کشاورزی، که بزرگترین مصرفکننده آب است، هنوز به روشهای کهنه و ناکارآمد ادامه میدهد. آبیاری غرقابی، کشت محصولات پرآب مانند چغندر قند و برنج در مناطق خشک، و زمینداران صاحب نفوذ که آبخوانها را برای سود شخصی خالی میکنند، همگی مقصرند. بدتر آنکه ۳۵ درصد محصولات کشاورزی به دلیل ضعف ذخیرهسازی، توزیع و برنامهریزی هدر میرود. دولت به جای اصلاح این وضعیت، چشم بر آن بسته است.
ایرانیها قرنها استاد تغذیه مجدد آبخوانها بودهاند، اما دولت امروز میلیاردها تومان را صرف پروژههایی میکند که این چرخه را نابود میکنند: سدها، انحرافها و انتقالها که رودخانهها را میکشند، دریاچهها را خشک میکنند، تالابها را میمیرانند و ارتباط طبیعی آب سطحی و زیرزمینی را قطع میکنند. بدون این ارتباط، آبخوان هم میمیرد.
در مرکز بحران، «مافیای آب» قرار دارد: شبکهای از وابستگان رژیم، شرکتهای وابسته به سپاه و مدیران فرصتطلب که آب را به تجارت تبدیل کردهاند. آنها سدها و پروژههای انتقال را نه بهخاطر نیاز، بلکه برای پر کردن جیبها اجرا کردهاند و در این مسیر، اکوسیستمها را ویران و میلیونها نفر را بیآب گذاشتهاند.
رژیم آب را حق انسانی نمیداند، بلکه ابزار کنترل میبیند. عدالت محیطزیستی وقتی هدف سود و قدرت است، بیمعناست. در دوران رهبری علی خامنهای، ایران از برنامه توسعه پایدار ۲۰۳۰ سازمان ملل کنار کشید، حتی وقتی ذخایر برف کوهستان — شریان حیاتی رودخانهها — در حال نابودی بود.
بعضی از این پروژههای بهاصطلاح توسعه، فقط اشتباه نبودند بلکه پوششی برای پولسازی بودند. قرارگاه خاتمالانبیاء، بازوی عمرانی سپاه، دهها پروژه سد و انتقال آب را با شرکتهای وابسته اجرا کرده است.
پشت این بتن و کانالها اما داستانی پنهانتر هم هست. بر اساس گزارشهایی از جمله یک سند محرمانه سال ۲۰۰۶ از دفتر استاندار اصفهان، دستکم ۶.۵ میلیون مترمکعب آب به یک «مرکز هستهای» محرمانه منتقل شده است. جزئیات محدود است، اما معلوم است که تأسیسات هستهای برای خنکسازی به حجم عظیمی آب نیاز دارند — آبی که میتوانست تالاب گاوخونی را نجات دهد.
جنگ با اسرائیل در ژوئن، بحران را شعلهورتر کرد. رژیم میلیاردها دلار خرج موشک و سرکوب کرد، در حالی که بحران آب را رها کرده بود. کشاورزانی که زمینشان را به خاطر خشکشدن چاهها ترک کردهاند، حالا میپرسند: چرا پول جنگ و خشونت را خرج میکنید وقتی میتوانستید همین آبخوانها را زنده کنید؟
سیاست محیطزیستی به حاشیه رانده شده، وزارت نیرو فلج است و رهبران مشغول بازی ژئوپولیتیکاند، در حالی که کشور زیر پایشان خشک میشود.
این بحران به مرزهای ایران محدود نخواهد ماند. با خشکیدن زمینهای کشاورزی و کمبود آب، موج مهاجرت بالا میگیرد. تنش بر سر رودخانههای مرزی با افغانستان و عراق بیشتر خواهد شد. کمآبی حالا محرک بیثباتی است و تغییر اقلیم هر خطر را چند برابر میکند.
حتی اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، دولت بعدی کشوری ویران را تحویل میگیرد. حل مشکل آسان نیست و به چیزی فراتر از لولهکشی جدید یا آبشیرینکن نیاز دارد.
ایران به بازسازی کامل نیاز دارد: یک نهاد ملی مستقل برای مدیریت آب، دسترسی آزاد به دادهها، مدیریت محلی با مشارکت مردم و تعهد جدی به عدالت محیطزیستی. باید دانش سنتی مدیریت آبخوان و تغذیه مجدد را احیا و بهروز کند تا تعادل بازگردد. بدون این تغییرات، هر اصلاحی سطحی خواهد بود و فروپاشی ادامه خواهد داشت.
این پیام همانقدر که برای ایران است، برای جهان هم هست: آب اساس امنیت و صلح جهانی است. اگر آن را به حاشیه ببریم، همه بهایش را میپردازیم. فروپاشی آبی ایران، هشداری برای کل جهان است.
ایرانیها قرنها استاد تغذیه مجدد آبخوانها بودهاند، اما دولت امروز میلیاردها تومان را صرف پروژههایی میکند که این چرخه را نابود میکنند: سدها، انحرافها و انتقالها که رودخانهها را میکشند، دریاچهها را خشک میکنند، تالابها را میمیرانند و ارتباط طبیعی آب سطحی و زیرزمینی را قطع میکنند. بدون این ارتباط، آبخوان هم میمیرد.
در مرکز بحران، «مافیای آب» قرار دارد: شبکهای از وابستگان رژیم، شرکتهای وابسته به سپاه و مدیران فرصتطلب که آب را به تجارت تبدیل کردهاند. آنها سدها و پروژههای انتقال را نه بهخاطر نیاز، بلکه برای پر کردن جیبها اجرا کردهاند و در این مسیر، اکوسیستمها را ویران و میلیونها نفر را بیآب گذاشتهاند.
رژیم آب را حق انسانی نمیداند، بلکه ابزار کنترل میبیند. عدالت محیطزیستی وقتی هدف سود و قدرت است، بیمعناست. در دوران رهبری علی خامنهای، ایران از برنامه توسعه پایدار ۲۰۳۰ سازمان ملل کنار کشید، حتی وقتی ذخایر برف کوهستان — شریان حیاتی رودخانهها — در حال نابودی بود.
بعضی از این پروژههای بهاصطلاح توسعه، فقط اشتباه نبودند بلکه پوششی برای پولسازی بودند. قرارگاه خاتمالانبیاء، بازوی عمرانی سپاه، دهها پروژه سد و انتقال آب را با شرکتهای وابسته اجرا کرده است.
پشت این بتن و کانالها اما داستانی پنهانتر هم هست. بر اساس گزارشهایی از جمله یک سند محرمانه سال ۲۰۰۶ از دفتر استاندار اصفهان، دستکم ۶.۵ میلیون مترمکعب آب به یک «مرکز هستهای» محرمانه منتقل شده است. جزئیات محدود است، اما معلوم است که تأسیسات هستهای برای خنکسازی به حجم عظیمی آب نیاز دارند — آبی که میتوانست تالاب گاوخونی را نجات دهد.
جنگ با اسرائیل در ژوئن، بحران را شعلهورتر کرد. رژیم میلیاردها دلار خرج موشک و سرکوب کرد، در حالی که بحران آب را رها کرده بود. کشاورزانی که زمینشان را به خاطر خشکشدن چاهها ترک کردهاند، حالا میپرسند: چرا پول جنگ و خشونت را خرج میکنید وقتی میتوانستید همین آبخوانها را زنده کنید؟
سیاست محیطزیستی به حاشیه رانده شده، وزارت نیرو فلج است و رهبران مشغول بازی ژئوپولیتیکاند، در حالی که کشور زیر پایشان خشک میشود.
این بحران به مرزهای ایران محدود نخواهد ماند. با خشکیدن زمینهای کشاورزی و کمبود آب، موج مهاجرت بالا میگیرد. تنش بر سر رودخانههای مرزی با افغانستان و عراق بیشتر خواهد شد. کمآبی حالا محرک بیثباتی است و تغییر اقلیم هر خطر را چند برابر میکند.
حتی اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، دولت بعدی کشوری ویران را تحویل میگیرد. حل مشکل آسان نیست و به چیزی فراتر از لولهکشی جدید یا آبشیرینکن نیاز دارد.
ایران به بازسازی کامل نیاز دارد: یک نهاد ملی مستقل برای مدیریت آب، دسترسی آزاد به دادهها، مدیریت محلی با مشارکت مردم و تعهد جدی به عدالت محیطزیستی. باید دانش سنتی مدیریت آبخوان و تغذیه مجدد را احیا و بهروز کند تا تعادل بازگردد. بدون این تغییرات، هر اصلاحی سطحی خواهد بود و فروپاشی ادامه خواهد داشت.
این پیام همانقدر که برای ایران است، برای جهان هم هست: آب اساس امنیت و صلح جهانی است. اگر آن را به حاشیه ببریم، همه بهایش را میپردازیم. فروپاشی آبی ایران، هشداری برای کل جهان است.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
احسان دانشور، بیتوجهی برنامهریزان به آبهای زیرزمینی را بررسی میکند.
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخش نخست پرسشها و پاسخها در باره وضعیت بحرانی آب در هنگامه ورشکستگی آبی در ایران - عبدی مدیا
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برنامه آبانگان این هفته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رودخونهها رو کُشتیم
حوضههای آبریز رو بیآب کردیم
آبخوانها رو با چاه و پمپ خالی کردیم
اکوسیستمهای خلیج فارس رو رو با کپی از بقیه
نابود میکنیم… واسه چی؟ واسه تلف کردن بیشتر آب؟
حالا موندیم با یک سرزمین خشک و ترکخورده.
#تغییر سپردن ایران به #مافیای_آب جدیدِ
کراواتی نیست. تغییر یعنی مصرف آب
تجدیدپذیر رو بیاریم زیر ۴۰٪
وگرنه فرصتی برای نجات
نمیمونه...
حوضههای آبریز رو بیآب کردیم
آبخوانها رو با چاه و پمپ خالی کردیم
اکوسیستمهای خلیج فارس رو رو با کپی از بقیه
نابود میکنیم… واسه چی؟ واسه تلف کردن بیشتر آب؟
حالا موندیم با یک سرزمین خشک و ترکخورده.
#تغییر سپردن ایران به #مافیای_آب جدیدِ
کراواتی نیست. تغییر یعنی مصرف آب
تجدیدپذیر رو بیاریم زیر ۴۰٪
وگرنه فرصتی برای نجات
نمیمونه...
👍4👏2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش زیادی از آب در کشوری که این همه سیلاب و دشتهای آبرفتی درشتدانه دارد، چگونه با روشهای منطقی منطبق بر شناخت شرایط بومی قابل مدیریت است؟
از پیشینیان بیاموزیم و اسیر بیگانگان ایرانستیز و خودباختگان خودفروخته نشویم.
از پیشینیان بیاموزیم و اسیر بیگانگان ایرانستیز و خودباختگان خودفروخته نشویم.
👍8❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
باهم درباره آب حرف بزنیم - ۳۶۷
نگاهی به منطقهای در آمریکا با بیشترین فرونشست زمین
نگاهی به منطقهای در آمریکا با بیشترین فرونشست زمین
👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آبانگان این هفته:
نکاتی از آنچه در این چند سال از مدیریت آب در کالیفرنیا و دیگر نقاط دیدهایم و آموختهایم. تحولاتی که اثرگذار بوده، و البته، جمله کلیدی «اریک اوهرت» در دقیقه پایانی برنامه.
نسخه بهترش را اینجا میتوانید تماشا کنید.
https://vimeo.com/abangan/review/1122841894/f227a33eb1
نکاتی از آنچه در این چند سال از مدیریت آب در کالیفرنیا و دیگر نقاط دیدهایم و آموختهایم. تحولاتی که اثرگذار بوده، و البته، جمله کلیدی «اریک اوهرت» در دقیقه پایانی برنامه.
نسخه بهترش را اینجا میتوانید تماشا کنید.
https://vimeo.com/abangan/review/1122841894/f227a33eb1
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پادکست #بی_آ_بی، قسمت چهارم:
پدر ما با شعور بودند و شوری شورابه آبشیرینکنها آنها را نمکگیر نمیکرد!
پدران ما آبخوان را میشناختند و تغذیه آبخوان را بلد بودند.
پدر ما با شعور بودند و شوری شورابه آبشیرینکنها آنها را نمکگیر نمیکرد!
پدران ما آبخوان را میشناختند و تغذیه آبخوان را بلد بودند.
👍7❤4