اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.9K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐لحظه حقیقت برای اروپا و اتحاد فراآتلانتیک
♦️وولفگنگ ایشینگر
📝فارن افرز

#تهران_ریویو

🔹جلسه فاجعه‌بار ولادیمیر زلنسکی با دونالد ترامپ و جی دی ونس در کاخ سفید لحظه فرارسیدن حقیقت برای ائتلاف غربی بود. ترامپ با پایان‌دادن به پشتیبانی آمریکا در جنگ نه فقط اوکراین را متزلزل ساخته؛ بلکه روابط فراآتلانتیک را به عنوان مفروض اساسی پس از جنگ جهانی دوم با پرسش مواجه کرده است. در پایتخت‌های اروپایی هراس رخنه کرده است. برخی از سیاستگذاران و تحلیلگران صحبت از پایان ناتو یا پایان غرب می‌کنند. آنها از مقاصد ایالات متحده وحشت کرده‌اند: آیا واشنگتن می‌خواهد بقای درازمدت اوکراین را به عنوان کشوری مستقل و آزاد تضعیف کند؟ آیا ترامپ تلاش می‌کند که راهبرد "معکوس کیسینجر" را اجرا کرده و به عکس کیسینجر که برای مهار شوروی به چین نزدیک شد، برای مهار چین به روسیه نزدیک شود؟

🔸چالش کنونی برای غرب دلهره‌آور است؛ اما این ائتلاف در گذشته از تردیدهای قوی دیگری نیز نسبت به این ائتلاف عبور کرده است. پس از پایان پیمان ورشو، در اوایل دهه ۱۹۹۰ برخی طرفدار انحلال تدریجی ناتو بودند. با این حال از زمانی که روسیه در دو دهه گذشته در مسیر تجدیدنظرطلبی قرار گرفت (مخصوصاً از ۲۰۱۴ که کریمه را تصاحب و دونباس را اشغال کرد) ناتو نه تنها دوام بلکه گسترش یافته و امروز به لحاظ انسجام، تعداد اعضا و بازدارندگی تقویت شده است. با این حال دولت ترامپ مسئله اعتماد را بوجود آورده است و برای نخستین بار اروپایی‌ها مطمئن نیستند که ایالات متحده به ناتو و نقش رهبری آمریکا در آن متعهد خواهد بود یا خیر.

🔸ایالات متحده از اینکه اروپا را رها کند تا با روسیه به توافق برسد، آگاه است. پس از الحاق کریمه به روسیه و اشغال شرق اوکراین در ۲۰۱۴، واشنگتن تصمیم گرفت تا مواجه با مسکو را به کشورهای اروپایی واگذار کند. ابزار کلیدی در این امر فرایند مینسک (گفتگوهایی برای آتش‌بس در شرق اوکراین) و به اصطلاح نورماندی چهار (Normandy Four) بود که از فرانسه، آلمان، روسیه و اوکراین تشکیل می‌شد و از ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲ چندین نوبت با یکدیگر ملاقات داشتند. متاسفانه فرایند مینسک و نورماندی شکست خورد و خلأ رهبری آمریکا روسیه را تشویق کرد تا تنش را شدت بخشد که در نهایت منجر به اشغال اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ شد.

🔸به نفع منافع اروپاست که از تعامل راهبردی ایالات متحده استقبال کند. این تعامل در راستای چرخش بزرگ واشنگتن از اروپا به سمت چین است؛ اما برای موفقیت، هر دو سوی آتلانتیک باید شکاف اعتماد میان خود را پر کنند. اگر چنین کاری انجام شود، تنها چالش اصلی پیداکردن راهی برای تضمین‌کردن و اجرای یک توافق بادوام در اوکراین خواهد بود. اول از همه، اوکراین باید در این توافق شرکت کند و نیاز دارد تا مطمئن شود نتیجه آن منصفانه است و بدعهدی نیست. بدون مشارکت فعال اوکراین و اروپایی‌ها تلاش دولت ترامپ برای صلح قبل از اینکه آغاز شود فرو می‌پاشد. به همین دلیل به نفع آمریکا است که روابط خود را با زلنسکی و رهبری اوکراین بعد از جلسه ۲۸ فوریه در کاخ سفید بهبود بخشد.

🔸از همه مهم‌تر، نیازی وافر به شکل جدیدی از رهبری اروپایی احساس می‌شود. قدرت‌های اروپا برای منافع امنیتی حیاتی خود و بازسازی این ائتلاف فرسوده باید نشان دهند که قادرند بار بیشتری را برای ارتقای قدرت جمعی ائتلاف بر دوش کشند. فرانسه، آلمان، لهستان و دیگر همسایگان موافق باید ابتکار دفاعی مهمی را راه اندازی کنند و گروهی مرکزی از قدرت‌ها را شکل دهند که در مسائل امنیتی آماده باشد با یک صدای واحد صحبت کند. این اتحادیه دفاع اروپایی باید بر اساس نظام تصمیم‌گیری اکثریتی عمل کند و مشارکت نزدیک بریتانیا را نیز تا حد ممکن در بر می‌گیرد. اهداف اصلی این ابتکار می‌تواند شامل ایجاد بازار دفاعی واحد و منسجم و زنجیره عرضه، تجهیزات نظامی، تدارکات و توسعه و تمرین مشترک نیروهای نظامی باشد.

بهترین و دقیق‌ترین مسیر دولت ترامپ برای واردکردن اروپا و اوکراین، و شرکای اروپایی نظیر ترکیه در فرآیند توافق صلح،برقراری مجدد حالت آزموده و اثبات‌شدۀ گروه تماس است که در دهه ۱۹۹۰ راه اندازی شد تا حس اتحاد و هدف مشترک را ذیل رهبری آمریکا ایجاد کند. این راه‌حل در اوکراین جزئی حیاتی است که ما را از پایان جنگ مطمئن می‌کند.

🔄مطالب مرتبط
▫️گزینه‌های اروپا برای پاسخ به وضع تعرفه‌های جدید توسط ترامپ
▫️وضعیت میدانی نبرد در اوکراین و طرح‌های مذاکراتی روسیه و آمریکا
▫️اتحاد فراآتلانتیک رو به احتضار است. پس از آن چه چیزی در انتظار اروپا است؟

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/301
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2👌1
♦️پشت پرده حمایت نتانیاهو از دروزی‌های سوریه
◼️ مجله البیان- عربستان
📝حسن الرشیدی

#رویة_العربیة

🔸اسرائیل به‌تازگی اعلام کرده که اجازه نخواهد داد نیروهای «هیئة تحریر الشام» یا «ارتش جدید سوریه» به جنوب دمشق پیشروی کنند. نتانیاهو خواستار خلع سلاح این نیروها در مناطق قنیطره، درعا و سویدا شده است. این موضع‌گیری در حالی صورت می‌گیرد که بحران جنگ غزه و فشارهای داخلی ناشی از آن همچنان ادامه دارد؛ از یک سو جناح راست افراطی بر تداوم جنگ و آواره‌سازی فلسطینیان تأکید می‌کند، و از سوی دیگر بخش اعظم صهیونیست‌ها خواهان ادامه توافق با حماس و آزادی اسرا هستند.

🔹هم‌زمان، اسرائیل جنگی را در کرانه باختری علیه گروه‌های مقاومت فلسطینی به راه انداخته و شهرک‌نشینان شمال فلسطین نیز تا تعیین تکلیف جنگ با حزب‌الله، از بازگشت به خانه‌های خود خودداری می‌کنند. در میانه این بحران‌ها، نتانیاهو جبهه جولان را نیز دچار تنش کرده و در امور سوریه دخالت می‌کند. این در حالی است که حکومت جدید سوریه همواره تلاش داشته تا با پرهیز از درگیری مستقیم با اسرائیل، ثبات خود را حفظ کند؛ اما نکته تعجب‌برانگیز اینجاست که ارتش اسرائیل از زمان ورود نیروهای تحریر الشام به دمشق، اقدام به تضعیف قدرت نظامی سوریه کرده است. اسرائیل با اشغال منطقه حائل در بلندی‌های جولان، دامنه تجاوزات خود را به اطراف دمشق، قنیطره و درعا گسترش داده است. اکنون، اسرائیل مسیر دمشق-بیروت و برخی راه‌های داخلی لبنان، ازجمله مسیر بقاع-جنوب را در کنترل خود دارد.

💢رژیم و واقعیت پیرامون

🔹از زمان تأسیس، این رژیم احساس کرده است که توسط دشمنان همسایه عربی احاطه‌شده که با موجودیت و پروژه‌های توسعه‌طلبانه و استعماری آن مخالف هستند؛ بنابراین، این رژیم تلاش کرده است تا این محاصره را تضعیف نموده و با شکست مواجه نماید. استراتژی امنیت ملی این رژیم بر دو اصل استوار است: اول، تقویت احزابی که از حمایت کشورهای هم‌مرز با جهان عرب مانند ترکیه، ایران و اتیوپی برخوردار هستند و دوم، راهبرد درونی که به‌عنوان «استراتژی تفرقه‌اندازی» شناخته می‌شود و با هدف کاشت بذر تفرقه، میان اقلیت‌های قومی، مذهبی و دینی در داخل کشورهای عربی به کار بسته می‌شود.

🔹بن گوریون، اولین نخست‌وزیر اول اسرائیل طی پیامی که به رهبران ارتش و دستگاه‌های امنیتی خود، بر لزوم استفاده از نقاط ضعف کشورهای عربی، به‌ویژه در روابط گروه‌ها و اقلیت‌ها، تأکید کرده است. مطابق دستور او، دستگاه‌های اسرائیلی موظفند ارتباطات خود را با سران اقلیت‌های منطقه برقرار کنند. «آبا ایبان»، وزیر امور خارجه اسبق اسرائیل نیز در کتاب خود گفته است عرب‌ها همیشه در تفرقه زندگی کرده‌اند و وحدت‌هایشان بیشتر به زور اسلحه بوده است.

🔹اکنون آن استراتژی در حال احیاء است. یک روز پس از سقوط اسد، نتانیاهو با ارسال پیامی به دروزی‌های سوریه دست دوستی به‌سوی آن‌ها دراز کرد و آن‌ها را برادران دروزی خود و برادران دروزی‌های اسرائیل خواند. این اقدام یادآور سیاست‌های اسرائیل در دهه ۱۹۷۰ است که به حمایت از تشکیل یک دولت دروزی به‌عنوان «دولت حائل» میان اسرائیل و سوریه اشاره داشت. همچنین، وزیر خارجه اسرائیل، در ارزیابی تحولات پس از جنگ لبنان و سقوط نظام سوریه، بر لزوم گسترش روابط اسرائیل با اقلیت‌های منطقه‌ای چون کردها و دروزی‌ها تأکید کرد و این ارتباطات را از نظر سیاسی و امنیتی مفید دانست.

💢نقش و برنامه‌های دروزی‌ها

🔹دروزی‌های سوریه، حدود سه درصد از جمعیت، معادل ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر هستند که عمدتاً در مناطق سویدا، ارتفاعات جولان و اطراف دمشق سکونت دارند. با آغاز اعتراضات سوریه، دروزی‌ها به دو گروه حامی و مخالف اسد تقسیم شدند. پس از سقوط سوریه و به قدرت رسیدن احمد شرع، دروزی‌ها در ابتدا موضع مشکوکی نسبت به حکومت جدید داشتند و حتی از ورود نیروهای دولت جدید به مناطقشان جلوگیری کردند. در این شرایط، ولید جنبلاط، رهبر دروزی‌های لبنان، شیخ عقل، رهبر دروزی‌های مخالف اسد را به دمشق برد تا با احمد شرع دیدار کند.

آن‌چه باعث ابهام بیشتر در فهم جهت‌گیری دروزی‌های سوریه می‌شود، اقدامات و اظهارات رهبر آن‌ها است. یک روز پیش از سخنان نتانیاهو، شورای نظامی در سویدا، متشکل از تعدادی از گروه‌های مسلح برگزار و پرچم دروزی‌ها در این استان به اهتزاز درآمد. همچنین در ویدئویی که اخیرا از رهبر دروزی‌های سوریه منتشر شده است، شیخ عقل به‌صورت ضمنی از دولت سوریه انتقاد کرده و اعلام می‌کند مردم سوریه با بازگشت فساد و استبداد تحت هر عنوانی مخالف هستند. به‌نظر می‌رسد وقایع روزهای آتی بیش از پیش نیت دروزی‌ها و ارتباط آن‌ها با اسرائیل را آشکار کند.

🔄مطالب مرتبط
▫️شبه‌خودگردانی کشورها و مناطق فاقد حکمرانی
▫️ اسرائیل و سوریه مطلوب

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/302
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👏2👌21
🔵مدل رشد جدید در خلیج فارس
◼️پروجکت سیندیکیت
📝
فریس السلیمان و استفن هرتوگ

#اکوتهران

🔸کشورهای خلیج فارس متاثر از تحولات ژئوپلتیک و پویایی‌های بازار در موقعیت بسیار مناسبی قرار گرفته‌اند. طی سه سال گذشته، صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان (PIF) توافق‌های مختلفی با شرکت‌های چندملیتی بزرگ برای راه‌اندازی تاسیسات تولیدی جدید در این کشور امضا کرده است. با این حال، باوجود ثروت نفتی کافی برای جذب سرمایه‌گذاران جهانی، تلاش‌های قبلی در زمینه سیاست صنعتی چندان موفق نبوده است. آیا این بار تفاوت خواهد کرد؟

🔹بهبود زیرساخت‌ها و ظرفیت‌های دولتی و همچنین کاهش هزینه انرژی‌های تجدیدپذیر، نشانه‌هایی است که موفقیت این سیاست صنعتی را امکانپذیر می‌کند. اما شاید مهم‌تر از همه، توانایی رو به رشد پادشاهی‌های خلیج فارس در درک چشم‌انداز ژئواکونومیکی در حال تغییر است تا بتوانند در زنجیره‌های ارزش جهانی جایگاهی پیدا کنند.

🔹به جز شرکت‌های چینی، مایکروسافت به تازگی قراردادی به ارزش ۱.۵ میلیارد دلار برای سرمایه‌گذاری در شرکت فناوری دولتی G42 در امارات متحده امضا کرده است و شرکت کشتی‌ساز ایتالیایی Fincantieri نیز همکاری مشترکی با یک شرکت اماراتی برای صادرات کشتی‌های دریایی به شرکای غیرناتو تشکیل داده است.

💢 شکل‌گیری سرمایه‌داری دولتی

🔹این تحولات در شرایط تبدیل کشورهای منطقه به کارآفرینانی فعال رخ می‌دهد؛ پدیده‌ای که به ویژه در عربستان و امارات مشهود است. صندوق‌های ثروت دولتی این کشورها در راستای سیاست صنعتی‌ شدن و نوسازی از طریق یک مدل دولتی-سرمایه‌داری مشخص، ده‌ها شرکت را در بخش‌های مختلف تأسیس یا خریداری کرده‌اند. این شرکت‌ها به شرکای مطلوبی برای بازیگران صنعتی خارجی تبدیل شده‌اند که به دنبال ورود به بازار خلیج فارس هستند. اما با وجود منابع و ظرفیت‌های عظیم دولت، باید دید در بازار انضباط کافی برای ایجاد یک استراتژی صنعتی پایدار و صادرات‌محور وجود دارد یا خیر.

🔹گسترش مدل سرمایه‌داری دولتی در کنار تحولات ژئوپلتیک کنونی می‌تواند فرصت‌های جدیدی را فراهم کند. چندقطبی شدن و ظهور بلوک‌های جایگزینی مانند بریکس به قدرت‌های متوسطی مانند عربستان و امارات این امکان را داده است که در مذاکرات قوی‌تر ظاهر شوند و به زنجیره‌های ارزش جهانی که قبلاً برایشان دست نیافتنی بود، دسترسی پیدا کنند. این پویایی جدید را می‌توان در مذاکرات تجاری بین شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا و بریتانیا مشاهده کرد. میزبانی اخیر عربستان از مذاکرات مقدماتی بین هیئت‌های آمریکایی و روسی، نشانه‌ای از نقش محوری این کشورها در دولت دوم ترامپ است.

🔹این تغییرات در نظام بین‌المللی، در کنار یک استراتژی صنعتی قوی‌تر برای جذب شرکت‌های چندملیتی، موجب تسریع تغییر در جریان دارایی‌ها شده است. با افزایش رقابت انرژی سبز، اتوماسیون، هزینه‌ پایین سرمایه و تغییرات ژئواکونومیکی، سواحل غربی عربستان به یک مرکز نوظهور برای تولید خودروهای برقی تبدیل شده است. شرکت‌هایی مانند Foxconn، Hyundai و Lucid در حال سرمایه‌گذاری در تأسیسات تولیدی هستند تا بازارهای خلیج فارس، آفریقا و اروپا را در اختیار بگیرند.

🔹به همین ترتیب لنوو نیز اخیراً اقدام به راه‌اندازی یک مرکز تولیدی در عربستان سعودی کرده است. همچنین شاهد افزایش قابل توجهی در تعهدات سرمایه‌گذاری برای توسعه زیرساخت‌های دیجیتالی منطقه، بویژه دیتاسنترهای سبز هستیم؛ چرا که هزینه‌های پایین انرژی خورشیدی، زمین فراوان و اتصال سریع به بازارهای مختلف جذابیت این سرمایه‌گذاری‌ها را افزایش داده است.

🔹انرژی‌های تجدیدپذیر اکنون با سرعت بیشتری در اکثر مناطق به کار گرفته می‌شوند و این روند به کشورهای خلیج فارس کمک می‌کند تا بخش‌های مهمی از زنجیره‌های ارزش را بومی‌سازی کنند. در حال حاضر دو شرکت چینی تولیدکننده پنل خورشیدی در جهان، در حال برنامه‌ریزی برای راه‌اندازی خطوط مونتاژ در عربستان سعودی با همکاری صندوق سرمایه‌گذاری عمومی هستند.

با این حال، اتکا به این نوع استراتژی صنعتی بدون خطر نیست. در سطح جهانی هنوز مشخص نیست که سیاست‌های صنعتی جدید چگونه عمل خواهند کرد. ایالات متحده و اروپا ممکن است اقداماتی انجام دهند تا مانع ورود محصولات چینی به بازارهای خود شوند. همچنین برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس ممکن است با چالش‌هایی مواجه شوند که منجر به کاهش در سرمایه و تخصص مدیریتی آنها گردد. با این وجود، ماه‌ها و سال‌های آینده می‌تواند بهترین فرصت برای این منطقه جهت توسعه یک مدل رشد پایدار پسانفتی باشد.

🔄مطالب مرتبط
▫️کنفرانس العلا و چالش های نوظهورِ اقتصادهای نوظهور

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/303
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👎32👏2🆒2👌1
🌐 بیانیه خلع سلاح «پ.ک.ک»؛ انتظارات و محدودیت‌های پیش‌رو

#تحلیل_کوتاه

🔸پس از حدود ۴ دهه درگیری‌های خشونت‌آمیز میان حزب کارگران کردستان موسوم به «پ.ک.ک» و دولت مرکزی ترکیه، سرانجام عبدالله اوجالان، رهبر زندانیِ ۷۵ ساله «پ.ک.ک» فرمان خلع‌سلاح و انحلال این سازمان را صادر کرد. فرمان مذکور در نتیجه ابتکار «دولت باغچلی» رهبر حزب ملی‌گرای افراطی حرکت ملی‏ (متحد اصلی اردوغان) حاصل شده است. سرنگونی اسد در دسامبر ۲۰۲۴ فشار بیشتری بر کردهای ترکیه و سوریه وارد کرد تا تنش‌های خود با ترکیه را حل کنند. بر این اساس از پائيز ۲۰۲۴ تا کنون سه دور نشست با حضور نمایندگان کُرد پارلمان ترکیه و اوجالان در جزیره ایمرالی برگزار شده است.

🔹روز پنج شنبه مورخ ۹ اسفند «حزب برابری و دموکراسی خلق‌ها» به نمایندگی از رهبر «پ.ک.ک» بیانیه خلع‌سلاح و انحلال این سازمان را منتشر کرد. کنشگران سیاسی و اجتماعی کُرد در ترکیه از جمله اعضای این حزب امیدوارند که از طریق بیانیه خلع سلاح توسط اوجالان امتیازات سیاسی و اقتصادی قابل توجهی را از حکومت مرکزی آنکارا دریافت کنند. در همین راستا، احزاب کُرد قانونی در ساختار سیاسی ترکیه در پی آن هستند که پس از انتشار بیانیه مذکور مقامات آنکارا را به جایگزینی سیاستمداران و شهرداران وابسته به خود در شهرهای کردنشین ترغیب کنند.

🔹همچنین از فحوای بیانیه اوجالان این پندار شکل می‌گیرد که کردها به سمت حقوق فرهنگی و زبانی به جای کسب استقلال لزوماً سیاسی سوق یافته‌اند. این در حالی است که رجب طیب اردوغان به دنبال خلع سلاح یکجانبه «پ.ک.ک» بوده و اعلامیه عبدالله اوجالان را به معنی آغاز گفت‌و‌گوهای صلح و اعطای امتیاز بیشتر به احزاب کردی نپذیرفته است. اردوغان همچنین هشدار داده است که در صورت نقض وعده‌ها، عملیات علیه «پ.ک.ک» بلافاصله ادامه خواهد یافت.

🔹جالب توجه این که اردوغان در جریان این مذاکرات، نقش چندانی ایفا نکرده و مسئولیت سیاسی این روند را به دولت باغچلی سپرده است تا نه تنها از ریسک‌های سیاسی احتمالی در امان بماند بلکه دست خود را برای اعمال سیاست مشت آهنین علیه «پ.ک.ک» همچنان باز نگه دارد. افزایش سرکوب‌ فعالان سیاسی کُرد در ترکیه در ماه‌های اخیر شاهدی بر این مدعا است.

🔹بیاینه اوجالان از زاویه منطقه‌ای نیز بسیار حائز اهمیت است. توافق صورت گرفته با «پ.‌ک.‌ک» به نفع نیروهای طرفدار ترکیه در سوریه است. آنکارا پس از سقوط بشار اسد، در تلاش است که ثبات بیشتری در سوریه ایجاد کند. تحلیلگران بر این باورند که چنین توافقی می‌تواند نگرانی‌های ترکیه را در مورد تروریسم و مهاجرت‌های مرزی کاهش دهد تا آنکارا با تمرکز بیشتری به ساختار سازی و حمایت از نیروهای طرفدار خود در سوریه ادامه دهد.

🔹اوجالان به عنوان یک چریک پیر در صدور پیام‌های طولانی و مبهم که می‌توان به شیوه‌های مختلف تفسیر شود شهرت دارد. در همین راستا، مظلوم کوبانی فرمانده نیروهای کرد سوری بیان داشته است که بیانیه اوجالان مختص به «پ.ک.ک» در ترکیه است و به نیروهای کرد در سوریه ارتباطی ندارد. وی همچنین بیان داشته است که «اگر در ترکیه صلح برقرار شود، به معنای آن خواهد بود که دیگر هیچ بهانه‌ای برای حمله به ما [از جانب ترکیه] در سوریه باقی نخواهد ماند.» این نکته دقیقا بر خلاف چیزی است که حزب حاکم در ترکیه از طریق صلح با «پ.ک.ک» دنبال می‌کند.

🔹با عنایت به آنچه بیان شد، امیدواری بیش از حد به سیاست اعلامی «پ.ک.ک» نمی‌تواند چندان واقع‌بینانه باشد. تنها زمانی خلع سلاح «پ.ک.ک» به واقعیت خواهد پیوست که سیاست اعمالی فرماندهان یگان‌های وابسته به این گروه به شکل معناداری تغییر کند. توافقات قبلی دولت ترکیه و «پ.ک.ک» انتظارات هیچ کدام از طرفین را برآورد نکرده است.

🔹 اوجالان پیش از این نیز سه بار از نیروهای «پ.ک.ک» خواسته بود که سلاح های خود را بر زمین گذاشته و با دولت ترکیه صلح کنند. آخرین نسخه از توافق صلح میان دو طرف مربوط به سال ۲۰۱۵ است که حتی چند ماه نیز دوام نیاورد. تنها تفاوت بیانیه اوجالان در سال ۲۰۲۵ این است که وی دیگر سخنی از مطالباتی مانند خودمختاری، کنفدراسیون و فدراسیون به میان نیاورده است.

«پ.ک.ک» در ‌خصوص توافق اخیر تاکید کرده است تنها در صورتی حاضر به پذیرش خلع سلاح است که کنگره‌ای برای خلع سلاح با ریاست شخص عبدالله اوجالان برگزار شود. پذیرش ریاست اوجالان برای تشکیل چنین کنگره‌ای اولین مانع بر سر عملیاتی شدن بیانیه اخیر است. همچین این گروه در بیانیه‌ای اعلام کرده است که برای موفقیت این فرآیند، شرایط سیاسی و دموکراتیک لازم باید فراهم شود.

🔄مطالب مرتبط
▫️کردها حلقه اتصال سیاست داخلی و خارجی ترکیه پس از سقوط اسد

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/304
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏3👎2👌1
♦️تحول در روابط روسیه-آمریکا و تاثیر آن بر آینده همکاری مسکو و تهران
◼️ مرصد المصری
📝علی عاطف

#رویة_العربیة

🔹پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴، بحث‌ها در ایران درباره تأثیر این تحول بر روابط تهران و مسکو شدت یافته است. ترامپ و پوتین به همکاری برای حل بحران‌های جهانی از جمله جنگ اوکراین اشاره کرده‌اند. در ایران، برخی معتقدند که روسیه برای بهبود روابط با آمریکا، همکاری استراتژیک خود با ایران را کاهش خواهد داد، در حالی که گروهی دیگر باور دارند مسکو روابط خود با ترامپ را در عین حفظ منافعش در ایران متعادل می‌کند.

🔹رسانه‌های اصول‌گرا هشدار داده‌اند که نزدیکی روسیه و آمریکا می‌تواند به همکاری تهران و مسکو آسیب بزند در مقابل رسانه اصلاح طلب اعلام کرده که مسکو منافع خود را فدای ایران نخواهد کرد و نزدیکی روسیه و آمریکا می‌تواند به همکاری تهران و مسکو آسیب بزند.

🔹با امضای توافقنامه مشارکت استراتژیک جامع بین دو کشور در ژانویه ۲۰۲۵، این سؤال مطرح است که تا چه حد نزدیکی مسکو و واشنگتن بر روابط ایران و روسیه تأثیر خواهد گذاشت.

💢انگیزه‌های بهبود موقت در روابط روسی –آمریکایی

🔹پس از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۱، روابط روسیه و آمریکا بین تنش و بهبود نوسان داشته است. در دوران ترامپ، روابط کمتر تنش‌زا بود، اما در دوره بایدن تنش‌ها به اوج خود رسید. ترامپ تمایل به بهبود روابط با روسیه، به‌ویژه برای حل بحران اوکراین، دارد. او معتقد است که ادامه جنگ اوکراین می‌تواند منجر به جنگ جهانی سوم شود. با این حال، به نظر می‌رسد پس از پایان دوره ترامپ، تنش‌ها در روابط مسکو و واشنگتن احتمالاً از سر گرفته خواهد شد.

🔹روسیه بعید است که روابط خود با ایران را فقط به‌خاطر توافقات موقتی با آمریکا به خطر بیندازد. مسکو ممکن است سطح همکاری‌های استراتژیک خود با ایران را کاهش دهد، اما این کاهش به بحران نمی‌انجامد. دولت ترامپ همچنین به روابط با ایران نیاز دارد، زیرا قصد دارد از دیپلماسی برای مدیریت بحران هسته‌ای ایران استفاده کند. این موضوع در سفر وزیر خارجه روسیه به تهران در فوریه ۲۰۲۵ و انتقال پیام رهبران آمریکایی در خصوص مذاکرات هسته‌ای به ایران منتقل شد.

💢ترجیح منافع راهبردی مشترک با ایران بر بهبود موقت روابط با آمریکا

🔹به نظر می‌رسد روسیه برای بهبود روابط با واشنگتن در دوره ترامپ، روابط خود با ایران را دچار بحران نکند، زیرا منافع استراتژیک آن با تهران عمیق‌تر از یک بهبود موقتی با آمریکا است. همچنین شواهد نشان می‌دهند که نزدیکی روسیه و آمریکا لزوماً به کاهش روابط مسکو و تهران منجر نخواهد شد.

💢همکاری نظامی

🔹جنگ اوکراین اهمیت همکاری نظامی میان روسیه و ایران را افزایش داده است. ایران پهپادهای نظامی، به‌ویژه مدل "شاهد"، و موشک‌های دوربرد را به روسیه ارائه داده و همچنین به آموزش نیروهای روسی در استفاده از این سلاح‌ها پرداخته است. این سلاح‌ها تأثیر قابل توجهی در جنگ داشته‌اند و بسیاری از گزارش‌ها بر نقش مؤثر آنها در تغییرات میدان نبرد تأکید دارند.

💢همکاری اقتصادی

🔹معاون نخست‌وزیر روسیه، اعلام کرد که حجم تجارت بین دو کشور در ۹ ماه اول سال گذشته ۱۴.۷٪ افزایش یافته و به ۳.۳ میلیارد دلار رسیده است. چند هفته پس از این اظهارات، دو کشور توافقنامه همکاری استراتژیک جامعی را برای حداقل ۲۰ سال امضا کردند. این افزایش تجارت به دلیل تحریم‌های خارجی و نیاز به حمایت از همکاری اقتصادی میان دو کشور، به‌ویژه با توجه به نزدیکی جغرافیایی آنها، است. علاوه بر این، ایران و روسیه در پروژه‌هایی مانند "کریدور شمال-جنوب" و عضویت در سازمان‌هایی چون "بریکس" همکاری می‌کنند.

💢همکاری مشترک روسیه و ایران در مناطق مختلف جهان


🔹همکاری ایران و روسیه تنها به حوزه‌های اقتصادی و نظامی محدود نمی‌شود، بلکه به مناطق گسترده‌ای مانند قفقاز، خاورمیانه و آسیای مرکزی نیز گسترش دارد. در این مناطق، دو کشور منافع سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی مشترکی دارند که باعث تقویت همکاری‌ها، مشاوره‌های مشترک، و تبادل اطلاعات امنیتی می‌شود. این همکاری‌ها به تقویت منافع ملی و جلوگیری از اختلافات در این مناطق کمک کرده و ضرورت حفظ روابط نزدیک بین دو کشور را نشان می‌دهد.

بر این اساس، به‌نظر می‌رسد شتاب روابط روسیه و ایران به طور کلی ادامه داشته باشد اما ممکن است برخی از جنبه‌های همکاری‌های دو کشور در دوره آینده، اندکی تحت تأثیر قرار گیرد. همچنین انتظار می‌رود موضوع دستیابی به توافق هسته‌ای میان ایران و غرب (عمدتاً ایالات متحده) در این زمینه کلیدی باشد، زیرا دستیابی به توافق به معنای تداوم شتاب روابط خواهد بود و از سوی دیگر عدم دستیابی به توافق ممکن است منجر به تنش‌های «احتیاط‌آمیز» در روابط شود.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/305
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌2👏1
🌐رویکرد روسیه به سوریه جدید؛‏ انعطاف برای ایفای نقش موثر در موازنه منطقه‌ای

#تحلیل_کوتاه

🔹سقوط دولت بشار اسد در سوریه اگرچه ضربه‌ای قابل ملاحظه به منافع روسیه در این کشور محسوب ‏می‌شد، اما به معنای پایان سیاست‌های خاورمیانه‌ای مسکو نیست. تحولات اخیر نشان می‌دهد که روسیه، با ‏اتخاذ رویکردی واقع‌گرایانه، در حال تلاش برای سازگاری با شرایط جدید و حفظ منافع خود در سوریه و ‏منطقه است‎.‎

🔸غرب آسیا پس از چین، دومین منطقه مهم اقتصادی برای روسیه به شمار می‌رود. ترکیه، امارات متحده عربی، ‏مصر و ایران به عنوان شرکای تجاری کلیدی برای مسکو مطرح هستند و پروژه‌های بزرگ روسیه مانند هاب ‏گاز (در ترکیه یا ایران)، مسیرهای لجستیکی جدید (کریدور شمال-جنوب به اقیانوس هند) و ساخت ‏نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران، ترکیه و مصر، گواه این اهمیت اقتصادی هستند. علاوه بر این، روسیه به دنبال ‏ایفای نقش سیاسی مهمی در غرب آسیا است و تلاش دارد تا به عنوان یک قدرت تاثیرگذار در منطقه مطرح ‏شود‎.‎

🔸در این بین از دست دادن سوریه به عنوان متحدی استراتژیک، برنامه‌های روسیه در منطقه را با چالش مواجه ‏کرد. پایگاه‌های هوایی حمیمیم و طرطوس نقش حیاتی در لجستیک روسیه در سراسر خاورمیانه و آفریقا ایفا ‏می‌کردند. همچنین، حضور نظامی روسیه و حمایت از دولت اسد، به افزایش اعتبار و نفوذ مسکو در منطقه ‏کمک کرده بود و سوریه به عنوان یک ابزار چانه‌زنی با ایالات متحده به شمار می‌رفت. حتی در بحبوحه ‏جنگ اوکراین، حضور روسیه در سوریه اهرم‌های فشار قابل توجهی به مسکو در روابط با ترکیه و اسرائیل ‏داده بود‎.‎

🔸با وجود چالش‌های پیش‌رو، روسیه نشان داده است که در تطبیق با شرایط جدید، از انعطاف‌پذیری بالایی ‏برخوردار است. حفظ دو پایگاه نظامی در سوریه به اولویت اصلی روسیه تبدیل شده و مسکو در همین ‏راستا، ارتباطاتی با رهبران جدید سوریه برقرار کرده و به دنبال کسب تضمین‌های امنیتی است. رویکرد روسیه ‏در قبال تحولات سوریه، مبتنی بر درک واقع‌گرایانه از روابط بین‌الملل است؛ یعنی، پذیرش این حقیقت که ‏قدرت واقعی در سوریه اکنون در دست هیئت تحریر الشام است و بنابراین، تعامل با این گروه برای حفظ ‏منافع روسیه ضروری است‎.‎

🔸چنانکه بلافاصله پس از سقوط دمشق، رسانه‌های دولتی روسیه از به‌کارگیری اصطلاحات تند و تحقیرآمیز ‏برای هیئت تحریر الشام خودداری کرده و از عبارت محترمانه‌تر "مخالفان مسلح سوریه" استفاده کردند. ‏همچنین، پرچم دولت قدیم از سفارت سوریه در مسکو حذف و با پرچم جدید مخالفان جایگزین شد. این ‏اقدامات، نشان‌دهنده آمادگی روسیه برای تعامل با دولت جدید است‎.‎

🔸در حال حاضر بخت روسیه برای باقی ماندن در سوریه، تا حد زیادی به میزان تغییرات هیئت تحریر الشام از ‏یک گروه نزدیک به القاعده به یک نیروی عمل‌گرا و آماده برای سازش بستگی دارد. از سوی دیگر، هیئت ‏تحریر الشام نیز به حمایت روسیه نیازمند است. زیرا مسکو می‌تواند به این گروه کمک کند تا به رسمیت ‏شناخته شود و روابط خود را با سایر کشورها گسترش دهد. علاوه بر این، تعامل با روسیه می‌تواند به هیئت ‏تحریر الشام در کسب استقلال از ترکیه کمک کند.‏

🔸همچنین هیئت تحریر الشام به دنبال کنترل کامل بر تمام خاک سوریه است و در این راستا، با چالش‌های ‏ناشی از حضور ایالات متحده و حمایت این کشور از کردها و ساختارهای قبیله‌ای در شمال و شرق سوریه ‏مواجه است. روسیه می‌تواند در این زمینه نقش تعادل‌دهنده‌ای در برابر نفوذ آمریکایی ایفا کند و به هیئت ‏تحریر الشام در تحقق اهدافش کمک کند‎.‎

در مجموع تحولات اخیر در سوریه نشان می‌دهد که روسیه با اتخاذ رویکردی واقع‌گرایانه و انعطاف‌پذیر، در ‏حال تلاش برای حفظ منافع خود در این کشور و منطقه است. تعامل با هیئت تحریر الشام به عنوان نیروی ‏حاکم جدید، می‌تواند به روسیه در حفظ پایگاه‌های نظامی خود، ایفای نقش موثر در موازنه قدرت منطقه‌ای و ‏تسهیل دسترسی به منابع و فرصت‌های اقتصادی کمک کند. با این حال، موفقیت این رویکرد، تا حد زیادی ‏به میزان تغییرات هیئت تحریر الشام و تمایل این گروه به همکاری با روسیه بستگی دارد‎.‌‏ همچنین نباید از ‏نقش بازیگران خارجی به خصوص حامیان هیئت تحریر الشام غافل شد. زیرا میزان علاقه آنها به حضور یا ‏عدم حضور روسیه در سوریه می تواند عاملی تعیین کننده باشد.

🔁مطالب مرتبط
▫️سرنگونی اسد؛ برندگان و بازندگان
▫️ سوریه بدون اسد برای آمریکا چگونه خواهد بود؟
▫️اسرائیل و سوریه مطلوب
▫️سه مسیر احتمالی ایران در سوریه پسااسد
▫️مسیریابی بلوک ضداخوان در سوریه جدید

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/306
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏1🤔1👌1
🌐 دنیایی که ترامپ می‌خواهد: قدرت آمریکا در عصر جدید ملی‌گرایی
◾️ فارن افرز
📝 مایکل کیمیج

#روندهای_استراتژیک

🔸در حالی که جهانی‌سازی نقش فرد را در سیاست کمرنگ کرده بود، رهبران ملی‌گرا با استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی و الگوهای رهبری مقتدرانه، مفاهیمی مانند «ملت‌های بزرگ» و «تمدن‌های مفتخر» را دوباره زنده کردند. این تحولات نشان‌دهنده بازگشت رهبری شخصیت‌محور و ملی‌گرایانه است که در تقابل با نظم لیبرال بین‌المللی قرار دارد.

💢 موج نوین رهبران اقتدارگرا

🔹این تغییرات با بازگشت ولادیمیر پوتین به قدرت در روسیه (۲۰۱۲) و تثبیت جایگاهش به عنوان رهبری مقتدر آغاز شد. پوتین با شعار بازسازی «جهان روسی» و احیای جایگاه روسیه به عنوان ابرقدرت، الگویی برای دیگر رهبران شد.

🔹پس از او، شی جین پینگ در چین با اهداف تبدیل کشور به قدرت جهانی، نارندرا مودی در هند با ایدئولوژی ناسیونالیسم هندو، و رجب طیب اردوغان در ترکیه با تغییر نظام سیاسی به سمت خودکامگی، به قدرت رسیدند.

🔹 این روند در دیگر نقاط جهان نیز گسترش یافت: ژائیر بولسونارو در برزیل با شعارهای ضد محیط زیستی و ویکتور اوربان در مجارستان با تمرکز بر حاکمیت ملی، نمونه‌هایی از تقویت گفتمان ملی‌گرایانه هستند.

💢 ترامپ و بازتعریف نظم جهانی

🔹نقطه عطف این تحولات، پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا بود. شعارهایی مانند «دوباره آمریکا را بزرگ کنیم» و «اول آمریکا»، روحیه پوپولیستی و ضدجهانی‌سازی را تقویت کرد.

🔹سیاست‌های حمایتگرایانه ترامپ، مانند افزایش تعرفه‌های تجاری علیه چین و خروج از پیمان پاریس، نه تنها روابط اقتصادی جهانی را مختل کرد، بلکه الهام‌بخش رهبرانی شد که به دنبال کاهش وابستگی به نهادهای بین‌المللی بودند.

🔹شکست ترامپ در ۲۰۲۰ تنها وقفه‌ای کوتاه در این روند بود. بازگشت مجدد او نشان داد که نظام‌های بین‌المللی مبتنی بر قوانین، ائتلاف‌های چندجانبه، و نهادهای جهانی در حال کمرنگ شدن هستند. ترامپ و هم‌اندیشانش بر احیای «شکوه گذشته» و افزایش اختیارات فراقانونی حکومت‌ها تأکید دارند.

💢 ملی‌گرایی و تقابل تمدن‌ها

🔹این رهبران با بهره‌گیری از روایت‌های تمدنی، اقدامات خود را توجیه می‌کنند. ترامپ در کنوانسیون جمهوری‌خواهان (۲۰۲۰) خود را «محافظ تمدن غرب» خواند، در حالی که کرملین از مفهوم «دولت-تمدن» برای توجیه سلطه بر اوکراین و بلاروس استفاده کرد.

🔹این رویکرد، ایده «غرب متحد» را تضعیف و جایگاه اروپا در عرصه جهانی را کاهش داده است. بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین و تحریم‌های غرب علیه روسیه، وابستگی اروپا به گاز طبیعی را آشکار کرد و تلاش برای یافتن منابع جایگزین را تشدید نمود.

💢 جنگ اوکراین و بازگشت ژئوپلیتیک قدیم

🔹جنگ روسیه علیه اوکراین، بازگشت به ایده‌های کهنه‌ی تسخیر سرزمین‌ها با نیروی نظامی را نشان می‌دهد. پوتین با استناد به «عظمت روسیه»، تجزیه اوکراین را الگویی برای جنگ‌های آینده می‌داند.

🔹این جنگ دیپلماسی بین‌المللی را تحت تأثیر قرار داده است: گسترش گروه بریکس (با پیوستن کشورهایی مانند ایران و عربستان) و ائتلاف حامیان اوکراین (شامل استرالیا، ژاپن، و کره جنوبی) نشان می‌دهد چندجانبه‌گرایی هنوز زنده است، اما دیگر کارایی گذشته را ندارد.

🔹نقش ناتو در تقویت نظامی اوکراین و واکنش‌های متناقض کشورهای غیرغربی (مانند هند و آفریقای جنوبی) به این جنگ، شکاف‌های جدیدی در نظم جهانی ایجاد کرده است.

💢 آینده‌ی پرابهام نظم جهانی

🔹همکاری‌های استراتژیک (مانند پوتین و شی جین پینگ) یا رقابت‌های پیچیده (هند و چین) نشان می‌دهد اتحاد پایدار میان کشورهای ملی‌گرا ناممکن است. منافع متضاد و تأکید بر «منحصربه‌فرد بودن» هر ملت، همگرایی را دشوار می‌سازد.

🔹آینده این نظم جدید به تحولات داخلی قدرت‌های کلیدی مانند آمریکا، روسیه، و چین وابسته است. ملی‌گرایی نه تنها روابط بین‌الملل، بلکه مفاهیم دموکراسی، لیبرالیسم، و همکاری چندجانبه را به چالش کشیده است.

ظهور فناوری‌های پیشرفته (مانند هوش مصنوعی) و رقابت بر سر استانداردهای جهانی، می‌تواند تقابل میان بلوک‌های ملی‌گرا را تشدید کند، در حالی که سازمان‌هایی مانند سازمان ملل در غیاب اجماع، به حاشیه رانده می‌شوند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/307
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍72👏2👌1
🌐درگیری ها در ساحل غربی سوریه؛ دلایل و پیامدها

#تحلیل_کوتاه

🔹شهرهای لاذقیه و طرطوس در استان‌های ساحلی سوریه در ۷۲ ساعت اخیر شاهد شدیدترین درگیری‌ها در دهه‌های اخیر بود. این دو استان با جمعیت بیش از دو میلیون نفر و اکثریت علوی در طول دوران جنگ داخلی در سوریه درگیر جنگ و خرابی نبودند. در آن دوران با تشکیل گروه‌های حامی بشار اسد مانند دفاع الوطنی و شبحیه هرگز جنگ به داخل این دو استان کشیده نشد و فقط برخی مناطق شمالی کوهستانی لاذقیه گهگاهی دچار تنش می‌شد.

💢زمینه‌های اجتماعی و سیاسی

🔸بعد از سقوط بشار اسد توسط مخالفان سلفی و سنی مذهب با تجمع مخالفان حکومت جدید در لاذقیه و طرطوس اکنون این دو استان به مرکز مخالفان نظام حاکم در دمشق تبدیل شده است. بسیاری از فرماندهان نظامی و امنیتی نظام بشار اسد با برگشت به این دو استان پایگاهی برای مخالفت در سطح تظاهرات خیابانی و نظامی و امنیتی علیه حکومت احمد الشرع ایجاد کردند.

🔸ماجرای چند روز گذشته استان‌های ساحلی را می‌توان امتداد افزایش تنش در استان‌های جنوبی و شرقی سوریه دانست. در استان دروزی‌نشین سویدا چند هفته‌ای است که تنش‌ها بین دروزیان و حکومت حاکم در دمشق شکل گرفته است. حتی انتخاب استاندار زن دروزی برای استان سویدا هم نمی‌تواند برای دروزیان مورد اعتماد باشد.

🔸تنش‌ها در مناطق شرقی سوریه هم کماکان ادامه دارد. چند دوره مذاکره بین قسد و حکومت احمد الشرع به نتیجه دلخواه دمشق و آنکارا برای خلع سلاح کردها نرسید. چندین عملیات نظامی حکومت فعلی سوریه علیه کردها در مناطق دیرالزور و منبج و سد تشرین هم به نتیجه وافی برای آنها منجر نشد.

🔸اکنون محل سوم نقطه کانونی تنش در سوریه دو استان ساحلی است. علویان می‌دانند که در حکومت سنی مذهب با رگه‌های سلفی که سالها با آنها در نزاع خونین بودند قطعاً جایی نخواهند داشت. درچند ماه اخیر برخی رفتارهای تند حکومت الشرع با علویان طرطوس و لاذقیه به روند ناراضایتی آنها دامن زده است.

🔸از بازداشت خطیب مرقد حضرت زینب(س) تا دیگربازداشت‌های خودسرانه در این دو استان سبب شد که روند تسلیح مخالفان علوی و بازمانده‌های نظام سابق به شدت افزایش یابد. قطعاً بااین روند سطح تنش‌ها افزایش خواهد یافت و این دو استان به مامن بازمانده‌های نظام بعث و علویان معترض تبدیل می‌شود.

💢اما ماجرای دو روز اخیر چه بود؟

🔸در ۶مارس ۲۰۲۵، افراد مسلح به چندین پایگاه نیروهای موسوم به امنیتی عمومی در نزدیکی شهر بیت عنا در حومه لاذقیه حمله کرده و طی کمینی سنگین ۱۶ نفر از نیروهای تحریرالشام را کشتند. همین موضوع سبب شد که بلافاصله تمام شهر روند تنش بالا رفته و مناطق مختلف نظیر بیمارستان، مراکز نظامی و امنیتی و نیروی دریایی لاذقیه به کنترل مخالفان تحریرالشام و الشرع دربیاید.

🔸دومین منطقه جدی درگیری منطقه «جبله» در اطراف طرطوس است که به مرکز فرماندهی نیروهای مخالف تبدیل شد. بنظر می رسد مرکز فرماندهی این موضوع به دو دسته تقسیم میشود. بخشی از آنها نیروهای لشکر چهارم سابق سوریه به فرماندهی ماهر اسد و بخشی دیگر اطلاعات نیروی هوایی ارتش سوریه به رهبری ابراهیم حویجه است که به گفته تحریرالشام دستگیر شده است.

🔸از سوی دیگر برخی نیروهای سرهنگ سهیل حسن نیز در این درگیری ها مشاهده شدند که نشان می‌دهد روند تسلیح نیروهای وابسته به ارتش سابق سوریه که اکثرا از نیروهای ویژه و نخبه نظامی و امنیتی سوریه بودند در حال افزایش است و بنظر می‌رسد که ماهر اسد قصد دارد روند تبدیل این دو استان به مرکز ناآرامی را جدی کلید بزند.

🔸بنابراین روند تنش در سوریه ادامه پیدا خواهد کرد. این موضوع با تشکیل « شورای نظامی آزادسازی سوریه» تشدید می‌شود. بنظر میرسد چند ضلع از فرماندهان مانند؛ سهيل الحسن و غياث سليمان دلا فرماندهی این موضوع را برعهده دارند و ماهر اسد در پس پرده این مجلس است.

💢نتیجه گیری

🔸قیام مسلحانه فعلا سرکوب و روند قتل عام در جریان است. این گمانه وجود دارد که مقاومت ساحلی زودتر از موعد و قبل از تقویت کامل و البته بدون اطمینان از پشتیبانی خارجی دست به اسلحه برده است. سوریه از این مدل کانتون ها کم به خود ندیده است. کردها با اسلحه کامل و مستحضر به پشتیبانی آمریکا مقابل ترکیه ایستاده‌اند و دروزیان هم قصد دارند با کارت اسرائیل مقابل احمد الشرع بایستند. همین نیروهای تحریرالشام نیز در ادلب با پیشتبانی ترکیه علیه نظام بشار اسد ایستاده بودند.

علویان سوریه هیچ حامی جزء ایران ندارند. برای اینکه پروژه مهار ایران که توسط ترکیه کلید زده شده متوقف شود حمایت تام و تمام از نیروهای علوی در دو استان ساحلی لاذقیه و طرطوس ضروری است تا هم بخشی از سوریه متحد ایران بماند و هم اتصال زمینی به حزب الله مجدداً برقرار شود.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/308
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14👏3👎2👌1
♦️توسعه و شکل‌گیری خاورمیانه جدید
◾️نشنال اینترست
📝الکساندر لنگلوئیس


#تهران_ریویو

🔹تاکنون تلاش‌های شکست‌خورۀ فراوانی از طریق ریختن خون‌های بی‌شمار برای ایجاد خاورمیانه جدید صورت گرفته است. اما واکنش منطقه به وقایع اخیر روند جدیدی را در ژئوپلتیک آن برجسته کرده که برخی آن را چرخش واقعی به سمت عمل‌گرایی و همکاری نام نهاده‌اند. در واقع، حتی در میانه جنگ سایه‌های ایران و اسرائیل به عنوان رقبای سرسخت یکدیگر، اکثر رهبران منطقه پذیرفته‌اند که خاورمیانه‌ای که درگیر منازعات باشد با کلان‌راهبردها و منافع ملی‌ آن‌ها همخوانی ندارد.

🔸این تحول بی‌نقص نیست. در حالی که منازعه در سودان در حال شدت‌گیری است؛ رقابت در ناحیه‌هایی که به عنوان نبردگاه جهان عرب پذیرفته شده بودند همچنان یک مسئله است و در اغلب مواقع به قیمت حاکمیت ملی و جان مردم کشورهای عرب تمام می‌شود. این واقعیت هنوز مواردی همچون لبنان، سوریه، عراق، فلسطین، یمن، لیبی و تونس را در بر می‌گیرد. تل‌آویو و تهران نشان داده‌اند که در ایجاد تنش مهارت دارند، همانطور که کشورهای حوزۀ خلیج فارس نظیر امارات هنوز از ترس حکومت اسلام‌گرایان با هرگونه نشانه‌ای از دموکراسی مبارزه می‌کند.

🔸هیچ کس نباید انتظار تغییر ناگهانی این پویایی‌ها را داشته باشد؛ اما ارتباط میان لحظاتی کوچک و منفرد در چند سال اخیر تغییرات بزرگی را نشان می‌دهد. این لحظات شامل پایان محاصره قطر، تلاش کشورهای خلیج فارس برای عادی‌سازی مجدد روابط با بشار اسد، آتش‌بس در یمن میان ائتلاف سعودی و حوثی‌ها و توافق عادی‌سازی مجدد روابط میان ایران و عربستان سعودی می‌شود. هریک از این لحظات بازتاب تمایل عمل‌گرایانه برای تمرکز بر توسعه از طریق همکاری هستند که خود ریشه در هراس از بهار عربی و فقدان آزادی‌ها و فرصت‌های فردی دارد که زمینه‌ساز آن بود.

🔸این لحظات بسیار اهمیت دارند. آنها نمایان‌گر نقطۀ عطفی برای منطقه هستند تا از دورۀ منازعات و آشوب‌های بهار عربی فاصله بگیرد؛ دوره‌ای که در آن خودکامگان ضدانقلاب حتی برای مقابله با دورترین تهدیدها علیه حکومتشان از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. نکته مهم این تمرکز جدید، فاصله‌گیری عمل‌گرایانه کشورها از منازعه است، حتی زمانی که روابط آن‌ها با دشمنان خودشان پیشرفت نکرده باشد. این رویکرد هنگامی ظاهر شد که رهبران منطقه دریافتند سیاست‌های سخت‌گیرانۀ آن‌ها در حل مسائل شکست می‌خورد.

🔸حمله حماس در ۷ اکتبر، این چرخش عمل‌گرایانه را متوقف کرد. بسیاری از تحلیل‌گران و رهبران به درستی نگران بودند که این حمله و پاسخ اسرائیل ممکن است منازعات منطقه را به سطوح غیر قابل باوری برساند. در حالی که منازعه میان ایران و اسرائیل آغاز شده، مقیاس کنونی آن کمتر از بدترین سناریوهای پیش‌بینی‌شده است. بخشی از این حداقل به دلیل فاصله‌گرفتن برخی رهبران خاورمیانه از سیاست‌های منطقه‌ای با حاصل جمع صفر است.

🔸در چارچوب این پویایی، شاهزادۀ سعودی، محمد بن سلمان و رئیس‌جمهور پیشین ایران، ابراهیم رئیسی اولین تماس تلفنی خود را پس از عادی‌سازی روابط انجام دادند. آنها بر اهمیت حفظ ثبات وضعیت و جلوگیری از گسترش منازعه تأکید کردند. از آن مهم‌تر، این تماس علنی اولین گفتگوی رسمی میان تهران و ریاض پس از سال‌ها بود. سپس دو کشور وارد تعامل با یکدیگر و با دیگر دولت‌های عرب و مسلمان در اجلاس چندجانبه سازمان همکاری‌های اسلامی در خصوص مسئله غزه شدند.

🔸این موضوع به‌ویژه در سوریه مشهود است، جایی که منطقه به شدت به موفقیت دولت موقت جدید سوریه در انتقال کشور از حاکمیت بعثی علاقه‌مند است. کشورهای خلیج فارس به طور یکپارچه از این گذار حمایت کرده و از طریق سرمایه‌گذاری در بازسازی کشور، به ترویج این روند می‌پردازند و همچنان خواستار کاهش تحریم‌ها هستند. حتی رقبای سنتی مانند ترکیه و قطر از یک سو و عربستان سعودی از سوی دیگر، مصمم به اطمینان از دریافت حمایت اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی مورد نیاز دمشق در شرایط کنونی هستند؛ هرچند که کشورهای خلیج فارس همچنان با دیده تردید به نفوذ ترکیه در سوریه می‌نگرند.

در نهایت، تغییرات مثبت به زمان نیاز دارند و با چالش‌هایی همراه خواهند بود. این منطقه همچنان مانند بشکه باروتی آماده انفجار است و با مشکلاتی چون توسعه‌نیافتگی شدید، حضور گروه‌های تروریستی و شبه‌نظامیان، رقابت‌های تسلیحاتی، درگیری‌های آشکار و حکومت‌های استبدادی ناپایدار مواجه است؛ اما با نگاهی دقیق‌تر، روشن است که رهبران منطقه امیدوارند خاورمیانه وارد دوره‌ای جدید شود، دوره‌ای که بر توسعه اقتصادی، تجارت و ثبات تأکید دارد.

🔄مطالب مرتبط
▫️سفر احمد الشرع به ریاض و پیامدهای آن

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/309
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎2👌1
🔵برنامه اقتصادی چین برای سال پیش‌رو

#اکوتهران

🔸لی چیانگ در سخنرانی خود در پنج مارس ۲۰۲۵ به ارائه یک جمع‌بندی از برنامه دولت چین در قبال چالش‌های اقتصادی پیش‌رو یعنی (۱) رکود طولانی‌مدت در بخش املاک، (۲) کاهش مزمن قیمت‌ها و (۳) جنگ تجاری در حال تشدید با آمریکا پرداخت. نخست وزیر چین در این گزارش فهرستی از «ده مسئولیت اصلی دولت برای سال آینده» ارائه داد که در آن مسائلی چون نوسازی صنعتی، خودکفایی فناوری و گسترش تقاضای داخلی همچون سال گذشته مورد تاکید بود. همزمان، تحریک تقاضا و مخارج داخلی که سومین اولویت سال قبل بود به اولویت اصلی برای سال ۲۰۲۵ مبدل گردیده است.

🔹دولت چین قصد تثبیت بازار املاک را دارد، با این‌حال، مالکان به قابلیت محافظت از ارزش دارایی‌ خود اعتماد چندانی ندارند و پیش‌خرید کنندگان به تحویل به موقع خانه خود اطمینان ندارند. این نگرانی‌ها به کاهش تقاضا و افت بیشتر قیمت‌ها در بخش رکود زده مسکن دامن زده است.

🔹تشدید جنگ تجاری با آمریکا نیز این وضعیت را وخیم‌تر کرده است. یک روز پیش از سخنرانی لی، ترامپ تعرفه‌های جدید ۱۰ درصدی بر کالاهای چینی اعمال کرد که با احتساب تعرفه‌های پیشین، میانگین تعرفه واردات کالاهای چینی در آمریکا را به حدود ۳۴ درصد می‌رساند. در پاسخ، چین بر برخی کالاهای آمریکایی مانند مرغ و سویا تعرفه وضع کرد و چندین شرکت آمریکایی را به فهرست سیاه خود افزود. با این‌حال، برای مقابله با تأثیر تعرفه‌ها و کاهش قیمت‌ها اقتصاد چین به محرکی بزرگتر نیاز دارد.

🔹بسیاری از اقتصاددانان انتظار داشتند که دولت یک بسته حمایتی‌ معادل ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی یا بیشتر ارائه دهد. دولت چین هدف کسری بودجه امسال را از ۳ درصد تولید ناخالص داخلی در سال گذشته به ۴ درصد افزایش داده است. این افزایش علیرغم اینکه بخشی از هزینه‌های کلی دولت را تأمین می‌کند اما کفاف صندوق‌های دولتی و نهادهای مالی وابسته به آنها را نمی‌دهد.

🔹این افزایش کسری بودجه پیام روشنی دارد. دولت چین به‌طور سنتی سطح کسری را در حدود ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی حفظ می‌کرد و با رساندن آن به ۴ درصد نشان می‌دهد که برای حمایت از اقتصاد، ملاحظات مالی را کنار گذاشته است. همزمان، دولت مرکزی نظارت مالی بر دستگاه‌های منطقه‌ای را کاهش خواهد داد و سهمیه انتشار اوراق قرضه ویژه توسط دولت‌های محلی را از ۳.۹ به ۴.۴ تریلیون یوان افزایش می‌دهد.

🔹این اوراق که پیش‌تر فقط برای پروژه‌های زیربنایی استفاده می‌شدند، اکنون می‌توانند برای خرید املاک فروخته‌نشده و زمین‌های بلااستفاده نیز صادر شوند. افزون بر این، دولت مرکزی چین ۱.۸ تریلیون یوان اوراق ویژه منتشر خواهد کرد که ۵۰۰ میلیارد یوان آن برای تقویت سرمایه بانک‌ها در نظر گرفته شده است.

🔹چین که در گذشته سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی در پروژه‌های زیربنایی انجام می‌داد، امسال تمرکز بیشتری بر افزایش مصرف و بهبود رفاه مردم خواهد داشت. به‌عنوان‌مثال، ۳۰۰ میلیارد یوان برای طرح تعویض کالاهای قدیمی اختصاص داده شده است. همچنین، دولت حقوق کارمندان خود را افزایش می‌دهد و یارانه بیمه درمان را برای روستاییان و شهرنشینان محروم از پوشش بیمه‌ شغلی افزایش می‌دهد.در مجموع حدود یک‌چهارم بسته محرک اقتصادی امسال مستقیماً به مصرف اختصاص دارد.

🔹دولت چین علاوه بر تقویت مصرف، یک صندوق هدایت سرمایه با ارزش معادل یک تریلیون یوان برای حمایت از فناوری‌های نوظهور ایجاد خواهد کرد. در همین حال، بودجه دفاعی کشور نیز ۷.۲ درصد افزایش می‌یابد. پیش‌تر، هزینه‌های نظامی تقریباً متناسب با رشد اقتصادی و تورم افزایش پیدا می‌کرد و سهم آن از تولید ناخالص داخلی حدود ۱.۳ درصد باقی می‌ماند. اما اکنون، با کاهش نسبی نرخ رشد اقتصادی و افت قیمت‌ها، این نسبت تغییر خواهد کرد.

🔹محاسبات مالی مطرح‌شده در سخنرانی لی نشان می‌دهد که انتظار می‌رود چین در سال جدید حدود ۴.۹ درصد رشد کند. از آنجا که این میزان کمتر از هدف رشد واقعی (با تعدیل تورمی) است، دولت احتمالاً پیش‌بینی می‌کند که روند کاهش قیمت‌ها ادامه خواهد داشت. بنابراین، حتی خود دولت چین نیز انتظار ندارد که اقدامات محرک اقتصادی به‌طور قطعی بتوانند افت قیمت‌ها را متوقف کنند و از همین رو به دنبال راه حل‌های عمیق‌تر خواهد رفت.

🔄مطالب مرتبط
▫️آیا روند اوج‌گیری چین رو به اتمام است؟
▫️چالش مصرف در چین

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/310
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍42👌1💔1
🌐نگاه اروپا به سوریه جدید؛ عملگرایی و احتیاط

#تحلیل_کوتاه

🔹بیش از سه ماه از تسلط دولت سوریه توسط گروهک هیئت‌التحریر الشام می‌گذرد و اتحادیه اروپا همچنان ‏بسیاری از تحریم‌های خود علیه این کشور را لغو نکرده است. اگرچه وزرای خارجه آلمان و فرانسه در یک ‏سفر معنادار به دمشق با رئیس دولت انتقالی، الجولانی، دیدار کردند و حتی بریتانیا نیز برخی تحریم‌های مالی ‏را از سوریه برداشت، اما اتحادیه اروپا به دنبال اتخاذ رویکردی محتاطانه در قبال سوریه است. این اتحادیه ‏حضور در سوریه را فرصتی پرچالش و خطرناک می‌داند که می‌تواند بحران‌آفرینی دوباره برای اروپا ایجاد کند ‏یا بحران‌های فعلی اروپا را تسکین ببخشد. بنابراین، درک دلایل و پیامدهای حضور مجدد اتحادیه اروپا در غرب ‏آسیا برای پیش‌بینی روابط این اتحادیه با سوریه از اهمیت بالایی برخوردار است.‏

💢رویکرد عمل‌گرایانه و در عین حال محتاطانه اروپا

🔸رئیس اتحادیه اروپا، لاین، اخیراً تأکید کرد که این اتحادیه رویکردی عمل‌گرایانه را در عین حفظ ارزش‌های ‏خود اتخاذ خواهد کرد. این نگرش بدان معناست که اتحادیه اروپا ارزش‌های ترویج‌گرایانه‌اش را به عنوان ‏پایه‌های تثبیت‌کننده منافع خود در نظر می‌گیرد. در سال‌های اخیر، به دلیل جنگ اوکراین و بحران مهاجرت، ‏اروپا با مشکلات اقتصادی متعددی روبه‌رو شده و حضور در سوریه را فرصتی مناسب برای بازگشت مهاجران ‏به کشورهای خود و انتقال انرژی می‌داند.

🔸اتحادیه اروپا در تلاش است تا با اتخاذ رویکردی عمل‌گرایانه نسبت ‏به دولت جدید سوریه، بیشترین بهره را از موقعیت سوریه کسب کند. به همین دلیل، این اتحادیه همچنان ‏اهرم تحریم‌ها را حفظ کرده تا در صورت عدم پیروی دولت تازه تأسیس سوریه از سیاست‌های مورد نظر و ‏منافع اروپا، بتواند فشارهای لازم را اعمال کند. مقامات اتحادیه اروپا نیز تصریح کرده‌اند که همکاری و لغو ‏تحریم‌ها بستگی به ارزیابی اقدامات دولت سوریه خواهد داشت.‏

💢سابقه تروریستی دولت جدید سوریه

🔸سابقه تروریستی دولت جدید سوریه و ارتباطات آن با گروهکی نظیر القاعده نگرانی‌هایی را برای مقامات ‏اروپایی ایجاد کرده است. کشورهای اروپایی به دلیل سوابق شکنجه و سرکوب در استان ادلب، اعتمادی به این ‏حکام ندارند؛ اما به دلیل همسویی این گروه با منافع غرب، تلاش می‌کنند روابط خود را با آنها حتی در ‏صورت عدم رعایت حقوق بشر و دموکراسی تعمیق بخشند.

🔸اتحادیه اروپا اخیراً حملات علیه تروریست‌های تحریرالشام را محکوم کرد و جنایات رخ داده را به ‏نیروهای طرفدار اسد منتسب کرد. واکنش اتحادیه اروپا نسبت به جنایات اخیر علیه ‏علوی‌های سوریه نشان داد که آنها حاضرند چشم خود را بر ارزش‌های خود ببندند تا منافع خود را تأمین ‏کنند. البته لازم به ذکر است که کشورهای قطر و ترکیه تأثیر زیادی بر اروپایی‌ها ‏داشته‌اند تا آنها روابط خود را با هیئت‌التحریر الشام به سمت عادی‌سازی پیش ببرند و از این طریق احساس ‏تهدید اروپا نسبت به تروریستی بودن دولت جدید کاهش یابد.‏

💢فرصتی برای رفع بحران مهاجرت و انرژی

🔸اروپا سوریه را فرصتی عالی برای مقابله با روسیه، بازگرداندن مهاجران، گسترش نفوذ و ارزش‌های خود در ‏غرب آسیا و ایجاد کریدوری امن‌تر برای انتقال انرژی و کالا از آسیا به اروپا می‌بیند. اروپایی‌ها شرط تحقق این ‏اهداف را ایجاد دولتی امنیت‌آور و شامل همه اقشار می‌دانند، اما نسبت به توانایی دولت فعلی در دستیابی به ‏این هدف تردید دارند. بنابراین، آنها تلاش دارند تا با دیدارهای مکرر، ارزیابی دقیقی از ماهیت و اهداف دولت ‏تازه تأسیس انجام دهند و آنها را با سیاست‌های تحریمی و کمک‌های بشردوستانه به مسیر مطلوب هدایت ‏کنند.

🔸البته این بدان معنا نیست که در صورت عدم پایبندی دولت جدید به سیاست‌های حقوق بشری، ‏اروپایی‌ها به مقابله با آن خواهند پرداخت؛ زیرا آنها نشان داده‌اند که منافعشان از ارزش‌هایشان مهم‌تر است و ‏تلاش دارند تا ظاهراً ارزش‌های خود را حفظ کنند؛ امری که جولانی به خوبی توانسته آن را مدیریت کند.‏

💢جمع‌بندی

در مجموع، اتحادیه اروپا با رویکردی محتاطانه و عمل‌گرایانه به دنبال تثبیت منافع خود در سوریه است. ‏اگرچه نگرانی‌هایی درباره سابقه تروریستی دولت جدید وجود دارد، اما اتحادیه اروپا در تلاش است تا با ‏چشم‌پوشی از این جنایات، از این فرصت برای مقابله با چالش‌های اقتصادی و سیاسی خود بهره‌برداری کند. ‏حفظ اهرم تحریم‌ها و ارزیابی مستمر از اقدامات دولت سوریه نشان‌دهنده عزم جدی اتحادیه اروپا برای تداوم و ‏تعمیق روابط خود با این کشور است؛ امری که چالش‌های فراوانی در پیش دارد اما منافع آن بیشتر از ‏چالش‌هایش است.‏

🔁مطالب مرتبط
▫️اسرائیل و سوریه مطلوب
▫️مسیریابی بلوک ضداخوان در سوریه جدید
▫️رویکرد روسیه به سوریه جدید

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/311
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51👏1👌1
♦️رویکرد اردن در قبال تحولات ژئواستراتژیک پیرامون
◼️ معهد السیاسه و المجتمع- اردن
📝محمد ابورمان

#رویة_العربیة

🔸اردن در مواجهه با چالش‌های متعدد منطقه‌ای و امنیتی قرار دارد که امنیت ملی و نقش آن در خاورمیانه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها، تحولات خطرناک در کرانه باختری و قدس است. سیاست‌های اسرائیل، از جمله عملیات «دیوار آهنین» و طرح «اورشلیم بزرگ»، تهدیدی جدی برای آینده فلسطینی‌ها و امکان تشکیل کشور فلسطین محسوب می‌شوند. این اقدامات ممکن است به محاصره فلسطینی‌ها، نابودی تشکیلات خودگردان فلسطین و حتی فشار بر اردن برای ایفای نقش جایگزین در شهرهای فلسطینی (گزینه اردنی) در صورت فروپاشی تشکیلات خودگردان یا از بین رفتن توجیه وجود آن در نگاه اسرائیل منجر شود.

🔹اردن با این سوال مواجه است که چگونه می‌تواند در برابر چنین سناریوهایی مقاومت کند، در حالی که ابزارهای فشار مؤثر علیه اسرائیل را در اختیار ندارد. برخی مقامات پیشنهاد می‌کنند که اردن از شدت رویارویی با اسرائیل بکاهد و تنها به اعتراضات دیپلماتیک اکتفا کند، در حالی که دیگران خواستار تشدید مواضع و حتی تهدید به لغو پیمان صلح با اسرائیل هستند.

🔹در کنار تحولات کرانه باختری، اقدامات اسرائیل در سوریه نیز تهدیدی برای امنیت ملی اردن محسوب می‌شود. اسرائیل در تلاش است تا با ایجاد یک دولت دروزی یا امارتی در جنوب سوریه و تسلط بر مناطق مرزی، نفوذ خود را در این منطقه گسترش دهد. این موضوع اردن را با خطر نزدیک‌تر شدن اسرائیل به مرزهای شمالی خود مواجه می‌کند. در این شرایط، اردن باید تصمیم بگیرد که آیا تنها شاهد این تحولات خواهد بود یا گام‌های پیشگیرانه‌ای برای مقابله با این تهدیدات برخواهد داشت.

🔹برخی پیشنهاد می‌کنند که اردن با هماهنگی عربستان سعودی، ترکیه و دولت سوریه، نیروهای خود را در مناطق جنوبی سوریه مستقر کند تا پروژه نتانیاهو را خنثی نماید. با این حال، گرایش محافظه‌کار در اردن تمایل دارد از هرگونه دخالت نظامی در سوریه اجتناب کند، در حالی که برخی دیگر معتقدند بی‌تفاوتی در قبال این تحولات، تهدیدات مرزهای شمالی اردن را افزایش خواهد داد.

🔹در مورد عراق، اردن با درخواست‌هایی از سوی برخی سیاستمداران سنی عراقی مواجه است که خواستار نقش بزرگ‌تر اردن در حمایت از سنی‌های عراق و کمک به یافتن راه‌حل‌های سیاسی برای جلوگیری از مداخله خارجی هستند. با این حال، برخی معتقدند که دخالت اردن در امور عراق ممکن است اختلافات داخلی را تشدید و بحران‌های دیپلماتیک ایجاد کند. بنابراین، بهترین راه‌حل برای اردن، دوری از تنش‌های عراق و پیامدهای منفی آن است.

🔹تحولات منطقه‌ای در خاورمیانه به طور کلی در حال دگرگونی چهره این منطقه است و مرزهای کشورها ممکن است دستخوش تغییرات اساسی شوند. برخی تحلیلگران این وضعیت را "سایکس-پیکو ۲" می‌نامند، که در آن برخی کشورها ممکن است تجزیه شده و دولت‌های جدیدی ظهور کنند. در این شرایط، دو گرایش اصلی در میان نخبگان اردنی وجود دارد: گرایش اول، که محافظه‌کار است، بر حفظ دولت و مرزهای کنونی اردن تأکید دارد و خواهان اجتناب از درگیری‌های منطقه‌ای است. این رویکرد برای اردن، به عنوان کشوری کوچک با منابع محدود، راه‌حلی منطقی به نظر می‌رسد. در مقابل، گرایش دوم معتقد است که اردن تنها با رویکردی جسورانه و فعال می‌تواند امنیت ملی و نقش منطقه‌ای خود را حفظ کند. این گرایش بر لزوم ایفای نقش بزرگ‌تر اردن در جنوب سوریه و تقویت نفوذ در کرانه باختری برای مقابله با طرح‌های اسرائیل تأکید دارد.

در نهایت، اردن نمی‌تواند خود را از تحولات اطرافش جدا کند و باید برای مواجهه با هرگونه تغییر در منطقه آماده باشد. این کشور نیازمند برنامه‌ریزی‌های استراتژیک و واکنش‌های قوی به تحولات خطرناک در مرزهایش است تا بتواند ثبات و امنیت خود را در محیطی پرتلاطم حفظ کند.

🔁مطالب مرتبط
▫️نشست عقبه و پیامدهای آن برای سوریه جدید
▫️ انتخابات پارلمانی اردن ‏و سوپاپ اطمینان اخوان برای حکومت
▫️ دلایل افتتاح اولین دفتر ارتباطی ناتو در اردن

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/312
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎1👏1
🌐دو پروندۀ اصلی آمریکا در سوریه جدید

#تحلیل_کوتاه

🔹با تحول معادلات سیاسی خاورمیانه پس از سقوط اسد، خاطر آمریکا از جانب نفوذ منطقه‌ای ایران آسوده‌تر شد؛ اما این به معنای پایان مسائل آمریکا در سوریه نیست. آمریکا در مواجه با حکومت جولانی با دو چالش اصلی مواجه است: ۱. مسئله حمایت از کردها (حضور نظامی آمریکا در سوریه) ۲.تنظیم روابط سیاسی با جولانی. می‌توان گفت برای آمریکا مورد نخست از مورد دوم به مراتب پیچیده‌تر است.

🔸ترامپ در مهم‌ترین اظهارنظر دوره دوم خود درباره سوریه بیان داشت که "سوریه در آشوب است، اما... ایالات متحده نباید هیچ کاری با آن داشته باشد. این نبرد ما نیست. بگذارید خودش پیش برود. دخالت نکنید!" چنین صحبتی از ترامپ بعید نبود؛ چراکه او آشکارا معقتد به کاهش درگیری‌های آمریکا درجهان بوده است. اما شرایط و واقعیت‌ها می‌توانند رئیس‌جمهور را محدود کنند. او در سال ۲۰۱۸ نیز دستور خروج کامل ۲۰۰۰ سرباز آمریکایی از سوریه را داد؛ زیرا گفته بود"داعش را در سوریه شکست دادیم." اما چندی بعد سخن خود را تغییر داد و دستور داد بخشی از نیروهای آمریکا باید برای حفاظت از منابع نفتی در سوریه باقی بمانند.

🔸امروز نیز علی‌رغم گمانه‌زنی‌ها در خصوص خروج نیروهای آمریکایی از سوریه، به نظر می‌رسد واقعیت‌ها همچنان بر ترامپ تحمیل می‌شوند. ترامپ در فوریه امسال دستور حمله‌ای هوایی را داد که منجر به کشته‌شدن یکی از رهبران القاعده در سوریه شد. این نشان می‌دهد مسائل آمریکا در سوریه به پایان نرسیده‌اند. خروج آمریکا از سوریه می‌تواند نگرانی اسرائیل را نیز افزایش دهد؛ چراکه گمان می‌کنند مسیر ایران را برای بازگشت به سوریه هموارتر می‌سازد. افزون بر این، منابع نفتی سوریه همچنان برای آمریکا اهمیت دارد. در این میان تنها چیزی که متحدین آمریکا را نگران می‌کند، عدم‌تعهد ترامپ به برخی شرکای آمریکا است. به عنوان مثال، ترامپ ظرف یک ماه اوکراین و اروپا را از معادلات قدرت در اروپای شرقی کنار گذاشت تا به طور مستقیم با روسیه بر سر خاک اوکراین معامله کند. این موضوع باید برای کردها به عنوان اصلی‌ترین متحد آمریکا در سوریه نگران‌کننده باشد.

🔸از یک سو در میان اعضای کابینه، مایک والتز و مارکو روبیو همچنان مخالف خروج کامل نیروها از سوریه هستند. روبیو در جلسه استماع کنگره، اشاره کرد که آمریکا باید به حمایت از متحدین خود در سوریه ادامه دهد. از سوی دیگر پیت هگزت، وزیر دفاع، نشان داده که چندان نظر مستقلی در قبال سوری ندارد و کاملاً تابع دستورات ترامپ است. به همین دلیل اگر ترامپ بخواهد نیروهای آمریکا را خارج کند، هگزت بی‌درنگ از او تبعیت خواهد کرد. در نهایت اینکه تصمیم شخص ترامپ چه خواهد بود اهمیت دارد. در مجموع، با توجه به ملاحظاتی که آمریکا هم‌اکنون در سوریه دارد، اگر ترامپ بخواهد تغییری در وضعیت نیروهای مستقر انجام دهد، به احتمال بالا صرفاً تعداد نیروها کاهش پیدا خواهد کرد.

🔸در حوزه تنظیم روابط با دولت جدید، ترامپ به صورت بالقوه آمادگی تعامل با دولت سوریه را دارد. او اهمیتی به نوع حکومت در سوریه نمی‌دهد؛ هرچند واکنش‌های ضعیفی نسبت به اقدامات جولانی صورت گیرد (همچون موضع مارکو روبیو در محکومیت کشتن علوی‌ها و دروزی‌ها). بنابراین برقراری تعامل تدریجی با سوریه قابل‌ تصور است، مخصوصاٌ که ترامپ سابقه تعامل با طالبان را نیز دارد. آمریکا برای این تعامل محتاطانه می‌تواند از تحریم‌های موجود علیه سوریه و شناسایی حکومت جولانی به عنوان کارت بازی برای تغییر رفتار سوریه استفاده کند. در ماه‌های پایانی دولت بایدن، سخنان و اقداماتی دال بر امکان تغییر روابط میان دو کشور دیده شد. با این وجود این گام‎های اولیه با بازگشت ترامپ به کاخ سفید قطع شد اما توافق میان نیروهای قسد با جولانی برای ادغام در دولت جدید که بدون هماهنگی آمریکا انجام نشده می‌تواند ادامه همان سیاست باشد.

عدم ارسال هرگونه سیگنال دیپلماتیک می‌تواند مصداقی از صحبت خود ترامپ مبنی بر عدم‌دخالت در امور سوریه باشد. در این صورت، ترامپ شخصاً اهمیتی به تغییرات سیاسی در سوریه نداده و تنها اولویت‌های مشخصی برای خود تعیین می‌کند (تسلط بر منابع نفتی سوریه و سرکوب داعش). اگر ترامپ نخواهد روابط دیپلماتیکی میان دو کشور برقرار شود، اعضای کابینه حتی اگر نظر متفاوتی داشته باشند، با او همراهی خواهند کرد. به نظر می‌رسد فعلا دولت ترامپ در حال رسیدگی به پرونده‌های مهم‌تری (همچون جنگ اوکراین) است و تا زمان اتمام انها باید منتظر ماند تا دید رویکرد نهایی آمریکا در قبال سوریه چه خواهد بود.

🔁مطالب مرتبط
▫️مسیریابی بلوک ضداخوان در سوریه جدید
▫️رویکرد روسیه به سوریه جدید
▫️نگاه اروپا به سوریه جدید؛ عملگرایی و احتیاط

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/313
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7🤔31👎1👌1
🌐 مارک کارنی؛ امید تازه حزب لیبرال در کانادا

#تحلیل_کوتاه

🔹نوزدهم اسفند ماه ۱۴۰۳، مارک کارنی، رئیس اسبق بانک مرکزی انگلستان و بانک مرکزی کانادا توانست در رقابتی درون حزبی، کریستیانا فریلند را شکست دهد و به عنوان جانشین جاستین ترودو رهبری حزب لیبرال و جایگاه نخست‌وزیری کانادا را تصاحب کند. تغییر رهبری درون این حزب در بحبوحۀ جنگ تجاری با آمریکا و بحران محبوبیت لیبرال‌ها رخ داد که می‌تواند تأثیرات قابل توجهی در انتخابات پیش رو داشته باشد.

💢چهره‌ای مثبت اما بدون تجربه سیاسی

🔸انتخاب مارک کارنی قابل‌ پیش‌بینی بود؛ زیرا فریلند به عنوان وزیر امور مالی سابق دولت ترودو نمادی از وضع موجود تلقی می‌شد. بنابراین حزب برای اینکه بتواند جایگاه‌ خود را در میان رأی‌دهندگان بهبود ببخشد، کارنی را به عنوان رهبر جدید خود انتخاب کرد. افزون بر این، او هنگامی که ریاست بانک مرکزی کانادا بر عهده داشت توانست بحران مالی ۲۰۰۸ را مدیریت کند و از این جهت می‌تواند تصویر مثبتی را در ذهن کانادایی‌ها شکل دهد. این اولین تجربه کارنی در یک سمت سیاسی است و چهره جدید او می‌تواند خونی تازه در رگ‌های حزب لیبرال جاری کند.

💢تغییر روند محبوبیت حزب لیبرال

🔸حزب لیبرال پس از سقوط محبوبیت جاستین ترودو در وضعیت بسیار نامطلوبی در برابر رقیب خود، حزب محافظه‌کار به رهبری پیِر پویلیِوره قرار داشت. در اواخر سال ۲۰۲۴، حزب محافظه‌کار فاصله‌ای تقریباٌ ۲۵ درصدی با حزب لیبرال داشت. استعفای ترودو از نخست‌وزیری توانست بخشی از این فاصله را کاهش دهد و اکنون به ۱۰٪ رسیده است؛ اما همچنان محافظه‌کاران پیشتاز هستند. کارنی می‌تواند این فاصله را بیشتر کاهش دهد و حتی دوباره ورق را به نفع حزب لیبرال برگرداند. با این حال مشخص نیست که او دقیقاً چه زمانی برگزاری مجدد انتخابات را اعلام می‌کند و در آن هنگام وضعیت دو حزب چگونه خواهد بود.

🔸طبق قانون اساسی کانادا، به عنوان کشوری با ساختار پارلمانی، مردم در انتخابات فدرال اعضای مجلس عوام (با ۳۳۸ کرسی) را انتخاب می‌کنند. حزبی که نصف به اضافه یک یعنی ۱۷۰ کرسی را کسب کند می‌تواند به تنهایی دولت را تشکیل دهد و در غیر این صورت باید با احزاب دیگر وارد ائتلاف شود (همچون ائتلاف حزب لیبرال با حزب دموکراتیک جدید در ۲۰۲۱). آخرین نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که لیبرال‌ها از کسب ۸۴ کرسی و محافظه‌کاران از ۱۴۰ کرسی تقریباً مطمئن هستند که این نشان‌دهنده نزدیکی محافظه‌کاران به پیروزی است. با این حال اگر روند بهبود محبوبیت حزب لیبرال تداوم یابد، شاهد رقابت بسیار نزدیکی خواهیم بود.

💢حوزه‌های اصلی رقابت

🔸با نگاهی به نقشه انتخابات ۲۰۱۵ و ۲۰۲۱ می‌توان اصلی‌ترین حوزه‌های انتخاباتی را بیابیم. مهم‌ترین نبردگاه دو حزب در استان آنتاریو (با مجموعاً ۱۲۲ کرسی) قرار دارد. یکی از عوامل افزایش کرسی‌های محافظه‌کاران در ۲۰۲۱ در مقایسه با ۲۰۱۵ این بود که این حزب توانست در چندین حوزۀ انتخاباتی درون این استان حزب لیبرال را شکست دهد. هم‌اکنون نیز نظرسنجی‌ها حاکی از پیشتازی محافظه‌کاران در این استان و کسب تعداد کرسی بیشتر در رقابت با لیبرال‌ها هستند. بنابراین مهم‌ترین هدف کارنی باید احیای حزب در آنتاریو باشد.

🔸دومین نبردگاه، استان کِبِک است که محافظه‌کاران توانستند در ۲۰۲۱ کرسی‌های خود را در آنجا نیز افزایش دهند. البته در این استان دو رقیب دیگر به نام‌های حزب بلوک کبکوا و حزب دموکراتیک جدید وجود دارند که می‌توانند دو حزب قبلی را به چالش بکشند. هرچند افت اخیر بلوک کبکوا و حزب دموکراتیک جدید درنظرسنجی‌ها رقابت لیبرال‌ها و محافظه‌کاران را در کبک جدی‌تر کرده است. افزون بر این، افت حزب دموکراتیک جدید، باعث می‌شود پایگاه محافظه‌کاران در استان‌های غربی (به خصوص ساسکاچوآن) بیش از پیش تقویت شود و در نتیجه، احتمال پیروزی آنها را افزایش دهد.

💢کارنی برای پیروزی چه کاری می‌تواند بکند؟

با توجه به سخنان اخیر ترامپ در خصوص الحاق کانادا به آمریکا و آغاز جنگ تعرفه‌ای، روحیه ملی‌گرایانه در کانادا به شدت افزایش یافته است. کارنی به عنوان یک گلوبالیست با مواضعی چپ‌گرایانه در مسائلی مانند محیط زیست، باید رویکرد خود را تا حدی به سمت راست نزدیک کند تا بتواند حزب لیبرال را نجات دهد. انتظار می‌رود در انتخابات آینده مواضع دو رقیب اصلی یعنی پویلیِوره و کارنی در سیاست خارجی به یکدیگر نزدیک باشد؛ اما آن کسی موفق خواهد بود که بتواند دو کار به‌هم‌مرتبط را به صورت همزمان انجام دهد: تصویر بهتری از خود برای مقابله با ترامپ بسازد و برنامه اقتصادی بهتری به مردم معرفی کند.

🔄مطالب مرتبط
▫️کانادا در مسیر راستگرایی؛ چرا جاستین ترودو استعفا داد؟

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/314
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👎1👏1
🔵چرا بازار خدمات در رقابت اقتصادی ایالات متحده و چین نقش حیاتی دارد؟

#اکوتهران

🔸بدون شک رقابت اقتصادی ایالات متحده و چین شدت یافته است و کیفیت این رقابت به شکل بحرانی وابسته به سیاست‌هایی است که در چهار سال آینده توسط دولت دوم ترامپ اتخاذ می‌شود. همانند اولین دولت ترامپ، بایدن نیز در تحمیل تعرفه‌ و محدودیت به چین گشاده دست بود و هر دو این اقدامات را اغلب برای حمایت از تولید داخلی انجام دادند.

🔹در دو هفته نخست دولت دوم ترامپ، تعرفه‌های بیشتری بر کالاهای وارداتی از چین اعمال شد. دولت اول ترامپ از کسری تجاری دوجانبه به عنوان مهم‌ترین مسئله گلایه می‌کرد، اما دولت بایدن بر وابستگی‌های حیاتی در زنجیره‌های تأمین، مانند نیمه‌هادی‌ها، باتری‌های خودروهای الکتریکی و مواد معدنی تمرکز بیشتری داشت. با این‌حال، آنچه در هر دو راهبرد رقابت با چین غایب بوده، عاملی پنهان در رقابت‌پذیری ایالات متحده یعنی خدمات است.

🔹به طور کلی، خدمات حدود ۷۵ درصد از اقتصاد ایالات متحده را تشکیل می‌دهد و ایالات متحده در بازار جهانی خدمات قابل تجارت، سلطه قابل‌توجهی دارد. صادرات جهانی خدمات در سال ۲۰۲۳ معادل ۷.۹ تریلیون دلار برآورد شده است که یک تریلیون دلار از آن سهم ایالات متحده بوده است. در حوزه خدمات، ایالات متحده از حدود ۳۰۰ میلیارد دلار مازاد تجاری بهره مند است. در حالیکه در همین سال، جمهوری خلق چین بیش از 150 میلیارد دلار در حوزه خدمات کسری تجاری داشته است. همچنین در حالی که سهم تجارت کالاهای مصرفی از زمان رکود بزرگ تاکنون در تولید ناخالص داخلی جهانی ثابت مانده، در مورد تجارت خدمات چنین نبوده است.

🔹بخش خدمات قابل تجارت نه تنها به‌دلیل اندازه، بلکه به‌واسطه رشد بهره‌وری نیز برای اقتصاد ایالات متحده حائز اهمیت است. با وجود سرمایه‌گذاری‌های گسترده از سوی دولت و بخش خصوصی در چهار سال گذشته، بهره‌وری کلی در صنایع تولیدی آمریکا کاهشی بوده است. بنابراین، بدون رشد در بخش خدمات، رقابت ایالات متحده با چین آب در هاون کوبیدن است.

🔹برخی ممکن است مدعی شوند که تجارت خدمات در مسئله امنیت اقتصادی اهمیت کمتری دارد، اما باید توجه داشت که بیش از ۳۰ درصد از ارزش کالاهای صادراتی را انباشت خدمات در تولید (از نرم افزار خودرو گرفته تا ساعت هوشمند و خدمات لجستیکی مدیریت زنجیره تامین) تشکیل می‌دهند. بنابراین، نوآوری‌ها ایالات متحده در حوزه خدمات به‌شکل غیرمستقیم به رقابت‌پذیری صنایع تولیدی این کشور کمک می‌کند.

🔹علاوه بر این، شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد فناوری‌های پیشرفته خدمت‌محور مانند نرم‌افزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی می‌توانند به طور مستقیم در بهره‌وری تولید اثرگذار باشند و براساس یک پژوهش جدید در حوزه ترکیب مواد، محققان با استفاده از هوش مصنوعی ۴۴ درصد بیشتر موفق به کشف ترکیب‌های جدید، ۳۹ درصد بیشتر موفق به ثبت حق اختراع و ۱۷ درصد بیشتر موفق به نوآوری شده اند.

🔹نیروی کار ماهر و تحصیل‌کرده عاملی مهمی در نوآوری ایالات متحده بوده است و با قوانینی مانند قوانین مهاجرتی، قانون G.I و سرمایه‌گذاری گسترده در آموزش، ایالات متحده مدت‌هاست که یکی از تحصیل‌کرده‌ترین کشورهای جهان به حساب می‌رود، اما کشورهای در حال توسعه مانند چین به سرعت در حال جبران این فاصله هستند. در ۳۰ سال گذشته، میانگین سال‌های تحصیل در چین برای افراد در سنین کاری دو برابر شده است. در حالی که این شاخص در ایالات متحده کاهش یافته است و در سال ۲۰۲۴، رکورد مطالعه کودکان در آمریکا به پایین‌ترین حد خود رسید.

🔹مهاجرت در تاریخ ایالات متحده یکی از مهم‌ترین نیروهای پیشران در توسعه نوآوری این کشور بوده است. با این‌حال، پژوهش‌های اخیر نشان داده که با محدود شدن دسترسی به ویزاهای کار در ایالات متحده، شرکت‌های آمریکایی در حال انتقال بخش تحقیق و توسعه خود به کانادا هستند تا از این طریق بتوانند از استعدادهای مهاجران در نوآوری بهره‌برداری کنند. اکوسیستم نوآورانه نیز یکی از امتیازات بخش خدمات ایالات متحده بوده که در سال‌های اخیر رمق گذشته را ندارد.

در چهل سال گذشته، نرخ شرکت‌های جدید های‌تک در ایالات متحده نصف شده است و به طبع آن در دهه‌های آتی تعداد کسب و کارهای یونیکورن –بالای یک میلیارد دلار- کمتری نیز ظهور خواهد کرد. از همین روست که همسویی بیشتر تنظیم‌گرانه با شرکا، پرهیز از تحمیل تعرفه‌های نالازم و توسعه دسترسی به اعتبارات در نهایت مزیت رقابتی ایالات متحده در خدمات را حفظ و منفعت اقتصاد آمریکا را به عنوان یک کل تامین خواهد کرد.

🔄مطالب مرتبط
▫️سیاست تجاری ترامپ در قبال چین؛ گذشته، حال و آینده

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/315
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👌1
🌐کنسرت کینگ‌پین‌های ترامپ جواب نمی‌دهد!
◾️ فارن پالیسی
📝 استفان والت

#روندهای_استراتژیک

🔸اگر هنوز از هرج و مرجی که دونالد ترامپ در داخل و خارج از ایالات متحده ایجاد کرده شگفت‌زده هستید، احتمالاً در سال‌های اخیر به اندازه‌ی کافی به رفتارها و سیاست‌های او توجه نکرده‌اید. ترامپ دنیایی را ترجیح می‌دهد که در آن مردان قدرتمند و ثروتمند، مانند خودش، بتوانند بدون محدودیت‌های قوانین یا هنجارهای اجتماعی، هر کاری که می‌خواهند انجام دهند. برای او، قوانین، شرافت، و منافع عمومی چیزهایی هستند که فقط برای "بازندگان" اهمیت دارند.

💢 ترامپ و محور دیکتاتورها


🔹ترامپ به رهبرانی مثل ولادیمیر پوتین، شی جین‌پینگ، و کیم جونگ‌اون احترام می‌گذارد، چون آن‌ها قدرت مطلق دارند و بدون محدودیت‌های دموکراتیک حکومت می‌کنند. او پوتین را به عنوان یک "رهبر قوی" تحسین می‌کند و از روابط نزدیک خود با رهبران خودکامه‌ای مانند کیم جونگ‌اون یا محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، صحبت می‌کند.

🔹حتی رهبران دموکراتیکی که او ترجیح می‌دهد، مثل ویکتور اوربان در مجارستان یا نارندرا مودی در هند، تمایلات غیرلیبرال قوی دارند. بسیاری از این رهبران از قدرت خود برای ثروتمند کردن خود یا حامیانشان استفاده می‌کنند، که نشان‌دهنده‌ی فساد گسترده در سیستم‌های دیکتاتوری است. این نگرش توضیح می‌دهد چرا ترامپ با افرادی مثل ایلان ماسک که قوانین را مانعی برای کسب ثروت بیشتر می‌دانند، رابطه‌ی خوبی دارد.

💢 تقابل با دموکراسی‌ها

🔹در مقابل، ترامپ از رهبرانی که به دموکراسی و نهادهای دموکراتیک پایبند هستند، مثل آنگلا مرکل یا جاستین ترودو، متنفر است. او حتی تلاش کرده است تا محدودیت‌های قدرت اجرایی در ایالات متحده را از بین ببرد و خود را مانند یک پادشاه ببیند.

🔹به نظر می‌رسد دیدگاه او از نظم جهانی این است که دیکتاتورها و مردان قدرتمند گرد هم آیند و دنیا را بین خود تقسیم کنند. برخی تحلیلگران این رویکرد را "ایمن کردن جهان برای دیکتاتوری" نامیده‌اند. سوزان رایس، مشاور سابق امنیت ملی ایالات متحده، حتی از اصطلاح "محور دیکتاتورها" برای توصیف روابط ترامپ با این رهبران استفاده کرده است.

💢 کنسرت کینگ‌پین‌ها: یک نظم جدید؟

🔹به نظر من، این همایندی را می‌توان "کنسرت کینگ‌پین‌ها" (اشاره به شخصیتی خیالی در داستان‌های فانتزی یا حماسی که نماد قدرت، فساد و چالش‌های اخلاقی است) نامید که نسخه‌ی مدرنی از کنسرت اروپا است. سیستمی که پس از شکست ناپلئون بناپارت و پایان جنگ‌های ناپلئونی در سال ۱۸۱۵ شکل گرفت تا از گسترش امواج انقلابی گری و حمله مجدد به نظام های سلطنتی اروپایی جلوگیری نماید.

🔹اما آیا این استراتژی جواب می‌دهد؟ شاید در کوتاه‌مدت ساده به نظر برسد که با دیکتاتورها توافق کنید و کار را تمام کنید، اما در بلندمدت این روش ناکارآمد و خطرناک است. دولت‌های دموکراتیک به دلیل پایبندی به قوانین و نهادها، قابل اعتمادتر و پایدارتر هستند. تاریخ نشان داده است که رهبران خودکامه، مثل استالین یا هیتلر، اغلب اشتباهات بزرگی مرتکب می‌شوند که منجر به فاجعه‌های بزرگ می‌شود. در حالی که دموکراسی‌ها با جریان آزاد اطلاعات و امکان جایگزینی رهبران ناکارآمد، اشتباهات را سریع‌تر اصلاح می‌کنند.

💢 آینده‌ای پرابهام

🔹ترامپ با نزدیکی به دیکتاتورها و تضعیف متحدان دموکراتیک ایالات متحده، نه تنها موقعیت جهانی آمریکا را تضعیف می‌کند، بلکه ارزش‌های دموکراتیک و حقوق بشر را نیز زیر سؤال می‌برد. این رویکرد ممکن است در کوتاه‌مدت به نفع او و هم‌پیمانانش باشد، اما در بلندمدت به ضرر ایالات متحده و جهان خواهد بود.

🔹علاوه بر این، تلاش برای اداره‌ی جهان بر اساس مذاکرات شخصی با رهبران قدرتمند، بدون توجه به قوانین و نهادهای بین‌المللی، ذاتاً ناکارآمد است. بدون قوانین و نهادها، تعاملات بین‌المللی به سرعت به هرج و مرج تبدیل می‌شود.

💢 درس‌های تاریخ

در نهایت، باور به اینکه جهان تحت حکومت خودکامه‌ها بهتر خواهد شد، نادیده گرفتن یکی از مهم‌ترین درس‌های تاریخ است. دموکراسی‌ها، با همه‌ی نقص‌هایشان، ثابت کرده‌اند که بهترین سیستم برای تضمین آزادی، رشد اقتصادی، و رفاه عمومی هستند. ترامپ و هم‌فکرانش ممکن است فکر کنند که دموکراسی متعلق به قرن گذشته است، اما واقعیت این است که دموکراسی‌ها همچنان بهترین مسیر برای دستیابی به آینده‌ای پایدار و عادلانه هستند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/316
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏5👍31👎1💔1
اندیشکده تهران | Tehran Institute
🌐 ارتش آزادی‌بخش بلوچ (BLA): ماهیت و اهداف #تحلیل_کوتاه 🔹ایالت بلوچستان، بزرگ‌ترین ایالت پاکستان از نظر مساحت و همزمان کم‌جمعیت‌ترین ایالت است که قریب به ۷۵ درصد ساکنان آن از قوم بلوچ هستند. این ایالت به لحاظ ژئوپلیتیکی و کنش‌گری بازیگران منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای…
♦️سرانجام گروگانگیری ارتش آزادی‌بخش بلوچ

#تعقیب_روند
#ارتش_آزادی‌بخش_بلوچ

🔹در تاریخ ۲۱ اسفند قطار جعفر اکسپرس که از کویته به سمت پیشاور در شمال پاکستان –مناطق پشتون‌نشین- در حرکت بود، توسط ارتش آزادیبخش بلوچ متوقف شد و مسافران آن –از جمله مسافران نظامی- گروگان گرفت. این گروه در همان ساعات ابتدایی ۲۰ سرباز از مسافران را به قتل رساند و تلاش کرد از مابقی مسافران برای چانه‌زنی و درخواست تبادل زندانی استفاده کند.

🔹 اخبار ضد و نقیضی در خصوص نتیجه این گروگان‌گیری مخابره می‌شد تا اینکه منابع رسمی از عملیات ارتش و آزادی مابقی گروگان‌ها خبر دادند. پاکستان مدعی آزادسازی ۳۰۰ مسافر و کشته شدن ۳۳ نیروی ارتش آزادیبخش بلوچ در جریان این عملیات شد. با اینهمه، تشدید حملات ارتش آزادیبخش در این فاصله زمانی حکایت از شکست تلاش‌ها برای مهار این گروه تروریستی دارد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👎1👏1
🌐 شتاب و ابهام در توافق کردی- عربی در سوریه

#تحلیل_کوتاه

🔹نیروهای کرد سوری (قسد یا SDF) به فرماندهی مظلوم عبدی و دولت موقت سوریه به ریاست احمد الشرع روز دوشنه ۲۰ اسفند ‏به طور ناگهانی توافقنامه صلحی را با یکدیگر در دمشق امضاء کردند؛ توافقی که شامل ۸ بند است و ماهیت کلی آن‌ ‏حفظ یکپارچگی کشور و مخالفت با تقسیم سوریه است.

💢مفاد توافق

🔸‏«مظلوم عبدی» فرمانده کل نیروهای قسد که در لیست ترور سازمان اطلاعات و امنیت ملی ترکیه (میت) قرار داشت ‏اکنون بر سر یک میز با متحد ترکیه نشسته و در مورد آینده سیاسی سوریه به توافق رسیده است. فرمانده قسد دو هفته ‏پیش، بلافاصله پس از انتشار اعلامیه خلع سلاح پ.ک.ک بیان داشته بود که این موضوع ارتباطی به نیروهای کُرد سوری ‏ندارد. حال آنکه در بند ۴ توافقنامه گفته شده که همه نهادهای مدنی و نظامی شمال شرق سوریه از جمله گذرگاه‌های ‏مرزی، فرودگاه‌ها، میادین نفتی و گازی تحت کنترل حکومت مرکزی دمشق قرار خواهد گرفت. اما همزمان در بند ۶ آمده ‏است که نیروهای قسد در مبارزه با تمام تهدیداتی که امنیت و وحدت را به خطر می‌اندازد، با دولت سوریه همراهی ‏خواهند کرد. این موضوع از منظر قسد احتمالا بدان معناست که نه تنها کردهای سوری خلع سلاح نخواهد شد بلکه در ‏فعالیت‌های نظامی که تهدیدی بر علیه آنها تلقی می‌شود حضور خواهند داشت. در این توافق درباره جزئیات کلمه ادغام ‏توضیح داده نشده و مشخص نیست که نیروهای قسد آیا به عنوان یک واحد رزمی در ارتش خواهند بود یا این نیروها در ‏دیگر واحدها تقسیم می‌شود.‏

💢انگیزه جولانی

🔸بنابراین توافقنامه ۲۰ اسفند متضمن کلیاتی عمده است که هسته اصلی آن ادغام نهادهای مدنی و نظامی حکومت ‏خودمختار کردی در حکومت جدید سوریه و همچنین تضمین مشارکت کردها در قدرت نظامی و حیات سیاسی این ‏کشور است اما هیچ اشاره‌ای نشده است که نهادهای کُردی به چه فُرمی در دولت مرکزی ادغام می‌شوند. در این گونه ‏توافقات بیش از این محتوا به فرم شکل بدهد، فرم است که محتوا را تعیین می‌کند. بنابراین، به نظر می‌رسد که آشفتگی ‏در سواحل غربی سوریه باعث تعجیل دولت موقت جولانی در دستیابی به توافق با کردها شده است. زیرا طرح ادعاهای ‏جدایی طلبانه توسط علوی‌ها ساز استقلال طلبی کردها را کوک می‌کرد.

🔸همچنین سازماندهی نیروهای کُرد و برخورداری ‏نسبی آن‌ها از حمایت خارجی، کردها را به بزرگترین تهدید علیه دولت موقت جولانی تبدیل کرده است. بنابراین فقدان ‏اشاره به جزئیات بیشتر در متن توافقنامه به منظور آرام کردن شرایط و نشان دادن تسلط دولت موقت بر امور بوده است. ‏این ابهام به احتمال بسیار بالا منجر به شکل‌گیری اختلاف نظرهای جدی در مورد اجرای توافق خواهد شد که قرار است ‏توسط کمیته‌های اجرایی تا پایان سال ۲۰۲۵ (۹ماه آینده) تعیین تکلیف شود. در این مدت‎ YPG ‎و‎ SDF ‎کنترل کامل ‏مناطق تحت سیطره خود را حفظ خواهند کرد.‏

💢انگیزه قسد

🔸کردها نیز که همواره از اختلاف نظر میان آنکارا و واشنگتن در مورد جایگاه خود در سوریه بهره‌برداری کرده‌اند؛ از تحرکات ‏دیپلماتیک اخیر ترکیه دچار نگرانی شده‌اند. اخیراً نشست همسایگان سوریه در امان به ابتکار هاکان فیدان با مشارکت ‏پنج کشور ترکیه، عراق، اردن، لبنان و سوریه برگزار شد که تعیین تکلیف نیروهای قسد یکی از مهم‌ترین محورهای آن ‏بود. بنابراین ترس از شکل‌گیری اجماع منطقه‌ای برای حذف نیروهای قسد و کوتاه آمدن ترامپ بر سر حمایت از آن‌ها ‏منجر به تعجیل از جانب قسد برای حصول یک توافق اولیه شده است. گفتنی است که تنها ساعاتی پیش از امضای توافق ‏فرمانده قسد با ژنرال مایکل کوریلا فرمانده سنتکام دیدار داشته و با هلی‌کوپتر آمریکایی برای امضای توافق به دمشق رفته ‏است. بنابراین روشن است که امضای این توافق با اطلاع کامل آمریکایی‌ها بوده است.‏

💢جمع‌بندی

توافق مذکور نشان می‌دهد که هر دو طرف بنا به اضطرار و ضرورت یک قدم به عقب رفته و در نقطه‌ میانه با هم توافق ‏رسیده‌اند. کردها به صورت کلی‎ ‎پذیرفته‌اند که به جای ساختار فدرال، بخشی از دولت سوریه باقی بمانند. الشرع نیز ‏کردها را به عنوان شریک اصلی پذیرفته است در حالی که این امر به هیچ وجه مطلوب ترکیه نیست. در هر صورت نحوه ‏تفسیر و اجرای این توافق از چالش‌های عمده‌ای است که ممکن است مجدداً به شعله‌ور شدن آتش زیر خاکستر منجر ‏شود. مهم‌ترین نقطه اختلافی در این زمینه احتمالاً بر سر توزیع درآمدهای حاصل از گذرگاه‌های مرزی و چاه‌های نفت ‏منطقه خواهد بود که فعلا در دست نیروهای آمریکایی قرار دارد.‏

🔁مطالب مرتبط
▫️دو چالش اصلی آمریکا در سوریه جدید
▫️مسیریابی بلوک ضداخوان در سوریه جدید
▫️رویکرد روسیه به سوریه جدید
▫️نگاه اروپا به سوریه جدید؛ عملگرایی و احتیاط


اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/317
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👎1👏1
🌐 چشم‌انداز آمریکای لاتین در سال ۲۰۲۵

#تحلیل_کوتاه

🔹آمریکای لاتین در سال ۲۰۲۵ با تحولات مهمی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی روبرو خواهد بود. این گزارش با استفاده از داده‌های ارائه‌شده، به بررسی آینده‌پژوهانه این تحولات می‌پردازد و چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌روی منطقه را تحلیل می‌کند.

💢چالش‌های سیاسی و اقتصادی

🔸در سال ۲۰۲۵، آمریکای لاتین با تنش‌های سیاسی داخلی و چالش‌های اقتصادی مواجه خواهد بود. در برزیل، دولت لولا با افزایش بدهی‌های عمومی و تنش‌های سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند. پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۵ تورم در برزیل به ۵ درصد برسد و رشد تولید ناخالص داخلی برزیل در سال ۲۰۲۵ به ۱.۸ درصد کاهش یابد. این شرایط می‌تواند محبوبیت لولا را تحت تأثیر قرار دهد.

🔸در آرژانتین، خاویر میلی اصلاحات اقتصادی جسورانه‌ای را انجام دادخ است که می‌تواند به کاهش تورم و جذب سرمایه‌گذاری خارجی کمک کند. با این حال، تورم در این کشور همچنان بالا است و پیش‌بینی می‌شود اقتصاد آرژانتین در سال ۲۰۲۵ تنها ۴ درصد رشد کند. در مکزیک، کلودیا شین‌بائوم با چالش‌های امنیتی و جنایات سازمان‌یافته دست‌وپنجه نرم می‌کند. افزون بر این، می‌خواهد روابط تجاری با ایالات متحده را حفظ کند.

🔸کشورهای آمریکای لاتین نیازمند ثبات سیاسی و اصلاحات ساختاری برای جذب سرمایه‌گذاری و بهبود رشد اقتصادی هستند. همکاری‌های منطقه‌ای و تقویت نهادهای دموکراتیک می‌تواند به کاهش تنش‌های داخلی کمک کند.

💢 فرصت‌های اقتصادی و تجاری

🔸با وجود چالش‌ها، آمریکای لاتین فرصت‌های اقتصادی قابل توجهی دارد. رشد تجارت با چین و ایالات متحده ادامه خواهد یافت، و کشورهایی مانند برزیل و مکزیک می‌توانند از این روابط بهره‌برداری کنند. آرژانتین نیز با بهبود وضعیت اقتصادی ممکن است به بازاری جذاب برای سرمایه‌گذاران خارجی تبدیل شود. کشورهای منطقه باید تنوع‌بخشی به شرکای تجاری را در اولویت قرار دهند و از وابستگی بیش از حد به یک یا دو قدرت جهانی بپرهیزند. توسعه زیرساخت‌ها و جذب سرمایه‌گذاری در بخش‌های انرژی‌های تجدیدپذیر و کشاورزی می‌تواند به رشد پایدار کمک کند.

💢 چالش‌های اجتماعی و امنیتی


🔸جنایات سازمان‌یافته و خشونت‌های مرتبط با باندهای جنایتکار به عنوان یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های آمریکای لاتین در مکزیک و کلمبیا به یک بحران امنیتی تبدیل شده‌اند. علاوه بر این، فساد و نابرابری‌های اجتماعی اعتماد عمومی به نهادهای دولتی را کاهش داده است. مبارزه با جنایات سازمان‌یافته نیازمند رویکردی جامع است که شامل تقویت نظام‌های قضایی، بهبود همکاری‌های بین‌المللی و ارائه فرصت‌های اقتصادی به جوامع محروم باشد. کاهش فساد و افزایش شفافیت نیز برای بازسازی اعتماد عمومی ضروری است.

💢 فرصت‌های زیست‌محیطی و انرژی‌های تجدیدپذیر

🔸آمریکای لاتین در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر ظرفیت بالایی دارد. کشورهایی مانند برزیل و آرژانتین می‌توانند از منابع طبیعی خود برای توسعه انرژی‌های بادی و خورشیدی استفاده کنند. با این حال، وابستگی به سوخت‌های فسیلی و چالش‌ تغییرات آب‌وهوایی همچنان وجود دارد. کشورهای منطقه باید سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر را افزایش دهند و همکاری‌های بین‌المللی برای انتقال انرژی را تقویت کنند. این امر نه تنها به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای کمک می‌کند، بلکه می‌تواند فرصت‌های اقتصادی جدیدی را پدید آورد.

💢 چشم‌انداز امنیتی و نقش منطقه‌ای


🔸در سال ۲۰۲۵، آمریکای لاتین با چالش‌های امنیتی جدیدی روبرو خواهد بود، از جمله افزایش خشونت‌های مرتبط با باندهای جنایتکار و بحران‌های سیاسی در کشورهایی مانند ونزوئلا. همچنین، انتخابات در کشورهایی مانند اکوادور و شیلی ممکن است تحت تأثیر نگرانی‌های امنیتی قرار گیرد. تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و بهبود نظام‌های قضایی می‌تواند به مبارزه با جنایات سازمان‌یافته کمک کند. همچنین، کشورهای منطقه باید به دنبال راه‌حل‌های سیاسی برای بحران‌های داخلی باشند تا از تشدید تنش‌ها جلوگیری شود.

آمریکای لاتین در سال ۲۰۲۵ با چالش‌ها و فرصت‌های مهمی روبرو است. برای دستیابی به ثبات و رشد پایدار، کشورهای منطقه باید:

1️⃣ ثبات سیاسی را از طریق تقویت نهادهای دموکراتیک، کاهش تنش‌های داخلی و مبارزه با جرائم سازمان‌یافته تضمین کنند.
2️⃣ تنوع بخشی به شرکای تجاری، افزایش سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر و کاهش وابستگی به قدرت‌های جهانی را در اولویت قرار دهند.
این راهبردها، می‌توانند آمریکای لاتین را به یکی از بازیگران کلیدی در تحولات جهانی تبدیل کنند و چالش‌های داخلی خود را به فرصت‌ بدل سازند.

🔄مطالب مرتبط
▫️چالش‌های آینده رئیس‌جمهور اکوادور: بدهی، خشکسالی و تبهکاری
▫️نقش آفرینی پتروبراوس در اقتصاد برزیل

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/318
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍53👏1👌1
♦️هدیه ترامپ به چین؛ قطع کمک‌های بشر دوستانه و تنش آفرینی با کشورهای آفریقایی
◼️استقلال - لندن

#رویة_العربیة

🔹روزنامه‌ها و رسانه‌ها همچنان به بررسی تأثیرات سیاست‌های جنجالی دونالد ترامپ، از زمان بازگشتش به کاخ سفید، بر قاره آفریقا می‌پردازند. مجله فرانسوی «ژون آفریک» گزارش داده است که سیاست‌های ترامپ باعث کاهش نفوذ آمریکا در آفریقا شده و این فرصت را برای چین فراهم کرده تا حضور و نفوذ خود را در این قاره گسترش دهد. به‌طور خاص، تصمیمات ترامپ، از تضعیف آژانس توسعه آمریکا (USAID) گرفته تا انتقادات تند او از آفریقای جنوبی، جایگاه آمریکا را تضعیف کرده و به سود چین تمام شده است. در این میان، نقش گروهی از تجار و بازرگانان آفریقای جنوبی که به ترامپ نزدیک هستند، مانند ایلان ماسک، پررنگ شده است. این افراد مواضعی ضد حزب کنگره ملی آفریقا (ANC) دارند.

💢تصفیه حساب‌های شخصی

🔹هر روز شاهد انتشار اظهارات، تصاویر، ویدئوها، پیام‌های شبکه‌های اجتماعی یا دستورات بحث‌برانگیز از سوی واشنگتن هستیم. به‌ویژه در آفریقا، نخستین گام‌های دونالد ترامپ در کاخ سفید واکنش‌های متفاوتی را برانگیخته است. شخصیت‌های جنجالی، از جمله تاجران و سرمایه‌داران آفریقایی نزدیک به ترامپ، گویی درگیر نوعی تصفیه حساب تاریخی با زادگاه خود هستند. این اقدامات به بهانه دفاع از منافع جامعه آفریکانرها، که کمتر از ۷ درصد جمعیت آفریقای جنوبی را تشکیل می‌دهند، انجام می‌شود.

💢پکن: قدرت جایگزین

🔹در حالی که سیاست‌های ترامپ به نوعی به قاره آفریقا آسیب می‌زند، برخی از آفریقایی‌ها ممکن است به این سیاست‌ها با شگفتی و حتی تحسین نگاه کنند. به عنوان مثال، حامیان حکومت نظامیان کودتاچی در منطقه ساحل، از روشی که ترامپ با قدرت‌های استعماری سابق اروپا برخورد می‌کند، استقبال می‌کنند. با این حال، یکی از نخستین تصمیمات ترامپ که تأثیری ویرانگر بر آفریقا داشت، تعلیق بودجه آژانس توسعه بین‌المللی ایالات متحده (USAID) بود. این تصمیم باعث قطع کمک‌های مالی آمریکا به پروژه‌هایی در زمینه بهداشت عمومی، توسعه اقتصادی و تقویت حاکمیت قانون شد و نگرانی‌های بزرگی را برای اقشار آسیب‌پذیر جامعه آفریقایی ایجاد کرد.

🔹در سطح دیپلماتیک، با قطع بودجه USAID، ترامپ یکی از مهم‌ترین ابزارهای نفوذ آمریکا در آفریقا را کنار گذاشته است. این اقدام عملاً هدیه‌ای گران‌بها به رئیس‌جمهور چین، شی جین‌پینگ، بوده است. چین اکنون بیش از هر زمان دیگری نزد رهبران آفریقایی به‌عنوان شریکی منطقی، قابل اعتماد و باثبات ظاهر شده است. در نتیجه، چین به‌عنوان یک قدرت جایگزین در آفریقا شناخته می‌شود و نفوذش در این قاره روز به روز در حال افزایش است.

🔄مطالب مرتبط
▫️پیروزی ترامپ برای آفریقا چه معنایی دارد؟
▫️ آفریقا در کانون دیپلماسی چین

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/319
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎32👌1
🌐 ویژه‌نامه نوروزی اندیشکده تهران منتشر شد:

#ویژه‌نامه_نوروز_۱۴۰۴

🔹اندیشکده تهران ویژه‌نامه نوروزی ۱۴۰۴ خود را منتشر کرد. این ویژه نامه شامل ۵ پرونده مهم از روندهای بین‌المللی و منطقه‌ای و هر پرونده شامل مطالب متعددی در قالب مصاحبه، یادداشت و معرفی کتاب است که از زوایای متفاوت به موضوع پرداخته‌‌اند.

💢 پرونده نخست: خاستگاه اجتماعی ترامپ و میراث او برای آمریکا

🔸در پرونده نخست با عنوان «خاستگاه اجتماعی ترامپ و میراث او برای آمریکا» موضوعاتی مانند تاثیر متقابل قطبی شدن جامعه آمریکا و روی کار آمدن ترامپ، رویکرد ترامپ در احیای فرهنگ آمریکایی، روابط و توازن قدرت میان کاخ سفید و کنگره، سرنوشت جنبش‌های اجتماعی «نه به ترامپ» مورد بررسی قرار گرفته است. موضوع پایانی این پرونده معرفی کتاب «غریبه‌ها در سرزمین خود» نوشته یکی از اساتید جامعه‌‌شناسی دانشگاه برکلی کالیفرنیا است که به بررسی ریشه‌های گرایش مردم آمریکا به جریان راست افراطی در سال‌های اخیر می‌پردازد.

💢پرونده دوم: آینده تحریم

🔸در پرونده «آینده تحریم» درباره مواجهه سیاستی ایران با فشار حداکثری در حوزه اقتصاد با دکتر سیدعلی روحانی معاون اسبق سیاست‌گذاری وزارت اقتصاد مصاحبه شده است. همچنین آثار لغو معافیت‌های تحریمی عراق، جایگاه فرمان‌های اجرایی در معماری تحریمی ایالات متحده و تحول تاریخی کاربست ابزار تحریم در روابط بین‌الملل بحث شده است. علاوه‌براین، یکی از آخرین کتاب‌های منتشر شده در حوزه اثر جنگ اقتصادی بر ایران، در این پرونده مرور شده است.

💢پرونده سوم: آزمون توسعه چینی در مواجهه با بحران‌های آتی

🔸در «آزمون توسعه چینی در مواجهه با بحران‌های آتی» درباره امکان تداوم توسعه اقتصادی در چین با دکتر فریبرز ارغوانی عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز گفت‌وگو شده است. همچنین در مصاحبه دیگری با دکتر حسین درودیان، پژوهشگر و کارشناس اقتصاد به گفت‌وگو در خصوص نقش و جایگاه دولت در الگوهای توسعه شرق آسیا پرداخته‌ شده است. موضوعات دیگری نظیر مسیر چینی رشد اقتصادی، آینده انرژی در چین، گذار این کشور در حوزه فناوری و نسبت توسعه و دموکراسی در چین و سنگاپور بحث شده است. همچنین، مروری مختصر بر روابط دوجانبه ایران و چین در پرتو تحولات بین‌المللی انجام شده است.

💢پرونده چهارم: چشم‌انداز آفریقا در اقتصاد جهانی

🔸پرونده چهارم «چشم‌انداز آفریقا در اقتصاد جهانی» است که در آن موضوعاتی مانند ظرفیت‌های اقتصادی این قاره برای نقش‌آفرینی در اقتصاد جهانی، نقش نهادهای منطقه‌ای و مالی در روند رشد و توسعه آفریقا و رقابت قدرت‌های بزرگ و دیگر بازیگران خارجی در این قاره مورد بحث قرار گرفته است. به‌عنوان یک مطالعه موردی در روند توسعه آفریقا در موضوع آخر این پرونده مروری بر روند توسعه در کشور نیجریه داشته‌ایم.

💢پرونده پنجم: نظم منطقه‌ای پس از طوفان الاقصی

در نهایت در پرونده آخر موضوع «نظم منطقه‌ای پس از طوفان الاقصی» مورد بررسی قرار گرفته است. در این پرونده ابتدا در مصاحبه با دکتر ابراهیم متقی استاد و رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ابعاد مختلف نظم منطقه‌ای مورد گفتگو قرار گرفته و سپس تاثیر سقوط بشار اسد بر معادلات منطقه‌ای، نقش‌یابی گروه‌های مقاومت عراق، ظهور انصارالله یمن به عنوان بازیگری کلیدی در منطقه و وضعیت سیاسی و اجتماعی اسرائیل در دوره پساجنگ توسط کارشناسان برجسته هر حوزه بررسی شده است.

🔗برای مشاهده فایل ویژه‌‌نامه اینجا کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/320
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍84🔥1👏1👌1💯1