ایران‌دل | IranDel – Telegram
ایران‌دل | IranDel
3.73K subscribers
1.24K photos
981 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 کاخ اردشیر بابکان، شاهنشاه ایرانشهر و بنیان‌گذار سلسلۀ ساسانیان


ایران، استان فارس، فیروزآباد


@IranDel_Channel

💢
👍31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 حضور نعمت ییلدریم، استاد زبان و ادبیات فارسیِ "دانشگاه آتاتُرک شهر ارض‌روم ترکیه" و مترجم شاهنامه فردوسی به زبان ترکی استانبولی، در یک کتابفروشیِ خیابان انقلاب تهران



@IranDel_Channel

💢
👍32
ایران‌دل | IranDel
🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی) نشست یک‌صد و یازدهم زمان: چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست سخنران: علیرضا قیامتی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان مشهد و شاهنامه‌پژوه [موضوع سخنرانی: شاهنامه‌ستیزی از قدیم تا جدید]…

🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)

نشست یک‌صد و دوازدهم


زمان:
چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست

سخنران: نعمت ییلدریم، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه آتاتُرک شهر ارض‌روم ترکیه

[موضوع سخنرانی: ترجمۀ شاهنامه به زبان ترکی استانبولی]

آموزگار: جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامه‌پژوه

[دستور کار: شرح بیت‌های "اندر ستایش آفرینش"]

شاهنامه‌خوان: خدیجه سعیدی

[خوانشِ دیباچۀ شاهنامه]


با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامه‌پژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوست‌داران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز


🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگل‌میت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍20👎1

🔴 یلدا؛ زادروزِ میترا و مسیح

✍️ نامگ‌دبیر (دانشنامگ)


🔴 بُن‌مایه:
جشن شب یلدا در ایران، حمید سفیدگر
شب یلدا، ابوالفضل خطیبی
آثار الباقیه عن قرون الخالیه، ابوریجان بیرونی


🔴 تصویر‌نوشته‌ها طبق شماره‌گذاری از بالا به پایین و از چپ به راست خوانده شود.


@IranDel_Channel

💢
👍24
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 علیرضا یوسفی در لحظۀ مهارِ وزنۀ دو ضرب قهرمانی جهان:
یا پدرِ من...
یا بابا...
یا غیرتِ ایرانی …




@IranDel_Channel

💢
👍35👎1
🔴 همزمان با شرایط پیچیده خاورمیانه، آغاز به کار رسانه‌ای با هدف تجزیۀ ایران

✍️ آرش رئیسی‌نژاد، دکترای روابط بین‌الملل در توییتی نوشت:

و سرانجام رسانه‌ای راه افتاد که تنها یک هدف را دنبال می‌کند: «تجزیۀ ایران»

محتویاتش ابتدا اجتماعی و فرهنگی خواهد بود و در بزنگاه، سیاسی و امنیتی خواهد شد و خواهید دید!

مظلوم، ملت ایران که گرفتار صداوسیما، بی‌کفایت‌ترین نهاد تاریخ ایران از زمان هومبابا نخستین شاه ایلام (۲۷۰۰-۲۶۸۰ پ.م.) شده است.

پیش از این، مدیر کل شبکه تی.آر.تی (رادیو تلویزیون دولتی ترکیه) گفته بود: «در پایان سال شبکۀ فارسی تی.آر.تی را راه‌اندازی می کنیم. در وضعیت اذیت کردن ایران هستیم. باید ایران را اذیت کنیم.»

در میانۀ بی‌کفایتی ‌صداوسیما، ای کاش آقایان اندکی درک می‌کردند که آنکارا چه طرحی برای شمال‌غرب ایران دارد!

هر چند که امیدی به حضرات سپیدموی نیست؛ ولی در میانۀ چیرگی تاریکیِ جهل، باوری راسخ به تنها ملجأ نورِ امید دارم:
«به عزمِ جوانانِ ایران زمین!»



@IranDel_Channel

💢
👍55👎5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اجرای قطعۀ «خونه مادر بزرگه» به آهنگسازی بهرام دهقانيار توسط ارکستر موسیقی ملی ایران

کنسرت ارکستر موسیقی ملی ایران با عنوان «بر چهره، لبخند» به رهبری همایون رحیمیان و روایت صابر ابر ، ویژه کودکان و نوجوانان شامگاه سه‌شنبه -۲۷ آذرماه ۱۴۰۳ خورشیدی - در تالار رودکی تهران به روی صحنه رفت.

قطعاتی از ثمین باغچه‌بان، بهرام دهقانیار و محمود منتظم صدیقی در این کنسرت اجرا شد.


@IranDel_Channel

💢
👍23
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 برشی از سخنرانی سجاد آیدنلو - استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامه‌پژوه ارومیه‌ای - دربارۀ فلسفۀ جشن یلدا یا همان شبِ چله


🔴 محل و زمان سخنرانی:
کتابخانۀ عمومی بامداد امید صبای ارومیه، پاییز سال ۱۳۹۸ خورشیدی



🔴 صوت کامل سخنرانی را از اینجا بشنوید.



@IranDel_Channel

💢
👍32👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نعمت ییلدریم:
«من واژه به واژه شاهنامه را خوانده و [به ترکی استانبولی] ترجمه کردم... من در هیچ‌جای شاهنامه، توهینی یا تحقیری به تُرکان ندیدم.»



سخنران ویژۀ نشستِ یک‌صد و دوازدهم کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز (چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳ خورشیدی)، نعمت ییلدریم - استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آتاتُرک شهرِ ارض‌روم تُرکیه و مترجم شاهنامۀ فردوسی به زبانِ تُرکی استانبولی - بودند.
ایشان در این نشست ضمن شرحِ روندِ ترجمۀ شاهنامه فردوسی به زبانِ ترکی استانبولی و استقبال گستردۀ شهروندان ترکیه‌ای از این کتاب، در پاسخ به پرسشی، تأکید کردند در هیچ‌جای شاهنامه، توهینی به تُرکان نشده است.
ایشان همچنین خاطرۀ تلخی از دیدار خود با یک‌ رئیس دانشگاه تبریزی یا اردبیلی تعریف کردند که به ایشان گفته‌ بودند که چرا شاهنامه را به تُرکی استانبولی ترجمه کرده‌اند؛ زیرا از ظنِّ آن مقام ایرانی، در شاهنامه به تُرکان، توهین شده است! و این جمله در حالی‌ بوده که اصلاً آن رئیس دانشگاه تبریزی یا اردبیلی، اصلاً شاهنامه را نخوانده بوده است!



🔴 صوت کامل نشست را از اینجا بشنوید.


@IranDel_Channel

💢
👍44👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شبِ چلّه در کاخ گلستان تهران


[ ویدئو از خشایار لهراسبی ]

@IranDel_Channel

💢
👍23
‌‌
🔴 شلیک در آنکارا، پیروزی در دمشق

✍️ مهدی تدینی

ترورها همیشه وجهی نمادین هم دارند که ممکن است در موردی پررنگ‌تر یا کمرنگ‌تر باشد. گاه هدف از ترور اصلاً نمادپردازی است؛ چه وقتی دوک‌اعظم اتریش به قتل می‌رسد ــ تا با قتل نماد صلح، جنگ جهانی درگیرد ــ و چه وقتی مرکز تجارت جهانی، نماد جهانی‌سازی کاپیتالیستی‌ ـ‌ امریکانیستی، در آتش و خاکستر فرومی‌ریزد. ضارب سیاسی می‌خواهد ضمن کشتن نمادپردازی کند و شعاری سر دهد.

هشت سال پیش در چنین روزی در آنکارا، در فضای هنری یک نمایشگاه عکاسی، جلوی دوربین‌هایی که لحظاتی فرهنگی را ضبط می‌کرد، جوانی که قرار بود حافظ امنیت باشد، در پشت صحنه نفس عمیق کشید، دست در کمر برد، اسلحه کشید و آندری کارلوف، سفیر روسیه را به قتل رساند. حضار در صدای جیغ زنان و بانگ «الله‌اکبر» قاتل از گالری گریختند، اما چشمان سردِ دوربین‌ها همچنان نمادها را ضبط می‌کرد: ضارب به عربی شعاری شبیه یکی از سرودهای جبهۀ فتح شام (همان جبهۃ‌النصرۃ) را فریاد زد و گفت ما با پیامبر برای جهاد بیعت کرده‌ایم و همیشه پای آنیم، و بعد به ترکی گفت: «سوریه را فراموش نکنید! حلب را فراموش نکنید!» سفیر، بی‌جان، پیش پای او افتاد بود و او شعار می‌داد... البته فراموش نکرد برای تکمیل نمادپردازی بالای سر جنازه برود و چند تیر خلاص به کسی که پیش‌تر مرده بود شلیک کند. دقایقی بعد، پلیس سر رسید و ضارب را کشت. ــ در ویدئوی پیوستِ همین پست می‌توانید واقعه را ببینید.

اما ضارب نه مردی با ریش‌بلند و دستاری بر سر بود، و نه چهره‌ای بیگانه با تبار ترک. جوانی خوش‌سیما و خوش‌پوش با کت و کراواتی شیک بود که انگشتش را رو به آسمان گرفته بود و فریاد می‌زد. هنوز ۲۲ سالگی را پر نکرده بود. گرگی در پوستین میش بود، زیرا اصلاً پلیس بود؛ آن‌هم از قضا گارد حفاظت شخص اردوغان. نام کاملش مولوت مَرت آلتینتاش بود. خواهرش می‌گفت از وقتی به دانشگاه افسری رفته بود پنج نوبت در روز نماز می‌خواند. خانواده‌اش از این ترور او آن‌قدر سرافکنده بود که جنازه‌اش را تحویل نگرفت و مأموران او را در گورستان مردگان گمنام دفن کردند. البته واقعیت گاه دروغ می‌گوید؛ یا بهتر است بگوییم، گاه همۀ حقیقت را نمی‌گوید. و این غربتِ قاتل در گورستان گمنامان دروغی بیش نبود، زیرا آلتینتاش اصلاً بی‌کس نبود؛ نه تنها بی‌کس نبود، بلکه حتی یک جریان آینده‌دار تاریخی را نمایندگی می‌کرد. نشانۀ روشن آن اینکه گلوله‌هایش از قلب سفیر گذشت و هشت سال بعد در همان ماه دسامبر در سوریه به قلب هدف اصلی خورد. حلب و دمشق به دست همفکران او فتح شد. از این منظر که بنگریم، او فاتح نبرد آینده بود.

طبیعی بود دولت ترکیه این خشونت عریان را محکوم می‌کند و طبق معمول همه‌چیز را گردن بُز بلاگردان همیشگی، یعنی جریان فتح‌الله گولن، می‌اندازد. ضبط و ربط دندانگیری هم کشف نشد، با آنکه روس‌ها هم بیست کارشناس برای همراهی در تحقیقات به ترکیه فرستادند. در این میان فقط سفرهای مکرر قاتل به قطر ــ این دستگاه خودپرداز بنیادگرایان ــ مشکوک به نظر می‌رسید. حتی گوگل هم نتوانست ایمیلهای پاک‌شدۀ او را برگرداند.

اما کیست که نداند نبرد قدرتی میان ترکیه و روسیه جریان داشت؟ مداخلۀ روسیه ــ و جمهوری اسلامی ــ تضاد بزرگی میان روسیه و ترکیه پدید آورده بود. و باز کیست که نداند اردوغان احیاگر اسلام‌گرایی در ترکیه است؛ طبعاً بدون اینکه نیاز باشد سیاست خود را به اسلام‌گرایی تقلیل دهد و بدون اینکه چهره‌ای رادیکال از خود نشان دهد. بنابراین، انگشت اشاره به سوی گولن بیراه بود. بهتر است واژه‌ها را بجا به کار بریم: ترکیۀ اردوغان به میهنِ اسلام‌گراییِ جدیدی تبدیل شده بود و ظهور کسانی چون آلتینتاش پیامد آن بود. لازم هم نیست دست شخص خاصی را در پس این ترور ببینیم، بلکه این یک جریان اجتماعی نیرومند است.

اسلام‌گرایی بزرگ‌ترین ظرفیت سیاسی در خاورمیانه است. وقتی صد سال سنت کمالیسم نتوانست مانع احیای نسخۀ اسلام‌گرایی ترکی شود، در دیگر نقاط هم وضع بهتر از این نیست. از پاکستان تا مصر در هر کشوری انتخابات آزاد برگزار شود، یک جریان اسلام‌گرا به پیروزی می‌رسد ــ البته به گمانم دیگر باید گفت: بجز ایران که از پایه، یعنی از قاعدۀ جامعه، روحی سکولار در آن پا گرفته است. البته حکم کلی دادن درست نیست و برای مثال باید احوال کشورهای خلیج فارس و عربستان را دقیق بررسی کرد. کیست که نداند در همین عربستان اگر دست نیرومند بن‌سلمان در کار نباشد و جامعه پولیتیزه شود، اسلام‌گرایی بی‌درنگ همه‌چیز را به کام خود می‌کشد.

برای درک جریان‌های تاریخی باید واحد سال را کنار گذاشت و دهه‌ای اندیشید. در این مقیاس‌، تیری که آلتینتاش شلیک کرد، یک دهۀ بعد به ثمر نشست و فرضیۀ من این است که این جریان در همین مقیاس زمانی سنگرهای دیگری را نیز فتح خواهد کرد.

🔴 پی‌نوشت:
بازنشر به معنای تأیید کل محتوا نیست.

@IranDel_Channel

💢
👍24

🎙 سخنرانی ژاله آموزگار، استاد زبان‌های باستانی، دربارۀ شبِ چله (شب یلدا) در یکی از نشست‌های شب‌های بخارا


@IranDel_Channel

💢
👍28👎1

🔴 یلدا و نشانه‌شناسی

✍️ مقصود فراستخواه، استاد دانشگاه

ما نیز مردمی هستیم. وقتی از تاریخ‌مان کم می‌آوردیم به اسطوره‌ها پناه می‌بردیم. تاریخ، اگر بسامان نیز بود باز اساطیرِ کهن در ژرف‌ترین اعماقِ ذهنِ اجتماعی ما نفَس می‌کشیدند، می‌زیستند و بالا و پایین می‌شدند. این ماییم؛ ملّتی با خاطراتِ ازلی و دیرین. رؤیاهای‌مان را در داستان‌های‌مان پناه می‌دادیم و نسل به نسل، با قصه‌ها منتقل می‌کردیم. از سینه‌ها تا سینه‌ها؛ بار نارضایتی‌های تاریخی خود را در شعر و استعاره برمی‌کشیدیم؛ در سیمرغ و زال، در کمان آرش و در خونِ سیاوش و در دیر مغان. آرزوها و آمال فروخوردۀ خویش در روشنی مهر و ماه و میترا باز می‌جستیم و در گرمای نفَس‌های‌مان مراقبت می‌کردیم. زندگی اینجا جاری بود؛ همیشه همی همچنان.

ما یلدا داشتیم تا در دراز‌ترین شبِ یک فصلِ سرد، باز به یاد نفَسی متنفّس در سحرگاهان دورهم بنشینیم، نیمه‌های گمشدۀ خویش در یکدیگر بجوییم و با داستان‌های بلندمان، از آیندۀ فرزندان خود محافظت کنیم. بزم‌های شبانۀ یلدایی تا شور پایکوبی در جشنِ سده؛ به شمار چهل می‌شود و ما در ناخودآگاه جمعی خویش چلّه داشتیم؛ چلّۀ کوچک و چلّۀ بزرگ! و این یعنی خندیدن به مشکلات، زیستن با دشواری‌ها و صبور بودن و مقاومت کردن، و افتادن، و باز برخاستن و رفتن و برشمردن ایام؛ شمارشی در کامل‌ترین شمار که چهل بود. این یعنی تصمیم به امیدواری در مواجهه با اسبابِ نومیدی بسیار، یعنی دوست داشتن زندگی با همه دشواری‌ها و نشیب و فراز‌ها، یعنی شجاعت بودن در این سرزمین، یعنی رقص در میانۀ میدان. و چنین بود یلدا و چنین بود سده. یلدا هر سال یک بار و برای همیشه در گوش‌های‌مان نجوا می‌کند که پشت هر وضعِ سترونی، امکان باروری و نوزایی هست و در نومیدی بسی امید است، و پایان شب سیه، سپید است.

چرا یک جامعه با همه صعوبتِ ایام خویش، اصرار به ماندن دارد؛ برای اینکه در سطح هستی‌شناختی و انسان‌شناختی این فرهنگ، چیزی هست که تا حدِّ زیاد در برابر تغییرات در طول زمان بزرگ، طی دوران‌های مختلف مقاومت می‌کند. از عهد قدیم تا دوران جدید این لایه‌های عمیق معنایی با ما ایرانیان هستند در "رنگین‌کمانِ خوش‌نقش تنوعاتِ قومی و زبانی و آیینی‌مان". در عمیق‌ترین ساختارهای معرفتی ما، نشانه‌شناسی هست. سنت‌های دیرینِ ایرانی حاوی نوعی پدیدارشناسی کائنات بود. تجربۀ زیست در این سرزمین، به تفسیر و تأویل طبیعت و تاریخ خود چنگ می‌زد: از خورشید و ماه، معنای نور و روشنی می‌گرفت. از شب، تاریکی گذران می‌فهمید. از دشت و دمن، رویش و زندگی می‌آموخت و ایهام غزلی را به فال نیک می‌گرفت! ما از باغ و راغ و مرغزار، داد و دهش و بخشایش و ثمربخشی می‌فهمیدیم، آن سوی شب تار، به صبحدمی باور داشتیم، از نظمِ کائنات با همه بی‌نظمی‌هایش، به اصالتِ درستی و نیکی و به ترازو و به عدل و داد ایمان می‌آوردیم، نوروز، یادوارۀ مکرر رویش‌های نابهنگام در این سرزمین بود و تبسم‌های ملیح‌مان به فصل سرد را با خود حمل می‌کرد و حاوی روحِ جمعی بود، و صلای آشنایی داشت و یادوارۀ «مبادلۀ لطف» بود برای محافظت از سرمایۀ اجتماعی پیوند و همدلی خویش در برابر گزند روزگار.

ما به اهتزازِ خاکِ سرد باور داشتیم و شکوفایی نابهنگام را می‌فهمیدیم. اهریمن، معنایی بود که ما از شرارت نهفته در عالم گرفته بودیم تا همواره نگران تاراج فضیلت‌های‌مان باشیم. چنین بود سنت‌های ایرانی ما از حُکمای خسروانی تا اشراق و عرفان؛ که مثنوی‌اش با وجود مرور ایام دراز، هنوز همنشین حلقه‌های جوانان ماست و حافظش از آن سوی سده‌های دور با عمیق‌ترین نیات و احساسات‌مان آشناست.


🔴 بُن‌مایه:
روزنامۀ ایران، شمارۀ ۲۹ آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی

@IranDel_Channel

💢
👍25

🎙 سخنرانی جواد رنجبر درخشی‌لر، شاهنامه‌پژوه به بهانۀ شب چلّه

پنهان بودن معنای شب یلدا در بیتِ «شبِ اورمَزد آمد از ماهِ دی / زِ گفتن بیاسای و بردار می» از حکیم فردوسی توسی

توجه به جایگاه شبِ چلّه و شب یلدا در اساطیر، تاریخ و فرهنگِ ایران
توجه به ضرورت برگزاری آیین‌هایی چون شب چله و نقش آن در وحدت و یکپارچگی ملی
و ...


آدینه، سی‌ام آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
تهران، مجتمع فرهنگی و هنری پیامبر اعظم



@IranDel_Channel

💢
👍28👎4