازد و خود را کامل و یکپارچه میبیند.
نظم نمادین (Symbolic): این نظم همان جهان زبان، فرهنگ، قوانین و هنجارهای اجتماعی است که خواستهها و امیال فرد را شکل میدهد و محدود میکند. رواندرمانی در این دیدگاه، بیشتر به آشکارسازی جایگاه فرد در این نظم نمادین میپردازد.
نظم واقعی (Real): این نظم غیرقابل نمادینسازی است و به چیزی اشاره دارد که نمیتوان آن را به زبان آورد یا تصویرش را ساخت. نظم واقعی، همان چیزی است که همیشه به ما فقدان بنیادین را یادآوری میکند و از دسترس ما خارج است.
از دیدگاه لکان، رواندرمانی به دنبال حل محتویات سرکوبشده نیست، بلکه هدف آن کمک به فرد برای درک و پذیرش جایگاهش در نظم نمادین و کنار آمدن با فقدان بنیادین زندگی است.
#فرویدیسم #لکان
@freuddism
❤1
Forwarded from کلمه و کاوش
روانکاوی کتاب بوف کور صادق هدایت:
خوانشی از بخش اول
بوف کور هدایت بیش از آنکه روایتی خطی باشد، سفری است به اعماق ناخودآگاه انسان. این رمان با ساختاری تکهتکه و فضایی وهمآلود، نشان میدهد چگونه ذهن بیمار و تنها راوی، میان رویا، کابوس، عشق و مرگ در نوسان است. بوف کور را میتوان گزارشی از بحرانهای سرکوبشده، میلهای ناتمام و هراسهای عمیق دانست که در قالب نمادها و تصاویر تکرارشونده بروز پیدا میکنند.
در بخش اول راوی زنی اثیری را تجربه میکند که نماد ابژه میل است، چیزی کامل و دستنیافتنی که بیشتر به تصویر مادر آرمانی شباهت دارد تا یک زن واقعی. این نگاه تقدیسشده نشاندهنده مکانیزم والایش است، میل سرکوبشده به صورت معنوی و زیباشناسانه بازنمایی میشود.
شکاف میان زن اثیری و زن لکاته به شکل پنهان خود را نشان میدهد. راوی قادر نیست میان زن مقدس و زن زمینی پلی برقرار کند. این دوپارگی همان تضاد عشق و نفرت است که بعدها در بخش دوم به اوج میرسد.
حضور مرگ در این بخش پررنگ است. تصویر تابوت، سایهها و هراس از نابودی نشانه سلطه تاناتوس یا غریزه مرگاند. میل راوی به زن اثیری همواره با وسواس مرگ و تمایل به فنا همراه است.
پیرمرد خنزرپنزری در این میان مانند نماد پدر یا فراخود عمل میکند. او با حالت تهدیدآمیزش مرز ممنوعه را یادآوری میکند و دسترسی به ابژه میل را محدود میسازد.
فضای روایت شبیه خواب یا هذیان روانپریشانه است. راوی میل سرکوبشده خود را نمیپذیرد و آن را به بیرون از خویش نسبت میدهد.
بخش اول بوف کور تصویری از ناخودآگاه فرد است که میان آرمانسازی عشق، سلطه مرگ و سایه پدر در نوسان است و از همین رو مرز میان واقعیت و خیال را از دست میدهد.
#بوف_کور #صادق_هدایت #روانکاوی
@PsyLiteratur
خوانشی از بخش اول
بوف کور هدایت بیش از آنکه روایتی خطی باشد، سفری است به اعماق ناخودآگاه انسان. این رمان با ساختاری تکهتکه و فضایی وهمآلود، نشان میدهد چگونه ذهن بیمار و تنها راوی، میان رویا، کابوس، عشق و مرگ در نوسان است. بوف کور را میتوان گزارشی از بحرانهای سرکوبشده، میلهای ناتمام و هراسهای عمیق دانست که در قالب نمادها و تصاویر تکرارشونده بروز پیدا میکنند.
در بخش اول راوی زنی اثیری را تجربه میکند که نماد ابژه میل است، چیزی کامل و دستنیافتنی که بیشتر به تصویر مادر آرمانی شباهت دارد تا یک زن واقعی. این نگاه تقدیسشده نشاندهنده مکانیزم والایش است، میل سرکوبشده به صورت معنوی و زیباشناسانه بازنمایی میشود.
شکاف میان زن اثیری و زن لکاته به شکل پنهان خود را نشان میدهد. راوی قادر نیست میان زن مقدس و زن زمینی پلی برقرار کند. این دوپارگی همان تضاد عشق و نفرت است که بعدها در بخش دوم به اوج میرسد.
حضور مرگ در این بخش پررنگ است. تصویر تابوت، سایهها و هراس از نابودی نشانه سلطه تاناتوس یا غریزه مرگاند. میل راوی به زن اثیری همواره با وسواس مرگ و تمایل به فنا همراه است.
پیرمرد خنزرپنزری در این میان مانند نماد پدر یا فراخود عمل میکند. او با حالت تهدیدآمیزش مرز ممنوعه را یادآوری میکند و دسترسی به ابژه میل را محدود میسازد.
فضای روایت شبیه خواب یا هذیان روانپریشانه است. راوی میل سرکوبشده خود را نمیپذیرد و آن را به بیرون از خویش نسبت میدهد.
بخش اول بوف کور تصویری از ناخودآگاه فرد است که میان آرمانسازی عشق، سلطه مرگ و سایه پدر در نوسان است و از همین رو مرز میان واقعیت و خیال را از دست میدهد.
#بوف_کور #صادق_هدایت #روانکاوی
@PsyLiteratur
❤2
251003_2110
My Recording
قسمت اول ارایه مقاله فربرن ۱۰۴۱
"A revised psychopathology of psychosis and psychoneuros"
بازنگری در آسیب شناسی روانی
در این مقاله به شدت تاثیرگذار، فربرن سعی میکند با احتیاط از نظریه لیبیدویی فروید فاصله بگیرد
او معتقد است ما وارد مرحله دهانی و مقعدی میشویم نه به دلیل اینکه لیبیدو در این نواحی متمرکز میشود بلکه به دلیل اینکه مقاومت کمتری برای ارتباط با ابژه وجود دارد. همانگونه که الکتریسیته در مدار به سمت مسیری میرود که کمترین مقاومت را داراست.
او معتقد است نظریه آسیب شناسی روانی آبراهام خیلی نقش نواحی اروتیک بدن را پر رنگ میکند در حالی که آنچه مهم است ابژه است. به همین سبب به جای مرحله دهانی میتوانیم بگوییم مرحله سینه مادر یا مرحله مدفوع.
همچنین نگاه فربرن به پارانویا، وسواس و هیستری نوعی استراتژی دفاعی است تا اختلال.
#روانکاوی #فربرن
منبع: کانال دکتر غضنفری
@freuddism
"A revised psychopathology of psychosis and psychoneuros"
بازنگری در آسیب شناسی روانی
در این مقاله به شدت تاثیرگذار، فربرن سعی میکند با احتیاط از نظریه لیبیدویی فروید فاصله بگیرد
او معتقد است ما وارد مرحله دهانی و مقعدی میشویم نه به دلیل اینکه لیبیدو در این نواحی متمرکز میشود بلکه به دلیل اینکه مقاومت کمتری برای ارتباط با ابژه وجود دارد. همانگونه که الکتریسیته در مدار به سمت مسیری میرود که کمترین مقاومت را داراست.
او معتقد است نظریه آسیب شناسی روانی آبراهام خیلی نقش نواحی اروتیک بدن را پر رنگ میکند در حالی که آنچه مهم است ابژه است. به همین سبب به جای مرحله دهانی میتوانیم بگوییم مرحله سینه مادر یا مرحله مدفوع.
همچنین نگاه فربرن به پارانویا، وسواس و هیستری نوعی استراتژی دفاعی است تا اختلال.
#روانکاوی #فربرن
منبع: کانال دکتر غضنفری
@freuddism
❤1
Forwarded from کلمه و کاوش
بخش دوم گذر از ناخودآگاه فردی به ناخودآگاه جمعی است، جایی که راوی دیگر در جهان اثیری و نمادین سرگردان نیست، بلکه در واقعیت روزمرهای حضور دارد که به همان اندازه کابوسوار است. این بخش روایتی از گسست نهایی من است، جایی که سرکوبها، میلهای واپسرانده و تصویرهای ترسناک بخش اول به شکل چهرههای واقعی بازمیگردند. زن اثیری در اینجا جای خود را به لکاته میدهد؛ همان زن آرمانی که اکنون به کالبدی زمینی، فاسد و شهوانی تبدیل شده است. این دگردیسی نشاندهنده فروپاشی مکانیزم والایش و بازگشت میل سرکوبشده در شکل اولیه و غریزی آن است. لکاته، بازنمایی ابژهای است که دیگر در مقام آرمان نیست، بلکه بدل به سرچشمه نفرت، خشم و میل تملک میشود. راوی با کشتن او در واقع دست به قتل میل خود میزند؛ همان میل ممنوعهای که فراخود (در قالب پیرمرد یا وجدان اخلاقی) پیشتر او را از دستیابی به آن منع کرده بود. مرگ زن در این بخش نه تنها مرگ ابژه میل، بلکه مرگ خود سوژه است. از منظر روانکاوی فرویدی، راوی در وضعیت فروپاشی روانی یا پسرفت به مرحله پیشاُدیپی قرار دارد، جایی که تمایز میان خود و دیگری از میان میرود. پیرمرد خنزرپنزری در این بخش حضوری پررنگتر دارد و بهسان سایه یا جنبهی تاریک خود راوی (همزاد) عمل میکند. او همزمان نقش پدر، مرگ و وجدان را برعهده دارد و تکرار او در صحنههای مختلف نشانهی بازگشت امر سرکوبشده است. فضای داستان از نمادهای زوال، پوسیدگی و تکرار پر است، عناصر مرتبط با تاناتوس یا غریزه مرگ. خانهی تنگ و تاریک، اجساد، بوی تعفن و سایهها همه نشانههاییاند از درونیشدن مرگ و ناتوانی سوژه در جدایی از آن. راوی در پایان با نوشتن، تلاش میکند از این چرخهی ویرانگر رهایی یابد، اما نوشتن نیز به نوعی بازآفرینی همان وسواس است. در واقع، نوشتن در بوف کور نه درمان است و نه رهایی، بلکه بازنمایی مداوم زخم ناخودآگاه است. بوف کور در مجموع روایتی از شکاف انسان مدرن میان میل و قانون، زندگی و مرگ، و خودآگاه و ناخودآگاه است، شکافی که هیچگاه پر نمیشود.
#بوف_کور #صادق_هدایت #روانکاوی
@PsyLiteratur
#بوف_کور #صادق_هدایت #روانکاوی
@PsyLiteratur
ناخودآگاه و تصمیمگیری: از روانتحلیل تا عصبشناسی شناختی
مسئلهی تأثیر ناخودآگاه بر تصمیمگیری از بنیادیترین مباحث در پیوند میان روانتحلیل کلاسیک و علوم اعصاب مدرن است. فروید در آغاز قرن بیستم با جسارت گفت که بخش اعظم فعالیتهای روانی انسان از دسترس آگاهی خارج است. او ذهن را صحنهای میدانست که در آن نیروهای ناهشیار، تمایلات واپسرانده و تعارضهای درونی، رفتار ظاهراً منطقی فرد را هدایت میکنند. از این منظر، تصمیمگیری نه کنشی آزاد بلکه تبلور پویاییهای ناهشیار است.
دهههای اخیر با پیشرفت فناوریهای تصویربرداری عصبی، فرضیهی فروید مبنی بر تقدم ناخودآگاه بر آگاهی، رنگی تجربی یافته است. پژوهشهای لیبت (Libet, 1983) نشان داد که «پتانسیل آمادگی» در قشر حرکتی مغز چند صد میلیثانیه پیش از آن فعال میشود که فرد بهصورت آگاهانه تصمیم خود را گزارش کند. مطالعات بعدی با استفاده از fMRI و EEG نیز نشان دادهاند که نواحی چون ventromedial prefrontal cortex و amygdala پیش از شکلگیری قصد آگاهانه، الگوهای مشخصی از فعالیت را بروز میدهند. این یافتهها نشان میدهند که انتخابهای ما حاصل فرآیندهایی هستند که پیش از آگاهی آغاز میشوند و سپس ذهن آگاه صرفاً روایتی عقلانی برای آنها میسازد.
روانتحلیل این پدیده را در چارچوب مفهوم بازنماییهای ناهشیار تبیین میکند. هر تصمیم، حتی تصمیمی ظاهراً ساده، در بستر شبکهای از تداعیها، خاطرات و امیال سرکوبشده رخ میدهد. ذهن آگاه تنها سطحی از این فرایند را تجربه میکند، در حالی که بخش عمدهی محرکها در سطح پیشهشیار و ناهشیار باقی میمانند. از این منظر، آزادی اراده نه بهمعنای رهایی از ناخودآگاه، بلکه بهمعنای آگاهی تدریجی از نیروهای آن است.
پرسش اساسی اینجاست که آیا انسان میتواند بر این ساختار ناهشیار فائق آید؟ روانتحلیل پاسخ میدهد: تنها از طریق درک و بازشناسی محتواهای ناهشیار در بستر رابطهی تحلیلی است که امکان شکلگیری انتخابی نسبتاً آزاد پدید میآید. آزادی واقعی نه در فقدان ناخودآگاه، بلکه در آگاهی از حضور آن.
#فرویدیسم #روانکاوی #ناخودآگاه
@freuddism
مسئلهی تأثیر ناخودآگاه بر تصمیمگیری از بنیادیترین مباحث در پیوند میان روانتحلیل کلاسیک و علوم اعصاب مدرن است. فروید در آغاز قرن بیستم با جسارت گفت که بخش اعظم فعالیتهای روانی انسان از دسترس آگاهی خارج است. او ذهن را صحنهای میدانست که در آن نیروهای ناهشیار، تمایلات واپسرانده و تعارضهای درونی، رفتار ظاهراً منطقی فرد را هدایت میکنند. از این منظر، تصمیمگیری نه کنشی آزاد بلکه تبلور پویاییهای ناهشیار است.
دهههای اخیر با پیشرفت فناوریهای تصویربرداری عصبی، فرضیهی فروید مبنی بر تقدم ناخودآگاه بر آگاهی، رنگی تجربی یافته است. پژوهشهای لیبت (Libet, 1983) نشان داد که «پتانسیل آمادگی» در قشر حرکتی مغز چند صد میلیثانیه پیش از آن فعال میشود که فرد بهصورت آگاهانه تصمیم خود را گزارش کند. مطالعات بعدی با استفاده از fMRI و EEG نیز نشان دادهاند که نواحی چون ventromedial prefrontal cortex و amygdala پیش از شکلگیری قصد آگاهانه، الگوهای مشخصی از فعالیت را بروز میدهند. این یافتهها نشان میدهند که انتخابهای ما حاصل فرآیندهایی هستند که پیش از آگاهی آغاز میشوند و سپس ذهن آگاه صرفاً روایتی عقلانی برای آنها میسازد.
روانتحلیل این پدیده را در چارچوب مفهوم بازنماییهای ناهشیار تبیین میکند. هر تصمیم، حتی تصمیمی ظاهراً ساده، در بستر شبکهای از تداعیها، خاطرات و امیال سرکوبشده رخ میدهد. ذهن آگاه تنها سطحی از این فرایند را تجربه میکند، در حالی که بخش عمدهی محرکها در سطح پیشهشیار و ناهشیار باقی میمانند. از این منظر، آزادی اراده نه بهمعنای رهایی از ناخودآگاه، بلکه بهمعنای آگاهی تدریجی از نیروهای آن است.
پرسش اساسی اینجاست که آیا انسان میتواند بر این ساختار ناهشیار فائق آید؟ روانتحلیل پاسخ میدهد: تنها از طریق درک و بازشناسی محتواهای ناهشیار در بستر رابطهی تحلیلی است که امکان شکلگیری انتخابی نسبتاً آزاد پدید میآید. آزادی واقعی نه در فقدان ناخودآگاه، بلکه در آگاهی از حضور آن.
#فرویدیسم #روانکاوی #ناخودآگاه
@freuddism
❤1
Forwarded from روانآزمون
مطالعات fMRI و EEG نشان دادهاند که برخی نواحی مغز قبل از اینکه فرد تصمیمی را آگاهانه گزارش کند، فعال میشوند. از منظر روانکاوی، این یافته بیشتر با کدام مفهوم فروید همراستا است؟
Anonymous Quiz
11%
الف. واپسرانی
72%
ب. ناخودآگاه
7%
ج. مقاومت
9%
د. انتقال
❤1
Forwarded from روانآزمون
در تحلیل روانکاوانهی رابطهی میان فانتزی و میل، کدامیک از گزینههای زیر بیشترین تطابق را با دیدگاه لاکان دارد؟
Anonymous Quiz
20%
الف. فانتزی ساختاری است که از میل محافظت میکند تا سوژه با ابژهی واقعی میل روبهرو نشود.
27%
ب. فانتزی همان تحقق نمادین میل است که سوژه از طریق آن ابژه را در سطح واقعیت تجربه میکند.
21%
ج. فانتزی فرآیندی است که میل را از واقعیت جدا و به ناخودآگاه تبعید میکند.
32%
د. فانتزی سازوکار دفاعی من در برابر اضطراب ناشی از ناکامی در تحقق میل است.
251101_1920
My Recording
ارایه مقاله مفهوم ابژه و الگوهای انتخاب ابژه از جیکوب آرلو
چیست آنچه عشق مینامندش؟
اگر قرار بود این مقاله عنوان دیگری داشته باشد این نقل قول چروبینو نقاش میتوانست باشد.
در این مقاله، آرلو ابتدا به تعریف تاریخی اصطلاح ابژه می پردازد و سپس آن را از نظر رشدی تعریف میکند و فراز و نشیب های آن را باز میکند.
در انتها، به نقش همانندسازی با ابژه ها و فانتسی های ناخودآگاه در شکل گیری روابط عاشقانه می پردازد.
#آرلو #رادیوروان
منبع: کانال دکتر غضنفری
@radio_psy
چیست آنچه عشق مینامندش؟
اگر قرار بود این مقاله عنوان دیگری داشته باشد این نقل قول چروبینو نقاش میتوانست باشد.
در این مقاله، آرلو ابتدا به تعریف تاریخی اصطلاح ابژه می پردازد و سپس آن را از نظر رشدی تعریف میکند و فراز و نشیب های آن را باز میکند.
در انتها، به نقش همانندسازی با ابژه ها و فانتسی های ناخودآگاه در شکل گیری روابط عاشقانه می پردازد.
#آرلو #رادیوروان
منبع: کانال دکتر غضنفری
@radio_psy
ابژه کوچک a (petit objet a): عنصر گمشده در لکان
کاوشی در نظریه سوژه و میل
در روانکاوی ژاک لکان، مفهوم ابژه کوچک (Object petit a) یکی از پیچیدهترین و کلیدیترین عناصر برای درک نظریه میل (Desire) و ساختار سوژه (Subject) است. این ابژه نه یک شیء فیزیکی، بلکه یک "موضوع علت میل است.
ابژه a، نمایندهی آن فقدان بنیادین (Fundamental Lack) است که سوژه با ورود به "نظم نمادین (Symbolic Order) و پذیرش زبان، متحمل میشود. این فقدان، همان باقیمانده یا اضافهای است که هرگز نمیتواند به طور کامل در ساختارهای زبانی بیان یا جایگزین شود.
ویژگیهای اساسی ابژه a:
۱. علتساز میل: ابژه a نه هدف میل (آنچه سوژه میخواهد)، بلکه عاملی است که باعث میشود سوژه بخواهد. میل همواره حول این فقدان میچرخد، نه برای یافتن ابژه، بلکه برای بازسازی آن.
۲. نایافتنی و گمشده: ابژه a همان چیزی است که هنگام شکافته شدن (Spaltung) سوژه از واقعیت اولیه (Real) و ورود به ساحت زبان، از دست میرود. این ابژه هرگز نمیتواند بازیابی شود، اما محرک دائمی جستجوی سوژه است.
۳. تجلیها: ابژه a در چندین تجلی ساختاری ظاهر میشود؛ از جمله: نگاه (The Gaze)، صدا (The Voice)، پستان (The Breast) و مدفوع (Feces). این تجلیها بخشهای جدا شده از بدن هستند که در نهایت به عنوان اضافی باقی میمانند.
در نتیجه، ابژه کوچک a، هستهی تراژدی وجودی سوژه است؛ نقطهای که در آن میل ابدی به پر کردن یک حفرهی غیرقابل پر کردن، تعریف میشود. فهم این مفهوم برای درک عمیقتر تفاوتهای ساختاری بین روانپریشی، نوروز و انحراف ضروری است.
#لکان #روانکاوی #ابژه_a #فرویدیسم
@freuddism
کاوشی در نظریه سوژه و میل
در روانکاوی ژاک لکان، مفهوم ابژه کوچک (Object petit a) یکی از پیچیدهترین و کلیدیترین عناصر برای درک نظریه میل (Desire) و ساختار سوژه (Subject) است. این ابژه نه یک شیء فیزیکی، بلکه یک "موضوع علت میل است.
ابژه a، نمایندهی آن فقدان بنیادین (Fundamental Lack) است که سوژه با ورود به "نظم نمادین (Symbolic Order) و پذیرش زبان، متحمل میشود. این فقدان، همان باقیمانده یا اضافهای است که هرگز نمیتواند به طور کامل در ساختارهای زبانی بیان یا جایگزین شود.
ویژگیهای اساسی ابژه a:
۱. علتساز میل: ابژه a نه هدف میل (آنچه سوژه میخواهد)، بلکه عاملی است که باعث میشود سوژه بخواهد. میل همواره حول این فقدان میچرخد، نه برای یافتن ابژه، بلکه برای بازسازی آن.
۲. نایافتنی و گمشده: ابژه a همان چیزی است که هنگام شکافته شدن (Spaltung) سوژه از واقعیت اولیه (Real) و ورود به ساحت زبان، از دست میرود. این ابژه هرگز نمیتواند بازیابی شود، اما محرک دائمی جستجوی سوژه است.
۳. تجلیها: ابژه a در چندین تجلی ساختاری ظاهر میشود؛ از جمله: نگاه (The Gaze)، صدا (The Voice)، پستان (The Breast) و مدفوع (Feces). این تجلیها بخشهای جدا شده از بدن هستند که در نهایت به عنوان اضافی باقی میمانند.
در نتیجه، ابژه کوچک a، هستهی تراژدی وجودی سوژه است؛ نقطهای که در آن میل ابدی به پر کردن یک حفرهی غیرقابل پر کردن، تعریف میشود. فهم این مفهوم برای درک عمیقتر تفاوتهای ساختاری بین روانپریشی، نوروز و انحراف ضروری است.
#لکان #روانکاوی #ابژه_a #فرویدیسم
@freuddism
❤1
Forwarded from روانآزمون
کدام گزینه به درستی تفاوت اصلی رویکرد سازندهگرایی (Constructivism) و رویکرد ساختگرایی اجتماعی (Social Constructionism) را در زمینه نظریه رواندرمانی و شناختشناسی بیان میکند؟
Anonymous Quiz
55%
الف. سازندهگرایی: تمرکز بر فرآیندهای ذهنی، ساختگرایی اجتماعی: تمرکز بر تعاملات بینفردی.
19%
ب. سازندهگرایی: رویکرد عینیگرایانه، ساختگرایی اجتماعی: رویکرد پدیدارشناختی محض.
12%
ج. سازندهگرایی: واقعیت عینی را میپذیرد، ساختگرایی اجتماعی: واقعیت عینی را رد میکند.
14%
د. سازندهگرایی: فقط برای درمان فردی است، ساختگرایی اجتماعی: فقط برای درمان گروهی است.
وقتی ناخودآگاه برای یک ثانیه کنترل را بهدست میگیرد
۱. فروید لغزش زبان را نه اشتباه، بلکه عمل موفق ناخودآگاه میدانست.
لحظهای که در آن تمنا، مقاومت یا تعارض سرکوبشده از میان واژهها بالا میکشد.
۲. روانکاوی مدرن نشان میدهد که لغزشها فقط خطاهای گفتاری نیستند،
بلکه الگوهای دقیق انتقال را آشکار میکنند:
مراجع چگونه رابطهاش با درمانگر را ناخودآگاه بازنمایی میکند؟ کدام کشمکشهای کودکی در قالب یک واژه ظاهر میشود؟
۳. لکان این پدیده را یک رخداد زبانی میدانست:
جایی که سوژه برای یک لحظه از زبان میافتد و دیگری نمادین جای او حرف میزند. آن واژه اشتباهی، دقیقا همان چیزی است که نباید گفته شود، اما گفته میشود.
۴. تکنیک بالینی:
تحلیلگر لغزش را اصلاح نمیکند، بلکه مکث درمانی ایجاد میکند تا سوژه در شکاف میان گفتن و نگفتن چیزی را بشنود.
این مکث، فراخوانی به ناخودآگاه است: چه چیزی در تو میخواست گفته شود، اما مجاز نبود؟
۵. لغزشها در سه نقطه حساس جلسات بیشتر رخ میدهند:
لحظههای مقاومت شدید لحظههای انتقال مثبت یا منفی هنگام نزدیک شدن به یک حقیقت دردناک شخصی
۶. جمله معروف فروید:
در ناخودآگاه هیچ تصادفی وجود ندارد. هر لغزش، یک نقشهبرداری کوچک از ساختار روان است.
۷. نتیجه روانکاوانه:
لغزش، نه خطا، بلکه فرصت است. لحظهای که پرده کنار میرود و سوژه برای یک ثانیه چهره تمنای واقعی خود را نشان میدهد.
#فرویدیسم #فروید #لغزش_کلامی
@freuddism
۱. فروید لغزش زبان را نه اشتباه، بلکه عمل موفق ناخودآگاه میدانست.
لحظهای که در آن تمنا، مقاومت یا تعارض سرکوبشده از میان واژهها بالا میکشد.
۲. روانکاوی مدرن نشان میدهد که لغزشها فقط خطاهای گفتاری نیستند،
بلکه الگوهای دقیق انتقال را آشکار میکنند:
مراجع چگونه رابطهاش با درمانگر را ناخودآگاه بازنمایی میکند؟ کدام کشمکشهای کودکی در قالب یک واژه ظاهر میشود؟
۳. لکان این پدیده را یک رخداد زبانی میدانست:
جایی که سوژه برای یک لحظه از زبان میافتد و دیگری نمادین جای او حرف میزند. آن واژه اشتباهی، دقیقا همان چیزی است که نباید گفته شود، اما گفته میشود.
۴. تکنیک بالینی:
تحلیلگر لغزش را اصلاح نمیکند، بلکه مکث درمانی ایجاد میکند تا سوژه در شکاف میان گفتن و نگفتن چیزی را بشنود.
این مکث، فراخوانی به ناخودآگاه است: چه چیزی در تو میخواست گفته شود، اما مجاز نبود؟
۵. لغزشها در سه نقطه حساس جلسات بیشتر رخ میدهند:
لحظههای مقاومت شدید لحظههای انتقال مثبت یا منفی هنگام نزدیک شدن به یک حقیقت دردناک شخصی
۶. جمله معروف فروید:
در ناخودآگاه هیچ تصادفی وجود ندارد. هر لغزش، یک نقشهبرداری کوچک از ساختار روان است.
۷. نتیجه روانکاوانه:
لغزش، نه خطا، بلکه فرصت است. لحظهای که پرده کنار میرود و سوژه برای یک ثانیه چهره تمنای واقعی خود را نشان میدهد.
#فرویدیسم #فروید #لغزش_کلامی
@freuddism
❤1
Forwarded from سینمای روانشناسی
ایثار
آندره تارکوفسکی (۱۹۸۶)
ایثار روایتی از اضطراب اگزیستانسیال انسان مدرن است، انسانی که میان عقل، ایمان و ترس از فروپاشی جهان گرفتار شده. الکساندر، شخصیت اصلی فیلم، با تهدید جنگ هستهای وارد بحرانی روانی میشود که ساختار معنایی زندگیاش را فرو میریزد.
از منظر روانشناسی تحلیلی، او در مواجهه با سایهی خود قرار دارد: ترس، ناتوانی و بیمعنایی. عقل و فرهنگ دیگر کارکرد دفاعی ندارند و ذهن، برای بقا، به کنش آیینی و ایثارگرانه پناه میبرد، ایثاری که نه از قدرت، بلکه از درماندگی مطلق زاده میشود.
سکوتهای طولانی، ریتم کند و قابهای ایستا، بازتاب ذهن گسسته و مضطرب شخصیت اصلیاند، ذهنی که تنها با قربانیکردن منِ قدیمی امکان تحول را میجوید.
در ایثار، کنش انسانی حاصل تعادل نیست، حاصل بحران است. شخصیت اصلی در نقطهای تصمیم میگیرد که روان دیگر تابِ بیمعنایی را ندارد. تارکوفسکی ایثار را نه فضیلت اخلاقی، بلکه مکانیزمی روانی برای بازسازی معنا و جلوگیری از فروپاشی درونی تصویر میکند.
#فیلم_روانشناسی #ایثار #تارکوفسکی
@cinepsy
آندره تارکوفسکی (۱۹۸۶)
ایثار روایتی از اضطراب اگزیستانسیال انسان مدرن است، انسانی که میان عقل، ایمان و ترس از فروپاشی جهان گرفتار شده. الکساندر، شخصیت اصلی فیلم، با تهدید جنگ هستهای وارد بحرانی روانی میشود که ساختار معنایی زندگیاش را فرو میریزد.
از منظر روانشناسی تحلیلی، او در مواجهه با سایهی خود قرار دارد: ترس، ناتوانی و بیمعنایی. عقل و فرهنگ دیگر کارکرد دفاعی ندارند و ذهن، برای بقا، به کنش آیینی و ایثارگرانه پناه میبرد، ایثاری که نه از قدرت، بلکه از درماندگی مطلق زاده میشود.
سکوتهای طولانی، ریتم کند و قابهای ایستا، بازتاب ذهن گسسته و مضطرب شخصیت اصلیاند، ذهنی که تنها با قربانیکردن منِ قدیمی امکان تحول را میجوید.
در ایثار، کنش انسانی حاصل تعادل نیست، حاصل بحران است. شخصیت اصلی در نقطهای تصمیم میگیرد که روان دیگر تابِ بیمعنایی را ندارد. تارکوفسکی ایثار را نه فضیلت اخلاقی، بلکه مکانیزمی روانی برای بازسازی معنا و جلوگیری از فروپاشی درونی تصویر میکند.
#فیلم_روانشناسی #ایثار #تارکوفسکی
@cinepsy
❤1
Forwarded from روانآزمون
کسبوکار آماده تلگرام با درآمد ماهانه
سلام
یک پکیج شامل ۱۶ کانال فعال تلگرام با مجموع ۱۶۰k ممبر و درآمد ماهانه ۲۵–۳۰ میلیون تومان آماده فروش است.
● تحویل کامل با محتوا و مدیریت آماده
● گزارش شفاف درآمد موجود
● مناسب برای کسبوکار درآمدزا بدون دردسر راهاندازی
برای دریافت جزئیات و مشاهده گزارش، لطفاً پیام دهید.
@Hozhabrian
📞 09179711208
سلام
یک پکیج شامل ۱۶ کانال فعال تلگرام با مجموع ۱۶۰k ممبر و درآمد ماهانه ۲۵–۳۰ میلیون تومان آماده فروش است.
● تحویل کامل با محتوا و مدیریت آماده
● گزارش شفاف درآمد موجود
● مناسب برای کسبوکار درآمدزا بدون دردسر راهاندازی
برای دریافت جزئیات و مشاهده گزارش، لطفاً پیام دهید.
@Hozhabrian
📞 09179711208
Forwarded from فروشگاه روانشناسی
پکیج کامل «کتابها و پروتکلهای روانشناسی» موجودی کامل کانال فروشگاه
@psycshop
✅ ۱۵۰ فایل PDF بهروز به زبان انگلیسی مخصوص درمانگران، دانشجوها، پژوهشگرها و هرکسی که دنبال منابع حرفهای و واقعیه.
ارزش واقعی پکیج:۲۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
قیمت با #تخفیف ویژه: ۳۴۹,۰۰۰ تومان
شامل:
🟢 پروتکلهای درمانی بهروز
🟢 راهنماهای بالینی، ورکبوکها و فرمهای تخصصی
🟢 کتابهای مرجع رواندرمانی و نوروساینس
🟢 منابعی که معمولاً یا گیر نمیاد یا باید دونهای بخری
🎁 چرا این پکیج ارزشمنده؟
چون وقتت رو از جمع کردن فایلهای پراکنده، نسخههای ناقص و PDFهای تکراری نجات میده. هرچی لازم داری یکجا و مرتب.
برای دریافت، پیام بده 👇
@Hozhabrian
@Hozhabrian
@psycshop
✅ ۱۵۰ فایل PDF بهروز به زبان انگلیسی مخصوص درمانگران، دانشجوها، پژوهشگرها و هرکسی که دنبال منابع حرفهای و واقعیه.
ارزش واقعی پکیج:
قیمت با #تخفیف ویژه: ۳۴۹,۰۰۰ تومان
شامل:
🟢 پروتکلهای درمانی بهروز
🟢 راهنماهای بالینی، ورکبوکها و فرمهای تخصصی
🟢 کتابهای مرجع رواندرمانی و نوروساینس
🟢 منابعی که معمولاً یا گیر نمیاد یا باید دونهای بخری
🎁 چرا این پکیج ارزشمنده؟
چون وقتت رو از جمع کردن فایلهای پراکنده، نسخههای ناقص و PDFهای تکراری نجات میده. هرچی لازم داری یکجا و مرتب.
برای دریافت، پیام بده 👇
@Hozhabrian
@Hozhabrian
Forwarded from فروشگاه کانال و گروه تلگرامی
فرصت استثنایی برای مدرسان و فعالان حوزه روانشناسی
فروش کامل مجموعه بزرگ کانالهای روانشناسی با بیش از ۱۶۰ هزار ممبر.
۱۶ کانال تخصصی روانشناسی در حوزههای مختلف. به همراه ۲ پیج اینستاگرامی
دارای هویت بصری مستقل و درآمدزایی فعال و روزانه.
یک ماه پشتیبانی پس از فروش
#نصف_قیمت
برای کسب اطلاعات بیشتر با آیدی زیر تماس بگیرید:
@Hozhabrian
واتساپ:
09360259562
.
فروش کامل مجموعه بزرگ کانالهای روانشناسی با بیش از ۱۶۰ هزار ممبر.
۱۶ کانال تخصصی روانشناسی در حوزههای مختلف. به همراه ۲ پیج اینستاگرامی
دارای هویت بصری مستقل و درآمدزایی فعال و روزانه.
یک ماه پشتیبانی پس از فروش
#نصف_قیمت
برای کسب اطلاعات بیشتر با آیدی زیر تماس بگیرید:
@Hozhabrian
واتساپ:
09360259562
.
Forwarded from روانآزمون
افراد وقتی با اطلاعات متناقض درباره کسی مواجه میشوند، احتمال نسبت دادن رفتار او به شخصیتش افزایش مییابد. این پدیده کدام است؟
Anonymous Quiz
5%
الف. حافظه فعال
57%
ب. سوگیری اسناد بنیادی
29%
ج. ناهماهنگی شناختی
9%
د. اثر چارچوببندی