اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.9K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐رقابت ونس و ربیو برای رهبری حزب جمهوری‌خواه

#مقاله_تحلیلی
#آمریکا #واشنگتن

📝عرفان علمشاهی

🔹در اواخر سال ۲۰۲۷ رقابت‌های انتخابات ۲۰۲۸ ریاست‌جمهوری آمریکا آغاز می‌شود و مدتی پس از آن نامزد نهایی حزب جمهوری‌خواه باید مشخص شود. تعیین نامزد حزب به معنای این است که کدام جریان‌ها کنترل حزب را به دست می‌گیرند. به همین دلیل از هم‌اکنون نیروهای متعارض در جمهوری‌خواه به دنبال تسلط بر حزب هستند. در این میان، از دو شخص به عنوان نامزدهای احتمالی جمهوری‌خواهان نام برده می‌شود: جی. دی. ونس و مارکو روبیو. این دو شخص، نماینده دو جریان با دو گفتمان متضاد در جمهوری‌خواهی هستند که رقابت شدیدی میان‌شان بر سر هژمونی حزب وجود دارد.

💢محافظه‌کاری ملی در برابر نومحافظ‌کاری

🔸«تهدید اصلی برای دموکراسی ما... دیکتاتوری‌های خارجی نیستند؛ بلکه این است که مردم ما رأی به کاهش مهاجرت بدهند اما سیاستمداران ما با افزایش مهاجرت به مردم پاسخ بدهند.» این سخنی بود که ونس در کنفرانس ۲۰۲۴ محافظه‌کاری ملی ایراد کرد و نشان می‌داد نگاه او در سیاست خارجی خارج از دوگانه نومحافظه‌کارانه خیر و شر (دیکتاتوری و دموکراسی) قرار دارد؛ ونس در سخنانی در اندیشکده کوئینسی صریح‌تر شد و سیاست خارجی نومحافظه‌کارانه را «به لحاظ اخلاقی و راهبردی احمقانه» خواند.

🔸هنگامی که بحث انتقاد از سیاست خارجی ایدئولوژیک آمریکا به میان می‌آید، اسرائیل همچون اوکراین بازیگری است که به شدت زیان می‌بیند. محافظه‌کاران ملی از درون شعار «اول آمریکا»ی ترامپ ظهور کردند و اکنون این پرسش را دارند که آیا «اول آمریکا» به معنای تداوم کمک بی‌قیدوشرط به اسرائیل – به عنوان «تنها دموکراسی خاورمیانه» از منظر نومحافظه‌کاران و دولت آخرالزمانی مسیحیان صهیونیست - است؟ محافظه‌کاران جدید باور دارند آمریکا به دلیل تعهداتش به اسرائیل هر لحظه ممکن است وارد جنگی در خاورمیانه شود و همچنین اسرائیل علی‌رغم دریافت کمک‌های بسیار، در چارچوب سیاست‌های آمریکا رفتار نمی‌کند.

🔸با وجود قدرت‌گیری محافظه‌کاری ملی‌گرایانه، نومحافظه‌کاری همچنان جریان اصلی حزب را در اختیار دارد. درست است که تجربه جنگ عراق و افغانستان منجر به این شده است که کسی علناً از ملت‌سازی دفاع نکند؛ اما همچنان طرفداران اشاعه لیبرال‌دموکراسی قدرت حزب را در اختیار دارند.

💢نبرد قدرت در حزب

🔸روبیو، رویکرد سنتی حزب را دنبال می‌کند، به شدت حامی اسرائیل و مخالف سرسخت ایران است که همین موضوع او را به لابی اسرائیل نزدیک می‌کند. بزرگ‌ترین حامی روبیو در سال‌های نخستین ورودش به سیاست نورمن برامان، یک میلیاردر و رئیس پیشین فدراسیون یهودیان میامی بزرگ، بود. همچنین گویا او در انتخابات ۲۰۱۶ از شلدون ادلسون حمایت‌هایی دریافت کرد. دفاع او از جنگ عراق در آن انتخابات، بر خلاف موضع انتقادی ترامپ، حمایت اولیه‌ برخی نومحافظه‌کاران همچون مایک پمپئو را به همراه آورد. این نکات بخشی از دلایلی هستند که روبیو را یکی از گزینه‌های اصلی لابی اسرائیل و نومحافظه‌کاران برای انتخابات ۲۰۲۸ می‌کنند.

🔸جریان نزدیک به ونس نیز در حال بنا کردن شبکه قدرت خود است. گزارش‌های متعددی دال بر پشتیبانی شبکه‌ای از سرمایه‌داران تحت عنوان راک‌بریج از ونس وجود دارد که اعضای آن نقش پررنگی در معاونت ونس داشتند. براساس آنچه که شبکه راک‌بریج از خودش منتشر کرده، هدف این سرمایه‌داران تغییر در اکوسیستم جمهوری‌خواهی است تا پیروزی این حزب در انتخابات‌های آینده تضمین شود. این شبکه با اتکا به سرمایه‌گذاران فناوری و مجموعه‌ای از ابزارهای داده‌محور، تبلیغاتی و رسانه‌ای در پی تداوم‌بخشی به جنبش ماگا پس از ترامپ است.

💢آینده این تقابل و اثر آن بر ایران

🔸نمی‌توان گفت رقابت این دو جریان و دو شخص سرانجام چه سرنوشتی خواهد داشت. اما به نظر می‌رسد ونس وضعیت بهتری نسبت به روبیو دارد. او از ابتدای دولت ترامپ شروع به چینش مهره‌های نزدیک به خود در پنتاگون کرده است. به علاوه، در مقایسه با روبیو، حضور رسانه‌ای ونس پررنگ‌تر و به لحاظ رفتاری به ترامپ نزدیک‌تر است.

محافظه‌کاری ملی به معنای گسست روابط با اسرائیل نیست یا لزوماً انزواگرایی نیست. مهم‌ترین خواسته این دسته از محافظه‌کاران، پایان حمایت نامشروط از اسرائیل و تنزل جایگاه این رژیم در حد سایر متحدان آمریکا است نه متحدی استثنایی. ایران نباید دچار خوش‌بینی در کوتاه‌مدت شود و ضروری است با دقت برای بلندمدت برنامه‌ریزی کند. جمهوری‌خواهی همچنان منبع بسیاری از تهدیدها برای ایران است و حتی محافظه‌کاران جدید نیز مواضع تندی علیه ایران دارند. به همین دلیل قدرت‌گیری احتمالی جریان محافظه‌کار ملی‌گرا ترکیبی از آثار مثبت و منفی را برای ایران به همراه خواهد داشت.

🔗برای مطالعه متن کامل کلیک کنید!

🔁مطالب مرتبط
▫️ترامپ، ونس و حلقه فکری راست جدید

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏1🤔1
🌐 سه درسی که چین از آمریکا آموخت!
◾️ فارن پالیسی
📝یو جیِه ( Yu Jie)

#روندهای_استراتژیک

🔸رقابت چین و آمریکا امروز پیچیده و چندلایه است، اما نکته مهم این است که بخش زیادی از رفتار و استراتژی‌های چین، درواقع بازتاب همان الگوی قدرتی است که خود آمریکا طی دهه‌ها ساخته است. واشنگتن همیشه از «صدور دموکراسی» سخن می‌گفت، اما آنچه واقعاً به جهان صادر کرد «مدل قدرت جهانی» بود—مدلی که چین اکنون آن را جذب، بازسازی و با ساختار سیاسی خود تطبیق داده است.

🔹پیشنهادهای جدید رهبری چین برای برنامۀ پنج‌سالۀ پانزدهم (۲۰۲۶–۲۰۳۰) نشان می‌دهد که پکن بیش از هر چیز نگران «نقاط خفگی تکنولوژیک» و وابستگی به فناوری خارجی است؛ نگرانی‌ای که مستقیماً به رقابت در حوزه فناوری و محدودیت‌هایی برمی‌گردد که آمریکا در سال‌های اخیر ایجاد کرده است. در این چارچوب، چین سه درس کلیدی را از تجربه تاریخی ایالات متحده اقتباس کرده است: تقویت تاب‌آوری اقتصادی، استفاده راهبردی از زنجیره‌های تأمین، و پرهیز از درگیری‌های فرسایشی قدرت‌های بزرگ.

💢 درس اول: تاب‌آوری اقتصادی و استقلال فناوری


🔹شکاف ناگهانی چین و شوروی در دهۀ ۱۹۶۰ دسترسی پکن به فناوری حیاتی را متوقف کرد و این تجربه هنوز در حافظه رهبران چین زنده است. ترس از تکرار این وابستگی (این‌بار نسبت به آمریکا) موتور محرک سیاست‌هایی مانند «ساخت چین ۲۰۲۵» و «چرخش دوگانه» شد؛ رویکردی که هدفش کاهش وابستگی خارجی، تقویت ظرفیت داخلی و حفظ تعامل گزینشی با جهان است.

🔹چین همان کاری را انجام می‌دهد که آمریکا طی قرن بیستم انجام داد: اتکا به سیاست صنعتی برای تضمین برتری. اما تفاوت در ابعاد و سرعت بسیج منابع است؛ پکن توان مالی و اجرایی عظیمی را در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی و رایانۀ کوانتومی متمرکز کرده تا از «مصرف‌کننده فناوری» به «تعیین‌کننده استانداردهای جهانی» تبدیل شود.

🔹با این حال، مسیر خودکفایی هزینه‌هایی نیز دارد. تغییر ساختار اشتغال و حرکت اقتصاد به سمت صنایع پیشرفته فرصت‌های شغلی گسترده برای جوانان را کاهش داده و نرخ بیکاری ۱۷ درصدی سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد چین باید بین رشد، اشتغال‌زایی و استقلال تکنولوژیک تعادل برقرار کند.

💢 درس دوم: استفاده از زنجیره تأمین به‌عنوان ابزار قدرت

🔹دهه‌ها پیش، آمریکا با ابزارهایی مانند «کوکُم» (کمیته هماهنگی کنترل صادرات در دوران جنگ سرد) دسترسی بلوک شرق به فناوری پیشرفته را محدود کرد. امروز چین دقیقاً همان منطق را در شکلی مدرن به کار گرفته است. پکن با تصویب قوانین کنترل صادرات و ایجاد «فهرست نهادهای غیرقابل‌اعتماد»، جریان صادرات مواد حیاتی مانند گالیم، ژرمانیم و گرافیت (عناصر مهم در نیمه‌رساناها و باتری‌ها) را محدود کرده است.

🔹این سیاست نسخه چینی همان الگوی آمریکایی است: تبدیل زنجیره تأمینِ جهانی به ابزار نفوذ ژئوپلیتیک. پیام ضمنی چین روشن است: کشورهایی که بیش از اندازه به واشنگتن نزدیک شوند، ممکن است هزینه بدهند. به همین دلیل بسیاری از دولت‌ها میان دو قدرت با احتیاط حرکت می‌کنند تا در معرض فشار اقتصادی قرار نگیرند.

💢 درس سوم: پرهیز از باتلاق‌های جنگی (عبرت از اشتباهات آمریکا)

🔹مهم‌ترین درس چین از آمریکا شاید نه رفتارها، بلکه خطاهای واشنگتن باشد. ایالات متحده از ویتنام تا عراق و افغانستان وارد جنگ‌هایی شد که شناخت درستی از آن‌ها نداشت و هزینه‌های سنگین انسانی و مالی پرداخت کرد. چین این تجربه‌ها را با دقت بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که ضعف یک ابرقدرت زمانی آشکار می‌شود که درگیر جنگ‌هایی شود که قادر به کنترل آن نیست.

🔹به همین دلیل، با وجود لفاظی‌های تند درباره تایوان یا رزمایش‌های بزرگ در دریای چین جنوبی، پکن از ورود به جنگ مستقیم پرهیز می‌کند. در خاورمیانه نیز، با وجود روابط نزدیک با ایران و عربستان، عمدتاً نقش میانجی را ترجیح می‌دهد، نه بازیگر نظامی. این احتیاط ناشی از محاسبه قدرت است: نفوذی که از مسیر ثبات و میانجی‌گری به دست آید، پایدارتر از نفوذ مبتنی بر جنگ است.

💢 پارادوکس روابط چین و آمریکا

🔹رفتارهایی که امروز آمریکا در چین تهدیدآمیز می‌بیند (از سیاست صنعتی تا حضور اقتصادی جهانی) در واقع انعکاسی از الگوی خود آمریکا است. واشنگتن زمانی از چین می‌خواست «بازیگر مسئول» باشد؛ اکنون با قدرتی روبه‌رو است که همان الگو را آموخته، از محتوای ایدئولوژیکش تهی کرده، و آن را در خدمت صعود خود قرار داده است.

💢جمع‌بندی


چین محصول ساختار جهانی‌ای است که آمریکا پایه‌گذاری کرد. «صادرات واقعی» واشنگتن نه دموکراسی بود و نه فرهنگ مصرف‌گرایی، بلکه نقشه راه قدرت بود؛ مدلی که چین امروز آن را بهتر از هر کشور دیگری آموخته و نسخه‌ای بومی از آن خلق کرده است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍114🔥1
🌐 پیشروی ارتش روسیه در اوکراین؛ چشم‌انداز و موانع

#تحلیل_کوتاه
#اوراسیا #روسیه
#جنگ_اوکراین

📝علی محبی

🔹وضعیت میدانی جنگ در اوکراین در دو ماه اخیر پیچیدگی‌ها و اهمیت‌های خاص خود را داشته است. درک دقیق این وضعیت ‏می‌تواند بینش عمیق‌تری نسبت به جایگاه و قدرت هر طرف در مذاکرات صلح فراهم کند. در حالی که روسیه به نظر می‌رسد که ‏پیشروی‌های زیادی داشته و در ماه نوامبر یکی از بزرگ‌ترین پیشروی‌های خود را ثبت کرده است، این پیشروی‌ها دلیلی بر پیروزی ‏کامل این کشور در میدان نبرد به شمار نمی‌آید‎.‎

💢آخرین وضعیت میدان نبرد

🔸بر اساس داده‌های میدانی ، ارتش روسیه در ماه نوامبر توانسته با انجام حدود ۶ هزار عملیات ۵۰۵ کیلومتر مربع پیشروی کند. این ‏رقم بزرگ‌ترین پیشروی روسیه در یک سال اخیر و دومین پیشروی بزرگ در دو سال گذشته بوده است. با این حال، اگر این ‏پیشروی‌ها با نوامبر ۲۰۲۴ مقایسه شود که در آن زمان ۸۴۰ کیلومتر مربع پیشروی صورت گرفته بود، کاهش سرعت در ‏پیشروی‌های روسیه قابل مشاهده است.‏

🔸در طول یک سال اخیر، ارتش روسیه ۴۶۶۹ کیلومتر مربع از اراضی اوکراین را به تصرف خود درآورده است، به طوری که میانگین ‏پیشروی ماهانه این نیروها بین ۳۶۰ تا ۴۵۰ کیلومتر مربع بوده است ‏. با مقایسه پیشروی روسیه در طول سال با نوامبر می‌توان ‏متوجه شد که سرعت پیشروی ارتش روسیه چندان زیاد نشده است.‏

🔸به علاوه، مناطق تصرف‌شده در نوامبر امسال، برخلاف نوامبر سال گذشته، شامل مناطق روستایی و دشت هستند. به طور مثال، ‏در محورهای هولیایپوله ‌‎ (Huliaipole)‎، لیمان‎ (Lyman) ‎و اسلوویانسک‎ (Sloviansk)‎، بیشتر مناطق تصرف‌شده توسط ‏ارتش روسیه دشت‌ها، اراضی پست و شهرک‌های کوچک و غیرراهبردی بوده‌اند. این در حالی است که روسیه تاکنون نتوانسته ‏شهرهای راهبردی مانند هولیایپوله، سیورسک و لیمان را در این محورها تصرف کند. ‏

💢ماهیت پیشروی اخیر روسیه

🔸با توجه به آغاز فصل سرما و یخ‌بندان از میانه ماه دسامبر، شرایط زمین نامساعد می‌شود و در نتیجه، امکان پیشروی زمینی برای ‏هر دو طرف جنگ کاهش خواهد یافت. بنابراین، هردو طرف تلاش می‌کنند تا در دو ماه اکتبر و دسامبر برتری خود را تثبیت ‏کنند. روسیه به ویژه، با توجه به در پیش بودن مذاکرات با اوکراین، تلاش دارد تا موقعیت برتر خود را در میدان نبرد پیش از فرا ‏رسیدن زمستان تثبیت کند. علاوه بر این، روسیه به دنبال ایجاد یک ادراک شناختی در سیاستمداران آمریکایی است تا آنها ‏روسیه را به عنوان یک قدرت توقف‌ناپذیر در جنگ تصور کنند، که این امر تا حدی موفقیت‌آمیز بوده است‎.‎

💢دلایل و موانع پیشروی

🔸افزایش روحیه نیروهای روسی از جمله دلایلی است که به تسریع پیشروی‌های آنان کمک کرده است. این افزایش روحیه، به ویژه ‏در پی رویکرد جدید آمریکا و افزایش ناامیدی و فرار از خدمت در میان نیروهای اوکراینی، موجب شده که پیشروی‌های روسیه با ‏سرعت بیشتری صورت گیرد. در نتیجه، اگر سربازان روسی آینده مذاکرات را مبهم و تاریک ببیند ممکن است دچار کاهش روحیه ‏شوند. علاوه بر این، مه‌آلود بودن هوا باعث شده تا ریزپرنده‌های اوکراینی نتوانند به درستی شناسایی و ضدحمله انجام دهند. با ‏این حال، پیش‌بینی می‌شود که این وضعیت مه‌آلود در آینده کاهش یابد و در نتیجه، ریزپرنده‌های اوکراینی قادر خواهند بود با ‏بهبود شرایط جوی، سرعت پیشروی روسیه را کاهش دهند.‏

🔸با این حال، باید توجه داشت که حتی اگر روسیه با همین سرعت به پیشروی ادامه دهد، تصرف کامل منطقه دونتسک حداقل دو ‏سال زمان خواهد برد. بنابراین، اگرچه تشدید پیشروی‌های روسیه موقعیت میدانی و روانی آن را در مذاکرات صلح تقویت کرده ‏است، اما اگر صلح برقرار نشود یا طرف اوکراینی دچار فروپاشی داخلی نشود، این پیشروی‌ها تغییری عمده در روند جنگ نخواهند ‏داشت و هر دو طرف همچنان در نبردی خونین و بدون ‌برتری مطلق درگیر خواهند بود.‏

💢جمع‌بندی

روسیه با وجود برخورداری از دست برتر در میدان نبرد، نمی‌تواند به طور نامحدود به جنگ ادامه دهد، زیرا با بحران‌های اقتصادی ‏و کمبود نیروی انسانی روبه‌رو است. از سوی دیگر، اوکراین نیز با بحران‌هایی چون فرار بی‌سابقه سربازان و مشکلات در تأمین مالی ‏و تسلیحاتی از سوی کشورهای غربی مواجه است. تلاش‌های پرهزینه روسیه برای پیشروی و مقاومت‌های بی‌فایده اوکراین در حفظ ‏مناطقی چون پوکروفسک نشان می‌دهد که هر دو طرف صلح را نزدیک می‌بینند و تلاش می‌کنند تا شرایط میدانی را به نفع خود ‏و به ضرر طرف مقابل تغییر دهند تا در مذاکرات صلح امتیازات بیشتری کسب کنند.‏

🔗مطالب مرتبط
▫️محاصره پوکروفسک و تاثیر آن بر مسیر جنگ اوکراین

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍62😱2🔥1
♦️حمید الشطری پیشتاز رقابت نخست‌وزیری در عراق
▪️الخنادق

#رویة_العربیة
#عراق
#با_انتخابات

🔸رئیس کنونی سازمان اطلاعات ملی عراق، حمید رشید فالح صالح الزیـرجاوی که با نام «حمید الشطری» شناخته می‌شود، یکی از برجسته‌ترین چهره‌هایی است که برای تصدی مقام نخست‌وزیری و جانشینی محمد شیاع السودانی، مطرح شده است. بر اساس گزارش برخی رسانه‌ها، چارچوب هماهنگی شیعی دامنه جست‌وجو برای نامزد نخست‌وزیری را به دو گزینه محدود کرده است: حمید الشطری و علی الشکری.

🔹از هر دو نفر به‌عنوان افرادی برخوردار از «کفایت، پاکدستی و تجربه واقعی عراقی» یاد شده است. همچنین گزارش شده که یکی از این دو نامزد توانسته است حدود ۷۰ درصد موافقت اعضای چارچوب را به دست آورد، هرچند مشخص نشده است که این میزان حمایت به کدام‌یک از آن‌ها تعلق دارد.

🔹اما حمیدالشطری کیست و مهم‌ترین اطلاعات و برجسته‌ترین نقاط عطف زندگی و مسیر حرفه‌ای او کدام است؟ حمید الشطری اهل مناطق هور (تالاب‌ها) در استان ذی‌قار در جنوب عراق است و در سال ۱۹۶۹ به دنیا آمد. او از سال‌های ابتدایی جوانی از مخالفان رژیم صدام حسین و حزب بعث بود؛ به همین دلیل تحت تعقیب قرار گرفت و بازداشت شد. در سال ۱۹۸۶ به صفوف اپوزیسیون عراق پیوست و در انتفاضه شعبانیه سال ۱۹۹۱ علیه حکومت صدام مشارکت داشت. در پی این قیام، به همراه تعدادی از اعضای خانواده‌اش بازداشت شد و تا سال ۱۹۹۳ در زندان به سر برد. پس از آزادی، مدتی به‌صورت مخفیانه در تالاب‌های جنوب عراق زندگی می‌کرد، سپس به اقلیم کردستان عراق رفت و تا سال ۱۹۹۷ فعالیت سیاسی خود را در چارچوب اپوزیسیون ادامه داد.

🔹در سال ۱۹۹۸ عراق را ترک کرد و ابتدا به جمهوری اسلامی ایران و سپس به سوئیس رفت و برای مدتی در آنجا ساکن شد. او در دوران اقامت در خارج از کشور، به فعالیت‌های خود در صفوف مخالفان عراقی ادامه داد و در شماری از کنفرانس‌های اپوزیسیون عراق در اروپا شرکت کرد. همچنین در این دوره به تحصیل و کار در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات پرداخت. پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و سقوط رژیم صدام حسین، الشطری به کشورش بازگشت تا فصل جدیدی از زندگی حرفه‌ای خود را آغاز کند؛ این‌بار از درون ساختار دولت.

🔹او در سال‌های پس از سقوط صدام مناصب امنیتی متعددی را بر عهده گرفت که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

ریاست سازمان اطلاعات ملی عراق از ۱۹ دسامبر ۲۰۲۴، در جانشینی رائد جوحی. یکی از نخستین اقدامات او در این سمت، گشایش کانال ارتباط اطلاعاتی با دولت موقت سوریه پس از سقوط بشار اسد بود.
• انتصاب به سمت مدیرکل اطلاعات و مبارزه با تروریسم در وزارت کشور عراق در ۲۶ ژانویه ۲۰۲۱.
• مسئولیت مدیریت هسته اطلاعاتی «صقور» (واحد اطلاعات نظامی)
معاون رئیس دستگاه امنیت ملی عراق.
ریاست دستگاه امنیت ملی عراق.
عضویت در شورای مشورتی امنیت ملی عراق.
معاون دستگاه امنیت ملی.
دبیر دستگاه امنیت ملی.
افسر دستگاه امنیت ملی عراق.

🔹در جریان مقابله با سازمان تروریستی وهابی داعش، حمید الشطری مسئولیت پرونده بسیج عشایری را بر عهده داشت. در حوزه علمی و دانشگاهی، الشطری دارای مدرک کارشناسی فیزیک (۱۹۹۱)، دیپلم ارتباطات از دانشگاه زوریخ (۱۹۹۸) و دکترای حقوق (۲۰۲۰) است. او به چهار زبان عربی، انگلیسی، فارسی و آلمانی تسلط دارد.

🔹به این ترتیب، حمید الشطری نمونه‌ای از چهره‌های عراقی به شمار می‌رود که تجربه عمیق امنیتی را با سابقه فعالیت در اپوزیسیون سیاسی در مقاطع حساس تاریخ معاصر عراق درهم آمیخته است. از زندگی همراه با تعقیب، زندان و فشار در دوران صدام حسین تا دستیابی به مناصب عالی در ساختار امنیتی عراق پس از سال ۲۰۰۳، الشطری کارنامه‌ای انباشته کرده است که به باور حامیانش، او را برای هدایت مرحله بعدی کشور شایسته می‌سازد.

در حالی که رایزنی‌ها در چارچوب هماهنگی درباره نخست‌وزیر آینده شدت گرفته است، نام حمید الشطری به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین گزینه‌ها مطرح می‌شود؛ گزینه‌ای که به باور برخی، توانایی جمع‌کردن قاطعیت امنیتی با مدیریت آرام و حساب‌شده را دارد. تا زمان اعلام تصمیم رسمی، سوابق و تجربیات الشطری همچنان عامل کلیدی در ارزیابی شانس او برای تصدی نخست‌وزیری دولت عراق در دوره پیش‌رو باقی خواهد ماند.

🔄 مطالب مرتبط:

◽️اعداد و ارقام انتخابات پارلمانی عراق چه می‌گویند؟
◽️ابهام و رقابت‌های پنهان؛ سناریوهای تشکیل کابینه در عراق

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
8👍2
🌐سند راهبرد امنیت ملی آمریکا و چالش‌های احاله مسئولیت

#مقاله_تحلیلی
#آمریکا #چین

🔹براساس سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵، سیاست خارجی آمریکا چهار مسیر اصلی را طی می‌کند: ۱. احیای دکترین مونرو و جلوگیری از نفوذ چین در نیمکره غربی ۲. تقویت ائتلاف‌ها در شرق و جنوب شرق آسیا برای مهار چین ۳. رسیدن به ثبات راهبردی با روسیه ۴. تقلیل اهداف آمریکا در جنوب غرب آسیا به جلوگیری از تسلط دشمنان بر منابع نفت و گاز. معنای اعلام رسمی چنین اهدافی این است که سیاست خارجی آمریکا به راهبرد موازنه فراساحلی نزدیک می‌شود. با این حال، با توجه به واقعیت‌های کنونی تحقق اهداف سند دشوار و حداقل در کوتاه‌مدت ناممکن است.

💢کیسینجر معکوس؛ عبارتی پنهان در سند ۲۰۲۵

🔸سند ۲۰۲۵ در چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای از دو سند قبلی روسیه را تهدیدی صرفاً برای اروپا عنوان کرد. همچنین هدف آمریکا رسیدن به ثبات راهبردی با روسیه عنوان شد. ترامپ از همان ابتدای دوره دوم ریاست جمهوری خود راهبرد همگرایی با روسیه را برگزید که به باور تحلیل‌گران با هدف دورکردن روسیه از چین اتخاذ شده و اقتباسی معکوس از راهبرد کیسینجر است که در دهه ۱۹۷۰ آمریکا را به چین نزدیک کرد تا از شوروی فاصله بگیرد.

🔸مشخص نیست چگونه ترامپ می‌خواهد با وجود دشمنان زیاد روسیه در آمریکا، پوتین را قانع به یک همگرایی بلندمدت کند؟ چگونه می‌خواهد در عین حال که متعهد به پیمان ناتو باقی مانده است روسیه را تهدیدی اروپایی جلوه دهد؟ به عبارت دیگر، آمریکای ترامپ هنوز نتوانسته وسیله‌ای واقع‌گرایانه و مؤثر برای اهداف خود در سند بسازد.

💢دشمنانی که ظاهراً دیگر اهمیت ندارند

🔸برای اولین بار ایران و کره شمالی جایگاهی مهمی در سند راهبرد امنیت ملی ندارند. در این سند تنها سه بار به ایران اشاره می‌شود: یک بار ادعایی درباره میانجی‌گری ترامپ در مذاکرات صلح میان ایران و اسرائیل و دو مرتبه دیگر، درباره تضعیف ایران پس از حملات اسرائیل و عملیات چکش نیمه‌شب علیه برنامه هسته‌ای ایران. این کم‌توجهی به ایران با سیاست اعمالی آمریکا مطابقت چندانی ندارد. سند ۲۰۲۵ همچون شخص ترامپ می‌کوشد مسائل مورد مناقشه با ایران را پایان‌یافته جلوه دهد. حال آنکه چنین نیست و اگر طرفین بخواهند بر سیاست‌های خود پافشاری کنند، باید منتظر درگیری جدید بود.

🔸سکوت در مورد تسلیحات هسته‌ای و تهدید کره شمالی نیز قابل توجه است که قطعاً نگرانی ژاپن و کره جنوبی را افزایش می‌دهد. آمریکا نمی‌خواهد انرژی خود را صرف آن کند، چه اینکه در این منطقه تهدید جدی‌تری به‌عنوان چین وجود دارد. باید دید آمریکا چگونه نگرانی‌های امنیتی ژاپن و کره جنوبی را برطرف خواهد کرد. آیا به متحدان شرق آسیایی خود اجازه ساخت سلاح هسته‌ای را خواهد داد؟

💢اسرائیل و تداوم مأموریت آمریکا در خاورمیانه

🔸سند همچون گذشته خاورمیانه را محوریت سیاست خارجی آمریکا نمی‌داند. با این وجود، آمریکا برای حداقل‌کردن نقش خود در خاورمیانه سه چالش بزرگ دارد: ۱. خاتمه‌نیافتن مسائل مورد مناقشه با ایران ۲. تلاش اسرائیل برای درگیر نگه‌داشتن آمریکا در منطقه که به معنای احتمال جنگ مستقیم با ایران است ۳. سرریز رقابت هژمونیک چین و آمریکا به خاورمیانه.

💢مهار چین در نیمکره غربی و شرق آسیا

🔸مطابق سند، آمریکا دکترین مونرو را در نیمکره غربی احیا می‌کند تا با همراهی دولت‌های همسو –که همان دولت‌های راست‌گرا هستند- قدرت‌های «خارج از نیمکره» -یا همان چین- نتوانند نفوذ خود را در منطقه گسترش دهند. پرسش مهمی که وجود دارد این است که چگونه آمریکا می‌تواند ضمن درگیر ماندن در اروپا و خاورمیانه به درستی بر نیمکره غربی متمرکز شود؟

🔸وضعیت برای آمریکا هنگامی که بحث مهار چین در شرق آسیا مطرح می‌شود پیچیده‌تر خواهد شد. سند متعهد به ائتلاف‌های آمریکا در این منطقه برای ایجاد یک موازنه بازدارنده علیه چین است. با این وجود، چه تضمینی برای تایوان وجود دارد که یک آمریکای درگیر در خاورمیانه، اروپا و نیمکره غربی از او دفاع کند؟

کلام پایانی: معضل بیش‌تعهدی در سیاست خارجی آمریکا

🔸مطابق سند ۲۰۲۵ راهبرد امنیت ملی این است که اروپا و خاورمیانه دیگر اهمیت گذشته را ندارند و شرق آسیا و نیم‌کره غربی برای آمریکا اولویت دارند. با این وجود، واقعیت‌های میدانی در اروپا و خاورمیانه نشان می‌دهد که آمریکا مسیر دشواری برای تحقق این امر دارد. در صورتی که آمریکا نتواند در راستای اهداف سند ۲۰۲۵ حضور مستقیم خود را پایان دهد و خود را در شرق آسیا و نیم‌کره بیشتر درگیر کند، با بحران اضافه‌بار فراتر از ظرفیت و بیش‌تعهدی در سیاست خارجی خود مواجه خواهد شد.

🔗برای مطالعه متن کامل کلیک کنید!

🔄 مطالب مرتبط
◽️سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵؛ تلاش آمریکا برای مهار افول قدرت ساختاری

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
7👍7👏1
🌐خشکسالی چگونه منازعات هیدروپلیتیک را در پیرامون ایران تشدید کرده است؟

#تحلیل_کوتاه
#هیدروپلیتیک #تحولات_منطقه

🔹بررسی‌ها نشان می‌دهد که خشکسالی از یک پدیده صرفاً زیست‌محیطی فراتر رفته و به یکی از متغیرهای کلیدی در معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی جهان معاصر تبدیل شده است. بر اساس برآورد نهادهای بین‌المللی، حدود ۴۰ درصد از اراضی جهان در سال‌های اخیر با خشکسالی شدید و مداوم مواجه بوده‌اند؛ روندی که منجر به کاهش دسترسی به آب آشامیدنی سالم، افت تولید کشاورزی، بیکاری گسترده و تشدید ناامنی غذایی شده است.

🔸بخش کشاورزی حدود یک‌چهارم نیروی کار جهانی را در خود جای داده است و بیش از ۸۰ درصد آسیب‌های اقتصادی ناشی از خشکسالی را متحمل می‌شود. اثر کاهش بارندگی، افزایش دما و بی‌ثباتی الگوهای اقلیمی در بخش‌های مختلف غرب آسیا، شمال آفریقا، آسیای مرکزی و جنوب آسیا ترجمان اقتصادی شدیدی پیدا می‌کند؛ چرا که در اغلب این کشورها، وابستگی معیشتی به کشاورزی بالاست و علاوه بر کاهش شدید محصول، بعضا تا ۸۰ درصد تلفات دام نیز عارضه خشکسالی هستند.

🔸در حقیقت، خشکسالی صرفاً به معنای مشقت در دسترسی به آب نیست؛ بلکه با فشار بر اقتصاد، معیشت و ثبات اجتماعی در یک کشور دولت‌ها را ناگزیر به اتخاذ تصمیمات فوری و اغلب یک‌جانبه برای مدیریت بحران داخلی می‌کند. این تصمیمات، به‌ویژه در حوضه‌های آبریز فرامرزی، ناخواسته به پیچیده‌تر شدن تعاملات سیاسی میان کشورهای بالادست و پایین‌دست و شکل‌گیری منازعات هیدروپلیتیکی می‌انجامند.

💢خاورمیانه

🔸در محیط خاورمیانه، خشک‌تر شدن اقلیم و رشد تقاضای داخلی برای آب و انرژی، فشار مضاعفی بر حوضه‌های آبریز مشترک وارد کرده است. کاهش جریان رودخانه‌های نیل، دجله، فرات و اردن تنها محصول تغییرات اقلیمی نیست، بلکه با پروژه‌های گسترده مهار آب در بالادست نیز هم‌زمان شده است. به عنوان مثال یک قرائت این است که در ترکیه، برنامه‌های کلان سدسازی به مثابه ابزاری برای کاهش آسیب‌پذیری اقلیمی و پاسخی به نیازهای جمعیتی و اقتصادی دنبال شده‌اند؛ با این حال، پیامدهای فرامرزی آن‌ها برای کشورهای پایین‌دست، به‌ویژه سوریه، عراق و ایران قابل چشم‌پوشی نیست.

🔸در عراق، ترکیب خشکسالی و کاهش ورودی آب از بالادست موجب افت بی‌سابقه ذخایر آبی شده و بنا بر برخی برآوردها، ذخیره آب بزرگ‌ترین سد این کشور تا حدود ۹۰ درصد نسبت به میانگین‌های تاریخی کاهش یافته است. در سوریه نیز، خشکسالی ممتد منجر به سقوط شدید تولید گندم از رکورد ۴ میلیون تن به حدود یک میلیون تن شده است؛ شکافی که با افزایش واردات بر عمق بحران اقتصادی این کشور تحریم‌زده افزوده است.

💢آسیای مرکزی و جنوب آسیا

🔸در آسیای مرکزی و پیرامون آن، خشکسالی با شدت و ابعاد متفاوتی در حال بازتعریف روابط آبی است. افغانستان برای چندمین سال متوالی با یکی از شدیدترین امواج خشکسالی خود مواجه بوده است؛ به‌گونه‌ای که تولید محصولات زراعی در برخی مناطق تا ۵۰ درصد کاهش یافته، در حالی که حدود ۸۰ درصد جمعیت این کشور به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به درآمد کشاورزی وابسته‌اند. افت شدید بازدهی کشت دیم و ناامنی غذایی گسترده، کابل را به سمت اجرای پروژه‌های مهار آب و توسعه زیرساخت‌های آبی سوق داده است. پروژه‌هایی نظیر کانال قوش‌تپه، که آب را از سرشاخه‌های رودخانه فرامرزی آمودریا منحرف می‌کند، از منظر تصمیم‌گیران افغان راهبردی برای بقا و تثبیت معیشت داخلی تلقی می‌شود، اما هم‌زمان نگرانی‌های جدی در کشورهای پایین‌دست ایجاد کرده است.

🔸در بالادست حوضه آمودریا و سیردریا، تاجیکستان و قرقیزستان با اتکای قابل‌توجه به برق‌آبی، ناگزیر به ذخیره‌سازی آب پشت سدها و رهاسازی آن متناسب با نیازهای تولید انرژی هستند. این الگوی بهره‌برداری، که منطق آن بیش از آنکه کشاورزی‌محور باشد انرژی‌محور است، با نیازهای آبی کشورهای پایین‌دست نظیر ازبکستان و ترکمنستان هم‌خوانی ندارد. نتیجه این ناهم‌زمانی، کاهش آب ورودی به اراضی کشاورزی پایین‌دست و ظهور یکی از نمادین‌ترین فجایع زیست‌محیطی جهان، یعنی محو تقریبی دریای آرال، بوده است.

💢جمع‌بندی

تجربه مناطق مختلف نشان می‌دهد که خشکسالی نه‌تنها یک چالش اقلیمی، بلکه محرکی برای بازتعریف منافع ملی و تعاملات ژئوپلیتیکی است. تمرکز صرف بر ابزارهایی نظیر سدسازی و کانال‌کشی، ممکن است در کوتاه‌مدت بخشی از فشارهای داخلی را کاهش دهد؛ با این وجود، حل پایدار تنش‌های آبی مستلزم داشتن نگاهی فراتر از منطق «بازی با حاصل جمع صفر» و پذیرش این واقعیت است که با تداوم روند فعلی، بلعیدن تمام آب موجود در بالادست نیز مشکل خشکسالی را در بلندمدت حل نخواهد کرد.

🔄 مطالب مرتبط:

◽️
تاثیرات اقلیمی و زیست‌محیطی ذوب شدن یخچال‌های تاجیکستان

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍73👎1👏1
🌐شرکت تامین مالی توسعه بین‌المللی آمریکا (DFC): نهادی برای مقابله اقتصادی با چین

#اکوتهران
#اقتصاد_آمریکا
#آمریکا

🔸ایالات متحده در سال 2019 ، شرکت تامین مالی توسعه بین‌المللی آمریکا یا به اختصار DFC را به عنوان بازوی سرمایه‌گذاری دولت آمریکا تأسیس نمود تا با ارائه ابزارهای مالی جدید و انعطاف‌پذیر، به پروژه‌های زیرساختی و توسعه‌ای در کشورهای در حال توسعه ورود کند. این شرکت از ادغام نهاد OPIC و بخشی از USAID تشکیل شده است. هدف DFC تقویت نفوذ اقتصادی و سیاسی آمریکا در کشورها و جذب سرمایه‌های خصوصی برای پروژه‌هایی است که همزمان منافع اقتصادی و استراتژیک آمریکا را پیش ببرند.

💢تاریخچه و انگیزه تشکیل

🔹قبل از تأسیس DFC، ایالات متحده از طریق OPIC و ابزارهای اعتباری USAID از پروژه‌های توسعه‌ای پشتیبانی می‌کرد. با افزایش پیچیدگی پروژه‌های زیرساختی و ظهور ابتکار کمربند و جاده چین، نیاز به نهادهایی با توانایی‌های بزرگ‌تر و انعطاف‌پذیرتر برای جذب سرمایه‌های خصوصی و پیشبرد اهداف استراتژیک آمریکا احساس شد. قانون BUILD که در ۲۰۱۸ تصویب شد، پایه‌گذار تأسیس DFC بود.

💢تفاوت DFC با آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا USAID

🔹تفاوت DFC با USAID در این است که در حالی که USAID بیشتر به کمک‌های بلاعوض و توسعه بشری اختصاص داشت اما DFC به عنوان یک نهاد مالی، با استفاده از وام‌ها، سرمایه‌گذاری و تضمین‌ها، پروژه‌هایی را حمایت می‌کند که هم توسعه‌ای و هم استراتژیک هستند. این نهاد جدید در مقایسه با USAID تمرکز ویژه‌ای بر اقتصادی بودن پروژه‌ها و بازگشت سرمایه دارد.

💢ماموریت‌ها، ساختار حاکمیتی و اعضای هیئت مدیره

🔹ساختار DFC بر اساس یک هیئت مدیره ۹ نفره شکل گرفته که شامل مقام‌های دولتی و اعضای بخش خصوصی است. رئیس هیئت مدیره وزیر امور خارجه و نایب رئیس آن مدیر USAID است. این نهاد برای جذب سرمایه به همکاری با بخش خصوصی پرداخته و اهداف خود را شامل توسعه اقتصادی پایدار، پیشبرد منافع ملی آمریکا از طریق حمایت از زنجیره‌های تأمین مواد معدنی و فناوری، و رعایت استانداردهای زیست‌محیطی، اجتماعی و حکمرانی می‌داند.

💢رقابت سرمایه‌گذاری با چین

🔹در دهه گذشته، چین از طریق ابتکار کمربند و جاده به بزرگ‌ترین تأمین‌کننده وام و اعتبار در کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است. این ابتکار بیش از ۱۴۶ کشور را جذب کرده و سرمایه‌گذاری‌های کلانی در پروژه‌های زیرساختی انجام داده است. ایالات متحده و شرکای غربی نمی‌توانند از نظر حجم سرمایه‌گذاری با چین رقابت کنند، اما DFC توانسته با سرمایه‌گذاری بیش از ۵۰ میلیارد دلار در ۱۱۴ کشور، جایگاه ایالات متحده را به عنوان رقیب جدی در این رقابت‌ها تثبیت کند.

🔹آفریقا یکی از مناطق کلیدی در رقابت سرمایه‌گذاری است. در حالی که چین سرمایه‌گذاری‌های زیادی در این قاره انجام داده، ایالات متحده نیز در سال ۲۰۲۳ برای اولین بار از چین پیشی گرفته و ۷٫۸ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در آفریقا انجام داده است. با این حال، آمریکا برای حفظ این برتری نیازمند استراتژی‌های هوشمندانه‌تر و جذب بیشتر سرمایه‌های بخش خصوصی است.

🔹دولت آمریکا برای مقابله با رشد چین، ابتکار شراکت برای زیرساخت‌های جهانی و سرمایه‌گذاری یا به اختصار PGI را معرفی کرده است که از DFC به عنوان ابزار اصلی آن استفاده می‌کند. این ابتکار تضمین می‌کند که پروژه‌های سرمایه‌گذاری با معیارهای بالا از لحاظ محیط زیست، اجتماعی و مالی در کشورهای شریک اجرا شوند.

💢کریدور لوبیتو آفریقا، نمونه حضور موفق DFC

🔹یکی از پروژه‌های مهم DFC در آفریقا، کریدور لوبیتو است که شامل به‌روزرسانی یک خط‌آهن ۱۳۰۰ کیلومتری در آنگولا برای اتصال معادن مس و کبالت از کنگو و زامبیا به اقیانوس اطلس است. این پروژه می‌تواند وابستگی کشورهای منطقه به چین را کاهش دهد. DFC در این پروژه و دیگر پروژه‌های مشابه تلاش دارد تا زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی آمریکا را متنوع و توان تولیدی کشورهای آفریقایی را تقویت کند.

💢نتیجه‌گیری

🔹با این حال، موفقیت DFC به مواردی همچون افزایش منابع، جذب سرمایه‌گذاران خصوصی و انتخاب دقیق پروژه‌ها بستگی دارد. علاوه بر این، DFC باید تلاش کند تا اهداف توسعه‌ای و منافع مالی را با هم تلفیق کند تا از تبدیل شدن به یک بانک صرفاً سودمحور جلوگیری کند. در نهایت، موفقیت این راهبرد به هماهنگی بیشتر، افزایش منابع و تعهد سیاسی پایدار نیاز دارد.

شرکت DFC در حال تبدیل شدن به ابزاری استراتژیک برای آمریکا است که می‌تواند با پروژه‌های بزرگ و سرمایه‌گذاری‌های هدفمند، رقابت با چین را در حوزه توسعه و زیرساخت‌ها پیش ببرد و فرصت‌های جدیدی برای همکاری و رقابت پایدار ایجاد کند.

🔗برای مطالعه متن کامل کلیک کنید!🔗


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51👏1
🌐 ماکرون در چین چه بدست آورد؟

#تحلیل_کوتاه
#چین #اروپا

📝مصطفی یوسفی

🔹در دسامبر ۲۰۲۵، امانوئل ماکرون چهارمین سفر رسمی خود به چین را انجام داد. این سفر از نظر پروتکل ‏استثنایی بود؛ شی جین‌پینگ شخصاً رئیس‌جمهور فرانسه را تا استان سیچوان همراهی کرد؛ رفتاری که حتی ‏در سفر ترامپ در ۲۰۱۷ دیده نشده بود و نشان‌دهنده اهمیت ویژه پکن برای روابط با فرانسه داشت.‏

🔸اروپا در این مقطع با دو چالش بزرگ روبه‌روست: کسری تجاری عظیم با چین (۳۰۵ میلیارد یورو تنها در ‏سال ۲۰۲۴) و نیاز فوری به فشار بیشتر بر روسیه. چین اما نه تنها حمله روسیه را محکوم نکرده، بلکه نزدیک ‏به ۹۰ درصد کالاهای دو منظوره مشمول کنترل صادرات گروه هفت را به مسکو تحویل می‌دهد. این ‏وضعیت باعث شده امنیت و تجارت دیگر قابل تفکیک نباشند و چین برای اروپا همزمان شریک، رقیب و ‏چالش امنیتی چندبعدی تلقی شود.‏

💢دلایل و اهداف سفر ماکرون

🔸ماکرون با هیأتی بزرگ از مدیران ارشد شرکت‌هایی نظیر ایرباس، آلستوم، اشنایدر الکتریک و بی‌ان‌پی پاریبا ‏سفر کرد. اهداف اعلامی او چندلایه بود: کاهش کسری تجاری فرانسه و اروپا، جذب قراردادهای بزرگ ‏صنعتی و ایجاد شغل، حفظ استقلال راهبردی اروپا در برابر آمریکا، و مهم‌تر از همه، ترغیب چین به ایفای ‏نقش سازنده‌تر در بحران اوکراین و توقف حملات به زیرساخت‌های حیاتی این کشور. او همچنین ‏موضوعات محیط زیستی و همکاری‌های علمی را در دستور کار قرار داد.‏

💢اهداف چین از میزبانی

🔸چین اما اهداف متفاوتی را دنبال می‌کرد. پکن می‌خواست با تقویت روابط دوجانبه با فرانسه نفوذ خود را در ‏تصمیم‌گیری‌های بروکسل افزایش دهد، فشارهای تجاری اروپا و آمریکا را کاهش دهد، از شکاف‌های ‏درونی اروپا مثل اختلاف فرانسه و آلمان بر سر تعرفه خودروهای برقی چینی، بهره‌برداری کند و سرانجام ‏تصویر خود را به عنوان قدرت مسئول جهانی بهبود بخشد. همراهی غیرمعمول شی جین‌پینگ با ‏مکرونماکرون و بازدید مشترک از سد تاریخی دوجیانگ‌یان و تأکید بر موضوعاتی مانند حفاظت از پانداها ‏دقیقا در خدمت همین تصویرسازی بود.‏

💢نتایج سفر

🔸نتایج ملموس سفر اما بسیار محدود بود. تنها دوازده توافق یا یادداشت تفاهم امضا شد که عمدتاً چارچوبی و ‏فاقد ارقام مالی مشخص بودند. مهم‌ترین حوزه‌ها عبارت بودند از: همکاری در زمینه پیری جمعیت و مراقبت ‏از سالمندان، ادامه پروژه‌های انرژی هسته‌ای، تسهیل سرمایه‌گذاری دوجانبه و تمدید برنامه حفاظت و تبادل ‏پانداهای غول‌پیکر. هیچ‌یک از این توافق‌ها نمی‌توانست خلا عظیم کسری تجاری یا نیازهای صنعتی فرانسه ‏را پر کند.‏

💢عدم تحقق انتظارات اقتصادی

🔸بزرگ‌ترین انتظار یعنی امضای سفارش خرید صدها فروند هواپیمای ایرباس که ماه‌ها مذاکره شده بود، ‏محقق نشد؛ زیرا چین نمی‌خواست پیش از مذاکرات حساس با دولت جدید ترامپ، اهرم‌های خود را از ‏دست بدهد. در موضوع اوکراین نیز هیچ پیشرفتی حاصل نشد و بیانیه مشترک حتی اشاره‌ای به تغییر موضع ‏چین نداشت.‏

💢تشدید اختلافات تجاری پس از سفر

🔸ماکرون پس از بازگشت در مصاحبه با «لز اکو» لحن تندی در پیش گرفت و اعلام کرد که به چینی‌ها ‏هشدار داده است که مازاد تجاری عظیم و غیرپایدار چین قابل قبول نیست و اگر پکن اقدام جدی نکند، ‏اروپا ناگزیر به اقدامات سخت‌گیرانه از جمله تعرفه‌های گسترده مشابه آمریکا خواهد شد. او تأکید کرد اروپا ‏نمی‌پذیرد صرفاً بازار تنظیمی رقابت میان واشنگتن و پکن باشد.‏

💢جمع‌بندی


🔸سفر دسامبر ۲۰۲۵ بیش از آنکه دستاورد اقتصادی یا سیاسی ملموس برای فرانسه و اروپا داشته ‏باشد، به اعتبار دیپلماتیک چین افزود و شکاف‌های اروپا را آشکار کرد. چین با نمادگرایی هوشمندانه و ‏وعده‌های محدود توانست تصویر قدرت مسئول را تقویت کند، در حالی که از دادن امتیازات واقعی ‏خودداری کرد.

ماکرون و در واقع نماینده اروپا اما با دست خالی بازگشت و پیام سفر روشن بود: گفتگوهای نمادین ‏و سفرهای پرزرق‌وبرق بدون ‏سیاست واحد و جامع اتحادیه اروپا در برابر چین و اتخاذ ابزارهای واقعی امنیت اقتصادی، نمی‌توانند تعادل را به روابط بازگردانند.

🔄 مطالب مرتبط:
◽️
صلح شکننده، وابستگی پایدار: آینده اروپا در نظم پسا ‌اوکراین

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
8👍6💯1
اندیشکده تهران | Tehran Institute
🌐 انتخابات ریاست‌جمهوری شیلی و چرخش به راست #تحلیل_کوتاه #با_انتخابات #شیلی 🔹آبان امسال انتخابات ریاست‌جمهوری شیلی برگزار خواهد شد. این رقابت میان پنج نامزد اصلی خواهد بود که دو تن از آنان راست‌گرا (خوزه کاست، یوحانس کایسر)، دو میانه‌رو (اِولین متهی و فرانکو…
🔺پیروزی خوزه کاست، نامزد راست‌گرا در انتخابات شیلی

#تعقیب_روند
#شیلی
#با_انتخابات

🔹با شمارش بیش از ۹۹ درصد صندوق‌های رأی، خوزه آنتونیو کاست با کسب ۵۸٫۱۶ درصد آرا پیروز شد؛ در حالی که ژانت خارا، نامزد چپ‌گرا و وزیر پیشین کار در دولت رئیس‌جمهور کنونی، گابریل بوریک، ۴۱٫۸۴ درصد آرا را به دست آورد. در دور نخست انتخابات، خارا جایگاه نخست و کاست جایگاه دوم را به دست آورده بود.

🔸کاست فرزند یکی از اعضای حزب نازی است، از تحسین‌کنندگان دیکتاتور آگوستو پینوشه به شمار می‌رود و با سقط جنین و ازدواج همجنس‌گرایان مخالفت می‌کند. او کارزار انتخاباتی خود را بر وعده اخراج ده‌ها هزار مهاجرِ غیرقانونی بنا کرد.

🔸علی‎‌رغم این پیروزی، احزاب محافظه‌کار در مجلس سفلی و سنا نتوانسته‌اند به اکثریت برسند. وضعیت برای چپ‌گرایان نیز مشابه است. به همین دلیل، کاست برای اجرای سیاست‌های خود با موانع زیادی از سمت کنگره مواجه خواهد شد.

🔄 مطالب مرتبط:
◽️انتخابات ریاست‌جمهوری شیلی و چرخش به راست

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎4👏1
♦️تعامل آمریکا با منطقه خزر برای مهار چین
▪️نشنال اینترست

#تهران_ریویو
#آمریکا
#آسیای_میانه

🔹در نوامبر ۲۰۲۵، مجموعه‌ای از موفقیت‌های دیپلماتیک، سیاست آمریکا در آسیای مرکزی و خزر بزرگ را رقم زد. پس از دیدار رهبران «سی۵» (قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان) با دونالد ترامپ در کاخ سفید، قزاقستان به توافق‌های ابراهیم پیوست و قراردادهایی به ارزش ۱۷ میلیارد دلار با ایالات متحده امضا کرد. هم‌زمان، ازبکستان و ایالات متحده متعهد به سرمایه‌گذاری‌ها و توافق‌های تجاری متقابل به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار شدند. مهم‌تر از همه، با پیوستن آذربایجان، سی۵ به «سی۶» تبدیل شد. این تحول نقشه ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک اوراسیا را تغییر می‌دهد و آذربایجان را به یک دولت محوری بدل می‌کند.

🔸گسترش چارچوب‌های دیپلماتیک، سیاسی و اقتصادی تحت رهبری آمریکا در این منطقه اوج یک کارزار دیپلماتیک موفق است. این امر عمدتاً به دلیل ادغام تازه آذربایجان است که اکنون امکان می‌دهد تعامل و تجارت آمریکا آسان‌تر از مسیر «کریدور میانی» وارد منطقه شود؛ مسیر ترانزیتی اقتصادی‌ای که از دریای سیاه آغاز می‌شود، از قفقاز می‌گذرد، از خزر عبور می‌کند و به آسیای مرکزی می‌رسد. این مسیر نه‌تنها به دسترسی آذربایجان به خزر متکی است، بلکه بر «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی» که اخیراً میان آذربایجان و ارمنستان افتتاح شده نیز بنا خواهد شد.

🔸این توان تازه برای اعمال قدرت نرم، نفوذ آمریکا را در منطقه‌ای حیاتی تقویت می‌کند. منافع اروپا، روسیه، چین، هند و ایران در قلب اوراسیا در موضوعاتی از تروریسم تا جریان‌های صادراتی، خطوط لوله انرژی، انرژی هسته‌ای، مواد معدنی حیاتی، پایبندی به تحریم‌ها و زنجیره‌های تأمین و... با هم تقاطع دارند. منطقه خزر بزرگ اگر به پیوندهای تجاری، حمل‌ونقلی و سرمایه‌گذاری‌های غرب اطمینان یابد، به‌طور طبیعی خود را آزاد خواهد دید که سرمایه‌گذاری‌های چینی بیشتری را نیز بپذیرد. سیاست خارجی چندبرداری منطقه که برای موازنه منافع قدرت‌های بزرگ در دفاع از حاکمیت منطقه‌ای و ملی طراحی شده، عملاً چنین نتیجه‌ای را ایجاب می‌کند.

💢کریدور میانی و تهدید چین

🔸چین از احیای کریدور میانی که با پیوستن آذربایجان به سی۵ و تبدیل آن به سی۶ وعده داده شده استقبال خواهد کرد. این کریدور می‌تواند مسیر ترانزیت سین‌کیانگ و غرب چین به بنادر شرقی چین و سپس به بازارهای اروپایی از راه دریا را هزاران کیلومتر کاهش دهد و مسیری برای تجارت چین با اروپا فراهم آورد که ناوگان دریایی آمریکا به‌سادگی نتواند آن را به چالش بکشد. این بدان معناست که اگر روابط اروپا و آمریکا بدتر شود و روابط چین و آمریکا در شرق دور بحرانی شود، پکن همچنان می‌تواند خود را به‌عنوان شریک تجاری با دسترسی امن به اروپا معرفی کند. صرف وجود چنین گزینه‌ای می‌تواند تلاش‌های غرب برای مهار چین را تضعیف کند.

💢محدودیت‌های خودتحمیلی آمریکا

🔸یکی از راه‌های پیشگیری از این دشواری‌ها آن است که قدرت نرم و نفوذ آمریکا در آسیای مرکزی فراتر از توافق‌های تجاری اخیر یا ابتکارات سیاسی فوری مانند توافق‌های ابراهیم گسترش یابد. محدودیت‌های خودتحمیلی بر نفوذ آمریکا در منطقه باید کنار گذاشته شود. موانع حقوقی تجارت مانند قانون تجارت جکسون و وانیکِ دوران جنگ سرد (۱۹۷۴) باید حذف شوند تا آمریکا بتواند روابط تجاری عادی دائمی و پیوندهای سرمایه‌گذاری منظم با سی۶ برقرار کند. به همین ترتیب، بخش ۹۰۷ قانون حمایت از آزادی (FREEDOM Support Act) مصوب ۱۹۹۲ که پشتیبانی دولت آمریکا از آذربایجان را ممنوع می‌کند نیز باید لغو شود.

💢ورود فعال به آسیای مرکزی

🔸ایالات متحده همچنین باید با پروژه‌های زیرساختی درگیر شود و اجازه ندهد ابتکار کمربند و جاده چین گروه سی۶ را برباید. آمریکا باید اطمینان دهد که اگزیم بانک و شرکت تامین مالی توسعه از پروژه‌های زیرساختی حمایت می‌کنند تا شرکت‌های چینی نتوانند شرکت‌های آمریکایی را کنار بزنند. توجه ویژه باید به توسعه زیرساخت‌های بندری در دو سوی دریای خزر در باکو(آذربایجان) و آتیراو(قزاقستان) معطوف شود زیرا این نقاط هم گلوگاه لجستیکی کنونی کریدور میانی‌اند و هم بزرگ‌ترین فرصت برای ورود چین به چارچوب سی۶.

پیروزی‌های دیپلماتیک اخیر بدون برنامه منسجم، تثبیت، نهادینه‌سازی و پیگیری نظام‌مند، به توافقاتی غیر اجرایی فروکاسته خواهند شد. البته گام‌هایی که آمریکا باید بردارد سنگین نیستند و عمدتاً به برداشتن موانع خودتحمیلی و هدایت درست منابع مالی مربوط می‌شوند. دولت ترامپ در آستانه یک پیروزی دیپلماتیک بلندمدت است، اگر کار لازم و تلاش عملی آن را انجام دهد.

🔄 مطالب مرتبط:
◽️شرکت تامین مالی توسعه بین‌المللی آمریکا (DFC): نهادی برای مقابله اقتصادی با چین

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎41
🌐صف‌آرایی جدید احزاب و آینده قدرت سیاسی در اسرائیل

#مقاله_تحلیلی
#تحولات_منطقه
#اسرائیل

🔹سی‌وهفتمین کابینه اسرائیل به ریاست بنیامین نتانیاهو در دی‌ماه ۱۴۰۱ و پس از انتخابات کنست در ‏آبان همان سال تشکیل شد. حزب لیکود با کسب ۳۲ کرسی و ائتلاف با احزاب شاس، یهودیت توراتی و ‏صهیونیسم مذهبی توانست با مجموع ۶۴ کرسی دولت تشکیل دهد. این کابینه به‌عنوان مذهبی‌ترین و ‏راست‌گراترین کابینه تاریخ رژیم صهیونیستی شناخته شد.‏

🔸از آغاز فعالیت، دولت نتانیاهو با چالش‌های گسترده داخلی و خارجی روبه‌رو شد. تلاش برای اصلاحات قضایی ‏و محدودسازی اختیارات دیوان عالی، موجی از اعتراضات مردمی، اعتصابات و مخالفت شدید احزاب اپوزیسیون ‏را در پی داشت. مخالفان این اصلاحات را تهدیدی علیه دموکراسی و تلاشی برای فرار نتانیاهو و برخی وزرا از ‏محاکمه می‌دانستند. این وضعیت شکننده با حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و بحران امنیتی بی‌سابقه تشدید شد.‏

💢تحولات در ائتلاف حاکم پس از ۷ اکتبر

🔸پس از حملات ۷ اکتبر، حزب اپوزیسیون اردوگاه دولتی به رهبری بنی گانتز برای مدیریت بحران به کابینه امنیتی ‏پیوست. حضور چهره‌هایی چون گانتز و گادی آیزنکوت با استقبال بخشی از افکار عمومی مواجه شد، اما این ‏همراهی پایدار نماند. در خرداد ۱۴۰۳، این حزب با این استدلال که نتانیاهو منافع شخصی خود را بر جان اسرا ‏ترجیح می‌دهد، از کابینه خارج و دوباره به اپوزیسیون بازگشت.‏ در همین دوره، حزب امید نو به رهبری گیدئون سعر از اردوگاه دولتی جدا و به ائتلاف حاکم پیوست و نهایتاً در ‏اسفند ۱۴۰۳ در حزب لیکود ادغام شد.‏

🔸تحولات بعدی به خروج و بازگشت احزاب افراطی انجامید. بن‌گویر، رهبر حزب اوتزما یهودیت، ابتدا به‌دلیل ‏آتش‌بس دوم و توافق تبادل اسرا (دی ماه 1403) از کابینه خارج شد، اما با ازسرگیری جنگ به ائتلاف بازگشت. ‏پس از آن، احزاب مذهبی شاس و یهودیت توراتی در واکنش به حکم دیوان عالی درباره سربازگیری از ‏حریدیان، از دولت خارج شدند؛ البته حزب شاس بیرون از کابینه و در کنست به حمایت از ائتلاف ادامه می‌دهد. ‏خروج یهودیت توراتی، اکثریت دولت را به حد شکننده ۶۱ کرسی رساند و احتمال فروپاشی دولت را افزایش ‏داد و با احتساب کناره‌گیری آوی ماعوز از کابینه، کرسی‌های ائتلاف عملاً به 60 کاهش یافته است. ‏

💢احتمال فروپاشی ائتلاف


🔸بنابراین ائتلاف نتانیاهو که ابتدا با ۶۴ کرسی شکل گرفته بود، پس از تحولات مختلف و خروج برخی احزاب، به ‌‏۶۰ کرسی کاهش یافت. این وضعیت دولت را در شرایطی بسیار ناپایدار قرار داده است، به‌گونه‌ای که خروج ‏تنها یک نماینده کنست می‌تواند به سقوط کابینه منجر شود. مهم‌ترین تهدید پیش روی نتانیاهو، خروج کامل ‏حزب شاس و سپس حزب اوتزما یهودیت از ائتلاف است. تحولات میدانی و امنیتی منطقه نیز نقشی تعیین‌کننده ‏در تداوم یا سقوط دولت خواهند داشت.‏

💢آرایش سیاسی جدید

🔸نظرسنجی‌های اخیر، چشم‌انداز تازه‌ای از ترکیب کنست آینده ترسیم می‌کنند. طبق نظرسنجی روزنامه معاریو، ‏حزب لیکود در صورت برگزاری انتخابات ۲۵ کرسی به دست خواهد آورد که نسبت به ۲۰۲۲ کاهش ‏قابل‌توجهی است. در مقابل، نفتالی بنت با حزب جدید خود می‌تواند حدود ۲۲ کرسی کسب کند.‏

🔸پس از آن، حزب دموکراتیم (ائتلاف مرتز و کارگر) با ۱۰ کرسی، یش عتید و اسرائیل بیتنو هر کدام با ۹ کرسی ‏قرار می‌گیرند. کاهش چشمگیر کرسی‌های یش عتید و افزایش محبوبیت اسرائیل بیتنو از نکات قابل توجه این ‏نظرسنجی است. احزاب شاس، اوتزما یهودیت و حزب تازه تاسیس یاشار هرکدام ۸ کرسی و یهودیت توراتی ۷ کرسی خواهند ‏داشت.‏

🔸احزاب عربی حدش–تعال و رعم هرکدام ۵ کرسی خواهند داشت و حزب میلیومنیکم با شعار «سربازی برای ‏همه» برای نخستین‌بار وارد کنست می‌شود. در مقابل، احزابی مانند آبی–سفید و صهیونیسم مذهبی احتمالاً ‏نمی‌توانند از حد نصاب عبور کنند. ‏

💢چشم‌انداز آینده قدرت سیاسی

🔸بر اساس این داده‌ها، ائتلاف فعلی حاکم با حدود ۴۸ کرسی قادر به تشکیل دولت نخواهد بود، در حالی که ‏اپوزیسیون با ۶۲ کرسی می‌تواند بدون اتکا به احزاب عربی دولت تشکیل دهد. در چنین شرایطی، احتمال ‏نخست‌وزیری دوباره نفتالی بنت افزایش می‌یابد.‏

موضوع سربازگیری از حریدیان به یکی از محوری‌ترین مسائل انتخابات آینده تبدیل شده و شکاف‌های ‏اجتماعی و سیاسی را تشدید کرده است. با اولویت‌یافتن مسائل امنیتی پس از طوفان الاقصی، انتظار می‌رود ‏رقابت‌های انتخاباتی حول محور امنیت، خدمت سربازی، مقابله با محور مقاومت و آینده فلسطین و غزه شکل ‏گیرد. در مجموع، بازگشت دوره‌ای از بی‌ثباتی سیاسی مشابه سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ در سرزمین‌های اشغالی ‏چندان دور از انتظار نیست.‏

🔗برای مطالعه متن کامل کلیک کنید!🔗


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍62👌1
🔵 ابعاد بالقوه همکاری‌های اقتصادی ایران و تونس

#اکوتهران
#آفریقا
#دیپلماسی_اقتصادی

📝توحید ورستان

🔸در سال‌های اخیر روابط ایران با کشورهای شمال آفریقا مانند تونس، الجزایر و مصر رو به بهبود بوده است. به طوری که موسسه اسرائیلی «مطالعات امنیت ملی» سفر وزیر خارجه ایران به تونس را حلقه جدیدی از اقدامات با هدف گسترش نفوذ ایران در شمال آفریقا دانست. این موسسه نسبت به گسترش نفوذ ایران در منطقه شمال آفریقا هشدار داد و از آمریکا خواست تا به ویژه حاکمیت تونس را تحت فشار قرار دهد و آن را به ارزیابی مجدد روابط خود با تهران سوق دهد. با این وجود، ظرفیت‌های اقتصادی و تجاری دو کشور هنوز بالفعل نشده و مبادلات دو کشور در سطح بسیار پایینی قرار دارد.

💢کمیته مشترک اقتصادی و توسعه گردشگری

🔹هرچند روابط دوجانبه تونس و ایران معمولا در سطوح بالایی بوده اما داده‌های تجاری نشان‌دهنده حجم ناچیز مبادلات دوجانبه است. برای نمونه، در سال ۲۰۲۳، صادرات تونس به ایران تنها حدود ۱۶۳ هزار دلار بود و در مقابل، واردات تونس از ایران در این سال حدود ۱.۴ میلیون دلار گزارش شده است. البته تشکیل کمیته مشترک اقتصادی که در آوریل ۲۰۲۵ بر سر آن توافق شد نشان دهنده تمایل دو کشور به بهره گیری از ظرفیت‌های یکدیگر برای گسترش روابط اقتصادی است. همچنین، راه‌اندازی پروازهای دوجانبه در ماه‌های اخیر، مسیر توسعه بخش گردشگری بین دو کشور را هموار می‌کند که علاوه بر درآمدزایی برای طرفین، باعث تقویت روابط دو ملت خواهد شد.

🔹گردشگری به سرعت به محور اصلی همکاری تبدیل شده است. تونس، با قرار گرفتن در خط ساحلی مدیترانه و بهره‌مندی از میراث دوران روم، یکی از مقاصد همیشگی مسافران اروپایی بوده است. ایران نیز به‌عنوان یکی از تمدن‌های تاریخی جهان، مسافرین تونسی را به‌عنوان دروازه‌ای راهبردی به بازارهای گردشگری شمال آفریقا محسوب می‌کند. براساس تایید مقامات، پروازهای چارتر بین تونس و تهران از ماه ژوئیه دو بار در هفته انجام می‌شود و اکنون مذاکرات بر ایجاد مسیرهای مستقیم دائمی متمرکز شده است. به باور طرفین، ارتباط مستقیم نه تنها تعداد بازدیدکنندگان را افزایش می‌دهد بلکه روابط تجاری و فرهنگی فرامرزی را نیز تشویق می‌کند.

💢اهمیت همکاری‌های دریایی

🔹فراتر از گردشگری، افزایش مبادلات دوجانبه نیز در دستور کار قرار گرفته است. ایران تحت فشار تحریم‌های غرب به دنبال بازارهای جدیدی برای صنایع و منابع انرژی خود است. تونس نیز که از نظر راهبردی بین اروپا و آفریقا قرار دارد در دوره‌ای با فشارهای مالی مختلف به دنبال تنوع بخشیدن به شرکای اقتصادی خود است. در این راستا، طرفین پتانسیل‌های بالایی در انرژی‌های فسیلی و نو، نساجی، حمل و نقل و کشاورزی دارند. مقامات تونسی بر لزوم تثبیت رشد از طریق کاهش اتکا به شرکای سنتی و ایران نیز بر آمادگی خود برای تقویت همکاری‌های صنعتی و فرهنگی تأکید نموده‌اند. همچنین، تونس می‌تواند از ظرفیت مهندسی ایران در بخش‌های مختلف صنعتی برای بهبود قابلیت‌های تولید خود استفاده کند.

🔹برای گسترش حجم مبادلات دو کشور همکاری‌های دریایی و اتصال بنادر باید در دستور کار قرار گیرد. البته، در سال‌های گذشته ایران و تونس با امضای چندین سند، تصمیم به افزایش همکاری‌های خود در امور دریایی گرفتند. بطوریکه مقامات نیروی دریایی دو کشور بارها دیدار کردند تا در مورد راه‌های بهبود حمل و نقل کالا بین خود از طریق بنادر رایزنی کنند. آن‌ها همچنین موافقت کردند که همکاری‌های خود را تحت نظارت کمیته مشترک همکاری‌های بندری و دریایی احیا و توسعه دهند. در این راستا، تفاهم‌نامه‌ای برای خواهرخواندگی بنادر تونس و ایران امضا شد.

🔹تقویت روابط دریایی و بندری دوجانبه به نفع تونس نیز خواهد بود، زیرا ایران یکی از کشورهای عضو سازمان بین‌المللی دریانوردی (IMO) است و دارای یکی از بزرگترین ناوگان‌های دریایی در غرب آسیا است. در مقابل، ایران نیز می‌تواند با این مشارکت کالاها خود را روانه بازار تونس و حتی سایر کشورهای منطقه کند. در واقع تونس به عنوان دروازه ورود کالاهای ایرانی در این منطقه خواهد بود.

💢نتیجه‌گیری

برای تونس با معضل بیکاری و چالش‌های بودجه‌ای، روابط نزدیک با ایران می‌تواند به افزایش تجارت و جذب گردشگر بیشتر کمک کند. برای ایران، گسترش تجارت با شمال آفریقا به‌عنوان راهی برای گسترش مشارکت‌های اقتصادی و تقویت نفوذ منطقه‌ای تلقی می‌شود. همچنین، همکاری فرهنگی نیز بر توسعه مناسبات دوجانبه تاثیر بسیار بالایی دارد، چنانکه اخیر برگزاری تئاتر ایرانی در تونس با استقبال بی‌سابقه و چشمگیر مردم مواجه شد. فعال شدن مجدد کمیسیون مشترک و تمرکز مجدد بر حوزه گردشگری نشان می‌دهد که هر دو دولت به دنبال فراتر از دیپلماسی نمادین هستند.

🔁مطالب مرتبط
▫️چه چیزی تونس را به ایران نزدیک کرده است؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍82
🌐آیا بلژیک اجازه استفاده از ذخایر ارزی روسیه را صادر می‌کند؟

#تحلیل_کوتاه
#اروپا #روسیه

🔹با تشدید بحران مالی اوکراین، به‌ویژه پس از کاهش حمایت‌های مالی ایالات متحده، کمیسیون اروپا طرح جدیدی را برای تأمین حمایت‌های مالی اوکراین پیشنهاد کرده است. طبق این طرح، از دارایی‌های مسدود شده روسیه در بلژیک برای تأمین وامی به ارزش ۱۴۰ میلیارد یورو به اوکراین استفاده خواهد شد. دولت بلژیک گرچه از جمله دولت‌های حامی اوکراین و مخالف روسیه است، اما استفاده از دارایی‌های مسدود شده روسیه که در کشورش نگهداری می‌شود را روشی نادرست برای حمایت از اوکراین می‌داند و به شدت با این طرح مخالفت کرده است.

💢نگرانی‌های بلژیک

🔸مهم‌ترین نگرانی بلژیک این است که اگر جنگ اوکراین تمام شود و این کشور مجبور به بازگرداندن دارایی‌های مسدود شده روسیه شود، در صورتی که این دارایی‌ها به‌عنوان وثیقه استفاده شده باشند، دولت بلژیک ممکن است مجبور به پرداخت فوری مبلغی معادل یک سال بودجه خود شود. بلژیک به دنبال دریافت تضمین‌های جدی از سوی اتحادیه اروپا است تا در صورت بروز چنین شرایطی، بار مالی آن به عهده تمام کشورهای اتحادیه اروپا باشد و نه فقط کشور بلژیک.

🔸نگرانی دیگر بلژیک، عبور از تابوهای استفاده از منابع ارزی خارج از اروپا است که می‌تواند اعتماد کشورهای غیرلیبرال، به‌ویژه چین، نسبت به نگهداری دارایی‌های مالی در بلژیک و کشورهای اروپایی را به شدت کاهش دهد. این موضوع ممکن است عواقب خطرناکی برای بانک‌های اروپایی به همراه داشته باشد و آنها را وارد بحران‌های جدیدی کند.

🔸فشار آمریکا برای پایان دادن هرچه سریع‌تر به جنگ اوکراین و تأکید بر استفاده از این دارایی‌ها به‌عنوان ابزاری برای ترغیب به خاتمه جنگ نیز موجب تشدید نگرانی بلژیک از استفاده از این منابع شده است. بلژیک بر این باور است که استفاده از این منابع در کوتاه‌مدت ممکن است به روند مذاکرات صلح آسیب بزند و در بلندمدت، موجب بروز درگیری‌های حقوقی با روسیه گردد؛ امری که با شکایت اخیر روسیه علیه شرکت یوروکلیر در حال وقوع است.

💢بحران داخلی بلژیک

🔸بلژیک در حال حاضر با بحران‌های داخلی، از جمله اختلافات سیاسی و بی‌ثباتی روبرو است. مخالفت با استفاده از دارایی‌های مسدود شده روسیه تنها مسئله‌ای است که تمامی احزاب کشور به آن موافق هستند و به همین دلیل در صورت پذیرش این طرح، این بحران تشدید خواهد شد به حدی که ممکن است حتی سبب فروپاشی دولت شود. از این رو، بخشی از مخالفت بلژیک با این طرح ناشی از تلاش برای حفظ وحدت داخلی و کاهش تنش‌های سیاسی است.

💢واکنش اتحادیه اروپا

🔸اتحادیه اروپا برای پیشبرد طرح خود، وعده حمایت حقوقی لازم، پذیرش ریسک و پیشبرد روند استفاده از این دارایی‌ها مطابق با قوانین حقوق بین‌الملل را داده است. با این حال، نخست‌وزیر بلژیک نگران است که روسیه به طرق دیگری علیه بلژیک واکنش نشان دهد. برخی از کارشناسان نیز منطق حقوقی این طرح را مبهم ارزیابی کرده‌اند. علاوه بر این، دعاوی حقوقی و آسیب‌هایی که به اعتبار شرکت یوروکلیر و بلژیک وارد خواهد شد، ممکن است ضررهایی فراتر از مبلغ قرض داده شده ایجاد کند که در تضمین‌های اتحادیه اروپا لحاظ نشده است. به همین دلیل، وزیر خارجه بلژیک اعلام کرده است که تضمین‌های پیشنهادی نمی‌تواند نگرانی‌های این کشور را به‌طور کامل رفع کند.

🔸صدراعظم آلمان، مرتس، و رئیس کمیسیون اروپا، اورسولا فن در لاین، نیز با نخست‌وزیر بلژیک دیدار کرده‌اند تا او را قانع کنند. آنها هرچند این مذاکرات را سازنده توصیف کرده‌اند، اما هیچ تغییری در موضع بلژیک پس از آن مطرح نشده و بلژیک بر لزوم دریافت تضمین‌های معتبر تأکید دارد.

پیشنهاد استفاده از دارایی‌های مسدود شده روسیه برای تأمین مالی وامی بزرگ به اوکراین، به یک آزمون مهم برای اراده سیاسی اروپا تبدیل شده است. نتیجه این آزمون تا ۱۸ دسامبر/۲۷ آذر مشخص خواهد شد. در صورتی که اتحادیه اروپا نتواند این طرح را اجرایی کند، اوکراین با فشارهای مالی و میدانی بیشتری مواجه خواهد شد. از سوی دیگر، اگر این طرح به اجرا درآید، اعتبار مالی اروپا در سطح جهانی ممکن است آسیب ببیند و مشکلات مالی بیشتری برای اتحادیه اروپا و بلژیک به همراه داشته باشد.

🔁مطالب مرتبط
▫️چرا طرح‌های تامین مالی جنگ اوکراین شکست می‌خورد؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8😁1🆒1
🔵انسداد در گذرگاه‌های مرزی افغانستان و پاکستان چه تبعاتی دارد؟

#اکوتهران
#تجارت #افغانستان #پاکستان

🔸انسداد گاه و بیگاه گذرگاه‌های مرزی به سبب ملاحظات و اختلافات دوجانبه میان پاکستان و افغانستان از حیث تاریخی پدیده تازه‌ای نیست و از زمان بازگشت طالبان به کابل نیز در چند مقطع، گذرگاه‌های مرزی رسمی میان دو کشور مسدود شده‌اند. با این وجود، پس از مواجهه نظامی دو ماه قبل میان پاکستان و طالبان مسئله طولانی شدن زمان انسداد و شدت واگرایی طرفین منجر به ابهام در چشم‌انداز بازگشایی گذرگاه‌ها و بروز تبعات اقتصادی پیچیده‌ شده است.

🔹گذرگاه‌های رسمی و غیررسمی متعددی در امتداد خط دیورند وجود دارند که در میان آنها، دو گذرگاه تورخم و چمن از حیث پذیرش بار عبوری نقش محوری دارند. براساس گزارش‌ها، بیش از ۴۰ درصد تجارت رسمی افغانستان از این دو گذرگاه عبور می‌کند و گذرگاه سوم غلام‌خان نیز بخش کوچکی از تجارت رسمی دو کشور را به خود اختصاص می‌دهد. در حال حاضر، پاکستان بر تداوم انسداد گذرگاه‌ها تا اخذ تضامین امنیتی لازم از طالبان برای مهار گروه‌های تروریستی تاکید ویژه دارد و طالبان نیز با توجه به موضع سیاسی انعطاف ناپذیر خود در این خصوص، در جستجوی مسیرهای جایگزین تجاری و قطع وابستگی به پاکستان است.

💢تبعات تجاری و اقتصادی انسداد

🔹از حیث ابعاد، برای سال ۲۰۲۴ تولید ناخالص داخلی افغانستان حدود ۱۸ میلیارد دلار تخمین زده شده است که قابل رقابت با تولید ناخالص داخلی ۳۸۰ میلیارد دلاری پاکستان نیست. علاوه بر اینکه وابستگی اقتصاد افغانستان به تجارت سه برابر بیشتر از پاکستان است، شرکای تجاری این کشور به زحمت از محیط همسایگی فراتر می‌روند. افغانستان سالانه حدود دو میلیارد دلار کالا از پاکستان وارد کرده است و در مقابل نزدیک به ۸۰۰ میلیون دلار به این کشور صادرات داشته است. در سال ۲۰۲۴ و پیش از آغاز انسداد تجاری اخیر، در مبادلات دوجانبه صادرات پاکستان به حدود ۱.۱۴ میلیارد دلار و صادرات افغانستان ۵۶۰ میلیون دلار رسیده بود.

🔹افغانستان بخشی از کالاهای پرمصرف خود را نظیر محصولات کشاورزی، پارچه و سیمان از پاکستان تامین می‌کرد و بخش دیگری از کالاها، نظیر سوخت و مواد غذایی نیز از مسیر پاکستان ترانزیت می‌شد. بعلاوه، بنادر جنوبی پاکستان مهم‌ترین مقصد ترانزیتی برای صادرات افغانستان به سایر کشورها بود. برآوردها حاکی از آن است که انسداد گذرگاه‌ها به طور میانگین منجر به ضرر ماهیانه ۲۰۰ میلیون دلاری تجار افغانستانی شده است و قیمت دارو در افغانستان در کمتر از یک ماه ۱۴ درصد افزایش داشته است. گسست در زنجیره تامین کالاهای اساسی افغانستان را با کمبود گندم، آرد، روغن خوراکی و دارو نیز مواجه کرده و طالبان در پاسخ به نابه‌سامانی پیش‌آمده در حوزه دارو، به واردکنندگان مهلتی سه ماهه برای تسویه و توقف تجارت دارو با پاکستان داده است.

🔹در مقابل، اثر اقتصادی این انسداد در پاکستان بیشتر در سطح محلی و در ایالت شمالی خیبرپختونخوا احساس می‌شود. توقف تجارت محصولات کشاورزی، این بازارها را با کاهش شدید در قیمت کالاهای صادراتی و افزایش شدید در قیمت کالاهای وارداتی همچون انار مواجه کرده است. صنایع صادراتی ایالت خیبرپختونخوا همچون واحدهای تولیدی سیمان و آلومینیوم با افت شدید درآمد صادراتی مواجه شده اند و به دلیل توقف واردات ذغال‌سنگ از افغانستان، قیمت این منبع سنتی انرژی در پاکستان تا ۱۵ درصد افزایش یافت.

🔹افغانستان برای غلبه بر انسداد اخیر، بخشی از ترانزیت خود را به چابهار منتقل نموده است و براساس گزارش‌ها، تخفیفاتی نیز در تعرفه و هزینه‌های عملیات دریافت می‌کند. تجار پاکستانی اما صادرات غیرمستقیم از مسیر ایران را به دلیل افزایش هزینه و موانع موجود در نقل و انتقال مالی مطلوب ندانسته‌اند و به دنبال بازارهای جایگزین می‌گردند. گزارش‌ها حاکی از آن است که پاکستان در حال هدایت بخشی از این مازاد صادراتی به آفریقای جنوبی و موزامبیک است.

💢جمع‌بندی

اقتصاد افغانستان به مراتب کوچکتر از اقتصاد پاکستان است و محصور بودن در خشکی و وابستگی وارداتی شدید بر آسیب‌پذیری تجاری این کشور در مقابل انسداد پیش‌آمده افزوده است. برای پاکستان نیز افزایش فشارهای اقتصادی در ایالت خیبرپختونخوا تبعات امنیتی متعددی خواهد داشت. با این وجود، واگرایی موجود میان طرفین قدرتمندتر از منافع جاری تجاری است و از همین رو، بدون یک مصالحه بالنسبه پایدار در سطح سیاسی، بعید است روندهای تجاری به شکل گذشته احیا پذیر باشند.

🔁مطالب مرتبط
▫️جایگاه بندر چابهار در میانه تنش پاکستان و افغانستان

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍31👌1
🌐گزینه‌های جانشینی پاول؛ آیا استقلال فدرال رزرو تضعیف خواهد شد؟

#تحلیل_کوتاه
#واشنگتن
#اقتصاد_آمریکا

🔹در یک سال گذشته، ترامپ حملات لفظی متعددی به جروم پاول، رئیس فدرال رزرو به دلیل امتناعش از کاهش نرخ بهره فدرال کرده است. حال با ورود به ماه‌های پایانی دوران ریاست پاول، ترامپ به طور جدی در حال بررسی گزینه‌های جانشینی است. او در مصاحبه‌ای با وال‌استریت ژورنال اعلام کرد که دو شخص به نام کوین هَسِت و کوین وارش نامزدهای اصلی تصدی ریاست این نهاد هستند. با توجه به تجربه مقاومت‎های پاول، طبیعی است که ترامپ وفاداری را معیار اصلی انتخاب خود قرار دهد.

🔸هَسِت، رئیس کنونی شورای ملی اقتصاد و رئیس پیشین شورای مشاورین اقتصادی (۲۰۱۷_۲۰۱۹) شانس کمتری برای تصاحب این جایگاه دارد که می‌توان گفت به دلیل سوابقش است. هَسِت در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ در برخی موضوعات با او اختلاف نظر داشت. به عنوان نمونه، او طرفدار تجارت آزاد و افزایش مهاجرت به داخل آمریکا بود. هنگامی که در ۲۰۱۹ ترامپ به پاول برای کاهش نرخ بهره فشار می‌آورد، هَسِت از حمایت از ترامپ خودداری کرد. البته هَسِت در سیاست‌های راست‌گرایانه در داخل آمریکا همچون کاهش مالیات به ترامپ کمک کرد و تنشی در روابطش با رئیس جمهور ایجاد نشد؛ اما اختلاف‌نظرهای گذشته در کنار اظهانظر اخیر هَسِت مبنی بر اینکه ممکن است فدرال رزرو نظر رئیس جمهور را در مورد نرخ بهره رد کند می‌تواند عامل نگرانی ترامپ شود.

🔸وارش، عضو سابق شورای حکام فدرال رزرو است. پیش از هر چیز، او روابط نزدیکی با ترامپ دارد. پدرزن او، رونالد لادر از دوستان نزدیک ترامپ و از حامیان مالی حزب جمهوری‌خواه است و حتی به گفته بن برنانکی، رئیس فدرال رزرو (۲۰۰۶_۲۰۱۴) خود او نیز روابط گسترده و عمیقی با جمهوری‌خواهان کنگره دارد. وارش حتی در سال ۲۰۱۷ نیز به عنوان یکی از گزینه‌های فدرال رزرو محسوب می‌شد. از این نکات مهم‌تر، به نظر می‌رسد او انعطاف‌پذیری بیشتری برای کاهش نرخ بهره دارد؛ چراکه معتقد است میان آن و نرخ تورم ارتباط چندانی وجود ندارد. به همین دلیل، برخی اعضای کابینه نگران انتخاب او هستند. با این حال، جیمی دیمن، رئیس جی‌پی مورگان از او حمایت کرده است. ترامپ نیز در مصاحبه‌اش با وال‌استریت‌ژورنال گفت که وارش نامزد پیشتاز است. همین سخن، احتمال انتخاب او را در سایت‌های شرط‌بندی از ۱۵٪ به ۴۰٪ افزایش داد.

🔸ترامپ بیش از هر منصب دیگری دغدغه وفاداری را در خصوص رئیس این نهاد دارد؛ زیرا پس از انتصاب، رئیس جمهور ابزارهای حقوقی محدودی برای به‌چالش‌کشیدن اعضای شورای حکام فدرال رزور –از جمله رئیس فدرال رزرو- دارد. مطابق قانون فدرال رزرو، رئیس جمهور تنها زمانی می‌تواند اعضا را برکنار کند که دلیل موجهی برای اینکار داشته باشد؛ همچون سوء‌رفتار، عدم انجام وظایف، یا بی‌کفایتی، نه اختلاف نظر درباره سیاست پولی. اگر بدون چنین دلیلی رئیس یا هر یک از اعضای این نهاد را برکنار کند، آن‌ها می‌توانند به دادگاه فدرال شکایت کنند.

🔸نباید فراموش کرد که رئیس فدرال به‌تنهایی تصمیمات اقتصادی را نمی‌گیرد؛ بلکه اعضای کمیسیون بازار باز فدرال (FOMC) - هفت عضو از شورای حکام و پنج عضو دیگر از رؤسای شعب منطقه‌ای فدرال رزرو- این کار را انجام می‌دهند. رئیس فدرال رزرو در این کمیسیون همچون سایرین یک رأی دارد و تنها می‌تواند بر نظر اعضا و دستورکار جلسه تأثیرگذار باشد. به این دلیل، ترامپ کسی را انتخاب می‌کند که بخاطر وفاداری بیشتری فشار را بر اعضا برای کاهش نرخ بهره وارد کند. علاوه بر این، نرخ بهره مدنظر ترامپ (احتمالاً کاهش تا ۱٪) به قدری پایین است که نگرانی‌ها را در خصوص تورم افسارگسیخته ناشی از آن افزایش داده است. در این صورت، ترامپ کسی را انتخاب می‌کند که اطمینان دهد از چنین سیاست مالی پرخطری حمایت می‌کند.

احتمالاً ترامپ در ماه‌های نخستین سال ۲۰۲۶ تصمیم نهایی خود را بگیرد. او باید عوامل متعددی دیگری از جمله نظر سرمایه‌گذاران و بانکداران و واکنش‌های بازارها را نیز در نظر بگیرد. اما از همه موارد مهم‌تر، میزان وفاداری رئیس آینده فدرال رزرو است. پیروی این نهاد از رئیس جمهور استقلال دیرین‌اش از سیاست را تضعیف می‌کند و در دوران ترامپ این خطر وجود دارد که اجرای سیاست مدنظر رئیس جمهور، یعنی کاهش شدید نرخ بهره، تورم در آمریکا را بالا ببرد.

🔄 مطالب مرتبط
◽️
دستور کار اقتصادی ترامپ برای روزهای اول: از مالیات تا تعرفه

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎1👌1
🌐رئیس جدید MI6 و تلاش برای بازگرداندن نفوذ انگلیس در خاورمیانه

#تحلیل_کوتاه
#اروپا #انگلیس

🔹بلیز مترولی (Blaise Metreweli) در تاریخ ۱ اکتبر به عنوان اولین زن و جوان‌ترین فردی که به ریاست سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا (MI6) منصوب می‌شود، معرفی شد. او به تازگی اولین مصاحبه مطبوعاتی خود را انجام داده است که در آن نکات مهمی در خصوص رویکرد آینده این سازمان ارائه داد.

💢مسیر حرفه‌ای

🔸مترولی بخش‌هایی از دوران کودکی خود را در هنگ‌کنگ و عربستان سعودی گذرانده و فارغ‌التحصیل رشته انسان‌شناسی از دانشگاه کمبریج است. او از سال ۱۹۹۹ به عنوان مأمور میدانی وارد سازمان MI6 شد و تاکنون در ماموریت‌های مختلف در خاورمیانه و اروپای شرقی حضور داشته است. علاوه بر این، او سابقه فعالیت در سازمان MI5 و همچنین ریاست بخش تکنولوژی و نوآوری MI6 را در کارنامه دارد. مترولی از تسلط کامل به زبان عربی برخوردار است و به‌واسطه تجربه‌هایش در این مناطق، شناخت عمیقی از خاورمیانه، چین و اروپای شرقی دارد.

💢فناوری جدید برای تهدیدات نوین

🔸مترولی به دلیل سابقه مدیریت در بخش تکنولوژی و نوآوری، توجه ویژه‌ای به ارتقاء سطح فناوری‌های سازمان دارد. او به دلیل رویکرد نوین و شایستگی‌هایش در این زمینه به ریاست سازمان MI6 منصوب شده است. او پیگیر تغییرات اساسی در سازمان است و معتقد است که «ماموران باید به همان اندازه که در زبان‌های خارجی مسلط هستند، در کدنویسی نیز تسلط داشته باشند».

🔸او در سخنان خود تأکید کرد که در دنیای امروز، تکنولوژی نقش بسیار مهمی در کنترل قدرت ایفا می‌کند و در خصوص اینکه کنترل این فناوری‌ها از دولت‌ها و شرکت‌ها به افراد منتقل شود، هشدار داد. در واقع، او با اشاره به این موضوع، هشدار داد که خطر تسلط افرادی مانند ماسک بر رسانه‌های اجتماعی، که قادرند تأثیرات عمیقی بر افکار و ذهن افراد بگذارند، یک تهدید جدی به شمار می‌رود.

🔸مترولی همچنین به تهدیدات نوین نظیر پهپادها و ربات‌های تحت کنترل هوش مصنوعی اشاره کرد و بر لزوم تسلط سازمان MI6 در این زمینه تأکید نمود. او در همین راستا، چالش‌های قرن را نه تنها در اختیار داشتن قدرتمندترین تکنولوژی‌ها، بلکه در مدیریت و هدایت مؤثر آنها می‌بیند. او وعده داد که MI6 به جای صرفاً جمع‌آوری اطلاعات از طریق مجاری مجازی و هوش مصنوعی، از روش‌های نوین برای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده کند.

💢تمرکز بر روسیه و تعامل با چین

🔸رئیس جدید MI6 روسیه را کشوری تهاجمی، توسعه‌طلب و بازنگرانه توصیف کرد و آن را تهدیدی جدی برای بریتانیا دانست. او برای مقابله با این تهدید، به همکاری گسترده‌تر نهادهای مختلف، حتی بیمارستان‌ها و راه‌آهن‌ها، اشاره کرد. طبق گزارش‌ها او همچنین به دنبال جذب جاسوسان جدید، به‌ویژه از میان روس‌ها از طریق دارک وب است.

🔸در مقابل، در خصوص چین حرفی از تهدید نزد و تنها بیان کرد که «چین بخش مرکزی تحولی جهانی خواهد بود که در این قرن در حال وقوع است»، و افزود که «ضروری است که ما به عنوان MI6، همچنان به درک دولت از رشد چین کمک کنیم». این رویکرد نشان‌دهنده شناخت عمیق او از چالش‌ها و تهدیدات آتی چین است و هدف اصلی راهبرد MI6 در مورد چین، اجتناب از مواجهه مستقیم با آن و در عین حال ادامه جمع‌آوری اطلاعات و بهبود روابط اقتصادی با پکن است.

💢تقویت نفوذ بریتانیا در خاورمیانه

🔸یکی از همکاران پیشین مترولی تأکید کرده است که یکی از اولویت‌های او در مقام رئیس MI6، تلاش برای بازگرداندن نفوذ بریتانیا در تحولات خاورمیانه است. مترولی با توجه به سابقه طولانی خود در این منطقه و با در نظر گرفتن کاهش نفوذ بریتانیا در تحولات اخیر خاورمیانه و جنگ غزه، به نظر می‌رسد که به دنبال بازسازی نقش بریتانیا در این منطقه خواهد بود. از جمله برنامه‌های او می‌توان به افزایش نقش‌آفرینی بریتانیا در مسئله فلسطین، تعامل بیشتر با قطر برای حضور مؤثرتر در منطقه و نظارت بیشتر بر برنامه هسته‌ای ایران اشاره کرد.

💢جمع‌بندی

بلیز مترولی، با نوع نگاه خاص نسبت به تهدیدات نوین، عزم خود را جزم کرده است تا MI6 را به یک سازمان اطلاعاتی پیشرفته‌تر و به‌روزتر تبدیل کند. او سعی دارد با تمرکز ویژه بر فناوری‌های نوین، نوآوری و روش‌های پیشرفته تجزیه و تحلیل داده‌ها، تحولی اساسی در رویکرد این سازمان ایجاد کند. هدف مترولی این است که MI6 نه تنها به جمع‌آوری اطلاعات دقیق‌تر و مؤثرتر بپردازد، بلکه نقشی مؤثرتر و تعیین‌کننده‌تر برای بریتانیا در عرصه جهانی ایفا کند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍135👏1
🌐آیا اروپا بالاخره می‌فهمد که تنها مانده است؟
◾️فارن پالیسی
📝ناتالی توچی

#روندهای_استراتژیک

🔸برای سال‌ها، اروپا خود را با این تصور آرام می‌کرد که دونالد ترامپ(با همه بی‌ثباتی و رفتارهای متناقضش) در نهایت «قابل مدیریت» است. اما راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا (۲۰۲۵) این توهم را فرو می‌ریزد. سیاست واشنگتن دیگر نه مبتنی بر شراکت فراآتلانتیک، بلکه بر رقابت و حتی تقابل با اروپا استوار شده است.

🔹در این چارچوب، جنگ اوکراین نه مسئله‌ای امنیتی برای آمریکا، بلکه مانعی در مسیر عادی‌سازی روابط واشنگتن–مسکو تلقی می‌شود. نتیجه روشن است: اروپا در مهم‌ترین بحران امنیتی خود، عملاً تنها مانده است و حتی بدتر، با دو دشمن هم‌زمان مواجه است؛ روسیه در شرق و آمریکا در غرب.

💢محور اول: تغییر بنیادین نگاه آمریکا به اروپا

🔹راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا بر یک فرض کلیدی استوار است: همکاری با روسیه (و حتی چین) برای مدیریت نظم جهانی، به‌جای رقابت ایدئولوژیک کلاسیک. در این چارچوب، اروپا نه شریک، بلکه میدان نفوذ تلقی می‌شود. حمایت آشکار واشنگتن از نیروهای راست افراطی و ملی‌گرا در اروپا بخشی از همین رویکرد است؛ نیروهایی که هم‌زمان وحدت اروپا را تضعیف می‌کنند و با مسکو نیز روابط نزدیکی دارند. پیوند فراآتلانتیکِ مورد نظر ترامپ نه میان دولت‌ها، بلکه میان جریان‌های راست افراطی شکل می‌گیرد.

💢 محور دوم: اوکراین؛ قربانی تبانی قدرت‌ها

🔹ترامپ بارها در بزنگاه‌های مرتبط با اوکراین عملاً جانب روسیه را گرفته است: از تحقیر زلنسکی در کاخ سفید، تا استقبال گرم از پوتین، تا طرح‌های صلحی که در عمل منافع مسکو را تأمین می‌کنند. اروپا هر بار برای حفظ رابطه با واشنگتن عقب‌نشینی کرده و هزینه داده است. اما شرط بستن بر این‌که پوتین در نهایت توافق با آمریکا را بر هم بزند، نمی‌تواند مبنای یک راهبرد امنیتی پایدار برای اروپا باشد.

💢محور سوم: اهرم‌های واقعی در دست اروپاست؛ اگر جرأت استفاده باشد!

🔹برخلاف تصور رایج، اروپا در جنگ اوکراین اهرم‌های مهمی در اختیار دارد: بخش اعظم دارایی‌های مسدودشده روسیه، مؤثرترین تحریم‌ها
حمایت اقتصادی پایدار از کی‌یف و سهم عمده کمک‌های نظامی. با این حال، یک تناقض جدی وجود دارد: اروپا برای افزایش امنیت خود، تسلیحات بیشتری از آمریکا خریداری می‌کند و در نتیجه، وابستگی بلندمدتش به واشنگتن را افزایش می‌دهد؛ واشنگتنی که اکنون از همین وابستگی به‌عنوان ابزار فشار استفاده می‌کند.

💢دو کمبود راهبردی اروپا

🔹دو ضعف اصلی بیش از هر چیز موقعیت اروپا را تضعیف کرده است:

1️⃣فقدان تمرکز راهبردی: رهبران اروپایی درک نظری روشنی از تهدید دارند، اما در عمل اسیر منافع کوتاه‌مدت و ملاحظات حقوقی و مالی می‌شوند. نمونه بارز آن، تعلل در استفاده از دارایی‌های مسدودشده روسیه برای حمایت از اوکراین است.

2️⃣کمبود شجاعت سیاسی: اروپا باید شجاعت آن را داشته باشد که به واشنگتن اعلام کند: «در اوکراین، ما مسئولیت را بر عهده می‌گیریم. تنها انتظارمان این است که جریان اطلاعات و مجوز خرید تسلیحات قطع نشود.»

💢 پایان توهم فراآتلانتیک

🔹اروپا دیگر نمی‌تواند امنیت خود را بر حسن نیت آمریکا بنا کند. نظم جدیدی در حال شکل‌گیری است که در آن، قدرت‌های بزرگ به‌دنبال تبانی‌اند، نه اتحاد ارزشی. اگر اروپا نتواند استقلال راهبردی واقعی و نه شعاری ایجاد کند، اوکراین نخستین قربانی خواهد بود، اما آخرین آن نه. آنچه این بحران را به یک نقطه عطف تاریخی برای اروپا تبدیل می‌کند، صرفاً رفتار غیرقابل پیش‌بینی آمریکا نیست، بلکه ناتوانی مزمن اتحادیه اروپا در تبدیل ظرفیت اقتصادی و سیاسی به قدرت راهبردی است.

فقدان سیاست خارجی و دفاعی منسجم، تصمیم‌گیری جمعی را کند و پرهزینه کرده و اروپا را در لحظات بحرانی به واکنش‌گری منفعل بدل ساخته است. در نظم جهانیِ در حال گذار، بازیگرانی که نتوانند میان وابستگی و استقلال توازن ایجاد کنند، به حاشیه رانده می‌شوند. پرسش محوری امروز دیگر اعتماد به آمریکا نیست، بلکه این است که آیا اروپا می‌تواند پیش از آن‌که دیگران درباره امنیتش تصمیم بگیرند، خود به کنشگری مستقل تبدیل شود یا نه.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍135👏1
🌐 ترکمنستان، همسایه‌ای خاموش در سیاست نگاه به شرق

#تحلیل_کوتاه
#آسیای_میانه
#ترکمنستان

📝شهرام پیرانی

🔹در جغرافیای پیچیده آسیای مرکزی، ترکمنستان به عنوان همسایه شمال‌شرقی ایران، جایگاهی متمایز و ‏چندبعدی در سیاست خارجی ایران دارد. این روابط که ریشه در اشتراکات تاریخی، ‏فرهنگی و جغرافیایی دارد، در عین حال تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی منطقه و محدودیت‌های ساختاری ‏آن قرار گرفته است. تحلیل این رابطه نشان می‌دهد که ترکمنستان برای ایران نه یک متحد استراتژیک، بلکه ‏همسایه‌ای کلیدی در چارچوب سیاست «نگاه به شرق» و تنوع‌بخشی به روابط خارجی است.‏

💢پیشینه روابط دو کشور

🔸ایران و ترکمنستان بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارند و پس از استقلال ترکمنستان در ۱۹۹۱، ایران از ‏نخستین کشورهایی بود که استقلال این کشور را به رسمیت شناخت. این اقدام سریع نشان‌دهنده درک تهران ‏از اهمیت ژئوپلیتیک همسایه جدید بود. روابط دو کشور بر پایه اصول «بی‌طرفی مثبت» ترکمنستان و «نگاه به ‏شرق» ایران استوار شده است. اشتراکات مذهبی (هر دو کشور دارای جمعیت اکثریت مسلمان هستند) و ‏همگرایی فرهنگی در مناطق مرزی، بستر مناسبی برای توسعه روابط دو کشور فراهم کرده است.‏

💢ابعاد همکاری‌ها

🔸همکاری‌های اقتصادی و ترانزیتی: ترکمنستان به عنوان دروازه ورود ایران به بازارهای آسیای ‏مرکزی عمل می‌کند. کریدورهای ترانزیتی شمال-جنوب و شرق-غرب که از ترکمنستان ‏می‌گذرند، برای ایران اهمیتی حیاتی دارند. خط لوله گاز ایران-ترکمنستان، اگرچه گاه به دلیل ‏اختلافات مالی با چالش مواجه شده، اما نمادی از وابستگی متقابل دو کشور به هم در حوزه انرژی ‏است. پروژه کریدور ترانزیتی قزاقستان-ترکمنستان-ایران که بخشی از ابتکار کریدور ترانزیتی ‏بین‌المللی شمال-جنوب است، ایران را به شبکه ریلی آسیای مرکزی متصل می‌کند و امکان ‏دسترسی کشورمان به بازارهای چین و کشورهای آسیای مرکزی را فراهم می‌کند. این کریدور نقش ‏مهمی در کاهش وابستگی ایران به مسیرهای دریایی سنتی دارد.‏

🔸مسائل امنیتی و مرزی: همکاری‌های امنیتی دو کشور به ویژه در مبارزه با قاچاق مواد مخدر و ‏تروریسم، بخش مهمی از روابط دوجانبه را تشکیل می‌دهد. مرز مشترک طولانی، نیاز دو کشور به ‏هماهنگی امنیتی برای مقابله با تهدیدات فرامرزی را افزایش داده است.‏

🔸همکاری‌های فرهنگی: ابعاد همکاری‌های فرهنگی دو کشور در سال‌های اخیر، عمدتاً بر مبادله آثار ‏هنری، برپایی نمایشگاه‌های مشترک و توسعه آموزش زبان فارسی در ترکمنستان متمرکز بوده است. ‏این اقدامات در راستای تحکیم پیوندهای فرهنگی-تاریخی میان دو کشور صورت گرفته است.‏

چالش‌ها و محدودیت‌ها

🔸رقابت‌های منطقه‌ای: موقعیت ترکمنستان در میان قدرت‌هایی مانند روسیه، چین و بازیگران غربی، ‏فضای مانور این کشور را محدود کرده است. سیاست بی‌طرفی آشکار ترکمنستان مانع تعمیق روابط ‏این کشور با ایران شده است. همچنین، رقابت ایران با ترکیه بر نفوذ در جهان ترک‌زبان، می‌تواند بر ‏روابط تهران-عشق‌آباد سایه بیندازد.‏

🔸مسائل اقتصادی: وابستگی ترکمنستان به صادرات گاز و اقتصاد تک‌محصولی و تفاوت در نظام‌های ‏بانکی و مالی، باعث محدود شدن مبادلات اقتصادی دو کشور شده است. افزون بر آن، تحریم‌های ‏بین‌المللی علیه ایران، تمایل شرکت‌های ترکمن برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌های مشترک را نیز ‏کاهش داده است.‏

🔸تأثیر بازیگران فرامنطقه‌ای: نفوذ روزافزون چین در ترکمنستان از طریق ابتکار «کمربند و راه» و ‏همچنین روابط سنتی ترکمنستان با روسیه، بر عمق استراتژیک روابط ایران و ترکمنستان تأثیر ‏گذاشته است. سرمایه‌گذاری کلان چین در بخش انرژی ترکمنستان، وابستگی این کشور به پکن را ‏افزایش داده و فضای مانور ایران را محدود کرده است.‏

💢چشم‌انداز آینده

🔸با توجه به تحولات منطقه و نیاز ایران به کریدورهای ترانزیتی جایگزین، اهمیت ‏ترکمنستان برای ایران بیش از گذشته افزایش یافته است. آینده روابط دو کشور به توانایی آنان در حل مسائل ‏مرزی در دریای خزر، توسعه همکاری‌های چندجانبه و تبدیل اشتراکات فرهنگی به همکاری‌های اقتصادی ‏ملموس بستگی دارد. واقعیت این است که ترکمنستان همسایه‌ای مهم برای ایران است؛ کشوری که علیرغم ‏محدودیت‌های ناشی از سیاست بی‌طرفی خود و رقابت قدرت‌های بزرگ، به دلیل پیوندهای جغرافیایی و ‏فرهنگی، نقشی اجتناب‌ناپذیر در محاسبات امنیتی و اقتصادی ایران دارد.

موفقیت دیپلماسی ایرانی در قبال ‏عشق‌آباد، در گرو درک این واقعیت است که روابط با ترکمنستان ذاتاً «نواری باریک از همکاری‌های ‏عملی» است تا یک اتحاد استراتژیک گسترده. تقویت این رابطه مستلزم دیپلماسی فعال، انعطاف‌پذیری در ‏مسائل مورد مناقشه و تمرکز بر پروژه‌های کوچک و متوسط با منافع ملموس برای دو طرف است.‏

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👌21👏1
🌐چگونه دیوان عالی در مهار قدرت‌طلبی ترامپ شکست خورد؟

#تحلیل_کوتاه
#واشنگتن
#ترامپ

🔹استقلال دیوان عالی، همیشه یکی از عوامل اصلی ثبات دموکراسی و حفظ توازن قوا در آمریکا بوده است که ریشه در سازوکارهای موجود در قانون اساسی این کشور دارد. مطابق قانون اساسی رئیس جمهور قضات دیوان عالی را انتخاب می‌کند که باید مورد تأیید سنا قرار گیرند؛ اما برکنارشدن‌شان تنها از طریق فرآیند استیضاح در سنا آن هم با شرایط بسیار خاصی رخ می‌دهد. با وجود اینکه این سازوکار حقوقی تاکنون ثابت باقی مانده است؛ اما عوامل دیگری در دیوان در حال تغییر توازن قوا به نفع قوه مجریه در دوران ترامپ هستند.

🔸ترامپ در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ سه قاضی با جهت‌گیری‌های محافظه‌کارانه را برای دیوان عالی برگزید (نیل گورسچ، برت کاوانا، ایمی بارت) که مورد تأیید سنا نیز قرار گرفتند. این سه انتخاب موازنه را به نفع جمهوری‌خواهان تغییر داد. به عنوان نمونه، این نهاد در سال ۲۰۲۲ با لغو رأی تاریخی Roe v. Wade، به حق سقط جنین به‌عنوان یک حق قانونیِ مندرج در قانون اساسی که مورد حمایت دموکرات‌ها بود پایان داد و آن را تبدیل به یک مسئله ایالتی کرد. البته دیوان عالی با اکثریتی محافظه‌کار نه فقط به جمهوری‌خواهان بلکه به شخص ترامپ نیز کمک‌های فراوانی کرده است.

🔸در سال ۲۰۲۴ که انتخابات ریاست‌جمهوری و پرونده‌های حقوقی علیه ترامپ همزمان شده بودند، بحثی حقوقی بر سر مصونیت قضایی رئیس جمهور شکل گرفت و سرانجام دیوان عالی در حکمی، به اقدامات رسمی رئیس جمهور مصونیت بخشید. اگرچه پیروزی در انتخابات عملاً پرونده‌های ترامپ را مختومه کرد؛ اما حکم دیوان کمک مهمی به ترامپ در پرونده‌های دخالت در انتخابات فدرال بود. این حکم همچنین دست ترامپ و به طور کل رئیس جمهور را برای سوءاستفاده از قدرت بازتر کرد.

🔸مسئله مهار قدرت مجریه توسط دیوان عالی در دوره دوم ترامپ چالش‌های جدی‌تری دارد که یک نمونه آن، موضوع نهادهای فدرال مستقل از قوه مجریه هست. در قضیه خرید «وارنر برادرز» توسط نتفلیکس، ترامپ که طرفدار این معامله است ربکا اسلاتر، یکی از پنج کمیسر کمیسیون تجارت فدرال –نهاد مجری قوانین ضدانحصار- را به این بهانه اخراج کرد که خدمتش «با اولویت‌های دولت همخوان نبود.» طبق سابقه‌ای ۹۰ ساله، این اقدام باید غیرقانونی باشد؛ زیرا در سال ۱۹۳۵، دیوان حکم داد که اخراج ویلیام همفری، کمیسر کمیسیون، توسط فرانکلین روزولت غیرقانونی بوده است. اما همانطور که اکونومیست عنوان کرد، دیوان عالی محافظه‌کار امروز با بسط قدرت دولت در برابر نهادهای مستقل همدل‌تر است.

🔸در دوره نخست نیز مسئله مشابهی ایجاد شده بود. در سال ۲۰۲۱، دیوان عالی اعلام کرد مشروط‌کردن رئیس جمهور برای اخراج رئیس آژانس تأمین مالی مسکن فدرال (FHFA) به یافتن «دلیل موجه» ناقض اختیارات قوه مجریه در قانون اساسی خواهد بود. این حکم به ترامپ اجازه داد تا همان سال ویلیام پولت، بنیان‌گذار یک شرکت خانه‌سازی را به‌عنوان رئیس این آژانس منصوب کند. به نظر می‌رسد در پرونده اخیر ترامپ در برابر «اسلاتر» نیز دیوان عالی به نفع ترامپ رأی داده و کنترل دولت بر کمیسیون تجارت فدرال را تثبیت کند.

🔸عقب‌نشینی دیوان در برابر ترامپ در مسئله بودجه نیز مشهود است. هنگامی که ترامپ طی یک فرمان اجرایی غالب بودجه آژانس ایالات متحده برای توسعه بین‌المللی (USAID) قطع کرد که منجر به تعطیلی ۸۰٪ برنامه‌های این آژانس شد، دیوان عالی تنها بخش اندکی از بودجه آژانس (۲ میلیارد دلار) را به دلیل شکایت برخی پیمانکاران آژانس از ترامپ احیا کرد؛ حتی علی‌رغم اینکه این بودجه به تصویب کنگره رسیده بود.

🔸جانبداری دیوان از سیاست‌های ترامپ احتمالاً به قضیه تعرفه‌ها نیز سرایت کند. به‌زودی، دیوان حکم خود را در خصوص قانونی‌بودن یا نبودن تعرفه‌های ترامپ منتشر می‌کند. مطابق قانون اساسی، حق تعیین مقررات و محدودیت بر تجارت خارجی برای کنگره است. کنگره نیز براساس قوانینی و مقید به شروط خاصی این حق را به دولت واگذار کرده است. اما ترامپ با تفسیر موسع از قوانین کنگره در حال اعمال گسترده تعرفه است و دیوان فشار می‌آورد رأی را به نفع او صادر کند.

دیوان عالی آمریکا با اکثریت محافظه‌کار شکل‌گرفته در دوران ترامپ، به‌تدریج از نقش سنتی خود در مهار قدرت قوه مجریه عقب‌نشینی کرده است. از مصونیت قضایی رئیس‌جمهور تا تضعیف نهادهای مستقل و حمایت از سیاست‌های بودجه‌ای و تعرفه‌ای، دیوان عالی عملاً به گسترش قدرت‌طلبی ترامپ مشروعیت حقوقی داده است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍96👏1
♦️توافق گازی مصر و اسرائیل: پشت‌پرده اعلام رسمی نتانیاهو
▪️رویه‌الاخباریه

#رویة_العربیة
#غرب_آسیا
#دیپلماسی_انرژی

🔹اعلام خبر قرارداد عظیم صادرات گاز میدان «لویاتان» اسرائیل به مصر با ارزش تقریبی ۳۵ میلیارد دلار توسط نتانیاهو در مقابل افکار عمومی در نگاه نخست شبیه یک خبر اقتصادی معمولی به نظر می‌رسید. با این وجود دقت در زمان اعلام، شیوه تصویب، حجم درآمدهای اعلام‌شده و ماهیت طرف‌های ذی‌نفع، روشن می‌کند که با روایتی به‌مراتب پیچیده‌تر روبه‌رو هستیم که در آن سیاست با امنیت، اقتصاد با ژئوپلیتیک، و تبلیغات دولتی درهم تنیده است.

💢 از مذاکرات پنهانی تا اعلام سیاسی؛ قرارداد چگونه متولد شد؟

🔸مذاکرات اولیه قرارداد مدت‌ها پیش انجام شده بود. شرکت‌های بهره‌بردار میدان لویاتان، در رأس آن‌ها شرکت آمریکایی «شورون» و شرکای اسرائیلی‌اش، توافق‌هایی با طرف مصری برای تأمین گاز امضا کرده بودند. با این حال، مانع اصلی نه ماهیت تجاری، بلکه ملاحظات سیاسی و مقرراتی در داخل اسرائیل بود.

🔸آمریکا نقش غیرمستقیمی در سوق دادن دولت اسرائیل به نهایی‌سازی این پرونده ایفا کرده است؛ چرا که این قرارداد به ثبات بازار انرژی منطقه‌ای کمک می‌کند و با منافع آمریکا در شرق مدیترانه هم‌خوانی دارد. همچنین اعلام خبر توسط نتانیاهو در یک سخنرانی سیاسی خطاب به افکار عمومی با تاکید بر درآمد سرشار حاصل از آن، تلاشی آشکار برای تبدیل یک قرارداد اقتصادی به ابزاری سیاسی در مواجهه با انتقادهای فزاینده از عملکرد دولت بود.

💢ذی‌نفع واقعی کیست؟

🔸یکی از بحث‌برانگیزترین جنبه‌های قرارداد گازی، ارقامی است که نتانیاهو ارائه کرده است. ارزش کل قرارداد حدود ۳۵ میلیارد دلار برآورد شده که لزوماً به معنای ورود مستقیم آن به خزانه نیست. بخش بزرگی از درآمدها به شرکت‌های بهره‌بردار، هزینه‌های توسعه، حفاری و انتقال اختصاص خواهد یافت، افزون بر مالیات‌ها و حق امتیازهایی که میزان واقعی آن‌ها بسته به قیمت‌های جهانی گاز متغیر است.

🔸مدت‌زمان طولانی قرارداد (تا حدود سال ۲۰۴۰) باعث توزیع درآمدها در سال‌های متعدد می‌شود؛ امری که اثر مالی فوری آن را، برخلاف تبلیغات دولت کاهش می‌دهد. در مقابل، منتقدان قرارداد معتقدند دولت تضمین‌های کافی برای حفاظت از بازار داخلی ارائه نکرده است و صادرات حجم بالای گاز می‌تواند عرضه داخلی را کاهش دهد یا به تثبیت قیمت‌های بالا برای مصرف‌کنندگان منجر شود.

💢چرا مصر؟

🔸انتخاب مصر به‌عنوان شریک اصلی در این قرارداد تصادفی نیست. قاهره از زیرساخت‌های پیشرفته‌ای برای مایع‌سازی گاز برخوردار است که آن را به دروازه‌ای ایده‌آل برای صادرات مجدد گاز به اروپا تبدیل می‌کند. این قرارداد جایگاه مصر را به‌عنوان یک مرکز منطقه‌ای انرژی تقویت می‌کند، اما در عین حال به اسرائیل نوعی نفوذ غیرمستقیم می‌بخشد؛ زیرا بخشی از امنیت انرژی مصر به تأمین گاز از میادین دریایی اسرائیل گره می‌خورد.

💢گاز به‌مثابه ابزار نفوذ

🔸قرارداد گاز را نمی‌توان از صحنه امنیتی شرق مدیترانه جدا کرد. میادین گازی و خطوط لوله، تأسیسات راهبردی بسیار حساسی به شمار می‌روند و هرگونه تشدید تنش منطقه‌ای می‌تواند این تأسیسات را به اهداف بالقوه تبدیل کند. اسرائیل که میلیاردها دلار در توسعه میادین دریایی خود سرمایه‌گذاری کرده، ناچار است تدابیر حفاظتی خود را تقویت کند. این بعد امنیتی، هزینه پنهانی دارد که به‌ندرت در گفتمان رسمی مطرح می‌شود.

🔸از سوی دیگر صادرات گاز به‌عنوان ابزاری برای تقویت ائتلاف‌های منطقه‌ای و پیوند دادن منافع کشورها با ثبات اسرائیل به کار گرفته می‌شود. اما ائتلاف‌هایی که بر پایه منافع اقتصادی بنا می‌شوند، در صورت تغییر معادلات سیاسی به‌سرعت دگرگون خواهند شد.

💢صداهای مخالف و پرسش‌های بی‌پاسخ

🔸این قرارداد در داخل اسرائیل مخالفان زیادی دارد. احزاب مخالف و کمیته‌های پارلمانی خواستار انتشار کامل جزئیات توافق و اعمال نظارت گسترده‌تر بر آن شده‌اند. نگرانی‌هایی وجود دارد که درآمدهای گاز به ابزاری سیاسی در دست دولت تبدیل شود، نه بخشی از یک سیاست اقتصادی بلندمدت و منسجم. فعالان محیط‌زیست نیز نسبت به پیامدهای این قرارداد هشدار داده‌اند و معتقدند سرمایه‌گذاری گسترده در گاز، گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر را به تعویق می‌اندازد.

💢جمع‌بندی

در حالی که دولت اسرائیل تأکید دارد این قرارداد به نفع دولت و شهروندان است، پرسش‌های مربوط به شفافیت، توزیع درآمدها، حفاظت از بازار داخلی و پیامدهای زیست‌محیطی همچنان بی‌پاسخ باقی مانده‌اند. در نهایت، ممکن است این قرارداد به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین توافق‌های انرژی در تاریخ منطقه ثبت شود، اما در عینحال نمونه‌ای خواهد بود از اینکه چگونه گاز می‌تواند به‌طور هم‌زمان مزیتی اقتصادی، ابزاری برای نفوذ سیاسی و نیز منبع پایان‌ناپذیر مناقشه باشد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👎1👏1
🌐محرک‌ها و موانع مرحله دوم آتش‌بس غزه کدامند؟

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه #جنگ_غزه

📝محسن فایضی

🔹قرار است نتانیاهو و ترامپ هفته آینده در آمریکا با هم دیدار کنند. در خصوص این دیدار گمانه‌زنی‌هایی ‏حول تصمیمات نتانیاهو برای اقناع ترامپ در پرونده‌های ایران، لبنان و منطقه شنیده می‌شود. اما یکی از گمانه‌‏زنی‌های محتمل، موضوع مرحله دوم آتش بس در غزه است. با اتمام تبادل اسرا و اجساد (جز یک جسد که ‏پیدا نشده است) کاخ سفید به دنبال آغاز مرحله دوم آتش‌بس در‎ ‎غزه همزمان با آغاز سال 2026 میلادی ‏است.

💢نبود داوطلب برای تشکیل کمیته بین‌المللی صلح

🔸یکی از اصلی‌ترین پیش‌نیازهای مرحله دوم براساس طرح ترامپ، شکل‌گیری یک کمیته نظامی بین‌المللی ‏برای بدست گرفتن تسلط و امنیت نوار‎ ‎غزه و سپس اجرایی کردن خلع سلاح حماس است. هفته گذشته به ‏منظور مقدمه‌سازی برای مرحله دوم، نشستی در دوحه با مدیریت ویتکاف با حضور برخی کشورها به منظور ‏تشکیل کمیته صلح بین‌المللی متشکل از نیروهای نظامی کشورهای مختلف، برگزار شد که بواسطه عدم ‏موفقیت کامل، شاهد صدور بیانیه یا اعلام رسمی از سوی قطر، ویتکاف و یا اسرئیلی‌ها نبودیم.‏

💢حضور ترکیه و قطر، ممکن‌ترین و غیرممکن‌ترین سناریو؟

🔸علی‌رغم مخالفت اسرائیلی‌ها، جمعه گذشته ویتکاف در میامی با مسئولین قطری و ترکی برای مرحله دوم و ‏ادامه آتش‌بس دیدار کرد و بیانیه مشترکی هم منتشر شد. بیانیه‌ای که خوش‌بینی‌هایی از تلاش آمریکایی‌ها ‏برای ورود به مرحله دوم ایجاد کرد، اما سوال اصلی در خصوص حضور نیروهای بین‌المللی در غزه همچنان ‏پابرجاست و بسیار بعید است با توجه به مخالفت‌های تل‌آویو، مدیریت کمیته غزه به آنکارا یا دوحه سپرده ‏شود. به‌نظر می‌رسد که ویتکاف می‌داند بدون نقش‌آفرینی این دو بازیگر نزدیک به حماس و هم چنین ‏مصری‌ها شاید نتواند توافقی با حماس برای آینده و ادامه آتش‌بس داشته باشد.‏

💢خلع سلاح و آینده حماس

🔸موضوع اصلی مرحله دوم، خلع سلاح حماس است. هاآرتص در گزارشی می‌نویسد که تل‌آویو هرگز آماده ‏آغاز مرحله دوم نیست؛ زیرا در اسرائیل نگرانی اصلی حول این است که چگونه خلع سلاح با ادامه عقب‌نشینی ‏نیروهای ارتش اسرائیل از اراضی نوار غزه مرتبط خواهد شد و این‌که سازوکار افشای تونل‌های باقی‌مانده در ‏اختیار حماس و نابودی آن‌ها قرار است چگونه باشد.

🔸عاموس هرئیل کارشناس شناخته‌شده اسرائیلی در یادداشتی تاکید می‌کند خود حماس نیز علاقه‌مند به رفتن به ‏مرحله بعدی است، زیرا به این نتیجه رسیده است که هیچ تهدید واقعی برای حکومت آن، حداقل در نیمه غربی ‏نوار غزه (پشت خط زرد) وجود ندارد. به همین دلیل، تلاش‌ها برای یافتن جسد آخرین سرباز مفقود شده را ‏ادامه می‌دهد. سوال اصلی اکنون این است: آیا ترامپ نتانیاهو را مجبور به پیشروی به مرحله دوم خواهد کرد؟ ‏در اسرائیل به نظر می‌رسد همه چه در نهادهای نظامی و اطلاعاتی و چه در کابینه نتانیاهو معتقدند که طرح ‏ترامپ یعنی استقرار نیروهای بین‌المللی در غزه کمکی به خلع سلاح حماس نخواهد کرد.‏

💢ترامپ، دنبال مرحله دوم آتش‌بس است؟

🔸در روزهای اخیر شبیه این گزاره را در رسانه‌های عبری زیاد می بینیم که «ترامپ برای حفظ تصویر خود به ‏عنوان یک صلح‌طلب جهانی استثنایی، فکر می‌کند که باید در پرونده نوار غزه پیشرفت کند.» او با اینکه ‏می‌داند گذار به مرحله دوم با مشکل مواجه است اما برای اعلام جشن در ماه آینده آماده است.‏

🔸ناحوم بارنیع خبرنگار یدیعوت آحرونوت و باراک راوید خبرنگار آکسیوس هر دو مدعی شده‌اند که ترامپ ‏به دلیل ترور رائد سعد از نتانیاهو خشمگین است. اما باراک راوید تاکید می‌کند: «ترامپ مطمئناً برای هیچ ‏شبه‌نظامی(عضو قسام) اشک نمی‌ریزد ... اما آنچه دولت آمریکا را نگران می‌کند، ترس از این است که ‏اسرائیل ممکن است عمداً سعی در خرابکاری در اجرای مراحل بعدی داشته باشد.»‏

🔸براساس گزارش آمریکایی‌ها، موانع در حال افزایش است و احتمالاً جدول زمانی به تأخیر خواهد افتاد؛ اما ‏ترامپ اصرار دارد شروع مرحله دوم را پرسروصدا اعلام کند. تاکنون تنها چند کشور متعهد شده‌اند که به ‏نیروی تثبیت کمک کنند و هیچ‌کدام در حال حاضر قصد ندارند نیروهای خود را پشت خط زرد که تحت ‏کنترل حماس است مستقر کنند.‏

💢جمع‌بندی

مرحله دوم آتش‌بس اکنون با مولفه‌ها و موانع زیادی روبروست و با توجه به ابهامات چگونگی آن و ‏بازیگران تشکیل‌دهنده کمیته صلح با چشم‌انداز تاریکی روبروست. ضمن آنکه نقش‌آفرینی ‏قطر و ترکیه، وضعیت انسانی نوار غزه و میزان کمک‌های بشر دوستانه، خروج یا عدم خروج کامل اسرائیل از غزه و همچنین شرایط جبهه شمال یعنی لبنان از دیگر مولفه‌هایی هستند که ورود به ‏مرحله دوم آتش‌بس غزه را پیچیده‌تر می‌کنند.‏

🔁مطالب مرتبط
▫️پاسخ حماس به طرح ترامپ: تله یا فرصت؟
▫️رویکرد حماس پس از آتش‌بس

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6🔥1👏1