🔴 یلدا؛ زادروزِ میترا و مسیح
✍️ نامگدبیر (دانشنامگ)
🔴 بُنمایه:
جشن شب یلدا در ایران، حمید سفیدگر
شب یلدا، ابوالفضل خطیبی
آثار الباقیه عن قرون الخالیه، ابوریجان بیرونی
🔴 تصویرنوشتهها طبق شمارهگذاری از بالا به پایین و از چپ به راست خوانده شود.
@IranDel_Channel
💢
🔴 یلدا؛ زادروزِ میترا و مسیح
✍️ نامگدبیر (دانشنامگ)
🔴 بُنمایه:
جشن شب یلدا در ایران، حمید سفیدگر
شب یلدا، ابوالفضل خطیبی
آثار الباقیه عن قرون الخالیه، ابوریجان بیرونی
🔴 تصویرنوشتهها طبق شمارهگذاری از بالا به پایین و از چپ به راست خوانده شود.
@IranDel_Channel
💢
👍24
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 علیرضا یوسفی در لحظۀ مهارِ وزنۀ دو ضرب قهرمانی جهان:
یا پدرِ من...
یا بابا...
یا غیرتِ ایرانی …
@IranDel_Channel
💢
یا پدرِ من...
یا بابا...
یا غیرتِ ایرانی …
@IranDel_Channel
💢
👍35👎1
🔴 همزمان با شرایط پیچیده خاورمیانه، آغاز به کار رسانهای با هدف تجزیۀ ایران
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل در توییتی نوشت:
و سرانجام رسانهای راه افتاد که تنها یک هدف را دنبال میکند: «تجزیۀ ایران»
محتویاتش ابتدا اجتماعی و فرهنگی خواهد بود و در بزنگاه، سیاسی و امنیتی خواهد شد و خواهید دید!
مظلوم، ملت ایران که گرفتار صداوسیما، بیکفایتترین نهاد تاریخ ایران از زمان هومبابا نخستین شاه ایلام (۲۷۰۰-۲۶۸۰ پ.م.) شده است.
پیش از این، مدیر کل شبکه تی.آر.تی (رادیو تلویزیون دولتی ترکیه) گفته بود: «در پایان سال شبکۀ فارسی تی.آر.تی را راهاندازی می کنیم. در وضعیت اذیت کردن ایران هستیم. باید ایران را اذیت کنیم.»
در میانۀ بیکفایتی صداوسیما، ای کاش آقایان اندکی درک میکردند که آنکارا چه طرحی برای شمالغرب ایران دارد!
هر چند که امیدی به حضرات سپیدموی نیست؛ ولی در میانۀ چیرگی تاریکیِ جهل، باوری راسخ به تنها ملجأ نورِ امید دارم:
«به عزمِ جوانانِ ایران زمین!»
@IranDel_Channel
💢
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل در توییتی نوشت:
و سرانجام رسانهای راه افتاد که تنها یک هدف را دنبال میکند: «تجزیۀ ایران»
محتویاتش ابتدا اجتماعی و فرهنگی خواهد بود و در بزنگاه، سیاسی و امنیتی خواهد شد و خواهید دید!
مظلوم، ملت ایران که گرفتار صداوسیما، بیکفایتترین نهاد تاریخ ایران از زمان هومبابا نخستین شاه ایلام (۲۷۰۰-۲۶۸۰ پ.م.) شده است.
پیش از این، مدیر کل شبکه تی.آر.تی (رادیو تلویزیون دولتی ترکیه) گفته بود: «در پایان سال شبکۀ فارسی تی.آر.تی را راهاندازی می کنیم. در وضعیت اذیت کردن ایران هستیم. باید ایران را اذیت کنیم.»
در میانۀ بیکفایتی صداوسیما، ای کاش آقایان اندکی درک میکردند که آنکارا چه طرحی برای شمالغرب ایران دارد!
هر چند که امیدی به حضرات سپیدموی نیست؛ ولی در میانۀ چیرگی تاریکیِ جهل، باوری راسخ به تنها ملجأ نورِ امید دارم:
«به عزمِ جوانانِ ایران زمین!»
@IranDel_Channel
💢
👍55👎5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اجرای قطعۀ «خونه مادر بزرگه» به آهنگسازی بهرام دهقانيار توسط ارکستر موسیقی ملی ایران
کنسرت ارکستر موسیقی ملی ایران با عنوان «بر چهره، لبخند» به رهبری همایون رحیمیان و روایت صابر ابر ، ویژه کودکان و نوجوانان شامگاه سهشنبه -۲۷ آذرماه ۱۴۰۳ خورشیدی - در تالار رودکی تهران به روی صحنه رفت.
قطعاتی از ثمین باغچهبان، بهرام دهقانیار و محمود منتظم صدیقی در این کنسرت اجرا شد.
@IranDel_Channel
💢
کنسرت ارکستر موسیقی ملی ایران با عنوان «بر چهره، لبخند» به رهبری همایون رحیمیان و روایت صابر ابر ، ویژه کودکان و نوجوانان شامگاه سهشنبه -۲۷ آذرماه ۱۴۰۳ خورشیدی - در تالار رودکی تهران به روی صحنه رفت.
قطعاتی از ثمین باغچهبان، بهرام دهقانیار و محمود منتظم صدیقی در این کنسرت اجرا شد.
@IranDel_Channel
💢
👍23
Forwarded from ایراندل | IranDel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 برشی از سخنرانی سجاد آیدنلو - استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه ارومیهای - دربارۀ فلسفۀ جشن یلدا یا همان شبِ چله
🔴 محل و زمان سخنرانی:
کتابخانۀ عمومی بامداد امید صبای ارومیه، پاییز سال ۱۳۹۸ خورشیدی
🔴 صوت کامل سخنرانی را از اینجا بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 محل و زمان سخنرانی:
کتابخانۀ عمومی بامداد امید صبای ارومیه، پاییز سال ۱۳۹۸ خورشیدی
🔴 صوت کامل سخنرانی را از اینجا بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
👍32👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نعمت ییلدریم:
«من واژه به واژه شاهنامه را خوانده و [به ترکی استانبولی] ترجمه کردم... من در هیچجای شاهنامه، توهینی یا تحقیری به تُرکان ندیدم.»
سخنران ویژۀ نشستِ یکصد و دوازدهم کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳ خورشیدی)، نعمت ییلدریم - استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آتاتُرک شهرِ ارضروم تُرکیه و مترجم شاهنامۀ فردوسی به زبانِ تُرکی استانبولی - بودند.
ایشان در این نشست ضمن شرحِ روندِ ترجمۀ شاهنامه فردوسی به زبانِ ترکی استانبولی و استقبال گستردۀ شهروندان ترکیهای از این کتاب، در پاسخ به پرسشی، تأکید کردند در هیچجای شاهنامه، توهینی به تُرکان نشده است.
ایشان همچنین خاطرۀ تلخی از دیدار خود با یک رئیس دانشگاه تبریزی یا اردبیلی تعریف کردند که به ایشان گفته بودند که چرا شاهنامه را به تُرکی استانبولی ترجمه کردهاند؛ زیرا از ظنِّ آن مقام ایرانی، در شاهنامه به تُرکان، توهین شده است! و این جمله در حالی بوده که اصلاً آن رئیس دانشگاه تبریزی یا اردبیلی، اصلاً شاهنامه را نخوانده بوده است!
🔴 صوت کامل نشست را از اینجا بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
«من واژه به واژه شاهنامه را خوانده و [به ترکی استانبولی] ترجمه کردم... من در هیچجای شاهنامه، توهینی یا تحقیری به تُرکان ندیدم.»
سخنران ویژۀ نشستِ یکصد و دوازدهم کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳ خورشیدی)، نعمت ییلدریم - استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آتاتُرک شهرِ ارضروم تُرکیه و مترجم شاهنامۀ فردوسی به زبانِ تُرکی استانبولی - بودند.
ایشان در این نشست ضمن شرحِ روندِ ترجمۀ شاهنامه فردوسی به زبانِ ترکی استانبولی و استقبال گستردۀ شهروندان ترکیهای از این کتاب، در پاسخ به پرسشی، تأکید کردند در هیچجای شاهنامه، توهینی به تُرکان نشده است.
ایشان همچنین خاطرۀ تلخی از دیدار خود با یک رئیس دانشگاه تبریزی یا اردبیلی تعریف کردند که به ایشان گفته بودند که چرا شاهنامه را به تُرکی استانبولی ترجمه کردهاند؛ زیرا از ظنِّ آن مقام ایرانی، در شاهنامه به تُرکان، توهین شده است! و این جمله در حالی بوده که اصلاً آن رئیس دانشگاه تبریزی یا اردبیلی، اصلاً شاهنامه را نخوانده بوده است!
🔴 صوت کامل نشست را از اینجا بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
👍44👎2
🔴 شلیک در آنکارا، پیروزی در دمشق
✍️ مهدی تدینی
ترورها همیشه وجهی نمادین هم دارند که ممکن است در موردی پررنگتر یا کمرنگتر باشد. گاه هدف از ترور اصلاً نمادپردازی است؛ چه وقتی دوکاعظم اتریش به قتل میرسد ــ تا با قتل نماد صلح، جنگ جهانی درگیرد ــ و چه وقتی مرکز تجارت جهانی، نماد جهانیسازی کاپیتالیستی ـ امریکانیستی، در آتش و خاکستر فرومیریزد. ضارب سیاسی میخواهد ضمن کشتن نمادپردازی کند و شعاری سر دهد.
هشت سال پیش در چنین روزی در آنکارا، در فضای هنری یک نمایشگاه عکاسی، جلوی دوربینهایی که لحظاتی فرهنگی را ضبط میکرد، جوانی که قرار بود حافظ امنیت باشد، در پشت صحنه نفس عمیق کشید، دست در کمر برد، اسلحه کشید و آندری کارلوف، سفیر روسیه را به قتل رساند. حضار در صدای جیغ زنان و بانگ «اللهاکبر» قاتل از گالری گریختند، اما چشمان سردِ دوربینها همچنان نمادها را ضبط میکرد: ضارب به عربی شعاری شبیه یکی از سرودهای جبهۀ فتح شام (همان جبهۃالنصرۃ) را فریاد زد و گفت ما با پیامبر برای جهاد بیعت کردهایم و همیشه پای آنیم، و بعد به ترکی گفت: «سوریه را فراموش نکنید! حلب را فراموش نکنید!» سفیر، بیجان، پیش پای او افتاد بود و او شعار میداد... البته فراموش نکرد برای تکمیل نمادپردازی بالای سر جنازه برود و چند تیر خلاص به کسی که پیشتر مرده بود شلیک کند. دقایقی بعد، پلیس سر رسید و ضارب را کشت. ــ در ویدئوی پیوستِ همین پست میتوانید واقعه را ببینید.
اما ضارب نه مردی با ریشبلند و دستاری بر سر بود، و نه چهرهای بیگانه با تبار ترک. جوانی خوشسیما و خوشپوش با کت و کراواتی شیک بود که انگشتش را رو به آسمان گرفته بود و فریاد میزد. هنوز ۲۲ سالگی را پر نکرده بود. گرگی در پوستین میش بود، زیرا اصلاً پلیس بود؛ آنهم از قضا گارد حفاظت شخص اردوغان. نام کاملش مولوت مَرت آلتینتاش بود. خواهرش میگفت از وقتی به دانشگاه افسری رفته بود پنج نوبت در روز نماز میخواند. خانوادهاش از این ترور او آنقدر سرافکنده بود که جنازهاش را تحویل نگرفت و مأموران او را در گورستان مردگان گمنام دفن کردند. البته واقعیت گاه دروغ میگوید؛ یا بهتر است بگوییم، گاه همۀ حقیقت را نمیگوید. و این غربتِ قاتل در گورستان گمنامان دروغی بیش نبود، زیرا آلتینتاش اصلاً بیکس نبود؛ نه تنها بیکس نبود، بلکه حتی یک جریان آیندهدار تاریخی را نمایندگی میکرد. نشانۀ روشن آن اینکه گلولههایش از قلب سفیر گذشت و هشت سال بعد در همان ماه دسامبر در سوریه به قلب هدف اصلی خورد. حلب و دمشق به دست همفکران او فتح شد. از این منظر که بنگریم، او فاتح نبرد آینده بود.
طبیعی بود دولت ترکیه این خشونت عریان را محکوم میکند و طبق معمول همهچیز را گردن بُز بلاگردان همیشگی، یعنی جریان فتحالله گولن، میاندازد. ضبط و ربط دندانگیری هم کشف نشد، با آنکه روسها هم بیست کارشناس برای همراهی در تحقیقات به ترکیه فرستادند. در این میان فقط سفرهای مکرر قاتل به قطر ــ این دستگاه خودپرداز بنیادگرایان ــ مشکوک به نظر میرسید. حتی گوگل هم نتوانست ایمیلهای پاکشدۀ او را برگرداند.
اما کیست که نداند نبرد قدرتی میان ترکیه و روسیه جریان داشت؟ مداخلۀ روسیه ــ و جمهوری اسلامی ــ تضاد بزرگی میان روسیه و ترکیه پدید آورده بود. و باز کیست که نداند اردوغان احیاگر اسلامگرایی در ترکیه است؛ طبعاً بدون اینکه نیاز باشد سیاست خود را به اسلامگرایی تقلیل دهد و بدون اینکه چهرهای رادیکال از خود نشان دهد. بنابراین، انگشت اشاره به سوی گولن بیراه بود. بهتر است واژهها را بجا به کار بریم: ترکیۀ اردوغان به میهنِ اسلامگراییِ جدیدی تبدیل شده بود و ظهور کسانی چون آلتینتاش پیامد آن بود. لازم هم نیست دست شخص خاصی را در پس این ترور ببینیم، بلکه این یک جریان اجتماعی نیرومند است.
اسلامگرایی بزرگترین ظرفیت سیاسی در خاورمیانه است. وقتی صد سال سنت کمالیسم نتوانست مانع احیای نسخۀ اسلامگرایی ترکی شود، در دیگر نقاط هم وضع بهتر از این نیست. از پاکستان تا مصر در هر کشوری انتخابات آزاد برگزار شود، یک جریان اسلامگرا به پیروزی میرسد ــ البته به گمانم دیگر باید گفت: بجز ایران که از پایه، یعنی از قاعدۀ جامعه، روحی سکولار در آن پا گرفته است. البته حکم کلی دادن درست نیست و برای مثال باید احوال کشورهای خلیج فارس و عربستان را دقیق بررسی کرد. کیست که نداند در همین عربستان اگر دست نیرومند بنسلمان در کار نباشد و جامعه پولیتیزه شود، اسلامگرایی بیدرنگ همهچیز را به کام خود میکشد.
برای درک جریانهای تاریخی باید واحد سال را کنار گذاشت و دههای اندیشید. در این مقیاس، تیری که آلتینتاش شلیک کرد، یک دهۀ بعد به ثمر نشست و فرضیۀ من این است که این جریان در همین مقیاس زمانی سنگرهای دیگری را نیز فتح خواهد کرد.
🔴 پینوشت:
بازنشر به معنای تأیید کل محتوا نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 شلیک در آنکارا، پیروزی در دمشق
✍️ مهدی تدینی
ترورها همیشه وجهی نمادین هم دارند که ممکن است در موردی پررنگتر یا کمرنگتر باشد. گاه هدف از ترور اصلاً نمادپردازی است؛ چه وقتی دوکاعظم اتریش به قتل میرسد ــ تا با قتل نماد صلح، جنگ جهانی درگیرد ــ و چه وقتی مرکز تجارت جهانی، نماد جهانیسازی کاپیتالیستی ـ امریکانیستی، در آتش و خاکستر فرومیریزد. ضارب سیاسی میخواهد ضمن کشتن نمادپردازی کند و شعاری سر دهد.
هشت سال پیش در چنین روزی در آنکارا، در فضای هنری یک نمایشگاه عکاسی، جلوی دوربینهایی که لحظاتی فرهنگی را ضبط میکرد، جوانی که قرار بود حافظ امنیت باشد، در پشت صحنه نفس عمیق کشید، دست در کمر برد، اسلحه کشید و آندری کارلوف، سفیر روسیه را به قتل رساند. حضار در صدای جیغ زنان و بانگ «اللهاکبر» قاتل از گالری گریختند، اما چشمان سردِ دوربینها همچنان نمادها را ضبط میکرد: ضارب به عربی شعاری شبیه یکی از سرودهای جبهۀ فتح شام (همان جبهۃالنصرۃ) را فریاد زد و گفت ما با پیامبر برای جهاد بیعت کردهایم و همیشه پای آنیم، و بعد به ترکی گفت: «سوریه را فراموش نکنید! حلب را فراموش نکنید!» سفیر، بیجان، پیش پای او افتاد بود و او شعار میداد... البته فراموش نکرد برای تکمیل نمادپردازی بالای سر جنازه برود و چند تیر خلاص به کسی که پیشتر مرده بود شلیک کند. دقایقی بعد، پلیس سر رسید و ضارب را کشت. ــ در ویدئوی پیوستِ همین پست میتوانید واقعه را ببینید.
اما ضارب نه مردی با ریشبلند و دستاری بر سر بود، و نه چهرهای بیگانه با تبار ترک. جوانی خوشسیما و خوشپوش با کت و کراواتی شیک بود که انگشتش را رو به آسمان گرفته بود و فریاد میزد. هنوز ۲۲ سالگی را پر نکرده بود. گرگی در پوستین میش بود، زیرا اصلاً پلیس بود؛ آنهم از قضا گارد حفاظت شخص اردوغان. نام کاملش مولوت مَرت آلتینتاش بود. خواهرش میگفت از وقتی به دانشگاه افسری رفته بود پنج نوبت در روز نماز میخواند. خانوادهاش از این ترور او آنقدر سرافکنده بود که جنازهاش را تحویل نگرفت و مأموران او را در گورستان مردگان گمنام دفن کردند. البته واقعیت گاه دروغ میگوید؛ یا بهتر است بگوییم، گاه همۀ حقیقت را نمیگوید. و این غربتِ قاتل در گورستان گمنامان دروغی بیش نبود، زیرا آلتینتاش اصلاً بیکس نبود؛ نه تنها بیکس نبود، بلکه حتی یک جریان آیندهدار تاریخی را نمایندگی میکرد. نشانۀ روشن آن اینکه گلولههایش از قلب سفیر گذشت و هشت سال بعد در همان ماه دسامبر در سوریه به قلب هدف اصلی خورد. حلب و دمشق به دست همفکران او فتح شد. از این منظر که بنگریم، او فاتح نبرد آینده بود.
طبیعی بود دولت ترکیه این خشونت عریان را محکوم میکند و طبق معمول همهچیز را گردن بُز بلاگردان همیشگی، یعنی جریان فتحالله گولن، میاندازد. ضبط و ربط دندانگیری هم کشف نشد، با آنکه روسها هم بیست کارشناس برای همراهی در تحقیقات به ترکیه فرستادند. در این میان فقط سفرهای مکرر قاتل به قطر ــ این دستگاه خودپرداز بنیادگرایان ــ مشکوک به نظر میرسید. حتی گوگل هم نتوانست ایمیلهای پاکشدۀ او را برگرداند.
اما کیست که نداند نبرد قدرتی میان ترکیه و روسیه جریان داشت؟ مداخلۀ روسیه ــ و جمهوری اسلامی ــ تضاد بزرگی میان روسیه و ترکیه پدید آورده بود. و باز کیست که نداند اردوغان احیاگر اسلامگرایی در ترکیه است؛ طبعاً بدون اینکه نیاز باشد سیاست خود را به اسلامگرایی تقلیل دهد و بدون اینکه چهرهای رادیکال از خود نشان دهد. بنابراین، انگشت اشاره به سوی گولن بیراه بود. بهتر است واژهها را بجا به کار بریم: ترکیۀ اردوغان به میهنِ اسلامگراییِ جدیدی تبدیل شده بود و ظهور کسانی چون آلتینتاش پیامد آن بود. لازم هم نیست دست شخص خاصی را در پس این ترور ببینیم، بلکه این یک جریان اجتماعی نیرومند است.
اسلامگرایی بزرگترین ظرفیت سیاسی در خاورمیانه است. وقتی صد سال سنت کمالیسم نتوانست مانع احیای نسخۀ اسلامگرایی ترکی شود، در دیگر نقاط هم وضع بهتر از این نیست. از پاکستان تا مصر در هر کشوری انتخابات آزاد برگزار شود، یک جریان اسلامگرا به پیروزی میرسد ــ البته به گمانم دیگر باید گفت: بجز ایران که از پایه، یعنی از قاعدۀ جامعه، روحی سکولار در آن پا گرفته است. البته حکم کلی دادن درست نیست و برای مثال باید احوال کشورهای خلیج فارس و عربستان را دقیق بررسی کرد. کیست که نداند در همین عربستان اگر دست نیرومند بنسلمان در کار نباشد و جامعه پولیتیزه شود، اسلامگرایی بیدرنگ همهچیز را به کام خود میکشد.
برای درک جریانهای تاریخی باید واحد سال را کنار گذاشت و دههای اندیشید. در این مقیاس، تیری که آلتینتاش شلیک کرد، یک دهۀ بعد به ثمر نشست و فرضیۀ من این است که این جریان در همین مقیاس زمانی سنگرهای دیگری را نیز فتح خواهد کرد.
🔴 پینوشت:
بازنشر به معنای تأیید کل محتوا نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍24
Telegram
attach 📎
🎙 سخنرانی ژاله آموزگار، استاد زبانهای باستانی، دربارۀ شبِ چله (شب یلدا) در یکی از نشستهای شبهای بخارا
@IranDel_Channel
💢
🎙 سخنرانی ژاله آموزگار، استاد زبانهای باستانی، دربارۀ شبِ چله (شب یلدا) در یکی از نشستهای شبهای بخارا
@IranDel_Channel
💢
👍28👎1
🔴 یلدا و نشانهشناسی
✍️ مقصود فراستخواه، استاد دانشگاه
ما نیز مردمی هستیم. وقتی از تاریخمان کم میآوردیم به اسطورهها پناه میبردیم. تاریخ، اگر بسامان نیز بود باز اساطیرِ کهن در ژرفترین اعماقِ ذهنِ اجتماعی ما نفَس میکشیدند، میزیستند و بالا و پایین میشدند. این ماییم؛ ملّتی با خاطراتِ ازلی و دیرین. رؤیاهایمان را در داستانهایمان پناه میدادیم و نسل به نسل، با قصهها منتقل میکردیم. از سینهها تا سینهها؛ بار نارضایتیهای تاریخی خود را در شعر و استعاره برمیکشیدیم؛ در سیمرغ و زال، در کمان آرش و در خونِ سیاوش و در دیر مغان. آرزوها و آمال فروخوردۀ خویش در روشنی مهر و ماه و میترا باز میجستیم و در گرمای نفَسهایمان مراقبت میکردیم. زندگی اینجا جاری بود؛ همیشه همی همچنان.
ما یلدا داشتیم تا در درازترین شبِ یک فصلِ سرد، باز به یاد نفَسی متنفّس در سحرگاهان دورهم بنشینیم، نیمههای گمشدۀ خویش در یکدیگر بجوییم و با داستانهای بلندمان، از آیندۀ فرزندان خود محافظت کنیم. بزمهای شبانۀ یلدایی تا شور پایکوبی در جشنِ سده؛ به شمار چهل میشود و ما در ناخودآگاه جمعی خویش چلّه داشتیم؛ چلّۀ کوچک و چلّۀ بزرگ! و این یعنی خندیدن به مشکلات، زیستن با دشواریها و صبور بودن و مقاومت کردن، و افتادن، و باز برخاستن و رفتن و برشمردن ایام؛ شمارشی در کاملترین شمار که چهل بود. این یعنی تصمیم به امیدواری در مواجهه با اسبابِ نومیدی بسیار، یعنی دوست داشتن زندگی با همه دشواریها و نشیب و فرازها، یعنی شجاعت بودن در این سرزمین، یعنی رقص در میانۀ میدان. و چنین بود یلدا و چنین بود سده. یلدا هر سال یک بار و برای همیشه در گوشهایمان نجوا میکند که پشت هر وضعِ سترونی، امکان باروری و نوزایی هست و در نومیدی بسی امید است، و پایان شب سیه، سپید است.
چرا یک جامعه با همه صعوبتِ ایام خویش، اصرار به ماندن دارد؛ برای اینکه در سطح هستیشناختی و انسانشناختی این فرهنگ، چیزی هست که تا حدِّ زیاد در برابر تغییرات در طول زمان بزرگ، طی دورانهای مختلف مقاومت میکند. از عهد قدیم تا دوران جدید این لایههای عمیق معنایی با ما ایرانیان هستند در "رنگینکمانِ خوشنقش تنوعاتِ قومی و زبانی و آیینیمان". در عمیقترین ساختارهای معرفتی ما، نشانهشناسی هست. سنتهای دیرینِ ایرانی حاوی نوعی پدیدارشناسی کائنات بود. تجربۀ زیست در این سرزمین، به تفسیر و تأویل طبیعت و تاریخ خود چنگ میزد: از خورشید و ماه، معنای نور و روشنی میگرفت. از شب، تاریکی گذران میفهمید. از دشت و دمن، رویش و زندگی میآموخت و ایهام غزلی را به فال نیک میگرفت! ما از باغ و راغ و مرغزار، داد و دهش و بخشایش و ثمربخشی میفهمیدیم، آن سوی شب تار، به صبحدمی باور داشتیم، از نظمِ کائنات با همه بینظمیهایش، به اصالتِ درستی و نیکی و به ترازو و به عدل و داد ایمان میآوردیم، نوروز، یادوارۀ مکرر رویشهای نابهنگام در این سرزمین بود و تبسمهای ملیحمان به فصل سرد را با خود حمل میکرد و حاوی روحِ جمعی بود، و صلای آشنایی داشت و یادوارۀ «مبادلۀ لطف» بود برای محافظت از سرمایۀ اجتماعی پیوند و همدلی خویش در برابر گزند روزگار.
ما به اهتزازِ خاکِ سرد باور داشتیم و شکوفایی نابهنگام را میفهمیدیم. اهریمن، معنایی بود که ما از شرارت نهفته در عالم گرفته بودیم تا همواره نگران تاراج فضیلتهایمان باشیم. چنین بود سنتهای ایرانی ما از حُکمای خسروانی تا اشراق و عرفان؛ که مثنویاش با وجود مرور ایام دراز، هنوز همنشین حلقههای جوانان ماست و حافظش از آن سوی سدههای دور با عمیقترین نیات و احساساتمان آشناست.
🔴 بُنمایه:
روزنامۀ ایران، شمارۀ ۲۹ آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 یلدا و نشانهشناسی
✍️ مقصود فراستخواه، استاد دانشگاه
ما نیز مردمی هستیم. وقتی از تاریخمان کم میآوردیم به اسطورهها پناه میبردیم. تاریخ، اگر بسامان نیز بود باز اساطیرِ کهن در ژرفترین اعماقِ ذهنِ اجتماعی ما نفَس میکشیدند، میزیستند و بالا و پایین میشدند. این ماییم؛ ملّتی با خاطراتِ ازلی و دیرین. رؤیاهایمان را در داستانهایمان پناه میدادیم و نسل به نسل، با قصهها منتقل میکردیم. از سینهها تا سینهها؛ بار نارضایتیهای تاریخی خود را در شعر و استعاره برمیکشیدیم؛ در سیمرغ و زال، در کمان آرش و در خونِ سیاوش و در دیر مغان. آرزوها و آمال فروخوردۀ خویش در روشنی مهر و ماه و میترا باز میجستیم و در گرمای نفَسهایمان مراقبت میکردیم. زندگی اینجا جاری بود؛ همیشه همی همچنان.
ما یلدا داشتیم تا در درازترین شبِ یک فصلِ سرد، باز به یاد نفَسی متنفّس در سحرگاهان دورهم بنشینیم، نیمههای گمشدۀ خویش در یکدیگر بجوییم و با داستانهای بلندمان، از آیندۀ فرزندان خود محافظت کنیم. بزمهای شبانۀ یلدایی تا شور پایکوبی در جشنِ سده؛ به شمار چهل میشود و ما در ناخودآگاه جمعی خویش چلّه داشتیم؛ چلّۀ کوچک و چلّۀ بزرگ! و این یعنی خندیدن به مشکلات، زیستن با دشواریها و صبور بودن و مقاومت کردن، و افتادن، و باز برخاستن و رفتن و برشمردن ایام؛ شمارشی در کاملترین شمار که چهل بود. این یعنی تصمیم به امیدواری در مواجهه با اسبابِ نومیدی بسیار، یعنی دوست داشتن زندگی با همه دشواریها و نشیب و فرازها، یعنی شجاعت بودن در این سرزمین، یعنی رقص در میانۀ میدان. و چنین بود یلدا و چنین بود سده. یلدا هر سال یک بار و برای همیشه در گوشهایمان نجوا میکند که پشت هر وضعِ سترونی، امکان باروری و نوزایی هست و در نومیدی بسی امید است، و پایان شب سیه، سپید است.
چرا یک جامعه با همه صعوبتِ ایام خویش، اصرار به ماندن دارد؛ برای اینکه در سطح هستیشناختی و انسانشناختی این فرهنگ، چیزی هست که تا حدِّ زیاد در برابر تغییرات در طول زمان بزرگ، طی دورانهای مختلف مقاومت میکند. از عهد قدیم تا دوران جدید این لایههای عمیق معنایی با ما ایرانیان هستند در "رنگینکمانِ خوشنقش تنوعاتِ قومی و زبانی و آیینیمان". در عمیقترین ساختارهای معرفتی ما، نشانهشناسی هست. سنتهای دیرینِ ایرانی حاوی نوعی پدیدارشناسی کائنات بود. تجربۀ زیست در این سرزمین، به تفسیر و تأویل طبیعت و تاریخ خود چنگ میزد: از خورشید و ماه، معنای نور و روشنی میگرفت. از شب، تاریکی گذران میفهمید. از دشت و دمن، رویش و زندگی میآموخت و ایهام غزلی را به فال نیک میگرفت! ما از باغ و راغ و مرغزار، داد و دهش و بخشایش و ثمربخشی میفهمیدیم، آن سوی شب تار، به صبحدمی باور داشتیم، از نظمِ کائنات با همه بینظمیهایش، به اصالتِ درستی و نیکی و به ترازو و به عدل و داد ایمان میآوردیم، نوروز، یادوارۀ مکرر رویشهای نابهنگام در این سرزمین بود و تبسمهای ملیحمان به فصل سرد را با خود حمل میکرد و حاوی روحِ جمعی بود، و صلای آشنایی داشت و یادوارۀ «مبادلۀ لطف» بود برای محافظت از سرمایۀ اجتماعی پیوند و همدلی خویش در برابر گزند روزگار.
ما به اهتزازِ خاکِ سرد باور داشتیم و شکوفایی نابهنگام را میفهمیدیم. اهریمن، معنایی بود که ما از شرارت نهفته در عالم گرفته بودیم تا همواره نگران تاراج فضیلتهایمان باشیم. چنین بود سنتهای ایرانی ما از حُکمای خسروانی تا اشراق و عرفان؛ که مثنویاش با وجود مرور ایام دراز، هنوز همنشین حلقههای جوانان ماست و حافظش از آن سوی سدههای دور با عمیقترین نیات و احساساتمان آشناست.
🔴 بُنمایه:
روزنامۀ ایران، شمارۀ ۲۹ آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍25
Telegram
attach 📎
🎙 سخنرانی جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامهپژوه به بهانۀ شب چلّه
پنهان بودن معنای شب یلدا در بیتِ «شبِ اورمَزد آمد از ماهِ دی / زِ گفتن بیاسای و بردار می» از حکیم فردوسی توسی
توجه به جایگاه شبِ چلّه و شب یلدا در اساطیر، تاریخ و فرهنگِ ایران
توجه به ضرورت برگزاری آیینهایی چون شب چله و نقش آن در وحدت و یکپارچگی ملی
و ...
آدینه، سیام آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
تهران، مجتمع فرهنگی و هنری پیامبر اعظم
@IranDel_Channel
💢
🎙 سخنرانی جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامهپژوه به بهانۀ شب چلّه
پنهان بودن معنای شب یلدا در بیتِ «شبِ اورمَزد آمد از ماهِ دی / زِ گفتن بیاسای و بردار می» از حکیم فردوسی توسی
توجه به جایگاه شبِ چلّه و شب یلدا در اساطیر، تاریخ و فرهنگِ ایران
توجه به ضرورت برگزاری آیینهایی چون شب چله و نقش آن در وحدت و یکپارچگی ملی
و ...
آدینه، سیام آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
تهران، مجتمع فرهنگی و هنری پیامبر اعظم
@IranDel_Channel
💢
👍28👎4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 شب چله، شبِ ایران و ایرانی
شبِ اورمزد آمد از ماه دی
زِ گفتن بیاسای و بردار می
حکیم فردوسی توسی
شب یلدا به شادی؛
و چلهنشینیتان به خوشی و فرخندگی
🔴 قطعه موسیقی پیوست:
قطعۀ خزان
از ساختههای زندهیاد استاد پرویز مشکاتیان؛
نوازندۀ سنتور ملینا فرجی
پیشکش به مخاطبان وزینِ کانال ایراندل، در آخرین شبِ فصلِ خزان و با امید و آرزوی طلوع خورشیدِ خرّمروزِ یکم دی ماه در ایرانزمین
۱۴۰۳/۰۹/۳۰
@IranDel_Channel
💢
شبِ اورمزد آمد از ماه دی
زِ گفتن بیاسای و بردار می
حکیم فردوسی توسی
شب یلدا به شادی؛
و چلهنشینیتان به خوشی و فرخندگی
🔴 قطعه موسیقی پیوست:
قطعۀ خزان
از ساختههای زندهیاد استاد پرویز مشکاتیان؛
نوازندۀ سنتور ملینا فرجی
پیشکش به مخاطبان وزینِ کانال ایراندل، در آخرین شبِ فصلِ خزان و با امید و آرزوی طلوع خورشیدِ خرّمروزِ یکم دی ماه در ایرانزمین
۱۴۰۳/۰۹/۳۰
@IranDel_Channel
💢
👍38
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شاهنامهخوانیِ بانوی تبریزی در شبِ یلدا
داستانِ زال و روداوه،
گفتار اندر رفتن زال به نزد روداوه
براساسِ شاهنامه فردوسی با تصحیح استاد جلال خالقی مطلق
شاهنامهخوان: فاطمه تمجیدی
@IranDel_Channel
💢
داستانِ زال و روداوه،
گفتار اندر رفتن زال به نزد روداوه
براساسِ شاهنامه فردوسی با تصحیح استاد جلال خالقی مطلق
شاهنامهخوان: فاطمه تمجیدی
@IranDel_Channel
💢
👍56👎11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 «فرزندانِ ایران» در سال ۱۳۵۳ و «فرزندانِ ایران» در سال ۱۴۰۳ خورشیدی
بازخوانی یک ترانه بعد نیم سده:
آباد باشی، ای ایران
آزاد باشی، ای ایران
از ما فرزندانِ خود
دلشاد باشی، ای ایران
[چامهای از عباس یمینی شریف]
@IranDel_Channel
💢
بازخوانی یک ترانه بعد نیم سده:
آباد باشی، ای ایران
آزاد باشی، ای ایران
از ما فرزندانِ خود
دلشاد باشی، ای ایران
[چامهای از عباس یمینی شریف]
@IranDel_Channel
💢
👍50
ایراندل | IranDel
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی برگزار میکند: نشستهای شاهنامهپژوهی: «اهمیتِ شاهنامه در تاریخ و فرهنگ ایران» با سخنرانیِ بهمن دمشقی خیابانی (دکترای ادبیات حماسی و شاهنامهپژوه تبریزی) زمان: دوشنبه پنجم آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۶ مکان:…
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی برگزار میکند:
نشستهای شاهنامهپژوهی:
«توصیف و تصویرگری در شاهنامه فردوسی»
سخنران:
مهناز سمندری، دکترای ادبیات فارسی، مدرّسِ شاهنامه
دبیرِ علمی نشست:
بهمن دمشقی خیابانی، دکترای ادبیات حماسی
زمان:
چهارشنبه پنجم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۶
مکان:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
🔴 حضور در نشست، بصورت مجازی و در بستر گوگلمیت هم مهیا است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
نشستهای شاهنامهپژوهی:
«توصیف و تصویرگری در شاهنامه فردوسی»
سخنران:
مهناز سمندری، دکترای ادبیات فارسی، مدرّسِ شاهنامه
دبیرِ علمی نشست:
بهمن دمشقی خیابانی، دکترای ادبیات حماسی
زمان:
چهارشنبه پنجم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۶
مکان:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
🔴 حضور در نشست، بصورت مجازی و در بستر گوگلمیت هم مهیا است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍31
🔴 آدمهای خوب، جامعهی خوب؟
(به بهانهی حرفهای جدید پزشکیان و زخمی قدیمی)
✍️ مهدی سلیمانیه
«خودتان را اصلاح کنید تا ممکلتتان اصلاح شود». این بیلبورد بزرگ را نزدیک میدان توحید، سالهاست که میبینم. و هر بار به این فکر میکنم که چقدر توصیف درستی از داستان یک خطای تاریخی پر هزینه بود. چند روز پیش هم رییسجمهور جدید، شبیه همین ایده را تکرار کرده: با «افراد» بیسواد و ریاکار نمیتوان به جایی رسید.
شاید در نگاه اول ایدهی درستی به نظر باشد: اگر فرد فرد اعضای یک جامعه، اخلاقی باشند، جامعه هم اخلاقی میشود. اگر فرد فرد اعضای یک جامعه اهل کار باشند، جامعهای کارآفرین درست میشود. اگر... مگر اینطور نیست؟ مگر جامعه، چیزی فراتر از فرد فرد اعضای آن جامعه است؟
این نگاه جزء نگر، که تغییر در فرد را مقدمهی تغییر در کل جامعه میداند، یکی از دلایل وضعیت فاجعهبار امروز ماست. اینکه «خودسازی، مقدمهی جامعهسازی است». جامعه، چیزی فراتر از جمع افراد است. جامعه را ساختارهایش میسازند. ساختار، یک «کلیت» است. کلیتی فراتر از فرد فرد اعضا. و از قضا، مسئولیت یک حکومت و یا نخبگان یک جامعه، فکر کردن به آن «ساختار»های کلی فراتر از افراد است.
ساختار یعنی چه؟ ساختار به زبان ساده یعنی «قواعد بازی». چه بسا بازیگران یک بازی که خودخواه، سودمحور یا فردگرا باشند. اما همین خودخواههای سودمحور فردگرا، وقتی در یک بازی با «قواعد» دیگرخواهانه و جمعگرایانه و اخلاقی قرار میگیرند، متفاوت عمل میکنند. مثل یک تیم فوتبال، که برخی بازیکنانش، به لحاظ روانی تکرو و خودخواه هستند، اما میدانند که به هزار و یک دلیل اگر در زمین بازی، بازی تیم را خراب کنند، تنبیه میشوند. و بالعکس، اگر تواناییشان را - بر خلاف روحیه و خواست فردیشان - در خدمت تیم قرار دهند، تشویق میشوند. برد و باخت تیم هم طبق قاعدهی بازی مال همه است.
این نگاه ِ «خودمان را اصلاح کنیم تا جامعهمان اصلاح شود»، ساختارها را به صورتی سادهانگارانه نادیده گرفت. اصلاً نظام جدید از همان ابتدا، درکی از «کلیت» و «ساختار» نداشت. فکر میکرد مسأله «دیو» بودن ِ آن یکی و «فرشته» بودن آن یکی است. دیو را میبریم و فرشته را میآوریم. روی خودمان هم کار میکنیم تا فرشته شویم. جمعی از فرشتگان! حتی جامعه هم چندان درکی از ساختار نداشت. از برنامههای کلی. از نقشهی کلان.
هر چقدر گذشت، با روی کار آمدن و مسلط شدن فقها، این نگاه ِ جزءمحور و فردنگر تقویت شد: فقه، به ماهیت خود، جزءنگر است. فقه، درکی از از کلیت ارائه نمیدهد. ماهیت فقه، جزءنگری بودهاست. فقها هم عادت و مهارت درک کلیت و ساختار نداشتهاند. محصول چنین نوع درکی، در کنار عوامل فراوان دیگر، حکومتی است که «برنامهی کلان» (نه به معنای روی کاغذش، به معنای یک پروژه واقعی مستمر) نداشت و ندارد.
بماند که پس از آن سالهای اولیه، همان معدود «افراد» مهذب و خودساخته هم یا فاسد شدهاند، یا طرد و یا در بهترین حالت، سردرگم و بیچاره. همین است درس جامعهشناسی: ساختارها، قواعد بازی، از آدمها مهمترند. ساختارها هستند که حتی افرادِ خوشنیت و پاک را به هیولا تبدیل میکنند.
چه درسِ بزرگِ پرهزینهای بود.
__
پینوشتی از کانال جریان:
موضوع در اینجا نفی اراده و عاملیت شهروندان و مسئولیت اخلافی آنان نیست. قطعاً هر فردی باید تا جایی که میتواند در اصلاح فردی و بهبود کنشهای اجتماعی خود بکوشد. مسئله این است که برای بحرانها و مشکلات ساختاری مانند آلودگی هوا، بحران آب و انرژی نباید تنها، ایراد را از رفتار و الگوی مصرف شهروندان دانست و مدام مردم را سرزنش کرد و مسئولیت این وضعیت را متوجه آنان دانست و حکم صادر کرد که: «از ماست که بر ماست.»
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کلِّ محتوای آن و تأیید تمام مواضعِ نویسنده یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 آدمهای خوب، جامعهی خوب؟
(به بهانهی حرفهای جدید پزشکیان و زخمی قدیمی)
✍️ مهدی سلیمانیه
«خودتان را اصلاح کنید تا ممکلتتان اصلاح شود». این بیلبورد بزرگ را نزدیک میدان توحید، سالهاست که میبینم. و هر بار به این فکر میکنم که چقدر توصیف درستی از داستان یک خطای تاریخی پر هزینه بود. چند روز پیش هم رییسجمهور جدید، شبیه همین ایده را تکرار کرده: با «افراد» بیسواد و ریاکار نمیتوان به جایی رسید.
شاید در نگاه اول ایدهی درستی به نظر باشد: اگر فرد فرد اعضای یک جامعه، اخلاقی باشند، جامعه هم اخلاقی میشود. اگر فرد فرد اعضای یک جامعه اهل کار باشند، جامعهای کارآفرین درست میشود. اگر... مگر اینطور نیست؟ مگر جامعه، چیزی فراتر از فرد فرد اعضای آن جامعه است؟
این نگاه جزء نگر، که تغییر در فرد را مقدمهی تغییر در کل جامعه میداند، یکی از دلایل وضعیت فاجعهبار امروز ماست. اینکه «خودسازی، مقدمهی جامعهسازی است». جامعه، چیزی فراتر از جمع افراد است. جامعه را ساختارهایش میسازند. ساختار، یک «کلیت» است. کلیتی فراتر از فرد فرد اعضا. و از قضا، مسئولیت یک حکومت و یا نخبگان یک جامعه، فکر کردن به آن «ساختار»های کلی فراتر از افراد است.
ساختار یعنی چه؟ ساختار به زبان ساده یعنی «قواعد بازی». چه بسا بازیگران یک بازی که خودخواه، سودمحور یا فردگرا باشند. اما همین خودخواههای سودمحور فردگرا، وقتی در یک بازی با «قواعد» دیگرخواهانه و جمعگرایانه و اخلاقی قرار میگیرند، متفاوت عمل میکنند. مثل یک تیم فوتبال، که برخی بازیکنانش، به لحاظ روانی تکرو و خودخواه هستند، اما میدانند که به هزار و یک دلیل اگر در زمین بازی، بازی تیم را خراب کنند، تنبیه میشوند. و بالعکس، اگر تواناییشان را - بر خلاف روحیه و خواست فردیشان - در خدمت تیم قرار دهند، تشویق میشوند. برد و باخت تیم هم طبق قاعدهی بازی مال همه است.
این نگاه ِ «خودمان را اصلاح کنیم تا جامعهمان اصلاح شود»، ساختارها را به صورتی سادهانگارانه نادیده گرفت. اصلاً نظام جدید از همان ابتدا، درکی از «کلیت» و «ساختار» نداشت. فکر میکرد مسأله «دیو» بودن ِ آن یکی و «فرشته» بودن آن یکی است. دیو را میبریم و فرشته را میآوریم. روی خودمان هم کار میکنیم تا فرشته شویم. جمعی از فرشتگان! حتی جامعه هم چندان درکی از ساختار نداشت. از برنامههای کلی. از نقشهی کلان.
هر چقدر گذشت، با روی کار آمدن و مسلط شدن فقها، این نگاه ِ جزءمحور و فردنگر تقویت شد: فقه، به ماهیت خود، جزءنگر است. فقه، درکی از از کلیت ارائه نمیدهد. ماهیت فقه، جزءنگری بودهاست. فقها هم عادت و مهارت درک کلیت و ساختار نداشتهاند. محصول چنین نوع درکی، در کنار عوامل فراوان دیگر، حکومتی است که «برنامهی کلان» (نه به معنای روی کاغذش، به معنای یک پروژه واقعی مستمر) نداشت و ندارد.
بماند که پس از آن سالهای اولیه، همان معدود «افراد» مهذب و خودساخته هم یا فاسد شدهاند، یا طرد و یا در بهترین حالت، سردرگم و بیچاره. همین است درس جامعهشناسی: ساختارها، قواعد بازی، از آدمها مهمترند. ساختارها هستند که حتی افرادِ خوشنیت و پاک را به هیولا تبدیل میکنند.
چه درسِ بزرگِ پرهزینهای بود.
__
پینوشتی از کانال جریان:
موضوع در اینجا نفی اراده و عاملیت شهروندان و مسئولیت اخلافی آنان نیست. قطعاً هر فردی باید تا جایی که میتواند در اصلاح فردی و بهبود کنشهای اجتماعی خود بکوشد. مسئله این است که برای بحرانها و مشکلات ساختاری مانند آلودگی هوا، بحران آب و انرژی نباید تنها، ایراد را از رفتار و الگوی مصرف شهروندان دانست و مدام مردم را سرزنش کرد و مسئولیت این وضعیت را متوجه آنان دانست و حکم صادر کرد که: «از ماست که بر ماست.»
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کلِّ محتوای آن و تأیید تمام مواضعِ نویسنده یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍20👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ایران زیبای ما
+ مصاحبهکننده:
برای مقابله با افسردگی یا ایجاد تنوع در زندگی توصیه میکنید، تنهایی به کجا برویم؟
– ایلبر اورتایلی، استاد تاریخ در ترکیه:
مثلاً به ایران برو، به اصفهان برو...
@IranDel_Channel
💢
+ مصاحبهکننده:
برای مقابله با افسردگی یا ایجاد تنوع در زندگی توصیه میکنید، تنهایی به کجا برویم؟
– ایلبر اورتایلی، استاد تاریخ در ترکیه:
مثلاً به ایران برو، به اصفهان برو...
@IranDel_Channel
💢
👍21
🔴 اعتراضِ ایراندوستانِ آذربایجانی به توهین به جایگاه ستارخان، سردار ملّی ایران و تقلیل جایگاه ملّی ایشان توسط قومگرایان در به ظاهر تئاتری که در تبریز روی صحنه رفته است!
ستّارخان، سردارِ ملّی ایران:
«من میخواهم هفت دولت، زیر سایۀ بیرقِ ایران باشد.»
@IranDel_Channel
💢
ستّارخان، سردارِ ملّی ایران:
«من میخواهم هفت دولت، زیر سایۀ بیرقِ ایران باشد.»
@IranDel_Channel
💢
👍64👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 «ایران، ۱۳۵۳»
✍️ مهدی تدینی
ویدئویی باکیفیت از ایرانِ ۵۳.
تصویری کاملاً مدرن که همهٔ نشانههای اوایل دههٔ ۱۹۷۰ را در خود دارد. در نگاه به گذشته تنها میتوان از شکافهایی که میان ظاهر و باطن این جامعه وجود داشت حیرت کرد. هیچ منجمی نمیتوانست پیشگویی کند این جامعه یک دههٔ بعد چه شکل و شمایلی خواهد داشت. امروز هم چنین شکافی در ظاهر و باطن جامعه — البته به نحوی معکوس — وجود دارد. و چه کسی میتواند بگوید ایرانِ ۱۴۱۳ چگونه خواهد بود... گرچه میتوان بو کشید. درست مانند وقتی بوی دریا به مشام میرسد، اما هنوز یکی دو کوه مانده تا لاجورد دریا نمایان شود...
دیدن این پنج دقیقه را بسیار توصیه میکنم. امیدوارم در انتخاب موسیقی و ادیت چندان بدسلیقگی نکرده باشم.
🔴 بُنمایه: کانال تاریخاندیشی
@IranDel_Channel
💢
✍️ مهدی تدینی
ویدئویی باکیفیت از ایرانِ ۵۳.
تصویری کاملاً مدرن که همهٔ نشانههای اوایل دههٔ ۱۹۷۰ را در خود دارد. در نگاه به گذشته تنها میتوان از شکافهایی که میان ظاهر و باطن این جامعه وجود داشت حیرت کرد. هیچ منجمی نمیتوانست پیشگویی کند این جامعه یک دههٔ بعد چه شکل و شمایلی خواهد داشت. امروز هم چنین شکافی در ظاهر و باطن جامعه — البته به نحوی معکوس — وجود دارد. و چه کسی میتواند بگوید ایرانِ ۱۴۱۳ چگونه خواهد بود... گرچه میتوان بو کشید. درست مانند وقتی بوی دریا به مشام میرسد، اما هنوز یکی دو کوه مانده تا لاجورد دریا نمایان شود...
دیدن این پنج دقیقه را بسیار توصیه میکنم. امیدوارم در انتخاب موسیقی و ادیت چندان بدسلیقگی نکرده باشم.
🔴 بُنمایه: کانال تاریخاندیشی
@IranDel_Channel
💢
👍24👎2