شیرهای آب ایران در آستانه خشکیدن
پنج سال خشکسالی پیاپی، کشور را به لب چشمه آخر رسانده است
نوشته: نیکآهنگ کوثر و علیرضا نادر
فروپاشی محیط زیستی ایران دیگر یک مساله پنهانی نیست که رهبران نادیدهاش بگیرند؛ بحران سر رسیده است و اینجا است، با شتاب پیش میرود و بقای کشور را تهدید میکند. خشکسالی بیسابقه تابستان امسال، که روی دههها سوءمدیریت منطقهای استوار شده، حقیقتی تلخ را آشکار کرده است: منابع آبی ایران تقریباً تمام شده و عمر این سرزمین هم رو به پایان است.
ایران همیشه کشوری کمآب بوده و بهطور میانگین تنها یکسوم بارش جهانی را دریافت میکند. اما در سالهای اخیر اوضاع از بد به فاجعه رسیده و کشور اکنون پنجمین سال خشکسالی پیاپی را تجربه میکند. بحران که تدریجی بهنظر میرسید، امروز به سرعت میتازد.
از ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۸، زمانی که جمعیت هنوز زیر ۹۰ میلیون نفر بود و بارندگی بیش از امروز، ایران نزدیک به ۲۱۱ میلیارد مترمکعب آب از دست داد؛ تقریباً دو برابر ظرفیت منابع تجدیدپذیر کنونی. بیشتر این آب برای کشاورزی — اغلب با روشهای ناکارآمد — پمپاژ شد. در سالهای اخیر، با کاهش بارش و افزایش گرما در دوره خشکسالی فشار بر آبهای زیرزمینی تشدید شده است.
در حالی که توجه رسانهها بیشتر روی برنامه هستهای یا جنگهای نیابتی جمهوری اسلامی متمرکز است، تهدید واقعی زیر پای ایرانیان است: ساختار آبی از هم پاشیده. رودخانهها خشکیدهاند، دریاچهها محو شدهاند و آبخوانها در حال فروپاشیاند.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران در تیرماه گفت: «بحران آب جدیتر از چیزی است که امروز مطرح میشود. تهران دارد آبش تمام میشود و اگر این روند ادامه یابد، دیگر نمیتوانیم آب شهر را تأمین کنیم.»
امروز بعضی مردم با دبه به خانه اقوام میروند تا آب مورد نیازشان را به خانه بیاورند. فروش پمپ و مخزن ذخیره خانگی بالا رفته و قیمتها دچار جهش شده است. برخی به شمال کشور رفتهاند تا از کمآبی فرار کنند. تهرانیها فعلاً با ترکیبی از ترس و عملگرایی واکنش نشان دادهاند و هنوز اعتراضی در پایتخت رخ نداده است.
اما در سراسر کشور، مردم زیر گرمای طاقتفرسا و ترس از کمبود طولانی آب زندگی میکنند. در شهرهایی مانند نسیمشهر، سبزوار و خمام، اعتراضات خیابانی تازه شکل گرفته است. طی یک دهه گذشته، از خوزستان تا اصفهان، کشاورزان و خانوادههایشان به خیابان آمدند و پرسیدند که چرا رودخانههایشان خشک شده و چاههایشان بیآب مانده است؟بعضی خانوادهها فقط با خرید آب از تانکرهای خصوصی زنده میمانند. پاسخ حکومت اما چه بود؟ گاز اشکآور و گلوله.
با وجود سالها خشکسالی، دولت فقط به راهکارهای موقتی مثل حفر چاههای عمیقتر روی آورده است. پزشکیان خودش گفته: «این بحران با پروژههای پراکنده حل نمیشود» و از لزوم برنامههای منطقهای بر پایه مهندسی، اجرا و آموزش سخن گفته — اما این حرفها روی کاغذ مانده و مخازن به پایینترین سطح تاریخی رسیدهاند.
دولت حتی اعلام کرد که چهارشنبهها در تهران و اطراف تعطیل خواهد بود تا مصرف آب و انرژی کم شود، اما پزشکیان آن را «پوششی» و نه راهحل واقعی دانست و بر اقدام مداوم و منسجم بر پایه پنج اصل تأکید کرد: مهندسی یکپارچه آب-خاک-کشت، آموزش مؤثر، سیاستهای تشویقی، اجرای سختگیرانه قانون و نظارت دائمی.
ذخایر آب زیرزمینی، که روزی شریان حیات کشاورزی و شهرها بود، بیرحمانه تخلیه شده است. امروز در بسیاری مناطق، چاهها جز غبار نمیدهند. زمین فرو مینشیند، محصولات نابود میشوند و روستاها خالی از سکنه میشوند. این فقط خشکسالی طبیعی نیست.
هزاران سال ایرانیان میدانستند نباید بیش از توان طبیعی آبخوان برداشت کنند. این دانش که رمز بقا بود، زیر بار سیاستزدگی و کوتاهبینی نابود شد. امروز نتیجه آن سیاستها را میبینیم: سامانهای که با استثمار پیش میرفت، حالا خودش را به قعر رسانده است.
با خالی شدن آبخوانها، فرونشست زمین آغاز میشود. منافذ خاک که زمانی پر از آب بود، حالا با هوا پر شده و هوا توان تحمل وزن لایههای بالایی را ندارد. این فشردگی به فروپاشی خاک و نشست زمین منجر میشود؛ همان بلایی که امروز بسیاری از شهرهای ایران را تهدید میکند.
فساد قلب بحران آب ایران است، اما مشکل فقط سدسازیهای پر از رانت یا قراردادهای پشت پرده نیست؛ مسئله به نحوه استفاده و هدررفت روزانه آب هم مربوط میشود. وقتی کیپتاون توانست مصرف روزانه را به ۵۰ لیتر برای هر نفر کاهش دهد تا «روز صفر» را عقب بیندازد، چرا مصرف تهرانیها هنوز بالای ۲۵۰ لیتر در روز است — آن هم با کولرهایی که در تابستان دهها لیتر را هدر میدهند؟
شهرهایی مانند تهران بیشتر از ظرفیت منابع خود گسترش یافتهاند. مصرف بیرویه، زیرساختهای فرسوده و رشد بیبرنامه، سامانه را به آستانه فروپاشی رسانده است.
پنج سال خشکسالی پیاپی، کشور را به لب چشمه آخر رسانده است
نوشته: نیکآهنگ کوثر و علیرضا نادر
فروپاشی محیط زیستی ایران دیگر یک مساله پنهانی نیست که رهبران نادیدهاش بگیرند؛ بحران سر رسیده است و اینجا است، با شتاب پیش میرود و بقای کشور را تهدید میکند. خشکسالی بیسابقه تابستان امسال، که روی دههها سوءمدیریت منطقهای استوار شده، حقیقتی تلخ را آشکار کرده است: منابع آبی ایران تقریباً تمام شده و عمر این سرزمین هم رو به پایان است.
ایران همیشه کشوری کمآب بوده و بهطور میانگین تنها یکسوم بارش جهانی را دریافت میکند. اما در سالهای اخیر اوضاع از بد به فاجعه رسیده و کشور اکنون پنجمین سال خشکسالی پیاپی را تجربه میکند. بحران که تدریجی بهنظر میرسید، امروز به سرعت میتازد.
از ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۸، زمانی که جمعیت هنوز زیر ۹۰ میلیون نفر بود و بارندگی بیش از امروز، ایران نزدیک به ۲۱۱ میلیارد مترمکعب آب از دست داد؛ تقریباً دو برابر ظرفیت منابع تجدیدپذیر کنونی. بیشتر این آب برای کشاورزی — اغلب با روشهای ناکارآمد — پمپاژ شد. در سالهای اخیر، با کاهش بارش و افزایش گرما در دوره خشکسالی فشار بر آبهای زیرزمینی تشدید شده است.
در حالی که توجه رسانهها بیشتر روی برنامه هستهای یا جنگهای نیابتی جمهوری اسلامی متمرکز است، تهدید واقعی زیر پای ایرانیان است: ساختار آبی از هم پاشیده. رودخانهها خشکیدهاند، دریاچهها محو شدهاند و آبخوانها در حال فروپاشیاند.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران در تیرماه گفت: «بحران آب جدیتر از چیزی است که امروز مطرح میشود. تهران دارد آبش تمام میشود و اگر این روند ادامه یابد، دیگر نمیتوانیم آب شهر را تأمین کنیم.»
امروز بعضی مردم با دبه به خانه اقوام میروند تا آب مورد نیازشان را به خانه بیاورند. فروش پمپ و مخزن ذخیره خانگی بالا رفته و قیمتها دچار جهش شده است. برخی به شمال کشور رفتهاند تا از کمآبی فرار کنند. تهرانیها فعلاً با ترکیبی از ترس و عملگرایی واکنش نشان دادهاند و هنوز اعتراضی در پایتخت رخ نداده است.
اما در سراسر کشور، مردم زیر گرمای طاقتفرسا و ترس از کمبود طولانی آب زندگی میکنند. در شهرهایی مانند نسیمشهر، سبزوار و خمام، اعتراضات خیابانی تازه شکل گرفته است. طی یک دهه گذشته، از خوزستان تا اصفهان، کشاورزان و خانوادههایشان به خیابان آمدند و پرسیدند که چرا رودخانههایشان خشک شده و چاههایشان بیآب مانده است؟بعضی خانوادهها فقط با خرید آب از تانکرهای خصوصی زنده میمانند. پاسخ حکومت اما چه بود؟ گاز اشکآور و گلوله.
با وجود سالها خشکسالی، دولت فقط به راهکارهای موقتی مثل حفر چاههای عمیقتر روی آورده است. پزشکیان خودش گفته: «این بحران با پروژههای پراکنده حل نمیشود» و از لزوم برنامههای منطقهای بر پایه مهندسی، اجرا و آموزش سخن گفته — اما این حرفها روی کاغذ مانده و مخازن به پایینترین سطح تاریخی رسیدهاند.
دولت حتی اعلام کرد که چهارشنبهها در تهران و اطراف تعطیل خواهد بود تا مصرف آب و انرژی کم شود، اما پزشکیان آن را «پوششی» و نه راهحل واقعی دانست و بر اقدام مداوم و منسجم بر پایه پنج اصل تأکید کرد: مهندسی یکپارچه آب-خاک-کشت، آموزش مؤثر، سیاستهای تشویقی، اجرای سختگیرانه قانون و نظارت دائمی.
ذخایر آب زیرزمینی، که روزی شریان حیات کشاورزی و شهرها بود، بیرحمانه تخلیه شده است. امروز در بسیاری مناطق، چاهها جز غبار نمیدهند. زمین فرو مینشیند، محصولات نابود میشوند و روستاها خالی از سکنه میشوند. این فقط خشکسالی طبیعی نیست.
هزاران سال ایرانیان میدانستند نباید بیش از توان طبیعی آبخوان برداشت کنند. این دانش که رمز بقا بود، زیر بار سیاستزدگی و کوتاهبینی نابود شد. امروز نتیجه آن سیاستها را میبینیم: سامانهای که با استثمار پیش میرفت، حالا خودش را به قعر رسانده است.
با خالی شدن آبخوانها، فرونشست زمین آغاز میشود. منافذ خاک که زمانی پر از آب بود، حالا با هوا پر شده و هوا توان تحمل وزن لایههای بالایی را ندارد. این فشردگی به فروپاشی خاک و نشست زمین منجر میشود؛ همان بلایی که امروز بسیاری از شهرهای ایران را تهدید میکند.
فساد قلب بحران آب ایران است، اما مشکل فقط سدسازیهای پر از رانت یا قراردادهای پشت پرده نیست؛ مسئله به نحوه استفاده و هدررفت روزانه آب هم مربوط میشود. وقتی کیپتاون توانست مصرف روزانه را به ۵۰ لیتر برای هر نفر کاهش دهد تا «روز صفر» را عقب بیندازد، چرا مصرف تهرانیها هنوز بالای ۲۵۰ لیتر در روز است — آن هم با کولرهایی که در تابستان دهها لیتر را هدر میدهند؟
شهرهایی مانند تهران بیشتر از ظرفیت منابع خود گسترش یافتهاند. مصرف بیرویه، زیرساختهای فرسوده و رشد بیبرنامه، سامانه را به آستانه فروپاشی رسانده است.
کشاورزی، که بزرگترین مصرفکننده آب است، هنوز به روشهای کهنه و ناکارآمد ادامه میدهد. آبیاری غرقابی، کشت محصولات پرآب مانند چغندر قند و برنج در مناطق خشک، و زمینداران صاحب نفوذ که آبخوانها را برای سود شخصی خالی میکنند، همگی مقصرند. بدتر آنکه ۳۵ درصد محصولات کشاورزی به دلیل ضعف ذخیرهسازی، توزیع و برنامهریزی هدر میرود. دولت به جای اصلاح این وضعیت، چشم بر آن بسته است.
ایرانیها قرنها استاد تغذیه مجدد آبخوانها بودهاند، اما دولت امروز میلیاردها تومان را صرف پروژههایی میکند که این چرخه را نابود میکنند: سدها، انحرافها و انتقالها که رودخانهها را میکشند، دریاچهها را خشک میکنند، تالابها را میمیرانند و ارتباط طبیعی آب سطحی و زیرزمینی را قطع میکنند. بدون این ارتباط، آبخوان هم میمیرد.
در مرکز بحران، «مافیای آب» قرار دارد: شبکهای از وابستگان رژیم، شرکتهای وابسته به سپاه و مدیران فرصتطلب که آب را به تجارت تبدیل کردهاند. آنها سدها و پروژههای انتقال را نه بهخاطر نیاز، بلکه برای پر کردن جیبها اجرا کردهاند و در این مسیر، اکوسیستمها را ویران و میلیونها نفر را بیآب گذاشتهاند.
رژیم آب را حق انسانی نمیداند، بلکه ابزار کنترل میبیند. عدالت محیطزیستی وقتی هدف سود و قدرت است، بیمعناست. در دوران رهبری علی خامنهای، ایران از برنامه توسعه پایدار ۲۰۳۰ سازمان ملل کنار کشید، حتی وقتی ذخایر برف کوهستان — شریان حیاتی رودخانهها — در حال نابودی بود.
بعضی از این پروژههای بهاصطلاح توسعه، فقط اشتباه نبودند بلکه پوششی برای پولسازی بودند. قرارگاه خاتمالانبیاء، بازوی عمرانی سپاه، دهها پروژه سد و انتقال آب را با شرکتهای وابسته اجرا کرده است.
پشت این بتن و کانالها اما داستانی پنهانتر هم هست. بر اساس گزارشهایی از جمله یک سند محرمانه سال ۲۰۰۶ از دفتر استاندار اصفهان، دستکم ۶.۵ میلیون مترمکعب آب به یک «مرکز هستهای» محرمانه منتقل شده است. جزئیات محدود است، اما معلوم است که تأسیسات هستهای برای خنکسازی به حجم عظیمی آب نیاز دارند — آبی که میتوانست تالاب گاوخونی را نجات دهد.
جنگ با اسرائیل در ژوئن، بحران را شعلهورتر کرد. رژیم میلیاردها دلار خرج موشک و سرکوب کرد، در حالی که بحران آب را رها کرده بود. کشاورزانی که زمینشان را به خاطر خشکشدن چاهها ترک کردهاند، حالا میپرسند: چرا پول جنگ و خشونت را خرج میکنید وقتی میتوانستید همین آبخوانها را زنده کنید؟
سیاست محیطزیستی به حاشیه رانده شده، وزارت نیرو فلج است و رهبران مشغول بازی ژئوپولیتیکاند، در حالی که کشور زیر پایشان خشک میشود.
این بحران به مرزهای ایران محدود نخواهد ماند. با خشکیدن زمینهای کشاورزی و کمبود آب، موج مهاجرت بالا میگیرد. تنش بر سر رودخانههای مرزی با افغانستان و عراق بیشتر خواهد شد. کمآبی حالا محرک بیثباتی است و تغییر اقلیم هر خطر را چند برابر میکند.
حتی اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، دولت بعدی کشوری ویران را تحویل میگیرد. حل مشکل آسان نیست و به چیزی فراتر از لولهکشی جدید یا آبشیرینکن نیاز دارد.
ایران به بازسازی کامل نیاز دارد: یک نهاد ملی مستقل برای مدیریت آب، دسترسی آزاد به دادهها، مدیریت محلی با مشارکت مردم و تعهد جدی به عدالت محیطزیستی. باید دانش سنتی مدیریت آبخوان و تغذیه مجدد را احیا و بهروز کند تا تعادل بازگردد. بدون این تغییرات، هر اصلاحی سطحی خواهد بود و فروپاشی ادامه خواهد داشت.
این پیام همانقدر که برای ایران است، برای جهان هم هست: آب اساس امنیت و صلح جهانی است. اگر آن را به حاشیه ببریم، همه بهایش را میپردازیم. فروپاشی آبی ایران، هشداری برای کل جهان است.
ایرانیها قرنها استاد تغذیه مجدد آبخوانها بودهاند، اما دولت امروز میلیاردها تومان را صرف پروژههایی میکند که این چرخه را نابود میکنند: سدها، انحرافها و انتقالها که رودخانهها را میکشند، دریاچهها را خشک میکنند، تالابها را میمیرانند و ارتباط طبیعی آب سطحی و زیرزمینی را قطع میکنند. بدون این ارتباط، آبخوان هم میمیرد.
در مرکز بحران، «مافیای آب» قرار دارد: شبکهای از وابستگان رژیم، شرکتهای وابسته به سپاه و مدیران فرصتطلب که آب را به تجارت تبدیل کردهاند. آنها سدها و پروژههای انتقال را نه بهخاطر نیاز، بلکه برای پر کردن جیبها اجرا کردهاند و در این مسیر، اکوسیستمها را ویران و میلیونها نفر را بیآب گذاشتهاند.
رژیم آب را حق انسانی نمیداند، بلکه ابزار کنترل میبیند. عدالت محیطزیستی وقتی هدف سود و قدرت است، بیمعناست. در دوران رهبری علی خامنهای، ایران از برنامه توسعه پایدار ۲۰۳۰ سازمان ملل کنار کشید، حتی وقتی ذخایر برف کوهستان — شریان حیاتی رودخانهها — در حال نابودی بود.
بعضی از این پروژههای بهاصطلاح توسعه، فقط اشتباه نبودند بلکه پوششی برای پولسازی بودند. قرارگاه خاتمالانبیاء، بازوی عمرانی سپاه، دهها پروژه سد و انتقال آب را با شرکتهای وابسته اجرا کرده است.
پشت این بتن و کانالها اما داستانی پنهانتر هم هست. بر اساس گزارشهایی از جمله یک سند محرمانه سال ۲۰۰۶ از دفتر استاندار اصفهان، دستکم ۶.۵ میلیون مترمکعب آب به یک «مرکز هستهای» محرمانه منتقل شده است. جزئیات محدود است، اما معلوم است که تأسیسات هستهای برای خنکسازی به حجم عظیمی آب نیاز دارند — آبی که میتوانست تالاب گاوخونی را نجات دهد.
جنگ با اسرائیل در ژوئن، بحران را شعلهورتر کرد. رژیم میلیاردها دلار خرج موشک و سرکوب کرد، در حالی که بحران آب را رها کرده بود. کشاورزانی که زمینشان را به خاطر خشکشدن چاهها ترک کردهاند، حالا میپرسند: چرا پول جنگ و خشونت را خرج میکنید وقتی میتوانستید همین آبخوانها را زنده کنید؟
سیاست محیطزیستی به حاشیه رانده شده، وزارت نیرو فلج است و رهبران مشغول بازی ژئوپولیتیکاند، در حالی که کشور زیر پایشان خشک میشود.
این بحران به مرزهای ایران محدود نخواهد ماند. با خشکیدن زمینهای کشاورزی و کمبود آب، موج مهاجرت بالا میگیرد. تنش بر سر رودخانههای مرزی با افغانستان و عراق بیشتر خواهد شد. کمآبی حالا محرک بیثباتی است و تغییر اقلیم هر خطر را چند برابر میکند.
حتی اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، دولت بعدی کشوری ویران را تحویل میگیرد. حل مشکل آسان نیست و به چیزی فراتر از لولهکشی جدید یا آبشیرینکن نیاز دارد.
ایران به بازسازی کامل نیاز دارد: یک نهاد ملی مستقل برای مدیریت آب، دسترسی آزاد به دادهها، مدیریت محلی با مشارکت مردم و تعهد جدی به عدالت محیطزیستی. باید دانش سنتی مدیریت آبخوان و تغذیه مجدد را احیا و بهروز کند تا تعادل بازگردد. بدون این تغییرات، هر اصلاحی سطحی خواهد بود و فروپاشی ادامه خواهد داشت.
این پیام همانقدر که برای ایران است، برای جهان هم هست: آب اساس امنیت و صلح جهانی است. اگر آن را به حاشیه ببریم، همه بهایش را میپردازیم. فروپاشی آبی ایران، هشداری برای کل جهان است.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
احسان دانشور، بیتوجهی برنامهریزان به آبهای زیرزمینی را بررسی میکند.
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخش نخست پرسشها و پاسخها در باره وضعیت بحرانی آب در هنگامه ورشکستگی آبی در ایران - عبدی مدیا
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برنامه آبانگان این هفته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رودخونهها رو کُشتیم
حوضههای آبریز رو بیآب کردیم
آبخوانها رو با چاه و پمپ خالی کردیم
اکوسیستمهای خلیج فارس رو رو با کپی از بقیه
نابود میکنیم… واسه چی؟ واسه تلف کردن بیشتر آب؟
حالا موندیم با یک سرزمین خشک و ترکخورده.
#تغییر سپردن ایران به #مافیای_آب جدیدِ
کراواتی نیست. تغییر یعنی مصرف آب
تجدیدپذیر رو بیاریم زیر ۴۰٪
وگرنه فرصتی برای نجات
نمیمونه...
حوضههای آبریز رو بیآب کردیم
آبخوانها رو با چاه و پمپ خالی کردیم
اکوسیستمهای خلیج فارس رو رو با کپی از بقیه
نابود میکنیم… واسه چی؟ واسه تلف کردن بیشتر آب؟
حالا موندیم با یک سرزمین خشک و ترکخورده.
#تغییر سپردن ایران به #مافیای_آب جدیدِ
کراواتی نیست. تغییر یعنی مصرف آب
تجدیدپذیر رو بیاریم زیر ۴۰٪
وگرنه فرصتی برای نجات
نمیمونه...
👍4👏2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش زیادی از آب در کشوری که این همه سیلاب و دشتهای آبرفتی درشتدانه دارد، چگونه با روشهای منطقی منطبق بر شناخت شرایط بومی قابل مدیریت است؟
از پیشینیان بیاموزیم و اسیر بیگانگان ایرانستیز و خودباختگان خودفروخته نشویم.
از پیشینیان بیاموزیم و اسیر بیگانگان ایرانستیز و خودباختگان خودفروخته نشویم.
👍8❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
باهم درباره آب حرف بزنیم - ۳۶۷
نگاهی به منطقهای در آمریکا با بیشترین فرونشست زمین
نگاهی به منطقهای در آمریکا با بیشترین فرونشست زمین
👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آبانگان این هفته:
نکاتی از آنچه در این چند سال از مدیریت آب در کالیفرنیا و دیگر نقاط دیدهایم و آموختهایم. تحولاتی که اثرگذار بوده، و البته، جمله کلیدی «اریک اوهرت» در دقیقه پایانی برنامه.
نسخه بهترش را اینجا میتوانید تماشا کنید.
https://vimeo.com/abangan/review/1122841894/f227a33eb1
نکاتی از آنچه در این چند سال از مدیریت آب در کالیفرنیا و دیگر نقاط دیدهایم و آموختهایم. تحولاتی که اثرگذار بوده، و البته، جمله کلیدی «اریک اوهرت» در دقیقه پایانی برنامه.
نسخه بهترش را اینجا میتوانید تماشا کنید.
https://vimeo.com/abangan/review/1122841894/f227a33eb1
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پادکست #بی_آ_بی، قسمت چهارم:
پدر ما با شعور بودند و شوری شورابه آبشیرینکنها آنها را نمکگیر نمیکرد!
پدران ما آبخوان را میشناختند و تغذیه آبخوان را بلد بودند.
پدر ما با شعور بودند و شوری شورابه آبشیرینکنها آنها را نمکگیر نمیکرد!
پدران ما آبخوان را میشناختند و تغذیه آبخوان را بلد بودند.
👍7❤4