آدم روشنفکر از نظر من؛ آدمیه که نمیتونه بیتفاوت باشه و تلاشش روشن کردن و آگاه کردن بقیهست.
🕊26❤1
گاهی اوقات یهو به خودم میآم میبینم عه! چقدر خستهم. یه خستگی عجیب. انگاری مدتهاست خستهم و کاملاً ازش غفلت کردم و الان یهو اومده یقهم رو گرفته.
🕊22❤1
دوست داشتن آدمها، یعنی خواستن اونها به همون شکلی که واقعاً هستن، تیره، زیبا، زخمی، ادامه دهنده، شکسته.
-Elham
-Elham
🕊29❤1
درست همون لحظهای که داری مدت زیادی تو یه تونل تاریک پیش میری، و با خودت فکر میکنی تاریکی تمومی نداره و قرار نیست چیزی تغییر کنه، نور رو در انتهای تونل میبینی.
🕊20❤1
تا این پایه، سفر سختی داشتم، اما از کسی گِلِه ندارم. نه؛ من تجربه کردم، زندگی کردم، زمین خوردم، شکستم و خودم تکههای خودم رو از نو به هم چسبوندم. خستهم، خیلی هم خستهم. اما خوبیش اینه هنوز دارم نفس میکشم.
🕊13
تو مدرسه تنها چیزی که یاد گرفتم این بود که تو مدرسه هیچی برای یاد گرفتن وجود نداره.
🕊20❤1
Forwarded from میم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیگه اگه بازم هکسره رو یاد نگیرین هیچی دیگه.
🕊12
آره زندگی خیلی بالا پایین داره و این رو بارها شنیدیم. اما برای خیلیها این روزها، تعداد درّهها ده برابر تعداد تپههاست.
🕊24❤1
شنیدن بعضی حرفها از زبون بعضی آدمها اینجوریه که انگار خدا بهشون گفته: بیا، من که نمیتونم باهاش صحبت کنم. تو حنجره من شو و این حرفها رو بهش برسون.
🕊26❤1
Forwarded from BaHadis
خیلیها اعتقاد دارن که برای زبان خوندن، به صورت خودخوان اهمالکاری میکنن و اصطلاحاً نیازمند به یک دست زور بالا سرشون برای خوندن و پیش بردن زبان هستن. معرفی میکنم: حدیث هستم، یک عدد دستِ زور. برای شروع فعالیت کافیه بهم پیام بدی:)
@Hadiss2122
@Hadiss2122
🕊6❤1
مادرهای سمّی میدونید چه شکلیان؟ کمرش درد میکنه، پا میشه با آه و ناله فرش میشوره، بعد میگی نکن، میگه کی بکنه؟ زانوش رو تازه عمل کرده، میگی خونه رو تمیز نکن ما هستیم میکنيم، پا میشه با وای وای مُردم، کارهای حتی بیهوده میکنه، که بعد آخر شب بتونه برات قیافه بگیره.
-Darya
-Darya
🕊46❤1
این اصطلاح "دوری و دوستی"، پارادوکس عجیبی داره. واسه کسی که دوسته، دوری واقعا چیز مناسبی نیست، چه بسا آزاردهندهست. کسی که دوسته، همیشه دوریش برات یه کمبود بزرگه. اما برای کسی که دشمنه، موضوع فرقی نمیکنه و صرفاً مسافت بیشتر میشه. و دوری باعث نمیشه چیزی از مقدار و شدّت دشمنی کم بشه. یه جورایی از هر طرف به این جمله نگاه کنی، نقض میشه.
🕊13❤1
یه زمانی هم، پدر و مادرها بچههاشون رو به زور میفرستادن تو اتاق که به کارهای بدشون فکر کنن. الان اینجوریه که باید با خواهش و التماس از اتاقها بیارنشون بیرون.
🕊21
قبلنا وقتی میخواستم آرزو کنم، انقدر زیاد بودن نمیدونستم چطوری باید اولویتبندی کنم. الان وقتی صحبت از آرزو میشه، انگار ذهنم خالیه از هر گونه آرزویی. حس عجیب مسخرهایه.
🕊34❤1
زندگی، مثل یه بستنی قیفیه. تا داریش باید با لذت بخوری و تمومش کنی. وگرنه تو میمونی و نگاه مات و مبهوتت به بستنی آب شده!
🕊20❤1
ما معمولاً وقتی هدفی رو انتخاب میکنیم، ذهنمون رو درگیر مسیری که باید پشت سر بذاریم، سختیهاش، مشکلات راه و.. میکنیم. بعد یهو میبینیم چقدر ذهنمون خستهست. چقدر ترسیدیم. درستش اینه که تنها انرژی و تایمی که میتونی برای رسیدن به هدفت بذاری، همین امروزه. امروز رو درست پیش برو. امروزها رو که خوب پیش ببری، فرداها مال توئه.
🕊28