مثلاً روانشناسم! – Telegram
مثلاً روانشناسم!
10.8K subscribers
266 photos
39 videos
1 file
215 links
مثلاً روانشناسی که واقعاً زبان تدریس می‌کنه‌.

برای توئی که طالب یادگیری زبان هستی.
t.me/EnglisHadis

@harfoohadis .کانالی برای حرف و حدیث‌هامون

برای ارتباط با من و هماهنگی تبلیغات. @Hadiss2122
Download Telegram
آره زندگی خیلی بالا پایین داره و این رو بارها شنیدیم. اما برای خیلی‌ها این روزها، تعداد درّه‌ها ده برابر تعداد تپه‌هاست.
🕊241
شنیدن بعضی حرف‌ها از زبون بعضی‌ آدم‌ها اینجوریه که انگار خدا بهشون گفته: بیا، من که نمی‌تونم باهاش صحبت کنم. تو حنجره من شو و این حرف‌ها رو بهش برسون.
🕊261
Forwarded from BaHadis
خیلی‌ها اعتقاد دارن که برای زبان خوندن، به صورت خودخوان اهمال‌کاری می‌کنن و اصطلاحاً نیازمند به یک دست زور بالا سرشون برای خوندن و پیش بردن زبان هستن. معرفی می‌کنم: حدیث هستم، یک عدد دستِ زور. برای شروع فعالیت کافیه بهم پیام بدی:)
@Hadiss2122
🕊61
:)
🕊151
مادرهای سمّی می‌دونید چه شکلی‌ان؟ کمرش درد می‌کنه، پا می‌شه با آه و ناله فرش می‌شوره، بعد می‌گی نکن، می‌گه کی بکنه؟ زانوش رو تازه عمل کرده، می‌گی خونه رو تمیز نکن ما هستیم می‌کنيم، پا می‌شه با وای وای مُردم، کارهای حتی بیهوده می‌کنه، که بعد آخر شب بتونه برات قیافه بگیره.
-Darya
🕊461
این اصطلاح "دوری و دوستی"، پارادوکس عجیبی داره. واسه کسی که دوسته، دوری واقعا چیز مناسبی نیست، چه بسا آزاردهنده‌ست. کسی که دوسته، همیشه دوری‌ش برات یه کمبود بزرگه. اما برای کسی که دشمنه، موضوع فرقی نمی‌‌‌کنه و صرفاً مسافت بیشتر می‌شه. و دوری باعث نمی‌شه چیزی از مقدار و شدّت دشمنی کم بشه. یه جورایی از هر طرف به این جمله نگاه کنی، نقض می‌شه.
🕊131
یه زمانی هم، پدر و مادرها بچه‌هاشون رو به زور می‌فرستادن تو اتاق که به کارهای بدشون فکر کنن. الان اینجوریه که باید با خواهش و التماس از اتاق‌ها بیارنشون بیرون.
🕊21
قبلنا وقتی می‌خواستم آرزو کنم، انقدر زیاد بودن نمی‌دونستم چطوری باید اولویت‌بندی کنم. الان وقتی صحبت از آرزو می‌شه، انگار ذهنم خالیه از هر گونه آرزویی. حس عجیب مسخره‌ایه.
🕊341
اگه روزهای هفته اختلال‌های روانی بودن، قطعاً شنبه افسردگی بود.
🕊26
زندگی، مثل یه بستنی قیفیه. تا داریش باید با لذت بخوری و تمومش کنی. وگرنه تو می‌مونی و نگاه مات و مبهوتت به بستنی آب شده!
🕊201
ما معمولاً وقتی هدفی رو انتخاب می‌کنیم، ذهن‌مون رو درگیر مسیری که باید پشت سر بذاریم، سختی‌هاش، مشکلات راه و.. می‌کنیم. بعد یهو می‌بینیم چقدر ذهن‌مون خسته‌ست. چقدر ترسیدیم. درستش اینه که‌ تنها انرژی و تایمی که می‌تونی برای رسیدن به هدفت بذاری، همین امروزه. امروز رو درست پیش برو. امروزها رو که خوب پیش ببری، فرداها مال توئه.
🕊28
بالاخره تو همه‌ رابطه‌ها دعوا، بحث، جدل
و مشکلات وجود داره. اینکه کنار هم بتونید
اونا رو حل کنید و باز هم همدیگه رو دوست
داشته باشید خیلی قشنگه.
-faty
🕊23
از آدم‌های قدردان خوشم میاد، به نظرم یکی از رکن‌های اصالت داشتن همین قدردان بودنه.
🕊17
«ما همه گروگان‌های زمان هستیم.»
🕊121
🕊191
اعتماد و باورم رو همونجا از ریاضیات از دست دادم که منفی در منفی شد مثبت!
🕊231
مراقب باش چی رو از دست می‌دی؛ همیشه اینطوری نیست که وقتی چیزی رو از دست دادی، بهترش رو به دست بیاری. این رو وقتی می‌فهمی که تو موندی و دست‌های خالی‌ای که یاد نگرفتن چیزی که دارن رو باید محکم بچسبن.
🕊201
منطق عاطفی من اینجوریه که اگه تو واسه منی پس حرف‌هایی که به من می‌زنی رو به بقیه نزن، جاهایی که با من می‌ری با بقیه نرو، اونجوری که به من نگاه می‌کنی به هیچکسی نگاه نکن. اگه یه نفر واسه منه باید فقط واسه من باشه. اگه بقیه هم بتونن مثل من داشته باشنش، من نمی‌خوامش.
-Elham
🕊221
لطفا قوی نباشین، لطفا ادای قوی بودن در نیارین. احساساتتون رو بروز بدین و خودتون رو با «ضعیف بودن‌» بپذیرید و دوست داشته باشین. وقتی نقش «قوی‌بودن» رو می‌گیرین، مجبور می‌شین خودتون و احساساتتون رو سرکوب کنین، مجبور می‌شین بگین «نه اصلاً درد نداشت». ولی درد داشت، اونجا تو تنها بودی، نیاز به آغوش امنی داشتی، نیاز داشتی خیلی راحت گریه کنی و بگی دردم اومد. ولی نگفتی، خودت رو سفت گرفتی و گفتی من قوی‌ام. این ادای قوی بودن، یه روزی از یه جا می‌زنه بیرون، یه روزی که شاید خیلی دیر باشه.
🕊141
Forwarded from 13:13
ارزشِ احساس به دوام اون احساسه نه شدتش.
🕊111
یک‌چیز جالبی که توی آدم‌ها وجود داره اینه که وقتی یک‌نفر مطلقا مطیع توئه، تو به خودت اجازه می‌دی که هر بلایی دلت خواست سرش بیاری اما داستان از جایی تراژدی می‌شه که اون آدم دیگه دلش نخواد توی سلطه‌ی تو باشه. اون موقع تو یک آن به خودت میای و به این فکر می‌کنی که تو با اون آدم چیکار کردی که حاضر شده با همه‌ی عشقش بهت ازت دست بکشه، چیزی که تمام این مدت هرگز بهش فکر نکردی؛ چرا؟ چون هرگز به ذهن‌تم خطور نمی‌کرد که اون آدم یک‌روزی ازت دست بکشه.
🕊151