#تحلیل_کوتاه
#اروپا
#آمریکا #بلاروس
📝مهدی نوری چورتی
🔹در دو دههی اخیر، روابط جمهوری بلاروس با ایالات متحده آمریکا پرتنش و محدود به اظهارات انتقادی و تحریمهای اقتصادی بوده است. با این حال، از اواخر سال 2024، مجموعهای از اقدامات دیپلماتیک و سیاسی نشان دادهاند که هر دو کشور در پی بازنگری محتاطانه در روابط دوجانبه هستند. این روند جدید را میتوان در بستر گستردهتر تحولات ژئوپلیتیکی اروپای شرقی و تلاش مینسک برای کاهش وابستگی مطلق به روسیه تحلیل کرد.
💢تحولات اخیر در روابط بلاروس و آمریکا
🔸در میانه سال ۲۰۲۵، تماس تلفنی میان الکساندر لوکاشنکو، رئیس جمهور بلاروس و دونالد ترامپ نخستین گفتوگوی مستقیم در بیش از یک دهه میان دو کشور بود. این تماس نشانهای از آغاز مسیر تازهای از گفتوگوها بود. در ادامه، فرستادگان ویژه واشنگتن وارد مینسک شدند و مقامات بلاروسی بهطور رسمی از تدوین «چارچوب روابط با آمریکا» سخن گفتند که در آن «خطوط قرمز» بلاروس در تعامل با غرب نیز مشخص میشد.
🔸اقدامی که بیش از همه توجه ناظران را جلب کرد، آزادی بیش از ۵۰ زندانی سیاسی و چند تابعیتی در سپتامبر ۲۰۲۵ بود؛ این اقدام پس از دیدار هیئت آمریکایی از مینسک صورت گرفت و با واکنش مثبت واشنگتن مواجه شد. چند روز بعد، ایالات متحده بخشی از تحریمها علیه خطوط هوایی بلاروس (Belavia) را لغو کرد که به عنوان «پاداش دیپلماتیک» تعبیر شد.
💢نشانههای نزدیکی دو کشور
🔸اقدامات اعتمادساز و مبادله امتیازات. آزادسازی زندانیان سیاسی مهمترین گام عملی بلاروس در مسیر اعتمادسازی با غرب بوده است. تحلیل اندیشکده Jamestown نشان میدهد که این اقدام پیامی به واشنگتن بود مبنی بر اینکه مینسک آماده امتیازدهی در ازای کاهش تحریمهاست. در مقابل، آمریکا نیز با تعدیل برخی محدودیتها و وعده بازگشایی سفارت خود در مینسک پاسخ مثبت داد.
🔸گشودن کانالهای دیپلماتیک. در شهریور ۲۰۲۵، نمایندهی ویژه رئیسجمهور آمریکا در دیدار با وزیر خارجه بلاروس اعلام کرد: «ما مایل به عادیسازی روابط و بازگشایی سفارت در آیندهی نزدیک هستیم.» از دیدگاه مقامات مینسک، این تحول میتواند فرصتی برای خروج از انزوای بینالمللی و بازسازی وجه سیاسی کشور باشد.
🔸توزانبخشی در برابر روسیه. کارشناسان اروپای شرقی معتقدند که یکی از اهداف اصلی لوکاشنکو از نزدیکی به آمریکا، کسب اهرم چانهزنی در برابر روسیه است. بلاروس با حفظ روابط نظامی با مسکو، تلاش دارد در عین حال نشان دهد که روابط خارجی خود را صرفاً به یک محور محدود نمیکند. علاوه بر این، افسران نظامی آمریکایی از نزدیک شاهد رزمایش مشترک مینسک و مسکو با عنوان «زاپاد ۲۰۲۵» بودند. وزارت دفاع بلاروس حضور آمریکاییها در یک میدان آموزشی در بلاروس را تایید کرد.
💢چالشها و محدودیتها
🔸با وجود این نشانههای مثبت، رابطه تازه بلاروس و آمریکا با موانع متعددی روبهروست. نخست، اصلاحات سیاسی در بلاروس هنوز بسیار محدود است و مطابق گزارشها، بیش از هزار زندانی سیاسی همچنان در بازداشت هستند. دوم، روسیه از این روند ابراز نگرانی کرده و هرگونه چرخش مینسک بهسوی غرب را تهدیدی برای «اتحاد استراتژیک» دو کشور میداند. سوم، اتحادیه اروپا نیز با احتیاط به این تحولات مینگرد، زیرا ممکن است کاهش فشار آمریکا موجب تضعیف موضع واحد غرب در برابر سرکوب سیاسی در بلاروس شود.
💢تحلیل راهبردی
🔸از دید مینسک، تعامل با واشنگتن نوعی فرصت تاکتیکی برای بهبود وضعیت اقتصادی، کاهش تحریمها و کسب اعتبار بینالمللی است. در سوی دیگر، آمریکا نیز در شرایط بیثباتی منطقه (بهویژه جنگ اوکراین)، میکوشد با باز نگه داشتن کانالهای ارتباطی با بلاروس، تأثیرگذاری محدود بر یکی از متحدان کلیدی مسکو را حفظ کند. با این حال، هر دو طرف به شکنندگی این نزدیکی آگاه هستند که تداوم آن مشروط به منافع متقابل ملموس است.
🌐https://institutetehran.com/art/671
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7
#تحلیل_کوتاه
📝توحید ورستان
🔹در سالهای اخیر کشت فراسرزمینی به عنوان یکی از روشهای موثر برای تامین نیاز کشورهای واردکننده محصولات کشاورزی مطرح شده است. در این میان، کشورهای حاشیه خلیج فارس به دلیل فقدان آب کافی و زمین مناسب جهت کشت، در حوزه امنیت غذایی وابستگی شدیدی به واردات دارند و در تلاش هستند با بهرهگیری از این روش در قاره آفریقا، نیازهای فوری و حیاتی غذایی خود را تامین نمایند. در مقابل، برخی مناطق و کشورها در این قاره با در اختیار داشتن زمینهای مساعد و آب نسبتا فراوان، بستر مناسبی برای این همکاری برد-برد است.
💢وابستگی امنیت غذایی
🔸براساس برآوردهای رسمی، واردات مواد غذایی شورای همکاری خلیج فارس تا سال ۲۰۲۹ به بیش از ۵۵ میلیون تن خواهد رسید. در این میان، عربستان و امارات به عنوان بزرگترین بازارهای منطقه به ترتیب حدود ۸۰ و ۹۰ درصد نیاز خود را از طریق واردات تامین میکنند. از همین روی، این دو کشور در سالهای اخیر از طریق کشت فراسرزمینی در آفریقا به دنبال تامین امنیت غذایی خود هستد. تحولات ژئوپلیتیکی مانند جنگ اوکراین و تاثیر آن بر بازار غلات نیز بر اهمیت این موضوع افزوده است.
🔸قاره آفریقا در حال حاضر ۶۰% از زمینهای زراعی کشتنشده جهان را در اختیار دارد و کشاورزی ۳۵% از تولید ناخالص داخلی آن را تشکیل میدهد. بازار غذا و کشاورزی آفریقا میتواند از ۲۸۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به ۱ تریلیون دلار تا سال ۲۰۳۰ افزایش یابد. با وجود چنین ظرفیت امیدوارکنندهای، اقتصاد کشاورزی این قاره با چالشهای متعددی روبرو است که مهمترین آن کشت سنتی ناشی از فقدان سرمایهگذاری در تجهیزات تولید است.
💢سرمایهگذاری ریاض و ابوظبی
🔸براساس گزارشهای رسمی، عربستان در سال ۲۰۲۲ بیش از ۲۰ میلیارد دلار مواد غذایی و محصولات کشاورزی از کشورهای آفریقایی وارد کرده است. همچنین، این کشور در ۴۲۷ پروژه کشاورزی در ۴۴ کشور مشارکت داشته که ارزش آنها در مجموع ۲.۵ میلیارد میشود. همچنین، امارات و عربستان به طور مشترک ۴۰۰ میلیون دلار در کشاورزی سودان سرمایهگذاری کردهاند. پس از اولین اجلاس سران سعودی-آفریقایی در نوامبر ۲۰۲۳، این کشور تعاملات کشاورزی خود را با غنا، سنگال، ساحل عاج و نیجریه افزایش داده است.
🔸در سال ۲۰۲۳ عربستان ۳۴ سد کشاورزی و سیستم آبیاری در مالی، موریتانی، سنگال، بورکینافاسو، نیجر، سودان و چاد را به مبلغ بیش از ۹۰۰ میلیون دلار تأمین مالی کرده است. سرمایهگذاریهای قابل توجهی از جمله تولید پنبه و شکر در آفریقای مرکزی، سومالی، سودان و اوگاندا، و همچنین تأمین مالی پروژههای کشاورزی در اوگاندا، بورکینافاسو، تانزانیا، توگو و گینه بیسائو نیز انجام شده است.
🔸همچنین، امارات بیش از ۳۸.۸ میلیارد دلار مواد غذایی و محصولات کشاورزی از آفریقا وارد کرده است. این کشور سرمایهگذاریهای گسترده در کشاورزی و تأسیسات فرآوری مواد غذایی، تلاش کرده تا منابع کشاورزی در آفریقا را تأمین کند. یک شرکت اماراتی ۵۰ هزار هکتار در سودان کشت فراسرزمینی میکند. در اوگاندا نیز امارات در حال ساخت یک منطقه آزاد کشاورزی به مساحت ۲۵۰۰ هکتار برای فرآوری و ارسال مواد غذایی به امارات است. همچنین، شرکت ADQ ابوظبی ۵۰۰ میلیون دلار برای تولید مواد غذایی در کنیا اختصاص داده است. البته، امارات کشت فراسرزمینی قابل توجهی در زیمباوه نیز دارد و اکنون به دنبال اجاره زمین در کشور همسایه آن یعنی زامبیا است. یک شرکت دیگر اماراتی، تقریبا ۷.۵ میلیون هکتار زمین در زیمبابوه را برای اهداف کشاورزی خریداری کرده است.
💢روی دیگر کشت فراسرزمینی
🔸ورود سرمایه خلیج فارس در قالب کشت فراسرزمینی، علاوه بر دستاوردهای زیرساختی، باعث ایجاد شغل، تقویت ظرفیتهای محلی و تنوعبخشی به اقتصادهای آفریقا نیز میشود. اما خرید یا اجاره گسترده زمینهای کشاورزی توسط عربستان و امارات نگرانیهایی را در مورد تصرف زمین نیز ایجاد میکند. همچنین وامهای مرتبط با این پروژهها نیز اگرچه انعطافپذیر هستند، اما پرسشهایی را در مورد بدهیهای آتی آن مطرح میکنند.
🌐https://institutetehran.com/art/672
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👏2👌1
#تحلیل_کوتاه
#آمریکا
🔹نزدیک به یک ماه میشود که دولت فدرال آمریکا به دلیل اختلاف دموکراتها و جمهوریخواهان بر سر بودجه مراقبتهای درمانی تعطیل شده است. اگرچه نظام سیاسی در آمریکا با تفکیک اختیارات دولت فدرال و دولتهای ایالتی شناخته میشود و بخشی مهمی از بار اداره کشور بر دوش ایالات است؛ اما تعطیلی دولت، هرچند کوتاه باشد، میتواند اثرات منفی گستردهای بر این کشور بگذارد.
💢اثرات اقتصادی
🔸از آنجا که توقف فعالیتهای فدرال به برخی کسبوکارها آسیب میرساند، اثر منفی خود را رشد اقتصادی نشان میدهد. به عنوان نمونه، مطابق یک بررسی کارشناسی، به دلیل تعطیلی ۱۶روزه دولت در اکتبر ۲۰۱۳ تولید ناخالص داخلی سهماهه سوم سال ۰.۳٪ کاهش یافت. همچنین بر اساس تخمین دفتر بودجه کنگره، تعطیلی دولت از دسامبر ۲۰۱۸ تا ژانویه ۲۰۱۹، تولید ناخالص واقعی سهماهه پایانی ۲۰۱۸ را ۱۱ میلیارد دلار کاهش داد.
🔸تعطیلی دولت برای خود دولتها نیز گران تمام خواهد شد؛ زیرا باعث توقف برنامهها و فعالیتهای دولتی میشود. در نهایت این فعالیتها دوباره از سر گرفته میشوند ــ و این فرایند هزینهبر است. به عنوان مثال، دفتر مدیریت و بودجه برآورد کرد که کاهش بهرهوری کارکنان دولت در جریان تعطیلی سال ۲۰۱۳ که ۱۶ روز به طول انجامیده بود، برای دولت ۲ میلیارد دلار هزینه داشت.
💢کارمندان دولتی
🔸مطابق قانون Anti-deficiency، در مواقع تعطیلی فدرال، کارمندانی که تداوم فعالیتهای ضروری دولت وابسته به آنها است، بدون دریافت دستمزد به کار خود ادامه میدهند و مابقی به مرخصی بدون حقوق خواهند رفت. اگرچه، در صورتی که مصالحه بودجهای (budget reconciliation) محقق شود، دستمزد بازه تعطیلی به آنها پرداخت خواهد شد؛ اما رفاه آنها در این بازه آسیب خواهد دید.
🔸افزون بر این، دولت ترامپ تعطیلی کنونی را فرصتی دیده تا بتواند برخی از کارمندان فدرال را اخراج کند. تاکنون اطلاعیههای کاهش نیرو برای ۴۰۰۰ نفر صادر شده و رئیس دفتر مدیریت و بودجه اعلام کرده که مایل است در مجموع ۱۰ هزار نفر را اخراج کند. البته قاضی سوزان ایلستون از حوزه کارولینای شمالی، به طور موقت روند اخراجها را متوقف کرده است.
💢سیاستهای رفاهی
🔸میتوان آسیب به کمکهای رفاهی دولت را مهمترین اثر تعطیلی فدرال دانست. به عنوان نمونه، تداوم تعطیلی دولت باعث توقف برنامه کمک غذایی تکمیلی (SNAP) میشود. این برنامه به خانوارها با درآمد پایین کمک اعتباری میکند تا بتوانند مواد غذایی خریداری کنند. تداوم تعطیلی در ماه نوامبر به معنای قطع کمکهای رفاهی به بیش از ۷۴ میلیون آمریکایی است و دولتهای ایالتی تنها میتوانند بخش کوچکی از این مشکل را جبران کنند.
💢دفاع و امنیت
🔸همانگونه که در بخش کارمندان دولتی گفته شد، تنها کارمندانی که فعالیت غیرضرور دارند به مرخصی بدون حقوق خواهند رفت. این موضوع در مورد وزارت دفاع نیز صادق است. طبق قانون مذکور و همچنین دستورالعمل ۲۰۲۵ وزارت دفاع در این خصوص، تنها کارکنان نظامی و غیرنظامی که نبودشان امنیت آمریکا را در خطری فوری میاندازد به فعالیت خود بدون پرداخت دستمزد ادامه خواهند داد، هرچند دولت ترامپ در هفتههای گذشته تلاش کرده منابعی را برای پرداخت حقوق این دسته از افراد در پنتاگون جمعآوری کند.
🔸تعطیلی دولت باعث میشود وزارت دفاع بودجه محدود خود را به فعالیتهای اولویتدار و ضروری تخصیص دهد، البته عملیاتهای جاری همچنان تداوم خواهند داشت. به علاوه، طبق دستورالعمل مذکور وزارت دفاع باید اولویت را نخست به دفاع از مرزهای آمریکا، پس از آن به فعالیتها در خاورمیانه و در نهایت پروژههای کشتیسازی یا توسعه گبند طلایی بدهد. وزارت دفاع به انتخاب خود فعالیتها و عملیات را ضرور را تعیین میکند، اما محدودیت مالی فراوانی دارد.
🌐https://institutetehran.com/art/673
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👎1🔥1
🔵برندگان و بازندگان برنامه پنجساله جدید چین
◾️شورای آتلانتیک
📝جرمی مارک
#اکوتهران
#چین #توسعه
🔸این هفته، رهبران چین به طور رسمی از پانزدهمین برنامه پنجساله چین رونمایی کردند. این برنامه که اهداف کلی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی چین را برای باقیمانده دهه حاضر تعیین میکند، در یک بیان خلاصه تداوم روندهای گذشته است. برای اقتصاد چین، این برنامه به معنای تخصیص پول بیشتر به صنایع هایتک و توسعه علمی و همچنین حمایت بیشتر از صنایع صادراتی است که در طول پنج سال گذشته و در میان بحران املاک و بدهی دولتهای محلی، اقتصاد چین را سرپا نگه داشتهاند.
🔹اخبار اولیه رسانههای خارجی از این نشست بر پاکسازی چند مقام ارشد نظامی و استانی متمرکز بود. بیانیه رسمی جلسه، مطابق معمول، فاقد جزئیات اجرا یا تأمین مالی برنامه بود و قرار است این جزئیات در نشست سالانه کنگره ملی خلق در اوایل سال ۲۰۲۶ تشریح شوند. با این وجود، «وظایف کلیدی» ذکر شده در سند، شباهت چشمگیری با سند رونمایی شده در سال ۲۰۲۱، یعنی آخرین برنامه پنجساله، دارد.
🔹این سند خبری خوش برای بخشهایی از اقتصاد چین است که با نام توسعه کیفی، خوداتکایی و خودکفایی در علم و فناوری شناخته میشدند و محرک موفقیت بزرگ چین در فناوریهای سبز مانند انرژی خورشیدی و خودروهای برقی و همچنین تسلط این کشور بر زنجیرههای تأمین عناصر کمیاب راهبردی بودهاند. پکن قصد دارد این دستاوردها را به حوزههایی همچون نیمههادیهای پیشرفته، زیستفناوری و محاسبات کوانتومی گسترش دهد.
🔹همزمان، این سند برای طیف وسیعی از تولیدکنندگان چینی خوشایند است که در گذشته صعود صادرات چین را رقم زدهاند و حالا با نگرانی ظرفیت مازاد عظیم صنعتی، ضعف تقاضای داخلی، کاهش قیمت تولیدکننده و سودهای اندک دست و پنجه نرم میکنند. در این پلنوم، جاهطلبی پکن از صنایع پیشرفته فراتر رفته و صنایع در حال افول را نیز شامل شده است. در بیانیه پلنوم بر حفظ نسبتی معقول از تولید صنعتی و بهینهسازی و ارتقای صنایع سنتی تاکید شده است. با خواندن میان خطوط، میتوان گفت که رهبری چین به همه صنایع در مضیقه چین قول حمایت داده است.
🔹این حمایت با مقالهای در صفحه اول روزنامه خلق، ارگان رسمی دولت، در جریان پلنوم نیز بازتاب یافت؛ مقالهای که به بازدید شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، از تولیدکنندگان «سنتی» در ماههای اخیر برای بررسی تلاشهای آنان در ارتقا و نوسازی پرداخت و از وی این جمله را نقل کرد که «اقتصاد واقعی را نمیتوان از دست داد.»
🔹چنین حمایتی برای شرکای تجاری چین خبری بد به حساب میرود؛ چرا که باید با آثار وابستگی فزاینده چین به صادرات مواجه شوند. با کند شدن رشد اقتصادی چین در چند سال گذشته، صادرات این کشور چنان افزایش یافته که مازاد تجاری آن ممکن است امسال به رقم بیسابقه ۱.۲ تریلیون دلار برسد؛ تقریباً دو برابر مازاد ۶۷۶ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۱.
🔹این سیل صادرات درست در زمانی پدیدار شده که تقاضای ایالات متحده برای کالاهای چینی به دلیل تنشهای تجاری و تعرفهای ترامپ بهشدت کاهش و صادرات چین به سایر کشورها بهشدت افزایش یافته است. در نتیجه، بسیاری از دولتها تحت فشار تولیدکنندگان داخلی خود برای مقابله با صادرات چین قرار دارند؛ کما اینکه مکزیک تهدید کرده است بر خودروهای چینی تعرفه وضع کند.
🔹بیانیه پلنوم تأکید میکند که دولت باید اشتغال باکیفیت و کامل را ترویج کند، نظام توزیع درآمد را بهبود بخشد، خدمات آموزشی رضایتبخش ارائه دهد، نظام تأمین اجتماعی را تقویت کند، توسعه باکیفیت صنعت املاک را دنبال کند و بهطور پیوسته برای برابری در خدمات عمومی پایه تلاش کند.
🔹علیرغم مشاهده بیانیههای مشابه در اغلب نشستهای سطح بالا، به نظر میرسد که بازنده دیگر این پلنوم مصرفکنندگان چینی باشند. مشکلات مصرفکنندگان چینی از زمان شیوع همهگیری در سال ۲۰۲۰ و سقوط بازار املاک در سال ۲۰۲۱ رو به افزایش بوده است.
🔹قرنطینههای سختگیرانه دولت در دوران همهگیری و فروپاشی حباب املاک بخش قابلتوجهی از ثروت خانوارها را از بین برد. بیکاری، بهویژه در میان میلیونها فارغالتحصیل جدید دانشگاهی، افزایش یافته و بسیاری از افراد طبقات کارگر و متوسط برای گذران زندگی در تقلا هستند.
✅ دولتهای محلی نیز پس از سالها استقراض بیمحابا و انباشت بدهیهای پرداختنشده با محدودیتهای مالی شدید روبهرو شده اند. با این وجود، مردم چین بیش از پیش در حاشیه سیاستهای هزینهای پکن قرار گرفتهاند و سند پلنوم همچنان بر صنایع و توسعه آنها اولویت بخشیده است.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/675
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️شورای آتلانتیک
📝جرمی مارک
#اکوتهران
#چین #توسعه
🔸این هفته، رهبران چین به طور رسمی از پانزدهمین برنامه پنجساله چین رونمایی کردند. این برنامه که اهداف کلی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی چین را برای باقیمانده دهه حاضر تعیین میکند، در یک بیان خلاصه تداوم روندهای گذشته است. برای اقتصاد چین، این برنامه به معنای تخصیص پول بیشتر به صنایع هایتک و توسعه علمی و همچنین حمایت بیشتر از صنایع صادراتی است که در طول پنج سال گذشته و در میان بحران املاک و بدهی دولتهای محلی، اقتصاد چین را سرپا نگه داشتهاند.
🔹اخبار اولیه رسانههای خارجی از این نشست بر پاکسازی چند مقام ارشد نظامی و استانی متمرکز بود. بیانیه رسمی جلسه، مطابق معمول، فاقد جزئیات اجرا یا تأمین مالی برنامه بود و قرار است این جزئیات در نشست سالانه کنگره ملی خلق در اوایل سال ۲۰۲۶ تشریح شوند. با این وجود، «وظایف کلیدی» ذکر شده در سند، شباهت چشمگیری با سند رونمایی شده در سال ۲۰۲۱، یعنی آخرین برنامه پنجساله، دارد.
🔹این سند خبری خوش برای بخشهایی از اقتصاد چین است که با نام توسعه کیفی، خوداتکایی و خودکفایی در علم و فناوری شناخته میشدند و محرک موفقیت بزرگ چین در فناوریهای سبز مانند انرژی خورشیدی و خودروهای برقی و همچنین تسلط این کشور بر زنجیرههای تأمین عناصر کمیاب راهبردی بودهاند. پکن قصد دارد این دستاوردها را به حوزههایی همچون نیمههادیهای پیشرفته، زیستفناوری و محاسبات کوانتومی گسترش دهد.
🔹همزمان، این سند برای طیف وسیعی از تولیدکنندگان چینی خوشایند است که در گذشته صعود صادرات چین را رقم زدهاند و حالا با نگرانی ظرفیت مازاد عظیم صنعتی، ضعف تقاضای داخلی، کاهش قیمت تولیدکننده و سودهای اندک دست و پنجه نرم میکنند. در این پلنوم، جاهطلبی پکن از صنایع پیشرفته فراتر رفته و صنایع در حال افول را نیز شامل شده است. در بیانیه پلنوم بر حفظ نسبتی معقول از تولید صنعتی و بهینهسازی و ارتقای صنایع سنتی تاکید شده است. با خواندن میان خطوط، میتوان گفت که رهبری چین به همه صنایع در مضیقه چین قول حمایت داده است.
🔹این حمایت با مقالهای در صفحه اول روزنامه خلق، ارگان رسمی دولت، در جریان پلنوم نیز بازتاب یافت؛ مقالهای که به بازدید شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، از تولیدکنندگان «سنتی» در ماههای اخیر برای بررسی تلاشهای آنان در ارتقا و نوسازی پرداخت و از وی این جمله را نقل کرد که «اقتصاد واقعی را نمیتوان از دست داد.»
🔹چنین حمایتی برای شرکای تجاری چین خبری بد به حساب میرود؛ چرا که باید با آثار وابستگی فزاینده چین به صادرات مواجه شوند. با کند شدن رشد اقتصادی چین در چند سال گذشته، صادرات این کشور چنان افزایش یافته که مازاد تجاری آن ممکن است امسال به رقم بیسابقه ۱.۲ تریلیون دلار برسد؛ تقریباً دو برابر مازاد ۶۷۶ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۱.
🔹این سیل صادرات درست در زمانی پدیدار شده که تقاضای ایالات متحده برای کالاهای چینی به دلیل تنشهای تجاری و تعرفهای ترامپ بهشدت کاهش و صادرات چین به سایر کشورها بهشدت افزایش یافته است. در نتیجه، بسیاری از دولتها تحت فشار تولیدکنندگان داخلی خود برای مقابله با صادرات چین قرار دارند؛ کما اینکه مکزیک تهدید کرده است بر خودروهای چینی تعرفه وضع کند.
🔹بیانیه پلنوم تأکید میکند که دولت باید اشتغال باکیفیت و کامل را ترویج کند، نظام توزیع درآمد را بهبود بخشد، خدمات آموزشی رضایتبخش ارائه دهد، نظام تأمین اجتماعی را تقویت کند، توسعه باکیفیت صنعت املاک را دنبال کند و بهطور پیوسته برای برابری در خدمات عمومی پایه تلاش کند.
🔹علیرغم مشاهده بیانیههای مشابه در اغلب نشستهای سطح بالا، به نظر میرسد که بازنده دیگر این پلنوم مصرفکنندگان چینی باشند. مشکلات مصرفکنندگان چینی از زمان شیوع همهگیری در سال ۲۰۲۰ و سقوط بازار املاک در سال ۲۰۲۱ رو به افزایش بوده است.
🔹قرنطینههای سختگیرانه دولت در دوران همهگیری و فروپاشی حباب املاک بخش قابلتوجهی از ثروت خانوارها را از بین برد. بیکاری، بهویژه در میان میلیونها فارغالتحصیل جدید دانشگاهی، افزایش یافته و بسیاری از افراد طبقات کارگر و متوسط برای گذران زندگی در تقلا هستند.
🌐https://institutetehran.com/art/675
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2🤔2
◾️فارن افرز
📝 دا وی (Da Wei)
#روندهای_استراتژیک
🔸روابط آمریکا و چین در سالهای اخیر میان تنش و آشتی در نوسان بوده است. جنگهای تجاری، تحریمها و محدودیتهای فناوری این روابط را به پایینترین سطح رساندهاند، اما هر دو کشور دریافتهاند که به ثبات و ارتباط پایدار نیاز دارند. هرچند بازگشت به دوران تعامل و وابستگی متقابلِ پیش از ۲۰۱۷ دیگر ممکن نیست، اما دو کشور میتوانند از رقابت خصمانه به مرحلهای از همزیستی سرد اما باثبات برسند.
💢دگرگونی در سیاست خارجی آمریکا
🔹از نگاه پکن، رقابت استراتژیک با آمریکا از دوران ترامپ آغاز شد؛ زمانی که واشنگتن چین را بزرگترین تهدید خود دانست و هدفش مهار رشد اقتصادی و فناورانهی پکن بود. دولت بایدن نیز همین مسیر را با همراهی متحدان غربی ادامه داد. اما اکنون، سیاست خارجی آمریکا شکل تازهای یافته است. اقدامات اقتصادی و امنیتی واشنگتن دیگر فقط متوجه چین نیست، بلکه متحدانش را نیز شامل میشود. در نتیجه، الگو از «آمریکا و متحدانش در برابر چین» به «آمریکا در برابر جهان» تغییر یافته است.
🔹در گذشته، علیرغم اختلافات، دو کشور توانستند همکاریهایی راهبردی علیه شوروی یا در حمایت از جهانیسازی شکل دهند. اما با افول جهانیسازی، آن بنیانها فروپاشیدهاند و اکنون فرصتی برای بازتعریف روابط در دنیایی پس از جهانیسازی فراهم شده است.
💢 پس از جهانیسازی
🔹بحران در روابط آمریکا و چین فقط نتیجه سیاستهای خصمانه نیست بلکه پیامد فرسودگی نظام جهانیسازی است. چین توانست در چارچوب نظم لیبرال تحت رهبری آمریکا رشد کند اما با مدلی متفاوت از لیبرالیسم غربی. همین تضاد ساختاری، ناپایداری در نظم جهانی ایجاد کرد.
🔹در سوی دیگر، آمریکا نیز از جهانیسازی سود برد، اما نتوانست نابرابریهای داخلی را مهار کند و در نتیجه، ملیگرایی اقتصادی در این کشور افزایش یافت. اکنون هر دو کشور از مدل لیبرال بینالملل فاصله گرفتهاند: آمریکا با تمرکز بر تولید داخلی و چین با اعتمادبهنفس و مقاومت در برابر فشارها.
🔹با وجود محدودیتهای نیمهرسانا و تحریمها، چین همچنان در فناوری پیشرفت کرده و حتی با کنترل صادرات عناصر کمیاب، فشار متقابلی بر واشنگتن وارد کرده است. این تحولات میتواند دو سوءتفاهم را از میان ببرد: 1️⃣ چین درمییابد که هدف آمریکا الزاماً جلوگیری از رشد آن نیست؛ 2️⃣ آمریکا درک میکند که چین تهدیدی ذاتی برای رهبری جهانیاش محسوب نمیشود. چنین بازنگریهایی زمینه را برای کاهش خصومت و شکلگیری همکاریهای عملیتر فراهم میکند.
💢بازتعادل در روابط اقتصادی و ژئوپلیتیکی
🔹واشنگتن و پکن نیازی به اتحاد ندارند، اما باید از دشمنی پرهیز کنند. راهحل، ایجاد نوعی توازن تازه در وابستگی متقابل است. در گذشته، چین به فناوری و نظام مالی آمریکا متکی بود و آمریکا نیز از تولید ارزان چین بهره میبرد؛ اما این وابستگی نامتقارن اکنون فروپاشیده است.
در آینده، دو کشور میتوانند در حوزههایی مشخص همکاریهایی متوازنتر ایجاد کنند. برای مثال، سرمایهگذاری چین در بخش خودروهای برقی و باتری در خاک آمریکا میتواند وابستگی متقابل سودمندی ایجاد کند.
🔹در عرصه ژئوپلیتیکی نیز باید توازن تازهای شکل گیرد. آمریکا میتواند با کاهش پروازها و عملیات تحریکآمیز نظامی در اطراف سواحل چین، از درگیریهای ناخواسته پرهیز کند. در موضوع تایوان نیز واشنگتن با تأکید بر مخالفت با استقلال تایوان میتواند به پکن اطمینان دهد، و چین با کاهش مانورهای نظامی و گسترش ارتباطات میان دو سوی تنگه، اعتمادسازی کند.
💢ملیگرایی و فرصتهای جدید
🔹برای نخستین بار در دهههای اخیر، هر دو کشور تحت رهبری رهبران ملیگرا قرار دارند: ترامپ با شعار «عظمت دوبارهی آمریکا» و شی جینپینگ با آرمان «احیای ملت چین». این دو دیدگاه الزاماً متضاد نیستند؛ هر کشور میتواند مسیر ملی خود را دنبال کند بیآنکه مانع دیگری شود. وقتی آمریکا تمرکز خود را بر مسائل داخلی و منافع اقتصادیاش بگذارد، معمولاً سیاستی محتاطتر نسبت به چین اتخاذ میکند — نمونهاش کاهش تنشهای دریای جنوبی در سال نخست دور دوم ترامپ. این وضعیت میتواند زمینهساز روابطی واقعبینانهتر و پایدارتر باشد.
💢جمعبندی: نقطهی چرخش در روابط دو قدرت
🌐https://institutetehran.com/art/674
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10🤔4❤3
🔵انگیزه جدید ترکمنستان برای احداث خط لوله ترانسکاسپین
◾️اوراسیانت
#اکوتهران
#ترکمنستان #آذربایجان
#انرژی #گاز
🔸تصمیم واشنگتن برای جلوگیری از واردات گاز ترکمنستان توسط عراق بهصورت سوآپ از ایران ممکن است بغداد را با مشکل مواجه کند. همزمان، ممکن است ترکمنستان برای انتقال گاز خود به اروپا، مجدد به سمت احداث خط لوله ترانسکاسپین متمایل شود. این تصمیم بخشی از تلاشهای ترامپ برای افزایش فشار تحریمی بر تهران است و هدف آن تنبیه بغداد یا عشقآباد نبوده است. با این وجود، هر دو طرف از این تصمیم واشنگتن متاثر خواهند شد.
🔹عراق از کسری فلجکننده برق رنج میبرد و در حین اینکه مقامات عراقی برای بلندمدت به دنبال بهرهبرداری از ذخایر دستنخورده گاز خود هستند، واردات گاز ترکمنستان از مسیر ایران برای چند سال راه حلی سریع به شمار میرفت. ذخایر عراق بیشتر در مناطقی است که بغداد بر آن کنترل کامل ندارد و وارد کردن این ذخایر به مدار دستکم چند سال طول خواهد کشید.
🔹تاثیر این ممنوعیت برای ترکمنستان چندان شدید نخواهد بود. 5 میلیارد متر مکعب گازی که مقرر بود سالانه به بغداد فروخته شود، تنها کسری از صادرات 34 میلیارد متر مکعبی ترکمنستان به چین به حساب میرود. تصمیم واشنگتن اما راهبرد صادراتی ترکمنستان را با پرسش و مسئله مواجه خواهد کرد.
🔹به نظر میرسد یک قرارداد سوآپ مشابه از مسیر ایران که با ترکیه در حال انعقاد بود، متوقف شده است. در این قرارداد که گامی مهم برای اثبات قابلیت اتکای ترکمنستان به عنوان شریک تجاری در مقابل سرمایهگذاران غربی به شمار میرفت، مقرر بود ترکیه در اولین سال 1.3 میلیارد مترمکعب و در سالهای بعد احتمالا مقادیر بیشتری از گاز ترکمنستان دریافت کند.
🔹با این وجود، مسکت بابایف، رئیس هیئت مدیره ترکمنگاز در اواخر اکتبر اعلام کرد که توافق به دلایل فنی متوقف شده است. ترکمنستان سابقهای طولانی در عدم توافق بر سر قیمت گاز دارد. به عنوان مثال، در سال 2022، ترکمنستان نزدیک به 2 میلیارد متر مکعب گاز از مسیر ایران به آذربایجان منتقل کرد و مقرر بود این قرارداد تمدید شود و توسعه یابد، اما باکو و عشقآباد بر سر قیمت به توافق نرسیدند. با این حال، در موضوع ترکیه به نظر میرسد وجود ایران به عنوان طرف ثالث و مجری سوآپ چالش اصلی باشد.
🔹حالا ممکن است عشقآباد درباره تمرکز خود بر استفاده از زیرساخت خط لوله موجود در ایران در صادرات به کشورهای منطقه بازنگری کند. در واقع، تحولات جدید ممکن است عشقآباد را به سرمایهگذاری فعالانه در مسیرهای گاز اختصاصی خود برای رسیدن به مهمترین بازار بالقوه، یعنی اروپا، ترغیب کند. رشید مرادف، وزیرخارجه ترکمنستان، روز 22 اکتبر در پنجمین اجلاس راه ابریشم تفلیس بر تعهد عشقآباد به بازیابی ایده راه ابریشم در ترانزیت گاز از آسیای مرکزی به اروپا تاکید کرد. وی اظهار داشت که «ترکمنستان همواره بر اهمیت برجسته مسیر غربی، بالاخص ایجاد یک کریدور پایدار انرژی از مسیر دریای خزر-قفقاز جنوبی-اروپا تاکید کرده است.»
🔹نشانههایی مبنی بر موافقت آذربایجان با این ایده، به عنوان یکی از کشورهایی که باید در فرآیند انتقال گاز ترکمنستان به ترکیه و اروپا نقشآفرینی کند، مشاهده میشود. راهبرد باکو همواره اولویت بخشیدن به توسعه و صادرات ذخایر گازی خود بوده است. با این وجود، راه بسیاری تا ثمره دادن تلاشهای آذربایجان برای افزایش تولید در میدان گازی شاهدنیز و میدان نفتی آذری-چیراغ-گونشلی باقی مانده است. بر همین اساس، مقامات آذری اذعان داشتهاند که قادر نخواهند بود 20 میلیارد متر مکعب گاز سالانه تعهد شده به اروپا را تامین کنند. افزوده شدن نفت ترکمنستان به این چرخه، در ادامه به باکو کمک خواهد کرد تا تعهد تحویل خود را ایفا نماید.
✅ اگر همه طرفین خط لوله ترانسکاسپین همراه یکدیگر باشند، احتمال تامین مالی احداث آن از سوی سرمایهگذاران بیشتر خواهد بود. درباره تامین مالی ارتقای ظرفیت خط لوله موجود میان آذربایجان، گرجستان، ترکیه و اروپا نیز همینطور است. ضمنا، گاز میتواند از خط لولهای که در کریدور زمینی آذربایجان-ارمنستان پیشنهاد شده است، یعنی همان کریدور صلح و شکوفایی ترامپ، عبور کند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/676
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️اوراسیانت
#اکوتهران
#ترکمنستان #آذربایجان
#انرژی #گاز
🔸تصمیم واشنگتن برای جلوگیری از واردات گاز ترکمنستان توسط عراق بهصورت سوآپ از ایران ممکن است بغداد را با مشکل مواجه کند. همزمان، ممکن است ترکمنستان برای انتقال گاز خود به اروپا، مجدد به سمت احداث خط لوله ترانسکاسپین متمایل شود. این تصمیم بخشی از تلاشهای ترامپ برای افزایش فشار تحریمی بر تهران است و هدف آن تنبیه بغداد یا عشقآباد نبوده است. با این وجود، هر دو طرف از این تصمیم واشنگتن متاثر خواهند شد.
🔹عراق از کسری فلجکننده برق رنج میبرد و در حین اینکه مقامات عراقی برای بلندمدت به دنبال بهرهبرداری از ذخایر دستنخورده گاز خود هستند، واردات گاز ترکمنستان از مسیر ایران برای چند سال راه حلی سریع به شمار میرفت. ذخایر عراق بیشتر در مناطقی است که بغداد بر آن کنترل کامل ندارد و وارد کردن این ذخایر به مدار دستکم چند سال طول خواهد کشید.
🔹تاثیر این ممنوعیت برای ترکمنستان چندان شدید نخواهد بود. 5 میلیارد متر مکعب گازی که مقرر بود سالانه به بغداد فروخته شود، تنها کسری از صادرات 34 میلیارد متر مکعبی ترکمنستان به چین به حساب میرود. تصمیم واشنگتن اما راهبرد صادراتی ترکمنستان را با پرسش و مسئله مواجه خواهد کرد.
🔹به نظر میرسد یک قرارداد سوآپ مشابه از مسیر ایران که با ترکیه در حال انعقاد بود، متوقف شده است. در این قرارداد که گامی مهم برای اثبات قابلیت اتکای ترکمنستان به عنوان شریک تجاری در مقابل سرمایهگذاران غربی به شمار میرفت، مقرر بود ترکیه در اولین سال 1.3 میلیارد مترمکعب و در سالهای بعد احتمالا مقادیر بیشتری از گاز ترکمنستان دریافت کند.
🔹با این وجود، مسکت بابایف، رئیس هیئت مدیره ترکمنگاز در اواخر اکتبر اعلام کرد که توافق به دلایل فنی متوقف شده است. ترکمنستان سابقهای طولانی در عدم توافق بر سر قیمت گاز دارد. به عنوان مثال، در سال 2022، ترکمنستان نزدیک به 2 میلیارد متر مکعب گاز از مسیر ایران به آذربایجان منتقل کرد و مقرر بود این قرارداد تمدید شود و توسعه یابد، اما باکو و عشقآباد بر سر قیمت به توافق نرسیدند. با این حال، در موضوع ترکیه به نظر میرسد وجود ایران به عنوان طرف ثالث و مجری سوآپ چالش اصلی باشد.
🔹حالا ممکن است عشقآباد درباره تمرکز خود بر استفاده از زیرساخت خط لوله موجود در ایران در صادرات به کشورهای منطقه بازنگری کند. در واقع، تحولات جدید ممکن است عشقآباد را به سرمایهگذاری فعالانه در مسیرهای گاز اختصاصی خود برای رسیدن به مهمترین بازار بالقوه، یعنی اروپا، ترغیب کند. رشید مرادف، وزیرخارجه ترکمنستان، روز 22 اکتبر در پنجمین اجلاس راه ابریشم تفلیس بر تعهد عشقآباد به بازیابی ایده راه ابریشم در ترانزیت گاز از آسیای مرکزی به اروپا تاکید کرد. وی اظهار داشت که «ترکمنستان همواره بر اهمیت برجسته مسیر غربی، بالاخص ایجاد یک کریدور پایدار انرژی از مسیر دریای خزر-قفقاز جنوبی-اروپا تاکید کرده است.»
🔹نشانههایی مبنی بر موافقت آذربایجان با این ایده، به عنوان یکی از کشورهایی که باید در فرآیند انتقال گاز ترکمنستان به ترکیه و اروپا نقشآفرینی کند، مشاهده میشود. راهبرد باکو همواره اولویت بخشیدن به توسعه و صادرات ذخایر گازی خود بوده است. با این وجود، راه بسیاری تا ثمره دادن تلاشهای آذربایجان برای افزایش تولید در میدان گازی شاهدنیز و میدان نفتی آذری-چیراغ-گونشلی باقی مانده است. بر همین اساس، مقامات آذری اذعان داشتهاند که قادر نخواهند بود 20 میلیارد متر مکعب گاز سالانه تعهد شده به اروپا را تامین کنند. افزوده شدن نفت ترکمنستان به این چرخه، در ادامه به باکو کمک خواهد کرد تا تعهد تحویل خود را ایفا نماید.
🌐https://institutetehran.com/art/676
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤4🤔2
#تحلیل_کوتاه
#آمریکای_لاتین #آرژانتین
🔹هفته گذشته، انتخابات میاندورهای پارلمان آرژانتین (مجلس نمایندگان و سنا) برگزار شد که به موفقیت نسبی اما برجسته حزب La Libertad Avanza (آزادی به پیش) به رهبری خاویر میلی انجامید. حزب مذکور توانست ۴۱٪ آرا را در برابر ائتلاف احزاب چپگرای پرونیست (Fuerza Partia) با ۳۱.۷٪ به دست آورد. راستگرایان در مقایسه با انتخابات قبلی رشد چشمگیری داشتند و احزاب چپ افت قابل توجهی کردند. با این حال، اکنون پارلمان میان این دو جریان دوقطبی شده است.
🔸نگرانی اصلی میلی، اتهامات فساد به خود و خواهرش و همچنین مقبولیت پایین در نظرسنجیها بود. میزان محبوبیت این رئیسجمهور در ماه سپتامبر به پایینترین سطح خود، یعنی ۳۲ درصد رسیده بود. در همان ماه، رأیدهندگان در ایالت بوئنوسآیرس در انتخابات محلی، شکست سنگینی به حزب میلی وارد کردند. رسواییهای فساد مربوط به رهبران حزب و سقوط شدید ارزش پزو ــ که امسال بیش از ۲۴ درصد در برابر دلار کاهش یافته است ــ نیز بدبینیها نسبت به چشمانداز سیاسی میلی را تشدید کرد. علیرغم این مسائل، بخش بزرگی از جامعه روی خوش به میلی نشان داد.
🔸عملکرد اقتصادی خاویر میلی در طول نزدیک به دو سال گذشته، نقاط تیره و روشنی داشته که خود را در نتیجه انتخابات ۲۰۲۵ نشان میدهند. هنگامی که او به قدرت رسید، برنامه شوک اقتصادی گستردهای برای کاهش هزینهها و مسئولیتهای دولت انجام داد. میلی با جدیت برای کوچکسازی دولت اقدام کرد و با کاهش حدود ۳۰ درصدی هزینههای فدرال، نخستین مازاد بودجه کشور در ۱۴ سال گذشته را رقم زد. او حدود ۵۵ هزار کارمند بخش دولتی را ــ معادل با حدود ۱۵ درصد از نیروی کار فدرال ــ اخراج کرده و تعداد وزارتخانهها را از ۱۹ به ۹ کاهش داده است.
🔸چنین سیاستهایی نخست اثرات منفی خود را در رشد نرخ فقر نشان دادند. این نرخ در زمان قدرتگیری میلی در دسامبر ۲۰۲۳ نزدیک به ۴۰٪ بود، تا میانه ۲۰۲۴ به ۵۳٪ رسید. با این وجود، دسیاستهای او در ادامه توانست نه تنها فقر را به ۳۱٪ برساند، بلکه تورم سالانه را نیز از بیش از ۲۰۰٪ به ۳۵٪ کاهش دهد. چنین نتایجی منجر شد که برخی از مردم نسبت به برنامههای میلی و حزب او امیدوار شوند و بنابراین به سمت او گرایش پیدا کنند. در عین حال، وجود نگرانکننده بیش از ۱۱ میلیون فقیر در آرژانتین و نارضایتی از نرخ بالای تورم باعث شد حزب او نتواند اکثریت پارلمان را کسب کند و پرونیستها همچنان در جامعه خواهان داشته باشند.
🔸در چنین وضعیتی، راستگرایان La Libertad Avanza و چپگرایان Fuerza Partia دو قطب اصلی پارلمان را شکل میدهند. حزب میلی نزدیک به ۴۱ درصد آرا را به دست آورد و از میان ۲۴ کرسی سنا که در انتخابات به رقابت گذاشته شده بود، ۱۳ کرسی و از میان ۱۲۷ کرسی مجلس نمایندگان، ۶۴ کرسی را تصاحب کرد. پیش از این انتخابات، حزب او تنها ۷ کرسی در سنا و ۳۷ کرسی در مجلس نمایندگان در اختیار داشت که یعنی حزب او اکنون ۲۰ سناتور و ۱۰۱ نماینده را در اختیار دارد. با این وجود، به نظر میرسد پرونیستها با کمک دیگر احزاب نزدیک به خود بتوانند به اکثریت مجلس و سنا دست یابند؛ هرچند این بار با یک جناح راستگرای قدرتمند روبرو هستند.
🔸اکنون میلی نه تنها به دلیل بهترشدن جایگاه حزبش در کنگره، بلکه به خاطر جلب حمایت ترامپ میتواند سیاستهای خود را با قدرت بیشتری اجرا کند. پیش از انتخابات، ترامپ تهدید کرده بود اگر حزب میلی در انتخابات شکست بخورد، کمک مالی ۲۰ میلیارد دلاری به آرژانتین را لغو خواهد کرد. اکنون میلی میتواند با نتایج انتخابات، کمک ترامپ را دریافت کرده و با خیال آسودهتری برنامههای رادیکال خود را اجرا نماید.
▫️سه شباهت میان ترامپ و خاویر میلی
🌐https://institutetehran.com/art/677
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎3❤2
♦️افزایش پنهانی روابط نظامی چین و ایران و چالشهای اسرائیل
▪️مرکز امنیت و روابط خارجی اورشلیم
#تهران_ریویو
🔸روابط رسمی چین و ایران در سال ۱۹۷۱ با رویکردی عملگرایانه آغاز شد. پس از انقلاب، چین از معدود کشورهایی بود که علیرغم تحریمهای بینالمللی، به ایران سلاح و فناوریهای دارای کاربری دوگانه فروخت. روابط دو کشور از اواخر دهه ۱۹۸۰ و با توسعه برنامه موشکی ایران عمیقتر شد و چین انتقال فناوری موشکهای بالستیک و تأمین قطعات کلیدی به ایران را آغاز کرد.
🔹توافق هستهای ایران نقطه عطفی بود که منجر به کاهش تحریمها و گسترش چشمگیر همکاریهای اقتصادی و انرژی میان دو کشور شد؛ در حالی که همکاریهای امنیتی دو کشور نیز به شکلی محتاطانه ادامه یافت. با تیرهتر شدن روابط چین و آمریکا در سالهای اخیر، پکن بیش از پیش به ایران به عنوان شریکی راهبردی برای موازنه در برابر نفوذ واشنگتن در خاورمیانه و فراتر از آن مینگرد.
💢کمکهای نظامی چین: احیای موشکهای بالستیک و پدافند هوایی
🔹کمکهای نظامی چین به ایران چندوجهی است و تمرکز اصلی آن بر فناوری موشکی و سامانههای پدافند هوایی بهعنوان دو ستون اصلی راهبرد جنگ نامتقارن تهران قرار دارد. گزارشها تأیید میکنند که چین مواد اولیه حیاتی برای سوخت جامد موشکهای بالستیک، قطعات سامانههای هدایت و دانش فنی لازم برای بازسازی خطوط تولید موشکی را در اختیار ایران قرار داده است.
🔹علاوه بر فناوری موشکی، چین اخیرا سامانههای پیشرفته پدافند هوایی زمینبههوا را نیز به ایران تحویل داده است؛ از جمله گونههایی از HQ-9B که برد پدافند هوایی ایران را افزایش داده و توان کشور را برای مقابله با حملات هوایی اسرائیل و نفوذ هوایی آمریکا بهطور چشمگیری بهبود میبخشند. استقرار HQ-9B پس جنگ ۱۲ روزه اخیر انجام شد.
💢ارزیابی تهدید علیه اسرائیل
🔹موشکهای ایران به دلیل اندازه کلاهک، سامانههای پیشران پیشرفته و افزایش برد، تهدیدی جدی برای اسرائیل محسوب میشوند. برخی از این موشکها دارای کلاهکهای مانورپذیر در هنگام ورود مجدد به جو و فناوریهای مافوق صوت هستند که رهگیری آنها را برای سامانههای دفاعی دشوار میسازد. با وجود شبکه چندلایه دفاع هوایی اسرائیل از جمله گنبد آهنین، فلاخن داوود و رهگیرهای پیکان، موشکهای ایرانی در جنگ اخیر موفق به نفوذ شدهاند.
🔹ورود فناوری موشکی چین و سامانههای پیشرفته پدافند هوایی، تهدیدات ایران را تشدید کرده است. سامانه HQ-9B چالشی بزرگتر برای عملیات هوایی اسرائیل ایجاد میکند، زیرا میتواند کنترل بخشی از حریم هوایی را از دست اسرائیل خارج کرده و اجرای حملات به ایران را دشوارتر سازد. این ارتقای تسلیحاتی میتواند برتری تاکتیکی کنونی اسرائیل را بهطور قابلتوجهی تضعیف کند.
💢توصیهها
با توجه به افزایش این چالشها، اسرائیل با محیطی پیچیده مواجه است که نیازمند ترکیبی از اقدامات دیپلماتیک و عملیات مخفی برای خنثیسازی همکاری نظامی فزاینده چین و ایران است
1️⃣ فعالسازی کانالهای دیپلماتیک پشتپرده با چین برای انتقال خطوط قرمز محکم اسرائیل
2️⃣ تقویت نفوذ مشترک آمریکا-اسرائیل بر واردات انرژی چین به منظور جلوگیری از صادرات نفت ایران
3️⃣ گسترش عملیات اطلاعاتی و خرابکاری محرمانه در تاسیسات بازسازی شده و در مسیر انتقال دریایی و زمینی محمولههای نظامی
4️⃣ تقویت فشار دیپلماتیک منطقهای علیه کمکهای نظامی چین با کمک اعراب حاشیه خلیج فارس
5️⃣ دیپلماسی عمومی برای تضعیف روایت یک قدرت مسئول از چین
💢جمعبندی
🔹ورود پنهانی تجهیزات و محمولههای نظامی چین به ایران مرحلهای جدید در بازسازی توان موشکی بالستیک و پدافند هوایی تهران را رقم زده است؛ تحولی که تهدیدی جدی برای امنیت راهبردی اسرائیل به شمار میآید. با این حال، رویارویی مستقیم نظامی با محمولههای چینی مخاطرات سنگینی دارد و مستلزم پاسخی هوشمندانه و چندلایه است.
🔹برای مقابله مؤثر با این چالش نوظهور، اسرائیل باید راهبردی دوگانه و پیچیده اتخاذ کند که تعامل دیپلماتیک فعال را با عملیات مخفی قدرتمند در هم بیامیزد. تنها از طریق افشای نقش چین در بازسازی توان نظامی ایران و برهمزدن این روند است که اسرائیل میتواند برتری راهبردی و امنیت منطقهای خود را در برابر همکاری فزاینده چین و ایران حفظ کند.
✅ با تلفیق دیپلماسی پشتپرده و اقدامات اطلاعاتی و خرابکارانه برای اختلال در روند تقویت نظامی ایران، اسرائیل میتواند برنامه بازسازی نظامی چین در ایران را بدون رویارویی مستقیم با پکن خنثی کند. این راهبرد دقیق و چندبعدی، که بر پایه عملگرایی و صبر استراتژیک بنا شده است، برای حفظ برتری امنیتی اسرائیل در صحنه ژئوپلیتیکی پیچیده کنونی ضروری است.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/678
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️مرکز امنیت و روابط خارجی اورشلیم
#تهران_ریویو
🔸روابط رسمی چین و ایران در سال ۱۹۷۱ با رویکردی عملگرایانه آغاز شد. پس از انقلاب، چین از معدود کشورهایی بود که علیرغم تحریمهای بینالمللی، به ایران سلاح و فناوریهای دارای کاربری دوگانه فروخت. روابط دو کشور از اواخر دهه ۱۹۸۰ و با توسعه برنامه موشکی ایران عمیقتر شد و چین انتقال فناوری موشکهای بالستیک و تأمین قطعات کلیدی به ایران را آغاز کرد.
🔹توافق هستهای ایران نقطه عطفی بود که منجر به کاهش تحریمها و گسترش چشمگیر همکاریهای اقتصادی و انرژی میان دو کشور شد؛ در حالی که همکاریهای امنیتی دو کشور نیز به شکلی محتاطانه ادامه یافت. با تیرهتر شدن روابط چین و آمریکا در سالهای اخیر، پکن بیش از پیش به ایران به عنوان شریکی راهبردی برای موازنه در برابر نفوذ واشنگتن در خاورمیانه و فراتر از آن مینگرد.
💢کمکهای نظامی چین: احیای موشکهای بالستیک و پدافند هوایی
🔹کمکهای نظامی چین به ایران چندوجهی است و تمرکز اصلی آن بر فناوری موشکی و سامانههای پدافند هوایی بهعنوان دو ستون اصلی راهبرد جنگ نامتقارن تهران قرار دارد. گزارشها تأیید میکنند که چین مواد اولیه حیاتی برای سوخت جامد موشکهای بالستیک، قطعات سامانههای هدایت و دانش فنی لازم برای بازسازی خطوط تولید موشکی را در اختیار ایران قرار داده است.
🔹علاوه بر فناوری موشکی، چین اخیرا سامانههای پیشرفته پدافند هوایی زمینبههوا را نیز به ایران تحویل داده است؛ از جمله گونههایی از HQ-9B که برد پدافند هوایی ایران را افزایش داده و توان کشور را برای مقابله با حملات هوایی اسرائیل و نفوذ هوایی آمریکا بهطور چشمگیری بهبود میبخشند. استقرار HQ-9B پس جنگ ۱۲ روزه اخیر انجام شد.
💢ارزیابی تهدید علیه اسرائیل
🔹موشکهای ایران به دلیل اندازه کلاهک، سامانههای پیشران پیشرفته و افزایش برد، تهدیدی جدی برای اسرائیل محسوب میشوند. برخی از این موشکها دارای کلاهکهای مانورپذیر در هنگام ورود مجدد به جو و فناوریهای مافوق صوت هستند که رهگیری آنها را برای سامانههای دفاعی دشوار میسازد. با وجود شبکه چندلایه دفاع هوایی اسرائیل از جمله گنبد آهنین، فلاخن داوود و رهگیرهای پیکان، موشکهای ایرانی در جنگ اخیر موفق به نفوذ شدهاند.
🔹ورود فناوری موشکی چین و سامانههای پیشرفته پدافند هوایی، تهدیدات ایران را تشدید کرده است. سامانه HQ-9B چالشی بزرگتر برای عملیات هوایی اسرائیل ایجاد میکند، زیرا میتواند کنترل بخشی از حریم هوایی را از دست اسرائیل خارج کرده و اجرای حملات به ایران را دشوارتر سازد. این ارتقای تسلیحاتی میتواند برتری تاکتیکی کنونی اسرائیل را بهطور قابلتوجهی تضعیف کند.
💢توصیهها
با توجه به افزایش این چالشها، اسرائیل با محیطی پیچیده مواجه است که نیازمند ترکیبی از اقدامات دیپلماتیک و عملیات مخفی برای خنثیسازی همکاری نظامی فزاینده چین و ایران است
1️⃣ فعالسازی کانالهای دیپلماتیک پشتپرده با چین برای انتقال خطوط قرمز محکم اسرائیل
2️⃣ تقویت نفوذ مشترک آمریکا-اسرائیل بر واردات انرژی چین به منظور جلوگیری از صادرات نفت ایران
3️⃣ گسترش عملیات اطلاعاتی و خرابکاری محرمانه در تاسیسات بازسازی شده و در مسیر انتقال دریایی و زمینی محمولههای نظامی
4️⃣ تقویت فشار دیپلماتیک منطقهای علیه کمکهای نظامی چین با کمک اعراب حاشیه خلیج فارس
5️⃣ دیپلماسی عمومی برای تضعیف روایت یک قدرت مسئول از چین
💢جمعبندی
🔹ورود پنهانی تجهیزات و محمولههای نظامی چین به ایران مرحلهای جدید در بازسازی توان موشکی بالستیک و پدافند هوایی تهران را رقم زده است؛ تحولی که تهدیدی جدی برای امنیت راهبردی اسرائیل به شمار میآید. با این حال، رویارویی مستقیم نظامی با محمولههای چینی مخاطرات سنگینی دارد و مستلزم پاسخی هوشمندانه و چندلایه است.
🔹برای مقابله مؤثر با این چالش نوظهور، اسرائیل باید راهبردی دوگانه و پیچیده اتخاذ کند که تعامل دیپلماتیک فعال را با عملیات مخفی قدرتمند در هم بیامیزد. تنها از طریق افشای نقش چین در بازسازی توان نظامی ایران و برهمزدن این روند است که اسرائیل میتواند برتری راهبردی و امنیت منطقهای خود را در برابر همکاری فزاینده چین و ایران حفظ کند.
🌐https://institutetehran.com/art/678
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤6👎1🔥1
#تحلیل_کوتاه
#آفریقا
📝احمد بروایه
🔹سقوط شهر تاریخی فاشر در روز ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ پس از حدود ۵۰۰ روز محاصره را میتوان یکی از رویدادهای شگفتیساز در روند جنگ داخلی سودان و یکی از نقاط عطف مهم در تاریخ این کشور دانست. با سیطره نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) به رهبری حمیدتی بر این شهر مهم و راهبردی، سودان وارد مرحله جدیدی از جنگ داخلی سه ساله خود شده است.
💢پیامدها
🔸با وجود پیروزیهای میدانی RSF در ابتدای جنگ داخلی سودان و سیطره آنها بر پایتخت و بسیاری از شهرهای مرکز این کشور، ارتش سودان از اواسط سال ۲۰۲۴ توانست با انجام عملیاتهای نظامی گسترده، این گروه را از بسیاری از مناطق مرکزی سودان بیرون براند و در ۲۶ مارس ۲۰۲۵ پایتخت را بازپس بگیرد. این روند عقبنشینی علاوه بر تلاشهای ارتش ریشه در عوامل دیگری داشت:
1️⃣عدم برخورداری RSF از پایگاه مردمی در مناطق آزاد شده
2️⃣کاهش نقش گروه سپاه آفریقای روسیه (واگنر) به دلیل تضعیف این گروه و تفاهمات مسکو و دولت سودان
3️⃣احتمال دریافت تجهیزات نظامی و کمکهای مستشاری از طرفهای ثالث توسط دولت سودان
🔸با این وجود دولت سودان با وجود حضور نظامی در منطقه دارفور نتوانست پیشروی خود در مناطق غربی سودان را ادامه دهد چرا که RSF در منطقه دارفور به دلیل بافت قبیلهای دارای پایگاه اجتماعی قوی بود و خطوط تدارکاتی قوی با کشورهای همسایه خود داشت. همچنین دولت سودان در دریافت کمکهای مؤثر از متحدان خود و پرداخت بهای سیاسی آن مردد است. امری که تواناییهای ارتش این کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.
🔸با کاهش شدت درگیری در خطوط تماس، تمرکز نیروهای حمیدتی و متحدان خارجی آن به تقویت این نیروها، ایجاد نهادهای حکمرانی موازی به منظور ایجاد خودگردانی و سیطره بر دارفور با پاکسازی پایگاههای نظامی دولت در این مناطق قرار گرفت. گزارشها حاکی از آن است که امارات متحده عربی میزان زیادی از تسلیحات پیشرفته مانند سامانههای پدافندی، راداری و موشکی چینی و بریتانیایی و همچنین تعداد زیادی از مزدوران کلمبیایی را به این منطقه اعزام کرده است.
🔸همچنین حمیدتی در ۱۴ سپتامبر جاری با همراهی عبدالعزیز الحلو، رئیس یکی از جناحهای جبهه خلق برای آزادی سودان-بخش شمالی یک دولت موازی در منطقه دارفور تشکیل داد و خود را رئیس دولت انتقالی سودان نامید. هم اکنون سیطره بر فاشر، بزرگترین شهر این اقلیم تکمیل شده است و به نظر میرسد RSF به زودی تلاش خواهد کرد بقیه مناطق باقی مانده در دست ارتش سودان را پاکسازی کرده و با برخی گروههای مسلح دارفوری به تفاهماتی دست یابد.
💢سناریوهای آینده جنگ سودان
🔸این نبرد سه سناریوی مهم را برای آینده سودان ترسیم میکند:
1️⃣حمله حمیدتی به مناطق مرکزی سودان: RSF با تکیه بر پیروزیها و افزایش روحیه بار دیگر به سمت حمله به مناطق مرکزی سودان پیش خواهد رفت و تلاش خواهد کرد بار دیگر بر پایتخت یا مناطق پیرامونی آن سیطره یابد. تحقق این سناریو میتواند بار دیگر منجر به درگیریهای دامنهدار و تحلیل رفتن نیروهای دو طرف شود. مشکلات تدارکاتی و نبود پایگاه مردمی برای RSF از جمله مشکلات پیشروی تحقق این سناریو است.
2️⃣حمله دولت سودان به دارفور: دولت سودان دست به حملهای همه جانبه برای سیطره بر دارفور و بازپسگیری فاشر خواهد زد. این سناریو به دلیل ضعف جدی ارتش سودان، نبود خطوط تدارکاتی، نبود پایگاه مردمی همسو و مردد بودن دولت سودان در دریافت کمکهای خارجی با مشکلات عدیدهای مواجه است.
3️⃣کاهش تنش در خطوط تماس: دو طرف تلاش خواهند کرد پس از کسب برخی دستاوردهای نظامی و اقتصادی، درگیری را در خطوط تماس فعلی (یا با اندکی تغییر) متوقف کرده و درگیری را به زمانی دیگر موکول کنند. به نظر میرسد این تحقق این سناریو مطلوب حمیدتی باشد و به این معنا خواهد بود که ساختارهای دولت موازی در غرب سودان و همچنین دستاوردهای RSF در این منطقه تثبیت خواهد شد و غرب سودان به صورت دوفاکتو تجزیه خواهد شد. با این وجود شاید دو طرف برای بهبود شرایط خود و کسب برخی امتیازات دست به برخی عملیات های نظامی بزنند.
💢نتیجهگیری
🌐https://institutetehran.com/art/679
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2🔥1
#تعقیب_روند
#آمریکا #ونزوئلا
🔸در چند روز گذشته، تنش میان آمریکا و ونزوئلا افزایش یافته و ناو هواپیمابر USS Gerald R Ford که قابلیت حمل ۹۰ جنگنده را دارد، از مدیترانه به سمت منطقه کارائیب حرکت کرده است. چنین تحرکی در حالی دولت فدرال در تعطیلی به سر میبرد عزم ترامپ را برای رویارویی نظامی با ونزوئلا نشان میدهد.
🔸در این میان، دولت ونزوئلا اعلام کرد توانسته است یک عملیت پرچم دروغین را برای حمله به نیروهای آمریکایی در منطقه خنثی کند که توسط سیا برنامهریزی شده بود.
🔸اظهارات مقامات آمریکایی نیز بر تنش میان دو کشور افزوده است. لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه در مصاحبهای بیان داشت که حمله زمینی به ونزوئلا یک احتمال واقعی است و امیدوار است مادورو به طور صلح آمیز ونزوئلا را ترک کند. در میان سیاستمداران آمریکایی بحث بر سر قانونیبودن حملات به قایقهای ادعایی حامل مواد مخدر و آغاز جنگ با ونزوئلا شکل گرفته است. ترامپ گفته است «فکر نمیکنم ما برای اعلان جنگ از کنگره اجازه بگیریم. فقط افرادی که مواد مخدر را به داخل کشور می آورند را میکشیم.»
🔸با این وجود، ترامپ در اظهارنظرهای بعدی موضعی متفاوت اتخاذ کرد. چند روز پیش، ترامپ در گفتگو با یکی از خبرنگاران اعلام کرد که برنامهای برای حمله به ونزوئلا ندارد. همچنین خبر روزنامه میامی هرالد، مبنی بر آمادگی آمریکا برای انجام عملیات نظامی داخل ونزوئلا توسط مارکو روبیو تکذیب شد. با این وجود، حرکت ناو جرالد فورد به منطقه و همچنین اضافهکردن تأسیسات هوایی و باند جدید برای جنگندهها در پایگاه روزولت رودز نشان از افزایش احتمال درگیری با ونزوئلا را دارد.
▫️آیا آمریکا به ونزوئلا حمله خواهد کرد؟
🌐https://institutetehran.com
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎1👏1
♦️صحرای غربی: قطعنامه سازمان ملل و ترسیم مرحله جدید
▪️رویه الاخباریه
#رویة_العربیة
#آفریقا
🔸شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامهای تازه درباره صحرای غربی تصویب کرد که در آن طرح خودمختاری مراکش را بهعنوان «اصلیترین مرجع برای راهحل سیاسی» تایید نمود. این قطعنامه که از آن بهعنوان «نقطه عطفی در تاریخ مناقشه» یاد شده، در روز جمعه، ۳۱ اکتبر ۲۰۲۵، با اکثریت ۱۱ رأی از مجموع ۱۵ رأی به تصویب رسید.
🔹در حالیکه این تصمیم پیروزی دیپلماتیک برای مراکش توصیف میشود، الجزایر با اتخاذ موضع مخالفت خاموش و بدون مشارکت در رأیگیری، مخالفت خود را خارج از صندوق رای ابراز کرد؛ صحنهای که عمق شکاف میان دو کشور همسایه را نشان میدهد و پرسش قدیمی را دوباره مطرح میسازد: آیا صحرای غربی به پایان مناقشه خود نزدیک شده یا وارد فصلی تازه از آن گردیده است؟
💢جشن رباط برای بهرسمیتشناسی بینالمللی
🔹برای رباط، این قطعنامه صرفاً یک سند سازمان ملل نبود، بلکه نتیجه روند دیپلماتیک طولانی بود که با ارائه طرح خودمختاری در سال ۲۰۰۷ آغاز شد. این نخستین بار بود که شورای امنیت این طرح را بهعنوان مرجع اصلی برای حلوفصل مسئله پذیرفت و از حمایت آشکار ایالات متحده، فرانسه و بریتانیا برخوردار شد.
🔹مراکش لحظه رأیگیری را «بهرسمیتشناسی بینالمللی» حاکمیت خود بر صحرای غربی دانست. محمد ششم، پادشاه مراکش، اعلام کرد که کشورش «در حال گذر از لحظهای سرنوشتساز در تاریخ خود است» و تأکید کرد که «تأیید شورای امنیت بر صحرای مراکش تصمیمی تاریخی است.» او همچنین از رئیسجمهور الجزایر خواست تا برای «آیندهای برادرانه و شکوفا برای صحرا و مغرب بزرگ» وارد گفتوگویی دوستانه شود. او همچنین تأکید کرد طرح خودمختاری تنها راهحل واقعبینانه و قابل اجراست و خاطرنشان ساخت که کشورش آنچه را تاکنون بهدست آمده، پیروزی سیاسی نمیداند، بلکه آن را گامی بهسوی ثبات پایدار در منطقه تلقی میکند.
💢الجزایر: مخالفت خاموش
🔹در مقابل، الجزایر ترجیح داد موضع خود را از طریق «مخالفت خاموش» ابراز کند و برای دومین بار پیاپی از رأیدادن خودداری کرد. وزارت خارجه الجزایر اعلام کرد هیئت این کشور پیش از تصویب نهایی، توانسته از طریق اصلاحاتی که «حق مردم صحرا برای تعیین سرنوشت» را مورد تأکید قرار میداد، تغییری اساسی در متن پیشنویس آمریکایی قطعنامه ایجاد کند. با این وجود، چالش راهبردی الجزایر فراتر از سیاست و مربوط به جغرافیا است. دهههاست که این منطقه دروازه الجزایر به اقیانوس اطلس بهشمار میرود، اما با تقویت جایگاه مراکش در سازمان ملل، این افق دریایی بالقوه برای الجزایر رو به کاهش است.
💢توافق یا بازآرایی؟
🔹با وجود اصلاحاتی که در متن قطعنامه انجام شد، جوهره موضع همچنان روشن باقی ماند. اشاره مستقیم به طرح جبهه پولیساریو در سال ۲۰۰۷ حذف شد، در حالیکه طرح مراکش ۴ بار بهعنوان واقعبینانهترین مبنای مذاکره ذکر شد. با این حال، تحمیل طرح مراکش بهعنوان یک واقعیت موجود میتواند شانس تفاهمهای آینده را تضعیف کند، بهویژه اگر الجزایر احساس کند که این تصمیم، مناقشه را به دیدگاهی یکجانبه تقلیل داده است. همچنین واشنگتن، با وجود حمایت صریح از رباط، کوشید با نرمتر کردن لحن متن، از رویارویی دیپلماتیک با مسکو و پکن پرهیز کند.
💢تحرک آمریکا برای بازآرایی صحنه
🔹استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، پیشتر در اظهاراتی اعلام کرده بود واشنگتن در تلاش است «در ظرف چند هفته، شرایط لازم برای تفاهمی تاریخی میان الجزایر و مراکش» را فراهم آورد و حلوفصل مسئله صحرای غربی را شرط ثبات منطقه دانست. این تحرکات بیانگر تمایل واشنگتن به بازتنظیم روابط منطقهای در چارچوب امنیتی گستردهتری است؛ چارچوبی که ثبات در دو سوی مدیترانه را تضمین کرده و نفوذ روسیه و چین را تحت کنترل نگه دارد. با این حال، مسیر دستیابی به یک تفاهم تاریخی با توجه به سردی روابط الجزایر و مراکش و پیچیدگیهای مسئله صحرای غربی بعید بهنظر میرسد.
💢پایان یک مناقشه طولانی؟
🔹کارشناسان متفقند قطعنامه اخیر بهخودیخود مناقشه را پایان نخواهد داد، اما آن را در مسیر تازهای قرار میدهد. پس از نیمقرن اختلاف و بنبست، بهنظر میرسد راهحلی واقعگرایانه مورد نظر قرار گرفته است که به نوعی منافع همه طرفها را حفظ کند، بیآنکه به میدان تقابل نظامی یا انسداد سیاسی بازگردد.
✅ با این حال، روابط مراکش و الجزایر همچنان در معرض آزمونی واقعی است. آشتی میان این دو همسایه میتواند افقهای تازهای برای همگرایی اقتصادی و امنیت منطقهای بگشاید، در حالیکه تداوم فاصله و بیاعتمادی، انزوای این منطقه از تحولات بزرگ آفریقا و جهان عرب را عمیقتر خواهد کرد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/680
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️رویه الاخباریه
#رویة_العربیة
#آفریقا
🔸شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامهای تازه درباره صحرای غربی تصویب کرد که در آن طرح خودمختاری مراکش را بهعنوان «اصلیترین مرجع برای راهحل سیاسی» تایید نمود. این قطعنامه که از آن بهعنوان «نقطه عطفی در تاریخ مناقشه» یاد شده، در روز جمعه، ۳۱ اکتبر ۲۰۲۵، با اکثریت ۱۱ رأی از مجموع ۱۵ رأی به تصویب رسید.
🔹در حالیکه این تصمیم پیروزی دیپلماتیک برای مراکش توصیف میشود، الجزایر با اتخاذ موضع مخالفت خاموش و بدون مشارکت در رأیگیری، مخالفت خود را خارج از صندوق رای ابراز کرد؛ صحنهای که عمق شکاف میان دو کشور همسایه را نشان میدهد و پرسش قدیمی را دوباره مطرح میسازد: آیا صحرای غربی به پایان مناقشه خود نزدیک شده یا وارد فصلی تازه از آن گردیده است؟
💢جشن رباط برای بهرسمیتشناسی بینالمللی
🔹برای رباط، این قطعنامه صرفاً یک سند سازمان ملل نبود، بلکه نتیجه روند دیپلماتیک طولانی بود که با ارائه طرح خودمختاری در سال ۲۰۰۷ آغاز شد. این نخستین بار بود که شورای امنیت این طرح را بهعنوان مرجع اصلی برای حلوفصل مسئله پذیرفت و از حمایت آشکار ایالات متحده، فرانسه و بریتانیا برخوردار شد.
🔹مراکش لحظه رأیگیری را «بهرسمیتشناسی بینالمللی» حاکمیت خود بر صحرای غربی دانست. محمد ششم، پادشاه مراکش، اعلام کرد که کشورش «در حال گذر از لحظهای سرنوشتساز در تاریخ خود است» و تأکید کرد که «تأیید شورای امنیت بر صحرای مراکش تصمیمی تاریخی است.» او همچنین از رئیسجمهور الجزایر خواست تا برای «آیندهای برادرانه و شکوفا برای صحرا و مغرب بزرگ» وارد گفتوگویی دوستانه شود. او همچنین تأکید کرد طرح خودمختاری تنها راهحل واقعبینانه و قابل اجراست و خاطرنشان ساخت که کشورش آنچه را تاکنون بهدست آمده، پیروزی سیاسی نمیداند، بلکه آن را گامی بهسوی ثبات پایدار در منطقه تلقی میکند.
💢الجزایر: مخالفت خاموش
🔹در مقابل، الجزایر ترجیح داد موضع خود را از طریق «مخالفت خاموش» ابراز کند و برای دومین بار پیاپی از رأیدادن خودداری کرد. وزارت خارجه الجزایر اعلام کرد هیئت این کشور پیش از تصویب نهایی، توانسته از طریق اصلاحاتی که «حق مردم صحرا برای تعیین سرنوشت» را مورد تأکید قرار میداد، تغییری اساسی در متن پیشنویس آمریکایی قطعنامه ایجاد کند. با این وجود، چالش راهبردی الجزایر فراتر از سیاست و مربوط به جغرافیا است. دهههاست که این منطقه دروازه الجزایر به اقیانوس اطلس بهشمار میرود، اما با تقویت جایگاه مراکش در سازمان ملل، این افق دریایی بالقوه برای الجزایر رو به کاهش است.
💢توافق یا بازآرایی؟
🔹با وجود اصلاحاتی که در متن قطعنامه انجام شد، جوهره موضع همچنان روشن باقی ماند. اشاره مستقیم به طرح جبهه پولیساریو در سال ۲۰۰۷ حذف شد، در حالیکه طرح مراکش ۴ بار بهعنوان واقعبینانهترین مبنای مذاکره ذکر شد. با این حال، تحمیل طرح مراکش بهعنوان یک واقعیت موجود میتواند شانس تفاهمهای آینده را تضعیف کند، بهویژه اگر الجزایر احساس کند که این تصمیم، مناقشه را به دیدگاهی یکجانبه تقلیل داده است. همچنین واشنگتن، با وجود حمایت صریح از رباط، کوشید با نرمتر کردن لحن متن، از رویارویی دیپلماتیک با مسکو و پکن پرهیز کند.
💢تحرک آمریکا برای بازآرایی صحنه
🔹استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، پیشتر در اظهاراتی اعلام کرده بود واشنگتن در تلاش است «در ظرف چند هفته، شرایط لازم برای تفاهمی تاریخی میان الجزایر و مراکش» را فراهم آورد و حلوفصل مسئله صحرای غربی را شرط ثبات منطقه دانست. این تحرکات بیانگر تمایل واشنگتن به بازتنظیم روابط منطقهای در چارچوب امنیتی گستردهتری است؛ چارچوبی که ثبات در دو سوی مدیترانه را تضمین کرده و نفوذ روسیه و چین را تحت کنترل نگه دارد. با این حال، مسیر دستیابی به یک تفاهم تاریخی با توجه به سردی روابط الجزایر و مراکش و پیچیدگیهای مسئله صحرای غربی بعید بهنظر میرسد.
💢پایان یک مناقشه طولانی؟
🔹کارشناسان متفقند قطعنامه اخیر بهخودیخود مناقشه را پایان نخواهد داد، اما آن را در مسیر تازهای قرار میدهد. پس از نیمقرن اختلاف و بنبست، بهنظر میرسد راهحلی واقعگرایانه مورد نظر قرار گرفته است که به نوعی منافع همه طرفها را حفظ کند، بیآنکه به میدان تقابل نظامی یا انسداد سیاسی بازگردد.
🌐https://institutetehran.com/art/680
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤4👎1
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
📝محمدعلی حسننیا
🔹فضای لبنان از چند روز قبل تاکنون بسیار ملتهب شده است. رژیم صهیونیستی روزانه به بهانههای واهی به جنوب و شرق این کشور حمله میکند. این امر تا جایی ادامه پیدا کرده است که جوزف عون، رئیس جمهور لبنان که فرماندهی کل قوای لبنان را نیز در اختیار دارد، به رودلف هیکل، فرمانده ارتش این کشور دستور مقابله با نیروهای اسرائیلی در جنوب را داده است، فرمانی که با استقبال مقاومت و مردم لبنان روبرو شده است.
🔸اندیشکده اسرائیلی آلما اسرائیل درباره توانایی بازسازی مقاومت لبنان گزارش جالبی را منتشر کرده است. این اندیشکده مینویسد که حزبالله در حال تسریع فرآیندهای مربوط به بازسازی خود است. تولید و تعمیر بومی سلاح (توانایی تولید انبوه سلاحهای ساده و قابلیت ویژه سلاحهای پیشرفته/دقیق) در دستور کار حزب الله قرار گرفته است. طبق اعلام این اندیشکده اسرائیلی، هنوز زیرساختهای بزرگی از «سرزمین تونلها» باقی مانده است؛ بسیاری از تونلهای تاکتیکی (منطقهای) و زیرساختهای زیرزمینی و همچنین تونلهای استراتژیک متعلق به حزبالله نیز هنوز آسیب ندیدهاند.
💢عدم پیشرفت پروژه خلع سلاح
🔸از سوی دیگر اسرائیلیها اعتقاد دارند دولت لبنان، نه اراده و نه توانایی مقابله واقعی با حزبالله برای خلع سلاح را ندارد. نیروی اصلی لبنان برای «خلع سلاح»، یعنی نیروهای مسلح لبنان (LAF)، در عملیات خود بسیار محدود هستند و نه مایل است و نه میتواند با حزبالله مقابله کند چرا که جمعیتشناسی ارتش این کشور نشان میدهد تقریباً ۴۵٪ از سربازان ارتش لبنان شیعه هستند؛ برخی تخمینها این رقم را حدود ۶۰٪ میدانند.
💢تولید در داخل همزمان با گشایش مسیرهای انتقال تسلیحات
🔸رژیم صهیونیستی معتقد است تلاشهای حزبالله برای ادامه ارسال زمینی تسلیحات و تجهیزات از طریق سوریه ادامه دارد و حتی مسیرهای انتقال از دریا نیز در برخی موارد فعال شده است. در ارزیابی اسرائیلیها، حزبالله در حال توسعه یک استراتژی ترکیبی نظامی-صنعتی است که در نقطه کانونی خود به دنبال تولید محلی و بومی سلاح است. این استراتژی پیشتر بهصورت موفق توسط حماس تجربه و اجرا شده است. اسرائیلیها معتقدند شرایط جدید ایجاب میکند حزبالله «کارخانههای تولیدی سلاح را به داخل لبنان بیاورد». حزبالله به این ادراک رسیده است که توانایی تولید سلاح در داخل لبنان سبب ارتقای توانایی نظامی این جنبش خواهد شد.
💢تونلها زندهاند!
🔸تونلهای لبنان که محل کارگاههای تولید و مونتاژ سلاح، انبارهای ذخیرهسازی امن و مراکز فرماندهی هستند، نه تنها پابرجا بلکه در حال بازسازی و توسعه نیز هستند. این امر اصل پنهانسازی توانایی صنعتی در یک زیرساخت زیرزمینی و غیر متمرکز را نشان میدهد و نابودی کامل آن را به کاری بسیار دشوار و طولانی تبدیل میکند. طبق ارزیابی کاتص وزیر جنگ اسرائیل، در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۵، حدود ۶۰ درصد از سیستم تونلها در نوار غزه هنوز نابود نشده است و این مورد درباره لبنان بسیار بیشتر است.
🔸اسرائیل به این تحلیل رسیده است که تهدید آیندهی حزبالله، ترکیبی خطرناک از دو مدل است. در ارزیابی آنها، از یک سو، حزب الله تلاش خواهد کرد تا انعطافپذیری، تمرکز زدایی و توانایی تولید مقادیر زیادی از مهمات ساده را، همانطور که حماس نشان داده است، در پیش بگیرد. از سوی دیگر، به توسعه و تلاش برای تولید سامانههای تسلیحاتی استراتژیک و هدایتشونده دقیق که قادر به تهدید زیرساختهای حیاتی اسرائیل باشند، ادامه خواهد داد.
💢تغییر مرکز ثقل فرماندهی از جنوب لیتانی به بقاع
🔸حزبالله در حال تسریع روند بازسازی خود، بهویژه در منطقه شمال لیتانی است که فرماندهی آن با بخش یگان بدر خواهد بود. پیش از جنگ اسرائیل و لبنان، مرکز ثقل این فرماندهی در جنوب لیتانی در بخشهای واحدهای رزمی نصر و عزیز بود. همین موضوع سبب شده که اختلاف اساسی بین اسرائیل و دولت لبنان بروز کند که طبق قطعنامه ۱۷۰۱ باید در جنوب خط لیتانی خلع سلاح صورت گیرد.
🌐https://institutetehran.com/art/681
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9🔥2🙏2❤1
🔵صنعت نساجی ترکیه و خطر گسیختگی
▪️اکونومیست
#اکوتهران
#صنعت #نساجی #ترکیه
🔸در اواخر قرن پانزدهم، سلطان بایزید دوم دستور ساخت کاروانسرایی بزرگ را در پایتخت وقت امپراتوری عثمانی، بورسا و یکی از ایستگاههای کلیدی جاده ابریشم صادر کرد تا تاجران ابریشم و کالاهای آنها را در خود جای دهد. عثمانی در آن زمان قدرتی بزرگ در صنعت نساجی به حساب میرفت و دوران طلاییتری نیز برای این صنعت در پیش بود.
🔹تجارت و تولید منسوجات برای سه قرن و تا فرارسیدن انقلاب صنعتی، اقتصاد عثمانی را در اختیار خود داشت و کاروانسرای احداث شده توسط بایزید مرکز اصلی این فعالیت بود. این کاروانسرا هنوز پابرجاست؛ حیاط آن مملو از گردشگران و راهروهای آن ملمو از فروشندگان شال ابریشم است. صنعت نساجی ترکیه اما وارد رکودی عمیق شده است.
🔹ترکیه هنوز یکی از بزرگترین صادرکنندگان منسوجات در جهان به حساب میرود؛ اما سهم این کشور از بازار جهانی به پایینترین میزان در بیش از سه دهه گذشته و به زیر ۳ درصد رسیده است. در شرایطی که صادرات پوشاک بنگلادش و ویتنام در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ رشدی دورقمی داشتهاند، صادرات ترکیه ۶.۹ درصد افت داشته است.
🔹اکنون سومین سالی است که مقدار صادرات نساجی ترکیه کاهشی بوده و با اُفتی ۲۳ درصدی، از ۲۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ به حدود ۱۷ میلیارد دلار در سال جاری رسیده است. قریب به ۳۱۰ هزار کارگر نساجی و پوشاک بیکار شدهاند و حدود ۶ هزار کسب و کار تعطیل شده است. صدها شرکت دیگر نیز، عمدتا به مصر، نقل مکان کردهاند.
🔹مقصر اصلی، وضعیت کلی اقتصاد ترکیه است. نرخ بهره بالا و ارزش بیش از حد لیر، علیرغم اینکه تورم را از نرخی نزدیک به سه رقمی در سه سال پیش به حدود ۳۳ رسانده، موجب افزایش هزینه نیروی کار و تولید شده و مزیت رقابتی این صنعت را از بین برده است. از آغاز سال ۲۰۲۲ تاکنون، حداقل دستمزد در ترکیه از رقمی معادل ۳۸۳ دلار به معادل ۶۲۰ دلار رسیده است و صادرکنندگان که زمانی از وام ارزان با نرخ پایین بهره میبردند، اکنون تحت فشارند.
🔹پوشاک ترکیهای به صورت سنتی از مشابه چینی یا هندی گرانتر بود؛ اما این گرانی با کیفیت بالاتر جبران میشد. مشتریان اروپایی زمانی اجناس ترک را حتی اگر ۱۵ تا ۲۰ درصد گرانتر بودند، انتخاب میکردند. با تفاوت ۵۰ درصدی حال حاضر، چنین معادلهای صادق نیست. در همین راستا، سفارشهای خارجی به سمت کشورهای آسیایی هدایت شده است. صادرات نساجی چین به اروپا در نیمه نخست امسال ۲۰ درصد رشد کرده است.
🔹در یک دهه گذشته، بخشی از صنعت نساجی ترکیه به نیروی کار مهاجران و پناهندگان متکی بوده است و برآوردها حاکی از اشتغال ۲۵۰ تا ۴۰۰ هزار سوری با دستمزدهای نازل در کارگاهها و کارخانههای نساجی ترکیه بود. با سقوط اسد و پایان جنگ داخلی خونین سوریه دستکم ۲۰ درصد این شاغلان به کشور خود بازگشتهاند.
🔹بحران حاضر صرفاً یک نوسان موقت نیست. حتی اگر ترکیه بتواند هرج و مرج ناشی از سالهای تورم و سو مدیریت را مهار کند، این صنعت برای بازگشت به شکوه گذشته با دشواری روبهرو خواهد بود. نیروی کار گرانتر و کمیابتر شده است و شرکتهای نساجی ترکیه میگویند که حتی با دستمزدهای رقابتی، یافتن کارگر دشوار است و نسل جدید ترجیح میدهد پشت میز بنشیند تا در کارخانه کار کند. در نتیجه، ممکن است دوران تولید انبوه نساجی در ترکیه به پایان رسیده باشد.
✅ به عنوان جایگزین، ترکیه باید دست از تلاش برای تبدیل شدن به چینِ اروپا بردارد و به جای آن بر روی برندسازی، طراحی، تحویل سریع و تولید محصولات خاص متمرکز شود. برونسپاری تولید نیز میتواند گزینهای دیگر برای صنعت نساجی ترکیه باشد. همین حالا نیز برخی برندهای بزرگ ترکیه بخشهایی از تولید خود را به مصر منتقل کردهاند و بقیه نیز ممکن است ناچار به اقدامات مشابه شوند. در واقع، صنایع نساجی ترکیه ظرفیتهای بالقوه فراوانی برای شکوفایی دوباره دارند. اما پیش از آن، باید خود را از نو بیافرینند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/682
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️اکونومیست
#اکوتهران
#صنعت #نساجی #ترکیه
🔸در اواخر قرن پانزدهم، سلطان بایزید دوم دستور ساخت کاروانسرایی بزرگ را در پایتخت وقت امپراتوری عثمانی، بورسا و یکی از ایستگاههای کلیدی جاده ابریشم صادر کرد تا تاجران ابریشم و کالاهای آنها را در خود جای دهد. عثمانی در آن زمان قدرتی بزرگ در صنعت نساجی به حساب میرفت و دوران طلاییتری نیز برای این صنعت در پیش بود.
🔹تجارت و تولید منسوجات برای سه قرن و تا فرارسیدن انقلاب صنعتی، اقتصاد عثمانی را در اختیار خود داشت و کاروانسرای احداث شده توسط بایزید مرکز اصلی این فعالیت بود. این کاروانسرا هنوز پابرجاست؛ حیاط آن مملو از گردشگران و راهروهای آن ملمو از فروشندگان شال ابریشم است. صنعت نساجی ترکیه اما وارد رکودی عمیق شده است.
🔹ترکیه هنوز یکی از بزرگترین صادرکنندگان منسوجات در جهان به حساب میرود؛ اما سهم این کشور از بازار جهانی به پایینترین میزان در بیش از سه دهه گذشته و به زیر ۳ درصد رسیده است. در شرایطی که صادرات پوشاک بنگلادش و ویتنام در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ رشدی دورقمی داشتهاند، صادرات ترکیه ۶.۹ درصد افت داشته است.
🔹اکنون سومین سالی است که مقدار صادرات نساجی ترکیه کاهشی بوده و با اُفتی ۲۳ درصدی، از ۲۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ به حدود ۱۷ میلیارد دلار در سال جاری رسیده است. قریب به ۳۱۰ هزار کارگر نساجی و پوشاک بیکار شدهاند و حدود ۶ هزار کسب و کار تعطیل شده است. صدها شرکت دیگر نیز، عمدتا به مصر، نقل مکان کردهاند.
🔹مقصر اصلی، وضعیت کلی اقتصاد ترکیه است. نرخ بهره بالا و ارزش بیش از حد لیر، علیرغم اینکه تورم را از نرخی نزدیک به سه رقمی در سه سال پیش به حدود ۳۳ رسانده، موجب افزایش هزینه نیروی کار و تولید شده و مزیت رقابتی این صنعت را از بین برده است. از آغاز سال ۲۰۲۲ تاکنون، حداقل دستمزد در ترکیه از رقمی معادل ۳۸۳ دلار به معادل ۶۲۰ دلار رسیده است و صادرکنندگان که زمانی از وام ارزان با نرخ پایین بهره میبردند، اکنون تحت فشارند.
🔹پوشاک ترکیهای به صورت سنتی از مشابه چینی یا هندی گرانتر بود؛ اما این گرانی با کیفیت بالاتر جبران میشد. مشتریان اروپایی زمانی اجناس ترک را حتی اگر ۱۵ تا ۲۰ درصد گرانتر بودند، انتخاب میکردند. با تفاوت ۵۰ درصدی حال حاضر، چنین معادلهای صادق نیست. در همین راستا، سفارشهای خارجی به سمت کشورهای آسیایی هدایت شده است. صادرات نساجی چین به اروپا در نیمه نخست امسال ۲۰ درصد رشد کرده است.
🔹در یک دهه گذشته، بخشی از صنعت نساجی ترکیه به نیروی کار مهاجران و پناهندگان متکی بوده است و برآوردها حاکی از اشتغال ۲۵۰ تا ۴۰۰ هزار سوری با دستمزدهای نازل در کارگاهها و کارخانههای نساجی ترکیه بود. با سقوط اسد و پایان جنگ داخلی خونین سوریه دستکم ۲۰ درصد این شاغلان به کشور خود بازگشتهاند.
🔹بحران حاضر صرفاً یک نوسان موقت نیست. حتی اگر ترکیه بتواند هرج و مرج ناشی از سالهای تورم و سو مدیریت را مهار کند، این صنعت برای بازگشت به شکوه گذشته با دشواری روبهرو خواهد بود. نیروی کار گرانتر و کمیابتر شده است و شرکتهای نساجی ترکیه میگویند که حتی با دستمزدهای رقابتی، یافتن کارگر دشوار است و نسل جدید ترجیح میدهد پشت میز بنشیند تا در کارخانه کار کند. در نتیجه، ممکن است دوران تولید انبوه نساجی در ترکیه به پایان رسیده باشد.
🌐https://institutetehran.com/art/682
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8💯3❤1👎1
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
📝محسن فایضی
🔹از آغاز آتشبس در غزه، سه هفته گذشته است. آتشبسی که به باور صهیونیستها آمریکاییها اصلیترین تصمیمگیر و دلیل رقم خوردن آن هستند. براساس نتایج منتشر شده در نظرسنجی کانال ۱۲ اسرائیل ۶۷٪ اسرائیلیها معتقدند اکنون این آمریکاست که در مورد عملیات و آتشبس در غزه تصمیم میگیرد. صحبت و تحلیلهای زیادی حول رفتار آمریکاییها و اسرائیلیها در دوران آتشبس انجام گرفته است. اما یک طرف دیگر شرایط کنونی و آتشبس حماس است.
🔸حماس به عنوان اصلیترین بازیگر فلسطینی پس از آتشبس رویکرد و عملکردی داشته است که در سه بخش به بررسی آن میپردازیم:
1️⃣ واکنش به نقضهای آتشبس
🔸یکی از مهمترین رویکردهای حماس در یک ماه اخیر، واکنش این جنبش به نقضهای پرتعداد آتشبس توسط تل آویو بوده است. مجموعه رفتار و بیانیههای پرتعداد حماس نشان میدهد که این جنبش سعی دارد آتشبس را حفظ کند و تعهدات اسرائیل بالاخص در خصوص ورود کالا و رفع محاصره را با مذاکره و فشار بر میانجیگران بالاخص ترکیه و قطر دنبال کند.
🔸اما در لایه دوم و به صورت غیررسمی اهرم فشار نظامی خود را هم بالاخص در پشت خط زرد که طبق توافق در مرحله اول تا پایان تبادل اجساد در اختیار و کنترل ارتش صهیونیستهاست، حفظ کرده است. تاکنون دو عملیات حماس که منجر به کشته شدن ۳ اسرائیلی هم شده از سوی اسرائیلیها علنی شده است. نتانیاهو صراحتا اعتراف کرده است که حماس هنوز در رفح و خان یونس حضور دارد و باید با آن مقابله کرد. رادیو ارتش اسرائیل هم در خبری اعتراف کرده است که حماس عملیاتهای مختلفی پشت خط زرد انجام میدهد و تنها عملیاتهایی که منجر به کشته شدن نیروهای اسرائیلی شده، علنی شده است. ضمن آنکه به نظر میرسد حماس فعلاً رویکرد ویژهای جز ضربات مقطعی و فرسایشی کردن حضور نیروهای اسرائیلی در پشت خط زرد که حدود ۳۵ درصد نوار غزه و منطقه مهم رفح را شامل میشود، ندارد.
2️⃣تعاملات درون فلسطینی
🔸رویکرد دوم حماس در دوران آتشبس، پیگیری جدی و شفاف تشکیل دولت تکنوکرات در نوارغزه است. حماس ضمن نشان دادن صداقتش در واگذاری دولتداری به طرف فلسطینی براساس گفتگوهای ملی در قاهره، رسیدن به مرحله دوم یعنی ایجاد دولت فلسطینی در غزه را در اولویت رویکردهایش گذاشته است. حماس میداند که وجود هر دولت فلسطینی در نوارغزه، ضمن حفظ وحدت ملی کمک بزرگی به بازسازی و بازگشت به زندگی در غزه است.
🔸این رویکرد با علم به هدف دشمن برای اداره غزه توسط یک کمیته بینالمللی و عدم بازسازی فوری و تبدیل آن به اهرم فشار علیه سلاح مقاومت اتخاذ شده است. بیانیه و سخنان رهبران فلسطینی بالاخص جهاد اسلامی در خصوص رضایت از رویکرد گفتگوهای ملی حماس نشان میدهد که این جنبش در این مسئله تاکنون موفق بوده است. حتی برخی رسانههای عبری و عربی از توافق بر روی برخی شخصیتها برای اداره غزه میان حماس و تشکلات خودگردان خبر میدهند.
3️⃣ کنترل امنیتی-مدنی غزه
🔸رویکرد سوم حماس در این دوران آتش بس، بازگشت به کنترل مدنی و امنیتی نوارغزه است. این رویکرد با اصرار بر علنی و نمایان بودن آن در شهر غزه کاملاً قابل مشاهده است. تلاش برای آواربرداریها، بازگشایی بازارها و مدارس، کنترل امنیتی و برخورد با مزدوران و همکاران اسرائیل در دوران دو سال جنگ، نمونههایی از این رویکرد است. چیزی که نشان میدهد حماس در واگذاری دولت، قصد ندارد مولفههای قدرت را هم واگذار کند.
💢جمعبندی
🔸حماس در دوران مرحله اول آتش بس، رویکردی داشته است که نشان میدهد سعی دارد ضمن حفظ آتشبس و ندادن بهانه به اسرائیل و میانجیگران در کاهش ورود کالا و بازگشت به جنگ، پویایی خود را حفظ کند و سلاح را همچنان روی ماشه و درگیر با اسرائیل و نیروهای مزدور خارج از غلاف نگه دارد.
🌐https://institutetehran.com/art/683
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👏1
#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #دموکرات
📝عرفان علمشاهی
🔹امروز، زهران ممدانی، توانست به عنوان نامزد دموکرات در انتخابات شهرداری نیویورک به پیروزی برسد. این انتخابات نه فقط به خاطر اهمیت ذاتی نیویورک–که چهارمین شهر پرجمعیت و یکی از مراکز کلیدی تجارت آمریکا است، بلکه به دلیل مواضع و برنامههای ترقیخواهانه و مخالفت برخی از رهبران دموکرات با او نیز بسیار مورد توجه قرار گرفت. ورود این چهره به عرصه سیاست، بحثی را پیرامون مسیر آینده حزب پیش کشیده است. الکساندریا کورتز، عضو دموکرات مجلس نمایندگان در واکنش به پیروزی ممدانی بیان کرد که دموکراتها «نمیتوانند با انکار آینده زیاد دوام بیاورند.» اما حکیم جفریس، رهبر دموکراتهای مجلس نمایندگان، علیرغم حمایت از ممدانی، در سخنی متضاد گفت ممدانی آینده دموکراتها نخواهد بود.
🔸وجه تمایز ترقیخواهانی مانند ممدانی از دموکراتهای «میانهرو» را میتوان در برنامهها و مواضع او یافت. ممدانی برخلاف رهبران کنونی حزب، در تأکید بر کمکهای بشردوستانه به غزه، راه حل دو دولتی و انتقاد از نتانیاهو متوقف نمیشود و اساس حمایت آمریکا با اسرائیل را نشانه میرود. در امور داخلی نیویورک، وعدههای اقتصادی او فراتر از برنامههای متعارف دموکراتها است و شامل اتوبوس رایگان، ایجاد خردهفروشیهای تحت مالکیت شهرداری، ارائه خدمات درمانی رایگان به کلیه کودکان زیر پنج سال و منع افزایش اجارهبها میشود. این برنامهها او را سوسیالیستتر از سایر دموکراتها میکند.
🔸این دلایل در کنار هویت مسلمان و اوگانداییاش باعث تقابل برخی از دموکراتها با او و سکوت برخی دیگر شده است. حتی باراک اوباما نیز تنها در روزهای پایانی رقابتها از او حمایت کرد، آنهم با یک تماس تلفنی. رقیب اصلی او در انتخابات نیز اندرو کومو، دموکرات سابق بود که از سمت برخی دموکراتهای کنگره حمایت میشد. همچنین طبق برخی تحلیلها، ۲۶ میلیاردر که برخی دموکرات هستند از جمله مایکل بلومبرگ، حامی کومو و دیگر نامزدهای انتخابات بودند تا ممدانی رأی نیاورد، هر چند دو میلیاردر نیز از او حمایت میکردند.
🔸تقابل قشر قابل توجهی از دموکراتها با ممدانی نمایانگر رقابتی میان ترقیخواهان و میانهروها بر سر کنترل حزب است. امروز نتیجه دو انتخابات دیگر مشخص شد که در آنها دموکراتهای میانهرو پیروز شدند. میکی شریل و ابیگل اسپنبرگر توانستند به مقام فرمانداری ایالات نیوجرسی و ویرجینا برسند. گوین نیوسام، فرماندار کالیفرنیا نیز موفق به تغییر نقشه انتخاباتی این ایالت شد تا پنج نماینده به دموکراتهای کنگره افزوده شود و نام خود را به عنوان یک دموکرات میانهرو برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ برجستهتر کند.
🔸با این وجود، احتمال اینکه ترقیخواهی سرانجام در حزب دموکرات به قدرت برسد بالا است و بیشتر مسئله زمان مطرح است: چه زمانی این اتفاق خواهد افتاد؟ روندهای فرهنگی نشان میدهد در دو دهه گذشته رأیدهندگان دموکرات لیبرالتر شدهاند که در صورت تداوم این روند، ترقیخواهی مبدل به گفتمان اصلی حزب خواهد شد. ممکن است این اتفاق در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ یا انتخابات ۲۰۲۸ رخ دهد. حتی اگر یکی از ترقیخواهان مشهور فعلی (همچون الکساندریا کورتز) نتوانند نامزد نهایی حزب در ۲۰۲۸ شوند، ممکن است فردی از طیف میانه در حزب به قدرت برسد؛ اما ناچار باشد از گفتمان و ادبیات ترقیخواهی برای موفقیت خود بهره ببرد. این یعنی حزب دموکرات به احتمال بالا در فضای داخلی چپتر و در سیاست خارجی از اسرائیل بیشتر گسسته خواهد شد.
🔸البته، مسئله قدرتگیری در درون حزب و رسیدن به مقام ریاستجمهوری دو امر جداگانه هستند. دومی چالش بزرگی برای ترقیخواهان است. رأیدهندگان دموکرات لیبرالتر شدهاند؛ اما رأیدهندگان مستقل چه وضعیتی دارند؟ به نظر نمیرسد ایدههای ترقیخواهی در مسائلی مانند ورزش تراجنسیتیها و حمایت از مهاجرین هنوز چندان برای این قشر مطلوب باشد. البته در کنار این چالش، فرصت مهمی پیش روی ترقیخواهان وجود دارد و آن هم نارضایتی اکثریت مردم از عملکرد ترامپ است که میتواند آنها را به سمت ایدههای اقتصادی چپ رادیکال حرکت دهد.
🌐https://institutetehran.com/art/684
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11❤3👎3🔥1
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_غزه
📝منصور براتی
🔹پس از برقراری آتشبس در غزه میان ارتش رژیم اسرائیل و نیروهای مقاومت، جامعه صهیونیستی واکنشهای چندگانه و چندلایهای به این رویداد نشان داده است. پایان یافتن جنگ و آزادی اسیران زنده اسرائیلی، مدتها خواسته بخش بزرگی از جامعه اسرائیل بود. نظرسنجیهای قبلی نشان از آن داشت که تقریباً دو سوم صهیونیستها خواستار چنین توافقی بودند.
🔸در چنین شرایطی طبیعی است که آتشبس و آزادی اسیران باعث رضایت این بخش حدوداً ۶۰ درصدی شود. در نتیجه، این وضعیت اولاً میزان رضایت از کابینه نتانیاهو (موقتاً) بالاتر رفت و شاهد افزایش نسبی رأی حزب لیکود در نظرسنجیهای معتبری همچون شبکههای تلویزیونی ۱۱، ۱۲ و روزنامه معاریو بودیم. به این ترتیب میانگین کرسیهای حزب لیکود در نظرسنجیهای مذکور از نوسان بین ۲۴ـ۲۵ کرسی به نوسان میان۲۶-۲۷ کرسی افزایش یافت. البته این تحول با گذشت حدود ۲۰ روز از توافق آتشبس در حال از دست دادن اثر خود است به نحوی که شمار کرسیهای لیکود در نظرسنجیها به نوسان بین ۲۵-۲۶ کرسی کاهش یافته است.
🔸از سوی دیگر با تحقق این خواسته اعتراضات هفتگی معترضان به سیاست جنگی کابینه هم به پایان رسید و اپوزیسیون نیز با چالش از دست رفتن یکی از انتقادات اساسی خود به نتانیاهو روبهرو شد. اما پس از آتشبس از یکسو اتهامات دیگر علیه نتانیاهو مطرح شده است؛ نظیر اینکه بعد از دو سال جنگ به توافق ضعیفی دست یافته و از سوی دیگر نیز این توافق را میتوانست خیلی زودتر محقق سازد. علاوهبراین در نظرسنجیهای مختلف اعتبار اصلی توافق نیز به ترامپ و ارتش اسرائیل رسید و نتانیاهو یک عامل ثانویه به چشم افکار عمومی رسید.
🔸در میان احزاب و شخصیتهای عضو کابینه بجز جناح راست افراطی که توقف جنگ تا پیش از شکست نظامی حماس را خط قرمز خود اعلام کرده بود، همه با توافق موافقت کرده و از آن حمایت کردند و احزاب اپوزیسیون نیز توافق را امری مثبت قلمداد کردند. یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون و بنی گانتس، رهبر حزب آبی و سفید حتی اعلام کردند که برای خنثی کردن مخالفت بن گویر و اصموطریچ حاضر به ایجاد رأی حمایتی برای توافق هستند. آویگدور لیبرمن، رهبر حزب اسرائیل خانه ما نیز با حمایت از توافق آتشبس از ترامپ تشکر کرد و آزادی اسیران اسرائیلی را تحقق هدفی بسیار مهم دانست. یائیر گولان، رهبر حزب چپگرای دموکراتها نیز از این توافق حمایت کرده و مشخصاً احزاب عربی هم حامی آن بودهاند.
🔸در این میان نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین و اصلیترین رقیب نتانیاهو در انتخابات پیشرو که فعلاً بخت اول نخستوزیری آینده اسرائیل به حساب میآید رویکرد محتاطانهتری در حمایت از توافق در پیش گرفت. بنت ضمن تأکید بر لزوم برقراری توافق آتشبس و آزادی اسیران، این توافق را نتیجه شکست نتانیاهو در از بین بردن حماس دانست و آن را با دارویی تلخ مقایسه کرد که یک بیمار مجبور به مصرف کردن آن است.
همچنین با گذشتن زمان بیشتر از اجرای توافق و تداوم نقشآفرینی حماس در مناطقی که اسرائیل از آن عقبنشینی کرده، میزان خوشبینی جامعه اسرائیل به اجرا شدن اجزای مختلف این توافق نظیر خلع سلاح حماس و یا پایان یافتن تسلط این گروه بر نوار غزه کاهش یافت. به گونهای که در نظرسنجی جدید موسسه دموکراسی اسرائیل کمتر از ۵۰ درصد اعلام کردهاند که حماس به این اقدامات تن خواهد داد.
🔸در عین حال با پایان یافتن رسمی جنگ بار دیگر موضوع تشکیل «کمیته حقیقتیاب حاکمیتی شکستهای ۷ اکتبر ۲۰۲۳» مجدداً مطرح شده است و بیش از ۶۰ درصد مشارکت کنندگان در نظرسنجی جدید معاریو خواستار تشکیل این کمیته برای رسیدگی به قصور یا تقصیر کلیه مسئولان در سطوح سیاسی، امنیتی و نظامی شدند. به نظر میرسد هرچه این رویداد عقب افتد بیش از پیش سیاسی خواهد شد و به یکی از دعواهای اصلی انتخاباتی پارلمانی آینده اسرائیل هم تبدیل و در رقابتهای انتخاباتی به شدت به زیان نتانیاهو میشود.
💢فرجام سخن
🔸در پایان میتوان گفت واکنش جامعه صهیونیستی و افکار عمومی در اسرائیل به توافق آتشبس غزه و آزادی اسیران نیز همچون تهاجم علیه ایران در جنگ ۱۲ روزه، اثری موقتی به نفع نتانیاهو و حزب لیکود ایجاد کرد که برای پیروز کردن وی در انتخابات پیشرو کفایت نمیکند.
🌐https://institutetehran.com/art/685
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎2👏1
#مقاله_تحلیلی
#تحولات_منطقه
📝علی بیدبو
🔹نزدیک به یک سال است که سفارت آمریکا بدون سفیر رسمی در بغداد فعالیت میکند؛ مسئلهای که بازتابی از سردرگمی راهبردی آمریکا در عراق پس از تحولات گسترده سالهای اخیر به شمار میآید. با شدت درگیریها درغزه و لبنان و جنگ 12 روزه میان ایران و اسرائیل، نبود نماینده عالیرتبه دیپلماتیک آمریکا در بغداد برای تعدادی از ناظران عراقی به منزله تضعیف موقعیت کشورشان تلقی شد.
💢پیام تهدید و آغاز فصل جدیدی از فشارها
🔸در این فضای مبهم، محمد شیاع السودانی، نخستوزیر عراق، حامل پیامی از سوی دولت ترامپ به رهبران گروههای مقاومت شد. پیام مذکور حاوی دو بخش اصلی بود: نخست، مطالبه جدی آمریکا برای تحویل «الیزابت تسورکوف»، تبعه روسی - اسرائیلی که به جاسوسی برای تلآویو متهم شده بود؛ و دوم، هشدار مستقیم نسبت به ادامه فعالیت گروههای مقاومت در عراق بهویژه کتائب حزبالله.
🔸پرونده تسورکوف در سالهای اخیر به یکی از پیچیدهترین گرههای روابط عراق و آمریکا تبدیل شده بود. مقامات عراقی اظهار بیاطلاعی از محل نگهداری او میکردند و بنابراین آمریکا و اسرائیل مستقیماً کتائب حزبالله را تهدید به حمله به رهبران و پایگاههایش کردند. در پی این تنشها، ترامپ تصمیم گرفت چهرهای نزدیک به خود را مأمور پیگیری مستقیم پرونده عراق کند؛ فردی که بتواند هم با رهبران سیاسی عراق ارتباط برقرار کند و هم فشار لازم را بر گروههای مسلح اعمال نماید. به این ترتیب، مارک ساوایا بهعنوان نماینده ویژه آمریکا در امور عراق انتخاب شد.
💢تاجر مسیحی در مأموریتی سیاسی - امنیتی
🔸مارک ساوایا، عراقیالاصل و از جامعه مسیحیان کلدانی است که ریشه خانوادگی او به منطقه دشت نینوا باز میگردد. او که سالها در ایالت میشیگان آمریکا فعالیت تجاری داشته، به دلیل روابط اقتصادی و شخصیاش با ترامپ نزدیک به او شناخته میشود. ساوایا به دو زبان عربی عراقی و کردی نیز تسلط دارد و به گفته خودش از دوران کودکی خانوادهاش با مسعود بارزانی رفتوآمد داشتهاند. همین پیشینه فرهنگی و سیاسی سبب شد تا او در نگاه ترامپ گزینهای مناسب برای مأموریتی حساس در بغداد تلقی شود.
🔸پیش از انتصاب رسمی، ساوایا در دیداری غیرعلنی با السودانی از تمایل خود برای «بازسازی روابط میان واشنگتن و بغداد» سخن گفت. با این حال، مأموریت واقعی او بسیار فراتر از این عبارات دیپلماتیک است؛ مأموریتی برای اعمال فشار حداکثری بر گروههای نزدیک به ایران و مدیریت پروندههای امنیتی در خاک عراق.
💢بازگشت به سیاست نفوذ مستقیم در عراق
🔸ترامپ بر خلاف الگوی سنتی سیاست خارجی آمریکا، اعتقادی به دیپلماسی کلاسیک ندارد. او خاورمیانه را عرصهای میداند که باید از طریق روابط شخصی یا فرستادگان مورد اعتماد اداره شود، نه از راه نهادهای رسمی. در دوره اول او ماتیو تولر، نقش فعالی در تحولات سیاسی عراق داشت و در نتیجه فشارهای او مصطفی الکاظمی با حمایت ضمنی آمریکا به نخستوزیری رسید. اکنون نیز نشانهها حاکی از بازگشت همان سیاست است. در پیام رسمی ساوایا پس از انتصابش، او گروههای مقاومت را مستقیماً تهدید کرد و هشدار داد که ادامه فعالیتهای آنان «پاسخ سخت آمریکا» را در پی خواهد داشت.
💢صحنه عراق در راستای بازتعریف نفوذ منطقهای
🔸دولت ترامپ قصد دارد عراق را به میدان آزمایش سیاست جدید خود بدل کند و در پی بازگرداندن نفوذ مستقیم و کنترل سیاسی است. با توجه به همزمانی این تحولات با انتخابات و فرایند تشکیل دولت، واشنگتن میکوشد مسیر تشکیل دولت را بهگونهای هدایت کند که منافعش تضمین شود.
🔸ساوایا در دیدارها با رهبران سیاسی و اقتصادی عراق تأکید کرده مناصب کلیدی باید با تأیید واشنگتن تعیین شوند. در کنار فشارهای سیاسی، انتظار میرود فشارهای اقتصادی نیز شدت گیرد. دولت آمریکا ممکن است ازابزارهای مالی همچون کنترل مبادلات دلاری، محدودیت در دسترسی به منابع ارزی، و فشار بر بانک مرکزی عراق برای قطع کانالهای غیررسمی با تهران استفاده کند. این وضعیت بغداد را در موقعیتی دشوار میان حفظ روابط راهبردی با ایران و اجتناب از تحریمهای آمریکا قرار خواهد داد.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/686
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎1🔥1
#تحلیل_کوتاه
#نظامی
📝سید رضا میرطاهر
🔹رئیسجمهور آمریکا، روز ۸ آبان در پیامی در تروثسوشال اعلام کرد که به وزارت جنگ این کشور دستور داده تا آزمایشهای هستهای را «بر مبنای برابر» با روسیه و چین ازسر بگیرد. ترامپ ادعا کرد که این تصمیم در واکنش به برنامههای آزمایش هستهای سایر کشورها اتخاذ شده است و روند اجرای آن بلافاصله آغاز خواهد شد. ترامپ در عینحال مدعی شد که آمریکا بیشترین تعداد سلاحهای هستهای را در اختیار دارد و این دستور بخشی از نوسازی و بهروزرسانی زرادخانه هستهای ایالات متحده است.
🔸طبق آمار مؤسسه صلح استکهلم در ابتدای سال ۲۰۲۵، روسیه با مجموع ۴۳۰۹ سلاح در رتبه اول و آمریکا با ۳۷۰۰ سلاح در رتبه دوم قدرتهای هستهای ایستادهاند. البته در حوزه تسلیحات هستهای عملیاتی، آمریکا با فاصله بسیار کمی و با ۱۷۷۰ سلاح در رتبه نخست و روسیه با ۱۷۱۸ سلاح در رتبه دوم قرار دارد. چین نیز با سرعت زیادی در حال گسترش زرادخانه هستهای خود است، اما هنوز فاصله زیادی با دو قدرت بزرگ هستهای یعنی آمریکا و روسیه دارد.
🔸بهگفته ترامپ، این تصمیم از روی ناچاری اتخاذ شده و هدف آن حفظ «تعادل قدرت» در برابر تهدیدات فزاینده جهانی است. ترامپ در ۹ آبان نیز از رد آزمایشهای هستهای زیرزمینی خودداری و تأیید کرد که واشنگتن آزمایشهای هستهای را ادامه خواهد داد. هنوز مشخص نیست که ترامپ به آزمایش انفجاری هستهای اشاره کرده که توسط اداره ملی ایمنی هستهای انجام خواهد شد یا منظور او آزمایش پرواز موشکهایی با قابلیت حمل کلاهک هستهای است.
🔸اعلام تصمیم ترامپ در حالی صورت گرفته که روسیه بهتازگی از آزمایش موفقیتآمیز یک اژدر هستهای و نیز موشک کروز هستهای خبر داده و چین نیز برنامههای تسلیحات هستهای خود را بهخصوص در زمینه ساخت موشکهای هستهای قارهپیما گسترش داده است.
🔸آخرین آزمایش هستهای آمریکا در ۲۳ سپتامبر ۱۹۹۲ انجام شد؛ درست پیش از آنکه جورج اچ. دبلیو. بوش، رئیسجمهور جمهوریخواه وقت، با پایان جنگ سرد، اجرای آزمایشها را متوقف کند. بر اساس اطلاعات آزمایشگاه ملی لاسآلاموس، آخرین آزمایش هستهای آمریکا که با نام رمز «دیوایدر» شناخته میشد، هزار و پنجاهوچهارمین آزمایش هستهای این کشور بود و در تأسیسات زیرزمینی ایالت نوادا انجام شد. از زمان امضای پیمان جامع منع آزمایشهای هستهای(CTBT)در مهر ۱۳۷۵، تنها ۳ کشور هند، پاکستان و کرهشمالی آزمایش هستهای انجام دادهاند.
🔸طبق انتظار، تصمیم ترامپ با واکنشهای نگرانکنندهای مواجه شده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که این اقدام میتواند توافقهای بینالمللی مانند پیمان منع جامع آزمایشهای هستهای را تضعیف کند و موجب افزایش بیاعتمادی میان قدرتهای جهانی شود. همچنین، این دستور میتواند بهانهای برای سایر کشورها باشد تا برنامههای هستهای خود را توسعه دهند.
🔸بهنظر میرسد جهان در آستانه ورود به مرحله جدیدی از رقابتهای پرهزینه هستهای قرار دارد. دستور رئیسجمهور آمریکا، تنشهای جهانی را افزایش داده و احتمال آغاز دوباره مسابقه تسلیحات اتمی را تقویت کرده است. این تصمیم چرخشی آشکار در سیاست دیرینه ایالات متحده محسوب میشود.
🔸قدرتهای هستهای، بهخصوص روسیه و چین و پسازآن فرانسه و بریتانیا و دیگر کشورهای دارای سلاح هستهای، میتوانند با استناد به اقدام آمریکا در ازسرگیری آزمایشهای هستهای، اقدامات مشابهی را در دستور کار خود قرار دهند. اساساً یکی از دلایل مهم شکلگیری پیمان منع جامع آزمایشهای هستهای، اثرات مخرب و گاه جبرانناپذیر آزمایشهای هستهای در محیط محل انجام این آزمایشها و حتی مناطق دور از آن بود اما اکنون ترامپ با اعلام تصمیم خود در زمینه ازسرگیری آزمایشهای هستهای، بار دیگر تخریب کره زمین را کلید زده است.
🔸بهطور کلی، ازسرگیری آزمایشهای هستهای آمریکا میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد:
▫️ افزایش تنش میان قدرتهای هستهای
▫️ تضعیف توافقهای کنترل تسلیحات
▫️ تحریک کشورهای منطقهای برای توسعه برنامههای هستهای خود
▫️ افزایش خطر بروز درگیریهای نظامی با استفاده از تسلیحات کشتار جمعی
▫️ افزایش جدی آلودگی هستهای در محیط زیست مناطق محل آزمایش و اطراف و حتی مناطق دور دست.
🌐https://institutetehran.com/art/687
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👎2
🌐نظم ایستا و پایان قدرتهای نوظهور
◾️فارن افرز
📝 مایکل بکلِی
#روندهای_استراتژیک
🔸در سال ۱۸۹۸، زمانی که بریتانیا و دیگر قدرتها امپراتوری چین را تقسیم میکردند، نخستوزیر بریتانیا، لرد سالیسبری، هشدار داد که جهان به «ملتهای زنده» و «ملتهای رو به زوال» تقسیم میشود. ملتهای زنده قدرتهای نوظهور صنعتی با جمعیت در حال رشد، فناوری و ارتش پیشرفته بودند و ملتهای رو به زوال امپراتوریهای فاسد و در حال فروپاشی. سالیسبری نگران بود که رقابت ناگزیر این دو گروه، جهان را به سمت جنگهای بزرگ سوق دهد؛ این پیشبینی در قرن بیستم با دو جنگ جهانی محقق شد. این منطق قدرتیابی شتابان، به ستون اصلی نظم بینالمللی بدل شد و نظریهپردازان روابط بینالملل نیز برای دههها مفاهیم امنیت، موازنه قوا و رقابت ژئوپلیتیک را مبتنی بر همین منطق تحلیل کردند.
💢دوران صعود قدرتها
🔹قدرتهای نوظهور تنها در ۲۵۰ سال اخیر با انقلاب صنعتی ظهور کردند. فناوری، جمعیت جوان و منابع تازه امکان افزایش مداوم قدرت را فراهم کردند. قدرتهای غربی به سرعت رشد کردند، در حالی که چین، هند و امپراتوریهای سنتی عقب ماندند. رقابت بر سر منابع، مستعمرهسازی و توسعه نظامی، محور سیاست جهانی شد و کشورها تصور میکردند آیندهای بیپایان برای صعود وجود دارد.
💢گذار از دوران صعود به رکود
🔹اکنون آن عصر استثنایی به پایان رسیده است. بهرهوری کاهش یافته، جمعیتها در حال پیری هستند و اشغال سرزمینهای جدید دیگر مزیت اقتصادی مشخصی ندارد. حتی فناوریهای جدید نیز رشد اقتصادی را جهش نداده است. تغییرات اقلیمی، هزینه بالای جنگ، کمبود انرژی باکیفیت و مقاومتهای داخلی هزینه گسترشطلبی را افزایش دادهاند. بیشتر دولتها اکنون تلاش میکنند صرفاً قدرت موجود خود را حفظ کنند نه آنکه آن را گسترش دهند. این شرایط، منطق سنتی رقابت بزرگ را به چالش کشیده است.
💢آمریکا و هند
🔹آمریکا هنوز قدرتمندترین بازیگر است؛ اما با بدهی سنگین، دو قطبیسازی شدید سیاسی و زیرساختهای فرسوده روبهروست. هند نیروی کار جوان دارد اما ضعف آموزش، نابرابری و مشکلات اداری مانعی جدی است. این کشورها ممکن است بتوانند ثبات قدرت خود را حفظ کنند، اما توان جهش بزرگ برای ایجاد دگرگونی در نظم جهانی را ندارند.
💢شرایط چین
🔹چین طی چهار دهه رشد خیرهکننده را تجربه کرد، اما اکنون به مرحلهای قدم نهاده که کند شدن رشدش اجتنابناپذیر است. مدل توسعه مبتنی بر سرمایهگذاری، دیگر کارایی گذشته را ندارد. محدودیتهای سیاسی مانع نوآوری میشود و جمعیت در حال کاهش، فشار شدیدی بر نظام رفاهی و اقتصادی وارد میکند. هزینههای سیاسی سیاست خارجی تهاجمی نیز در حال افزایش است و بسیاری از کشورها در برابر نفوذ چین سدهای ژئوپلیتیک و اقتصادی ایجاد کردهاند. در نتیجه، چین احتمالاً در سطح کنونی باقی میماند؛ قوی، اما نه صعودی.
💢تهدیدهای نوظهور
1️⃣نظامیگری و درگیریها: قدرتهای رو به زوال ممکن است برای حفظ جایگاه خود به ماجراجویی نظامی متوسل شوند؛ مانند روسیه در اوکراین و احتمال اقدام چین علیه تایوان.
2️⃣شکست دولتها و افراطگرایی: کشورهای درحالتوسعه که نه رشد دارند و نه حمایت نهادی، با بحرانهای سیاسی، فرار مغزها و مهاجرتهای عظیم روبهرو خواهند شد. افراطگرایی و بیثباتی منطقهای افزایش مییابد.
3️⃣چالش دموکراسیها و نهادهای بینالمللی: بیاعتمادی عمومی، شکاف طبقاتی و ناکارآمدی ساختارها خطر فروپاشی سیاسی را افزایش میدهد. سازمانهای جهانی نیز بهدلیل تغییر موازنه قدرت، کارآمدی گذشته را ندارند و مشروعیتشان تضعیف شده است.
💢نشانههای امیدوارکننده
1️⃣کاهش تمایل به جنگهای بزرگ: پیامدهای پرهزینه جنگ و فقدان انگیزه برای گسترش مرزها احتمال جنگهای جهانی را کاهش میدهد.
2️⃣الگوی جدید همکاری اقتصادی: تقسیم کار جدید (سرمایه در کشورهای ثروتمند، نیروی کار در کشورهای جوان) میتواند موتور رشد جدیدی بسازد. مدیریت مهاجرت و تجارت، آیندهای با تعامل و همافزایی را ممکن میکند.
💢جمعبندی
🔹دورانی که رقابت قدرتهای نوظهور موتور سیاست جهانی بود، رو به پایان است. اکنون جهان نه با خیزش کشورهای صنعتی جدید، بلکه با تلاش قدرتهای موجود برای جلوگیری از افول تعریف میشود. این عصر ایستایی میتواند هم منشأ بیثباتی و بحران باشد و هم فرصتی برای حرکت به سوی جهانی آرامتر و مبتنی بر همکاری.
✅ مسیر آینده به این بستگی دارد که دولتها چگونه واقعیت جدید را بپذیرند و مدیریت کنند. اگر رهبران با نگاه مبتنی بر همکاری عمل کنند، ثبات و صلح جهانی قابلدستیابی خواهد بود؛ اما انکار این تغییرات، تنها خطرات پیشبینینشده ایجاد میکند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/688
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️فارن افرز
📝 مایکل بکلِی
#روندهای_استراتژیک
🔸در سال ۱۸۹۸، زمانی که بریتانیا و دیگر قدرتها امپراتوری چین را تقسیم میکردند، نخستوزیر بریتانیا، لرد سالیسبری، هشدار داد که جهان به «ملتهای زنده» و «ملتهای رو به زوال» تقسیم میشود. ملتهای زنده قدرتهای نوظهور صنعتی با جمعیت در حال رشد، فناوری و ارتش پیشرفته بودند و ملتهای رو به زوال امپراتوریهای فاسد و در حال فروپاشی. سالیسبری نگران بود که رقابت ناگزیر این دو گروه، جهان را به سمت جنگهای بزرگ سوق دهد؛ این پیشبینی در قرن بیستم با دو جنگ جهانی محقق شد. این منطق قدرتیابی شتابان، به ستون اصلی نظم بینالمللی بدل شد و نظریهپردازان روابط بینالملل نیز برای دههها مفاهیم امنیت، موازنه قوا و رقابت ژئوپلیتیک را مبتنی بر همین منطق تحلیل کردند.
💢دوران صعود قدرتها
🔹قدرتهای نوظهور تنها در ۲۵۰ سال اخیر با انقلاب صنعتی ظهور کردند. فناوری، جمعیت جوان و منابع تازه امکان افزایش مداوم قدرت را فراهم کردند. قدرتهای غربی به سرعت رشد کردند، در حالی که چین، هند و امپراتوریهای سنتی عقب ماندند. رقابت بر سر منابع، مستعمرهسازی و توسعه نظامی، محور سیاست جهانی شد و کشورها تصور میکردند آیندهای بیپایان برای صعود وجود دارد.
💢گذار از دوران صعود به رکود
🔹اکنون آن عصر استثنایی به پایان رسیده است. بهرهوری کاهش یافته، جمعیتها در حال پیری هستند و اشغال سرزمینهای جدید دیگر مزیت اقتصادی مشخصی ندارد. حتی فناوریهای جدید نیز رشد اقتصادی را جهش نداده است. تغییرات اقلیمی، هزینه بالای جنگ، کمبود انرژی باکیفیت و مقاومتهای داخلی هزینه گسترشطلبی را افزایش دادهاند. بیشتر دولتها اکنون تلاش میکنند صرفاً قدرت موجود خود را حفظ کنند نه آنکه آن را گسترش دهند. این شرایط، منطق سنتی رقابت بزرگ را به چالش کشیده است.
💢آمریکا و هند
🔹آمریکا هنوز قدرتمندترین بازیگر است؛ اما با بدهی سنگین، دو قطبیسازی شدید سیاسی و زیرساختهای فرسوده روبهروست. هند نیروی کار جوان دارد اما ضعف آموزش، نابرابری و مشکلات اداری مانعی جدی است. این کشورها ممکن است بتوانند ثبات قدرت خود را حفظ کنند، اما توان جهش بزرگ برای ایجاد دگرگونی در نظم جهانی را ندارند.
💢شرایط چین
🔹چین طی چهار دهه رشد خیرهکننده را تجربه کرد، اما اکنون به مرحلهای قدم نهاده که کند شدن رشدش اجتنابناپذیر است. مدل توسعه مبتنی بر سرمایهگذاری، دیگر کارایی گذشته را ندارد. محدودیتهای سیاسی مانع نوآوری میشود و جمعیت در حال کاهش، فشار شدیدی بر نظام رفاهی و اقتصادی وارد میکند. هزینههای سیاسی سیاست خارجی تهاجمی نیز در حال افزایش است و بسیاری از کشورها در برابر نفوذ چین سدهای ژئوپلیتیک و اقتصادی ایجاد کردهاند. در نتیجه، چین احتمالاً در سطح کنونی باقی میماند؛ قوی، اما نه صعودی.
💢تهدیدهای نوظهور
1️⃣نظامیگری و درگیریها: قدرتهای رو به زوال ممکن است برای حفظ جایگاه خود به ماجراجویی نظامی متوسل شوند؛ مانند روسیه در اوکراین و احتمال اقدام چین علیه تایوان.
2️⃣شکست دولتها و افراطگرایی: کشورهای درحالتوسعه که نه رشد دارند و نه حمایت نهادی، با بحرانهای سیاسی، فرار مغزها و مهاجرتهای عظیم روبهرو خواهند شد. افراطگرایی و بیثباتی منطقهای افزایش مییابد.
3️⃣چالش دموکراسیها و نهادهای بینالمللی: بیاعتمادی عمومی، شکاف طبقاتی و ناکارآمدی ساختارها خطر فروپاشی سیاسی را افزایش میدهد. سازمانهای جهانی نیز بهدلیل تغییر موازنه قدرت، کارآمدی گذشته را ندارند و مشروعیتشان تضعیف شده است.
💢نشانههای امیدوارکننده
1️⃣کاهش تمایل به جنگهای بزرگ: پیامدهای پرهزینه جنگ و فقدان انگیزه برای گسترش مرزها احتمال جنگهای جهانی را کاهش میدهد.
2️⃣الگوی جدید همکاری اقتصادی: تقسیم کار جدید (سرمایه در کشورهای ثروتمند، نیروی کار در کشورهای جوان) میتواند موتور رشد جدیدی بسازد. مدیریت مهاجرت و تجارت، آیندهای با تعامل و همافزایی را ممکن میکند.
💢جمعبندی
🔹دورانی که رقابت قدرتهای نوظهور موتور سیاست جهانی بود، رو به پایان است. اکنون جهان نه با خیزش کشورهای صنعتی جدید، بلکه با تلاش قدرتهای موجود برای جلوگیری از افول تعریف میشود. این عصر ایستایی میتواند هم منشأ بیثباتی و بحران باشد و هم فرصتی برای حرکت به سوی جهانی آرامتر و مبتنی بر همکاری.
🌐https://institutetehran.com/art/688
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏11❤4👎4👍1
♦️آیا مالی در آستانه سقوط به دست القاعده است؟
▪️الجزیره
#رویة_العربیة
#آفریقا
🔸در حالیکه رسانهها مملو از تیترهایی است که از فروپاشی کامل حکومت و نزدیکی گروههای افراطی به تصرف پایتخت، باماکو سخن میگویند، مردم در اینجا واقعیتی متفاوت را تجربه میکنند که با تصویری که از وخامت و اغراق در رسانهها ترسیم میشود، فاصله بسیاری دارد.
🔹در هفتههای اخیر، مالی با کمبود شدید سوخت روبهرو بوده که این مسئله بر عملکرد برخی خدمات عمومی تأثیر گذاشته است. کلاسهای درس در سراسر کشور تعلیق شده و برخی از وسایل حملونقل به طور موقت از کار افتادهاند. اما با این وجود بازارها همچنان باز هستند و کالاهای اساسی در دسترساند. ارتش مالی نیز همچنان در نقاط راهبردی مستقر است و نیروهای امنیتی به عملیات خود ادامه میدهند.
💢عوامل اصلی بحران
🔹از حدود یک سال پیش، گروههای تروریستی مناطق مرکزی مالی به تدریج به سمت جنوب و پایتخت حرکت کردند. همزمان نشانههایی از تحرکات نیروهای شورشی «FLA» (نیروهای آزادیبخش آزواد) که در مناطق مرزی میان مالی و الجزایر مستقر بودند نیز دیده شد که نشاندهنده نوعی تفاهم یا هماهنگی غیرمستقیم میان دو طرف است. هدف آشکار این راهبرد، ایجاد فشار چندجانبه بر ارتش مالی و وادار ساختن آن به پراکنده کردن نیروهایش در مناطق وسیع کشور برای تضعیف توان آن در حفظ کنترل قاطع است.
🔹عامل دیگر بحران، تلاش دولت برای ساماندهی انتقال سوخت و کالا به پایتخت بود. پیشتر، کامیونها بدون نظارت مشخصی در جادهها تردد میکردند و این مسئله آنها را در معرض غارت یا قاچاق قرار میداد. اکنون این کامیونها در نقاط مشخصی گردآوری و سپس در قالب کاروانهای حفاظتشده به سمت پایتخت اعزام میشوند. این روند بهطور طبیعی زمانبر است و گاه موجب تأخیر در رساندن سوخت میشود، اما گامی ضروری برای تضمین امنیت و ثبات بلندمدت به شمار میآید.
💢از رسانه تا واقعیت میدانی
🔹پوشش رسانهها از آنچه در مالی میگذرد انگاره فروپاشی دولت یا دستکم کشوری در آستانه سقوط کامل را تقویت میکند. تیترهای تکرارشونده روزنامهها و تلویزیون مانند این است: «القاعده در آستانه تصرف مالی»، «کمبود سوخت، زندگی در باماکو را فلج کرده است»، «آیا حکومت نظامی آخرین روزهای خود را میگذراند؟»
🔹هر کس با جغرافیای منطقه آشنا باشد، میداند که این گروهها از نظر عددی و لجستیکی توان تهدید پایتخت را ندارند. فعالیت آنها به عملیات پراکنده در جادههای فرعی یا مناطق کوهستانی محدود شده است؛ اقداماتی که اهدافش بیشتر ایجاد رعب و اخلال در خطوط تدارکاتی است تا تصرف واقعی.
🔹ارتش مالی همچنان کنترل میدانی را در دست دارد و عملیات مداومی را برای تأمین امنیت جادهها و مناطق حساس انجام میدهد. اما تأمین امنیت شبکه جادهای کشوری پهناور مانند مالی نیازمند زمان و سازماندهی دقیق است. تاخیر کامیونهای حامل سوخت در رسیدن به پایتخت به دلیل فروپاشی دولت نیست، بلکه به این خاطر است که فرایند حملونقل پیچیدهتر شده است. این روند زمانبر است، اما برای حفظ ایمنی جادهها و توزیع منظم کالاها امری ضروری محسوب میشود.
💢استراتژی محاصره
🔹روشن است که گروههای تروریستی در تلاش برای خفهکردن اقتصادی پایتخت، نه از طریق حملات مستقیم نظامی، بلکه با قطع مسیرهای تأمین و جلوگیری از انتقال سوخت هستند. با وجود این تلاشها، بحران هرگز به مرحله فلج کامل نرسید و زندگی روزمره در شهرها ادامه یافت.
🔹در واقع دولت موفق شد ثبات قیمتی سوخت را حفظ کند و از فروش سوخت در بازار سیاه جلوگیری نماید، و به این ترتیب مانع گسترش بحران به قیمت مواد غذایی شد. این امر نشان میدهد که دولت انتقالی خطرات افزایش قیمتها را درک کرده و تصمیم گرفته است شوک ناشی از بحران را جذب و بازار را کنترل کند، نه اینکه آن را به آشوب و دلالی بسپارد.
🔹با این حال، برخی معتقدند که این گروهها تا حدودی در کنترل بعضی از جادههای اصلی منتهی به پایتخت موفق شدهاند؛ امری که واقعاً باعث تأخیر در انتقال سوخت و ایجاد کمبودهای موقتی شد. اما این اقدام در نهایت به شمشیری دولبه تبدیل شد و نتیجه معکوس داد. بهجای تضعیف اعتماد عمومی نسبت به دولت انتقالی، این اقدام باعث تقویت حمایت مردمی از آن شد.
💢نتیجهگیری
✅ واقعیت بحران امروز مالی، نه فقط بحران سوخت یا محاصرهای موقت، بلکه بخشی از نبردی گستردهتر میان دولت و گروههایی است که در پی بیثباتسازی آن هستند. باماکو در محاصره نیست و مالی سقوط نکرده است؛ بلکه وارد مرحلهای تازه از آزمون و چالش شده است. تفاوت میان آنچه در خیابانها دیده میشود و آنچه در صفحه تلویزیونها گفته میشود، همان تفاوت میان واقعیت و روایت رسانهای است.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/689
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️الجزیره
#رویة_العربیة
#آفریقا
🔸در حالیکه رسانهها مملو از تیترهایی است که از فروپاشی کامل حکومت و نزدیکی گروههای افراطی به تصرف پایتخت، باماکو سخن میگویند، مردم در اینجا واقعیتی متفاوت را تجربه میکنند که با تصویری که از وخامت و اغراق در رسانهها ترسیم میشود، فاصله بسیاری دارد.
🔹در هفتههای اخیر، مالی با کمبود شدید سوخت روبهرو بوده که این مسئله بر عملکرد برخی خدمات عمومی تأثیر گذاشته است. کلاسهای درس در سراسر کشور تعلیق شده و برخی از وسایل حملونقل به طور موقت از کار افتادهاند. اما با این وجود بازارها همچنان باز هستند و کالاهای اساسی در دسترساند. ارتش مالی نیز همچنان در نقاط راهبردی مستقر است و نیروهای امنیتی به عملیات خود ادامه میدهند.
💢عوامل اصلی بحران
🔹از حدود یک سال پیش، گروههای تروریستی مناطق مرکزی مالی به تدریج به سمت جنوب و پایتخت حرکت کردند. همزمان نشانههایی از تحرکات نیروهای شورشی «FLA» (نیروهای آزادیبخش آزواد) که در مناطق مرزی میان مالی و الجزایر مستقر بودند نیز دیده شد که نشاندهنده نوعی تفاهم یا هماهنگی غیرمستقیم میان دو طرف است. هدف آشکار این راهبرد، ایجاد فشار چندجانبه بر ارتش مالی و وادار ساختن آن به پراکنده کردن نیروهایش در مناطق وسیع کشور برای تضعیف توان آن در حفظ کنترل قاطع است.
🔹عامل دیگر بحران، تلاش دولت برای ساماندهی انتقال سوخت و کالا به پایتخت بود. پیشتر، کامیونها بدون نظارت مشخصی در جادهها تردد میکردند و این مسئله آنها را در معرض غارت یا قاچاق قرار میداد. اکنون این کامیونها در نقاط مشخصی گردآوری و سپس در قالب کاروانهای حفاظتشده به سمت پایتخت اعزام میشوند. این روند بهطور طبیعی زمانبر است و گاه موجب تأخیر در رساندن سوخت میشود، اما گامی ضروری برای تضمین امنیت و ثبات بلندمدت به شمار میآید.
💢از رسانه تا واقعیت میدانی
🔹پوشش رسانهها از آنچه در مالی میگذرد انگاره فروپاشی دولت یا دستکم کشوری در آستانه سقوط کامل را تقویت میکند. تیترهای تکرارشونده روزنامهها و تلویزیون مانند این است: «القاعده در آستانه تصرف مالی»، «کمبود سوخت، زندگی در باماکو را فلج کرده است»، «آیا حکومت نظامی آخرین روزهای خود را میگذراند؟»
🔹هر کس با جغرافیای منطقه آشنا باشد، میداند که این گروهها از نظر عددی و لجستیکی توان تهدید پایتخت را ندارند. فعالیت آنها به عملیات پراکنده در جادههای فرعی یا مناطق کوهستانی محدود شده است؛ اقداماتی که اهدافش بیشتر ایجاد رعب و اخلال در خطوط تدارکاتی است تا تصرف واقعی.
🔹ارتش مالی همچنان کنترل میدانی را در دست دارد و عملیات مداومی را برای تأمین امنیت جادهها و مناطق حساس انجام میدهد. اما تأمین امنیت شبکه جادهای کشوری پهناور مانند مالی نیازمند زمان و سازماندهی دقیق است. تاخیر کامیونهای حامل سوخت در رسیدن به پایتخت به دلیل فروپاشی دولت نیست، بلکه به این خاطر است که فرایند حملونقل پیچیدهتر شده است. این روند زمانبر است، اما برای حفظ ایمنی جادهها و توزیع منظم کالاها امری ضروری محسوب میشود.
💢استراتژی محاصره
🔹روشن است که گروههای تروریستی در تلاش برای خفهکردن اقتصادی پایتخت، نه از طریق حملات مستقیم نظامی، بلکه با قطع مسیرهای تأمین و جلوگیری از انتقال سوخت هستند. با وجود این تلاشها، بحران هرگز به مرحله فلج کامل نرسید و زندگی روزمره در شهرها ادامه یافت.
🔹در واقع دولت موفق شد ثبات قیمتی سوخت را حفظ کند و از فروش سوخت در بازار سیاه جلوگیری نماید، و به این ترتیب مانع گسترش بحران به قیمت مواد غذایی شد. این امر نشان میدهد که دولت انتقالی خطرات افزایش قیمتها را درک کرده و تصمیم گرفته است شوک ناشی از بحران را جذب و بازار را کنترل کند، نه اینکه آن را به آشوب و دلالی بسپارد.
🔹با این حال، برخی معتقدند که این گروهها تا حدودی در کنترل بعضی از جادههای اصلی منتهی به پایتخت موفق شدهاند؛ امری که واقعاً باعث تأخیر در انتقال سوخت و ایجاد کمبودهای موقتی شد. اما این اقدام در نهایت به شمشیری دولبه تبدیل شد و نتیجه معکوس داد. بهجای تضعیف اعتماد عمومی نسبت به دولت انتقالی، این اقدام باعث تقویت حمایت مردمی از آن شد.
💢نتیجهگیری
🌐https://institutetehran.com/art/689
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2🤔2
#تحلیل_کوتاه
#طالبان #افغانستان #تروریسم
🔹در ۱۶ مهر سال جاری افزایش حملات تحریک طالبان در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان پس از قریب به چهار سال درگیری پراکنده و فشارهای دیپلماتیک، زمینهساز وقوع یک درگیری نظامی وسیع میان طالبان و پاکستان شد. علیرغم برقراری آتشبس میان طالبان و پاکستان و شروع مذاکرات با میانجیگری کشورهای ثالث، گزارشها حاکی از آن است که طالبان حاضر به پذیرش مسئولیت مشخص در قبال حملات سازماندهی شده از افغانستان نیست و مدعی است که حملات از داخل خاک پاکستان سازماندهی و انجام شده است. در واقع اما، به نظر میرسد که طالبان این گروههای تروریستی را اهرمی ارزشمند در مناسبات منطقهای خود ادراک نموده است و سپردن هرگونه تعهد ملموس برای انحلال آنها را خلاف مصالح و منافع خود میداند.
🔸همسایگان طالبان در چهار سال گذشته جملگی از ناحیه استقرار گروههای تروریستی متخاصم در افغانستان بیمناک بودهاند و چالشهایی نشئت گرفته از خاک افغانستان، هر چند به مراتب کوچکتر از چالش پاکستان، برای چین، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و ایران پدیدار شده است. گروههای مختلف تروریستی، از «القاعده» گرفته تا «جماعت انصارالله» یا طالبان تاجیکستان، از «تحریک اسلامی ازبکستان» گرفته تا «جیشالعدل»، در ولایتهای مختلف افغانستان آزادانه تردد دارند و با استثنای «داعش خراسان»، تقریبا سایر گروههای تروریستی در سطحی از هماهنگی و تفاهم با طالبان به سر میبرند.
🔸نشانههای متعددی از این هماهنگی به چشم میخورد: «ایمن الظواهری»، رهبر القاعده، هنگام ترور در قلب کابل به سر میبرد. «مهدی ارسلان»، فرمانده جماعت انصار، و «قاری فرقان»، فرمانده «تحریک اسلامی ترکستان»، براساس گزارشها در بدخشان حضور دارند. گفته میشود که حتی در موارد گلاویزی کابل با برخی از این گروهها، حمایت برخی جناحهای طالبان از این گروهها تداوم داشته است.
🔸اغلب همسایگان طالبان از همان ابتدا، قدرتیابی این گروه در کابل را به مثابه واقعیت موجود پذیرفتند و هر یک با در نظرداشتن ملاحظات و معادلات خود، مسیری برای تعامل دیپلماتیک با طالبان گشودند. احتمال سرریز تهدیدات تروریستی از افغانستان تحت سلطه طالبان یکی از مهمترین ملاحظات و معادلات مورد توجه همسایگان برای این شناسایی غیررسمی طالبان و حفظ رویکرد تعاملی بوده است و تقریبا همه طرفها در دیدارها و گفتگوهای عالی با طالبان، در راس همه مسائل، خواستار برخورد قاطع با این گروهها و رفع تهدید موثر علیه قلمروی خود شدهاند.
🔸با این وجود رویکرد چهار سال گذشته طالبان به روشنی آشکار ساخته است که ارائه تضامین امنیتی برای گسستن کامل پیوندهای موجود و ممانعت مسئولانه از سازمانیابی این گروهها با دستور کار کلان امارت اسلامی انطباق ندارد. ممکن است برخی از این گروهها بر پایه برخی ملاحظات فعلا از عملیاتهای گسترده منع شده باشند؛ اما حضور آنها در افغانستان به شکلی آگاهانه و هدفمند توسط (دستکم جناحهایی از) طالبان غنیمت شمرده میشود و به مثابه اهرم فشاری در روابط همسایگی در نظر گرفته میشود.
🔸طالبان به خوبی میدانند که همه همسایگان از کیفیت پایین حکمرانی این گروه و سرکوب گسترده اقوام و گروههای اجتماعی ناخرسند هستند و در نهایت، تقریبا برای همه آنها، وجود یک حکومت فراگیر در افغانستان مطلوبتر است. از همین روست که معتبر نگاه داشتن تهدید سرریز تروریسم و افراطگرایی در راستای بقای خود در قدرت، فارغ از همه پیوندهای هویتی و ایدئولوژیکی طالبان با این گروهها، پیشران مهمی در تحکیم پیوندهای طالبان با این گروهها به حساب میرود.
🌐https://institutetehran.com/art/690
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏7❤5👍2