زبان عمومی ارشد و دکتری زیر ذره بین – Telegram
زبان عمومی ارشد و دکتری زیر ذره بین
38.5K subscribers
1.07K photos
64 videos
283 files
1.29K links
زبان عمومی زیر ذره‌بین
تحت هدایت علمی دکتر جهانشاهی و دکتر یوسف‌زاده
بر اساس مرجع اصلی زبان
کتاب زبان زیر ذره بین؛ چاپ نگاه دانش
Instagram.com/GeneralEnglish
کلاس @GeneralEnglishClass
برنامه @GeneralEnglishPlan
آی‌دی @ZabanZireZarrebin
YouTube.com/@GEUS
Download Telegram
​​​​ تفاوت beside و besides با زبان زیر ذره‌بین

🔹 خیلی شبیه‌ان، اما معنی و نقش‌شون فرق داره:
- beside =
کنارِ/نزدیکِ (حرف اضافه)
- besides =
علاوه برِ / غیر ازِ (حرف اضافه)؛ و همچنین «گذشته از این/به‌علاوه» (قید جمله)

🔸 beside + noun = «کنارِ/در کنارِ»
✔️ She sat beside me.
اون کنارِ من نشست.
✔️ Put your bag beside the chair.
کیفت رو کنارِ صندلی بذار.

عبارات رایج:
✔️ beside the point = بی‌ربط/بی‌اهمیت
✔️ be beside oneself with joy/anger = از خوشحالی/عصبانیت از کوره در رفتن

beside of (نادرست)

🔸 besides (حرف اضافه) = «علاوه برِ / غیر ازِ»
✔️ Besides English, she speaks Azeri.
علاوه برِ انگلیسی، آذری هم بلده.
✔️ No one came besides Ali.
غیر ازِ علی، کسی نیومد. (در جمله منفی/مفهوم نفی = «except»)

besides + noun/pronoun/gerund
✔️ Besides working full-time, he studies at night.
علاوه برِ تمام‌وقت کار کردن، شب‌ها درس می‌خونه.

🔸 besides (قید جمله) = «گذشته از این/به‌علاوه»
✔️ It’s late; besides, I’m tired.
دیره؛ گذشته از این، من خسته‌ام هستم.

🔻 خطاهای رایج:
She sat besides me. (می‌خوای بگی «کنارم»)
She sat beside me.
Beside English, she speaks Kurdish.
Besides English, she speaks Kurdish.
Besides to work at night… (نادرست)
Besides working at night…

نکات به‌خاطر‌سپاری:
- beSide = Side-by-side → beside = کنارِ
- beside بدون s = فقط کنار
- besides با s =
یه «چیز اضافی» می‌اره → «علاوه برِ»؛ در منفی = «غیر ازِ/except»

🔻 مقایسهٔ سریع:
✔️ She was sitting beside me. (= کنارِ من)
✔️ Besides me, two others were invited. (= علاوه برِ من)
✔️ No one besides us knew about it. (= غیر ازِ ما)

جمع‌بندی زبان زیر ذره‌بینی:
📍 beside + N = کنارِ/نزدیکِ
📍 besides + N/V-ing = علاوه برِ (در منفی: غیر ازِ)
📍 besides, … = گذشته از این/به‌علاوه (قید جمله)
📍 نادرست‌ها: beside of / besides to V

برای آموزش‌های بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
25👍6🔥3
این مصاحبه دو کارگردان بزرگ سینمای جهان، مارتین اسکورسیزی و جعفر پناهی رو امروز دیدم:
🌀 https://www.youtube.com/watch?v=1tav1MUblM4

خانم مترجم رو نمی‌شناسم اما با اختلاف یکی از بهترین برگردان‌های فارسی به انگلیسی‌ای بود که من دیده بودم... برای همین گفتم اینجا قرار بدم و توصیه می‌کنم که شما هم تماشا کنین و به انتخاب لغات هم دقت کنین که چقدر به‌جا بودند...
البته اشکالات اندک هم داشت مثلاً shuffle رو یه جا گویا shuttle شنیدن و سؤال سوخت رفت اما بعد از یک ساعت مصاحبه، خیلی طبیعی بود. واقعاً دستمریزاد می‌گم بهشون. فارغ از محتوا، من‌باب یادگیری زبان، دیدن این مصاحبه رو توصیه می‌کنم. سرعت مصاحبه و حرف زدن هم پایینه و این شنیداری شما رو (هرچند قوی هم نباشه) اذیت نخواهد کرد.

در انتها هم اضافه کنیم که درگذشت استاد فقید، ناصر تقوایی، هم غمی بزرگ برای جامعه سینمایی ایرانه. یادشون همیشه سبز خواهد بود.
36👍8🔥6
​​​​​​​​چه منبعی برای واژگان انگلیسی بخونم که فارغ از آزمون، برای همیشه مشکل لغاتم حل شه؟

🌀 https://youtu.be/kWS6eZmHGho

این ویدئوی خیلی کوتاه ۱۰دقیقه‌ای قراره پاسخی باشه به سوال بالا.‌ اینجا قصد ندارم فقط یک کتاب رو معرفی کنم، بلکه می‌خوام قدم به قدم با هم بررسی کنیم که یک منبع ایده‌آل برای یادگیری عمیق و کاربردی واژگان زبان انگلیسی باید چه مشخصاتی داشته باشه.

اگه شما هم از اون دسته افرادی هستید که:
هزاران لغت حفظ کردید و به محض دیدن یک متن جدید، تازه متوجه می‌شید کلی لغت هست که بلد نیستید.
دنبال یک منبع هستید که نه تنها لغات رو آموزش بده، بلکه استفاده صحیح از اون‌ها رو هم یاد بده.
برای آزمون‌های مهمی مثل کنکور ارشد، دکتری، آیلتس (IELTS)، تافل (TOEFL) یا سایر آزمون‌های زبان عمومی مثل MSRT، EPT، TOLIMO، MHLE و UTEPT آماده می‌شید.
... این ویدئو برای شماست!

تو این ویدئو به صورت تحلیلی ۱۴ ویژگی کلیدی یک کتاب واژگان استاندارد رو بررسی می‌کنیم، از جمله:
❇️ جامعیت فهرست لغات: چطور مطمئن شویم لغات پرکاربرد و ضروری را پوشش می‌ده و لغت زائد نداره؟ همینطور از لغت ساده تا پیشرفته رو پوشش بده.
❇️ مثال‌های کاربردی و روان: فرق بین حفظ کردن و درک کردن یک لغت در چیست؟
❇️ ترجمه دقیق و شفاف: چرا یک ترجمه خوب به اندازه خود لغت اهمیت دارد؟
❇️ ذکر مترادف و متضاد عملی: چگونه دایره لغات فعال خود را گسترش دهیم؟
❇️ آموزش تلفظ صحیح (فونِتیک): تلفظ صحیح چطور به یادگیری کمک می‌کند؟
❇️ ریشه‌شناسی (Etymology): چرا آموزش ریشه، پیشوند و پسوند یک مهارت ضروری است؟
❇️ سیستم مرور و آزمون منظم: یک کتاب چطور می‌تواند فرآیند تثبیت لغات در حافظه بلندمدت را تضمین کند؟
❇️ داستان و فایل صوتی دقیق: چرا گوش دادن به لغات در دل داستان از خواندنشان به شما کمک بیشتری خواهد کرد؟

در پایان این تحلیل جامع، کتابی رو به شما معرفی خواهم کرد که تمام این ۱۴ ویژگی را یکجا در خود جمع کرده.

این ویدئو نه یک تبلیغ، بلکه یک معیار علمی برای انتخاب منبع شماست. با دیدن این ویدئو، دیگر سردرگم نخواهید بود که چه کتابی بخوانید تا واقعاً نتیجه بگیرید.
🌀 https://youtu.be/kWS6eZmHGho

ممنون می‌شم ویدیو رو لایک کنید که کمک شایانی به دیده شدنش خواهد کرد.
22👍10🔥3
​​چطوری تو فرصت کوتاه باقیمانده تا کنکور دکتری باید زبان خوند؟

توجه: داوطلبان ارشد سه ماه بیشتر از دکتری وقت دارن. پس این ویدئو برای اونا نیست.
ویدئوی زیر خیلی کامل مسیر درست مطالعه زبان رو چهار ماه مونده به کنکور دکتری بهتون می‌گه. چه برای واژگان، چه گرامر و چه درک مطلب. یادتون نره که این مهارت‌ها درهم‎تنیده هستن.
این ویدئو، آموزش مطالعه بهینه زبان در فرصت کمه. هرچند کسی که بالای ۵ ماه فرصت داره (داشته)، هرگز نباید اینطوری بخونه و باید طبق توضیحات کانال @GeneralEnglishPlan بیاد جلو. این فقط برای افرادی هست که حداقل ۵ تا ۶ هفته از برنامه هفتگی ما عقب هستن و داوطلب دکتری هستند. اگه فاصله‌تون با ما کم‌تر از اینهاست، اصلاً ویدئو رو نبینید. مخاطب این ویدئو اون عزیزانی هستن که یا شروع نکردن، یا اوایل کار هستن.

فهرست مطالب:
مقدمه
این ویدئو برای چه کسانی مناسب نیست؟
برنامه رایگان هفتگی مطالعه زبان
از کجا شروع کنیم؟
هفته ۱ تا ۴ برنامه بصورت فشرده
هفته ۵ تا ۷ برنامه بصورت فشرده
هفته ۸ به بعد بصورت فشرده (لغت پرتکرارخوانی)
معایب کار چیه؟
چند تا تست زبان توی کنکور ارشد و دکتری میاد؟
گرامر رو چی کار کنم؟
درک مطلب رو چی کار کنم؟
کی و از کدوم منبع تست بزنیم؟
چرا باید زبان رو توی کنکور پاسخ داد؟

لینک مشاهده ویدئو
🌀 https://youtu.be/pFCjaad8kto

اگه هم مطلب رو دوست داشتید، برای دوستان کنکوری خودتون یا توی گروه‌های دانشجویی بفرستید که بدونن چطور باید در زمان باقیمانده بخونن. اگه تونستید لایک کنین و کامنت بذارید هم که دیگه نور علی نور می‌شه.
19🔥7👍4
​​ تفاوت adept / adopt / adapt با زبان زیر ذره‌بین

🔹 سه تا واژه‌ی شبیه، با معانی کاملاً متفاوت:
- adept (adj/n) = ماهر/زبده
- adopt (v) = پذیرفتن/به‌کارگرفتن/به فرزندی پذیرفتن/تصویب کردن
- adapt (v) = وفق دادن/سازگار کردن

🔸 adept = «ماهر/زبده» (گاهی اسم: یک فرد ماهر)
be adept at + N/V-ing
✔️ She is adept at data analysis.
اون در تحلیل داده ماهره.
✔️ As a designer, he’s truly adept.
به‌عنوان طراح واقعاً زبده‌ست.
She is adept to data analysis. (نادرست → at)

🔸 adopt = «پذیرفتن/به‌کارگرفتن/به فرزندی پذیرفتن»
object می‌گیرد (مفعول مستقیم)
✔️ The company adopted a new policy.
شرکت یک سیاست جدید پذیرفت/اتخاذ کرد.
✔️ They decided to adopt a child.
اونا تصمیم گرفتن یک بچه رو به فرزندی بپذیرن.
✔️ We adopted this method last year.
ما پارسال این روش رو به‌کار گرفتیم.

🔸 adapt = «وفق دادن/سازگار شدن/کردن»
adapt to (سازگار شدن با) |
adapt for/from (اقتباس/تغییر برای/از)
✔️ You must adapt to change.
باید با تغییر سازگار بشی.
✔️ They adapted the book for a film.
کتاب رو برای فیلم اقتباس کردن.
✔️ This tool was adapted from a medical device.
این ابزار از یک وسیله‌ی پزشکی بازتبدیل شده/الگو گرفته.

🔻 خطاهای رایج (با اصلاح):
We adopt to the new environment.
We adapt to the new environment.
She is adept in Python.
She is adept at Python.
The app was adopted for kids. (منظور تغییر دادن)
The app was adapted for kids.

طریقه حفظ کردن:
- adEpt ≈ ExpErT → adept =
ماهر/کاربلد
- adOpt = Own/Option → adopt =
«برگزیدن/مالک‌شدن» (به فرزندی پذیرفتن/پذیرفتن یک سیاست)
- adApt = Apt (مناسب) → adapt =
«مناسب/سازگار کردن»

🔸 خانواده این واژگان (بدرد بخوره):
- adeptness (مهارت)
- adoption, adopted (به‌فرزندی‌خواندن/اتخاذشده)
- adapt, adaptation, adaptable, adaptability (سازگاری/قابل‌سازگار)

جمع‌بندی زبان زیر ذره‌بینی:
📍 adept at = ماهر در …
📍 adopt + object = پذیرفتن/به‌کارگرفتن/به فرزندی پذیرفتن
📍 adapt to/for/from = سازگار شدن با / برایِ … تغییر دادن / اقتباس از …

برای آموزش‌های بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
25🔥7👍6
​​ ساختارهای To my surprise / disappointment / … با زبان زیر ذره‌بین

🔹 این‌ها یک «عبارت احساسی» هستن که قبل/وسط جمله میان و احساس گوینده رو نسبت به جمله بیان می‌کنن:
to + my/your/his/her/our/their + (اسمِ احساس) + , S + V

🔸 الگو (پایه)
✔️ To my surprise, he called me.
به تعجب من، اون زنگ زد. (= باعث تعجبم شد که زنگ زد)
✔️ To my disappointment, the class was canceled.
مایهٔ ناامیدی من شد که کلاس لغو شد.
✔️ He, to my relief, agreed.
اون—که باعث آسودگی‌خاطرم شد—قبول کرد.

🔸 شدت‌دهنده‌ها
✔️ Much to my surprise, she passed!
به‌شدت جای تعجب داشت که قبول شد!
✔️ To our great disappointment, they refused.
مایهٔ ناامیدیِ شدید ما شد که رد کردن.

🔸 جملهٔ اصلیِ پشت پرده (تبدیل معنایی)
I was surprised that S → To my surprise, S
I was disappointed that S → To my disappointment, S
I was relieved that S → To my relief, S

🔸 ترکیب‌های پرتکرار (با راهنمای ترجمه)
✔️ to my surprise → «باعث تعجبم شد که…»
✔️ to my disappointment → «مایهٔ ناامیدی/دلخوری‌م شد که…»
✔️ to my chagrin → «باعث سرافکندگی/رنجشم شد که…»
✔️ to my regret → «مایهٔ پشیمانی‌م شد که…»
✔️ to my relief → «باعث شد خیالم راحت بشه که…»
✔️ to their horror → «باعث وحشت‌شون شد که…»
✔️ to his delight → «مایهٔ خوشحالی‌ش شد که…»
✔️ to our astonishment → «باعث شگفتی‌مون شد که…»
✔️ to her annoyance → «باعث ناراحتی/کلافگی‌ش شد که…»

🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
To me surprise
To my surprise

To my surprisingly / To my surprised
To my surprise / To my disappointment (اسمِ احساس بیارین نه صفت)

To my surprise that he came
To my surprise, he came. / I was surprised that he came.

With my surprise, …
To my surprise, …

Much to my very great surprise (افراط در شدت‌دهنده‌ها)
Much to my surprise / To my great surprise (یکی رو انتخاب کن)

🔸 نکات نگارشی
- اگر این عبارت اول جمله بیاد، بعدش «,» میاد:
✔️ To my surprise, …
- می‌تونه وسط جمله هم بیاد و بین دو کاما بیاد:
✔️ He, to my regret, left early.

جمع‌بندی زبان زیر ذره‌بینی:
📍 ساختار: to + (poss.) + (noun of feeling) + , + جمله
📍 اسم‌های احساسی رایج: surprise, disappointment, relief, regret, horror, delight, amazement, annoyance, embarrassment, shock
📍 تبدیل سریع: I was X that S → To my X, S
📍 شدت: much to my X / to my great X

برای آموزش‌های بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
18👍10🔥2
استوری‌های روزانه اینستاگرام ما رو مرور می‌کنین؟
بهترین مسیر برای مرور لغات و دیدن مثال‌های تازه. محدود به لغات هم نیست و کلی تست گرامر در اونجا داریم.
🌀 Instagram.com/generalenglish
مطالب اونجا انحصاری هستند و جای دیگه پیدا نمی‌شن. استوری‌ها ذخیره نمی‌شه و برای افرادی هستن که روزی یکبار وقت می‌ذارن و اونا رو تماشا می‌کنند...
تمام مطالب اصیل، تازه و بدون کپی شدن از جایی هستند. دقت کنید که اکانت ما در اونجا تیک آبی داره و اکانت اشتباهی دنبال نکنید.
21👍3🔥3
​​ تفاوت no و not با زبان زیر ذره‌بین

🔹 هر دو برای منفی کردن میان؛ فرق اصلی:
- no = قبل از «اسم» میاد: یعنی «هیچ/صفر»
- not = بقیه‌جاها: فعل/صفت/قید/اسمِ بعد از be و … (با فعل کمکی)

---

🔸 no + noun
✔️ There is no coffee.
هیچ قهوه‌ای نیست.
✔️ No students were late.
هیچ دانشجویی دیر نکرد.

= معادلِ not any:
✔️ There isn’t any coffee.
✔️ Not any students were late. (رسمی/بسیار کم‌کاربرد)

نکتهٔ لحن کلام: no کوتاه‌تر و «قوی‌تر» از not anyه.

---

🔸 not + verb / adjective / adverb / noun (بعد از be)
✔️ I do not (don’t) like it. (فعل)
دوستش ندارم.
✔️ She is not happy. (صفت)
اون خوشحال نیست.
✔️ He spoke not very clearly. (قید)
خیلی واضح حرف نزد.
✔️ She is not a doctor. (اسم بعد از be)
اون دکتر نیست. (در واقع با فعل to be اومده نه اسم)

I no like it. → I do not like it.

---

🔸 ضمایر/قیدهای منفی با no
✔️ No one / nobody called.
هیچ‌کس زنگ نزد.
✔️ I have nothing to say.
هیچی واسه گفتن ندارم.
✔️ There’s nowhere to sit.
هیچ جایی برای نشستن نیست.

= معادل not … any:
✔️ Not anyone called.
(درست‌تره بگیم: Nobody/No one called)
✔️ I don’t have anything to say.
✔️ There isn’t anywhere to sit.

---

🔸 no longer = not … anymore
✔️ He is no longer here.
✔️ He isn’t here anymore.
دیگه اینجا نیست.

🔸 no more (هیچ دیگه / بیشتر نه)
✔️ No more cookies!
بیسکویت دیگه بسه!
(با «مقایسه»: no more/less than = نه بیشتر/کمتر از)

---

🔸 در تابلوها و قوانین: no + V-ing
✔️ No smoking / No parking / No photos.
کشیدن سیگار/پارک کردن/عکس‌برداری ممنوع.

---

🔸 no با اسم برای تأکید/قضاوت
✔️ He is no expert. (= اصلاً کارشناس نیست/خوب نیست)
✔️ She’s no fool. (= زرنگه، احمق نیست)

در مقابل:
He is not a expert. (غلط → a expert ✖️)
✔️ He is not an expert. (درسته، خنثی‌تر از «no expert»)

---

🔸 الگوهای پرکاربرد
✔️ It’s no use / no good doing that.
فایده‌ای نداره این کارو بکنی.
✔️ There’s no point in waiting.
فایده‌ای نداره منتظر بمونی.
✔️ By no means is this easy. (رسمی/تأکیدی)
به هیچ‌وجه آسون نیست.

---

🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
I don’t have no money. (دو منفی)
I don’t have any money. / I have no money.
She is no happy.
She is not happy. / She has no happiness. (غیرطبیعی)
Nobody didn’t come. (دو منفی)
Nobody came. / No one came. / Not anyone came. (بهتر: Nobody came)


جمع‌بندی زبان زیر ذره‌بینی:
📍 no + noun | no one/nobody/nothing/nowhere
📍 تابلوها: no + V-ing
📍 not با فعل/صفت/قید/اسمِ بعد از be
📍 no longer = not … anymore
📍 «دو منفی» رو کنار هم نیار: don’t … any / have no …

برای آموزش‌های بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
20👍3🔥3
​​​​​​​​🎓 دوشنبه ۵ آبان، آخرین فرصت تخفیف ۳۰ درصدی ویدئوهای آموزش زبان برای کنکور ارشد و دکتری کلیه رشته‌ها

🔔 اگه داوطلب کنکور ارشد یا دکتری هستین و می‌خواین زبان عمومی رو کامل و اصولی جمع‌بندی کنین، این تخفیف رو از دست ندین: تخفیف ۳۰٪ تا ۵ آبان.
این دوره‌ها تو برنامه رایگان ما به‌صورت اختیاری معرفی می‌شن و مکمل خوبی برای مطالعه‌ی عمیق‌تر هستن. این‌ها از سطح صفر صفر شروع می‌کنن تا پیشرفته جلو می‌رن. البته دقت کنین که برای کسی که عقبه، نقش کاتالیزور رو ایفا می‌کنن که سریع‌تر تموم کنن.

واژگان و گرامر پایه
آموزش همه نکات گرامری پایه به همراه آموزش واژگان پایه‌ای که هر فردی باید بدونه. این بهترین شروع برای کسی هست که سطحش خوب نیست و می‌خواد از صفر شروع کنه. (فقط ۱۷۵,۰۰۰ تومان تا پایان امروز)

گرامر جامع و تست‌زنی با مثال‌های کنکور ارشد و دکتری
آموزش همه نکات گرامری مهم (اسم، فعل، صفت، قید، ضمایر، ساختار جمله، وارونگی، ساختار موازی و...) به همراه تست‌های طبقه‌بندی‌شده و تست‌های پرتکرار کنکور ارشد و دکتری. تمرین و تثبیت نکات با تست‌های دقیق و سطح‌بندی‌شده در هر مبحث.

ریشه‌شناسی حرفه‌ای لغات با بیش از ۸۰۰ واژه پیشرفته 
آموزش ۴۰+ ریشه، پیشوند و پسوند مهم زبان انگلیسی با مثال‌های فراوان، به‌طوری که دایره لغات شما به‌صورت هدفمند گسترش پیدا می‌کنه و یادگیری لغات ساده‌تر و عمیق‌تر می‌شه.

درک مطلب تخصصی با تست‌های منتخب کنکور ارشد و دکتری ۹۸ تا ۱۴۰۴ 
آموزش تکنیک‌های پاسخ‌گویی سریع و تحلیلی به سوالات درک مطلب، شامل بررسی لحن نویسنده، ایده اصلی، جزئیات و استنباط‌ها. تمام تست‌ها برحسب مقطع شما یا از کنکورهای ارشد و یا از دکتری هستند.

نکته و تست گرامر از کنکورهای ارشد و دکتری و آزمون‌های داخلی 
تحلیل ۸۰ تست منتخب از کنکورهای ارشد یا دکتری ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴ (برحسب انتخاب یا ارشد یا دکتری را در دسترس خواهید داشت). این کلاس برای داوطلبانی طراحی شده که گرامر رو خوندن اما هنوز در تست‌زنی ضعف دارن یا به جمع‌بندی نهایی دم کنکور نیاز دارن.

🎁 همراه با جزوات کامل و اختصاصی هر دوره 
🎥 ویدئوها کاملاً ضبط‌شده و آماده دانلود به‌محض خرید (ویدئوهای جدیدتر هم امسال اضافه می‌شن)

مدت زمان دوره: ۷۲ + ۱۳ ساعت

💰 قیمت اصلی تمام موارد با هم (قبل از تخفیف): ۲,۰۵۰,۰۰۰ تومان 
🎯 قیمت با تخفیف ویژه فقط تا ۵ آبان: ۱,۴۳۵,۰۰۰ تومان
🎯 قیمت دوره گرامر و واژگان پایه در صورت نیاز: ۱۷۵,۰۰۰ تومان

📌 نکته مهم
اگه زبان پایه‌تون ضعیفه و مدت زیادی از زبان دور بودین، دوره جداگانه «واژگان و گرامر پایه» برای شروع عالیه و می‌تونین اون رو جدا با قیمت اندکی تهیه کنین.
ویدئوها فقط روی یک کامپیوتر ویندوزی و به مدت ۲ سال قابل مشاهده هستند. ویدئوها قابل پخش در کامپیوتر دیگه یا گوشی و تبلت نیستند.
چون ما سالیان ساله که خارج از ایران زندگی می‌کنیم و اختلاف زمانی زیادی داریم، آموزش فقط از طریق ویدئوهای ضبط‌شده ارائه می‌شه.

👨‍🏫 مدرسین (مولفین کتاب‌های زبان زیر ذره‌بین):
دکتر هادی جهانشاهی – دکتری از دانشگاه متروپولیتن تورنتو
دکتر الناز یوسف‌زاده – فوق دکتری از دانشگاه تورنتو

📲 برای اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام، همین الان کلیک کن:
ویدئوی گرامر و واژگان پایه: https://ctdrs.ir/cr3671
ویدئوی تمام موارد بالا برای ارشد: https://ctdrs.ir/cr8727
ویدئوی تمام موارد بالا برای دکتری و ام‌بی‌ای: https://ctdrs.ir/cr8729

برای خرید دوره‌ها به صورت تکی، از این لینک استفاده کنین:
ارشد: http://cafetadris.com/MSGeneralEnglish
دکتری و ام‌بی‌ای: http://cafetadris.com/PhDGeneralEnglish

🎥 نمونه ویدئوها در یوتیوب ما: 
YouTube.com/@GEUS 

نظرات چندصد دانشجوی همراه زبان زیر ذره‌بین در کانال زیر موجوده:
@GeneralEnglishFeedback
هشتگ #ویدئو رو سرچ کنین.

آیدی پاسخ‌گویی مستقیم اساتید: 
@ZabanZireZarrebin 
(ادمین نداریم؛ مستقیماً خود اساتید پاسخ‌گو هستند)
18🔥4👍2
​​ تفاوت principal و principle با زبان زیر ذره‌بین

🔹 این دو تا از نظر تلفظ خیلی شبیه‌ان (/ˈprɪn.sə.pəl/) ولی معنی‌شون فرق داره:
- principal (با a) = اصلی / مهم‌ترین / مدیر مدرسه / سرمایه‌ی اصلی
- principle (با e) = اصل / قاعده / باور


🔸 principal (صفت) = اصلی / مهم‌ترین
✔️ Our principal goal is safety.
هدف اصلی ما ایمنی است.
✔️ The principal reason was cost.
دلیل اصلی هزینه بود.

🔸 principal (اسم) = مدیر مدرسه / رئیس / فرد مسئول
✔️ The principal called my parents.
مدیر مدرسه با پدر و مادرم تماس گرفت.
✔️ Please speak to the principal.
لطفاً با مدیر صحبت کن.

🔸 principal (اسم در فایننس) = اصل سرمایه / مبلغِ وام (بدون بهره)
✔️ You still owe $5,000 in principal.
هنوز ۵۰۰۰ دلار اصلِ بدهی رو بدهکاری.
✔️ I paid the interest, not the principal.
بهره رو پرداخت کردم، نه اصل پول رو.

📌 نکتهٔ کمکی:
principal با a → فکر کن به A = اساس، اصلی، آدم رئیس مدرسه

---

🔸 principle (اسم) = اصل / قاعده / باور بنیادین / قانون کلی
✔️ She’s a person of principle.
اون آدمیه که روی اصولش می‌ایسته.
✔️ It’s a matter of principle.
مسئله، مسئلهٔ اصولیه.
✔️ They teach basic scientific principles.
اونا اصول پایهٔ علمی رو درس می‌دن.
✔️ The organization is built on the principle of equality.
این سازمان بر اصل برابری بنا شده.

The school’s main principals
The school’s main principles
(اینجا منظور «اصول مدرسه» است نه «مدیرهای مدرسه»)

📌 نکتهٔ کمکی:
principle با e → فکر کن به قانون / rulE / principlE = «اصل، قانون»

---

🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
It’s against my principals.
It’s against my principles.
این خلاف اصول منه.

She is a woman of strong principals.
She is a woman of strong principles.
اون زن خیلی با اصولیه.

I met with the school principle.
I met with the school principal.
من با مدیر مدرسه ملاقات کردم.
(برای «مدیر»، باید principal با a باشه)

This goes against our company’s main principal.
This goes against our company’s main principle.
این خلاف اصل/قاعدهٔ اصلی شرکت ماست.


مثلاً:
✔️ The principal explained the school’s principles.
مدیر مدرسه اصول مدرسه رو توضیح داد.

این جمله هم درسته و هم خیلی خوب برای تمرین!

---

جمع‌بندی زبان زیر ذره‌بینی:
📍 principal (با a):
- صفت = اصلی، مهم‌ترین
- اسم = مدیر مدرسه / اصل سرمایه

📍 principle (با e):
- اسم = اصل، قاعده، باور اساسی، قانون علمی/اخلاقی

📍 ترفند حفظ کردن:
principal → principAL → the principAL is your PAL (مدیر مدرسه = رفیقِ مدرسه 😅) عمرا!
principle → principLE → ruLE / ruLEs → قوانین، اصول

برای آموزش‌های بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
24🔥8👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توی این ویدئو خیلی کوتاه و خودمونی، نگاهی می‌کنیم به تغییرات ویرایش نُهُم زبان زیر ذره‌بین نسبت به نسخه‌های قبلی.
از ظاهر کتاب گرفته تا محتوای داخلش، توضیح می‌دیم چرا این ویرایش لازم بود، چه بخش‌هایی دگرگون شده و چه بهبودهایی لحاظ شده. نهایتاً به این سوال پاسخ می‌دیم که این کتاب رو مجدد بخرید یا خیر...

📖 آخرین ویرایش (ویرایش نهم) رو می‌تونید از کتابفروشی‌های معتبر سراسر کشور یا مستقیم از ناشر، نگاه دانش، تهیه کنید:
🌀 b2n.ir/buyj1

🔍 یادتون باشه موقع خرید حتماً روی جلد رو چک کنید که نوشته باشه «ویرایش نهم».
این نسخه شامل ۴۹۲ صفحه‌ست و جامع‌ترین منبع واژگان انگلیسی آکادمیک است.

خلاصه تغییرات طی ۹ ماه ویرایش کتاب بعد از ۱۵ سال

اصلاح تک‌تک کلمات، مترادف‌ها، مثال‌ها و معانی
افزودن۷۰۰ واژه پایه با مثال ترجمه‌شده به کتاب
افزودن فایل صوتی قابل دانلود در هر درس
افزودن داستان و کوئیز
اصلاح سربرگ صفحات و نام‌گذاری موضوعی دروس
افزودن چندین لغت به کتاب
افزودن فهرست مطالب و جست‌وجوی سریع
توضیحات دقیق تکنیک اِلِوِن‌پلاس
تکمیل ترجمه مثال‌ها و بهبود تلفظ لغات

آیدی مولفین کتاب برای ارتباط مستقیم

@ZabanZireZarrebin
17👍9🔥3
​​ تفاوت raise / rise / arise با زبان زیر ذره‌بین

🔹 این سه تا هم‌معنی به‌نظر میان (بالا رفتن/ایجاد شدن) اما فرق مهمی دارن:
- raise = بالا بردن (متعدی → مفعول می‌گیره)
- rise = بالا رفتن (لازم → مفعول نمی‌گیره)
- arise = پدید آمدن/رخ دادن (معنی انتزاعی)

---

🔸 raise (v) = بالا بردن/زیاد کردن (با مفعول)
صرف: raise – raised – raised
✔️ They raised the flag.
پرچم رو بالا بردن.
✔️ The company plans to raise salaries.
شرکت قصد داره حقوق‌ها رو افزایش بده.
✔️ Could you raise your hand?
می‌تونی دستت رو بالا ببری؟

---

🔸 rise (v) = بالا رفتن/طلوع کردن (بدون مفعول)
صرف: rise – rose – risen
✔️ The sun rises in the east.
خورشید از شرق طلوع می‌کنه.
✔️ Prices rose last year.
قیمت‌ها پارسال بالا رفتن.
✔️ He rose from his chair.
اون از روی صندلی بلند شد.


Prices raised quickly. (نادرست)
Prices rose quickly.

---

🔸 arise (v) = رخ دادن/به‌وجود آمدن (انتزاعی، رسمی‌تر)
صرف: arise – arose – arisen
✔️ Several problems have arisen.
چندین مشکل به‌وجود اومده.
✔️ Opportunities arise when you least expect them.
فرصت‌ها وقتی پدیدار می‌شن که کمترین انتظار رو داری.
✔️ A conflict may arise between the two groups.
ممکنه بین دو گروه تعارضی پیش بیاد.

---

🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
He raised early. (نادرست)
He rose early. (یعنی زود بیدار شد)

A problem raised yesterday. (نادرست)
A problem arose yesterday.

They rose their hands. (نادرست)
They raised their hands.

---

جمع‌بندی زبان زیر ذره‌بینی:
📍 raise – raised – raised = بالا بردن (با مفعول)
📍 rise – rose – risen = بالا رفتن/طلوع کردن (بی‌مفعول)
📍 arise – arose – arisen = رخ دادن/پدیدار شدن (انتزاعی)

برای آموزش‌های بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
31👍6🔥2
​​ تفاوت unless و if not با زبان زیر ذره‌بین

🔹 هر دو معنی «اگر نه/مگر اینکه» می‌دن؛ اما:
- unless = «مگر اینکه» (شرط منفیِ ضمنی)
- if not = «اگر نه» (شرط منفیِ صریح/انعطاف‌پذیر)

🔸 unless + S + V
✔️ Unless you hurry, you’ll be late.
مگر اینکه عجله کنی، {وگرنه} دیرت می‌شه.
✔️ Don’t call me unless it’s urgent.
بهم زنگ نزن مگر اینکه فوری باشه.

🔸 if + S + do/does/did + not + V
✔️ If you don’t hurry, you’ll be late.
اگر عجله نکنی، دیرت می‌شه.
✔️ If he doesn’t invite me, I won’t go.
اگر دعوتم نکنه، نمی‌رم.

🔸 مثال تبدیل سریع
✔️ Unless you hurry, you’ll be late.
= ✔️ If you don’t hurry, you’ll be late.

🔸 not … unless = only if (فقط اگر)
✔️ We won’t start unless everyone arrives.
فقط اگر همه برسن شروع می‌کنیم.
= We’ll start only if everyone arrives.

🔸 if not به‌عنوان جمله‌ی جدا (Otherwise)
✔️ Bring an umbrella; if not, you may get wet.
چتر بیار؛ وگرنه ممکنه خیس شی.

🔻 خطاهای رایج
Unless you don’t hurry, you’ll be late. (نادرست – دو منفی)
Unless you hurry, you’ll be late. / If you don’t hurry, …

I’ll call you unless not busy. (نادرست)
I’ll call you unless I’m busy. / I’ll call you if I’m not busy.

جمع‌بندی زبان زیر ذره‌بینی:
📍 unless + S + V = «مگر اینکه»
📍 if + S + do/does/did + not + V = «اگر … نه»
📍 not … unless = «only if»
📍 از «unless … not» پرهیز کنین (دو منفی)

برای آموزش‌های بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
26🔥5👍3
​​ تفاوت revoke / invoke / provoke با زبان زیر ذره‌بین

🔹 هر سه از ریشه‌ی لاتین VOC/VOK (= صدا زدن/فراخواندن) میان.
ترفند یادگیری:
- re + voke = «call back» → revoke = «پس گرفتن/لغو کردن»
- in + voke = «call in/upon» → invoke = «استناد کردن/فراخواندن»
- pro + voke = «call forth» → provoke = «تحریک کردن/برانگیختن»

🔸 revoke =
لغو کردن/باطل کردن (وقتی تصمیم/مجوز را «پس می‌گیریم»)
revoke + license/visa/decision/access
✔️ The court revoked his license.
دادگاه مجوزش را لغو کرد.
✔️ The company revoked her access.
شرکت دسترسی او را باطل کرد.
اسم: revocation

🔸 invoke =
استناد نمودن/فراخواندن (قانون/اختیار/کمک)؛
در برنامه‌نویسی: اجرای تابع
invoke + law/authority/rule/help /
invoke + function(API)

✔️ They invoked Article 5 to justify the action.
برای توجیه اقدام، به ماده‌ی ۵ استناد کردند.
✔️ The noscript invokes this function on startup.
اسکریپت موقع شروع این تابع را فراخوانی می‌کند.

🔸 provoke =
تحریک/برانگیختن (عکس‌العمل/خشم/بحث)
provoke + anger/reaction/debate | provoke + someone + into + V-ing
✔️ The comment provoked a heated debate.
آن نظر یک بحث داغ را برانگیخت.
✔️ He provoked her into responding.
او او را تحریک کرد که پاسخ بدهد.
صفت/اسم: provocative / provocation

🔻 خطاهای رایج (با اصلاح سریع)
They invoked his visa. (برای «لغو» اشتباه است)
They revoked his visa.
The news revoked strong reactions. (برای «برانگیختن» اشتباه است)
The news provoked strong reactions.
From this photo, we invoked memories. (منظور «به یاد آوردن» نیست)
The photo evoked memories. (نکته: evoke = برانگیختنِ احساس/خاطره)


- revoke = لغو رسمی/حقوقی: مجوز، ویزا، حکم، دسترسی
- invoke = استناد حقوقی/فراخوانی فنی: قانون، ماده، اختیار؛ تابع/متد
- provoke = تحریک احساسی/اجتماعی: خشم، واکنش، اعتراض

جمع‌بندی زبان زیر ذره‌بینی:
📍 revoke = لغو/باطل کردنِ چیزی رسمی (call back)
📍 invoke = استناد/فراخواندن قانون/کمک/تابع (call in/upon)
📍 provoke = تحریک/برانگیختن واکنش (call forth)
+ حواستون به evoke (برانگیختن احساس/خاطره) هم باشه که اینجا نیاوردیم. همه این‌ها با ریشه‌شون توی جلد ۱ زبان زیر ذره‌بین آموزش داده شدن.

برای آموزش‌های بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
41🔥8👍5
​​ تفاوت fault و mistake با زبان زیر ذره‌بین

🔹 هردو «اشتباه/عیب» می‌دن، اما کاربردشون فرق داره:
- mistake = خطا در انجام/نوشتن/فکر
- fault = تقصیر/مسئولیتِ نتیجهٔ بد؛ یا «عیب/نقص» در دستگاه و شخصیت


🔸 mistake (اسم)
ترکیب‌ها:
make/correct a mistake, spelling/grammar mistake, by mistake, mistake A for B

✔️ There are several mistakes in this report.
توی این گزارش چندتا اشتباه هست.
✔️ I made a mistake in the calculation.
من توی محاسبه اشتباه کردم.
✔️ She mistook my tone for anger.
اون لحن منو با عصبانیت اشتباه گرفت.
✔️ I sent the file by mistake.
من فایل رو اشتباهی فرستادم.

Could you correct the faults in this letter?
Could you correct the mistakes in this letter?
می‌تونی اشتباهات این نامه رو اصلاح کنی؟


🔸 fault (اسم)
۱) تقصیر/مسئولیت:
it’s my/your/our fault, be at fault, to blame, through no fault of…
۲) عیب/نقص فنی:
a fault in the printer/speaker, network fault
۳) نقص شخصیتی:
His only fault is…
صفت رایج: faulty (= معیوب)

✔️ It was our fault, so we won’t charge you.
این تقصیر ما بود، پس هزینه‌ای نمی‌گیریم.
✔️ The inquiry will decide who was at fault.
بررسی مشخص می‌کنه کی مقصر بود.
✔️ There’s a fault in one of the loudspeakers.
یکی از بلندگوها عیب داره.
✔️ The device is faulty.
این دستگاه معیوبه.
✔️ His only fault is impatience.
تنها عیبش بی‌حوصلگیه.

Since we have the fault, we will not charge you.
Since it is our fault, we will not charge you.
از اون‌جایی‌که تقصیر ماست، هزینه‌ای نمی‌گیریم.

---

🔻 اصلاح رایجِ ایمیلی/خدماتی
I apologize for our fault and will send a full refund.
We apologize for our mistake and will send a full refund.
ما بابت اشتباه‌مون عذرخواهی می‌کنیم و بازپرداخت کامل انجام می‌دیم.
(همین بالایی وقتی بخوای مسئولیت رو بپذیری)
It was our fault, we apologize, and we will send a full refund.
تقصیر ما بود و عذر می‌خوایم و پول رو کامل عودت خواهیم داد.

جمع‌بندی زبان زیر ذره‌بینی
- برای «اشتباه نوشتاری/محاسباتی/کاری» همیشه mistake.
- برای «مقصر بودن» بگو it’s my/our fault / be at fault (نه: have the fault).
- برای «عیب دستگاه» fault و صفت faulty.
- by mistake = «اشتباهی» (نه: by fault).
- فعل fault به معنی «ایراد گرفتن» هم میاد (رسمی/کم‌کاربرد):
You can’t fault her effort


برای آموزش‌های بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
30🔥13👍9
​​​​ پسوند -ish با زبان زیر ذره‌بین

🔹 معنیِ اصلی: «یه‌کم / تا حدی / شبیهِ …». به آخرِ بعضی صفت‌ها، رنگ‌ها، عددها/ساعت‌ها و اسم‌ها می‌چسبه و معنی رو «تقریبـی» یا «شبیه» می‌کنه. (نیمه‌محاوره‌ای)


🔸 1) -ish با صفت‌ها = «تا حدی»
✔️ It’s coldish tonight. 
امشب یه‌کم سردِه.
✔️ She’s tallish
اون قدبلنده تا حدی.
✔️ He looked oldish
یه‌کم مسن به نظر می‌اومد.

🔸 2) رنگ‌ها = «مایه‌ای از…»
✔️ a bluish green 
سبزِ مایل به آبی 
✔️ reddish hair 
موهای مایل به قرمز

🔸 3) عدد/زمان ≈ «حدودِ…» (با خط تیره)
✔️ Let’s meet at 6-ish
حدود شش همدیگه رو ببینیم. 
✔️ He’s 30-ish
حدود سی سالشه. 
✔️ It costs 50-ish dollars. 
تقریبا ۵۰ دلاره.

🔸 4) با بعضی اسم‌ها = «دارای ویژگیِ… / شبیهِ…»
✔️ childish behavior 
رفتار بچگانه (منفی) 
✔️ childlike joy 
شادیِ کودکانه (مثبت/بی‌آلایش) 
✔️ stylish design 
طراحیِ شیک 
✔️ feverish activity 
فعالیتِ تب‌گونه/هراسان

🔸 5) ملیّت/زبان
✔️ British, Irish, Danish, Swedish 
(اما همۀ ملیت‌ها -ish نمی‌گیرن: German نه Germanyish)

🔸 6) به‌تنهایی در جواب = ish («یه جورایی»)
A: Are you ready? 
B: Ish.  → «یه جورایی.»

🔸 7) با اسم خاص/مخفف‌ها = «شبیهِ سبکِ…» (با خط تیره)
✔️ a Shakespeare-ish line 
یه جمله شکسپیری‌طور 
✔️ an AI-ish approach 
رویکردی شبیه AI

🔻 نکات املا و نگارش
• معمولاً چسبیده میاد: greenish, coldish 
• با عدد/کلمۀ خاص/مخفف → خط تیره: 6-ish, Hadi-ish, AI-ish 
• بعضی کلمه‌ها e رو می‌اندازن: blue → bluish (نه blueish) 

🔻 خطاهای رایج
quicklyish (به قید نچسبونین) → kind of / a bit quickly 
hands-ish (جمعِ نادرست) → hand-like 
استفاده در متن خیلی رسمی برای تقریبی‌گویی:
بهتره بنویسین approximately / about


جمع‌بندی زبان زیر ذره‌بینی
📍 -ish = «تا حدی/مایل به/شبیهِ» (نیمه‌محاوره‌ای) 
📍 صفت/رنگ: coldish, bluish 
📍 عدد/ساعت (با خط‌تیره): 6-ish, 30-ish 
📍 اسم → صفتِ ویژگی: childish, stylish, feverish 
📍 ملیت‌ها: British/Irish/… (نه برای همۀ کشورها) 
📍 تک‌واژهٔ محاوره‌ای: ish = «یه جورایی»

برای آموزش‌های بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین: 
@GeneralEnglish
22👍7🔥5
​​ تفاوت conform و confirm با زبان زیر ذره‌بین (با ریشه‌شناسی)

🔹 ریشه‌ها (اتیمولوژی):
- con + form = «با هم + شکل» →
conform = «هم‌شکل/هماهنگ شدن ⇒ مطابق/تابع بودن»

- con + firm = «با هم + محکم/استوار» →
confirm = «محکم/قطعی کردن ⇒ تأیید کردن»

📌 راه حفظ کردن:
form = شکل
conform to rules (با «شکل/استاندارد» یکی بشو)
firm = محکم
confirm a booking (رزرو رو «قطعی/محکم» کن)


🔸 conform (v) = «مطابق یا منطبق بودن، تبعیت کردن»
conform to/with rules/standards/expectations | in conformity with
✔️ You must conform to safety standards.
تو باید مطابق با استانداردهای ایمنی باشی.
✔️ The design doesn’t conform to the new regulations.
این طراحی با مقررات جدید انطباق ندارد.
اسم/صفت:
conformity, conformist, nonconformist
چک کردن معنی‌شون از دیکشنری انگلیسی به انگلیسی با شما!


🔸 confirm (v) = «تأیید یا قطعی کردن، اثبات کردن»
confirm + N | confirm that + clause | confirm whether/if … | confirm with someone ( هماهنگ‌کردن با شخص)
✔️ They confirmed my appointment.
اونا نوبتم رو تأیید کردن.
✔️ The data confirm that the method works.
داده‌ها تأیید می‌کنن که رَوِش کار می‌کنه.
✔️ I’ll confirm with the manager.
با مدیر هماهنگ می‌کنم.
اسم/صفت: confirmation, confirmatory
بازم چک کردن معنی، تکلیف شما!

🔻 خطاهای رایج (و اصلاح):
confirm to the rules
conform to the rules
(با قوانین «هماهنگ/مطابق» می‌شیم، نه «تأیید»)

conform the meeting
confirm the meeting
(جلسه رو «قطعی/تأیید» می‌کنیم)

conform that…
confirm that…
(برای «تأیید کردن که....» از confirm that استفاده می‌شه)

confirm with the standards (منظور «مطابقت با استاندارد» است)
conform to the standards
(اما اگر منظور «هماهنگ‌کردن با شخص» باشد: confirm with you)

---

🔹 هم‌ریشه‌های مفید:
- form: reform, transform, deform
تغییر «شکل»
- firm:
firm (محکم/شرکت)، affirm (تصدیق‌کردن)، reaffirm (دوباره تأییدکردن)


جمع‌بندی زبان زیر ذره‌بینی:
📍 conform to/with = مطابق/منطبق بودن، تبعیت کردن
📍 confirm + N / that / whether = تأیید/قطعی کردن، اثبات کردن
📍 طریقه حفظ با ریشه:
FORM = شکل |
FIRM = محکم (قطعی)

فقط یه منبع خوب برای همه این ریشه‌ها و ظرافت‌های حفظ واژگان به فارسی می‌شناسیم:
ویرایش نُهُم جلد اول زبان عمومی زیر ذره‌بین - چاپ نگاه دانش
b2n.ir/buyj1
b2n.ir/buy11

برای آموزش‌های بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
31👍6🔥4
این داستان، یه جوره دیگه برامون مهمه و سعی کردیم فایل صوتی‌ش رو بهتر از همیشه ادیت کنیم. شما هم با ما گوش بدید.

فایل صوتی
🌀 https://castbox.fm/vi/874457579

متن فایل صوتی با ترجمه روان:
🌀 https://news.1rj.ru/str/GeneralEnglishPlan/1904


این ۲۶امین پادکست زبان زیر ذره‌بینه 😊
از سطح ساده شروع کردیم تا پیشرفته.
17🔥8👍3
​​ واژهٔ mean با زبان زیر ذره‌بین (معانی و ساختارها)

🔹 mean
چند معنی و نقش داره: فعل (قصد/منظور)، صفت (بدرفتار/خسیس)، و اسم (میانگین). یکی یکی بررسی‌شون کنیم:

---
🔸 mean (v) = intend «قصد و نیت داشتن»
mean to + V | mean for + N | be meant to + V | be meant for + N
✔️ I meant to call you last night.
قصد داشتم دیشب بهت زنگ بزنم.
✔️ I didn’t mean to upset you.
قصد نداشتم ناراحتت کنم.
✔️ This tool is meant to help beginners.
این ابزار قراره به تازه‌کارها کمک کنه.
✔️ The gift was meant for you.
این کادو برای تو در نظر گرفته شده.

---
🔸 mean (v) = signify «معنی دادن/منظور داشتن/دلالت داشتن»
mean + (that) clause | mean + N | mean by + N
✔️ Do you know what this word means?
می‌دونی این کلمه چه معنایی می‌ده؟
✔️ This means that we need more data.
این یعنی اینکه به دادهٔ بیشتری نیاز داریم.
✔️ What do you mean by “efficient”?
منظورت از «efficient» چیه؟

⚠️ نکته: برای «منظور داشتن» بگین mean by (نه شکل‌های دیگه).

---
🔸 mean (adj) «بدرفتار/نامهربون؛ خسیس»
✔️ Don’t be mean to your brother.
با برادرت بدرفتار نباش.
✔️ He is mean with money.
آدم خسیسیه.

عبارات پرکاربرد:
mean to sb (بد بودن با کسی) |
mean about money (سخت‌گیر/خسیس دربارهٔ پول)

---
🔸 mean (n) «میانگین» (در ریاضیات)
✔️ The mean of 4, 6, and 10 is 6.67.
میانگین ۴ و ۶ و ۱۰ برابر ۶٫۶۷ است.

arithmetic mean (میانگین حسابی) |
geometric mean (میانگین هندسی)

---
🔸 اصطلاحات رایج با mean
✔️ I mean it.
جدی می‌گم.
✔️ She means well, but she’s blunt.
نیتش خوبه، ولی رکّه.
✔️ We mean business.
جدی‌ایم/شوخی نداریم.

---
🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
I didn’t meant to…
I didn’t mean to… (بعد از did، شکل ساده می‌آد)

What do you mean it?
What do you mean? / What do you mean by that?
منظورت چیه؟ / منظورت از اون چیه؟

This was meaned for you.
This was meant for you. (گذشته/شکل سوم: meant)

It means to that we need money.
It means that we need money. («that» می‌آد؛ «to» نمی‌آد)

جمع‌بندی زبان زیر ذره‌بینی
📍 mean to + V / be meant to + V =
قصد داشتن / برای کاری در نظر بودن
📍 mean (that) … / mean by … = منظور/دلالت
📍 mean (adj) = نامهربان/خسیس
📍 mean (n) = میانگین (ریاضی)
📍 گذشته/PP: meant |
📍‌ عبارت‌های مفید: mean it / mean well / mean business

برای آموزش‌های بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
29👍5🔥5