#تحلیل_کوتاه
🔹نوزدهم اسفند ماه ۱۴۰۳، مارک کارنی، رئیس اسبق بانک مرکزی انگلستان و بانک مرکزی کانادا توانست در رقابتی درون حزبی، کریستیانا فریلند را شکست دهد و به عنوان جانشین جاستین ترودو رهبری حزب لیبرال و جایگاه نخستوزیری کانادا را تصاحب کند. تغییر رهبری درون این حزب در بحبوحۀ جنگ تجاری با آمریکا و بحران محبوبیت لیبرالها رخ داد که میتواند تأثیرات قابل توجهی در انتخابات پیش رو داشته باشد.
💢چهرهای مثبت اما بدون تجربه سیاسی
🔸انتخاب مارک کارنی قابل پیشبینی بود؛ زیرا فریلند به عنوان وزیر امور مالی سابق دولت ترودو نمادی از وضع موجود تلقی میشد. بنابراین حزب برای اینکه بتواند جایگاه خود را در میان رأیدهندگان بهبود ببخشد، کارنی را به عنوان رهبر جدید خود انتخاب کرد. افزون بر این، او هنگامی که ریاست بانک مرکزی کانادا بر عهده داشت توانست بحران مالی ۲۰۰۸ را مدیریت کند و از این جهت میتواند تصویر مثبتی را در ذهن کاناداییها شکل دهد. این اولین تجربه کارنی در یک سمت سیاسی است و چهره جدید او میتواند خونی تازه در رگهای حزب لیبرال جاری کند.
💢تغییر روند محبوبیت حزب لیبرال
🔸حزب لیبرال پس از سقوط محبوبیت جاستین ترودو در وضعیت بسیار نامطلوبی در برابر رقیب خود، حزب محافظهکار به رهبری پیِر پویلیِوره قرار داشت. در اواخر سال ۲۰۲۴، حزب محافظهکار فاصلهای تقریباٌ ۲۵ درصدی با حزب لیبرال داشت. استعفای ترودو از نخستوزیری توانست بخشی از این فاصله را کاهش دهد و اکنون به ۱۰٪ رسیده است؛ اما همچنان محافظهکاران پیشتاز هستند. کارنی میتواند این فاصله را بیشتر کاهش دهد و حتی دوباره ورق را به نفع حزب لیبرال برگرداند. با این حال مشخص نیست که او دقیقاً چه زمانی برگزاری مجدد انتخابات را اعلام میکند و در آن هنگام وضعیت دو حزب چگونه خواهد بود.
🔸طبق قانون اساسی کانادا، به عنوان کشوری با ساختار پارلمانی، مردم در انتخابات فدرال اعضای مجلس عوام (با ۳۳۸ کرسی) را انتخاب میکنند. حزبی که نصف به اضافه یک یعنی ۱۷۰ کرسی را کسب کند میتواند به تنهایی دولت را تشکیل دهد و در غیر این صورت باید با احزاب دیگر وارد ائتلاف شود (همچون ائتلاف حزب لیبرال با حزب دموکراتیک جدید در ۲۰۲۱). آخرین نظرسنجیها نشان میدهد که لیبرالها از کسب ۸۴ کرسی و محافظهکاران از ۱۴۰ کرسی تقریباً مطمئن هستند که این نشاندهنده نزدیکی محافظهکاران به پیروزی است. با این حال اگر روند بهبود محبوبیت حزب لیبرال تداوم یابد، شاهد رقابت بسیار نزدیکی خواهیم بود.
💢حوزههای اصلی رقابت
🔸با نگاهی به نقشه انتخابات ۲۰۱۵ و ۲۰۲۱ میتوان اصلیترین حوزههای انتخاباتی را بیابیم. مهمترین نبردگاه دو حزب در استان آنتاریو (با مجموعاً ۱۲۲ کرسی) قرار دارد. یکی از عوامل افزایش کرسیهای محافظهکاران در ۲۰۲۱ در مقایسه با ۲۰۱۵ این بود که این حزب توانست در چندین حوزۀ انتخاباتی درون این استان حزب لیبرال را شکست دهد. هماکنون نیز نظرسنجیها حاکی از پیشتازی محافظهکاران در این استان و کسب تعداد کرسی بیشتر در رقابت با لیبرالها هستند. بنابراین مهمترین هدف کارنی باید احیای حزب در آنتاریو باشد.
🔸دومین نبردگاه، استان کِبِک است که محافظهکاران توانستند در ۲۰۲۱ کرسیهای خود را در آنجا نیز افزایش دهند. البته در این استان دو رقیب دیگر به نامهای حزب بلوک کبکوا و حزب دموکراتیک جدید وجود دارند که میتوانند دو حزب قبلی را به چالش بکشند. هرچند افت اخیر بلوک کبکوا و حزب دموکراتیک جدید درنظرسنجیها رقابت لیبرالها و محافظهکاران را در کبک جدیتر کرده است. افزون بر این، افت حزب دموکراتیک جدید، باعث میشود پایگاه محافظهکاران در استانهای غربی (به خصوص ساسکاچوآن) بیش از پیش تقویت شود و در نتیجه، احتمال پیروزی آنها را افزایش دهد.
💢کارنی برای پیروزی چه کاری میتواند بکند؟
🔄مطالب مرتبط
▫️کانادا در مسیر راستگرایی؛ چرا جاستین ترودو استعفا داد؟
🌐https://institutetehran.com/art/314
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👎1👏1
🔵چرا بازار خدمات در رقابت اقتصادی ایالات متحده و چین نقش حیاتی دارد؟
#اکوتهران
🔸بدون شک رقابت اقتصادی ایالات متحده و چین شدت یافته است و کیفیت این رقابت به شکل بحرانی وابسته به سیاستهایی است که در چهار سال آینده توسط دولت دوم ترامپ اتخاذ میشود. همانند اولین دولت ترامپ، بایدن نیز در تحمیل تعرفه و محدودیت به چین گشاده دست بود و هر دو این اقدامات را اغلب برای حمایت از تولید داخلی انجام دادند.
🔹در دو هفته نخست دولت دوم ترامپ، تعرفههای بیشتری بر کالاهای وارداتی از چین اعمال شد. دولت اول ترامپ از کسری تجاری دوجانبه به عنوان مهمترین مسئله گلایه میکرد، اما دولت بایدن بر وابستگیهای حیاتی در زنجیرههای تأمین، مانند نیمههادیها، باتریهای خودروهای الکتریکی و مواد معدنی تمرکز بیشتری داشت. با اینحال، آنچه در هر دو راهبرد رقابت با چین غایب بوده، عاملی پنهان در رقابتپذیری ایالات متحده یعنی خدمات است.
🔹به طور کلی، خدمات حدود ۷۵ درصد از اقتصاد ایالات متحده را تشکیل میدهد و ایالات متحده در بازار جهانی خدمات قابل تجارت، سلطه قابلتوجهی دارد. صادرات جهانی خدمات در سال ۲۰۲۳ معادل ۷.۹ تریلیون دلار برآورد شده است که یک تریلیون دلار از آن سهم ایالات متحده بوده است. در حوزه خدمات، ایالات متحده از حدود ۳۰۰ میلیارد دلار مازاد تجاری بهره مند است. در حالیکه در همین سال، جمهوری خلق چین بیش از 150 میلیارد دلار در حوزه خدمات کسری تجاری داشته است. همچنین در حالی که سهم تجارت کالاهای مصرفی از زمان رکود بزرگ تاکنون در تولید ناخالص داخلی جهانی ثابت مانده، در مورد تجارت خدمات چنین نبوده است.
🔹بخش خدمات قابل تجارت نه تنها بهدلیل اندازه، بلکه بهواسطه رشد بهرهوری نیز برای اقتصاد ایالات متحده حائز اهمیت است. با وجود سرمایهگذاریهای گسترده از سوی دولت و بخش خصوصی در چهار سال گذشته، بهرهوری کلی در صنایع تولیدی آمریکا کاهشی بوده است. بنابراین، بدون رشد در بخش خدمات، رقابت ایالات متحده با چین آب در هاون کوبیدن است.
🔹برخی ممکن است مدعی شوند که تجارت خدمات در مسئله امنیت اقتصادی اهمیت کمتری دارد، اما باید توجه داشت که بیش از ۳۰ درصد از ارزش کالاهای صادراتی را انباشت خدمات در تولید (از نرم افزار خودرو گرفته تا ساعت هوشمند و خدمات لجستیکی مدیریت زنجیره تامین) تشکیل میدهند. بنابراین، نوآوریها ایالات متحده در حوزه خدمات بهشکل غیرمستقیم به رقابتپذیری صنایع تولیدی این کشور کمک میکند.
🔹علاوه بر این، شواهد بسیاری وجود دارد که نشان میدهد فناوریهای پیشرفته خدمتمحور مانند نرمافزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند به طور مستقیم در بهرهوری تولید اثرگذار باشند و براساس یک پژوهش جدید در حوزه ترکیب مواد، محققان با استفاده از هوش مصنوعی ۴۴ درصد بیشتر موفق به کشف ترکیبهای جدید، ۳۹ درصد بیشتر موفق به ثبت حق اختراع و ۱۷ درصد بیشتر موفق به نوآوری شده اند.
🔹نیروی کار ماهر و تحصیلکرده عاملی مهمی در نوآوری ایالات متحده بوده است و با قوانینی مانند قوانین مهاجرتی، قانون G.I و سرمایهگذاری گسترده در آموزش، ایالات متحده مدتهاست که یکی از تحصیلکردهترین کشورهای جهان به حساب میرود، اما کشورهای در حال توسعه مانند چین به سرعت در حال جبران این فاصله هستند. در ۳۰ سال گذشته، میانگین سالهای تحصیل در چین برای افراد در سنین کاری دو برابر شده است. در حالی که این شاخص در ایالات متحده کاهش یافته است و در سال ۲۰۲۴، رکورد مطالعه کودکان در آمریکا به پایینترین حد خود رسید.
🔹مهاجرت در تاریخ ایالات متحده یکی از مهمترین نیروهای پیشران در توسعه نوآوری این کشور بوده است. با اینحال، پژوهشهای اخیر نشان داده که با محدود شدن دسترسی به ویزاهای کار در ایالات متحده، شرکتهای آمریکایی در حال انتقال بخش تحقیق و توسعه خود به کانادا هستند تا از این طریق بتوانند از استعدادهای مهاجران در نوآوری بهرهبرداری کنند. اکوسیستم نوآورانه نیز یکی از امتیازات بخش خدمات ایالات متحده بوده که در سالهای اخیر رمق گذشته را ندارد.
✅ در چهل سال گذشته، نرخ شرکتهای جدید هایتک در ایالات متحده نصف شده است و به طبع آن در دهههای آتی تعداد کسب و کارهای یونیکورن –بالای یک میلیارد دلار- کمتری نیز ظهور خواهد کرد. از همین روست که همسویی بیشتر تنظیمگرانه با شرکا، پرهیز از تحمیل تعرفههای نالازم و توسعه دسترسی به اعتبارات در نهایت مزیت رقابتی ایالات متحده در خدمات را حفظ و منفعت اقتصاد آمریکا را به عنوان یک کل تامین خواهد کرد.
🔄مطالب مرتبط
▫️سیاست تجاری ترامپ در قبال چین؛ گذشته، حال و آینده
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/315
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸بدون شک رقابت اقتصادی ایالات متحده و چین شدت یافته است و کیفیت این رقابت به شکل بحرانی وابسته به سیاستهایی است که در چهار سال آینده توسط دولت دوم ترامپ اتخاذ میشود. همانند اولین دولت ترامپ، بایدن نیز در تحمیل تعرفه و محدودیت به چین گشاده دست بود و هر دو این اقدامات را اغلب برای حمایت از تولید داخلی انجام دادند.
🔹در دو هفته نخست دولت دوم ترامپ، تعرفههای بیشتری بر کالاهای وارداتی از چین اعمال شد. دولت اول ترامپ از کسری تجاری دوجانبه به عنوان مهمترین مسئله گلایه میکرد، اما دولت بایدن بر وابستگیهای حیاتی در زنجیرههای تأمین، مانند نیمههادیها، باتریهای خودروهای الکتریکی و مواد معدنی تمرکز بیشتری داشت. با اینحال، آنچه در هر دو راهبرد رقابت با چین غایب بوده، عاملی پنهان در رقابتپذیری ایالات متحده یعنی خدمات است.
🔹به طور کلی، خدمات حدود ۷۵ درصد از اقتصاد ایالات متحده را تشکیل میدهد و ایالات متحده در بازار جهانی خدمات قابل تجارت، سلطه قابلتوجهی دارد. صادرات جهانی خدمات در سال ۲۰۲۳ معادل ۷.۹ تریلیون دلار برآورد شده است که یک تریلیون دلار از آن سهم ایالات متحده بوده است. در حوزه خدمات، ایالات متحده از حدود ۳۰۰ میلیارد دلار مازاد تجاری بهره مند است. در حالیکه در همین سال، جمهوری خلق چین بیش از 150 میلیارد دلار در حوزه خدمات کسری تجاری داشته است. همچنین در حالی که سهم تجارت کالاهای مصرفی از زمان رکود بزرگ تاکنون در تولید ناخالص داخلی جهانی ثابت مانده، در مورد تجارت خدمات چنین نبوده است.
🔹بخش خدمات قابل تجارت نه تنها بهدلیل اندازه، بلکه بهواسطه رشد بهرهوری نیز برای اقتصاد ایالات متحده حائز اهمیت است. با وجود سرمایهگذاریهای گسترده از سوی دولت و بخش خصوصی در چهار سال گذشته، بهرهوری کلی در صنایع تولیدی آمریکا کاهشی بوده است. بنابراین، بدون رشد در بخش خدمات، رقابت ایالات متحده با چین آب در هاون کوبیدن است.
🔹برخی ممکن است مدعی شوند که تجارت خدمات در مسئله امنیت اقتصادی اهمیت کمتری دارد، اما باید توجه داشت که بیش از ۳۰ درصد از ارزش کالاهای صادراتی را انباشت خدمات در تولید (از نرم افزار خودرو گرفته تا ساعت هوشمند و خدمات لجستیکی مدیریت زنجیره تامین) تشکیل میدهند. بنابراین، نوآوریها ایالات متحده در حوزه خدمات بهشکل غیرمستقیم به رقابتپذیری صنایع تولیدی این کشور کمک میکند.
🔹علاوه بر این، شواهد بسیاری وجود دارد که نشان میدهد فناوریهای پیشرفته خدمتمحور مانند نرمافزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند به طور مستقیم در بهرهوری تولید اثرگذار باشند و براساس یک پژوهش جدید در حوزه ترکیب مواد، محققان با استفاده از هوش مصنوعی ۴۴ درصد بیشتر موفق به کشف ترکیبهای جدید، ۳۹ درصد بیشتر موفق به ثبت حق اختراع و ۱۷ درصد بیشتر موفق به نوآوری شده اند.
🔹نیروی کار ماهر و تحصیلکرده عاملی مهمی در نوآوری ایالات متحده بوده است و با قوانینی مانند قوانین مهاجرتی، قانون G.I و سرمایهگذاری گسترده در آموزش، ایالات متحده مدتهاست که یکی از تحصیلکردهترین کشورهای جهان به حساب میرود، اما کشورهای در حال توسعه مانند چین به سرعت در حال جبران این فاصله هستند. در ۳۰ سال گذشته، میانگین سالهای تحصیل در چین برای افراد در سنین کاری دو برابر شده است. در حالی که این شاخص در ایالات متحده کاهش یافته است و در سال ۲۰۲۴، رکورد مطالعه کودکان در آمریکا به پایینترین حد خود رسید.
🔹مهاجرت در تاریخ ایالات متحده یکی از مهمترین نیروهای پیشران در توسعه نوآوری این کشور بوده است. با اینحال، پژوهشهای اخیر نشان داده که با محدود شدن دسترسی به ویزاهای کار در ایالات متحده، شرکتهای آمریکایی در حال انتقال بخش تحقیق و توسعه خود به کانادا هستند تا از این طریق بتوانند از استعدادهای مهاجران در نوآوری بهرهبرداری کنند. اکوسیستم نوآورانه نیز یکی از امتیازات بخش خدمات ایالات متحده بوده که در سالهای اخیر رمق گذشته را ندارد.
🔄مطالب مرتبط
▫️سیاست تجاری ترامپ در قبال چین؛ گذشته، حال و آینده
🌐https://institutetehran.com/art/315
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👌1
◾️ فارن پالیسی
📝 استفان والت
#روندهای_استراتژیک
🔸اگر هنوز از هرج و مرجی که دونالد ترامپ در داخل و خارج از ایالات متحده ایجاد کرده شگفتزده هستید، احتمالاً در سالهای اخیر به اندازهی کافی به رفتارها و سیاستهای او توجه نکردهاید. ترامپ دنیایی را ترجیح میدهد که در آن مردان قدرتمند و ثروتمند، مانند خودش، بتوانند بدون محدودیتهای قوانین یا هنجارهای اجتماعی، هر کاری که میخواهند انجام دهند. برای او، قوانین، شرافت، و منافع عمومی چیزهایی هستند که فقط برای "بازندگان" اهمیت دارند.
💢 ترامپ و محور دیکتاتورها
🔹ترامپ به رهبرانی مثل ولادیمیر پوتین، شی جینپینگ، و کیم جونگاون احترام میگذارد، چون آنها قدرت مطلق دارند و بدون محدودیتهای دموکراتیک حکومت میکنند. او پوتین را به عنوان یک "رهبر قوی" تحسین میکند و از روابط نزدیک خود با رهبران خودکامهای مانند کیم جونگاون یا محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، صحبت میکند.
🔹حتی رهبران دموکراتیکی که او ترجیح میدهد، مثل ویکتور اوربان در مجارستان یا نارندرا مودی در هند، تمایلات غیرلیبرال قوی دارند. بسیاری از این رهبران از قدرت خود برای ثروتمند کردن خود یا حامیانشان استفاده میکنند، که نشاندهندهی فساد گسترده در سیستمهای دیکتاتوری است. این نگرش توضیح میدهد چرا ترامپ با افرادی مثل ایلان ماسک که قوانین را مانعی برای کسب ثروت بیشتر میدانند، رابطهی خوبی دارد.
💢 تقابل با دموکراسیها
🔹در مقابل، ترامپ از رهبرانی که به دموکراسی و نهادهای دموکراتیک پایبند هستند، مثل آنگلا مرکل یا جاستین ترودو، متنفر است. او حتی تلاش کرده است تا محدودیتهای قدرت اجرایی در ایالات متحده را از بین ببرد و خود را مانند یک پادشاه ببیند.
🔹به نظر میرسد دیدگاه او از نظم جهانی این است که دیکتاتورها و مردان قدرتمند گرد هم آیند و دنیا را بین خود تقسیم کنند. برخی تحلیلگران این رویکرد را "ایمن کردن جهان برای دیکتاتوری" نامیدهاند. سوزان رایس، مشاور سابق امنیت ملی ایالات متحده، حتی از اصطلاح "محور دیکتاتورها" برای توصیف روابط ترامپ با این رهبران استفاده کرده است.
💢 کنسرت کینگپینها: یک نظم جدید؟
🔹به نظر من، این همایندی را میتوان "کنسرت کینگپینها" (اشاره به شخصیتی خیالی در داستانهای فانتزی یا حماسی که نماد قدرت، فساد و چالشهای اخلاقی است) نامید که نسخهی مدرنی از کنسرت اروپا است. سیستمی که پس از شکست ناپلئون بناپارت و پایان جنگهای ناپلئونی در سال ۱۸۱۵ شکل گرفت تا از گسترش امواج انقلابی گری و حمله مجدد به نظام های سلطنتی اروپایی جلوگیری نماید.
🔹اما آیا این استراتژی جواب میدهد؟ شاید در کوتاهمدت ساده به نظر برسد که با دیکتاتورها توافق کنید و کار را تمام کنید، اما در بلندمدت این روش ناکارآمد و خطرناک است. دولتهای دموکراتیک به دلیل پایبندی به قوانین و نهادها، قابل اعتمادتر و پایدارتر هستند. تاریخ نشان داده است که رهبران خودکامه، مثل استالین یا هیتلر، اغلب اشتباهات بزرگی مرتکب میشوند که منجر به فاجعههای بزرگ میشود. در حالی که دموکراسیها با جریان آزاد اطلاعات و امکان جایگزینی رهبران ناکارآمد، اشتباهات را سریعتر اصلاح میکنند.
💢 آیندهای پرابهام
🔹ترامپ با نزدیکی به دیکتاتورها و تضعیف متحدان دموکراتیک ایالات متحده، نه تنها موقعیت جهانی آمریکا را تضعیف میکند، بلکه ارزشهای دموکراتیک و حقوق بشر را نیز زیر سؤال میبرد. این رویکرد ممکن است در کوتاهمدت به نفع او و همپیمانانش باشد، اما در بلندمدت به ضرر ایالات متحده و جهان خواهد بود.
🔹علاوه بر این، تلاش برای ادارهی جهان بر اساس مذاکرات شخصی با رهبران قدرتمند، بدون توجه به قوانین و نهادهای بینالمللی، ذاتاً ناکارآمد است. بدون قوانین و نهادها، تعاملات بینالمللی به سرعت به هرج و مرج تبدیل میشود.
💢 درسهای تاریخ
🌐https://institutetehran.com/art/316
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏5👍3❤1👎1💔1
اندیشکده تهران | Tehran Institute
♦️سرانجام گروگانگیری ارتش آزادیبخش بلوچ
#تعقیب_روند
#ارتش_آزادیبخش_بلوچ
🔹در تاریخ ۲۱ اسفند قطار جعفر اکسپرس که از کویته به سمت پیشاور در شمال پاکستان –مناطق پشتوننشین- در حرکت بود، توسط ارتش آزادیبخش بلوچ متوقف شد و مسافران آن –از جمله مسافران نظامی- گروگان گرفت. این گروه در همان ساعات ابتدایی ۲۰ سرباز از مسافران را به قتل رساند و تلاش کرد از مابقی مسافران برای چانهزنی و درخواست تبادل زندانی استفاده کند.
🔹 اخبار ضد و نقیضی در خصوص نتیجه این گروگانگیری مخابره میشد تا اینکه منابع رسمی از عملیات ارتش و آزادی مابقی گروگانها خبر دادند. پاکستان مدعی آزادسازی ۳۰۰ مسافر و کشته شدن ۳۳ نیروی ارتش آزادیبخش بلوچ در جریان این عملیات شد. با اینهمه، تشدید حملات ارتش آزادیبخش در این فاصله زمانی حکایت از شکست تلاشها برای مهار این گروه تروریستی دارد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#تعقیب_روند
#ارتش_آزادیبخش_بلوچ
🔹در تاریخ ۲۱ اسفند قطار جعفر اکسپرس که از کویته به سمت پیشاور در شمال پاکستان –مناطق پشتوننشین- در حرکت بود، توسط ارتش آزادیبخش بلوچ متوقف شد و مسافران آن –از جمله مسافران نظامی- گروگان گرفت. این گروه در همان ساعات ابتدایی ۲۰ سرباز از مسافران را به قتل رساند و تلاش کرد از مابقی مسافران برای چانهزنی و درخواست تبادل زندانی استفاده کند.
🔹 اخبار ضد و نقیضی در خصوص نتیجه این گروگانگیری مخابره میشد تا اینکه منابع رسمی از عملیات ارتش و آزادی مابقی گروگانها خبر دادند. پاکستان مدعی آزادسازی ۳۰۰ مسافر و کشته شدن ۳۳ نیروی ارتش آزادیبخش بلوچ در جریان این عملیات شد. با اینهمه، تشدید حملات ارتش آزادیبخش در این فاصله زمانی حکایت از شکست تلاشها برای مهار این گروه تروریستی دارد.
🌐https://institutetehran.com
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👎1👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹نیروهای کرد سوری (قسد یا SDF) به فرماندهی مظلوم عبدی و دولت موقت سوریه به ریاست احمد الشرع روز دوشنه ۲۰ اسفند به طور ناگهانی توافقنامه صلحی را با یکدیگر در دمشق امضاء کردند؛ توافقی که شامل ۸ بند است و ماهیت کلی آن حفظ یکپارچگی کشور و مخالفت با تقسیم سوریه است.
💢مفاد توافق
🔸«مظلوم عبدی» فرمانده کل نیروهای قسد که در لیست ترور سازمان اطلاعات و امنیت ملی ترکیه (میت) قرار داشت اکنون بر سر یک میز با متحد ترکیه نشسته و در مورد آینده سیاسی سوریه به توافق رسیده است. فرمانده قسد دو هفته پیش، بلافاصله پس از انتشار اعلامیه خلع سلاح پ.ک.ک بیان داشته بود که این موضوع ارتباطی به نیروهای کُرد سوری ندارد. حال آنکه در بند ۴ توافقنامه گفته شده که همه نهادهای مدنی و نظامی شمال شرق سوریه از جمله گذرگاههای مرزی، فرودگاهها، میادین نفتی و گازی تحت کنترل حکومت مرکزی دمشق قرار خواهد گرفت. اما همزمان در بند ۶ آمده است که نیروهای قسد در مبارزه با تمام تهدیداتی که امنیت و وحدت را به خطر میاندازد، با دولت سوریه همراهی خواهند کرد. این موضوع از منظر قسد احتمالا بدان معناست که نه تنها کردهای سوری خلع سلاح نخواهد شد بلکه در فعالیتهای نظامی که تهدیدی بر علیه آنها تلقی میشود حضور خواهند داشت. در این توافق درباره جزئیات کلمه ادغام توضیح داده نشده و مشخص نیست که نیروهای قسد آیا به عنوان یک واحد رزمی در ارتش خواهند بود یا این نیروها در دیگر واحدها تقسیم میشود.
💢انگیزه جولانی
🔸بنابراین توافقنامه ۲۰ اسفند متضمن کلیاتی عمده است که هسته اصلی آن ادغام نهادهای مدنی و نظامی حکومت خودمختار کردی در حکومت جدید سوریه و همچنین تضمین مشارکت کردها در قدرت نظامی و حیات سیاسی این کشور است اما هیچ اشارهای نشده است که نهادهای کُردی به چه فُرمی در دولت مرکزی ادغام میشوند. در این گونه توافقات بیش از این محتوا به فرم شکل بدهد، فرم است که محتوا را تعیین میکند. بنابراین، به نظر میرسد که آشفتگی در سواحل غربی سوریه باعث تعجیل دولت موقت جولانی در دستیابی به توافق با کردها شده است. زیرا طرح ادعاهای جدایی طلبانه توسط علویها ساز استقلال طلبی کردها را کوک میکرد.
🔸همچنین سازماندهی نیروهای کُرد و برخورداری نسبی آنها از حمایت خارجی، کردها را به بزرگترین تهدید علیه دولت موقت جولانی تبدیل کرده است. بنابراین فقدان اشاره به جزئیات بیشتر در متن توافقنامه به منظور آرام کردن شرایط و نشان دادن تسلط دولت موقت بر امور بوده است. این ابهام به احتمال بسیار بالا منجر به شکلگیری اختلاف نظرهای جدی در مورد اجرای توافق خواهد شد که قرار است توسط کمیتههای اجرایی تا پایان سال ۲۰۲۵ (۹ماه آینده) تعیین تکلیف شود. در این مدت YPG و SDF کنترل کامل مناطق تحت سیطره خود را حفظ خواهند کرد.
💢انگیزه قسد
🔸کردها نیز که همواره از اختلاف نظر میان آنکارا و واشنگتن در مورد جایگاه خود در سوریه بهرهبرداری کردهاند؛ از تحرکات دیپلماتیک اخیر ترکیه دچار نگرانی شدهاند. اخیراً نشست همسایگان سوریه در امان به ابتکار هاکان فیدان با مشارکت پنج کشور ترکیه، عراق، اردن، لبنان و سوریه برگزار شد که تعیین تکلیف نیروهای قسد یکی از مهمترین محورهای آن بود. بنابراین ترس از شکلگیری اجماع منطقهای برای حذف نیروهای قسد و کوتاه آمدن ترامپ بر سر حمایت از آنها منجر به تعجیل از جانب قسد برای حصول یک توافق اولیه شده است. گفتنی است که تنها ساعاتی پیش از امضای توافق فرمانده قسد با ژنرال مایکل کوریلا فرمانده سنتکام دیدار داشته و با هلیکوپتر آمریکایی برای امضای توافق به دمشق رفته است. بنابراین روشن است که امضای این توافق با اطلاع کامل آمریکاییها بوده است.
💢جمعبندی
🔁مطالب مرتبط
▫️دو چالش اصلی آمریکا در سوریه جدید
▫️مسیریابی بلوک ضداخوان در سوریه جدید
▫️رویکرد روسیه به سوریه جدید
▫️نگاه اروپا به سوریه جدید؛ عملگرایی و احتیاط
🌐https://institutetehran.com/art/317
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👎1👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹آمریکای لاتین در سال ۲۰۲۵ با تحولات مهمی در حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی روبرو خواهد بود. این گزارش با استفاده از دادههای ارائهشده، به بررسی آیندهپژوهانه این تحولات میپردازد و چالشها و فرصتهای پیشروی منطقه را تحلیل میکند.
💢چالشهای سیاسی و اقتصادی
🔸در سال ۲۰۲۵، آمریکای لاتین با تنشهای سیاسی داخلی و چالشهای اقتصادی مواجه خواهد بود. در برزیل، دولت لولا با افزایش بدهیهای عمومی و تنشهای سیاسی دستوپنجه نرم میکند. پیشبینی میشود در سال ۲۰۲۵ تورم در برزیل به ۵ درصد برسد و رشد تولید ناخالص داخلی برزیل در سال ۲۰۲۵ به ۱.۸ درصد کاهش یابد. این شرایط میتواند محبوبیت لولا را تحت تأثیر قرار دهد.
🔸در آرژانتین، خاویر میلی اصلاحات اقتصادی جسورانهای را انجام دادخ است که میتواند به کاهش تورم و جذب سرمایهگذاری خارجی کمک کند. با این حال، تورم در این کشور همچنان بالا است و پیشبینی میشود اقتصاد آرژانتین در سال ۲۰۲۵ تنها ۴ درصد رشد کند. در مکزیک، کلودیا شینبائوم با چالشهای امنیتی و جنایات سازمانیافته دستوپنجه نرم میکند. افزون بر این، میخواهد روابط تجاری با ایالات متحده را حفظ کند.
🔸کشورهای آمریکای لاتین نیازمند ثبات سیاسی و اصلاحات ساختاری برای جذب سرمایهگذاری و بهبود رشد اقتصادی هستند. همکاریهای منطقهای و تقویت نهادهای دموکراتیک میتواند به کاهش تنشهای داخلی کمک کند.
💢 فرصتهای اقتصادی و تجاری
🔸با وجود چالشها، آمریکای لاتین فرصتهای اقتصادی قابل توجهی دارد. رشد تجارت با چین و ایالات متحده ادامه خواهد یافت، و کشورهایی مانند برزیل و مکزیک میتوانند از این روابط بهرهبرداری کنند. آرژانتین نیز با بهبود وضعیت اقتصادی ممکن است به بازاری جذاب برای سرمایهگذاران خارجی تبدیل شود. کشورهای منطقه باید تنوعبخشی به شرکای تجاری را در اولویت قرار دهند و از وابستگی بیش از حد به یک یا دو قدرت جهانی بپرهیزند. توسعه زیرساختها و جذب سرمایهگذاری در بخشهای انرژیهای تجدیدپذیر و کشاورزی میتواند به رشد پایدار کمک کند.
💢 چالشهای اجتماعی و امنیتی
🔸جنایات سازمانیافته و خشونتهای مرتبط با باندهای جنایتکار به عنوان یکی از بزرگترین چالشهای آمریکای لاتین در مکزیک و کلمبیا به یک بحران امنیتی تبدیل شدهاند. علاوه بر این، فساد و نابرابریهای اجتماعی اعتماد عمومی به نهادهای دولتی را کاهش داده است. مبارزه با جنایات سازمانیافته نیازمند رویکردی جامع است که شامل تقویت نظامهای قضایی، بهبود همکاریهای بینالمللی و ارائه فرصتهای اقتصادی به جوامع محروم باشد. کاهش فساد و افزایش شفافیت نیز برای بازسازی اعتماد عمومی ضروری است.
💢 فرصتهای زیستمحیطی و انرژیهای تجدیدپذیر
🔸آمریکای لاتین در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر ظرفیت بالایی دارد. کشورهایی مانند برزیل و آرژانتین میتوانند از منابع طبیعی خود برای توسعه انرژیهای بادی و خورشیدی استفاده کنند. با این حال، وابستگی به سوختهای فسیلی و چالش تغییرات آبوهوایی همچنان وجود دارد. کشورهای منطقه باید سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر را افزایش دهند و همکاریهای بینالمللی برای انتقال انرژی را تقویت کنند. این امر نه تنها به کاهش انتشار گازهای گلخانهای کمک میکند، بلکه میتواند فرصتهای اقتصادی جدیدی را پدید آورد.
💢 چشمانداز امنیتی و نقش منطقهای
🔸در سال ۲۰۲۵، آمریکای لاتین با چالشهای امنیتی جدیدی روبرو خواهد بود، از جمله افزایش خشونتهای مرتبط با باندهای جنایتکار و بحرانهای سیاسی در کشورهایی مانند ونزوئلا. همچنین، انتخابات در کشورهایی مانند اکوادور و شیلی ممکن است تحت تأثیر نگرانیهای امنیتی قرار گیرد. تقویت همکاریهای منطقهای و بهبود نظامهای قضایی میتواند به مبارزه با جنایات سازمانیافته کمک کند. همچنین، کشورهای منطقه باید به دنبال راهحلهای سیاسی برای بحرانهای داخلی باشند تا از تشدید تنشها جلوگیری شود.
1️⃣ ثبات سیاسی را از طریق تقویت نهادهای دموکراتیک، کاهش تنشهای داخلی و مبارزه با جرائم سازمانیافته تضمین کنند.
2️⃣ تنوع بخشی به شرکای تجاری، افزایش سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و کاهش وابستگی به قدرتهای جهانی را در اولویت قرار دهند.
این راهبردها، میتوانند آمریکای لاتین را به یکی از بازیگران کلیدی در تحولات جهانی تبدیل کنند و چالشهای داخلی خود را به فرصت بدل سازند.
🔄مطالب مرتبط
▫️چالشهای آینده رئیسجمهور اکوادور: بدهی، خشکسالی و تبهکاری
▫️نقش آفرینی پتروبراوس در اقتصاد برزیل
🌐https://institutetehran.com/art/318
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤3👏1👌1
♦️هدیه ترامپ به چین؛ قطع کمکهای بشر دوستانه و تنش آفرینی با کشورهای آفریقایی
◼️استقلال - لندن
#رویة_العربیة
🔹روزنامهها و رسانهها همچنان به بررسی تأثیرات سیاستهای جنجالی دونالد ترامپ، از زمان بازگشتش به کاخ سفید، بر قاره آفریقا میپردازند. مجله فرانسوی «ژون آفریک» گزارش داده است که سیاستهای ترامپ باعث کاهش نفوذ آمریکا در آفریقا شده و این فرصت را برای چین فراهم کرده تا حضور و نفوذ خود را در این قاره گسترش دهد. بهطور خاص، تصمیمات ترامپ، از تضعیف آژانس توسعه آمریکا (USAID) گرفته تا انتقادات تند او از آفریقای جنوبی، جایگاه آمریکا را تضعیف کرده و به سود چین تمام شده است. در این میان، نقش گروهی از تجار و بازرگانان آفریقای جنوبی که به ترامپ نزدیک هستند، مانند ایلان ماسک، پررنگ شده است. این افراد مواضعی ضد حزب کنگره ملی آفریقا (ANC) دارند.
💢تصفیه حسابهای شخصی
🔹هر روز شاهد انتشار اظهارات، تصاویر، ویدئوها، پیامهای شبکههای اجتماعی یا دستورات بحثبرانگیز از سوی واشنگتن هستیم. بهویژه در آفریقا، نخستین گامهای دونالد ترامپ در کاخ سفید واکنشهای متفاوتی را برانگیخته است. شخصیتهای جنجالی، از جمله تاجران و سرمایهداران آفریقایی نزدیک به ترامپ، گویی درگیر نوعی تصفیه حساب تاریخی با زادگاه خود هستند. این اقدامات به بهانه دفاع از منافع جامعه آفریکانرها، که کمتر از ۷ درصد جمعیت آفریقای جنوبی را تشکیل میدهند، انجام میشود.
💢پکن: قدرت جایگزین
🔹در حالی که سیاستهای ترامپ به نوعی به قاره آفریقا آسیب میزند، برخی از آفریقاییها ممکن است به این سیاستها با شگفتی و حتی تحسین نگاه کنند. به عنوان مثال، حامیان حکومت نظامیان کودتاچی در منطقه ساحل، از روشی که ترامپ با قدرتهای استعماری سابق اروپا برخورد میکند، استقبال میکنند. با این حال، یکی از نخستین تصمیمات ترامپ که تأثیری ویرانگر بر آفریقا داشت، تعلیق بودجه آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده (USAID) بود. این تصمیم باعث قطع کمکهای مالی آمریکا به پروژههایی در زمینه بهداشت عمومی، توسعه اقتصادی و تقویت حاکمیت قانون شد و نگرانیهای بزرگی را برای اقشار آسیبپذیر جامعه آفریقایی ایجاد کرد.
🔹در سطح دیپلماتیک، با قطع بودجه USAID، ترامپ یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ آمریکا در آفریقا را کنار گذاشته است. این اقدام عملاً هدیهای گرانبها به رئیسجمهور چین، شی جینپینگ، بوده است. چین اکنون بیش از هر زمان دیگری نزد رهبران آفریقایی بهعنوان شریکی منطقی، قابل اعتماد و باثبات ظاهر شده است. در نتیجه، چین بهعنوان یک قدرت جایگزین در آفریقا شناخته میشود و نفوذش در این قاره روز به روز در حال افزایش است.
🔄مطالب مرتبط
▫️پیروزی ترامپ برای آفریقا چه معنایی دارد؟
▫️ آفریقا در کانون دیپلماسی چین
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/319
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️استقلال - لندن
#رویة_العربیة
🔹روزنامهها و رسانهها همچنان به بررسی تأثیرات سیاستهای جنجالی دونالد ترامپ، از زمان بازگشتش به کاخ سفید، بر قاره آفریقا میپردازند. مجله فرانسوی «ژون آفریک» گزارش داده است که سیاستهای ترامپ باعث کاهش نفوذ آمریکا در آفریقا شده و این فرصت را برای چین فراهم کرده تا حضور و نفوذ خود را در این قاره گسترش دهد. بهطور خاص، تصمیمات ترامپ، از تضعیف آژانس توسعه آمریکا (USAID) گرفته تا انتقادات تند او از آفریقای جنوبی، جایگاه آمریکا را تضعیف کرده و به سود چین تمام شده است. در این میان، نقش گروهی از تجار و بازرگانان آفریقای جنوبی که به ترامپ نزدیک هستند، مانند ایلان ماسک، پررنگ شده است. این افراد مواضعی ضد حزب کنگره ملی آفریقا (ANC) دارند.
💢تصفیه حسابهای شخصی
🔹هر روز شاهد انتشار اظهارات، تصاویر، ویدئوها، پیامهای شبکههای اجتماعی یا دستورات بحثبرانگیز از سوی واشنگتن هستیم. بهویژه در آفریقا، نخستین گامهای دونالد ترامپ در کاخ سفید واکنشهای متفاوتی را برانگیخته است. شخصیتهای جنجالی، از جمله تاجران و سرمایهداران آفریقایی نزدیک به ترامپ، گویی درگیر نوعی تصفیه حساب تاریخی با زادگاه خود هستند. این اقدامات به بهانه دفاع از منافع جامعه آفریکانرها، که کمتر از ۷ درصد جمعیت آفریقای جنوبی را تشکیل میدهند، انجام میشود.
💢پکن: قدرت جایگزین
🔹در حالی که سیاستهای ترامپ به نوعی به قاره آفریقا آسیب میزند، برخی از آفریقاییها ممکن است به این سیاستها با شگفتی و حتی تحسین نگاه کنند. به عنوان مثال، حامیان حکومت نظامیان کودتاچی در منطقه ساحل، از روشی که ترامپ با قدرتهای استعماری سابق اروپا برخورد میکند، استقبال میکنند. با این حال، یکی از نخستین تصمیمات ترامپ که تأثیری ویرانگر بر آفریقا داشت، تعلیق بودجه آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده (USAID) بود. این تصمیم باعث قطع کمکهای مالی آمریکا به پروژههایی در زمینه بهداشت عمومی، توسعه اقتصادی و تقویت حاکمیت قانون شد و نگرانیهای بزرگی را برای اقشار آسیبپذیر جامعه آفریقایی ایجاد کرد.
🔹در سطح دیپلماتیک، با قطع بودجه USAID، ترامپ یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ آمریکا در آفریقا را کنار گذاشته است. این اقدام عملاً هدیهای گرانبها به رئیسجمهور چین، شی جینپینگ، بوده است. چین اکنون بیش از هر زمان دیگری نزد رهبران آفریقایی بهعنوان شریکی منطقی، قابل اعتماد و باثبات ظاهر شده است. در نتیجه، چین بهعنوان یک قدرت جایگزین در آفریقا شناخته میشود و نفوذش در این قاره روز به روز در حال افزایش است.
🔄مطالب مرتبط
▫️پیروزی ترامپ برای آفریقا چه معنایی دارد؟
▫️ آفریقا در کانون دیپلماسی چین
🌐https://institutetehran.com/art/319
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎3❤2👌1
#ویژهنامه_نوروز_۱۴۰۴
🔹اندیشکده تهران ویژهنامه نوروزی ۱۴۰۴ خود را منتشر کرد. این ویژه نامه شامل ۵ پرونده مهم از روندهای بینالمللی و منطقهای و هر پرونده شامل مطالب متعددی در قالب مصاحبه، یادداشت و معرفی کتاب است که از زوایای متفاوت به موضوع پرداختهاند.
💢 پرونده نخست: خاستگاه اجتماعی ترامپ و میراث او برای آمریکا
🔸در پرونده نخست با عنوان «خاستگاه اجتماعی ترامپ و میراث او برای آمریکا» موضوعاتی مانند تاثیر متقابل قطبی شدن جامعه آمریکا و روی کار آمدن ترامپ، رویکرد ترامپ در احیای فرهنگ آمریکایی، روابط و توازن قدرت میان کاخ سفید و کنگره، سرنوشت جنبشهای اجتماعی «نه به ترامپ» مورد بررسی قرار گرفته است. موضوع پایانی این پرونده معرفی کتاب «غریبهها در سرزمین خود» نوشته یکی از اساتید جامعهشناسی دانشگاه برکلی کالیفرنیا است که به بررسی ریشههای گرایش مردم آمریکا به جریان راست افراطی در سالهای اخیر میپردازد.
💢پرونده دوم: آینده تحریم
🔸در پرونده «آینده تحریم» درباره مواجهه سیاستی ایران با فشار حداکثری در حوزه اقتصاد با دکتر سیدعلی روحانی معاون اسبق سیاستگذاری وزارت اقتصاد مصاحبه شده است. همچنین آثار لغو معافیتهای تحریمی عراق، جایگاه فرمانهای اجرایی در معماری تحریمی ایالات متحده و تحول تاریخی کاربست ابزار تحریم در روابط بینالملل بحث شده است. علاوهبراین، یکی از آخرین کتابهای منتشر شده در حوزه اثر جنگ اقتصادی بر ایران، در این پرونده مرور شده است.
💢پرونده سوم: آزمون توسعه چینی در مواجهه با بحرانهای آتی
🔸در «آزمون توسعه چینی در مواجهه با بحرانهای آتی» درباره امکان تداوم توسعه اقتصادی در چین با دکتر فریبرز ارغوانی عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز گفتوگو شده است. همچنین در مصاحبه دیگری با دکتر حسین درودیان، پژوهشگر و کارشناس اقتصاد به گفتوگو در خصوص نقش و جایگاه دولت در الگوهای توسعه شرق آسیا پرداخته شده است. موضوعات دیگری نظیر مسیر چینی رشد اقتصادی، آینده انرژی در چین، گذار این کشور در حوزه فناوری و نسبت توسعه و دموکراسی در چین و سنگاپور بحث شده است. همچنین، مروری مختصر بر روابط دوجانبه ایران و چین در پرتو تحولات بینالمللی انجام شده است.
💢پرونده چهارم: چشمانداز آفریقا در اقتصاد جهانی
🔸پرونده چهارم «چشمانداز آفریقا در اقتصاد جهانی» است که در آن موضوعاتی مانند ظرفیتهای اقتصادی این قاره برای نقشآفرینی در اقتصاد جهانی، نقش نهادهای منطقهای و مالی در روند رشد و توسعه آفریقا و رقابت قدرتهای بزرگ و دیگر بازیگران خارجی در این قاره مورد بحث قرار گرفته است. بهعنوان یک مطالعه موردی در روند توسعه آفریقا در موضوع آخر این پرونده مروری بر روند توسعه در کشور نیجریه داشتهایم.
💢پرونده پنجم: نظم منطقهای پس از طوفان الاقصی
🌐https://institutetehran.com/art/320
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤4🔥1👏1👌1💯1
#تحلیل_کوتاه
🔹به اذعان بسیاری از تحلیلگران، اردوغان سرخوش از دستاوردهای منطقهای در ققفاز و شام به فکر تحکیم بیش از پیش اقتدار داخلی افتاده است. به همین منظور در آستانه نوروز ۱۴۰۴ «اکرم اماماوغلو» شهردار استانبول و مهمترین رقیب سیاسی «اردوغان» بازداشت شد. انتخاب دوباره اماماوغلو به عنوان شهردار در فروردین ماه ۱۴۰۳، وی را به جدیترین گزینه برای پایان دادن به دوران ریاست جمهوری اردوغان تبدیل کرده است. افزون بر این نتایج انتخابات محلی در شهرهای دیگر نشان از محبوبیت فزاینده حزب جمهوریت خلق در این کشور دارد.
🔸اماماوغلو پس از ۲۲ سال مدیریت دولتی، ناگهان به بهانه فساد و حمایت از گروههای تروریستی بازداشت شد. این بازداشت فقط چند روز پیش انتخابات درون حزبی حزب جمهوریت خلق (CHP) و معرفی قریب به یقین اماماوغلو به عنوان نامزد حزب در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ رقم خورد. همزمان با بازداشت او، دادستانی ترکیه اعلام کرد که بیش از ۱۰۰ شخصیت دیگر اعم از سیاستمدار، تجار و روزنامهنگار نیز بازداشت شدهاند که عموماً از حامیان برجسته حزب جمهوری خلق هستند.
💢هدف بازداشت
🔸اپوزیسیون ترکیه بازداشت اماماوغلو را کودتای سیاسی علیه رئیس جمهوری بعدی توصیف کردهاند. مخالفان معتقدند اردوغان تلاش دارد ارتباط ساختاری اپوزیسیون با کلانشهر استانبول را قطع کند. با این وجود حزب حاکم در ترکیه تفسیر دیگری از این بازداشت دارد چنانکه «ییلماز تونج» وزیر دادگستری بیان داشته که بازداشتهای اخیر یک اقدام کاملاً غیرسیاسی و قانونی بوده است.
🔸این درحالی است که مدرک تحصیلیِ اماماوغلو یک روز قبل از بازداشت توسط دانشگاه استانبول باطل شده است. ابطال مدرک تحصیلی اماماوغلو تأثیر مستقیم بر آینده سیاسی او دارد. زیرا طبق قانون اساسی برخورداری از تحصیلات عالیه شرط کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری است. در همین راستا اماماوغلو پیش از بازداشت در پیامی ویدئویی بیان کرده بود که «اراده مردم را نمیتوان خاموش کرد. به مبارزه با آن فرد ادامه میدهم و خودم را به مردم میسپارم...»
💢واکنشها
🔸حزب جمهوریت خلق در پی این بازداشتها، فراخوان حضور در خیابانها را منتشر کرد. بخش قابل توجهی از شهروندان ترکیه ابتدا در استانبول و سپس در سایر شهرها به خیابانها آمده و اعتراضات بیسابقهای را علیه حزب حاکم کلید زدند. برخی از تجمعات به خشونت کشیده شده و طبق آخرین اخبار صدها نفر از شهروندان معترض بازداشت شدهاند. اردوغان در واکنشی دیر هنگام به اتفاقات اخیر با بیتفاوتی بیان داشته است که «ما در دولت وقتی برای تلف کردن درباره این موضوع و آب در هاون کوبیدن نداریم.» جالب توجه این که در میانه اعتراضات داخلی در ترکیه اردوغان عید نوروز را جشن مشترک کشورهای ترک معرفی کرده است و در حین سخنرانی در مراسم نوروز بهطور ضمنی اشاره کرده است که تسلیم تروریسم خیابانی نخواهیم شد.
🔸با گسترش اعتراضات خیابانی مقامات امنیتی ازمیر و آنکارا هرگونه تجمع در این شهرها را ممنوع اعلام کردهاند. در سایر شهرها نیز تعدادی از شهروندان به دلیل دعوت به تجمع و انتشار پستهای اعتراضی در شبکههای اجتماعی بازداشت شدهاند. همچین سرعت اینترنت در ترکیه به شدت کاهش یافته است. گفتنی است که تا این لحظه هیچ واکنش خارجی نسبت به اعتراضات داخلی در ترکیه صورت نگرفته است.
💢پیامدهای احتمالی
🔸بهرغم اعمال محدودیتهای اجتماعی و بیتفاوتی شخص اردوغان نسبت به تحولات اخیر به نظر میرسد که دوقطبی سیاسی در ترکیه فراتر از سطح اجتماعی رسیده و به تدریج به درون حاکمیت نیز سرایت خواهد کرد. زد و خورد نمایندگان پارلمان ترکیه نخستین نشانه در این خصوص است که ممکن است به درون قوه قضائیه و اختلاف نظر میان قضات عالی رتبه نیز کشیده شود.
🌐https://institutetehran.com/art/322
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍18❤2👎1👏1
♦️سه شباهت میان ترامپ و خاویر میلی
◾️دفتر واشنگتن در امور آمریکای لاتین
📝گیمنا سانچز گارزولی
#تهران_ریویو
🔹هنگامی که خاویر میلی با تفکرات راست افراطی در انتخابات دسامبر ۲۰۲۳ آرژانتین به پیروزی رسید، در سرتیترهای اخبار بینالمللی لقب نسخه کپی ترامپ را به خود گرفت. چنین مقایسهای با توجه به لحن تهاجمی، مواضع تند، استفاده از اطلاعات غلط و تکیه میلی بر شبکههای اجتماعی، بسیار طبیعی بود. در حالی که ترامپ و میلی همچون تصویر یکدیگر در آینه هستند، ظهور آنها در عرصه قدرت بخشی از روندی جهانی بوده است که طی آن، پوپولیستهای ملیگرا در جناح راست با بحرانسازی و ایجاد شکاف در کشورهای خود در انتخابات به پیروزی میرسند. اما مهمترین شباهتهای آنها چیست؟
💢تردید در بحران اقلیمی
🔸دونالد ترامپ در نخستین روز دور دوم ریاست جمهوری خود همچون دور نخست، آمریکا را از توافق اقلیمی ۲۰۱۵ پاریس خارج کرد. آمریکا به عنوان دومین تولیدکنندۀ دیاکسیدکربن پس از چین، مسئولیتی جهانی در پرداختن به بحران اقلیمی دارد. با این وجود، ترامپ پیشرفتهایی که در زمان جو بایدن حاصل شده بود را با این استدلال که توافق پاریس غیرمنصفانه و به ضرر اقتصاد آمریکا است از بین برد. در بعد ملی، ترامپ در حال لغو قوانین حفاظت از محیط زیست است که میتواند تأثیرات جهانی داشته باشد. توجیه او این است که عرضه انرژی در آمریکا ناکافی است و استخراج نفت و گاز باید افزایش یابد.
🔸میلی نیز همچون ترامپ، هنگامی که در ۲۰۲۳ به قدرت رسید، بیدرنگ قوانین حفاظت از محیط زیست را لغو کرد. او همچنین وزارت محیط زیست را به نهادی ذیل وزارت امور داخلی تنزل داد. چندی بعد، مسئول این نهاد اظهار کرد که بحران اقلیمی واقعی است؛ اما محصول دست بشر نیست؛ بلکه امری معمول در چرخه طبیعت است. میلی با تصویب قانونی در ۲۰۲۴ به نام «قانون همهجانبه و فرمان نیاز و فوریت» تلاش کرده است تا چندین قانون مرتبط با زمین، معدن، جنگلها، یخچالهای طبیعی و مدیریت آتش را لغو کند. برای مثال هدف قانون مربوط به یخچالهای طبیعی این است که معدنکاوی را در مناطق حفاظتشده مجاز کند.
💢انتقاد به بهداشت عمومی
🔸ترامپ در ۲۲ ژانویه طی یک فرمان اجرایی آمریکا را از سازمان جهانی بهداشت خارج کرد. استدلال او این بود که این سازمان در مهار همهگیری کرونا ناکام بوده و برخی از اعضا از نفوذ خود سوءاستفاده میکنند. تلاش ترامپ برای آسیب به بهداشت عمومی شامل اخراج کارمندان مؤسسات ملی سلامت و مرکز کنترل بیماریها و همچنین انتخاب رابرت اف.کندی (کسی که نسبت به واکسن تردید دارد و فاقد مدرک پزشکی است) برای وزارت بهداشت و خدمات انسانی میشود. میلی نیز اقدام ترامپ را با دستور به خروج آرژانتین از سازمان جهانی بهداشت تکرار کرد. او معتقد است که توصیههای این نهاد و اقدامات او در پاسخ به کووید جنایتی علیه بشریت بود. میلی همچنین هزینه پرداخت بیمه سلامت را آزاد کرد.
💢کازار ضدچپهای افراطی
🔸هر دو رئیسجمهور جنگی را علیه «ووکیسم» [جنبش چپ افراطی به معنای آگاهسازی نسبت به تبعیض و بیعدالتیهای نژادی] و «ایدئولوژی جنسیتی» آغاز کردهاند. میلی در اجلاس اقتصادی جهانی داووس در ژانویه ۲۰۲۵ به «ویرویس ذهنی ایدئولوژی ووک» حمله کرد و کسانی را که این جنبش را پیش میبرند را به تحدید آزادی بیان متهم نمود. او افرادی را که به تنوع جنسیتی اعتقاد دارند پدوفیل خواند و ایدئولوژی جنسیتی را با سوءاستفاده جنسی برابر دانست. در آمریکا نیز، چندین فرمان اجرایی دولت جدید ترامپ به برنامههای برابری و شمولیت جنسیتی فدرال خاتمه داده و تنها دو جنس زن و مرد را به رسمیت شناختهاند. همچنین این فرمانها زنان تراجنسیتی را از حضور در ورزش مردان منع کردهاند.
✅ ترامپ و میلی سیاستهای مبارزهجویانه ای را علیه بحران اقلیمی، بهداشت عمومی و تنوع جنسیتی آغاز کردهاند که در شبکههای اجتماعی مخاطبین بسیاری یافتهاند. افزون بر این، آنها بخشی از جنبش جهانی محافظهکاران هستند که چرخش به سمت اقتدارگرایی را تسریع کردهاند. رئیسجمهور پیشین برزیل، بولسونارو با استفاده از چنین روندی علیرغم اینکه دیگر در قدرت نیست جایگاه مستحکم خود را در برزیل حفظ کرده است. جنبشهای سیاسی مشابهی در اسپانیا، ایتالیا، فرانسه و آلمان قابل مشاهده هستند که میتوان انتظار داشت به ایجاد اتحاد با دولتهای محافظهکار و رهبران اپوزیسیون در آمریکای لاتین و فراتر از آن ادامه دهند و این دیدگاهها را در سطح بینالمللی ترویج کنند.
🔄مطالب مرتبط:
▫️سه برش از اجلاس داووس ۲۰۲۵
✅ اندیشکده تهران ✅
🌐 https://institutetehran.com/art/324
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️دفتر واشنگتن در امور آمریکای لاتین
📝گیمنا سانچز گارزولی
#تهران_ریویو
🔹هنگامی که خاویر میلی با تفکرات راست افراطی در انتخابات دسامبر ۲۰۲۳ آرژانتین به پیروزی رسید، در سرتیترهای اخبار بینالمللی لقب نسخه کپی ترامپ را به خود گرفت. چنین مقایسهای با توجه به لحن تهاجمی، مواضع تند، استفاده از اطلاعات غلط و تکیه میلی بر شبکههای اجتماعی، بسیار طبیعی بود. در حالی که ترامپ و میلی همچون تصویر یکدیگر در آینه هستند، ظهور آنها در عرصه قدرت بخشی از روندی جهانی بوده است که طی آن، پوپولیستهای ملیگرا در جناح راست با بحرانسازی و ایجاد شکاف در کشورهای خود در انتخابات به پیروزی میرسند. اما مهمترین شباهتهای آنها چیست؟
💢تردید در بحران اقلیمی
🔸دونالد ترامپ در نخستین روز دور دوم ریاست جمهوری خود همچون دور نخست، آمریکا را از توافق اقلیمی ۲۰۱۵ پاریس خارج کرد. آمریکا به عنوان دومین تولیدکنندۀ دیاکسیدکربن پس از چین، مسئولیتی جهانی در پرداختن به بحران اقلیمی دارد. با این وجود، ترامپ پیشرفتهایی که در زمان جو بایدن حاصل شده بود را با این استدلال که توافق پاریس غیرمنصفانه و به ضرر اقتصاد آمریکا است از بین برد. در بعد ملی، ترامپ در حال لغو قوانین حفاظت از محیط زیست است که میتواند تأثیرات جهانی داشته باشد. توجیه او این است که عرضه انرژی در آمریکا ناکافی است و استخراج نفت و گاز باید افزایش یابد.
🔸میلی نیز همچون ترامپ، هنگامی که در ۲۰۲۳ به قدرت رسید، بیدرنگ قوانین حفاظت از محیط زیست را لغو کرد. او همچنین وزارت محیط زیست را به نهادی ذیل وزارت امور داخلی تنزل داد. چندی بعد، مسئول این نهاد اظهار کرد که بحران اقلیمی واقعی است؛ اما محصول دست بشر نیست؛ بلکه امری معمول در چرخه طبیعت است. میلی با تصویب قانونی در ۲۰۲۴ به نام «قانون همهجانبه و فرمان نیاز و فوریت» تلاش کرده است تا چندین قانون مرتبط با زمین، معدن، جنگلها، یخچالهای طبیعی و مدیریت آتش را لغو کند. برای مثال هدف قانون مربوط به یخچالهای طبیعی این است که معدنکاوی را در مناطق حفاظتشده مجاز کند.
💢انتقاد به بهداشت عمومی
🔸ترامپ در ۲۲ ژانویه طی یک فرمان اجرایی آمریکا را از سازمان جهانی بهداشت خارج کرد. استدلال او این بود که این سازمان در مهار همهگیری کرونا ناکام بوده و برخی از اعضا از نفوذ خود سوءاستفاده میکنند. تلاش ترامپ برای آسیب به بهداشت عمومی شامل اخراج کارمندان مؤسسات ملی سلامت و مرکز کنترل بیماریها و همچنین انتخاب رابرت اف.کندی (کسی که نسبت به واکسن تردید دارد و فاقد مدرک پزشکی است) برای وزارت بهداشت و خدمات انسانی میشود. میلی نیز اقدام ترامپ را با دستور به خروج آرژانتین از سازمان جهانی بهداشت تکرار کرد. او معتقد است که توصیههای این نهاد و اقدامات او در پاسخ به کووید جنایتی علیه بشریت بود. میلی همچنین هزینه پرداخت بیمه سلامت را آزاد کرد.
💢کازار ضدچپهای افراطی
🔸هر دو رئیسجمهور جنگی را علیه «ووکیسم» [جنبش چپ افراطی به معنای آگاهسازی نسبت به تبعیض و بیعدالتیهای نژادی] و «ایدئولوژی جنسیتی» آغاز کردهاند. میلی در اجلاس اقتصادی جهانی داووس در ژانویه ۲۰۲۵ به «ویرویس ذهنی ایدئولوژی ووک» حمله کرد و کسانی را که این جنبش را پیش میبرند را به تحدید آزادی بیان متهم نمود. او افرادی را که به تنوع جنسیتی اعتقاد دارند پدوفیل خواند و ایدئولوژی جنسیتی را با سوءاستفاده جنسی برابر دانست. در آمریکا نیز، چندین فرمان اجرایی دولت جدید ترامپ به برنامههای برابری و شمولیت جنسیتی فدرال خاتمه داده و تنها دو جنس زن و مرد را به رسمیت شناختهاند. همچنین این فرمانها زنان تراجنسیتی را از حضور در ورزش مردان منع کردهاند.
🔄مطالب مرتبط:
▫️سه برش از اجلاس داووس ۲۰۲۵
🌐 https://institutetehran.com/art/324
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹با آغاز دور جدید حملات آمریکا به مناطق مختلف یمن به دستور ترامپ و گسترش آن به مناطق و تأسیسات مختلف این کشور به نظر میرسد انصارالله با چالشی متفاوت از دور اول این درگیریهای در طوفانالاقصی روبروست.
🔸گرچه رهبری انصارالله با دستور حمله به ناوگروه «هری ترومن» تنها چند ساعت پس از نخستین حملات آمریکا نشان داد برای مقابله با قلدری آمریکا عزمی راسخ دارد، لیکن ابعاد حملات آمریکا و همچنین وعده آنها مبنی بر استمرار این حملات و افزایش عمق و گستره آن یمن را با چالشهای گوناگونی در آینده درگیر خواهد کرد.
🔸با نگاهی به حملات چند روز آمریکا، چند وجه متمایز به نسبت دور قبلی حملات قابل مشاهده است. اول اینکه این بار تأسیسات صنعتی و کارخانجاتی که لااقل به زعم آمریکاییها در تولید موشکهای بالستیک نقش موثر دارند هدف قرار گرفتهاند. دوم اینکه این بار به بهانه حذف رهبران انصارالله مناطق مسکونی مورد هدف قرار گرفته و شاهد تلفات انسانی قابل توجه انسانی هستیم. ضمن اینکه امکان تحقق ترور رهبران نیز هنوز منتفی نیست و البته اطلاع دقیقی نیز در این موضوع وجود ندارد.
🔸چالش بعدی که به نظر میرسد انصارالله با آن مواجه است و گذر زمان بر عمق آن خواهد افزود عدم امکان تغییر صحنه از سوی انصارالله و اصطلاحاً فرسایشی شدن جنگ به ضرر یمن است. گرچه نیروهای مسلح تا امروز دستکم از شش حمله گسترده موشکی و پهپادی به ناوگان آمریکا در دریای سرخ خبر دادهاند ولی در صورت استمرار حملات آمریکا، اگر نتوانند به نحوی هزینه حملات را برای آمریکا به گونهای بالا ببرند که موجب انصراف آنها از ادامه حملات گردد، ادامه حملات ولو با همین ابعاد فعلی (حتی اگر در آینده بر عمق و شدت آن افزوده نشود) می تواند آسیبهای جدی بر پیکره انصارالله چه از حیث زیر ساختها و چه از نظر سازمان رزم و همچنین بدنه اجتماعی وارد آورد.
🔸لذا ضروری است مقاومت یمن با ابداعات جدید مانند رونمایی از سلاحی جدید که موازنه میدان را تغییر دهد یا ابتکار میدانی که ضربهای جدی به سازمان رزم دریایی آمریکا در منطقه وارد نماید، صحنه را به نفع خویش دچار تغییر نمایند در غیر اینصورت ممکن است کار در آینده برای انصارالله در یمن دشوار نماید.
🔄مطالب مرتبط
▫️حوثیها در میانه چالشهای داخلی و فشار خارجی پس از توافق غزه
▫️ تلاش آمریکا برای اجرای الگوی سوریه در یمن
🌐https://institutetehran.com/art/321
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤2👏2👌2
#تحلیل_کوتاه
🔹۲۳ سال پیش در چنین روزهایی، جرج بوش، رئیسجمهور وقت آمریکا با آغاز جنگ عراق، مهمترین رویداد سیاست خارجه آمریکا در قرن ۲۱ را رقم زد. این جنگ در دورانی به وقوع پیوست که پس از فروپاشی شوروی، آمریکا در اوج قدرت خود بود و میتوانست به صورت یکجانبه اهداف بینالمللی خود را تعقیب کند؛ اما در نهایت به کابوسی برای آمریکا تبدیل شد. آمریکا نه تنها نتوانست دموکراسی پایداری در این کشور ایجاد کند، بلکه قدرتگیری القاعده در عراق، حجم بالای تلفات نظامیان آمریکایی در کنار افزایش نفوذ ایران در منطقه، جنگ عراق را به نمونهای از شکست تبدیل کرد که همچنان پرسش درباره چرایی آن مطرح است.
💢جنگ عراق و رئالیسم
🔸اگرچه ۱۱ سپتامبر نقطه شروعی بر جنگ بوش علیه به اصطلاح تروریسم بود؛ اما نمیتوان آن را علتی برای آغاز این جنگ دانست. حمله به برجهای دوقلو کشتگان بسیاری بر جای گذاشت. با این وجود نه القاعده، نه عراق و نه پس از آن ایران تهدید وجودی برای آمریکا در خاک خودش یا در منطقه نبودند. در واقع، آمریکای پساجنگ سرد در جهان بیرقیب محسوب میشد. افزون بر این، به دلیل جنگ نخست خلیج فارس در زمان بوش پدر که به نیروی نظامی و زیرساختهای عراق آسیب شدیدی وارد کرد و سیاستهای بیل کلینتون (مهار دوگانه ایران و عراق، تحریمهای اقتصادی فلجکنندۀ و نظارتهای بینالمللی هستهای و تسلیحاتی) این کشور خطری برای منافع آمریکا در منطقه نبود.
💢انگیزه تسلط بر منابع نفتی
🔸مسئله کنترل ذخایر نفتی خاورمیانه، حداقل در سطح افکار عمومی آمریکا و جهان مهمترین علت حمله به عراق در نظر گرفته میشود. پس از بحران نفتی ۱۹۷۳، یکی از پایههای اساسی سیاست آمریکا در منطقه، تضمین انتقال نفت و گاز بوده است. علت اصلی جنگ ۱۹۹۱ خلیج فارس علیه عراق نیز حمله این کشور به کویت و کنترل منابع نفتی آن توسط صدام حسین بود. علاوه بر این موارد، نامۀ اندیشکده نومحافظهکار PNAC (پروژه قرن جدید آمریکایی) در ۱۹۹۸ به بیل کلینتون نیز دلیلی دیگر برای اهمیت مسئله نفت در آغاز جنگ عراق در نظر گرفته میشود. برخی از امضاکنندگان نامه که سه سال بعد به کابینه بوش ملحق شدند به صراحت از تهدید صدام برای عرضه جهانی نفت و لزوم سرنگونی حکومت سخن میگفتند.
🔸با این حال، به نظر میرسد نفت نمیتواند علت اصلی جنگ باشد. نخست، در صورتی که هدف آمریکا کنترل ذخایر نفتی عراق میبود، باید مسیر شرکتهای آمریکایی را برای سرمایهگذاری در زیرساختهای این کشور پس از سقوط صدام فراهم میکرد؛ امااین اقدام صورت نگرفت. دوم، امنیت عرضه جهانی نفت مسئله تازهای نبود. دولت بوش پدر نیز به همین دلیل به عراق حمله کرد، اما به هیچ وجه سراغ سرنگونی صدام نرفت. در دولت کلینتون نیز سیاست مهار دوگانه به جای تغییر رژیم دنبال شد. بنابراین، باید پرسید در دولت جدید بوش چه عاملی تغییر کرده بود؟
💢نومحافظهکاران و انگیزههای ایدئولوژیک
🔸میتوان گفت مهمترین متغیر در سیاست خارجه تهاجمی بوش، نومحافظهکاران و رویکرد ایدئولوژیک آنها بود. پس از فروپاشی شوروی، راهبرد گسترش جهانی لیبرال دموکراسیها به ایده محوری سیاست خارجه آمریکا تبدیل شد و در دوران بوش به اوج خود رسید. نومحافظهکاران که اساساً جهان را در دوگانه خیر-شر میدیدند، باور داشتند که تهدید اصلی برای آمریکا کشورهای به اصطلاح یاغی هستند که نمیخواهند در چارچوب نظم جدید جهانی قرار بگیرند.
🔸اینکه عراق، کره شمالی و ایران (نه سایر کشورهای غیر دموکراتیک) به اهداف اصلی این راهبرد تبدیل شدند چند دلیل داشت. نخست، ویژگیهای آخرالزمانی باور نومحافظهکاران و اوانجلیکالها در دولت بوش و پیونده خوردن راهبرد آنها با اولویتهای منطقهای اسرائیل و لابی آن، ایران و عراق را به اهداف اصلی تبدیل کرد. دوم، همانطور که بالاتر ذکرشد، این کشورها نمیخواستند درنظم جهانی جدید به رهبری آمریکا نقش داشته باشند. همچنین، ایدئولوژی کمونیستی، تهدید کره شمالی را برای آمریکا برجسته میکرد.
🔁مطالب مرتبط
▫️ ایران محور رویکرد ترامپ در قبال عراق
🌐https://institutetehran.com/art/323
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14👏2👌2❤1
🎙مواجهه ایران با تحریمهای ترامپ چگونه خواهد بود؟ - مصاحبه با دکتر سید علی روحانی
♦️پرونده آینده تحریم
#ویژهنامه_نوروز_۱۴۰۴
💢 در بخشهایی از این مصاحبه میخوانیم:
🔸به موضوع فشار حداکثری از دو جنبه میتوان نگاه کرد. یکی نگاه دو جانبه یعنی ناظر به موضع آمریکا نسبت به ایران است. در این سطح اراده آمریکا همان فشار حداکثری است و مسیر اصلی، نقطه شروع و تمرکزش نیز فروش نفت است. در این میان، شاید ۹۰ درصد نفت ما به سمت چین میرود و مسیر و خود نفتکشها تا اندازه زیادی مشخص است. لذا فشارها به سمت چین و مسیر تردد کشتیهای ما مانند تنگه مالاکا متمرکز میشود که توجه ویژه به کشتیها در دور آخر تحریمها نمودی از همین مسئله است. از این حیث، نفتکشهای بزرگ قابلیت تحریم بیشتری دارد؛ پس از زاویه دید دوجانبه، این مسئله خطرناک جلوه میکند.
🔸زاویه دید مهمتر تحلیل مواضع آمریکا در بستر کلانتر و با لحاظ سایر بازیگران اصلی بینالمللی است. پروندههای اصلی برای آمریکا در حال حاضر جنگ روسیه-اوکراین، مسئله ایران و رژیم صهیونیستی و مسئله چین است و پرونده چین به دلیل وجوه اقتصادی از بقیه مهمتر است. برای همین اول به سراغ دو پرونده روسیه و ایران آمده تا با حل (ولو موقت) این مسائل، تمرکزش بر پرونده چین باشد چرا که این پرونده را یک جنگ طولانی مدت میشمارد.
🔸در این تصویر، اگر روابط آمریکا و روسیه بهبود یابد برای امنیت انرژی چین مخاطراتی ایجاد میشود. اگر روسیه به آمریکا گرایش پیدا کند، چین ابهاماتی در امنیت انرژی پیدا میکند. چرا که چین کشورهای حوزه خلیج فارس، عراق، ایران و روسیه را گروههای اصلی تامین کننده انرژی خود میداند. با توجه به نزدیکی عربستان به غرب و احتمال بهبود روابط روسیه با آمریکا، چین مایل است مراودات انرژی با ایران را تداوم بخشد. از این حیث، برآورد من این است که آمریکا نمیتواند آنچه را اراده کرده –یعنی رساندن فروش نفت به زیر یک میلیون بشکه- محقق سازد.
🔗 مطالعه متن کامل مصاحبه در ویژهنامه نوروز 1404 اندیشکده تهران🔗
✅ اندیشکده تهران ✅
🌐 https://institutetehran.com/art/320
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
♦️پرونده آینده تحریم
#ویژهنامه_نوروز_۱۴۰۴
💢 در بخشهایی از این مصاحبه میخوانیم:
🔸به موضوع فشار حداکثری از دو جنبه میتوان نگاه کرد. یکی نگاه دو جانبه یعنی ناظر به موضع آمریکا نسبت به ایران است. در این سطح اراده آمریکا همان فشار حداکثری است و مسیر اصلی، نقطه شروع و تمرکزش نیز فروش نفت است. در این میان، شاید ۹۰ درصد نفت ما به سمت چین میرود و مسیر و خود نفتکشها تا اندازه زیادی مشخص است. لذا فشارها به سمت چین و مسیر تردد کشتیهای ما مانند تنگه مالاکا متمرکز میشود که توجه ویژه به کشتیها در دور آخر تحریمها نمودی از همین مسئله است. از این حیث، نفتکشهای بزرگ قابلیت تحریم بیشتری دارد؛ پس از زاویه دید دوجانبه، این مسئله خطرناک جلوه میکند.
🔸زاویه دید مهمتر تحلیل مواضع آمریکا در بستر کلانتر و با لحاظ سایر بازیگران اصلی بینالمللی است. پروندههای اصلی برای آمریکا در حال حاضر جنگ روسیه-اوکراین، مسئله ایران و رژیم صهیونیستی و مسئله چین است و پرونده چین به دلیل وجوه اقتصادی از بقیه مهمتر است. برای همین اول به سراغ دو پرونده روسیه و ایران آمده تا با حل (ولو موقت) این مسائل، تمرکزش بر پرونده چین باشد چرا که این پرونده را یک جنگ طولانی مدت میشمارد.
🔸در این تصویر، اگر روابط آمریکا و روسیه بهبود یابد برای امنیت انرژی چین مخاطراتی ایجاد میشود. اگر روسیه به آمریکا گرایش پیدا کند، چین ابهاماتی در امنیت انرژی پیدا میکند. چرا که چین کشورهای حوزه خلیج فارس، عراق، ایران و روسیه را گروههای اصلی تامین کننده انرژی خود میداند. با توجه به نزدیکی عربستان به غرب و احتمال بهبود روابط روسیه با آمریکا، چین مایل است مراودات انرژی با ایران را تداوم بخشد. از این حیث، برآورد من این است که آمریکا نمیتواند آنچه را اراده کرده –یعنی رساندن فروش نفت به زیر یک میلیون بشکه- محقق سازد.
🌐 https://institutetehran.com/art/320
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏2👌2❤1
🔵 اصول راهنما برای تقویت امنیت زنجیره تامین
◼️جامعه آسیا
📝جین ملسوپ
#اکوتهران
🔸عواملی مانند تغییرات اقلیمی، همهگیریها و تنشهای ژئوپلیتیکی نگرانیها را درباره اختلال در تجارت جهانی افزایش دادهاست. در پاسخ، دولتها و شرکتها در تلاش هستند زنجیرههای تأمین خود را مقاومتر کنند. با اینحال تولید همه چیز در داخل یک کشور ممکن نیست. برهمین اساس، اولین بار در آوریل ۲۰۲۲، جانت یلن، وزیر خزانهداری ایالات متحده، سیاست «دوست سپاری» را معرفی کرد. این سیاست با تاکید بر تقویت همکاریهای راهبردی با متحدان و کشورهای مورد اعتماد، به دنبال دسترسی ایمن به بازار جهانی و کاهش ریسکهای اقتصادی برای ایالات متحده است و هدف اصلی آن را باید بهبود و ایجاد ثبات در زنجیرههای تأمین دانست.
🔹در این راستا، آمریکا با راهاندازی چارچوب اقتصادی هند-اقیانوس آرام (IPEF) شامل استرالیا، برونئی، فیجی، هند، اندونزی، ژاپن، کرهجنوبی، مالزی، نیوزیلند، فیلیپین، سنگاپور، تایلند و ویتنام برنامههای مشترکی را در حوزههای تجارت، زنجیرههای تأمین، انرژی پاک، کربنزدایی و مبارزه با فساد تعریف نموده است. همچنین، با ایجاد مشارکت امنیت مواد معدنی (MSP) با کشورهایی مانند استرالیا، کانادا، ژاپن، کره جنوبی، هند و اتحادیه اروپا تقویت زنجیرههای تأمین مواد معدنی حیاتی در دستور کار قرار گرفته است.
🔹همزمان، با راهاندازی ائتلاف چیپ ۴ با مشارکت ژاپن، کره جنوبی و تایوان برای افزایش تابآوری در صنایع مهم و حیاتی نیمههادی اقدام نموده است. درنهایت همکاریهای دوجانبه با هند، ویتنام و اندونزی در حوزههایی مانند نیمههادیها و مواد معدنی با هدف تقویت زنجیرههای تأمین و کاهش وابستگی به چین در این زنجیرهها دنبال شده است.
🔹با این وجود، یکی از چالشهای اصلی دوست سپاری تعریف دقیق دوست از نظر آمریکا است؛ چرا که کارشناسان معتقدند اقدامات دولتهای آمریکا، مانند تعرفههای ترامپ یا تصمیم بایدن برای جلوگیری از خرید U.S. Steel توسط Nippon Steel، باعث تردید شرکای تجاری درباره پایداری روابط تجاری و اقتصادی شده است.
🔹ایالاتمتحده علیرغم طرح سیاست دوستسپاری، با قوانین جدیدی همچون قانون کاهش تورم، قانون سرمایهگذاری زیرساختی و قانون تراشهها، درونسپاری را تقویت کرده است. این قوانین با مشوقهای مالی از تولید داخلی در حوزههایی مانند انرژی پاک و نیمههادیها حمایت میکنند و بهواسطه آنها تاکنون بیش از ۲۶۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری صنعتی تنها در انرژی پاک به داخل آمریکا اختصاص یافته است.
🔹این سیاستها با اهداف دوستسپاری در تناقض هستند؛ چرا که بسیاری از شرکا، بهویژه اقتصادهای نوظهور، به دلیل نبود توافقنامههای تجاری یا توان رقابت با یارانههای آمریکا، در مواجهه با این قوانین دچار محرومیت میشوند. در واقع، این روند رقابتپذیری بازیگران را کاهش داده و با اهداف آمریکا برای تقویت روابط با جهان در حال توسعه مغایرت دارد. از طرف دیگر، کارشناسان معتقدند سیاست دوستسپاری اقتصاد جهانی را به دو بلوک آمریکا و چین تقسیم میکند و ممکن است ۲ تا ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را کاهش دهد.
🔹همزمان، بسیاری معتقدند که دوست سپاری رقابت و نوآوری را محدود و هزینهها را بیشتر خواهد کرد. در این میان، کشورهای در حال توسعه با توجه به وابستگی شدید به سرمایهگذاری خارجی، آسیبپذیرتر خواهند بود. برخی شرکتها نیز به دلیل وابستگی به چین، تولید خود را به سایر نقاط آسیا منتقل میکنند تا در مقاصدی که از منظر ژئواکونومیک ریسک کمتری دارد مستقر باشند.
🔹بر همین اساس، «جامعه آسیا» معتقدست که راهبرد دوست سپاری به شفافیت و هماهنگی بیشتری نیاز دارد و دولت آمریکا برای موفقیت این رویکرد باید ضمن بازنگری دقیق، چالشهای موجود را برطرف نماید و مزایای اقتصادی ملموسی را برای کسبوکارها و کارگران در داخل و خارج از درون این سیاست ایجاد کند.
🔹نگارنده این مقاله معتقد است که سیاست دوست سپاری باید بر حوزههای راهبردی متمرکز باشد و ایالات متحده باید ضمن تعریف یک راهبرد بلندمدت با اهداف روشن، معیارهای مشخصی برای تعیین «دوستان» و انتظارات خود از آنها ارائه دهد تا بدینوسیله راه بر تغییرات ناگهانی سیاستی بسته شود.
✅ همچنین، پیشنهاد میکند که ایالات متحده باید فراتر از متحدان سنتی، با بازارهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه همکاری کند تا از یک طرف، زنجیرههای تأمین مقاومتری ایجاد شود و از طرف دیگر، به توسعه اقتصادی در کشورهای بیشتری کمک شود؛ چراکه سیاست دوست سپاری باید برای هر دو طرف سودمند باشد و مشارکت مؤثر با دوستان و کسبوکارها به کاهش نگرانیها، افزایش اعتماد و اجرای روانتر سیاستهای کلان خواهد انجامید.
✅ اندیشکده تهران ✅
🌐 https://institutetehran.com/art/325
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️جامعه آسیا
📝جین ملسوپ
#اکوتهران
🔸عواملی مانند تغییرات اقلیمی، همهگیریها و تنشهای ژئوپلیتیکی نگرانیها را درباره اختلال در تجارت جهانی افزایش دادهاست. در پاسخ، دولتها و شرکتها در تلاش هستند زنجیرههای تأمین خود را مقاومتر کنند. با اینحال تولید همه چیز در داخل یک کشور ممکن نیست. برهمین اساس، اولین بار در آوریل ۲۰۲۲، جانت یلن، وزیر خزانهداری ایالات متحده، سیاست «دوست سپاری» را معرفی کرد. این سیاست با تاکید بر تقویت همکاریهای راهبردی با متحدان و کشورهای مورد اعتماد، به دنبال دسترسی ایمن به بازار جهانی و کاهش ریسکهای اقتصادی برای ایالات متحده است و هدف اصلی آن را باید بهبود و ایجاد ثبات در زنجیرههای تأمین دانست.
🔹در این راستا، آمریکا با راهاندازی چارچوب اقتصادی هند-اقیانوس آرام (IPEF) شامل استرالیا، برونئی، فیجی، هند، اندونزی، ژاپن، کرهجنوبی، مالزی، نیوزیلند، فیلیپین، سنگاپور، تایلند و ویتنام برنامههای مشترکی را در حوزههای تجارت، زنجیرههای تأمین، انرژی پاک، کربنزدایی و مبارزه با فساد تعریف نموده است. همچنین، با ایجاد مشارکت امنیت مواد معدنی (MSP) با کشورهایی مانند استرالیا، کانادا، ژاپن، کره جنوبی، هند و اتحادیه اروپا تقویت زنجیرههای تأمین مواد معدنی حیاتی در دستور کار قرار گرفته است.
🔹همزمان، با راهاندازی ائتلاف چیپ ۴ با مشارکت ژاپن، کره جنوبی و تایوان برای افزایش تابآوری در صنایع مهم و حیاتی نیمههادی اقدام نموده است. درنهایت همکاریهای دوجانبه با هند، ویتنام و اندونزی در حوزههایی مانند نیمههادیها و مواد معدنی با هدف تقویت زنجیرههای تأمین و کاهش وابستگی به چین در این زنجیرهها دنبال شده است.
🔹با این وجود، یکی از چالشهای اصلی دوست سپاری تعریف دقیق دوست از نظر آمریکا است؛ چرا که کارشناسان معتقدند اقدامات دولتهای آمریکا، مانند تعرفههای ترامپ یا تصمیم بایدن برای جلوگیری از خرید U.S. Steel توسط Nippon Steel، باعث تردید شرکای تجاری درباره پایداری روابط تجاری و اقتصادی شده است.
🔹ایالاتمتحده علیرغم طرح سیاست دوستسپاری، با قوانین جدیدی همچون قانون کاهش تورم، قانون سرمایهگذاری زیرساختی و قانون تراشهها، درونسپاری را تقویت کرده است. این قوانین با مشوقهای مالی از تولید داخلی در حوزههایی مانند انرژی پاک و نیمههادیها حمایت میکنند و بهواسطه آنها تاکنون بیش از ۲۶۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری صنعتی تنها در انرژی پاک به داخل آمریکا اختصاص یافته است.
🔹این سیاستها با اهداف دوستسپاری در تناقض هستند؛ چرا که بسیاری از شرکا، بهویژه اقتصادهای نوظهور، به دلیل نبود توافقنامههای تجاری یا توان رقابت با یارانههای آمریکا، در مواجهه با این قوانین دچار محرومیت میشوند. در واقع، این روند رقابتپذیری بازیگران را کاهش داده و با اهداف آمریکا برای تقویت روابط با جهان در حال توسعه مغایرت دارد. از طرف دیگر، کارشناسان معتقدند سیاست دوستسپاری اقتصاد جهانی را به دو بلوک آمریکا و چین تقسیم میکند و ممکن است ۲ تا ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را کاهش دهد.
🔹همزمان، بسیاری معتقدند که دوست سپاری رقابت و نوآوری را محدود و هزینهها را بیشتر خواهد کرد. در این میان، کشورهای در حال توسعه با توجه به وابستگی شدید به سرمایهگذاری خارجی، آسیبپذیرتر خواهند بود. برخی شرکتها نیز به دلیل وابستگی به چین، تولید خود را به سایر نقاط آسیا منتقل میکنند تا در مقاصدی که از منظر ژئواکونومیک ریسک کمتری دارد مستقر باشند.
🔹بر همین اساس، «جامعه آسیا» معتقدست که راهبرد دوست سپاری به شفافیت و هماهنگی بیشتری نیاز دارد و دولت آمریکا برای موفقیت این رویکرد باید ضمن بازنگری دقیق، چالشهای موجود را برطرف نماید و مزایای اقتصادی ملموسی را برای کسبوکارها و کارگران در داخل و خارج از درون این سیاست ایجاد کند.
🔹نگارنده این مقاله معتقد است که سیاست دوست سپاری باید بر حوزههای راهبردی متمرکز باشد و ایالات متحده باید ضمن تعریف یک راهبرد بلندمدت با اهداف روشن، معیارهای مشخصی برای تعیین «دوستان» و انتظارات خود از آنها ارائه دهد تا بدینوسیله راه بر تغییرات ناگهانی سیاستی بسته شود.
🌐 https://institutetehran.com/art/325
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏2💯2
#تحلیل_کوتاه
🔹زلمی خلیلزاد، دیپلمات افغانتبار آمریکایی و نماینده پیشین این کشور در امور افغانستان با همراهی آدام بویلر، نماینده رئیسجمهور در امور زندانیان آمریکایی، در هفته گذشته به کابل سفر کردند و با امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه افغانستان دیدار نمودند. این سفر در واقع اولین سفر رسمی مقامات آمریکایی به کابل پس از استقرار طالبان است و به اتکای چند نکته، میتواند سرآغازی برای تعامل گستردهتر میان آمریکا و طالبان تلقی شود.
🔸نخست اینکه پیرو این سفر و در راستای مذاکرات غیرمستقیم با وساطت قطر، ایالات متحده سرانجام موفق شد یکی از اتباع زندانی خود در افغانستان را آزاد کند. جورج گلزمن، که از وی به عنوان مکانیک هواپیما یاد میشود، به عنوان یک توریست وارد افغانستان شد و قریب به سه سال در بند طالبان بود. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از آزادی این زندانی به عنوان تحولی سازنده یاد کرده است و امارت اسلامی، این اقدام را واجد زمینههای انساندوستانه خوانده و نمودی از آمادگی طالبان برای تعامل برابر با همه طرفها دانسته است. پیشتر نیز دو زندانی آمریکایی توسط طالبان آزاد شدند؛ اما در آن مورد مسئله تبادل زندانیان به صورت متقابل مطرح بود.
🔸دوم اینکه همزمان با سفر هیئت آمریکایی به کابل، ایالاتمتحده اقدام به حذف نام سراجالدین حقانی و دو عضو دیگر شبکه حقانی از لیست پاداش برای عدالت نمود. سراجالدین حقانی به موجب حملات متعددی که در دورههای گذشته علیه نیروهای ایالاتمتحده ترتیب داده بود، در این فهرست قرار داشت. وی علاوه بر تصدی وزارت داخله در دولت سرپرستی، قدرتمندترین رهبر داخلی طالبان پس از ملاهبتالله و مهمترین رقیب وی به شمار میرود. همزمان، حقانی مهمترین نیرویی است که میتواند تغییرات صوری مورد نظر آمریکا را در ساختار حکمرانی طالبان اعمال کند. البته حذف این اسامی از لیست پاداش برای عدالت اقدامی نمادین است؛ چرا که هنوز درباره لغو تحریمها علیه شبکه حقانی اقدامی توسط آمریکا انجام نشده است.
🔸سوم اینکه بازگشت زلمی خلیلزاد به صحنه تعامل ایالاتمتحده و افغانستان تحول مهمی است. علیرغم اینکه مقامات آمریکایی خلیلزاد را فاقد مسئولیت رسمی در دستگاه اجرایی خواندهاند، حضور وی در بطن تعاملات دو طرف معنای مشخصی دارد؛ چرا که کمتر چهرهای در میان آمریکاییها به اندازه خلیلزاد نسبت به طالبان حسن نیت نشان داده است و انعقاد توافق دوحه در 2020 بدون صحنهگردانی وی ممکن نبود.
🔸در واقع، بخشی از افکار عمومی آمریکا مسئولیت خروج مفتضحانه از افغانستان را متوجه توافق خلیلزاد با طالبان میداند و به نظر میرسید همین مسئله مانعی برای بازگشت وی به صحنه تلقی شود. با این وجود، خلیلزاد چهار سال گذشته را به دفاع از روح توافق دوحه گذرانده است و در فرصتهای مختلف تلاش نموده تا مسئولیت فاجعه را از خود و دولت اول ترامپ سلب نماید. از این منظر، قرائت خلیلزاد از خروج آمریکا انطباق قابلتوجهی با قرائت ترامپ دارد و در هر دو قرائت، یک توافق خوب منعقد شده در دولت ترامپ با اجرای نادرست دولت بایدن قربانی شده است.
🔸با تصدی والتز در سمت مشاور امنیت ملی ترامپ، بسیاری از مخالفان امیدوار بودند که دولت آمریکا چرخشی نسبی در الگوی تعامل خود با طالبان نشان دهد؛ چرا که والتز طالبان را نیز همچون داعش یک گروه تروریستی و یک نیروی بیثباتکننده میشمارد. در مقابل، خلیلزاد چیزی شبیه به لابی غیررسمی طالبان در دولت آمریکا دانسته میشود؛ چرا که دستکم در سالهای اخیر، گفتگوی بینالافغانی و تشکیل دولت فراگیر برای خلیلزاد تنها مسئلهای در حاشیه و ژستی دیپلماتیک بوده و همسو نمودن منافع طالبان و آمریکا برای وی مسئله اصلی است. از این منظر، چنانچه خلیلزاد دوباره به بازیگردان اصلی در پرونده افغانستان مبدل شود، باید منتظر تعامل نزدیکتر آمریکا و طالبان و انزوای هر چه بیشتر مخالفان بود.
🌐 https://institutetehran.com/art/326
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2👏2👌1💯1
◾️فارن پالیسی
📝استفانی کام لی یی
#روندهای_استراتژیک
در سالهای اخیر، رقابت فناوری میان آمریکا و چین به یکی از مهمترین ابعاد تقابل ژئوپلیتیک میان دو قدرت اقتصادی جهان تبدیل شده است. یکی از نقاط اصلی این رقابت، کنترل بر صنعت نیمههادیها و توسعه هوش مصنوعی است. آمریکا با اعمال محدودیتهای صادراتی بر تراشههای پیشرفته، تلاش دارد از دسترسی چین به فناوریهای کلیدی جلوگیری کند. بااینحال، گزارشهایی از دستیابی شرکتهای چینی به نیمههادیهای پیشرفته، از طریق واسطههایی مانند سنگاپور و امارات، نگرانیهای واشنگتن را افزایش داده است.
💢 نقش چین در توسعه هوش مصنوعی و چالشهای آمریکا
🔹چین با اجرای برنامههایی مانند «برنامه توسعه هوش مصنوعی» (۲۰۱۷) بهدنبال تبدیل شدن به رهبر جهانی این حوزه تا سال ۲۰۳۰ است. شرکتهای بزرگی همچون علیبابا، بایدو، و هوآوی با حمایت مالی دولت چین در حال توسعه مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی هستند.
🔹یکی از مواردی که توجه آمریکا را جلب کرده، سرمایهگذاری گسترده شرکت دیپسیک (DeepSeek) در خرید پردازندههای گرافیکی انویدیا است. بر اساس گزارشات منتشره، این شرکت بیش از ۵۰۰ میلیون دلار برای دستیابی به ۵۰ هزار تراشه H100 و H800 هزینه کرده است، درحالیکه دادههای رسمی هزینه آموزش مدل آن را تنها دهها میلیون دلار برآورد کرده بودند.
💢 واکنش کشورهای واسطه و تشدید نظارتهای آمریکا
🔹در واکنش به این نگرانیها، وزارت تجارت و صنعت سنگاپور اعلام کرده که این کشور از قوانین صادراتی ایالات متحده پیروی میکند و تراشههای تحت کنترل صادراتی به چین ارسال نشده است. بااینحال، گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که شرکتهای چینی از مسیرهای غیرمستقیم برای دسترسی به نیمههادیهای پیشرفته بهره میبرند.
🔹علاوهبر سنگاپور، کشورهایی مانند مالزی و تایوان نیز در این شبکه توزیع قرار دارند. نزدیکی جغرافیایی تایوان به چین و محدودیتهای نظارتی کمتر بر صادرات پردازندههای گرافیکی، احتمال قاچاق فناوریهای حساس را افزایش داده است.
💢 چالشهای پیشرو
🔹ایالات متحده با اعمال تحریمهای گسترده، ازجمله محدودیتهای صادراتی در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، تلاش کرده تا سرعت پیشرفت چین در حوزه نیمههادیها را کاهش دهد. اما این اقدامات نتیجه معکوس داشته و باعث شده چین سرمایهگذاری در تولید داخلی تراشهها را افزایش دهد.
🔹شرکت SMIC، یکی از غولهای نیمههادی چین، توانسته تراشههای ۷ نانومتری را توسعه دهد، اگرچه هنوز از نظر قدرت پردازشی و بهرهوری انرژی نسبت به تراشههای تولیدی سامسونگ و TSMC عقبتر است. بهطور همزمان، هوآوی نیز در حال توسعه پردازندههای جدید برای کاهش وابستگی به فناوریهای غربی است.
💢نقش قدرتهای منطقهای در نبرد تکنولوژیک
🔹علاوهبر آمریکا و چین، دیگر قدرتهای منطقهای نیز در حال افزایش نفوذ خود در بازار نیمههادیها و هوش مصنوعی هستند. هند تمرکز خود را بر توسعه نرمافزارهای هوش مصنوعی و طراحی تراشهها قرار داده است. دولت هند انتظار دارد بیش از ۳۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری خصوصی در حوزه مراکز داده انجام شود. همچنین، یارانه ۴۰ درصدی برای هزینههای محاسباتی برخی پروژههای هوش مصنوعی در نظر گرفته شده است.
🔹اتحادیه اروپا نیز با اجرای طرحهایی مانند «قانون تراشههای اروپا» تلاش دارد زنجیره تأمین نیمههادیها را مستقل از چین و آمریکا کند. اما رقابت با چین، که از حمایتهای گسترده دولتی بهره میبرد، میتواند مانع پیشرفت اروپا شود.
💢مسیرهای پیشروی: از محدودیت تا نوآوری
🔹کارشناسان بر این باورند که آمریکا بهجای تمرکز صرف بر محدودیتهای صادراتی، باید بر تقویت اکوسیستم داخلی فناوری خود تمرکز کند. افزایش سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، ایجاد مشارکتهای دولتی-خصوصی و حمایت از استارتاپهای حوزه نیمههادی و هوش مصنوعی میتواند راهکاری مؤثرتر باشد.
🔹آمریکا همچنین میتواند با همکاری با کشورهای همفکر مانند ژاپن، استرالیا و هند، زنجیرههای تأمین تراشهها را مقاومتر کند و از نفوذ چین در این حوزه بکاهد.
💢 رقابتی بلندمدت و استراتژیک
🔹تقابل فناوری میان چین و آمریکا تنها به موضوع نیمههادیها و هوش مصنوعی محدود نمیشود، بلکه بخشی از یک رقابت گستردهتر برای رهبری اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهان است.
🔹واشنگتن باید میان امنیت فناوری و همکاریهای بینالمللی توازن برقرار کند، زیرا محدودیتهای بیش از حد میتواند موجب تشویق چین به توسعه جایگزینهای بومی شود. آینده این رقابت به توانایی آمریکا در نوآوری، سرمایهگذاری در استعدادهای داخلی، و همکاری با شرکای استراتژیک بستگی دارد.
🌐 https://institutetehran.com/art/327
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤3👏1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹اقدامات دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین، بدون مشورت و در نظر گرفتن منافع اروپاییها و با تمایل به نزدیکی به روسیه، منجر به تغییر رویکرد کشورهای اروپایی در زمینه سیاستهای نظامی و اقتصادی شده است. فریدریش مرتس، صدراعظم احتمالی آینده آلمان، در یکی از سخنرانیهای خود بیان کرد: «آلمان و اروپا باید برای این واقعیت آماده باشند که دونالد ترامپ دیگر به طور کامل وعده حمایت تحت معاهده ناتو را نخواهد پذیرفت». با توجه به این واقعیت، کشورهای اتحادیه اروپا اکنون در تلاشند تا امنیت خود را بدون وابستگی به نیروها و تجهیزات آمریکایی تأمین کنند. سؤال اصلی این است که اروپا با چه چالشهایی برای دستیابی به استقلال دفاعی روبهرو است و آیا میتواند در این مسیر موفق باشد یا خیر؟
💢ناکافی و ناکارآمد بودن حمایتهای اروپا
🔸از سال ۲۰۲۲ تاکنون، اروپا و آمریکا بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار به اوکراین کمک کردهاند که تقریباً نیمی از این حمایتها از سوی آمریکا تأمین شده است. با نگاهی دقیقتر به این حمایتها، مشاهده میشود که بیشتر کمکهای اروپایی در حوزه مالی، حقوق بشری و پناهندگی بوده، در حالی که اغلب کمکهای آمریکا نظامی و تسلیحاتی هستند. همچنین، نوع تسلیحات ارسالشده از سوی اروپا و آمریکا به اوکراین نیز متفاوت است. در حالی که آمریکاییها تسلیحات مدرنتری ارسال کردهاند، اروپاییها عمدتاً تسلیحات قدیمیتر و بعضاً متعلق به دوران جنگ سرد را به اوکراین تحویل دادهاند که به وضوح کارایی کمتری نسبت به تسلیحات آمریکایی دارند.
💢مسئله افزایش بودجه نظامی و مشکلات فزاینده نظامی-اقتصادی
🔸اگرچه در نظر برخی کارشناسان، اروپاییها با تخصیص تنها ۰.۱۲ درصد بیشتر از تولید ناخالص داخلی خود به بودجه نظامی میتوانند بخش قابل توجهی از منابع مالی مورد نیاز برای تولید و تجهیز تسلیحات خود را تأمین کنند؛ اما این موضوع دارای پیچیدگیهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. شرایط اقتصادی-سیاسی اروپا نسبت به قبل از جنگ اوکراین بسیار ناپایدارتر شده است و اگر امنیت بر رفاه و مسائل محیطزیستی اولویت داده شود، بسیاری از مردم و حتی سیاستمداران با آن مخالفت خواهند کرد و مانع تحقق این تغییر رویکرد خواهند شد.
🔸این موضوع نه تنها به صنعت و اقتصاد اروپا آسیب میزند، بلکه موجب افزایش محبوبیت احزاب راست افراطی و ضد اتحادیه اروپا نیز خواهد شد و زمینهساز تحولی سیاسی در اروپا خواهد بود. همچنین، برای دستیابی به خودکفایی نسبی از آمریکا، اروپا نیازمند جذب ۳۰۰ هزار نیروی نظامی جدید است. برای تحقق این هدف، بسیج عمومی در بین مردم ضروری است؛ اما با توجه به اینکه تنها ۳۲ درصد از مردم کشورهای اتحادیه اروپا تمایل به شرکت در یک جنگ احتمالی دارند، دستیابی به این هدف بسیار دشوار خواهد بود.
💢نیاز به تسلیحات و کارآمدی تسلیحات
🔸یکی از چالشهای اروپا برای کاهش وابستگی به آمریکا در حوزه امنیتی-نظامی، مسئله تولید ناکافی تسلیحات و نیاز کشورها به تولید بیشتر است. میزان تولید تسلیحات نظامی در کشورهای اروپایی به حدی نیست که بتواند علاوه بر تأمین نیازهای دفاعی-نظامی خود، نیاز اوکراین را برای ادامه نبرد با روسیه نیز برآورده کند. به عنوان مثال، رئیسجمهور لهستان اخیراً اعلام کرده است که ارسال هرگونه تسلیحات نظامی جدید و تازه خریداریشده به اوکراین غیرممکن است، زیرا کشورش نیاز بیشتری به این تسلیحات دارد. این موضوع حتی میتواند وحدت اروپا را تضعیف کند، زیرا ایجاد بازار جدید تسلیحات باعث رقابت شدیدی بین فرانسه، آلمان و ایتالیا برای کسب سهم بیشتری از این بازار خواهد شد.
🔸از سوی دیگر، چالش پیشرفتهتر بودن و کارآمدتر بودن تسلیحات آمریکایی نسبت به تسلیحات اروپایی نیز وجود دارد. تجهیزاتی مانند موشکهای ATACMS و استارلینگ نمونههایی هستند که اروپاییها حتی قادر به جایگزینی آنها با نسخههای بومی خود نیستند و در صورت قطع این تجهیزات، برتری ارتباطاتی و موشکی اروپاییها نسبت به روسیه به وضوح تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/328
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11👌3👏1
♦️آیا ائتلاف چهارجانبه جایگزین نیروهای آمریکایی در منطقه میشود؟
◼️ابعاد للدراسات الإستراتيجية-تركيه
#رویة_العربیة
🔹ترکیه از ابتدای سال ۲۰۲۵ تلاشهای جدی را برای تشکیل یک ائتلاف چهارجانبه شامل عراق، اردن و سوریه آغاز کرده است. هدف اصلی این ائتلاف، هماهنگی برای جلوگیری از ظهور مجدد گروه داعش در منطقه است، چرا که نگرانیهای بینالمللی و منطقهای درباره بازگشت این گروه پس از تغییرات در حکومت سوریه و توقف کامل عملیاتهای روسیه در بیابانهای سوریه افزایش یافته است.
🔹به نظر میرسد آنکارا هدف دیگری را نیز از طریق این هماهنگی چهارجانبه بین کشورهای منطقه دنبال میکند، و آن متقاعد کردن ایالات متحده به توانایی این کشورها در پر کردن خلأ قدرت آمریکا و ارائه جایگزینی برای همکاری واشنگتن با نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) است. این اقدام با بهانه نگرانیها از بازگشت داعش انجام میشود.
🔹قرار است نشستهای امنیتی چهارجانبه بین این کشورها در آوریل ۲۰۲۵ برگزار شود تا فرآیند تشکیل این ائتلاف به طور کامل مورد بحث قرار گیرد. با این حال، اجرای این طرح در عمل ممکن است به دلیل موانع احتمالی با دشواریهایی همراه باشد. عراق و سوریه دو کشور کلیدی در این ائتلاف محسوب میشوند، زیرا داعش ابتدا از عراق شروع به فعالیت کرد و سپس فعالیت آن به سوریه گسترش یافت. بیشتر شبکههای این گروه در مرزهای سوریه و عراق فعال هستند. با این حال، به نظر نمیرسد توافقات امنیتی بین عراق و سوریه به شکل مطلوبی پیش برود، اگرچه دیدارهای اولیه انجام شده است اما بسیاری از گروههای حشدالشعبی که با ایران مرتبط هستند، با توسعه روابط بین بغداد و دمشق در سایه حکومت جدیدی که جایگزین رژیم اسد شده، مخالفاند.
🔹از سوی دیگر، فشارهای ایالات متحده بر گروههای عراقی مورد حمایت ایران ممکن است اراده دولت عراق را تقویت کند و موانع پیش روی مشارکت بغداد در ائتلاف چهارجانبه را برطرف سازد. اخیراً دولت ترامپ خواستار انحلال گروههای عراقی شده است که خارج از چارچوب دولت فعالیت میکنند و از حمایت ایران برخوردارند. این اقدام با هدف کاهش نفوذ تهران در عراق اتخاذ شده است.
✅ ائتلاف چهارجانبه ممکن است با نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه هماهنگ شود، اما در این صورت، واشنگتن ممکن است نقش خود را در منطقه بازتعریف کند و بر اساس آن، به کشورهای منطقه در مبارزه با داعش تکیه نماید و تمرکز بیشتری بر کاهش نفوذ ایران داشته باشد. بنابراین، احتمالاً نیروهای آمریکایی عملیات بازتعریف موقعیت خود در سوریه را انجام داده و تمرکز خود را بر مرزهای سوریه و عراق قرار دهند. علاوه بر آن آمریکا پایگاههای خود را در عراق حفظ خواهد کرد.
🔁مطالب مرتبط
▫️ایران محور رویکرد ترامپ در قبال عراق
▫️شتاب و ابهام در توافق کردی- عربی در سوریه
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/329
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️ابعاد للدراسات الإستراتيجية-تركيه
#رویة_العربیة
🔹ترکیه از ابتدای سال ۲۰۲۵ تلاشهای جدی را برای تشکیل یک ائتلاف چهارجانبه شامل عراق، اردن و سوریه آغاز کرده است. هدف اصلی این ائتلاف، هماهنگی برای جلوگیری از ظهور مجدد گروه داعش در منطقه است، چرا که نگرانیهای بینالمللی و منطقهای درباره بازگشت این گروه پس از تغییرات در حکومت سوریه و توقف کامل عملیاتهای روسیه در بیابانهای سوریه افزایش یافته است.
🔹به نظر میرسد آنکارا هدف دیگری را نیز از طریق این هماهنگی چهارجانبه بین کشورهای منطقه دنبال میکند، و آن متقاعد کردن ایالات متحده به توانایی این کشورها در پر کردن خلأ قدرت آمریکا و ارائه جایگزینی برای همکاری واشنگتن با نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) است. این اقدام با بهانه نگرانیها از بازگشت داعش انجام میشود.
🔹قرار است نشستهای امنیتی چهارجانبه بین این کشورها در آوریل ۲۰۲۵ برگزار شود تا فرآیند تشکیل این ائتلاف به طور کامل مورد بحث قرار گیرد. با این حال، اجرای این طرح در عمل ممکن است به دلیل موانع احتمالی با دشواریهایی همراه باشد. عراق و سوریه دو کشور کلیدی در این ائتلاف محسوب میشوند، زیرا داعش ابتدا از عراق شروع به فعالیت کرد و سپس فعالیت آن به سوریه گسترش یافت. بیشتر شبکههای این گروه در مرزهای سوریه و عراق فعال هستند. با این حال، به نظر نمیرسد توافقات امنیتی بین عراق و سوریه به شکل مطلوبی پیش برود، اگرچه دیدارهای اولیه انجام شده است اما بسیاری از گروههای حشدالشعبی که با ایران مرتبط هستند، با توسعه روابط بین بغداد و دمشق در سایه حکومت جدیدی که جایگزین رژیم اسد شده، مخالفاند.
🔹از سوی دیگر، فشارهای ایالات متحده بر گروههای عراقی مورد حمایت ایران ممکن است اراده دولت عراق را تقویت کند و موانع پیش روی مشارکت بغداد در ائتلاف چهارجانبه را برطرف سازد. اخیراً دولت ترامپ خواستار انحلال گروههای عراقی شده است که خارج از چارچوب دولت فعالیت میکنند و از حمایت ایران برخوردارند. این اقدام با هدف کاهش نفوذ تهران در عراق اتخاذ شده است.
🔁مطالب مرتبط
▫️ایران محور رویکرد ترامپ در قبال عراق
▫️شتاب و ابهام در توافق کردی- عربی در سوریه
🌐https://institutetehran.com/art/329
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎7👍4👏4
#تحلیل_کوتاه
🔹در میانه اقدامات جنجالی دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ که توجهات بسیاری را جلب کرده است، حزب دموکرات با چالشهای مخصوص به خود دستوپنجه نرم میکند که مهمترین آنها، آینده رهبری حزب است. اگرچه این موضوع از زمان شکست کامالا هریس از ترامپ برجسته شد؛ اما در حقیقت ریشه در رقابت دو جناح درونی حزب (ترقیخواهان و میانهروها) و تغییرات اجتماعی رخ داده در جامعه آمریکا (به خصوص رأیدهندگان لیبرال) دارد. وضعیت نامساعد حزب در نظرسنجیهای پس از انتخابات ۲۰۲۴، نشاندهنده این است که مردم و حتی رأیدهندگان دموکرات نگاه مثبتی به حزب ندارند. به همین دلایل، نخبگان و استراتژیستهای حزب در حال عیبیابی شکست خود و چگونگی بازسازی حزب هستند.
🔸پاسخ به این پرسش که چرا دموکراتها در ۲۰۲۴ از ترامپ شکست خوردند در آینده حزب اثرگذار است. برخی علت شکست را در خروج دیرهنگام بایدن از رقابتها میدانند. برخی دیگر به دنبال دلایل عمیقتری هستند. به عنوان مثال، دو ضعف عمده دموکراتها در انتخابات، جذب کمتر رأی مردان (با اختلاف ۱۲٪ نسبت به ترامپ) و فاصله گرفتن از نمادها و ایدههای «مردانگی» بود که نتیجه منطقی لیبرالتر و ترقیخواهانهتر شدن حزب است. همچنین، ترامپ سهم قابل توجهی از رأی جوانان را به دست آورد که به عقیده برخی به دلیل حضور او و اطرافیانش در پادکستهای جو روگان بود. شاید به همین خاطر است که گوین نیوسام، یکی از گزینههای دموکراتها برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ پادکست خود را راه انداخته است. در مجموع جوانان بیشتر به سمت تفکرات لیبرال گرایش دارند؛ اما انتخابات اخیر ضعف نسبی دموکراتها را نشان داد. از همه مهمتر، نامنسجم و تکراریبودن ایدههای هریس در برابر ترامپ، عامل اثرگذاری در شکست دموکراتها بود.
🔸پرسش دیگر به چگونگی پاسخ حزب دموکرات به اقدامات ترامپ مربوط میشود. پیروزی مجدد ترامپ نشان داد که صرف پوپولیستبودن عامل پیروزیاش نبوده است؛ بلکه برنامههای او که توسط جناح راست افراطی جمهوریخواهان حمایت میشود نشان میدهد ترامپ چارچوب فکری منسجمی برای تحول در سیاست، جامعه و اقتصاد آمریکا دارد. پاسخ ترقیخواهانه (که مایل به چپ افراطی است) طبیعتاٌ میتواند آلترناتیو جذابی برای رأیدهندگان باشد؛ مخصوصاً اگر اقدامات ترامپ به شکست و بحران اقتصادی منجر شود.
🔸پاسخ به این دو پرسش در میان دو جناح حزب دموکرات متفاوت است و رقابت اصلی نیز بر سر همین مورد است. اگر دموکراتها بخواهند عناصری جمهوریخواهانه (نظیر مردانگی) را برای پیروزی مجدد به خود جذب کنند، به معنای بقای سلطه میانهروها خواهد بود. اما اگر حزب به لحاظ فرهنگی لیبرالتر شود، ترقیخواهی جدید برای نخستین بار رهبری حزب را به دست میآورد. در واکنش به ترامپ، ترقیخواهان واکنشهای رادیکالتری را مدنظر دارند. گردهماییهای پیاپی سندرز و الکساندریا کورتز در شهرهای آمریکا برای تحریک مردم به مقابله با ترامپ مصداقی از این دست واکنشها است. این دو در سخنرانیهای خود آلترناتیو مخصوصی را در مقابل برنامههای ترامپ ارائه میکنند که علاوهبر سیاستهای فرهنگی لیبرال، حمایتگری بالای دولت در اقتصاد را نیز شامل میشود. بخش دیگری از حملات ترقیخواهان، شخص چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنا را هدف قرار داده است. موافقت او با لایحه بودجه مدنظر جمهوریخواهان و ترامپ موجی از انتقادات درونحزبی را برانگیخت.
🔸مسئله دیگر که احتمالاً به نفع ترقیخواهان حزب خواهد بود، از دستدادن رأی مسلمانان و شکست در ایالت میشیگان در انتخابات ۲۰۲۴ است. اگرچه در مجموع مسئله غزه جزو عوامل اصلی شکست دموکراتها محسوب نمیشود؛ اما برای ایالت میشیگان مهمترین عامل بوده است. تجربه شکست در میشیگان میتواند باعث شود دموکراتها در سیاستهای خود در قبال اسرائیل تا حدودی بازنگری کنند و به قشر مسلمان این ایالت اهمیت بیشتری دهند که این به معنای نزدیکتر شدن به ترقیخواهان خواهد بود.
🔁مطالب مرتبط:
▫️ لسآنجلس در طوفان آتش درگیریهای حزبی
▫️ترامپ، ونس و حلقه فکری راست جدید
🌐https://institutetehran.com/art/330
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2👌1
🔵 مدل رشد روسی در میانه بحران اوکراین
◾️اندیشکده او.آر.اف
📝الکساندر دینکین
#اکوتهران
🔸رئیس یکی از موسسات تحقیقاتی آکادمی علوم روسیه در یادداشتی برای اندیشکده مطرح هندی او.ار.اف، سعی نموده تا روایت خود را از تابآوری اقتصاد روسیه در خلال جنگ اوکراین ارائه کند. استدلال محوری نگارنده این است که روسیه از جنگ اوکراین بدینسو با 16 هزار تحریم در بخشهای حیاتی اقتصاد مواجه شده، داراییهایش در خارج کشور مصادره شده و خطوط لوله صادرات نفت آن به صورت فیزیکی مورد تهاجم قرار گرفته است؛ با این وجود، توانسته است از اقتصاد خود در مقابل شوکهای بیرونی محافظت کند.
🔹نمود این تابآوری را میتوان در نرخ رشد یافت. علیرغم کاهش 1.2 درصدی تولید ناخالص داخلی در سال 2022، اقتصاد روسیه در سالهای 2023 و 2024 رشدی 4.1 درصدی را به ثبت رسانده که نرخی بالاتر از اتحادیه اروپا و ایالات متحده به حساب میرود. علاوه بر این، آمارهای بانک جهانی نشان میدهد که از حیث برابری قدرت خرید روسیه در زمره پنج اقتصاد برتر دنیا قرار میگیرد.
🔹به باور نگارنده تابآوری اقتصاد روسیه در مقابل شوکهای بیرونی را میتوان با سه دلیل توضیح داد. این سه دلیل اصلی عبارتند از اصلاحات اقتصادی سی ساله گذشته، انباشت تجربه جدی در گذر سالیان در راهبردهای ضدشوک و مقاوم در برابر فشار و محاسبه غلط غرب درباره توانایی خود برای منزوی ساختن اقتصاد روسیه. در همین راستا، نکات متعددی در متن مورد اشاره قرار گرفته که مهمترین موارد آن در ادامه جمعبندی میشود.
1️⃣روسیه در انرژی، منابع معدنی، مواد غذایی، محصولات زراعی و منابع آب خودکفایی دارد و بستر مناسبی نیز از نظرگاه فناوری، از واکسنسازی گرفته تا فناوری هایپرسونیک و مدلسازی هوش مصنوعی برای خود فراهم ساخته است. این مزایا در سایه بحران کنونی، امکان چرخش سیاست صنعتی روسیه به سمت خدمات را فراهم ساخته است.
2️⃣تولیدکنندگان نفت چرخشی سریع در روندهای صادرات نفت ایجاد کردند. همین مسئله در خصوص تجارت نیز صادق بوده است. در حالی که در سال 2021 قریب به 100 درصد از صادرات نفت خام روسیه به اروپا بود، تا پایان سال 2022 حدود 80 درصد از این نفت به بازارهای آسیایی سرازیر شد. اگر در سال 2021 سه شریک اصلی تجاری روسیه کشورهای چین، آلمان و هلند بودند، در سال 2023 سه کشور چین، هند و ترکیه در صدر شرکای تجاری روسیه قرار گرفتند. روسیه اکنون یکی از معدود کشورهایی است که تراز تجاری مثبت با چین دارد. به شکلی متناقض، این کشور کماکان دومین صادرکننده الانجی به اتحادیه اروپاست.
3️⃣ قوانین بودجهای روسیه در دوره بحران تسهیل شده اند و این رفتار مالی از سوی دولت، منجر به افزایش درآمد و متعاقب آن افزایش تقاضا در بخشهای مختلف، از جمله بخش اعتبارات شده است. در واقع، روسیه مدیریت تورم را نه تنها از طریق مدیریت تقاضا بلکه افزایش عرضه و اعطای آزادی بیشتر به کارآفرینان دنبال نموده است. یکی از روندهای سیاستی که در این راستا مورد توجه قرار گرفته، بازگرداندن موفقیتآمیز شرکتهای کلیدی مستقر در خارج به داخل روسیه است که از آن با عنوان راهبرد برونسپاریزدایی یا de-offshorization یاد میشود.
🔹این یادداشت استدلال میکند که در سال 2025، اقتصاد طرف عرضه در روسیه چشم انداز پایداری دارد و هدف اصلی این کشور مقابله با پدیده برافروختگی (Overheating) اقتصادی خواهد بود. این برافروختگی در دو مولفه کلیدی اشتغال تقریبا کامل (بیکاری 2.3 درصد در سال 2024) و فشار تورمی (9.5 درصد در سال 2024) قابل مشاهده است و برای مهار آن، روسیه نیازمند تعدیل روند رشد و تورم است. در این راستا، نرخ رشد مورد انتظار روسیه برای سال جاری 1.5 تا 2 درصد هدفگذاری شده است.
✅ در موضوع تورم نیز مسیر اصلاح نرخ یک مسیر بلندمدت تصویر شده و در سال جاری رقم 7 الی 8 درصد مورد انتظار خواهد بود. نگارنده همچنین درباره محدودیتهای ناشی از مخارج بالای بودجهای، به رشد درآمدهای دولت روسیه خوشبین است و به این نکته اشاره میکند که در دسامبر 2024 این درآمدها نسبت به ماه مشابه سال گذشته 28 درصد افزایش داشته اند.
🔁مطالب مرتبط:
▫️مدل رشد جدید در خلیج فارس
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/331
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️اندیشکده او.آر.اف
📝الکساندر دینکین
#اکوتهران
🔸رئیس یکی از موسسات تحقیقاتی آکادمی علوم روسیه در یادداشتی برای اندیشکده مطرح هندی او.ار.اف، سعی نموده تا روایت خود را از تابآوری اقتصاد روسیه در خلال جنگ اوکراین ارائه کند. استدلال محوری نگارنده این است که روسیه از جنگ اوکراین بدینسو با 16 هزار تحریم در بخشهای حیاتی اقتصاد مواجه شده، داراییهایش در خارج کشور مصادره شده و خطوط لوله صادرات نفت آن به صورت فیزیکی مورد تهاجم قرار گرفته است؛ با این وجود، توانسته است از اقتصاد خود در مقابل شوکهای بیرونی محافظت کند.
🔹نمود این تابآوری را میتوان در نرخ رشد یافت. علیرغم کاهش 1.2 درصدی تولید ناخالص داخلی در سال 2022، اقتصاد روسیه در سالهای 2023 و 2024 رشدی 4.1 درصدی را به ثبت رسانده که نرخی بالاتر از اتحادیه اروپا و ایالات متحده به حساب میرود. علاوه بر این، آمارهای بانک جهانی نشان میدهد که از حیث برابری قدرت خرید روسیه در زمره پنج اقتصاد برتر دنیا قرار میگیرد.
🔹به باور نگارنده تابآوری اقتصاد روسیه در مقابل شوکهای بیرونی را میتوان با سه دلیل توضیح داد. این سه دلیل اصلی عبارتند از اصلاحات اقتصادی سی ساله گذشته، انباشت تجربه جدی در گذر سالیان در راهبردهای ضدشوک و مقاوم در برابر فشار و محاسبه غلط غرب درباره توانایی خود برای منزوی ساختن اقتصاد روسیه. در همین راستا، نکات متعددی در متن مورد اشاره قرار گرفته که مهمترین موارد آن در ادامه جمعبندی میشود.
1️⃣روسیه در انرژی، منابع معدنی، مواد غذایی، محصولات زراعی و منابع آب خودکفایی دارد و بستر مناسبی نیز از نظرگاه فناوری، از واکسنسازی گرفته تا فناوری هایپرسونیک و مدلسازی هوش مصنوعی برای خود فراهم ساخته است. این مزایا در سایه بحران کنونی، امکان چرخش سیاست صنعتی روسیه به سمت خدمات را فراهم ساخته است.
2️⃣تولیدکنندگان نفت چرخشی سریع در روندهای صادرات نفت ایجاد کردند. همین مسئله در خصوص تجارت نیز صادق بوده است. در حالی که در سال 2021 قریب به 100 درصد از صادرات نفت خام روسیه به اروپا بود، تا پایان سال 2022 حدود 80 درصد از این نفت به بازارهای آسیایی سرازیر شد. اگر در سال 2021 سه شریک اصلی تجاری روسیه کشورهای چین، آلمان و هلند بودند، در سال 2023 سه کشور چین، هند و ترکیه در صدر شرکای تجاری روسیه قرار گرفتند. روسیه اکنون یکی از معدود کشورهایی است که تراز تجاری مثبت با چین دارد. به شکلی متناقض، این کشور کماکان دومین صادرکننده الانجی به اتحادیه اروپاست.
3️⃣ قوانین بودجهای روسیه در دوره بحران تسهیل شده اند و این رفتار مالی از سوی دولت، منجر به افزایش درآمد و متعاقب آن افزایش تقاضا در بخشهای مختلف، از جمله بخش اعتبارات شده است. در واقع، روسیه مدیریت تورم را نه تنها از طریق مدیریت تقاضا بلکه افزایش عرضه و اعطای آزادی بیشتر به کارآفرینان دنبال نموده است. یکی از روندهای سیاستی که در این راستا مورد توجه قرار گرفته، بازگرداندن موفقیتآمیز شرکتهای کلیدی مستقر در خارج به داخل روسیه است که از آن با عنوان راهبرد برونسپاریزدایی یا de-offshorization یاد میشود.
🔹این یادداشت استدلال میکند که در سال 2025، اقتصاد طرف عرضه در روسیه چشم انداز پایداری دارد و هدف اصلی این کشور مقابله با پدیده برافروختگی (Overheating) اقتصادی خواهد بود. این برافروختگی در دو مولفه کلیدی اشتغال تقریبا کامل (بیکاری 2.3 درصد در سال 2024) و فشار تورمی (9.5 درصد در سال 2024) قابل مشاهده است و برای مهار آن، روسیه نیازمند تعدیل روند رشد و تورم است. در این راستا، نرخ رشد مورد انتظار روسیه برای سال جاری 1.5 تا 2 درصد هدفگذاری شده است.
🔁مطالب مرتبط:
▫️مدل رشد جدید در خلیج فارس
🌐https://institutetehran.com/art/331
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎4👌2❤1
◾️ فارن افرز
📝 زکریا مامپیلی
#روندهای_استراتژیک
🔸در اجلاس بریکس ۲۰۲۴، رهبران چین و روسیه از کشورهای «جهان جنوب» خواستند تا جایگزینی برای نظم جهانی تحت سلطه غرب ایجاد کنند. این اصطلاح، که در بیانیههای رسمی چین و روسیه تکرار شده، نشاندهنده اتحاد کشورهای درحالتوسعه است. اما کارشناسانی مانند جوزف نای این مفهوم را گمراهکننده میدانند، درحالیکه برخی دیگر آن را واقعیتی ژئوپلیتیکی میشمارند. علاوه بر این، این اصطلاح به ابزاری برای کشورهای غیرغربی تبدیل شده است تا در مواجهه با نفوذ غرب، مشروعیت بینالمللی کسب کنند.
💢ابهام در تعریف «جهان جنوب»
🔹از نظر جغرافیایی، «جهان جنوب» شامل بسیاری از کشورهای نیمکره جنوبی است، اما کشورهایی مانند استرالیا و نیوزیلند را نیز در برمیگیرد که توسعهیافته محسوب میشوند. بنابراین، این مفهوم بیش از یک تعریف جغرافیایی، اشارهای به تجارب تاریخی مشترک، استعمار، و وابستگی اقتصادی دارد.
🔹اصطلاح «جهان جنوب» ادامهای از تقسیمبندیهای تاریخی مانند «شرق و غرب»، «جهان اول و سوم»، و «مدرن و سنتی» است که طی قرنها برای توجیه برتری اقتصادی و سیاسی برخی کشورها بهکار رفته است. درعینحال، کشورهای مختلفی از این مفهوم استفاده میکنند تا موقعیت خود را در نظام بینالمللی تقویت کنند، حتی اگر معیارهای سنتی آن را نداشته باشند.
💢ریشههای تاریخی و استعماری
🔹این مفهوم از سیاستهای استعماری قرن نوزدهم نشأت میگیرد، زمانی که قدرتهای اروپایی از «حکومت غیرمستقیم» برای کنترل جوامع بومی استفاده کردند. فردریک لوگارد، فرماندار بریتانیایی در نیجریه، این شیوه را توسعه داد و معتقد بود که جوامع سنتی فاقد توانایی خودگردانی هستند.
🔹این رویکرد باعث شکلگیری سیستمهای حقوقی دوگانه شد که در آن قوانین استعماری برتری داشتند. در نتیجه، حتی پس از پایان استعمار، این نگاه در سیاستهای جهانی باقی ماند و به بازتولید مفاهیمی مانند «جهان جنوب» انجامید. این اصطلاح در دوران جنگ سرد، با تغییراتی مفهومی، به بخشی از گفتمان بینالمللی تبدیل شد.
💢تداوم استفاده از اصطلاح «جهان جنوب» در سیاست جهانی
🔹 پس از جنگ جهانی دوم، آلفرد ساوی اصطلاح «جهان سوم» را برای توصیف کشورهای غیرمتعهد ابداع کرد، اما این مفهوم بهمرور جای خود را به «جهان جنوب» داد.
🔹در دهههای اخیر، قدرتهایی مانند چین و روسیه از این اصطلاح برای جلب حمایت کشورهای درحالتوسعه و مقابله با نفوذ غرب استفاده کردهاند. بااینحال، بسیاری از کشورهای «جهان جنوب» همچنان از نظر اقتصادی و سیاسی وابسته به ساختارهای جهانی تحت سلطه غرب باقی ماندهاند. در این میان، برخی از این کشورها به دنبال ایجاد سازمانها و پیمانهای جدید هستند که به کاهش این وابستگی کمک کند.
💢چالشهای پیشروی کشورهای «جهان جنوب»
🔹با وجود تمایل برای استقلال بیشتر، کشورهای درحالتوسعه با مشکلاتی مانند وابستگی اقتصادی به غرب، نابرابری در زنجیره تأمین جهانی، و مداخلات ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگ روبهرو هستند.
🔹درحالیکه برخی کشورها مانند هند و برزیل در تلاش برای افزایش نفوذ خود هستند، همچنان ساختارهای اقتصادی جهانی مانع پیشرفت مستقل بسیاری از کشورهای «جهان جنوب» میشود. علاوه بر این، رقابت میان کشورهای این دسته نیز گاهی مانع اتحاد و همکاری واقعی میشود، زیرا هر یک اهداف ملی خاص خود را دنبال میکنند.
💢نتیجهگیری: آیا «جهان جنوب» یک مفهوم واقعی است؟
🔹اصطلاح «جهان جنوب» بیش از آنکه یک واقعیت جغرافیایی یا اقتصادی باشد، یک ابزار گفتمانی است که در طول تاریخ برای توجیه نظم جهانی نابرابر بهکار رفته است.
🔹درحالیکه برخی کشورها از این مفهوم برای ایجاد اتحاد و چالش در برابر غرب استفاده میکنند، باید توجه داشت که این اصطلاح همچنان ریشه در تفکرات استعماری دارد و ممکن است بیش از آنکه به وحدت بینالمللی کمک کند، به تثبیت همان تقسیمبندیهای قدیمی بین شمال و جنوب جهانی منجر شود.
🌐https://institutetehran.com/art/332
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11❤2