اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.89K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐 سفر وزیر خارجه سودان ‌به تهران و تلاش ایران برای گسترش عمق راهبردی مقاومت

#تحلیل_کوتاه

🔹سفر وزیر خارجه سودان به تهران در هفته گذشته و امضای دو سند تفاهم، نشان‌دهنده بهبود روابط ایران و سودان پس از سال‌ها قطع ارتباط است. سودان در سال ۲۰۱۶ در همسویی کامل با عربستان روابط خود با ایران ‏را قطع کرد. با سقوط عمر البشیر در سال ۲۰۱۹ و پیش گرفتن روند عادی‌سازی با اسرائیل توسط نظام ‏جدید سودان این قطع روابط ادامه یافت. با شکاف میان ارتش سودان و ‏نیروهای پشتیبانی سریع به عنوان نیرویی طرفدار رابطه با اسرائیل و همچنین بهبود روابط ایران و عربستان، دولت ‏جدید سودان با هدایت ارتش این کشور تلاش کرده روابط خود با ایران را احیا و بهبود بخشد.

💢وضعیت سودان پس از سقوط عمر البشیر

🔸پس از سرنگونی البشیر، ارتش سودان به رهبری برهان و نیروهای پشتیبانی سریع به فرماندهی حمیدتی کنترل کشور را در دست گرفتند. در این دوره، سودان در مدار امارات و رژیم صهیونیستی قرار گرفت و در سال ۲۰۲۰ توافق عادی‌سازی با اسرائیل را امضا کرد. با این حال، اختلافات بین برهان و حمیدتی و اعتراضات مردمی در مارس ۲۰۲۴، روند عادی‌سازی را متوقف کرد. این شکاف باعث شد ارتش سودان به سمت ایران و روسیه متمایل شود و به دنبال تأمین سلاح برای مقابله با نیروهای حمیدتی باشد.

💢متوقف کردن روند عادی سازی و نزدیکی به ایران

🔸برهان پس از اعتراضات مردمی در مارس ۲۰۲۴، روند عادی‌سازی روابط را متوقف کرد. هرچند او اظهارات ضدصهیونیستی صریحی نداشت، توقف روند عادی‌سازی برای این رژیم بسیار سنگین بود. علاوه بر آن، برخی گزارش‌ها ادعا کرده‌اند که ارتش سودان پهپادهای ایرانی از جمله «مهاجر 6» را خریداری کرده است.

🔸در ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴، رژیم صهیونیستی اقدام به ترور اسماعیل هنیه، رهبر سیاسی حماس در تهران و فواد شکر، ‏یکی از فرماندهان ارشد حزب‌الله در بیروت، کرد. همزمان، نیروهای پشتیبانی سریع ، برهان را ترور کردند، اما او ‏از این سوءقصد جان سالم به در برد. با توجه به این همزمانی احتمال می‌رود نیروهای حمیدتی با حمایت و ‏پشتیبانی رژیم این ترور را انجام داده باشند.

💢ژئوپلیتیک سودان فرصتی برای تعمیق عمق راهبردی مقاومت

🔸سودان، سومین کشور بزرگ آفریقا، با دارا بودن ۸۵۳ کیلومتر ساحل در دریای سرخ، از موقعیت استراتژیک مهمی برخوردار است. بندر پورت سودان، دومین بندر بزرگ دریای سرخ، به دلیل نزدیکی به کانال سوئز و تنگه باب‌المندب، نقش کلیدی در تجارت و امور نظامی منطقه ایفا می‌کند. این موقعیت برای ایران نیز از اهمیت ژئواستراتژیک برخوردار است، چرا که می‌تواند به تقویت توان عملیاتی ایران و گروه‌های مقاومت مانند انصارالله یمن کمک کند.

🔸رود نیل، که از سودان عبور می‌کند، نیز عامل مهمی در رقابت‌های هیدروپلیتیک منطقه است. رژیم صهیونیستی از دهه ۱۹۷۰ تلاش کرده تا با اجرای طرح‌های سدسازی در سودان و اتیوپی، مانند سد النهضه، بر مصر فشار بیاورد و آب نیل را به سرزمین‌های اشغالی انتقال دهد. این اقدامات بخشی از استراتژی بلندمدت این رژیم برای کنترل منابع آبی منطقه است.

🔸سودان با دارا بودن منابع آبی فراوان و زمین‌های حاصلخیز، شریک مناسبی برای همکاری در حوزه کشاورزی است. نیاز کشورهای آفریقایی به فناوری و تجهیزات صنعتی ایران نیز فرصت‌های جدیدی برای همکاری‌های مشترک ایجاد می‌کند. بهبود روابط با سودان می‌تواند به ایران کمک کند تا جایگاه خود را در منطقه آفریقا تقویت کند.

💢مواد و ذخایر معدنی سودان پشتوانه‌ای قابل اتکا برای تجارت دوجانبه

🔸سودان با منابع طبیعی غنی مانند نفت، طلا، سنگ‌آهن، کرومیت، مس و اورانیوم، از اهمیت اقتصادی بالایی برخوردار است. پس از جدایی سودان جنوبی در ۲۰۱۱، بخش عمده‌ای از ذخایر نفتی خود را از دست داد، اما همچنان در تولید طلا رتبه سوم آفریقا را دارد و ذخایر طلای آن حدود ۱۵۵۰ تن است. سودان همچنین دارای ۱.۵ میلیون تن اورانیوم (رتبه سوم جهان)، ۵ میلیون تن مس، ۱ میلیون تن کرومیت و ۲ میلیارد تن سنگ‌آهن است. همکاری‌های اقتصادی بین دو کشور می‌تواند بر پایه تهاتر و استفاده از ظرفیت‌های فنی و مهندسی ایران باشد.

💢 جمع‌بندی

بهبود روابط ایران و سودان پس از سال‌ها قطع ارتباط، نشان‌دهنده تغییر در معادلات منطقه‌ای است. سودان با موقعیت استراتژیک خود در دریای سرخ و منابع طبیعی غنی، می‌تواند به تقویت عمق راهبردی مقاومت کمک کند. این نزدیکی همچنین فرصت‌هایی برای همکاری‌های اقتصادی و امنیتی بین دو کشور ایجاد کرده است. در شرایطی که رژیم صهیونیستی و متحدانش تلاش می‌کنند نفوذ خود در سودان را حفظ کنند، ایران با استفاده از این فرصت‌ها می‌تواند جایگاه خود در منطقه را تقویت کند.

🔁مطالب مرتبط
▫️جنگ داخلی در سودان: نبرد میان برهان و حمیدتی

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/284
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👏3👌21
🌐 واکنش‌ها به طرح ترامپ برای غزه؛ از مخالفت‌های صریح تا ابراز سردرگمی

#تحلیل_کوتاه

🔹می‌توان گفت در میان سخنان و اقدامات ترامپ در خاورمیانه تاکنون چیزی شگفت‌آورتر از طرح خرید غزه و بیرون‌راندن دو میلیون فلسطینی از آن دیده نشده است. در حالی ترامپ با صراحت از این برنامه صحبت می‌کند که هیچ کشوری با آن موافقت نکرده و تنها اسرائیل و آرژانتین واکنش مثبتی داشته‌اند. این برنامه به قدری غیرعملی و غیراخلافی است بسیاری از کشورهای عربی، از جمله متحدین نزدیک آمریکا مثل اردن و عربستان سعودی و همچنین کشورهای اروپایی شدیداً با آن مخالفت کرده‌اند.

🔸چندین علت را می‌توان برای مطرح‌کردن چنین برنامه‌ای درنظرگرفت. نخست، ترکیب کابینه دولت دوم ترامپ، برخلاف کابینه دو سال نخست دوره اول، اعضایی ندارد که بتواند جلوی چنین اقداماتی را بگیرد. در دوره نخست کسانی همچون رکس تیلرسون (وزیر امور خارجه) یا هربرت مک‌مستر (مشاور امنیت ملی) تا حدی برای ترامپ مانع ایجاد می‌کردند. با این حال ترامپ از ۲۰۱۹ با جایگزینی چنین اعضایی با دست بازتری حقوق بین‌الملل را نقض کرد، همچون به‌رسمیت‌شناختن الحاق بلندی‌های جولان به اسرائیل. دوم، ترامپ تجربه‌های موفقی از دوره نخست برای انجام چنین کاری دارد. او در سال ۲۰۱۷ اورشلیم را به عنوان پایتخت اسرائیل پذیرفت و سپس سفارت آمریکا را به این شهر منتقل کرد.

🔸مسئله دلایل شخص ترامپ نیز اهمیت دارد. تحلیل‌گران انگیزه‌های مختلفی را برای چنین کاری بر شمرده‌اند: ۱. پایان‌دادن دائمی به منازعه اسرائیل و فلسطینیان (برای کاهش درگیری‌های آمریکا در منطقه) ۲. خصلت ذاتا معامله‌گرانه ۳. حمایت ثروتمندان یهودی در انتخابات از ترامپ (همچون مریام ادلسون، همسر شلدون ادلسون)

🔸واکنش کشورها به این طرح تقریباً یکپارچه بوده است. عربستان سعودی، مصر و اردن، صراحتا با این طرح مخالفت کردند. عربستان اعلام کرد که با وجود چنین طرحی نمی‌تواند روابط خود را با اسرائیل عادی‌سازی کند. اتحادیه اروپا، اعلام کرد که تنها راه‌حل دو-دولتی و بازسازی غزه را می‌پذیرد. کی استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا نیز بر همین موارد تأکید کرد. آنتونیو تایانی، وزیرامور خارجه ایتالیا نیز جابجایی جمعیت غزه را دشوار دانست و بر راه‌حل دودولتی تأکید کرد. آنالِنا بربوک، وزیر امور خارجه آلمان طی بیانیه‌ای گفت که اخراج غیرنظامیان فلسطینی از غزه غیرقابل قبول و مغایر با قوانین بین‌المللی است. در این میان ژاپن ابراز سردرگمی و آرژانتین ابراز امیدواری کرد.

🔸چنین واکنش‌های دو علت اصلی دارند. نخست، علی‌رغم اینکه دولت‌ها منافع ملی خود را به حقوق و هنجارهای بین‌المللی ترجیح می‌دهند؛ با نقض فاحش آن‌ها نیز مخالفت می‌کنند؛ زیرا حقوق بین‌الملل برای دولت‌ها در تنظیم روابط میان خودشان کاربرد دارد. در صورتی که آمریکا به عنوان ابرقدرت نظام بین‌الملل چنین کاری کند، اساس هنجارهای بین‌المللی مورد قبول پس از جنگ جهانی دوم آسیب می‌بیند. دلیل دوم، افکار عمومی کشورهای غربی و عربی است. برنامه ترامپ برای غزه چیزی جز پاکسازی قومی نیست که از جنگ ۱۹۴۸ سابقه نداشته است. اگر رهبران عرب و غرب چنین طرحی را بپذیرند با واکنش و فشار از جانب افکار عمومی خود مواجه خواهند شد.

🔸افزون بر بعد هنجاری و اخلاقی، غیرعملی‌بودن طرح نیز مطرح است. هرگونه تلاش برای خارج‌کردن مردم غزه با واکنش حماس و مردم مواجه خواهد شد و این می‌تواند آتش جنگ را دوباره شعله‌ور کند. همچنین ۲ میلیون نفر رقم بسیار بالایی برای جابجایی از یک مکان به مکان دیگر است. نگرانی‌های امنیتی اردن و مصر نیز جدی هستند. با توجه به اینکه نیروی نظامی حماس همچنان فعال است؛ جابجایی مردم غزه می‌تواند به معنای ورود آن به دو کشور مذکور باشد و آن‌ها را دچار بحران امنیتی و جمعیتی بکند. این موضوع در خصوص اردن جدی‌تر است. ‌هم‌اکنون اکثریت جمعیت اردن فلسطینی‌تبار است که این موضوع در جای خود برای رهبران اردن عامل نگرانی است، مخصوصاً که این کشور سابقه درگیری نظامی داخلی با سازمان آزادی بخش فلسطین را نیز دارد.

طرح ترامپ به نظم امنیتی مطلوب آمریکا در منطقه نیز آسیب‌ می‌رساند. کشتار اسرائیل در غزه به اندازه کافی عادی‌سازی روابط با اسرائیل را دشوار کرده و اگر ترامپ بخواهد بر طرح خود پافشاری کند، پروژه عادی‌سازی بیشتر به خطر می‌افتد. به همین دلیل عربستان سعودی در حال پیشنهاد طرح جایگزین با محوریت بازسازی غزه و اداره آن توسط تشکیلات خودگران هستند. براین اساس ترامپ احتمالاً از طرح خود عقب‌نشینی می‌کند، کما اینکه گفته است آن را تحمیل نمی‌کند.

🔄مطالب مرتبط:
▫️طوفان الاقصی و شکاف در رویکرد اروپایی به مسئله فلسطین
▫️
۵ دلیل اطمینان ترامپ از طرح انتقال اجباری مردم غزه به مصر و اردن

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/285
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👏2👌21
🔵 فشار حداکثری و سرنوشت توافق چابهار

#اکوتهران

🔸یکی از بندهای سند اخیر امضا شده توسط دونالد ترامپ با موضوع احیای رویکرد فشار حداکثری علیه ایران، به وزیر خارجه آمریکا ماموریت می‌دهد تا نسبت به «تعدیل یا لغو معافیت‌های تحریمی، بالاخص مواردی که هر درجه‌ای از گشایش اقتصادی و مالی برای ایران فراهم می‌کنند، از جمله موارد مربوط به پروژه بندر چابهار» اقدام نماید. این در حالی است که در نوامبر ۲۰۱۸ و پس از خروج ایالات متحده از برجام، فعالیت بندر چابهار به صورت محدود ناظر بر فرآیند بازسازی و توسعه افغانستان از تحریم‌های ایالات متحده مستثنی دانسته شد و این استثنا محدود تاکنون از سوی ایالات متحده ملغی اعلام نشده است.

🔹این استثنای تحریمی از یک طرف بر تداوم حضور طرف هندی در پروژه تاثیر بسزایی دارد و از طرف دیگر تاثیر آن بر عملکرد و ترافیک بندری روشن نیست. براساس آمارهای اعلامی از سوی منابع هندی، این بندر از سال ۲۰۱۸ تاکنون ۹۰ هزار TEU (معادل کانتینر ۲۰ فوت) بار کانتینری و بیش از ۸.۴ میلیون تن بار فله و جنرال کارگو مدیریت نموده است. همچنین مطابق با قرارداد ده ساله تجهیز و بهره‌برداری بندر چابهار که پس از فراز و نشیب‌های بسیار سرانجام در اردیبهشت ۱۴۰۳ منعقد گردید، هند متعهد به سرمایه‌گذاری ۱۲۰ میلیون دلار در تجهیزات راهبردی بندر و همچنین تامین خط اعتباری به ارزش ۲۵۰ میلیون دلار با هدف توسعه بندر است که براساس گزارش وزارت خارجه هند در پایان سال ۲۰۲۴ حدود ۲۴ میلیون دلار از سرمایه‌گذاری معهود تحقق یافته است.

💢علل معافیت

🔹اعطای معافیت تحریمی به بندر چابهار در دوره پیشین کمپین فشار حداکثری بیش از آنکه مربوط به ایران باشد، مربوط به راهبرد جنوب آسیا و افغانستان دونالد ترامپ بود. تداوم فعالیت بندر چابهار در چارچوب این راهبرد به دو دلیل مورد توجه ایالات متحده آمریکا بود:

1️⃣ اتصال به آب‌های آزاد از مسیر چابهار بالاخص به سبب کاهش وابستگی به بنادر پاکستان برای افغانستان مطلوبیت دارد. ایالات متحده نیز در آن برهه زمانی در افغانستان کماکان به تثبیت دولت اشرف غنی و نظام جمهوری امیدوار بود و تداوم فعالیت بندر چابهار را برای تقویت افغانستان ضروری تلقی می‌کرد.

2️⃣ دسترسی به آسیای مرکزی و افغانستان برای هند از مسیر پاکستان مقدور نیست و مسیر چابهار تنها بدیل قابل استفاده هند برای گسترش تجارت و افزایش حضور در این مناطق است. هند در نظام پیشین افغانستان، پروژه‌های توسعه‌ای متعددی (مانند جاده دلارام-زرنج و ساختمان شورای ملی) را به اجرا رساند و ایالات متحده نیز به افزایش نقش هند در محیط افغانستان تمایل داشت. با درجه اهمیتی بالنسبه کمتر، ایالات متحده حضور هند در آسیای مرکزی را نیز برای موازنه چین مطلوب تلقی می‌کرد.

🔹معافیت تحریمی چابهار در چنین بستری تحقق یافت و طرح مسئله «تعدیل یا لغو معافیت تحریمی بندر چابهار» نیز در بستری مشابه قابل ارزیابی است. به نظر می‌رسد که با خروج آمریکا از افغانستان و استقرار طالبان، تداوم فعالیت بندر چابهار وجاهت خود را در راهبرد جنوب آسیا و افغانستان ایالات متحده از دست داده باشد.

💢سرنوشت معافیت

🔹در واقع، دولت جدید ایالات متحده برخلاف دوره پیشین اکنون مایل است طالبان را در افغانستان تحت فشار قرار دهد و تضعیف چابهار علاوه بر منزوی‌ساختن ایران از این حیث نیز برای ایالات متحده مطلوب شمرده می‌شود. در این خصوص، تنها ملاحظه احتمالی ایالات متحده ملاحظه منافع اقتصادی هند و تثبیت حضور این کشور در آسیای مرکزی خواهد بود که این ملاحظه نیز با توجه به اقدامات بی‌پروای ترامپ علیه منافع دوستان و متحدان آمریکا مولفه موثری محسوب نمی‌شود.

بر همین اساس، در یک سناریوی خوش‌بینانه‌، ایالات متحده آمریکا از لغو معافیت بندر چابهار به عنوان ابزاری برای چانه‌زنی با هند بر سر توافقات تجاری دوجانبه از جمله کاهش کسری تجاری ۵۰ میلیارد دلاری استفاده خواهد کرد. در یک سناریوی واقع‌بینانه نیز معافیت تحریمی اعطا شده به بندر چابهار به صورت رسمی لغو خواهد شد. با توجه به اینکه هند در سال‌های گذشته نیز تسلیم فشارهای تحریمی ایالات متحده گردیده و در سطح کلان به تحریم‌های مذکور پایبندی نشان می‌دهد، به‌نظر می‌رسد تداوم سرمایه‌گذاری و پیشبرد پروژه توسط این کشور احتمال کمی داشته باشد.

🔄مطالب مرتبط:
▫️مودی در مهمان‌خانه ریاست جمهوری آمریکا


اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/286
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5💔3👏1👌1
🌐 انتخابات آلمان؛ پیروزی مورد انتظار «دموکرات مسیحی» و سناریوهای ائتلاف‌سازی

#تحلیل_کوتاه

🔹انتخابات پارلمانی آلمان که دیروز یکشنبه برگزار شد، نتایج قابل توجهی به همراه داشت که نشان‌دهنده تغییرات اساسی در آینده سیاسی و اجتماعی آلمان است. در این انتخابات، حزب اتحادیه ‏دموکرات مسیحی (‏CDU‏) با کسب ۲۸.۵٪ از آراء (۲۰۸ کرسی)، حزب آلترناتیو برای آلمان (‏AfD‏) ‏با ۲۰.۸٪ (۱۵۲ کرسی)، حزب سوسیال دموکرات (‏SD‏) با ۱۶.۴٪ (۱۲۰ کرسی)، حزب سبزها ‌‏(‏Grüne‏) با ۱۱.۶٪ (۸۵ کرسی) و حزب چپ‌ها‎ ‌‏(‏Die Linke‏) با ۸.۷% (۶۵ کرسی) به ترتیب ‏بیشترین آراء را کسب کردند و به پارلمان راه یافتند.

🔸به دلیل قانون حد نصاب ۵٪ رأی برای ورود به پارلمان، احزاب واگن‌کنشت (‏BSW‏) با ۴.۹۷٪ ‏و دموکراتیک آزاد (‏FDP‏) با ۴.۳٪ نتوانستند به پارلمان راه یابند. همچنین، نرخ مشارکت در این ‏انتخابات به ۸۲.۵٪ رسید که رکورد مشارکت جدیدی از سال ۱۹۹۰ است. حزب چپ‌ها در ‏میان جوانان ۱۸ تا ۲۴ سال و حزب دموکرات مسیحی در میان شهروندان بالای ۶۰ سال، محبوب‌ترین احزاب ‏بودند.‏

💢 ائتلاف‌های احتمالی دولت آینده آلمان

🔸عدم دستیابی احزاب واگن‌کنشت و دموکرات آزاد به حد نصاب، موجب افزایش تعداد کرسی‌های احزاب ‏بزرگ، به‌ویژه دموکرات مسیحی، شده است؛ اما این به‌معنی تسهیل تشکیل ائتلاف برای دولت نیست. برای کسب اکثریت پارلمان، حداقل ۳۱۶ کرسی لازم است. تنها دو حالت ائتلاف دو حزبی ‏می‌تواند به این اکثریت برسد: ائتلاف حزب دموکرات مسیحی با سوسیال دموکرات‌ها یا آلترناتیو برای آلمان. ‏در سایر موارد، ائتلاف باید از حداقل سه حزب تشکیل شود.‏

🔸حزب دموکرات مسیحی پیشتر هرگونه ائتلاف با احزاب آلترناتیو برای آلمان و سبزها را رد و بر لزوم ‏کم‌تعداد بودن ائتلاف تأکید کرده است. از سوی دیگر، شولتس، رهبر حزب سوسیال دموکرات، شخصا ‏هرگونه ائتلاف با دموکرات مسیحی را نفی کرده که این امر می‌تواند به معنای عدم حضور او در ائتلاف یا ‏کناره‌گیری از رهبری حزب باشد. این وضعیت نشان می‌دهد که رهبر حزب دموکرات مسیحی، فریدریش ‏مرتس برای تشکیل ائتلاف با چالش‌های جدی مواجه خواهد بود. محتمل‌ترین سناریو، تغییر رهبری در ‏سوسیال دموکرات‌ها و ائتلاف آن‌ها با دموکرات مسیحی است. سناریوهای دیگر مانند عدم حضور ‏دموکرات مسیحی در ائتلاف دولت یا ائتلاف آن‌ها با سبزها و یا آلترناتیو برای آلمان بسیار نامحتمل است. با توجه به نتایج، هر ائتلافی که شکل بگیرد، همچنان در سیاست ‏خارجی، مهاجرت و سیاست‌های اقتصادی با اختلاف‌نظر مواجه خواهد بود و نمی‌تواند ائتلاف مستحکمی ‏تشکیل دهد.‏

💢برندگان و بازندگان انتخابات

🔸احزابی که در این انتخابات رشد داشتند عبارتند از: ۱. دموکرات مسیحی (۴.۳٪)، ۲. آلترناتیو برای ‏آلمان (۱۰.۴٪)، و ۳. چپ‌ها (۳.۸٪). در مقابل، احزابی که کاهش رأی داشته‌اند شامل: ۱. دموکرات ‏آزاد (۷٪)، ۲. سوسیال دموکرات (۹.۲٪)، و ۳. سبزها (۳٪) هستند. برنده اصلی این ‏انتخابات حزب دموکرات مسیحی و محافظه‌کاران هستند. همچنین، حزب آلترناتیو برای آلمان به عنوان یکی ‏از بزرگ‌ترین برنده‌های این انتخابات مطرح می‌شود، اما این بدان معنا نیست که نفوذ و تأثیرگذاری آن بر ‏آلمان افزایش چشمگیر یافته باشد. بزرگ‌ترین بازندگان این انتخابات نیز حزب سوسیال دموکرات و ‏محیط‌زیست‌گرایان هستند که در آینده سیاسی کشور نیز تأثیر کمتری خواهند داشت.‏

💢آینده آلترناتیو برای آلمان

🔸با نگاهی به نقشه رأی‌دهندگان آلمان، مشخص می‌شود که بسیاری از طرفداران حزب آلترناتیو برای آلمان در ‏ایالت‌های سابقاً متعلق به آلمان شرقی سکونت دارند. همچنین محبوبیت این حزب در میان جوانان بیشتر از ‏سایر گروه‌های سنی نیست. رشد ۱۰% این حزب دستاورد بزرگی نیست؛ زیرا به دلیل ‏تحریم‌های اعمال‌شده توسط دیگر احزاب، همچنان توانایی تشکیل یا حضور در ائتلاف دولت را ندارد. حمایت ‏ایلان ماسک و دولت ترامپ از این حزب است که می‌تواند برگ برنده‌ای برای نفوذ آن در سپهر ‏سیاسی آلمان و اروپا باشد. به طور کلی، موقعیت حزب در آینده بهبود خواهد یافت، اما نه به اندازه‌ای که بزرگ‌نمایی می‌شود.‏

💢جمع‌بندی

نتایج انتخابات آلمان نشان‌دهنده تغییرات عمیق در ساختار سیاسی کشور است و چالش‌های ‏جدی برای تشکیل دولت آینده به همراه دارد. با وجود افزایش رأی برخی احزاب، اختلافات عمیق در ‏سیاست‌های کلیدی هنوز پابرجاست و آینده سیاسی آلمان در هاله‌ای از عدم قطعیت است. رهبر حزب ‏دموکرات مسیحی، مرتس برنده اصلی این انتخابات بود و محتمل است که با حزب سوسیال دموکرات ائتلاف ‏دولت را تشکیل دهد.‏

🔄مطالب مرتبط:
▫️انتخابات‌های سرنوشت‌ساز اروپا در سال ۲۰۲۵
▫️
نامزدهای صدراعظمی آلمان؛ فردریش مرتس شانس اول
▫️
فروپاشی دولت آلمان، دلایل و پیامدها

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/287
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏2👌21💔1
🌐 حامیان اصلی اوکراین در اروپا کدام کشورها بوده‌اند؟

#تحلیل_کوتاه

🔸 از آغاز جنگ اوکراین، ۲۷ کشور اروپایی مجموعاً حدود ۱۴۵ میلیارد دلار به اوکراین کمک کرده‌اند. البته باید توجه داشت حدود ۶۵ درصد از این کمک‌ها به صورت مالی و بشردوستانه بوده است. اخیراً دولت آلمان نیز اعلام کرد که بسته جدیدی از تسلیحات نظامی برای ارسال به اوکراین آماده نموده است. با این حال، این کمک‌ها تنها بخشی از نیازهای اوکراین را تأمین کرده و اکثر تسلیحات به روز و منابع مالی توسط ایالات متحده آمریکا فراهم شده است. این موضوع ضرورت بررسی دقیق‌تری از این کمک‌ها را نمایان می‌سازد، چرا که با در نظر گرفتن این موضوع می‌توان پیش‌بینی نمود در صورت توقف حمایت‌های واشنگتن، اروپا تا چه اندازه می‌تواند به تنهایی از اوکراین حمایت کند.

💢بزرگ‌ترین حامیان

🔹علاوه بر ایالات متحده که بزرگ‌ترین تأمین‌کننده حمایت‌های مالی و نظامی برای اوکراین است، کشورهای آلمان، بریتانیا، دانمارک، هلند و سوئد جزو اصلی‌ترین حامیان اوکراین در اروپا به شمار می‌روند. این کشورها از زمان آغاز جنگ تا دسامبر ۲۰۲۴ مجموعاً ۵۳ میلیارد دلار کمک کرده‌اند که بیشتر آن به تأمین تجهیزات نظامی اختصاص یافته است. با نگاهی دقیق‌تر به تسلیحات ارسالی این کشورها به اوکراین مشخص می‌شود که اکثر این تسلیحات قدیمی یا نزدیک به انقضاء هستند و در نتیجه کارایی لازم را ندارند. از سوی دیگر گرچه مجموع حمایت‌های مالی و نظامی کشورهایی مانند فرانسه، اسپانیا، ایتالیا و هلند به حدود ۱۳.۵ میلیارد دلار می‌رسد اما باید در نظر داشت که حمایت این کشورها نسبت به تولید ناخالص داخلی خود اندک محسوب می‌شود. برآوردها نسبت کمک این کشورها به جی‌دی‌پی آن‌ها را بین ۰.۱ تا ۰.۷ درصد تخمین می‌زنند.

🔹نکته قابل توجه این است که آلمان، فرانسه و ایتالیا در حال حاضر با مشکلات اقتصادی فراوانی مواجه هستند و همین امر تداوم حمایت‌های نسبتا اندک آن‌ها را نیز با دشواری مواجه کرده است. همچنین، این میزان حمایت حتی به نصف حمایت ۱۱۴ میلیارد دلاری ایالات متحده نمی‌رسد و بعید به نظر می‌رسد که این کشورها بتوانند با افزایش تولیدات نظامی خود میزان حمایت خود از اوکراین را افزایش دهند. لازم به ذکر است که دانمارک هم‌اکنون با ایالات متحده بر سر موضوع گرینلند در تقابل است و جریان‌های راست افراطی در آلمان و فرانسه نیز قوی‌تر از هر زمان دیگری در سپهر سیاسی اروپا ظهور کرده‌اند که همه این موارد بر دیگر چالش‌های حمایت از اوکراین افزوده است.

💢بیشترین میزان کمک براساس تولید ناخالص داخلی

🔹اگر بخواهیم به میزان پشتیبانی از اوکراین بر اساس تولید ناخالص داخلی هر کشور نگاه کنیم، با کشورهایی مواجه می‌شویم که قدرت اقتصادی و نظامی بالایی ندارند. استونی، دانمارک، لیتوانی، لاتویا و فنلاند از جمله کشورهایی هستند که بیش از یک درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای کمک به اوکراین اختصاص داده‌اند. هرچند مجموع حمایت این کشورها تنها ۱۳ میلیارد دلار است که تقریبا به اندازه میزان حمایت‌های بریتانیا می‌باشد، اما این کشورها با این اقدام آمادگی خود را برای نبردی طولانی‌مدت و اختصاص کمک‌های بیشتر نشان داده‌اند. البته تخصیص این حجم از حمایت و ستیزه‌جویی برای این کشورها نیز چالش‌هایی نظیر تأمین انرژی و افزایش تهدیدات امنیتی را به همراه داشته است. سایر کشورهای اروپا اما کمتر از یک درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به اوکراین اختصاص داده‌اند که نشان‌دهنده ناتوانی و یا عدم اراده آن‌ها برای حمایت از اوکراین است.

💢 جمع‌بندی

با وجود اینکه کشورهای اروپایی در سه سال گذشته حمایت نسبی قابل توجهی از اوکراین داشته‌اند، اما این حمایت‌ها نسبت به حجم تولید ناخالص داخلی و در مقایسه با کمک‌های ایالات متحده کافی نبوده است. همچنین چالش بزرگ دیگر اروپایی‌ها ناتوانی در تولید گسترده تسلیحات است که علاوه بر مسائل اقتصادی و مخالفت‌های راست‌گرایان افراطی رو به رشد، مانع از ارسال تسلیحات به روز و کافی به اوکراین شده است. بدون شک اروپایی‌ها در سال جاری به ارسال کمک‌های نظامی و مالی ادامه خواهند داد تا اوکراین در مذاکرات صلح دست برتری داشته باشد، اما در صورت عدم تحقق صلح، بعید به نظر می‌رسد که توانایی تداوم این حمایت‌ها را داشته باشند.

🔄مطالب مرتبط:
▫️چگونه اروپا بدون کمک آمریکا می‌تواند از خود دفاع کند؟
▫️ضرورت تداوم ارسال سلاح به اوکراین برای دستیابی به یک پیمان صلح خوب

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/288
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏3👎1👌1
♦️اتحاد فراآتلانتیک رو به احتضار است. پس از آن چه چیزی در انتظار اروپا است؟
◼️سوشیال اروپا
📝فرانک هوفر

#تهران_ریویو

🔸هژمونی آمریکا در نظام جهانی پس از جنگ سرد در حال فروپاشی است. آنچه ایالات متحده را از بلوک شوروی متمایز می‌کرد، رویکرد آن به هم‌راستایی داوطلبانه بود. کشورهای اروپایی برای تسلیم به قدرت ایالات متحده تحت فشار قرار نگرفتند؛ بلکه آزادانه انتخاب کردند که با آن هم‌راستا شوند و ایالات متحده نیز آن‌ها را به عنوان شرکای کوچک‌تر در حفظ نظام جهانی تحت سلطه غرب درگیر کرد. این همکاری داوطلبانه به یک نقطه قوت برای ایالات متحده تبدیل شد که نه تنها بر پایه قدرت نظامی و اقتصادی، بلکه بر اساس جذابیت یک ائتلاف دموکراتیک مبتنی بر ارزش‌های مشترک و احترام متقابل بنا شده بود.

💢رویکرد اول آمریکا ترامپ

🔹در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن، ایالات متحده تلاش کرد تا بار دیگر برای رهبری غرب را به‌ویژه از طریق حمایت از اوکراین در برابر روسیه در اختیار بگیرد. اما رویکرد دولت کنونی، آمریکایی کمتر متعهد به ایده‌های دموکراتیک به نظر می‌رسد. سیاست «اول آمریکا» تحت ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ نشانه‌ای از افول این اصول است که با تغییر آن، ارزش نظام قدیمی رهبری آمریکایی دوباره به چشم می‌آید.

💢دشمنی ترامپ با اروپا

🔹این تحول در اصول آمریکا به‌ویژه در مواجهه آن با اروپا مشهود است، جایی که اتحاد قوی فرا آتلانتیک اکنون در حال تضعیف است. ظهور قطبیت سیاسی در ایالات متحده موجب تنش‌هایی با کشورهای اروپایی شده است؛ به‌طوری که ترامپ و راست‌گرایان آمریکایی، دموکراسی‌های لیبرال اروپا را نه به عنوان دوستان خود، بلکه به عنوان دشمنان بالقوه سیاست‌های داخلی می‌بینند. این تغییر ایدئولوژی، همراه با کاهش قدرت جهانی اروپا، که در سهم کاهنده آن از تولید ناخالص داخلی جهانی و جمعیت رو به کاهش منعکس شده، به افول شراکت فرا آتلانتیک کمک کرده است.

💢ضعف اروپا

🔹در عین حال، قدرت‌های نوظهور در جنوب جهانی، مانند هند و برزیل، در حمایت از یک جهان چند قطبی فعال‌تر شده‌اند و از ناتوانی غرب در سازگاری با واقعیت‌های جدید ناامید شده‌اند. اتحادیه اروپا، که روزگاری الگوی همکاری چند جانبه بود، اکنون با چالش‌های فزاینده‌ای روبه‌رو است. اختلافات داخلی اروپا و ناتوانی آن در پرداختن به مسائل جهانی، مانند تغییرات اقلیمی و اصلاح تجارت بین‌الملل، آن را در برابر فشارهای خارجی آسیب‌پذیرتر کرده است.

🔹درگیری اوکراین به یک نقطه کانونی در این نظم در حال تغییر تبدیل شده است. موضع اوکراین غیرقابل انعطاف بوده و خواستار شکست روسیه و عضویت در ناتو است. اما در دولت ترامپ موضع آمریکا تغییر کرد؛ ترامپ به دنبال تعامل یک‌جانبه با روسیه بود که وحدت اروپا را تضعیف کرد. اوکراین که اکنون در موقعیت ضعیفی قرار دارد، چاره‌ای جز پذیرش شرایطی که توسط ایالات متحده و روسیه تحمیل می‌شود ندارد.

🔹اروپا، که روزگاری بازیگر کلیدی در اتحاد فرا آتلانتیک بود، اکنون به بازیگر ثانویه‌ای در شکل‌دهی به نتیجه درگیری اوکراین تنزل یافته است. وابستگی ناتو به قدرت نظامی ایالات متحده نشانه‌ای از کاهش نفوذ اروپا است. بقای اروپا به توانایی آن در حفظ یک پروژه چند جانبه بستگی دارد، زیرا این پروژه به عنوان الگویی متضاد با اقتدارگرایی و ملی‌گرایی عمل می‌کند. اتحادیه اروپا، که بر پایه همکاری و ارزش‌های مشترک بنا شده است، با فشارهای فزاینده‌ای از سوی رقبای خارجی و ملی‌گرایی و راست‌گرایی در داخل مواجه است که در تلاشند تا این نهاد را تضعیف کنند. به‌ویژه، تأثیر شخصیت‌هایی مانند ترامپ و پوتین این تقسیمات را تشدید کرده است؛ به‌طوری‌که هر دو به دنبال جذب جنبش‌های راست ملی‌گرا در اروپا هستند.

💢آلمان؛ راه‌حل برون‌رفت از بحران

آلمان کلید آینده اروپا را در دست دارد. رهبری این کشور برای حفظ یک پاسخ متحد به چالش‌ها ضروری است و باید منافع ملی خود را با اهداف وسیع‌تر اروپایی متوازن کند. اگر آلمان به اولویت دادن به حوزه ملی خود ادامه دهد، خطر تکه‌تکه شدن اروپا افزایش خواهد یافت. برای جلوگیری از این وضعیت، آلمان باید با سخاوت رهبری کند و از اتحادیه اروپا، سیاست‌های دفاع مشترک و همکاری اقتصادی حمایت نماید. تحول اروپا نیازمند بسیج عمومی و رهبری کاریزماتیک است که از دموکراسی، عدالت اجتماعی و امنیت حمایت کند و اطمینان حاصل نماید که اروپا همچنان به عنوان یک نیروی قوی جهانی باقی بماند.

🔄مطالب مرتبط:
▫️گرینلند؛ شاه کلید رویاهای ترامپ
▫️
رویکرد ضدلیبرالی ترامپ: تاثیر منفی راهبرد «اول آمریکا» بر مزیت آمریکا
▫️
چگونه اروپا بدون کمک آمریکا می‌تواند از خود دفاع کند؟

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/289
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6💔2👏1👌1
🌐 کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۵: تنش‌ها و چالش‌های نوین در روابط اروپا و آمریکا

#تحلیل_کوتاه

🔹کنفرانس امنیتی مونیخ از سال ۱۹۶۳ به‌عنوان یک رویداد کلیدی در بحث‌های امنیت جهانی شناخته می‌شود. در کنفرانس امسال، موضوعات مهمی چون بحران اوکراین، هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی و امنیت فضایی مورد بررسی قرار گرفت، اما این رویداد به‌طرز قابل‌توجهی با سال‌های گذشته متفاوت بود.

🔸این کنفرانس نشان‌دهنده عمق اختلاف‌نظرهای موجود بین اروپا و آمریکا بود که دیگر نمی‌توان به سادگی از آن چشم‌پوشی کرد. مهم‌ترین مسئله امسال، اختلاف شدید میان آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها در خصوص ارزش‌های فرهنگی-سیاسی و جنگ اوکراین بود. اظهارات مطرح‌شده در این کنفرانس، نمایی واضح از نگاه دو طرف به این مسائل ارائه داد. همچنین حضور اپوزیسیون ایرانی و لغو دعوت رسمی از رضا پهلوی، جنجال‌هایی را به همراه داشت.

💢اختلاف در ارزش‌های فرهنگی اروپا و آمریکا

🔸اظهارات معاون رئیس‌جمهور آمریکا، ونس، در کنفرانس امسال به‌قدری تلخ و سنگین بود که گریه رئیس کنفرانس را نیز به همراه داشت. ونس بزرگ‌ترین تهدید برای اروپا را نه روسیه و نه چین، بلکه سرکوب آزادی بیان و انحراف از ارزش‌های دموکراتیک مشابه با آمریکا دانست. ونس با انتقاد از رفتار اروپایی‌ها نسبت به راست‌گرایان افراطی، لغو انتخابات رومانی و سیاست‌های مهاجرتی، بر لزوم بازگشت آن‌ها به ارزش‌های دموکراتیک تأکید کرد. اکنون اروپایی‌ها با این واقعیت تلخ مواجه شده‌اند که آمریکا آن‌ها را رها کرده است.

🔸رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ نیز با تأسف اشاره کرد ممکن است دیگر ارزش‌های اروپا و آمریکا همسو نباشند. مقامات اروپایی نیز در این کنفرانس بر لزوم استقلال امنیتی اروپا تأکید کردند؛ رئیس کمیسیون اروپا، لاین، از افزایش هزینه‌های نظامی اروپا سخن گفت و زلنسکی نیز بر ضرورت ایجاد یک نیروی نظامی اروپایی تأکید کرد. همه این اظهارات نشان‌دهنده درک اروپایی‌ها از ورود جهان به نظم جدید غیرلیبرال است که در آن آنها هیچ یاوری جز خود ندارند.

💢اوکراین و چالش‌های صلح

🔸مقامات اروپایی در این کنفرانس و در واکنش به خبر دیدار هیئتی از آمریکا با روسیه در عربستان بدون حضور مقامات اوکراینی و اروپایی، اعلام کردند که هیچ مذاکره‌ای برای دستیابی به صلح بدون مشارکت اروپا و اوکراین امکان‌پذیر نخواهد بود. دبیر کل ناتو نیز در پاسخ به اظهارنظر ترامپ درباره عدم عضویت اوکراین در ناتو، تصریح کرد که این موضوع منتفی نیست. نگرانی اروپایی‌ها از همدستی آمریکا و روسیه و بی‌توجهی به منافع آن‌ها در جنگ اوکراین، باعث شده تا بر لزوم تقویت توان دفاعی خود و اوکراین تأکید کنند تا مذاکرات صلح با در نظر گرفتن منافع آن‌ها انجام شود. این کنفرانس به‌خوبی نشان داد که مسیر دستیابی به صلح در اوکراین میان اروپا و آمریکا کاملاً متفاوت خواهد بود.

💢اپوزیسیون ایرانی و تهدید ایران

🔸یکی از مسائل جنجالی کنفرانس امسال برای ایران، حضور مسیح علی‌نژاد، رضا پهلوی و نازنین بنیادی در این کنفرانس بود. رضا پهلوی که در ابتدا به‌صورت رسمی دعوت شده بود، به دلیل توصیه دولت آلمان، دعوت رسمی‌اش لغو و تنها مجاز به حضور غیررسمی شد. گفته می‌شود دولت آلمان برای حفظ روابط خود با ایران این تصمیم را اتخاذ کرده است. حضور این افراد محدود به دو پنل حاشیه‌ای بود که در آن علی‌نژاد و چند نماینده آمریکایی و اروپایی ایران‌ستیز اتهامات همیشگی خود علیه دولت ایران را مطرح کردند. نکته جالب توجه این است که برخی از طرفداران رضا پهلوی با حضور علی‌نژاد در این مراسم مخالفت کردند که نشان‌دهنده اختلافات عمیق میان گروه‌های اپوزیسیون است.

💢جمع‌بندی

کنفرانس مونیخ امسال نمایانگر نظم جدید یک‌جانبه‌گرایانه آمریکا در روابطش با اروپا است. آمریکای تحت رهبری ترامپ اکنون مدافع ارزش‌های محافظه‌کارانه و راست‌گرایانه است و تلاش دارد این ارزش‌ها را بر اروپایی‌ها تحمیل کند؛ تلاشی که با واکنش شدید اروپایی‌ها مواجه شده است. همچنین جنگ اوکراین تحت تأثیر یک‌جانبه‌گرایی آمریکا به چالشی جدی‌تر برای اروپایی‌ها تبدیل شده و آن‌ها را به سمت استقلال امنیتی و اقتصادی از آمریکا سوق داده است. فشار دولت آلمان بر اپوزیسیون ایران و اختلافات درونی آن‌ها نیز از جمله مسائلی بود که در این کنفرانس به وضوح قابل مشاهده بود.

🔄مطالب مرتبط:
▫️اروپا در شوک انتخاب ترامپ
▫️اتحاد فراآتلانتیک رو به احتضار است. پس از آن چه چیزی در انتظار اروپا است؟

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/290
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎2👌1
🌐اندونزی و بریکس؛ بازتعریف نقش کشورهای در حال توسعه در نظم جهانی

#تحلیل_کوتاه

🔹تحولات ژئوپولیتیکی اخیر و روند چند قطبی شدن جهان، بستر مناسبی برای بازنگری در ساختارهای بین‌المللی فراهم آورده است. در این میان، بریکس به عنوان گروهی از کشورهایی با اقتصادهای در حال رشد و نگرش های سیاسی متنوع، نقش اساسی در تغییر الگوهای جهانی بر عهده دارد. در اوت ۲۰۲۳، این گروه تصمیم به دعوت از ۶ کشور جدید برای عضویت گرفت که از بین آنها مصر، اتیوپی، ایران و امارات متحده عربی به‌طور رسمی از اول ژانویه ۲۰۲۴ به بریکس پیوستند، در حالی که آرژانتین این پیشنهاد را رد کرده و عربستان سعودی همچنان در حال بررسی آن است.

🔸اندونزی، با سابقه‌ای از دموکراسی پویا و سیاست بی‌طرفی بین شرق و غرب، می‌تواند به‌عنوان پلی میان کشورهای عضو بریکس و سایر بازیگران جهانی عمل کند. ترکیب نگرش‌های متفاوت اعضای بریکس و افزایش همبستگی در این بلوک، می‌تواند الگوهای تصمیم‌گیری بین‌المللی را دگرگون کرده و موجب بازتعریف قواعد در سازمان‌هایی مانند سازمان ملل و نهادهای مالی بین‌المللی شود؛ این امر به تقویت صدای کشورهای در حال توسعه در محافل بین‌المللی نیز کمک خواهد کرد. از آنجایی که اندونزی در سازمان‌هایی همچون آ.سه‌.آن نقش مؤثری ایفا می‌کند، پیوستن آن به بریکس می‌تواند منجر به انتقال تجارب و راهکارهای موفق این کشور به سایر اعضا شود.

🔸اندونزی به‌عنوان بزرگ‌ترین کشور جنوب شرق آسیا با جمعیتی بالغ بر ۲۸۳ میلیون نفر(معادل ۷.۵ درصد از جمعیت کل بریکس) و تولید ناخالص داخلی تقریباً ۱.۴ تریلیون دلار(۳.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی کل بریکس)، وزن قابل توجهی به این بلوک اضافه کرده است. قابل ذکر است که تجارت اندونزی با اعضای بریکس در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱۵۰ میلیارد دلار رسیده است. در حالی که بریکس اکنون حدود ۴۵ درصد از جمعیت جهان و بیش از ۳۶ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی(بر اساس شاخص برابری قدرت خرید) را شامل می‌شود، گروه G7 تنها ۱۰ درصد از جمعیت و ۳۰ درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد. این ارقام نشانگر تغییر در ساختار قدرت جهانی و تلاش بریکس برای ارائه یک الگوی جایگزین در برابر تسلط غرب هستند.

🔸عضویت اندونزی به‌عنوان یک قدرت کلیدی در مجمع‌الجزایر هند و اقیانوس آرام می‌تواند موازنه قدرت در حوزه این منطقه را دگرگون کند. حضور در بریکس، می‌تواند اندونزی را به همکاری‌های امنیتی نزدیک تر با کشورهایی مانند چین و روسیه سوق دهد که این امر ممکن است به کاهش نفوذ آمریکا و متحدان آن (یعنی استرالیا و ژاپن) در این کشور ختم شود. افزون بر این، حضور اندونزی در بریکس وزن سیاسی این بلوک را در مقابل نهادهایی نظیر سازمان ملل، گروه ۲۰ و مجمع شرق آسیا افزایش خواهد داد.

🔸با توجه به اینکه ایالات‌متحده و اتحادیه اروپا از شرکای اقتصادی مهم اندونزی محسوب می‌شوند، عضویت این کشور در بریکس ممکن است توسط این قدرت‌ها به عنوان گرایشی به سمت چین و روسیه تفسیر شده و به تعدیل سیاست‌های آن‌ها بیانجامد. گرچه ورود اندونزی می‌تواند موقعیت این کشور را به عنوان رهبر غیر رسمی آ.سه.آن تقویت کند، اما ممکن است برخی کشورهای همسایه مانند ویتنام و فیلیپین که از یک سو روابط نزدیکی با غرب دارند و از دیگر سو اختلافاتی با چین در دریای چین جنوبی دارند را به سمت چارچوب‌های جایگزین سوق دهد.

🔸در مجموع، پیوستن اندونزی از منظر جمعیتی و اقتصادی، قدرت بریکس را افزایش داده و ایجاد نظم جهانی چندقطبی را تسریع خواهد کرد. همچنین، به‌عنوان نماینده مهم کشورهای در حال توسعه، اندونزی فرصتی برای تقویت همکاری‌های اقتصادی و سیاسی میان کشورهای جنوب فراهم می‌آورد. یکی از اهداف اصلی بریکس، کاهش وابستگی به دلار آمریکا و ایجاد سیستم‌های مالی جایگزین است؛ در این راستا، حضور اندونزی می‌تواند به تسریع مباحث مرتبط با دلارزدایی و توسعه زیرساخت‌های پرداخت مستقل از سیستم‌های غربی کمک کند.

حضور کشورهایی با سیستم‌های سیاسی و اقتصادی متنوع، بریکس را قادر می‌سازد تا مدل‌های نوینی برای مدیریت اقتصاد جهانی و ساختارهای بین‌المللی ارائه دهد که این امر منجر به افزایش رقابت در حوزه‌های مالی، تجاری و فناوری شده و در نهایت به تثبیت چندگانگی قدرت جهانی کمک می‌کند. افزون بر این، عضویت اندونزی می‌تواند سایر کشورها را ترغیب کند تا در چارچوب بریکس به دنبال همکاری های عمیق‌تر و پیوستن به این بلوک باشند، به‌ویژه کشورهایی که خواهان استقلال از ساختارهای اقتصادی تحت تسلط غرب هستند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/291
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎3👏2
🔵 محتوای توافق معدنی آمریکا و اوکراین چیست؟

#اکوتهران

🔸ولادیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، پس از اظهارنظرهای تند رفت و برگشتی و فراز و نشیب‌های ماه گذشته، رهسپار واشنگتن شده تا به احتمال قوی توافق معدنی آمریکا و اوکراین را برای آنچه دونالد ترامپ تضمین بازگشت پول کمک‌های آمریکا خوانده، امضا نماید. با توجه به انتشار متن اولیه این توافق، در این یادداشت به صورت فشرده به محور و شمول آن پرداخته و به منظور درک جامع‌تر، به ذخایر اوکراین نیز اشاره می‌کنیم.

💢محور توافق

🔹محور اصلی توافق معدنی ایالات متحده و اوکراین ایجاد یک «صندوق سرمایه‌گذاری بازسازی» به صورت مشارکتی به منظور جمع‌آوری و سرمایه‌گذاری مجدد درآمدهای اوکراین از منابع استخراج نشده این کشور است. در متن اولیه‌ای که به تازگی در رسانه‌ها منتشر شده، آمده است که این صندوق به صورت مشترک توسط نمایندگان ایالات متحده و اوکراین اداره خواهد شد و ایالات متحده دارنده سهم و سود اکثریت در صندوق مذکور خواهد بود.

🔹هیچ یک از طرفین اجازه واگذاری یا فروش سهم خود را بدون اجازه کتبی طرف مقابل نخواهند داشت و با امضای این توافق، اوکراین متعهد می‌شود که ۵۰ درصد از درآمدهای آتی خود از هرگونه فعالیت‌های معدنی و استخراجی جدید را به منابع این صندوق تزریق نماید. در متن توافق بر سرمایه‌گذاری سالانه منابع در اوکراین تاکید شده است. با این حال، بسیاری از جزئیات در خصوص الگوی اداره، سرمایه‌گذاری و هزینه‌کرد منابع صندوق به مذاکرات آتی و متن توافقی موکول شده که درباره صندوق تنظیم خواهد شد.

💢 شمول توافق
در سومین بند از متن اولیه‌ تنها درباره حدود کلی توافق صحبت شده و جزئیات آن به مذاکرات توافق تشکیل صندوق موکول شده است. بر این اساس، کلیه دارایی‌های مستقیم و غیرمستقیم دولت اوکراین در حوزه ذخایر معدنی، هیدروکربنی، نفت، گاز طبیعی، سایر منابع استخراجی و زیرساخت‌های مرتبط با دارایی‌های منابع طبیعی (مانند پایانه‌های گاز مایع و زیرساخت‌های بندری) در شمول توافق دو کشور قرار دارند. منابع درآمدی فعلی اوکراین، که ذیل بودجه عمومی قرار دارند، از این توافق مستثنا شده است.

💢 ذخایر معدنی و استخراجی اوکراین

🔹براساس برآورد مجمع جهانی اقتصاد اوکراین حدود ۲۰ هزار ذخیره معدنی از ۱۱۶ گونه مختلف دارد و تا پیش از جنگ، تنها ۱۵ درصد از این ذخایر فعالانه استخراج می‌شدند. از این حیث، حوزه صنایع استخراجی اوکراین را باید ثروتی دست نخورده شمرد. بخش مهمی از ذخایر معدنی اوکراین در مناطق دونتسک، دنیپروپتروفسک و لوهانسک واقع شده که بدین ترتیب، بخشی از این منابع تحت کنترل روسیه هستند.

🔹با این وجود، اوکراین کماکان ذخایر قابل توجهی از منابع معدنی را در اختیار خود دارد. منابع اوکراینی مجموع دارایی‌های معدنی موجود در کل قلمروی اوکراین را-با احتساب نفت، گاز و ذغال سنگ- بیش از ۲۶ هزار میلیارد دلار برآورد می‌کنند. این رقم البته باید با احتیاط نقل شود؛ چرا که هنوز در خصوص غلظت و توجیه‌پذیری استخراج بسیاری از ذخایر کشف شده اوکراین برآورد دقیقی وجود ندارد.

🔹به هر تقدیر اوکراین صاحب دومین ذخیره گاز طبیعی در اروپاست و هم اکنون نیز چهارمین تولیدکننده گاز در این قاره به شمار می‌رود. اوکراین ذخایر معدنی قابل‌توجهی در حوزه مس، روی، سرب، نقره، نیکل، کبالت و منگنز دارد. این کشور حدود ۴۵۰ هزار تن ذخایر شناخته شده لیتیوم دارد که به سبب وقوع جنگ هنوز استخراج آن را آغاز نکرده است و از میان ذخایر اصلی لیتیوم، معدن کی‌رووهراد در مناطق تحت کنترل اوکراین واقع شده است. گفته می‌شود که مجموع ذخایر لیتیوم اوکراین حدود یک سوم از کل لیتیوم موجود در اروپا است.

🔹این کشور همچنین حدود ۱۹ میلیون تن ذخایر اثبات شده گرافیت دارد که اوکراین را در زمره پنج کشور برتر در تامین گرافیت قرار می‌دهد. حدود ۷ درصد از ذخایر تیتانیوم جهان نیز در اوکراین ذخیره شده و بدین ترتیب اوکراین بیشترین معادن تیتانیوم اروپا را دارد. این کشور پیش از جنگ پنجمین تولید کننده گالیوم و یکی از تامین‌کنندگان اصلی گاز نئون بوده است. در کنار این موارد، ذخایر اوکراین در ۱۷ عنصر کمیاب نیز همواره مورد توجه بوده است و ممکن است میلیاردها دلار ارزش داشته باشد.

💢جمع‌بندی

هرچند که توافق کنونی انحصار عجیبی در دارایی‌های ملی اوکراین برای آمریکا ایجاد می‌کند، به نظر می‌رسد که این چارچوب از پیشنهاد اولیه آمریکا چند قدمی دور شده باشد. علاوه‌بر این، بخش قابل‌توجهی از مسائل به توافق آتی تشکیل صندوق محول شده و اوکراین امیدوار خواهد بود که تا زمان امضای توافق صندوق، چند قدم دیگر از پیشنهاد «استعماری» آمریکا فاصله بگیرد.

🔄مطالب مرتبط:
▫️مسکو، کی‌یف و تهران، منتظر تحقق برنامه ترامپ برای پایان نبرد اوکراین

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/292
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍101👏1👌1
♦️نشست قطری-هندی؛ تلاشی برای غلبه بر تفاوت‌ها
◼️مرکز الدراسات العربية الاوراسية- مصر
📝مصطفی شلش

#رویة_العربیة

🔸شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، طی یک سفر رسمی ۱۷-۱۸ فوریه ۲۰۲۵ و هم‌زمان با نشست مشترک هیئت تجاری هند و قطر به دهلی‌نو سفر کرد. مقامات ارشد دو کشور در این نشست در خصوص زمینه‌های تجارت، انرژی، زیرساخت و فناوری گفت‌وگو کردند.

🔹 هند دومین شریک تجاری بزرگ قطر است و حجم تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱۴ میلیارد دلار رسید که عمدتاً بر واردات گاز طبیعی هند از قطر متمرکز است. با تشدید تحریم‌های آمریکا علیه نفت روسیه، قطر انرژی قراردادی پنج‌ساله برای تأمین سالانه ۱۲ محموله گاز به شرکت هندی گیل امضا کرد. پیش‌ازاین نیز، قطر انرژی و شرکت پترونت هند توافقی ۲۰ ساله به ارزش ۷۸ میلیارد دلار امضا کرده بودند که باعث صرفه‌جویی ۶ میلیارد دلاری برای هند شده بود.

🔹طی این سفر، هند و قطر تصمیم گرفتند روابط خود را به سطح «مشارکت استراتژیک» ارتقا دهند. این توافق منجر به کنار گذاشته شدن برخی اختلافات گذشته میان دو کشور شد و بر اساس آن، قطر متعهد شد ۱۰ میلیارد دلار در هند سرمایه‌گذاری کند. همچنین دو برابر شدن حجم تجارت دوجانبه به ۲۸ میلیارد دلار در پنج سال آینده نیز از جمله اهداف این توافق است. همچنین، مذاکراتی برای امضای یک معاهده جدید سرمایه‌گذاری دوجانبه نیز انجام شد و هند، تمایل خود را برای کمک به قطر در تحقق اهداف چشم‌انداز ۲۰۳۰ اعلام کرده است.

🔹روابط هند و قطر طی یک دهه اخیر با چالش‌هایی روبه‌رو بوده است. نارندا مودی، نخست‌وزیر هند طی سفرهای خود به دوحه در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ بر استیفای حقوق کارگران هندی مشغول به کار در قطر و اصلاح قوانین کار مرتبط با آن‌ها تاکید نمود. همچنین مذاکراتی برای کاهش ۵۰ درصدی قیمت گاز و حل‌وفصل جریمه یک میلیارد دلاری شرکت هندی «پیترونت» انجام داده بود.

🔹در سال ۲۰۲۳، در جریان اجلاس تغییرات اقلیمی امارات (COP28)، گفت‌وگوهای هند و قطر منجر به کاهش احکام اعدام کهنه سربازان هندی زندانی در قطر شد. از هشت زندانی، هفت نفر آزاد شدند و یک تن دیگر نیز در فوریه ۲۰۲۴ پیش از سفر نخست‌وزیر هند به دوحه از بند رها شد. بحران دیپلماتیک قطر با کشورهای عربی (۲۰۱۷-۲۰۲۱) چالش‌هایی برای روابط هند و قطر ایجاد کرد زیرا بیش از ۸۰۰ هزار هندی در قطر کار می‌کنند و هند به گاز طبیعی این کشور وابسته است. با این وجود، دولت هند در این دوره موضع متعادلی اتخاذ کرد و خواستار گفت‌وگو و حل مسالمت‌آمیز بحران شد.

🔹قطر پس از قطع روابط تجاری با همسایگان خود در خلیج فارس در دوران محاصره، به تقویت ارتباط با شرکای خارج از منطقه، مانند هند، پرداخت. در سال ۲۰۱۷، دو خط کشتیرانی مستقیم به هند راه‌اندازی کرد و طی سه سال، اصلاحاتی در زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی خود ایجاد نمود. ازجمله این اصلاحات، گسترش دسترسی به خدمات آموزشی و درمانی رایگان برای غیر شهروندان و ارائه اقامت دائم به برخی مهاجران بود. همچنین، لغو محدودیت‌های ویزا برای بیش از ۸۰ کشور، ازجمله هند، منجر به افزایش سفرهای بین‌المللی شد.

🔹قطر در عرصه بین‌المللی نقش‌آفرینی فعالی را در پیش گرفته است. تأسیس دفتر طالبان در دوحه یک نمونه آشکار از این موضوع بود که امکان توافق آمریکا با این گروه را فراهم کرد و زمینه‌ساز نخستین تماس رسمی هند با طالبان در سال ۲۰۲۱ شد. همچنین، واسطه‌گری قطر به همراه مصر در جنگ ۱۵ ماهه غزه منجر به آتش‌بس در ژانویه ۲۰۲۵ شد.

با در نظر گرفتن تحولات منطقه، هند باید روابط خود با قطر را مانند دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس تقویت کند و بر حفظ منافع خود در روابط دوجانبه تمرکز نماید. هرچند در سپتامبر ۲۰۲۳، اعلامیه هند و شرکای آن در خلیج فارس مبنی بر ایجاد کریدور اقتصادی بین هند و خاورمیانه، قطر را نادیده گرفت، اما با حل بیشتر مسائل دوجانبه، اکنون فرصت خوبی برای گشایش و تقویت روابط واقعی بین هند و قطر فراهم‌شده است

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/294
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🤔1👌1
🌐عملیات دیوار آهنین، پیش عملیات الحاق کرانه باختری

#تحلیل_کوتاه

🔹‏«ترور در صیدا جنوب لبنان بیش از آنکه به غزه یا لبنان مرتبط باشد، به وضعیت کرانه باختری مرتبط ‏است.» این سخنان یکی از روسای سابق امان (اطلاعات ارتش اسرائیل) در واکنش به ترور محمد شاهین از ‏فرماندهان قسام در لبنان بود.

🔸با آغاز آتش‌بس غزه در ۱۹ ژانویه، ارتش رژیم صهیونیستی در ۲۱ ژانویه از شروع یک عملیات بزرگ در ‏کرانه باختری با عنوان دیوار آهنین خبر داد و نتانیاهو هدف عملیات را اقدامی علیه «محور ایران» نامید. ‏عملیات‌های ارتش صهیونیستی از اردوگاه جنین شروع شد و در یک ماه گذشته چندین اردوگاه فلسطینی در ‏کرانه باختری مانند طوباس، طولکرم و ... را در ادامه درگیر خود کرد. براساس گزارش آنروا در یک ماه ‏گذشته ۴۰ هزار فلسطینی از اردوگاه‌های کرانه باختری آواره شده‌اند که حدود ۲۰ هزار نفرشان تنها مختص ‏جنین است.‏

🔸این عملیات بازتاب‌های فراوانی در داخل سرزمین‌های اشغالی هم به همراه داشته است. از جمله اینکه رئیس ‏جنبشی متشکل از ۵۵۰ افسر ارتش در بیانیه ای دولت نتانیاهو را متهم کرد که برخلاف خواست عمومی ‏اسرائیلی‌ها عمل می‌کند و تحت نفوذ یک اقلیت افراطی قرار دارد که قصد دارد کرانه باختری را ضمیمه کند ‏و تسلط نظامی در غزه را افزایش دهد.‏

🔸در خصوص تحولات اخیر کرانه باختری چند نکته وجود دارد:‏

💢کلان پروژه، الحاق کرانه باختری

🔸با آمدن ترامپ به کاخ سفید، بار دیگر مسئله الحاق کرانه باختری به اسرائیل بسیار جدی‌تر در حال دنبال شدن ‏است. ترامپ در جلسه جنجالی با نتانیاهو در کنار کوچاندن مردم و تسلط آمریکا بر نوارغزه، پروژه الحاق ‏کرانه باختری را هم مطرح و حمایت کرد. منظور از الحاق، رسمی شدن اشغال و حاکمیت رژیم اسرائیل بر ‏حدود ۴۰ درصد از کرانه باختری است که اکنون پر از مجمع جزائر شهرک‌های اسرائیلی‌نشین است.

🔸این ایده در سال ۱۹۶۸ توسط ژنرال ایگال آلون مطرح شد. او دنبال الحاق بخش‌هایی از کرانه باختری، مانند ‏دره اردن و مناطق قدس و الخلیل به اسرائیل و الحاق مناطق باقی مانده به کشور اردن بود! این ایده سال‌ها در ‏قالب‌های مختلف مانند تقسیم کرانه باختری به سه قسمت در توافق اسلو و کشیدن دیوار حائل از سال ۲۰۰۰ ‏همواره دنبال شده است. اکنون نیز عملیات دیوار آهنین به دنبال برداشتن نقطه‌ثقل‌های شکل‌گرفته مقاومت ‏در کرانه به عنوان مانع اصلی پروژه الحاق است.‏

💢حضور نظامی و امنیتی در کرانه باختری

🔸یکی از ویژگی‌های اقدامات یک ماه اخیر رژیم، حضور گسترده نظامی در اردوگاه‌ها و نخستین استقرار نظامی ‏در شهرک‌های اسرائیلی درون شمال کرانه باختری از سال ۲۰۰۲ است. این اقدام در کنار ساخت شهرک‌های ‏جدید در شمال و در حاشیه الخلیل نشان می‌دهد که عملیات دیوار آهنین جزئی از یک پروژه کلان برای ‏تغییر وضعیت جمعیتی کرانه باختری با پیوست اجتماعی حمایت از اقدامات تروریستی اسرائیلی‌های ساکن ‏کرانه باختری است. هیئت مقاومت در برابر دیوار و شهرک‌سازی اعلام کرد در ژانویه ۲۰۲۵، بیش از ۲۱۶۰ ‏حمله توسط شهرک‌نشینان و نظامیان اسرائیلی علیه فلسطینیان انجام شده که شامل تیراندازی، تخریب اراضی و ‏مصادره اموال بوده است.‏

💢حداقلی‌ترین هدف: راضی کردن اسموتریچ

برخی تحلیلگران اسرائیلی هم آغاز عملیات در کرانه باختری بلافاصله پس از آتش‌بس در نوارغزه را ‏رشوه‌ای به اسموتریچ به عنوان جدی‌ترین شخصیت درون کابینه در مواجهه با کرانه باختری(پس از ‏استعفای بن‌گویر) می‌دانند. برای اسموتریچ بواسطه بدنه اجتماعی سبد رای حزبش، وضعیت کرانه باختری ‏و حمله به آن و بازنگه داشتن پروژه الحاق این منطقه بسیار حائز اهمیت است.

💢نیروهای امنیتی کرانه باختری

یکی از اقدامات مهم و تعیین‌کننده کنونی کرانه باختری، اقدامات نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان به ‏مدیریت ماجد فرج است. نیروهای امنیتی تشکیلات در ۳ ماه گذشته اقدامات و درگیری‌های مستقیم زیادی ‏علیه گروه‌های مقاومت به ویژه در اردوگاه جنین انجام دادند و نیروهای مقاومت در کرانه اعم از وابسته به ‏جهاد اسلامی و حماس تا جای ممکن از هر گونه درگیری مستقیم و گرفتن تلفات دوری کردند تا مسئله مانند تجربه سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ در کرانه و نوار غزه به جنگ‌بین فلسطینی تبدیل نشود.‏

💢جمع بندی

باید دقت داشت که هر چه آواره کردن اهالی نوارغزه سخت و پر از موانع است، الحاق کرانه باختری به ‏اسرائیل بالاخص شمال و شرق(دره اردن) بواسطه وجود شهرک‌ها، نوع نگاه سیاسی تشکیلات خودگردان، ‏پراکندگی جمعیتی مقاومت در اردوگاه‌ها و ... ممکن‌تر است. البته مقاومت هم بیکار ننشسته و نبوده است؛ ‏چنانکه شاباک اعلام کرده است در یک ماه گذشته حدود ۹۰حمله بزرگ که ۷۵ مورد از آنها در شمال ‏کرانه باختری بوده را خنثی کرده است.‏

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/293
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2👌2
مرکز مطالعات عالی بین المللی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با همکاری خانه اندیشه ورزان، موسسه حامی علوم انسانی و انجمن های علمی علوم سیاسی، مطالعات منطقه‌ای و روابط بین‌الملل دانشگاه تهران برگزار می کند:

نخستین همایش ملی دوسالانه دانشجویی علوم سیاسی

مکان: دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

تاریخ برگزاری:  ۲۳ و ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴

مهلت ارسال مقالات: ۲۵ اسفند ۱۴۰۳

اعطای جوایز نقدی به مقاله‌های برتر به همراه چاپ در نشریات معتبر

آدرس سایت همایش

جهت کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر پیام دهید:
@politicalawardadmin

@politics_law
👍7👏21
🌐 ملل اجتناب‌ناپذیر؛ افول و خیزش ملی‌‌گرایی
◾️ فارن افرز
📝 پراتاپ بانو مهتا

#روندهای_استراتژیک

🔸ملی‌گرایی به عنوان یک ایدئولوژی و نیروی سیاسی، جهان مدرن را شکل داده است. مارتین دلانی، فعال ضد برده‌داری آمریکایی، اشاره کرد که حقوق هیچ مردمی بدون تشکیل یک ملت مورد احترام قرار نمی‌گیرد. او از مهاجرت سیاه‌پوستان به آفریقا حمایت کرد تا آن‌ها نیز بتوانند پروژه ملی‌گرایی خود را پیش ببرند. ملی‌گرایی به تدریج به اصلی‌ترین شکل سیاسی برای مطالبه حقوق تبدیل شد، اگرچه تضمینی برای احترام به حقوق فردی نبود. امپریالیست‌های اروپایی با انکار ملیت جوامع تحت سلطه، استعمار را توجیه می‌کردند. جان استوارت میل، فیلسوف بریتانیایی، استدلال می‌کرد که ملت‌های متمدن وظیفه‌ای نسبت به استقلال جوامعی که ملیت برای آن‌ها "شر قطعی" است، ندارند.

💢ملی‌گرایی: قدرت و چالش‌ها

🔹ملی‌گرایی دولت‌های ملی را در سراسر جهان گسترش داد؛ دموکراسی را ممکن ساخت؛ سلسله مراتب اجتماعی را از بین برد؛ افراد را به شهروندان تبدیل کرد؛ فرهنگ، زبان و هویت را شکل داد و حتی به عنوان رقیبی برای دین عمل کرد. پس از جنگ سرد، جهانی‌سازی و فناوری‌های جدید نوید کاهش اهمیت ملت‌ها را دادند. اما بحران مالی ۲۰۰۸ و ظهور رهبران ملی‌گرا مانند ترامپ و نارندرا مودی نشان داد که ملی‌گرایی همچنان قدرتمند است.

🔹ملی‌گرایی شهروندان را توانمند می‌کند و در مسائلی مانند مهاجرت، کنترل مرزها و جنگ‌ها تأثیرگذار است. حتی تلاش‌ها برای مقابله با تغییرات آب‌وهوایی تحت تأثیر ملی‌گرایی قرار گرفته‌اند. فریدریش لیست، نظریه‌پرداز ملی‌گرایی اقتصادی، معتقد بود ملت‌ها بین فرد و بشریت قرار دارند، اما امروزه به نظر می‌رسد هم فرد و هم بشریت تحت سلطه ملت‌ها هستند.

💢ملی‌گرایی در جهان امروز

🔹اریک استورم در کتاب خود نشان می‌دهد که ملی‌گرایی تقریباً در هر نقطه‌ای از جهان اجتناب‌ناپذیر شده و استدلال می‌کند که ملت‌ها ذاتی نیستند، بلکه ساختارهایی اجتماعی هستند که تحت تأثیر عوامل فردی، نیروهای اجتماعی، شرایط سیاسی و انتخاب‌های سیاستی شکل می‌گیرند. هویت‌هایی مانند یونانی یا ترک طبیعی نیستند، بلکه ساخته‌شده‌اند.

🔹از نظر استورم، قدرت ملی‌گرایی در همه‌جایی بودن آن نهفته است. تقریباً هیچ فعالیت فرهنگی وجود ندارد که به نوعی بر اساس خطوط ملی سازمان‌دهی نشده باشد: هنر، ادبیات، موسیقی، آشپزی، پوشش، استانداردسازی زبان‌ها و مدیریت موزه‌ها همگی تحت تأثیر ملی‌گرایی هستند. ملی‌گرایی چنان در زندگی روزمره نفوذ کرده که رهبرانی مانند مودی و ترامپ به راحتی می‌توانند از آن بهره‌برداری کنند.

💢ریشه‌های تاریخی ملی‌گرایی

🔹 استورم ریشه‌های ملی‌گرایی را در انقلاب‌های آتلانتیک قرن هجدهم می‌داند. ایده‌های انقلاب فرانسه و تأکید آن بر حاکمیت مردمی به سرعت گسترش یافت. جنگ‌های ناپلئونی نیز با الهام‌بخشی به ساخت دولت‌ها و نوشتن قانون‌اساسی، به رشد ملی‌گرایی کمک کرد. مقاومت در برابر سلطه خارجی نیز نقش مهمی در شکل‌گیری هویت‌های ملی، مانند لهستان یا کشورهای مستعمره، داشت.

🔹از سال ۱۸۱۵ به بعد، ملی‌گرایی رمانتیک که ملت را به عنوان یک وطن فرهنگی تصور می‌کرد، در مناطق آلمانی‌زبان اروپا ریشه دواند. در قرن نوزدهم، ملی‌گرایی فرهنگی در اروپای مرکزی جذابیت زیادی داشت، جایی که نهادهای سیاسی کمتر توسعه یافته بودند و نمی‌توانستند کانون هویت ملی باشند. استورم این ایده قدیمی را به چالش می‌کشد که ملی‌گرایی نیاز به یک طبقه متوسط تجاری دارد. در واقع، در کشورهایی مانند آلمان و ژاپن، ملی‌گرایی اغلب توسط نخبگان اشرافی یا اقتدارگرا پیش برده شد.

💢ملی‌گرایی در عصر جهانی‌سازی

🔹استورم روایت متعارف را دنبال می‌کند که بحران ژئوپلیتیک جنگ جهانی اول و سپس استعمارزدایی، سیستم دولت‌ملت‌ها را در سراسر جهان تثبیت کرد. اگرچه به نظر می‌رسد تغییرات نئولیبرالی دهه ۱۹۷۰ و افزایش تجارت، جریان‌های مالی جهانی و مهاجرت، ملی‌گرایی را تضعیف کرد اما استورم استدلال می‌کند که حتی در این دوره، کشورها از فناوری‌های جهانی‌سازی برای انتشار فرهنگ ملی خود استفاده می‌کردند، نه برای از بین بردن آن.

🔹در روایت استورم، دولت‌ملت قابل شبیه‌سازی است، اما کشورها محتوای یکسانی از ملت ندارد. ملی‌گرایی در کشورهایی مختلف به شکل‌های بسیار متفاوتی ظاهر می‌شود. به عنوان مثال، ملی‌گرایی روسیه تحت رهبری پوتین محصول شکاف بین تصور کشور از خود و قدرت واقعی آن است، در حالی که ملی‌گرایی آمریکایی پس از جنگ سرد با اعتماد به نفس و امید به جهان نگاه می‌کرد. این تفاوت‌ها برای درک نحوه تصور کشورها از گذشته، پروژه‌های فرهنگی آنها و رفتارشان در عرصه ژئوپلیتیک اهمیت دارد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/295
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍72👌2
🌐امکان یا امتناع میانجیگری عربستان میان تهران و واشنگتن

#تحلیل_کوتاه

🔹گزارش CNN از تمایل عربستان برای میانجیگری میان ایران و آمریکا، تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌های مختلفی از امکان و احتمال چنین رویدادی را به میان آورده است. این موضوع بویژه با میانجیگری ریاض میان آمریکا و روسیه بر سر اوکراین و همچنین نشست مشترک رهبران عرب درباره جنگ غزه که روز جمعه ۲۱ فوریه در عربستان برگزار شد، می‌تواند روند میانجیگری پادشاهی سعودی را به تنش ایران و آمریکا هم مرتبط سازد.

🔸این شبکه آمریکایی ۱۴ فوریه در گزارشی با اشاره به تمایل عربستان برای میانجیگری میان ایران و آمریکا نوشت: ریاض منافع و نگرانی‌های همزمانی برای پرداختن به این مسئله دارد. پادشاهی سعودی نگران است پس از تضعیف متحدان منطقه‌ای ایران که برای مدت‌ها به عنوان عامل بازدارنده تلقی می‌شدند، تهران در راه دستیابی به تسلیحات هسته‌ای گام بردارد. عربستان امیدوار است بتواند از روابط نزدیک خود با دونالد ترامپ برای ایجاد پل دیپلماتیک میان ایران و آمریکا استفاده کند.

🔸البته در گزارش سی‌ان‌ان مشخص نشده است که آیا عربستان سعودی در این زمینه پیشنهاد رسمی ارائه کرده است یا خیر، اما اقدامات ریاض در راستای تقویت روابط با ایران را می‌توان تضمینی برای گذاشتن یک صندلی جدید بر سر میز مذاکره دید.

🔸اما آنچه می تواند این میانجیگری را عملی سازد، میزبانی عربستان از دو طرح صلح بزرگ در سطح منطقه‌ای و جهانی یعنی صلح غزه با حضور رهبران عرب و بویژه صلح اوکراین میان روسای جمهور آمریکا و روسیه در ریاض است. موفقیت این میانجیگری شانس عربستان به‌عنوان بازیگر اقتصادی به‌تازگی بی‌طرف در منازعه ایران و آمریکا را افزایش می‌دهد.

🔸عربستان در سیاست خارجی جدید خود به دنبال تنوع بخشیدن به متحدان در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی است و برای دستیابی به آن انعطاف پذیری و عمل‌گرایی را در زمان‌هایی که لازم باشد به کار خواهد گرفت. همچنین نگرانی‌های ریاض از افزایش سطح تهدیدات در منازعه ایران و آمریکا می تواند یکی از انگیزه‌های جدی ریاض برای میانجیگری در این کشمکش بزرگ باشد.

🔸از این زاویه می توان احتمال میانجیگری عربستان را حول دو محور اصلی تبیین کرد:

💢ادراک تهدید از منازعه ایران و آمریکا

🔸پروژه اقتصادی عربستان تحت عنوان چشم انداز ۲۰۳۰ را باید نقشه راه سیاست خارجی ریاض در برهم کنش منطقه ای مورد ارزیابی قرار داد. این تغییر اولویت باعث تغییر چشم انداز خاورمیانه‌ای پادشاهی شده و در نتیجه نسبت معناداری با مقوله امنیت و ثبات در غرب آسیا دارد. تصاعد تنش میان ایران و آمریکا و از کنترل خارج شدن آن به شکل سناریوی حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران و متقابلا پاسخ ایران می‌تواند فضای پر از عدم قطعیتی را متوجه منطقه و در راس آنها عربستان و شورای همکاری خلیج فارس کند. این مسئله بخصوص با توجه به سطح پیشرفته برنامه هسته‌ای ایران و در چشم انداز قرار نداشتن مذاکرات و توافق میان تهران و واشنگتن، می‌تواند انگیزه‌های ریاض برای میانجیگری را تشدید کند. بویژه که اعلام تمایل به میانجی‌گری میان ترامپ و ایران راهی است تا سعودی به طور ضمنی نشان دهد همراه سیاست فشار حداکثری علیه تهران نیست.

💢جایگاه‌یابی در صلح سازی

🔸دومین انگیزه ریاض از احتمال میانجیگری میان ایران و آمریکا به مقوله صلح‌سازی و جایگاه‌یابی در فرآیندهای دیپلماسی منطقه ای مرتبط است. فراتر رفتن از محدودیت‌های سنتی قدرت می‌تواند از مسیر چانه زنی در شکاف‌ها و کشمکش‌های بین‌المللی میسر شود و برای یک کشور اعتبار و پرستیژ بین‌المللی به همراه آورد. تصویری که کشورها تلاش می‌کنند با ایجاد مدل های نرم‌افزاری؛ ضمن بهبود تصویر جهانی از خود، زمینه ارتقای سایز قدرت در مقوله قدرت نرم را فراهم آورند.

در این روند، میانجیگری در قبال بحران‌های منطقه ای با اثرات فرامنطقه ای و بین‌المللی همانند سودان، اوکراین، غزه و ایران می‌تواند به جایابی و جایگاه‌یابی ریاض در مقوله صلح‌سازی کمک کند و عربستان را به کانون دیپلماسی منطقه‌ای تبدیل کند. این فرمول همچنین می‌تواند نقش سنتی عمان و نقش در حال تقویت قطر را نیز تحت شعاع قرار دهد و به حفظ برتری هژمونیک عربستان بر شبه جزیره عربی هم کمک کند. مولفه‌ای که ریاض سال‌ها تلاش می‌کرد از طریق اعمال زور و ایفای نقش برادر بزرگتر آن را به پیش ببرد.

🔄مطالب مرتبط:
▫️کنفرانس العلا و چالش های نوظهورِ اقتصادهای نوظهور
▫️
دولت‌های خلیج فارس و بازگشت فشار حداکثری ترامپ علیه ایران
▫️
سیاست‌های احتمالی ترامپ در قبال ایران

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/296
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👏3👌3
🌐وضعیت میدانی نبرد در اوکراین و طرح‌های مذاکراتی روسیه و آمریکا

#تحلیل_کوتاه

🔹 ارتش روسیه با وجود فشارها و تلفات سنگین، به آرامی در حال تصرف ‏مناطق شرقی اوکراین و بازپس‌گیری کورسک است. از سوی دیگر، با روی کار آمدن ترامپ و تغییر ‏سیاست‌های آمریکا نسبت به اوکراین، مذاکرات اولیه‌ای بین آمریکا و روسیه در عربستان برای صلح ‏انجام شد. یکی از مهم‌ترین چالش‌های این مذاکرات، عدم مشارکت اوکراین و کشورهای اروپایی در ‏آن بود. کنفرانس امنیتی مونیخ تفاوت‌ها در دیدگاه اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها در ‏خصوص صلح را نمایانتر کرد و با تحقیر اخیر زلنسکی در آمریکا این اختلاف نظر به اوج خود رسیده است.‏

💢وضعیت میدانی

🔸در شرق اوکراین، روسیه از سه محور شمال شرقی (منطقه خارکیف و لیمان)، شرق (محور ‏پوکروفسْک) و جنوب شرقی (محور اوریخیو) به پیشروی آرام خود ادامه می‌دهد. در محور پوکروفسک، ارتش ‏اوکراین به دلیل شکست‌های متعدد، سه بار فرمانده این محور را تغییر داده است، اما همچنان نتوانسته مانع ‏پیشروی نیروهای روسی شود. در حال حاضر، ارتش روسیه به دروازه‌های شهر راهبردی پوکروفسک نزدیک ‏شده و انتظار می‌رود در ماه‌های آینده این شهر تحت تصرف روسیه درآید. در محور کورسک نیز نیروهای ‏روسی پیشروی اندکی داشته و روستای سِردیلْ‌کوو را بازپس‌گرفته‌اند؛ اما شهر اصلی این منطقه، یعنی ‏سودژا، همچنان تحت کنترل نیروهای اوکراینی قرار دارد.‏

💢مواضع سیاسی و مذاکرات صلح

🔸اظهارات مقامات در کنفرانس مونیخ نشان‌دهنده اختلافات عمیق بین اروپا و آمریکا در مورد ‏چگونگی تحقق صلح در اوکراین بود. در حالی که اروپایی‌ها از لزوم قدرتمند بودن اوکراین برای تحقق صلح ‏پایدار سخن گفتند، آمریکایی‌ها ضرورت پذیرش شکست و واگذاری مناطق اشغال شده برای تحقق صلح را ‏یادآور شدند. زلنسکی، بعد از یک مقاومت کوتاه در برابر قرارداد پیشنهادی آمریکا در مورد معادن اوکراین، از احتمال واگذاری منابع و معادن غنی اوکراین به ‏آمریکا در ازای دریافت تضمین‌های امنیتی سخن گفته است با این حال مقامات آمریکایی بر لزوم واگذاری این ‏معادن به منظور جبران هزینه‌های انجام شده تأکید دارند. همچنین، اروپایی‌ها و زلنسکی بر ضرورت ایجاد ‏نیروی نظامی قوی و توان دفاعی «اروپایی» تأکید کردند که نشان‌دهنده از دست رفتن امید آنها به حمایت ‏ایالات متحده است.

🔸مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا، با درک نگرانی اروپایی‌ها از حذف شدنشان از روند صلح به آنها اطمینان داده بود که ‏مذاکرات فعلی آمریکا و روسیه در خصوص روابط دو جانبه و همچنین جدیت روسیه در مذاکرات صلح است و ‏اگر مذاکرات «واقعی» صلح آغاز شود، اوکراین و کشورهای اروپایی نیز در آن حضور خواهند داشت. اما رویدادهای اخیر این گمان را تقویت کرده که هدف اصلی مذاکرات روسیه و آمریکا در ریاض، رسیدن به توافقی کلی درباره آتش‌بس در ‏اوکراین بدون حضور طرف‌های اوکراینی و اروپایی بود.

💢اهداف و پیامدهای نشست ریاض


🔸دیدار هیئت‌های آمریکایی و روسی در شرایطی انجام شد که زلنسکی نیز همزمان در عربستان حضور داشت ‏اما در مذاکرات شرکت نکرد. به نظر می‌رسد مهم‌ترین هدف این دیدار تعیین خطوط کلی توافق و اعمال ‏منافع آمریکا و روسیه بدون توجه به اوکراین و اروپا بوده است. این دیدار اگرچه انتظار چندانی از این دیدار ‏نمی‌رفت نویدبخش آغاز مذاکرات صلح بود اما اکنون با جنجال دیدار زلنسکی با ترامپ اوضاع بسیار ‏پیچیده‌تر شده است. دیدار هيئت‌ها در ریاض افزایش احساس تهدید اروپایی‌ها از سوی روسیه و آمریکا را در ‏پی داشت و با رفتار اخیر آمریکایی ها با زلنسکی این احساس تشدید شده است؛ چرا که آنها گمان می‌کنند ‏آمریکا دیگر حمایتی از آنها نمی‌کند.

🔸دیدار ریاض و دیدار ترامپ و زلنسکی نمادی از تلاش آمریکا ‏برای تغییر رئیس‌جمهور اوکراین و آماده‌سازی این کشور برای پذیرش شکست است. مقامات آمریکایی پیش‌تر ‏بر لزوم پذیرش از دست رفتن مناطق تحت کنترل روسیه و برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری در اوکراین ‏تأکید کرده‌اند که بیانگر تلاش آنها برای ایجاد تغییراتی در عرصه سیاسی اوکراین است.‏

💢جمع‌بندی

با توجه به وضعیت میدانی و مذاکرات آمریکا با روسیه، به نظر می‌رسد آمریکا ‏قصد دارد با فشار به اوکراین و اروپا، علاوه بر فروش بیشتر تسلیحات به آنها، ‏امتیازات لازم برای بهره‌برداری از معادن و منابع اوکراین را کسب کند. از سوی دیگر، اگرچه مذاکرات در ‏ریاض و فشارهای آمریکا به زلنسکی ممکن است منجر به آغاز مذاکرات آتش‌بس شود، اما رویکرد آمریکا ‏ممکن است نتیجه معکوس دهد و اروپایی‌ها را ترغیب به حمایت بیشتر از اوکراین کند.

🔁مطالب مرتبط
▫️کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۵
▫️محتوای توافق معدنی آمریکا و اوکراین چیست؟
▫️حامیان اصلی اوکراین در اروپا کدام کشورها بوده‌اند؟

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/297
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏2👌1
🌐گزینه‌های اروپا برای پاسخ به وضع تعرفه‌های جدید توسط ترامپ

#تحلیل_کوتاه

🔹پس از دستور اعمال تعرفه‌های ۲۵ درصدی آمریکا بر وارادات آلومینیوم و فولاد توسط ترامپ در ۱۰ فوریه که ‏از ۱۲ مارس اجرایی خواهد شد، رئیس اتحادیه اروپا هشدار داد که این اتحادیه آماده است تا واکنش‌های ‏محکم و تلافی‌جویانه‌ای نشان دهد. اروپایی‌ها که از سال گذشته نگران انتخاب مجدد ترامپ به عنوان ‏رئیس‌جمهور بودند، گزینه‌های مختلفی برای مقابله با جنگ تعرفه‌ای احتمالی بررسی کرده بودند. هرچند ‏اولویت اولیه آنها مذاکره و تلاش برای کاهش تنش‌ها و تعرفه‌ها بود، اما از این موضوع آگاه بودند که وقوع ‏جنگ تجاری با ترامپ اجتناب‌ناپذیر است و بنابراین خود را برای این وضعیت آماده کرده‌اند. برخی از ‏گزینه‌های احتمالی برای مقابله به مثل به شرح زیر است:‏

💢تعرفه‌های تلافی‌جویانه

🔸در سال ۲۰۱۸، ترامپ تعرفه‌هایی بر فولاد و آلومینیوم اعمال کرده بود که فشار زیادی بر صنایع اروپا وارد ‏کرد. در پاسخ، اروپا اقدام به تحریم موتورسیکلت‌های هارلی‌دیویدسون، شلوارهای جین و نوشیدنی‌های الکلی ‏آمریکایی نمود. اگرچه این اقدامات بازدارنده نبودند، اما پیامی به آمریکا ارسال کرد مبنی بر اینکه اروپا توانایی ‏اعمال تعرفه‌های تلافی‌جویانه را دارد. اکنون، با توجه به تجربه دوره قبل، اروپایی‌ها خود را برای مواجهه با ‏تعرفه‌های تلافی‌جویانه آماده کرده‌اند و به عنوان مثال، ممکن است اقدام به اعمال تعرفه بر صنایع ‏ماشین‌سازی، محصولات صنعتی و کشاورزی آمریکایی کنند. هرچند که احتمال یک تقابل سنگین در این ‏حوزه پایین است، کشورهای اروپایی اما گزینه‌های مختلفی دارند که می‌تواند صنایع، اقتصاد و زیست مردم ‏آمریکا را تحت فشار قرار دهد.‏

💢قانون ابزار ضد اجبار


🔸در اواخر سال ۲۰۲۳ اتحادیه اروپا قانونی به نام ابزار ضد اجبار (‏Anti-coercion instrument‏) تصویب ‏کرد که به موجب آن در صورت اعمال سیاست‌های اقتصادی به هدف تغییر سیاست‌های اتحادیه اروپا، این ‏اتحادیه پس از مشورت با اعضاء اقدامات تلافی‌جویانه‌ای علیه کشور ثالث اعمال خواهد کرد تا آن کشور در ‏دستیابی به هدف خود ناکام بماند. گرچه این قانون بیشتر برای چین و روسیه آماده شده بود اما ‌‎ ‎امکان ‏کاربست آن در برابر آمریکا را نیز وجود دارد. در این قانون ابزارهای متنوعی تعریف شده که در صورت ناموفق ‏بودن مذاکره برای مقابله با سیاست‌های اقتصادی طرف مقابل به کار رود. اعمال محدودیت در سرمایه‌گذاری ‏شرکت‌های کشور ثالث، ممنوعیت خریدهای دولتی از آن کشور، محدودیت و هدف قرار دادن شرکت‌های ‏فناوری آن کشور و ممنوعیت ارائه خدمات برای آنها از جمله ابزارهایی است که اتحادیه اروپا می‌تواند از آنها ‏برای تلافی‌جویی استفاده کند.‏

💢تقویت روابط با کشورهای جهان جنوب

🔸اتحادیه اروپا از زمان جنگ اوکراین روند چندقطبی شدن نظم جهانی را به خوبی احساس کرد. بر همین ‏اساس هم پیش‌بینی می‌کرد که روابطش با چین و آمریکا در آینده دچار تنش شود و از این رو، به دنبال ‏گسترش و تنوع‌بخشی به اقتصاد خود از طریق تقویت روابط با کشورهای جهان جنوب بوده است. این اتحادیه ‏اکنون به طور ویژه تمرکز خود را بر تقویت روابط با هند، اتحادیه مرکوسور در آمریکای جنوبی و کشورهای ‏جنوب شرق آسیا معطوف کرده است تا بتواند کمبودهای ناشی از کاهش روابط اقتصادی با چین و آمریکا را از ‏طریق این کشورها جبران کند. شروع مذاکرات با هند از سال ۲۰۲۲ برای قرارداد تجارت آزاد با این کشور از ‏جمله مصادیق این رویکرد است. به جز این مورد، اتحادیه اروپا تاکنون اقدامات مختلفی ‏برای حفظ و تقویت این روابط انجام داده و انتظار می‌رود در صورت تداوم اعمال تعرفه بر کالاهای اروپایی، ‏کالاهایی که پیش از این به آمریکا ارسال می‌شد، به این مناطق از جهان منتقل شود.‏

💢جمع‌بندی

گرچه اتحادیه اروپا تقابل اقتصادی با دوران ترامپ را اجتناب‌ناپذیر می‌داند و همیشه اولویت خود را به مذاکره ‏برای رفع تعرفه‌ها اختصاص می‌دهد، اما این به معنای عدم آمادگی اتحادیه برای تحت فشار قرار دادن ترامپ ‏نیست. گزینه‌هایی همچون تعرفه‌های تلافی‌جویانه، محدودیت در سرمایه‌گذاری و خرید از آمریکا، و جایگزینی ‏صنایع و شرکت‌های آمریکایی با اقتصادهای در حال ظهور به ویژه هند، از جمله استراتژی‌هایی هستند که ‏اتحادیه اروپا می‌تواند به کار گیرد. با این حال، باید در نظر داشت که هرگونه جنگ تجاری بین دو طرف به ‏معنای کاهش رشد اقتصادی برای هردو است و آسیب‌های ناشی از آن به راحتی نه با تعرفه و نه با سایر ‏اقدامات قابل جبران نیست.‏

🔁مطالب مرتبط
▫️اتحاد فراآتلانتیک رو به احتضار است. پس از آن چه چیزی در انتظار اروپا است؟
▫️رویکرد ضدلیبرالی ترامپ: تاثیر منفی راهبرد «اول آمریکا» بر مزیت آمریکا

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/298
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2😁1👌1
🌐قانون عفو عمومی؛ بستری برای رقابت‌های انتخاباتی در پارلمان عراق

#تحلیل_کوتاه

🔹پارلمان عراق در حالی قانون عفو عمومی را تاریخ ۲۱ژانویه ۲۰۲۵ به تصویب رساند که گمانه‌زنی‌ها از سمت مخالفان این قانون در ‏خصوص آزادی تروریست‌ها در حال تقویت است. عفو عمومی در عراق از معدود قوانینی است که موافقت ‏روسای چهار گانه عراق را به طور کامل کسب کرده بود. یکی مهم‌ترین عواملی که مسبب این حمایت بود ‏فعالیت‌های حزب تقدم برای تبدیل کردن این قانون به موضوع حیثیتی در خیابان‌های عراق بود.

🔸در انتخابات ۲۰۲۳ مجالس استانی و انتخابات پارلمانی ۲۰۲۱ حزب تقدم بیش از سایر احزاب سنی وعده ‏تصویب عفو عمومی را داده بود و به نوعی پیشتازی این حزب از سایر احزاب سنی، به تکاپو واداشتن خیابان‌ ‏در کنار کمپین‌سازی‌ها در فضای مجازی و سایر بسترهای رسانه‌ای مرهون همین قانون عفو عمومی بود. در ‏مرحله بعدی و در واقع پس از پیروزی در دو انتخابات مذکور، حزب تقدم مسئله عفو عمومی را از حالت ‏حزبی به بازی قومیتی تبدیل کرد. به عنوانی مسئله عفو عمومی دیگر محصور به دغدغه طرفداران حزب تقدم ‏نبود بلکه به موضوع حیاتی برای سنی‌ها تبدیل شد. این مرحله در زمانی به کار گرفته شد که جناح مقابل ‏حزب تقدم و رقیب اصلی محمد الحلبوسی، حزب السیاده دنبال سیاستی رفته بود که بیشتر عنوان خود ‏تخریبی را به خود اختصاص می‌داد.

🔸حزب السیاده به رهبری خمیس الخنجر در جایی که باید از موضوع عفو عمومی نهایت استفاده را می‌برد در ‏صدد موضوع حساس انحلال کمیته گرایش به حزب بعث (اجتثاث البعث) بر آمد. اصرار خمیس الخنجر بر ‏این قانون سبب شد تا توسط همین کمیته احضار شود و برای مدتی از فعالیت‌های سیاسی منع شود. در ‏مقابل، حزب تقدم به دلیل اینکه عفو عمومی را به موضوع حیثیتی اهل سنت تبدیل کرده بود به تمام ‏فراکسیون‌های حاضر در پارلمان اعلام کرد تا زمانیکه قانون عفو عمومی در دستور کار پارلمان قرار نگیرد در ‏جلسات آتی شرکت نخواهد کرد.

🔸تحریم جلسات پارلمان از سوی حزب تقدم به حدی جدی بود که پارلمان چندین جلسه به علت عدم کسب ‏حدنصاب ساقط شده بود. در همین حین، حزب تقدم با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای خود عفو عمومی را از ‏حالت قومیتی خارج کرد و آن را ابتدا به شیعیان و سپس به تمام عراقی‌ها تعمیم داد. از این طریق، توانست ‏مسئله تماما جناحی و قومیتی را آنچنان عادی جلوه دهد تا راه تصویب (و نه اجرا) را بدون دردسر و بحران ‏بگذراند.‏

🔸برخلاف تصور آنچه که در رسانه‌ها رواج داشت قانون عفو عمومی برای شیعیان نیز کاربردی است چون آزادی ‏برخی متهمان از گروه‌های مقاومت و جریان صدر را ضمانت خواهد کرد. اما نباید اجرای این قانون را در ‏چشم‌انداز کوتاه مدت تحلیل کرد. حتی با وجود تعهد احزاب و سران قبایل سنی و دستگاه قضایی عراق مبنی ‏بر عدم آزادی تروریست‌ها، دولت، ارتش، الحشد الشعبی و نهادهای امنیتی عراق موظف هستند تا رصد و ‏پایش شبانه‌روزی به منظور پیشگیری از ایجاد و رشد گروهک‌های تروریستی به واسطه برخی عفوشدگان را ‏ادامه دهند.‏

🔸اجرای قانون عفو عمومی می‌تواند بستر مناسبی برای جلب آرا در انتخابات آتی را فراهم کند. در مناطق چند ‏قومیتی عراق مانند استان کرکوک، موصل، دیالی که ممزوج از جمعیت فیلی، سنی، شیعی و مسیحی هستند ‏زمین بازی احزاب شیعی خواهد بود. به عنوان مثال، در انتخابات ۲۰۲۳ مجالس استانی عراق به وضوح شاهد ‏فعالیت جنبش الصادقون به رهبری قیس الخزعلی و جنبش بابلیون به رهبری ریان الکلدانی که برای جذب ‏آرای خاکستری در مناطق چند قومیتی عراق تلاش می‌کردند، بودیم. بنابراین از طریق این قانون نیز گروه‌ها و ‏احزاب سیاسی شیعی می‌توانند پایگاه‌های ثابت رای سایر احزاب را تضعیف کنند.‏

🔸روی مقابل این استدلال، ائتلاف دولت القانون به رهبری نوری المالکی و مجلس الاعلی به رهبری همام ‏حمودی هستند که بارزترین مخالفان تصویب قانون عفو عمومی بودند. هر دو گروه ادعا داشتند تصویب چنین ‏قانونی با توجه به شرایط کنونی منطقه، عراق را وارد بحران خواهد کرد. لذا هر دو حزب می‌توانند آرای بخشی ‏از مردمی که با نظرات رهبرانشان همپوشانی دارند، جذب کنند.‏

صرف‌نظر از نزاع‌‌های جناحی میان شیعه و سنی بر قانون عفو عمومی، نقش دستگاه قضایی و در راس آن فائق ‏زیدان، رئیس شورای عالی قضایی عراق در جهت نظارت بر روند آزادی متهمان بسیار حائز اهمیت است. در ‏حقیقت این دستگاه قضایی عراق است که سطوح بحران مبتنی بر این قانون را مشخص خواهد کرد.‏

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/299
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏1
🌐 ‏«جنگ‌های سه گانه» چین؛ استراتژی پیروزی بدون درگیری نظامی

#تحلیل‌_کوتاه

🔹کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و کمیسیون نظامی این کمیته در سال 2003 مفهوم جنگ‌های سه‌گانه ‏را به عنوان یکی از دستورالعمل‌های سیاسی ارتش این کشور تصویب کردند. در این دستورالعمل ذکر شده ‏است که سه جنگ عبارت از جنگ افکار عمومی، جنگ روانی و جنگ قانونی است. ‏

🔸جنگ‌های سه گانه هرکدام شباهت زیادی به یکدیگر دارند و ارتباط آن‌ها به اندازه‌ای نزدیک است که نمی‌توان ‏مرزهای روشنی بین آن‌ها قائل شد. این سه جنگ با فرهنگ استراتژیک چین مبتنی بر تیان شیا (‏Tianxia‏) ‏هماهنگ است. تیان شیا ریشه در نگاه تاریخی چین در زمان امپراتوری ژو دارد که بر عواملی مانند حکمرانی ‏مشروع (جنگ افزار قانونی) و برتری فرهنگی به منظور اشاعه ارزش‌های فرهنگی (جنگ افزار افکار عمومی) ‏چین در جهت تقویت روحیه در داخل و کاهش روحیه دشمن استوار است. بر این اساس چین به دنبال این ‏است که روایت‌های بین‌المللی را به نفع خود تغییر دهد؛ بر دولت و ارتش تایوان فشار روانی وارد کند و با ‏استفاده از استدلال‌های قانونی، مشروعیت بیشتری برای ادعاهای ارضی خود ایجاد کند.‏

🔸هدف از جنگ روانی تضعیف توانایی دشمن در انجام عملیات نظامی از طریق عملیات‌هایی است که به هدف ‏جلوگیری، شوک و کاهش روحیه نیروهای نظامی دشمن و جمعیت‌های غیرنظامی حامی آن‌ها انجام می‌شود و ‏این کار با استفاده از تبلیغات از طریق تلویزیون، اینترنت و تاکتیک‌های معمول شامل تهدید از طریق ‏رزمایش‌ها و نمایش قدرت نظامی صورت می‌گیرد.‏ هدف از جنگ افکار عمومی تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی و بین‌المللی است تا از این طریق از اقدامات ‏نظامی چین حمایت کند و دشمن را از انجام اقداماتی که مغایر با منافع چین باشد منصرف کند.

🔸جنگ قانونی از قوانین بین‌المللی و داخلی برای ادعای برتری قانونی یا تحقق منافع چین استفاده می‌کند. این ‏استراتژی می‌تواند برای محدود کردن آزادی عمل دشمن و شکل دادن به فضای عملیاتی به کار رود. همچنین، ‏از آن برای جلب حمایت بین‌المللی و مدیریت تبعات سیاسی اقدامات نظامی چین استفاده می‌شود. این جنگ ‏همچنین به جلوگیری از مداخله طرف‌های سوم در یک منازعه و قرار دادن دشمن در وضعیت منفعل ‏می‌پردازد.‏

🔸در جهت استفاده از جنگ قانونی در مقابل تایوان، چین اقدام به افتتاح نخستین مرکز داوری برای حل‌وفصل ‏اختلافات دریایی و تاسیس نخستین دادگاه ویژه رسیدگی به پرونده‌های دریایی مرتبط با تایوان در استان ‏فوجیان کرد. تحت تاثیر این عوامل چین مدل کینمن (‏Kinmen Model‏) را ارائه کرد که به کنترل و اعمال ‏حاکمیت و حقوق اجرایی تدریجی در مناطقی خاص از تنگه تایوان، به‌ویژه جزایر کوچک نزدیک به سواحل ‏چین را افزایش می‎دهد. این مدل نام خود را از جزایر کینمن گرفته است که در نزدیکی سواحل استان ‏فوجیان چین قرار دارند اما تحت کنترل تایوان هستند.‏
مدل کینمن می‌تواند در آینده به جزایر ماتسو، پنگهو که تحت کنترل تایوان هستند و کل تنگه تایوان تعمیم ‏داده شود. علاوه براین، اصلاحات در قانون گارد ساحلی چین‎ ‌‏15 ژوئن2024‌ ‎ ‎امکان توقیف کشتی‌های خارجی ‏در آب‌های سرزمینی و مجاور چین و همچنین بازداشت اتباع خارجی مظنون را فراهم کرده است‎.‎

🔸همزمان با جنگ قانونی، چین از جنگ روانی نیز علیه تایوان استفاده می‌کند. تحت تاثیر این امر گارد ساحلی ‏چین‎ ‎گشت‌های خود را در اطراف تایوان افزایش داده و در اکتبر ۲۰۲۴ طی رزمایش نظامی «شمشیر مشترک ‏بی۲۰۲۴»‌‎ ‌‏ جزیره را محاصره کرد و در ادامه چین، سیاستمداران تایوانی مانند پوما شن (‏Puma Shen‏) و ‏رابرت تساو (‏Robert Tsao‏) را تحریم کرد و آن‌ها را در لیست «جدایی‌طلبان تایوانی» قرار داد. همچنین ‏هواپیماهای نظامی چین در سال 2024 بیشترین تعداد عبور از خط میانه را در مقایسه با هر سال دیگر ثبت ‏کردند که این امر نشان از تلاش فزاینده چین در افزایش جنگ روانی بر علیه تایوان می‌باشد.‏

🔸همچنین در ارتباط با جنگ افکار عمومی بر علیه تایوان، چین از رسانه‌های خود برای تأکید بر «یک چین ‏واحد» و مشروعیت خود در حاکمیت بر تایوان استفاده می‌کند و تلاش می‌کند افکار عمومی جهانی را به نفع ‏خود متمایل کند و با تولیدات رسانه‌ای مانند فیلم «نبرد در دریاچه چانگ‌جین» (‏The Battle at Lake ‎Changjin ‌‏) بر تجلیل از دستاوردهای حزب کمونیست چین و یکپارچکی چین و تایوان تاکید کند.‏

در نهایت به نظر می‌رسد چین از جنگ‌های سه‌گانه به عنوان ابزارهای اصلی در جهت تقویت روحیه داخلی، ‏تضعیف دشمن و کسب مشروعیت قانونی برای ادعاهای خود در برابر تایوان استفاده می‌کند.‏


اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/300
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍42👎2👌2
🌐لحظه حقیقت برای اروپا و اتحاد فراآتلانتیک
♦️وولفگنگ ایشینگر
📝فارن افرز

#تهران_ریویو

🔹جلسه فاجعه‌بار ولادیمیر زلنسکی با دونالد ترامپ و جی دی ونس در کاخ سفید لحظه فرارسیدن حقیقت برای ائتلاف غربی بود. ترامپ با پایان‌دادن به پشتیبانی آمریکا در جنگ نه فقط اوکراین را متزلزل ساخته؛ بلکه روابط فراآتلانتیک را به عنوان مفروض اساسی پس از جنگ جهانی دوم با پرسش مواجه کرده است. در پایتخت‌های اروپایی هراس رخنه کرده است. برخی از سیاستگذاران و تحلیلگران صحبت از پایان ناتو یا پایان غرب می‌کنند. آنها از مقاصد ایالات متحده وحشت کرده‌اند: آیا واشنگتن می‌خواهد بقای درازمدت اوکراین را به عنوان کشوری مستقل و آزاد تضعیف کند؟ آیا ترامپ تلاش می‌کند که راهبرد "معکوس کیسینجر" را اجرا کرده و به عکس کیسینجر که برای مهار شوروی به چین نزدیک شد، برای مهار چین به روسیه نزدیک شود؟

🔸چالش کنونی برای غرب دلهره‌آور است؛ اما این ائتلاف در گذشته از تردیدهای قوی دیگری نیز نسبت به این ائتلاف عبور کرده است. پس از پایان پیمان ورشو، در اوایل دهه ۱۹۹۰ برخی طرفدار انحلال تدریجی ناتو بودند. با این حال از زمانی که روسیه در دو دهه گذشته در مسیر تجدیدنظرطلبی قرار گرفت (مخصوصاً از ۲۰۱۴ که کریمه را تصاحب و دونباس را اشغال کرد) ناتو نه تنها دوام بلکه گسترش یافته و امروز به لحاظ انسجام، تعداد اعضا و بازدارندگی تقویت شده است. با این حال دولت ترامپ مسئله اعتماد را بوجود آورده است و برای نخستین بار اروپایی‌ها مطمئن نیستند که ایالات متحده به ناتو و نقش رهبری آمریکا در آن متعهد خواهد بود یا خیر.

🔸ایالات متحده از اینکه اروپا را رها کند تا با روسیه به توافق برسد، آگاه است. پس از الحاق کریمه به روسیه و اشغال شرق اوکراین در ۲۰۱۴، واشنگتن تصمیم گرفت تا مواجه با مسکو را به کشورهای اروپایی واگذار کند. ابزار کلیدی در این امر فرایند مینسک (گفتگوهایی برای آتش‌بس در شرق اوکراین) و به اصطلاح نورماندی چهار (Normandy Four) بود که از فرانسه، آلمان، روسیه و اوکراین تشکیل می‌شد و از ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲ چندین نوبت با یکدیگر ملاقات داشتند. متاسفانه فرایند مینسک و نورماندی شکست خورد و خلأ رهبری آمریکا روسیه را تشویق کرد تا تنش را شدت بخشد که در نهایت منجر به اشغال اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ شد.

🔸به نفع منافع اروپاست که از تعامل راهبردی ایالات متحده استقبال کند. این تعامل در راستای چرخش بزرگ واشنگتن از اروپا به سمت چین است؛ اما برای موفقیت، هر دو سوی آتلانتیک باید شکاف اعتماد میان خود را پر کنند. اگر چنین کاری انجام شود، تنها چالش اصلی پیداکردن راهی برای تضمین‌کردن و اجرای یک توافق بادوام در اوکراین خواهد بود. اول از همه، اوکراین باید در این توافق شرکت کند و نیاز دارد تا مطمئن شود نتیجه آن منصفانه است و بدعهدی نیست. بدون مشارکت فعال اوکراین و اروپایی‌ها تلاش دولت ترامپ برای صلح قبل از اینکه آغاز شود فرو می‌پاشد. به همین دلیل به نفع آمریکا است که روابط خود را با زلنسکی و رهبری اوکراین بعد از جلسه ۲۸ فوریه در کاخ سفید بهبود بخشد.

🔸از همه مهم‌تر، نیازی وافر به شکل جدیدی از رهبری اروپایی احساس می‌شود. قدرت‌های اروپا برای منافع امنیتی حیاتی خود و بازسازی این ائتلاف فرسوده باید نشان دهند که قادرند بار بیشتری را برای ارتقای قدرت جمعی ائتلاف بر دوش کشند. فرانسه، آلمان، لهستان و دیگر همسایگان موافق باید ابتکار دفاعی مهمی را راه اندازی کنند و گروهی مرکزی از قدرت‌ها را شکل دهند که در مسائل امنیتی آماده باشد با یک صدای واحد صحبت کند. این اتحادیه دفاع اروپایی باید بر اساس نظام تصمیم‌گیری اکثریتی عمل کند و مشارکت نزدیک بریتانیا را نیز تا حد ممکن در بر می‌گیرد. اهداف اصلی این ابتکار می‌تواند شامل ایجاد بازار دفاعی واحد و منسجم و زنجیره عرضه، تجهیزات نظامی، تدارکات و توسعه و تمرین مشترک نیروهای نظامی باشد.

بهترین و دقیق‌ترین مسیر دولت ترامپ برای واردکردن اروپا و اوکراین، و شرکای اروپایی نظیر ترکیه در فرآیند توافق صلح،برقراری مجدد حالت آزموده و اثبات‌شدۀ گروه تماس است که در دهه ۱۹۹۰ راه اندازی شد تا حس اتحاد و هدف مشترک را ذیل رهبری آمریکا ایجاد کند. این راه‌حل در اوکراین جزئی حیاتی است که ما را از پایان جنگ مطمئن می‌کند.

🔄مطالب مرتبط
▫️گزینه‌های اروپا برای پاسخ به وضع تعرفه‌های جدید توسط ترامپ
▫️وضعیت میدانی نبرد در اوکراین و طرح‌های مذاکراتی روسیه و آمریکا
▫️اتحاد فراآتلانتیک رو به احتضار است. پس از آن چه چیزی در انتظار اروپا است؟

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/301
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2👌1
♦️پشت پرده حمایت نتانیاهو از دروزی‌های سوریه
◼️ مجله البیان- عربستان
📝حسن الرشیدی

#رویة_العربیة

🔸اسرائیل به‌تازگی اعلام کرده که اجازه نخواهد داد نیروهای «هیئة تحریر الشام» یا «ارتش جدید سوریه» به جنوب دمشق پیشروی کنند. نتانیاهو خواستار خلع سلاح این نیروها در مناطق قنیطره، درعا و سویدا شده است. این موضع‌گیری در حالی صورت می‌گیرد که بحران جنگ غزه و فشارهای داخلی ناشی از آن همچنان ادامه دارد؛ از یک سو جناح راست افراطی بر تداوم جنگ و آواره‌سازی فلسطینیان تأکید می‌کند، و از سوی دیگر بخش اعظم صهیونیست‌ها خواهان ادامه توافق با حماس و آزادی اسرا هستند.

🔹هم‌زمان، اسرائیل جنگی را در کرانه باختری علیه گروه‌های مقاومت فلسطینی به راه انداخته و شهرک‌نشینان شمال فلسطین نیز تا تعیین تکلیف جنگ با حزب‌الله، از بازگشت به خانه‌های خود خودداری می‌کنند. در میانه این بحران‌ها، نتانیاهو جبهه جولان را نیز دچار تنش کرده و در امور سوریه دخالت می‌کند. این در حالی است که حکومت جدید سوریه همواره تلاش داشته تا با پرهیز از درگیری مستقیم با اسرائیل، ثبات خود را حفظ کند؛ اما نکته تعجب‌برانگیز اینجاست که ارتش اسرائیل از زمان ورود نیروهای تحریر الشام به دمشق، اقدام به تضعیف قدرت نظامی سوریه کرده است. اسرائیل با اشغال منطقه حائل در بلندی‌های جولان، دامنه تجاوزات خود را به اطراف دمشق، قنیطره و درعا گسترش داده است. اکنون، اسرائیل مسیر دمشق-بیروت و برخی راه‌های داخلی لبنان، ازجمله مسیر بقاع-جنوب را در کنترل خود دارد.

💢رژیم و واقعیت پیرامون

🔹از زمان تأسیس، این رژیم احساس کرده است که توسط دشمنان همسایه عربی احاطه‌شده که با موجودیت و پروژه‌های توسعه‌طلبانه و استعماری آن مخالف هستند؛ بنابراین، این رژیم تلاش کرده است تا این محاصره را تضعیف نموده و با شکست مواجه نماید. استراتژی امنیت ملی این رژیم بر دو اصل استوار است: اول، تقویت احزابی که از حمایت کشورهای هم‌مرز با جهان عرب مانند ترکیه، ایران و اتیوپی برخوردار هستند و دوم، راهبرد درونی که به‌عنوان «استراتژی تفرقه‌اندازی» شناخته می‌شود و با هدف کاشت بذر تفرقه، میان اقلیت‌های قومی، مذهبی و دینی در داخل کشورهای عربی به کار بسته می‌شود.

🔹بن گوریون، اولین نخست‌وزیر اول اسرائیل طی پیامی که به رهبران ارتش و دستگاه‌های امنیتی خود، بر لزوم استفاده از نقاط ضعف کشورهای عربی، به‌ویژه در روابط گروه‌ها و اقلیت‌ها، تأکید کرده است. مطابق دستور او، دستگاه‌های اسرائیلی موظفند ارتباطات خود را با سران اقلیت‌های منطقه برقرار کنند. «آبا ایبان»، وزیر امور خارجه اسبق اسرائیل نیز در کتاب خود گفته است عرب‌ها همیشه در تفرقه زندگی کرده‌اند و وحدت‌هایشان بیشتر به زور اسلحه بوده است.

🔹اکنون آن استراتژی در حال احیاء است. یک روز پس از سقوط اسد، نتانیاهو با ارسال پیامی به دروزی‌های سوریه دست دوستی به‌سوی آن‌ها دراز کرد و آن‌ها را برادران دروزی خود و برادران دروزی‌های اسرائیل خواند. این اقدام یادآور سیاست‌های اسرائیل در دهه ۱۹۷۰ است که به حمایت از تشکیل یک دولت دروزی به‌عنوان «دولت حائل» میان اسرائیل و سوریه اشاره داشت. همچنین، وزیر خارجه اسرائیل، در ارزیابی تحولات پس از جنگ لبنان و سقوط نظام سوریه، بر لزوم گسترش روابط اسرائیل با اقلیت‌های منطقه‌ای چون کردها و دروزی‌ها تأکید کرد و این ارتباطات را از نظر سیاسی و امنیتی مفید دانست.

💢نقش و برنامه‌های دروزی‌ها

🔹دروزی‌های سوریه، حدود سه درصد از جمعیت، معادل ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر هستند که عمدتاً در مناطق سویدا، ارتفاعات جولان و اطراف دمشق سکونت دارند. با آغاز اعتراضات سوریه، دروزی‌ها به دو گروه حامی و مخالف اسد تقسیم شدند. پس از سقوط سوریه و به قدرت رسیدن احمد شرع، دروزی‌ها در ابتدا موضع مشکوکی نسبت به حکومت جدید داشتند و حتی از ورود نیروهای دولت جدید به مناطقشان جلوگیری کردند. در این شرایط، ولید جنبلاط، رهبر دروزی‌های لبنان، شیخ عقل، رهبر دروزی‌های مخالف اسد را به دمشق برد تا با احمد شرع دیدار کند.

آن‌چه باعث ابهام بیشتر در فهم جهت‌گیری دروزی‌های سوریه می‌شود، اقدامات و اظهارات رهبر آن‌ها است. یک روز پیش از سخنان نتانیاهو، شورای نظامی در سویدا، متشکل از تعدادی از گروه‌های مسلح برگزار و پرچم دروزی‌ها در این استان به اهتزاز درآمد. همچنین در ویدئویی که اخیرا از رهبر دروزی‌های سوریه منتشر شده است، شیخ عقل به‌صورت ضمنی از دولت سوریه انتقاد کرده و اعلام می‌کند مردم سوریه با بازگشت فساد و استبداد تحت هر عنوانی مخالف هستند. به‌نظر می‌رسد وقایع روزهای آتی بیش از پیش نیت دروزی‌ها و ارتباط آن‌ها با اسرائیل را آشکار کند.

🔄مطالب مرتبط
▫️شبه‌خودگردانی کشورها و مناطق فاقد حکمرانی
▫️ اسرائیل و سوریه مطلوب

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/302
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👏2👌21
🔵مدل رشد جدید در خلیج فارس
◼️پروجکت سیندیکیت
📝
فریس السلیمان و استفن هرتوگ

#اکوتهران

🔸کشورهای خلیج فارس متاثر از تحولات ژئوپلتیک و پویایی‌های بازار در موقعیت بسیار مناسبی قرار گرفته‌اند. طی سه سال گذشته، صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان (PIF) توافق‌های مختلفی با شرکت‌های چندملیتی بزرگ برای راه‌اندازی تاسیسات تولیدی جدید در این کشور امضا کرده است. با این حال، باوجود ثروت نفتی کافی برای جذب سرمایه‌گذاران جهانی، تلاش‌های قبلی در زمینه سیاست صنعتی چندان موفق نبوده است. آیا این بار تفاوت خواهد کرد؟

🔹بهبود زیرساخت‌ها و ظرفیت‌های دولتی و همچنین کاهش هزینه انرژی‌های تجدیدپذیر، نشانه‌هایی است که موفقیت این سیاست صنعتی را امکانپذیر می‌کند. اما شاید مهم‌تر از همه، توانایی رو به رشد پادشاهی‌های خلیج فارس در درک چشم‌انداز ژئواکونومیکی در حال تغییر است تا بتوانند در زنجیره‌های ارزش جهانی جایگاهی پیدا کنند.

🔹به جز شرکت‌های چینی، مایکروسافت به تازگی قراردادی به ارزش ۱.۵ میلیارد دلار برای سرمایه‌گذاری در شرکت فناوری دولتی G42 در امارات متحده امضا کرده است و شرکت کشتی‌ساز ایتالیایی Fincantieri نیز همکاری مشترکی با یک شرکت اماراتی برای صادرات کشتی‌های دریایی به شرکای غیرناتو تشکیل داده است.

💢 شکل‌گیری سرمایه‌داری دولتی

🔹این تحولات در شرایط تبدیل کشورهای منطقه به کارآفرینانی فعال رخ می‌دهد؛ پدیده‌ای که به ویژه در عربستان و امارات مشهود است. صندوق‌های ثروت دولتی این کشورها در راستای سیاست صنعتی‌ شدن و نوسازی از طریق یک مدل دولتی-سرمایه‌داری مشخص، ده‌ها شرکت را در بخش‌های مختلف تأسیس یا خریداری کرده‌اند. این شرکت‌ها به شرکای مطلوبی برای بازیگران صنعتی خارجی تبدیل شده‌اند که به دنبال ورود به بازار خلیج فارس هستند. اما با وجود منابع و ظرفیت‌های عظیم دولت، باید دید در بازار انضباط کافی برای ایجاد یک استراتژی صنعتی پایدار و صادرات‌محور وجود دارد یا خیر.

🔹گسترش مدل سرمایه‌داری دولتی در کنار تحولات ژئوپلتیک کنونی می‌تواند فرصت‌های جدیدی را فراهم کند. چندقطبی شدن و ظهور بلوک‌های جایگزینی مانند بریکس به قدرت‌های متوسطی مانند عربستان و امارات این امکان را داده است که در مذاکرات قوی‌تر ظاهر شوند و به زنجیره‌های ارزش جهانی که قبلاً برایشان دست نیافتنی بود، دسترسی پیدا کنند. این پویایی جدید را می‌توان در مذاکرات تجاری بین شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا و بریتانیا مشاهده کرد. میزبانی اخیر عربستان از مذاکرات مقدماتی بین هیئت‌های آمریکایی و روسی، نشانه‌ای از نقش محوری این کشورها در دولت دوم ترامپ است.

🔹این تغییرات در نظام بین‌المللی، در کنار یک استراتژی صنعتی قوی‌تر برای جذب شرکت‌های چندملیتی، موجب تسریع تغییر در جریان دارایی‌ها شده است. با افزایش رقابت انرژی سبز، اتوماسیون، هزینه‌ پایین سرمایه و تغییرات ژئواکونومیکی، سواحل غربی عربستان به یک مرکز نوظهور برای تولید خودروهای برقی تبدیل شده است. شرکت‌هایی مانند Foxconn، Hyundai و Lucid در حال سرمایه‌گذاری در تأسیسات تولیدی هستند تا بازارهای خلیج فارس، آفریقا و اروپا را در اختیار بگیرند.

🔹به همین ترتیب لنوو نیز اخیراً اقدام به راه‌اندازی یک مرکز تولیدی در عربستان سعودی کرده است. همچنین شاهد افزایش قابل توجهی در تعهدات سرمایه‌گذاری برای توسعه زیرساخت‌های دیجیتالی منطقه، بویژه دیتاسنترهای سبز هستیم؛ چرا که هزینه‌های پایین انرژی خورشیدی، زمین فراوان و اتصال سریع به بازارهای مختلف جذابیت این سرمایه‌گذاری‌ها را افزایش داده است.

🔹انرژی‌های تجدیدپذیر اکنون با سرعت بیشتری در اکثر مناطق به کار گرفته می‌شوند و این روند به کشورهای خلیج فارس کمک می‌کند تا بخش‌های مهمی از زنجیره‌های ارزش را بومی‌سازی کنند. در حال حاضر دو شرکت چینی تولیدکننده پنل خورشیدی در جهان، در حال برنامه‌ریزی برای راه‌اندازی خطوط مونتاژ در عربستان سعودی با همکاری صندوق سرمایه‌گذاری عمومی هستند.

با این حال، اتکا به این نوع استراتژی صنعتی بدون خطر نیست. در سطح جهانی هنوز مشخص نیست که سیاست‌های صنعتی جدید چگونه عمل خواهند کرد. ایالات متحده و اروپا ممکن است اقداماتی انجام دهند تا مانع ورود محصولات چینی به بازارهای خود شوند. همچنین برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس ممکن است با چالش‌هایی مواجه شوند که منجر به کاهش در سرمایه و تخصص مدیریتی آنها گردد. با این وجود، ماه‌ها و سال‌های آینده می‌تواند بهترین فرصت برای این منطقه جهت توسعه یک مدل رشد پایدار پسانفتی باشد.

🔄مطالب مرتبط
▫️کنفرانس العلا و چالش های نوظهورِ اقتصادهای نوظهور

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/303
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👎32👏2🆒2👌1