#تحلیل_کوتاه
🔹 جمهوری اسلامی ایران در ۲۹ و ۳۰ بهمن ماه میزبان سومین مجمع اقتصادی خزر است. لزوم همگرایی و همکاری نزدیکتر میان کشورهای حاشیه دریای خزر اولین بار از سوی صفرمراد نیازف، رئیسجمهور وقت ترکمنستان، و با محوریت موضوع تعیین رژیم حقوقی در این دریا طرح گردید و با ابزار تمایل متقابل از سوی سایر کشورهای ساحلی دریای خزر –روسیه، ایران، آذربایجان و قزاقستان- اولین نشست عالی سران کشورهای حاشیه خزر در سال ۱۳۸۱ در عشق آباد برگزار شد.
🔸 از آن زمان تاکنون ۶ دور از این نشست در سطح عالی برگزار شده است. علاوه بر این، برگزاری مجمع اقتصادی خزر تلاشی مجزا برای تقویت جنبههای اقتصادی همکاریهای مرتبط میان کشورهای ساحلی است که از سال ۱۳۹۸ ذیل این ساز و کار کلید خورده است. به نظر میرسد که اجلاس خزر ظرفیت مبدل شدن به یک ساز و کار اقتصادی جدی و موثر را به دلایل ذیل داشته باشد.
💢تجارت
🔸پنج کشور حاشیه خزر بازار وارداتی و صادراتی بزرگی دارند که اندازه آن به استثنای ایران حدود ۶۰۰ الی ۷۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود و دستکم بخشی از این تجارت میتواند با سیاستگذاری متناسب و حمایت هدفمند به سهم تجارت در محیط همسایگی خزر اضافه شود. در حال حاضر روسیه و قزاقستان به عنوان عضو اصلی و ایران نیز به عنوان عضو ناظر در اتحادیه اقتصادی اوراسیا حضور دارند. مشابه توافقات و روندهای این اتحادیه میتواند در راستای رفع موانع تعرفهای و غیرتعرفهای میان سایر بازیگران حاشیه خزر به کار گرفته شود.
💢انرژی و زیرساخت
🔸 برآوردهای موجود حاکی از آن است که این دریا بیش از ۵۰ میلیارد بشکه نفت و ۹ تریلیون متر مکعب گاز در خود جای داده است و بهرهبرداری از چنین ثروتی تنها در سایه همکاری و تشریک مساعی کشورهای ساحلی امکانپذیر خواهد بود. علاوه بر این، کشورهای حاشیه خزر در زمره صادرکنندگان مهم نفت و گاز در منطقه به شمار میروند. و ایران میتواند در این چارچوب امکان سوآپ و انتقال انرژی را از قلمروی وسیع خود فراهم سازد. با توجه به توسعه روزافزون اینترنت و ظهور الزامات زیرساختی جدید در حوزه داده، همکاری نزدیک کشورهای حاشیه خزر برای تقویت این زیرساخت نیز حیاتی به نظر میرسد.
💢حمل و نقل
🔸دریای خزر و کشورهای ساحلی آن موقعیتی ویژه در لجستیک و حمل و نقل اوراسیا دارند و از طرف دیگر، هر کدام دستکم در یکی از شاخههای شرقی، میانی و غربی کریدور بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) نقشآفرینی میکنند. توسعه کشتیرانی تجاری در دریای خزر در نهایت به توسعه بنادر کشورهای ساحلی منتهی میشود. علاوه بر این، قلمروی ایران مناسبترین مسیر دسترسی زمینی به آبهای آزاد برای کشورهای حاشیه خزر به شمار میرود و از همین روست که همکاری حمل و نقل دریایی و زمینی در اجلاسهای گذشته نیز محوریت داشته است.
💢محیط زیست
🔸از حیث تنوع زیستی نیز دریای خزر دارای بیش از ۵۰۰ گونه گیاهی و ۸۵۰ گونه جانوری از جمله ۹۰ درصد از ماهیان خاویاری جهان است. مدیریت پایدار و بهرهبرداری صحیح از این ظرفیتها بدون مشارکت پنج کشور حاشیه خزر امکانپذیر نیست. از طرف دیگر، کشورهای حاشیه خزر نیازمند بستری مشترک برای مقابله با تهدیدات زیستمحیطی همچون آلودگیها، کاهش سطح آب و افزایش دمای آن هستند. آسیبهای زیستمحیطی به اقلیم خزر در چشمانداز بلندمدت برندهای ندارد و در این راستا، ضروریست که مشکلات زیستمحیطی خزر در یک چارچوب چندجانبه حل و فصل شوند.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/276
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👍4👏3
♦️دلایل بازگشت سعد حریری به عرصه سیاسی لبنان
◼️استقلال- لندن
#رویة_العربیة
🔸با تغییر صحنه سیاسی در لبنان و سوریه، سعد حریری، نخستوزیر پیشین لبنان، تصمیم گرفت «جنبش المستقبل» را پس از سه سال تعلیق فعالیتهایش، دوباره به صحنه سیاسی این کشور بازگرداند. سعد حریری که به مناسبت سالگرد ترور پدرش به لبنان بازگشته، در جمع هوادارانش در بیروت تأکید کرد که جنبش المستقبل نماینده صدای مردم در تحولات آینده کشور خواهد بود.
💢بازگشت حریری
🔹سعد حریری پس از چند سال غیبت از عرصه سیاست لبنان، با توجه به تغییرات سیاسی و منطقهای، فرصت را برای بازگشت و فعالسازی دوباره جنبش المستقبل مناسب دید. او در پی کاهش نفوذ حزبالله پس از درگیری با اسرائیل و ترور سید حسن نصرالله در سال ۲۰۲۴، به صحنه بازمیگردد. تنش میان حریری و حزبالله به ترور پدرش، رفیق حریری، در سال ۲۰۰۵ مرتبط میشود که دادگاه بینالمللی در سال ۲۰۲۰ یکی از اعضای حزبالله را عامل آن معرفی کرد. همچنین سقوط بشار اسد در سوریه در دسامبر ۲۰۲۴، ضربه دیگری به نفوذ حزبالله در لبنان وارد کرده است که زمینهساز نقشآفرینی المستقبل شده است.
🔹سعد حریری از سال ۲۰۰۵ بهعنوان رهبر تأثیرگذار اهل سنت لبنان شناختهشده است. پدرش، رفیق حریری که روابط نزدیکی با کشورهای حاشیه خلیجفارس و غربی داشت، نقش مهمی در بازسازی لبنان پس از جنگ داخلی ایفا کرد. بااینحال، جنبش المستقبل در سالهای اخیر دچار ضعف سازمانی شده و بسیاری از اعضای آن جدا شدهاند. ناظران معتقدند که حریری قصد دارد جنبش خود را با ترکیبی از اعضای قدیمی، چهرههای جدید و افرادی که به دنبال اتحادهای تازه هستند، بازسازی کند تا از شرایط جدید سیاسی لبنان و تضعیف حزبالله بهره ببرد.
💢وضعیت آماده باش
🔹سعد حریری تأکید کرد که اکنون زمان اختلافات سیاسی نیست، بلکه باید بر اصلاحات تمرکز کرد. او نسبت به دوران ریاستجمهوری جوزف عون و دولت نواف سلام امیدوار است و معتقد است که لبنان فرصتی طلایی برای احیای خود و اجرای اصلاحات دارد. از سوی دیگر، حریری زمان کافی برای آمادهسازی جریان خود جهت شرکت در انتخابات شهرداریها و دهیاریها در مه ۲۰۲۵ دارد. همچنین انتخابات پارلمانی ۲۰۲۶ میتواند مقدمهای برای بازگشت او به فعالیتهای سیاسی پس از یک وقفه طولانی باشد.
🔹غطاس غوری، مشاور جریان المستقبل، سخنان حریری را ترسیم نقشه راه جدید این جریان عنوان نمود و معتقد است که شرایط سیاسی لبنان تغییر کرده و نفوذ سوریه و ایران در این کشور کاهشیافته است. وی میگوید جریان المستقبل در حال آمادهسازی برای حضور مجدد در صحنه سیاسی، جلب حمایت مردمی و بازگرداندن جایگاه نامزدهای خود در انتخابات است. بازگشت این جریان میتواند توازن سیاسی ازدسترفته لبنان را بازیابی کند، چرا که المستقبل یک جریان ملی است و نه طایفهای. این جریان همواره به دنبال پیشرفت کشور و ارائه راهحلهای بومی در هماهنگی با دیگر نیروهای سیاسی بوده است.
🔹تشکیل دولت نواف سلام تحتفشارهای بینالمللی، بهویژه از سوی آمریکا و عربستان و در پی تغییر توازن قدرت در لبنان انجام شد. اتفاقات اخیر در نبرد حزبالله در برابر اسرائیل و کاهش نفوذ ایران در سوریه تحت تاثیر سقوط بشار اسد نیز در این روند مؤثر بوده است. این تحولات باعث شد که برای نخستین بار از پایان جنگ داخلی لبنان، رئیسجمهوری بدون دخالت حزبالله انتخاب شود.
💢احیای روابط حریری
🔹سعد حریری برای سازماندهی مجدد جناح سیاسیاش در لبنان نیازمند احیای روابطش با عربستان سعودی است، عماد سلامه، استاد علوم سیاسی، معتقد است که عربستان به دنبال یک رهبر قدرتمند و منسجم برای جامعه اهل سنت در لبنان است. اگر حریری بتواند این نقش را ایفا کند، بازگشت او میتواند به نفع خودش و عربستان باشد. او همچنین تأکید دارد که حریری، به دلیل توانایی در متحد کردن رأیدهندگان سنی، گزینهای مناسب برای تشکیل یک بلوک پارلمانی قوی در انتخابات سال ۲۰۲۶ خواهد بود.
🔹برخی تحلیلگران کاهش محبوبیت او را به امتیازاتی که به حزبالله داده بود نسبت میدهند، اما حریری اعلام کرد که هدف اصلی او حفظ ثبات داخلی لبنان بوده است. درنهایت، پس از شکستهای مالی و سیاسی متعدد، از فعالیتهای سیاسی کنارهگیری کرد. اکنون، با تغییر در توازن قوا، عربستان پس از غیبت طولانی مجددا به صحنه سیاسی لبنان بازگشته است که این تحولات ممکن است زمینه را برای بازگشت حریری به سیاست فراهم کند.
🔁مطالب مرتبط
▫️توقف پرواز تهران-بیروت: تحلیل فراتر از رویدادهای آشکار
▫️زمینهچینی اسرائیل برای باقیماندن در جنوب لبنان
▫️کابینه سلام چه تفاوتی با کابینه میقاتی دارد؟
▫️انتخاب جوزف عون به عنوان رئیسجمهور لبنان؛ پیشرانها و پیامدها
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/277
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️استقلال- لندن
#رویة_العربیة
🔸با تغییر صحنه سیاسی در لبنان و سوریه، سعد حریری، نخستوزیر پیشین لبنان، تصمیم گرفت «جنبش المستقبل» را پس از سه سال تعلیق فعالیتهایش، دوباره به صحنه سیاسی این کشور بازگرداند. سعد حریری که به مناسبت سالگرد ترور پدرش به لبنان بازگشته، در جمع هوادارانش در بیروت تأکید کرد که جنبش المستقبل نماینده صدای مردم در تحولات آینده کشور خواهد بود.
💢بازگشت حریری
🔹سعد حریری پس از چند سال غیبت از عرصه سیاست لبنان، با توجه به تغییرات سیاسی و منطقهای، فرصت را برای بازگشت و فعالسازی دوباره جنبش المستقبل مناسب دید. او در پی کاهش نفوذ حزبالله پس از درگیری با اسرائیل و ترور سید حسن نصرالله در سال ۲۰۲۴، به صحنه بازمیگردد. تنش میان حریری و حزبالله به ترور پدرش، رفیق حریری، در سال ۲۰۰۵ مرتبط میشود که دادگاه بینالمللی در سال ۲۰۲۰ یکی از اعضای حزبالله را عامل آن معرفی کرد. همچنین سقوط بشار اسد در سوریه در دسامبر ۲۰۲۴، ضربه دیگری به نفوذ حزبالله در لبنان وارد کرده است که زمینهساز نقشآفرینی المستقبل شده است.
🔹سعد حریری از سال ۲۰۰۵ بهعنوان رهبر تأثیرگذار اهل سنت لبنان شناختهشده است. پدرش، رفیق حریری که روابط نزدیکی با کشورهای حاشیه خلیجفارس و غربی داشت، نقش مهمی در بازسازی لبنان پس از جنگ داخلی ایفا کرد. بااینحال، جنبش المستقبل در سالهای اخیر دچار ضعف سازمانی شده و بسیاری از اعضای آن جدا شدهاند. ناظران معتقدند که حریری قصد دارد جنبش خود را با ترکیبی از اعضای قدیمی، چهرههای جدید و افرادی که به دنبال اتحادهای تازه هستند، بازسازی کند تا از شرایط جدید سیاسی لبنان و تضعیف حزبالله بهره ببرد.
💢وضعیت آماده باش
🔹سعد حریری تأکید کرد که اکنون زمان اختلافات سیاسی نیست، بلکه باید بر اصلاحات تمرکز کرد. او نسبت به دوران ریاستجمهوری جوزف عون و دولت نواف سلام امیدوار است و معتقد است که لبنان فرصتی طلایی برای احیای خود و اجرای اصلاحات دارد. از سوی دیگر، حریری زمان کافی برای آمادهسازی جریان خود جهت شرکت در انتخابات شهرداریها و دهیاریها در مه ۲۰۲۵ دارد. همچنین انتخابات پارلمانی ۲۰۲۶ میتواند مقدمهای برای بازگشت او به فعالیتهای سیاسی پس از یک وقفه طولانی باشد.
🔹غطاس غوری، مشاور جریان المستقبل، سخنان حریری را ترسیم نقشه راه جدید این جریان عنوان نمود و معتقد است که شرایط سیاسی لبنان تغییر کرده و نفوذ سوریه و ایران در این کشور کاهشیافته است. وی میگوید جریان المستقبل در حال آمادهسازی برای حضور مجدد در صحنه سیاسی، جلب حمایت مردمی و بازگرداندن جایگاه نامزدهای خود در انتخابات است. بازگشت این جریان میتواند توازن سیاسی ازدسترفته لبنان را بازیابی کند، چرا که المستقبل یک جریان ملی است و نه طایفهای. این جریان همواره به دنبال پیشرفت کشور و ارائه راهحلهای بومی در هماهنگی با دیگر نیروهای سیاسی بوده است.
🔹تشکیل دولت نواف سلام تحتفشارهای بینالمللی، بهویژه از سوی آمریکا و عربستان و در پی تغییر توازن قدرت در لبنان انجام شد. اتفاقات اخیر در نبرد حزبالله در برابر اسرائیل و کاهش نفوذ ایران در سوریه تحت تاثیر سقوط بشار اسد نیز در این روند مؤثر بوده است. این تحولات باعث شد که برای نخستین بار از پایان جنگ داخلی لبنان، رئیسجمهوری بدون دخالت حزبالله انتخاب شود.
💢احیای روابط حریری
🔹سعد حریری برای سازماندهی مجدد جناح سیاسیاش در لبنان نیازمند احیای روابطش با عربستان سعودی است، عماد سلامه، استاد علوم سیاسی، معتقد است که عربستان به دنبال یک رهبر قدرتمند و منسجم برای جامعه اهل سنت در لبنان است. اگر حریری بتواند این نقش را ایفا کند، بازگشت او میتواند به نفع خودش و عربستان باشد. او همچنین تأکید دارد که حریری، به دلیل توانایی در متحد کردن رأیدهندگان سنی، گزینهای مناسب برای تشکیل یک بلوک پارلمانی قوی در انتخابات سال ۲۰۲۶ خواهد بود.
🔹برخی تحلیلگران کاهش محبوبیت او را به امتیازاتی که به حزبالله داده بود نسبت میدهند، اما حریری اعلام کرد که هدف اصلی او حفظ ثبات داخلی لبنان بوده است. درنهایت، پس از شکستهای مالی و سیاسی متعدد، از فعالیتهای سیاسی کنارهگیری کرد. اکنون، با تغییر در توازن قوا، عربستان پس از غیبت طولانی مجددا به صحنه سیاسی لبنان بازگشته است که این تحولات ممکن است زمینه را برای بازگشت حریری به سیاست فراهم کند.
🔁مطالب مرتبط
▫️توقف پرواز تهران-بیروت: تحلیل فراتر از رویدادهای آشکار
▫️زمینهچینی اسرائیل برای باقیماندن در جنوب لبنان
▫️کابینه سلام چه تفاوتی با کابینه میقاتی دارد؟
▫️انتخاب جوزف عون به عنوان رئیسجمهور لبنان؛ پیشرانها و پیامدها
🌐https://institutetehran.com/art/277
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👎2👌2
#تحلیل_کوتاه
🔹۷ بهمن پایان موعد ۶۰ روزه آتشبس بین اسرائیل و لبنان و اجرای مفاد آن از جمله خروج نظامیان اسرائیل از جنوب لبنان بود. اگر چه با موج بازگشت مردم در پایان مهلت عقبنشینی اسرائیل این رژیم مجبور به خروج از بسیاری از مناطق شد اما با همراهی آمریکا و فشار بر دولت لبنان این مهلت تا ۱۸ فوریه (۳۰بهمن) تمدید شد و نظامیان این رژیم تا پایان مهلت تمدیدشده در چندین شهر و روستا در جنوب لبنان باقی ماندند و اکنون با عقبنشینی از همه مناطق مسکونی نیز اعلام شده ارتش این رژیم در پنج نقطه پایگاه نظامی ایجاد کرده و خارج نخواهد نشد.
💢هدف تلآویو از تمدید آتشبس چه بود و با عدم خروج کامل به دنبال چیست؟
🔸ابتدا اسرائیل قصد داشت تونل و تجهیزات بیشتری از حزبالله لبنان در جنوب این کشور را منهدم کند و تا میتوانست در این دو ماه اخیر بدنبال تخریب امکانات مقاومت بود. اما هدف اصلی اسرائیل نه تصرف جنوب لبنان بود نه اینکه بخواهد طولانی مدت مستقر شود. بلکه اسرائیل درصدد بود با تغییر معادله امنیتی در جنوب لبنان بازی جنگ را به سود خود تغییر دهد.
🔸با سقوط بشار اسد در سوریه بهترین فرصت برای اسرائیل فراهم شد. نتانیاهو دستور بزرگترین حمله هوایی تاریخ این رژیم را صادر کرد و اکثر امکانات نظامی سوریه به عنوان دشمن درجه یک اسرائیل نابود شد. همچنین اسرائیل با ورود به خاک سوریه در منطقه کوههای حرمون به مرکزیت جبل الشیخ، ۷ پایگاه نظامی تاسیس کرد تا بر روی سه ضلعی اراضی اشغالی-سوریه و لبنان مسلط شود.
🔸همین موضوع در جنوب لبنان هم صدق می کند. بعد از آتش بس اسرائیل سعی کرد پایگاه های نظامی راهبردی در جنوب لبنان احداث کند تا به تکمیل زنجیره پایگاههای نظامی در منطقه شمالی بتوانند اشراف کامل اطلاعاتی، عملیاتی و امنیتی بر روی مناطق جنوب غرب سوریه و جنوب لبنان بیابد. این موضوع در تکمیل پازل تغییر معادله امنیتی توسط اسرائیل با ایجاد مناطق حائل اطراف خود است.
💢موقعیت نقاط عدم خروج اسرائیل در جنوب لبنان چگونه است؟
🔸جنوب لبنان به سه منطقه تقسیم میشود. قطاع غربی شامل مناطقی در امتداد دریای مدیترانه است که از شهر ناقوره تا سه کیلومتر به سوی شرق امتداد دارد. قطاع اوسط ناحیهای در میانه مرز است که مناطق التفاح و الزهراني و النبطية را شامل میشود. قطاع شرقی بزرگترین و نزدیکترین منطقه به جولان اشغالی است که اسرائیل تا آخرین لحظه روستاهای این مناطق را رها نمیکرد. روستاهای کفرکلا، العدیسه و کفرشوبا در این بخش هستند. ۵ نقطهای که اعلام شده ارتش اسرائیل خارج نمیشود عبارت از تلة الحمامص در قطاع شرقی، تلة العويضة و تلة العزبة در قطاع اوسط و جبل بلاط و تلة اللبونة در قطاع غربی هستند.
💢اهمیت راهبردی این مناطق چیست؟
🔸منطقه تلة الحمامص یک کیلومتر با خط آبی و دشت مرجعیون فاصله دارد و با ۹۰۰ متر ارتفاع از سطح دریا اشراف کامل عملیاتی و اطلاعاتی به منطقه شامل تمام روستاهای قطاع شرقی یعنی کفرکلا، شهر مرجعیون، العدیسه را سبب می شود. یکی از ترسهای همیشگی اسرائیل نفوذ ار منطقه کفرکلا به جولان اشغالی یا حتی الجلیل است.
🔸منطقه تلة العويضة بالاترین ارتفاع را در قطاع شرقی لبنان دارد و از سال ۱۹۷۵، مهمترین موقعیت برای توپخانه ارتش لبنان بود و در زمان اشغال لبنان توسط اسرائیل تا قبل از سال ۲۰۰۰، پایگاهی برای هلیکوپترهای اسرائیلی برای انتقال سربازان به داخل لبنان محسوب میشد. تلة العزبة نیز حدود ۲ کیلومتر با مرز فاصله دارد و از المحمودية تا الزوطرين در جنوب لبنان به رودخانه لیتانی مشرف است.
🔸جبل بلاط در قطاع غربي منطقهای است که ۸۰۰ متر با خط آبی یعنی مرز بین اراضی اشغالی و لبنان فاصله دارد و روبروی شهرکهای صهیونیستنشین شتولا و زرعيت است. تلة اللبونة هم یکی از مناطق با اهمیت است که ۳۰۰ متر با مرز فاصله دارد و در منطقه راس ناقوره قرار گرفته است.
🔸در مجموع این مناطق نزدیکترین مناطق مرزی با شهرکهای صهیونیستنشین هستند و به زعم رژیم حضور در این مناطق برای تامین امنیت این شهرکها حیاتی است.
💢نتیجه گیری
🔁مطالب مرتبط
▫️آتش بس در جنوب لبنان؟!
▫️راهبرد چندلایه رژیم صهیونیستی در قبال محور مقاومت پس از آتشبس
▫️زمینهچینی اسرائیل برای باقیماندن در جنوب لبنان
🌐https://institutetehran.com/art/278
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👌2❤1👏1
🌐 کنفرانس العلا و چالش های نوظهورِ اقتصادهای نوظهور
#تحلیل_کوتاه
🔹شهر العُلا عربستان سعودی روزهای یکشنبه و دوشنبه ۱۶ و ۱۷ فوریه میزبان کنفرانس سالانه فرصتها و چالشهای اقتصادهای نوظهور بود. این نشست مشترک که از سوی وزارت دارایی عربستان سعودی و دفتر منطقهای صندوق بینالمللی پول در ریاض سازماندهی شده بود، گروهی منتخب از وزرای دارایی، روسای بانکهای مرکزی و سیاستگذاران بازارهای نوظهور و همچنین رهبران بخش دولتی و خصوصی، مؤسسات بینالمللی و دانشگاهیان را میزبانی میکرد. از ایران نیز عبدالناصر همتی وزیر امور اقتصادی و دارایی در این کنفرانس شرکت کرد.
🔸روز اول این کنفرانس مبتنی بر مجموعهای از میزگردها در مورد راهحلهای نوآورانه برای تقویت اقتصاد جهانی با تمرکز بر سرمایهگذاری پایدار، فین تک و نقش زیرساختها در حمایت از رشد اقتصادی بود. روز دوم اما با جلسات سنگینتر درخصوص استراتژیهای انطباق با تغییرات اقتصادی جهانی و فرصتهای همکاری بین بازارهای نوظهور و توسعه یافته، با مشارکت گسترده رهبران تجاری و اقتصادی ادامه یافت.
🔸این کنفرانس علاوه بر بررسی فرصتهای موجود برای ارتقای رقابتپذیری اقتصادهای نوظهور، به چندین موضوع اصلی از جمله سیاستهای پولی و مالی، مدیریت بدهیهای دولتی و نقش فناوری و هوش مصنوعی در حمایت از توسعه اقتصادی پرداخت. وزیر دارایی عربستان سعودی به عنوان مهمترین مقام سعودی حاضر در این نشست بینالمللی گفت که باید یک چشمانداز بلندمدت و بهبود شرایط اقتصادی برای بازارهای نوظهور وجود داشته باشد و راهحلهایی برای بدهیهای دولتی پیدا گردد.
🔸مدیر عامل صندوق بینالمللی پول نیز در سخنان خود به نکته حائز اهمیتی اشاره و تاکید کرد که با توجه به اینکه هوش مصنوعی تأثیر قابل توجهی بر بازار کار در پنج سال آینده خواهد داشت، این مسئله به نوبه خود چالشهای جدیدی را برای بازارهای نوظهور ایجاد میکند که لازمه آن سازگار شدن با واقعیتهای جدید است.
🔸با توجه به اینکه سعودیها این کنفرانس را بستری جهانی با هدف تقویت گفتگو و همکاری برای رسیدگی به چالشهای اقتصادی پیش روی بازارهای نوظهور به ویژه با توجه به تحولات ساختاری اقتصاد جهانی تعریف کردهاند، اهمیت این کنفرانس و همچنین چرایی میزبانی ریاض از چنین اجلاسی روشنتر میشود.
💢در این ارتباط چند گزاره حائز اهمیت و توجه است:
1️⃣این کنفرانس و کنفرانسهای مشابه در شرایط افزایش ریسکهای سیاسی و عدم قطعیتهای جهانی برگزار میشوند. در واقع دستاندرکاران برگزاری چنین جلساتی بنا دارند، بارش فکری مناسبی را از مجموعهای از تجار، کارآفرینان، اقتصاددانان، پژوهشگران و اساتید دانشگاه و فعالان بخش خصوصی به دست آورند تا به رصد جهانی آنها کمک موثرتری نماید.
2️⃣این کنفرانس بخشی از روندهای نوظهور جهانی درخصوص وابستگی جریان کالا و سرمایه را نشان میدهد که در یک چشمانداز کلانتر بازتاب وابستگی متقابل جهانی و اثرپذیری سیاست و اقتصاد از یکدیگر است. در واقع تفکیک بین دو ساحت سیاست و عرصه اقتصاد منسوخ و نشان از عدم درک مقوله پیچیده اقتصاد سیاسی بینالمللی است که در آن کشورها و مناطق روز به روز به یکدیگر وابسته میشوند.
3️⃣واقعیت دیگر این است که عربستان سعودی در عین اینکه تلاش میکند تا سایز اقتصادی خود را در گروه بیست افزایش دهد، اما پیوند آن با اقتصادهای نوظهور و بلوکهای جدید قدرت در سطح جهانی همچون بریکس و جنوب جهانی، پیوندی معنادار و غیرقابل تفکیک است. بدون توجه به مسائل و چالشهای مشترک نوظهور جهانی بویژه در منطقه خاورمیانه، نمیتوان نسبت به پیشبرد طرحهای توسعه اقتصادی اقدام کرد.
4️⃣افزایش ریسکهای ژئوپلتیک، عدم قطعیتهای جهانی، چالشهای انباشته شده در کنار چالشهای نوپدید مشتمل بر انتقال به اقتصاد دیجیتال و مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند برای مجموعه شورای همکاری خلیج فارس و در راس آنها عربستان سعودی دارای پیامدهای جدیتری باشد. به عبارت دیگر تعریف چشماندازهای اقتصادی ۲۰۳۰، ۲۰۳۵ و ۲۰۴۰ در این بلوک منطقهای، نیازمند شناخت پویاتر از محیطهای منطقهای و جهانی است که ضرورت تدوین استراتژیهای انطباق پذیری و تابآوری را گوشزد میکند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/279
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#تحلیل_کوتاه
🔹شهر العُلا عربستان سعودی روزهای یکشنبه و دوشنبه ۱۶ و ۱۷ فوریه میزبان کنفرانس سالانه فرصتها و چالشهای اقتصادهای نوظهور بود. این نشست مشترک که از سوی وزارت دارایی عربستان سعودی و دفتر منطقهای صندوق بینالمللی پول در ریاض سازماندهی شده بود، گروهی منتخب از وزرای دارایی، روسای بانکهای مرکزی و سیاستگذاران بازارهای نوظهور و همچنین رهبران بخش دولتی و خصوصی، مؤسسات بینالمللی و دانشگاهیان را میزبانی میکرد. از ایران نیز عبدالناصر همتی وزیر امور اقتصادی و دارایی در این کنفرانس شرکت کرد.
🔸روز اول این کنفرانس مبتنی بر مجموعهای از میزگردها در مورد راهحلهای نوآورانه برای تقویت اقتصاد جهانی با تمرکز بر سرمایهگذاری پایدار، فین تک و نقش زیرساختها در حمایت از رشد اقتصادی بود. روز دوم اما با جلسات سنگینتر درخصوص استراتژیهای انطباق با تغییرات اقتصادی جهانی و فرصتهای همکاری بین بازارهای نوظهور و توسعه یافته، با مشارکت گسترده رهبران تجاری و اقتصادی ادامه یافت.
🔸این کنفرانس علاوه بر بررسی فرصتهای موجود برای ارتقای رقابتپذیری اقتصادهای نوظهور، به چندین موضوع اصلی از جمله سیاستهای پولی و مالی، مدیریت بدهیهای دولتی و نقش فناوری و هوش مصنوعی در حمایت از توسعه اقتصادی پرداخت. وزیر دارایی عربستان سعودی به عنوان مهمترین مقام سعودی حاضر در این نشست بینالمللی گفت که باید یک چشمانداز بلندمدت و بهبود شرایط اقتصادی برای بازارهای نوظهور وجود داشته باشد و راهحلهایی برای بدهیهای دولتی پیدا گردد.
🔸مدیر عامل صندوق بینالمللی پول نیز در سخنان خود به نکته حائز اهمیتی اشاره و تاکید کرد که با توجه به اینکه هوش مصنوعی تأثیر قابل توجهی بر بازار کار در پنج سال آینده خواهد داشت، این مسئله به نوبه خود چالشهای جدیدی را برای بازارهای نوظهور ایجاد میکند که لازمه آن سازگار شدن با واقعیتهای جدید است.
🔸با توجه به اینکه سعودیها این کنفرانس را بستری جهانی با هدف تقویت گفتگو و همکاری برای رسیدگی به چالشهای اقتصادی پیش روی بازارهای نوظهور به ویژه با توجه به تحولات ساختاری اقتصاد جهانی تعریف کردهاند، اهمیت این کنفرانس و همچنین چرایی میزبانی ریاض از چنین اجلاسی روشنتر میشود.
💢در این ارتباط چند گزاره حائز اهمیت و توجه است:
1️⃣این کنفرانس و کنفرانسهای مشابه در شرایط افزایش ریسکهای سیاسی و عدم قطعیتهای جهانی برگزار میشوند. در واقع دستاندرکاران برگزاری چنین جلساتی بنا دارند، بارش فکری مناسبی را از مجموعهای از تجار، کارآفرینان، اقتصاددانان، پژوهشگران و اساتید دانشگاه و فعالان بخش خصوصی به دست آورند تا به رصد جهانی آنها کمک موثرتری نماید.
2️⃣این کنفرانس بخشی از روندهای نوظهور جهانی درخصوص وابستگی جریان کالا و سرمایه را نشان میدهد که در یک چشمانداز کلانتر بازتاب وابستگی متقابل جهانی و اثرپذیری سیاست و اقتصاد از یکدیگر است. در واقع تفکیک بین دو ساحت سیاست و عرصه اقتصاد منسوخ و نشان از عدم درک مقوله پیچیده اقتصاد سیاسی بینالمللی است که در آن کشورها و مناطق روز به روز به یکدیگر وابسته میشوند.
3️⃣واقعیت دیگر این است که عربستان سعودی در عین اینکه تلاش میکند تا سایز اقتصادی خود را در گروه بیست افزایش دهد، اما پیوند آن با اقتصادهای نوظهور و بلوکهای جدید قدرت در سطح جهانی همچون بریکس و جنوب جهانی، پیوندی معنادار و غیرقابل تفکیک است. بدون توجه به مسائل و چالشهای مشترک نوظهور جهانی بویژه در منطقه خاورمیانه، نمیتوان نسبت به پیشبرد طرحهای توسعه اقتصادی اقدام کرد.
4️⃣افزایش ریسکهای ژئوپلتیک، عدم قطعیتهای جهانی، چالشهای انباشته شده در کنار چالشهای نوپدید مشتمل بر انتقال به اقتصاد دیجیتال و مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند برای مجموعه شورای همکاری خلیج فارس و در راس آنها عربستان سعودی دارای پیامدهای جدیتری باشد. به عبارت دیگر تعریف چشماندازهای اقتصادی ۲۰۳۰، ۲۰۳۵ و ۲۰۴۰ در این بلوک منطقهای، نیازمند شناخت پویاتر از محیطهای منطقهای و جهانی است که ضرورت تدوین استراتژیهای انطباق پذیری و تابآوری را گوشزد میکند.
🌐https://institutetehran.com/art/279
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏3👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹روند رشد و پیشرفت چین در اقتصاد و سیاست بینالملل در سالهای اخیر تصاعدی بوده است و به تبع آن، نقش این کشور در معادلات و مناسبات بینالمللی نیز توسعه چشمگیری داشته است. برای نمونه میتوان به رشد فزاینده تولید ناخالص داخلی چین از حدود ۱.۲ تریلیون دلار در سال ۲۰۰۰ به نزدیک ۱۹ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۴ اشاره نمود. بهموازات این رشد، بسیاری از کشورها در منطقه و جهان بهدنبال تقویت روابط دوجانبه خود با این قدرت نوظهور هستند. در حال حاضر چین با تجارت سالانه بیش از ۵۰۵ تریلیون دلاری شریک تجاری نخست بیش از ۱۲۰ کشور دنیا است.
💢 اهمیت و جایگاه چین برای ایران
🔸از سوی دیگر همکاری با چین برای جمهوری اسلامی ایران واجد معنایی فراتر از همکاریهای مرسوم با سایر کشورهای جهان نیز میباشد. عدم اعتقاد به نظم تکقطبی و هژمونیک آمریکایی و تلاش در جهت گذار به یک نظم چندقطبی جدید از جمله ویژگیهای مشترک معنابخش به همکاریهای راهبردی دو کشور است که خود را در سازوکارهایی نظیر سازمان شانگهای و بریکس نمایان کرده است. همچنین دو کشور روابط خوبی در حوزه اقتصادی دارند که بر پایه نیاز متقابل در حوزه انرژی و کالاهای وارداتی مورد نیاز ایران شکل گرفته است.
🔸چنانکه از آمار گمرک جمهوری اسلامی ایران برمیآید، چین در سالهای اخیر نخستین شریک تجاری ایران بهشمار میرود. توافق جامع همکاری راهبردی ۲۵ ساله، سرمایهگذاری چین در زمینههای مختلف انرژی، ترانزیت و زیرساخت و همچنین واردات نفت خام ایران در دوران تحریم تا سقف روزانه ۱.۶ میلیون بشکه نفت خام از جمله مهمترین همکاریهای مشترک اقتصادی دو کشور در سالهای اخیر بوده است.
🔸با توجه به تغییر دولت در ایالات متحده و روی کار آمدن مجدد ترامپ و رویکرد تهاجمی آن در مواجهه با هر دو کشور، اهمیت و ضرورت تقویت این روابط نیز تشدید میشود. هدف قرار گرفتن صادرات نفتی ایران به چین و کاهش آن تا سقف ۱۰۰ هزار بشکه در روز که بهعنوان اصلیترین ایده دور جدید تحریمهای ایران در سخنان وزیر خزانهداری ایالات متحده منعکس شد، تائید دیگری بر اهمیت این روابط است.
💢 الزامات نماینده دیپلماتیک ایران در چین
🔸در چنین شرایطی، ادراک درست از اهمیت و پیچیدگی روابط ایران با چین و همچنین دقت و چابکی در تصمیمگیری در سطح کلان ضرورت فزایندهای مییابد و به تبع آن، نقش سفیر بهعنوان نماینده عالی دولت جمهوری اسلامی ایران در چین نیز اهمیتی مضاعف خواهد یافت. از همین رو ضرورت دارد شخصیتی که در جایگاه فرستاده تهران قرار میگیرد واجد ویژگیهای مشخصی نظیر سابقه و تجربه دیپلماتیک، شناخت دقیق از محیط اقتصادی و سیاسی کشور مقصد و اشراف بر مناسبات فعلی حاکم بر روابط دو کشور اعم از وضعیت سرمایهگذاری، نوع و جنس تجارت دوجانبه، پروژههای مشترک فعال و در دست اقدام و مناسبات مرتبط با تحریم و دور زدن تحریمها باشد.
🔸متاسفانه باید اعتراف کرد علیرغم اینکه موارد فوق از جمله بدیهیات مورد نیاز برای کسب جایگاه سفارت در هر کشوری است، دولتها در ایران همواره در انتخاب و اعزام فرد مناسب و کارآزموده بهویژه در کشورهایی که با آنها روابط راهبردی دارد ضعیف عمل کردهاند. مروری کوتاه بر فهرست نمایندگان عالی ایران در چین طی سالهای گذشته و وضعیت نامقبول روابط دوجانبه باوجود فرصتها و ظرفیتهای متعدد، گواهی بر این سخن است.
💢اصرار بر اشتباه
🔸مطرح شدن نام عبدالرضا رحمانی فضلی بهعنوان فرستاده ایران در پکن نشان میدهد که در، همچنان بر پاشنه قبلی میچرخد. با وجود شایستگیهای مختلف رحمانی فضلی، فقدان سابقه فعالیت دیپلماتیک جدی در کارنامه کاری ایشان، عدم اشراف به حوزه شرق آسیا بهویژه چین و فقدان تسلط لازم در موضوعات اقتصادی که اهم محورهای همکاری دوجانبه را تشکیل میدهد از جمله موانعی خواهد بود که اجازه ارتقاء سطح همکاریهای دو جانبه را نخواهد داد.
🔸علاوهبر این، سابقه رحمانی فضلی بهعنوان وزیر کشور و همچنین مطرح بودن نام ایشان بهعنوان گزینه دبیری شورای عالی امنیت ملی، نشان از یک شخصیت سیاسی عالیرتبه دارد که این موضوع، سوءبرداشتهایی از سوی چین به همراه خواهد داشت و ممکن است به نیازمندی بیش از حد ایران به چین تعبیر شود.
🌐https://institutetehran.com/art/280
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👌3👏2❤1💔1
◾️ فارن پالیسی
📝 گاروان والش
#روندهای_استراتژیک
🔸در شرایطی که حمایت سنتی آمریکا از اروپا در حال تضعیف است، رهبران اروپایی باید بهطور مستقل اقداماتی را برای تقویت دفاع از قاره انجام دهند. گاروان والش، مشاور سابق امنیت ملی و بینالمللی حزب محافظهکار بریتانیا، در مقالهای ۱۰ گام ضروری را پیشنهاد میکند که اروپا میتواند برای دفاع از خود بدون اتکا به آمریکا انجام دهد.
💢ضرورت بازنگری در راهبرد اتکا به آمریکا
🔹پس از حمله تند معاون رئیسجمهور آمریکا، جی.دی. ونس، به اروپا در کنفرانس امنیتی مونیخ، امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، نشست اضطراری رهبران اروپایی را در پاریس تشکیل داد. هدف این نشست هماهنگی پاسخ اروپا به تهدیدات امنیتی بود. با این حال، این نشست به دلیل اختلافات داخلی، به نتیجه مشخصی نرسید. بریتانیا پیشنهاد اعزام نیروهای حافظ صلح را داد، در حالی که آلمان و ایتالیا تمایلی به افزایش هزینههای دفاعی یا اعزام نیرو به اوکراین نشان ندادند.
💢تهدیدات فعلی
🔹اظهارات ونس و طرحهای ترامپ برای کاهش حمایت از اروپا، تهدیدی جدی برای امنیت اروپا محسوب میشوند. ترامپ پیشنهاد کردهاست که ۵۰ درصد از منابع معدنی اوکراین را در ازای صلح با روسیه دریافت کند، اما اوکراین بهدلیل هراس از نابودی، تمایل دارد به جنگ ادامه دهد. در صورت تسخیر اوکراین، روسیه از منابع آن برای بازسازی ماشین جنگی خود استفاده خواهد کرد و مردان اوکراینی را به خدمت خواهد گرفت. این سناریو تهدیدی مستقیم برای امنیت اروپا، بهویژه کشورهایی مانند لهستان و کشورهای حوزه بالتیک، محسوب میشود.
💢۱۰ گام برای تقویت دفاع اروپا
1️⃣مشارکت دادن به زلنسکی در نشستهای اروپایی: حضور رئیسجمهور اوکراین در نشستهایی مانند نشست پاریس اهمیت نمادین دارد. اروپا باید در ۲۴ فوریه، سالگرد جنگ، نشستی در کییف برگزار کند تا نشان دهد که اوکراین بخشی از اروپا است و رهبران اروپایی از آن حمایت میکنند.
2️⃣ضبط داراییهای روسیه: اروپا باید ۱۵۰ میلیارد دلار از داراییهای روسیه را که در بانکهای اروپایی مسدود شدهاست، مصادره کند. این منابع میتواند به عنوان غرامت به اوکراین اختصاص یابد و در صنایع دفاعی اوکراین و اروپا سرمایهگذاری شود.
3️⃣افزایش هزینههای دفاعی: کشورهای بزرگ اتحادیه اروپا باید هزینههای دفاعی خود را به ۳ درصد تولید ناخالص داخلی افزایش دهند و برنامهای برای رساندن آن به ۵ درصد در سه سال آینده داشته باشند. ایجاد یک بانک بیندولتی برای تسهیل این امر پیشنهاد شدهاست.
4️⃣افزایش تولید تسلیحات هستهای: فرانسه و بریتانیا دارای تسلیحات و فناوری هستهای هستند، اما افزایش زرادخانههای هستهای نیازمند مشارکت مالی سایر کشورهای بزرگ اروپایی است. تولید تسلیحات زیراستراتژیک نیز باید افزایش یابد.
5️⃣ارسال جنگندههای گریپن به اوکراین: سوئد باید حدود ۱۰۰ جنگنده گریپن خود را به اوکراین ارسال کند. این جنگندهها به دلیل هزینه اندک نگهداری و توانایی عملیاتی بالا، برای اوکراین ایدهآل هستند. بریتانیا و دیگر کشورها میتوانند از حریم هوایی سوئد محافظت کنند.
6️⃣استفاده از سود صندوق نفت نروژ: نروژ باید از سود اضافی صندوق نفت خود که ناشی از افزایش قیمت انرژی است، برای تأمین هزینههای جنگ استفاده کند. بخشی از این منابع میتواند برای افزایش تولید توپخانه ۱۵۵ میلیمتری اختصاص یابد.
7️⃣بازگشایی کارخانه تولید مهمات در بریتانیا: بریتانیا باید کارخانههای بزرگ تولید مهمات را که از سال ۲۰۲۲ تعطیل شدهاند، بازگشایی کند. این اقدام برای تأمین نیازهای نظامی ضروری است.
8️⃣همکاری با مخالفان ترامپ در آمریکا: اروپا باید با مخالفان ترامپ در آمریکا همکاری کند و روابط خود با اعضای معتدل حزب جمهوریخواه، مانند مارکو روبیو، حفظ کند. این همکاری میتواند تضمینی برای امنیت اروپا باشد.
9️⃣تقویت همکاریهای نظامی منطقهای: کشورهای حوزه بالتیک و لهستان باید در برنامههای بازدارندگی هستهای مشارکت کنند تا از تقسیم اروپای شرقی و غربی توسط روسیه جلوگیری شود.
🔟افزایش تولید تسلیحات متعارف: اروپا باید تولید تسلیحات متعارف مانند تانکها، پهپادها و سیستمهای دفاع هوایی را افزایش دهد تا توانایی دفاعی خود را در برابر تهدیدات روسیه تقویت کند.
💢نتیجهگیری
🌐https://institutetehran.com/art/281
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤3👎2👏1🤔1👌1
♦️چالشهای رئیسجمهور آینده اکوادور: بدهی، خشکسالی و تبهکاری
◼️شورای روابط خارجی
📝ویل فریمن
#تهران_ریویو
🔹اکوادور به عنوان یکی از کوچکترین کشورهای آمریکای جنوبی با چالشهای هراسانگیزی مواجه است. در چند سال گذشته، اکوادور به دلیل باندهای قاچاق کوکائین از یکی از صلحآمیزترین کشورهای آمریکای لاتین به خشونتآمیزترین کشور منطقه تبدیل شده است. همچنین این کشور با بحران انرژی روبرو است و خشکسالیهای ناشی از تغییرات اقلیمی وابستگی کشور به انرژی برقآبی را به خطر انداخته و باعث قطعی برق، رشد اقتصادی کمرونق و افزایش بدهی شده است. رئیسجمهوری که مردم در ۱۳ آوریل انتخاب خواهند کرد (دنیل نوبوآ، رئیسجمهور کنونی در برابر نامزد اپوزوسیون لوئیسا گونزالس) باید برای رسیدگی به این بحرانها کشور را درمسیر جدیدی قرار دهد.
🔸نتایج دور نخست انتخابات، نمایش قدرتمندی برای نوبوآ، رهبر حزب اقدام دموکراتیک ملی (ADN) بود. علیرغم خشونتهای شدید در ماه ژانویه، چشمانداز رشد ضعیف اقتصادی و خاموشیهای گسترده به دلیل بحران انرژی، نوبوآ برخلاف رؤسای جمهوری پیشین محبوبیت خود را از دست نداد. این میتواند به دلایل متعددی باشد: ۱.راهبرد مؤثر کارزار تبلیغات دیجیتالی، ۲.داشتن تصویر یک سیاستمدار جوان، ۳. نتایج اولیه سیاستهای ضدجرم او.
🔸دور سرنوشتساز دوم نزدیک است. پیروزی هر یک از این دو نامزد وابسته به جذب حمایت جنبش بومیهای اکوادور خواهد بود که شامل جمعیت قابل توجهی میشوند؛ اما به لحاظ سیاسی میان خود شکاف دارند. در دور نخست انتخابات، حزب همسو با بومیان "پاکاکوتیک" به رهبری لئونیداس ایزا ۵٪ از آرای ریاست جمهوری و کرسیهای قوه مقننه را تصاحب کرد. البته ایزا تاکنوک هرگونه حمایت از دو نامزد مذکور را رد کرده است.
💢چه چیزی در اکوادور و آمریکای جنوبی در خطر است؟
1️⃣ امنیت: بزرگترین مسئلهای که گونزالس و نوبوآ به آن پرداختهاند، افزایش خشونت و جنایت در کشور است. در سال ۲۰۲۳، اکوادور به خشونتآمیزترین کشور در آمریکای لاتین تبدیل شد و باندهای تبهکاری از بنادر اکوادور به عنوان مسیر اصلی ارسال مواد مخدر به ایالات متحده و اروپا استفاده کردند. پیشتر اکوادور یکی از امنترین کشورهای منطقه بود. بازرسیهای قضایی اخیر منجر به بازداشت قضات و سیاستمداران به اتهام همکاری با جرائم سازمانیافته شد که نشان میداد فساد در بخشهای اصلی دولت چیره شده است. نوبوآ با تعلیق ضمانتهای قانونی [حقوق شهروندان در قانون اساسی] و استقرار ارتش برای اجرای قوانین داخلی توانست در سال ۲۰۲۴ نرخ قتل را ۱۷٪ کاهش دهد. او همچنین کشف مواد مخدر را افزایش داد و کنترل بر زندانهای تحت اداره باندهای تبهکاری را بهبود بخشید.
2️⃣ اقتصاد و انرژی: از آنجا که اکوادور به شدت به سدهای برقآبی وابستگی دارد و خشکسالی منجر به قطعی برق شده است؛ نوبوآ و گونزالس هر دو تنوعبخشی به منابع انرژی را در دستور کار قرار دادهاند. گونزالس میخواهد دولت نقش بیشتری در بخش انرژی داشته باشد. هر دو همچنین وعده تنوعبخشی به اقتصاد، توسعه زیرساختها و گسترش برنامههای ضدفقر را دادهاند. البته تأمین مالی چنین برنامههایی دشوار خواهد بود. اکوادور هماکنون یکی از کندترین رشدهای اقتصادی آمریکای جنوبی را دارد و سهم بدهیهای خارجی از تولید ناخالص داخلی به میزان ۳۰٪ نسبت به ۲۰۱۷ افزایش یافته است.
3️⃣ روابط خارجی: اکوادور اهمیت ژئواستراتژیک کشورهایی نظیر مکزیک یا پاناما را در آمریکای لاتین ندارد. امروزه، مهمترین اثر اکوادور بر کشورهای خارجی مربوط به مواد مخدر (تولیدکنندگان کوکائین کلمبیا و پرو از اکوادور بهعنوان مرکز صادرات استفاده میکنند) و مهاجرت به ایالات متحده است. گمرک و حفاظت مرزی ایالات متحده از سال ۲۰۲۲ با بیش از ۲۷۰ هزار مهاجر اکوادوری در مرز میان مکزیک و آمریکا مواجه بودهاند. هرچند از سال گذشته، نرخ مهاجرت کاهش یافته اما درصورتی که هر یک از این نامزدها بتواند به وضعیت امنیتی ثبات ببخشد، مهاجرت کاهش بیشتری نیز پیدا خواهد کرد.
✅ با نگاهی به ایالات متحده، نوبوآ که پدرش دوست رابرت اف.کندی جونیور بود، تقریباً بهطور قطع رابطه نزدیکتری با دولت دونالد ترامپ خواهد داشت تا گونزالس که حزب چپگرای او از سوی مقامات دولت ترامپ با سوءظن نگریسته میشود. این موضوع میتواند شانس نوبوآ را برای مذاکره موفقیتآمیز در مورد یک توافقنامه تجارت آزاد با ایالات متحده افزایش دهد. در مقایسه با نوبوآ، گونزالس ممکن است تمایل بیشتری به تعمیق روابط با چین داشته باشد.
🔄 مطالب مرتبط
▫️تلاش آمریکا برای مهار چین در آمریکا لاتین
▫️نایب بوکله و تلاش برای پایان دادن به هرجومرج باندهای تبهکاری در السالوادور
▫️واکنش آمریکای لاتین به ترامپ
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/282
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️شورای روابط خارجی
📝ویل فریمن
#تهران_ریویو
🔹اکوادور به عنوان یکی از کوچکترین کشورهای آمریکای جنوبی با چالشهای هراسانگیزی مواجه است. در چند سال گذشته، اکوادور به دلیل باندهای قاچاق کوکائین از یکی از صلحآمیزترین کشورهای آمریکای لاتین به خشونتآمیزترین کشور منطقه تبدیل شده است. همچنین این کشور با بحران انرژی روبرو است و خشکسالیهای ناشی از تغییرات اقلیمی وابستگی کشور به انرژی برقآبی را به خطر انداخته و باعث قطعی برق، رشد اقتصادی کمرونق و افزایش بدهی شده است. رئیسجمهوری که مردم در ۱۳ آوریل انتخاب خواهند کرد (دنیل نوبوآ، رئیسجمهور کنونی در برابر نامزد اپوزوسیون لوئیسا گونزالس) باید برای رسیدگی به این بحرانها کشور را درمسیر جدیدی قرار دهد.
🔸نتایج دور نخست انتخابات، نمایش قدرتمندی برای نوبوآ، رهبر حزب اقدام دموکراتیک ملی (ADN) بود. علیرغم خشونتهای شدید در ماه ژانویه، چشمانداز رشد ضعیف اقتصادی و خاموشیهای گسترده به دلیل بحران انرژی، نوبوآ برخلاف رؤسای جمهوری پیشین محبوبیت خود را از دست نداد. این میتواند به دلایل متعددی باشد: ۱.راهبرد مؤثر کارزار تبلیغات دیجیتالی، ۲.داشتن تصویر یک سیاستمدار جوان، ۳. نتایج اولیه سیاستهای ضدجرم او.
🔸دور سرنوشتساز دوم نزدیک است. پیروزی هر یک از این دو نامزد وابسته به جذب حمایت جنبش بومیهای اکوادور خواهد بود که شامل جمعیت قابل توجهی میشوند؛ اما به لحاظ سیاسی میان خود شکاف دارند. در دور نخست انتخابات، حزب همسو با بومیان "پاکاکوتیک" به رهبری لئونیداس ایزا ۵٪ از آرای ریاست جمهوری و کرسیهای قوه مقننه را تصاحب کرد. البته ایزا تاکنوک هرگونه حمایت از دو نامزد مذکور را رد کرده است.
💢چه چیزی در اکوادور و آمریکای جنوبی در خطر است؟
1️⃣ امنیت: بزرگترین مسئلهای که گونزالس و نوبوآ به آن پرداختهاند، افزایش خشونت و جنایت در کشور است. در سال ۲۰۲۳، اکوادور به خشونتآمیزترین کشور در آمریکای لاتین تبدیل شد و باندهای تبهکاری از بنادر اکوادور به عنوان مسیر اصلی ارسال مواد مخدر به ایالات متحده و اروپا استفاده کردند. پیشتر اکوادور یکی از امنترین کشورهای منطقه بود. بازرسیهای قضایی اخیر منجر به بازداشت قضات و سیاستمداران به اتهام همکاری با جرائم سازمانیافته شد که نشان میداد فساد در بخشهای اصلی دولت چیره شده است. نوبوآ با تعلیق ضمانتهای قانونی [حقوق شهروندان در قانون اساسی] و استقرار ارتش برای اجرای قوانین داخلی توانست در سال ۲۰۲۴ نرخ قتل را ۱۷٪ کاهش دهد. او همچنین کشف مواد مخدر را افزایش داد و کنترل بر زندانهای تحت اداره باندهای تبهکاری را بهبود بخشید.
2️⃣ اقتصاد و انرژی: از آنجا که اکوادور به شدت به سدهای برقآبی وابستگی دارد و خشکسالی منجر به قطعی برق شده است؛ نوبوآ و گونزالس هر دو تنوعبخشی به منابع انرژی را در دستور کار قرار دادهاند. گونزالس میخواهد دولت نقش بیشتری در بخش انرژی داشته باشد. هر دو همچنین وعده تنوعبخشی به اقتصاد، توسعه زیرساختها و گسترش برنامههای ضدفقر را دادهاند. البته تأمین مالی چنین برنامههایی دشوار خواهد بود. اکوادور هماکنون یکی از کندترین رشدهای اقتصادی آمریکای جنوبی را دارد و سهم بدهیهای خارجی از تولید ناخالص داخلی به میزان ۳۰٪ نسبت به ۲۰۱۷ افزایش یافته است.
3️⃣ روابط خارجی: اکوادور اهمیت ژئواستراتژیک کشورهایی نظیر مکزیک یا پاناما را در آمریکای لاتین ندارد. امروزه، مهمترین اثر اکوادور بر کشورهای خارجی مربوط به مواد مخدر (تولیدکنندگان کوکائین کلمبیا و پرو از اکوادور بهعنوان مرکز صادرات استفاده میکنند) و مهاجرت به ایالات متحده است. گمرک و حفاظت مرزی ایالات متحده از سال ۲۰۲۲ با بیش از ۲۷۰ هزار مهاجر اکوادوری در مرز میان مکزیک و آمریکا مواجه بودهاند. هرچند از سال گذشته، نرخ مهاجرت کاهش یافته اما درصورتی که هر یک از این نامزدها بتواند به وضعیت امنیتی ثبات ببخشد، مهاجرت کاهش بیشتری نیز پیدا خواهد کرد.
🔄 مطالب مرتبط
▫️تلاش آمریکا برای مهار چین در آمریکا لاتین
▫️نایب بوکله و تلاش برای پایان دادن به هرجومرج باندهای تبهکاری در السالوادور
▫️واکنش آمریکای لاتین به ترامپ
🌐https://institutetehran.com/art/282
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏2👌2
#تحلیل_کوتاه
🔹مراسم تشییع شهید سید حسن نصرالله دبیرکل حزبالله لبنان و شهید سیدهاشم صفیالدین جانشین وی فردا یکشنبه انجام میشود. در این خصوص ذکر برخی جنبهها حائز اهمیت است.
💢پرده اول؛ جایگاه جمعیت و تجمع در لبنان
🔸مقوله جمعیت در تئوریهای سیاسی از جایگاه ویژهای برخوردار است تا جایی که یکی از ارکان چهارگانه و بنیادی کشورها قلمداد میشود. در اسلام و شیعه نیز اهتمام ویژهای به مقوله مردم، بیعت، تجمع و آئینهای دسته جمعی وجود دارد. در لبنان موضوع جمعیت از اهمیتی دو چندان برخوردار است؛ اهمیتی که دارای ریشههای سیاسی، امنیتی و دینی است. در جامعه موزائیکی و چندپارچه لبنان مقوله جمعیت و مشتقات آن اعم از روحیه جمعی، همبستگی و وفاداری و هیمنه به یکی از ابزارهای موثر قدرت تبدیل شده است. در این کشور، ۱۸ مذهب در سیاست ورزی و اجرای حاکمیت، دارای جایگاه هستند.
🔸اساساً زمینه شکلگیری دو جریان سیاسی عمده موجود در لبنان یعنی جریان ۸ مارس و ۱۴مارس که حامیان مقاومت و رقبای آن را شامل میشوند، برخاسته از تجمعی است که در دو تاریخ مذکور (۸ و ۱۴ مارس ۲۰۰۵) انجام شده است. تجمعات در لبنان از این قابلیت برخوردارند که مسیر سیاسی و امنیتی کشور را ترسیم، تحکیم و استوار کنند. از آنجا که «مساله سرشماری» در لبنان بنا به ملاحظات امنیتی و سیاسی به تابو تبدیل شده و حتی دولت نیز از انتشار رسمی نفوس و مسکن امتناع میکند، جریانهای سیاسی و مذهبی تلاش میکنند قدرت جمعی خود را در قالب گردهمائیها، تظاهرات، راهپیماییها و آن چه موجب به رخ کشیدن جمعیت میشود، بروز دهند.
💢پرده دوم؛ فراتر از شیعیان
🔸جریان شیعی در لبنان بدون شک از متحدترین و همبستهترین جریانهای موجود در لبنان است. هیچ جماعتی به اندازه جریان شیعه متحد نیست. نه مسیحیان مارونی که بر اثر نفوذ تاریخی- استعماری فرانسه توانستهاند خود را جمعیت غالب لبنان جلوه دهند و نه اهل سنت که مهمترین رکن اجرائی حکومتی را در دست دارند، به میزان شیعیان همبسته و متحد نیستند. با این وجود تجمع ۵ اسفند برای وداع با پیکر رهبر مقاومت لبنان، تجمع شیعیان نیست بلکه جمعیت حامیان مقاومت به معنای عام آن است. حتی مقاومت نه به معنای مقاومت خاص اسلامی بلکه مقاومت در معنی استقلالطلبی، آزادی خواهی و عزت. در این معنی است که پیش بینی میشود خیل عظیمی از مذاهب مختلف لبنانی و حتی آزادی خواهان دنیا از نحلههای فکری مختلف در مراسم خاکسپاری شرکت کنند.
💢پرده سوم؛ جامعهزدایی به عنوان هدف دشمن
🔸دشمنان مقاومت از اهمیت و جایگاه «جمعیت و مردم» در ایده مقاومت و به طور خاص مقاومت در لبنان، مطلع هستند، به همین جهت در سراسر نبرد طوفانالاقصی، بخش عظیمی از توان عملیاتی و رسانهای خود را به شکستن انسجام اجتماعی و مردمی محور مقاومت، معطوف کردند. جنایات فجیع علیه جمعیت ساکن در غزه، ویران سازی مناطق مسکونی در جنوب لبنان، تلاش برای دو دستگی بین جمعیت محور مقاومت، ایجاد فضای رعب و تردید برای مردم ایران و بسیاری دیگر از اقدامات امنیتی، نظامی، اقتصادی و سیاسی دارای پیوست ضد مردمی بوده است. در مواجهه محور ضد مقاومت با مقاومت لبنان، «جامعه زدایی» یکی از مهمترین محورهای آنها بود. به همین جهت تلاش شد اولاً تصویری القا شود که طرفداران مقاومت و میزبانان مقاومت در هیچ کجای لبنان امنیت جانی و روانی نخواهند داشت. ثانیاً لبنان باید در دوگانه مقاومت و ثبات-توسعه یکی را انتخاب کند و ثالثاً چنین وانمود شد که مقاومت در حال حاضر به دلیل واقعیات سیاسی و میدانی موجود، از مردم تهی شده است.
💢پرده آخر؛ محوریت مردم سرمشق مقاومت
🔁مطالب مرتبط
▫️راهبرد چندلایه رژیم صهیونیستی در قبال محور مقاومت
▫️معادله «الشّعب والجيش و المقاومة» پابرجاست
🌐https://institutetehran.com/art/283
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13❤4👎2👏2😁1
#تحلیل_کوتاه
🔹سفر وزیر خارجه سودان به تهران در هفته گذشته و امضای دو سند تفاهم، نشاندهنده بهبود روابط ایران و سودان پس از سالها قطع ارتباط است. سودان در سال ۲۰۱۶ در همسویی کامل با عربستان روابط خود با ایران را قطع کرد. با سقوط عمر البشیر در سال ۲۰۱۹ و پیش گرفتن روند عادیسازی با اسرائیل توسط نظام جدید سودان این قطع روابط ادامه یافت. با شکاف میان ارتش سودان و نیروهای پشتیبانی سریع به عنوان نیرویی طرفدار رابطه با اسرائیل و همچنین بهبود روابط ایران و عربستان، دولت جدید سودان با هدایت ارتش این کشور تلاش کرده روابط خود با ایران را احیا و بهبود بخشد.
💢وضعیت سودان پس از سقوط عمر البشیر
🔸پس از سرنگونی البشیر، ارتش سودان به رهبری برهان و نیروهای پشتیبانی سریع به فرماندهی حمیدتی کنترل کشور را در دست گرفتند. در این دوره، سودان در مدار امارات و رژیم صهیونیستی قرار گرفت و در سال ۲۰۲۰ توافق عادیسازی با اسرائیل را امضا کرد. با این حال، اختلافات بین برهان و حمیدتی و اعتراضات مردمی در مارس ۲۰۲۴، روند عادیسازی را متوقف کرد. این شکاف باعث شد ارتش سودان به سمت ایران و روسیه متمایل شود و به دنبال تأمین سلاح برای مقابله با نیروهای حمیدتی باشد.
💢متوقف کردن روند عادی سازی و نزدیکی به ایران
🔸برهان پس از اعتراضات مردمی در مارس ۲۰۲۴، روند عادیسازی روابط را متوقف کرد. هرچند او اظهارات ضدصهیونیستی صریحی نداشت، توقف روند عادیسازی برای این رژیم بسیار سنگین بود. علاوه بر آن، برخی گزارشها ادعا کردهاند که ارتش سودان پهپادهای ایرانی از جمله «مهاجر 6» را خریداری کرده است.
🔸در ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴، رژیم صهیونیستی اقدام به ترور اسماعیل هنیه، رهبر سیاسی حماس در تهران و فواد شکر، یکی از فرماندهان ارشد حزبالله در بیروت، کرد. همزمان، نیروهای پشتیبانی سریع ، برهان را ترور کردند، اما او از این سوءقصد جان سالم به در برد. با توجه به این همزمانی احتمال میرود نیروهای حمیدتی با حمایت و پشتیبانی رژیم این ترور را انجام داده باشند.
💢ژئوپلیتیک سودان فرصتی برای تعمیق عمق راهبردی مقاومت
🔸سودان، سومین کشور بزرگ آفریقا، با دارا بودن ۸۵۳ کیلومتر ساحل در دریای سرخ، از موقعیت استراتژیک مهمی برخوردار است. بندر پورت سودان، دومین بندر بزرگ دریای سرخ، به دلیل نزدیکی به کانال سوئز و تنگه بابالمندب، نقش کلیدی در تجارت و امور نظامی منطقه ایفا میکند. این موقعیت برای ایران نیز از اهمیت ژئواستراتژیک برخوردار است، چرا که میتواند به تقویت توان عملیاتی ایران و گروههای مقاومت مانند انصارالله یمن کمک کند.
🔸رود نیل، که از سودان عبور میکند، نیز عامل مهمی در رقابتهای هیدروپلیتیک منطقه است. رژیم صهیونیستی از دهه ۱۹۷۰ تلاش کرده تا با اجرای طرحهای سدسازی در سودان و اتیوپی، مانند سد النهضه، بر مصر فشار بیاورد و آب نیل را به سرزمینهای اشغالی انتقال دهد. این اقدامات بخشی از استراتژی بلندمدت این رژیم برای کنترل منابع آبی منطقه است.
🔸سودان با دارا بودن منابع آبی فراوان و زمینهای حاصلخیز، شریک مناسبی برای همکاری در حوزه کشاورزی است. نیاز کشورهای آفریقایی به فناوری و تجهیزات صنعتی ایران نیز فرصتهای جدیدی برای همکاریهای مشترک ایجاد میکند. بهبود روابط با سودان میتواند به ایران کمک کند تا جایگاه خود را در منطقه آفریقا تقویت کند.
💢مواد و ذخایر معدنی سودان پشتوانهای قابل اتکا برای تجارت دوجانبه
🔸سودان با منابع طبیعی غنی مانند نفت، طلا، سنگآهن، کرومیت، مس و اورانیوم، از اهمیت اقتصادی بالایی برخوردار است. پس از جدایی سودان جنوبی در ۲۰۱۱، بخش عمدهای از ذخایر نفتی خود را از دست داد، اما همچنان در تولید طلا رتبه سوم آفریقا را دارد و ذخایر طلای آن حدود ۱۵۵۰ تن است. سودان همچنین دارای ۱.۵ میلیون تن اورانیوم (رتبه سوم جهان)، ۵ میلیون تن مس، ۱ میلیون تن کرومیت و ۲ میلیارد تن سنگآهن است. همکاریهای اقتصادی بین دو کشور میتواند بر پایه تهاتر و استفاده از ظرفیتهای فنی و مهندسی ایران باشد.
💢 جمعبندی
🔁مطالب مرتبط
▫️جنگ داخلی در سودان: نبرد میان برهان و حمیدتی
🌐https://institutetehran.com/art/284
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👏3👌2❤1
#تحلیل_کوتاه
🔹میتوان گفت در میان سخنان و اقدامات ترامپ در خاورمیانه تاکنون چیزی شگفتآورتر از طرح خرید غزه و بیرونراندن دو میلیون فلسطینی از آن دیده نشده است. در حالی ترامپ با صراحت از این برنامه صحبت میکند که هیچ کشوری با آن موافقت نکرده و تنها اسرائیل و آرژانتین واکنش مثبتی داشتهاند. این برنامه به قدری غیرعملی و غیراخلافی است بسیاری از کشورهای عربی، از جمله متحدین نزدیک آمریکا مثل اردن و عربستان سعودی و همچنین کشورهای اروپایی شدیداً با آن مخالفت کردهاند.
🔸چندین علت را میتوان برای مطرحکردن چنین برنامهای درنظرگرفت. نخست، ترکیب کابینه دولت دوم ترامپ، برخلاف کابینه دو سال نخست دوره اول، اعضایی ندارد که بتواند جلوی چنین اقداماتی را بگیرد. در دوره نخست کسانی همچون رکس تیلرسون (وزیر امور خارجه) یا هربرت مکمستر (مشاور امنیت ملی) تا حدی برای ترامپ مانع ایجاد میکردند. با این حال ترامپ از ۲۰۱۹ با جایگزینی چنین اعضایی با دست بازتری حقوق بینالملل را نقض کرد، همچون بهرسمیتشناختن الحاق بلندیهای جولان به اسرائیل. دوم، ترامپ تجربههای موفقی از دوره نخست برای انجام چنین کاری دارد. او در سال ۲۰۱۷ اورشلیم را به عنوان پایتخت اسرائیل پذیرفت و سپس سفارت آمریکا را به این شهر منتقل کرد.
🔸مسئله دلایل شخص ترامپ نیز اهمیت دارد. تحلیلگران انگیزههای مختلفی را برای چنین کاری بر شمردهاند: ۱. پایاندادن دائمی به منازعه اسرائیل و فلسطینیان (برای کاهش درگیریهای آمریکا در منطقه) ۲. خصلت ذاتا معاملهگرانه ۳. حمایت ثروتمندان یهودی در انتخابات از ترامپ (همچون مریام ادلسون، همسر شلدون ادلسون)
🔸واکنش کشورها به این طرح تقریباً یکپارچه بوده است. عربستان سعودی، مصر و اردن، صراحتا با این طرح مخالفت کردند. عربستان اعلام کرد که با وجود چنین طرحی نمیتواند روابط خود را با اسرائیل عادیسازی کند. اتحادیه اروپا، اعلام کرد که تنها راهحل دو-دولتی و بازسازی غزه را میپذیرد. کی استارمر، نخستوزیر بریتانیا نیز بر همین موارد تأکید کرد. آنتونیو تایانی، وزیرامور خارجه ایتالیا نیز جابجایی جمعیت غزه را دشوار دانست و بر راهحل دودولتی تأکید کرد. آنالِنا بربوک، وزیر امور خارجه آلمان طی بیانیهای گفت که اخراج غیرنظامیان فلسطینی از غزه غیرقابل قبول و مغایر با قوانین بینالمللی است. در این میان ژاپن ابراز سردرگمی و آرژانتین ابراز امیدواری کرد.
🔸چنین واکنشهای دو علت اصلی دارند. نخست، علیرغم اینکه دولتها منافع ملی خود را به حقوق و هنجارهای بینالمللی ترجیح میدهند؛ با نقض فاحش آنها نیز مخالفت میکنند؛ زیرا حقوق بینالملل برای دولتها در تنظیم روابط میان خودشان کاربرد دارد. در صورتی که آمریکا به عنوان ابرقدرت نظام بینالملل چنین کاری کند، اساس هنجارهای بینالمللی مورد قبول پس از جنگ جهانی دوم آسیب میبیند. دلیل دوم، افکار عمومی کشورهای غربی و عربی است. برنامه ترامپ برای غزه چیزی جز پاکسازی قومی نیست که از جنگ ۱۹۴۸ سابقه نداشته است. اگر رهبران عرب و غرب چنین طرحی را بپذیرند با واکنش و فشار از جانب افکار عمومی خود مواجه خواهند شد.
🔸افزون بر بعد هنجاری و اخلاقی، غیرعملیبودن طرح نیز مطرح است. هرگونه تلاش برای خارجکردن مردم غزه با واکنش حماس و مردم مواجه خواهد شد و این میتواند آتش جنگ را دوباره شعلهور کند. همچنین ۲ میلیون نفر رقم بسیار بالایی برای جابجایی از یک مکان به مکان دیگر است. نگرانیهای امنیتی اردن و مصر نیز جدی هستند. با توجه به اینکه نیروی نظامی حماس همچنان فعال است؛ جابجایی مردم غزه میتواند به معنای ورود آن به دو کشور مذکور باشد و آنها را دچار بحران امنیتی و جمعیتی بکند. این موضوع در خصوص اردن جدیتر است. هماکنون اکثریت جمعیت اردن فلسطینیتبار است که این موضوع در جای خود برای رهبران اردن عامل نگرانی است، مخصوصاً که این کشور سابقه درگیری نظامی داخلی با سازمان آزادی بخش فلسطین را نیز دارد.
🔄مطالب مرتبط:
▫️طوفان الاقصی و شکاف در رویکرد اروپایی به مسئله فلسطین
▫️۵ دلیل اطمینان ترامپ از طرح انتقال اجباری مردم غزه به مصر و اردن
🌐https://institutetehran.com/art/285
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👏2👌2❤1
🔵 فشار حداکثری و سرنوشت توافق چابهار
#اکوتهران
🔸یکی از بندهای سند اخیر امضا شده توسط دونالد ترامپ با موضوع احیای رویکرد فشار حداکثری علیه ایران، به وزیر خارجه آمریکا ماموریت میدهد تا نسبت به «تعدیل یا لغو معافیتهای تحریمی، بالاخص مواردی که هر درجهای از گشایش اقتصادی و مالی برای ایران فراهم میکنند، از جمله موارد مربوط به پروژه بندر چابهار» اقدام نماید. این در حالی است که در نوامبر ۲۰۱۸ و پس از خروج ایالات متحده از برجام، فعالیت بندر چابهار به صورت محدود ناظر بر فرآیند بازسازی و توسعه افغانستان از تحریمهای ایالات متحده مستثنی دانسته شد و این استثنا محدود تاکنون از سوی ایالات متحده ملغی اعلام نشده است.
🔹این استثنای تحریمی از یک طرف بر تداوم حضور طرف هندی در پروژه تاثیر بسزایی دارد و از طرف دیگر تاثیر آن بر عملکرد و ترافیک بندری روشن نیست. براساس آمارهای اعلامی از سوی منابع هندی، این بندر از سال ۲۰۱۸ تاکنون ۹۰ هزار TEU (معادل کانتینر ۲۰ فوت) بار کانتینری و بیش از ۸.۴ میلیون تن بار فله و جنرال کارگو مدیریت نموده است. همچنین مطابق با قرارداد ده ساله تجهیز و بهرهبرداری بندر چابهار که پس از فراز و نشیبهای بسیار سرانجام در اردیبهشت ۱۴۰۳ منعقد گردید، هند متعهد به سرمایهگذاری ۱۲۰ میلیون دلار در تجهیزات راهبردی بندر و همچنین تامین خط اعتباری به ارزش ۲۵۰ میلیون دلار با هدف توسعه بندر است که براساس گزارش وزارت خارجه هند در پایان سال ۲۰۲۴ حدود ۲۴ میلیون دلار از سرمایهگذاری معهود تحقق یافته است.
💢علل معافیت
🔹اعطای معافیت تحریمی به بندر چابهار در دوره پیشین کمپین فشار حداکثری بیش از آنکه مربوط به ایران باشد، مربوط به راهبرد جنوب آسیا و افغانستان دونالد ترامپ بود. تداوم فعالیت بندر چابهار در چارچوب این راهبرد به دو دلیل مورد توجه ایالات متحده آمریکا بود:
1️⃣ اتصال به آبهای آزاد از مسیر چابهار بالاخص به سبب کاهش وابستگی به بنادر پاکستان برای افغانستان مطلوبیت دارد. ایالات متحده نیز در آن برهه زمانی در افغانستان کماکان به تثبیت دولت اشرف غنی و نظام جمهوری امیدوار بود و تداوم فعالیت بندر چابهار را برای تقویت افغانستان ضروری تلقی میکرد.
2️⃣ دسترسی به آسیای مرکزی و افغانستان برای هند از مسیر پاکستان مقدور نیست و مسیر چابهار تنها بدیل قابل استفاده هند برای گسترش تجارت و افزایش حضور در این مناطق است. هند در نظام پیشین افغانستان، پروژههای توسعهای متعددی (مانند جاده دلارام-زرنج و ساختمان شورای ملی) را به اجرا رساند و ایالات متحده نیز به افزایش نقش هند در محیط افغانستان تمایل داشت. با درجه اهمیتی بالنسبه کمتر، ایالات متحده حضور هند در آسیای مرکزی را نیز برای موازنه چین مطلوب تلقی میکرد.
🔹معافیت تحریمی چابهار در چنین بستری تحقق یافت و طرح مسئله «تعدیل یا لغو معافیت تحریمی بندر چابهار» نیز در بستری مشابه قابل ارزیابی است. به نظر میرسد که با خروج آمریکا از افغانستان و استقرار طالبان، تداوم فعالیت بندر چابهار وجاهت خود را در راهبرد جنوب آسیا و افغانستان ایالات متحده از دست داده باشد.
💢سرنوشت معافیت
🔹در واقع، دولت جدید ایالات متحده برخلاف دوره پیشین اکنون مایل است طالبان را در افغانستان تحت فشار قرار دهد و تضعیف چابهار علاوه بر منزویساختن ایران از این حیث نیز برای ایالات متحده مطلوب شمرده میشود. در این خصوص، تنها ملاحظه احتمالی ایالات متحده ملاحظه منافع اقتصادی هند و تثبیت حضور این کشور در آسیای مرکزی خواهد بود که این ملاحظه نیز با توجه به اقدامات بیپروای ترامپ علیه منافع دوستان و متحدان آمریکا مولفه موثری محسوب نمیشود.
✅ بر همین اساس، در یک سناریوی خوشبینانه، ایالات متحده آمریکا از لغو معافیت بندر چابهار به عنوان ابزاری برای چانهزنی با هند بر سر توافقات تجاری دوجانبه از جمله کاهش کسری تجاری ۵۰ میلیارد دلاری استفاده خواهد کرد. در یک سناریوی واقعبینانه نیز معافیت تحریمی اعطا شده به بندر چابهار به صورت رسمی لغو خواهد شد. با توجه به اینکه هند در سالهای گذشته نیز تسلیم فشارهای تحریمی ایالات متحده گردیده و در سطح کلان به تحریمهای مذکور پایبندی نشان میدهد، بهنظر میرسد تداوم سرمایهگذاری و پیشبرد پروژه توسط این کشور احتمال کمی داشته باشد.
🔄مطالب مرتبط:
▫️مودی در مهمانخانه ریاست جمهوری آمریکا
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/286
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸یکی از بندهای سند اخیر امضا شده توسط دونالد ترامپ با موضوع احیای رویکرد فشار حداکثری علیه ایران، به وزیر خارجه آمریکا ماموریت میدهد تا نسبت به «تعدیل یا لغو معافیتهای تحریمی، بالاخص مواردی که هر درجهای از گشایش اقتصادی و مالی برای ایران فراهم میکنند، از جمله موارد مربوط به پروژه بندر چابهار» اقدام نماید. این در حالی است که در نوامبر ۲۰۱۸ و پس از خروج ایالات متحده از برجام، فعالیت بندر چابهار به صورت محدود ناظر بر فرآیند بازسازی و توسعه افغانستان از تحریمهای ایالات متحده مستثنی دانسته شد و این استثنا محدود تاکنون از سوی ایالات متحده ملغی اعلام نشده است.
🔹این استثنای تحریمی از یک طرف بر تداوم حضور طرف هندی در پروژه تاثیر بسزایی دارد و از طرف دیگر تاثیر آن بر عملکرد و ترافیک بندری روشن نیست. براساس آمارهای اعلامی از سوی منابع هندی، این بندر از سال ۲۰۱۸ تاکنون ۹۰ هزار TEU (معادل کانتینر ۲۰ فوت) بار کانتینری و بیش از ۸.۴ میلیون تن بار فله و جنرال کارگو مدیریت نموده است. همچنین مطابق با قرارداد ده ساله تجهیز و بهرهبرداری بندر چابهار که پس از فراز و نشیبهای بسیار سرانجام در اردیبهشت ۱۴۰۳ منعقد گردید، هند متعهد به سرمایهگذاری ۱۲۰ میلیون دلار در تجهیزات راهبردی بندر و همچنین تامین خط اعتباری به ارزش ۲۵۰ میلیون دلار با هدف توسعه بندر است که براساس گزارش وزارت خارجه هند در پایان سال ۲۰۲۴ حدود ۲۴ میلیون دلار از سرمایهگذاری معهود تحقق یافته است.
💢علل معافیت
🔹اعطای معافیت تحریمی به بندر چابهار در دوره پیشین کمپین فشار حداکثری بیش از آنکه مربوط به ایران باشد، مربوط به راهبرد جنوب آسیا و افغانستان دونالد ترامپ بود. تداوم فعالیت بندر چابهار در چارچوب این راهبرد به دو دلیل مورد توجه ایالات متحده آمریکا بود:
1️⃣ اتصال به آبهای آزاد از مسیر چابهار بالاخص به سبب کاهش وابستگی به بنادر پاکستان برای افغانستان مطلوبیت دارد. ایالات متحده نیز در آن برهه زمانی در افغانستان کماکان به تثبیت دولت اشرف غنی و نظام جمهوری امیدوار بود و تداوم فعالیت بندر چابهار را برای تقویت افغانستان ضروری تلقی میکرد.
2️⃣ دسترسی به آسیای مرکزی و افغانستان برای هند از مسیر پاکستان مقدور نیست و مسیر چابهار تنها بدیل قابل استفاده هند برای گسترش تجارت و افزایش حضور در این مناطق است. هند در نظام پیشین افغانستان، پروژههای توسعهای متعددی (مانند جاده دلارام-زرنج و ساختمان شورای ملی) را به اجرا رساند و ایالات متحده نیز به افزایش نقش هند در محیط افغانستان تمایل داشت. با درجه اهمیتی بالنسبه کمتر، ایالات متحده حضور هند در آسیای مرکزی را نیز برای موازنه چین مطلوب تلقی میکرد.
🔹معافیت تحریمی چابهار در چنین بستری تحقق یافت و طرح مسئله «تعدیل یا لغو معافیت تحریمی بندر چابهار» نیز در بستری مشابه قابل ارزیابی است. به نظر میرسد که با خروج آمریکا از افغانستان و استقرار طالبان، تداوم فعالیت بندر چابهار وجاهت خود را در راهبرد جنوب آسیا و افغانستان ایالات متحده از دست داده باشد.
💢سرنوشت معافیت
🔹در واقع، دولت جدید ایالات متحده برخلاف دوره پیشین اکنون مایل است طالبان را در افغانستان تحت فشار قرار دهد و تضعیف چابهار علاوه بر منزویساختن ایران از این حیث نیز برای ایالات متحده مطلوب شمرده میشود. در این خصوص، تنها ملاحظه احتمالی ایالات متحده ملاحظه منافع اقتصادی هند و تثبیت حضور این کشور در آسیای مرکزی خواهد بود که این ملاحظه نیز با توجه به اقدامات بیپروای ترامپ علیه منافع دوستان و متحدان آمریکا مولفه موثری محسوب نمیشود.
🔄مطالب مرتبط:
▫️مودی در مهمانخانه ریاست جمهوری آمریکا
🌐https://institutetehran.com/art/286
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5💔3👏1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹انتخابات پارلمانی آلمان که دیروز یکشنبه برگزار شد، نتایج قابل توجهی به همراه داشت که نشاندهنده تغییرات اساسی در آینده سیاسی و اجتماعی آلمان است. در این انتخابات، حزب اتحادیه دموکرات مسیحی (CDU) با کسب ۲۸.۵٪ از آراء (۲۰۸ کرسی)، حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) با ۲۰.۸٪ (۱۵۲ کرسی)، حزب سوسیال دموکرات (SD) با ۱۶.۴٪ (۱۲۰ کرسی)، حزب سبزها (Grüne) با ۱۱.۶٪ (۸۵ کرسی) و حزب چپها (Die Linke) با ۸.۷% (۶۵ کرسی) به ترتیب بیشترین آراء را کسب کردند و به پارلمان راه یافتند.
🔸به دلیل قانون حد نصاب ۵٪ رأی برای ورود به پارلمان، احزاب واگنکنشت (BSW) با ۴.۹۷٪ و دموکراتیک آزاد (FDP) با ۴.۳٪ نتوانستند به پارلمان راه یابند. همچنین، نرخ مشارکت در این انتخابات به ۸۲.۵٪ رسید که رکورد مشارکت جدیدی از سال ۱۹۹۰ است. حزب چپها در میان جوانان ۱۸ تا ۲۴ سال و حزب دموکرات مسیحی در میان شهروندان بالای ۶۰ سال، محبوبترین احزاب بودند.
💢 ائتلافهای احتمالی دولت آینده آلمان
🔸عدم دستیابی احزاب واگنکنشت و دموکرات آزاد به حد نصاب، موجب افزایش تعداد کرسیهای احزاب بزرگ، بهویژه دموکرات مسیحی، شده است؛ اما این بهمعنی تسهیل تشکیل ائتلاف برای دولت نیست. برای کسب اکثریت پارلمان، حداقل ۳۱۶ کرسی لازم است. تنها دو حالت ائتلاف دو حزبی میتواند به این اکثریت برسد: ائتلاف حزب دموکرات مسیحی با سوسیال دموکراتها یا آلترناتیو برای آلمان. در سایر موارد، ائتلاف باید از حداقل سه حزب تشکیل شود.
🔸حزب دموکرات مسیحی پیشتر هرگونه ائتلاف با احزاب آلترناتیو برای آلمان و سبزها را رد و بر لزوم کمتعداد بودن ائتلاف تأکید کرده است. از سوی دیگر، شولتس، رهبر حزب سوسیال دموکرات، شخصا هرگونه ائتلاف با دموکرات مسیحی را نفی کرده که این امر میتواند به معنای عدم حضور او در ائتلاف یا کنارهگیری از رهبری حزب باشد. این وضعیت نشان میدهد که رهبر حزب دموکرات مسیحی، فریدریش مرتس برای تشکیل ائتلاف با چالشهای جدی مواجه خواهد بود. محتملترین سناریو، تغییر رهبری در سوسیال دموکراتها و ائتلاف آنها با دموکرات مسیحی است. سناریوهای دیگر مانند عدم حضور دموکرات مسیحی در ائتلاف دولت یا ائتلاف آنها با سبزها و یا آلترناتیو برای آلمان بسیار نامحتمل است. با توجه به نتایج، هر ائتلافی که شکل بگیرد، همچنان در سیاست خارجی، مهاجرت و سیاستهای اقتصادی با اختلافنظر مواجه خواهد بود و نمیتواند ائتلاف مستحکمی تشکیل دهد.
💢برندگان و بازندگان انتخابات
🔸احزابی که در این انتخابات رشد داشتند عبارتند از: ۱. دموکرات مسیحی (۴.۳٪)، ۲. آلترناتیو برای آلمان (۱۰.۴٪)، و ۳. چپها (۳.۸٪). در مقابل، احزابی که کاهش رأی داشتهاند شامل: ۱. دموکرات آزاد (۷٪)، ۲. سوسیال دموکرات (۹.۲٪)، و ۳. سبزها (۳٪) هستند. برنده اصلی این انتخابات حزب دموکرات مسیحی و محافظهکاران هستند. همچنین، حزب آلترناتیو برای آلمان به عنوان یکی از بزرگترین برندههای این انتخابات مطرح میشود، اما این بدان معنا نیست که نفوذ و تأثیرگذاری آن بر آلمان افزایش چشمگیر یافته باشد. بزرگترین بازندگان این انتخابات نیز حزب سوسیال دموکرات و محیطزیستگرایان هستند که در آینده سیاسی کشور نیز تأثیر کمتری خواهند داشت.
💢آینده آلترناتیو برای آلمان
🔸با نگاهی به نقشه رأیدهندگان آلمان، مشخص میشود که بسیاری از طرفداران حزب آلترناتیو برای آلمان در ایالتهای سابقاً متعلق به آلمان شرقی سکونت دارند. همچنین محبوبیت این حزب در میان جوانان بیشتر از سایر گروههای سنی نیست. رشد ۱۰% این حزب دستاورد بزرگی نیست؛ زیرا به دلیل تحریمهای اعمالشده توسط دیگر احزاب، همچنان توانایی تشکیل یا حضور در ائتلاف دولت را ندارد. حمایت ایلان ماسک و دولت ترامپ از این حزب است که میتواند برگ برندهای برای نفوذ آن در سپهر سیاسی آلمان و اروپا باشد. به طور کلی، موقعیت حزب در آینده بهبود خواهد یافت، اما نه به اندازهای که بزرگنمایی میشود.
💢جمعبندی
🔄مطالب مرتبط:
▫️انتخاباتهای سرنوشتساز اروپا در سال ۲۰۲۵
▫️نامزدهای صدراعظمی آلمان؛ فردریش مرتس شانس اول
▫️فروپاشی دولت آلمان، دلایل و پیامدها
🌐https://institutetehran.com/art/287
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏2👌2❤1💔1
#تحلیل_کوتاه
🔸 از آغاز جنگ اوکراین، ۲۷ کشور اروپایی مجموعاً حدود ۱۴۵ میلیارد دلار به اوکراین کمک کردهاند. البته باید توجه داشت حدود ۶۵ درصد از این کمکها به صورت مالی و بشردوستانه بوده است. اخیراً دولت آلمان نیز اعلام کرد که بسته جدیدی از تسلیحات نظامی برای ارسال به اوکراین آماده نموده است. با این حال، این کمکها تنها بخشی از نیازهای اوکراین را تأمین کرده و اکثر تسلیحات به روز و منابع مالی توسط ایالات متحده آمریکا فراهم شده است. این موضوع ضرورت بررسی دقیقتری از این کمکها را نمایان میسازد، چرا که با در نظر گرفتن این موضوع میتوان پیشبینی نمود در صورت توقف حمایتهای واشنگتن، اروپا تا چه اندازه میتواند به تنهایی از اوکراین حمایت کند.
💢بزرگترین حامیان
🔹علاوه بر ایالات متحده که بزرگترین تأمینکننده حمایتهای مالی و نظامی برای اوکراین است، کشورهای آلمان، بریتانیا، دانمارک، هلند و سوئد جزو اصلیترین حامیان اوکراین در اروپا به شمار میروند. این کشورها از زمان آغاز جنگ تا دسامبر ۲۰۲۴ مجموعاً ۵۳ میلیارد دلار کمک کردهاند که بیشتر آن به تأمین تجهیزات نظامی اختصاص یافته است. با نگاهی دقیقتر به تسلیحات ارسالی این کشورها به اوکراین مشخص میشود که اکثر این تسلیحات قدیمی یا نزدیک به انقضاء هستند و در نتیجه کارایی لازم را ندارند. از سوی دیگر گرچه مجموع حمایتهای مالی و نظامی کشورهایی مانند فرانسه، اسپانیا، ایتالیا و هلند به حدود ۱۳.۵ میلیارد دلار میرسد اما باید در نظر داشت که حمایت این کشورها نسبت به تولید ناخالص داخلی خود اندک محسوب میشود. برآوردها نسبت کمک این کشورها به جیدیپی آنها را بین ۰.۱ تا ۰.۷ درصد تخمین میزنند.
🔹نکته قابل توجه این است که آلمان، فرانسه و ایتالیا در حال حاضر با مشکلات اقتصادی فراوانی مواجه هستند و همین امر تداوم حمایتهای نسبتا اندک آنها را نیز با دشواری مواجه کرده است. همچنین، این میزان حمایت حتی به نصف حمایت ۱۱۴ میلیارد دلاری ایالات متحده نمیرسد و بعید به نظر میرسد که این کشورها بتوانند با افزایش تولیدات نظامی خود میزان حمایت خود از اوکراین را افزایش دهند. لازم به ذکر است که دانمارک هماکنون با ایالات متحده بر سر موضوع گرینلند در تقابل است و جریانهای راست افراطی در آلمان و فرانسه نیز قویتر از هر زمان دیگری در سپهر سیاسی اروپا ظهور کردهاند که همه این موارد بر دیگر چالشهای حمایت از اوکراین افزوده است.
💢بیشترین میزان کمک براساس تولید ناخالص داخلی
🔹اگر بخواهیم به میزان پشتیبانی از اوکراین بر اساس تولید ناخالص داخلی هر کشور نگاه کنیم، با کشورهایی مواجه میشویم که قدرت اقتصادی و نظامی بالایی ندارند. استونی، دانمارک، لیتوانی، لاتویا و فنلاند از جمله کشورهایی هستند که بیش از یک درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای کمک به اوکراین اختصاص دادهاند. هرچند مجموع حمایت این کشورها تنها ۱۳ میلیارد دلار است که تقریبا به اندازه میزان حمایتهای بریتانیا میباشد، اما این کشورها با این اقدام آمادگی خود را برای نبردی طولانیمدت و اختصاص کمکهای بیشتر نشان دادهاند. البته تخصیص این حجم از حمایت و ستیزهجویی برای این کشورها نیز چالشهایی نظیر تأمین انرژی و افزایش تهدیدات امنیتی را به همراه داشته است. سایر کشورهای اروپا اما کمتر از یک درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به اوکراین اختصاص دادهاند که نشاندهنده ناتوانی و یا عدم اراده آنها برای حمایت از اوکراین است.
💢 جمعبندی
🔄مطالب مرتبط:
▫️چگونه اروپا بدون کمک آمریکا میتواند از خود دفاع کند؟
▫️ضرورت تداوم ارسال سلاح به اوکراین برای دستیابی به یک پیمان صلح خوب
🌐https://institutetehran.com/art/288
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏3👎1👌1
♦️اتحاد فراآتلانتیک رو به احتضار است. پس از آن چه چیزی در انتظار اروپا است؟
◼️سوشیال اروپا
📝فرانک هوفر
#تهران_ریویو
🔸هژمونی آمریکا در نظام جهانی پس از جنگ سرد در حال فروپاشی است. آنچه ایالات متحده را از بلوک شوروی متمایز میکرد، رویکرد آن به همراستایی داوطلبانه بود. کشورهای اروپایی برای تسلیم به قدرت ایالات متحده تحت فشار قرار نگرفتند؛ بلکه آزادانه انتخاب کردند که با آن همراستا شوند و ایالات متحده نیز آنها را به عنوان شرکای کوچکتر در حفظ نظام جهانی تحت سلطه غرب درگیر کرد. این همکاری داوطلبانه به یک نقطه قوت برای ایالات متحده تبدیل شد که نه تنها بر پایه قدرت نظامی و اقتصادی، بلکه بر اساس جذابیت یک ائتلاف دموکراتیک مبتنی بر ارزشهای مشترک و احترام متقابل بنا شده بود.
💢رویکرد اول آمریکا ترامپ
🔹در دوران ریاستجمهوری جو بایدن، ایالات متحده تلاش کرد تا بار دیگر برای رهبری غرب را بهویژه از طریق حمایت از اوکراین در برابر روسیه در اختیار بگیرد. اما رویکرد دولت کنونی، آمریکایی کمتر متعهد به ایدههای دموکراتیک به نظر میرسد. سیاست «اول آمریکا» تحت ریاستجمهوری دونالد ترامپ نشانهای از افول این اصول است که با تغییر آن، ارزش نظام قدیمی رهبری آمریکایی دوباره به چشم میآید.
💢دشمنی ترامپ با اروپا
🔹این تحول در اصول آمریکا بهویژه در مواجهه آن با اروپا مشهود است، جایی که اتحاد قوی فرا آتلانتیک اکنون در حال تضعیف است. ظهور قطبیت سیاسی در ایالات متحده موجب تنشهایی با کشورهای اروپایی شده است؛ بهطوری که ترامپ و راستگرایان آمریکایی، دموکراسیهای لیبرال اروپا را نه به عنوان دوستان خود، بلکه به عنوان دشمنان بالقوه سیاستهای داخلی میبینند. این تغییر ایدئولوژی، همراه با کاهش قدرت جهانی اروپا، که در سهم کاهنده آن از تولید ناخالص داخلی جهانی و جمعیت رو به کاهش منعکس شده، به افول شراکت فرا آتلانتیک کمک کرده است.
💢ضعف اروپا
🔹در عین حال، قدرتهای نوظهور در جنوب جهانی، مانند هند و برزیل، در حمایت از یک جهان چند قطبی فعالتر شدهاند و از ناتوانی غرب در سازگاری با واقعیتهای جدید ناامید شدهاند. اتحادیه اروپا، که روزگاری الگوی همکاری چند جانبه بود، اکنون با چالشهای فزایندهای روبهرو است. اختلافات داخلی اروپا و ناتوانی آن در پرداختن به مسائل جهانی، مانند تغییرات اقلیمی و اصلاح تجارت بینالملل، آن را در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیرتر کرده است.
🔹درگیری اوکراین به یک نقطه کانونی در این نظم در حال تغییر تبدیل شده است. موضع اوکراین غیرقابل انعطاف بوده و خواستار شکست روسیه و عضویت در ناتو است. اما در دولت ترامپ موضع آمریکا تغییر کرد؛ ترامپ به دنبال تعامل یکجانبه با روسیه بود که وحدت اروپا را تضعیف کرد. اوکراین که اکنون در موقعیت ضعیفی قرار دارد، چارهای جز پذیرش شرایطی که توسط ایالات متحده و روسیه تحمیل میشود ندارد.
🔹اروپا، که روزگاری بازیگر کلیدی در اتحاد فرا آتلانتیک بود، اکنون به بازیگر ثانویهای در شکلدهی به نتیجه درگیری اوکراین تنزل یافته است. وابستگی ناتو به قدرت نظامی ایالات متحده نشانهای از کاهش نفوذ اروپا است. بقای اروپا به توانایی آن در حفظ یک پروژه چند جانبه بستگی دارد، زیرا این پروژه به عنوان الگویی متضاد با اقتدارگرایی و ملیگرایی عمل میکند. اتحادیه اروپا، که بر پایه همکاری و ارزشهای مشترک بنا شده است، با فشارهای فزایندهای از سوی رقبای خارجی و ملیگرایی و راستگرایی در داخل مواجه است که در تلاشند تا این نهاد را تضعیف کنند. بهویژه، تأثیر شخصیتهایی مانند ترامپ و پوتین این تقسیمات را تشدید کرده است؛ بهطوریکه هر دو به دنبال جذب جنبشهای راست ملیگرا در اروپا هستند.
💢آلمان؛ راهحل برونرفت از بحران
✅ آلمان کلید آینده اروپا را در دست دارد. رهبری این کشور برای حفظ یک پاسخ متحد به چالشها ضروری است و باید منافع ملی خود را با اهداف وسیعتر اروپایی متوازن کند. اگر آلمان به اولویت دادن به حوزه ملی خود ادامه دهد، خطر تکهتکه شدن اروپا افزایش خواهد یافت. برای جلوگیری از این وضعیت، آلمان باید با سخاوت رهبری کند و از اتحادیه اروپا، سیاستهای دفاع مشترک و همکاری اقتصادی حمایت نماید. تحول اروپا نیازمند بسیج عمومی و رهبری کاریزماتیک است که از دموکراسی، عدالت اجتماعی و امنیت حمایت کند و اطمینان حاصل نماید که اروپا همچنان به عنوان یک نیروی قوی جهانی باقی بماند.
🔄مطالب مرتبط:
▫️گرینلند؛ شاه کلید رویاهای ترامپ
▫️رویکرد ضدلیبرالی ترامپ: تاثیر منفی راهبرد «اول آمریکا» بر مزیت آمریکا
▫️چگونه اروپا بدون کمک آمریکا میتواند از خود دفاع کند؟
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/289
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️سوشیال اروپا
📝فرانک هوفر
#تهران_ریویو
🔸هژمونی آمریکا در نظام جهانی پس از جنگ سرد در حال فروپاشی است. آنچه ایالات متحده را از بلوک شوروی متمایز میکرد، رویکرد آن به همراستایی داوطلبانه بود. کشورهای اروپایی برای تسلیم به قدرت ایالات متحده تحت فشار قرار نگرفتند؛ بلکه آزادانه انتخاب کردند که با آن همراستا شوند و ایالات متحده نیز آنها را به عنوان شرکای کوچکتر در حفظ نظام جهانی تحت سلطه غرب درگیر کرد. این همکاری داوطلبانه به یک نقطه قوت برای ایالات متحده تبدیل شد که نه تنها بر پایه قدرت نظامی و اقتصادی، بلکه بر اساس جذابیت یک ائتلاف دموکراتیک مبتنی بر ارزشهای مشترک و احترام متقابل بنا شده بود.
💢رویکرد اول آمریکا ترامپ
🔹در دوران ریاستجمهوری جو بایدن، ایالات متحده تلاش کرد تا بار دیگر برای رهبری غرب را بهویژه از طریق حمایت از اوکراین در برابر روسیه در اختیار بگیرد. اما رویکرد دولت کنونی، آمریکایی کمتر متعهد به ایدههای دموکراتیک به نظر میرسد. سیاست «اول آمریکا» تحت ریاستجمهوری دونالد ترامپ نشانهای از افول این اصول است که با تغییر آن، ارزش نظام قدیمی رهبری آمریکایی دوباره به چشم میآید.
💢دشمنی ترامپ با اروپا
🔹این تحول در اصول آمریکا بهویژه در مواجهه آن با اروپا مشهود است، جایی که اتحاد قوی فرا آتلانتیک اکنون در حال تضعیف است. ظهور قطبیت سیاسی در ایالات متحده موجب تنشهایی با کشورهای اروپایی شده است؛ بهطوری که ترامپ و راستگرایان آمریکایی، دموکراسیهای لیبرال اروپا را نه به عنوان دوستان خود، بلکه به عنوان دشمنان بالقوه سیاستهای داخلی میبینند. این تغییر ایدئولوژی، همراه با کاهش قدرت جهانی اروپا، که در سهم کاهنده آن از تولید ناخالص داخلی جهانی و جمعیت رو به کاهش منعکس شده، به افول شراکت فرا آتلانتیک کمک کرده است.
💢ضعف اروپا
🔹در عین حال، قدرتهای نوظهور در جنوب جهانی، مانند هند و برزیل، در حمایت از یک جهان چند قطبی فعالتر شدهاند و از ناتوانی غرب در سازگاری با واقعیتهای جدید ناامید شدهاند. اتحادیه اروپا، که روزگاری الگوی همکاری چند جانبه بود، اکنون با چالشهای فزایندهای روبهرو است. اختلافات داخلی اروپا و ناتوانی آن در پرداختن به مسائل جهانی، مانند تغییرات اقلیمی و اصلاح تجارت بینالملل، آن را در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیرتر کرده است.
🔹درگیری اوکراین به یک نقطه کانونی در این نظم در حال تغییر تبدیل شده است. موضع اوکراین غیرقابل انعطاف بوده و خواستار شکست روسیه و عضویت در ناتو است. اما در دولت ترامپ موضع آمریکا تغییر کرد؛ ترامپ به دنبال تعامل یکجانبه با روسیه بود که وحدت اروپا را تضعیف کرد. اوکراین که اکنون در موقعیت ضعیفی قرار دارد، چارهای جز پذیرش شرایطی که توسط ایالات متحده و روسیه تحمیل میشود ندارد.
🔹اروپا، که روزگاری بازیگر کلیدی در اتحاد فرا آتلانتیک بود، اکنون به بازیگر ثانویهای در شکلدهی به نتیجه درگیری اوکراین تنزل یافته است. وابستگی ناتو به قدرت نظامی ایالات متحده نشانهای از کاهش نفوذ اروپا است. بقای اروپا به توانایی آن در حفظ یک پروژه چند جانبه بستگی دارد، زیرا این پروژه به عنوان الگویی متضاد با اقتدارگرایی و ملیگرایی عمل میکند. اتحادیه اروپا، که بر پایه همکاری و ارزشهای مشترک بنا شده است، با فشارهای فزایندهای از سوی رقبای خارجی و ملیگرایی و راستگرایی در داخل مواجه است که در تلاشند تا این نهاد را تضعیف کنند. بهویژه، تأثیر شخصیتهایی مانند ترامپ و پوتین این تقسیمات را تشدید کرده است؛ بهطوریکه هر دو به دنبال جذب جنبشهای راست ملیگرا در اروپا هستند.
💢آلمان؛ راهحل برونرفت از بحران
🔄مطالب مرتبط:
▫️گرینلند؛ شاه کلید رویاهای ترامپ
▫️رویکرد ضدلیبرالی ترامپ: تاثیر منفی راهبرد «اول آمریکا» بر مزیت آمریکا
▫️چگونه اروپا بدون کمک آمریکا میتواند از خود دفاع کند؟
🌐https://institutetehran.com/art/289
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6💔2👏1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹کنفرانس امنیتی مونیخ از سال ۱۹۶۳ بهعنوان یک رویداد کلیدی در بحثهای امنیت جهانی شناخته میشود. در کنفرانس امسال، موضوعات مهمی چون بحران اوکراین، هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی و امنیت فضایی مورد بررسی قرار گرفت، اما این رویداد بهطرز قابلتوجهی با سالهای گذشته متفاوت بود.
🔸این کنفرانس نشاندهنده عمق اختلافنظرهای موجود بین اروپا و آمریکا بود که دیگر نمیتوان به سادگی از آن چشمپوشی کرد. مهمترین مسئله امسال، اختلاف شدید میان آمریکاییها و اروپاییها در خصوص ارزشهای فرهنگی-سیاسی و جنگ اوکراین بود. اظهارات مطرحشده در این کنفرانس، نمایی واضح از نگاه دو طرف به این مسائل ارائه داد. همچنین حضور اپوزیسیون ایرانی و لغو دعوت رسمی از رضا پهلوی، جنجالهایی را به همراه داشت.
💢اختلاف در ارزشهای فرهنگی اروپا و آمریکا
🔸اظهارات معاون رئیسجمهور آمریکا، ونس، در کنفرانس امسال بهقدری تلخ و سنگین بود که گریه رئیس کنفرانس را نیز به همراه داشت. ونس بزرگترین تهدید برای اروپا را نه روسیه و نه چین، بلکه سرکوب آزادی بیان و انحراف از ارزشهای دموکراتیک مشابه با آمریکا دانست. ونس با انتقاد از رفتار اروپاییها نسبت به راستگرایان افراطی، لغو انتخابات رومانی و سیاستهای مهاجرتی، بر لزوم بازگشت آنها به ارزشهای دموکراتیک تأکید کرد. اکنون اروپاییها با این واقعیت تلخ مواجه شدهاند که آمریکا آنها را رها کرده است.
🔸رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ نیز با تأسف اشاره کرد ممکن است دیگر ارزشهای اروپا و آمریکا همسو نباشند. مقامات اروپایی نیز در این کنفرانس بر لزوم استقلال امنیتی اروپا تأکید کردند؛ رئیس کمیسیون اروپا، لاین، از افزایش هزینههای نظامی اروپا سخن گفت و زلنسکی نیز بر ضرورت ایجاد یک نیروی نظامی اروپایی تأکید کرد. همه این اظهارات نشاندهنده درک اروپاییها از ورود جهان به نظم جدید غیرلیبرال است که در آن آنها هیچ یاوری جز خود ندارند.
💢اوکراین و چالشهای صلح
🔸مقامات اروپایی در این کنفرانس و در واکنش به خبر دیدار هیئتی از آمریکا با روسیه در عربستان بدون حضور مقامات اوکراینی و اروپایی، اعلام کردند که هیچ مذاکرهای برای دستیابی به صلح بدون مشارکت اروپا و اوکراین امکانپذیر نخواهد بود. دبیر کل ناتو نیز در پاسخ به اظهارنظر ترامپ درباره عدم عضویت اوکراین در ناتو، تصریح کرد که این موضوع منتفی نیست. نگرانی اروپاییها از همدستی آمریکا و روسیه و بیتوجهی به منافع آنها در جنگ اوکراین، باعث شده تا بر لزوم تقویت توان دفاعی خود و اوکراین تأکید کنند تا مذاکرات صلح با در نظر گرفتن منافع آنها انجام شود. این کنفرانس بهخوبی نشان داد که مسیر دستیابی به صلح در اوکراین میان اروپا و آمریکا کاملاً متفاوت خواهد بود.
💢اپوزیسیون ایرانی و تهدید ایران
🔸یکی از مسائل جنجالی کنفرانس امسال برای ایران، حضور مسیح علینژاد، رضا پهلوی و نازنین بنیادی در این کنفرانس بود. رضا پهلوی که در ابتدا بهصورت رسمی دعوت شده بود، به دلیل توصیه دولت آلمان، دعوت رسمیاش لغو و تنها مجاز به حضور غیررسمی شد. گفته میشود دولت آلمان برای حفظ روابط خود با ایران این تصمیم را اتخاذ کرده است. حضور این افراد محدود به دو پنل حاشیهای بود که در آن علینژاد و چند نماینده آمریکایی و اروپایی ایرانستیز اتهامات همیشگی خود علیه دولت ایران را مطرح کردند. نکته جالب توجه این است که برخی از طرفداران رضا پهلوی با حضور علینژاد در این مراسم مخالفت کردند که نشاندهنده اختلافات عمیق میان گروههای اپوزیسیون است.
💢جمعبندی
🔄مطالب مرتبط:
▫️اروپا در شوک انتخاب ترامپ
▫️اتحاد فراآتلانتیک رو به احتضار است. پس از آن چه چیزی در انتظار اروپا است؟
🌐https://institutetehran.com/art/290
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎2👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹تحولات ژئوپولیتیکی اخیر و روند چند قطبی شدن جهان، بستر مناسبی برای بازنگری در ساختارهای بینالمللی فراهم آورده است. در این میان، بریکس به عنوان گروهی از کشورهایی با اقتصادهای در حال رشد و نگرش های سیاسی متنوع، نقش اساسی در تغییر الگوهای جهانی بر عهده دارد. در اوت ۲۰۲۳، این گروه تصمیم به دعوت از ۶ کشور جدید برای عضویت گرفت که از بین آنها مصر، اتیوپی، ایران و امارات متحده عربی بهطور رسمی از اول ژانویه ۲۰۲۴ به بریکس پیوستند، در حالی که آرژانتین این پیشنهاد را رد کرده و عربستان سعودی همچنان در حال بررسی آن است.
🔸اندونزی، با سابقهای از دموکراسی پویا و سیاست بیطرفی بین شرق و غرب، میتواند بهعنوان پلی میان کشورهای عضو بریکس و سایر بازیگران جهانی عمل کند. ترکیب نگرشهای متفاوت اعضای بریکس و افزایش همبستگی در این بلوک، میتواند الگوهای تصمیمگیری بینالمللی را دگرگون کرده و موجب بازتعریف قواعد در سازمانهایی مانند سازمان ملل و نهادهای مالی بینالمللی شود؛ این امر به تقویت صدای کشورهای در حال توسعه در محافل بینالمللی نیز کمک خواهد کرد. از آنجایی که اندونزی در سازمانهایی همچون آ.سه.آن نقش مؤثری ایفا میکند، پیوستن آن به بریکس میتواند منجر به انتقال تجارب و راهکارهای موفق این کشور به سایر اعضا شود.
🔸اندونزی بهعنوان بزرگترین کشور جنوب شرق آسیا با جمعیتی بالغ بر ۲۸۳ میلیون نفر(معادل ۷.۵ درصد از جمعیت کل بریکس) و تولید ناخالص داخلی تقریباً ۱.۴ تریلیون دلار(۳.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی کل بریکس)، وزن قابل توجهی به این بلوک اضافه کرده است. قابل ذکر است که تجارت اندونزی با اعضای بریکس در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱۵۰ میلیارد دلار رسیده است. در حالی که بریکس اکنون حدود ۴۵ درصد از جمعیت جهان و بیش از ۳۶ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی(بر اساس شاخص برابری قدرت خرید) را شامل میشود، گروه G7 تنها ۱۰ درصد از جمعیت و ۳۰ درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد. این ارقام نشانگر تغییر در ساختار قدرت جهانی و تلاش بریکس برای ارائه یک الگوی جایگزین در برابر تسلط غرب هستند.
🔸عضویت اندونزی بهعنوان یک قدرت کلیدی در مجمعالجزایر هند و اقیانوس آرام میتواند موازنه قدرت در حوزه این منطقه را دگرگون کند. حضور در بریکس، میتواند اندونزی را به همکاریهای امنیتی نزدیک تر با کشورهایی مانند چین و روسیه سوق دهد که این امر ممکن است به کاهش نفوذ آمریکا و متحدان آن (یعنی استرالیا و ژاپن) در این کشور ختم شود. افزون بر این، حضور اندونزی در بریکس وزن سیاسی این بلوک را در مقابل نهادهایی نظیر سازمان ملل، گروه ۲۰ و مجمع شرق آسیا افزایش خواهد داد.
🔸با توجه به اینکه ایالاتمتحده و اتحادیه اروپا از شرکای اقتصادی مهم اندونزی محسوب میشوند، عضویت این کشور در بریکس ممکن است توسط این قدرتها به عنوان گرایشی به سمت چین و روسیه تفسیر شده و به تعدیل سیاستهای آنها بیانجامد. گرچه ورود اندونزی میتواند موقعیت این کشور را به عنوان رهبر غیر رسمی آ.سه.آن تقویت کند، اما ممکن است برخی کشورهای همسایه مانند ویتنام و فیلیپین که از یک سو روابط نزدیکی با غرب دارند و از دیگر سو اختلافاتی با چین در دریای چین جنوبی دارند را به سمت چارچوبهای جایگزین سوق دهد.
🔸در مجموع، پیوستن اندونزی از منظر جمعیتی و اقتصادی، قدرت بریکس را افزایش داده و ایجاد نظم جهانی چندقطبی را تسریع خواهد کرد. همچنین، بهعنوان نماینده مهم کشورهای در حال توسعه، اندونزی فرصتی برای تقویت همکاریهای اقتصادی و سیاسی میان کشورهای جنوب فراهم میآورد. یکی از اهداف اصلی بریکس، کاهش وابستگی به دلار آمریکا و ایجاد سیستمهای مالی جایگزین است؛ در این راستا، حضور اندونزی میتواند به تسریع مباحث مرتبط با دلارزدایی و توسعه زیرساختهای پرداخت مستقل از سیستمهای غربی کمک کند.
🌐https://institutetehran.com/art/291
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎3👏2
🔵 محتوای توافق معدنی آمریکا و اوکراین چیست؟
#اکوتهران
🔸ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، پس از اظهارنظرهای تند رفت و برگشتی و فراز و نشیبهای ماه گذشته، رهسپار واشنگتن شده تا به احتمال قوی توافق معدنی آمریکا و اوکراین را برای آنچه دونالد ترامپ تضمین بازگشت پول کمکهای آمریکا خوانده، امضا نماید. با توجه به انتشار متن اولیه این توافق، در این یادداشت به صورت فشرده به محور و شمول آن پرداخته و به منظور درک جامعتر، به ذخایر اوکراین نیز اشاره میکنیم.
💢محور توافق
🔹محور اصلی توافق معدنی ایالات متحده و اوکراین ایجاد یک «صندوق سرمایهگذاری بازسازی» به صورت مشارکتی به منظور جمعآوری و سرمایهگذاری مجدد درآمدهای اوکراین از منابع استخراج نشده این کشور است. در متن اولیهای که به تازگی در رسانهها منتشر شده، آمده است که این صندوق به صورت مشترک توسط نمایندگان ایالات متحده و اوکراین اداره خواهد شد و ایالات متحده دارنده سهم و سود اکثریت در صندوق مذکور خواهد بود.
🔹هیچ یک از طرفین اجازه واگذاری یا فروش سهم خود را بدون اجازه کتبی طرف مقابل نخواهند داشت و با امضای این توافق، اوکراین متعهد میشود که ۵۰ درصد از درآمدهای آتی خود از هرگونه فعالیتهای معدنی و استخراجی جدید را به منابع این صندوق تزریق نماید. در متن توافق بر سرمایهگذاری سالانه منابع در اوکراین تاکید شده است. با این حال، بسیاری از جزئیات در خصوص الگوی اداره، سرمایهگذاری و هزینهکرد منابع صندوق به مذاکرات آتی و متن توافقی موکول شده که درباره صندوق تنظیم خواهد شد.
💢 شمول توافق
در سومین بند از متن اولیه تنها درباره حدود کلی توافق صحبت شده و جزئیات آن به مذاکرات توافق تشکیل صندوق موکول شده است. بر این اساس، کلیه داراییهای مستقیم و غیرمستقیم دولت اوکراین در حوزه ذخایر معدنی، هیدروکربنی، نفت، گاز طبیعی، سایر منابع استخراجی و زیرساختهای مرتبط با داراییهای منابع طبیعی (مانند پایانههای گاز مایع و زیرساختهای بندری) در شمول توافق دو کشور قرار دارند. منابع درآمدی فعلی اوکراین، که ذیل بودجه عمومی قرار دارند، از این توافق مستثنا شده است.
💢 ذخایر معدنی و استخراجی اوکراین
🔹براساس برآورد مجمع جهانی اقتصاد اوکراین حدود ۲۰ هزار ذخیره معدنی از ۱۱۶ گونه مختلف دارد و تا پیش از جنگ، تنها ۱۵ درصد از این ذخایر فعالانه استخراج میشدند. از این حیث، حوزه صنایع استخراجی اوکراین را باید ثروتی دست نخورده شمرد. بخش مهمی از ذخایر معدنی اوکراین در مناطق دونتسک، دنیپروپتروفسک و لوهانسک واقع شده که بدین ترتیب، بخشی از این منابع تحت کنترل روسیه هستند.
🔹با این وجود، اوکراین کماکان ذخایر قابل توجهی از منابع معدنی را در اختیار خود دارد. منابع اوکراینی مجموع داراییهای معدنی موجود در کل قلمروی اوکراین را-با احتساب نفت، گاز و ذغال سنگ- بیش از ۲۶ هزار میلیارد دلار برآورد میکنند. این رقم البته باید با احتیاط نقل شود؛ چرا که هنوز در خصوص غلظت و توجیهپذیری استخراج بسیاری از ذخایر کشف شده اوکراین برآورد دقیقی وجود ندارد.
🔹به هر تقدیر اوکراین صاحب دومین ذخیره گاز طبیعی در اروپاست و هم اکنون نیز چهارمین تولیدکننده گاز در این قاره به شمار میرود. اوکراین ذخایر معدنی قابلتوجهی در حوزه مس، روی، سرب، نقره، نیکل، کبالت و منگنز دارد. این کشور حدود ۴۵۰ هزار تن ذخایر شناخته شده لیتیوم دارد که به سبب وقوع جنگ هنوز استخراج آن را آغاز نکرده است و از میان ذخایر اصلی لیتیوم، معدن کیرووهراد در مناطق تحت کنترل اوکراین واقع شده است. گفته میشود که مجموع ذخایر لیتیوم اوکراین حدود یک سوم از کل لیتیوم موجود در اروپا است.
🔹این کشور همچنین حدود ۱۹ میلیون تن ذخایر اثبات شده گرافیت دارد که اوکراین را در زمره پنج کشور برتر در تامین گرافیت قرار میدهد. حدود ۷ درصد از ذخایر تیتانیوم جهان نیز در اوکراین ذخیره شده و بدین ترتیب اوکراین بیشترین معادن تیتانیوم اروپا را دارد. این کشور پیش از جنگ پنجمین تولید کننده گالیوم و یکی از تامینکنندگان اصلی گاز نئون بوده است. در کنار این موارد، ذخایر اوکراین در ۱۷ عنصر کمیاب نیز همواره مورد توجه بوده است و ممکن است میلیاردها دلار ارزش داشته باشد.
💢جمعبندی
هرچند که توافق کنونی انحصار عجیبی در داراییهای ملی اوکراین برای آمریکا ایجاد میکند، به نظر میرسد که این چارچوب از پیشنهاد اولیه آمریکا چند قدمی دور شده باشد. علاوهبر این، بخش قابلتوجهی از مسائل به توافق آتی تشکیل صندوق محول شده و اوکراین امیدوار خواهد بود که تا زمان امضای توافق صندوق، چند قدم دیگر از پیشنهاد «استعماری» آمریکا فاصله بگیرد.
🔄مطالب مرتبط:
▫️مسکو، کییف و تهران، منتظر تحقق برنامه ترامپ برای پایان نبرد اوکراین
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/292
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، پس از اظهارنظرهای تند رفت و برگشتی و فراز و نشیبهای ماه گذشته، رهسپار واشنگتن شده تا به احتمال قوی توافق معدنی آمریکا و اوکراین را برای آنچه دونالد ترامپ تضمین بازگشت پول کمکهای آمریکا خوانده، امضا نماید. با توجه به انتشار متن اولیه این توافق، در این یادداشت به صورت فشرده به محور و شمول آن پرداخته و به منظور درک جامعتر، به ذخایر اوکراین نیز اشاره میکنیم.
💢محور توافق
🔹محور اصلی توافق معدنی ایالات متحده و اوکراین ایجاد یک «صندوق سرمایهگذاری بازسازی» به صورت مشارکتی به منظور جمعآوری و سرمایهگذاری مجدد درآمدهای اوکراین از منابع استخراج نشده این کشور است. در متن اولیهای که به تازگی در رسانهها منتشر شده، آمده است که این صندوق به صورت مشترک توسط نمایندگان ایالات متحده و اوکراین اداره خواهد شد و ایالات متحده دارنده سهم و سود اکثریت در صندوق مذکور خواهد بود.
🔹هیچ یک از طرفین اجازه واگذاری یا فروش سهم خود را بدون اجازه کتبی طرف مقابل نخواهند داشت و با امضای این توافق، اوکراین متعهد میشود که ۵۰ درصد از درآمدهای آتی خود از هرگونه فعالیتهای معدنی و استخراجی جدید را به منابع این صندوق تزریق نماید. در متن توافق بر سرمایهگذاری سالانه منابع در اوکراین تاکید شده است. با این حال، بسیاری از جزئیات در خصوص الگوی اداره، سرمایهگذاری و هزینهکرد منابع صندوق به مذاکرات آتی و متن توافقی موکول شده که درباره صندوق تنظیم خواهد شد.
💢 شمول توافق
در سومین بند از متن اولیه تنها درباره حدود کلی توافق صحبت شده و جزئیات آن به مذاکرات توافق تشکیل صندوق موکول شده است. بر این اساس، کلیه داراییهای مستقیم و غیرمستقیم دولت اوکراین در حوزه ذخایر معدنی، هیدروکربنی، نفت، گاز طبیعی، سایر منابع استخراجی و زیرساختهای مرتبط با داراییهای منابع طبیعی (مانند پایانههای گاز مایع و زیرساختهای بندری) در شمول توافق دو کشور قرار دارند. منابع درآمدی فعلی اوکراین، که ذیل بودجه عمومی قرار دارند، از این توافق مستثنا شده است.
💢 ذخایر معدنی و استخراجی اوکراین
🔹براساس برآورد مجمع جهانی اقتصاد اوکراین حدود ۲۰ هزار ذخیره معدنی از ۱۱۶ گونه مختلف دارد و تا پیش از جنگ، تنها ۱۵ درصد از این ذخایر فعالانه استخراج میشدند. از این حیث، حوزه صنایع استخراجی اوکراین را باید ثروتی دست نخورده شمرد. بخش مهمی از ذخایر معدنی اوکراین در مناطق دونتسک، دنیپروپتروفسک و لوهانسک واقع شده که بدین ترتیب، بخشی از این منابع تحت کنترل روسیه هستند.
🔹با این وجود، اوکراین کماکان ذخایر قابل توجهی از منابع معدنی را در اختیار خود دارد. منابع اوکراینی مجموع داراییهای معدنی موجود در کل قلمروی اوکراین را-با احتساب نفت، گاز و ذغال سنگ- بیش از ۲۶ هزار میلیارد دلار برآورد میکنند. این رقم البته باید با احتیاط نقل شود؛ چرا که هنوز در خصوص غلظت و توجیهپذیری استخراج بسیاری از ذخایر کشف شده اوکراین برآورد دقیقی وجود ندارد.
🔹به هر تقدیر اوکراین صاحب دومین ذخیره گاز طبیعی در اروپاست و هم اکنون نیز چهارمین تولیدکننده گاز در این قاره به شمار میرود. اوکراین ذخایر معدنی قابلتوجهی در حوزه مس، روی، سرب، نقره، نیکل، کبالت و منگنز دارد. این کشور حدود ۴۵۰ هزار تن ذخایر شناخته شده لیتیوم دارد که به سبب وقوع جنگ هنوز استخراج آن را آغاز نکرده است و از میان ذخایر اصلی لیتیوم، معدن کیرووهراد در مناطق تحت کنترل اوکراین واقع شده است. گفته میشود که مجموع ذخایر لیتیوم اوکراین حدود یک سوم از کل لیتیوم موجود در اروپا است.
🔹این کشور همچنین حدود ۱۹ میلیون تن ذخایر اثبات شده گرافیت دارد که اوکراین را در زمره پنج کشور برتر در تامین گرافیت قرار میدهد. حدود ۷ درصد از ذخایر تیتانیوم جهان نیز در اوکراین ذخیره شده و بدین ترتیب اوکراین بیشترین معادن تیتانیوم اروپا را دارد. این کشور پیش از جنگ پنجمین تولید کننده گالیوم و یکی از تامینکنندگان اصلی گاز نئون بوده است. در کنار این موارد، ذخایر اوکراین در ۱۷ عنصر کمیاب نیز همواره مورد توجه بوده است و ممکن است میلیاردها دلار ارزش داشته باشد.
💢جمعبندی
هرچند که توافق کنونی انحصار عجیبی در داراییهای ملی اوکراین برای آمریکا ایجاد میکند، به نظر میرسد که این چارچوب از پیشنهاد اولیه آمریکا چند قدمی دور شده باشد. علاوهبر این، بخش قابلتوجهی از مسائل به توافق آتی تشکیل صندوق محول شده و اوکراین امیدوار خواهد بود که تا زمان امضای توافق صندوق، چند قدم دیگر از پیشنهاد «استعماری» آمریکا فاصله بگیرد.
🔄مطالب مرتبط:
▫️مسکو، کییف و تهران، منتظر تحقق برنامه ترامپ برای پایان نبرد اوکراین
🌐https://institutetehran.com/art/292
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤1👏1👌1
♦️نشست قطری-هندی؛ تلاشی برای غلبه بر تفاوتها
◼️مرکز الدراسات العربية الاوراسية- مصر
📝مصطفی شلش
#رویة_العربیة
🔸شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، طی یک سفر رسمی ۱۷-۱۸ فوریه ۲۰۲۵ و همزمان با نشست مشترک هیئت تجاری هند و قطر به دهلینو سفر کرد. مقامات ارشد دو کشور در این نشست در خصوص زمینههای تجارت، انرژی، زیرساخت و فناوری گفتوگو کردند.
🔹 هند دومین شریک تجاری بزرگ قطر است و حجم تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱۴ میلیارد دلار رسید که عمدتاً بر واردات گاز طبیعی هند از قطر متمرکز است. با تشدید تحریمهای آمریکا علیه نفت روسیه، قطر انرژی قراردادی پنجساله برای تأمین سالانه ۱۲ محموله گاز به شرکت هندی گیل امضا کرد. پیشازاین نیز، قطر انرژی و شرکت پترونت هند توافقی ۲۰ ساله به ارزش ۷۸ میلیارد دلار امضا کرده بودند که باعث صرفهجویی ۶ میلیارد دلاری برای هند شده بود.
🔹طی این سفر، هند و قطر تصمیم گرفتند روابط خود را به سطح «مشارکت استراتژیک» ارتقا دهند. این توافق منجر به کنار گذاشته شدن برخی اختلافات گذشته میان دو کشور شد و بر اساس آن، قطر متعهد شد ۱۰ میلیارد دلار در هند سرمایهگذاری کند. همچنین دو برابر شدن حجم تجارت دوجانبه به ۲۸ میلیارد دلار در پنج سال آینده نیز از جمله اهداف این توافق است. همچنین، مذاکراتی برای امضای یک معاهده جدید سرمایهگذاری دوجانبه نیز انجام شد و هند، تمایل خود را برای کمک به قطر در تحقق اهداف چشمانداز ۲۰۳۰ اعلام کرده است.
🔹روابط هند و قطر طی یک دهه اخیر با چالشهایی روبهرو بوده است. نارندا مودی، نخستوزیر هند طی سفرهای خود به دوحه در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ بر استیفای حقوق کارگران هندی مشغول به کار در قطر و اصلاح قوانین کار مرتبط با آنها تاکید نمود. همچنین مذاکراتی برای کاهش ۵۰ درصدی قیمت گاز و حلوفصل جریمه یک میلیارد دلاری شرکت هندی «پیترونت» انجام داده بود.
🔹در سال ۲۰۲۳، در جریان اجلاس تغییرات اقلیمی امارات (COP28)، گفتوگوهای هند و قطر منجر به کاهش احکام اعدام کهنه سربازان هندی زندانی در قطر شد. از هشت زندانی، هفت نفر آزاد شدند و یک تن دیگر نیز در فوریه ۲۰۲۴ پیش از سفر نخستوزیر هند به دوحه از بند رها شد. بحران دیپلماتیک قطر با کشورهای عربی (۲۰۱۷-۲۰۲۱) چالشهایی برای روابط هند و قطر ایجاد کرد زیرا بیش از ۸۰۰ هزار هندی در قطر کار میکنند و هند به گاز طبیعی این کشور وابسته است. با این وجود، دولت هند در این دوره موضع متعادلی اتخاذ کرد و خواستار گفتوگو و حل مسالمتآمیز بحران شد.
🔹قطر پس از قطع روابط تجاری با همسایگان خود در خلیج فارس در دوران محاصره، به تقویت ارتباط با شرکای خارج از منطقه، مانند هند، پرداخت. در سال ۲۰۱۷، دو خط کشتیرانی مستقیم به هند راهاندازی کرد و طی سه سال، اصلاحاتی در زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی خود ایجاد نمود. ازجمله این اصلاحات، گسترش دسترسی به خدمات آموزشی و درمانی رایگان برای غیر شهروندان و ارائه اقامت دائم به برخی مهاجران بود. همچنین، لغو محدودیتهای ویزا برای بیش از ۸۰ کشور، ازجمله هند، منجر به افزایش سفرهای بینالمللی شد.
🔹قطر در عرصه بینالمللی نقشآفرینی فعالی را در پیش گرفته است. تأسیس دفتر طالبان در دوحه یک نمونه آشکار از این موضوع بود که امکان توافق آمریکا با این گروه را فراهم کرد و زمینهساز نخستین تماس رسمی هند با طالبان در سال ۲۰۲۱ شد. همچنین، واسطهگری قطر به همراه مصر در جنگ ۱۵ ماهه غزه منجر به آتشبس در ژانویه ۲۰۲۵ شد.
✅ با در نظر گرفتن تحولات منطقه، هند باید روابط خود با قطر را مانند دیگر کشورهای شورای همکاری خلیجفارس تقویت کند و بر حفظ منافع خود در روابط دوجانبه تمرکز نماید. هرچند در سپتامبر ۲۰۲۳، اعلامیه هند و شرکای آن در خلیج فارس مبنی بر ایجاد کریدور اقتصادی بین هند و خاورمیانه، قطر را نادیده گرفت، اما با حل بیشتر مسائل دوجانبه، اکنون فرصت خوبی برای گشایش و تقویت روابط واقعی بین هند و قطر فراهمشده است
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/294
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️مرکز الدراسات العربية الاوراسية- مصر
📝مصطفی شلش
#رویة_العربیة
🔸شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، طی یک سفر رسمی ۱۷-۱۸ فوریه ۲۰۲۵ و همزمان با نشست مشترک هیئت تجاری هند و قطر به دهلینو سفر کرد. مقامات ارشد دو کشور در این نشست در خصوص زمینههای تجارت، انرژی، زیرساخت و فناوری گفتوگو کردند.
🔹 هند دومین شریک تجاری بزرگ قطر است و حجم تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱۴ میلیارد دلار رسید که عمدتاً بر واردات گاز طبیعی هند از قطر متمرکز است. با تشدید تحریمهای آمریکا علیه نفت روسیه، قطر انرژی قراردادی پنجساله برای تأمین سالانه ۱۲ محموله گاز به شرکت هندی گیل امضا کرد. پیشازاین نیز، قطر انرژی و شرکت پترونت هند توافقی ۲۰ ساله به ارزش ۷۸ میلیارد دلار امضا کرده بودند که باعث صرفهجویی ۶ میلیارد دلاری برای هند شده بود.
🔹طی این سفر، هند و قطر تصمیم گرفتند روابط خود را به سطح «مشارکت استراتژیک» ارتقا دهند. این توافق منجر به کنار گذاشته شدن برخی اختلافات گذشته میان دو کشور شد و بر اساس آن، قطر متعهد شد ۱۰ میلیارد دلار در هند سرمایهگذاری کند. همچنین دو برابر شدن حجم تجارت دوجانبه به ۲۸ میلیارد دلار در پنج سال آینده نیز از جمله اهداف این توافق است. همچنین، مذاکراتی برای امضای یک معاهده جدید سرمایهگذاری دوجانبه نیز انجام شد و هند، تمایل خود را برای کمک به قطر در تحقق اهداف چشمانداز ۲۰۳۰ اعلام کرده است.
🔹روابط هند و قطر طی یک دهه اخیر با چالشهایی روبهرو بوده است. نارندا مودی، نخستوزیر هند طی سفرهای خود به دوحه در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ بر استیفای حقوق کارگران هندی مشغول به کار در قطر و اصلاح قوانین کار مرتبط با آنها تاکید نمود. همچنین مذاکراتی برای کاهش ۵۰ درصدی قیمت گاز و حلوفصل جریمه یک میلیارد دلاری شرکت هندی «پیترونت» انجام داده بود.
🔹در سال ۲۰۲۳، در جریان اجلاس تغییرات اقلیمی امارات (COP28)، گفتوگوهای هند و قطر منجر به کاهش احکام اعدام کهنه سربازان هندی زندانی در قطر شد. از هشت زندانی، هفت نفر آزاد شدند و یک تن دیگر نیز در فوریه ۲۰۲۴ پیش از سفر نخستوزیر هند به دوحه از بند رها شد. بحران دیپلماتیک قطر با کشورهای عربی (۲۰۱۷-۲۰۲۱) چالشهایی برای روابط هند و قطر ایجاد کرد زیرا بیش از ۸۰۰ هزار هندی در قطر کار میکنند و هند به گاز طبیعی این کشور وابسته است. با این وجود، دولت هند در این دوره موضع متعادلی اتخاذ کرد و خواستار گفتوگو و حل مسالمتآمیز بحران شد.
🔹قطر پس از قطع روابط تجاری با همسایگان خود در خلیج فارس در دوران محاصره، به تقویت ارتباط با شرکای خارج از منطقه، مانند هند، پرداخت. در سال ۲۰۱۷، دو خط کشتیرانی مستقیم به هند راهاندازی کرد و طی سه سال، اصلاحاتی در زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی خود ایجاد نمود. ازجمله این اصلاحات، گسترش دسترسی به خدمات آموزشی و درمانی رایگان برای غیر شهروندان و ارائه اقامت دائم به برخی مهاجران بود. همچنین، لغو محدودیتهای ویزا برای بیش از ۸۰ کشور، ازجمله هند، منجر به افزایش سفرهای بینالمللی شد.
🔹قطر در عرصه بینالمللی نقشآفرینی فعالی را در پیش گرفته است. تأسیس دفتر طالبان در دوحه یک نمونه آشکار از این موضوع بود که امکان توافق آمریکا با این گروه را فراهم کرد و زمینهساز نخستین تماس رسمی هند با طالبان در سال ۲۰۲۱ شد. همچنین، واسطهگری قطر به همراه مصر در جنگ ۱۵ ماهه غزه منجر به آتشبس در ژانویه ۲۰۲۵ شد.
🌐https://institutetehran.com/art/294
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🤔1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹«ترور در صیدا جنوب لبنان بیش از آنکه به غزه یا لبنان مرتبط باشد، به وضعیت کرانه باختری مرتبط است.» این سخنان یکی از روسای سابق امان (اطلاعات ارتش اسرائیل) در واکنش به ترور محمد شاهین از فرماندهان قسام در لبنان بود.
🔸با آغاز آتشبس غزه در ۱۹ ژانویه، ارتش رژیم صهیونیستی در ۲۱ ژانویه از شروع یک عملیات بزرگ در کرانه باختری با عنوان دیوار آهنین خبر داد و نتانیاهو هدف عملیات را اقدامی علیه «محور ایران» نامید. عملیاتهای ارتش صهیونیستی از اردوگاه جنین شروع شد و در یک ماه گذشته چندین اردوگاه فلسطینی در کرانه باختری مانند طوباس، طولکرم و ... را در ادامه درگیر خود کرد. براساس گزارش آنروا در یک ماه گذشته ۴۰ هزار فلسطینی از اردوگاههای کرانه باختری آواره شدهاند که حدود ۲۰ هزار نفرشان تنها مختص جنین است.
🔸این عملیات بازتابهای فراوانی در داخل سرزمینهای اشغالی هم به همراه داشته است. از جمله اینکه رئیس جنبشی متشکل از ۵۵۰ افسر ارتش در بیانیه ای دولت نتانیاهو را متهم کرد که برخلاف خواست عمومی اسرائیلیها عمل میکند و تحت نفوذ یک اقلیت افراطی قرار دارد که قصد دارد کرانه باختری را ضمیمه کند و تسلط نظامی در غزه را افزایش دهد.
🔸در خصوص تحولات اخیر کرانه باختری چند نکته وجود دارد:
💢کلان پروژه، الحاق کرانه باختری
🔸با آمدن ترامپ به کاخ سفید، بار دیگر مسئله الحاق کرانه باختری به اسرائیل بسیار جدیتر در حال دنبال شدن است. ترامپ در جلسه جنجالی با نتانیاهو در کنار کوچاندن مردم و تسلط آمریکا بر نوارغزه، پروژه الحاق کرانه باختری را هم مطرح و حمایت کرد. منظور از الحاق، رسمی شدن اشغال و حاکمیت رژیم اسرائیل بر حدود ۴۰ درصد از کرانه باختری است که اکنون پر از مجمع جزائر شهرکهای اسرائیلینشین است.
🔸این ایده در سال ۱۹۶۸ توسط ژنرال ایگال آلون مطرح شد. او دنبال الحاق بخشهایی از کرانه باختری، مانند دره اردن و مناطق قدس و الخلیل به اسرائیل و الحاق مناطق باقی مانده به کشور اردن بود! این ایده سالها در قالبهای مختلف مانند تقسیم کرانه باختری به سه قسمت در توافق اسلو و کشیدن دیوار حائل از سال ۲۰۰۰ همواره دنبال شده است. اکنون نیز عملیات دیوار آهنین به دنبال برداشتن نقطهثقلهای شکلگرفته مقاومت در کرانه به عنوان مانع اصلی پروژه الحاق است.
💢حضور نظامی و امنیتی در کرانه باختری
🔸یکی از ویژگیهای اقدامات یک ماه اخیر رژیم، حضور گسترده نظامی در اردوگاهها و نخستین استقرار نظامی در شهرکهای اسرائیلی درون شمال کرانه باختری از سال ۲۰۰۲ است. این اقدام در کنار ساخت شهرکهای جدید در شمال و در حاشیه الخلیل نشان میدهد که عملیات دیوار آهنین جزئی از یک پروژه کلان برای تغییر وضعیت جمعیتی کرانه باختری با پیوست اجتماعی حمایت از اقدامات تروریستی اسرائیلیهای ساکن کرانه باختری است. هیئت مقاومت در برابر دیوار و شهرکسازی اعلام کرد در ژانویه ۲۰۲۵، بیش از ۲۱۶۰ حمله توسط شهرکنشینان و نظامیان اسرائیلی علیه فلسطینیان انجام شده که شامل تیراندازی، تخریب اراضی و مصادره اموال بوده است.
💢حداقلیترین هدف: راضی کردن اسموتریچ
برخی تحلیلگران اسرائیلی هم آغاز عملیات در کرانه باختری بلافاصله پس از آتشبس در نوارغزه را رشوهای به اسموتریچ به عنوان جدیترین شخصیت درون کابینه در مواجهه با کرانه باختری(پس از استعفای بنگویر) میدانند. برای اسموتریچ بواسطه بدنه اجتماعی سبد رای حزبش، وضعیت کرانه باختری و حمله به آن و بازنگه داشتن پروژه الحاق این منطقه بسیار حائز اهمیت است.
💢نیروهای امنیتی کرانه باختری
یکی از اقدامات مهم و تعیینکننده کنونی کرانه باختری، اقدامات نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان به مدیریت ماجد فرج است. نیروهای امنیتی تشکیلات در ۳ ماه گذشته اقدامات و درگیریهای مستقیم زیادی علیه گروههای مقاومت به ویژه در اردوگاه جنین انجام دادند و نیروهای مقاومت در کرانه اعم از وابسته به جهاد اسلامی و حماس تا جای ممکن از هر گونه درگیری مستقیم و گرفتن تلفات دوری کردند تا مسئله مانند تجربه سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ در کرانه و نوار غزه به جنگبین فلسطینی تبدیل نشود.
💢جمع بندی
🌐https://institutetehran.com/art/293
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2👌2
Forwarded from اطلاع رسانی دانشکده حقوق و علوم سیاسی (Ali Mohebi)
✅ مرکز مطالعات عالی بین المللی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با همکاری خانه اندیشه ورزان، موسسه حامی علوم انسانی و انجمن های علمی علوم سیاسی، مطالعات منطقهای و روابط بینالملل دانشگاه تهران برگزار می کند:
نخستین همایش ملی دوسالانه دانشجویی علوم سیاسی
مکان: دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
تاریخ برگزاری: ۲۳ و ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
مهلت ارسال مقالات: ۲۵ اسفند ۱۴۰۳
اعطای جوایز نقدی به مقالههای برتر به همراه چاپ در نشریات معتبر
آدرس سایت همایش
جهت کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر پیام دهید:
@politicalawardadmin
@politics_law
نخستین همایش ملی دوسالانه دانشجویی علوم سیاسی
مکان: دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
تاریخ برگزاری: ۲۳ و ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
مهلت ارسال مقالات: ۲۵ اسفند ۱۴۰۳
آدرس سایت همایش
جهت کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر پیام دهید:
@politicalawardadmin
@politics_law
👍7👏2❤1
◾️ فارن افرز
📝 پراتاپ بانو مهتا
#روندهای_استراتژیک
🔸ملیگرایی به عنوان یک ایدئولوژی و نیروی سیاسی، جهان مدرن را شکل داده است. مارتین دلانی، فعال ضد بردهداری آمریکایی، اشاره کرد که حقوق هیچ مردمی بدون تشکیل یک ملت مورد احترام قرار نمیگیرد. او از مهاجرت سیاهپوستان به آفریقا حمایت کرد تا آنها نیز بتوانند پروژه ملیگرایی خود را پیش ببرند. ملیگرایی به تدریج به اصلیترین شکل سیاسی برای مطالبه حقوق تبدیل شد، اگرچه تضمینی برای احترام به حقوق فردی نبود. امپریالیستهای اروپایی با انکار ملیت جوامع تحت سلطه، استعمار را توجیه میکردند. جان استوارت میل، فیلسوف بریتانیایی، استدلال میکرد که ملتهای متمدن وظیفهای نسبت به استقلال جوامعی که ملیت برای آنها "شر قطعی" است، ندارند.
💢ملیگرایی: قدرت و چالشها
🔹ملیگرایی دولتهای ملی را در سراسر جهان گسترش داد؛ دموکراسی را ممکن ساخت؛ سلسله مراتب اجتماعی را از بین برد؛ افراد را به شهروندان تبدیل کرد؛ فرهنگ، زبان و هویت را شکل داد و حتی به عنوان رقیبی برای دین عمل کرد. پس از جنگ سرد، جهانیسازی و فناوریهای جدید نوید کاهش اهمیت ملتها را دادند. اما بحران مالی ۲۰۰۸ و ظهور رهبران ملیگرا مانند ترامپ و نارندرا مودی نشان داد که ملیگرایی همچنان قدرتمند است.
🔹ملیگرایی شهروندان را توانمند میکند و در مسائلی مانند مهاجرت، کنترل مرزها و جنگها تأثیرگذار است. حتی تلاشها برای مقابله با تغییرات آبوهوایی تحت تأثیر ملیگرایی قرار گرفتهاند. فریدریش لیست، نظریهپرداز ملیگرایی اقتصادی، معتقد بود ملتها بین فرد و بشریت قرار دارند، اما امروزه به نظر میرسد هم فرد و هم بشریت تحت سلطه ملتها هستند.
💢ملیگرایی در جهان امروز
🔹اریک استورم در کتاب خود نشان میدهد که ملیگرایی تقریباً در هر نقطهای از جهان اجتنابناپذیر شده و استدلال میکند که ملتها ذاتی نیستند، بلکه ساختارهایی اجتماعی هستند که تحت تأثیر عوامل فردی، نیروهای اجتماعی، شرایط سیاسی و انتخابهای سیاستی شکل میگیرند. هویتهایی مانند یونانی یا ترک طبیعی نیستند، بلکه ساختهشدهاند.
🔹از نظر استورم، قدرت ملیگرایی در همهجایی بودن آن نهفته است. تقریباً هیچ فعالیت فرهنگی وجود ندارد که به نوعی بر اساس خطوط ملی سازماندهی نشده باشد: هنر، ادبیات، موسیقی، آشپزی، پوشش، استانداردسازی زبانها و مدیریت موزهها همگی تحت تأثیر ملیگرایی هستند. ملیگرایی چنان در زندگی روزمره نفوذ کرده که رهبرانی مانند مودی و ترامپ به راحتی میتوانند از آن بهرهبرداری کنند.
💢ریشههای تاریخی ملیگرایی
🔹 استورم ریشههای ملیگرایی را در انقلابهای آتلانتیک قرن هجدهم میداند. ایدههای انقلاب فرانسه و تأکید آن بر حاکمیت مردمی به سرعت گسترش یافت. جنگهای ناپلئونی نیز با الهامبخشی به ساخت دولتها و نوشتن قانوناساسی، به رشد ملیگرایی کمک کرد. مقاومت در برابر سلطه خارجی نیز نقش مهمی در شکلگیری هویتهای ملی، مانند لهستان یا کشورهای مستعمره، داشت.
🔹از سال ۱۸۱۵ به بعد، ملیگرایی رمانتیک که ملت را به عنوان یک وطن فرهنگی تصور میکرد، در مناطق آلمانیزبان اروپا ریشه دواند. در قرن نوزدهم، ملیگرایی فرهنگی در اروپای مرکزی جذابیت زیادی داشت، جایی که نهادهای سیاسی کمتر توسعه یافته بودند و نمیتوانستند کانون هویت ملی باشند. استورم این ایده قدیمی را به چالش میکشد که ملیگرایی نیاز به یک طبقه متوسط تجاری دارد. در واقع، در کشورهایی مانند آلمان و ژاپن، ملیگرایی اغلب توسط نخبگان اشرافی یا اقتدارگرا پیش برده شد.
💢ملیگرایی در عصر جهانیسازی
🔹استورم روایت متعارف را دنبال میکند که بحران ژئوپلیتیک جنگ جهانی اول و سپس استعمارزدایی، سیستم دولتملتها را در سراسر جهان تثبیت کرد. اگرچه به نظر میرسد تغییرات نئولیبرالی دهه ۱۹۷۰ و افزایش تجارت، جریانهای مالی جهانی و مهاجرت، ملیگرایی را تضعیف کرد اما استورم استدلال میکند که حتی در این دوره، کشورها از فناوریهای جهانیسازی برای انتشار فرهنگ ملی خود استفاده میکردند، نه برای از بین بردن آن.
🔹در روایت استورم، دولتملت قابل شبیهسازی است، اما کشورها محتوای یکسانی از ملت ندارد. ملیگرایی در کشورهایی مختلف به شکلهای بسیار متفاوتی ظاهر میشود. به عنوان مثال، ملیگرایی روسیه تحت رهبری پوتین محصول شکاف بین تصور کشور از خود و قدرت واقعی آن است، در حالی که ملیگرایی آمریکایی پس از جنگ سرد با اعتماد به نفس و امید به جهان نگاه میکرد. این تفاوتها برای درک نحوه تصور کشورها از گذشته، پروژههای فرهنگی آنها و رفتارشان در عرصه ژئوپلیتیک اهمیت دارد.
🌐https://institutetehran.com/art/295
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👌2