#تحلیل_کوتاه
#هیدروپلیتیک #تحولات_منطقه
🔹بررسیها نشان میدهد که خشکسالی از یک پدیده صرفاً زیستمحیطی فراتر رفته و به یکی از متغیرهای کلیدی در معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی جهان معاصر تبدیل شده است. بر اساس برآورد نهادهای بینالمللی، حدود ۴۰ درصد از اراضی جهان در سالهای اخیر با خشکسالی شدید و مداوم مواجه بودهاند؛ روندی که منجر به کاهش دسترسی به آب آشامیدنی سالم، افت تولید کشاورزی، بیکاری گسترده و تشدید ناامنی غذایی شده است.
🔸بخش کشاورزی حدود یکچهارم نیروی کار جهانی را در خود جای داده است و بیش از ۸۰ درصد آسیبهای اقتصادی ناشی از خشکسالی را متحمل میشود. اثر کاهش بارندگی، افزایش دما و بیثباتی الگوهای اقلیمی در بخشهای مختلف غرب آسیا، شمال آفریقا، آسیای مرکزی و جنوب آسیا ترجمان اقتصادی شدیدی پیدا میکند؛ چرا که در اغلب این کشورها، وابستگی معیشتی به کشاورزی بالاست و علاوه بر کاهش شدید محصول، بعضا تا ۸۰ درصد تلفات دام نیز عارضه خشکسالی هستند.
🔸در حقیقت، خشکسالی صرفاً به معنای مشقت در دسترسی به آب نیست؛ بلکه با فشار بر اقتصاد، معیشت و ثبات اجتماعی در یک کشور دولتها را ناگزیر به اتخاذ تصمیمات فوری و اغلب یکجانبه برای مدیریت بحران داخلی میکند. این تصمیمات، بهویژه در حوضههای آبریز فرامرزی، ناخواسته به پیچیدهتر شدن تعاملات سیاسی میان کشورهای بالادست و پاییندست و شکلگیری منازعات هیدروپلیتیکی میانجامند.
💢خاورمیانه
🔸در محیط خاورمیانه، خشکتر شدن اقلیم و رشد تقاضای داخلی برای آب و انرژی، فشار مضاعفی بر حوضههای آبریز مشترک وارد کرده است. کاهش جریان رودخانههای نیل، دجله، فرات و اردن تنها محصول تغییرات اقلیمی نیست، بلکه با پروژههای گسترده مهار آب در بالادست نیز همزمان شده است. به عنوان مثال یک قرائت این است که در ترکیه، برنامههای کلان سدسازی به مثابه ابزاری برای کاهش آسیبپذیری اقلیمی و پاسخی به نیازهای جمعیتی و اقتصادی دنبال شدهاند؛ با این حال، پیامدهای فرامرزی آنها برای کشورهای پاییندست، بهویژه سوریه، عراق و ایران قابل چشمپوشی نیست.
🔸در عراق، ترکیب خشکسالی و کاهش ورودی آب از بالادست موجب افت بیسابقه ذخایر آبی شده و بنا بر برخی برآوردها، ذخیره آب بزرگترین سد این کشور تا حدود ۹۰ درصد نسبت به میانگینهای تاریخی کاهش یافته است. در سوریه نیز، خشکسالی ممتد منجر به سقوط شدید تولید گندم از رکورد ۴ میلیون تن به حدود یک میلیون تن شده است؛ شکافی که با افزایش واردات بر عمق بحران اقتصادی این کشور تحریمزده افزوده است.
💢آسیای مرکزی و جنوب آسیا
🔸در آسیای مرکزی و پیرامون آن، خشکسالی با شدت و ابعاد متفاوتی در حال بازتعریف روابط آبی است. افغانستان برای چندمین سال متوالی با یکی از شدیدترین امواج خشکسالی خود مواجه بوده است؛ بهگونهای که تولید محصولات زراعی در برخی مناطق تا ۵۰ درصد کاهش یافته، در حالی که حدود ۸۰ درصد جمعیت این کشور بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به درآمد کشاورزی وابستهاند. افت شدید بازدهی کشت دیم و ناامنی غذایی گسترده، کابل را به سمت اجرای پروژههای مهار آب و توسعه زیرساختهای آبی سوق داده است. پروژههایی نظیر کانال قوشتپه، که آب را از سرشاخههای رودخانه فرامرزی آمودریا منحرف میکند، از منظر تصمیمگیران افغان راهبردی برای بقا و تثبیت معیشت داخلی تلقی میشود، اما همزمان نگرانیهای جدی در کشورهای پاییندست ایجاد کرده است.
🔸در بالادست حوضه آمودریا و سیردریا، تاجیکستان و قرقیزستان با اتکای قابلتوجه به برقآبی، ناگزیر به ذخیرهسازی آب پشت سدها و رهاسازی آن متناسب با نیازهای تولید انرژی هستند. این الگوی بهرهبرداری، که منطق آن بیش از آنکه کشاورزیمحور باشد انرژیمحور است، با نیازهای آبی کشورهای پاییندست نظیر ازبکستان و ترکمنستان همخوانی ندارد. نتیجه این ناهمزمانی، کاهش آب ورودی به اراضی کشاورزی پاییندست و ظهور یکی از نمادینترین فجایع زیستمحیطی جهان، یعنی محو تقریبی دریای آرال، بوده است.
💢جمعبندی
🔄 مطالب مرتبط:
◽️ تاثیرات اقلیمی و زیستمحیطی ذوب شدن یخچالهای تاجیکستان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤3👎1👏1
#اکوتهران
#اقتصاد_آمریکا
#آمریکا
🔸ایالات متحده در سال 2019 ، شرکت تامین مالی توسعه بینالمللی آمریکا یا به اختصار DFC را به عنوان بازوی سرمایهگذاری دولت آمریکا تأسیس نمود تا با ارائه ابزارهای مالی جدید و انعطافپذیر، به پروژههای زیرساختی و توسعهای در کشورهای در حال توسعه ورود کند. این شرکت از ادغام نهاد OPIC و بخشی از USAID تشکیل شده است. هدف DFC تقویت نفوذ اقتصادی و سیاسی آمریکا در کشورها و جذب سرمایههای خصوصی برای پروژههایی است که همزمان منافع اقتصادی و استراتژیک آمریکا را پیش ببرند.
💢تاریخچه و انگیزه تشکیل
🔹قبل از تأسیس DFC، ایالات متحده از طریق OPIC و ابزارهای اعتباری USAID از پروژههای توسعهای پشتیبانی میکرد. با افزایش پیچیدگی پروژههای زیرساختی و ظهور ابتکار کمربند و جاده چین، نیاز به نهادهایی با تواناییهای بزرگتر و انعطافپذیرتر برای جذب سرمایههای خصوصی و پیشبرد اهداف استراتژیک آمریکا احساس شد. قانون BUILD که در ۲۰۱۸ تصویب شد، پایهگذار تأسیس DFC بود.
💢تفاوت DFC با آژانس توسعه بینالمللی آمریکا USAID
🔹تفاوت DFC با USAID در این است که در حالی که USAID بیشتر به کمکهای بلاعوض و توسعه بشری اختصاص داشت اما DFC به عنوان یک نهاد مالی، با استفاده از وامها، سرمایهگذاری و تضمینها، پروژههایی را حمایت میکند که هم توسعهای و هم استراتژیک هستند. این نهاد جدید در مقایسه با USAID تمرکز ویژهای بر اقتصادی بودن پروژهها و بازگشت سرمایه دارد.
💢ماموریتها، ساختار حاکمیتی و اعضای هیئت مدیره
🔹ساختار DFC بر اساس یک هیئت مدیره ۹ نفره شکل گرفته که شامل مقامهای دولتی و اعضای بخش خصوصی است. رئیس هیئت مدیره وزیر امور خارجه و نایب رئیس آن مدیر USAID است. این نهاد برای جذب سرمایه به همکاری با بخش خصوصی پرداخته و اهداف خود را شامل توسعه اقتصادی پایدار، پیشبرد منافع ملی آمریکا از طریق حمایت از زنجیرههای تأمین مواد معدنی و فناوری، و رعایت استانداردهای زیستمحیطی، اجتماعی و حکمرانی میداند.
💢رقابت سرمایهگذاری با چین
🔹در دهه گذشته، چین از طریق ابتکار کمربند و جاده به بزرگترین تأمینکننده وام و اعتبار در کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است. این ابتکار بیش از ۱۴۶ کشور را جذب کرده و سرمایهگذاریهای کلانی در پروژههای زیرساختی انجام داده است. ایالات متحده و شرکای غربی نمیتوانند از نظر حجم سرمایهگذاری با چین رقابت کنند، اما DFC توانسته با سرمایهگذاری بیش از ۵۰ میلیارد دلار در ۱۱۴ کشور، جایگاه ایالات متحده را به عنوان رقیب جدی در این رقابتها تثبیت کند.
🔹آفریقا یکی از مناطق کلیدی در رقابت سرمایهگذاری است. در حالی که چین سرمایهگذاریهای زیادی در این قاره انجام داده، ایالات متحده نیز در سال ۲۰۲۳ برای اولین بار از چین پیشی گرفته و ۷٫۸ میلیارد دلار سرمایهگذاری در آفریقا انجام داده است. با این حال، آمریکا برای حفظ این برتری نیازمند استراتژیهای هوشمندانهتر و جذب بیشتر سرمایههای بخش خصوصی است.
🔹دولت آمریکا برای مقابله با رشد چین، ابتکار شراکت برای زیرساختهای جهانی و سرمایهگذاری یا به اختصار PGI را معرفی کرده است که از DFC به عنوان ابزار اصلی آن استفاده میکند. این ابتکار تضمین میکند که پروژههای سرمایهگذاری با معیارهای بالا از لحاظ محیط زیست، اجتماعی و مالی در کشورهای شریک اجرا شوند.
💢کریدور لوبیتو آفریقا، نمونه حضور موفق DFC
🔹یکی از پروژههای مهم DFC در آفریقا، کریدور لوبیتو است که شامل بهروزرسانی یک خطآهن ۱۳۰۰ کیلومتری در آنگولا برای اتصال معادن مس و کبالت از کنگو و زامبیا به اقیانوس اطلس است. این پروژه میتواند وابستگی کشورهای منطقه به چین را کاهش دهد. DFC در این پروژه و دیگر پروژههای مشابه تلاش دارد تا زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی آمریکا را متنوع و توان تولیدی کشورهای آفریقایی را تقویت کند.
💢نتیجهگیری
🔹با این حال، موفقیت DFC به مواردی همچون افزایش منابع، جذب سرمایهگذاران خصوصی و انتخاب دقیق پروژهها بستگی دارد. علاوه بر این، DFC باید تلاش کند تا اهداف توسعهای و منافع مالی را با هم تلفیق کند تا از تبدیل شدن به یک بانک صرفاً سودمحور جلوگیری کند. در نهایت، موفقیت این راهبرد به هماهنگی بیشتر، افزایش منابع و تعهد سیاسی پایدار نیاز دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤1👏1
#تحلیل_کوتاه
#چین #اروپا
📝مصطفی یوسفی
🔹در دسامبر ۲۰۲۵، امانوئل ماکرون چهارمین سفر رسمی خود به چین را انجام داد. این سفر از نظر پروتکل استثنایی بود؛ شی جینپینگ شخصاً رئیسجمهور فرانسه را تا استان سیچوان همراهی کرد؛ رفتاری که حتی در سفر ترامپ در ۲۰۱۷ دیده نشده بود و نشاندهنده اهمیت ویژه پکن برای روابط با فرانسه داشت.
🔸اروپا در این مقطع با دو چالش بزرگ روبهروست: کسری تجاری عظیم با چین (۳۰۵ میلیارد یورو تنها در سال ۲۰۲۴) و نیاز فوری به فشار بیشتر بر روسیه. چین اما نه تنها حمله روسیه را محکوم نکرده، بلکه نزدیک به ۹۰ درصد کالاهای دو منظوره مشمول کنترل صادرات گروه هفت را به مسکو تحویل میدهد. این وضعیت باعث شده امنیت و تجارت دیگر قابل تفکیک نباشند و چین برای اروپا همزمان شریک، رقیب و چالش امنیتی چندبعدی تلقی شود.
💢دلایل و اهداف سفر ماکرون
🔸ماکرون با هیأتی بزرگ از مدیران ارشد شرکتهایی نظیر ایرباس، آلستوم، اشنایدر الکتریک و بیانپی پاریبا سفر کرد. اهداف اعلامی او چندلایه بود: کاهش کسری تجاری فرانسه و اروپا، جذب قراردادهای بزرگ صنعتی و ایجاد شغل، حفظ استقلال راهبردی اروپا در برابر آمریکا، و مهمتر از همه، ترغیب چین به ایفای نقش سازندهتر در بحران اوکراین و توقف حملات به زیرساختهای حیاتی این کشور. او همچنین موضوعات محیط زیستی و همکاریهای علمی را در دستور کار قرار داد.
💢اهداف چین از میزبانی
🔸چین اما اهداف متفاوتی را دنبال میکرد. پکن میخواست با تقویت روابط دوجانبه با فرانسه نفوذ خود را در تصمیمگیریهای بروکسل افزایش دهد، فشارهای تجاری اروپا و آمریکا را کاهش دهد، از شکافهای درونی اروپا مثل اختلاف فرانسه و آلمان بر سر تعرفه خودروهای برقی چینی، بهرهبرداری کند و سرانجام تصویر خود را به عنوان قدرت مسئول جهانی بهبود بخشد. همراهی غیرمعمول شی جینپینگ با مکرونماکرون و بازدید مشترک از سد تاریخی دوجیانگیان و تأکید بر موضوعاتی مانند حفاظت از پانداها دقیقا در خدمت همین تصویرسازی بود.
💢نتایج سفر
🔸نتایج ملموس سفر اما بسیار محدود بود. تنها دوازده توافق یا یادداشت تفاهم امضا شد که عمدتاً چارچوبی و فاقد ارقام مالی مشخص بودند. مهمترین حوزهها عبارت بودند از: همکاری در زمینه پیری جمعیت و مراقبت از سالمندان، ادامه پروژههای انرژی هستهای، تسهیل سرمایهگذاری دوجانبه و تمدید برنامه حفاظت و تبادل پانداهای غولپیکر. هیچیک از این توافقها نمیتوانست خلا عظیم کسری تجاری یا نیازهای صنعتی فرانسه را پر کند.
💢عدم تحقق انتظارات اقتصادی
🔸بزرگترین انتظار یعنی امضای سفارش خرید صدها فروند هواپیمای ایرباس که ماهها مذاکره شده بود، محقق نشد؛ زیرا چین نمیخواست پیش از مذاکرات حساس با دولت جدید ترامپ، اهرمهای خود را از دست بدهد. در موضوع اوکراین نیز هیچ پیشرفتی حاصل نشد و بیانیه مشترک حتی اشارهای به تغییر موضع چین نداشت.
💢تشدید اختلافات تجاری پس از سفر
🔸ماکرون پس از بازگشت در مصاحبه با «لز اکو» لحن تندی در پیش گرفت و اعلام کرد که به چینیها هشدار داده است که مازاد تجاری عظیم و غیرپایدار چین قابل قبول نیست و اگر پکن اقدام جدی نکند، اروپا ناگزیر به اقدامات سختگیرانه از جمله تعرفههای گسترده مشابه آمریکا خواهد شد. او تأکید کرد اروپا نمیپذیرد صرفاً بازار تنظیمی رقابت میان واشنگتن و پکن باشد.
💢جمعبندی
🔸سفر دسامبر ۲۰۲۵ بیش از آنکه دستاورد اقتصادی یا سیاسی ملموس برای فرانسه و اروپا داشته باشد، به اعتبار دیپلماتیک چین افزود و شکافهای اروپا را آشکار کرد. چین با نمادگرایی هوشمندانه و وعدههای محدود توانست تصویر قدرت مسئول را تقویت کند، در حالی که از دادن امتیازات واقعی خودداری کرد.
🔄 مطالب مرتبط:
◽️صلح شکننده، وابستگی پایدار: آینده اروپا در نظم پسا اوکراین
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👍6💯1
اندیشکده تهران | Tehran Institute
🔺پیروزی خوزه کاست، نامزد راستگرا در انتخابات شیلی
#تعقیب_روند
#شیلی
#با_انتخابات
🔹با شمارش بیش از ۹۹ درصد صندوقهای رأی، خوزه آنتونیو کاست با کسب ۵۸٫۱۶ درصد آرا پیروز شد؛ در حالی که ژانت خارا، نامزد چپگرا و وزیر پیشین کار در دولت رئیسجمهور کنونی، گابریل بوریک، ۴۱٫۸۴ درصد آرا را به دست آورد. در دور نخست انتخابات، خارا جایگاه نخست و کاست جایگاه دوم را به دست آورده بود.
🔸کاست فرزند یکی از اعضای حزب نازی است، از تحسینکنندگان دیکتاتور آگوستو پینوشه به شمار میرود و با سقط جنین و ازدواج همجنسگرایان مخالفت میکند. او کارزار انتخاباتی خود را بر وعده اخراج دهها هزار مهاجرِ غیرقانونی بنا کرد.
🔸علیرغم این پیروزی، احزاب محافظهکار در مجلس سفلی و سنا نتوانستهاند به اکثریت برسند. وضعیت برای چپگرایان نیز مشابه است. به همین دلیل، کاست برای اجرای سیاستهای خود با موانع زیادی از سمت کنگره مواجه خواهد شد.
🔄 مطالب مرتبط:
◽️انتخابات ریاستجمهوری شیلی و چرخش به راست
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت|📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
#تعقیب_روند
#شیلی
#با_انتخابات
🔹با شمارش بیش از ۹۹ درصد صندوقهای رأی، خوزه آنتونیو کاست با کسب ۵۸٫۱۶ درصد آرا پیروز شد؛ در حالی که ژانت خارا، نامزد چپگرا و وزیر پیشین کار در دولت رئیسجمهور کنونی، گابریل بوریک، ۴۱٫۸۴ درصد آرا را به دست آورد. در دور نخست انتخابات، خارا جایگاه نخست و کاست جایگاه دوم را به دست آورده بود.
🔸کاست فرزند یکی از اعضای حزب نازی است، از تحسینکنندگان دیکتاتور آگوستو پینوشه به شمار میرود و با سقط جنین و ازدواج همجنسگرایان مخالفت میکند. او کارزار انتخاباتی خود را بر وعده اخراج دهها هزار مهاجرِ غیرقانونی بنا کرد.
🔸علیرغم این پیروزی، احزاب محافظهکار در مجلس سفلی و سنا نتوانستهاند به اکثریت برسند. وضعیت برای چپگرایان نیز مشابه است. به همین دلیل، کاست برای اجرای سیاستهای خود با موانع زیادی از سمت کنگره مواجه خواهد شد.
🔄 مطالب مرتبط:
◽️انتخابات ریاستجمهوری شیلی و چرخش به راست
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎4👏1
♦️تعامل آمریکا با منطقه خزر برای مهار چین
▪️نشنال اینترست
#تهران_ریویو
#آمریکا
#آسیای_میانه
🔹در نوامبر ۲۰۲۵، مجموعهای از موفقیتهای دیپلماتیک، سیاست آمریکا در آسیای مرکزی و خزر بزرگ را رقم زد. پس از دیدار رهبران «سی۵» (قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان) با دونالد ترامپ در کاخ سفید، قزاقستان به توافقهای ابراهیم پیوست و قراردادهایی به ارزش ۱۷ میلیارد دلار با ایالات متحده امضا کرد. همزمان، ازبکستان و ایالات متحده متعهد به سرمایهگذاریها و توافقهای تجاری متقابل به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار شدند. مهمتر از همه، با پیوستن آذربایجان، سی۵ به «سی۶» تبدیل شد. این تحول نقشه ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک اوراسیا را تغییر میدهد و آذربایجان را به یک دولت محوری بدل میکند.
🔸گسترش چارچوبهای دیپلماتیک، سیاسی و اقتصادی تحت رهبری آمریکا در این منطقه اوج یک کارزار دیپلماتیک موفق است. این امر عمدتاً به دلیل ادغام تازه آذربایجان است که اکنون امکان میدهد تعامل و تجارت آمریکا آسانتر از مسیر «کریدور میانی» وارد منطقه شود؛ مسیر ترانزیتی اقتصادیای که از دریای سیاه آغاز میشود، از قفقاز میگذرد، از خزر عبور میکند و به آسیای مرکزی میرسد. این مسیر نهتنها به دسترسی آذربایجان به خزر متکی است، بلکه بر «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» که اخیراً میان آذربایجان و ارمنستان افتتاح شده نیز بنا خواهد شد.
🔸این توان تازه برای اعمال قدرت نرم، نفوذ آمریکا را در منطقهای حیاتی تقویت میکند. منافع اروپا، روسیه، چین، هند و ایران در قلب اوراسیا در موضوعاتی از تروریسم تا جریانهای صادراتی، خطوط لوله انرژی، انرژی هستهای، مواد معدنی حیاتی، پایبندی به تحریمها و زنجیرههای تأمین و... با هم تقاطع دارند. منطقه خزر بزرگ اگر به پیوندهای تجاری، حملونقلی و سرمایهگذاریهای غرب اطمینان یابد، بهطور طبیعی خود را آزاد خواهد دید که سرمایهگذاریهای چینی بیشتری را نیز بپذیرد. سیاست خارجی چندبرداری منطقه که برای موازنه منافع قدرتهای بزرگ در دفاع از حاکمیت منطقهای و ملی طراحی شده، عملاً چنین نتیجهای را ایجاب میکند.
💢کریدور میانی و تهدید چین
🔸چین از احیای کریدور میانی که با پیوستن آذربایجان به سی۵ و تبدیل آن به سی۶ وعده داده شده استقبال خواهد کرد. این کریدور میتواند مسیر ترانزیت سینکیانگ و غرب چین به بنادر شرقی چین و سپس به بازارهای اروپایی از راه دریا را هزاران کیلومتر کاهش دهد و مسیری برای تجارت چین با اروپا فراهم آورد که ناوگان دریایی آمریکا بهسادگی نتواند آن را به چالش بکشد. این بدان معناست که اگر روابط اروپا و آمریکا بدتر شود و روابط چین و آمریکا در شرق دور بحرانی شود، پکن همچنان میتواند خود را بهعنوان شریک تجاری با دسترسی امن به اروپا معرفی کند. صرف وجود چنین گزینهای میتواند تلاشهای غرب برای مهار چین را تضعیف کند.
💢محدودیتهای خودتحمیلی آمریکا
🔸یکی از راههای پیشگیری از این دشواریها آن است که قدرت نرم و نفوذ آمریکا در آسیای مرکزی فراتر از توافقهای تجاری اخیر یا ابتکارات سیاسی فوری مانند توافقهای ابراهیم گسترش یابد. محدودیتهای خودتحمیلی بر نفوذ آمریکا در منطقه باید کنار گذاشته شود. موانع حقوقی تجارت مانند قانون تجارت جکسون و وانیکِ دوران جنگ سرد (۱۹۷۴) باید حذف شوند تا آمریکا بتواند روابط تجاری عادی دائمی و پیوندهای سرمایهگذاری منظم با سی۶ برقرار کند. به همین ترتیب، بخش ۹۰۷ قانون حمایت از آزادی (FREEDOM Support Act) مصوب ۱۹۹۲ که پشتیبانی دولت آمریکا از آذربایجان را ممنوع میکند نیز باید لغو شود.
💢ورود فعال به آسیای مرکزی
🔸ایالات متحده همچنین باید با پروژههای زیرساختی درگیر شود و اجازه ندهد ابتکار کمربند و جاده چین گروه سی۶ را برباید. آمریکا باید اطمینان دهد که اگزیم بانک و شرکت تامین مالی توسعه از پروژههای زیرساختی حمایت میکنند تا شرکتهای چینی نتوانند شرکتهای آمریکایی را کنار بزنند. توجه ویژه باید به توسعه زیرساختهای بندری در دو سوی دریای خزر در باکو(آذربایجان) و آتیراو(قزاقستان) معطوف شود زیرا این نقاط هم گلوگاه لجستیکی کنونی کریدور میانیاند و هم بزرگترین فرصت برای ورود چین به چارچوب سی۶.
✅ پیروزیهای دیپلماتیک اخیر بدون برنامه منسجم، تثبیت، نهادینهسازی و پیگیری نظاممند، به توافقاتی غیر اجرایی فروکاسته خواهند شد. البته گامهایی که آمریکا باید بردارد سنگین نیستند و عمدتاً به برداشتن موانع خودتحمیلی و هدایت درست منابع مالی مربوط میشوند. دولت ترامپ در آستانه یک پیروزی دیپلماتیک بلندمدت است، اگر کار لازم و تلاش عملی آن را انجام دهد.
🔄 مطالب مرتبط:
◽️شرکت تامین مالی توسعه بینالمللی آمریکا (DFC): نهادی برای مقابله اقتصادی با چین
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت|📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️نشنال اینترست
#تهران_ریویو
#آمریکا
#آسیای_میانه
🔹در نوامبر ۲۰۲۵، مجموعهای از موفقیتهای دیپلماتیک، سیاست آمریکا در آسیای مرکزی و خزر بزرگ را رقم زد. پس از دیدار رهبران «سی۵» (قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان) با دونالد ترامپ در کاخ سفید، قزاقستان به توافقهای ابراهیم پیوست و قراردادهایی به ارزش ۱۷ میلیارد دلار با ایالات متحده امضا کرد. همزمان، ازبکستان و ایالات متحده متعهد به سرمایهگذاریها و توافقهای تجاری متقابل به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار شدند. مهمتر از همه، با پیوستن آذربایجان، سی۵ به «سی۶» تبدیل شد. این تحول نقشه ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک اوراسیا را تغییر میدهد و آذربایجان را به یک دولت محوری بدل میکند.
🔸گسترش چارچوبهای دیپلماتیک، سیاسی و اقتصادی تحت رهبری آمریکا در این منطقه اوج یک کارزار دیپلماتیک موفق است. این امر عمدتاً به دلیل ادغام تازه آذربایجان است که اکنون امکان میدهد تعامل و تجارت آمریکا آسانتر از مسیر «کریدور میانی» وارد منطقه شود؛ مسیر ترانزیتی اقتصادیای که از دریای سیاه آغاز میشود، از قفقاز میگذرد، از خزر عبور میکند و به آسیای مرکزی میرسد. این مسیر نهتنها به دسترسی آذربایجان به خزر متکی است، بلکه بر «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» که اخیراً میان آذربایجان و ارمنستان افتتاح شده نیز بنا خواهد شد.
🔸این توان تازه برای اعمال قدرت نرم، نفوذ آمریکا را در منطقهای حیاتی تقویت میکند. منافع اروپا، روسیه، چین، هند و ایران در قلب اوراسیا در موضوعاتی از تروریسم تا جریانهای صادراتی، خطوط لوله انرژی، انرژی هستهای، مواد معدنی حیاتی، پایبندی به تحریمها و زنجیرههای تأمین و... با هم تقاطع دارند. منطقه خزر بزرگ اگر به پیوندهای تجاری، حملونقلی و سرمایهگذاریهای غرب اطمینان یابد، بهطور طبیعی خود را آزاد خواهد دید که سرمایهگذاریهای چینی بیشتری را نیز بپذیرد. سیاست خارجی چندبرداری منطقه که برای موازنه منافع قدرتهای بزرگ در دفاع از حاکمیت منطقهای و ملی طراحی شده، عملاً چنین نتیجهای را ایجاب میکند.
💢کریدور میانی و تهدید چین
🔸چین از احیای کریدور میانی که با پیوستن آذربایجان به سی۵ و تبدیل آن به سی۶ وعده داده شده استقبال خواهد کرد. این کریدور میتواند مسیر ترانزیت سینکیانگ و غرب چین به بنادر شرقی چین و سپس به بازارهای اروپایی از راه دریا را هزاران کیلومتر کاهش دهد و مسیری برای تجارت چین با اروپا فراهم آورد که ناوگان دریایی آمریکا بهسادگی نتواند آن را به چالش بکشد. این بدان معناست که اگر روابط اروپا و آمریکا بدتر شود و روابط چین و آمریکا در شرق دور بحرانی شود، پکن همچنان میتواند خود را بهعنوان شریک تجاری با دسترسی امن به اروپا معرفی کند. صرف وجود چنین گزینهای میتواند تلاشهای غرب برای مهار چین را تضعیف کند.
💢محدودیتهای خودتحمیلی آمریکا
🔸یکی از راههای پیشگیری از این دشواریها آن است که قدرت نرم و نفوذ آمریکا در آسیای مرکزی فراتر از توافقهای تجاری اخیر یا ابتکارات سیاسی فوری مانند توافقهای ابراهیم گسترش یابد. محدودیتهای خودتحمیلی بر نفوذ آمریکا در منطقه باید کنار گذاشته شود. موانع حقوقی تجارت مانند قانون تجارت جکسون و وانیکِ دوران جنگ سرد (۱۹۷۴) باید حذف شوند تا آمریکا بتواند روابط تجاری عادی دائمی و پیوندهای سرمایهگذاری منظم با سی۶ برقرار کند. به همین ترتیب، بخش ۹۰۷ قانون حمایت از آزادی (FREEDOM Support Act) مصوب ۱۹۹۲ که پشتیبانی دولت آمریکا از آذربایجان را ممنوع میکند نیز باید لغو شود.
💢ورود فعال به آسیای مرکزی
🔸ایالات متحده همچنین باید با پروژههای زیرساختی درگیر شود و اجازه ندهد ابتکار کمربند و جاده چین گروه سی۶ را برباید. آمریکا باید اطمینان دهد که اگزیم بانک و شرکت تامین مالی توسعه از پروژههای زیرساختی حمایت میکنند تا شرکتهای چینی نتوانند شرکتهای آمریکایی را کنار بزنند. توجه ویژه باید به توسعه زیرساختهای بندری در دو سوی دریای خزر در باکو(آذربایجان) و آتیراو(قزاقستان) معطوف شود زیرا این نقاط هم گلوگاه لجستیکی کنونی کریدور میانیاند و هم بزرگترین فرصت برای ورود چین به چارچوب سی۶.
🔄 مطالب مرتبط:
◽️شرکت تامین مالی توسعه بینالمللی آمریکا (DFC): نهادی برای مقابله اقتصادی با چین
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎4❤1
#مقاله_تحلیلی
#تحولات_منطقه
#اسرائیل
🔹سیوهفتمین کابینه اسرائیل به ریاست بنیامین نتانیاهو در دیماه ۱۴۰۱ و پس از انتخابات کنست در آبان همان سال تشکیل شد. حزب لیکود با کسب ۳۲ کرسی و ائتلاف با احزاب شاس، یهودیت توراتی و صهیونیسم مذهبی توانست با مجموع ۶۴ کرسی دولت تشکیل دهد. این کابینه بهعنوان مذهبیترین و راستگراترین کابینه تاریخ رژیم صهیونیستی شناخته شد.
🔸از آغاز فعالیت، دولت نتانیاهو با چالشهای گسترده داخلی و خارجی روبهرو شد. تلاش برای اصلاحات قضایی و محدودسازی اختیارات دیوان عالی، موجی از اعتراضات مردمی، اعتصابات و مخالفت شدید احزاب اپوزیسیون را در پی داشت. مخالفان این اصلاحات را تهدیدی علیه دموکراسی و تلاشی برای فرار نتانیاهو و برخی وزرا از محاکمه میدانستند. این وضعیت شکننده با حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و بحران امنیتی بیسابقه تشدید شد.
💢تحولات در ائتلاف حاکم پس از ۷ اکتبر
🔸پس از حملات ۷ اکتبر، حزب اپوزیسیون اردوگاه دولتی به رهبری بنی گانتز برای مدیریت بحران به کابینه امنیتی پیوست. حضور چهرههایی چون گانتز و گادی آیزنکوت با استقبال بخشی از افکار عمومی مواجه شد، اما این همراهی پایدار نماند. در خرداد ۱۴۰۳، این حزب با این استدلال که نتانیاهو منافع شخصی خود را بر جان اسرا ترجیح میدهد، از کابینه خارج و دوباره به اپوزیسیون بازگشت. در همین دوره، حزب امید نو به رهبری گیدئون سعر از اردوگاه دولتی جدا و به ائتلاف حاکم پیوست و نهایتاً در اسفند ۱۴۰۳ در حزب لیکود ادغام شد.
🔸تحولات بعدی به خروج و بازگشت احزاب افراطی انجامید. بنگویر، رهبر حزب اوتزما یهودیت، ابتدا بهدلیل آتشبس دوم و توافق تبادل اسرا (دی ماه 1403) از کابینه خارج شد، اما با ازسرگیری جنگ به ائتلاف بازگشت. پس از آن، احزاب مذهبی شاس و یهودیت توراتی در واکنش به حکم دیوان عالی درباره سربازگیری از حریدیان، از دولت خارج شدند؛ البته حزب شاس بیرون از کابینه و در کنست به حمایت از ائتلاف ادامه میدهد. خروج یهودیت توراتی، اکثریت دولت را به حد شکننده ۶۱ کرسی رساند و احتمال فروپاشی دولت را افزایش داد و با احتساب کنارهگیری آوی ماعوز از کابینه، کرسیهای ائتلاف عملاً به 60 کاهش یافته است.
💢احتمال فروپاشی ائتلاف
🔸بنابراین ائتلاف نتانیاهو که ابتدا با ۶۴ کرسی شکل گرفته بود، پس از تحولات مختلف و خروج برخی احزاب، به ۶۰ کرسی کاهش یافت. این وضعیت دولت را در شرایطی بسیار ناپایدار قرار داده است، بهگونهای که خروج تنها یک نماینده کنست میتواند به سقوط کابینه منجر شود. مهمترین تهدید پیش روی نتانیاهو، خروج کامل حزب شاس و سپس حزب اوتزما یهودیت از ائتلاف است. تحولات میدانی و امنیتی منطقه نیز نقشی تعیینکننده در تداوم یا سقوط دولت خواهند داشت.
💢آرایش سیاسی جدید
🔸نظرسنجیهای اخیر، چشمانداز تازهای از ترکیب کنست آینده ترسیم میکنند. طبق نظرسنجی روزنامه معاریو، حزب لیکود در صورت برگزاری انتخابات ۲۵ کرسی به دست خواهد آورد که نسبت به ۲۰۲۲ کاهش قابلتوجهی است. در مقابل، نفتالی بنت با حزب جدید خود میتواند حدود ۲۲ کرسی کسب کند.
🔸پس از آن، حزب دموکراتیم (ائتلاف مرتز و کارگر) با ۱۰ کرسی، یش عتید و اسرائیل بیتنو هر کدام با ۹ کرسی قرار میگیرند. کاهش چشمگیر کرسیهای یش عتید و افزایش محبوبیت اسرائیل بیتنو از نکات قابل توجه این نظرسنجی است. احزاب شاس، اوتزما یهودیت و حزب تازه تاسیس یاشار هرکدام ۸ کرسی و یهودیت توراتی ۷ کرسی خواهند داشت.
🔸احزاب عربی حدش–تعال و رعم هرکدام ۵ کرسی خواهند داشت و حزب میلیومنیکم با شعار «سربازی برای همه» برای نخستینبار وارد کنست میشود. در مقابل، احزابی مانند آبی–سفید و صهیونیسم مذهبی احتمالاً نمیتوانند از حد نصاب عبور کنند.
💢چشمانداز آینده قدرت سیاسی
🔸بر اساس این دادهها، ائتلاف فعلی حاکم با حدود ۴۸ کرسی قادر به تشکیل دولت نخواهد بود، در حالی که اپوزیسیون با ۶۲ کرسی میتواند بدون اتکا به احزاب عربی دولت تشکیل دهد. در چنین شرایطی، احتمال نخستوزیری دوباره نفتالی بنت افزایش مییابد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤2👌1
🔵 ابعاد بالقوه همکاریهای اقتصادی ایران و تونس
#اکوتهران
#آفریقا
#دیپلماسی_اقتصادی
📝توحید ورستان
🔸در سالهای اخیر روابط ایران با کشورهای شمال آفریقا مانند تونس، الجزایر و مصر رو به بهبود بوده است. به طوری که موسسه اسرائیلی «مطالعات امنیت ملی» سفر وزیر خارجه ایران به تونس را حلقه جدیدی از اقدامات با هدف گسترش نفوذ ایران در شمال آفریقا دانست. این موسسه نسبت به گسترش نفوذ ایران در منطقه شمال آفریقا هشدار داد و از آمریکا خواست تا به ویژه حاکمیت تونس را تحت فشار قرار دهد و آن را به ارزیابی مجدد روابط خود با تهران سوق دهد. با این وجود، ظرفیتهای اقتصادی و تجاری دو کشور هنوز بالفعل نشده و مبادلات دو کشور در سطح بسیار پایینی قرار دارد.
💢کمیته مشترک اقتصادی و توسعه گردشگری
🔹هرچند روابط دوجانبه تونس و ایران معمولا در سطوح بالایی بوده اما دادههای تجاری نشاندهنده حجم ناچیز مبادلات دوجانبه است. برای نمونه، در سال ۲۰۲۳، صادرات تونس به ایران تنها حدود ۱۶۳ هزار دلار بود و در مقابل، واردات تونس از ایران در این سال حدود ۱.۴ میلیون دلار گزارش شده است. البته تشکیل کمیته مشترک اقتصادی که در آوریل ۲۰۲۵ بر سر آن توافق شد نشان دهنده تمایل دو کشور به بهره گیری از ظرفیتهای یکدیگر برای گسترش روابط اقتصادی است. همچنین، راهاندازی پروازهای دوجانبه در ماههای اخیر، مسیر توسعه بخش گردشگری بین دو کشور را هموار میکند که علاوه بر درآمدزایی برای طرفین، باعث تقویت روابط دو ملت خواهد شد.
🔹گردشگری به سرعت به محور اصلی همکاری تبدیل شده است. تونس، با قرار گرفتن در خط ساحلی مدیترانه و بهرهمندی از میراث دوران روم، یکی از مقاصد همیشگی مسافران اروپایی بوده است. ایران نیز بهعنوان یکی از تمدنهای تاریخی جهان، مسافرین تونسی را بهعنوان دروازهای راهبردی به بازارهای گردشگری شمال آفریقا محسوب میکند. براساس تایید مقامات، پروازهای چارتر بین تونس و تهران از ماه ژوئیه دو بار در هفته انجام میشود و اکنون مذاکرات بر ایجاد مسیرهای مستقیم دائمی متمرکز شده است. به باور طرفین، ارتباط مستقیم نه تنها تعداد بازدیدکنندگان را افزایش میدهد بلکه روابط تجاری و فرهنگی فرامرزی را نیز تشویق میکند.
💢اهمیت همکاریهای دریایی
🔹فراتر از گردشگری، افزایش مبادلات دوجانبه نیز در دستور کار قرار گرفته است. ایران تحت فشار تحریمهای غرب به دنبال بازارهای جدیدی برای صنایع و منابع انرژی خود است. تونس نیز که از نظر راهبردی بین اروپا و آفریقا قرار دارد در دورهای با فشارهای مالی مختلف به دنبال تنوع بخشیدن به شرکای اقتصادی خود است. در این راستا، طرفین پتانسیلهای بالایی در انرژیهای فسیلی و نو، نساجی، حمل و نقل و کشاورزی دارند. مقامات تونسی بر لزوم تثبیت رشد از طریق کاهش اتکا به شرکای سنتی و ایران نیز بر آمادگی خود برای تقویت همکاریهای صنعتی و فرهنگی تأکید نمودهاند. همچنین، تونس میتواند از ظرفیت مهندسی ایران در بخشهای مختلف صنعتی برای بهبود قابلیتهای تولید خود استفاده کند.
🔹برای گسترش حجم مبادلات دو کشور همکاریهای دریایی و اتصال بنادر باید در دستور کار قرار گیرد. البته، در سالهای گذشته ایران و تونس با امضای چندین سند، تصمیم به افزایش همکاریهای خود در امور دریایی گرفتند. بطوریکه مقامات نیروی دریایی دو کشور بارها دیدار کردند تا در مورد راههای بهبود حمل و نقل کالا بین خود از طریق بنادر رایزنی کنند. آنها همچنین موافقت کردند که همکاریهای خود را تحت نظارت کمیته مشترک همکاریهای بندری و دریایی احیا و توسعه دهند. در این راستا، تفاهمنامهای برای خواهرخواندگی بنادر تونس و ایران امضا شد.
🔹تقویت روابط دریایی و بندری دوجانبه به نفع تونس نیز خواهد بود، زیرا ایران یکی از کشورهای عضو سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) است و دارای یکی از بزرگترین ناوگانهای دریایی در غرب آسیا است. در مقابل، ایران نیز میتواند با این مشارکت کالاها خود را روانه بازار تونس و حتی سایر کشورهای منطقه کند. در واقع تونس به عنوان دروازه ورود کالاهای ایرانی در این منطقه خواهد بود.
💢نتیجهگیری
✅ برای تونس با معضل بیکاری و چالشهای بودجهای، روابط نزدیک با ایران میتواند به افزایش تجارت و جذب گردشگر بیشتر کمک کند. برای ایران، گسترش تجارت با شمال آفریقا بهعنوان راهی برای گسترش مشارکتهای اقتصادی و تقویت نفوذ منطقهای تلقی میشود. همچنین، همکاری فرهنگی نیز بر توسعه مناسبات دوجانبه تاثیر بسیار بالایی دارد، چنانکه اخیر برگزاری تئاتر ایرانی در تونس با استقبال بیسابقه و چشمگیر مردم مواجه شد. فعال شدن مجدد کمیسیون مشترک و تمرکز مجدد بر حوزه گردشگری نشان میدهد که هر دو دولت به دنبال فراتر از دیپلماسی نمادین هستند.
🔁مطالب مرتبط
▫️چه چیزی تونس را به ایران نزدیک کرده است؟
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت|📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
#اکوتهران
#آفریقا
#دیپلماسی_اقتصادی
📝توحید ورستان
🔸در سالهای اخیر روابط ایران با کشورهای شمال آفریقا مانند تونس، الجزایر و مصر رو به بهبود بوده است. به طوری که موسسه اسرائیلی «مطالعات امنیت ملی» سفر وزیر خارجه ایران به تونس را حلقه جدیدی از اقدامات با هدف گسترش نفوذ ایران در شمال آفریقا دانست. این موسسه نسبت به گسترش نفوذ ایران در منطقه شمال آفریقا هشدار داد و از آمریکا خواست تا به ویژه حاکمیت تونس را تحت فشار قرار دهد و آن را به ارزیابی مجدد روابط خود با تهران سوق دهد. با این وجود، ظرفیتهای اقتصادی و تجاری دو کشور هنوز بالفعل نشده و مبادلات دو کشور در سطح بسیار پایینی قرار دارد.
💢کمیته مشترک اقتصادی و توسعه گردشگری
🔹هرچند روابط دوجانبه تونس و ایران معمولا در سطوح بالایی بوده اما دادههای تجاری نشاندهنده حجم ناچیز مبادلات دوجانبه است. برای نمونه، در سال ۲۰۲۳، صادرات تونس به ایران تنها حدود ۱۶۳ هزار دلار بود و در مقابل، واردات تونس از ایران در این سال حدود ۱.۴ میلیون دلار گزارش شده است. البته تشکیل کمیته مشترک اقتصادی که در آوریل ۲۰۲۵ بر سر آن توافق شد نشان دهنده تمایل دو کشور به بهره گیری از ظرفیتهای یکدیگر برای گسترش روابط اقتصادی است. همچنین، راهاندازی پروازهای دوجانبه در ماههای اخیر، مسیر توسعه بخش گردشگری بین دو کشور را هموار میکند که علاوه بر درآمدزایی برای طرفین، باعث تقویت روابط دو ملت خواهد شد.
🔹گردشگری به سرعت به محور اصلی همکاری تبدیل شده است. تونس، با قرار گرفتن در خط ساحلی مدیترانه و بهرهمندی از میراث دوران روم، یکی از مقاصد همیشگی مسافران اروپایی بوده است. ایران نیز بهعنوان یکی از تمدنهای تاریخی جهان، مسافرین تونسی را بهعنوان دروازهای راهبردی به بازارهای گردشگری شمال آفریقا محسوب میکند. براساس تایید مقامات، پروازهای چارتر بین تونس و تهران از ماه ژوئیه دو بار در هفته انجام میشود و اکنون مذاکرات بر ایجاد مسیرهای مستقیم دائمی متمرکز شده است. به باور طرفین، ارتباط مستقیم نه تنها تعداد بازدیدکنندگان را افزایش میدهد بلکه روابط تجاری و فرهنگی فرامرزی را نیز تشویق میکند.
💢اهمیت همکاریهای دریایی
🔹فراتر از گردشگری، افزایش مبادلات دوجانبه نیز در دستور کار قرار گرفته است. ایران تحت فشار تحریمهای غرب به دنبال بازارهای جدیدی برای صنایع و منابع انرژی خود است. تونس نیز که از نظر راهبردی بین اروپا و آفریقا قرار دارد در دورهای با فشارهای مالی مختلف به دنبال تنوع بخشیدن به شرکای اقتصادی خود است. در این راستا، طرفین پتانسیلهای بالایی در انرژیهای فسیلی و نو، نساجی، حمل و نقل و کشاورزی دارند. مقامات تونسی بر لزوم تثبیت رشد از طریق کاهش اتکا به شرکای سنتی و ایران نیز بر آمادگی خود برای تقویت همکاریهای صنعتی و فرهنگی تأکید نمودهاند. همچنین، تونس میتواند از ظرفیت مهندسی ایران در بخشهای مختلف صنعتی برای بهبود قابلیتهای تولید خود استفاده کند.
🔹برای گسترش حجم مبادلات دو کشور همکاریهای دریایی و اتصال بنادر باید در دستور کار قرار گیرد. البته، در سالهای گذشته ایران و تونس با امضای چندین سند، تصمیم به افزایش همکاریهای خود در امور دریایی گرفتند. بطوریکه مقامات نیروی دریایی دو کشور بارها دیدار کردند تا در مورد راههای بهبود حمل و نقل کالا بین خود از طریق بنادر رایزنی کنند. آنها همچنین موافقت کردند که همکاریهای خود را تحت نظارت کمیته مشترک همکاریهای بندری و دریایی احیا و توسعه دهند. در این راستا، تفاهمنامهای برای خواهرخواندگی بنادر تونس و ایران امضا شد.
🔹تقویت روابط دریایی و بندری دوجانبه به نفع تونس نیز خواهد بود، زیرا ایران یکی از کشورهای عضو سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) است و دارای یکی از بزرگترین ناوگانهای دریایی در غرب آسیا است. در مقابل، ایران نیز میتواند با این مشارکت کالاها خود را روانه بازار تونس و حتی سایر کشورهای منطقه کند. در واقع تونس به عنوان دروازه ورود کالاهای ایرانی در این منطقه خواهد بود.
💢نتیجهگیری
🔁مطالب مرتبط
▫️چه چیزی تونس را به ایران نزدیک کرده است؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2
#تحلیل_کوتاه
#اروپا #روسیه
🔹با تشدید بحران مالی اوکراین، بهویژه پس از کاهش حمایتهای مالی ایالات متحده، کمیسیون اروپا طرح جدیدی را برای تأمین حمایتهای مالی اوکراین پیشنهاد کرده است. طبق این طرح، از داراییهای مسدود شده روسیه در بلژیک برای تأمین وامی به ارزش ۱۴۰ میلیارد یورو به اوکراین استفاده خواهد شد. دولت بلژیک گرچه از جمله دولتهای حامی اوکراین و مخالف روسیه است، اما استفاده از داراییهای مسدود شده روسیه که در کشورش نگهداری میشود را روشی نادرست برای حمایت از اوکراین میداند و به شدت با این طرح مخالفت کرده است.
💢نگرانیهای بلژیک
🔸مهمترین نگرانی بلژیک این است که اگر جنگ اوکراین تمام شود و این کشور مجبور به بازگرداندن داراییهای مسدود شده روسیه شود، در صورتی که این داراییها بهعنوان وثیقه استفاده شده باشند، دولت بلژیک ممکن است مجبور به پرداخت فوری مبلغی معادل یک سال بودجه خود شود. بلژیک به دنبال دریافت تضمینهای جدی از سوی اتحادیه اروپا است تا در صورت بروز چنین شرایطی، بار مالی آن به عهده تمام کشورهای اتحادیه اروپا باشد و نه فقط کشور بلژیک.
🔸نگرانی دیگر بلژیک، عبور از تابوهای استفاده از منابع ارزی خارج از اروپا است که میتواند اعتماد کشورهای غیرلیبرال، بهویژه چین، نسبت به نگهداری داراییهای مالی در بلژیک و کشورهای اروپایی را به شدت کاهش دهد. این موضوع ممکن است عواقب خطرناکی برای بانکهای اروپایی به همراه داشته باشد و آنها را وارد بحرانهای جدیدی کند.
🔸فشار آمریکا برای پایان دادن هرچه سریعتر به جنگ اوکراین و تأکید بر استفاده از این داراییها بهعنوان ابزاری برای ترغیب به خاتمه جنگ نیز موجب تشدید نگرانی بلژیک از استفاده از این منابع شده است. بلژیک بر این باور است که استفاده از این منابع در کوتاهمدت ممکن است به روند مذاکرات صلح آسیب بزند و در بلندمدت، موجب بروز درگیریهای حقوقی با روسیه گردد؛ امری که با شکایت اخیر روسیه علیه شرکت یوروکلیر در حال وقوع است.
💢بحران داخلی بلژیک
🔸بلژیک در حال حاضر با بحرانهای داخلی، از جمله اختلافات سیاسی و بیثباتی روبرو است. مخالفت با استفاده از داراییهای مسدود شده روسیه تنها مسئلهای است که تمامی احزاب کشور به آن موافق هستند و به همین دلیل در صورت پذیرش این طرح، این بحران تشدید خواهد شد به حدی که ممکن است حتی سبب فروپاشی دولت شود. از این رو، بخشی از مخالفت بلژیک با این طرح ناشی از تلاش برای حفظ وحدت داخلی و کاهش تنشهای سیاسی است.
💢واکنش اتحادیه اروپا
🔸اتحادیه اروپا برای پیشبرد طرح خود، وعده حمایت حقوقی لازم، پذیرش ریسک و پیشبرد روند استفاده از این داراییها مطابق با قوانین حقوق بینالملل را داده است. با این حال، نخستوزیر بلژیک نگران است که روسیه به طرق دیگری علیه بلژیک واکنش نشان دهد. برخی از کارشناسان نیز منطق حقوقی این طرح را مبهم ارزیابی کردهاند. علاوه بر این، دعاوی حقوقی و آسیبهایی که به اعتبار شرکت یوروکلیر و بلژیک وارد خواهد شد، ممکن است ضررهایی فراتر از مبلغ قرض داده شده ایجاد کند که در تضمینهای اتحادیه اروپا لحاظ نشده است. به همین دلیل، وزیر خارجه بلژیک اعلام کرده است که تضمینهای پیشنهادی نمیتواند نگرانیهای این کشور را بهطور کامل رفع کند.
🔸صدراعظم آلمان، مرتس، و رئیس کمیسیون اروپا، اورسولا فن در لاین، نیز با نخستوزیر بلژیک دیدار کردهاند تا او را قانع کنند. آنها هرچند این مذاکرات را سازنده توصیف کردهاند، اما هیچ تغییری در موضع بلژیک پس از آن مطرح نشده و بلژیک بر لزوم دریافت تضمینهای معتبر تأکید دارد.
🔁مطالب مرتبط
▫️چرا طرحهای تامین مالی جنگ اوکراین شکست میخورد؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8😁1🆒1
🔵انسداد در گذرگاههای مرزی افغانستان و پاکستان چه تبعاتی دارد؟
#اکوتهران
#تجارت #افغانستان #پاکستان
🔸انسداد گاه و بیگاه گذرگاههای مرزی به سبب ملاحظات و اختلافات دوجانبه میان پاکستان و افغانستان از حیث تاریخی پدیده تازهای نیست و از زمان بازگشت طالبان به کابل نیز در چند مقطع، گذرگاههای مرزی رسمی میان دو کشور مسدود شدهاند. با این وجود، پس از مواجهه نظامی دو ماه قبل میان پاکستان و طالبان مسئله طولانی شدن زمان انسداد و شدت واگرایی طرفین منجر به ابهام در چشمانداز بازگشایی گذرگاهها و بروز تبعات اقتصادی پیچیده شده است.
🔹گذرگاههای رسمی و غیررسمی متعددی در امتداد خط دیورند وجود دارند که در میان آنها، دو گذرگاه تورخم و چمن از حیث پذیرش بار عبوری نقش محوری دارند. براساس گزارشها، بیش از ۴۰ درصد تجارت رسمی افغانستان از این دو گذرگاه عبور میکند و گذرگاه سوم غلامخان نیز بخش کوچکی از تجارت رسمی دو کشور را به خود اختصاص میدهد. در حال حاضر، پاکستان بر تداوم انسداد گذرگاهها تا اخذ تضامین امنیتی لازم از طالبان برای مهار گروههای تروریستی تاکید ویژه دارد و طالبان نیز با توجه به موضع سیاسی انعطاف ناپذیر خود در این خصوص، در جستجوی مسیرهای جایگزین تجاری و قطع وابستگی به پاکستان است.
💢تبعات تجاری و اقتصادی انسداد
🔹از حیث ابعاد، برای سال ۲۰۲۴ تولید ناخالص داخلی افغانستان حدود ۱۸ میلیارد دلار تخمین زده شده است که قابل رقابت با تولید ناخالص داخلی ۳۸۰ میلیارد دلاری پاکستان نیست. علاوه بر اینکه وابستگی اقتصاد افغانستان به تجارت سه برابر بیشتر از پاکستان است، شرکای تجاری این کشور به زحمت از محیط همسایگی فراتر میروند. افغانستان سالانه حدود دو میلیارد دلار کالا از پاکستان وارد کرده است و در مقابل نزدیک به ۸۰۰ میلیون دلار به این کشور صادرات داشته است. در سال ۲۰۲۴ و پیش از آغاز انسداد تجاری اخیر، در مبادلات دوجانبه صادرات پاکستان به حدود ۱.۱۴ میلیارد دلار و صادرات افغانستان ۵۶۰ میلیون دلار رسیده بود.
🔹افغانستان بخشی از کالاهای پرمصرف خود را نظیر محصولات کشاورزی، پارچه و سیمان از پاکستان تامین میکرد و بخش دیگری از کالاها، نظیر سوخت و مواد غذایی نیز از مسیر پاکستان ترانزیت میشد. بعلاوه، بنادر جنوبی پاکستان مهمترین مقصد ترانزیتی برای صادرات افغانستان به سایر کشورها بود. برآوردها حاکی از آن است که انسداد گذرگاهها به طور میانگین منجر به ضرر ماهیانه ۲۰۰ میلیون دلاری تجار افغانستانی شده است و قیمت دارو در افغانستان در کمتر از یک ماه ۱۴ درصد افزایش داشته است. گسست در زنجیره تامین کالاهای اساسی افغانستان را با کمبود گندم، آرد، روغن خوراکی و دارو نیز مواجه کرده و طالبان در پاسخ به نابهسامانی پیشآمده در حوزه دارو، به واردکنندگان مهلتی سه ماهه برای تسویه و توقف تجارت دارو با پاکستان داده است.
🔹در مقابل، اثر اقتصادی این انسداد در پاکستان بیشتر در سطح محلی و در ایالت شمالی خیبرپختونخوا احساس میشود. توقف تجارت محصولات کشاورزی، این بازارها را با کاهش شدید در قیمت کالاهای صادراتی و افزایش شدید در قیمت کالاهای وارداتی همچون انار مواجه کرده است. صنایع صادراتی ایالت خیبرپختونخوا همچون واحدهای تولیدی سیمان و آلومینیوم با افت شدید درآمد صادراتی مواجه شده اند و به دلیل توقف واردات ذغالسنگ از افغانستان، قیمت این منبع سنتی انرژی در پاکستان تا ۱۵ درصد افزایش یافت.
🔹افغانستان برای غلبه بر انسداد اخیر، بخشی از ترانزیت خود را به چابهار منتقل نموده است و براساس گزارشها، تخفیفاتی نیز در تعرفه و هزینههای عملیات دریافت میکند. تجار پاکستانی اما صادرات غیرمستقیم از مسیر ایران را به دلیل افزایش هزینه و موانع موجود در نقل و انتقال مالی مطلوب ندانستهاند و به دنبال بازارهای جایگزین میگردند. گزارشها حاکی از آن است که پاکستان در حال هدایت بخشی از این مازاد صادراتی به آفریقای جنوبی و موزامبیک است.
💢جمعبندی
✅ اقتصاد افغانستان به مراتب کوچکتر از اقتصاد پاکستان است و محصور بودن در خشکی و وابستگی وارداتی شدید بر آسیبپذیری تجاری این کشور در مقابل انسداد پیشآمده افزوده است. برای پاکستان نیز افزایش فشارهای اقتصادی در ایالت خیبرپختونخوا تبعات امنیتی متعددی خواهد داشت. با این وجود، واگرایی موجود میان طرفین قدرتمندتر از منافع جاری تجاری است و از همین رو، بدون یک مصالحه بالنسبه پایدار در سطح سیاسی، بعید است روندهای تجاری به شکل گذشته احیا پذیر باشند.
🔁مطالب مرتبط
▫️جایگاه بندر چابهار در میانه تنش پاکستان و افغانستان
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت|📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
#اکوتهران
#تجارت #افغانستان #پاکستان
🔸انسداد گاه و بیگاه گذرگاههای مرزی به سبب ملاحظات و اختلافات دوجانبه میان پاکستان و افغانستان از حیث تاریخی پدیده تازهای نیست و از زمان بازگشت طالبان به کابل نیز در چند مقطع، گذرگاههای مرزی رسمی میان دو کشور مسدود شدهاند. با این وجود، پس از مواجهه نظامی دو ماه قبل میان پاکستان و طالبان مسئله طولانی شدن زمان انسداد و شدت واگرایی طرفین منجر به ابهام در چشمانداز بازگشایی گذرگاهها و بروز تبعات اقتصادی پیچیده شده است.
🔹گذرگاههای رسمی و غیررسمی متعددی در امتداد خط دیورند وجود دارند که در میان آنها، دو گذرگاه تورخم و چمن از حیث پذیرش بار عبوری نقش محوری دارند. براساس گزارشها، بیش از ۴۰ درصد تجارت رسمی افغانستان از این دو گذرگاه عبور میکند و گذرگاه سوم غلامخان نیز بخش کوچکی از تجارت رسمی دو کشور را به خود اختصاص میدهد. در حال حاضر، پاکستان بر تداوم انسداد گذرگاهها تا اخذ تضامین امنیتی لازم از طالبان برای مهار گروههای تروریستی تاکید ویژه دارد و طالبان نیز با توجه به موضع سیاسی انعطاف ناپذیر خود در این خصوص، در جستجوی مسیرهای جایگزین تجاری و قطع وابستگی به پاکستان است.
💢تبعات تجاری و اقتصادی انسداد
🔹از حیث ابعاد، برای سال ۲۰۲۴ تولید ناخالص داخلی افغانستان حدود ۱۸ میلیارد دلار تخمین زده شده است که قابل رقابت با تولید ناخالص داخلی ۳۸۰ میلیارد دلاری پاکستان نیست. علاوه بر اینکه وابستگی اقتصاد افغانستان به تجارت سه برابر بیشتر از پاکستان است، شرکای تجاری این کشور به زحمت از محیط همسایگی فراتر میروند. افغانستان سالانه حدود دو میلیارد دلار کالا از پاکستان وارد کرده است و در مقابل نزدیک به ۸۰۰ میلیون دلار به این کشور صادرات داشته است. در سال ۲۰۲۴ و پیش از آغاز انسداد تجاری اخیر، در مبادلات دوجانبه صادرات پاکستان به حدود ۱.۱۴ میلیارد دلار و صادرات افغانستان ۵۶۰ میلیون دلار رسیده بود.
🔹افغانستان بخشی از کالاهای پرمصرف خود را نظیر محصولات کشاورزی، پارچه و سیمان از پاکستان تامین میکرد و بخش دیگری از کالاها، نظیر سوخت و مواد غذایی نیز از مسیر پاکستان ترانزیت میشد. بعلاوه، بنادر جنوبی پاکستان مهمترین مقصد ترانزیتی برای صادرات افغانستان به سایر کشورها بود. برآوردها حاکی از آن است که انسداد گذرگاهها به طور میانگین منجر به ضرر ماهیانه ۲۰۰ میلیون دلاری تجار افغانستانی شده است و قیمت دارو در افغانستان در کمتر از یک ماه ۱۴ درصد افزایش داشته است. گسست در زنجیره تامین کالاهای اساسی افغانستان را با کمبود گندم، آرد، روغن خوراکی و دارو نیز مواجه کرده و طالبان در پاسخ به نابهسامانی پیشآمده در حوزه دارو، به واردکنندگان مهلتی سه ماهه برای تسویه و توقف تجارت دارو با پاکستان داده است.
🔹در مقابل، اثر اقتصادی این انسداد در پاکستان بیشتر در سطح محلی و در ایالت شمالی خیبرپختونخوا احساس میشود. توقف تجارت محصولات کشاورزی، این بازارها را با کاهش شدید در قیمت کالاهای صادراتی و افزایش شدید در قیمت کالاهای وارداتی همچون انار مواجه کرده است. صنایع صادراتی ایالت خیبرپختونخوا همچون واحدهای تولیدی سیمان و آلومینیوم با افت شدید درآمد صادراتی مواجه شده اند و به دلیل توقف واردات ذغالسنگ از افغانستان، قیمت این منبع سنتی انرژی در پاکستان تا ۱۵ درصد افزایش یافت.
🔹افغانستان برای غلبه بر انسداد اخیر، بخشی از ترانزیت خود را به چابهار منتقل نموده است و براساس گزارشها، تخفیفاتی نیز در تعرفه و هزینههای عملیات دریافت میکند. تجار پاکستانی اما صادرات غیرمستقیم از مسیر ایران را به دلیل افزایش هزینه و موانع موجود در نقل و انتقال مالی مطلوب ندانستهاند و به دنبال بازارهای جایگزین میگردند. گزارشها حاکی از آن است که پاکستان در حال هدایت بخشی از این مازاد صادراتی به آفریقای جنوبی و موزامبیک است.
💢جمعبندی
🔁مطالب مرتبط
▫️جایگاه بندر چابهار در میانه تنش پاکستان و افغانستان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤1👌1
#تحلیل_کوتاه
#واشنگتن
#اقتصاد_آمریکا
🔹در یک سال گذشته، ترامپ حملات لفظی متعددی به جروم پاول، رئیس فدرال رزرو به دلیل امتناعش از کاهش نرخ بهره فدرال کرده است. حال با ورود به ماههای پایانی دوران ریاست پاول، ترامپ به طور جدی در حال بررسی گزینههای جانشینی است. او در مصاحبهای با والاستریت ژورنال اعلام کرد که دو شخص به نام کوین هَسِت و کوین وارش نامزدهای اصلی تصدی ریاست این نهاد هستند. با توجه به تجربه مقاومتهای پاول، طبیعی است که ترامپ وفاداری را معیار اصلی انتخاب خود قرار دهد.
🔸هَسِت، رئیس کنونی شورای ملی اقتصاد و رئیس پیشین شورای مشاورین اقتصادی (۲۰۱۷_۲۰۱۹) شانس کمتری برای تصاحب این جایگاه دارد که میتوان گفت به دلیل سوابقش است. هَسِت در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ در برخی موضوعات با او اختلاف نظر داشت. به عنوان نمونه، او طرفدار تجارت آزاد و افزایش مهاجرت به داخل آمریکا بود. هنگامی که در ۲۰۱۹ ترامپ به پاول برای کاهش نرخ بهره فشار میآورد، هَسِت از حمایت از ترامپ خودداری کرد. البته هَسِت در سیاستهای راستگرایانه در داخل آمریکا همچون کاهش مالیات به ترامپ کمک کرد و تنشی در روابطش با رئیس جمهور ایجاد نشد؛ اما اختلافنظرهای گذشته در کنار اظهانظر اخیر هَسِت مبنی بر اینکه ممکن است فدرال رزرو نظر رئیس جمهور را در مورد نرخ بهره رد کند میتواند عامل نگرانی ترامپ شود.
🔸وارش، عضو سابق شورای حکام فدرال رزرو است. پیش از هر چیز، او روابط نزدیکی با ترامپ دارد. پدرزن او، رونالد لادر از دوستان نزدیک ترامپ و از حامیان مالی حزب جمهوریخواه است و حتی به گفته بن برنانکی، رئیس فدرال رزرو (۲۰۰۶_۲۰۱۴) خود او نیز روابط گسترده و عمیقی با جمهوریخواهان کنگره دارد. وارش حتی در سال ۲۰۱۷ نیز به عنوان یکی از گزینههای فدرال رزرو محسوب میشد. از این نکات مهمتر، به نظر میرسد او انعطافپذیری بیشتری برای کاهش نرخ بهره دارد؛ چراکه معتقد است میان آن و نرخ تورم ارتباط چندانی وجود ندارد. به همین دلیل، برخی اعضای کابینه نگران انتخاب او هستند. با این حال، جیمی دیمن، رئیس جیپی مورگان از او حمایت کرده است. ترامپ نیز در مصاحبهاش با والاستریتژورنال گفت که وارش نامزد پیشتاز است. همین سخن، احتمال انتخاب او را در سایتهای شرطبندی از ۱۵٪ به ۴۰٪ افزایش داد.
🔸ترامپ بیش از هر منصب دیگری دغدغه وفاداری را در خصوص رئیس این نهاد دارد؛ زیرا پس از انتصاب، رئیس جمهور ابزارهای حقوقی محدودی برای بهچالشکشیدن اعضای شورای حکام فدرال رزور –از جمله رئیس فدرال رزرو- دارد. مطابق قانون فدرال رزرو، رئیس جمهور تنها زمانی میتواند اعضا را برکنار کند که دلیل موجهی برای اینکار داشته باشد؛ همچون سوءرفتار، عدم انجام وظایف، یا بیکفایتی، نه اختلاف نظر درباره سیاست پولی. اگر بدون چنین دلیلی رئیس یا هر یک از اعضای این نهاد را برکنار کند، آنها میتوانند به دادگاه فدرال شکایت کنند.
🔸نباید فراموش کرد که رئیس فدرال بهتنهایی تصمیمات اقتصادی را نمیگیرد؛ بلکه اعضای کمیسیون بازار باز فدرال (FOMC) - هفت عضو از شورای حکام و پنج عضو دیگر از رؤسای شعب منطقهای فدرال رزرو- این کار را انجام میدهند. رئیس فدرال رزرو در این کمیسیون همچون سایرین یک رأی دارد و تنها میتواند بر نظر اعضا و دستورکار جلسه تأثیرگذار باشد. به این دلیل، ترامپ کسی را انتخاب میکند که بخاطر وفاداری بیشتری فشار را بر اعضا برای کاهش نرخ بهره وارد کند. علاوه بر این، نرخ بهره مدنظر ترامپ (احتمالاً کاهش تا ۱٪) به قدری پایین است که نگرانیها را در خصوص تورم افسارگسیخته ناشی از آن افزایش داده است. در این صورت، ترامپ کسی را انتخاب میکند که اطمینان دهد از چنین سیاست مالی پرخطری حمایت میکند.
🔄 مطالب مرتبط
◽️دستور کار اقتصادی ترامپ برای روزهای اول: از مالیات تا تعرفه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎1👌1
#تحلیل_کوتاه
#اروپا #انگلیس
🔹بلیز مترولی (Blaise Metreweli) در تاریخ ۱ اکتبر به عنوان اولین زن و جوانترین فردی که به ریاست سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا (MI6) منصوب میشود، معرفی شد. او به تازگی اولین مصاحبه مطبوعاتی خود را انجام داده است که در آن نکات مهمی در خصوص رویکرد آینده این سازمان ارائه داد.
💢مسیر حرفهای
🔸مترولی بخشهایی از دوران کودکی خود را در هنگکنگ و عربستان سعودی گذرانده و فارغالتحصیل رشته انسانشناسی از دانشگاه کمبریج است. او از سال ۱۹۹۹ به عنوان مأمور میدانی وارد سازمان MI6 شد و تاکنون در ماموریتهای مختلف در خاورمیانه و اروپای شرقی حضور داشته است. علاوه بر این، او سابقه فعالیت در سازمان MI5 و همچنین ریاست بخش تکنولوژی و نوآوری MI6 را در کارنامه دارد. مترولی از تسلط کامل به زبان عربی برخوردار است و بهواسطه تجربههایش در این مناطق، شناخت عمیقی از خاورمیانه، چین و اروپای شرقی دارد.
💢فناوری جدید برای تهدیدات نوین
🔸مترولی به دلیل سابقه مدیریت در بخش تکنولوژی و نوآوری، توجه ویژهای به ارتقاء سطح فناوریهای سازمان دارد. او به دلیل رویکرد نوین و شایستگیهایش در این زمینه به ریاست سازمان MI6 منصوب شده است. او پیگیر تغییرات اساسی در سازمان است و معتقد است که «ماموران باید به همان اندازه که در زبانهای خارجی مسلط هستند، در کدنویسی نیز تسلط داشته باشند».
🔸او در سخنان خود تأکید کرد که در دنیای امروز، تکنولوژی نقش بسیار مهمی در کنترل قدرت ایفا میکند و در خصوص اینکه کنترل این فناوریها از دولتها و شرکتها به افراد منتقل شود، هشدار داد. در واقع، او با اشاره به این موضوع، هشدار داد که خطر تسلط افرادی مانند ماسک بر رسانههای اجتماعی، که قادرند تأثیرات عمیقی بر افکار و ذهن افراد بگذارند، یک تهدید جدی به شمار میرود.
🔸مترولی همچنین به تهدیدات نوین نظیر پهپادها و رباتهای تحت کنترل هوش مصنوعی اشاره کرد و بر لزوم تسلط سازمان MI6 در این زمینه تأکید نمود. او در همین راستا، چالشهای قرن را نه تنها در اختیار داشتن قدرتمندترین تکنولوژیها، بلکه در مدیریت و هدایت مؤثر آنها میبیند. او وعده داد که MI6 به جای صرفاً جمعآوری اطلاعات از طریق مجاری مجازی و هوش مصنوعی، از روشهای نوین برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده کند.
💢تمرکز بر روسیه و تعامل با چین
🔸رئیس جدید MI6 روسیه را کشوری تهاجمی، توسعهطلب و بازنگرانه توصیف کرد و آن را تهدیدی جدی برای بریتانیا دانست. او برای مقابله با این تهدید، به همکاری گستردهتر نهادهای مختلف، حتی بیمارستانها و راهآهنها، اشاره کرد. طبق گزارشها او همچنین به دنبال جذب جاسوسان جدید، بهویژه از میان روسها از طریق دارک وب است.
🔸در مقابل، در خصوص چین حرفی از تهدید نزد و تنها بیان کرد که «چین بخش مرکزی تحولی جهانی خواهد بود که در این قرن در حال وقوع است»، و افزود که «ضروری است که ما به عنوان MI6، همچنان به درک دولت از رشد چین کمک کنیم». این رویکرد نشاندهنده شناخت عمیق او از چالشها و تهدیدات آتی چین است و هدف اصلی راهبرد MI6 در مورد چین، اجتناب از مواجهه مستقیم با آن و در عین حال ادامه جمعآوری اطلاعات و بهبود روابط اقتصادی با پکن است.
💢تقویت نفوذ بریتانیا در خاورمیانه
🔸یکی از همکاران پیشین مترولی تأکید کرده است که یکی از اولویتهای او در مقام رئیس MI6، تلاش برای بازگرداندن نفوذ بریتانیا در تحولات خاورمیانه است. مترولی با توجه به سابقه طولانی خود در این منطقه و با در نظر گرفتن کاهش نفوذ بریتانیا در تحولات اخیر خاورمیانه و جنگ غزه، به نظر میرسد که به دنبال بازسازی نقش بریتانیا در این منطقه خواهد بود. از جمله برنامههای او میتوان به افزایش نقشآفرینی بریتانیا در مسئله فلسطین، تعامل بیشتر با قطر برای حضور مؤثرتر در منطقه و نظارت بیشتر بر برنامه هستهای ایران اشاره کرد.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13❤5👏1
◾️فارن پالیسی
📝ناتالی توچی
#روندهای_استراتژیک
🔸برای سالها، اروپا خود را با این تصور آرام میکرد که دونالد ترامپ(با همه بیثباتی و رفتارهای متناقضش) در نهایت «قابل مدیریت» است. اما راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا (۲۰۲۵) این توهم را فرو میریزد. سیاست واشنگتن دیگر نه مبتنی بر شراکت فراآتلانتیک، بلکه بر رقابت و حتی تقابل با اروپا استوار شده است.
🔹در این چارچوب، جنگ اوکراین نه مسئلهای امنیتی برای آمریکا، بلکه مانعی در مسیر عادیسازی روابط واشنگتن–مسکو تلقی میشود. نتیجه روشن است: اروپا در مهمترین بحران امنیتی خود، عملاً تنها مانده است و حتی بدتر، با دو دشمن همزمان مواجه است؛ روسیه در شرق و آمریکا در غرب.
💢محور اول: تغییر بنیادین نگاه آمریکا به اروپا
🔹راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا بر یک فرض کلیدی استوار است: همکاری با روسیه (و حتی چین) برای مدیریت نظم جهانی، بهجای رقابت ایدئولوژیک کلاسیک. در این چارچوب، اروپا نه شریک، بلکه میدان نفوذ تلقی میشود. حمایت آشکار واشنگتن از نیروهای راست افراطی و ملیگرا در اروپا بخشی از همین رویکرد است؛ نیروهایی که همزمان وحدت اروپا را تضعیف میکنند و با مسکو نیز روابط نزدیکی دارند. پیوند فراآتلانتیکِ مورد نظر ترامپ نه میان دولتها، بلکه میان جریانهای راست افراطی شکل میگیرد.
💢 محور دوم: اوکراین؛ قربانی تبانی قدرتها
🔹ترامپ بارها در بزنگاههای مرتبط با اوکراین عملاً جانب روسیه را گرفته است: از تحقیر زلنسکی در کاخ سفید، تا استقبال گرم از پوتین، تا طرحهای صلحی که در عمل منافع مسکو را تأمین میکنند. اروپا هر بار برای حفظ رابطه با واشنگتن عقبنشینی کرده و هزینه داده است. اما شرط بستن بر اینکه پوتین در نهایت توافق با آمریکا را بر هم بزند، نمیتواند مبنای یک راهبرد امنیتی پایدار برای اروپا باشد.
💢محور سوم: اهرمهای واقعی در دست اروپاست؛ اگر جرأت استفاده باشد!
🔹برخلاف تصور رایج، اروپا در جنگ اوکراین اهرمهای مهمی در اختیار دارد: بخش اعظم داراییهای مسدودشده روسیه، مؤثرترین تحریمها
حمایت اقتصادی پایدار از کییف و سهم عمده کمکهای نظامی. با این حال، یک تناقض جدی وجود دارد: اروپا برای افزایش امنیت خود، تسلیحات بیشتری از آمریکا خریداری میکند و در نتیجه، وابستگی بلندمدتش به واشنگتن را افزایش میدهد؛ واشنگتنی که اکنون از همین وابستگی بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند.
💢دو کمبود راهبردی اروپا
🔹دو ضعف اصلی بیش از هر چیز موقعیت اروپا را تضعیف کرده است:
1️⃣فقدان تمرکز راهبردی: رهبران اروپایی درک نظری روشنی از تهدید دارند، اما در عمل اسیر منافع کوتاهمدت و ملاحظات حقوقی و مالی میشوند. نمونه بارز آن، تعلل در استفاده از داراییهای مسدودشده روسیه برای حمایت از اوکراین است.
2️⃣کمبود شجاعت سیاسی: اروپا باید شجاعت آن را داشته باشد که به واشنگتن اعلام کند: «در اوکراین، ما مسئولیت را بر عهده میگیریم. تنها انتظارمان این است که جریان اطلاعات و مجوز خرید تسلیحات قطع نشود.»
💢 پایان توهم فراآتلانتیک
🔹اروپا دیگر نمیتواند امنیت خود را بر حسن نیت آمریکا بنا کند. نظم جدیدی در حال شکلگیری است که در آن، قدرتهای بزرگ بهدنبال تبانیاند، نه اتحاد ارزشی. اگر اروپا نتواند استقلال راهبردی واقعی و نه شعاری ایجاد کند، اوکراین نخستین قربانی خواهد بود، اما آخرین آن نه. آنچه این بحران را به یک نقطه عطف تاریخی برای اروپا تبدیل میکند، صرفاً رفتار غیرقابل پیشبینی آمریکا نیست، بلکه ناتوانی مزمن اتحادیه اروپا در تبدیل ظرفیت اقتصادی و سیاسی به قدرت راهبردی است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13❤5👏1
#تحلیل_کوتاه
#آسیای_میانه
#ترکمنستان
📝شهرام پیرانی
🔹در جغرافیای پیچیده آسیای مرکزی، ترکمنستان به عنوان همسایه شمالشرقی ایران، جایگاهی متمایز و چندبعدی در سیاست خارجی ایران دارد. این روابط که ریشه در اشتراکات تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی دارد، در عین حال تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی منطقه و محدودیتهای ساختاری آن قرار گرفته است. تحلیل این رابطه نشان میدهد که ترکمنستان برای ایران نه یک متحد استراتژیک، بلکه همسایهای کلیدی در چارچوب سیاست «نگاه به شرق» و تنوعبخشی به روابط خارجی است.
💢پیشینه روابط دو کشور
🔸ایران و ترکمنستان بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارند و پس از استقلال ترکمنستان در ۱۹۹۱، ایران از نخستین کشورهایی بود که استقلال این کشور را به رسمیت شناخت. این اقدام سریع نشاندهنده درک تهران از اهمیت ژئوپلیتیک همسایه جدید بود. روابط دو کشور بر پایه اصول «بیطرفی مثبت» ترکمنستان و «نگاه به شرق» ایران استوار شده است. اشتراکات مذهبی (هر دو کشور دارای جمعیت اکثریت مسلمان هستند) و همگرایی فرهنگی در مناطق مرزی، بستر مناسبی برای توسعه روابط دو کشور فراهم کرده است.
💢ابعاد همکاریها
🔸همکاریهای اقتصادی و ترانزیتی: ترکمنستان به عنوان دروازه ورود ایران به بازارهای آسیای مرکزی عمل میکند. کریدورهای ترانزیتی شمال-جنوب و شرق-غرب که از ترکمنستان میگذرند، برای ایران اهمیتی حیاتی دارند. خط لوله گاز ایران-ترکمنستان، اگرچه گاه به دلیل اختلافات مالی با چالش مواجه شده، اما نمادی از وابستگی متقابل دو کشور به هم در حوزه انرژی است. پروژه کریدور ترانزیتی قزاقستان-ترکمنستان-ایران که بخشی از ابتکار کریدور ترانزیتی بینالمللی شمال-جنوب است، ایران را به شبکه ریلی آسیای مرکزی متصل میکند و امکان دسترسی کشورمان به بازارهای چین و کشورهای آسیای مرکزی را فراهم میکند. این کریدور نقش مهمی در کاهش وابستگی ایران به مسیرهای دریایی سنتی دارد.
🔸مسائل امنیتی و مرزی: همکاریهای امنیتی دو کشور به ویژه در مبارزه با قاچاق مواد مخدر و تروریسم، بخش مهمی از روابط دوجانبه را تشکیل میدهد. مرز مشترک طولانی، نیاز دو کشور به هماهنگی امنیتی برای مقابله با تهدیدات فرامرزی را افزایش داده است.
🔸همکاریهای فرهنگی: ابعاد همکاریهای فرهنگی دو کشور در سالهای اخیر، عمدتاً بر مبادله آثار هنری، برپایی نمایشگاههای مشترک و توسعه آموزش زبان فارسی در ترکمنستان متمرکز بوده است. این اقدامات در راستای تحکیم پیوندهای فرهنگی-تاریخی میان دو کشور صورت گرفته است.
چالشها و محدودیتها
🔸رقابتهای منطقهای: موقعیت ترکمنستان در میان قدرتهایی مانند روسیه، چین و بازیگران غربی، فضای مانور این کشور را محدود کرده است. سیاست بیطرفی آشکار ترکمنستان مانع تعمیق روابط این کشور با ایران شده است. همچنین، رقابت ایران با ترکیه بر نفوذ در جهان ترکزبان، میتواند بر روابط تهران-عشقآباد سایه بیندازد.
🔸مسائل اقتصادی: وابستگی ترکمنستان به صادرات گاز و اقتصاد تکمحصولی و تفاوت در نظامهای بانکی و مالی، باعث محدود شدن مبادلات اقتصادی دو کشور شده است. افزون بر آن، تحریمهای بینالمللی علیه ایران، تمایل شرکتهای ترکمن برای سرمایهگذاری در پروژههای مشترک را نیز کاهش داده است.
🔸تأثیر بازیگران فرامنطقهای: نفوذ روزافزون چین در ترکمنستان از طریق ابتکار «کمربند و راه» و همچنین روابط سنتی ترکمنستان با روسیه، بر عمق استراتژیک روابط ایران و ترکمنستان تأثیر گذاشته است. سرمایهگذاری کلان چین در بخش انرژی ترکمنستان، وابستگی این کشور به پکن را افزایش داده و فضای مانور ایران را محدود کرده است.
💢چشمانداز آینده
🔸با توجه به تحولات منطقه و نیاز ایران به کریدورهای ترانزیتی جایگزین، اهمیت ترکمنستان برای ایران بیش از گذشته افزایش یافته است. آینده روابط دو کشور به توانایی آنان در حل مسائل مرزی در دریای خزر، توسعه همکاریهای چندجانبه و تبدیل اشتراکات فرهنگی به همکاریهای اقتصادی ملموس بستگی دارد. واقعیت این است که ترکمنستان همسایهای مهم برای ایران است؛ کشوری که علیرغم محدودیتهای ناشی از سیاست بیطرفی خود و رقابت قدرتهای بزرگ، به دلیل پیوندهای جغرافیایی و فرهنگی، نقشی اجتنابناپذیر در محاسبات امنیتی و اقتصادی ایران دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👌2❤1👏1
#تحلیل_کوتاه
#واشنگتن
#ترامپ
🔹استقلال دیوان عالی، همیشه یکی از عوامل اصلی ثبات دموکراسی و حفظ توازن قوا در آمریکا بوده است که ریشه در سازوکارهای موجود در قانون اساسی این کشور دارد. مطابق قانون اساسی رئیس جمهور قضات دیوان عالی را انتخاب میکند که باید مورد تأیید سنا قرار گیرند؛ اما برکنارشدنشان تنها از طریق فرآیند استیضاح در سنا آن هم با شرایط بسیار خاصی رخ میدهد. با وجود اینکه این سازوکار حقوقی تاکنون ثابت باقی مانده است؛ اما عوامل دیگری در دیوان در حال تغییر توازن قوا به نفع قوه مجریه در دوران ترامپ هستند.
🔸ترامپ در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ سه قاضی با جهتگیریهای محافظهکارانه را برای دیوان عالی برگزید (نیل گورسچ، برت کاوانا، ایمی بارت) که مورد تأیید سنا نیز قرار گرفتند. این سه انتخاب موازنه را به نفع جمهوریخواهان تغییر داد. به عنوان نمونه، این نهاد در سال ۲۰۲۲ با لغو رأی تاریخی Roe v. Wade، به حق سقط جنین بهعنوان یک حق قانونیِ مندرج در قانون اساسی که مورد حمایت دموکراتها بود پایان داد و آن را تبدیل به یک مسئله ایالتی کرد. البته دیوان عالی با اکثریتی محافظهکار نه فقط به جمهوریخواهان بلکه به شخص ترامپ نیز کمکهای فراوانی کرده است.
🔸در سال ۲۰۲۴ که انتخابات ریاستجمهوری و پروندههای حقوقی علیه ترامپ همزمان شده بودند، بحثی حقوقی بر سر مصونیت قضایی رئیس جمهور شکل گرفت و سرانجام دیوان عالی در حکمی، به اقدامات رسمی رئیس جمهور مصونیت بخشید. اگرچه پیروزی در انتخابات عملاً پروندههای ترامپ را مختومه کرد؛ اما حکم دیوان کمک مهمی به ترامپ در پروندههای دخالت در انتخابات فدرال بود. این حکم همچنین دست ترامپ و به طور کل رئیس جمهور را برای سوءاستفاده از قدرت بازتر کرد.
🔸مسئله مهار قدرت مجریه توسط دیوان عالی در دوره دوم ترامپ چالشهای جدیتری دارد که یک نمونه آن، موضوع نهادهای فدرال مستقل از قوه مجریه هست. در قضیه خرید «وارنر برادرز» توسط نتفلیکس، ترامپ که طرفدار این معامله است ربکا اسلاتر، یکی از پنج کمیسر کمیسیون تجارت فدرال –نهاد مجری قوانین ضدانحصار- را به این بهانه اخراج کرد که خدمتش «با اولویتهای دولت همخوان نبود.» طبق سابقهای ۹۰ ساله، این اقدام باید غیرقانونی باشد؛ زیرا در سال ۱۹۳۵، دیوان حکم داد که اخراج ویلیام همفری، کمیسر کمیسیون، توسط فرانکلین روزولت غیرقانونی بوده است. اما همانطور که اکونومیست عنوان کرد، دیوان عالی محافظهکار امروز با بسط قدرت دولت در برابر نهادهای مستقل همدلتر است.
🔸در دوره نخست نیز مسئله مشابهی ایجاد شده بود. در سال ۲۰۲۱، دیوان عالی اعلام کرد مشروطکردن رئیس جمهور برای اخراج رئیس آژانس تأمین مالی مسکن فدرال (FHFA) به یافتن «دلیل موجه» ناقض اختیارات قوه مجریه در قانون اساسی خواهد بود. این حکم به ترامپ اجازه داد تا همان سال ویلیام پولت، بنیانگذار یک شرکت خانهسازی را بهعنوان رئیس این آژانس منصوب کند. به نظر میرسد در پرونده اخیر ترامپ در برابر «اسلاتر» نیز دیوان عالی به نفع ترامپ رأی داده و کنترل دولت بر کمیسیون تجارت فدرال را تثبیت کند.
🔸عقبنشینی دیوان در برابر ترامپ در مسئله بودجه نیز مشهود است. هنگامی که ترامپ طی یک فرمان اجرایی غالب بودجه آژانس ایالات متحده برای توسعه بینالمللی (USAID) قطع کرد که منجر به تعطیلی ۸۰٪ برنامههای این آژانس شد، دیوان عالی تنها بخش اندکی از بودجه آژانس (۲ میلیارد دلار) را به دلیل شکایت برخی پیمانکاران آژانس از ترامپ احیا کرد؛ حتی علیرغم اینکه این بودجه به تصویب کنگره رسیده بود.
🔸جانبداری دیوان از سیاستهای ترامپ احتمالاً به قضیه تعرفهها نیز سرایت کند. بهزودی، دیوان حکم خود را در خصوص قانونیبودن یا نبودن تعرفههای ترامپ منتشر میکند. مطابق قانون اساسی، حق تعیین مقررات و محدودیت بر تجارت خارجی برای کنگره است. کنگره نیز براساس قوانینی و مقید به شروط خاصی این حق را به دولت واگذار کرده است. اما ترامپ با تفسیر موسع از قوانین کنگره در حال اعمال گسترده تعرفه است و دیوان فشار میآورد رأی را به نفع او صادر کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤6👏1
♦️توافق گازی مصر و اسرائیل: پشتپرده اعلام رسمی نتانیاهو
▪️رویهالاخباریه
#رویة_العربیة
#غرب_آسیا
#دیپلماسی_انرژی
🔹اعلام خبر قرارداد عظیم صادرات گاز میدان «لویاتان» اسرائیل به مصر با ارزش تقریبی ۳۵ میلیارد دلار توسط نتانیاهو در مقابل افکار عمومی در نگاه نخست شبیه یک خبر اقتصادی معمولی به نظر میرسید. با این وجود دقت در زمان اعلام، شیوه تصویب، حجم درآمدهای اعلامشده و ماهیت طرفهای ذینفع، روشن میکند که با روایتی بهمراتب پیچیدهتر روبهرو هستیم که در آن سیاست با امنیت، اقتصاد با ژئوپلیتیک، و تبلیغات دولتی درهم تنیده است.
💢 از مذاکرات پنهانی تا اعلام سیاسی؛ قرارداد چگونه متولد شد؟
🔸مذاکرات اولیه قرارداد مدتها پیش انجام شده بود. شرکتهای بهرهبردار میدان لویاتان، در رأس آنها شرکت آمریکایی «شورون» و شرکای اسرائیلیاش، توافقهایی با طرف مصری برای تأمین گاز امضا کرده بودند. با این حال، مانع اصلی نه ماهیت تجاری، بلکه ملاحظات سیاسی و مقرراتی در داخل اسرائیل بود.
🔸آمریکا نقش غیرمستقیمی در سوق دادن دولت اسرائیل به نهاییسازی این پرونده ایفا کرده است؛ چرا که این قرارداد به ثبات بازار انرژی منطقهای کمک میکند و با منافع آمریکا در شرق مدیترانه همخوانی دارد. همچنین اعلام خبر توسط نتانیاهو در یک سخنرانی سیاسی خطاب به افکار عمومی با تاکید بر درآمد سرشار حاصل از آن، تلاشی آشکار برای تبدیل یک قرارداد اقتصادی به ابزاری سیاسی در مواجهه با انتقادهای فزاینده از عملکرد دولت بود.
💢ذینفع واقعی کیست؟
🔸یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای قرارداد گازی، ارقامی است که نتانیاهو ارائه کرده است. ارزش کل قرارداد حدود ۳۵ میلیارد دلار برآورد شده که لزوماً به معنای ورود مستقیم آن به خزانه نیست. بخش بزرگی از درآمدها به شرکتهای بهرهبردار، هزینههای توسعه، حفاری و انتقال اختصاص خواهد یافت، افزون بر مالیاتها و حق امتیازهایی که میزان واقعی آنها بسته به قیمتهای جهانی گاز متغیر است.
🔸مدتزمان طولانی قرارداد (تا حدود سال ۲۰۴۰) باعث توزیع درآمدها در سالهای متعدد میشود؛ امری که اثر مالی فوری آن را، برخلاف تبلیغات دولت کاهش میدهد. در مقابل، منتقدان قرارداد معتقدند دولت تضمینهای کافی برای حفاظت از بازار داخلی ارائه نکرده است و صادرات حجم بالای گاز میتواند عرضه داخلی را کاهش دهد یا به تثبیت قیمتهای بالا برای مصرفکنندگان منجر شود.
💢چرا مصر؟
🔸انتخاب مصر بهعنوان شریک اصلی در این قرارداد تصادفی نیست. قاهره از زیرساختهای پیشرفتهای برای مایعسازی گاز برخوردار است که آن را به دروازهای ایدهآل برای صادرات مجدد گاز به اروپا تبدیل میکند. این قرارداد جایگاه مصر را بهعنوان یک مرکز منطقهای انرژی تقویت میکند، اما در عین حال به اسرائیل نوعی نفوذ غیرمستقیم میبخشد؛ زیرا بخشی از امنیت انرژی مصر به تأمین گاز از میادین دریایی اسرائیل گره میخورد.
💢گاز بهمثابه ابزار نفوذ
🔸قرارداد گاز را نمیتوان از صحنه امنیتی شرق مدیترانه جدا کرد. میادین گازی و خطوط لوله، تأسیسات راهبردی بسیار حساسی به شمار میروند و هرگونه تشدید تنش منطقهای میتواند این تأسیسات را به اهداف بالقوه تبدیل کند. اسرائیل که میلیاردها دلار در توسعه میادین دریایی خود سرمایهگذاری کرده، ناچار است تدابیر حفاظتی خود را تقویت کند. این بعد امنیتی، هزینه پنهانی دارد که بهندرت در گفتمان رسمی مطرح میشود.
🔸از سوی دیگر صادرات گاز بهعنوان ابزاری برای تقویت ائتلافهای منطقهای و پیوند دادن منافع کشورها با ثبات اسرائیل به کار گرفته میشود. اما ائتلافهایی که بر پایه منافع اقتصادی بنا میشوند، در صورت تغییر معادلات سیاسی بهسرعت دگرگون خواهند شد.
💢صداهای مخالف و پرسشهای بیپاسخ
🔸این قرارداد در داخل اسرائیل مخالفان زیادی دارد. احزاب مخالف و کمیتههای پارلمانی خواستار انتشار کامل جزئیات توافق و اعمال نظارت گستردهتر بر آن شدهاند. نگرانیهایی وجود دارد که درآمدهای گاز به ابزاری سیاسی در دست دولت تبدیل شود، نه بخشی از یک سیاست اقتصادی بلندمدت و منسجم. فعالان محیطزیست نیز نسبت به پیامدهای این قرارداد هشدار دادهاند و معتقدند سرمایهگذاری گسترده در گاز، گذار به انرژیهای تجدیدپذیر را به تعویق میاندازد.
💢جمعبندی
✅ در حالی که دولت اسرائیل تأکید دارد این قرارداد به نفع دولت و شهروندان است، پرسشهای مربوط به شفافیت، توزیع درآمدها، حفاظت از بازار داخلی و پیامدهای زیستمحیطی همچنان بیپاسخ باقی ماندهاند. در نهایت، ممکن است این قرارداد بهعنوان یکی از بزرگترین توافقهای انرژی در تاریخ منطقه ثبت شود، اما در عینحال نمونهای خواهد بود از اینکه چگونه گاز میتواند بهطور همزمان مزیتی اقتصادی، ابزاری برای نفوذ سیاسی و نیز منبع پایانناپذیر مناقشه باشد.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت|📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️رویهالاخباریه
#رویة_العربیة
#غرب_آسیا
#دیپلماسی_انرژی
🔹اعلام خبر قرارداد عظیم صادرات گاز میدان «لویاتان» اسرائیل به مصر با ارزش تقریبی ۳۵ میلیارد دلار توسط نتانیاهو در مقابل افکار عمومی در نگاه نخست شبیه یک خبر اقتصادی معمولی به نظر میرسید. با این وجود دقت در زمان اعلام، شیوه تصویب، حجم درآمدهای اعلامشده و ماهیت طرفهای ذینفع، روشن میکند که با روایتی بهمراتب پیچیدهتر روبهرو هستیم که در آن سیاست با امنیت، اقتصاد با ژئوپلیتیک، و تبلیغات دولتی درهم تنیده است.
💢 از مذاکرات پنهانی تا اعلام سیاسی؛ قرارداد چگونه متولد شد؟
🔸مذاکرات اولیه قرارداد مدتها پیش انجام شده بود. شرکتهای بهرهبردار میدان لویاتان، در رأس آنها شرکت آمریکایی «شورون» و شرکای اسرائیلیاش، توافقهایی با طرف مصری برای تأمین گاز امضا کرده بودند. با این حال، مانع اصلی نه ماهیت تجاری، بلکه ملاحظات سیاسی و مقرراتی در داخل اسرائیل بود.
🔸آمریکا نقش غیرمستقیمی در سوق دادن دولت اسرائیل به نهاییسازی این پرونده ایفا کرده است؛ چرا که این قرارداد به ثبات بازار انرژی منطقهای کمک میکند و با منافع آمریکا در شرق مدیترانه همخوانی دارد. همچنین اعلام خبر توسط نتانیاهو در یک سخنرانی سیاسی خطاب به افکار عمومی با تاکید بر درآمد سرشار حاصل از آن، تلاشی آشکار برای تبدیل یک قرارداد اقتصادی به ابزاری سیاسی در مواجهه با انتقادهای فزاینده از عملکرد دولت بود.
💢ذینفع واقعی کیست؟
🔸یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای قرارداد گازی، ارقامی است که نتانیاهو ارائه کرده است. ارزش کل قرارداد حدود ۳۵ میلیارد دلار برآورد شده که لزوماً به معنای ورود مستقیم آن به خزانه نیست. بخش بزرگی از درآمدها به شرکتهای بهرهبردار، هزینههای توسعه، حفاری و انتقال اختصاص خواهد یافت، افزون بر مالیاتها و حق امتیازهایی که میزان واقعی آنها بسته به قیمتهای جهانی گاز متغیر است.
🔸مدتزمان طولانی قرارداد (تا حدود سال ۲۰۴۰) باعث توزیع درآمدها در سالهای متعدد میشود؛ امری که اثر مالی فوری آن را، برخلاف تبلیغات دولت کاهش میدهد. در مقابل، منتقدان قرارداد معتقدند دولت تضمینهای کافی برای حفاظت از بازار داخلی ارائه نکرده است و صادرات حجم بالای گاز میتواند عرضه داخلی را کاهش دهد یا به تثبیت قیمتهای بالا برای مصرفکنندگان منجر شود.
💢چرا مصر؟
🔸انتخاب مصر بهعنوان شریک اصلی در این قرارداد تصادفی نیست. قاهره از زیرساختهای پیشرفتهای برای مایعسازی گاز برخوردار است که آن را به دروازهای ایدهآل برای صادرات مجدد گاز به اروپا تبدیل میکند. این قرارداد جایگاه مصر را بهعنوان یک مرکز منطقهای انرژی تقویت میکند، اما در عین حال به اسرائیل نوعی نفوذ غیرمستقیم میبخشد؛ زیرا بخشی از امنیت انرژی مصر به تأمین گاز از میادین دریایی اسرائیل گره میخورد.
💢گاز بهمثابه ابزار نفوذ
🔸قرارداد گاز را نمیتوان از صحنه امنیتی شرق مدیترانه جدا کرد. میادین گازی و خطوط لوله، تأسیسات راهبردی بسیار حساسی به شمار میروند و هرگونه تشدید تنش منطقهای میتواند این تأسیسات را به اهداف بالقوه تبدیل کند. اسرائیل که میلیاردها دلار در توسعه میادین دریایی خود سرمایهگذاری کرده، ناچار است تدابیر حفاظتی خود را تقویت کند. این بعد امنیتی، هزینه پنهانی دارد که بهندرت در گفتمان رسمی مطرح میشود.
🔸از سوی دیگر صادرات گاز بهعنوان ابزاری برای تقویت ائتلافهای منطقهای و پیوند دادن منافع کشورها با ثبات اسرائیل به کار گرفته میشود. اما ائتلافهایی که بر پایه منافع اقتصادی بنا میشوند، در صورت تغییر معادلات سیاسی بهسرعت دگرگون خواهند شد.
💢صداهای مخالف و پرسشهای بیپاسخ
🔸این قرارداد در داخل اسرائیل مخالفان زیادی دارد. احزاب مخالف و کمیتههای پارلمانی خواستار انتشار کامل جزئیات توافق و اعمال نظارت گستردهتر بر آن شدهاند. نگرانیهایی وجود دارد که درآمدهای گاز به ابزاری سیاسی در دست دولت تبدیل شود، نه بخشی از یک سیاست اقتصادی بلندمدت و منسجم. فعالان محیطزیست نیز نسبت به پیامدهای این قرارداد هشدار دادهاند و معتقدند سرمایهگذاری گسترده در گاز، گذار به انرژیهای تجدیدپذیر را به تعویق میاندازد.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👎1👏1
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه #جنگ_غزه
📝محسن فایضی
🔹قرار است نتانیاهو و ترامپ هفته آینده در آمریکا با هم دیدار کنند. در خصوص این دیدار گمانهزنیهایی حول تصمیمات نتانیاهو برای اقناع ترامپ در پروندههای ایران، لبنان و منطقه شنیده میشود. اما یکی از گمانهزنیهای محتمل، موضوع مرحله دوم آتش بس در غزه است. با اتمام تبادل اسرا و اجساد (جز یک جسد که پیدا نشده است) کاخ سفید به دنبال آغاز مرحله دوم آتشبس در غزه همزمان با آغاز سال 2026 میلادی است.
💢نبود داوطلب برای تشکیل کمیته بینالمللی صلح
🔸یکی از اصلیترین پیشنیازهای مرحله دوم براساس طرح ترامپ، شکلگیری یک کمیته نظامی بینالمللی برای بدست گرفتن تسلط و امنیت نوار غزه و سپس اجرایی کردن خلع سلاح حماس است. هفته گذشته به منظور مقدمهسازی برای مرحله دوم، نشستی در دوحه با مدیریت ویتکاف با حضور برخی کشورها به منظور تشکیل کمیته صلح بینالمللی متشکل از نیروهای نظامی کشورهای مختلف، برگزار شد که بواسطه عدم موفقیت کامل، شاهد صدور بیانیه یا اعلام رسمی از سوی قطر، ویتکاف و یا اسرئیلیها نبودیم.
💢حضور ترکیه و قطر، ممکنترین و غیرممکنترین سناریو؟
🔸علیرغم مخالفت اسرائیلیها، جمعه گذشته ویتکاف در میامی با مسئولین قطری و ترکی برای مرحله دوم و ادامه آتشبس دیدار کرد و بیانیه مشترکی هم منتشر شد. بیانیهای که خوشبینیهایی از تلاش آمریکاییها برای ورود به مرحله دوم ایجاد کرد، اما سوال اصلی در خصوص حضور نیروهای بینالمللی در غزه همچنان پابرجاست و بسیار بعید است با توجه به مخالفتهای تلآویو، مدیریت کمیته غزه به آنکارا یا دوحه سپرده شود. بهنظر میرسد که ویتکاف میداند بدون نقشآفرینی این دو بازیگر نزدیک به حماس و هم چنین مصریها شاید نتواند توافقی با حماس برای آینده و ادامه آتشبس داشته باشد.
💢خلع سلاح و آینده حماس
🔸موضوع اصلی مرحله دوم، خلع سلاح حماس است. هاآرتص در گزارشی مینویسد که تلآویو هرگز آماده آغاز مرحله دوم نیست؛ زیرا در اسرائیل نگرانی اصلی حول این است که چگونه خلع سلاح با ادامه عقبنشینی نیروهای ارتش اسرائیل از اراضی نوار غزه مرتبط خواهد شد و اینکه سازوکار افشای تونلهای باقیمانده در اختیار حماس و نابودی آنها قرار است چگونه باشد.
🔸عاموس هرئیل کارشناس شناختهشده اسرائیلی در یادداشتی تاکید میکند خود حماس نیز علاقهمند به رفتن به مرحله بعدی است، زیرا به این نتیجه رسیده است که هیچ تهدید واقعی برای حکومت آن، حداقل در نیمه غربی نوار غزه (پشت خط زرد) وجود ندارد. به همین دلیل، تلاشها برای یافتن جسد آخرین سرباز مفقود شده را ادامه میدهد. سوال اصلی اکنون این است: آیا ترامپ نتانیاهو را مجبور به پیشروی به مرحله دوم خواهد کرد؟ در اسرائیل به نظر میرسد همه چه در نهادهای نظامی و اطلاعاتی و چه در کابینه نتانیاهو معتقدند که طرح ترامپ یعنی استقرار نیروهای بینالمللی در غزه کمکی به خلع سلاح حماس نخواهد کرد.
💢ترامپ، دنبال مرحله دوم آتشبس است؟
🔸در روزهای اخیر شبیه این گزاره را در رسانههای عبری زیاد می بینیم که «ترامپ برای حفظ تصویر خود به عنوان یک صلحطلب جهانی استثنایی، فکر میکند که باید در پرونده نوار غزه پیشرفت کند.» او با اینکه میداند گذار به مرحله دوم با مشکل مواجه است اما برای اعلام جشن در ماه آینده آماده است.
🔸ناحوم بارنیع خبرنگار یدیعوت آحرونوت و باراک راوید خبرنگار آکسیوس هر دو مدعی شدهاند که ترامپ به دلیل ترور رائد سعد از نتانیاهو خشمگین است. اما باراک راوید تاکید میکند: «ترامپ مطمئناً برای هیچ شبهنظامی(عضو قسام) اشک نمیریزد ... اما آنچه دولت آمریکا را نگران میکند، ترس از این است که اسرائیل ممکن است عمداً سعی در خرابکاری در اجرای مراحل بعدی داشته باشد.»
🔸براساس گزارش آمریکاییها، موانع در حال افزایش است و احتمالاً جدول زمانی به تأخیر خواهد افتاد؛ اما ترامپ اصرار دارد شروع مرحله دوم را پرسروصدا اعلام کند. تاکنون تنها چند کشور متعهد شدهاند که به نیروی تثبیت کمک کنند و هیچکدام در حال حاضر قصد ندارند نیروهای خود را پشت خط زرد که تحت کنترل حماس است مستقر کنند.
💢جمعبندی
🔁مطالب مرتبط
▫️پاسخ حماس به طرح ترامپ: تله یا فرصت؟
▫️رویکرد حماس پس از آتشبس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6🔥1👏1
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه #عراق
📝علی بیدبو
🔹چهل روز پس از برگزاری انتخابات پارلمانی عراق در حالی که اخیراً شورای عالی قضایی این کشور برنامه زمانی انتخاب روسای سه گانه را اعلام کرد هنوز در مورد اینکه چه کسانی در این مناصب قرار خواهند گرفت هیچ قطعیتی وجود ندارد.
💢نخستوزیری؛ السودانی هنوز شانس دارد
🔸برای تصدی نخستوزیری محمد شیاع السودانی همچنان از شانس قابلتوجهی برخوردار است. وی در روزهای اخیر توانسته، همانند دوره پیش، رضایت قیس الخزعلی و سید عمار حکیم را جلب کند. با این حال، این دو چهره سیاسی طی چند نوبت، درخواست دیدار مستقیم با نوری المالکی، رهبر حزب الدعوه را مطرح کردند که با پاسخ منفی مواجه شدند. با توجه به شرایط کنونی چارچوب هماهنگی و نوع تحلیل و کنش سیاسی الخزعلی، امکان دستیابی تمامی اعضای این ائتلاف به اجماع بر سر یک نامزد واحد، اندک و دور از واقعیت به نظر میرسد. بر همین اساس، محتملترین سناریو، تقسیم چارچوب هماهنگی به دو بخش حامی دولت آینده و اپوزیسیون نیمهفعال است؛ وضعیتی که لزوما به فروپاشی این ائتلاف سیاسی منجر نخواهد شد.
🔸یکی از عوامل اصلی نارضایتی برخی رهبران چارچوب هماهنگی ورود اختلافات شخصی نوری المالکی با السودانی به فضای سیاسی است. حدود نیمی از رهبران این جریان چنین تقابلهایی را که ریشه در مسائل شخصی دارد نمیپذیرند و بر این باورند که اختلافنظر در سیاست امری طبیعی است. در چارچوب هماهنگی، افکار و منافع متفاوتی با یکدیگر درگیرند؛ برای نمونه، همام حمودی و سید عمار حکیم اختلافات ریشهای و بنیادین دارند اما هیچگاه مسیر گفتوگو میان خود را مسدود نکردهاند.
🔸در همین راستا، ائتلاف الاعمار و التنمیة (بازسازی و توسعه) به رهبری السودانی تلاش کرد هیاتی را که مورد قبول و نظر نوری المالکی باشد برای دیدار با وی اعزام کند. بر این اساس، فالح فیاض با همراهی احمد الاسدی، از اعضای این ائتلاف با نوری المالکی دیدار کردند. با وجود این، اختلافات میان المالکی و السودانی همچنان قابلتوجه است. تداوم تخریب رسانهای میان دو حزب میتواند به فرسودگی اجتماعی و ناامیدی افکار عمومی عراق از نظام سیاسی منجر شود. همین نگرانی باعث شده بسیاری از رهبران شیعه در تلاش باشند سطح این اختلافات را تا حد امکان کاهش دهند.
💢ریاستجمهوری؛ نزار امیدی گزینهای محتمل
🔸در بیت کردی وضعیت روابط میان حزب دموکرات و اتحادیه میهنی همچنان نابسامان است. با این حال، تجربه تاریخی نشان داده کردها در بزنگاههای حساس، اختلافات خود را ولو بهصورت موقت کنار میگذارند. توافق فعلی که پس از تشدید تنشها حاصل شده، توقف تخریبهای رسانهای متقابل میان احزاب کردی است. مسعود بارزانی، رهبر حزب دموکرات، مخالفتی با باقی ماندن منصب ریاست جمهوری در اختیار اتحادیه میهنی ندارد؛ مشروط بر آنکه فرد معرفیشده در پی قدرتطلبی، تسلط بر حزب دموکرات یا ایفای نقش لابیگرانه در بغداد نباشد. اتحادیه میهنی نیز متعهد شده نامزدی را به بغداد معرفی کند که مورد قبول حزب دموکرات نیز باشد. در حال حاضر، نزار امیدی بهعنوان گزینهای در دسترس مطرح است؛ شخصیتی معتدل، متعهد به اتحادیه میهنی و مورد قبول سران شیعه و چارچوب هماهنگی.
💢ریاست پارلمان؛ نقش فعال مثنی السامرائی
🔸در «بیت سنی» نیز اختلافات ساختاری همچنان پابرجاست. رهبران اهل سنت از نبود یک مرجع واحد رنج میبرند و به همین دلیل تصمیمگیریها در فضایی پراکنده و بعضا ازهمگسیخته انجام میشود. مثنی السامرائی در چندین مقطع تلاش کرد نقش چهره محوری و پدرانه را در میان رهبران سنی ایفا کند اما به دلیل اختلافاتش با محمد الحلبوسی، خمیس الخنجر و احمد الجبوری در دستیابی به این هدف ناکام ماند. در نتیجه این وضعیت، صحنه سیاسی اهل سنت عملا به دو بخش تبعیت و عدم تبعیت از مسعود بارزانی، رهبر حزب دموکرات تقسیم شده است. بر همین اساس، برخی رهبران سنی تلاش میکنند مواضع خود را بیش از پیش به حزب دموکرات نزدیک کنند تا بتوانند در انتخاب رئیس پارلمان نقش موثرتری ایفا کنند. اهل سنت شورایی تحت عنوان شورای سیاسی ملی تشکیل دادهاند و بر اساس جلسات برگزار شده در این شورا بهطور موقت مشخص شده است که یکی از دو جریان تقدم یا عزم متصدی ریاست پارلمان خواهد شد.
🔄 مطالب مرتبط
▫️اعداد و ارقام انتخابات پارلمانی عراق چه میگویند؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🔥1💯1
🔵 کریدور ریلی چینـقرقیزستانـازبکستان: دگرگونی در نظم اوراسیا
#اکوتهران
#چین #آسیای_میانه #لجستیک
📝شهرام پیرانی
🔸کریدور ریلی چینـقرقیزستانـازبکستان (CKU) که طی چند روز گذشته توافقنامه تأمین مالی آن به امضای مقامات سه کشور رسید، فراتر از یک پروژه زیرساختی متعارف، یک «کنش راهبردی» در شطرنج قدرت اوراسیای مرکزی محسوب میشود. این کلانپروژه با هدف بازترسیم نقشههای همگرایی منطقهای، در پی آن است تا با به چالش کشیدن «انحصار ترانزیتی» موجود، توازن قدرت را از ساختارهای تکمحور به سمت یک نظام چندوجهی سوق دهد.
💢دکترین تنوعبخشی پکن: گریز از بنبست ژئوپلیتیک
🔹برای پکن، این کریدور ۴۸۶ کیلومتری که کاشغر را به قلب آسیای مرکزی پیوند میزند، پاسخی ساختاری به ضرورت «تنوعبخشی کریدوری» است. در حال حاضر، جریان اصلی تجارت زمینی چین به اروپا تحت تسلط کریدور شمالی و نفوذ بلامنازع روسیه و قزاقستان قرار دارد. پکن با درک مخاطرات وابستگی به یک مسیر واحد، راهبرد «تنوع بخشی به شبکه های کریدوری» را در پیش گرفته است.
🔹کریدور ریلی مذکور با ایجاد یک مسیر مستقل، نهتنها زمان ترانزیت را حدود ۷ تا ۸ روز کاهش میدهد، بلکه با شکستن انحصار ترانزیتی مسیرهای شمالی، «وابستگی متقابل نامتقارن» چین به این معابر را تعدیل کرده و حاشیه امنیت استراتژیک این کشور را در ابتکار «کمربند و جاده» (BRI) تقویت میکند. این اقدام عملاً نفوذ اقتصادی چین را در حیاطخلوت سنتی مسکو تعمیق بخشیده و به کشورهای پیرامونی اجازه میدهد تا در چارچوب سیاست «چندجانبهگرایی فعال»، استقلال عمل بیشتری در قبال قدرتهای بزرگ داشته باشند. این تغییر پارادایم، آسیای مرکزی را از یک منطقه «محصور در خشکی» به قلمرو «تقاطع کریدورها» بدل میسازد.
💢واکاوی نقشآفرینی بازیگران منطقهای
🔹ایران در این مختصات جدید، حیاتیترین ذینفع غیرمستقیم و حلقه اتصال این کریدور به آبهای آزاد است. این شبکه ریلی، ایران را از یک مسیر فرعی به یک «پل لجستیک استراتژیک» میان چین و بنادر خلیجفارس تبدیل میکند. اتصال شبکه ریلی ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان به زیرساختهای ریلی ایران، عملاً استراتژیهای پیشین مبنی بر «انزوای ژئوپلیتیک ایران» را ابطال نموده و با خنثیسازی تلاشها برای دور زدن خاک ایران، موقعیت کشور را در زنجیره ارزش جهانی ارتقا میدهد. از منظر ژئواکونومیک، این مسیر مکمل بندر چابهار و کریدور شمالـجنوب خواهد بود و ایران را به نقطه تلاقی تجارت شرقـغرب و شمالـجنوب بدل خواهد کرد.
🔹 این پروژه بهطور مستقیم انحصار ترانزیتی روسیه و قزاقستان را به عنوان دروازهبانان سنتی اوراسیا هدف قرار میدهد. سالهاست که مسیرهای عبوری از خاک روسیه (مانند راهآهن سراسری سیبری) تنها گزینه مطمئن حمل کالا میان شرق و غرب بودند؛ اما اکنون واگرایی بخشی از جریان کالا به سمت این مسیر جدید، نهتنها موجب کاهش درآمدهای ارزی ناشی از ترانزیت میشود، بلکه ابزارهای فشار سیاسی این کشورها بر همسایگان جنوبی را تضعیف کرده و رقابتهای ژئوپلیتیک را در منطقه تشدید میکند. مسکو اکنون ناچار است میان «پذیرش واقعیت جدید» و «تلاش برای حفظ نفوذ از طریق ائتلافهای جایگزین» یکی را برگزیند.
🔹در نهایت، الحاق احتمالی افغانستان به این شبکه، میتواند این کشور را از بنبست جغرافیایی خارج نموده و با پیوند ثبات امنیتی به منافع اقتصادی، پتانسیل تبدیل شدن به یک معبر مکمل میان آسیای مرکزی و بنادر جنوبی ایران را فراهم آورد.
💢موانع ساختاری و چالشهای فنی
🔹علیرغم وجود اراده سیاسی، این کریدور با چالشهای جدی روبروست. عبور از رشتهکوههای مرتفع قرقیزستان نیازمند احداث دهها تونل و پل پیچیده است که هزینههای ساخت آن را بهشدت افزایش میدهد. علاوه بر این، اختلاف در عرض ریلهای استاندارد چینی و ریلهای عریض بهجای مانده از دوران شوروی در آسیای مرکزی، یکی از موانع لجستیکی است که باید با ایستگاههای اختصاصی تعویض بوژی حل شود. مدیریت این پیچیدگیهای فنی، عیار همکاریهای چندجانبه را در این پروژه تعیین خواهد کرد.
نتیجهگیری
✅ کریدور ریلی چینـقرقیزستانـازبکستان را باید نقطه عزیمت اوراسیا به سمت یک «نظم منطقهای چندکانونی» دانست. در این پارادایم، مرکز ثقل قدرت از انحصار تاریخی مسکو به سمت شبکهای توزیعشده حرکت میکند که در آن، قدرت اقتصادی پکن با مزیتهای جغرافیایی بازیگرانی نظیر ایران و ازبکستان گره میخورند. موفقیت این طرح در گرو مدیریت اصطکاک منافع قدرتهای بزرگ و تأمین مالی پایدار است، اما صرفِ عملیاتی شدن آن، پیامی روشن دارد: جغرافیای سیاسی اوراسیا در حال بازنویسی است و محورهای جدید همکاری، به سمت جنوب و آبهای گرم آن، در حال تثبیت هستند.
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت|📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
#اکوتهران
#چین #آسیای_میانه #لجستیک
📝شهرام پیرانی
🔸کریدور ریلی چینـقرقیزستانـازبکستان (CKU) که طی چند روز گذشته توافقنامه تأمین مالی آن به امضای مقامات سه کشور رسید، فراتر از یک پروژه زیرساختی متعارف، یک «کنش راهبردی» در شطرنج قدرت اوراسیای مرکزی محسوب میشود. این کلانپروژه با هدف بازترسیم نقشههای همگرایی منطقهای، در پی آن است تا با به چالش کشیدن «انحصار ترانزیتی» موجود، توازن قدرت را از ساختارهای تکمحور به سمت یک نظام چندوجهی سوق دهد.
💢دکترین تنوعبخشی پکن: گریز از بنبست ژئوپلیتیک
🔹برای پکن، این کریدور ۴۸۶ کیلومتری که کاشغر را به قلب آسیای مرکزی پیوند میزند، پاسخی ساختاری به ضرورت «تنوعبخشی کریدوری» است. در حال حاضر، جریان اصلی تجارت زمینی چین به اروپا تحت تسلط کریدور شمالی و نفوذ بلامنازع روسیه و قزاقستان قرار دارد. پکن با درک مخاطرات وابستگی به یک مسیر واحد، راهبرد «تنوع بخشی به شبکه های کریدوری» را در پیش گرفته است.
🔹کریدور ریلی مذکور با ایجاد یک مسیر مستقل، نهتنها زمان ترانزیت را حدود ۷ تا ۸ روز کاهش میدهد، بلکه با شکستن انحصار ترانزیتی مسیرهای شمالی، «وابستگی متقابل نامتقارن» چین به این معابر را تعدیل کرده و حاشیه امنیت استراتژیک این کشور را در ابتکار «کمربند و جاده» (BRI) تقویت میکند. این اقدام عملاً نفوذ اقتصادی چین را در حیاطخلوت سنتی مسکو تعمیق بخشیده و به کشورهای پیرامونی اجازه میدهد تا در چارچوب سیاست «چندجانبهگرایی فعال»، استقلال عمل بیشتری در قبال قدرتهای بزرگ داشته باشند. این تغییر پارادایم، آسیای مرکزی را از یک منطقه «محصور در خشکی» به قلمرو «تقاطع کریدورها» بدل میسازد.
💢واکاوی نقشآفرینی بازیگران منطقهای
🔹ایران در این مختصات جدید، حیاتیترین ذینفع غیرمستقیم و حلقه اتصال این کریدور به آبهای آزاد است. این شبکه ریلی، ایران را از یک مسیر فرعی به یک «پل لجستیک استراتژیک» میان چین و بنادر خلیجفارس تبدیل میکند. اتصال شبکه ریلی ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان به زیرساختهای ریلی ایران، عملاً استراتژیهای پیشین مبنی بر «انزوای ژئوپلیتیک ایران» را ابطال نموده و با خنثیسازی تلاشها برای دور زدن خاک ایران، موقعیت کشور را در زنجیره ارزش جهانی ارتقا میدهد. از منظر ژئواکونومیک، این مسیر مکمل بندر چابهار و کریدور شمالـجنوب خواهد بود و ایران را به نقطه تلاقی تجارت شرقـغرب و شمالـجنوب بدل خواهد کرد.
🔹 این پروژه بهطور مستقیم انحصار ترانزیتی روسیه و قزاقستان را به عنوان دروازهبانان سنتی اوراسیا هدف قرار میدهد. سالهاست که مسیرهای عبوری از خاک روسیه (مانند راهآهن سراسری سیبری) تنها گزینه مطمئن حمل کالا میان شرق و غرب بودند؛ اما اکنون واگرایی بخشی از جریان کالا به سمت این مسیر جدید، نهتنها موجب کاهش درآمدهای ارزی ناشی از ترانزیت میشود، بلکه ابزارهای فشار سیاسی این کشورها بر همسایگان جنوبی را تضعیف کرده و رقابتهای ژئوپلیتیک را در منطقه تشدید میکند. مسکو اکنون ناچار است میان «پذیرش واقعیت جدید» و «تلاش برای حفظ نفوذ از طریق ائتلافهای جایگزین» یکی را برگزیند.
🔹در نهایت، الحاق احتمالی افغانستان به این شبکه، میتواند این کشور را از بنبست جغرافیایی خارج نموده و با پیوند ثبات امنیتی به منافع اقتصادی، پتانسیل تبدیل شدن به یک معبر مکمل میان آسیای مرکزی و بنادر جنوبی ایران را فراهم آورد.
💢موانع ساختاری و چالشهای فنی
🔹علیرغم وجود اراده سیاسی، این کریدور با چالشهای جدی روبروست. عبور از رشتهکوههای مرتفع قرقیزستان نیازمند احداث دهها تونل و پل پیچیده است که هزینههای ساخت آن را بهشدت افزایش میدهد. علاوه بر این، اختلاف در عرض ریلهای استاندارد چینی و ریلهای عریض بهجای مانده از دوران شوروی در آسیای مرکزی، یکی از موانع لجستیکی است که باید با ایستگاههای اختصاصی تعویض بوژی حل شود. مدیریت این پیچیدگیهای فنی، عیار همکاریهای چندجانبه را در این پروژه تعیین خواهد کرد.
نتیجهگیری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤3👌2
#مقاله_تحلیلی
#آمریکای_لاتین
#ونزوئلا #آمریکا
🔹مهمترین درس جنگ عراق برای آمریکا این است که سرنوشت جنگ با هدف براندازی یک نظام سیاسی را صرفاً معادلات نظامی تعیین نمیکند؛ بلکه وضعیت جامعه کشور مورد حمله و واکنش آن به تهاجم خارجی بسیار حائز اهمیت است. در خصوص ونزوئلا نیز این نکته صادق است. آمریکا میتواند به پشتوانه برتری نظامی خود نتیجه نبرد را تعیین کند، اما سرنوشت نهایی جنگ احتمالی وابسته به عوامل مختلفی همچون واکنش جامعه ونزوئلا خواهد بود.
🔸سالها اقتدارگرایی مادورو، مقبولیت پایین حکومت او و وضعیت بحرانی اقتصاد ونزوئلا ادراکی را در میان برخی نخبگان واشنگتن و اپوزیسیون ونزوئلا شکل داده که راه ارتش آمریکا برای تغییر نظام سیاسی هموار است. اما با نگاهی به آمار و شواهد موجود میتوان دریافت که افکار عمومی مردم و وضعیت اجتماعی ونزوئلا بهشدت پیچیده است.
💢مقبولیت اندک مادورو و شکاف بر سر حمله نظامی
🔸شش سال پیاپی رشد اقتصادی منفی در کنار انحصار قدرت در دستان مادورو و کنار زدن مخالفان سیاسی، او را تبدیل به سیاستمداری بهشدت نامحبوب کرده است. با این حال، آمریکا اگر تصمیم به اشغال ونزوئلا بگیرد، کار دشواری در برابر جامعه این کشور خواهد داشت؛ زیرا اختلافنظری اساسی در جامعه بر سر پذیرش حمله نظامی آمریکا وجود دارد. براساس پیمایش اطلساینتل، ۳۴٪ مردم ونزوئلا موافق حمله آمریکا و ۲۹٪ مخالف هستند. ۳۷٪ مردم نیز نظری ندارند. غالباً در میانه جنگ احساسات ملیگرایانه طغیان میکند و مادورو میتواند از چنین فرصتی برای بسیج مردم علیه آمریکا بهره ببرد.
💢دستان کوتاه اپوزیسیون از کشور
🔸علیرغم اینکه اپوزیسیون ونزوئلا و برخی رهبران آن همچون ماریا ماچادو و ادموندو گونزالس، نامزد رقیب مادورو در ۲۰۲۴ از محبوبیت قابل توجهی برخوردار هستند اما میان ادراک مردم و اپوزیسیون بر سر مسائل کنونی فاصله زیادی وجود دارد.
🔸افزون بر این، میان رهبران اپوزیسیون و مردم ارتباط مستقیمی وجود ندارد. هیچیک از آنها درون ونزوئلا نیستند. برخی همچون ماچادو به صورت مخفیانه از کشور گریخته، برخی دیگر همچون گونزالس تبعید شده و اشخاصی نظیر فِرِدی سوپرلانو، رهبر حزب اراده ملی (از احزاب اپوزیسیون) دستگیر شدهاند. اپوزیسیون قدرتمندی درون ونزوئلا وجود ندارد که سیا با کمک آن بتواند مخالفین مادورو را در جامعه بسیج کند. به عبارت بهتر، مادورو از سمت جامعه ونزوئلا خطر چندانی احساس نمیکند.
💢شکنندگی اقتصاد ونزوئلا و آثار آن
🔸همانطور که پیشتر گفته شده بود، اقتصاد ونزوئلا به دلیل سالها رشد اقتصادی منفی پیاپی آسیبهای فراوانی دیده و به قدری تضعیف شده است که نمیتواند در برابر تهاجم نظامی احتمالی آمریکا مقاومت کند.
🔸پس از اعلام ترامپ مبنی بر آغاز محاصره، صفهای طولانی بنزین در چندین شهر بزرگ ونزوئلا تشکیل شد که نگرانیها را در مورد کمبود سوخت در کشور افزایش داده است. جغرافیای سیاسی ونزوئلا را نیز در این تحلیل باید لحاظ کرد. کاراکاس، پایتخت و دیگر شهرهای اصلی ونزوئلا در نزدیکی سواحل هستند و به همین دلیل زودتر از سایر نقاط کشور مورد حمله قرار خواهند گرفت. به همین دلیل، بحران اقتصادی ناشی از جنگ به سرعت آغاز خواهد شد و نظام اقتصادی این کشور را به فروپاشی میرساند.
🔸بحران اقتصادی آثار بسیار مهمی بر جنگ میگذارد که مهمترین آن افزایش عضویت در گروههای شبهنظامی است. این نکته در خصوص ونزوئلا که در حال حاضر گروههای شبهنظامی مستحکم تحت عنوان کولکتیوو و همچنین میلیشیای بولیواری ونزوئلا در آن فعال هستند بیشتر صدق میکند. با وقوع فروپاشی اقتصادی ناشی از جنگ، شهروندان بیشتری انگیزه مییابند که به این گروهها ملحق شوند. این موضوع میتواند یکی از جدیترین چالشهای ارتش آمریکا باشد؛ زیرا جنگ فرسایشی و چریکی خواهد شد.
🔄 مطالب مرتبط
◽️آیا آمریکا به ونزوئلا حمله خواهد کرد؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤2👌2
اندیشکده تهران | Tehran Institute
#تعقیب_روند
#اروپا #روسیه
#جنگ_اوکراین
🔹اوکراین در دو سال آینده با کمبود بودجهای معادل ۱۶۰ میلیارد دلار (حدود ۱۳۷ میلیارد یورو) مواجه خواهد بود. اتحادیه اروپا در طی دو ماه گذشته تلاشهای زیادی برای تأمین وامی به ارزش ۱۴۰ میلیارد دلار از طریق استفاده از منابع مسدود شده روسیه انجام داد، اما این طرح با مخالفت بلژیک و شش کشور دیگر روبهرو شد. در نهایت، در نشست اخیر اتحادیه اروپا، این طرح به نتیجه نرسید و روش دیگری برای تأمین مالی اوکراین انتخاب شد.
🔸اتحادیه اروپا تصمیم گرفت برای تأمین نیازهای مالی اوکراین در دو سال آینده، وام بدون بهرهای به مبلغ ۹۰ میلیارد یورو (حدود ۱۰۵ میلیارد دلار) برای سالهای ۲۰۲۶-۲۰۲۷ به این کشور اعطا کند. منابع این وام از طریق قرض گرفتن از بازارهای مالی و با تضمین بودجه اتحادیه اروپا، که توسط کشورهای عضو تأمین میشود، تأمین خواهد شد.
🔸اگرچه با دریافت این وام، اوکراین تا سال ۲۰۲۶ دچار مشکلات جدی مالی و تسلیحاتی نخواهد شد، اما همچنان در سال ۲۰۲۷ با فشارهای مالی شدید مواجه میشود. علاوه بر این، اختلافات جدی میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا در خصوص سهم هر کشور در تأمین این وام ممکن است به بحرانهای جدیدی منجر شود. کشورهای ثروتمند اتحادیه مانند آلمان و دانمارک از مشارکت بالا در تأمین مالی ناراضی هستند و به دنبال فشار بر دیگر کشورها برای سهم بیشتری از این مسئولیت هستند. در مقابل، برخی کشورها به دلیل شرایط اقتصادی از مشارکت جدی در تأمین این وام خودداری کردهاند. علاوه بر این، سه کشور مجارستان، جمهوری چک و اسلواکی به طور رسمی حاضر به مشارکت در این وام نشدند. در نتیجه، با عدم استفاده از داراییهای مسدود شده روسیه، کشورهای بزرگ ثروتمند اتحادیه، به ویژه آلمان و دانمارک، بار اصلی حمایت از اوکراین را به دوش خواهند کشید.
🔸با این اتفاق، لاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا ضعف رهبری خود را بیش از پیش به نمایش گذاشت و مرتس نیز فشار بیشتری بر اقتصاد کشور خود وارد خواهد کرد و عملا زمینه رشد بیشتر جریانات افراطی ضداوکراین را فراهم خواهد کرد. به طور کلی، این تصمیم باعث خواهد شد که روند جنگ اوکراین به شکل فعلی ادامه یابد، فشارهای اقتصادی بر کشورهای بزرگ اروپا شدت یابد و زمینه ضعف رهبری اتحادیه و قدرتگیری بیشتر جریانات راست افراطی ضداوکراین فراهم شود.
🔄 مطالب مرتبط:
◽️چرا طرحهای تامین مالی جنگ اوکراین شکست میخورد؟
◽️آیا بلژیک اجازه استفاده از ذخایر ارزی روسیه را صادر میکند؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8🔥2👌1
♦️تجزیهطلبی: گزینهای که از نظر ژئوپلیتیکی در یمن غیرممکن است!
▪️العربیه
#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه #عربستان #یمن
🔸ایده تجزیه یمن بهطرزی ناگهانی مطرح و به تیتر اصلی رسانهها تبدیل گردید. چنین به نظر میرسد که برخی در پی آن هستند که یمن متحد را از میان بردارند و تصویری تازه جایگزین آن کنند و دو بخش یمن شمالی و جنوبی را از یکدیگر جدا نشان دهند. در واقعیت، نه جهان و نه منطقه آمادگی پذیرش مرزهای جغرافیایی جدید را ندارند و تجربههایی که از موفقیت تجزیه سخن گفتهاند، در مورد یمن بهسادگی قابل تعمیم نیستند. از همین رو، درک این نکته اهمیت مییابد که وضعیت ژئوپلیتیکی یمن توان مواجهه با چنین بحرانی را ندارد.
🔹چشمانداز ژئوپلیتیکی در یمن بهسادگی قابل تغییر نیست. این تصویر ژئوپلیتیکی به کل منطقه، بهویژه عربستان سعودی گره خورده است. ایده تجزیه دارای انگیزههای آشکار و پنهان است و تنها یک دستگاه تشخیص ریسک راهبردی میتواند آنها را آشکار سازد. این دستگاه مخاطرات راهبردی نهفته در این ایدهها را کاملا روشن میسازد. با این حال، مقامات سعودی بارها تأکید کردهاند که «مسئله جنوب را نمیتوان نادیده گرفت یا از آن عبور کرد؛ این مسئله در گفتوگوهای ملی حضور دارد و در هر سازش سیاسی آینده، در چارچوب راهحل سیاسی و تلاشها برای برقراری صلح فراگیر در یمن جایگاه مهمی خواهد داشت.»
💢مخالفت بینالمللی با تجزیه
🔹تاکتیکهای میدانی، تقلا برای گریز از فشارهای سیاسی و تلاش برای تصاحب مناطق جغرافیایی از سوی طرفداران تجزیه، مسیر سادهای برای تحقق این ایده نخواهد بود. حقیقتی که کمتر در رسانهها مطرح میشود آن است که مخالفت بینالمللی گستردهای با این پیشنهاد خطرناک برای منطقه وجود دارد. وضعیت سیاسی یمن تابع برداشتهای منطقهای و بینالمللی است که طی سالها مسیرهای مناسبی برای حل این بحران ترسیم کردهاند. از این رو، هرگونه خروج از این سناریو خطری مستقیم بهشمار میرود که انسجام این راهحلها و تلاش برای دستیابی به یمنی متحد و باثبات را تضعیف میکند. واقعیت قطعی آن است که یمن به سوی گزینههای نامطمئن حرکت نمیکند. نیروهای مختلف حاضر در میدان به تشتت اهداف آگاه شدهاند؛ اهدافی که برخی ریشه در داخل دارند و برخی دیگر ماهیتی فراملی یافتهاند.
🔹تصویر روشن نشان میدهد که ایده تجزیه نهتنها برای یمن، بلکه برای کل منطقه سرشار از خطر است. تحلیلهای سیاسی ثابت میکند که توسل به گزینه نظامی برای تجزیه، تهدیدی بسیار فراتر از آن چیزی است که در ظاهر ترسیم میشود. افزون بر این، ایده تجزیه تنها به بازتعریف آشوب منجر خواهد شد. به همین خاطر اجازه تحمیل واقعیتی جدید در یمن داده نخواهد شد؛ زیرا خطر راهبردی آن بسیار بزرگ است و کمترین پیامدش تهدید نقش دولت یمن و روند سیاسی آغاز شده برای نجات یمن از بحرانی است که با آن دستبهگریبان است.
💢تجزیهطلبی و تثبیت ورود بازیگران خارجی
🔹برداشت سادهانگارانه از ایده تجزیه، واقعیتهای سخت میدانی را نادیده میگیرد. تجزیه صرفاً یک شعار رسانهای نیست که بتوان آن را بر واقعیت تحمیل کرد. کسانی که به تجزیه میاندیشند یا از آن حمایت میکنند، قادر به تأمین الزامات منطقهای که قصد جداسازی آن را دارند، نیستند. این به معنای بحرانی از درگیریهای داخلی است که پایان رؤیایی مورد انتظار را به همراه نخواهد داشت. کلید زدن فرآیندهای تجزیهطلبی، بحرانها و پیامدهای جانبی متعدد و سختی در پی خواهد داشت؛ از جمله گشودن راه برای ورود نیروهای دشمنِ امت عربی و اسلامی به شبهجزیره عربستان، ایجاد فرصتهای گسترده برای برهم خوردن موازنه میان قدرتهای منطقهای، و نیز ایجاد شکافهایی در توازن قوا در شاخ آفریقا.
✅ تلاشهای عربستان سعودی برای جلوگیری از تجزیه یمن فشرده و جدی است. تثبیت نقش دولت، حفاظت از عمق راهبردی عربستان سعودی و حفظ وحدت یمن، گزینههایی ثابت و غیرقابل تضعیف بهشمار میروند. با این حال، گفتوگو در چارچوب این اصول ممکن است؛ از طریق مشارکت مستقیم همه نیروها با تمام تنوع و ابعادشان، بدون تبعیض، و با حفظ حقوق در چارچوبی سیاسی و متوازن که باور دارد هر مسئله فرعی در یمن، مسئلهای عادلانه است و میتوان آن را در چارچوبی جامع و در خدمت «یمن بزرگتر» حلوفصل کرد، نه از طریق تجزیه و گسترش بحرانهای جانبی. نظم جهانی امروز بهطور مستقیم دغدغه آن را دارد که یمن به سوی جنگ داخلی یا هرجومرجی که بتواند چشمانداز ژئوپلیتیکی منطقه و شاخ آفریقا را دگرگون سازد، سوق داده نشود.
🔁مطالب مرتبط
▫️جنگ قدرت در جنوب یمن و درگیری در حضرموت
✅ اندیشکده تهران✅
👨💻 سایت|📲 بله |🌐 اینستاگرام|📱 تلگرام
▪️العربیه
#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه #عربستان #یمن
🔸ایده تجزیه یمن بهطرزی ناگهانی مطرح و به تیتر اصلی رسانهها تبدیل گردید. چنین به نظر میرسد که برخی در پی آن هستند که یمن متحد را از میان بردارند و تصویری تازه جایگزین آن کنند و دو بخش یمن شمالی و جنوبی را از یکدیگر جدا نشان دهند. در واقعیت، نه جهان و نه منطقه آمادگی پذیرش مرزهای جغرافیایی جدید را ندارند و تجربههایی که از موفقیت تجزیه سخن گفتهاند، در مورد یمن بهسادگی قابل تعمیم نیستند. از همین رو، درک این نکته اهمیت مییابد که وضعیت ژئوپلیتیکی یمن توان مواجهه با چنین بحرانی را ندارد.
🔹چشمانداز ژئوپلیتیکی در یمن بهسادگی قابل تغییر نیست. این تصویر ژئوپلیتیکی به کل منطقه، بهویژه عربستان سعودی گره خورده است. ایده تجزیه دارای انگیزههای آشکار و پنهان است و تنها یک دستگاه تشخیص ریسک راهبردی میتواند آنها را آشکار سازد. این دستگاه مخاطرات راهبردی نهفته در این ایدهها را کاملا روشن میسازد. با این حال، مقامات سعودی بارها تأکید کردهاند که «مسئله جنوب را نمیتوان نادیده گرفت یا از آن عبور کرد؛ این مسئله در گفتوگوهای ملی حضور دارد و در هر سازش سیاسی آینده، در چارچوب راهحل سیاسی و تلاشها برای برقراری صلح فراگیر در یمن جایگاه مهمی خواهد داشت.»
💢مخالفت بینالمللی با تجزیه
🔹تاکتیکهای میدانی، تقلا برای گریز از فشارهای سیاسی و تلاش برای تصاحب مناطق جغرافیایی از سوی طرفداران تجزیه، مسیر سادهای برای تحقق این ایده نخواهد بود. حقیقتی که کمتر در رسانهها مطرح میشود آن است که مخالفت بینالمللی گستردهای با این پیشنهاد خطرناک برای منطقه وجود دارد. وضعیت سیاسی یمن تابع برداشتهای منطقهای و بینالمللی است که طی سالها مسیرهای مناسبی برای حل این بحران ترسیم کردهاند. از این رو، هرگونه خروج از این سناریو خطری مستقیم بهشمار میرود که انسجام این راهحلها و تلاش برای دستیابی به یمنی متحد و باثبات را تضعیف میکند. واقعیت قطعی آن است که یمن به سوی گزینههای نامطمئن حرکت نمیکند. نیروهای مختلف حاضر در میدان به تشتت اهداف آگاه شدهاند؛ اهدافی که برخی ریشه در داخل دارند و برخی دیگر ماهیتی فراملی یافتهاند.
🔹تصویر روشن نشان میدهد که ایده تجزیه نهتنها برای یمن، بلکه برای کل منطقه سرشار از خطر است. تحلیلهای سیاسی ثابت میکند که توسل به گزینه نظامی برای تجزیه، تهدیدی بسیار فراتر از آن چیزی است که در ظاهر ترسیم میشود. افزون بر این، ایده تجزیه تنها به بازتعریف آشوب منجر خواهد شد. به همین خاطر اجازه تحمیل واقعیتی جدید در یمن داده نخواهد شد؛ زیرا خطر راهبردی آن بسیار بزرگ است و کمترین پیامدش تهدید نقش دولت یمن و روند سیاسی آغاز شده برای نجات یمن از بحرانی است که با آن دستبهگریبان است.
💢تجزیهطلبی و تثبیت ورود بازیگران خارجی
🔹برداشت سادهانگارانه از ایده تجزیه، واقعیتهای سخت میدانی را نادیده میگیرد. تجزیه صرفاً یک شعار رسانهای نیست که بتوان آن را بر واقعیت تحمیل کرد. کسانی که به تجزیه میاندیشند یا از آن حمایت میکنند، قادر به تأمین الزامات منطقهای که قصد جداسازی آن را دارند، نیستند. این به معنای بحرانی از درگیریهای داخلی است که پایان رؤیایی مورد انتظار را به همراه نخواهد داشت. کلید زدن فرآیندهای تجزیهطلبی، بحرانها و پیامدهای جانبی متعدد و سختی در پی خواهد داشت؛ از جمله گشودن راه برای ورود نیروهای دشمنِ امت عربی و اسلامی به شبهجزیره عربستان، ایجاد فرصتهای گسترده برای برهم خوردن موازنه میان قدرتهای منطقهای، و نیز ایجاد شکافهایی در توازن قوا در شاخ آفریقا.
🔁مطالب مرتبط
▫️جنگ قدرت در جنوب یمن و درگیری در حضرموت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤1👏1😁1👌1