🔴 اعتراضِ ایراندوستانِ آذربایجانی به توهین به جایگاه ستارخان، سردار ملّی ایران و تقلیل جایگاه ملّی ایشان توسط قومگرایان در به ظاهر تئاتری که در تبریز روی صحنه رفته است!
ستّارخان، سردارِ ملّی ایران:
«من میخواهم هفت دولت، زیر سایۀ بیرقِ ایران باشد.»
@IranDel_Channel
💢
ستّارخان، سردارِ ملّی ایران:
«من میخواهم هفت دولت، زیر سایۀ بیرقِ ایران باشد.»
@IranDel_Channel
💢
👍64👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 «ایران، ۱۳۵۳»
✍️ مهدی تدینی
ویدئویی باکیفیت از ایرانِ ۵۳.
تصویری کاملاً مدرن که همهٔ نشانههای اوایل دههٔ ۱۹۷۰ را در خود دارد. در نگاه به گذشته تنها میتوان از شکافهایی که میان ظاهر و باطن این جامعه وجود داشت حیرت کرد. هیچ منجمی نمیتوانست پیشگویی کند این جامعه یک دههٔ بعد چه شکل و شمایلی خواهد داشت. امروز هم چنین شکافی در ظاهر و باطن جامعه — البته به نحوی معکوس — وجود دارد. و چه کسی میتواند بگوید ایرانِ ۱۴۱۳ چگونه خواهد بود... گرچه میتوان بو کشید. درست مانند وقتی بوی دریا به مشام میرسد، اما هنوز یکی دو کوه مانده تا لاجورد دریا نمایان شود...
دیدن این پنج دقیقه را بسیار توصیه میکنم. امیدوارم در انتخاب موسیقی و ادیت چندان بدسلیقگی نکرده باشم.
🔴 بُنمایه: کانال تاریخاندیشی
@IranDel_Channel
💢
✍️ مهدی تدینی
ویدئویی باکیفیت از ایرانِ ۵۳.
تصویری کاملاً مدرن که همهٔ نشانههای اوایل دههٔ ۱۹۷۰ را در خود دارد. در نگاه به گذشته تنها میتوان از شکافهایی که میان ظاهر و باطن این جامعه وجود داشت حیرت کرد. هیچ منجمی نمیتوانست پیشگویی کند این جامعه یک دههٔ بعد چه شکل و شمایلی خواهد داشت. امروز هم چنین شکافی در ظاهر و باطن جامعه — البته به نحوی معکوس — وجود دارد. و چه کسی میتواند بگوید ایرانِ ۱۴۱۳ چگونه خواهد بود... گرچه میتوان بو کشید. درست مانند وقتی بوی دریا به مشام میرسد، اما هنوز یکی دو کوه مانده تا لاجورد دریا نمایان شود...
دیدن این پنج دقیقه را بسیار توصیه میکنم. امیدوارم در انتخاب موسیقی و ادیت چندان بدسلیقگی نکرده باشم.
🔴 بُنمایه: کانال تاریخاندیشی
@IranDel_Channel
💢
👍24👎2
🔴 کتیبه بایزید دوم سلطان عثمانی در استانبول
✍️ مهرداد ملکزاده، باستانشناس
این سنگنوشته مربوط به حمام تاریخی تَخْتَ کالِه استانبول است که توسط بایزید دوم عثمانی و به دستور خزانهدارش فیروز آقا نگاشته شده است. کتیبه به زبان فارسی است و مربوط به ۸۹۴ قمری (۸۶۷ خورشیدی ، ۱۴۸۸ میلادی) که سلطان عثمانی در آن "شاهِ ایران" خوانده شده است: ابویزید خان، شَهِ ایران
ابعاد سیاسی و جغرافیایی ایرانزمین و مفهومِ ایرانی بودن، در تاریخ از چنان جایگاه بالایی برخوردار بوده است که حتی سلاطین عثمانی خود را پادشاه ایران، خسرو ایران، شاه ایران میخواندند.
@IranDel_Channel
💢
✍️ مهرداد ملکزاده، باستانشناس
این سنگنوشته مربوط به حمام تاریخی تَخْتَ کالِه استانبول است که توسط بایزید دوم عثمانی و به دستور خزانهدارش فیروز آقا نگاشته شده است. کتیبه به زبان فارسی است و مربوط به ۸۹۴ قمری (۸۶۷ خورشیدی ، ۱۴۸۸ میلادی) که سلطان عثمانی در آن "شاهِ ایران" خوانده شده است: ابویزید خان، شَهِ ایران
ابعاد سیاسی و جغرافیایی ایرانزمین و مفهومِ ایرانی بودن، در تاریخ از چنان جایگاه بالایی برخوردار بوده است که حتی سلاطین عثمانی خود را پادشاه ایران، خسرو ایران، شاه ایران میخواندند.
@IranDel_Channel
💢
👍38👎1
🔴 ترکیه با تأسیسِ شبکۀ فارسیزبان در پی چیست؟
✍️ احسان هوشمند
کمتر از سه ماه پس از آنکه محمد زاهد سباچی، رئیس تیآرتی، یعنی رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه، خبر داد که شبکۀ فارسی تیآرتی ترکیه تا پیش از آغاز سال نو مسیحی شروع به کار میکند، این شبکۀ فارسیزبان در ترکیه، فعالیت خود را آغاز کرد. آغاز به کار این شبکۀ فارسیزبان درست زمانی روی میدهد که نقش مؤثر ترکیه در روندهای جاری و تحولات سیاسی اخیر سوریه بیشازپیش رسانهای شده است.
زاهد سباچی، مدیر شبکه رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه، در مراسم افتتاحیۀ سال تحصیلی نو در دانشگاه اولوداغ در اظهاراتی مداخلهجویانه دربارۀ ایران گفت: «ما تا پایان سال جاری شبکه تیآرتی فارسی را افتتاح خواهیم کرد. ما باید ایران را ناراحت و اذیت کنیم، باید ایران را آشفته کنیم!». او درباره این روند گفت «ترکیه تنها کشوری است که در مقابلِ بحرانهای بینالمللی بهتنهایی قد علم کرده و رجزخوانی میکند. ترکیه تنها دولتی است که تلاش میکند روند بحرانهای بینالمللی را به اطلاع افکار عمومی جهان برساند. به این سبب بیشازپیش هدف قرار گرفته است... . مجبور هستیم که با افتتاح کانال تلویزیونی فارسی، ایران را بهشدت ناراحت کنیم». این سخنان که از طرف مدیر شبکۀ دولتی رادیو و تلویزیون ترکیه بیان شد، معرف اهداف ترکیه در درون ایران است، به گونهای که پیش از آغاز به کار شبکۀ فارسی تیآرتی مدیر ارشد این شبکه، اهداف تأسیس شبکه را بهروشنی و بدون هیچ پردهپوشی در یک جلسۀ عمومی بیان میکند و هدف از تأسیس چنین شبکهای را آشفتهسازی ایران عنوان میکند. آیا همزمانی رویدادهای سوریه و اقدامات ترکیه برای سرنگونی رژیم بشار اسد و آغاز به کار شبکۀ فارسیزبان تیآرتی ترکیه تصادفی است یا اینکه با دقت این زمان برای آغاز به کار شبکه تعریف شده بود؟ دولت ترکیه در کنار دیگر فعالیتهای مرتبط با ایران، با تأسیس شبکه فارسیزبان تیآرتی در پی چه اهدافی است؟
پس از رویکارآمدن حزب اسلامگرای آ.ک.پ در سال ۲۰۰۲ [میلادی] بسیاری از نیروهای سیاسی رقیب ایرانی از تندروهای اصولگرا تا اصلاحطلبان و دیگر جریانهای معتدلِ مذهبی منتقد وضع موجود معروف به نوگرایان دینی، هرکدام با انگیزههای ویژۀ خود در ایران از به قدرت رسیدن این حزب استقبال کردند. بیآنکه با دقت و به صورت جدی به بررسی ابعاد این دگرگونی در فضای سیاسی ترکیه پرداخته شود. این سنت مألوفی در دهههای اخیر ایران است که نیازی به بررسی و مطالعه و تعمق دربارۀ پدیدههای سیاسی و اجتماعی و ابعاد و ریشهها و کارکردها و پیامدهای آن وجود ندارد و بسته به شرایط و موقعیت با تصمیمهای آنی و بیمطالعه، اقداماتی انجام میشود و در صورت خطا بودن تصمیمها و مواضع و سیاستها و اقدامات هم کسی دربارۀ هزینههای چنین خطاهایی مورد پرسش قرار نمیگیرد.
از همان آغاز به کار دولتِ ائتلافی به نخستوزیری آقای رجب طیب اردوغان، این حزب سیاست منطقهای خود را بر مبنای تنش صفر با همسایگان تعریف کرد. اما دیری نپایید که در پی سلسله اعتراضات در کشورهای آفریقایی و آسیای جنوب غربی موسوم به بهار عربی، دولت ترکیه فاز جدیدی از دخالتهای گسترده و بیحدومرز خود را در منطقه آغاز کرد. دخالت این کشور در رویدادهای تونس و مصر و لیبی و سوریه و حتی اعتراضات عراق به صورت علنی، گسترده و حتی در برخی مواقع حمایت از گروههای معارض نظامی و تروریستهایی مانند داعش و نیز حضور نظامی ارتش ترکیه در عراق و سوریه و لیبی در میانۀ تحولات بود. نخستین تقابلها میان سیاستهای منطقهای دولت ترکیه به رهبری آقای اردوغان با ایران در جریان بحران عراق در دورۀ نخستوزیری آقای نوری مالکی روی داد. با آغاز اعتراضات بخشی از جامعۀ سنیمذهب عراق در سال ۲۰۱۲ [میلادی] در استان انبار و برخی نقاط دیگر و تشدید بمبگذاریهای القاعده عراق و افزایش تنش میان نوری مالکی با طارق هاشمی، معاون وقت رئیسجمهوری عراق، طارق هاشمی پس از سفر به عربستان به ترکیه گریخت. ترکیه از این دوره به اعمال فشار به دولت عراق و در مقابل نزدیکی به حزب دموکرات کردستان عراق و نیز جریانهای معترض سنیمذهب عراق پرداخت.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 ترکیه با تأسیسِ شبکۀ فارسیزبان در پی چیست؟
✍️ احسان هوشمند
کمتر از سه ماه پس از آنکه محمد زاهد سباچی، رئیس تیآرتی، یعنی رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه، خبر داد که شبکۀ فارسی تیآرتی ترکیه تا پیش از آغاز سال نو مسیحی شروع به کار میکند، این شبکۀ فارسیزبان در ترکیه، فعالیت خود را آغاز کرد. آغاز به کار این شبکۀ فارسیزبان درست زمانی روی میدهد که نقش مؤثر ترکیه در روندهای جاری و تحولات سیاسی اخیر سوریه بیشازپیش رسانهای شده است.
زاهد سباچی، مدیر شبکه رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه، در مراسم افتتاحیۀ سال تحصیلی نو در دانشگاه اولوداغ در اظهاراتی مداخلهجویانه دربارۀ ایران گفت: «ما تا پایان سال جاری شبکه تیآرتی فارسی را افتتاح خواهیم کرد. ما باید ایران را ناراحت و اذیت کنیم، باید ایران را آشفته کنیم!». او درباره این روند گفت «ترکیه تنها کشوری است که در مقابلِ بحرانهای بینالمللی بهتنهایی قد علم کرده و رجزخوانی میکند. ترکیه تنها دولتی است که تلاش میکند روند بحرانهای بینالمللی را به اطلاع افکار عمومی جهان برساند. به این سبب بیشازپیش هدف قرار گرفته است... . مجبور هستیم که با افتتاح کانال تلویزیونی فارسی، ایران را بهشدت ناراحت کنیم». این سخنان که از طرف مدیر شبکۀ دولتی رادیو و تلویزیون ترکیه بیان شد، معرف اهداف ترکیه در درون ایران است، به گونهای که پیش از آغاز به کار شبکۀ فارسی تیآرتی مدیر ارشد این شبکه، اهداف تأسیس شبکه را بهروشنی و بدون هیچ پردهپوشی در یک جلسۀ عمومی بیان میکند و هدف از تأسیس چنین شبکهای را آشفتهسازی ایران عنوان میکند. آیا همزمانی رویدادهای سوریه و اقدامات ترکیه برای سرنگونی رژیم بشار اسد و آغاز به کار شبکۀ فارسیزبان تیآرتی ترکیه تصادفی است یا اینکه با دقت این زمان برای آغاز به کار شبکه تعریف شده بود؟ دولت ترکیه در کنار دیگر فعالیتهای مرتبط با ایران، با تأسیس شبکه فارسیزبان تیآرتی در پی چه اهدافی است؟
پس از رویکارآمدن حزب اسلامگرای آ.ک.پ در سال ۲۰۰۲ [میلادی] بسیاری از نیروهای سیاسی رقیب ایرانی از تندروهای اصولگرا تا اصلاحطلبان و دیگر جریانهای معتدلِ مذهبی منتقد وضع موجود معروف به نوگرایان دینی، هرکدام با انگیزههای ویژۀ خود در ایران از به قدرت رسیدن این حزب استقبال کردند. بیآنکه با دقت و به صورت جدی به بررسی ابعاد این دگرگونی در فضای سیاسی ترکیه پرداخته شود. این سنت مألوفی در دهههای اخیر ایران است که نیازی به بررسی و مطالعه و تعمق دربارۀ پدیدههای سیاسی و اجتماعی و ابعاد و ریشهها و کارکردها و پیامدهای آن وجود ندارد و بسته به شرایط و موقعیت با تصمیمهای آنی و بیمطالعه، اقداماتی انجام میشود و در صورت خطا بودن تصمیمها و مواضع و سیاستها و اقدامات هم کسی دربارۀ هزینههای چنین خطاهایی مورد پرسش قرار نمیگیرد.
از همان آغاز به کار دولتِ ائتلافی به نخستوزیری آقای رجب طیب اردوغان، این حزب سیاست منطقهای خود را بر مبنای تنش صفر با همسایگان تعریف کرد. اما دیری نپایید که در پی سلسله اعتراضات در کشورهای آفریقایی و آسیای جنوب غربی موسوم به بهار عربی، دولت ترکیه فاز جدیدی از دخالتهای گسترده و بیحدومرز خود را در منطقه آغاز کرد. دخالت این کشور در رویدادهای تونس و مصر و لیبی و سوریه و حتی اعتراضات عراق به صورت علنی، گسترده و حتی در برخی مواقع حمایت از گروههای معارض نظامی و تروریستهایی مانند داعش و نیز حضور نظامی ارتش ترکیه در عراق و سوریه و لیبی در میانۀ تحولات بود. نخستین تقابلها میان سیاستهای منطقهای دولت ترکیه به رهبری آقای اردوغان با ایران در جریان بحران عراق در دورۀ نخستوزیری آقای نوری مالکی روی داد. با آغاز اعتراضات بخشی از جامعۀ سنیمذهب عراق در سال ۲۰۱۲ [میلادی] در استان انبار و برخی نقاط دیگر و تشدید بمبگذاریهای القاعده عراق و افزایش تنش میان نوری مالکی با طارق هاشمی، معاون وقت رئیسجمهوری عراق، طارق هاشمی پس از سفر به عربستان به ترکیه گریخت. ترکیه از این دوره به اعمال فشار به دولت عراق و در مقابل نزدیکی به حزب دموکرات کردستان عراق و نیز جریانهای معترض سنیمذهب عراق پرداخت.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 ترکیه با تأسیسِ شبکۀ فارسیزبان در پی چیست؟ ✍️ احسان هوشمند کمتر از سه ماه پس از آنکه محمد زاهد سباچی، رئیس تیآرتی، یعنی رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه، خبر داد که شبکۀ فارسی تیآرتی ترکیه تا پیش از آغاز سال نو مسیحی شروع به کار میکند، این شبکۀ فارسیزبان…
👍28👎4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 در سوگِ استاد ژاله علو
استاد ژاله علو؛
گویندۀ رادیو، صداپیشه و هنرپیشۀ تئاتر، سینما و تلویزیون ایران
۱۴ اَمُرداد ۱۳۰۶ خورشیدی - تهران
۳ دی ۱۴۰۳ خورشیدی - تهران
یاد و نامشان در دفتر فرهنگ و هنر ایران، مانا و سبز
#یادها
@IranDel_Channel
💢
استاد ژاله علو؛
گویندۀ رادیو، صداپیشه و هنرپیشۀ تئاتر، سینما و تلویزیون ایران
۱۴ اَمُرداد ۱۳۰۶ خورشیدی - تهران
۳ دی ۱۴۰۳ خورشیدی - تهران
یاد و نامشان در دفتر فرهنگ و هنر ایران، مانا و سبز
#یادها
@IranDel_Channel
💢
👍29
ایراندل | IranDel
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی) نشست یکصد و دوازدهم زمان: چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست سخنران: نعمت ییلدریم، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه آتاتُرک شهر ارضروم ترکیه [موضوع سخنرانی: ترجمۀ شاهنامه به زبان ترکی استانبولی]…
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)
نشست یکصد و سیزدهم
زمان:
چهارشنبه ۵ دی۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست
سخنران: محمد جعفری قنواتی، دکترای فرهنگ ادبیاتِ عامه و فولکلورشناس
[موضوع سخنرانی: شاهنامه و فولکلور]
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
[دستور کار: شرح بیتهای "اندر ستایش آفرینش"]
شاهنامهخوان: فاطمه روشندل
[خوانشِ دیباچۀ شاهنامه]
با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامهپژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوستداران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه پنجم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)
نشست یکصد و سیزدهم
زمان:
چهارشنبه ۵ دی۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست
سخنران: محمد جعفری قنواتی، دکترای فرهنگ ادبیاتِ عامه و فولکلورشناس
[موضوع سخنرانی: شاهنامه و فولکلور]
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
[دستور کار: شرح بیتهای "اندر ستایش آفرینش"]
شاهنامهخوان: فاطمه روشندل
[خوانشِ دیباچۀ شاهنامه]
با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامهپژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوستداران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه پنجم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍23👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پخشِ مستند «آذرآبادگان» از شبکۀ مستند سیما
«آذرآبادگان» مستندی است که به چگونگی به وجود آمدن بحرانِ ملّیِ شکلگیری «فرقۀ دموکرات آذربایجان» بعد از جنگ جهانی دوم - با هدف تجزیۀ استانهای شمالغرب ایران - میپردازد و نقشِ مردمِ خطۀ آذربایجان را در شکست این جریان، مورد پژوهش قرار میدهد.
کارگردان: حامد کلجهای
تهیهکننده: مصطفی شوقی
🔴 پخش از شبکه مستند سیما
سهشنبه چهارم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۱
بازپخش، چهارشنبه پنجم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی ساعت ۹ صبح
🔴 امکان تماشا از طریقِ تارنما و برنامک تلوبیون هم وجود دارد.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
«آذرآبادگان» مستندی است که به چگونگی به وجود آمدن بحرانِ ملّیِ شکلگیری «فرقۀ دموکرات آذربایجان» بعد از جنگ جهانی دوم - با هدف تجزیۀ استانهای شمالغرب ایران - میپردازد و نقشِ مردمِ خطۀ آذربایجان را در شکست این جریان، مورد پژوهش قرار میدهد.
کارگردان: حامد کلجهای
تهیهکننده: مصطفی شوقی
🔴 پخش از شبکه مستند سیما
سهشنبه چهارم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۱
بازپخش، چهارشنبه پنجم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی ساعت ۹ صبح
🔴 امکان تماشا از طریقِ تارنما و برنامک تلوبیون هم وجود دارد.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍25👎3
🔴 چهارم دی ماه، روز بزرگداشتِ رودکی سمرقندی، شاعر بزرگ ایرانزمین
هرکه را ایزدْش، لختی هوش داد
روزگار، او را بسنده اوستاد
هرکه نامُخت از گُذشتِ روزگار
نیز ناموزد زِ هیچ آموزگار
رودکی
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
هرکه را ایزدْش، لختی هوش داد
روزگار، او را بسنده اوستاد
هرکه نامُخت از گُذشتِ روزگار
نیز ناموزد زِ هیچ آموزگار
رودکی
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍32👎2
🔴 اعتراض به تغییرنامِ خیابان بیستون تهران
✍️ افشین جعفرزاده در اعتراض به تغییر نامِ خیابانِ بیستون تهران در شبکههای اجتماعی نوشت:
ببین بنای محبت چه محکم است، شکست
به طاق کسری خورده است و بیستون برجاست
اگر که پرده بیفتد ز کار میبینی
به چشم، عارف و عامی در این میان رسواست
هم میهنان!
اینجانب افشین جعفرزاده، بعنوان یک شهروند ارومیهای - آذربایجانیِ میهنِ عزیزتر از جانم، ایران که ساکن تهران است، بر بنیاد حقوق مدنیام، اعضای بیکفایت شورای شهر تهران را موظف به پاسخگویی این پرسش در پیشگاه ملت ایران میدانم:
بر مبنای چه منطقی در اقدامی میهن - فرهنگستیزانه، نامِ نامیِ خیابانی، که یادآور یکی از سترگترین و گرانسنگترین گنجینهها و میراثهای ارزشمند تاریخی و فرهنگی ایرانزمین و بزرگترین سنگنوشت باستانی جهان بود، برداشتید؟! نامی که در گنجینهی ادبیات فارسی جایگاهی ویژه دارد. آیا نمیدانید، چنین نامهایی، یادمانهای نمادین دیرپایی فرهنگ نیاکانی در این کهنْ مرزوبوم هستند؟ بسیاری از کشورهای دنیا به چنین سرمایههای فرهنگی چون بیستون در میهنِ ما رشک میورزند و میکوشند برای خویش، تاریخی کهن حتی با جعل و تحریف برسازند، اما شما ناآگاهانه - بیخردانه یا شاید حتی مغرضانه و دشمنانه به نفی و حذف این نمادهای ملی دست می یازید. کاش شمایی که با آرایی انگشتشمار در شهر چندین میلیونی تهران پا به این مسند گذاشتید، خردهدانشی از فرهنگ و تاریخ ملی و اندک تعلقی به میهن و ملت بزرگ ایران داشتید و از این ایرانستیزی پا وا می کشیدید.
کسی که بد به وطن گفت بیوطن بادا
که بر وطن نزند طعنه غیر بیوطنی
پاینده ایرانزمین
افشین جعفرزاده
۴ دی ۱۴۰۳
@IranDel_Channel
💢
🔴 اعتراض به تغییرنامِ خیابان بیستون تهران
✍️ افشین جعفرزاده در اعتراض به تغییر نامِ خیابانِ بیستون تهران در شبکههای اجتماعی نوشت:
ببین بنای محبت چه محکم است، شکست
به طاق کسری خورده است و بیستون برجاست
اگر که پرده بیفتد ز کار میبینی
به چشم، عارف و عامی در این میان رسواست
هم میهنان!
اینجانب افشین جعفرزاده، بعنوان یک شهروند ارومیهای - آذربایجانیِ میهنِ عزیزتر از جانم، ایران که ساکن تهران است، بر بنیاد حقوق مدنیام، اعضای بیکفایت شورای شهر تهران را موظف به پاسخگویی این پرسش در پیشگاه ملت ایران میدانم:
بر مبنای چه منطقی در اقدامی میهن - فرهنگستیزانه، نامِ نامیِ خیابانی، که یادآور یکی از سترگترین و گرانسنگترین گنجینهها و میراثهای ارزشمند تاریخی و فرهنگی ایرانزمین و بزرگترین سنگنوشت باستانی جهان بود، برداشتید؟! نامی که در گنجینهی ادبیات فارسی جایگاهی ویژه دارد. آیا نمیدانید، چنین نامهایی، یادمانهای نمادین دیرپایی فرهنگ نیاکانی در این کهنْ مرزوبوم هستند؟ بسیاری از کشورهای دنیا به چنین سرمایههای فرهنگی چون بیستون در میهنِ ما رشک میورزند و میکوشند برای خویش، تاریخی کهن حتی با جعل و تحریف برسازند، اما شما ناآگاهانه - بیخردانه یا شاید حتی مغرضانه و دشمنانه به نفی و حذف این نمادهای ملی دست می یازید. کاش شمایی که با آرایی انگشتشمار در شهر چندین میلیونی تهران پا به این مسند گذاشتید، خردهدانشی از فرهنگ و تاریخ ملی و اندک تعلقی به میهن و ملت بزرگ ایران داشتید و از این ایرانستیزی پا وا می کشیدید.
کسی که بد به وطن گفت بیوطن بادا
که بر وطن نزند طعنه غیر بیوطنی
پاینده ایرانزمین
افشین جعفرزاده
۴ دی ۱۴۰۳
@IranDel_Channel
💢
👍77👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مستند آذرآبادگان | نقشۀ ترسناکِ شوروی برای تجزیۀ خطۀ آذربایجان از ایران
«آذرآبادگان» مستندی است که به چگونگی به وجود آمدن بحرانِ ملّیِ شکلگیری «فرقۀ دموکرات آذربایجان» بعد از جنگ جهانی دوم - با هدف تجزیۀ استانهای شمالغرب ایران - میپردازد و نقشِ مردمِ خطۀ آذربایجان را در شکست این جریان، مورد پژوهش قرار میدهد.
کارگردان: حامد کلجهای
تهیهکننده: مصطفی شوقی
🔴 امکان تماشای #مستند از طریقِ تارنما و برنامک تلوبیون هم وجود دارد.
@IranDel_Channel
💢
«آذرآبادگان» مستندی است که به چگونگی به وجود آمدن بحرانِ ملّیِ شکلگیری «فرقۀ دموکرات آذربایجان» بعد از جنگ جهانی دوم - با هدف تجزیۀ استانهای شمالغرب ایران - میپردازد و نقشِ مردمِ خطۀ آذربایجان را در شکست این جریان، مورد پژوهش قرار میدهد.
کارگردان: حامد کلجهای
تهیهکننده: مصطفی شوقی
🔴 امکان تماشای #مستند از طریقِ تارنما و برنامک تلوبیون هم وجود دارد.
@IranDel_Channel
💢
👍44👎2
🔴 در تئاتر «ستارخان» خبری از «سردار ملّی» نیست! / تلاش برای تنزّل دادن «سردار ملّی» به «سردارِ قومی»
✍️ محمدرضا ربانی
روایت ستارخان که به حق، لقبِ سردار ملی را یدک میکشد، تنها روایت یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه روایت نمادی از مبارزات برای به دست آوردن حکومت مشروطه، هویت ملی و روحیۀ مقاومت ایرانیان است. با این حال، همانند روایت هر رویداد تاریخی، این نمایش نیز با حاشیهها و پرسشهای بسیاری همراه است. در ادامه، به برخی از مهمترین حاشیههای این نمایش که چندی است در تبریز به روی صحنه رفته، خواهیم پرداخت:
تلاش برای تنزل دادن «سردار ملی» به «سردار قومی»
۱- محمدباقر ویجویهای از اهالی تبریز، که حوادث مشروطه را از نزدیک دیده و به صورت روزانه در یک کتاب جمعآوری و نامِ آن را «تاریخ انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز» گذاشته است، در صفحۀ ۳۲ از نسخۀ خطی این کتاب که به شمارۀ ۱۸۳۰۶ در کتابخانۀ ملّی ایران نگهداری میشود، خاطرۀ جالبی روایت دارد: ستارخان در پاسخ به نمایندۀ روسیه که به او میگوید زیر بیرق روسیه بیا و در امان باش میگوید: «من در زیر بیدق جناب ابوالفضل و بیدق ایرانم، بیدق شما به من لازم نیست و من ابداً تابع ظلم و استبداد نخواهم شد… مگر من و اهالی تبریز به دولت علیه ایران یاغی شدهایم که در زیر بیدق شما پناهنده شویم…»
آن چه که این یار نزدیک ستارخان (محمدباقر ویجویهای) و البته سایر منابع تاریخی مطرح میکنند، او و سایر مشروطهچیهای تبریز برای پاک کردن ننگ استعمار و استثمار از دامانِ پاکِ ایران و ایرانیان تلاش کردهاند! پس به حق، او را «سردار دل ایرانیان» نامیدهاند. و دیدیم که در مسیر عبور ستارخان و یارانش از تبریز به تهران و در شهرهای مختلف، چگونه مشروطهچیهای تبریز مورد استقبال مردم ایران قرار گرفتند.
باید بدانیم آن چه که ستارخان را تبدیل به قهرمانِ ملّی ایرانیان کرد حسِّ نابِ ایراندوستی او بود! امری که به نظر میرسد جریانی خاص و وابسته به آن سوی مرزها، به شدت تلاش دارد تا این «قهرمان ملی» را به «قهرمان قومی» تبدیل کند و این تلاش را می توان در لایه های زیرین و پنهان نمایش ستارخان هم دید! در جایی که شخصیت ستارخان فریاد میزند «… یاشاسین وطن؛ یاشاسین آذربایجان» نامی از ایران نیست! چرا؟
این فریاد شخصیت ستارخان و حذف نام ایران، منِ نگارندۀ این سطور را یاد شعارهای هواداران تراکتور میاندازد؛ جایی که شعار زیبای «ایران، تبریز، تراکتور» در ورزشگاه تختی را به شعار«آذربایجان واراولسون؛ ایستمین کور اولسون» در ورزشگاه یادگار امام تبدیل کردند!
استفاده از نمادهای قومی در نمایشِ ستارخان
۲- این تئاتر که تلاش دارد شخصیتِ عظیمِ ستارخان را به نمایش بگذارد، یک ایراد اساسی دیگر را نیز یدک میکشد و آن هم استفاده از نمادهای قومی است. در این نمایش هر چقدر که جای خالی نمادهای ملّی به چشم میخورد، به همان اندازه استفاده از نمادهای جریانِ قومی توی ذوق میزند!! از جمله در جایی که تلاش دارد با رنگهای خاص، پرچمِ یک کشور همسایه را نمادسازی کند! و یا جایی که آهنگِ مدحِ تصرّفِ قراباغ را که در حضورِ الهام علیاف اجرا شده در پایان نمایش پخش میکند تا قیامِ ملّیگرایانۀ ستارخان با تصرّفِ قراباغ پیوند خورده و ماهیت قومگرایانه پیدا کند!
🔴 بُنمایه: آذرپژوه
@IranDel_Channel
💢
🔴 در تئاتر «ستارخان» خبری از «سردار ملّی» نیست! / تلاش برای تنزّل دادن «سردار ملّی» به «سردارِ قومی»
✍️ محمدرضا ربانی
روایت ستارخان که به حق، لقبِ سردار ملی را یدک میکشد، تنها روایت یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه روایت نمادی از مبارزات برای به دست آوردن حکومت مشروطه، هویت ملی و روحیۀ مقاومت ایرانیان است. با این حال، همانند روایت هر رویداد تاریخی، این نمایش نیز با حاشیهها و پرسشهای بسیاری همراه است. در ادامه، به برخی از مهمترین حاشیههای این نمایش که چندی است در تبریز به روی صحنه رفته، خواهیم پرداخت:
تلاش برای تنزل دادن «سردار ملی» به «سردار قومی»
۱- محمدباقر ویجویهای از اهالی تبریز، که حوادث مشروطه را از نزدیک دیده و به صورت روزانه در یک کتاب جمعآوری و نامِ آن را «تاریخ انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز» گذاشته است، در صفحۀ ۳۲ از نسخۀ خطی این کتاب که به شمارۀ ۱۸۳۰۶ در کتابخانۀ ملّی ایران نگهداری میشود، خاطرۀ جالبی روایت دارد: ستارخان در پاسخ به نمایندۀ روسیه که به او میگوید زیر بیرق روسیه بیا و در امان باش میگوید: «من در زیر بیدق جناب ابوالفضل و بیدق ایرانم، بیدق شما به من لازم نیست و من ابداً تابع ظلم و استبداد نخواهم شد… مگر من و اهالی تبریز به دولت علیه ایران یاغی شدهایم که در زیر بیدق شما پناهنده شویم…»
آن چه که این یار نزدیک ستارخان (محمدباقر ویجویهای) و البته سایر منابع تاریخی مطرح میکنند، او و سایر مشروطهچیهای تبریز برای پاک کردن ننگ استعمار و استثمار از دامانِ پاکِ ایران و ایرانیان تلاش کردهاند! پس به حق، او را «سردار دل ایرانیان» نامیدهاند. و دیدیم که در مسیر عبور ستارخان و یارانش از تبریز به تهران و در شهرهای مختلف، چگونه مشروطهچیهای تبریز مورد استقبال مردم ایران قرار گرفتند.
باید بدانیم آن چه که ستارخان را تبدیل به قهرمانِ ملّی ایرانیان کرد حسِّ نابِ ایراندوستی او بود! امری که به نظر میرسد جریانی خاص و وابسته به آن سوی مرزها، به شدت تلاش دارد تا این «قهرمان ملی» را به «قهرمان قومی» تبدیل کند و این تلاش را می توان در لایه های زیرین و پنهان نمایش ستارخان هم دید! در جایی که شخصیت ستارخان فریاد میزند «… یاشاسین وطن؛ یاشاسین آذربایجان» نامی از ایران نیست! چرا؟
این فریاد شخصیت ستارخان و حذف نام ایران، منِ نگارندۀ این سطور را یاد شعارهای هواداران تراکتور میاندازد؛ جایی که شعار زیبای «ایران، تبریز، تراکتور» در ورزشگاه تختی را به شعار«آذربایجان واراولسون؛ ایستمین کور اولسون» در ورزشگاه یادگار امام تبدیل کردند!
استفاده از نمادهای قومی در نمایشِ ستارخان
۲- این تئاتر که تلاش دارد شخصیتِ عظیمِ ستارخان را به نمایش بگذارد، یک ایراد اساسی دیگر را نیز یدک میکشد و آن هم استفاده از نمادهای قومی است. در این نمایش هر چقدر که جای خالی نمادهای ملّی به چشم میخورد، به همان اندازه استفاده از نمادهای جریانِ قومی توی ذوق میزند!! از جمله در جایی که تلاش دارد با رنگهای خاص، پرچمِ یک کشور همسایه را نمادسازی کند! و یا جایی که آهنگِ مدحِ تصرّفِ قراباغ را که در حضورِ الهام علیاف اجرا شده در پایان نمایش پخش میکند تا قیامِ ملّیگرایانۀ ستارخان با تصرّفِ قراباغ پیوند خورده و ماهیت قومگرایانه پیدا کند!
🔴 بُنمایه: آذرپژوه
@IranDel_Channel
💢
👍43👎4
🔴 ماجراجویی ارضی اردوغان و خطرِ قریبالوقوعِ خفگی ژئوپلتیکِ ایران در قفقاز
✍️ نیما عظیمی
تحولات اخیر در خاورمیانه بهویژه در سوریه، در هر ریختی که باشد و سوا از هر نتیجهای که برای ایران در امروز و ادامۀ روابطش با این کشور داشته باشد، ایران را به لحاظ ژئوپلیتیکی در منطقه - و مهمتر از آن در منطقه قفقاز جنوبی - وارد فاز جدیدی از مناقشات خواهد کرد. تأثیر بسزای ترکیه - چه بهعنوان بازیگر مستقل، چه بهعنوان بازوی عملیاتی معماران فرامنطقهای - در این تحولات، دارای یک پیام بسیار حیاتی برای ایران است. واقعیت این است که ایران باید امروز در قفقاز جنوبی تمرکز امنیتی بیشتری بر خاورمیانه داشته باشد. با توجه به موقعیت کنونی ترکیه و نفوذش در منطقه یادشده، بیشک رئیسجمهوری آن کشور، رجب طیب اردوغان در مالیخولیای خود در حال چیدن تکههای پازل نقشه جغرافیایی مورد ادعای خود موسوم به «جهان تُرک» است.
جهان ترک یک فتنۀ قومی، تاریخی، ژئوپلیتیکی و امنیتی برای ایران است. ترکیه دستکم از سال ۲۰۱۶ [میلادی] عملیات پرشماری را در شمال سوریه انجام داده است؛ و سوا از اینکه تحقق رؤیای جهان ترک تا چه اندازه واقعی یا غیرواقعی، کوتاهمدت یا بلندمدت است، باید به نکتهای مهمتر و واقعیتی تهدیدکننده که نقداً همین امروز از درون آن برای ایران بیرون آمده است، توجه کنیم، زیرا که در سال ۲۰۲۱ [میلادی] نقشهای متجاوزانه از سوی حزب حرکت ملی ترکیه طراحی شده است که نمایانگر محدودۀ گستردۀ جغرافیای مدنظر اردوغان در تشکیل جهان ترک به رهبری ترکیه است.
در این نقشه موهوم قسمتهایی از شمال شرق، شمال غرب، غرب و مرکز ایران، و همچنین شرق و شمال سوریه به جهان ترک مدنظر اردوغان و همدستانش ضمیمه شده است. اردوغان اثبات کرده که رؤیای احیای امپراتوری عثمانی را در ریخت نوعثمانی آن در سر میپروراند؛ و با توجه به نفوذ ترکیه در سوریه، طمع اردوغان برای تسریع در پیشبرد پروژۀ جهان ترک بیشتر شده است. اردوغان شریک راهبردی و کارگردان رئیسجمهوری باکو، الهام علیاف، در پیشبرد سیاستهای ضدِّ ایرانی او با هدف اشغال استان سیونیک ارمنستان (ایجاد دالان زنگهزور جعلی) است. استان سیونیک به مرکزیت شهر کاپان هممرز با ایران است. نکتۀ تأملبرانگیز و حساس برای ایران و منافع ملی تمامیت ارضی ایران، اینجاست که به واسطۀ این مرز مشترک (ایران و ارمنستان) پیوند جغرافیایی مناطق جهان ترک دچار اختلال است. به عبارت دیگر، استان سیونیک بهاصطلاح «هاب» یا «نقطۀ کانونی» پیوند و اتصال مناطق مدنظر در پروژۀ جهان ترک است که ترکیه و جمهوری باکو برای این منطقۀ حساس و استراتژیک، توطئههای متجاوزانه و پلیدی را در نظر گرفتهاند.
در صورت اشغالشدن استان سیونیک (ایجاد دالان زنگهزور جعلی) هم پلی مهم در پیشرفت تشکیل جهان ترک در منطقۀ قفقاز جنوبی و در امتداد همان خاورمیانه عربی زده شده است، هم الهام علیاف نخجوان و جمهوری باکو را بدون واسطه به هم وصل خواهد کرد؛ در نتیجه، ایران دچار خفگی ژئوپلیتیکی خواهد شد و به لحاظ ژئواکونومیکی با یک بنبست و چالش بزرگ روبهرو خواهد شد؛ بنابراین کمتوجهی و دستکم گرفتن اردوغان، این بازیگر پراگماتیست و پاگرفته در منطقه، یعنی سادهلوحی! نکتۀ بسیار کلیدیِ دیگر در معادلات بین ایران و ترکیه و درهمتنیدگی و پیوستگی آن در خاورمیانۀ عربی و قفقاز جنوبی، مسئله «کریدور توسعه» است که ترکیه طراح آن است.
این کریدور نیز براساس نقشه راه خود، در ایستگاهی به مرز ایران و ارمنستان (دالان زنگهزور جعلی) میرسد. کریدور توسعه قرار است از کشورهای عربی خلیج فارس و «فاو» عراق به ترکیه برسد و در آنجا به دو شعبه تقسیم خواهد شد؛ شعبهای به سمت دریای مدیترانه خواهد رفت تا با کشورهای اروپایی ارتباط داشته باشد و شعبه دیگرش به سمت ایران خواهد آمد. همه این دادهها و گزارهها بهروشنی بیانگر این مطلب است که ترکیه در ادامه مطامع و زیادهخواهیهای خود از هیچ رفتار متجاوزانه و ایرانستیزانهای دریغ نخواهد کرد. اردوغان رؤیای امپراتوری نوعثمانی در جهان ترک را در سر دارد؛ و در گام یا گامهای بعدی، بار دیگر به کمک جمهوری باکو خواهد رفت. ترکیه از هر تلاشی در مسیر دستدرازی و تجاوز، ازجمله تعرض به سیونیک (ایجاد دالان زنگهزور جعلی) و بستن مرز مشترک ایران و ارمنستان کوتاه نخواهد آمد.
🔴 دنبالۀ یادداشت منتشره در روزنامۀ شرق (شمارۀ ۶ دی ۱۴۰۳ خورشیدی) را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 ماجراجویی ارضی اردوغان و خطرِ قریبالوقوعِ خفگی ژئوپلتیکِ ایران در قفقاز
✍️ نیما عظیمی
تحولات اخیر در خاورمیانه بهویژه در سوریه، در هر ریختی که باشد و سوا از هر نتیجهای که برای ایران در امروز و ادامۀ روابطش با این کشور داشته باشد، ایران را به لحاظ ژئوپلیتیکی در منطقه - و مهمتر از آن در منطقه قفقاز جنوبی - وارد فاز جدیدی از مناقشات خواهد کرد. تأثیر بسزای ترکیه - چه بهعنوان بازیگر مستقل، چه بهعنوان بازوی عملیاتی معماران فرامنطقهای - در این تحولات، دارای یک پیام بسیار حیاتی برای ایران است. واقعیت این است که ایران باید امروز در قفقاز جنوبی تمرکز امنیتی بیشتری بر خاورمیانه داشته باشد. با توجه به موقعیت کنونی ترکیه و نفوذش در منطقه یادشده، بیشک رئیسجمهوری آن کشور، رجب طیب اردوغان در مالیخولیای خود در حال چیدن تکههای پازل نقشه جغرافیایی مورد ادعای خود موسوم به «جهان تُرک» است.
جهان ترک یک فتنۀ قومی، تاریخی، ژئوپلیتیکی و امنیتی برای ایران است. ترکیه دستکم از سال ۲۰۱۶ [میلادی] عملیات پرشماری را در شمال سوریه انجام داده است؛ و سوا از اینکه تحقق رؤیای جهان ترک تا چه اندازه واقعی یا غیرواقعی، کوتاهمدت یا بلندمدت است، باید به نکتهای مهمتر و واقعیتی تهدیدکننده که نقداً همین امروز از درون آن برای ایران بیرون آمده است، توجه کنیم، زیرا که در سال ۲۰۲۱ [میلادی] نقشهای متجاوزانه از سوی حزب حرکت ملی ترکیه طراحی شده است که نمایانگر محدودۀ گستردۀ جغرافیای مدنظر اردوغان در تشکیل جهان ترک به رهبری ترکیه است.
در این نقشه موهوم قسمتهایی از شمال شرق، شمال غرب، غرب و مرکز ایران، و همچنین شرق و شمال سوریه به جهان ترک مدنظر اردوغان و همدستانش ضمیمه شده است. اردوغان اثبات کرده که رؤیای احیای امپراتوری عثمانی را در ریخت نوعثمانی آن در سر میپروراند؛ و با توجه به نفوذ ترکیه در سوریه، طمع اردوغان برای تسریع در پیشبرد پروژۀ جهان ترک بیشتر شده است. اردوغان شریک راهبردی و کارگردان رئیسجمهوری باکو، الهام علیاف، در پیشبرد سیاستهای ضدِّ ایرانی او با هدف اشغال استان سیونیک ارمنستان (ایجاد دالان زنگهزور جعلی) است. استان سیونیک به مرکزیت شهر کاپان هممرز با ایران است. نکتۀ تأملبرانگیز و حساس برای ایران و منافع ملی تمامیت ارضی ایران، اینجاست که به واسطۀ این مرز مشترک (ایران و ارمنستان) پیوند جغرافیایی مناطق جهان ترک دچار اختلال است. به عبارت دیگر، استان سیونیک بهاصطلاح «هاب» یا «نقطۀ کانونی» پیوند و اتصال مناطق مدنظر در پروژۀ جهان ترک است که ترکیه و جمهوری باکو برای این منطقۀ حساس و استراتژیک، توطئههای متجاوزانه و پلیدی را در نظر گرفتهاند.
در صورت اشغالشدن استان سیونیک (ایجاد دالان زنگهزور جعلی) هم پلی مهم در پیشرفت تشکیل جهان ترک در منطقۀ قفقاز جنوبی و در امتداد همان خاورمیانه عربی زده شده است، هم الهام علیاف نخجوان و جمهوری باکو را بدون واسطه به هم وصل خواهد کرد؛ در نتیجه، ایران دچار خفگی ژئوپلیتیکی خواهد شد و به لحاظ ژئواکونومیکی با یک بنبست و چالش بزرگ روبهرو خواهد شد؛ بنابراین کمتوجهی و دستکم گرفتن اردوغان، این بازیگر پراگماتیست و پاگرفته در منطقه، یعنی سادهلوحی! نکتۀ بسیار کلیدیِ دیگر در معادلات بین ایران و ترکیه و درهمتنیدگی و پیوستگی آن در خاورمیانۀ عربی و قفقاز جنوبی، مسئله «کریدور توسعه» است که ترکیه طراح آن است.
این کریدور نیز براساس نقشه راه خود، در ایستگاهی به مرز ایران و ارمنستان (دالان زنگهزور جعلی) میرسد. کریدور توسعه قرار است از کشورهای عربی خلیج فارس و «فاو» عراق به ترکیه برسد و در آنجا به دو شعبه تقسیم خواهد شد؛ شعبهای به سمت دریای مدیترانه خواهد رفت تا با کشورهای اروپایی ارتباط داشته باشد و شعبه دیگرش به سمت ایران خواهد آمد. همه این دادهها و گزارهها بهروشنی بیانگر این مطلب است که ترکیه در ادامه مطامع و زیادهخواهیهای خود از هیچ رفتار متجاوزانه و ایرانستیزانهای دریغ نخواهد کرد. اردوغان رؤیای امپراتوری نوعثمانی در جهان ترک را در سر دارد؛ و در گام یا گامهای بعدی، بار دیگر به کمک جمهوری باکو خواهد رفت. ترکیه از هر تلاشی در مسیر دستدرازی و تجاوز، ازجمله تعرض به سیونیک (ایجاد دالان زنگهزور جعلی) و بستن مرز مشترک ایران و ارمنستان کوتاه نخواهد آمد.
🔴 دنبالۀ یادداشت منتشره در روزنامۀ شرق (شمارۀ ۶ دی ۱۴۰۳ خورشیدی) را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 ماجراجویی ارضی اردوغان ✍️ نیما عظیمی تحولات اخیر در خاورمیانه بهویژه در سوریه، در هر ریختی که باشد و سوا از هر نتیجهای که برای ایران در امروز و ادامۀ روابطش با این کشور داشته باشد، ایران را به لحاظ ژئوپلیتیکی در منطقه - و مهمتر از آن در منطقه قفقاز…
👍33
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 مقدماتی دربارۀ امکان یا عدم امکانِ فدرالیسم در حقوقِ اساسی و اندیشۀ سیاسی ایران
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی
مقدمه
فدرالیسم به عنوان یک روشِ ادارۀ کشور چه نسبتی با حقوق اساسی و اندیشۀ سیاسی ایرانی برقرار میکند؟ آیا پیشینهای از فدرالیسم در تاریخ ایران وجود دارد؟
این پرسشها از این رو مهم است که گاه برخی اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی، همچون اصل پانزدهم، به روشی خوانده میشود که راه فدرالیسم (فرهنگی) را باز کند. یا برخی سوابقِ تاریخی همچون دورۀ اشکانیان یا هزارۀ اول پس از ورود اسلام، دورههای خوانده میشود که کشور به صورت فدرالی اداره میشد. به نظر میرسد نه تاریخ و نه اندیشۀ سیاسی ایران (قبل و بعد از اسلام) و نه حقوق اساسی، نسبتی با فدرالیسم برقرار نمیکند.
اساساً فدرالیسم، روشی اروپایی است و ریشههای محکمی در تاریخِ آن دیار دارد. برای ارزیابی این فرض در این مقاله نخست به یکی از ریشههای فدرالیسم در غرب پرداخته میشود. در ادامه مختصری از اندیشۀ سیاسی ایرانی در ارتباط با فدرالیسم بازگو میشود و در نهایت نسبتِ اصولِ مربوط به نحوۀ اداره کشور در قانون اساسی جمهوری اسلامی را با فدرالیسم بررسی میکنیم.
ریشههای دینی فدرالیسم در اروپا
در فرهنگ عمید، فدرالیسم چنین معنی شده است: نظامی سیاسی که بر طبق آن یک مملکت از اتحادِ ایالات مستقل تشکیل میشود. به نظر می رسد این معنی بهترین معنی و تعریف فدرالیسم باشد. فدرالیسم از اتحاد ایالتها به دلایلِ تاریخی و سیاسی تشکیل میشود. بنابراین برعکس کردن آن، یعنی تبدیل کشوری متحد به کشوری فدرال را نمیتوان فدرالیسم نامید.
فدرالیسم در تاریخِ اروپا ریشههای محکمی در فئودالیسم و اندیشۀ اصلاح دینی داشت. در اینجا به مبانی اندیشگی آن میپردازیم تا مشخص شود، فدرالیسم، صرفاً یک انتخاب نیست؛ یک فرایند تاریخی بوده و انتخاب آن مبانی ناگزیری داشته است.
برای شناختِ نقش اندیشۀ اصلاح دینی در بنیان گرفتن فدرالیسم، بررسی تحولاتِ اندیشۀ اصلاح دینی لازم است.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 مقدماتی دربارۀ امکان یا عدم امکانِ فدرالیسم در حقوقِ اساسی و اندیشۀ سیاسی ایران
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی
مقدمه
فدرالیسم به عنوان یک روشِ ادارۀ کشور چه نسبتی با حقوق اساسی و اندیشۀ سیاسی ایرانی برقرار میکند؟ آیا پیشینهای از فدرالیسم در تاریخ ایران وجود دارد؟
این پرسشها از این رو مهم است که گاه برخی اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی، همچون اصل پانزدهم، به روشی خوانده میشود که راه فدرالیسم (فرهنگی) را باز کند. یا برخی سوابقِ تاریخی همچون دورۀ اشکانیان یا هزارۀ اول پس از ورود اسلام، دورههای خوانده میشود که کشور به صورت فدرالی اداره میشد. به نظر میرسد نه تاریخ و نه اندیشۀ سیاسی ایران (قبل و بعد از اسلام) و نه حقوق اساسی، نسبتی با فدرالیسم برقرار نمیکند.
اساساً فدرالیسم، روشی اروپایی است و ریشههای محکمی در تاریخِ آن دیار دارد. برای ارزیابی این فرض در این مقاله نخست به یکی از ریشههای فدرالیسم در غرب پرداخته میشود. در ادامه مختصری از اندیشۀ سیاسی ایرانی در ارتباط با فدرالیسم بازگو میشود و در نهایت نسبتِ اصولِ مربوط به نحوۀ اداره کشور در قانون اساسی جمهوری اسلامی را با فدرالیسم بررسی میکنیم.
ریشههای دینی فدرالیسم در اروپا
در فرهنگ عمید، فدرالیسم چنین معنی شده است: نظامی سیاسی که بر طبق آن یک مملکت از اتحادِ ایالات مستقل تشکیل میشود. به نظر می رسد این معنی بهترین معنی و تعریف فدرالیسم باشد. فدرالیسم از اتحاد ایالتها به دلایلِ تاریخی و سیاسی تشکیل میشود. بنابراین برعکس کردن آن، یعنی تبدیل کشوری متحد به کشوری فدرال را نمیتوان فدرالیسم نامید.
فدرالیسم در تاریخِ اروپا ریشههای محکمی در فئودالیسم و اندیشۀ اصلاح دینی داشت. در اینجا به مبانی اندیشگی آن میپردازیم تا مشخص شود، فدرالیسم، صرفاً یک انتخاب نیست؛ یک فرایند تاریخی بوده و انتخاب آن مبانی ناگزیری داشته است.
برای شناختِ نقش اندیشۀ اصلاح دینی در بنیان گرفتن فدرالیسم، بررسی تحولاتِ اندیشۀ اصلاح دینی لازم است.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 مقدماتی دربارۀ امکان یا عدم امکانِ فدرالیسم در حقوقِ اساسی و اندیشۀ سیاسی ایران ✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی مقدمه فدرالیسم به عنوان یک روشِ ادارۀ کشور چه نسبتی با حقوق اساسی و اندیشۀ سیاسی ایرانی برقرار میکند؟ آیا پیشینهای از فدرالیسم…
👍24
🔴 واکنشها به اظهارنظر خلاف منافع ملیِ محمدرضا عارف، معاون نخست رئیسجمهور
✍️ رضا کدخدازاده دانشآموختۀ علوم سیاسی و کنشگر مدنی در صفحۀ مجازی خود نوشت:
امروز «اصلاحطلبان صندوقی» خود را عامل تکهپارهکردن ایران، با تئوریهای گورباچفیستی کردهاند. در حال حاضر، برای تمامیت ارضی ایران هیچ فرد و جریانی خطرناکتر از اینها وجود ندارد. اما در اینکه برای پیشبرد این خیال خام و شوم، از محمد خاتمی به محمد عارف یا همان پدرِ ژن خوب - این مُغَفّلترین سیاستمدار تاریخ ایران - رسیدهاند، نکتهها نهفته است! قسم میخورم به این زبانبسته بگویید ده دقیقه دربارۀ فدرالیسم سخن بگوید، دقیقۀ دوم به مانند رئیسش به تتهپته میافتد و حضّار ناچار به صلوات فرستادن میشوند که رسوایی از حد نگذرد!
القصه اینگونه اظهارنظرها به نوعی اعلان ورشکستگی است. اینها را باید در کنار ناتوانی در تأمین انرژی و قطعی برق و امثالهم قرار داد. در واقع نشان از استیصال در مدیریت کشوری پهناور دارد که چون کفگیر به ته دیگ خورده، نه پولی برای ادارۀ مُسَکِّنگونۀ کشور در بساط مانده و نه پولی برای باج دادن به رفقای اختلاسگرشان در «آن بالابالاها» که کاری به کار اینها نداشته باشند. برای همین هم است که چند ماهی خبری از اختلاس به گوش نمیخورَد!
در نتیجه، آقایانِ روزنهگشا برای ماندن در قطار قدرت، ایدۀ تکهپاره کردن کشور پیشه کردهاند تا هر طور شده در گوشهای حتی بسیار کوچک از این کشور، ذیقدرت بمانند. تو گویی در مرحلۀ بعدی خواهند گفت به ما فقط یک شهر قُم را بدهید که برای خودمان با خیال «امالقرای اسلام»بودن خوش باشیم، بقیهاش کلاً مال شما!
البته که زهی خیال باطل. کسر شدنِ یک وجب از خاک این سرزمین - از هر کجایش- را با خود به گورستان خواهید برد. هم به گورستان تاریخ و هم به گورستان ناشناشِ جسد خودتان؛ که گویی از اول اصلاً نبودهاید!
___
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل هم در توییتی نوشت:
مظلوم ملت ایران که گرفتار شما ابالهه شده؛ در جوانی عربده کشیدید و امروز سودای تجزیۀ کشور با شعار فدرالیسم دارید. در شرایطی که مجلس، خوارترین نهاد شده پارلمان استانی چه دستاوردی خواهد داشت؟ تا کشور را تجزیه نکردید، دست بردار نخواهید بود چرا که نفرت از ایران بنیان وجودیتان است.
🔴 پینوشت یک:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کلِّ محتوای آن نیست.
🔴 پینوشت دو:
۱) اظهارنظر محمدرضا عارف در ۶ آذر ۱۳۹۸ خورشیدی
۲) اظهارنظر محمدرضا عارف در ۵ دی ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 واکنشها به اظهارنظر خلاف منافع ملیِ محمدرضا عارف، معاون نخست رئیسجمهور
✍️ رضا کدخدازاده دانشآموختۀ علوم سیاسی و کنشگر مدنی در صفحۀ مجازی خود نوشت:
امروز «اصلاحطلبان صندوقی» خود را عامل تکهپارهکردن ایران، با تئوریهای گورباچفیستی کردهاند. در حال حاضر، برای تمامیت ارضی ایران هیچ فرد و جریانی خطرناکتر از اینها وجود ندارد. اما در اینکه برای پیشبرد این خیال خام و شوم، از محمد خاتمی به محمد عارف یا همان پدرِ ژن خوب - این مُغَفّلترین سیاستمدار تاریخ ایران - رسیدهاند، نکتهها نهفته است! قسم میخورم به این زبانبسته بگویید ده دقیقه دربارۀ فدرالیسم سخن بگوید، دقیقۀ دوم به مانند رئیسش به تتهپته میافتد و حضّار ناچار به صلوات فرستادن میشوند که رسوایی از حد نگذرد!
القصه اینگونه اظهارنظرها به نوعی اعلان ورشکستگی است. اینها را باید در کنار ناتوانی در تأمین انرژی و قطعی برق و امثالهم قرار داد. در واقع نشان از استیصال در مدیریت کشوری پهناور دارد که چون کفگیر به ته دیگ خورده، نه پولی برای ادارۀ مُسَکِّنگونۀ کشور در بساط مانده و نه پولی برای باج دادن به رفقای اختلاسگرشان در «آن بالابالاها» که کاری به کار اینها نداشته باشند. برای همین هم است که چند ماهی خبری از اختلاس به گوش نمیخورَد!
در نتیجه، آقایانِ روزنهگشا برای ماندن در قطار قدرت، ایدۀ تکهپاره کردن کشور پیشه کردهاند تا هر طور شده در گوشهای حتی بسیار کوچک از این کشور، ذیقدرت بمانند. تو گویی در مرحلۀ بعدی خواهند گفت به ما فقط یک شهر قُم را بدهید که برای خودمان با خیال «امالقرای اسلام»بودن خوش باشیم، بقیهاش کلاً مال شما!
البته که زهی خیال باطل. کسر شدنِ یک وجب از خاک این سرزمین - از هر کجایش- را با خود به گورستان خواهید برد. هم به گورستان تاریخ و هم به گورستان ناشناشِ جسد خودتان؛ که گویی از اول اصلاً نبودهاید!
___
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل هم در توییتی نوشت:
مظلوم ملت ایران که گرفتار شما ابالهه شده؛ در جوانی عربده کشیدید و امروز سودای تجزیۀ کشور با شعار فدرالیسم دارید. در شرایطی که مجلس، خوارترین نهاد شده پارلمان استانی چه دستاوردی خواهد داشت؟ تا کشور را تجزیه نکردید، دست بردار نخواهید بود چرا که نفرت از ایران بنیان وجودیتان است.
🔴 پینوشت یک:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کلِّ محتوای آن نیست.
🔴 پینوشت دو:
۱) اظهارنظر محمدرضا عارف در ۶ آذر ۱۳۹۸ خورشیدی
۲) اظهارنظر محمدرضا عارف در ۵ دی ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍54👎2
🔴 چه کسی را دشمن گرفتهایم؟!
✍️ یدالله کریمیپور
این تصویر، تراکم هواپیماهای در حال پرواز و همزمان در آسمان دیشب (۲۴ دسامبر) آمریکا را نشان میدهد؛ یعنی پروازهای شب کریسمس.
خوب بنگریم!
درک و باور کردن این که ارزش ارزی آنچه فقط در این شب در آسمان ایالاتمتحده در حال پرواز است، دستکم بیشتر از ۱۷ برابر بودجۀ عمومی سال مالی ۱۴۰۳ جمهوری اسلامی ایران (بودجه دولت) است، برای رهبران و مدیران جمهوری اسلامی سخت و دشوار و شاید ناممکن بنماید.
خدا رحمت کند تیزبینی قائممقام فراهانی دایر بر مقایسۀ قدرت اقتصادی ایران و روسیه پس از جنگهای ایران و روس و عواقب برپا کردن جنگ جدید از سوی محمدشاه را که جنگیدن بدون قدرت اقتصادی، تنها منجر به تضعیف بیشتر و بیشتر است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 چه کسی را دشمن گرفتهایم؟!
✍️ یدالله کریمیپور
این تصویر، تراکم هواپیماهای در حال پرواز و همزمان در آسمان دیشب (۲۴ دسامبر) آمریکا را نشان میدهد؛ یعنی پروازهای شب کریسمس.
خوب بنگریم!
درک و باور کردن این که ارزش ارزی آنچه فقط در این شب در آسمان ایالاتمتحده در حال پرواز است، دستکم بیشتر از ۱۷ برابر بودجۀ عمومی سال مالی ۱۴۰۳ جمهوری اسلامی ایران (بودجه دولت) است، برای رهبران و مدیران جمهوری اسلامی سخت و دشوار و شاید ناممکن بنماید.
خدا رحمت کند تیزبینی قائممقام فراهانی دایر بر مقایسۀ قدرت اقتصادی ایران و روسیه پس از جنگهای ایران و روس و عواقب برپا کردن جنگ جدید از سوی محمدشاه را که جنگیدن بدون قدرت اقتصادی، تنها منجر به تضعیف بیشتر و بیشتر است.
@IranDel_Channel
💢
👍41
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پاسخ ستّارخان، سردارِ ملّی ایران به سرکنسول روسیه:
«من میخواهم هفت دولت، زیر سایۀ بیرقِ ایران باشد.»
✍️ جواد رنجبر درخشیلر ، دکترای علوم سیاسی در توییتی نوشت:
ستارخان سرمایۀ ملّی ایران است. شخصیت بینظیری است که مشروطه را از ایدۀ تجدّد به کُنشِ سیاسی - نظامی برکشید.
تخریبِ شخصیتِ ستّارخان، خیانت به سرمایۀ ملی است؛ انگار کسی تخت جمشید را تخریب کند یا شاهنامه را.
ستارخان خونی است جاری در رگِ ملّت.
تحریفِ ستارخان، کُشتنِ روحِ ملّی است.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
«من میخواهم هفت دولت، زیر سایۀ بیرقِ ایران باشد.»
✍️ جواد رنجبر درخشیلر ، دکترای علوم سیاسی در توییتی نوشت:
ستارخان سرمایۀ ملّی ایران است. شخصیت بینظیری است که مشروطه را از ایدۀ تجدّد به کُنشِ سیاسی - نظامی برکشید.
تخریبِ شخصیتِ ستّارخان، خیانت به سرمایۀ ملی است؛ انگار کسی تخت جمشید را تخریب کند یا شاهنامه را.
ستارخان خونی است جاری در رگِ ملّت.
تحریفِ ستارخان، کُشتنِ روحِ ملّی است.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
👍54👎2
🔴 بیانیهی کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران در واکنش به سخنان معاون اول ریاست جمهوری
✍️ کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران
چندی پیش کانونِ ایرانشناسی دانشگاه تهران در بیانیهای واکنش و نگرانی خود را نسبت به دیدار خبرنگاری با سابقهی مشخصِ فعالیتهای ضدِّ ملّی نشان داد. امروز که نزدیک به چهارماه از عمر دولت چهاردهم گذشته است، فعالیتهای مختلفی اعم از دیدار با بعضی افراد معلومالحال دیگر در دولت و به ویژه نهاد ریاست جمهوری انجام شده که این گفتهی بیانیهی پیشین را بیش از پیش اثبات میکند؛ در صورت ادامهی این ماجراجوییهای قومگرایانهی دولت چهاردهم، پس از چهار سال این دولت بیش از هر دولت دیگری به ایران آسیب خواهد زد.
جدیدترین برگ این دفتر فلاکتبار برای ایران، این مرز پرگهر، سخنان معاون اول ریاست جمهوری در شورای عالی اداری ناظر به اختیارات استانداران و نهادهای غیر متمرکز است. این سخنان معاون اول کاملا نشأت گرفته از آبشخوری فکری به نام ایدهی فدرالیسم برای ایران است که هیچگونه سنخیتی با تاریخ و هویت ایران، همچنین منافع ملی و یکپارچگی سرزمینی ایران ندارد. برای بار چندم تأکید میکنیم که ایرانیان سالهاست که ملتی واحد هستند و در این ملت واحد تکثرات مختلف اعم از زن و مرد، قومیتها و گروههای زبانی متفاوت به رسمیت شناخته میشوند این ایدههای فدرالیستی کاملاً بذر منحوسی را برای تجزیه و تکهتکه شدن تمامیت ایران در آینده خواهد کاشت که به یقین همچون سابقهی تاریخ ایران، این خود ایران و هویت ملی ما خواهد بود که آن را تبدیل به خاکستر میکند و روی سیاه را به بانیان آن وا میگذارد. همچنین در حمایت از این ایده همواره از عنصری به عنوان چابکی اداری و تمرکززدایی اداری استفاده میشود که دقیقاً مصداق آدرس غلط دادن است. چابکی اداری ربطی به فدرالیسم ندارد و تمرکززدایی اداری نیز لزوماً به کارآمدی اداری منجر نخواهد شد. تجربهی این موضوع را میتوان در پیامدهای ایدهی شوراهای شهر در دولت سید محمد خاتمی دید. شوراهای شهر نیز مصداقی برای تمرکززدایی اداری بودند اما هیچ نتیجهای جز فساد بیشتر و پیچیدهتر شدن دستگاه اداری کشور نداشتند و این موضوع را بیش از هر کسی مردم گرانقدر ایران در سراسر کشور و دورترین شهرها میدانند.
آن به اصطلاح کارشناسان علوم اداری که چنین پیشنهادهایی میدهند اولاً اقتضائات سیاسی و وضعیت حساس فعلی ایران را در نظر نمیگیرند و دوماً به هویت و تاریخ ایران وقوف ندارند و با استفاده از تجربیات غیر مرتبط دنیا در کشورهای متفاوتی مثل ایالات متحدهی آمریکا که تاریخ متفاوتی از ایران دارند، مسئله را اشتباه میگیرند و نسخهی اشتباه میدهند.
اطلاعات موثق اثبات میکند که حضور افراد و گروهی مشخص با عقیدهای مشخص و به صورت کاملاً هدفمند در نهاد ریاست جمهوری مسبب این موضوعات است و در همین ابتدای کار دولت باید جلوی این گروه گرفته شود و تصفیهی گروه مزبور که رد آنها در ملاقاتهای رئیسجمهور با عناصر معلومالحال موجود است تنها راه حل این موضوع است وگرنه ادامهی این روند چهارماهه برای چهارسال را نمیتوان تصور کرد که سرچشمه شاید گرفتن به بیل، چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل.
دولت چهاردهم اما اکنون در وضعیتی که باید تمرکز خود را صرف وعدههای عمل نشده در رابطه با بحرانهای بزرگ انرژی، فیلترینگ، حجاب اجباری، تحریم و سرمایهی اجتماعی پایین خود کند، مشغول ماجراجوییهایی قومگرایانه است. دوباره تأکید میشود که سخنان آن به اصطلاح کارشناسان در ارتباط با چابکی اداری و نسبت آن با فدرالیسم آدرس غلط دادن است و ادامهی فعالیتهای ماجراجویانهی قومگرایانه در چهارماه اخیر باعث میشود که در پایان چهارسال این دولت بیش از هر دولتی به ایران آسیب بزند.
@IranDel_Channel
💢
🔴 بیانیهی کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران در واکنش به سخنان معاون اول ریاست جمهوری
✍️ کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران
چندی پیش کانونِ ایرانشناسی دانشگاه تهران در بیانیهای واکنش و نگرانی خود را نسبت به دیدار خبرنگاری با سابقهی مشخصِ فعالیتهای ضدِّ ملّی نشان داد. امروز که نزدیک به چهارماه از عمر دولت چهاردهم گذشته است، فعالیتهای مختلفی اعم از دیدار با بعضی افراد معلومالحال دیگر در دولت و به ویژه نهاد ریاست جمهوری انجام شده که این گفتهی بیانیهی پیشین را بیش از پیش اثبات میکند؛ در صورت ادامهی این ماجراجوییهای قومگرایانهی دولت چهاردهم، پس از چهار سال این دولت بیش از هر دولت دیگری به ایران آسیب خواهد زد.
جدیدترین برگ این دفتر فلاکتبار برای ایران، این مرز پرگهر، سخنان معاون اول ریاست جمهوری در شورای عالی اداری ناظر به اختیارات استانداران و نهادهای غیر متمرکز است. این سخنان معاون اول کاملا نشأت گرفته از آبشخوری فکری به نام ایدهی فدرالیسم برای ایران است که هیچگونه سنخیتی با تاریخ و هویت ایران، همچنین منافع ملی و یکپارچگی سرزمینی ایران ندارد. برای بار چندم تأکید میکنیم که ایرانیان سالهاست که ملتی واحد هستند و در این ملت واحد تکثرات مختلف اعم از زن و مرد، قومیتها و گروههای زبانی متفاوت به رسمیت شناخته میشوند این ایدههای فدرالیستی کاملاً بذر منحوسی را برای تجزیه و تکهتکه شدن تمامیت ایران در آینده خواهد کاشت که به یقین همچون سابقهی تاریخ ایران، این خود ایران و هویت ملی ما خواهد بود که آن را تبدیل به خاکستر میکند و روی سیاه را به بانیان آن وا میگذارد. همچنین در حمایت از این ایده همواره از عنصری به عنوان چابکی اداری و تمرکززدایی اداری استفاده میشود که دقیقاً مصداق آدرس غلط دادن است. چابکی اداری ربطی به فدرالیسم ندارد و تمرکززدایی اداری نیز لزوماً به کارآمدی اداری منجر نخواهد شد. تجربهی این موضوع را میتوان در پیامدهای ایدهی شوراهای شهر در دولت سید محمد خاتمی دید. شوراهای شهر نیز مصداقی برای تمرکززدایی اداری بودند اما هیچ نتیجهای جز فساد بیشتر و پیچیدهتر شدن دستگاه اداری کشور نداشتند و این موضوع را بیش از هر کسی مردم گرانقدر ایران در سراسر کشور و دورترین شهرها میدانند.
آن به اصطلاح کارشناسان علوم اداری که چنین پیشنهادهایی میدهند اولاً اقتضائات سیاسی و وضعیت حساس فعلی ایران را در نظر نمیگیرند و دوماً به هویت و تاریخ ایران وقوف ندارند و با استفاده از تجربیات غیر مرتبط دنیا در کشورهای متفاوتی مثل ایالات متحدهی آمریکا که تاریخ متفاوتی از ایران دارند، مسئله را اشتباه میگیرند و نسخهی اشتباه میدهند.
اطلاعات موثق اثبات میکند که حضور افراد و گروهی مشخص با عقیدهای مشخص و به صورت کاملاً هدفمند در نهاد ریاست جمهوری مسبب این موضوعات است و در همین ابتدای کار دولت باید جلوی این گروه گرفته شود و تصفیهی گروه مزبور که رد آنها در ملاقاتهای رئیسجمهور با عناصر معلومالحال موجود است تنها راه حل این موضوع است وگرنه ادامهی این روند چهارماهه برای چهارسال را نمیتوان تصور کرد که سرچشمه شاید گرفتن به بیل، چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل.
دولت چهاردهم اما اکنون در وضعیتی که باید تمرکز خود را صرف وعدههای عمل نشده در رابطه با بحرانهای بزرگ انرژی، فیلترینگ، حجاب اجباری، تحریم و سرمایهی اجتماعی پایین خود کند، مشغول ماجراجوییهایی قومگرایانه است. دوباره تأکید میشود که سخنان آن به اصطلاح کارشناسان در ارتباط با چابکی اداری و نسبت آن با فدرالیسم آدرس غلط دادن است و ادامهی فعالیتهای ماجراجویانهی قومگرایانه در چهارماه اخیر باعث میشود که در پایان چهارسال این دولت بیش از هر دولتی به ایران آسیب بزند.
@IranDel_Channel
💢
👍64👎5
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 پندی از استاد بهرام بیضایی
✍️ مهدی تدینی
به مناسبتِ زادروز بهرام بیضایی این سخنرانی کمنظیرش را گوش دهید. (ویدئوی پیوست)
«بیضایی در این سخنرانی دو تقسیمبندی ارائه میدهد: «روشنفکران دورۀ بیداری» و «روشنفکران چپ». گروه اول کسانیاند که کوشیدند مفاخر این سرزمین را پیدا و زنده کنند ــ از جمله و به ویژه فردوسی و شاهنامهاش.
بیضایی با معیار قرار دادن شاهنامه، شرح میدهد روشنفکران چپ چگونه عناصر ملیت و هویتِ ایرانی را خوار میشُمردند. در واقع، چون امور ملی و فرهنگی ایرانی از سوی حاکمیت مطرح شده بود، روشنفکری چپ آنها را خوار میشُمرد. بیضایی مثالهایی از گلستان و شاملو و آلاحمد میآورد.
این خطای بزرگِ روشنفکری چپ بود که از سرِ ستیز با حاکمیت با «ایرانیت» هم رهِ ستیز جُست. چون حاکمیت برای اعتبار دادن به خود به امورِ ملی رجوع میکرد، اینان چشمبسته و کورکورانه و از لجِ حاکم، به عناصر ملی میتاختند. این آن آفتِ ایدئولوژیزدگی و سیاستزدگی است.
اگر هم قرار است ما درسی برای امروز بگیریم، همین است: اندیشۀ سیاسی در «سلب» نیست؛ بلکه در «ایجاب» است؛ در «نه» نیست، بلکه در «آری» است؛ یعنی اینکه ما چه چیز را «نمیخواهیم» مهم نیست، بلکه باید بدانیم و بگوییم چه چیز «میخواهیم».
وقتی ما بدانیم چه چیز میخواهیم، آنگاه دیگر مانند این دست، روشنفکران، کورکورانه عمل نمیکنیم. به همین دلیل است که برای کسی چون من، معیار و ملاک یک شخصیت و یک اندیشه این است که دقیقاً بگوید «چه میخواهد»؛ نه اینکه دیگران را با «چه نمیخواهد» به سیاهیلشکرِ کور و کَر خود بدل کند.»
@IranDel_Channel
💢
🔴 پندی از استاد بهرام بیضایی
✍️ مهدی تدینی
به مناسبتِ زادروز بهرام بیضایی این سخنرانی کمنظیرش را گوش دهید. (ویدئوی پیوست)
«بیضایی در این سخنرانی دو تقسیمبندی ارائه میدهد: «روشنفکران دورۀ بیداری» و «روشنفکران چپ». گروه اول کسانیاند که کوشیدند مفاخر این سرزمین را پیدا و زنده کنند ــ از جمله و به ویژه فردوسی و شاهنامهاش.
بیضایی با معیار قرار دادن شاهنامه، شرح میدهد روشنفکران چپ چگونه عناصر ملیت و هویتِ ایرانی را خوار میشُمردند. در واقع، چون امور ملی و فرهنگی ایرانی از سوی حاکمیت مطرح شده بود، روشنفکری چپ آنها را خوار میشُمرد. بیضایی مثالهایی از گلستان و شاملو و آلاحمد میآورد.
این خطای بزرگِ روشنفکری چپ بود که از سرِ ستیز با حاکمیت با «ایرانیت» هم رهِ ستیز جُست. چون حاکمیت برای اعتبار دادن به خود به امورِ ملی رجوع میکرد، اینان چشمبسته و کورکورانه و از لجِ حاکم، به عناصر ملی میتاختند. این آن آفتِ ایدئولوژیزدگی و سیاستزدگی است.
اگر هم قرار است ما درسی برای امروز بگیریم، همین است: اندیشۀ سیاسی در «سلب» نیست؛ بلکه در «ایجاب» است؛ در «نه» نیست، بلکه در «آری» است؛ یعنی اینکه ما چه چیز را «نمیخواهیم» مهم نیست، بلکه باید بدانیم و بگوییم چه چیز «میخواهیم».
وقتی ما بدانیم چه چیز میخواهیم، آنگاه دیگر مانند این دست، روشنفکران، کورکورانه عمل نمیکنیم. به همین دلیل است که برای کسی چون من، معیار و ملاک یک شخصیت و یک اندیشه این است که دقیقاً بگوید «چه میخواهد»؛ نه اینکه دیگران را با «چه نمیخواهد» به سیاهیلشکرِ کور و کَر خود بدل کند.»
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
🎥 سخنرانی بهرام بیضایی، پیرامونِ
شاهنامه فردوسی، روشنفکری ایرانی و شاهرخ مسکوب
🔴 پنجم دی ماه، زادروز استاد بهرام بیضایی، کارگردان و نمایشنامهنویس نامدار ایرانی
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
شاهنامه فردوسی، روشنفکری ایرانی و شاهرخ مسکوب
🔴 پنجم دی ماه، زادروز استاد بهرام بیضایی، کارگردان و نمایشنامهنویس نامدار ایرانی
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍36
🔴 «مولا علی نخستین سوسیالیست جهان!»
✍️ مهدی تدینی
خسرو گلسرخی نام مهمی است، زیرا به گمانم او بهترین نمایندۀ انقلاب ۵۷ بود. اگر بخواهیم تجسم عینی انقلاب ۵۷ را در یک شخص متبلورشده ببینیم، آن شخص «خسرو گلسرخی» است. مناسبترین دریچه برای فهم انقلاب ۵۷ «دریچۀ ایدئولوژی» است. زیرا این انقلاب بدون ایدئولوژی هرگز به پیروزی نمیرسید. نقطۀ اوج آن ایدئولوژی را میتوان در سخنان گلسرخی دید؛ درست جایی که اسلام و مارکسیسم به شکلی بسیار تودهفهم و اسطورهپردازانه پیوند میخورد. همین ایدئولوژی اسطورهمحور و اسطورهپرور بود که نیروی مردمی عظیمی را ایجاد کرد و انقلاب را رقم زد.
کمی به عقبتر برویم: گلسرخی در تیر ماه ۱۳۵۰ در شمارۀ ۷۴ نشریۀ «نگین» مطلبی نوشت با عنوان «شعر در شبهجزیرۀ روشنفکری». این نوشتار او دربارۀ شعر است، اما سطر سطر آن از نوعی «سیاست هنریِ» ایدئولوژیک حکایت دارد و طعم تند مارکسیستی آن با تأکید بر مفهوم «تاریخ» مشخص میشود. گلسرخی میگوید شاعر باید بفهمد «در کجای تاریخ ایستاده» است. در نقد شاعران میگوید: «شاعر را جذبههای آرامش و رفاه بلعیده»؛ «شاعر جا خالی کرده است، او گوشهنشین، حاشیهپرداز و منزوی شده، به متلاشی کردن نقش تاریخی شاعر و حقیقت شعر نشسته است.»
گلسرخی درست همین فردی است که در این چند سطر دیدیم. او شاعری است که از رسالت تاریخی میگوید و در دادگاهش نیز دقیقاً از «جایگاه تاریخی» خود سخن میگوید و این جایگاه را نیز با نظریاتی مارکسیستی و با ارجاع به اسطورههای دینی تعریف میکند.
او در دادگاه میگوید:
«ان الحیاه عقیده والجهاد. سخنم را با گفتهای از مولا حسین، شهید بزرگ خلقهای خاورمیانه آغاز میکنم. من که یک مارکسیست لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم.
من در این دادگاه برای جانم چانه نمیزنم، و حتی برای عمرم. من قطرهای ناچیز از عظمت، از حرمان خلقهای مبارز ایران هستم... از اسلام سخنم را آغاز کردم. اسلام حقیقی در ایران همواره دِین خود را به جنبشهای رهاییبخش ایران پرداخته است... هنگامی که مارکس میگوید: «در یک جامعه طبقاتی، ثروت در سویی انباشته میشود و فقر و گرسنگی و فلاکت در سوی دیگر، در حالی که مولد ثروت طبقه محروم است» و مولا علی میگوید: «قصری بر پا نمیشود، مگر آنکه هزاران نفر فقیر گردند»، نزدیکیهای بسیاری وجود دارد. چنین است که میتوان در این لحظه از تاریخ، از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد... زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلقهای محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه میشویم. او در اقلیت بود و یزید، بارگاه، قشون، حکومت، قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند یزید گوشهای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه را که خلقها تکرار کردند و میکنند، راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است و ما نیز چنین اسلامی را، اسلام حسینی و اسلام مولا علی را تأیید میکنیم.» (پایان نقلقول)
گلسرخی دائم از امپریالیسم و استعمار و آمریکا و «دشمنِ نامرئی» سخن میگوید و هر چه میگوید ایدههای مارکسیستی است، اما هم با مهارت ادبی این دیدگاهها را به امامان شیعه پیوند میدهد تا عمقی بیانتها در دل و ذهن شنونده داشته باشد و هم خوب میداند چطور از «نظام آباد»؛ «میدان شوش»، «دروازه غار»، «و پل امامزاده معصوم» شاهد آورد. او و دانشیان در نهایت از این دادگاه علنی استفاده میکنند تا به جای دفاع از خود تندترین و رادیکالترین بیانیههای مارکسیستی و لنینیستی را علیه حکومت قرائت کنند. اما گلسرخی همزمان خود را در جایگاه حسین (ع) مینهد و طبعاً رقیبش را در جایگاه یزید. نکتۀ اصلی نیز در همینجاست! این همان «آمیزهای است که اکسیر انقلاب ۵۷» بود. اسطورههای دینی از ژرفای تاریخ با نظریۀ سیاسیِ مدرنِ مارکسیسم میآمیزد و ادبیاتی مبارزهجویانه را ایجاد میکند که نیروی انفجاری بیحدی داشت.
در پیوست همین نوشتار دفاعیۀ کامل گلسرخی را میتوانید ببینند.
#مستند
@IranDel_Channel
💢
🔴 «مولا علی نخستین سوسیالیست جهان!»
✍️ مهدی تدینی
خسرو گلسرخی نام مهمی است، زیرا به گمانم او بهترین نمایندۀ انقلاب ۵۷ بود. اگر بخواهیم تجسم عینی انقلاب ۵۷ را در یک شخص متبلورشده ببینیم، آن شخص «خسرو گلسرخی» است. مناسبترین دریچه برای فهم انقلاب ۵۷ «دریچۀ ایدئولوژی» است. زیرا این انقلاب بدون ایدئولوژی هرگز به پیروزی نمیرسید. نقطۀ اوج آن ایدئولوژی را میتوان در سخنان گلسرخی دید؛ درست جایی که اسلام و مارکسیسم به شکلی بسیار تودهفهم و اسطورهپردازانه پیوند میخورد. همین ایدئولوژی اسطورهمحور و اسطورهپرور بود که نیروی مردمی عظیمی را ایجاد کرد و انقلاب را رقم زد.
کمی به عقبتر برویم: گلسرخی در تیر ماه ۱۳۵۰ در شمارۀ ۷۴ نشریۀ «نگین» مطلبی نوشت با عنوان «شعر در شبهجزیرۀ روشنفکری». این نوشتار او دربارۀ شعر است، اما سطر سطر آن از نوعی «سیاست هنریِ» ایدئولوژیک حکایت دارد و طعم تند مارکسیستی آن با تأکید بر مفهوم «تاریخ» مشخص میشود. گلسرخی میگوید شاعر باید بفهمد «در کجای تاریخ ایستاده» است. در نقد شاعران میگوید: «شاعر را جذبههای آرامش و رفاه بلعیده»؛ «شاعر جا خالی کرده است، او گوشهنشین، حاشیهپرداز و منزوی شده، به متلاشی کردن نقش تاریخی شاعر و حقیقت شعر نشسته است.»
گلسرخی درست همین فردی است که در این چند سطر دیدیم. او شاعری است که از رسالت تاریخی میگوید و در دادگاهش نیز دقیقاً از «جایگاه تاریخی» خود سخن میگوید و این جایگاه را نیز با نظریاتی مارکسیستی و با ارجاع به اسطورههای دینی تعریف میکند.
او در دادگاه میگوید:
«ان الحیاه عقیده والجهاد. سخنم را با گفتهای از مولا حسین، شهید بزرگ خلقهای خاورمیانه آغاز میکنم. من که یک مارکسیست لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم.
من در این دادگاه برای جانم چانه نمیزنم، و حتی برای عمرم. من قطرهای ناچیز از عظمت، از حرمان خلقهای مبارز ایران هستم... از اسلام سخنم را آغاز کردم. اسلام حقیقی در ایران همواره دِین خود را به جنبشهای رهاییبخش ایران پرداخته است... هنگامی که مارکس میگوید: «در یک جامعه طبقاتی، ثروت در سویی انباشته میشود و فقر و گرسنگی و فلاکت در سوی دیگر، در حالی که مولد ثروت طبقه محروم است» و مولا علی میگوید: «قصری بر پا نمیشود، مگر آنکه هزاران نفر فقیر گردند»، نزدیکیهای بسیاری وجود دارد. چنین است که میتوان در این لحظه از تاریخ، از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد... زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلقهای محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه میشویم. او در اقلیت بود و یزید، بارگاه، قشون، حکومت، قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند یزید گوشهای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه را که خلقها تکرار کردند و میکنند، راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است و ما نیز چنین اسلامی را، اسلام حسینی و اسلام مولا علی را تأیید میکنیم.» (پایان نقلقول)
گلسرخی دائم از امپریالیسم و استعمار و آمریکا و «دشمنِ نامرئی» سخن میگوید و هر چه میگوید ایدههای مارکسیستی است، اما هم با مهارت ادبی این دیدگاهها را به امامان شیعه پیوند میدهد تا عمقی بیانتها در دل و ذهن شنونده داشته باشد و هم خوب میداند چطور از «نظام آباد»؛ «میدان شوش»، «دروازه غار»، «و پل امامزاده معصوم» شاهد آورد. او و دانشیان در نهایت از این دادگاه علنی استفاده میکنند تا به جای دفاع از خود تندترین و رادیکالترین بیانیههای مارکسیستی و لنینیستی را علیه حکومت قرائت کنند. اما گلسرخی همزمان خود را در جایگاه حسین (ع) مینهد و طبعاً رقیبش را در جایگاه یزید. نکتۀ اصلی نیز در همینجاست! این همان «آمیزهای است که اکسیر انقلاب ۵۷» بود. اسطورههای دینی از ژرفای تاریخ با نظریۀ سیاسیِ مدرنِ مارکسیسم میآمیزد و ادبیاتی مبارزهجویانه را ایجاد میکند که نیروی انفجاری بیحدی داشت.
در پیوست همین نوشتار دفاعیۀ کامل گلسرخی را میتوانید ببینند.
#مستند
@IranDel_Channel
💢
👍21👎3
🔴 گروه مطالعات ورارود کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران برگزار میکند:
نخستین نشست از سلسله نشستهای گفتارهایی در باب ورارود
«نگاهی تاریخی و فرهنگی به سرزمین ورارود»
آیین گشایش گروه مطالعات ورارود در دانشگاه تهران
محورهای نشست:
منصور صفتگل
علیاشرف مجتهد شبستری
اکبر ولیزاده
حبیبالله فاضلی کرمانشاهی
دبیر نشست: علی افسری
زمان:
دوشنبه ۱۰ دیماه ۱۴۰۳ خودشیدی، ساعت ۱۰ الی ۱۲
مکان:
دانشگاه تهران، دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی، سالن دکتر عنایت
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
نخستین نشست از سلسله نشستهای گفتارهایی در باب ورارود
«نگاهی تاریخی و فرهنگی به سرزمین ورارود»
آیین گشایش گروه مطالعات ورارود در دانشگاه تهران
محورهای نشست:
منصور صفتگل
بازاندیشی پژوهشهای تاریخی ورارودشناسی
علیاشرف مجتهد شبستری
فرصتها و چالشهای ایران در حوزه ورارود
اکبر ولیزاده
سیسال حضور در ورارود؛ نقد و بررسی سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی
حبیبالله فاضلی کرمانشاهی
ایران فرهنگی و ورارود؛ جایگاه ورارود در حوزه تمدنی ایران فرهنگی
دبیر نشست: علی افسری
زمان:
دوشنبه ۱۰ دیماه ۱۴۰۳ خودشیدی، ساعت ۱۰ الی ۱۲
مکان:
دانشگاه تهران، دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی، سالن دکتر عنایت
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍18